فهرست مطالب

  • سال هفدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • موسی الرضا غربی*، بهروز روستاخیز، حسین اکبری صفحات 7-34

    لالایی‎ها‎ بخش مهمی از ادبیات شفاهی و عامیانه مردم هر فرهنگ و جامعه را شکل می‎دهند. این بخش از ادبیات شفاهی به علت ارتباط تنگاتنگی که با زنان دارد، منبع ارزشمندی برای شناخت وضعیت اجتماعی و فرهنگی ایشان به ویژه در جوامع و بافت‎های سنتی و پیشامدرن محسوب می گردد. این مطالعه ملهم از رویکردهای فمینیستی و با محوریت جنسیت به بررسی مضمونی لالایی‎های ششتمد سبزوار می‎پردازد. رویکرد روشی این پژوهش در گردآوری و تحلیل داده‎ها، رویکرد کیفی و روش دست اول دسترسی به میدان، یعنی مردم نگاری بوده است. نتایج مقاله حاضر حاکی از این است که لالایی‎گویی در جوامع سنتی و مردسالار از معدود بسترهایی است که برای زنان فرصت حرکت در جهت خلاف گفتمان غالب جامعه که زن را به مثابه ابژه‎ای منفعل مطرح می سازد، فراهم می کند. در لالایی‎های فولکلوریک، زنان با شناخت جایگاه اجتماعی خود و روایت تجربه زیسته شان در جامعه مردسالار و تلاش برای کاهش و تخفیف تنش‎ها و فشارها، به مثابه سوژه‎گانی فعال در قلب گفتمان‎های مردسالار و زن ستیز، عاملیت می یابند.

    کلیدواژگان: لالایی‎ها، جوامع مردسالار، زنان، سوژه‎گی زنان، جوامع سنتی
  • سمیه عرب * صفحات 35-62

    جدایی و میزان فزاینده آن همچنان موضوع با اهمیتی از منظر علوم اجتماعی و مطالعات خانواده و جنسیت است. جنسیت در این روند موضوعی مهم و نیازمند توجه ویژه است. آغازگری زنانه در امر جدایی و عاملیت آنان در اعلام پایان زندگی از آن جمله است. در این پژوهش جنسیت و تحولات محتوایی آن از منظر زنان و تحولات هویتی- عاملیتی آنان مورد توجه است. در این تحقیق، با مشارکت 28 زن(ساکن تهران) دارای حداقل یک بار تجربه ازدواج و جدایی، روایت زنان از جدایی مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج گفتگو با این زنان به شیوه تحلیل مضمونی دسته بندی و اعتبار آن از طریق ارائه نتایج به اشخاص مشارکت کننده جهت تائید آنان، گفتگو با همکاران حوزه پژوهش جهت ارائه تکمیلی، دقت و حساسیت در پیگیری روش و در نهایت ارائه شواهد از تحقیقات پیشین تامین شده است. نتایج بیانگر سه مرحله ورود ناآرام، ادامه خطرخیز و خروج پرتنش از زندگی خانوادگی است که در ماتریسی از نقش فرد(زن) و ساختار(جنسیت) در سه وهله پیش از ازدواج، حین زندگی تاهلی و آغاز جدایی ارائه شده است. روایت زنان از جدایی بر نقش موثر و پررنگ جنسیت و تحولات آن در فراهم کردن زمینه عاملیت فعال زنان در پایان دادن به زندگی خانوادگی تاکید دارد

