فهرست مطالب

برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی - پیاپی 38 (بهار 1398)
  • پیاپی 38 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی اکبر مزینانی*، مریم ابراهیمی، محمد تقی کرمی قهی صفحات 1-34

    هدف این مقاله شناسایی رویکردهای جنسیتی حاکم بر مجموعه سیاست های اشتغال بعد از انقلاب اسلامی با استفاده از تحلیل محتوای کیفی است. نتایج مطالعه نشان می دهد که گزاره های مختلفی از گفتمان های جنسیتی رقیب در مجموعه اسناد قابل شناسایی است که به لحاظ دوره زمانی، مرجع تصویب کننده و حوزه های اشتغال، تنوع و تحول داشته اند. به عبارت دیگر، درحالی که مقولات بازتاب دهنده رویکرد ذات گرا در مجموعه اسناد و در گفتمان های سیاسی مختلف چون اولویت مادری و همسری، خانواده مرد سرپرست، اشتغال مضر، حوزه خصوصی مهم، تکالیف و حقوق متفاوت و خانواده محوری سیطره دارد. اشتغال مشروط برای گروه زنان نخبه نیز مورد نظر سیاست گذار بوده است و از منظر غیرذاتگرایانه نیز مقولاتی چون برابری دستمزد، مهارت محوری و توانمندسازی و تغییرات ساختاری نیز مدنظر بوده است. در مجموع با استفاده از مدل مک فیل می توان وجود رویکردهای ذات گرایانه و غیرذات گرایانه مختلف در اسناد را شناسایی کرد که نشان دهنده تناقضات اساسی و مواضع متناقض در سطح کلان نسبت به اشتغال زنان هستند.

    کلیدواژگان: تحلیل جنسیتی، اشتغال، زنان، خانواده، گفتمان های جنسیتی
  • ولی بهرامی*، محسن نیازی، مهران سهراب زاده صفحات 35-74

    هدف از این پژوهش بررسی میزان آگاهی از حقوق شهروندی و عوامل مرتبط با آن در بین شهروندان 18 تا 65 سال استان لرستان است. پژوهش حاضر از نظر روش کمی، از نظر جهت پژوهش کاربردی که با ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. حجم نمونه 852 نفر برآورد شده و شیوه نمونه گیری چندمرحله ای بوده، به طوری که پس از رعایت مراحل نمونه گیری، از شش شهرستان خرم آباد، بروجرد، الیگودرز، کوهدشت، الشتر و پلدختر و از هر شهرستان یک شهر و دو روستا متناسب با حجم جمعیت هرکدام، افراد نمونه تخصیص یافتند. بر اساس نتایج، میزان آگاهی از حقوق شهروندی در میان شهروندان (71/2) نسبتا بالاست. در میان ابعاد مختلف حقوق شهروندی، بیشترین میزان آگاهی مربوط به حقوق اجتماعی شهروندی (86/2) و کمترین آن مربوط به حقوق فرهنگی شهروندی (38/2) بوده است. تجزیه وتحلیل داده ها نشان می دهد که میانگین نمرات آگاهی از حقوق شهروندی در بین زنان و مردان تفاوت معناداری وجود نداد. نتایج اجرای آزمون همبستگی پیرسون، تاثیر مثبت و متوسط متغیر پایگاه اقتصادی </em>-</em> اجتماعی، تاثیر منفی و متوسط متغیرهای گرایش به تعلقات قومی- طایفه ای، پنداشت از عملکرد نظام سیاسی، احساس امنیت اقتصادی با آگاهی از حقوق شهروندی و عدم تایید رابطه بین متغیرهای هویت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و میزان استفاده از رسانه های جمعی با آگاهی از حقوق شهروندی را نشان می دهد. نتایج رگرسیون گام به گام نیز نشان می دهد که درمجموع 2/42 درصد از واریانس متغیر وابسته (آگاهی از حقوق شهروندی) از طریق یک ترکیب خطی از متغیرهای مستقل احساس امنیت اقتصادی، پایگاه اقتصادی اجتماعی، گرایش به تعلقات قومی طایفه ای و هویت اجتماعی تعیین می شود.</em>

    کلیدواژگان: حقوق شهروندی، هویت اجتماعی، گرایش به تعلقات قومی- طایفه ای، احساس امنیت اقتصادی
  • جعفر هزارجریبی*، زینب امامی غفاری صفحات 76-120

