فهرست مطالب

زمین ساخت - پیاپی 3 (پاییز 1394)
  • پیاپی 3 (پاییز 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/07/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سجاد رستمی*، بهزاد زمانی، لیلی ایزدی کیان صفحات 1-13
    چکیده  در این مطالعه گستره سه پاره اصلی گسل شمال تبریز شامل پاره شمالی، میانی و جنوبی برای تحلیل توان لرزه خیزی انتخاب شده است. بدین منظور داده های زمین لرزه های رویداده از سال 1900 تا 2014 میلادی در گستره سه پاره اصلی که توسط شبکه لرزه نگاری موسسه ژئوفیزیک تهران و همچنین ایستگاه منطقه ای آن یعنی مرکز لرزه نگاری تبریز ثبت شده است تهیه گردید. بر این اساس بانک اطلاعاتی کاملی شامل 2850 زمین لرزه برای پهنه گسل فراهم و مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس، فهرست زمین لرزه ها با هدف اطمینان از مستقل بودن رویدادهای زمین لرزه به روش نوپوف پردازش و پیش لرزه و پس لرزه های موجود در کاتالوگ حذف شد. سپس پارامتر های لرزه خیزی شامل نرخ رویداد سالیانه، آهنگ فعالیت و دوره بازگشت محتمل زمین لرزه ها برای بازه های زمانی 50، 100، 475 سال برحسب بزرگا برای سه پاره گسل شمال تبریز به روش کیکو تعیین گردید. در آخر نتایج حاصل برای سه پاره جهت بررسی تفاوتها مورد مقایسه قرار گرفت که در بین سه پاره احتمال دوره بازگشت زمین لرزه ها برای پاره میانی و شمالی بیشتر از پاره جنوبی بدست آمده است. همچنین با توجه به نتایج این پژوهش دوره بازگشت زمین لرزه های مخرب گسل تبریز با بزرگای 6 تا 5/6 ریشتر 475 سال است.
    کلیدواژگان: واژه های کلیدی: توان لرزه خیزی، پاره، گسل تبریز، دوره بازگشت، زمین لرزه
  • حسام یزدان پناه*، محمد مهدی خطیب، حمید نظری، ابراهیم غلامی صفحات 15-25
    چکیده در خاور ایران زمین لرزه های متعدد تاریخی و دستگاهی خسارت بار گزارش شده است، لذا مطالعات دقیق ریخت زمین ساختی و پارینه لرزه شناسی نقش مهمی در تهیه مدل لرزه زمین ساخت این بخش از ایران دارد. گسل قلعه سرخ با داشتن سابقه لرزه خیزی و شواهد ریخت زمین ساخت جوان، نمونه مناسبی برای مطالعات پارینه لرزه شناسی است. گسل قلعه سرخ با راستای شمالی جنوبی و طول 57 کیلومتر و سازوکار امتدادلغز راست بر، یکی از گسل های فعال و لرزه زای بخش شمالی پهنه زمین درز سیستان است. بررسی ریخت زمین ساختی این گسل با تلفیق داده های حاصل از بررسی تصاویر ماهواره ای، نقشه های زمین شناسی، مدل ارتفاعی زمین و بازدید میدانی، بریدگی رسوبات کواترنر و جابجایی آبراهه ها به صورت راست بر را نشان می دهد. به منظور بررسی های پارینه لرزه زمین ساختی سایتی با موقعیت جغرافیایی تقریبی ''''25''59°59 شرقی و ''''40''32°33 شمالی،  بر روی گسل قلعه سرخ انتخاب شده است. در این سایت یک ترانشه اصلی به طول 21 متر، عمق 5/4 متر و راستای N80°E، و دو ترانشه جانبی جهت جستجوی شواهد بیشتر از عملکرد گسل حفر شده است. مقادیر برآورد شده از ویژگی های هندسی گسل قلعه سرخ همچون راستا و شیب، برابر N7°W و 72°E است که نشانگر گسلی با سازوکار و لغزش راستالغز راست بر و کمی مولفه معکوس است.
    کلیدواژگان: خاور ایران، پارینه لرزه شناسی، ریخت زمین ساخت، گسل قلعه سرخ، گسلش فعال
  • زهرا حیدری*، ساسان باقری صفحات 27-37

