فهرست مطالب

پژوهش های نثر و نظم فارسی - پیاپی 3 (زمستان 1396)
  • پیاپی 3 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/05
  • تعداد عناوین: 7
|
  • منوچهر جوکار صفحات 1-2
  • محمود رضایی دشت ارژنه* صفحات 11-23

    رودکی به پدر شعر فارسی معروف است و از نخستین شاعران فارسی سرای است که اشعاری نغز و طرب انگیز از خود به جای گذاشته است و در خمریه سرایی فضل تقدم دارد و از سرآمدان روزگار است. در این جستار ابیات آغازین یکی از معروف ترین خمریه های رودکی، نقد و بررسی و گره از فروبستگی های آن گشوده شده است. تاکنون شرح های گوناگونی درباره ی این ابیات نوشته شده است و شارحان کوشیده اند گره از  فروبستگی های آن ها بگشایند؛ اما معنای محصلی از «مادر می» ارائه نداده اند. در این جستار، ضمن اشاره به کاستی های شرح های موجود، با توجه به بافتار ابیات و منابع مرتبط، روشن شده است که بر خلاف نظر شارحان، مراد از «مادر می»، نه درخت یا خوشه ی انگور، بلکه دانه های انگور است.

    کلیدواژگان: رودکی، خمریه، می، مادر می
  • مهدی کدخدای طراحی*، علی محمد گیتی فروز، هادی شمیل پور صفحات 25-54

    تحفهالعالم اثر میرعبداللطیف شوشتری، از اندیشمندان عهد زند و افشار است که از حیث نوع ادبی، در گونه ی ادبی سفرنامه ها و خاطره نویسی ها قرار می گیرد. مولف در بخشی از این کتاب که با نگاهی انتقادی نوشته شده ، مشاهدات خود را از هند، حکومت انگلیسیان و قوانین و آداب حکومت داری آنان با نثری شیوا بیان نموده است. با توجه به اقامت چندین ساله ی مولف در دیار هند، برخی واژه های هندی بنا به ضرورت یا به دلیل معاشرت با اهل هند، در نثر او راه یافته است. در این پژوهش که به شیوه ی توصیفی-تحلیلی انجام گرفته، پس از استخراج واژه های هندی از تحفهالعالم، با مراجعه به کتاب های لغت و... به معنی دقیق و ریشه یابی واژه ها پرداخته شده است. با توجه به پژوهش انجام شده، بیش از شصت واژه ی هندی در این اثر مشاهده شد که برخی هم چنان در زبان فارسی هم چون جنگل و چتر کاربرد دارند؛ و برخی نیز امروزه در زبان رسمی کاربرد ندارد نظیر کهار و مندل.

    کلیدواژگان: میرعبداللطیف شوشتری، تحفهالعالم، هند، واژه های هندی
  • شیرزاد طائفی، حسین بخشی* صفحات 55-68

    مثنوی خوانی از زمان خود مولانا آغاز شد و در زمان حیات او عده ای به مثنوی خوانی معروف بودند؛ اما پس از شکل گیری طریقت مولویه و تبدیل شدن آن به یک نظام خاص تصوف که برخی اصول و آداب خاص بدان راه یافت، مثنوی خوانی نیز از حالت ابتدایی و ساده ی اولیه آن خارج شد و برای آن نیز اصول و قوانینی وضع شد که در زمان مولانا وجود نداشت. اعطای مقام مثنوی خوانی به اشخاص، طی مراسمی با آدابی خاص انجام می شد و مجالس مثنوی خوانی و شرح و تدریس مثنوی نیز تابع اصولی ویژه بود. خوانش مثنوی محدود به مملکت عثمانی نبود، بلکه در ممالک و سرزمین های دیگر نیز رونق زیادی داشت. در این مقاله، درباره ی متن خوانی که مثنوی خوانی نیز از انواع آن است، سخن گفته ایم و در ادامه درباره ی مثنوی خوانی در بوسنی و هرزگوین و نقاطی دیگر، نیز خوانش مثنوی در بین غیر مولویان بحث کرده و در پایان به معرفی شماری از مثنوی خوانان معروف پرداخته ایم.

