فهرست مطالب

Reproductive BioMedicine - Volume:17 Issue: 10, 2019
  • Volume:17 Issue: 10, 2019
  • تاریخ انتشار: 1398/07/09
  • تعداد عناوین: 8
|
  • شایسته حاجی زاده* صفحات 685-708
    مقدمه

    زنان حامله و نوزادان در ریسک کمبود ویتامین D (VDD) می باشند. همچنین عوارض بهداشت ضعیف در زنان حامله با VDD در مقالات چاپ شده گزارش شده است.

    هدف

    هدف این مطالعه مروری سیستماتیک برآورد شیوع کمبود ویتامین D و عوارض جانبی مرتبط با آن در زنان حامله و نوزادان آنها در خاورمیانه می باشد.

    موارد و روش ها

    از بانک های اطلاعاتی بین المللی Pubmed و Scopus برای سال های 2017-2000 جهت بررسی مطالعات در مورد وضعیت ویتامین D در زنان حامله و نوزادان در خاورمیانه استفاده شد. از 1785 مقاله یافت شده، 1734 مورد شامل معیارهای خروج شده و 51 مورد در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفتند.

    نتایج

    شیوع میزان 25-هیدروکسی ویتامین D (25(OH)D) زیر nmol/L 50 به عنوان یک نشانگر وضعیت ویتامین D در زنان حامله و نوزادان آنها بین %98-5/24 و %100-22 به ترتیب بود. شیوع (25(OH)D) زیر nmol/L 25 در زنان حامله و نوزادان آنها بین %80-7/16 و %82-22 به ترتیب بود. پیش گویی کننده ها برای کاهش غلظت (25(OH)D) در مادران و نوزادان شامل کاهش سنتز ویتامین D بر اثر کاهش در معرض تابش آفتاب بودن و کاهش دریافت غذایی ویتامین D می باشد. یک پیش گویی کننده کاهش (25(OH)D) نوزادان شامل وضعیت ویتامین D مادران و ارتباط بین غلظت ویتامین D در خون مادران و بند ناف می باشد.

    نتیجه گیری

    شیوع بالای VDD در زنان حامله در خاورمیانه بیانگر لزوم یک برنامه ریزی ملی و استراتژی پیشگیری می باشد. یک سیاست مشخص برای پزشکان و فعالان حوزه بهداشت برای غربالگری میزان ویتامین D در زنان حامله و تامین مقدار کافی برای آنها مورد نیاز می باشد.

    کلیدواژگان: ویتامین D، بارداری، نوزادان، خون بند ناف، خاورمیانه
  • تتسوجی مینامی* صفحات 709-716
    مقدمه

    محلول کلوئید اپتیمال برای درمان سندرم تحریک شدن بیش از حد تخمدان (OHSS) هنوز مشخص نشده است.

    هدف

    هدف ما مقایسه کلوئید مصنوعی (Ac) با آلبومین انسانی (HA) برای درمان OHSS می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه کوهرت گذشته نگر، اطلاعات بیماران مبتلا به OHSS از یک بانک اطلاعاتی ملی بیماران در ژاپن جمع آوری شد. بیماران مایع داخل وریدی AC (156 نفر) یا HA (127 نفر) دریافت کردند. دو گروه از نظر مدت ماندگاری، بروز عوارض بعد درمان و جراحی نهایی مقایسه شدند.

    نتایج

    در آنالیز رگرسیون خطی مولتی واریانس برای مدت زمان ماندگاری log-transformed با رفرنس به بیماران مبتلا به OHSS دریافت کننده AC رگرسیون coefficient (95% confidence interval) در بیماران دریافت کننده HA به میزان 03/0 بود (42/0  p=،09/0-04/0-). ترومبوآمبولی در 2 نفر از گروه HA و 3 نفر از گروه AC مشاهده شد. 2 نفر از گروه HA مبتلا به نارسایی کلیه در بیمارستان بستری شدند. هیچ کدام از بیماران در دو گروه تحت جراحی نهایی قرار نگرفتند.

