فهرست مطالب

جغرافیا و توسعه - پیاپی 57 (زمستان 1398)
  • پیاپی 57 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • عیسی ابراهیم زاده، ابوذر پایدار* صفحات 1-32

    برنامه های توسعه اقتصادی و اشتغالزای روستایی در ایران به منظور عملیاتی نمودن مصوبه برنامه ششم توسعه (جزء 1 بند الف ماده 27)، بعنوان ضرورت توسعه پایدار روستایی کشور، هم اینک در استان های مختلف در دست تهیه می باشد. در همین راستا؛ هدف پژوهش حاضر تهیه و تدوین برنامه توسعه اقتصادی و اشتغالزایی روستای مسجد ابوالفضل (ع) از توابع بخش بزمان شهرستان ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها با رویکرد ارزیابی مشارکتی روستایی و به کمک مدل های مانند تحلیل ساختار اجتماعی، ماتریس نیازسنجی، گردش روستایی، ترسیم درخت مشکلات و ترسیم ساختار سازمانی با نمودار ون با همکاری نخبگان محلی انجام شد. علاوه بر بررسی های میدانی، مشارکت کنندگان پژوهش 27 نفر از صاحبنظران ساکن روستا بودند که به صورت هدفمند(دلفی)، انتخاب شدند. وضعیت موجود هفت سرمایه (دارایی)، روستای مسجد ابوالفضل(ع) که می توانند به توسعه اقتصادی و اشتغالزایی روستا کمک کنند و پیشران ها و وظایف هر یک از سازمان های دولتی متولی بررسی و تحلیل شد و نهایتا پروژه های اشتغالزایی، زمینه های موفقیت و ظرفیت اشتغالزایی در قالب برنامه پیشنهادی اشتغال روستا ارایه گردید. یافته های تحقیق نشان داد فرصت های (سرمایه) مناسبی در هفت بعد تحلیلی طبق مدل به کارگرفته شده در روستا وجود دارد. براساس یافته های حاصل از تحلیل یافته ها سیاست ها، راهبردها و پروژه های اشتغالزایی نیز تدوین و ارایه گردید. در صورت تحقق این برنامه ها روستای مسجدابوالفضل در افق برنامه (10 ساله)، روستایی خواهد بود برخودار از رفاه نسبی، با اشتغال پایدار و دارای اقتصاد صادرات محور، متکی بر تولید و درآمد در بخش های سه گانه اقتصادی با محوریت بخش خدمات (تاکید بر خدمات گردشگری و رفاهی) و کشاورزی (تاکید بر کشاورزی نوین و دامداری هدفمند) با پشتیبانی بخش صنعت به ویژه صنایع دستی و فرآوری محصولات دامی و باغی.

    کلیدواژگان: توسعه پایدار اقتصادی، برنامه اشتغالزایی، مدل هفت سرمایه، روستای مسجد ابوالفضل
  • مریم حافظی فر، فرح حبیب*، حسین ذبیحی صفحات 33-50

    با توجه به تغییر در نگرش های رشد و توسعه، پایداری اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد سه گانه توسعه پایدار در سال های اخیر مورد توجه ویژه قرار گرفته است که با توجه به دیدگاه های مختلف و متناقض نظیر توجه به شاخص های نرم یا سخت، توجه به پایداری اجتماعی به عنوان جزئی از توسعه پایدار یا زمینه ای برای توسعه پایدار و در نظرگیری پایداری اجتماعی به عنوان یک فرایند یا محصول، معیارها و متغیرهای متفاوتی جهت سنجش آن در محلات شهری ارائه شده است که دارای روابط مختلف علی- معلولی و مستقیم و غیرمستقیم هستند. براین اساس هدف این پژوهش سطح بندی شاخص های موثر بر توسعه پایدار اجتماعی و کشف روابط علی- معلولی بین آن ها می باشد. به منظور کشف روابط علی- معلولی و سطح بندی معیارها و شاخص ها از روش تحلیل تفسیری- ساختاری (ISM) استفاده شده است. به منظور تهیه داده های ورودی مدل یک ماتریس 47*47 در اختیار 17 کارشناس مسائل شهری قرار داده شد و روابط دودویی بین متغیرها سنجیده شد. نتایج مدل حاکی از آن است که شاخص های پایداری اجتماعی در 16 سطح قابل طبقه بندی هستند که شاخص های سیاسی و نهادی در پایین ترین سطح (بنیادی)، شاخص های عدالت اجتماعی و فضایی در سطح بعدی (میانی یا پیوندی) و شاخص های مرتبط با رفاه و حس خوشبختی در بالاترین سطح (محصول فرایند پایداری اجتماعی) قرار دارند. با توجه به تحلیل تفسیری- ساختاری می توان گفت که باید دیدگاه ها به پایداری اجتماعی از یک محصول و فراورده به یک فرایند سیستمی که در ارتباط با شاخص های اقتصادی، نهادی و کالبدی می باشد، تغییر یابد و در یک فرایند یکپارچه به محصول نهایی پایداری اجتماعی یعنی رفاه بالاتر و حس خوشبختی بیشتر دست یافت.