    کلیدواژگان: مثنوی، مثنویخوانی، مثنویخوان، مولانا، مولویه
  • پروین گلی زاده*، رضا گورویی صفحات 69-86

    یکی از جنبه های عالی بلاغت شعر مولانا در غزلیات شمس، کاربرد انواع ردیف است. مولوی پژوهان معاصر بیشتر به مختصات فکری مولانا در غزلیات عنایت داشته اند و نوعی از عرفان حماسی و وحدت وجود برای او قائل شده اند؛ اما توجه به موسیقی برجسته، به ویژه موسیقی کناری آن موضوعی است که از نظرها دور مانده است. یکی از جلوه های موسیقی کناری ردیف است. مولانا در غزلیات شمس از هر ساختاری در جهت ساخت ردیف بهره برده است تا جایی که می توان او را در این زمینه بی رقیب دانست. به کارگیری ردیف های دلنشین در ساختار غزلیات شمس موجبات افزونی بار بلاغت شعر مولوی و موسیقیایی تر شدن سخنش را فراهم کرده است. مولوی در غزلیات شمس شور و هیجان را به مخاطب خود القا می کند و در این راه دست یابی به ردیف هایی با ساختار جدید برای او موجد سبکی شخصی شده است. در این مقاله انواع ردیف هایی که در جهت غنای موسیقی و بلاغت شعر مولانا اثرگذار بوده اند، زیر عنوان هایی چون: ردیف های اسمی، ردیف های گروهی، ردیف های جمله وار، ردیف های فعلی، ردیف های ضمیری و ردیف های حرفی تحلیل و بررسی شده اند.

    کلیدواژگان: مولوی، غزلیات شمس، موسیقی، ردیف، هنجارگریزی
  • روح الله خادمی* صفحات 87-105

    نقد ادبی به عنوان دست مایه ای برای ورود به دنیای شعر و شاعری و شناخت شعر و درک غث و ثمین آن از دیرباز در فرهنگ اسلامی ایرانی مطرح بوده است. این مبحث که از یک سو در فرهنگ غنی ایرانی و از سوی دیگر در معارف اسلامی ریشه دارد، در پی آن است که شاعران را از ابتدای ورود به عالم شعر دستگیری کند، پا به پای آنان پیش رود و شعر آنان را به درجات عالی رسانده، جاودانه سازد. شاعران داستان سرا به عنوان پدیدآورندگان یکی از انواع فاخر ادبی، خود دارای نظریه ای هماهنگ و همسان در نقد شعر هستند که این نظریه از لابه لای اشعار آنان به خوبی قابل استخراج است. در این پژوهش کوشیده ایم نگاه این شاعران را به شعر و شاعری و بایدها و نبایدهای آن بررسی کنیم. معیارهای شعر خوب، لزوم راستگویی، نقش تجربه ی عاشقانه در داستان سرایی، کمال صورت و معنا، رعایت اعتدال و توصیه به کم گفتن از جمله مباحثی است که در این جستار مورد مطالعه قرار گرفته اند. نتیجه ی این پژوهش، ما را به این نکته واقف می سازد که این دسته از شاعران، از موهبت نظریه و نقد ادبی بهره مند بوده اند و سنت داستان سرایی فارسی در رهگذر این آرا، کمابیش توانسته است در مسیری که درستی آن مورد اجماع و اتفاق منتقدان ادبی است، حرکت کند.