    نتیجه گیری

    نتایج حاصل نشان دهنده کارآیی قابل مقایسه بین AC و HA برای درمان OHSS بود. هیچ تفاوت معنی داری در عوارض بعد درمان بین دو گروه مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: سندرم تحریک شدن بیش از حد تخمدان، درمان، کلوئید، مدت اقامت
  • مالک سلیمانی مهرانجانی* صفحات 717-726
    مقدمه

    پارانونایل فنل (p-NP) یک آلاینده زیست محیطی است که می تواند رادیکال های آزاد را تولید و ویژگی های تولید مثلی را مختل کند. عصاره چای سبز (GTE) یک آنتی اکسیدان است که ممکن است اثرات زیان آور رادیکال های آزاد را مهار کند.

    هدف

    هدف از این مطالعه بررسی اثر عصاره چای سبز بر پارامترهای اسپرم و بافت بیضه در رت های تیمار شده با پارانونایل فنل بود.

    موارد و روش ها

    24 رت نر بالغ نژاد ویستار (20±215 گرم) به طور تصادفی به 4 گروه (6 n= در هر گروه) شامل کنترل، mg/kg/day) 200) mg/kg/day) p-NP 200 GTE (وp-NP+GTE  تقسیم شدند و به مدت 56 روز تیمار دهانی شدند. بیضه های سمت راست و اپیدیدیم سمت چپ برای بررسی پارامترهای مورد نظر استفاده گردید. علاوه بر این، غلظت مالون دی آلدئید سرم نیز محاسبه شد.

    نتایج

    کاهش معنی داری در تعداد، تحرک، قابلیت حیات و مورفولوژی اسپرم (001/0p<) در رت های تیمار شده با p-NP در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد. قطر لوله های سمی نفروس (001/0p<)، ضخامت اپیتلیوم زایشی (018/0 =p) حجم کل بیضه (009/0 =p) و حجم لوله های سمی نفروس (001/0p<) و وزن بیضه (017/0 =p) در گروه p-NP در مقایسه با سایر گروه ها کاهش یافت. علاوه بر این افزایش معنی داری در غلظت مالون دی آلدئید در گروه p-NP در مقایسه با کنترل دیده شد (043/0 =p). اکثر اثرات مخرب p-NP می تواند به دنبال مصرف GTE بهبود یابد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد GTE می تواند به عنوان یک آنتی اکسیدان قوی در مورد سمیت ناشی از p-NP مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: عصاره چای سبز، پارانونایل فنل، اسپرم، بیضه، رت
  • سیروس جلیلی* صفحات 727-738
    مقدمه

    نیتروزامین ها عامل سرطان زایی هستند و می توانند بر روی بعضی از پارامترهای تولید مثل مردان اثر نامطلوب داشته باشند. پنتوکسی فیلین یک مشتق از گزانتین است که به عنوان داروی مهارکننده فاکتورهای التهابی استفاده شود، ویسکوزیته خون را کاهش دهد، خون محیطی را بهبود می بخشد.

    هدف

    هدف از پژوهش حاضر ارزیابی اثرات پنتوکسی فیلین بر روی عوارض ناشی از دی متیل نیتروزامین بر پارامترهای تولید مثلی موش صحرایی نر بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، 48 سر موش صحرایی نر به طور تصادفی به 8 گروه تقسیم شدند: گروه شاهد نرمال و گروه کنترل دی متیل نیتروزامین (40 میلی گرم بر کیلوگرم)، گروه پنتوکسی فیلین (25، 50، 100 میلی گرم بر کیلوگرم) و گروه دی متیل نیتروزامین + پنتوکسی فیلین (25، 50، 100 میلی گرم بر کیلوگرم) تیمارها به صورت داخل صفاقی و گاواژ روزانه به مدت 28 روز انجام شد. پارامترهای اسپرم، شاخص اسپرماتوژنز، ظرفیت تام آنتی اکسیدان، سطح تستوسترون و قطر لوله های سمینی فروس بررسی شد.

    نتایج

    تمامی پارامترها در گروه کنترل دی متیل نیتروزامین به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل نرمال (001/0> p) کاهش یافت. همچنین، تمامی پارامترها در گروه های پنتوکسی فیلین و دی متیل نیتروزامین + پنتوکسی فیلین نسبت به گروه های دی متیل نیتروزامین در تمامی دوزها به طور معنا داری بهبود یافت   (001/0 >p).

