فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 2 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • رباب جاهدی*، رحیم بدری گرگری، فیروز محمودی صفحات 1-21
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر الگوی طراحی آموزشی بایبی یا 5E بر خلاقیت دانش آموزان در درس علوم پایه ششم انجام گرفته است.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه آزمایش و کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آموزان پایه ششم در مدارس شهرستان شبستر بودند. از میان آن ها دانش آموزان پایه ششم دو مدرسه به صورت نمونه در دسترس انتخاب شده و به عنوان گروه کنترل (20 نفر) و گروه آزمایش (20 نفر) جایگزین شدند. پیش از اجرای متغیر مستقل (روش تدریس بایبی) میزان خلاقیت گروه ها به وسیله آزمون تورنس اندازه گیری شد. سپس آزمودنی های گروه آزمایش، به مدت هشت جلسه به یادگیری از طریق الگوی طراحی آموزشی بایبی پرداختند. و پس از اتمام مداخلات پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. یافته های پژوهش: نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داده است که، استفاده از الگوی طراحی آموزشی بایبی در آموزش درس علوم بر میزان خلاقیت دانش آموزان تاثیر معنی دار و مثبتی داشته است (001/0 ≥P).

    نتیجه گیری

    نتایج این پژوهش نشان داده است که استفاده از روش تدریس بایبی می تواند در افزایش خلاقیت دانش آموزان پایه ششم موثر باشد.

    کلیدواژگان: الگوی طراحی آموزشی بایبی، خلاقیت، دانش آموزان ابتدایی، تدریس
  • زینب خسروی، رضا افهمی*، پرویز آزادفلاح صفحات 23-52
    نظریه ذهن(ذهنی کردن) یکی از ضروری ترین مهارت ها برای توسعه روابط اجتماعی است. از این رو پژوهش های بسیاری در صدد یافتن روش هایی برای پرورش نظریه ذهن و به ویژه روش های مبتنی بر فعالیت های روایت محور و بر آمده از داستان اند. از آنجایی که فضای دیجیتال، در دوره معاصر شیوه ارتباطات بینافردی و همچنین فضای رودروی داستان سرایی را متحول ساخته است، اکنون امکانات دیجیتال بستری چندرسانه ای برای بیان و گوش سپردن به داستان فراهم آمده است،این پژوهش درصدد تبیین ظرفیت و قابلیت های رسانه داستان گویی دیجیتال بر پرورش نظریه ذهن است.این مطالعه مبتنی بر روش تحلیل مفهومی و استنتاجی در سطح نظری، ظرفیت ویژه و متمایز رسانه داستان گویی دیجیتال برای پرورش نظریه ذهن را مطرح می کند. بر پایه یافته های قبلی در حوزه نقش داستان سرایی بر پرورش نظریه ذهن و براساس ظرفیت رسانه داستان گویی دیجیتال، این پژوهش برای نخستین بار این پیشنهاد را مطرح می کند که در تقابل با روش های منفعل پیشین، می توان از امکانات این رسانه نوین برای تدوین الگوهای داستان سرایی خلاقانه و مشارکتی با هدف پرورش نظریه ذهن در افراد بهره برد.
    کلیدواژگان: نظریه ذهن، داستان سرایی، داستان گویی دیجیتال، ذهن خوانی خلاق، داستان گویی مشارکتی
  • رضا یادگاری، ابراهیم عباسی*، مجید اشرفی، فریدون آزما صفحات 53-75
    زمینه

    مراکز رشد و واحدهای فناور از نهادهای تجاری سازی دستاوردهای علمی و پل ارتباطی دانشگاه با جامعه و صنعت می باشند. همچنین این مراکز موجبات هدفمند شدن فعالیت های علمی-پژوهشی دانشگاه ها با نیازهای جامعه را فراهم نموده و از این نظر نیز بسترهای تولید علم و فناوری را مهیاء ساخته است.

