فهرست مطالب

پژوهشهای ایران شناسی - سال نهم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • سال نهم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • شیرزاد احسان خواه، منیره کاظمی راشد، حسن زندیه*، منیژه صدری صفحات 1-20

    در دوره قاجار به علت رخدادهایی چون پدیده سرمایه داری و جهانی شدن اقتصاد، دروازه های مرزی کشور به روی سایر ممالک گشوده شد. در این میان، کرمانشاه به عنوان یکی از مهم ترین مسیرهای مرزی کشور سهم بسزایی داشت و در تقابل و تعامل با دولت عثمانی و از آن طریق، در پیوند با سایر کشورهای اروپایی قرار گرفت. تغییر زیرساخت های اقتصادی، رونق تجارت، ورود افراد خارجی و غیربومی به عرصه تجارت منطقه، تولید کالاهای صادراتی و... از پیامدهای اقتصادی این روابط بود. این پژوهش به استناد سفرنامه ها، خاطرات، اسناد و سایر منابع به روش تحلیلی- توصیفی و کتابخانه ای انجام شده است. هدف از این پژوهش بررسی تحولات اقتصادی این ایالت در پیوند با روابط خارجی در یکی از مهم ترین ادوار تاریخ ایران است. یافته ها نشان می دهد مناسبات خارجی ایران با کشورهای اروپایی و عثمانی، سبب بروز تحولات اقتصادی از جمله ورود افراد غیربومی از داخل و خارج کشور به عرصه تجارت و انحصار آن در دست خانواده های غیربومی مانند خانواده وکیل الدوله از اتباع عثمانی و بازرگانان تبریزی و یهودیان بغداد و... در این ایالت گردید. زیرساخت های تجاری مانند بازار، کاروانسرا، تشکیلات اداری مالی، مالیات، کارگاه های تولیدی و...گسترش یافت. افزایش تولیدات کالاهای صادراتی مانند فرش و تریاک از دیگر پیامدهای اقتصادی روابط خارجی در این ایالت بود.

    کلیدواژگان: قاجاریه، روابط خارجی، کرمانشاهان، تحولات اقتصادی، عثمانی
  • الهه پنجه باشی* صفحات 21-40

    در زمان معاصر نشانه در مرکز توجه انسان قرارگرفته و ازجمله موضوعاتی است که به طور عمده مورد بازاندیشی واقع شده است. نقاشی دوره قاجار در دهه های اخیر، شاهد تحول و تقویت خوانش نشانه های تصویری بوده است. یکی از نشانه های اصلی در هنر دوره اول قاجار نشانه پرنده است به وفور در هنر نقاشی این دوران دیده می شود. پانوفسکی با طرح تفسیر شمایل شناسانه میان مطالعاتی که درزمینه تاریخ هنر و مطالعات سایر رشته های علوم انسانی صورت می پذیرد پیوند برقرار می کند. در مطالعات تطبیقی همیشه یک اثر را از حیث خصلت های صوری و فرمال موردبررسی قرار نمی دهیم، بلکه میان یک اثر با ادبیات، فلسفه... و نظام اجتماعی آن دوران و سایر نظام های فرهنگی پیوند برقرار می کنیم. رها از اینکه هنرمند چنین قصدی را داشته یا نداشته است. در جستجوی این مسئله ابتدا با مقولات کلیدی در حوزه نظری بر اساس نظریه پردازی اروین پانوفسکی (1968-1892) میلادی به عنوان گرایش نظری پژوهش مورد واکاوی قرارگرفته و بر این مبنی سوال اصلی پژوهش به این قرار است: پرنده در نقاشی پیکره نگاری درباری دوره قاجار در زنان و مردان از چه جایگاه معنایی بنا بر آرا پانوفسکی برخوردار است؟ محتوای پژوهش حاضر کیفی است و بر اساس روش شناسی تاریخی- تحلیلی و شیوه گردآوری کتابخانه ای صورت گرفته است. نتایج یافته ها حاکی از آن است که نمایش و حضور پرنده در هنر قاجار متاثر از هنجارهای زیبایی شناسی ایران در دوره های قبل است. پرنده در این آثار به مثابه نمادی فعال و پویا در تعادل با پیکره تصویر قرارگرفته و در تکامل فرایند نهایی تصویر نمودار می شود.