    کلیدواژگان: جدایی، طلاق، جنسیت، زن، روایت
  • نیر رستمی*، فیروز راد صفحات 63-94
    در پژوهش حاضر، با بهره گیری از نظریه های فوکو، گافمن، وبر و برخی از فمینیست ها، به تحلیل جامعه شناختی عوامل مرتبط با مدیریت بدن پرداخته شده است. جامعه آماری تحقیق را زنان و دختران شهر تبریز تشکیل داده اند که در زمان اجرای تحقیق، عضو باشگاه های بدنسازی این شهر بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای توام با تصادفی ساده، تعداد 377 نفر انتخاب و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شده است.براساس نتایج بدست آمده، میانگین مدیریت بدن در افراد مورد مطالعه، 89(حداقل نمره 46 و حداکثر نمره 134)  برآورد شده است. براین اساس، میزان مدیریت بدن در 80% پاسخگویان، متوسط به بالاست. نتایج حاصل از تحلیل های دو متغیره نیز حاکی از این است که میزان مدیریت بدن برحسب برخی متغیرهای زمینه ای همچون سن، وضعیت تاهل، تحصیلات، وضعیت شغلی و درآمد پاسخگویان متفاوت است. همچنین بین متغیرهای نقش پذیری جنسیتی و دینداری با مدیریت بدن، رابطه معکوس و بین متغیر احساس فشار هنجاریو مدیریت بدن، رابطه مستقیم و معنی دار برقرار است. براساس تحلیل مسیر، متغیرهای دینداری و احساس فشار هنجاری، هم به طور مستقیم و هم از طریق تحت تاثیر قرار دادن متغیر نقش پذیری جنسیتی، بر میزان مدیریت بدن تاثیر گذاشته اند. این متغیرها در مجموع قادرند 2/35 درصد از تغییرات مدیریت بدن را پیش بینی کنند.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی بدن، مدیریت بدن، فشار هنجاری، نقش پذیری جنسیتی
  • حسین دانش مهر*، جمال محمدی، الناز حسن خانی صفحات 95-130
    سبک زندگی منعکس کننده ترجیحات افراد است که در عرصه های مختلف زندگی همچون اوقات فراغت، نوع موسیقی، پوشش، آرایش و ظاهر بروز می کند. هدف این پژوهش، واکاوی ژرف نگرانه دلالت ها و معانی پوشش دختران در یک فضای اجتماعی/ فرهنگی خاص است. فضای این پژوهش شهر شاهین دژ است. این پژوهش، در بخش رویکرد نظری، کوشیده است با کمک مجموعه ای از مفاهیم نظری بیان شده مرتبط با این موضوع از سوی برخی جامعه شناسان (بودریار، چنی و فدرستون)، گونه ای صورت بندی مفهومی/ نظری از موضوع معنای اجتماعی پوشش ارائه دهد. روش پژوهش به کار رفته، کیفی نظریه پردازی داده محور یا همان نظریه مبنایی است که در آن از فن مصاحبه عمیق فردی و مشاهده مشارکتی برای گردآوری داده ها استفاده شده است. نمونه پژوهش براساس تلفیقی از دو شیوه نمونه گیری هدفمند (با معیار حداکثر تنوع) و نظری (با معیار اشباع نظری) انتخاب شده است. تعداد مفاهیم ساخته شده در این مرحله 297 مفهوم عمده، 31 مقوله محوری، 10 مقوله اصلی و یک مقوله هسته ای استخراج شد. مقوله های اصلی عبارت اند از: پوشش به مثابه بازنمایی هویت، پوشش به مثابه بازی نشانه ها، پوشش و بازنمود فرا واقعیت، سیالیت و نسبی بودن پوشش، پوشش و بازاندیشی در ارزش های اجتماعی، پوشش به مثابه مدیریت میل/ لذت، پوشش به مثابه بخشی از فرآیند مدیریت بدن، پوشش دوگانه جبر ساختاری/ آزادی عاملیت، پوشش، بازنمایی گروه های مرجع و ابراز مقاومت. مقوله نهایی پژوهش نیز معنادار شدن پوشش به میانجی دیگری مهم است که موضوع های دیگر حول آن شکل گرفته اند و بیانگر دلالت های متفاوت پوشش از دیدگاه دختران نمونه پژوهش، در نقش کنشگران زمینه پژوهش هستند.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، دختران، پوشش، تمایزبخشی، نظریه مبنایی
  • داود حسین پور، عقیل قربانی *، مهدیه ویشلقی صفحات 131-164