    نتیجه گیری

    دی متیل نیتروزامین موجب اثرات مخربی روی پارامترهای تولید مثلی شد. هیچ گونه تغییر قابل ملاحظه در تیمار پنتوکسی فیلین در تمام دوز در مقایسه با گروه کنترل نرمال مشاهده نشد. پنتوکسی فیلین اثرات توکسیک دی متیل نیتروزامین روی پارامترهای تولید مثلی بهبود می بخشد.

    کلیدواژگان: دی متیل نیتروزامین، تولیدمثلی، پنتوکسی فیلین، موش صحرایی
  • فاطمه علیزاده* صفحات 739-748
    مقدمه

    غلظت لیپیدهای پلاسما در دوران بارداری به وضوح افزایش می یابد. مطابق برخی مطالعات، دیس لیپیدمی در بروز پره اکلامپسی و مقاومت به انسولین موثر بوده است.

    هدف

    این مطالعه با هدف تعیین و مقایسه ارتباط بین هیپرلیپیدمی با برخی پیامدهای مادری و نوزادی در زنان حامله بستری در بیمارستان الزهرا (س) رشت انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی زنان حامله در دو گروه هایپرلیپدمی و چربی خون نرمال از نظر پیامدهای مادری و نوزادی با هم مقایسه شدند. پیامدهای مادری شامل سن حاملگی، سن مادر، نمایه توده بدنی، دیابت بارداری، پره اکلامپسی، کلستازیس و نوع زایمان و پیامدهای نوزادی شامل وزن زمان تولد و نمره آپگار بود.

    نتایج

    نتایج نشان داد با افزایش سن حاملگی پروفایل لیپید غیر طبیعی بیشتر می گردد. زنان با هایپرلیپیدمی، سطح تری گلیسیرید، کلسترول و LDL افزایش یافته و HDL پایین داشتند. همچنین بروز دیابت حاملگی (001/0 p<)، پره اکلامپسی (001/0 p<)، کلستاز (041/0 =p)، محدودیت رشد جنین (001/0 p<) و ماکروزومی (001/0 p<) بطور معناداری در گروه هایپرلیپدمی بالاتر از گروه کنترل بود.

    نتیجه گیری

    مطالعه حاضر نشان دهنده ارتباط دیس لیپیدمی با برخی عوارض نامطلوب بارداری و جنینی بود. بنظر می رسد افزودن آزمایش پروفایل لیپیدی قبل از بارداری و طی مراقبت های پریناتال جهت تشخیص زود هنگام دیس لیپیدمی و کاهش عوارض مربوط به مادر می تواند موثر باشد.

    کلیدواژگان: دیس لیپیدمی، دیابت بارداری، پره اکلامپسی، ماکروزمی جنینی
  • سیده طاهره قاضی میرسعید* صفحات 749-756
    مقدمه

    40% از مشکلات ناباروری در میان زوج ها متعلق به مردها است که عمدتا به دلیل تولید کم اسپرم، ناقص بودن یا بی حرکتی اسپرم به وجود می آید. مجموعه شواهد نشانگر نقش احتمالی درمان با میواینوزیتول در بهبود مورفولوژی اسپرماتوزوا و القای باروری در مردان است.

    هدف

    هدف مطالعه حاضر تعیین تاثیر میواینوزیتول بر روی پارامتر های اسپرم و میزان باروری در افراد مبتلا به الیگو استنو اسپرمیا تحت درمان با IUI بود.

    مواد و روش ها

    این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده بود که بر روی افراد مبتلا به الیگو استنو اسپرمیا تحت درمان با IUI مراجعه کننده به بیمارستان شهید اکبر آبادی در سال 2016-2017 انجام شد. در این مطالعه بیماران به طور تصادفی به دو گروه نمونه الیگواستنواسپرمیا فاقد میواینوزیتول و نمونه الیگواستنو اسپرمیا همراه با میو اینوزیتول تقسیم شدند. در گروه اول هیچ مداخله ای نمی شوند و به اسپرم های گروه دوم 5/0 ML میواینوزیتول با غلظت mg/ml 2 اضافه گردید و به مدت 2 ساعت در انکوباتور 37 درجه انکوبه شدند. پس از انکوبه مجددا پارامترهای اسپرم به صورت blind بررسی و ثبت شد. سپس نمونه ی آماده شده با استفاده از کتتر مخصوص IUI به درون رحم تلقیح شد و بعد از 15 روز سطح β-HCG سرم به منظور بررسی بارداری کلینیکال سنجیده شدند.

