فهرست مطالب

پزشکی ارومیه - سال سی‌ام شماره 8 (آبان 1398)
  • سال سی‌ام شماره 8 (آبان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • علیرضا ماهوری، نازلی کرمی*، سولماز جبارزاده صفحات 590-596
    پیش زمینه و هدف

    انتوباسیون با لوله تراشه کاف دار در بیهوشی عمومی یک عمل روتین است. کاف لوله تراشه با استفاده از هوا پر می شود و با ایجاد سدی مانع آسپیراسیون و عبور هوا و گازهای بیهوشی می شود. درصورتی که کاف بیش ازحد پر شود باعث کاهش پرفیوژن مخاطی، نکروز و فلج عصبی می گردد. هدف از این مطالعه ارزیابی تغییر فشار کاف لوله تراشه با اعمال تغییر پوزیشن از حالت سوپاین به پرون و لترال دکوبیتوس بدون حرکت سر می باشد.

    مواد و روش کار

     در یک مطالعه تحلیلی آینده نگر، 55 بیمار کاندید جراحی در پوزیشن های لترال یا پرون وارد مطالعه شدند. فشار کاف لوله تراشه اندازه گیری شد و در محدوده نرمال تنظیم گردید. سپس فشار کاف بعد از اعمال پوزیشن پرون یا لترال و نیز در اتمام پروسیجر در پوزیشن سوپاین اندازه گیری و ثبت شد.

    یافته ها

     فشار کاف لوله تراشه بعد از تغییر پوزیشن از سوپاین به پرون افزایش معنی دار داشت (001/0 P<، cmH2O 9 ± 87/36 VS. 2 ± 06/27) در تغییر پوزیشن از سوپاین به لترال دکوبیتوس نیز افزایش معنی داری در فشار کاف لوله تراشه ثبت گردید (001/0 P<، cmH2O 10 ± 81/40 VS 3 ± 95/27).

    بحث و نتیجه گیری

     تغییر پوزیشن از سوپاین به پرون و از سوپاین به لترال دکوبیتوس، بدون حرکت سر، می تواند باعث افزایش فشار کاف لوله تراشه گردد. بنابراین، مانیتورینگ روتین فشار کاف در این بیماران توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: فشار کاف، لوله تراشه، پوزیشن پرون، پوزیشن لترال
  • ناهیده قره آغاجی، بهارک دیوبند*، زهرا آتشی صفحات 597-608
    پیش زمینه و هدف

    در سال های اخیر، نانوذرات اکسید آهن به منظور تقویت کنتراست تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) در تشخیص طیف وسیعی از بیماری ها به کاررفته اند. نکته مهم در کاربرد این نانوذرات، استفاده از پوشش آلی یا معدنی اطراف نانوذرات جهت ایجاد زیست سازگاری و جلوگیری از سمیت آن ها است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر پوشش دولایه معدنی (آلومینوسیلیکات) و آلی (پلی اتیلن گلیکول) اطراف نانوذرات اکسید آهن در کنتراست تصویربرداری تشدید مغناطیسی است.

    مواد و روش کار

     نانو کامپوزیت اکسید آهن- آلومینوسیلیکات- پلی اتیلن گلیکول با اندازه 200-170 نانومتر تهیه شد. تصویربرداری تشدید مغناطیسی برای غلظت های مختلف نانو کامپوزیت با استفاده از زمان های تکرار پالس یکسان و زمان های اکوی متفاوت انجام گردید. میانگین شدت سیگنال ها برحسب غلظت های کاربردی اندازه گیری و منحنی های زمان های آسایش اسپین- اسپین رسم شد. مقدار آسایش دهی عرضی با استفاده از شیب منحنی نرخ های آسایش اسپین- اسپین به ازای غلظت به دست آمد.

    یافته ها

     کاهش شدت سیگنال به ازای افزایش زمان اکو برای تمام غلظت ها مشاهده شد. زمان آسایش اسپین- اسپین نیز با افزایش غلظت نانو کامپوزیت کاهش یافت. مقدار آسایش دهی عرضی که به عنوان پارامتر بیان گر کنتراست در تصویربرداری تشدید مغناطیسی است، s-1.mM-1 73/80 محاسبه شد.

    بحث و نتیجه گیری

     نانوذرات اکسید آهن با پوشش دولایه آلومینوسیلیکات و پلی اتیلن گلیکول، پتانسیل ایجاد کنتراست منفی در تصاویر تشدید مغناطیسی را به دلیل ساختار متخلخل پوشش معدنی آلومینوسیلیکات و پتانسیل استفاده در دارورسانی را با توجه به پوشش پلیمر آلی پلی اتیلن گلیکول فراهم می کنند.