    هدف

    تحقیق حاضر در پی شناسایی رابطه بین ویژگی های کارآفرینانه مدیران با رفتار نوآورانه از طریق بررسی تفکر انتقادی در شرکت های دانش بنیان مراکز رشد واحدهای فناور دانشگاه آزاد اسلامی است.

    روش

    این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی، از نظر گردآوری اطلاعات از نوع تحقیقات توصیفی-پیمایشی، و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. جامعه آماری تحقیق حاضر مدیران شرکت های دانش بنیان فعال این مراکز (270 نفر) در سال 1396 بوده است. نمونه گیری به روش در دسترس انجام گردید و تعداد نمونه (با استفاده از جدول مورگان) 155 پرسشنامه محاسبه و تعداد 145 مورد برگشت داده شد. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه زالی و همکاران (1386)، تفکر انتقادی ریکتس (2009) و رفتار نوآورانه جانسن (1997) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل آماری از نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شده است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که با افزایش سطح تفکر انتقادی مدیران، ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه و رفتار نوآورانه آنها افزایش می یابد. همچنین، نتایج مشخص ساخت که بین ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه مدیران با رفتار نوآورانه سازمان از طریق تفکر انتقادی رابطه کاملا معناداری وجود دارد (p<0.05). نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد که مدیران کارآفرین تلاش می کنند که با فعالیت بیشتر و استفاده از دانش و مهارت های خود راه کارهای جدید از جهت بدست آوردن نتایج قابل قبول در پیچیدگی مسائل واقعی بدست آورند. و همچنین مدیران کارآفرین بایستی بر پیچیدگی های مسائل واقعی مسلط، انتقادپذیر باشند، و از جهت پیش بینی موقعیت-هایی که نیازمند استدلال است، آمادگی لازم را داشته باشند.

    کلیدواژگان: ویژگی های کارآفرینانه، رفتار نوآورانه، تفکر انتقادی، مراکز رشد، دانشگاه آزاد اسلامی
  • رویا سپهرنیا*، محمود البرزی، علی کرمانشاه، عادل آذر، روزیتا سپهرنیا صفحات 77-101
    زمینه

    جهانی سازی و فناوری های اطلاعاتی، مزایایی برای سازمان ها به دنبال دارد که برخورداری از آن از طریق حاکمیت شفاف میسر می شود.

    هدف

    هدف اصلی پژوهش، طراحی الگوی خلاقانه شفافیت با رویکرد حکمرانی خوب در سازمان های سیاستگذار بود.

    روش

    روش پژوهش از نظر نوع داده، ترکیبی و به لحاظ هدف، بنیادی است. گردآوری داده های کیفی به صورت مصاحبه دلفی، با نمونه گیری هدفمند و جامعه آماری مدیران ارشد، متخصصان و سیاستگذاران (33 تن)، و در بخش کمی به صورت پیمایشی، با جامعه مدیران میانی، اجرایی، کارشناسان سازمانی و نمونه گیری تصادفی طبقه ای خوشه ای (432 تن)، انجام شد. ابزار تحقیق در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود که با روایی محتوایی و ضریب آلفا بررسی شد. تحلیل داده ها با آمار توصیفی و استنباطی شامل تحلیل عاملی و معادلات ساختاری انجامشد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد بعد شفافیت در بین سایر ابعاد از اهمیت بالاتری برخوردار بوده و شامل 2 مولفه؛ ارزش عینی و ارزش ذهنی، 3 زیر مولفه و 13 شاخص است، عناصر مرتبط با ارزش عینی از توجه بیش تری در سازمان ها برخوردار بودند.

    نتیجه گیری

    نتایج، ضمن ارائه الگویی که پیامد آن حکمرانی خوب بر اساس شفافیت است بیان نمود که نگرش مدیران برای شفاف سازی ارزش ذهنی از حساسیت کمتری برخوردار بوده که ضرورت توجه به ارزش ذهنی در بروز شفافیت در سازمان های سیاستگذار را برجسته می نماید.