    کلیدواژگان: پایداری اجتماعی، تحلیل تفسیری- ساختاری، پایداری در محلات شهری
  • لیلا رحیمی*، صابر صبوری، حدیث بردبار، سپیده زیدی صفحات 51-70

    سیل یکی از پدیده های ویرانگر طبیعی است که همه ساله سبب خسارت های جانی و مالی بسیاری در مناطق شهری می شود. با توجه به مسئله فوق، مقاله حاضر در تلاش است که به هدف تحقیق یعنی یافتن میزان ارتباط میان هر یک از متغیرهای دلبستگی به مکان، ادراک خطر و رفتارهای پیشگیرانه بر یکدیگر، در جهت کاهش خسارات ناشی از سیلاب بپردازد. جامعه آماری پژوهش، شهروندان شهر بابل و حجم نمونه آماری 148 نفر می باشد. روش تحقیق در پژوهش حاضر پیمایشی از نوع علی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و پرسشنامه و انجام آزمون های رگرسیون سلسله مراتبی و چند متغیره و آزمون پیرسون در Spss می باشد. همچنین از مستندات مربوط به پژوهش های بارز و جدید در زمینه مورد مطالعه و مطالعات میدانی به منظور شناخت بیشتر موقعیت محل و بررسی مسائل کالبدی و اجتماعی و زیست محیطی استفاده شده است. نتایج آزمون رگرسیون سلسله مراتبی نشان می دهد که دلبستگی به مکان با ضریب استاندارد 472/0 تاثیر معناداری بیشتری بر ادراک خطر دارد. نتایج آزمون رگرسیون چند متغیره نیز نشان می دهد که دلبستگی به مکان بر ادراک خطر با توان 1، ارتباط بیشتری نسبت به دلبستگی به مکان بر رفتار پیشگیرانه با توان 97/0، دارد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون، نشان داد که متغیرهای دلبستگی به مکان و ادراک خطر با ضریب472/0 بیشترین همبستگی را دارند. بنابراین جهت کاهش خسارات ناشی از سیلاب، می توان از طریق تاثیر مثبت مولفه دلبستگی به مکان که عامل مهمی در جهت افزایش ادراک خطر می باشد، شهروندانی را که بیشتر در معرض خطر سیلاب قرار دارند، به آمادگی و انجام رفتارهای پیشگیرانه ترغیب نمود.

    کلیدواژگان: دلبستگی به مکان، ادراک خطر، رفتار پیشگیرانه، سیل، بابل
  • رحمان زندی*، محمد جواد صفایی، مریم خسرویان صفحات 71-96

    استفاده ی بی رویه از منابع سوخت فسیلی با آلوده ساختن محیط زیست زندگی در کره ی زمین را تهدید می کند و امروزه یکی از راهکارهایی که برای انرژی پیشنهاد می شود، در کنار اصلاح مصرف، استفاده انرژی های تجدیدپذیر است. انرژی خورشیدی از جمله انرژی های تجدیدپذیر است. در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل تابش در محیط GIS، نقشه پهنه بندی تابش کل خورشیدی در سطح 159 روستای فعال شهرستان سبزوار تولید شد. در این تحقیق دو پارامتر فوق با استفاده از مقادیر اندازه گیری شده تابش کل و تابش فراجوی مربوط به ایستگاه های مورد بررسی برآورد و پس از آن پهنه سالانه تابش دریافتی در سال 2017 به روش تحلیل تابش و با استفاده از مدل رقمی (DEM) منطقه با توان تفکیک مکانی 30 متر و برای ایستگاه های تابش سنجی به صورت نقطه ای برآورد شد و نهایتا بر اساس نیاز مصرفی روستا و توان تولیدی انرژی خورشیدی در منطقه پتانسیل سنجی صورت گرفت. جهت ارزیابی بهتر، محدوده ی مورد مطالعه در سه بخش مرکزی سبزوار، روداب و ششتمد بررسی شد. بخش مرکزی سبزوار با مقدار 90201150 و بخش ششتمد با 66910770 وات بر مترمربع، به ترتیب بیشترین و کمترین میزان تابش کل را دارا می باشد. در ادامه برای مشخص کردن مهم ترین عامل موثر بر تابش، همبستگی دو عامل ارتفاع و ساعات آفتابی با تابش کل محاسبه گردید و نتایج حاکی از آن است که همبستگی بین تابش کل و عامل ارتفاع به مراتب بیشتر از میزان ساعات آفتابی می باشد. در نهایت پتانسیل تابش کلی در سطح منطقه مورد مطالعه محاسبه و بررسی شد، نتایج گویای پتانسیل استفاده از انرژی خورشیدی در مناطق روستایی پراکنده و با جمعیت کم می باشد. همچنین نتایج نشان می دهند که، 95.82 درصد از سطح شهرستان دارای پتانسیل عالی، 4.01 درصد دارای پتانسیل خیلی خوب و 0.15 درصد دارای پتانسیل خوب می باشند.

    کلیدواژگان: انرژی خورشیدی، GIS، پتانسیل سنجی، مدل ارتفاعی رقومی، شهرستان سبزوار
  • مصطفی قادری حاجت *، زکیه آفتابی صفحات 95-110

