فهرست مطالب

تحقیقات کلامی - سال هفتم شماره 25 (تابستان 1398)
  • سال هفتم شماره 25 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/05
  • تعداد عناوین: 8
|
  • احمدرضا گواهی*، حشمت سادات معینی فر صفحات 7-24

    آیین «سیک» به اعتقاد بسیاری، حاصل ترکیب آموزه‌های اسلامی و برهمایی است. باید آیین سیک را بیشتر شناخت، تا راه برای نقد کلامی آن گشوده شود؛ از این ‌رو، برای فراهم آوردن مقدمات این کار، عقاید مبنایی آن را با آموزه‌های اسلامی شیعی مقایسه می‌کنیم. در خداشناسی اسلامی از توحید در ذات، صفات، افعال و عبودیت گفته می‌شود که اساس دین است. در آیین سیک، مفهوم «یگانگی» گرانیگاه است. خدای «متعال» و «در همه‌جا حاضر» سیکها، خالق جهان است؛ همان‌طور که در اسلام عقیده این است. بنا به فرجام‌شناسی اسلامی، روح هنگام مرگ از بدن جدا می‌شود، تا روز قیامت در عالم برزخ می‌ماند، روز قیامت‌ به بدن‌ می‌پیوندد و در درگاه عدل الهی حاضر می‌شود؛ ولی سیک‌ها به «آواگوان» به معنای چرخه تولد و مرگ معتقدند. آیین سیک در خداشناسی با اسلام قرابت دارد و متاثر از آن است، اما در بحث فرجام‌شناسی با آیین‌های برهمایی و هندی قرابت دارد.

    کلیدواژگان: توحید، خدای یگانه، معاد، چرخه تناسخ، آیین سیک
  • ﻣﻬﺪﻱ ﺑﺎﻏﺒﺎﻥ ﺧﻄﻴﺒﻲ، ﻣﺤﻤﺪﺗﻘﻲ ﺳﺒﺤﺎﻧﻲ* صفحات 25-44

    مبانی معرفت‌شناسی میرزا مهدی اصفهانی(ره) بر پایه نظریه فطرت، در حوزه زبان‌شناسی، جهان‌شناسی و خداشناسی شکل یافته است. به باور وی، فطرت در معنای عام و گسترده آن، مواجهه مستقیم عاقل با جهان خارج و حذف صورت و تصورات ذهنی در ساحت تعقل و اندیشه است. نور علم و عقل، اشیای خارجی را برای عاقل روشن می‌کنند و صورت‌های ذهنی دخالتی در فرآیند شناخت ندارند. اما شناخت خداوند، به معرفت فطری است نه با صور عقلی و نه با نور علم و عقل. معرفت فطری خدا همان دریافت معرفت الله از خداست و انسان با همین شناخت وارد نشئه دنیا می‌شود. درک احاطی خداوند ممتنع است و تنها راه معرفت عقلی، خروج از حدین است.

    کلیدواژگان: معرفت فطری خدا، میرزا مهدی اصفهانی، عوالم پیشین، معرفت بین الحدینی، نور علم و عقل، تذکر و وجدان
  • ﺳﻴﺪ ﻣﺤﻤﺪﻣﻬﺪﻱ ﻣﻴﺮﻱ ﺭﻣﻲ*، ﺳﻴﺪ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﻣﻮﺳﻮﻱ، ﻣﺤﻤﺪ ﺭﻧﺠﺒﺮ ﺣﺴﻴﻨﻲ صفحات 45-66

    یکی از آموزه های دینی در باب معادشناسی، مسئله خلود و جاودانگی کفار معاند و لجوج در عذاب جهنم است. اجماع و اتفاق همه علمای اسلامی (از فقها، متکلمان و فیلسوفان) بر این بوده که جاودانگی عذاب این عده از جهنمیان، در متون دینی نص و صریح است. در مقابل، ابن عربی معتقد است چنین چیزی با رحمت واسعه و عدل خداوند ناسازگار است؛ به همین جهت، تن به تاویل نصوص دینی داده و خلود در متون دینی را به معنای «مدت طولانی» تفسیر کرده و بر این باور است که دوزخیان بعد از گذشت مدتی از عقوبت، رحمت و عدل الهی به سراغ آنان خواهد رفت و عذاب دوزخ را از آن‌ها برمی دارد. استاد جوادی آملی نیز به عنوان فقیه، متکلم، فیلسوف و عارف، این تفسیر ابن‌عربی را نپذیرفته و معتقد است عذاب ابدی نه تنها منافاتی با رحمت واسعه و عدل الهی ندارد، بلکه با آن سازگار و هماهنگ است. این مقاله به بررسی انتقادی دیدگاه ابن‌عربی، از منظر استاد جوادی آملی می پردازد.