    کلیدواژگان: نقد ادبی، شعر فارسی، داستانسرایی
  • زینب رضا پور* صفحات 107-129

    در اندیشه ی شمار زیادی از عارفان، شادی به حق تعالی در سیر الی الله از اثر ارتقابخش و تعالی دهنده ی بسیار برخوردار است و سالک را به دریافت حقایقی نائل می کند که با سال ها نماز و روزه و مجاهده به دست نمی آید. با وجود اهمیت این موضوع و تاثیرگذاری آن بر سلوک بسیاری از عارفان، آنچه عمدتا از عرفان اسلامی انعکاس یافته و برجسته شده، تاکید بر اندیشه ی سلبی و حزن مدارانه ی شماری از متصوفه است که پیوسته اوقات خود را در ترس و اندوه سپری می کنند و از هرگونه خوشی رویگردان و از هر لذتی بی بهره اند. همین امر، باعث شده که سیمای درست و دقیقی از عرفان اسلامی ارائه نگردد و بخش مهم و زیبایی از این جریان فکری و عملی، مخفی بماند. در این مقاله، سیمای شادی در عرفان اسلامی از آغاز تا سده ی پنجم بررسی شده و تحولات آن در قرون مختلف و عوامل موثر بر آن تبیین گردیده است. رویکرد غالب بر اذهان زاهدان و صوفیان نخستین به دلایلی آکنده از خوف و اندوه است؛ اما سیر تطور شادی در عرفان، نشان می دهد که با ورود مباحث عمیق عرفانی و طرح  موضوعاتی چون معرفت و قرب الهی، رجا و رضا، سکر و فنا، تجلی جمالی، انس و عشق ورزی با خدا، نگرش اخروی محض و خوف مدارانه در نزد عارفان به تدریج رنگ باخته و ایشان در همین دنیا از لذت محبت و شادی معرفت و مشاهده ی جمال حق بهره مند شده و بهشت و دوزخ خود را در پیوستگی به حق یا جدایی از او دیده اند.

    کلیدواژگان: عرفان اسلامی، شادی، تطور تاریخی، بهشت، محبت
|
  • Mahmood Rezaei* Pages 11-23

    Roudaki is known as the father of Persian poem and is one of the first Persian poets that has left beautiful and jovial lyrics in Persian literature. He is the first Persian poet who has anacreontic verses and he is the most important prominent poet of his time. In this essay, the meaning of initial verses of his known anacreontic poem has analyzed.Although various interpretations has presented to his poem and in each one has tried to decline ambiguity of his poems, but yet commentators cannot represent a sufficient meaning of “wine Mother” in these verses. Finally in this essay in addition to the shortage of interpretations, due to the textures of  verses and based on related resources,  it was cleared that contrary to opinion of commentators the “wine Mother” means “grape seeds” not tree or cluster of grapes.

    Keywords: Roudaki, Anacreontic Verse, Wine, wine Mother
  • Mehdi Kadghoday Tarahi*, Ali Mohammad Gitifrouz, Hadi Shamilpour Pages 25-54

    Tohfatoalalam was written by AbdollatifShooshtari .He was among the thinkers in the era of Zandand Afshar’sdynasties. The genre   of his works stands among logbooks and memoirs .In a chapter of the book critically made by the author, his direct observations and experiences of India, Anglo-administration and their mores of ruling expressed with eloquent prose. Due to author’s staying in India for several years as well as his interaction with people, some Indian words necessarily came into the text of his prose.The present research conducted based on the descriptive –analytical method. To this end Indian words in the text of Tohfatolalam picked out. Their etymology as well as their strict meanings gone through related dictionaries. Finding of this study indicates that more than sixty words found in that work, some of which still occur in use in Persian language like”jangle”,”chatr”. Worth saying is that such words as “kahar” and”mandel” used no longer in Persian.

    Keywords: Tohfatolalam, abdollatifshooshtari, india, Indian words
  • Shirzad Taefi, Hosien Baghshi* Pages 55-68

    Reading Masnavi was initiated from Rumi’s own era, and some people were famous for reading Masnavi in his life time. After the formation of Mevlevi Order, reading Masnavi turned into a certain system of Sufism with definite principles and customs. Reading Masnavi also separated from its fundamental and initial state when principles and rules were laid out. The fact is that none of these rules and principles did not exist in Rumi's life time. Awarding an individual with the prize of reading Masnavi was done in special ceremonies with certain mores. Assemblies of reading Masnavi, its description as well as its teaching followed a specified set of rules. Reading Masnavi was not limited to Ottoman empire; it wasalso very popular in other countries and in the outermost regions. In the introduction section of the present article, we briefly discussed text reading, a kind of reading which also includes Reading Masnavi. In the following section, we discussed reading Masnavi in Bosnia and Herzegovina and its readers other than Molowyans. Ultimately, we introduced a number of famous Masnavi readers.