    نتایج

    نتایج مطالعه نشان داد که در گروه مداخله؛ اگرچه قبل از پردازش با اینوزیتول تفاوت معنی داری از لحاظ خصوصیات اسپرم مثل حرکت اسپرم و غلظت آن وجود نداشت ولی طی روند پردازش با اینوزیتول افزایش معنی داری از لحاظ حرکتی در اسپرم ها مشاهده شد. همچنین، بهبود قابل توجهی در قدرت حرکت پیشرونده اسپرمی پس از استفاده از میواینوزیتول حاصل گردید. مهمتر اینکه تاثیر درمانی این روش در القای بارداری در مطالعه حاضر در 18% بیماران تحت درمان به تائید رسید که حدود دو برابر در افرادی بود که دارو دریافت نمی کردند.

    نتیجه گیری

    از نتایج مطالعه حاضر می توان نتیجه گرفت که استفاده از اینوزیتول کارایی لازم برای تغییر خصوصیات اسپرم برای افزایش شانس باروری را دارد.

    کلیدواژگان: میواینوزیتول، ناباروری، حرکت اسپرم، درمان ناباروری
  • سید علیرضا افشانی* صفحات 757-762
    مقدمه

    ارتقای بهزیستی روانشناختی زنان نابارور موضوعی مهم و اساسی است.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش شفقت به خود بر بهزیستی روانشناختی زنان نابارور اولیه انجام شده است.

    مواد و روش ها

    روش انجام این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش-آزمون، پس-آزمون با گروه کنترل و آزمایش بوده است. جامعه آماری این پژوهش تمام زنان نابارور اولیه مراجه کننده به پژوهشکده علوم تولید مثل یزد در سال 96-1395 بوده اندکه تعداد 32 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس به روش جایگزینی تصادفی در گروه های کنترل و ازمایش قرار گرفتند (هر گروه 16 نفر). ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف بوده است که ضریب پایایی آن 82/0 به دست آمد. برای آزمودن فرضیه های تحقیق از آزمون آماری تحلیل کوواریانس استفاده شد.

    نتایج

    تفاوت معنی داری بیان افزایش بهزیستی روانشناختی زنان نابارور بین گروه آزمایش و کنترل وجود داشت (001/0 >(p 72% از کواریانس نمرات پس آزمون ناشی از مداخله آموزشی بود. بنابراین آموزش شفقت به خود بر بهزیستی روانشناختی زنان نابارور اولیه تاثیر دارد و متغیر پیش آزمون با 2/94% اثر، معنی دار است.

    نتیجه گیری

    تجزیه و تحلیل فرضیه ها نشان داد آموزش شفقت به خود بر بهزیستی روانشناختی زنان نابارور اولیه موثر است.

    کلیدواژگان: روانشناختی، ناباروری، زنان
  • کمیل هوسیاز* صفحات 763-770
    مقدمه

    زنان با فنیل کتونوری (PKU) درمان نشده در ریسک بالای داشتن نوزادان با ناهنجاری های متعدد بر اثر عوارض تراتوژنیک افزایش فنل آلانین می باشند. اهداف درمانی شامل غلظت فنیل آلانین خون بین 120 تا 360 μmol/L می باشد. به هر حال شواهد محدودی برای مدیریت بیماران به ویژه زنان حامله مبتلا به PKU و همچنین پیش بینی میزان تحمل تغییرات فنیل آلانین در حین حاملگی وجود دارد.

    مورد

    در این گزارش یک مادر با PKU کلاسیک (p.R408W/p.R408W) و 2 مورد حاملگی با افزایش خفیف تحمل به فنیل آلانین (mg 347 و mg 227) علی رغم همکاری بسیار خوب با متخصص تغذیه گزارش می شود.