    اگر منابع انسانی را به عنوان یکی از مهم ترین منابع سازمان بدانیم، استفاده از دانش افراد سازمان می تواند مهم ترین بهره از منابع انسانی باشد. پژوهش حاضر به دنبال بررسی تاثیر جوسازمانی مشارکتی بر اشتراک دانش با نقش تعدیلی انگیزش ذاتی و استقلال شغلی در استادان خانم دانشگاه علامه طباطبائی است. روش پژوهش حاضر، ازنظر هدف، کاربردی و برحسب روش، پژوهشی توصیفی پیمایشی است. نمونه آماری پژوهش 97 نفر از استادان خانم دانشگاه علامه طباطبائی هستند. پایایی و روایی ابزار پژوهش با استفاده از آزمون های پایایی ترکیبی، ضریب بارهای عاملی، آلفاکرونباخ، روایی همگرا و روایی واگرا اندازه گیری شدند. داده های حاصل با استفاده از smart- PLS و SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داده است که جوسازمانی مشارکتی اثر مثبت و معناداری بر اشتراک دانش استادان خانم دانشگاه علامه طباطبائی دارد. انگیزش ذاتی به عنوان متغیر تعدیل گر اثر جوسازمانی مشارکتی بر اشتراک دانش را تعدیل می کند، اما استقلال شغلی به عنوان متغیر تعدیل گر، اثر جوسازمانی مشارکتی بر اشتراک دانش را تعدیل نمی کند. با عنایت به نتایج این تحقیق، پیشنهاد می شود دانشگاه ها انرژی خود را در بهبود آن دسته از مولفه های جوسازمانی مشارکتی صرف کنند که بر اشتراک دانش تاثیر دارند.

    کلیدواژگان: جوسازمانی مشارکتی، استقلال شغلی، انگیزش ذاتی، اشتراک دانش
  • بلن صالحی*، محمد جواد اصغری صفحات 165-192

    زنان به طور طبیعی میل به زایش و تولید مثل دارند. مادر شدن یکی از اصلی ترین نیازهای آن ها محسوب می شود و زنانی که به طور طبیعی قادر به فرزندآوری نیستند، درگیر بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی خواهند شد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر نقش و ابعاد مذهب و تحمل پریشانی هیجانی در پیش بینی امنیت روانی زنان نابارورصورت گرفت. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است که بر روی زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری نوین مشهد انجام شد. بدین منظور 89 زن نابارور واجد شرایط شرکت در پژوهش با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل سنجش نگرش معنوی (شهیدی و فرج نیا، 1391)، پرسشنامه امنیت روانی (مازلو ، 1952) و مقیاس تحمل پریشانی هیجانی (سیمونز و گاهر، 2005) بود. تحلیل آماری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون و با کمک نرم افزارSPSS  و  Lisrel انجام شد. یافته ها نشان داد از بین دو بعد مذهب و مولفه ی توانایی معنوی و همچنین از بین ابعاد تحمل پریشانی هیجانی، جذب و ارزیابی می توانند به صورت معناداری امنیت روانی را پیش بینی کنند. مذهب و تحمل پریشانی هیجانی، امنیت روانی زنان نابارور را تحت تاثیر قرار می دهند. اتکا به خداوند و منابع معنوی می تواند امنیت روانی افراد را بالا برده و در نتیجه این افراد حس کنترل و تسلط بیشتری بر شرایط داشته باشند

    کلیدواژگان: مذهب، امنیت روانی، تحمل پریشانی هیجانی، زنان نابارور
  • محیا یاریگرروش*، فریده عامری، اعظم فرح، غلام رضا دهشیری صفحات 193-218

    امروزه شبکه های اجتماعی مجازی تسهیلات فراوانی از جمله توسعه روابط اجتماعی را فراهم نموده اند، این شبکه ها علی رغم امکانات و مزایایی که فراهم کرده اند آسیب هایی از جمله اعتیاد به استفاده از آن ها را نیز با خود به همراه داشته اند. در پژوهش حاضر به بررسی رابطه استفاده آسیب زا از این شبکه ها توسط مادران با رضایت زناشویی آن ها، رابطه آن ها با فرزندان و مشکلات رفتاری فرزندانشان پرداخته شد؛ به همین منظور 323 نفر از مادرانی که دارای فرزندان پیش دبستانی بودند با نمونه گیری دردسترس برگزیده شده و به سوالات ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه ی استفاده ی آسیب زا از شبکه های اجتماعی مجازی و پرسشنامه مشکلات و توانایی های کودکان ؛ مقیاس سنجش رابطه و مقیاس رابطه والد- کودک پاسخ دادند؛ روش پژوهش نیز از نوع همبستگی می باشد. نتایج نشان داد ارتباط استفاده آسیب زا از شبکه-ها با رضایت زناشویی منفی و معنادار است، میان استفاده آسیب زا با رابطه مادر-کودک نیز ارتباط منفی و معنادار برقرار است، رضایت زناشویی با رابطه مادر-کودک ارتباط مستقیم و معنادار داشته و رابطه مادر-کودک با مشکلات رفتاری کودکان ارتباط منفی و معنادار دارد؛ بین استفاده آسیب زا از شبکه ها و مشکلات رفتاری کودکان ارتباط معنادار یافت نشد، همچنین میان رضایت زناشویی و مشکلات رفتاری نیز ارتباط معناداری وجود نداشت اما بر اساس نتایج، استفاده آسیب زا از طریق تاثیر بر رضایت زناشویی و رابطه مادر-کودک بر مشکلات رفتاری کودکان اثر غیر مستقیم دارد. بررسی ارتباط ویژگی های شخصیتی مادران با استفاده آسیب زا از شبکه ها از جمله پیشنهاد های پژوهش حاضر می باشد.