    کلیدواژگان: کلیدواژه ها: &quot، شفافیت سازمانی&quot، &quot، حکمرانی خوب&quot، سازمان های سیاستگذار&quot، الگوی خلاقانه&quot، حاکمیت شفاف&quot
  • ریحانه ابراهیم آبادی*، فاطمه طاهرپور، علی عسگری صفحات 103-132
    زمینه
    عصر کنونی عصر نوآوری، ابداع و تغییر است و عصری است که حرکت فراتر از زمان را می طلبد. حرکت به سمت نوآوری و تحول مستلزم داشتن خلاقیت و ریسک پذیری است که این خود نیازمند وجود شرایط، امکانات، الزامات و محیط مناسب است.
    هدف
    هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش حمایت خانواده و دانشگاه در خلاقیت و ریسک پذیری دانشجویان ارشد و دکتری دانشگاه بیرجند با میانجی گری امید انجام گرفته است.
    روش
    پژوهش حاظر توصیفی- همبستگی و جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه بیرجند به تعداد 3064 نفر که با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده و براساس جدول مورگان تعداد 340 نفر انتخاب گردید. برای سنجش متغیر حمایت خانواده و دانشگاه از پرسش نامه شربورن و استوارت (1991)، خلاقیت و ریسک پذیری از پرسش نامه روحیه کارآفرینی وطن خواه و رضایی مقدم (1394) و امید از پرسش نامه امید اسنایدر (1991) استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه توسط متخصصان تایید شد. ضریب پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی و تایید شد. جهت تجزیه-وتحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و آمار استنباطی و آزمون های همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شده است. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که حمایت خانواده و دانشگاه (مولفه حمایت اطلاعاتی) پیش بینی کننده خلاقیت (بتا=73/0)و با توجه به سطح معنی داری پیش بینی کننده ریسک پذیری نمی باشد. همچنین حمایت خانواده و دانشگاه (مولفه حمایت اطلاعاتی) پیش بینی کننده امید (بتا=307/0) می باشد. امید پیش بینی کننده خلاقیت (بتا= 212/0) و ریسک پذیری (بتا= 400/0) است. یافته ها نشان داد که امید نقش میانجی بین حمایت خانواده و دانشگاه با خلاقیت و ریسک پذیری ایفا نمی کند و مدل پژوهش از برازش خوبی برخوردار است.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش، حمایت خانواده و دانشگاه در سطح حمایت اطلاعاتی با خلاقیت رابطه مستقیم و معنی دار و در سطح حمایت هیجانی، رابطه معکوس و معنی دار با خلاقیت دارد. حمایت خانواده و دانشگاه با ریسک پذیری رابطه معنی داری ندارد. همچنین نتایج حاکی از رابطه مستقیم و معنی دار بین حمایت خانواده و دانشگاه و امید است.
    کلیدواژگان: حمایت، خلاقیت، ریسک، امید
  • زهرا فروتنی*، عطیه بحرانی، فهیمه یزدانمهر صفحات 133-163
    زمینه

    یکی از مهمترین منابع شایستگی های پایدار در هر سیستمی ، منابع انسانی خلاق آن است و سطح پیشرفت هر جامعه با خلاقیت آن در ارتباط است.

    هدف

    نظر به اهمیت موضوع ، هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر فضیلت سازمانی و مولفه های آن بر خلاقیت فراشناختی معلمان است.

    روش

    روش تحقیق توصیفی- پیمایشی است و از این لحاظ که نتایج آن میتواند مورد استفاده قرار بگیرد، کاربردی محسوب میشود. جامعه آماری تحقیق، دبیران مدارس متوسطه دخترانه شهرخوی و ابزار سنجش متغیرها دو پرسشنامه استاندارد فضیلت سازمانی کامرون و همکاران (2004) و سنجش خلاقیت تورنس(1979) بود . برای پردازش و تحلیل داده ها از نرم افزارهای spss وPLS استفاده شد.