    کلیدواژگان: نقاشی قاجار، اروین پانوفسکی، شمایل شناسی، نشانه شناسی، نشانه پرنده
  • محمود جعفری دهقی، لیلا ورهرام* صفحات 41-59

    از زمان تحقیقات گلدنر درباره وزن اوستای جدید، داشتن وزن هجایی مهم ترین ملاک تعیین شعر در این متون بوده است. گلدنر و معاصرانش طبق سنت ادبی زمان خود وزن را مهم ترین مشخصه شعر و عامل تمایز آن با نثر، در هر زبانی، می دانستند. پس از گلدنر، مطالعات شعر اوستایی براساس همان تعریف و ملاک قرار دادن وزن شعر ادامه پیدا کرد، اما در حوزه مطالعات شعر هندواروپایی که اندکی پیش از انتشار تحقیقات گلدنر پا گرفته بود، زبان شاعرانه متن مبنای تشخیص شعر بودن آن شد. این زبان شاعرانه شامل ویژگی هایی مثل وزن هم می شد، اما تمرکز اصلی آن بر عبارات شاعرانه قالبی و خویشاوند در زبان های کهن هندواروپایی بود. نظریه ادبی جدید، مخصوصا فرمالیسم، که شعر را انحراف از هنجار معمول زبان روزمره تعریف می کرد، بر تعریف شعر نزد محققان شعر هندواروپایی تاثیر گذاشت و آن ها نیز، با وجود توجه به سنت ادبی زبان های باستانی، نشان دار بودن متن، یعنی داشتن عبارات قالبی و واژگان شاعرانه و برهم زدن ترتیب معمول واژه ها را معیار اصلی شناسایی اشعار هندواروپایی کهن تعیین کردند. مدعای نوشته حاضر این است که اگر برای تشخیص شعر در اوستای جدید وزن یا انحراف از هنجار متعارف زبان را ملاک قرار دهیم، نمی توان یشت های کوچک و متاخری مانند اردیبهشت یشت را شعر دانست و این نتیجه گیری به دودستگی در مجموعه یشت ها می انجامد که احتمالا مقصود سرایندگان یشت ها نبوده است و از این رو بهترین معیار برای تعیین بخش های شعری اوستای جدید مقایسه آن ها با اشعار به جا مانده از سایر زبان های هندواروپایی و یافتن صناعات ادبی در این متون است.

    کلیدواژگان: شعر هندواروپایی، یشت ها، اوستای جدید، ژانر، وزن شعر
  • سید نصراله حجازی*، وحید بهرامی صفحات 61-80

    اندرزنامه نویسی میراث ارزشمندی است که به بازنمایی خرد سیاسی ایرانیان می پردازد. محتوای اندرزنامه ها، همان گونه که از نامش پیداست، اندرزهای اخلاقی، مذهبی و سیاسی و اجتماعی نخبگان و مصلحان نسبت به شهریار زمان است. خطاب وارگی اندرزنامه ها، ترسیم کننده شاه ایده آل و آرمانی نخبگان ایرانی است. در نگاشتن اندرزنامه ها به عنوان تبلور یکی از مهم ترین صور دانایی، می توان دو ریشه ایرانی و باستانی را شناسایی نمود. در این نوشتار دو تن از متفکران سرشناس خرد ایرانی که سعی کرده اند به شیوه اندرزی، آداب حکمرانی ایرانی را، یکی با استفاده از تعالیم اسلامی و دیگری با رجوع به منابع ایران باستان احیا کنند، یعنی سعدی و شاهنامه مورد بررسی قرارگرفته اند. در حقیقت این نوشتار درصدد یافتن چگونگی تاثیرگذاری منابع ایرانی و اسلامی در ویژگی های شاه آرمانی در دو بعد عملی و ذهنی است که به نظر نگارندگان این امر خود را در همانندی های دو متن که سعدی و فردوسی نگاشته اند، جلوه گر می سازد. به نظر می رسد با مددگیری از روش پدیدارشناسی و چارچوب نخبه گرایی پارتو، بتوان همانندی هایی در دو بعد عینی و ذهنی یافت که از تداوم تاریخی در خصوص ویژگی های شهریار آرمانی در ایران پرده برمی دارد. تمرکز بر نقاط مشترک دو متن تاریخی درباره ویژگی های شاه آرمانی که در دو بستر متفاوت تاریخی، سیاسی و مذهبی نگاشته شده اند، از دقائق اصلی این نوشتار است.

