فهرست مطالب

هستی و شناخت (نامه مفید) - سال چهارم شماره 2 (پاییز و زمستان 1396)
  • سال چهارم شماره 2 (پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سید محمد انتظام* صفحات 3-22

    شیخ اشراق یکی از ناقدان جدی تعریف به ذاتیات ماهوی و به ویژه تعریف به حد است. او در آثار خود دو راه متفاوت را برای تعریف اشیاء معرفی می کند: در راه نخست، از تعریف موجودات نیازمند تعریف (مرکبات)، به اعراض و خواصشان(به تعبیر او به بسایط) و در راه دوم، از تعریف به ذاتیات مفهومی سخن گفته است. نظریه تعریف به بسایط، متشکل از هفت مولفه است. در این مقاله، با تحلیل و بررسی این مولفه ها، این نظریه را توضیح داده و برخی از ایرادات آن را بیان می کنیم. از نظر سهروردی تعریفی که به مفاهیم برگرفته از شهود (اعم از حسی و فراحسی) منتهی نشود، معرفت زا نیست. شیخ اشراق، ادراک حسی را که متعلق آن، اعراض و به تعبیر او بسایط حسی هستند، حضوری دانسته و موجودات فرامادی را نیز متعلق شهود فراحسی می داند. به عقیده او، تصورات بدیهی که تصورات دیگر باید به آنها منتهی شوند، تصوراتی هستند که به طور مستقیم از علم شهودی و حضوری به دست آمده باشند.

    کلیدواژگان: تعریفپذیری، تعریفناپذیری، تعریف به بسایط، تعریف به ذاتیات
  • محمدعلی نوری* صفحات 23-36

    یکی از مسائل مطرح در بحث از ماهیت علم شناختی دانش ها و به گونه خاص در بحث از جایگاه و طبقه بندی دانش ها، نسبت دانش ها با دانش عام مشتمل بر آنها و یا به دیگر سخن چگونگی اطلاق دانش عام بر دانش های جزئی زیر مجموعه آن است. این بحث به ویژه درباره نسبت حکمت عملی با دانش های تحت آن در نگاه فارابی از اهمیت خاص برخوردار است؛ زیرا فارابی بر خلاف دیگر حکما، حکمت عملی را نه چند دانش، بلکه یک دانش می شمارد و در جایی هم که فلسفه عملی را به دو صنف تقسیم می کند مرادش از این دو صنف نه دو قسم از اقسام مشهور دانش های حکمت عملی یعنی اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدن است. نوشتار حاضر با تمرکز بر این مسئله تلاش دارد تا پس از بیان سخنان فارابی درباره اقسام دانش و نوع رابطه دانش ها با یکدیگر از حیث وحدت و تعدد و چگونگی ارتباط دانش های متعدد با هم، به بررسی دیدگاه فارابی درباره ماهیت حکمت عملی و نوع ارتباطش با دانش های زیر مجموعه آن بپردازد.

    کلیدواژگان: حکمت عملی، علم مدنی، علوم متعدد، علم کلی و جزئی، اجزای علم واحد، فارابی
  • ابوالقاسم فنایی، سجاد بهروزی* صفحات 37-56
    بحران محیط زیست همه مناطق کره زمین را در برگرفته و رهایی از آن نیازمند مشارکت همه انسان ها در حفاظت از محیط زیست است؛ مشارکتی که بدون توافق بر سر هنجارهای جهان شمول در اخلاق محیط زیست ممکن نیست؛ اما با توجه به اختلاف نظر فرهنگ ها و مکاتب گوناگون در جهان بینی و مبانی اخلاق، این پرسش مطرح می شود که «چگونه می توان به چنین توافقی دست یافت؟»
    ادعای اصلی این پژوهش این است که برای رسیدن به چنین توافقی می توان از ایده «اجماع هم پوش» بهره گرفت. بر اساس این ایده، این هنجارها باید به گونه ای صورت بندی شوند که توجیه آنها وابسته به جنبه های اختصاصی هیچ یک از سنت های دینی، مکاتب جامع علمی، فلسفی و اخلاقی نباشد، و پیروان سنت ها و مکاتب گوناگون عقیدتی با تمسک به دلایل پذیرفته شده در سنت و مکتب خود، بتوانند بر سر آنها توافق کنند. بنابراین، می کوشیم نشان دهیم که چنین اجماعی بر سر «لزوم اخلاقی احترام به طبیعت» میان مسلمانان و هواداران نظریه «احترام به طبیعت»-که نظریه ای فرادینی و بنیادین در اخلاق محیط زیست است- ممکن خواهد بود.
    کلیدواژگان: خلافت انسان، اشرفیت انسان، خوانش احمد قابل از آموزه های اسلامی، اخلاق محیط زیست، نظریه احترام به طبیعت، اجماع هم پوش
  • جهانگیر مسعودی، محمد عنبرسوز* صفحات 57-74

