فهرست مطالب

  • پیاپی 1 (بهار و تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/01/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محسن آیتی صفحه 0
  • حسین اسکندری*، عباس تقی زاده صفحات 1-17
    مقدمه

    سواد رسانه ای، توانایی دسترسی و استفاده، تحلیل، تولید و ارتباط با پیام های رسانه ای در اشکال متنوع و همچنین برخورداری از تفکر انتقادی در قبال محتوای رسانه هاست. سواد رسانه ای در برنامه درسی رسمی بسیاری از کشورها گنجانده شده است؛ در حالی‏که در نظام آموزشی کشور، جزء برنامه های درسی مغفول محسوب می شود. تحقیق حاضر با هدف بررسی وضعیت سواد رسانه ای دانشجویان در دانشگاه بجنورد به انجام رسیده است.

    روش

    این پژوهش به روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته و انتخاب یک نمونه 363 نفری از بین حدود 3000 دانشجو، انجام شد. اعتبار این پرسشنامه بر اساس نظر متخصصان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ، برابر با 70/0 مورد تایید قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که سطح سواد رسانه ای 4/99 درصد از دانشجویان در سطح متوسط رو به پایین قرار دارد و تنها 2 نفر یعنی 6/0 درصد از سطح سواد رسانه ای بالا برخوردارند. سطح سواد رسانه ای پسران به طور معنی داری بالاتر از دختران است. بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی و سطح سواد رسانه ای، میزان استفاده از اینترنت و همچنین میزان استفاده از رسانه های اجتماعی رابطه مثبت معنی داری برقرار است. با توجه به افزایش نرخ نفوذ رسانه های جدید و اهمیت رسانه ها در شکل دهی به جریان های فرهنگی، ارزشی، دینی و سیاسی و همچنین پایین بودن سطح سواد رسانه ای دانشجویان، انتظار می رود که نظام آموزشی، این مهم را از ذیل برنامه درسی مغفول خارج کرده و در ذیل صریح و یا حداقل ضمنی بگنجاند.

    کلیدواژگان: سواد رسانه ای، آموزش عالی، برنامه درسی مغفول
  • آزاده زنگنه، مجید علی عسگری، سعید صفایی موحد* صفحات 19-33
    مقدمه

    فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) به عنوان یکی از ارمغان های فناوری نوین بشری، نه تنها دستخوش تغییرات شده، بلکه به سرعت در حال تاثیرگذاری بر الگوهای زندگی است. در سال های اخیر استفاده از وب 2 رواج یافته، در حالی که افراد اطلاع اندکی از این ابزارها دارند. تحقیق حاضر به طور مشخص در پی آن است که دانش، نگرش و مهارت دانشجویان را در مورد وب 2 مورد بررسی قرار دهد.

    روش

    تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه اجرا از نوع تحقیقات ارزشیابانه بود. جامعه آماری شامل 4590 نفر از دانشجویان دانشکده های شیمی، روانشناسی، علوم تربیتی، فنی و مهندسی بود که از این بین 400 نفر با استفاده از جدول حجم نمونه کوکران با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودارزیابی استفاده شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 95/0 به دست آمد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (t تک نمونه ای) تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته‏ ها

    نتایج نشان داد که آمادگی دانشی در حد مطلوب، آمادگی نگرشی در حد نامطلوب و مهارتی در حد مطلوب ارزیابی شده است. هم چنین آزمون تحلیل واریانس یک راهه ANOVA نشان داد که بین رشته های تحصیلی از لحاظ میانگین متغیر آمادگی دانشی در مولفه های شبکه های اجتماعی، ویکی پدیا، پادکست، مش آپ و مسنجر تفاوت معنی داری وجود ندارد، اما در مولفه های وبلاگ ها، ار. اس. اس و کلودینگ تفاوت معنی داری وجود دارد؛ بنابراین حداقل بین دو میانگین آمادگی دانشی از این سه گروه تفاوت معنی داری وجود دارد.