    کلیدواژگان: شهریار آرمانی، اندرزنامه نویسی، سعدی، شاهنامه، بزرگمهر
  • علی رسولی* صفحات 81-98

    شبه جزیره بوشهر در دوره های مختلف تاریخی از طریق بندرهایی چون لیان، ریشهر و بوشهر ارتباطات دریایی را در میانه ساحل شمالی خلیج فارس تسهیل کرده است؛ اما به نظر می رسد در فاصله سده های ششم ه.ق تا هشتم ه.ق این نقش به بندری تازه به نام خورشیف واقع در دماغه شیف منتقل شده است. پژوهش حاضر به بررسی پیدایش، کارکردها و زوال این بندر پرداخته است. این بررسی نشان می دهد که بندر خورشیف در سده ششم ه.ق در نتیجه موقعیت مناسب جغرافیایی آن در پیوند با شیراز، کازرون و خلیج فارس ایجاد شد. سپس در سده هفتم ه.ق و اوایل سده هشتم ه.ق، این شهر در برقراری ارتباط میان فارس و جنوب عراق، دفاع از جزیره کیش و گسترش طریقت مرشدی نقش مهمی ایفا کرد. سرانجام به واسطه ناامنی در نواحی جنوبی کشور و جابه جایی مرکزیت قدرت دریایی خلیج فارس به هرموز نو (جرون)، خورشیف دچار زوال شد. یافته های مزبور اهمیت جغرافیایی دماغه شیف را یادآوری کرده و بخشی از خلا دانش موجود پیرامون فعالیت های دریایی در حول وحوش شبه جزیره بوشهر در سده های میانه ایران را برطرف می کند.

    کلیدواژگان: جغرافیای تاریخی، خلیج فارس، خورشیف، شیف، اتابکان، ایلخانان، طریقت مرشدی
  • سهراب سعیدی*، علی محمد پشت دار، حسین قاسم پور مقدم صفحات 99-115

    بانگ چاووش در هرمزگان نوائی است عرفانی و روحانی که برای دعوت مردم به محافل و مجالس دینی و یا به زیارت رفتن از آن استفاده می نمایند و آن این گونه است که  ملای چاووش خوان بر بلندی رفته ودر حالی که دست بر بناگوش گرفته با آهنگ و صوتی دلنشین اشعاری را در مدح و منقبت امامان می خواند. در گذشته بانگ چاووش خوان مردم را مطلع می کرد که در آن شب مجلس منبر و وعظ برگزار می شود و همین طور این چاووش در حکم اعلان خبر هم بوده است. چاووش خوان بسته به نوع سفری که زائر می رود اشعاری را می خواند و مردم برای بدرقه و حلالیت خواهی به دیدارش می روند و زیارت قبول می گویند. آئین چاووش خوانی نیز یکی دیگر از آئین های مذهبی استان هرمزگان است که در این استان - با توجه به نسخه های خطی از مرحوم ملا منصف و مرحوم حسینعلی قضائی علیایی - حدود 300 سال سابقه دارد و در حال حاضر هم اجرا می شود.این مقاله با روش تحلیل محتوا و با استفاده از ابزار کتابخانه ، آئین چاووش خوانی در هرمزگان را معرفی می کند.

    کلیدواژگان: سفر زیارتی، میناب، مرثیه، فرهنگ هرمزگان، آئین چاووش خوانی
  • علی شجاعی اصفهانی* صفحات 117-135