    چکیده درحاشیه ی شمال شرقی بخش جنوبی پهنه ی سنندج سیرجان، در شمال شرقی شهرستان سیرجان، دو مجموعه از سنگ های دگرگونی احتمالا متعلق به پی سنگ پهنه ی یاد شده رخنمون دارند. ولی مجموعه دگرگونی زردکوه در شمال و دیگری مجموعه دگرگونی حسین آبادسوچ است که در شرق بلورد ظاهرگشته اند. این دو مجموعه که در رخساره های شیست سبز و آمفیبولیت، دگرگون شده اند با قرارگرفتن گسله در کنار واحدهای تکتونیکی با جنس و ساختار متفاوتی نظیر افیولیت ملانژبافت، مجموعهء سنگ های آتشفشانی دهج-ساردوئیه ظاهرشده وبر روی نهشته های رسوبی جوان نئوژن رانده شده اند.مجموعه های دگرگونی یاد شده بنظرتاریخچه دگر شکلی منطقه را بهتر از هر واحد دیگری در خود ضبط نموده اند. مطالعات صحرایی همراه بابرداشت نمونه های جهت دار و مطالعه ریزساختاری آنها، احتمالا تاثیر چهار رخداد دگرشکلی در منطقه مذکور را نمایان می سازد. دو حادثه دگر شکلی اولیه D1) و (D2به شکل بقایای چینه ای موازی تا همشیب در مقیاس های میکرو تامزوسکوپی ظاهرشده اند. از آنجایکه سنگ های سازنده اینساختارها همگی دچار تبلور مجدد دگرگونی شده اند، بنابراین،این دو حادثه بایستی همزمان تا قبل از دگرگونی ژوراسیک و حتی قدیمی تر بوقوع پیوسته باشند. یک حادثه دگرشکلی خمیری پس از دگرگونی (D3) با وسعت قابل ملاحظه ای اغلب سنگهای دگرگونی و پارهای سنگهای غیر دگرگونی مجاور خود را متاثرساخته است. این حادثه میلونیتی ممکن است همزمان با وقوع تکتونیک کششی در منطقه و ماگماتیسم گسترده ائوسن به وقوع پیوسته باشد. نهایتایک حادثه ترافشارشی احتمالا متاثر از برخورد صفحه عربی به پهنه ی سنندج-سیرجان با عوارض شکننده ای (D4) نظیر برشها و ریزگسلها را برجا گذاشته که همزمان با رانده شدن سنگهای دگرگونی بر روی نهشته های نئوژن می باشد.

    کلیدواژگان: رخدادهای دگرشکلی، کمپلکس دگرگونی بلورد، پهنه ی سنندج-سیرجان، میلونیت
  • حجت الله صفری*، مهدی مجلل، عرفان حاجی صفحات 39-56

    جهت راستی آزمایی خطواره های استخراج شده توسط تکنیک های سنجش از دور، این ساختارها با ساختارهایی که توسط برداشت های صحرایی به اثبات رسیده و یا اینکه در نقشه های موجود آورده شده اند؛ مقایسه شدند. در این راستا، بخش شمال غربی زون سنندج-سیرجان که دارای گسله های بسیار زیادی با طول های متفاوت بود به عنوان منطقه مورد مطالعاتی انتخاب گردید. در این پژوهش، ابتدا با تلفیق روش های مختلف سنجش از دور، اقدام به استخراج نیمه خودکار خطواره ها شد. در ادامه با کمک پیمایش های سطحی نقشه گسل ها تهیه وهمچنین، گسل های موجود در نقشه های زمین شناسی رقومی گردیده و در محیط GIS به عنوان سه لایه برداری از شکستگی ها معرفی شدند. با استفاده از توانایی های محیط GIS، با روی هم قرار دادن لایه های اطلاعاتی و مقایسه بصری نتایج، میزان درستی خطواره های استخراج شده از طریق تکنیک های سنجش از دور مورد بررسی و راستی آزمایی قرار گرفت. بررسی های این پژوهش نشان می دهد که خروجی های حاصل از بکارگیری تکنیک های سنجش از دور تنها در مورد خطواره های بزرگ مقیاس و اصلی قابل اعتماد بوده و در مورد خطواره های کوچک مقیاس تر مناسب نمی باشند هر چند که نتایج حاصله حتما می بایست توسط پیمایش های صحرایی مناسب کنترل و کالیبره گردند.