    عدالت فضایی به حاکمیت شرایطی اشاره دارد، که در آن منابع، مزایا، قدرت و ثروت جامعه از یک توزیع متوازن برخوردار باشد. تجلی این امر را می‌توان در توزیع نسبی متوازن شاخص‌های توسعه در مقیاس‌های ملی و محلی مشاهده کرد. از سویی دیگر بی‌عدالتی فضایی به حاکمیت شرایطی اشاره دارد که منابع، مزایا، ثروت و قدرت در جامعه از توزیع نامتوازنی برخوردار بوده و جامعه میل به دوگانگی و شکاف ساختاری داشته، و پیامدهای مختلفی را خواهد داشت. جدای از پیامدهای سیاسی و امنیتی آن، از نظر اجتماعی، حاکمیت بی‌عدالتی فضایی، پیامدهایی همچون گسترش فقر، حاشیه‌نشینی و ناهنجاری‌های دیگری را در بر خواهد داشت. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی، تکیه بر اطلاعات کتابخانه‌ای، تجزیه و تحلیل داده‌ها، تولید نقشه‌ها و استفاده از نرم‌افزار Excel و ArcGIS در پی مطالعه و تحلیل فقر استان‌های شمالی جمهوری اسلامی ایران از منظر عدالت فضایی می‌باشد. بدین منظور، هفت استان خراسان شمالی، گلستان، مازندران، گیلان، اردبیل، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی به‌عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شده است. نتایج نشان می‌دهد که استان خراسان شمالی جزو فقیرترین استان‌های کشور می‌باشد. بعد از آن استان‌های گلستان، گیلان و اردبیل به لحاظ شاخص فقر و محرومیت در رتبه بعدی قرار دارند. استان‌های مازندران، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی در مقایسه با استان‌های پیش گفته وضعیت مطلوب‌تری داشته و در رتبه دوم فقر و محرومیت قرار دارند.

    کلیدواژگان: فقر، بی عدالتی فضایی، عدالت فضایی، استان های شمالی، ایران
  • فاطمه عسکری بزایه*، حسن افراخته، اصغر طهماسبی، فرهاد عزیزپور، داریوش فتح الله طالقانی صفحات 115-136
    مدیریت مشارکتی آبیاری به عنوان رویکردی برای افزایش بهره وری آب کشاورزی و کاهش هزینه های مدیریت دولتی، از دهه 1370 شمسی در ایران همپا با روندهای جهانی مورد توجه قرار گرفته و اجرای آن با فرازونشیب هایی همراه بوده است. در این پژوهش تحلیلی-کاربردی با رویکرد پس رویدادی تحقق پذیری ضعیف مدیریت مشارکتی آبیاری در ایران از طریق تحلیل محتوی پژوهش های انجام گرفته در داخل کشور و اسناد بالادستی مرتبط مورد بررسی قرار گرفته است. برای انجام این پژوهش، منابع موجود در زمینه مدیریت آبیاری مشارکتی از پایگاه های معتبر تا حد ممکن شناسایی و تعداد 38 منبع مورد بررسی قرار گرفت و از نرم افزار Atlas.ti7 برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل یافته هاحاکی از وجود 12 حیطه از موانع و مشکلات بر سر راه اجرای مدیریت مشارکتی آبیاری در سطح ایران می باشد که سیاست های کشاورزی نامناسب و مشارکت زدا، غفلت از تدابیر بسترسازی و برنامه ریزی، تسلط فرهنگ های تنگ نظرانه و برقراری جو بی اعتمادی، فقدان حمایت های مالی-اعتباری، ساختار دولتی متمرکز و مقاومت گرا، ضعف اطلاع رسانی و کمبود اطلاعات، قوانین و مقررات بازدارنده، عدم شفافیت و ابهام در ماهیت و نحوه اجرای مدیریت مشارکتی آبیاری، وجود ناهماهنگی بین بهره برداران و دستگاه های اجرایی، محدودیت های سخت افزاری و اقلیمی، ناسازگاری و انعطاف ناپذیری رویه های مدیریتی اعمال شده و کارکنان غیرماهر و ناکارآمد دست اندرکار را شامل می شود. در پایان ، راهکارهایی برای گذار از وضعیت فعلی و تسهیل اجرای مدیریت مشارکتی آبیاری ارائه شده است.
    کلیدواژگان: مدیریت مشارکتی آبیاری، تحلیل محتوی، ایران
  • وکیل حیدری ساربان* صفحات 137-158

    حکمروایی خوب روستایی همانا فرآیند تاثیرگذاری همه ارکان دخیل روستایی بر مدیریت روستایی، باتمام سازوکارهایی که بتوان با آن ها به سوی تعالی و پیشرفت روستا و مردم روستایی حرکت کرد. تحقیق حاضر با هدف سنجش و ارزیابی الگوی مدیریت محلی مبتنی بر شاخص های حکمروایی خوب در مناطق روستایی شهرستان مشگین شهر انجام شده است. این پژوهش به لحاظ روش پیمایشی، و از نظر هدف کاربردی محسوب می شود. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش، شامل کل روستاییان بالای 15 سال ساکن در مناطق روستایی شهرستان شهرستان مشگین شهر می باشد (90359N=)، که از این میان تعداد 383 نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روایی صوری پرسش نامه توسط پانل متخصصان مورد تایید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسش نامه صورت گرفت و با داده های کسب شده و استفاده از فرمول ویژه کرونباخ آلفا در نرم افزار SPSS ، پایایی بخش های مختلف پرسش نامه تحقیق 72/0 الی 94/0 بدست آمد. نتایج حاصل از آزمون آماری نشان داد که شاخص های مشارکت اجتماعی و مسئولیت پذیری از کارکرد بیش تری در شکل گیری الگوی مطلوب مدیریت محلی روستایی شهرستان مشگین شهر تاثیر دارد و مدیریت محلی روستایی شهرستان مشگین شهر از لحاظ شاخص های حکمروایی مطلوب روستایی در وضعیت خوبی قرار دارد. افزون بر این، مطابق یافته های پژوهش تمامی شاخص های حکمروایی خوب (مشارکت اجتماعی، پاسخ گویی، کارآیی و اثربخشی، قانون مندی، عدالت و برابری، اجماع محوری، مسئولیت پذیری و شفافیت)، در مناطق روستایی شهرستان مشگین شهر در وضعیت مطلوبی قرار دارند.