    این مقاله به مطالعه سیاست مسکن در ایران می پردازد. سیاست مسکن به عنوان بعدی از سیاست اجتماعی می تواند تحت تاثیر جهت گیری ها و رویکردهای دولت ها قرار گیرد. اما درباره اینکه در ایران دولت های گوناگون چه جهت گیری نسبت به سیاست مسکن داشته اند دریافت دقیقی وجود ندارد. این مسئله خصوصا درباره گروه های کم درآمد دارای اهمیت مدیریتی است. پرسش این پژوهش این است که تاثیر عملکرد دولت ها بر سیاست مسکن اقشار کم درآمد در ایران چگونه بوده است؟ برای پاسخ به این پرسش سیاست مسکن در دو بعد درون داد قانونی و برون داد اجرایی در طول سال های 1358 تا 1392 با استفاده از داده های کیفی موردمطالعه قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد سیاست مسکن در بعد درون داد قانونی در بازه زمانی مورد بررسی تابعی از رویکرد دولت ها بوده است. اما از بعد برون داد اجرایی باوجود تفاوت در نوع سیاست گذاری مسکن در دولت های مختلف، نتایج و عملکرد سیاست گذاری در خصوص تامین مسکن اقشار کم درآمد مشابه بوده است. این بدان معنی است که سوای اختلافات در برخی درون دادهای قانونی، سیاست های دولت های یادشده در حوزه مسکن خصوصا از دولت سازندگی تاکنون نتوانستند از چنان سنجیدگی و کارایی لازم برخوردار باشند که کم درآمدها را به حق خود در زمینه تامین مسکن مناسب برسانند و لذا اسکان غیررسمی افزایش یافته و بر میزان بی مسکنی و بدمسکنی در طول سال های اخیر افزوده شده است. با فاصله گرفتن از دهه اول انقلاب تاکنون سیاست گذاری مسکن به گونه ای بوده که انباشت سرمایه را برای سوداگران فراهم کرده و از سوی دیگر منجر به شهروندزدایی از اکثریت جامعه گشته است. این امر منجر به کالایی شدن زمین و مسکن و رشد ارزش مبادلاتی آن شده است.

    کلیدواژگان: مسکن، دولت، رانت، عدالت اجتماعی، سیاست اجتماعی
  • محمد سعید ذکایی*، نادر مروتی صفحات 121-177

     تا اوایل 1960 به رفاه به عنوان مقوله ای اقتصادی و در قالب شاخص های عینی و کمی همچون درآمد و مصرف نگریسته می شد. با تاکید بر نارسایی شاخص های اقتصادی برای توضیح وضع اجتماعی، کوشش هایی برای ساخت شاخص های اجتماعی آغاز شد. از سال 1990 بررسی رفاه ذهنی و انطباق آن با رفاه عینی وارد تحقیقات توسعه ای شد. بی شک این امر در ایران نیز محتمل است و برنامه ریزی برای ارتقاء سطح رفاه اجتماعی، اشراف بر دو مقوله رفاه عینی و ذهنی و انطباق یا عدم انطباق این دو را می طلبد. اما شاخص رفاه اجتماعی در بین استان های ایران بسیار متفاوت است. برای شناخت مسئله تحقیق دو استان سمنان و کردستان برای بررسی انتخاب شدند. استان کردستآن همیشه جزو 3 استان کمتر توسعه یافته ایران بوده و استان سمنان، خصوصا طی سال های گذشته جزو دو استان اول توسعه یافته بوده است. نیز به دلیل تفاوت های فرهنگی، قومی، مذهبی و جغرافیایی استان کردستان با سایر مناطق ایران خصوصا استان سمنان، این دو استان برای بررسی انتخاب شدند. روش تحقیق پیمایشی است و جامعه آماری شامل کلیه افراد 60 ساله ساکن دو استان در سال 1397 می باشد. درمجموع حجم نمونه مورد بررسی برای دو استان 1200 نفر بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه ای است. نتایج نشان می دهد، در استان سمنان بین متغیرهای وضعیت قومی و دینداری رابطه معناداری با میزان انطباق رفاه عینی و ذهنی وجود دارد و بین متغیرهای تحصیلات و احساس آزادی با این انطباق رابطه معناداری تایید نگردید. نتایج در خصوص کردستان بیانگر است که بین متغیرهای تحصیلات، وضعیت قومی، دینداری، احساس آزادی با متغیر وابسته رابطه معناداری وجود دارد. بیشترین میزآن همبستگی مربوط به متغیر وضعیت قومی است. با توجه به مدل رگرسیونی در استان سمنان دینداری بیشترین میزان اثر را بر انطباق رفاه عینی و ذهنی داشته و متغیرهای واردشده در مدل توانسته است 16 درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین کند. برای استان کردستان، احساس آزادی بیشترین اثر را بر روی متغیر وابسته داشته و متغیرهای مدل 24 درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کنند.