    یافته ها

    حاکی است که در سطح اطمینان 95% الگوی ساختاری تحقیق، از برازش مناسبی برخوردار است.

    نتیجه گیری

    نتایج حاصل از تحلیل مسیرالگوی ساختاری نشان میدهد، فضیلت سازمانی و سه مولفه آن (خوش بینی، اعتماد و همدردی) بر خلاقیت فراشناختی معلمان تاثیر مستقیم، مثبت و معناداری دارند ؛ ولی تاثیر دو مولفه انسجام و بخشش بر خلاقیت فراشناختی معلمان از نظر آماری معنادارنیست.

    کلیدواژگان: &quot، فضیلت سازمانی&quot، خلاقیت، خلاقیت فراشناختی&quot، مدل یابی معادلات ساختاری&quot
  • طاهره بابازاده*، محمد دوستار، محمود مرادی صفحات 165-197
    هدف

    دراین پژوهش ضمن بررسی تاثیر یادگیری بر نوآوری سازمانی اثرات وجود اینرسی به صورت متغیر تعدیل گر مورد مداقه قرار می گیرد.

    روش

    روش پژوهش ازنظر هدف،کاربردی بوده که با به کارگیری ابزار پرسشنامه و روش پیمایشی، داده های موردنیاز جمع آوری شده است. جامعه آماری این تحقیق سازمان های دولتی استان گیلان می باشد. تعداد این سازمان ها در حدود 80 سازمان است که بر اساس برنامه توسعه مدیریت تعداد نمونه 50 سازمان برآورد شد. تجزیه و تحلیل در سطح سازمانی می باشد. به منظور تحلیل آماری اطلاعات جمع آوری شده از نرم افزارهای spss و smart pls2 استفاده شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان دادکه یادگیری سازمانی دارای تاثیر قابل ملاحظه ای (759/19)، بر نوآوری است و همچنین اینرسی سازمانی نقش تعدیل گری (408/2) بر رابطه بین یادگیری سازمانی و نوآوری سازمانی دارد.

    نتایج

    نتایج نشان داد که یادگیری سازمانی بر نوآوری سازمانی و نیز بر همه ی ابعاد نوآوری (خدماتی، فرآیندی، رفتاری و مدیریتی) تاثیر مثبت و معنادار و اینرسی سازمانی اثر تعدیل گری منفی بر رابطه یادگیری و نوآوری دارد. حضور اینرسی سازمانی باعث کاهش تاثیر اثر یادگیری بر نوآوری می شود؛ همچنین اینرسی روان شناختی و هزینه برگشت-ناپذیر اثر تعدیل گری منفی و اینرسی عملی اثر تعدیل گری مثبت در رابطه یادگیری و نوآوری در سازمان های دولتی دارند.

    کلیدواژگان: یادگیری سازمانی، نوآوری سازمانی، اینرسی سازمانی، اینرسی روانشناختی، اینرسی عملی
  • مهدی مهاجرانی، فریبا کریمی*، محمد علی نادی صفحات 199-225
    هدف

    هدف اصلی این پژوهش، شناسایی مولفه های نوآوری باز و ارائه مدل برای پیاده سازی نوآوری باز در دانشگاه بود.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع کیفی است که با استفاده از تحلیل مضمون و به شیوه استقرایی، مولفه های نوآوری باز، شناسایی و استخراج شدند. حوزه پژوهش، مقالات و کتب مربوط به نوآوری باز در بازه زمانی سال های 2007 تا 2018 بود. تحلیل مضمون، روشی برای شناخت، تحلیل و گزارش الگوهای موجود در داده های کیفی است. تحلیل مضمون از روش های مختلفی انجام می شود. در این پژوهش از «شبکه مضامین» استفاده شد. روایی پژوهش، با روش ممیزی کردن از سوی داور، مورد تایید قرار گرفت. برای محاسبه پایایی، کدگذاری با مطالعه سطر به سطر منابع منتخب و به صورت دستی توسط دو نفر به صورت جداگانه انجام گرفت و بعد از اتمام کدگذاری، نتایج این دو کدگذاری با یکدیگر مقایسه و از روش هولستی استفاده شد.