    نتیجه گیری

    این گزارش موردی نمی تواند تایید کننده این موضوع باشد که یک افزایش بسیار خفیف در تحمل به فنیل آلانین در حین حاملگی بیمار مبتلا به PKU می تواند به عنوان یک مارک عوارض PKU در جنین مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: فنیل کتونوری، مراقبت از بارداری، فنیل آلانین
|
  • Shayesteh Hajizadeh*, Judy Rankin Shary, Susan Gayle Reed, Carol Lynn Wagner Pages 685-708
    Background

    Pregnant women and newborns are at risk for vitamin D deficiency (VDD). Also, poor health outcomes for pregnant women with VDD are reported in the published literature.

    Objective

    The aim of this systematic review was to estimate the prevalence of hypovitaminosis D and the associated risk factors for hypovitaminosis D in Middle Eastern pregnant women and their newborns.

    Materials and Methods

    The international electronic databases PubMed and Scopus for the years 2000-2017 were utilized to identify studies of vitamin D status for pregnant women and newborns in the Middle East. Of the 1,785 reports identified, 1,734 met exclusion criteria and 51 studies were included for this review.

    Results

    The prevalence of circulating 25-hydroxyvitamin D (25(OH)D) < 50 nmol/L as a marker of vitamin D status in pregnant women and their newborns was between 24.5-98% and 22-100%, respectively. The prevalence of 25(OH) D < 25 nmol/L in pregnant women and their newborns was over a wide range between 16.7-80% and 22-82%, respectively. Predictors for low maternal and neonatal 25(OH)D concentrations included decreased vitamin D synthesis due to reduced exposure to sunlight and decreased nutritional intake of vitamin D. A predictor of low neonatal 25(OH)D concentrations included maternal vitamin D status and the correlation between vitamin D concentrations in maternal and cord blood.

    Conclusion

    The high prevalence of VDD in the pregnant women of the Middle East underscores the necessity of implementing national prevention and intervention strategies. A clear policy for clinicians and healthcare workers is needed for screening and maintaining sufficient vitamin D status during pregnancy.

    Keywords: Vitamin D, Pregnancy, Newborns, Cord blood, Middle East
  • Tetsuji Minami*, Hayato Yamana, Daisuke Shigemi, Hiroki Matsui, Kiyohide Fushimi, Hideo Yasunaga Pages 709-716
    Background

    The optimal colloid solution for the treatment of ovarian hyperstimulation syndrome (OHSS) remains to be established.

    Objective

    We aimed to compare artificial colloids (AC) with human albumin (HA) for the treatment of OHSS.

    Materials and Methods

    In this retrospective cohort study, data for OHSS participants were collected from a national inpatient database in Japan. The participants received intravenous fluid management with AC (n = 156) or HA (n = 127). We compared the two groups in terms of the length of stay, development of post-treatment complications, and termination surgery.

    Results

    In multivariable linear regression analyses for log-transformed length of stay with reference to the OHSS participants receiving AC, the regression coefficient (95% confidence interval) in participants receiving HA was 0.03 (-0.04-0.09, p = 0.42). Thromboembolism occurred in two participants in the HA group and three participants in the AC group. Two participants in the HA group suffered renal failure during hospitalization. No participants underwent termination surgery in the two groups.

    Conclusions

    The present results showed comparable efficacy between AC and HA for the treatment of OHSS. There were no significant differences in post-treatment complications between the two groups.

    Keywords: Ovarian hyperstimulation syndrome, Treatment, Colloid, Length of stay
  • Parisa Azizi, Malek Soleimani Mehranjani* Pages 717-726
    Background

    Para-nonylphenol (p-NP), an environmental contaminant, can generate free radicals that disturbs the reproductive properties. Green tea extract (GTE) is an antioxidant which may prevent the adverse effects of free radicals.

    Objective

    The aim was to investigate the effect of GTE on sperm parameters and testis tissue in p-NP-treated rats.