    افلاطون و فلوطین، به عنوان دو تن از تاثیرگذارترین فیلسوفان دوره کلاسیک، توجه ویژه ای به شهود داشته اند. تفاوت هایی که این دو در مباحث فلسفی مختلف دارند، موجب می شود که نگاه واحدشان به شهود را مورد تردید قرار دهیم. مسئله جدی جستار حاضر این است که شهود در نظر هر یک از این دو فیلسوف به چه معناست، با چه روشی حاصل می شود، چه ویژگی هایی دارد و به کدام امور تعلق می گیرد؟ پاسخ این پرسش، که در پایان روشن خواهد شد، این است که شهود برای هر دوی ایشان آگاهی بی واسطه ای است که برای عقل انسان رخ می دهد؛ درحالی که هم افلاطون و هم فلوطین فعالیت هایی را برای حصول شهود عقلانی به سالکان توصیه می کنند که عمدتا بر دو نوع فعالیت های ممارستی عقلی و فعالیت های مربوط به تزکیه نفس هستند. همچنین در پایان بدین نتیجه رهنمون خواهیم شد که، علی رغم تفاوت های چشمگیر این دو فیلسوف در مشی فلسفی و نحوه بیان مطالب، مراد هر دوی ایشان از شهود، امری واحد است که با رعایت دو جنبه نظری و عملی حاصل می شود.

    کلیدواژگان: شهود عقلانی، نظر، عمل، دیالکتیک
  • یاشار کریمی*، حسین اردلانی صفحات 75-88
    مرلو پونتی فیلسوف پدیدارشناس فرانسوی به دنبال نظریات پدیدارشناسان پیش از خود در باب ادراک آدمی، زیست کردن و بودن در جهان را مهم ترین راه ادراک انسان دانست. مرلو پونتی با استفاده از اصطلاح «بدن- زیسته» از درهم تنیدگی بدن انسان و جهان پیرامون سخن گفت. یکی از نظریه های فلسفی که می تواند رگه هایی از نظریات مرلو پونتی را در آن جست و جو کرد، فلسفه «ترا بشری» است. مقاله حاضر به بیان این موضوع می پردازد که فلسفه ترابشری از طریق شناخت انسان و ترکیب آن با تکنولوژی، تصویری از آینده انسان مطرح می کند که در علم، جامعه شناسی ، روانشناسی، هنر و فلسفه تاثیرگذار است. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی به بررسی نظریه های مرلو پونتی در باب التفات بدنی و بدنمند بودن معرفت انسان پرداخته می شود، و به این پرسش ها پاسخ داده می شود که بدن انسان، در فلسفه ترابشری چه جایگاهی دارد و آینده بشری با وجود ترکیب انسان و ربات چگونه خواهد بود. در پایان، نتیجه مشخص می کند که وقتی هوش مصنوعی تجسدیافته (انسان-ربات) بتواند از طریق بدن به معرفتی - مشابه آنچه مرلو پونتی گفته است - دست یابد، تصویر جدیدی از انسان و آینده اش ارائه خواهد کرد.
    کلیدواژگان: ترا بشریت، مرلو-پونتی، بدن، تکنولوژی، ادراک
  • نبی الله سلیمانی* صفحات 89-109

    بن مایه های راهبرد هرمنوتیکی گادامر متاثر از فلسفه یونان و به ویژه دیالوگ و گفتگوهای افلاطونی است. اما درحالی که به عقیده افلاطون، حقیقت از راه روش و آن هم از طریق دیالکتیک قابل حصول است، به عقیده گادامر حقیقت با اینکه از راه دیالکتیک حاصل می شود از راه روش به دست نمی آید. در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا از رهگذر اندیشه هرمنوتیکی گادامر به تاثیرپذیری وی از اندیشه افلاطون و نقاط اشتراک و افتراق وی با افلاطون بپردازیم.