    یافته ها

    پس از مطالعه و انتخاب و کدگذاری متون مقالات مرتبط با نوآوری باز، تعداد 54 مضمون پایه ای از بخش های مختلف متون مقالات استخراج گردید. از این مضامین پایه ای تعداد 10 مضمون سازمان دهنده و در نهایت سه مضمون اصلی و فراگیر «عوامل سازمان نگر» ، «عوامل مشتری نگر» و «عوامل رابطه نگر» استخراج شدند.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج حاصل از تحلیل مضمون و شناسایی مولفه های نوآوری باز استخراج شده، مدلی برای پیاده سازی نوآوری باز در دانشگاه ارائه شد که این مدل مولفه های تاثیرگذار بر پیاده سازی نوآوری باز در دانشگاه را در سه گروه عوامل مرتبط با سازمان و ساختار سازمانی دانشگاه، عوامل مرتبط با مشتریان دانشگاه و عوامل مرتبط با ارتباطات داخلی و بیرونی دانشگاه دسته بندی کرد.

    کلیدواژگان: نوآوری باز، دانشگاه، تحلیل مضمون، شبکه مضامین
  • محمد مهدی شریعت باقری*، آزاده شمسایی صفحات 227-262
    چکیده
    هدف
    هدف اصلی از پژوهش حاضر، تعیین رابطه سبک مدیریت کلاس معلمان و خلاقیت دانش آموزان با میانجی گری بهزیستی روان شناختی دانش آموزان مقطع اول متوسطه بود. روش پژوهش: روش پژوهش، توصیفی (غیرآزمایشی) و طرح از نوع طرح های همبستگی ، جامعه آماری پژوهش تمام دانش آموزان دختر مقطع اول متوسطه شهرستان چهاردانگه (حدود 1100 نفر) و معلمان آن ها (حدود 130 نفر) در سال تحصیلی 97-1396 بودند . به منطور برآوردحجم نمونه با استفاده ازجدول کرجسی ومورگان (1979)، از میان جامعه آماری، نمونه ای به حجم 285 نفر دانش آموز و 97 نفر معلم تعیین و انتخاب نمونه ها با روش نمونه گیری تصادفی ساده و براساس لیست اسامی معلمین و دانش آموزان و ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه خلاقیت عابدی (1363)، پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (2002)، پرسشنامه سبک مدیریت کلاس هوی (2000) بود.
    یافته ها
    تحلیل داده های این پژوهش با استفاده از شاخص های آمار توصیفی میانگین ، واریانس و آمار استنباطی ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر نشان داد بین سبک مدیریت کلاس معلمان با خلاقیت و بین سبک مدیریت کلاس معلمان با بهزیستی روان شناختی دانش آموزان مقطع اول متوسطه رابطه معناداری وجود دارد همچنین بین خلاقیت دانش آموزان مقطع اول متوسطه با بهزیستی روان شناختی آنان رابطه وجود دارد.
    نتیجه گیری
    نتایج کلی پژوهش نشان داد که بین سبک مدیریت کلاس معلمان و خلاقیت دانش آموزان با میانجی گری بهزیستی روان شناختی دانش آموزان مقطع اول متوسطه رابطه وجود دارد.
    کلیدواژگان: سبک مدیریت کلاس، معلمان، خلاقیت، دانش آموزان، بهزیستی روان شناختی
|
  • Robab Jahedi *, Rahim Badri, Firooz Mahmoodi Pages 1-21
    Objective

    The aim of this study was to determine the effect of 5E educational design pattern on the creativity of students on science lesson in sixth grade students.

