فهرست مطالب

  • پیاپی 1 (بهار 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/03/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • غلامرضا عسگری، علی یساقی*، سعید معدنی پور صفحات 2-19
    درونهشته معلم کلایه در ادامه شمال غرب پهنه گسلی کندوان در غرب البرز مرکزی واقع شده است. این درونهشته از شمال به گسل خشچال و از جنوب به گسل اوان محدود می شود. این گسل ها با جهت شیب مخالف یکدیگر سبب رانده شدن واحدهای سنگی پالئوزوئیک زیرین به ترتیب  بر روی واحدهای سنگی جوان تر ترشیری و مزوزوئیک شده اند. گسل اوان به عنوان مرز جنوبی درونهشته معلم کلایه عمیق تر بوده و گسل خشچال به صورت پس راندگی فرادیواره ای آن تشکیل شده است و سبب شده که درونهشته معلم کلایه به عنوان ساختار بالاجسته مابین آن ها تحلیل شود. با توجه به شیب گسل اوان، توسعه راندگی های فرودیواره ای و پس راندگی فرادیواره ای، ایجاد تاق فرم های فرادیواره ای و ناوفرم های فرودیواره ای و قرارگیری سازند باروت در فرادیواره آن به صورت گسل نرمال اولیه که به صورت معکوس تجدید فعالیت یافته تحلیل شده است. وارون شدگی گسل اوان با توسعه گسل خشچال بصورت گسل پس راندگی و برگه های راندگی TF1 و هنیز به عنوان راندگی های فرودیواره ای و گسل های TF2 و TF4 بصورت راندگی های فرادیواره ای آن تشکیل گردیده اند.  برخورد نهایی صفحه عربی و ایران مرکزی در میوسن پایانی که با حاکم شدن رژیم ترافشارشی راستگرد در البرز همراه بوده، با توسعه گسل های راستالغز همراه شده و این گسل ها باعث قطع شدگی و جابجایی گسل های اصلی درونهشته معلم کلایه شده اند. با توجه به  قطع  شدگی گسل های اوان و خشچال توسط توده های نفوذی علم کوه و نوشا می توان استنباط کرد که این گسل ها در  پلیوسن غیرفعال بوده اند.
    کلیدواژگان: راندگی و پس راندگی، ساختار بالاجسته، گسل نرمال اولیه، البرز مرکزی
  • محمد امیر علیمی، محمد مهدی خطیب، محمود رضا هیهات، خالد حسامی آذر صفحات 20-36
    شناسایی گسل لرزه زای شاج در زمین لرزه 2012 باختر زهان (خاور ایران) نشان داد که در گستره زهان علاوه بر سامانه گسلی فعال آبیز گزیک آواز گسل های دیگری نیز می تواند مستعد ایجاد زمین لرزه بزرگ باشد. اگرچه داده های لرزه ای در سراسر گستره یکسان توزیع نشده اند اما چین خوردگی و بریدگی نهشته های کواترنر بیانگر این است که بایستی این منطقه از لحاظ زمین ساختی فعال و خطر لرزه ای آن بالا باشد. پردازش نقشه های بی هنجاری مغناطیسی وجود خطواره های مغناطیسی با جهت گیری شمال شمال باختری (شاج، جان احمد و تخته جان) و خاوری باختری (زهان، ساقدر و قهستان) را نشان می دهد. انطباق مکانی خطواره های مغناطیسی زهان و  قهستان با نتایج به دست آمده از داده های GPS، فعالیت گسل های پی سنگی خاوری باختری در شمال و جنوب منطقه را تایید می کند. بارزسازی خطواره های توپوگرافی و مقایسه آن با خطواره های مغناطیسی و گسل های لرزه زا ایجاد بلوک های لوزی شکل از روندهای شمال شمال باختری و خاوری باختری را نمایان می سازد.