    کلیدواژگان: خطواره، سنجش از دور، تکنیک های نیمه خودکار، تحلیل های بصری، زون سنندج-سیرجان
  • فرهاد پیرمحمدی علیشاه*، احمد جهانگیری صفحات 57-72

    چکیده سنگ های آتشفشانی ترشیری در جنوب تبریز درون نهشته های رسوبی الیگو- میوسن برونزد دارند. آتشفشان سهند در شمال غرب ایران، یک استراتوولکان و در برگیرنده فعالیت های انفجاری(شامل مواد آذرآواری) و جریان های گدازه ای میوسن- کواترنری است. آخرین مرحله از فوران این آتشفشان شامل گنبدهای نیمه آتشفشانی- آتشفشانی با ترکیب داسیتی تا ریولیتی می باشد. این سنگ ها دارای ویژگی های پتروگرافی از جمله: بافت غربالی و زونینگ در پلاژیوکلازها است. فراوانی پلاژیوکلاز و آمفیبول، غنی شدگی از Ba ، Rb و Sr و آنومالی منفی از Nb و Y در نمودارهای چند عنصری عادی سازی شده با ترکیب گوشته آغازین، غنی شدگی از LREE نسبت به HREE نیز در الگوی توزیع عناصر نادر خاکی عادی سازی شده نسبت به کندریت، ویژگی های بارز سنگ های آتشفشانی سهند است. این ویژگی ها و نیز جایگاه این سنگ ها در نمودار Y-Sr/Y، ترکیب آداکیتی این سنگ ها را نشان می دهد. سنگ های آداکیتی سهند از نوع آداکیت های پرسیلیس است. این سنگ ها حاصل ذوب بخشی پوسته ای (پوسته قاره ای پایینی ضخیم شده یا پوسته اقیانوسی) با ترکیب سنگ منشا گارنت دار است که در مسیر صعود دچار تحولات ماگمایی شده اند و در ارتباط با برخورد قاره ای اوراسیا- عربی تشکیل شده اند

    کلیدواژگان: داسیت، سهند، آداکیت پر سیلیس، ذوب بخشی پوسته ای
  • سیدجعفر حسینی دوست، زهرا تواضع*، محمدرضا سهندی صفحات 73-95

    منطقه مورد مطالعه در حد فاصل پهنه های زاگرس مرتفع و سنندج - سیرجان قرار دارد. عمده واحدهای چینه شناسی در منطقه مورد مطالعه شامل توالی های رسوبی- آتش فشانی، آهک های مزوزوییک و آهک های سنوزوییک است. عمده ساختارهای منطقه از روند کلی گسل زاگرس پیروی می کند. رادیولاریت ها اکثرا دارای لولای تیز و جزء چین های جناغی هستند و زاویه بین یالی آن ها در حدود 30 تا 70 درجه است. در منطقه شاه آباد علیا رادیولاریت ها به شدت چین خورده و گسلیده هستند که گسلیدگی در آن ها بعد از چین خوردگی رخ داده است. این رادیولاریت ها فاقد میان لایه بوده و شواهدی از چین خوردگی مجدد نشان می دهند. بر این اساس به نظر می رسد که رادیولاریت ها در اینجا به صورت کلیپ است. چین های بزرگ مقیاس مزوزوئیک (در آهک ها) نیز داری لولای مدور و روند شمال غرب - جنوب شرق می باشند، البته در برخی از چین ها شواهد مبنی بر چین خوردگی مجدد دیده می شود. چین های سنوزوئیک منطقه دارای لولای گرد هستند و زاویه بین یالی 120 درجه دارند. همچنین با توجه به دیاگرام (Π) رسم شده این چین ها اکثرا استوانه ای بوده و سطح محوری چین های رسم شده دارای روند شمال غرب - جنوب شرق و عناصر چین در واحدهای متفاوت است. به دلیل رئولوژی متفاوت شکل گیری چین ها در فازهای متفاوت تکتونیکی صورت گرفته است. راندگی آهک های مزوزوئیک بر روی افیولیت ها حاکی از تشکیل ساختارهای دوپلکسی است. مطالعه مورفولوژی انواع ماکل های دینامیکی و اندازه بلورهای باز تبلور یافته کلسیت نشان می دهد که دگرریختی منطقه ویژگی یک گستره حدواسط را دارا می باشد و دمای دگرریختی از بخش خارجی به بخش داخلی کوهزاد افزایش یافته است. میزان تنش جریانی بدست آمده از اندازه بلورهای کلسیت 200 تا 300 مگاپاسکال می باشد.