    Methods

    This quasi-experimental study followed by a pretes-postest design whit an experimental group and a control group. Statistical research community includes all elementary students in schools of the city''''''''s Shabestar. Two of the school were selected for the sample and were determined as the control group and the experimental group. Prior to the implementation of the independent variable, the amount of creativity of groups were measured using Torrance. Then the experimental group was taught through 5E Educational Design Pattern for eight sessions. After completion of the intervention sessions, so the post-test was conducted for both groups.

    Results

    Results of a variance analysis showed that 5E instructional design pattern has been effective on creativity of students. 001/0 ≥P).).

    Conclusion

    Using 5E design pattern in science education increased the amount of creativity of the sixth grade students.

    Keywords: 5E educational design pattern, creative thinking, Elementary Students, teaching
  • Zeinab Khosravi, Reza Afhami *, Parviz Azadfallah Pages 23-52
    Theory of Mind (mentalizing) is one of the most important skills for effective interpersonal relationships. In this respect, a great deal of investigations have studied how theory of mind can be enhanced across a range of methodological approaches. Moreover, stories have long been theorized to influence how we perceive our social world and our peers. Scholars have questioned whether exposure to stories can improve mentalizing. Considering how digital technology has drastically changed the way we communicate and the way we tell our stories, this study investigates the potential of digital storytelling medium for Theory of Mind enhancement. For this purpose, we review previous studies on stories and how they can evoke social processes such as Theory of Mind. We then suggest 3 principles that characterize how digital storytelling can work as a tool for Theory of Mind enhancement. Unlike traditional storytelling medium, digital storytelling can be a participatory medium for creative mind reading.
    Keywords: Theory of Mind, Storytelling, Digital Storytelling, Creative mind reading, participatory storytelling
  • Reza Yadegari, Ebrahim Abbasi *, Majid Ashrafi, Freydon Azma Pages 53-75
    Objective

    The purpose of this research was to investigate the relation between the entrepreneurial personality traits of managers and the innovative behavior of the organization through critical thinking of managers in growth centers and technology units of Islamic Azad University using descriptive and correlational method at the level of organizational analysis.

    Methods

    The statistical population of the managers of knowledge-based companies is the active base of these centers in 2018, of which 270 were reported. The sample size was calculated using 155 Morgan table and returned to 145 questionnaires. The Personality Characteristics Questionnaire of Entrepreneurs (2008), Ritz Thinking (2009) and Johnson's Innovative Behavior (2010) have been used to collect information. Data were analyzed using SPSS software (23 version) for structural equation modeling of PLS axis and Kolmogorov-Smirnov tests, Pearson correlation coefficient, simple and multiple regression, and structural equation modeling.

    Results

    Results showed that with increasing critical thinking of managers, their entrepreneurial personality traits and innovative behavior increased. Also, the results indicated that there is a significant relationship between the entrepreneurial personality traits of managers and the organizational behavior through critical thinking of managers.

    Conclusion

    The managers of the companies have tried to be more creative and use their knowledge and skills in new ways to achieve valuable results and to be aware of the complexities of the real issues; they are critical, and for reasoning and prediction positions that require reasoning are prepared so innovative behavior and entrepreneurial personality traits have increased in them.

    Keywords: Entrepreneurial characteristics, Innovative behavior, Critical thinking, Growth centers, Islamic Azad university
  • Roya Sepehrnia *, Mahmood Alborzi, Ali Kermanshah, Adel Azar, Rozita Sepehrnia Pages 77-101
    Background

    Globalization and new information technologies provide benefits for organizations, however, it can be useful through transparent governance.

    Purpose

    The main aim was to design a creative pattern of transparency with an emphasis on good governance in policymaker organizations.

    Methods

    It was a mixed methodology in data type and fundamental research in terms of purpose. Qualitative data collection through Delphi interview questions was done, with targeted sampling and the statistical population of all senior managers, specialists, and policymakers (33 people). In the quantitative part, it was performed with all middle managers, executives, and organizational experts (432 people) through random stratified and cluster sampling by researcher-made survey questionnaires. The content validity and Cronbach alpha reliability were employed. Data were analyzed through descriptive and inferential statistics including factor analysis, and structural equations.