    کلیدواژگان: مادران، استفاده آسیب زا، شبکه های اجتماعی، رضایت زناشویی، کودک، مشکلات رفتاری
|
  • Mosareza Gharbi *, Behrouz Roustakhiz, Hossein Akbari Pages 7-34

    Folkloric lullabies form an important part of the oral and linguistic literature of every culture and society. This section of oral literature, due to the close relationship with women, is a valuable resource for understanding women social and cultural status in traditional and pre-modern societies. This study, based on feminist approach, focused on gender, explores the context of Sabzevar's lullabies. The method of this research was qualitative approach of ethnography to access first hand data. The results of this article suggest that lullabies in traditional and patriarchal societies are among the few foundations for women to move in opposition to the dominant discourse of society. In folkloric lullabies, women are empowered to recognize their social status and their experience of living in patriarchal society and to reduce and relieve tensions and pressures as active subjects in the male-dominated discourses.

    Keywords: Lullabies, Patriarchal Communities, Women's Subjectivity
  • Somayeh Arab * Pages 35-62

    Divorce, with its increasing rate, is still an important social problem to investigate. Due to importance of family for its members and society, any disintegration of it can be serious. Women and their reasons to initiate the divorce is a crucial topic to be studied. This study has investigated gender and its changes over time as well as transitions in identity and agency of women. Besides, it focuses on narratives of divorce from women’s perspective. For this purpose, a sample of 28 women with at least one experience of marriage and divorce were selected. The findings show that there are three stages in women’s narration about marriage and divorce; none-calm entrance, perilous continuation and stressful exit. This situation occurs on an intersection of the role of individual (woman) and structure (gender) in three stages including prior to marriage, during marital life and the beginning of divorce. Women’s narration of divorce has focused on the important of gender roles changes in providing the opportunity to terminate the marital life.

    Keywords: Gender, Separation, woman, narration
  • NAYER ROSTAMI *, Firuoz Rad Pages 63-94
    In current study, using the theories of Foucault, Gaffman, Weber and other feminists, the sociological analysis of the factors associated with body management has been addressed. The statistical population includes Tabriz women and girls who were members of the city sports clubs, at the time of the research. A randomized, multi-stage cluster sampling method was used to select 377 people and data was collected through a researcher-made questionnaire. Based on the results, mean body management in the samples was 89 and subsequently the rate of body management in the 80% of respondents is moderate to high. The results of bivariate analysis also indicate that body management varies according to some variables such as age, marital status, education, job status, and income. In addition, there is a reverse relationship between both gender roles and religiosity with body management, and direct and significant relationship between the variable of sense of regulatory pressure and body management. Based on the path analysis, the variables of religiosity and the sense of normative pressure, both directly and through influencing the gender roles, have affected the level of body management. Generally, these variables can predict 35.5% of body management changes.
    Keywords: Body Sociology, Body Management, Normative Pressure, Gender Role
  • Hossein Daneshmehr *, Jamal Mohammadi, Elnaz Hassankhani Pages 95-130
    The lifestyle reflects the preferences of individuals that appear in different aspects of leisure, music, clothing, makeup and etc. This study aims at looking deeply into the implications of girls' clothing in a particular social and cultural context in Shahindej city. This research, using a set of theories from thinkers like Baudrillard, Cheney and Fredstone, has attempted to offer a conceptual formulation for clothing.This research has been conducted with qualitative approach of Grounded theory in which,  in-depth interviews  and collaborative observations were used for data collection. The research sample is based on a combination of targeted sampling method (with maximum variability (and theoretical (with theoretical saturation standard) in which finally a sample of eighteen was selected. The number of concepts constructed at this stage is 274 major concepts, 28 central topics, 9 main categories and one core category. The main categories are: clothing as representation of identity, dress as play of signs, dress as representation of meta-reality, relativity of clothing, clothing and reconstruction of social values, clothing and management of will and pleasure, clothing and body management, clothing and representations of reference group and expression of resistance. The core category of the research is meaning of dress in presence of "significant others".
    Keywords: Lifestyle, Clothing, Social Meaning
  • Davoud Hosseinpour, Mahdieh Vishlaghi, Aghil Ghorbani * Pages 131-164