    کلیدواژگان: رفاه اجتماعی، رفاه ذهنی، وضعیت قومی، دینداری، احساس آزادی
  • مراد برادران*، غلامرضا غفاری، علی ربیعی، محمد جواد زاهدی مازندرانی صفحات 179-218

    در ایران نیز مانند خیلی از کشورهایی که ورود در حوزه تدارک خدمات رفاهی دارند، تهیه و عرضه مسکن مناسب همواره مورد توجه بوده است. چرا که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ارائه این خدمت رفاهی به عنوان یکی از وظایف دولت ها شناخته شده است. بی تردید ورود و ارائه این خدمت رفاهی در ایران بعد از انقلاب اسلامی افت وخیزهایی داشته است. زیرا سیاست های رفاهی مسکن، محصول نیروها و ساختارهای کلان و همچنین شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر هر دوره است. بر این اساس هدف این مقاله تحلیل نقش دولت ها در سیاست های مسکن در ایران بعد از انقلاب اسلامی با استفاده از نظریه تحلیل سیاست انتقادی به شیوه تاریخی-تحلیلی است. </em>اطلاعات مورد نیاز برای تحلیل این وضعیت به روش اسنادی، از برنامه ها و اسناد مرتبط، در بازه زمانی بعد از انقلاب تا پایان برنامه پنجم توسعه، استخراج شده است. نتایج این تحلیل نشان می دهد که سیاست های توسعه مسکن در ایران بعد از انقلاب متاثر از گفتمان انقلاب در دوره جنگ تحمیلی، غلبه دیدگاه تعدیل ساختاری متاثر از شرایط جهانی در دوره سازندگی، اولویت دادن به بازار و بخش مدنی در دوره اصلاحات، گفتمان عدالت خواهی و گفتمان تدبیر اقتصادی به ترتیب با سیاست های بازتوزیعی مسکن از پایین، رهاسازی بازار مسکن، توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی، پاسخ به تقاضا برای مسکن به ویژه در بین اقشار کم درآمد با طرح مسکن مهر و اصلاح رویه طرح مسکن مهر با تاکید بر مسکن اجتماعی مورد توجه بوده است.

    کلیدواژگان: دولت، سیاست رفاهی، سیاست گذاری مسکن، انقلاب اسلامی، برنامه های توسعه
  • الهام وقاری*، باقر ساروخانی، علیرضا کلدی صفحات 219-254

     مقاله حاضر با هدف رابطه میان مدرنیته و رفاه ذهنی کارکنان ستادی سازمان تامین اجتماعی در سال 1396 تبیین شد. روش تحقیق پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان ستادی سازمان تامین اجتماعی در سال 1396 به تعداد 1196 نفر بود. جهت تعیین نمونه آماری با استفاده از روش تصادفی نسبتی و با بهره گیری از فرمول کوکران 291 نفر انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته بود. جهت سنجش اعتبار پرسشنامه از اعتبار محتوایی استفاده شد که مورد تایید قرار گرفت. همچنین جهت سنجش پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد که برای رفاه ذهنی 95/0 و برای مدرنیته 92/0 بدست آمد. در تدوین چارچوب نظری رفاه ذهنی از نظریه دورکیم و گیدنز برای شادی و نظریه فیلیپس برای کیفیت زندگی و برای مدرنیته از نظریه گیدنز استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد: بین مدرنیته و رفاه ذهنی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر نشان داد؛ شاخص های مدرنیته به میزان 17 درصد رفاه ذهنی کارکنان را تبیین می کنند که بیشترین سهم را جامعه پذیری مدرن با 392/0 = β</em> و پس ازآن عناصر هویتی مدرن با 247/0 = β</em> و سبک زندگی مدرن نیز با 194/0- = β</em> داشتند.