    کلیدواژگان: هرمنوتیک، دیالکتیک، روش
|
  • Sayed Mohammad Entezam* Pages 3-22

    Sheikh Ishraq is one of the serious critics of the Genus-differentia definition, and in particular the definition upon essence. in his works, he introduces two different ways to define objects. In the first place, the definition of the beings require definition (compounds), upon their attributes and their properties (in his words, simples), and in the second, the definition upon conceptual essentials. Theory of Definition upon simples consists of seven components. In this paper, by analyzing these components, we explain the definition upon simples and some of its deficiencies. For Suhrawardi, the definition that does not lead to concepts derived from intuition (including sensory and supra-spiritual) is not knowledgeable. In view of Sheikh Ishraq the perception that belongs to accidents and, in his sense, the sensory simles, is intuition and the supernatural beings are the supernatural intuitions. In his view, the obvious presentations that other presentations should lead them are presentations derived directly from intuitive knowledge

    Keywords: definable, nun definable, Definition upon simples, Genus-differentia definition
  • Abolqasem Fanaei, Sajjad Behruzi * Pages 37-56
    Environmental crisis covers all areas of the planet and getting rid of this requires participation of all humans to protect the environment. This participation is not possible without an agreement on universal norms in environmental ethics. But, given the cultural diversity and schools difference in worldviews and foundations of ethics, the key question is “how to achieve this agreement?”.The main claim of this research is that the idea of “overlapping consensus” can be used to achieve this agreement. Based on this idea, universal norms in environmental ethics should be formulated in a way that their justification is not depended on the specific aspects of religious traditions, comprehensive scientific, philosophical, and moral belief-systems and followers of them by reason accepted in their tradition and belief-system can agree on these norms. Therefore, This thesis attempts to show that this consensus is possible about the “moral necessity of respect for nature” among the supporters of theory of “respect for nature”, which is a fundamental and secular theory in environmental ethics, and Muslims.
    Keywords: Human as vicegerent (steward), Human as the noblest creature, Ahmad Ghabel readings from Islamic teachings, Environmental ethics, Theory of respect for nature, Overlapping consensus
  • Yashar Karimi *, Hossein Ardalani Pages 75-88
    The French phenomenology philosopher, Maurice Merlou-Ponty fellow of earlier phenomenology philosophers thoughts about Human Perception, said Being and living are the most important ways to understanding Universal. Merleu -Ponty used term “lived body” to explain how our body connected with nature.in Merleu -Ponty thoughts body doesn’t mean just physical body, it means whole body: physical body and Mind.His thoughts made way for next philosophers like postmodern philosophers, and Transhumanists in past years. Transhumanism is a new philosophy that talk about future of human and Art. In this philosophy biological human body combined with technology and makes humans new life. According of this philosophy, human life enhanced by new technology and Man can live for long time. This research is about Meloru ponty body’s intention and human perception. What’s his influence on artificial intelligence and future of body human, the body that not be only zero one anymore? And what’s the position of living body in Transhumanists thoughts?
    Keywords: Transhumanism, Merleau-Ponty, body, technology, Perception
  • Nabiallah Solemani* Pages 89-109

    Gadamer's hermeneutics strategy motifs influenced by Greek philosophy, particularly Platonic dialogues and conversations.But while Plato believes the Truth can be achieved through of the dialectic method according to Gadamer Truth Despite achieved through of the dialectic can not be achieved through method .In this article we will try to by Gadamer's hermeneutics to pay be affected through from Plato and He shared the points and differences with Plato

    Keywords: Hermeneutic, dialectic, Method