    کلیدواژگان: حکمروایی خوب روستایی، مدیریت روستایی، توسعه پایدار، جامعه مدنی، بخش خصوصی
  • فاتح حبیبی*، حسنی محمودی صفحات 157-178

    تجریه بسیاری از کشورهای توسعه یافته نشان می دهد که توسعه گردشگری یک نیاز اساسی برای توسعه ملی و باید با درجه بالایی از اولویت آنرا در نظر گرفت. صنعت گردشگری از طریق افزایش درآمدهای ارزی نقش به سزایی در توسعه اقتصادی کشورها، به ویژه کشورهای درحال توسعه دارد. یکی از مراحل مهم در فرآیند برنامه ریزی، مرحله ارزیابی و انتخاب مناسب ترین گزینه از بین گزینه های مختلف است. از جمله شاخص های لازم برای ارزیابی سطوح توسعه گردشگری، می توان به شاخص های مختلفی از جمله جاذبه های طبیعی، تاریخی- فرهنگی و مذهبی، انسان ساخت و و جود زیر ساخته های مناسب و دیگر عوامل اشاره کرد که براساس این شاخص ها می توانیم به انتخاب گزینه مناسب از بین گزینه های موجود بپردازیم. در این راستا، روش TOPSIS و یا تکنیک برای ترتیب اولویت با شباهت به ایده آل راه حل، موضوع توجه رو به رشدی بوده است. برای این منظور، این پژوهش باهدف برنامه ریزی مناسب و کارا به ارزشیابی و اولویت بندی شهرستان های استان کردستان با استفاده از مدل TOPSIS ، بر اساس شاخص های توسعه ی گردشگری در چهار سطح فرا برخوردار، برخوردار، نیمه برخوردار و فرو برخوردار پرداخته شده است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای- اسنادی است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که شهرستان سنندج با ضریب اولویت 82/0 در سطح فرا برخوردار و شهرستان های مریوان، سقز و بانه به ترتیب با ضریب اولویت-های 382/0، 387/0 و 35/0 در سطح برخوردار و شهرستان های بیجار، کامیاران و قروه به ترتیب با ضریب اولویت های 23/، 21/0 و 20/0 در سطح نیمه برخوردار (متوسط) و شهرستان های دهگلان، سروآباد و دیواندره با ضریب اولویت 12/0، 096/0 و 078/0 در سطح فرو برخوردار (محروم) قرار دارند.

    کلیدواژگان: ارزیابی، شاخص ها، توسعه گردشگری، روش TOPSIS، استان کردستان
  • عامر نیک پور *، مرتضی رضازاده، فاطمه الهقلی تبار نشلی صفحات 179-200

    فقر اجتماعی به عنوان یکی از سه مولفه اصلی فقر شهری خود مفهومی چند بعدی است که سهم قابل توجهی در شکل گیری مفهوم نهایی فقر دارد، ‌بنابراین تعیین گستره آن اولین گام در برنامه‌ریزی و اجرای سیاست‌‌های محرومیت زدایی در مناطق شهری به شمار می رود. هدف اصلی این تحقیق شناسایی الگوی فضایی فقر اجتماعی و بررسی مهم‌ترین عوامل موثر بر آن در شهر آمل است. نوشتار حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش توصیفی-تحلیلی به شمار می‌رود. داده‌های مورد استفاده از بلوک‌های آماری سال 1390 مرکز آمار به دست آمده است و برای استخراج و طبقه‌بندی داده‌ها از نرم‌افزارهای GIS، GeoDa، SPSS و Excel استفاده شده است. در این پژوهش از 16 شاخص مرتبط با فقر اجتماعی و روش‌های تحلیل‌فضایی همچون تحلیل لکه‌های داغ، تحلیل عاملی، موران و LISA استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل لکه‌های داغ نشان داد حاشیه‌های غربی و قسمت های هم جوار با رودخانه هراز در مناطق شمالی و جنوبی شهر، از‌جمله مهمترین پهنه‌های این نوع فقر در شهر آمل می باشند، به طوری که در حدود 13 درصد از مساحت (57/267 هکتار) و 16 درصد از جمعیت شهر (34278 نفر) را در بر گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان می دهد که بر اساس شانزده متغیر اولیه فقط 4 مولفه ای که دارای بیشترین همبستگی با یکدیگر بودند تشکیل خوشه داده اند. این چهار مولفه که 05/76 درصد از واریانس موجود در داده‌های اولیه را تبیین می‌کنند، عبارتند از: فعالیت و مالکیت، بار‌تکفل، بی‌سوادی و از‌کارافتادگی و بیکاری. همچنین یافته های برآمده از آماره LISA نیز با تایید نتایج قبلی بزرگترین خوشه فقر را در مناطق غربی شهر به ویژه در محلات شماره 3، 4، 5 و 7 نشان می‌دهد.

    کلیدواژگان: تحلیل فضایی، فقر اجتماعی، تحلیل عاملی، آمل
  • قاسم کیخسروی*، حمید بیات صفحات 201-220