    کاخ جهان نما از بناهای شاخص دوران شاه عباس صفوی در ابتدای خیابان چهارباغ بود که توسط ظل السلطان در سال 1314 قمری تخریب گردید. بنا بر اسناد تصویری و نوشتاری به عنوان یک کاخ دروازه مشابه با کاخ عالی قاپو، ورود به خیابان چهارباغ را برای اهل دربار ممکن می ساخت. با توجه به مشخص بودن محدوده آن، شناسایی محل دقیق و چگونگی ساخت و تزیینات کاخ در فصل اول کاوش (اسفند 1393 تا اردیبهشت 1394) مد نظر قرار گرفت. به این ترتیب مشخص شد هشت پایه سنگی که بخشی از کاخ روی آنها قرار داشته بود محدوده شمالی جنوبی آن را مشخص می کنند، همچنین شواهد مربوط به تزیینات بیرونی و داخلی کاخ و بخش هایی از کف پوش شمال کاخ تا حدودی وضعیت این بنای مربوط به قرن یازدهم هجری قمری را بازگو می کند. فهم محل دقیق شروع خیابان چهارباغ که بعد از کاخ شروع می شده است، طول شمالی جنوبی کاخ و شواهد قبل از دوره صفوی و حتی قبل از اسلام نشان از اهمیت محوطه در مرکز شهر اصفهان دارد. در مطالعه اخیر تلاش شد تا با انطباق اسناد و منابع مکتوب، کاوش های میدانی و مطالعات آزمایشگاهی بتوان شناخت جامعی از این بخش دولت خانه صفوی و شهر اصفهان به دست آورد. به علاوه بررسی کنونی خبر از آن دارد که با وجود تخریب گسترده آثار در بعد از دوره صفوی و نوسازی های شهری دوران اخیر، همچنان بر پایه مدارک باستان شناسی و انجام باستان شناسی شهری می توان شواهد قابل قبولی از گذشته شهر به دست آورد که در فهم و شناخت آن راهگشا است و در منابع مکتوب نشانی از آنها یافت نمی شود.

    کلیدواژگان: اصفهان، کاخ جهان نما، خیابان چهارباغ، دولتخانه صفوی، باستان شناسی شهری
  • زینب صادقی سهل آباد* صفحات 137-155

    هدف اصلی پژوهش حاضر معطوف به بررسی مضامین عرفانی و اسلامی ایرانی در آثار الکساندر کوسیکوف، شاعر سده بیستم روسیه است. کوسیکوف از آن دسته شاعرانی است که در ایران کاملا مورد بی توجهی قرار گرفته است، در حالی که میزان تاثیرپذیری وی از عرفان، فرهنگ و ادبیات ایران و مشرق زمین کاملا قابل توجه است. مطالعه توصیفی و تحلیلی آثار «سجاده مروارید»، «اسکندرنامه»، «البراق» و پاره ای دیگر از تصنیفات وی، حاکی از تاثیرپذیری و همنوایی وی با عرفان اسلامی ایرانی است. طرح مفاهیم قرآنی و اسلامی، مضامین و بن مایه های عرفانی ادب فارسی، اقتباس از سبک شعری و کاربرد واژه های فارسی در آثار کوسیکوف از جمله این تاثیرات بوده اند. تجلی بن مایه های عرفانی ادبیات فارسی بر اشعار الکساندر کوسیکوف، بیانگر ژرفای تاثیر عرفان و ادب ایرانی بر ادبیات و اندیشه شاعران سرزمینی دیگر و مایه مباهات هر ایرانی است و توانایی شاعر و عمق نگاه او را در ایجاد جهانی با گفتمان چند سویه و ایجاد پل بین تمدن ها و گفتگوی فرهنگ ها می نمایاند و از سویی دیگر نمایانگر قدرت نفوذ اندیشه های اسلامی و عرفانی در ملل دیگر است.

    کلیدواژگان: الکساندر کوسیکوف، عرفان، ادبیات کلاسیک ایران، ادبیات روسیه، فرهنگ اسلامی، تاثیرپذیری
  • محمد کشاورز بیضایی* صفحات 157-172

    نظام التواریخ اثر موجز قاضی بیضاوی در دوره مغولان، با وجود موقعیت مهم زمانی و همچنین مستندات مکرر مورخان بعدی به آن، از سوی مورخان و نویسندگان متاخر چندان مورد توجه نبوده و حتی منجر به ابراز نظرهای دوگانه درباره آن شده است. در این جستار با روشی تحلیلی توصیفی، ویژگی های معرفت تاریخی قاضی بیضاوی در نظام التواریخ و در عین حال میزان توفیق آن مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که عوامل و ویژگی هایی نظیر اعتقادات کلامی وی به خصوص گرایش به مذهب کلامی اشعری، جایگاه وی به عنوان قاضی القضات و مفسر قرآن بر اساس همان نگاه اشعری، منجر به اولویت فقه، کلام و تفسیر بر تاریخ در دستگاه معرفتی و مبادی اندیشه ورزانه وی شده و دانش تاریخ نتوانسته است حضوری اصیل در نظام فکری وی داشته باشد. با این حال ویژگی هایی در تاریخ نگاری بیضاوی وجود دارد که مهم ترین آن ها را به قرار زیر می توان برشمرد: تعلق خاطر به گذشته فارس به عنوان زادگاه خویش، باور به امر قدسی در تاریخ، مشیت باوری، توجه به تاریخ به مثابه ابزاری انتفاعی در خدمت شریعت (خیر دنیا و عقبی)، غلبه توصیف بر تحلیل، پاکیزه نویسی و گرایش به زبانی ساده و ایضاحی.