    کلیدواژگان: برنامه درسی، فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT)، وب 2، دانش، مهارت، نگرش
  • نسرین محمدحسنی*، هاشم فردانش صفحات 35-47
    مقدمه

    آموزش در بسترهای مختلف به تناسب هدف، محتوا و روش؛ نیاز به طراحی آموزشی ویژه ای دارد که هماهنگی این عناصر را در جهت رسیدن به مقصود یادگیری تضمین می نماید. هدف از پژوهش حاضر، تشریح نظریه آندراگوژی و ارائه مدلی بر اساس آن، برای آموزش بزرگسالان در محیط های یادگیری الکترونیکی بود.

    روش

    روش پژوهش حاضر تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی بود. ابتدا برای پاسخگویی به سه سوال اصلی مطرح در فرآیند طراحی آموزشی یعنی اجزای آموزش، ترتیب و توالی اجزای آموزش و روش ارزشیابی، مفروضه های مدل آندراگوژی نولز بررسی شده و مولفه های آن استخراج گردید. سپس بر اساس نتایج تحلیل صورت گرفته و مبانی نظری یادگیری الکترونیکی، مدلی برای یادگیری بزرگسالان در محیط های الکترونیکی ارائه شد. جامعه آماری را اسناد معتبر در زمینه آموزش بزرگسالان از سال 1980 تا 2017 تشکیل می دهد که بر اساس نمونه گیری هدفمند تعداد 33 مقاله و کتاب انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ‏ها

    بر اساس تحلیل صورت گرفته از منابع مورد بررسی و مفروضات مطرح در آندراگوژی؛ بزرگسالان زمانی بهتر یاد می گیرند که با دیگر یادگیرندگان در مورد تجربیات زندگی شان صحبت کنند و این تجربیات را به فرآیندهای یادگیری ارتباط دهند، مدلی برای یادگیری بزرگسالان در محیط های الکترونیکی در پنج مرحله با محوریت تکالیف یادگیری ارائه شد. الگوی طراحی شده ضمن داشتن مولفه های آموزش بزرگسالان، دربردارنده مولفه هایی است که امکان استفاده در یادگیری های تحت شبکه را میسر می سازد

    کلیدواژگان: آموزش بزرگسالان، آندراگوژی، طراحی، یادگیری الکترونیکی
  • محسن باقری*، فاطمه جوشقان نژاد صفحات 49-61
    مقدمه

    حمایت از به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در گستره آموزش اعم از برنامه ریزی، تدوین محتوا، شیوه های یاددهی- یادگیری، به ویژه در محیط های آموزش عالی یکی از مهم ترین بایسته ها در جهت ارتقاء سطح کیفیت آموزش و یادگیری است. روش آموزش معکوس از جمله روش های تدریس است که بر پایه به کارگیری فناوری ها در برنامه درسی شکل گرفته است. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر آموزش به روش معکوس بر آمادگی یادگیری خود راهبر و یادگیری دانشجویان در درس مقدمات کامپیوتر بود.

    روش

    مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی بوده و از طرح تحقیق پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل استفاده شده است. مشارکت کنندگان در این مطالعه شامل 41 نفر از دانشجویان بودند که به صورت تصادفی در سه گروه آموزش معکوس گروهی، آموزش معکوس انفرادی و گروه کنترل جای گرفتند. در گروه کنترل آموزش به شیوه معمول (تدریس توسط معلم در کلاس درس و ارائه تکلیف برای منزل) انجام شد و در دو گروه آزمایش (روش معکوس گروهی و انفرادی) دانشجویان در منزل، آموزش را از طریق فناوری به شیوه آنلاین و با استفاده از شبکه های اجتماعی دریافت می کردند و در کلاس به تمرین مباحث آموخته شده تحت نظارت معلم می پرداختند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه آمادگی یادگیری خود راهبری فیشر و همکاران و آزمون یادگیری ساخته شده توسط مدرس استفاده شد. داده‏های پژوهش با استفاده از روش آماری ANOVA در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.