    در این پژوهش برای بررسی نوسانات ازن لایه استراتوسفری ایستگاه ژئوفیزیک(دوره آماری 2005 تا 2010)، نتایج بیانگر آن است که با افزایش ازن دمای سطح زمین کاهش یافته و با کاهش ازن بر دمای سطح زمین افزوده شده است و بیشترین سطح معنی داری و ضریب همبستگی در سطح اطمینان 99 درصد متعلق به فصل بهار و بعد از آن فصل پاییز می باشد. در بررسی رابطه بین مقدار ازن و ارتفاع تروپوپاز بین مقادیر بالاترین و کمترین ازن و ارتفاع تروپوپاز در طی دوره آماری در فصل زمستان حدود 79 درصد، فصل بهار 73 درصد، فصل تابستان 67 درصد و در فصل پاییز 62 درصد با افزایش ارتفاع لایه تروپوپاز، مقدار ازن کاهش پیدا کرده است. از لحاظ همدیدی پربندهای ارتفاع سطح 200 و 500 هکتوپاسکالی، در روزهای همراه با افزایش ازن سازگاری خوبی با تغییرات ستون کلی ازن جو نشان می دهد. بطوریکه در اکثر موارد عبور پرارتفاع ها و ناوه های ورتکس قطبی به منطقه ، باعث ایجاد سرمایش شدید و افزایش غلظت ازن در پوش سپهر گردیده است. و بر عکس با دور شدن ناوه و ورتکس قطبی، پشته عمیقی از پرفشار عربستان تا منطقه مورد مطالعه گسترش یافته و با فرارفت هوای گرم در پشته ها، سبب افزایش ارتفاع سطح ژئوپتانسیلی و کاهش ازن در منطقه می شود. بنابراین می توان اینگونه نتیجه گرفت در طی کاهش ارتفاع سطح ژئوپتانسیل و تروپوپاز، همگرایی ازن در ترازهای بالا صورت گرفته و نزول آن باعث افزایش ستون ازن کلی جو شهر تهران شده و به همان نسبت دمای سطح زمین نیز کاهش می یابد. و بر عکس با افزایش ارتفاع ژئوپتانسیل ترازهای 200 و 500 هکتوپاسکالی و تروپوپاز، واگرایی ازن در ترازهای بالا صورت گرفته و ستون ازن کلی جو کاهش و دمای سطح زمین نیز افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: اوزون استراتوسفری، وردایست، نوسانات، همدید، کلان شهر تهران
  • رسول قربانی، پوران کرباسی * صفحات 221-234

    کمبود آب در کشور و خشکسالی طولانی ضرورت توجه به مدیریت منابع آبی در بالادست سدها را امری اجتناب‌ناپذیر برای حیات شهری و صنعتی نموده است. موضوعی که در طی سال‌ها با گسترش باغداری و ویلاسازی بی‌رویه تداوم حیات و پایداری در کشور را تهدید می‌نماید. حوضه سد علویان در سال‌های اخیر تغییرات فراوانی، در کاربری اراضی، مقدار آب موجود در منطقه، سطح پوشش گیاهی به همراه داشته است. در پژوهش حاضر، ارزیابی تغییرات درصد پوشش و کاربری اراضی در فاصله زمانی 1990 تا 2016 در حوضه بالا دست سد علویان انجام شد. برای این منظور ابتدا از تصاویر ماهواره Landsat، بهترین ترکیب باندی انتخاب و نقشه کاربری اراضی با استفاده از الگوریتم ماشین‌بردار پشتیبان طبقه‌بندی نظارت شده تهیه، سپس نقشه پوشش اراضی منطقه در 5 کلاس، طبقه‌بندی گردید. برای ارزیابی صحت نتایج طبقه‌بندی، نقشه تولیدی با نقشه واقعیت زمینی بررسی و ضریب کاپا و صحت کلی طبقه‌بندی به روش طبقه‌بندی ماشین‌بردار پشتیبان برآورد گردید. براساس نتایج بدست آمده در حدود 86/1294 هکتار باغ از سال 1990 تا 2016 در محدوده افزایش یافته است که میزان مصرف آب برای این باغات براساس نرم‌افزار NETWAT نشانگر آن است که در حدود 2/11836174 مترمکعب در هکتار در سال مصرف آب در قسمت حوضه بالادست علویان افزایش یافته است. همچنین شبیه سازی تغییرات کاربری اراضی با استفاده از مدل زنجیره مارکوف و سلول‌ های خودکار زنجیره مارکوف انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که باغات از 06/2670 هکتار در سال 2016 به 55/3041 هکتار در سال 2021 خواهد رسید. که افزایشی 49/371 هکتاری خواهد داشت. در نهایت برآورد این تغییرات، حاکی از کاهش مستمر ورودی آب به مخزن سد و اضمحلال کارکرد آن در تامین آب شرب ، صنعتی و کشاورزی منطقه خواهد بود .

    کلیدواژگان: گسترش باغداری، تغییرات کاربری اراضی، تشدید کم آبی، حوضه آبریز سدعلویان
  • فاطمه عابدی، داریوش رحیمی *، ابوالفضل مسعودیان صفحات 233-244

    سامانه‌های بندالی به عنوان یک پدیده همدید تاثیر زیادی بر نوسان‌ سایر عناصر اقلیمی به ویژه دما و بارش دارند. از این رو در این پژوهش آشکارسازی روند تغییرات سامانه‌های بندالی مورد بررسی قرار گرفته است. در ابتدا سامانه‌های بندالی با نمایه‌ی TM در دوره‌ی 2012-1951 با تفکیک زمانی 6 ساعته و تفکیک مکانی5/2 × 5/2 جغرافیایی برای تراز 500 هکتوپاسکال شناسایی و فراوانی آن‌ها در تداوم‌های 1 تا 47 مشاهده‌ای مشخص گردید. سپس با کمک آزمون ناپارامتری من-کندال روند تغییرات آن‌ها شناسایی شد. نتایج نشان داد فراوانی رخداد سامانه‌های بندالی در اقیانوس آرام، اروپا، آسیا و ایران روند افزایشی و در اقیانوس اطلس و آمریکا روند کاهشی دارد. این روندها در 51 طول جغرافیایی با تداوم‌های 1 تا 8 مشاهده‌ای روند معنادار داشته که از این مجموعه در 26 طول روند مثبت و در 25 طول روند منفی است. هم-چنین نتایج روندیابی فصلی بیانگر معناداری این رخدادها در7 ماه از ژوئن تا اکتبر، دسامبر و مارس صرفا بر روی برخی از طول‌های جغرافیایی در محدوده‌های اطلس، آرام و آمریکا می‌باشد که در محدوده‌ی اطلس در ماه‌های ژوئن، سپتامبر و دسامبر روند کاهشی و در اکتبر و مارس روند افزایشی، در محدوده‌ی آمریکا در ماه‌های ژوئن، جولای، سپتامبر و اکتبر روند کاهشی و در محدوده‌ی آرام در ماه‌های جولای تا اکتبر روند افزایشی مشاهده شد. در اروپا، آسیا و ایران نیز بیش‌تر ماه‌ها روندها افزایشی ولی بر روی هیچ طول جغرافیایی روند معنادار مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: سامانه های بندالی، نمایه ی (TM)، روند، آزمون من کندال
|
  • Eisa Ebrahimzadeh, Aboozar Paidar * Pages 1-32