    کلیدواژگان: بیضاوی، نظام التواریخ، معرفت تاریخی، تاریخ نگاری
  • علی مصلحی مصلح آبادی*، زهره زرشناس صفحات 173-192

    تلاش های زبان شناسان برای ریشه یابی واژه های زبان های ایرانی پیشینه ای طولانی در ایران و کشورهای دیگر، به ویژه کشورهای اروپایی، دارد و پیش رفت های اخیر در باب مطالعات تاریخی و تطبیقی زبان نیز به دقت بیش تر در این زمینه و پیش نهادن نظرهای تازه در کنار بازنگری نظرهای پیشینیان منجر شده است. در این پژوهش، سعی شده که با بهره گیری از روش های مطالعات تطبیقی زبان های هندواروپایی و تلفیق آنها با دانسته های موجود از زبان های ایرانی، بخشی از واژه های گنجینه زبان های ایرانی بررسی و با نیای هندواروپایی آغازین آنها مرتبط شود. برای این منظور، با روش تطبیقی و «معنا-تباره شناختی»، نخست تلاش می شود که ریشه ای مادر در هندواروپایی آغازین بازسازی و سپس با بهره گیری از سوابق شناخته شده از موارد گسترندافزایی به ریشه مادر و بررسی سوابق این ریشه های گسترنددار در ایرانی، برای برخی از واژه هایی که تا کنون ریشه ای برای آنها داده نشده، نیایی درخور معرفی شود و برای برخی دیگر نیز ریشه هایی جای گزین پیش نهاد گردد. در اینجا به بررسی ریشه مادر *sel- و بازتاب های آن در برخی از زبان های ایرانی پرداخته می شود و در این میان هم تبارهای آنها در زبان های دیگر هندواروپایی نیز به صورت ضمنی معرفی می شوند.

    کلیدواژگان: ریشه شناسی، زبان های ایرانی، زبان های هندوایرانی، زبان شناسی هندواروپایی، تباره شناسی، گسترندافزایی، ریشه مادر
  • شهرام یوسفی فر* صفحات 193-213

    مطالعات مسائل اجتماعی در ایران، بر موقعیت امروز تمرکز دارد و به دلایل مختلف از رهیافت های تاریخی به دور مانده است. از سده 13/19 در اثر تماس های گسترده ایران با غرب، بسیاری مسائل اجتماعی کلان اجتماعی به وجود آمده و برخی از آن ها، در تولید ساختارها و مناسبات اجتماعی نقشی سرنوشت ساز ایفا کردند، ازاین رو فهم همه جانبه مسائل کلان اجتماعی امروزی نیازمند درک پیچیدگی ها و تطور مسائل تاریخی تا به امروز است اما نیل به این امر کار دشواری است؛ چراکه در چگونگی شناسایی و وصف مسئله های تاریخی هر دوره، به شدت تحت تاثیر نظام اندیشه ای قدرت سیاسی و اجتماعی زمانه خود قرار دارد. در این پژوهش با تکیه بر یک سنخ منبع، حاوی داده های منحصر به فرد از چالش ها و مسائل اوایل سده 14/20 ایران، مقوله بندی از مسائل اجتماعی ارائه می شود. اسناد بایگانی دیوان عدلیه اعظم بنا به ماهیت حقوقی و قضایی آن، مجموعه ای از داده هایی را به دست می دهد که به این پرسش پاسخ خواهد داد که در دوره مورد نظر چه مسائل کلان اجتماعی وجود داشت؟ این پژوهش با روش و رویکرد تحلیل داده ها به شیوه کیفی و استخراج داده ها و مقوله بندی آن ها از متون مورد نظر، انجام شد و در این مرحله تمرکز بر شناسایی و مقوله بندی مسائل کلان اجتماعی بود. تحقیق نشان داد چالش های اقتصادی و حقوقی قضایی، اصلی ترین مسائل کلان اجتماعی در جامعه ایران در آغاز سده 14/20 بود.