    کلیدواژگان: مدرنیته، رفاه ذهنی، سازمان تامین اجتماعی، کارکنان
  • الهه گرگوندی*، فرح ترکمان، سعید معدنی صفحات 255-299
    زمینه و هدف

     قدرت و پایگاه دو بعد اساسی روابط اجتماعی هستند که موجب شکل گیری احساسات خاص در طی تعاملات اجتماعی در سازمان ها می شوند. هدف تحقیق حل مسئله ضعف تعهد سازمانی در سازمان های دولتی، عمومی و خصوصیبا توجه به نظریه روابط قدرتی و پایگاهی تئودور کمپر است.

    روش

     روش تحقیق پیمایش، ابزار تحقیق پرسشنامه های استاندارد آلن و میر و سنجش روابط قدرتی -پایگاهی و جامعه آماری کلیه کارکنان سازمان های دادگستری تهران، شهرداری تهران و سازمان خصوصی محصولات غذایی گوشتیران و حجم نمونه بر اساس برآورد از طریق فرمول کوکران در هر سازمان 400 نفر درمجموع 1200 پرسشنامه توزیع شد و شیوه نمونه گیری ها به صورت تصادفی ساده انجام گرفت.

    یافته ها

     یافته ها نشان داد که ضریب همبستگی بین روابط قدرتی و تعهد سازمانی سه سازمان گوشتیران (68/0-)، شهرداری (559/0-) و دادگستری (712/0-)، با افزایش روابط قدرتی از تعهد سازمانی کاسته می شود که این میزان عملکرد معکوس به ترتیب در دادگستری، گوشتیران و شهرداری کاهش می یابد و با توجه به ضریب همبستگی بین روابط پایگاهی و تعهد سازمانی می توان گفت در هر سه سازمان رابطه دو متغیر مثبت و مستقیم است. با توجه به ضریب همبستگی بین روابط پایگاهی و تعهد سازمانی گوشتیران (701/0)، شهرداری (789/0) و دادگستری (463/0)، با افزایش روابط پایگاهی تعهد سازمانی افزایش می یابد. که این میزان عملکرد مستقیم به ترتیب در شهرداری، گوشتیران و دادگستری افزایش می یابد.

    نتیجه گیری

     در ایجاد تعهد سازمانی در بین کارکنان سازمان ها روابط قدرتی تاثیر منفی و روابط پایگاهی تاثیر مثبت را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: تعهد احساسی، تعهد مستمر، تعهد هنجاری، روابط قدرتی، روابط پایگاهی
|
  • Ali Akbar Tajmazinani*, Maryam Ebrahimi Pages 1-34

     This paper aims to explore the dominant gender discourses in employment policies after Islamic Revolution of Iran using a gender analysis approach and qualitative content analysis method. The Result shows that, there are various propositions of competing gender discourses in employment policies that have witnessed changes in terms of time period, approving authority and occupation types. In other words, while categories that represent the intrinsic approach are dominate in various political discourses and documents, such as the priority of maternal and spousal roles for women, man head of household, harmful employment, primacy of private sphere, family centered approach, and different rights and duties, policy makers have reserved conditional employment for elite women. From the perspective of extrinsic approach, there are some categories such as: equal payment, skill centered approach, women empowerment and necessity of structural changes. In sum, based on McPhail’s model, one can explore extrinsic and intrinsic approaches in Iranian employment policies at the same time which shows that policy approaches and orientations are inconsistent. Keywords:</strong> Gender analysis, Employment, Women, Family, Gender Discourses

    Keywords: Gender analysis, Employment, Women, Family, Gender Discourses
  • vali bahrami*, Mohsen Niazi, mehran sohrabzadeh Pages 35-74