    At present, Sistan and Baluchestan rural development and rural development programs are being prepared for the operation of the sixth development plan of the country. In this regard, the purpose of the present study is to formulate a program for economic development and employment creation of the mosque of Abolfazl from the functions of the Bazman district of Iranshahr in Sistan and Baluchestan province. The research method is descriptive-analytical and collecting data using collaborative assessment models (PRA). The participants of this study were 27 male and female trustworthy in the municipality of Abolfazl who were selected purposefully. The current situation of the seven capital, the mosque's Abolfazl village, which can help the rural economy and employment creation, and the proponents and responsibilities of each of the governmental organizations responsible for employment, or global organizations and charities And nongovernmental organizations in order to succeed in the development of economic development and occupational fields. Finally, job creation projects, existing barriers to each project, success stories and job creation capacity of each of them in the framework of the proposed rural employment program Became. If these programs are implemented, Masjed-e-Abol-Fazl village will be on the horizon of the rural program. It will be based on relative welfare, sustainable employment and export-oriented economy, relied on production and revenue in the tripartite economic sectors with a central focus on services (Emphasis On tourism and welfare services) and agriculture (emphasis on modern agriculture and targeted livestock) with the support of the industry sector, especially handicrafts.

    Keywords: Sustainable Economic Development, Employment Planning, Seven Capital Model, Mosque Abolfazl Village
  • Maryam Hafezi Far, Farah Habib *, Hossein Zabihi Pages 33-50

    According to the changes of growth and development approaches, social sustainability has been considered as one of the branches of sustainable development in recent years. Since there are different and conflicting ideas such as soft or hard indicators, social sustainability as a product or process and social sustainability as a part of sustainable development or social sustainability as a Precondition to it, different variables have been proposed to evaluate social sustainability in urban communities. These variables have cause-effect and direct- indirect relations. Therefore, the purpose of this research is to determine the level of each variable and discover their cause- effect relations. To determine the level of each variable and discover their cause- effect relations, interpretative structural modeling approach has been used. In order to provide input data a 47*47 matrix was given to seventeen urban planning experts and the binary relations between variables was evaluated. Results show that social sustainability indicators can be classified into sixteen levels. The indicators were classified as following: Political and organizing indicators as fundamental level (the lowest level), social and special justice indicators as connective level (middle level) and indicators related to social welfare as product of social sustainability process (the highest level).According to ISM the dominant approaches of social sustainability should change from product base to process base. This approach can connect social variables to economical, physical and organizational indicators and in an integrated process result in social welfare

    Keywords: Social Sustainability, interpretative structural model, sustainability in urban Neighborhoods
  • Leila Rahimi *, Saber Saboori, Hadis Bordbar, Sepideh Zeidi Pages 51-70

    Floods are one of the most devastating natural phenomena that cause many human and financial losses in urban areas every year. Regarding the above problem, the present article attempts to address goal of determining the relationship between each of the variables of place attachment, risk perception and preventive behavior in order to reduce the damage caused by flood. The research method in this study is a descriptive-comparative study and is based on documentary study and questionnaire and performing hierarchical and multivariate regression tests and Pearson test in Spss. In addition, in this research, of field studies have been used to better understand the location of the site and to examine the physical, social and environmental issues. The results of the hierarchical regression test show that place attachment with a standard coefficient of 0/427 has a more significant effect on perception of risk. The results of multivariate regression show that the relationship between place attachment and perception of risk (with a power 1) is greater than the relation between place attachment and Preventive behavior (with a power of 0.97). Pearson correlation test showed that place attachment and risk perception (with a coefficient of 0.427) had the highest correlation. Therefore, to reduce the damage caused by the flood, it is possible to encourage citizens who are more at risk of flood to prepare for risks and conduct preventive behaviors through the positive effect of the place attachment, which is an important factor in increasing the risk perception.

    Keywords: place attachment, risk perception, Preventive Behavior, Flood, Babol
  • Rahman Zandei *, Mohammad Javad Safaei, Maryam Khosravian Pages 71-96

    Excessive use of fossil fuels threatens the living environment on the planet by contaminating the environment, and today one of the solutions proposed for energy is the use of renewable energy along with the reform of consumption. solar radiation zoning map of the city of Sabzevar was produced 159 active village. and then the annual radiation pattern received in 2017 by radiation analysis and using DEM of the area with power The spatial resolution of 30 m was estimated for point-to-point radiation and finally, based on the village's demand and solar power production potential in the potential region. In order to better evaluate, the study area was studied in three parts of central Sabzevar, Roodab and Shastshmat. The central part of Sabzevar with the value of 90201150 and the sixth part with 66910770 watts per m2 have the highest and lowest total radiation, respectively. In order to determine the most important factor affecting irradiation, the correlation between the two factors of height and sunshine with total radiation was calculated and the results indicate that the correlation between total radiation and the height factor is far more than sunshine hours. Finally, the total radiation potential at the study area was calculated and evaluated, the results show that the potential of solar energy is scattered in rural areas with a low population density. The results also show that 95.82 percent of the city's surface has a high potential, 4.01 percent has a very good potential and 0.15 percent has a good potential.