    کلیدواژگان: دیوان عدلیه اعظم، مسائل اجتماعی، قاجار، محاکم شرع و عرف، مسائل مالی، مسائل حقوقی
|
  • Shirzad Ehsan Khah, Monireh Kazemi Rashid, Hassan Zandiyeh*, Manijeh Sadri Pages 1-20

    During the Qajar dynasty (1789 to 1925), due to events such as the rise of capitalism and the globalization of economy, Iran’s frontier opened to other countries. Kermanshah was one of the most important border cities in the country. Changes in economic infrastructure, trade boom, entry of foreign and non-native people into trade, production of export goods etc. were the economic consequences of these foreign affairs. This research adopts descriptive-analytical and library methods to study travelogues, diaries, documents, and other sources. The purpose of this study is to examine the economic changes of this state due to foreign affairs in one of the most important periods of Iranian history, namely the Qajar dynasty. The findings demonstrate that Iran’s foreign affairs with European and Ottoman countries brought about economic developments, including the entry of non-native people living inside and outside the country into trade, which led to the monopoly of non-native families, such as the Ottoman family of Vakil ul-Dola, Tabrizi merchants, and the Jews of Baghdad. The commercial infrastructures such as markets, inns, bureaucracies, taxation, and manufacturing workshops developed. Increased production of export goods such as carpet and opium were among the other economic consequences of foreign affairs in the state.

    Keywords: Qajar, Foreign affairs, Kermanshah, Economic Development, Ottoman
  • Elaheh Panjehbashi * Pages 21-40

    In modern times, sign has been the center of human’s attention and is among the topics that have undergone thorough rethinking. Qajar painting has witnessed the development of semiotic readings in recent decades. Abundantly seen in Qajar painting, bird is one of the main signs in Qajar period. Adopting iconographic interpretation, Erwin Panofsky (1892-1968) relates studies on the history of art with other studies of humanities. In comparative studies, we do not always examine formal qualities of an artwork, but find relations between the work and literature, philosophy, social system, and other cultural systems of its era, whether the artist had such an intention or not. To do so, the research analyzes the key concepts of Panofsky’s theory. Based on this analysis, the main question of the research is as follows: According to Panofsky, what is the signification of bird in the portraits of men and women of the court in the Qajar era? The content of this research is qualitative and based on descriptive-analytic methodology and the method of library data collection. The findings indicate that the norms of aesthetics of Iran in the preceding periods influenced the display and presence of bird in Qajar art. In these works, bird acts as an active and dynamic symbol that is in balance with the painting and manifested in the evolution of the final process of the portrait.

    Keywords: Qajar, Painting, Panofsky, Iconography, Semiotics, Bird
  • Mahmoud Jaafari Dehaghi, leila varahram* Pages 41-59

    Comparative study of Indo-European poetry has been popular among Indo-Europeanists since the nineteenth century. This field, the main subject of which is the reconstruction of ancient literary texts, poetic texts, and the “Indo-European poetic language,” has been under the influence of modern literary theory, especially formalism. According to the formalistic definition, the main characteristic of a poetic text is the “poetic diction” rather than its composition in metrical form. Moreover, the antithesis of a poetic speech is an ordinary text or idiomatic speech rather than prose. Indo-Europeanists argue that there is not a clear difference between poetry and prose in illiterate societies. However, for the early Avestan scholars, like Karl Friedrich Geldner, Avestan poetic texts are identical with Avestan metrical texts. In this paper, it is demonstrated that neither the meter nor the deviance in the ordinary speech is an appropriate criterion to distinguish poetic texts from non-poetic ones in the Younger Avesta, but the best criterion is comparing the poetic devices and the common poetic-text features in the Indo-European cognate languages.