    The aim of present study was to investigate the level of citizenship awareness and factors on among Lorestan province citizens aged 18 to 65. The method of the study is quntatative and is applied from the apply point of view and instrument of study is questionnaire. Sample size was estaimated at 852 and sampling method is Probability multi-stage sampling, to consider sampling stage, the population of sample was selected from Khoramabad, Broujerd, Alighodarz, Kouhdasht, Alashtar and Poldokhtar citizens. From each city one town and two villages were selected according to the population. According to the results, the level of awareness of citizenship rights among citizens (2.71) is relatively high. Among the different aspects of citizenship right, the highest level of awareness was related to social rights of citizenship (2.86) and the lowest was related to citizenship cultural rights (2.38). The Results of analysis of data showed that there was no significant difference between the mean scores of citizenship awareness between men and women. The Results of Pearson test, positive and moderate effect of socioeconomic status variable, negative and moderate effect of variables on tendency toward tribal belongingness, evaluative variable toward function of political system, economic security with awareness of citizenship rights and revealed that lack of confirmation of relationship between social identity variables shows social trust and the extent to which the media use citizenship awareness. The results of stepwise regression also show that 42.2% of the variance of the dependent variable (citizenship awareness is determined through a linear combination of independent variables of economic security, socio- economic status, and tendency toward tribal belongingness and social identity. Keywords:</strong> Citizenship Rights, Social Identity, Tendency Toward Tribal Belongingness, Economic Security

    Keywords: Citizenship Rights, Social Identity, Tendency Toward Tribal Belongingness, Economic Security
  • zeinab emami ghafari Pages 76-120

     This article studies the policy of housing in Iran. Housing policy as the next dimension of social policy can be influenced by the orientations and approaches of governments. However, there is no accurate indication of how different governments are oriented towards housing policy in Iran. This is especially important for low-income groups. The question of this research is that how did governments influence the housing policy of low-income groups? To answer this question, the housing policy was examined in two dimensions of legal input and Executive output over the years 1979 to 2013 using qualitative data. The results of the study showed that housing policy in the legal input was influenced by the government's approach. But from the executive perspective, despite the difference in the type of housing policy in different governments, the results and practices of housing policy have been similar to those of low-income groups. It means that Government policies have so far not been able to make such a viable and effective operation that lowers incomes to their right to provide adequate housing. Therefore, informal settlement has increased and the amount of homelessness has been increased over the recent years. With the advent of the first decade of the revolution, housing policy has so far provided for the accumulation of capital for traders and, on the other hand, has led to the Lack of citizenship for the majority of society. This situation has led to the commoditization of land and the growth of its exchange value. Keywords:</strong> Housing, State, Rent, Social Justice, Social Policy.

    Keywords: Housing, State, Rent, Social Justice, Social Policy
  • m zokaei*, nader morovati Pages 121-177

    Abstract</strong> Until the early 1960s, welfare was viewed as an economic category in terms of objective and quantitative indicators such as income and consumption. Attempts to build social indicators began by emphasizing the inadequacy of economic indicators to explain social status. Since 1990, the study of subjective well-being and its adaptation to objective well-being has been included in developmental research. This is undoubtedly the case in Iran as well, and planning for the promotion of social welfare demands aristocracy over the two categories of objective and subjective well-being, and whether or not they are compatible. But the social welfare index varies widely across provinces in Iran. Two provinces of Semnan and Kurdistan were selected for investigation. Kurdistan province has always been one of the three least developed provinces of Iran and Semnan province has been among the first two provinces, especially during the past years. Also, due to cultural, ethnic, religious and geographical differences of Kurdistan province with other  selected for study. The research method is survey and the statistical population includes all people aged 18-60 years living in two provinces in 2018. The total sample size for the two provinces was 1200. A questionnaire was also used for data collection. The results show that there is a significant relationship between ethnicity and religiosity in Semnan province with objective and subjective well-being and there is no significant relationship between education and feeling of freedom with this adjustment. The results showed that there is a significant relationship between the variables of education, ethnicity, religiosity, feeling of freedom and the dependent variable. The highest correlation is related to the ethnic status variable. According to the regression model in Semnan province religiosity had the highest effect on subjective and subjective well-being adjustment and the variables entered in the model were able to explain 16% of the dependent variable changes. For Kurdistan province, the feeling of freedom had the greatest effect on the dependent variable, and the model variables accounted for 24% of the dependent variable change. Keywords:</strong> Social Welfare, Mental Welfare, Ethnic Status, Religion, Sense of Freedom

    Keywords: Social Welfare, Mental Welfare, Ethnic Status, Religion, Sense of Freedom
  • morad baradaran*, gholamreza ghaffari, Ali Rabiee Pages 179-218