    کلیدواژگان: زاگرس مرتفع، افیولیت، تنش جریانی، کلسیت، راندگی ها، چین ها
  • خلیل سرکاری نژاد، پژمان وقاری، زهرا کمالی* صفحات 97-116
    چکیده منطقه قائمیه در 100کیلومتری باختر شهر شیراز و در40 کیلومتری شمال کازرون واقع شده است. ساختار های تشکیل شده، این منطقه متاثر از عملکرد قطعه گسلی کماریج وابسته به گسل امتدادلغز کازرون بوده، و قسمتی از کمربند پیش خشکی چین خورده زاگرس می باشد. محدوده مورد مطالعه دو گسل را در بر میگیرد؛ یکی گسل نرمال با مولفه راستالغز راست بر که باعث دگریختی سازندهای گورپی و پابده و سروک و دیگری گسل امتدادلغز راست بر که باعث دگریختی سازند آسماری شده است. گسل امتدادلغز، از الگوی شکستگی های برشی رایدل پیروی می کند و نسبت به گسل کازرون با زاویه قرار می گیرد. در این پژوهش داده های خش لغز گسلی به منظور بازسازی جهت گیری دیرینه تنش موثر با روش گرافیکی (Fault-slip inversion method) برداشته شده و مورد بررسی قرار گرفته است. روند و موقعیت تنشهای اصلی گسل نرمال به ترتیب 1σ،  S71°W, 76º، 2σ،  S57°E, 12ºو 3σ، N31°E, 70º و گسل امتدادلغز بترتیب 1σ، N31°E, 07º، 2σ،S84°W, 80º و 3σ،  S60°E, 06º به دست آمده است. و بر اساس مطالعه خش لغز گسل ها و با استفاده از روش وارونگی چند مرتبه ای می توان انتظار دو فازدگرشکلی زمین ساختی را در منطقه داشت. براساس نتایج تحلیل داده های خش لغز گسلی، رژیم زمین ساختی حاکم برمنطقه، تراکششی است. و میدان تنش اطراف گسل های وابسته به میدان تنش فعالیت گسل کازرون می باشد.
    کلیدواژگان: شکستگی برشی ریدل، فازهای زمین ساختی، کمربند پیش بوم چین خورده زاگرس، روش وارونگی چند مرتبه
|
  • Sajjad Rostami *, Behzad Zamani, Lily Izadikian Pages 1-13
    Abstract In this study 3 major segments of the North Tabriz fault, northern, central and southern parts, were selected to analyze the seismic potential of the fault. For this purpose earthquake data since 1900 to 2014 from the Institute of Geophysics of University of Tehran and its local station, Tabriz seismological centre, Was prepared. Therefore data bank including 2850 earthquakes, for fault zone was obtained. Then, by method of Knopoff, foreshocks and aftershocks in data catalogue were omitted to have single and independent events. Then Seismic parameters include, rate annual event, activity and probability return period of earthquakes for  period of 50,100 and 475 years in terms of magnitude for 3 major segments of North Tabriz fault by Kijko method were analyzed. Finally results for three segments were compared in probability return period of earthquakes for central, northern and southern segments to obtain differences. Analyses results of this research have shown return period for destructive earthquakes of Tabriz fault (for magnitudes 6 to 6.5 in Richter scale) is 475 years.
    Keywords: Seismicity, Segment, Tabriz fault, return period, earthquake
  • Hesam Yazdanpanah *, Mohammad Mahdi Khatib, Hamid Nazari, Ebrahim Gholami Pages 15-25
    Abstract The Qaleh-Sorkh Fault with N-S trend, 57 km length and right-lateral strike-slip Mechanism is one of the seismic and active faults in north of Sistan suture zone. Combining data obtained from satellite imagery, geological maps, shaded rather elevation model and field observations use for morphotectonic investigations in this fault, which shows quaternary sediments cut, bend or move the direction of streams with right-lateral component. Until now has been reported numerous disasters historical and instrumental earthquake in east of Iran. So, morphotectonic and paleoseismology studies have been important role in the provider of the seismotectonic ‎models. According to this, determination of seismic parameter and seismic action in the Qaleh-Sorkh fault needed to do paleoseismologic investigation. So, this fault site locate selected in 33°32’40” Latitude and 59°59’25” Longitude that has named Jannat-Abad site. In this location excavated one main trenching with 21 m length, 4.5 m depth and N80°E trends and two secondary trenching for more evidence. Preliminary results on main trench of Qaleh-Sorkh fault in Jannat-Abad site show at N7°W, 72°E in this faults that have a right-lateral slip with thrusting component.
    Keywords: east of Iran, paleoseismology, Morphotectonic, Qaleh-Sorkh fault, active fault
  • Pages 27-37