    Keywords: Indo-European poetry‏, Yashts‏, Avesta‏, Formalism‏, Genre, Meter
  • Nasrallah Hejazi*, Vahid Bahrami Pages 61-80

    Didactic writing is a valuable legacy that reflects Iranians’ wisdom. The contents of didactic texts, as the name implies, are moral, religious, political, and social advice of the elites and reformers addressed to the king. Therefore, didactic texts are an illustration of the ideal king of the Iranian elite. Didactic texts, as the crystallization of one of the most important forms of knowledge, originate from two sources, i.e. Iranian and Islamic sources. In this paper, the works of two prominent Iranian intellectuals, that is Saadi’s Nasihat al-Muluk and Ferdowsi’s “Bozorgmehr” in Shahname, who have tried to revive the tenets of Iranian ruling, one using Islamic teachings and the other by referring to the ancient Iranian sources, are studied. In fact, this article seeks to find out how the Iranian and Islamic sources influenced the features of the ideal king in both practical and mental aspects. Seeking help from phenomenology and Pareto’s elitism, one can find similarities—which reflect this influence between the texts of Saadi and Ferdowsi. These similarities reveal the historical continuity of Iranians’ conception of the characteristics of the ideal king. Thus, this paper focuses on the common points of these two historical texts written in different historical, political and religious contexts about the characteristics of the ideal king.

    Keywords: Ideal king, Saadi, Shahnameh, Bozorgmehr, Didacticism
  • Ali Rasooli * Pages 81-98

    In various historical periods, the peninsula of Bushehr has facilitated maritime communications in the middle of the northern coast of the Persian Gulf through important ports such as Lian, Rishehr, and Bushehr. However, from the sixth to the eighth century AH, it seems that this role transferred to the new port of Khurshif located within cape Shif. The present research studies the creation, operations, and decline of this port. It demonstrates that, during the sixth century, Khurshif was created due to its geographical position; that is because it was convenient to Shiraz, Kazeroon, and the Persian Gulf. Then, during the seventh and early eighth century, it played important roles in the connection between Fars and southern Iraq, the defense of the Kish Island, and the expansion of the Murshadi path. Finally, it deteriorated due to insecurity in the southern regions of the country and the shift of the centrality of the Persian Gulf sea power to New Hormuz (Jerun). The findings highlight the geographical importance of the cape Shif and illuminate a part of the history of marine activities around the peninsula of Bushehr during the Middle Ages of Iran.

    Keywords: Historical geography, Persian Gulf, Khurshif, Shif, Salghurids, Ilkhanate, Morshedi path
  • sohrab saedi*, Ali Mohammad Poshtdar, Hossein Ghasempoor Moghadam Pages 99-115

    The “clamour of Chavosh” in Hormozgan is a spiritual and mystical tune that Chavosh Khan (“khan” means “reader” in Persian) uses to invite people to religious meetings and gatherings including reading the Rawda or pilgrimages. To perform it, Chavosh Khan usually stands on a height and, while his hands are at his face, he sings tunes praising Imams. In the past, the “clamour” informed people to perform preaching and sermons and was a form of delivering news as well. Considering the type of the trip a pilgrim intended to go on, he would sing poems and people would go to his house to ask for forgiveness. Now Chavosh Khani (“khani” means “reading.”) is a religious ritual in Hormozgan province. Considering the remained manuscripts of Molla Monsef and Hossein Ali Ghazaei Olyayi, it dates back to three hundred years ago and nowadays it is very common among the people. Adopting content analysis method, the present study aims at introducing the ritual of Chavosh Khani in Hormozgan through library research and field study.

    Keywords: Chavosh Khani, Pilgrimage, Minab, Elegy, Folklore culture
  • Ali Shojaee Esfahani * Pages 117-135

    As a part of urban planning and during the construction of the underground railroad of Charbagh Street, an excavation was carried out from February to May 2015 to detect the location of Jahan Nama Palace, which was destroyed in 1935. The excavation resulted in a better understanding of the Safavid governmental house, Dowlatkhana, and Charbagh Street itself. The discovered materials belong to the pre-Islamic, pre-Safavid, Safavid, and post-Safavid periods. This article studies the architecture and artifacts, which were discovered during this excavation, of Jahan Nama Palace. Although the excavation had the usual limitations, such as time, resources, and space, it provides us with a comprehensive picture of the palace, the governmental house, and Charbagh Street. In a larger view, the results also help us locate other destroyed structures of the city more accurately. The pre-Safavid findings, which at the time were out of the city walls, represent details, which were previously unknown to us, of the suburbs of Isfahan in the middle ages. The discovery of the remains of Jahan Nama Palace, together with the maps and descriptions provided by historians and travelers, provides a framework for the planning of future investigations and the identification of related features of the city in pre- and post-Islamic era. These results demonstrate the importance of such investigations for our understanding of the historical cities of Iran. The discovery of pre-Safavid structures and pre-Islamic materials also underlines the importance of this part of the Isfahan Plain during earlier periods.