    Keywords: Masnavi, Reading Masnavi, Masnavi Readers, Rumi, Mevlevi
  • Parvien Golizade*, Reza Goroui Pages 69-86

    One elegant perspective of rhetoricism of Molavi’s poem in Ghazaliyat- e Shams rises from using various types of radif. Contemporary Molavi researchers have regarded more his thought characteristics and somehow, assigned him a kind of epical theosophy and unity of existence. However, considering the its prominent music of poetry, especially kenari music have been neglected. One form of kenari music is radif. He has used every possible structures in Ghazaliyat- e Shams in order to create radif and this is why he is unique in this context. Applying pleasant radifs in Ghazaliyat- e Shams has led to the elaborated eloquence of his poem and the musical tone of his poem. In Ghazaliyat -e Shams,  Molavi induces fervor and excitement to his reader. In this way, finding radifs with novel constructions has led to formation of his personal style. This paper is to analyze various types of radifs including those of noun, group, sentence, verb, pronoun, and letter effective in the musical and rhetoric constructions of Molavi's poems.

    Keywords: Molavi, Ghazaliyat- e Shams, music, radif, normality
  • Roh Allah Khademi* Pages 87-105

    Literary criticism has long been considered in Iran's Islamic culture as a mean of entering the world of poetry, understanding and appreciating its value. This technique, which is rooted in Islamic sciences and Iranian culture, seeks to help poets from the beginning of entering the world of poetry, step by step, and bring their poetry to higher levels and immortalize it. Storytelling poets, as the founders of one of literary genres, have their own similar and consistent theory in literary criticism, which can easily be derived from their poems. In this research, we intend to examine the poets' viewpoint to poetry and its essentials. Good poetry criteria, the necessity of truthfulness, the role of romantic experience in storytelling, perfection of form and content, and observance of moderation and brevity, are among the topics discussed in this research. This study concludes that these poets have benefited from literary criticism and the tradition of Persian storytelling through these theories has managed to move in the right direction

    Keywords: literary criticism, Persian poetry, storytelling
  • Zeinab Rezapor* Pages 107-129

    According to a considerable number of mystics, happiness for the Almighty God in the path toward Him has a promoting and transcendental effect and makes the mystic to achieve some truths which could not be obtained through years of praying and fasting. Given the importance and effect of this issue in the conduct of the mystics, whatever has been reflected and highlighted from Islamic mysticism includes an emphasis on privative and grief-stricken thoughtfulness bysome mystics who spend their time in fear and sorrow; accordingly, they are far from any happiness and joy. The same reason has brought about an imprecise and incorrect image of the Islamic mysticism so that a beautiful and important part of this thoughtful and practical movement has remained hidden. Therefore, the image of happiness in Islamic mysticism from the beginning to the 5th century A.H. has been analyzed and the changes thereto in different centuries as well as its effective factors are illustrated in this paper. Although the prevalent approach of the primary ascetics and Sufis is mixed with fear and sorrow due to some reasons, the route of happiness in Islamic mysticism shows that entrance of the deep mystical topics and the rise of issues such asdivine knowledge and glory, fear and consent, inebriation and mortality, manifestation of beauty, proximity to and love for God, and, pure and fearful heavenly attitudes have gradually diminished before mystics and they enjoy the kindness and joy of knowledge as well as observance of the God’s manifestations and they believe that their heaven or hell depend on union with or separation from God. Islamic Mysticism, Happiness, Historical Developments, Heaven, Kindnes.

    Keywords: Islamic Mysticism, Happiness, Historical Developments, Heaven, Kindnes