    Materials and Methods

    24 adult male Wistar rats (215 ± 20 gr) were randomly divided into four groups (n = 6/each) – including control, p-NP (200 mg/kg/day), GTE (200 mg/kg/day), and p-NP + GTE – and orally treated for 56 days. The right testes and left caudal epididymis were used to evaluate selected parameters. In addition, the concentration of serum malondialdehyde was calculated.

    Results

    A significant decrease in the sperm number, motility, viability and morphology (p < 0.001) was observed in the rats treated with p-NP compared to the control ones. The diameter of seminiferous tubules (p < 0.001), thickness of germinal epithelium (p = 0.018), total volume of testis (p = 0.009), volume of seminiferous tubules (p < 0.001), and testis weight (p = 0.017) decreased in the p-NP group in contrast with the other groups. Moreover, a significant increase of the malondialdehyde concentration was seen in the p-NP group when compared with the controls (p = 0.043). The majority of adverse effects of p-NP could be recovered following the administration of GTE.

    Conclusion

    It seems GTE can be used as a potent antioxidant in the case of p-NP toxication.

    Keywords: Green tea extract, Para-nonylphenol, Sperm, Testis, Rat
  • Mohammad Reza Salahshoor, Azita Faramarzi, Shiva Roshankhah, Cyrus Jalili* Pages 727-738
    Background

    Nitrosamines as a carcinogenic agent has unfavorable effects on some of the male reproductive parameters. Pentoxifylline (PX) is a xanthine derivative used as a drug inhibiting the inflammatory factors, reducing blood viscosity, improving peripheral blood flow, and so on.

    Objective

    The aim of the present study is to evaluate the effects of PX against Dimethyl nitrosamine (DMN)-inducing the damage to the reproductive parameter of male rats.

    Materials and Methods

    In this experimental study, 48 male Wistar rats (8 wk, 220-250 gr) were randomly assigned to eight groups (n = 6/each): normal control and DMN control groups (40 mg/kg); PX groups (25, 50, 100 mg/kg), and DMN + PX groups (25, 50, 100 mg/kg). Treatments were administered intraperitoneally and the gavage applied daily for 28 days. The sperm parameters, spermatogenesis index, total antioxidant capacity, testosterone level, and seminiferous tube diameter were assessed.

    Results

    The values of all parameters reduced significantly in the DMN control group compared to the normal control group (p < 0.001). The PX and PX + DMN treatments at all entirely doses improved all parameters significantly compared to the DMN control group (p < 0.001).

    Conclusion

    DMN caused detrimental effects on reproductive parameters. Also, no significant modifications were observed in PX treatments at all doses compared to the normal control group. PX compensated the toxic effect of DMN on reproductive parameters.

    Keywords: Dimethyl nitrosamine, Reproductive, Pentoxifylline, Rat
  • Seyedeh Hajar Sharami, Zahra Abbasi Ranjbar, Fatemeh Alizadeh*, Ehsan Kazemnejad Pages 739-748
    Background

    Concentrations of plasma lipids levels during pregnancy clearly increases. According to some studies, dyslipidemia is effective in the incidence of preeclampsia and insulin resistance.

    Objective

    This study aimed to examine the relationship between hyperlipidemia and maternal and neonatal outcomes in pregnant women.

    Materials and Methods

    This is a cross-sectional study which was conducted on two groups of pregnant women with hyperlipidemia and normal ones to assess maternal and neonatal outcomes. Maternal data including gestational age, mother's age, body mass index, and maternal weight gain during pregnancy, gestational diabetes mellitus, preeclampsia, cholestasis, and delivery method. Also, birth weight and Apgar score were gathered as the neonatal outcomes.

    Results

    The results showed that the prevalence of abnormal lipid parameters increased with increasing gestational age. In pregnant women with dyslipidemia in combination with increased triglyceride, cholesterol and Low-density lipoprotein, and decreased High-density lipoprotein, the incidence rates of gestational diabetes (p< 0.001), preeclampsia (p< 0.001), cholestasis (p= 0.041), fetal growth retardation (p< 0.001), and macrosomia (p< 0.001) were statistically higher.

    Conclusion

    Dyslipidemia was associated with some adverse effects of pregnancy and harmful fetal outcomes. Therefore, it seems that adding laboratory assessment of lipid profiles before and during pregnancy can be effective in early diagnosis of dyslipidemia.

