فهرست مطالب

کلام اسلامی - پیاپی 108 (زمستان 1397)
  • پیاپی 108 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی رحیمی*، محمد بنیانی صفحات 9-31

    یکی از مسائل مورد تاکید فیلسوفان مسلمان، عدم تناهی ذات و صفات خداوند متعال است. این نوشتار به مفهوم شناسی عدم تناهی از طریق بررسی استعمالات گوناگون آن در لسان حکماء و متکلمان و ذکر پاره‎ای از تقسیمات مربوط به آن پرداخته است. حاصل بررسی این استعمالات آن است که اتصاف خداوند به وصف عدم تناهی، در حوزه ذات و صفات، متفاوت است. فهم ما از عدم تناهی ذات، اجمالی و سلبی است. هیچ یک از اوصاف فعلی نامتناهی نبوده و در حیطه اوصاف ذاتی نیز هر چند عدم تناهی وصفی چون حیات را می‎توان ‎‎به نحو ایجابی فهم کرد ولی علم ذاتی، نامتناهی بالفعل نیست و صرفا به نحو لایقفی متصف به عدم تناهی می شود

    کلیدواژگان: ذات الاهی، صفات الاهی، نامتناهی، نامحدود
  • علی کریمیان صیقلانی* صفحات 33-51

    امام خمینی ضمن نگاه انتقادی به هرم رتبه بندی موجودات در فلسفه کلاسیک، معتقد است معیار برتری موجودات بر یکدیگر، میزان توسعه یافتگی علمی در کشف عوالم هستی است و نه تنها موجودات دیگر نیز در برخورداری از این صفت با نوع انسان مشترک هستند، بلکه چه بسا برخی موجودات عالم ناسوت، شعور و خرد توسعه یافته تری نسبت به برخی افراد انسان داشته و باید آن موجودات خاص را از برخی انسان ها برتر بدانیم. نتیجه تبعی این دیدگاه، این است که ایشان قضیه مشهور «[نوع] انسان مطلقا اشرف موجودات امکانی است» را محل تامل می داند. پرسش اصلی این پژوهش این است که امام راحل بر اساس چه مبانی فکری، چنین نظری داده اند؟ به نظر می رسد اصلی ترین بن مایه فکری این ایده، مبنای وحدت و بساطت هستی، و نیز سریان صفات و کمالات وجودی در همه موجودات عالم ناسوت و به ویژه، سریان علم به عوالم هستی به عنوان اصلی ترین معیار توسعه یافتگی موجودات امکانی است

    کلیدواژگان: ساحتهای هستی، امام خمینی، مبانی هستی شناختی، سریان ذات و صفات، رتبه بندی موجودات
  • هادی سلیمانی فر*، حمیدرضا شاکرین صفحات 53-68

    امامت امامان معصوم اهل بیت: پس از توحید و نبوت، زیربنایی ترین عقاید خاص امامیه است. در این پژوهش برای رد ادعای کتاب «الامامه و النص» که مدعی وجود معارض برای نصوص اسامی امامان امامیه: در منابع خود ایشان گردیده، تواتر معنوی نصوص مشتمل بر نام همه ی ایشان: اثبات شده است؛ تا در فرض وجود روایت های معارض، اعتبار آن ها مخدوش گردد. در این راستا نخست وحدت ارکان تواتر اصطلاحی، نزد دانشمندان فریقین تبیین شده، سپس 55 حدیث (7 مورد از اهل سنت و 48 مورد از شیعه) مشتمل بر نام همه ی امامان:، از 21 منبع دست اول شیعه و اهل سنت، با 90 سلسله سند آدرس دهی شده است. در مرحله ی بعد جهت تبیین تواتر در تمام طبقه های راویان، معیار زمانی تقریبی برای هر طبقه ی روائی معین شده است. در پایان نتیجه ی شمارش راویان هر طبقه، وجود 21 صحابی، 40 تابعی و حدود 60 راوی برای طبقات میانی تا کتاب های ناقل آن نصوص است. نیز در برخی طبقه ها اختلاف مذهبی راویان بیان شده است

    کلیدواژگان: امامت، امامت خاصه، تواتر، نصوص، اسامی ائمه(ع)
  • رسول رضوی* صفحات 69-90

    قرن دهم به دلیل شرایط سیاسی واجتماعی حاکم بر آن، از دوره‎های‎ کم آگاهی تاریخی ما نسبت به چگونگی انتقال میراث حوزه‎های حله و شیراز به حوزه‎های نجف سوم و اصفهان و سیر تطور کلام امامیه است؛ عصری که «ملامحمد فضولی» در آن عصر به تحصیل، تعلیم‎ و نگارش مشغول بود و بررسی و کسب شناخت نسبت به کارکردهای علمی ایشان می‎تواند دایره معرفتی‎ ما از سیر تطور کلام امامیه‎ در دوره یادشده را گسترش دهد. در این مقاله با استفاده از شیوه کتابخانه ای و مراجعه به کتاب‎های بازمانده از فضولی و دیگر نگاشته‎های مرتبط با وی، و با بازکاوی روش کلامی‎ و باورهای شناخت‎شناسی، جهان‎شناسی و انسان‎شناسی وی معلوم گشت که وی یکی از متکلم- فیلسوفان فعال در قرن دهم و از انتقال دهندگان تراث حوزه حله بوده است. او در مباحث کلامی از روش عقل‎گرایی سود جسته و با پرهیز از نقل ستیزی یا عقل بسندگی، وحی و نقل را در کنار هم به کار گرفته است. کارکردهای وی را می‎توان ‎‎در میراث داری دانشمندانی چون علامه حلی و فاضل مقداد، مقابله با‎ جریان صوفی‎گرایی نو تاسیس در مراکز علمی شیعه‎ و جریان متکلم -عارفان حوزه شیراز و استفاده از ادبیات ترکی، فارسی و عربی برای ترویج مفاهیم و آموزه‎های کلامی، خلاصه کرد