    At the northeastern margin of the southern part of the Sanandaj-Sirjan Zone (SSZ), northeast of Sirjan, two metamorphic assemblages belong to the SSZ’s basement exposed. The first complex is ZardKuh and the next is Hossein Abad-e-Souch which is situated in the north and east of the city of Balvard, respectively. The two metamorphic complexes underwent the greenschist and amphibolite facies, juxtaposed few different tectonic units such as the Dehshir-Baftophiolitic mélange and the Sardooieh volcanic assemblage, and were thrusted over the Neogene deposits. These complexes have preserved the deformational history of the region much better than the other tectonic units. Field studies accompanied by oriented sampling as well as micro-tectonic investigations provide us the role of four deformational phases in the tectonic evolution of the studied area. The first two phase of the D1 and D2 are characterized by the remnants of micro- to meso-scale isoclinal folds. Inasmuch as the whole of the metamorphic rocks were recrystallized, therefore, both of these deformational phases must be happened before or at same time as the Jurassic or older metamorphic event/s. A widespread, post-metamorphic, plastic deformational phase (D3) was occurred in the entire metamorphic rocks and part of the non-metamorphic rocks of the region. This mylonitic process of rocks may be originated in an extensional tectonic event and associated Eocene magmatism. Subsequently, another transpressional tectonic regime linked to the Arabian-Eurasian collision was the main responsible of the brittle fractures and micro-faults in the complexes; this could be synchronous with the thrusting of the metamorphic rocks onto the Neogene sediments.

    Keywords: Deformation phases, Balvard metamorphic complex, Sanandaj-Sirjan zone
  • Pages 39-56

    For assessment of validity of extracted lineaments by Remote Sensing techniques, these structures compared with other structures which either prepared & proven by field surveying or extracted from available geological maps. Therefore, the Northwestern part of Sanandaj-Sirjan zone, which has structures with different sizes, is selected as a case study. In this research, firstly, the lineaments were extracted by compilation of semi-automate Remote Sensing Techniques. In follow, the surveyed faults were prepared by field investigations and then, the other type of faults were extracted & digitized from available geological maps and finally entered as fracture vector layers in GIS environment. These layers were overlaid by using of GIS capability and then the visional comparison was carried out for investigation and assessment of validity of extracted lineaments by Remote Sensing techniques. The results of this research shown that only main and major extracted lineaments were valid and trustable, whereas, the small lineaments have no this validity, and these outputs will be must check & calibrate by carefully field investigations.