    Keywords: Isfahan, Safavid dynasty, Dowlatkhana, Jahan Nama Palace, Archaeological excavation
  • Zeinab Sadeghi sahlabad * Pages 137-155

    In the present study, we examine the role and themes of Islamic-Iranian mysticism in the works of Alexander Kusikov, a Russian poet of the twentieth century. Kusikov is one of those poets who have been totally unknown in Iran, while his influence on the culture and literature of Iran and the East is remarkable. This research analyzes works such as “Al-Borraq,” which have influenced the Islamic-Iranian culture. The purpose of this article is to demonstrate the effects of Iranian literature on Russian literature and the attention and efforts of Russian poets, including Kusikov, to follow the traditions and themes of classical Iranian literature. These effects are in terms of concepts, themes, poetic style, and choice of words (use of Persian words in their works). Such influences indicate the ability of writers and poets to interact with other cultures.

    Keywords: Alexander Kusikov, Mysticism, Iranian literature, Classical literature, Russian literature, Islamic culture
  • mohammad keshavarz beyzai * Pages 157-172

    Nizam al-Tavarikh, the brief work of Baydawi published during the Mongols period, despite its critical time and citations by the historians’ of its age, has not drawn the attention of contemporary historians and authors. Thus, there are opposite interpretations of this work. Therefore, this research adopts a descriptive-analytic methodology to study the historical knowledge of Baydawi and Nizam al-Tavarikh’s degree of success. The findings of the study demonstrate that factors such as his belief in Ashari theology and his position as chief judge and exegete of the Koran based on Ashari views caused fiqh, theology, and exegesis to have priority over history in his thought. However, his historiography has some important features, such as attachment to Fars as his birthplace, belief in the idea the holy and providence, consideration of history as a profitable tool for the Sharia, and use of simple language.

    Keywords: Baydawi, Nizam al-Tavarikh, Historical, Knowledge, Historiography
  • Ali Moslehi Moslehabadi*, Zohreh Zarshenas Pages 173-192

    With the latest theories and findings regarding the historical and comparative linguistics, the rate of accuracy and plausibility of etymologies given for different words in the Iranian languages is improving as the previous suggestions are reviewed or revised and new etymologies proposed. In this research, attempts are made to converge the latest in Indo-European historical-comparative linguistics with Iranian philology and to bridge the gaps between some obscure and problematic Iranian words on the one side and their Indo-European cognates on the other. To do this, a “radix” or primary root, here a Proto-Indo-European *sel-, is reconstructed by a “semanto-cladistic” approach and then a number of secondary roots are hypothesized based on the existing data in Indo-European daughter languages and, in particular, in the Iranian. In the process, some of the etymologies are reviewed and, in some instances, new or alternative ones are proposed.

    Keywords: Etymology, Iranian languages, Indo-Iranian languages, Indo-European linguistics, Cladistics, Root extension, Radix
  • shahram yousefifar * Pages 193-213

    Social studies in Iran have focused on today’s situation and, for various reasons, have been ignorant of historical approaches. Since the nineteenth century, due to Iran’s extensive contacts with the West, many social macroeconomic problems have emerged, and some of them have played a crucial role in the production of social structures and social relations, hence the full understanding of today’s major social problems needs the understanding of the complexities and evolution of historical problems up to this day. Such an understanding, however, is difficult to arrive at since identifying and describing the historical issues of each period is heavily influenced by the thinking system of the socio-political power of its time. In this research, a categorization of issues is presented based on a source containing unique data from the challenges and issues of the early twentieth century Iran. The archived documents of the Divan-e Adliyeh Aazam, based on their legal and judicial nature, provide a set of data that will answer the question as to what were the macrosocial issues of Iran in the period under consideration.

    Keywords: Divan-e Adliyeh Aazam, Social problem, Qajar, Financial problem, Judicial problem