    یافته ‏ها

    نتایج مطالعه نشان داد که میانگین ها در متغیر آمادگی یادگیری خود راهبری در گروه‏های آموزش معکوس مبتنی بر فعالیت های گروهی و انفرادی نسبت به گروه کنترل افزایش داشته است. با این حال اختلاف معنی داری در زیر مقیاس های خود راهبری مشاهده نشد و تنها در زیر مقیاس خود مدیریتی اختلاف معنی دار بود. در رابطه با متغیر یادگیری نیز علی رغم کسب میانگین بالاتر گروه های آزمایش تفاوت معنی داری مشاهده نشد؛ تنها در زیر مقیاس یادگیری عملی، تفاوت ها معنی دار بود و گروه های آموزش معکوس بهتر عمل کردند.

    کلیدواژگان: یادگیری معکوس گروهی، یادگیری معکوس انفرادی، آمادگی یادگیری خود راهبر
  • وحید صالحی، راضیه رحمانی، اکبر مومنی راد*، سید عبدالله قاسم تبار صفحات 63-76
    مقدمه
    این پژوهش با هدف «ارائه الگویی برای طراحی اجتماع یادگیری و بررسی تاثیر آن بر حس اجتماع یادگیرندگان در آموزش الکترونیکی» صورت گرفت.
    روش
    در این راستا از روش ترکیبی اکتشافی استفاده شد. در بخش کیفی پژوهش از روش تحلیل محتوای استقرایی و در روش کمی از طرح شبه آزمایشی گروه آزمایش- گروه کنترل استفاده گردید. در بخش کیفی پژوهش مقالات، کتب و متن استخراج شده از مصاحبه با افراد که به شیوه هدفمند انتخاب شده بودند، مورد تحلیل محتوای استقرایی قرار گرفتند.
    یافته ها
    در پایان 9 مقوله نهایی معلم، مشارکت، حضور اجتماعی، زمان، منابع، اعتماد، پشتیبانی، ابزار و گروه استخراج گردیدند. این 9 مقوله منجر به شکل گیری الگوی اجتماع یادگیری الکترونیکی شد. برای بررسی اعتبار بیرونی الگو از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن از طریق بررسی متخصصان و پایایی آن ها با استفاده از آلفای کرونباخ 87/0 به دست آمد. سپس 40 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته های حقوق و علوم سیاسی در درس آشنایی با کامپیوتر به طور تصادفی در گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که نتایج بدست آمده از اجرای الگو در گروه آزمایش (01/0P<، 96/107=F) معنی دار است؛ به عبارت دیگر بعد از اجرای الگو در گروه آزمایش، نتایج به دست آمده نشان داد که گروه آزمایش حس اجتماع بالاتری را تجربه کرده اند. همچنین نتایج آزمون آنکوای دو راهه برای بررسی اثر جنسیت نشان داد که جنسیت در نتایج آزمایش تاثیری ندارد (05/0P>، 75/0=F).
    کلیدواژگان: یادگیری الکترونیکی، حس اجتماع، اجتماع یادگیری، الگوی اجتماع یادگیری، سازنده گرایی اجتماعی
  • زهرا دریکوندی*، آذر خزائی صفحات 77-89
    مقدمه

    این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی طراحی آموزشی مبتنی برالگوی آشور بر یادگیری و انگیزش پیشرفت درس علوم تجربی سال دوم راهنمایی انجام شد.

    روش

    در پژوهش حاضر از طرح شبه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد.جامعه آماری پژوهش، تمام دختران دانش آموزپایه دوم راهنمایی شهرستان اندیمشک بودندکه به روش تصادفی چندمرحله ای تعداد 40 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس آزمودنی ها در دو گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند، که به ترتیب برای آن ها آموزش با روش های مرسوم و الگوی طراحی آموزشی آشور، ارائه شد. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته یادگیری و پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس (Hermans) بود. برای هر دو گروه پیش آزمون، پس آزمون اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد نمرات) و استتنباطی (تحلیل کوواریانس) بهره گرفته شد.

    یافته ‏ها

    نتایج بدست آمده نشان داد دانش آموزانی که با استفاده از الگوی آشور آموزش دیده اند یادگیری و انگیزش پیشرفت شان نسبت به دانش آموزانی که به شیوه سنتی آموزش دیده اند، بیشتر است. با توجه به نتایج پژوهش حاضر پیشنهاد می شود، به منظور افزایش یادگیری و انگیزش پیشرفت دانش آموزان از الگوی آشور استفاده شود.