    Considering humans as one of the most important resources of the organization, using their knowledge is of high value in every organization. The current study considers the effect of cooperative organizational atmosphere on sharing knowledge with the moderating role of intrinsic motivation and job autonomy in female professors of Allameh Tabataba’i  University. The study is a descriptive survey on 97 female professors of Allameh Tabataba’i University. Reliability and validity of the research tool were tested using factor loading, Coronbach’ alpha, composite reliability, face validity, convergent validity, and divergent validity. Data was analyzed using SPSS and Smart-pls. The results of the research showed that the cooperative organizational atmosphere has a considerable positive effect on knowledge sharing of the faculty members of Allameh Tabataba'i University. The intrinsic motivation has a moderating role in the relationship between cooperative organizational atmosphere and sharing knowledge, while Job autonomy doesn’t play any role in moderating the relationship between the cooperative organizational atmosphere and knowledge sharing.

    Keywords: Cooperative Organizational Atmosphere, Job Independence, Intrinsic Motivation, Sharing Knowledge
  • Belan Salehi *, Mohammad Javad Asghari Pages 165-192

    Women naturally have a desire for procreation and reproduction. Becoming a mother is one of their main needs, and women who are not naturally able to bear child will be involved with many personal and social problems. The present study aims was to investigate the effect of the role and dimensions of religion and distress tolerance in predicting the psychological safety of infertile women. The present study was a descriptive study of correlation type which was conducted on infertile women referred to Novin infertility center in Mashhad. To this end, 89 infertile women eligible to participate in the study were selected using available sampling. The research instruments were spiritual attitude (Shahidi and Farajnia, 2012), psychological security questionnaire (Maslow, 1952) and distress tolerance scale (Simmons and Gaher, 2005). Statistical analysis was performed using Pearson correlation coefficient and regression analysis with SPSS and Lisrel software. The results showed that between two aspects of religion, the spiritual empowerment component, as well as the dimensions of distress tolerance, attraction and evaluation, can significantly predict mental security. Religion and emotional distress tolerance affect psychological security of infertile women. Reliance on God and spiritual resources can increase people's psychological security and as a result, they have a greater sense of control and mastery of conditions.

    Keywords: Religious, psychological security, emotional distress tolerance, infertile women
  • Mahya Yarigarravesh *, Faride Ameri, Reza Dehshiri, Azam Farah Pages 193-218

    Today, Social networks have provided their users with new chance of connecting with people with easy and instant communication tools.  Despite their benefits, they may harm their users in different ways. In present study, the relationship between harmful use of these social media by mothers and their marital satisfaction, maternal bond with children as well as behavioral disorders of their children was investigated. For this purpose, 323 mothers with pre-school children were selected by convenience sampling. Data was collected using prepared Strengths and Difficulties Questionnaire (SDQ), Relationship Assessment Scale (RAS) and Child-Parent Relationship Scale.The findings of the research showed that harmful use of SN has negative and meaningful relationship with marital satisfaction. Besides, there is a negative and significant relationship between use of SN and mother-child relationship. On the other hand, marital satisfaction has a direct and significant relationship with mother-child relationship and mother-child relationship has a negative and significant relationship with children's behavioral disorders. No significant relationship was found between use of SN and children's behavioral problems. According to results, harmful use of SN can reduce marital satisfaction, which leads to decrease in mother-child relationship quality and consequently behavioral disorders in children.

    Keywords: Mothers, Harmful Use, social networks, marital satisfaction, Behavioral Disorders