  • علی فرضی پور صائین، زهرا تاجمیر ریاحی، همایون صفایی، سهیلا بیگی صفحات 36-58
    تغییرات نسبی در سطح آب دریا و رخساره های رسوبی به طور قابل توجهی بر لیتولوژی، ضخامت، تخلخل، دیاژنز و سطوح محدود کننده ی لایه های رسوبی، که همه آن ها از فاکتورهای کنترل کننده ی الگوی شکستگی ها می باشند تاثیر می گذارد. در این بررسی ارتباط بین تراکم و فاصله داری شکستگی ها با پارامترهایی همچون جنس و ضخامت واحدهای رسوبی کرتاسه در دو منطقه دیزلو و کلاه قاضی اصفهان مورد بررسی قرار گرفته شده است. شناسایی سیستم های شکستگی با استفاده از تصاویر ماهواره ای، تلفیق مطالعات چینه شناسی با تحلیل هندسی و مکانیکی درزه ها به روش خطی (از طریق برداشت داده های صحرایی و مطالعه تصاویر تهیه شده از منطقه) و تحلیل های آماری شکستگی ها از مهمترین مواردی است که در این پژوهش به آن ها پرداخته شده است. براساس این مطالعه مشخص گردید که مناطق دیزلو و کلاه قاضی به ترتیب دارای پنج و شش دسته شکستگی می باشند و تغییر در فاصله و تراکم شکستگی ها با ضخامت لایه های رسوبی و نوع لیتولوژی در ارتباط می باشد. با مطالعات چینه نگاری مکانیکی و بررسی ویژگی های شکستگی در سنگ های رسوبی مختلف، می توان به فهم پیشگویانه ای از الگوی شکستگی ها در واحدهای رسوبی مختلف دست یافت و در پی آن اطلاعات و دانش خود را پیرامون ذخیره سازی و نحوه جریان یافتن سیالات در داخل سنگ های رسوبی مناطق مختلف بهبود بخشید.
  • حجت اله صفری*، همایون صفایی، محمود بهرامی صفحات 58-76
    چکیده منطقه شهرضا در بخش مرکزی زون ساختاری سنندج- سیرجان به عنوان مورد مطالعاتی انتخاب گردید تا صحت فعال بودن این زون ساختاری از طریق شناسایی ساختارها، اثرات نوزمین ساختی عملکرد گسل های فعال منطقه و تعیین وضعیت کانون های زلزله های رخ داده، در این منطقه مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش، از تکنیکهای زمین اطلاعاتی[1]  نظیر سنجش از دور، GIS و بررسی های صحرایی استفاده گردید. نتایج حاصل از این تکنیک ها نشان می دهد که گسل های اصلی منطقه که چهار چوب ساختاری منطقه را رقم زده اند؛ شامل گسل شهرضا (با مکانیسم امتداد لغز راست بر) و گسل نصرآباد (با مکانیسم امتدادلغز چپ بر) می باشند. اثرات حرکات نوزمین ساختی مربوط به فعالیت های عهد حاضر این گسل ها در قالب: بریده شدن آبرفت های عهد حاضر، اثر بر روی رژیم رسوبگذاری رودخانه ها، ایجاد گسلش در پادگانه های آبرفتی عهد حاضر و ایجاد دگرریختی در رسوبات، قابل مشاهده می باشد. همچنین در محل برخورد این دو گسل، تعداد زیادی کانون زلزله به وقوع پیوسته است. [1] - Geo-informatics Techniques
  • بهرام حسن زاده، بهنام رحیمی*، نوربخش میرزایی صفحات 78-90
    چکیده در این پژوهش، با استفاده از زلزله های ثبت شده گستره کپه داغ مرکزی، برگرفته از مرکز لرزه نگاری کشوری   http://irsc.ut.ac.ir))، و با محاسبه مقادیر پارامترهای لرزه خیزی a-value و b-value و بعد فرکتال، زمین ساخت این گستره را بررسی نموده ایم. زون کپه داغ، شمالی ترین زون تغییر شکل ناشی از همگرایی صفحه ی عربستان و اوراسیا است که پهنه ی زمین ساختی فعالی را با روند شمال باختر- جنوب خاور، در مرز بین پلاتفرم توران و خرد قاره ایران مرکزی، تشکیل می دهد. نقشه تغییراتb-value  گستره ی مورد مطالعه، مقادیر بین حدود 6/0 تا 1/1 را نشان می دهد که معمولا در نواحی فعال زمین ساختی دیده می شود. نقشه a-value و b-value، تغییرات مکانی فراوانی و بزرگی زلزله ها و سطح لرزه خیزی ناحیه را نشان می دهند. بعد فرکتالی این گستره، 75/1 است که بیانگر تنش پیچیده و چندگانه روی این گستره است. بررسی نقشه مقدار b و نقشه بعد فرکتال رومرکز زمین لرزه ها، تغییرات آشکاری را در طول سیستم گسلی بخاردن- قوچان نشان می دهد، به گونه ای که می توان این سیستم را به سه بخش مجزا تقسیم نمود. بخش A و C زون بخاردن- قوچان را، می توان بخش هایی دانست که در آنها تنشگاه ها در حال شکل گیری اند و بخش B در طول این زون را، می توان بخش حد واسط این سیستم گسلی دانست.      نتایج این تحقیق، نشان می دهد استفاده از پارامترهای لرزه خیزی a-value و b-value و بعد فرکتال و تهیه نقشه توزیع محلی تنش بر اساس این پارامترها، اطلاعات ارزشمندی درباره سازوکار گسل ها و تغییرات سیستم های گسلی در طول زمان، ارایه می نماید.