    کلیدواژگان: طراحی آموزشی، الگوی طراحی آموزشی آشور، یادگیری، انگیزش پیشرفت
|
  • Hossein Eskandari*, Abbas Taghizadeh Pages 1-17
    Introduction

    Media literacy is defined as the ability to access, use, analyze, produce and communicate with media messages in variety of media and also critical thinking about media content. Media literacy has been included in formal curriculums of different countries; however, it is classified as null curriculum in Iran. The aim of this research is to examine the media literacy among students of University of Bojnord.       

    Method

    This study presents a descriptive survey and uses a self-administered questionnaire with 0.70 reliability score based on alpha Cronbach test. 363 people from 3000 students filled the questionnaires.

    Results

    the results showed that 99.4% of students’ score of media literacy is lower than average. Only the score of 2 students (0.06%) is high. The score of male is significantly higher than female. Also there is significant relationship between social-economic statues of student in the one hand and the score of media literacy, internet usage rate and social media use in the other hand.  Due to the increase in the penetration rate of the new media among students and role of these media in formation of cultural, religious, political processes and low score of students’ media literacy, it seemed higher education system should exit media literacy from null curriculum and include it under formal or at list implicit curriculum.

    Keywords: Media literacy, Higher education, Null curriculum
  • Azadeh Zanganeh, Majid Aliasgari, Saeid Safaei Movahhed * Pages 19-33
    Introduction

    Information and Communication Technology (ICT), as one of the innovations of modern human technology, has not only undergone changes, but is also rapidly influencing human life. In recent years, the use of Web 2 has become widespread, while individuals have little knowledge of these tools. The present research specifically seeks to examine students' knowledge, attitude and skill in Web 2.0.

    Method

    In terms of purpose, study is applied and in terms of execution, it is an evaluation research. The statistical population consisted of 4590 students from the faculties of chemistry, psychology, education and engineering; of which, 400 were selected using Cochran's e sampling table and with simple random sampling method and data were collected using self-assessment questionnaire. Cronbach's reliability obtained 0.95. Data were analyzed using descriptive statistics and inferential statistics (one sample T test).

    Results

    The results showed that the knowledge readiness was at the optimum level, the attitude preparation was undesirable and skillful was at the optimal level. One-Way ANOVA also showed that there is not a significant difference between the fields of study in terms of the mean of knowledge readiness variables in the components of social networks, Wikipedia, Podcast, Mash ups and Messenger, but in the components of the blogs, RSS and clouding there is a significant difference; therefore at least there is a significant difference between the two mean of readiness knowledge in these three groups.

    Keywords: Curriculum, Information, Communication Technology, Web. 2, knowledge, Skills, Attitude
  • Nasrin Mohammadhasani *, Hashem Fardanesh Pages 35-47
    Introduction

    Instruction in different context in accordance with the purpose, content and method; requires a special instructional design that ensures coordination of these elements in order to achieve the purpose of learning. The purpose of this study is to describe the theory of andragogy and provide a model based on it for adult education in e-learning environments.

    Method

    The methodology of this study is deductive type of qualitative content analysis and. In order to answer the three main questions raised in the instructional design process components of instruction, order and sequence of teaching components and evaluation method, the assumptions of Knowles’s model in andragogy were analyzed  and its components have been extracted. Then, based on the results of the analysis and the theoretical basis of e-learning, a model for adult learning was presented in electronic environments. The statistical population is the authoritative documents in the field of adult education from 1980 to 2017, 33 articles and books selected and studied on the basis of a targeted sampling.