    کلیدواژگان: رحمت خدا، عدل خدا، کفار، خلود عذاب، انقطاع عذاب، ابن عربی، جوادی آملی
  • حسنعلی نوروزی*، سیدمصطفی موسوی صفحات 67-81

    یکی از چالش‌های فکری مشرکان در طول تاریخ، علی‌رغم اعتقاد به توحید در خالقیت و وحدت صانع، تردید در مسئله «توحید ربوبی» بوده است که قرآن با طرح این اندیشه کلامی و بیان دلایل روشن، بدان پرداخته است. اهتمام به هدایت‌گری با حفظ کرامت و آزادی مردم در گفت‌وگو و تضارب آراء و مطالبه براهین مخالفان، با هدف بیداری فطرت، برانگیختن عقول و پویایی اندیشه‌های مخاطبان، از ویژگی‌های قرآن و فرهنگ اصیل اسلامی است. پیامبر اکرم‌(ص) نیز بر پایه قرآن کریم، با دعوت مشرکان به آیین توحیدی اسلام، هدایت‌گری و اقناع آنان و استقبال از اشکالات و انتقادات مخالفان در مسائل اعتقادی و دینی، از روش «احتجاج» بهره گرفته است. این پژوهش با تبیین، بررسی و تحلیل چگونگی و انواع سیره احتجاجی پیامبر اکرم‌(ص) در قرآن با محوریت قدرت خداوند، به منظور اثبات توحید ربوبیت خدای سبحان شکل گرفته است.

    کلیدواژگان: توحید ربوبی، حکمت، جدال احسن، سیره احتجاجی، قدرت خداوند، پیامبر(ص)
  • ﺍﻛﺒﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻛﺮﺑﺎﺳﻲ* صفحات 87-108

    ثقه الاسلام کلینی و شیخ صدوق، دو محدث بزرگ امامیه و صاحب دو اثر گرانسنگ حدیثی الاصول من الکافی و التوحید ، هر کدام میراث جریانی از تاریخ حدیث و کلام روایی بر امامیه هستند که بر پایه الگو و نظام معرفتی خویش، روایات مرتبط با اراده خداوند را گزینش و تبویب کرده اند. نقاط اشتراک نظر این دو محدث عظیم الشان همانند حدوث اراده، صفت فعل بودن، حتمی و غیرحتمی بودن و پوشش عالم تکوین و تشریع و... اگرچه فراوان است، اما بارزترین نقطه افتراق شیخ مرتبط با از مطالب دیگریصدوق و کلینی، در نحوه ارائه مضامین اراده خداوند، هم چون مراتب فعل الهی است. کلینی اگرچه بر حسب روایاتی به ذومرتبه بودن از آن رو که قرابتی با جبر فعل خداوند معتقد است، اما شیخ صدوق همین مضامین را احتمالا در افعال دارد، نقل نکرده و وجهه آدمی، و نشان دادن الهی در مشیت خویش را بیان نقش همت عمومیت و شمول اراده و مشیت خداوند قرار داده است.

    کلیدواژگان: شیخ صدوق، کلینی، اراده، مراتب فعل، اراده تکوینی، اراده تشریعی، اراده حتمی، اراده غیرحتم
  • محمد جواد حسین زاده*، مهدی نصرتیان اهور صفحات 109-122

    پرسش درباره امکان چگونگی و راه، حل تعارض عقل و نقل قدمت دیرینه، ای در محافل علمی دارد و هر کس به فراخور نظرگاهش به این مسئله پرداخته است. ابن تیمیه نیز از جمله امکانکسانی است که به این موضوع به شکل مبسوطی پرداخته و تلاش کرده است ضمن انکار تعارض میان عقل صریح و نقل صحیح راه ، حل فراگیری را برای مواردی که تعارض انگاشته می شود ارائه کند. راه، حلی که او ارائه می کند هرچند در مرحله نظریه صحیح به نظر می، رسد ، در مرحله تطبیق عملکردش به انکار بخشی از گزاره، های آشکار عقلی و کنار گذاشتن بخشی از روایات صحیح می انجامد.

    کلیدواژگان: عقل نقل، تعارض، ابن، تیمیه روش، شناسی
  • محمدعلی مهدوی راد *، مریم شمس علییی، سید محمد موسوی مقدم صفحات 123-140

    به نظر جابری، عامل عقب ماندگی جوامع اسلامی در قیاس با جوامع غربی، نگاه ناعقلانی به جهان است؛ بنابراین تحقق پیشرفت در اندیشه عربی اسلامی نیازمند طرحی عقلانی در تمام مسائل فکری است. ویژگی اساسی چنین عقلانیتی، نقد است که با نقد تراث و ابزارهای فکری حاکم بر فرهنگ عربی، یعنی عقل آغاز می شود. اما تعریف جابری از عقل، مبتنی بر نگرش پوزیتیویستی بوده که معرفت غیبی در این حوزه راه ندارد و از مفهوم عقل نهفته در میراث اسلامی غافل بوده است. وی عقل عربی را همان فیزیک متن عربی می پندارد و عقب ماندگی تمدن در فرهنگ عربی را در ارتباط زبان عربی معاصر با حوزه رایج در عصر جاهلی و ارتباط قرآن با آن حوزه می داند و تفاوت میان معرفت شناسی علوم عربی اسلامی و علوم طبیعی و تجربی را که از نظر ماهیت موضوع و روش، دو حوزه معرفتی مختلفند، نادیده گرفته است. جابری هنگام نقد ساختاری، نظام عقلی را به سه نظام بیان، برهان و عرفان دسته بندی نموده و عقل را به سه پاره تقسیم کرده است؛ در حالی که عرصه های فقه، کلام، تصوف و فلسفه تجلیات مختلف این عقل بوده و جابری از ساختار واحد و ارگانیک این عقل غفلت ورزیده است.

    کلیدواژگان: تراث، نقد عقلانیت، نقد تاریخی، نقد معرفت شناسی، نقد ساختاری، نقد زبان و فرهنگ، جابری