    Findings

    The results indicated that transparency was the most important dimension including, 2 components of objective and subjective value, 3 subcomponents, and 13 indicators. In organizations, people pay more attention to transparency as an objective value

    Conclusions

    The findings presented a new pattern that results in good governance based on transparency. The managers' attitude is less sensitive to the subjective value of transparency. In policymaker organizations, people should pay more attention to the subjective value of transparency.

    Keywords: &quot, Organizational transparency&quot, Good governance&quot, Policy maker Organizations&quot, Creative pattern&quot, Transparent governance&quot
  • Reyhane Ebrahimabadi *, Fateme Taherpoure, Ali Asgari Pages 103-132
    Objective
    The purpose of this study was to investigate the role of family and university support in the creativity and risk taking of Master and PhD students at University of Birjand through mediation of life expectancy.
    Method
    The research method was descriptive-correlational and the statistical population consisted of 3064 students of MSc and Ph.D. students at University of Birjand and 340 people by using simple random sampling and based on Morgan's table were selected. To measure the variables of family and university support, the Sherbourne and Stewart (1991) questionnaire, the creativity and frugality from Vatankhah and Rezaei Moghadam's (2015) the voluntary entrepreneurship questionnaire and life expectancy from Snyder's (1991) hope questionnaire were used. Content validity of the questionnaire was confirmed by experts. The reliability coefficients of the questionnaires were assessed by using Cronbach's alpha coefficient and 0.99 for the support of the family, 0.99 for the university support, 0.60 for creativity and 0.49 for risk taking, life expectancy was 0.72. Data analysis was done at descriptive level (frequency, mean, standard deviation) and inferential level (Pearson correlation, analysis of variance, regression and structural equation modeling).
    Results
    The results indicated that family and university support (information support) predict the creativity (Beta= 0.738) and does not predict the risk taking with regard to the P-value. Family and university support (information support) predict the life expectancy (Beta= 0.307). The life expectancy is predicting of creativity (Beta= 0.212) and risk taking (Beta= 0.400). Findings showed that life expectancy does not play a mediating role between family and university support with creativity and risk taking and the research model has a good fit. Decision making: According to the results, the family and university support (information support) has a direct and significant relationship with creativity, and (emotional support), there is a reverse and significant relationship with creativity. The family and university support do not have a significant relationship with risk taking. The results also indicate a direct and significant relationship between family and university support and life expectancy. The results also indicate a direct and significant relationship between the family and university support and life expectancy
    Keywords: Support, Creativity, Risk, hope
  • Zahra Foroutani *, Atieh Bohrani, Fahimeh Yazdanmehr Pages 133-163
    Background

    one of the most important sources of sustainable competencies in any system is its creative human resources and the level of progress of each society is related to its creativity. Subject: regarding the importance of the subject, the present study aims to study the impact of organizational virtue and its components on metacognitive creativity of high school teachers.

    Method

    this research is applied in terms of its expected results and is descriptive-survey method. The statistical population of the study, the teachers of high school girls in khoy and the tool for measuring variables, were two questionnaires: Standard Organizational Virtue Inventory (Cameron et al., 2004) and Torrance''s Creativity Measurement (1979). SPSS and PLS software were used for data processing and analysis.

    Findings

    findings are show that at the 95% confidence level, the structural pattern of the research has a good fit.

    Conclusion

    the results of the path analysis show that organizational virtue and its three components (optimism, trust and sympathy) have a direct, positive, and meaningful effect on the metacognitive creativity of teachers, however, the effect of two components of coherence and forgiveness on the metacognitive creativity of teachers was not statistically significant.