    Results

    according to document analysis and anagogical assumptions that adult learners can learn better when they share their experience with other learners and when these experiences are connected to learning process, a model was advised for adult education in eLearning environments. The model consisted of five components with the learning task in the center. Although designed model includes adult education component, it also includes components that can be used in networked learning

    Keywords: Education, Andragogy, design, E-learning
  • Mohsen Bagheri *, Fatemeh Joshaghan Nejhad Pages 49-61
    Introduction

    Supporting the use of information and communication technology in the field of education, such as planning, content development, teaching-learning practices, especially in higher education environments, is one of the most important requirements for improving the quality of education and learning. The flipped learning method is one of the teaching methods that is based on the use of technology in curriculum. The purpose of this study was to investigate the effect of flipped -learning on the readiness of students’ self-directed learning and learning in computer basics course.

    Method

    The present study is semi-experimental and a pre-test post-test design with control group has been used. participants in this study included 41 students who were randomly assigned to three groups: group flipped learning, individual flipped learning, and control group. In the control group, the traditional teaching method (teaching by the teacher in the classroom and providing homework), and in the two groups of experiments (group and individual flipped methods), education was provided at home, through technology using online and social networks, and they were practicing in the classroom by teacher. self-directed learning readiness questionnaire by Fisher et al, and teacher-made tests were used to gather the data. As well as, analysis of variance (ANOVA) at 0.05 significant level was used for data analysis.

    Results

    The results of the study showed that the means of self-directed learning readiness variable in flipped learning groups based on group and individual activities increased compared to the control group, however, there was no significant difference in subscale of SDL and only significant difference was observed in the subscale of self-management. Regarding the learning variable, although the mean of experiment groups is more than control but there was no significant difference between groups, but only in the subscale of practical learning were significant differences, and, flipped learning groups worked better.

    Keywords: Group flipped learning, Individual flipped learning, Self-directed learning
  • Vahid Salehi, Razieh Rahmani, Akbar Momeni Rad *, Seid Abdullah Ghasem Tabar Pages 63-76
    Introduction
    This study aimed to "provide a model for the design of learning community and its effect on the sense of community of learners in e-learning".
    Methods
    In this regard, the exploratory mix method with method was used. In the qualitative part of the research, inductive content analysis method was used and in the quantitative method, a quasi-experimental design with experimental-control group was used. In the qualitative section of the research, articles, books and text extracted from interviews with individuals who were selected purposefully analyzed by inductive content analysis method.
    Results
    finally, 9 categories including, teacher, participation, social presence, time, resources, trust, support, tools and groups were extracted. These nine categories led to the formation of an e-learning community model. A researcher-made questionnaire was used to examine the external validity of the model. The validity of the questionnaire was evaluated by experts and its reliability was 0.87 using Cronbach's alpha. Then, 40 undergraduates from law and political sciences fields in introduction to computer course were randomly assigned to the experimental and control group. The results of the covariance analysis showed that the results obtained from the implementation of the model in the experimental group (F=107.96, p<0.01) with a 99% confidence were significant. In other words, after the implementation of the model in the experimental group, the results showed that the experimental group experienced a higher sense of community. Also, to examine the gender effect, the results of the two-way ANCOVA test showed that gender had no effect on the results of the experiment (F=0.75, p>0.05).
    Keywords: Electronic Learning, Sense of Community, Learning Community, Model of Learning Community, Social Constructivism
  • Zahra Derikvandi*, Azar Khazai Pages 77-89
    Introduction

    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of designing instruction based on the ASSURE Modelon learning and progress motivation of second year guidance school science lesson.

    Method

    In this research, a quasi-experimental design with pre-test and post-test design was used. The statistical population of the study consisted of all girls in the Second year guidance school of Andimeshk City. 40 students were selected by multi-stage random sampling method. Subjects were divided into two groups of control and experimental and they were instructed in traditional method and the ASSURE model, respectively. Data gathering tool was a researcher-made learning questionnaire and Hermann's motivation development questionnaire. For both groups, pre-test, post-test was performed for data analysis, statistical methods were used at two levels of descriptive (mean and standard deviation of scores) and inferential (covariance analysis).

    Results

    The results showed that students who had trained in the ASSURE model, are more likely to learn and improve their motivation than traditional ones. According to the results of this study, it is suggested that the ASSURE model be used to enhance the learning and motivation of student progress.

    Keywords: Instructional Design, ASSURE Instructional design model, Learning, Achievement motivation