    کلیدواژگان: واژه های کلیدی: پارامترهای لرزه خیزی، کپه داغ مرکزی، بزرگی کاملی، بعد فرکتال
  • عصمت محمدی، محمدحسین زرین کوب، سید سعید محمدی صفحات 91-106
    چکیده منطقه مورد مطالعه در شمال درح و در بخش شمالی زمیندرز سیستان قرار دارد. در این منطقه، سنگ های آتشفشانی با ترکیب بازالت، آندزیت بازالتی، تراکی آندزیت و آندزیت منسوب به کرتاسه به صورت بین لایه ای با سنگ های رسوبی با همین سن قرار گرفته اند. بافت غالب در این سنگ ها پورفیری، گلومروپورفیری، اینترگرانولار، حفره ای و بادامکی می باشد. پلاژیوکلاز و پیروکسن، کانی های اصلی سازنده سنگ های بازالت و آندزیت بازالتی و پلاژیوکلاز، هورنبلند و کمی آلکالی فلدسپار، فنوکریست های آندزیت و تراکی آندزیت می باشند. این سنگ ها ماهیت کالک آلکالن تا تولئیتی دارند و غنی شدگی از  LILE, LREEو تهی شدگی از P , Nb, Ti را نشان می دهندکه بیانگر وابستگی آنها به مناطق فرورانش می باشد. غنی شدگی درSr, K, Cs, U ,Th, Zr  ناشی از پدیده آلایش پوسته ای می باشد. این ماگماتیسم، فرورانش لیتوسفر اقیانوسی سیستان در شرق ایران را تایید می نماید.
    کلیدواژگان: آندزیت، درح، زمین درز سیستان، حاشیه فعال قاره
|
  • Gholamreza Asgari, Ali Yassaghi *, S Madanipour Pages 2-19
    Moallem-Kelayeh Inlier is located in western north Kandovan fault zone in west of central Alborz. Moallem Kelayeh Inlier is limited by Khashchal and Ovan faults in north and south, respectively. These faults with different dip direction caused lower Paleozoic rock units thrust over Cenozoic ones. Ovan fault is deeper than Khashchal fault and it formed as hanging wall back-thrust and caused Moallem Kelayeh Inlier be considered as a pop-up structure. According to the Ovan Fault dip angle, development of its footwall thrusts and hanging wall back-thrust, hanging wall anticline and footwall syncline, exposure of the Barut Formation on its hanging wall and development of a pop-up structure, it is proposed that the  Ovan Fault was initialy normal fault reactived as a reverse fault. During inversion of the Ovan normal fault the Khashchal Fault has formed as back-thrust to the Ovan Fault.  The TF1 and Hanis thrust faults are also developed as footwall thrusts to the fault. In addition, the TF2 and TF4 thrust also formed as hanging wall thrusts to the fault. Final collision of Arabian plate-Central Iran at Miocene and ruling of dextral transpression regime caused development of strike slip faults in northern part of the study area that cut and displaced other faults. Thus, these faults are younger. Since these fault cut by Alam kuh and Nusha plutons, it is therefore deduced that these faults were not inactive during Pliocene.
  • Mohammad Amir Alimi, Mohammad Mahdi Khatib, Mahmoud Reza Heyhat, Khaled Hessami Azar Pages 20-36
    Identification of the shaj seismogenic fault in the eastern Zohan 2012 earthquake(E-Iran) show that there are high-potentials of strong earthquake another faults in addition to the Abiz-Gazik-Avaz active fault system. Although seismic data are not distributed uniform across region however folding and cutting the Quaternary sediments is indicate this region should be considered as the places bearing active tectonic and high seismic risk. The process magnetic anomaly maps show magnetic lineaments with NNW (Shaj, Janahmad and Takhtejon) and E–W (Zohan, Saghdar and Qohestan) orientations.Spatial correlation of the Zohan and Qohestan magnetic lineaments with results of obtained from GPS data confirm the activity of E–W basement faults in the north and south region. This is suggested that rhomboid blocks from NNW and E–W trending resulted by the detection of topography lineaments and there are comparison with magnetic lineaments and seismogenic faults.