    Keywords: Solar energy, GIS, Potentiometric, Digital Elevation Model, Sabzevar city
  • Mostafa Ghaderi Hajat *, Zakeyeh aftabi Pages 95-110

    Space justice refers to the sovereignty of a situation in which the resources, benefits, power and wealth of the community enjoy a balanced distribution, and this manifestation can be seen in the relative distribution of development indicators on national and local scales. On the other hand, space injustice refers to the sovereignty of a situation in which resources, benefits, wealth and power in the society have an uneven distribution, and the community has a desire for dichotomy and structural divide and has different negative consequences. Apart from its political and security implications, the social justice of justice affects the structure of space with consequences such as the spread of poverty, marginalization and other maladministration.
    In this research, using descriptive-analytical method and relying on library information, data analysis and mapping, Excel and ArcGIS software were used to study and analyze the poverty of the northern provinces of the Islamic Republic of Iran from the perspective of spatial justice. Be for this purpose, seven provinces of North Khorasan, Golestan, Mazandaran, Gilan, Ardebil, East Azarbaijan and West Azarbaijan have been selected as the study area.
    Results show that , North Khorasan Province is one of the poorest provinces in the country. After that, the provinces of Golestan, Gilan and Ardebil are ranked next in terms of poverty and deprivation. The provinces of Mazandaran, East Azarbaijan and West Azarbaijan are more desirable than the provinces mentioned above and are in the second rank of poverty and deprivation.

    Keywords: poverty, Space Injustice, Space Justice, Northern Provinces, Iran
  • Fatemeh Askari Bezayeh *, Hasan Afrakhteh, Asgar Tahmasebei, Farhad Azizpour, Daryosh Fathoalah Talegani Pages 115-136
    Participatory irrigation management as an approach to increase agricultural water productivity and reduce the cost of public management has been considered in Iran since the 1970s, along with global trends, and its implementation has been accompanied by many obstacles and problems. In this analytical-applied research with post-event approach, the weak of implementation of participatory irrigation management in Iran has been examined through the analysis of the content of research carried out in the country and relevant documents. To conduct this research, existing resources in the field of participatory irrigation management were identified from valid databases as far as possible and 38 sources were investigated and Atlas.ti7 software was used for data analysis. The analysis of 38 surveyed sources indicates that there are 12 domains of obstacles and problems in participatory irrigation management in Iran, which includes inadequate and anti-participation agricultural policies, neglecting of measures to provide conditions and planning, dominating narrow-minded cultures and establishing a climate of unreliability, lack of financial-credit support, a centralized and inflexible state structure, weakness in providing information and lack of information, preventive laws and regulations, lack of clarity and ambiguity in the nature and implementation of participatory irrigation management, inconsistency between users and responsible organizations, hard and soft ware and climate restrictions, incompatibility and inflexibility of applied management practices, unskilled and inefficient staff. In the end, some ways to move from the current situation and facilitate the implementation of participatory irrigation management have been suggested.
    Keywords: participatory irrigation management, Content analysis, Iran
  • Vakil Heidari Sareban* Pages 137-158

    The purpose of this study was to evaluate of rural local management patterns related to indexes of good governance in the rural areas of Meshginshahr County. His study is descriptive - analytical in terms of research methods, practical in terms of nature and is a library and field kind of research in terms of the type of data collection. The tool used in measuring the questionnaire was made by the researcher. Statistical society of research included all of villagers residing in the rural areas of Meshginshahr County (N=90359). In addition for determining sample size the villagers of residing in the rural areas of Meshginshahr county was used Cochran formula. Finally, the sample size of villagers 383 was determined. Sample size was determined based on the Cochran’s formula and the required data were collected through questionnaires. Content validity of the questionnaire was confirmed by professors and experts and its reliability was determined based on Cronbach's alpha (0.72-0.94). For data analysis, SPSS software was used the results of statistical tests showed that the indexes of social participation and responsibility has a higher function at establishments of local management suitable pattern in the rural areas of Meshginshahr County. And results of statistical tests showed that the rural local management from standpoint of rural good governances is good situation.

    Keywords: Rural Good Governance, Rural management, Sustainable Management, Civic Society, private sector
  • Fateh Habibi *, Hosna Mahmoodi Pages 157-178

    Tourism industry increases foreign exchange revenue and thus has an important role in economic development, especially in developing countries. Tourist attractions as one of the pillars of tourism industry along with other elements including infrastructure will provide the necessary conditions for attracting tourists. Given the importance of tourism’s role in economic development on the one hand and tourism potential in Kurdistan province on the other, it is necessary to apply an appropriate procedure to prioritize different areas for different investments in the province. This study aims to evaluate and prioritize the cities in Kurdistan province through TOPSIS model based on tourism development indicators (natural attractions; historical, cultural and religious attractions; man-made attractions; commercial attractions; touristic villages; hotels; accommodation rooms; tourism service agencies; travel agencies; active toll-houses; traffic police; road emergency stations; on-road accommodation; and accident blackspots) in the four richness/development levels of over-developed, developed, semi-developed, and under-developed to achieve appropriate and efficient planning. The methodology of the study is descriptive-analytic and data is collected through library-documentation method. The results of the study indicate that Sanandaj with a priority coefficient of 0.82 is over-developed; Marivan, Saqez, and Baneh with priority coefficients of 0.382, 0.387 and 0.35, respectively, are developed; Bijar, Kamyaran and Qorveh with priority coefficients of 0.23, 0.21 and 0.20, respectively, are semi-developed; and Dehgolan, Sarvabad and Divandarreh with priority coefficients of 0.12, 0.096 and 0.078, respectively, are under-developed (deprived)