    کلیدواژگان: حکیم فضولی، حوزه حله، فیلسوف - متکلم، مطلع الاعتقاد، حدیقه السعداء، اشعار ترکی
  • محمد حسین نجفی کانی*، علی ربانی گلپایگانی صفحات 91-120

    عبدالرزاق لاهیجی از چهره های فلسفی- کلامی مشهور شیعه است. استدلال های عقلی، منطقی و فلسفی، به آثار کلامی وی استحکام ویژه ای داده است، چنان که بهره گیری مناسب از نقل وحیانی، به ویژه در مسائلی که صبغه نقلی آنها غالب است، موجب جامعیت روش کلامی ایشان گردیده است. به دلیل جامعیت علمی در زمینه معقول و منقول، کلام، فلسفه و عرفان، توانسته است در مسائل اختلافی به درستی داوری کند و احیانا از دامنه اختلافات بکاهد و سوء فهم ها را برطرف نموده، نادرستی برخی اتهامات را که به فلاسفه یا دیگران وارد شده است، اثبات کند. در مجموع، روش و نگرش او در مباحث کلامی، در توسعه و تعمیق کلام امامیه نقش بسزایی داشته است.

    کلیدواژگان: عبدالرزاق لاهیجی، روش شناسی، روش عقلی و فلسفی، روش نقلی
  • علی قدردان قراملکی*، محمد حسن قدردان قراملکی صفحات 121-139

    دین پژوهی از روش های مختلفی همچون «عقلی»، «نقلی» و «شهودی» بهره می برد. مکتب تفکیک از میان این روش ها تنها راه کاشف دین را، نقل با رهیافت تاکید بر روایات و بهره گیری از عقل فطری می داند. این مکتب با تفکیک میان عقل فطری و عقل بشری، به اعتبار عقل فطری حکم می کند. با توجه به بهره گیری دانش فلسفه از عقل بشری، مکتب تفکیک این دانش را نامعتبر دانسته و آن را رقیب و مقابل دیدگاه خویش که آن را شریعت و دین تلقی می کند، قلمداد کرده است، ازاین رو بر نقد و گریز از دانش فلسفه همت گماشته است. فلسفه فلسفه ستیزی مکتب تفکیک را می‎توان ‎‎تحت دو عامل معرفتی (دلیل گرایانه) و غیر معرفتی (علت گرایانه) تقسیم نمود. «یقینی نبودن فلسفه»، «بی اعتباری منطق»، «تاویل ظواهر و نصوص دینی توسط فلسفه»، «نکوهش فلسفه در روایات» و «مخالفت نتایج دو روش» عوامل معرفتی و ادله این مکتب بوده، و «صعوبت مسائل فلسفی»، «ایجاد تحیر یا تقلید» و «به حاشیه راندن اهل بیت:» عوامل غیر معرفتی و علل این مکتب در فلسفه ستیزی است. در این نوشتار با تامل در ادله و علل مطرح شده طرفداران مکتب تفکیک با محور قرار دادن شیخ مجتبی قزوینی، عدم دلالت مبانی یاد شده بر مدعای مکتب تفکیک تبیین شده است.

    کلیدواژگان: مکتب تفکیک، فلسفه ستیزی، عقل فطری، عقل بشری، عوامل معرفتی و غیر معرفتی
  • حسین شهرخرقانی، محمدجواد اصغری صفحه 141
|
  • Ali Rahimi, Mohammad Bonyani Pages 9-31

    One of the questions that is emphasized by Muslim philosophers is the infinity of essence and attribute’s God. This writing concerns with the etymology of infinity by considering various usages in the expressions of philosophers and theologians and mentioning some of its divisions. The result of this usages is that describing God to infinity is different in its essence and attributes. Our understanding of essence’s infinity is synoptic and negative. Nothing of the act’s attributes is infinite and however the infinity of essence’s attributes, such as living could be understand positively, is comprehensible positively, but essence knowledge is not actually infinite and just continually described to infinity.
     