    Keywords: Lineament, remote sensing, Semi automate techniques, Visional analysis, Sanandaj-Sirjan zone
  • Pages 57-72

    Abstract In south of Tabriz, the Tertiary volcanic rocks have exposed in Oligocene-Miocene sedimentary deposits. The Sahand volcano is located in the NW of Iran. The volcano is stratovolcano and is dominated by pyroclastic materials and lava flows in the Miocene-Quaternary. The last eruptions included subvolcanic and volcanic domes with dacitic to rhyolitic composition. These rocks have petrological features including sieve texture and zoning in plagioclases. Common features in the young subvolcanic and volcanic rocks of the Sahand are abundance of plagioclase and amphibole, enrichment of Ba, Rb and Sr and negative Nb and Y anomalies in primitive mantle normalized multi element diagrams and enrichment of LREE relative to HREE in chondrite-normalized REE patterns. These characteristics and the location of the rocks studied in the Y-Sr/Y diagram implying adakitic composition for these rocks. Adakitic rocks of the Sahand are high SiO2 Adakitic rocks. These rocks have been derived from partial melts of garnet-bearing crustal sources (thickened lower continental crust or oceanic crust) and underwent magmatic evolution during their ascent. The formation of  studied rocks have been related to the Arabian-Eurasia collision zone.

    Keywords: Dacite, Sahand, High SiO2 Adakite, Partial Melts of Crustal
  • Pages 73-95

    Abstract The study area is located between high Zagros and S-S zones. The main Stratigraphy units in the study area are comprised of Volcanic-Sedimentary Sequence, Mesozoic and Cenozoic limestones. The main structures in this area are oriented in NW-SE, to the main Zagros thrust direction. Most of radiolarites have sharp hinge, chevron folds and their interlimb angles are about 30° - 70º. In Shahabad olya area radiolarites have been strongly folded and faulted in which faulting happened after folding. These radiolarites do not have an interface and they show refolding evidences. Accordingly, it seems that in this situation radiolarites are klippe. Mesozoic major foldings (in limestone) have a rounded hinge and NW-SE direction, but in some folds the evidences of refolding are visible. Cenozoic foldings of this area have rounded hinge and their interlimb angle is 120°. Also, according to ((Π diagram, most of these foldings are cylindrical with NW-SE axial surface direction. Elements of fold in these units are different so that reasons are differential rheology and formed folds in different tectonic phases. Mesozoic limestone are thrusted on ophiolites is a reason for formed duplex structures.Study of calcite twin morphology and grain size recrystallization demonstrate that deformation condition in this area have intermediate deformation zone peroperties and deformation temperature reduces from outer part to inner part. The average amount of flow stress is 200 to 300 Mpa.

    Keywords: High Zagros, Ophiolite, Flow stress, Calcite, Thrusts, Folds
  • Khalil Sarkarinezhad, Pezhman Vaghari, Zahra Kamali * Pages 97-116
    Abstract The Qaemyeh area is located in 100 km west of the Shiraz city and 40 km north of Kazerun city. The Qaemyeh fault was formed by segmentation of the Kamarij fault as part of the active Kazerun strike-slip fault. This fault is part of the Zagros Foreland Folded Belt. The study area includes the normal component of dextral strike-slip fault cut the Gurpi, Pabdeh and Sarvak formations, and the other right- lateral strike- slip fault cut Asmari formation. The fault is low angle Riedel shear fractures that follow the pattern of the Kazerun fault. Analysis of the slicken lines of the fault plane were preformed in order to reconstruct the orientations effective stress by using fault-slip graphical inversion method. The  calculated plunges and trends of the principal stresses  of the normal fault are σ1 76º, S71°W,σ2 06º, S60°E and σ3 is70º, N31°E, 70º and  for the strike- slip fault, σ1 are  NE, N31°E, 07º ,σ2 is SE, S84°W, 70º, and σ3 S60°E, 06º respectively. Based on the study of fault-slip data and slickenside lineation, using the multiple inverse methods, two phases of stress are recognized. An early tension stress field caused faulting in the area, while the later stress phase is resulted by occurrence of young fracture system in the area. The tectonic regime of prevailing in the region by ratio R= (σ2-σ3)/(σ1-σ3) is extension. The stress field around faults is related of the Kazerun fault activities.
    Keywords: Riedel shear fractures, Deformation phases, Zagros Foreland Folded Belt, Multiple inverse methods