    Keywords: &quot, Organiational virtue &quot, Creativity, Meta cognitive creativity&quot, Structural Equation Modeling&quot
  • Tahere Babazade *, Mohammad Dostar, Mahmoud Moradi Pages 165-197
    Purpose

    The present study aims to determine and investigate the effect of organizational learning on organizational innovation with moderating role of organization inertia in governmental organizations of province. The method of this research in terms of purpose have been practical that the required data were collected Using the questionnaire and a survey method. The statistical population of this research includes governmental organizations in Guilan province. The number of these organizations is about 80 organizations which 50 organizations were selected as sample. Analysis is at the organizational level. The spss and smart pls2 software are used for statistical analysis of collected data. The findings of this research showed that organizational learning has a significant effect (19.759) on innovation And also organizational inertia has a moderating role (408/2) on the relationship between organizational learning and organizational innovation. The results indicated that organizational learning has a positive and significant effect on organizational innovation as well as on all dimensions of innovation (service, process, behavioral, and management). It also showed that organizational inertia has a negative moderating effect on the relationship between learning and innovation. The presence of organizational inertia decreases the impact of learning on innovation. The results also indicate that psychological inertia and sunk cost have a negative moderating effect and practical inertia have positive moderating impact on the relationship between learning and innovation in governmental organizations.

    Keywords: Organizational learning, organizational innovation, Organizational inertia, psychological inertia, practical inertia
  • Mahdi Mohajerani, Fariba Karimi *, Mohammad Ali Nadi Pages 199-225
    Objective

    The main purpose of this study is to identify open innovation components and providing a model for implementing open innovation in university.

    Method

    The present study is a qualitative study which identified and extracted the components of open innovation by thematic analysis and in an inductive manner. The field of research was all open innovation articles and books in the period from 2007 to 2018. Thematic analysis is a method for recognizing, analyzing and reporting patterns in qualitative data. Thematic analysis is done in a variety of methods. In this research, the "Thematic Network" has been used. The validity of the research was approved by the referee by the audit method. To calculate reliability, coding is done by studying row to row of selected resources manually by two individuals individually. After coding, the results of these two coding are compared by the Holsti method.

    Results

    After studying and selecting and coding the texts of articles related to open innovation, 54 basic themes were extracted from different sections of the articles. From these basic themes, 10 organizing themes and finally 3 global themes of “organizational factors” and “customer factors” and “relation factors” were extracted.

    Conclusions

    Based on the results of thematic analysis and identifying the components of open innovation, a model for implementing open innovation in the university was presented that this model categorized influential components on the implementation of open innovation in the university in three groups of factors associated with the organization and organizational structure of the university, Factors related to university customers and factors related to the internal and external communication of the university.

    Keywords: Open innovation, University, Thematic analysis, Thematic network
  • Mohammad Mahdi Shariatbagheri *, Azadeh Shamsaii Pages 227-262
    Abstract The main purpose of this study is to determine the relationship between teacher's class management style and students' creativity through mediation of psychological well-being among high school students. The research method was descriptive (non-experimental) and design was a correlation type design. The statistical population of the study is all female high school students in Chahardangeh (about 1100) and their teachers (about 130 people) in the academic year of 1966-97. Among the statistical population, a sample of 285 students for students and 97 individuals for teachers was selected and a simple random sampling method was used based on the list of names of teachers and students. The data gathering tool was Abedi's Creator Questionnaire (1363), Reif's Psychological Well-Being Questionnaire (2002), and Hui's Classroom Style Management Questionnaire (2000). First, after coordinating with the education authorities of Chardenghe city and providing necessary licenses, then coordinating with high school principals and giving explanations to authorities and students about how to do research and how to complete the questionnaires, teachers of the classroom management style questionnaire Hui, 2000) and students completed the questionnaire of creativity (2000) and the psychological well-being questionnaire (Reif, 2002). Finally, data analysis was performed. In order to analyze the data, descriptive statistics of mean and variance and inferential statistics of Pearson correlation coefficient and path analysis were used. To accelerate the results, the spss and LISREL software were used. Results showed that there is a relationship between the style of teacher class management and students' creativity by mediating the psychological well-being of high school students.
    Keywords: Classroom management style, Teachers, Creativity, students, Psychological well-being