    Keywords: divine essence, divine attributes, infinite, unlimited
  • Ali karimian sighlani Pages 33-51

    Imam Khomeini, with critical view on the ranking pyramid of creatures in classical philosophy, believes that the criterion of being superior to one another is the degree of epistemic development in the discovery of the worlds of being and not only that other beings share this trait with humanity, but also what Some creatures of the universe may have more developed intelligence, wisdom, and wisdom than some human beings, and we must consider those particular beings superior to some humans. The consequence of this view is that he believe that the famous proposition that "man is absolutely above all contingent creatures" is contemplative. The main question of this study is: Imam Khomeini on what intellectual basis presented such an opinion? It seems that the main intellectual basis of this idea is the basis of the unity and simplicity of existence, and the immanence of existential attributes and perfection in all beings of the unseen world, and in particular, the emanation of the knowledge to the beings as the main criterion for the development of contingent beings.
     

    Keywords: Realms of being, Imam Khomeini, ontological foundations, immanence of essence, attributes, ranking of beings
  • Hadi soleimanyfar, Hamid Reza Shakrin Pages 53-68

    After monotheism and prophecy, Imamate is the most basic beliefs of the Imamiyyah. This survey has rejected the claim of the book “Imamat and al-nas” that is claiming there is some contradiction to the names of the Imams in their own sources and has proved there is some secession of plain texts that is include all names of Imams. For this, firstly the unity of the elements of secession of plain texts has been explained for the scholarships of Shia and Sunni, then 55 hadiths (7 from Sunnis and 48 from Shiites), including the names of all Imams, from the 21 first-hand sources of Shiites and Sunnis, with 90 Sindh addresses. Next, the approximate time criterion for each narrative class is specified to explain secession of plain texts of all the narrator classes. At the end, the result is there are 21 companions, 40 functionaries, and about 60 narrators for the middle classes to the books of the narrator. There are also religious divisions in some classes of narrators.
     

    Keywords: Imamate, special Imamate, secession of plain texts, names of Imams
  • Rasol rezavi Pages 69-90

    The tenth century, due to the prevailing political and social conditions, is characterized by periods in which we have little knowledge of how to transfer the heritage of the Helieh and Shiraz districts to the Najaf and Isfahan districts and to the evolution of the Imamiyyah period and the era in which "Mohammad Fozuli" came to Studying, teaching and writing, and studying and understanding their scientific functions can expand our knowledge of the evolution of the Imamiyyah in the above mentioned period. Therefore, in this paper, by using the library method, referring to the surviving books of Fozuli and other related writings, and his re-exploration of theological method and his ontological, cosmological and anthropological beliefs revealed that he was one of the active theologians - philosophers in the tenth century, and has been one of the major hieratical transmitters of the Hilla. He has used rational method in theological discourses and has used revelation and reason together with avoidance of anti-revelation or sufficient-reason and we can summary his functions in scholars such as Allameh Haley and Fazel Maqdad and confronting the newly established Sufi trend in Shia scientific centers and the trend of theologian-mystics in Shiraz and using of Turkish, Persian, and Arabic literature for promoting his theological concepts and teachings.
     

    Keywords: Fozuli, Helieh School, philosopher-theologian, “Matla Al-eteghad”, “Hadigha Al-soada”, Turkish poems
  • Ali Rabani Golpayegani, Mohammad Hosein Najafi kani Pages 91-120

    Abd Al-razagh Lahigi is a famous philosophical-theological figure in shia. Intellectual, logical and philosophical reasoning have given special force to his theologian works and the appropriate usage of revelation, especially in problems whose transmission is predominant, made his theological method comprehensive. Because of his mastery of the rational, theological, philosophical, and mystical realms, he has been able to properly judge disputes, possibly reduce the scope of the disagreements, removes misunderstandings and prove inaccurate evidence of some of the accusations against philosophers or others. Overall, his method and attitude in theological discourses played a significant role in the development and deepening of Imamiyyah.

    Keywords: Abd Al-razagh Lahigi, methodology, intellectual, philosophical method, transferring method
  • Mohammad Hassan Ghadrdan Gharamalaki, Ali Ghadrdan Gharamalaki Pages 121-139

    Religious studies use various methods such as rational, transitive and intuitive. Among these methods, transitive method with emphasis on traditions and innate reason is the only way for understanding religion for Tafkik School. By distinguishing between innate reason and human reason, this school gives the validity to innate reason. Because philosophy uses human reason, the school of Tafkik considered this knowledge invalid and considered it a competitor to its view of what it considers to be law and religion, and thus sought to criticize the knowledge of philosophy. The reason of Anti-philosophy in Tafkik School can be divided under two factors: Epistemic (causal) and non-epistemic (causal). Epistemic factors are “Uncertainty of philosophy”, “invalidity of logic”, “Interpretation of religious appearance and scripture by philosophy”, “Dedication of Philosophy in Narratives” and “disagreement between two methods” and non-epistemic factors are “difficulty of philosophical issues”, “Creation emulation or imitation”, and “Marginalize Ahlul Bayt”. In this essay, by focusing on the arguments and reasons put forward by the proponents of the Tafkik School, with the emphasis on Sheikh Mojtaba Qazvini, the lack of implication of the mentioned principles on the claim of the Tafkik School, has been explained.

    Keywords: Tafkik School, anti-philosophy, innate reason, human reason, epistemic, non-epistemic factors