    Keywords: Dyslipidemias, Gestational diabetes, Preeclampsia, Fetal macrosomia
  • Afsane Ghasemi, Fatemehsadat Amjadi, Seyedeh Masoumeh Ghazi Mirsaeed, Robabeh Mohammad Beigi, Samaneh Ghasemi, Yousef Moradi, Seyedeh Tahereh Ghazi Mirsaeed* Pages 749-756
    Background

    In about 40% of the couples, the cause of infertility problems is attributed to men because of low sperm production and disturbed motility of sperm. Pieces of evidence show that Myo-inositol has a potential role for the treatment of sperm morphology and male fertility.

    Objective

    This study aimed to determine the effect of Myo-inositol on the sperm parameters and fertility rate in patients with oligoasthenospermia treated by intrauterine insemination (IUI).

    Materials and Methods

    This study was a randomized clinical trial conducted on 37 patients with oligoasthenospermia treated by IUI during 2016-2017. In this study, the patients were randomly divided into two groups of oligoasthenospermia treated with (Case group) and without Myo-inositol (Control group). The case group received 0.5 ml of Myo-inositol with a concentration of 2 mg/ml and incubated at 37ºC incubator for 2 hr, but the control group had no interventions.

    Results

    The results of this study showed that although there was no significant difference in sperm parameters including sperm motility and concentration before processing with Myo-inositol in the case group, but there was a significant increase in sperm motility during the treatment with Myo-inositol. The therapeutic effect of this method was confirmed on induction of pregnancy in 18% of the treated patients, in such a way that was about twice greater than those who did not receive the drug.

    Conclusion

    According to the results of this study, the use of Myo-inositol is efficient enough to change sperm parameters to increase the chance of fertility.

    Keywords: Myo-inositol, Pregnancy, Sperm, Motility, Oligoasthenospermic
  • Seyed Alireza Afshani*, Azade Abooei, Ali Mohammad Abdoli Fahadan Pages 757-762
    Background

    The empowerment of psychological well-being is an important and fundamental issue among infertile females.

    Objective

    The present study investigates the effect of teaching self-compassion on the psychological well-being of initial infertile women.

    Materials and Methods

    In this cross-sectional, quasi-experimental study with pre-test and post-test, 32 infertile women who were referred to the Yazd Reproductive Sciences Institute during 2016-2017 were enrolled. The participants were randomly divided in two groups as control and experiment (n = 16/each). The participants only in the experimental group received 8 sessions of 90 min training (Self-Compassion Training). Ryff's psychological well-being questionnaire was applied (reliability coefficient = 0.82) and covariance analysis statistical test was used to test the research hypothesis.

    Results

    There was a significant difference between the estimated mean scores for improving the psychological well-being of the participants in the experiment and control groups (p= 0.007), and the difference indicates that 72.7% of the covariance of the post-test scores is due to self-compassion intervention. Therefore, the intervention of self-compassion training affects the improvement of psychological well-being among infertile women. Also, the pre-test variable is significant with the effect of 94.2% (p= 0.006).

    Conclusion

    The findings showed that teaching self-compassion to initial infertile women has an effect on their psychological well-being.

    Keywords: Psychological, Infertility, Female
  • Joanna Żółkowska, Kamil Hozyasz* Pages 763-770
    Background

    Women with untreated phenylketonuria (PKU) are at an increased risk to have offspring with multiple abnormalities due to teratogenic effects of hyperphenylalaninaemia. Treatment goals include blood phenylalanine concentrations between 120 and 360 µmol/L, however, there are limited pieces of evidence for the practical management of pregnant PKU patient and prediction of phenylalanine tolerance changes during a course of pregnancy.

    Case

    We report the case of a mother with classical PKU (p.R408W/p.R408W) and the course of her two pregnancies with low phenylalanine tolerance increase (347mg and 227mg) despite the rewarding collaboration with a nutritionist.

    Conclusion

    This case report does not confirm the observation that a very low phenylalanine tolerance increase in pregnancy of PKU patient is a marker of coexisting PKU-affection in fetus.

    Keywords: Phenylketonuria, Pregnancy care, Phenylalanine