  • Ali Farzipour Saein, Zahra Tajmir Riahi, Homayon Safaei, Soheyla Beygi Pages 36-58
    Relative changes in sea level and sedimentary facies are affected on lithology, thickness, porosity, diagenesis and ending surface of the sediments layers significantly, that all of them are controller factors in the fracture patterns. In this research, the relation between the fractures density and spacing with parameters such as the lithology and thickness of the Cretaceous sedimentary units in two regions of Dizlu and Kolah Ghazi of Isfahan, have been studied. Identification fracture systems using satellite images, combination of the stratigraphic studies with mechanical and geometrical analysis of the joints through the linear method (using the field data perception and provided images of the study area) and statistical analysis of the fractures are the most important issues that to them has been done and discussed in this study. The results show, respectively, Dizlu and Kolah Ghazi area have five and six fracture sets and the change in spacing or density of the fractures can be affected by, thickness of sedimentary layers and type of lithology. The mechanical stratigraphy study and evaluation of the fracture properties in different sedimentary rocks, can be achieved to predictive the fracture patterns within different sedimentary units. Consequently, the knowledge and information about the storage and flow of the fluids within the sedimentary rocks in different regions improved.
  • Hojatollah Safari *, H Safaei, Mahmoud Bahrami Pages 58-76
    Shahreza area in the central part of Sanandaj-Sirjan zone is selected as case study for verifying of this zone activity. In this research, the structures and its kinematics were determined by using of Geoinformatic techniques such as: Remote sensing, GIS and field surveying methods and also, distinguished the Neotectonic evidences of active faults and occurred earthquake foci circumstances. The result shown that the Shahreza fault (with Dextral strike-slip mechanism) and Nasrabad fault (with Sinistral strike-slip mechanism) are the main faults in this area. The Neotectonic evidences of recent activities of these faults are exhibited as: truncating of recent alluvium, influencing on sedimentation regime of rivers, faulting in recent alluvial terraces and fans and deformation of recent alluvium. Also, in intersection of these main faults, many earthquake foci were taken placed.
  • Bahram Hasanzadeh, Behnam Rahimi *, Noorbakhsh Mirzaei Pages 78-90
    In this research, using data from earthquakes recorded in Central Kopeh Dagh range, by the Iranian Seismological Center  (http://irsc.ut.ac.ir), we have interpreted Tectonic of the range by calculating seismicity parameters a-value, b-value and fractal dimension. Kopeh Dagh range, is northern zone of deformation caused by the convergence of the Arabian and Eurasian plates. It forms an active tectonic zone trending northwest - southeast, on the border between Turan platform to the North and Lut-Central Iran Blocks to the south. The Map of  b-value, shows that this parameter changes between about 0.6 to 1.1, that is usually seen in tectonically active areas. The fractal dimension of region is 1.75 that expresses the complex and multiple stresses on the range. Maps of  b- value and fractal dimension of earthquake epicenters, shows a clear change in the Bakharden–Quchan fault zone, so that it can be divided into three distinct parts. Parts A and C forms the asperities and part B is located between them. The results show that using the seismicity parameters a-value and b-value, fractal dimension and  local stress distribution maps, provide valuable information about the mechanism of faults and fault systems changes over time.
    Keywords: Seismicity parameters, Central Kopeh Dagh, Magnitude of completeness, Fractal dimension
  • Esmat Mohammadi, Zarrinkoub M, Mohammadi S.S. Pages 91-106
    Abstract The study area is located in the north of Doroh and northern part the Sistan suture zone. Volcanic rocks such as basalt, Basaltic andesite, trachyandesite and andesite  with Cretaceous age are interbeded with  sedimentary rocks. Main textures in these rocks are porphyric, glomeroporphyric, intergranular, vesicular and amygdaloidal. Plagioclase and pyroxene are main minerals in basalt and basaltic andesite and main phenocrysts in andesite and trachyandesite are plagioclase and hornblende with minor of alkali feldspar. Geochemically, these rocks have calc alkaline and tholeiitic nature and show enrichment of LREE, LILE and depletion of Ti,Nb and P that support their relation to subduction zone. Enrichment  in U, Cs, K, Sr, Zr, Th can be result of crustal contamination. This magmatism can support  subduction of Sistan oceanic lithosphere in east of Iran.