    In the area of providing welfare services, the provision  of adequate housing has always been a concern for governments. Because in the constitution of the Islamic Republic of Iran, the provision of this welfare service as one of the duties of the state is known. Undoubtedly, the arrival and presentation of this welfare service in Iran, after the Islamic Revolution, has been a downward spiral. Because welfare policies of housing are the product of the forces and structures as well as the economic, social and political conditions governing each period. Accordingly, the purpose of this paper is to analyze the role of governments in housing policies in Iran  after  the Islamic Revolution, using the theory  of  analyzing  the policy of critique with a historical-analytical method. The information needed to analyze this situation is extracted in a documentary manner, from related programs and documents, from the time after the revolution to the end of the fifth development plan. The results of this analysis show that the policies of housing development in Iran after the revolution,influenced by the discourse of the revolution in the interim government and the  Mousavi  government, have overcome the structural adjustment perspective affected by global conditions in the Hashemi  government, prioritizing the market and The private sector in the Khatami  government, the discourse on justice in the Ahmadinejad government,  and the discourse on economic rationality in Rouhani's  government, respectively, with the policies of redistribution of housing from the bottom, the release of the housing market, the empowerment and organization of informal settlements, the response to demand for housing Especially among low-income people with a housing plan and the procedural reform of  Mehr  housing plan with  an emphasis on community  housing. Has been   considered.

    Keywords: Government, Welfare Policy, Housing Policymaking, Islamic Revolution, Developmental Plans
  • Bagher Sarokhani, Alireza Kaldi Pages 219-254

    The present article specified the relationship between modernity and mental well-being of headquarter employees of social security organization in 2017. The method of this research was survey correlation method and the statistical population was all headquarter employees in social security organization in 2017 who were 1196 employees. Among them 291 people were chosen as the sample group in stratified ratio sampling method through Cookeran formula. The data were collected through researcher’s self- made questionnaire with content validity and 0.95 as the reliability for mental well-being and 0.92 for modernity. The theoretical framework of mental well-being was adjusted by considering Durkheim and Giddens` happiness theories, Philips quality of life and Giddens` modernity theory. The obtained results of Pearson Correlation test revealed that: there was a significant relationship between modernity and mental well- being of employees. The results of multiple regression and path analysis revealed that modernity indexes can specify 17% of employees` mental well- being among which modern socialization with = β 0.392 has the major portion;  then modern identity elements with = β 0.247  and modern life style with= β - 0.194 come next. Keywords:</strong>Modernity, Mental well-being, Social Security Organization, Employees.

    Keywords: Modernity, Mental well-being, Social Security Organization, Employees
  • elahe gorgvandi*, f t, Saeed Maadani Pages 255-299

    Power and status are two essential dimensions of social relations that create specific feelings during social interaction. Research question is as follows: Is there a difference in power relations - a place in the formation of organizational commitment among public, private and public organizations? The overall purpose of this research is to solve the problem of organizational commitment in governmental, public and private organizations according to Kemper's theory is there a difference in power status relations. The research method is descriptive and explanatory scrolling and is done by a questionnaire technique based on standardized questionnaires. The statistical population in this research is all employees of the Tehran Justice Organization, the Tehran Municipality and the private organization of food products in Goshtarjan. The method of sampling in the municipal organization as a checklist was straightforward in the organization of the meat industry and the judiciary. The findings of the research showed that the existence of a relationship between power-status relationships in the    Regarding the correlation coefficient between power relations and organizational commitment of three organizations (-0.68), municipality (-0.559) and justice (-0.712), with the increase of power relations, the organizational commitment is reduced, which The reverse performance decreases in the judiciary, brokers and municipality, respectively. Regarding the coefficient of correlation between status relationships and organizational commitment, it can be said that in all three organizations, the relationship between two variables is positive and direct. Stable relationships in all three organizations increase with the increase of organizational commitment due to the correlation coefficient between position relationships and organizational commitment of the three organizations of meatmen (0.701), municipality (0.789) and justice (0.463). Which increases direct performance in the municipality, meat industry and the judiciary, respectively. In creating an organizational commitment among employees of organizations, the power relations have a negative effect and the base relationships have a positive effect. Keywords: </strong>Emotional commitment, Continuous commitment, Normative commitment, Power relations, Status relations

    Keywords: Emotional commitment, Continuous commitment, Normative commitment, Power relations, Status relations