    Keywords: Prioritization, Tourism, Tourism Development Index, Topsis model, Kurdistan Province
  • amer nikpoor *, morteza rezazadeh, Fatemeh Allahgholitabar Nesheli Pages 179-200

    The implementation of poverty reduction policies will not succeed without defining its scope and dimensions, and one of the important issues in defining poverty reduction programs is to know the extent of poverty affecting society and the factors that affect it. Therefore, the purpose of this study is to investigate the space recognition of social poverty zones in Amol city. This paper is an applied and descriptive-analytical method. Data were obtained from statistical blocks of Statistics Center in 2011. GIS, GeoDa, SPSS and Excel software were used to extract and categorize the data of this research. In this research, 16 poverty-related indicators and analytical methods such as hot spots, factor analysis, Moran and LISA have been used. The results of hot spots analysis showed that the western margins of the city and parts near the river Haraz in the north and south of the city are one of the most important social poverty areas in Amol city. In total, these areas cover 267.57 hectare of the total city (12.89%) and 34278 of the total population of the city (15.62%). Also, the results of LISA's analysis of the final indicator of social poverty indicate that the largest poverty cluster with high values is in the western regions of the city, especially in neighborhoods No. 3, 4, 5, and 7.

    Keywords: Spatial analysis, Social Poverty, Factor Analysis, Amol
  • Ghasem Keikhosravi *, Hamid Bayat Pages 201-220

    In this study, in order to study the ozone deviation of stratospheric layer. The results indicate that with increasing ozone, the surface temperature has decreased and ozone has been added to the surface temperature. In the study of the relationship between the amount of ozone and the height of the Tropopause between the highest and lowest ozone and Tropopause height during the statistical period in winter, about 79%, the spring of 73%, the summer season was 67% and in the autumn, 62% with the increase in the height of the tropopause layer, The amount of ozone has decreased. Synoptically on days with ozone increase, are well adapted to changes in the total ozone bar column In the majority of cases, the passage of high peaks and vortices to the region in the stratosphere has caused intense cooling and increased ozone concentrations. On the contrary, with the removal of the Trough and Vortex, a deep heap of Saudi high pressure to the studied area has been expanded, and with the warming of the air on the ridges, it increases the elevation of the geopotential and decreases the ozone in the region.

    Keywords: Stratospheric Ozone, Tropopause, Oscillations, Synoptic, Tehran Metropolis
  • rasoul ghorbani, pooran karbasi * Pages 221-234

    the amount of water in the area and vegetation cover. In the present study, changes in the percentage of land cover and land use during the period from 1990 to 2016 were evaluated in the upper basin of the Alavian dam. For this purpose, at first Landsat satellite images were selected, the best band combination was prepared, and the land use map was mapped using the automated logistic support algorithm of the monitored classification, then the land cover map was classified in five classes. In order to evaluate the accuracy of the classification results, the production map was compared with the ground reality map and kappa coefficient and the general classification accuracy was determined by the automation classification method. Based on the results, roughly 1294.86 hectares of gardens have been grown in the range from 1990 to 2016, where the water consumption for these gardens based on the NETWAT software indicates that about 11836174.2 cubic meters per hectare per year, increased water use in the basin upstream of the Alavian. Also, simulation of land use changes was done using Markov chain model and Markov chain auto-cells. The results of the research indicate that the gardens will reach from 2670.06 hectares in 2016 to 3041.555 hectares in 2021, which will be an increase of 371.49 hectares. Ultimately, estimating these changes will imply a continuous reduction in the input of water into the reservoir and its degradation in the supply of drinking water, industrial and agricultural areas.

    Keywords: Gardening spread, Land use changes, Dehydration Escalation, Alavian Dam Basin
  • Fatemeh Abedi, Dariush Rahimi *, s .abolfazl masodian Pages 233-244

    Blocking is one of the most protruding flow patterns and has received attention during the last decades due to its effect on seasonal weather characteristics. Moreover, finding show that Most of the blocking systems in the northern hemisphere are in all seasons and their continuity in the Atlantic and Pacific.
    The results of the Mann-Kandal test at the 95% confidence level of the percentage of frequency of blocking systems showed that the northern hemisphere blocking systems have been increasing in most parts of Asia-Pacific, Europe and Iran, and the trend is decreasing on the Atlantic Ocean and the American continental. Of course, these trends only increased significantly on parts of Central Asia and Central Pacific. In the monthly, the Eastern and Central Atlantic segregated from May to September and December the decreasing trend that decreasing only in June, September and December in some areas of the trend, in October, November January, February and March is an increasing, and only in October and March this trend is significant.In the Pacific, except in March, there has been an increasing trend in all months in July, August, October and September. In the Americas, except in May and August, there has been a significant decrease in the other months. In Europe, except for the months of August, September and December, in other month has an increasing trend, which has not been significant. In Asia and in the region of Iran, although it is more or less an increasing trend, it is not significant

    Keywords: Blocking System.TMIndex, Trend, Mann-Kenadl Test