    کلیدواژگان: تصویربرداری تشدید مغناطیسی، نانوذرات اکسید آهن، کنتراست، آلومینوسیلیکات، پلی اتیلن گلیکول
  • فهیمه سفرجانی*، محمد مرندی، همت الله مرادی صفحات 609-620
    پیش زمینه و هدف

    کلسیم نقش اساسی در عملکردهای سلولی همچون انتقال، ترشح، فعالیت آنزیم های سوخت و سازی، چسبندگی سلولی، و انقباض عضلانی دارد و اختلال در سطوح سیتوزولی آن با ناهنجاری های سلولی و آپوپتوز همراه است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر شدت های مختلف تمرین، و بی تمرینی متعاقب آن بر تغییرات فسفولمبان و سارکولیپین، پروتئین های مهاری درگیر در انتقال کلسیم است.

    مواد و روش کار

    تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و توسعه ایی، و با توجه به روش اجرا تحقیق تجربی است. 36 رت نر سه ماهه نژاد ویستار، با وزن 92/35±66/325 در سه گروه تمرین اینتروال کم شدت(LIT)، تمرین اینتروال شدید(HIIT)، و کنترل(CO) قرار گرفتند. گروه LIT و HIIT به ترتیب با سرعت های، 12 تا 15، و 25 تا 30 متر بر دقیقه، به مدت 8 هفته، 40 جلسه بر روی تردمیل دویدند. در پایان هشت هفته تمرین و چهار هفته بی تمرینی، از هرگروه 6 نمونه آسان کشی و عضلات بازکننده طویل انگشتان(EDL) و نعلی(Sol) آنان خارج، هموژنیزه، و سانتریفیوژ گردید. آزمون الایزا برای بررسی محتوی پروتئین های PLN، و SLN استفاده شد. ANOVA، t استودنت مستقل، و آزمون آنالیز واریانس دوراهه (05/0α≤) برای تحلیل آماری استفاده گردید.

    یافته ها

     نتایج تحقیق نشان داد که بین شدت تمرین و نوع تار عضلانی بر میزان پروتئین های مهاری فسفولمبان (008/0=P)، و سارکولیپین (001/0=P) اثر تعاملی معنی داری وجود دارد. به علاوه، پس از چهار هفته بی تمرینی، اثر تعاملی معنی داری بین نوع تار عضلانی و سابقه تمرین قبلی بر تراکم فسفولمبان (002/0= p) مشاهده شد.

    بحث و نتیجه گیری

     به نظر می رسد تمرینات LIT در عضلات تندانقباض موجب کاهش بیشتر سطوح پروتئین های مهاری  و  بهبود انتقال کلسیم می گردد. همچنین، بی تمرینی موجب افزایش پروتئین های مهاری بویژه در عضله تندانقباض و کاهش سرعت و غلظت انتقال کلسیم می گردد.

    کلیدواژگان: پروتئین فسفولمبان، سارکولیپین، تمرین اینتروال شدت بالا، تمرین اینتروال کم شدت
  • احمد مهرآوران، سارا اسدپور، فاطمه فیروزی، مهدی فخار، محمدرضا شیران، جواد اختری* صفحات 621-630
    پیش زمینه و هدف

    کلیه موجودات زنده برای ادامه حیات و زندگی در تکاپو و جستجوی غذا هستند این امر بزرگ ترین و مهم ترین نیاز همه موجودات زنده است. دراین بین سلامت مواد غذایی از اهمیت بالایی برخوردار است. نانوتکنولوژی در تمامی جوانب زندگی بشر وارد شده است و امروزه نقش مهمی در صنایع غذایی دارد. این فناوری از تولید و انبارداری تا بسته بندی و مشخص کردن انقضای مواد غذایی را تغییر داده است.. در این مقاله شماری از پیشرفت های صورت گرفته در علوم صنایع غذایی با تکیه بر فناوری نانو مرور می گردد.

    مواد و روش کار

    این مطالعه از نوع مروری غیر نظام مند بوده و جستجو از طریق پایگاه های اطلاعاتی Pubmed، SCOPUS، Web of Science و Google Scholar با کلیدواژگان Nanotechnology، Nanoparticle به همراه Packaging و Food Science در سال های اخیر (2018-2015) انجام شد. تعداد 852 مقاله مرتبط بود که از میان آن ها 43 مقاله جهت استفاده در این مقاله انتخاب شدند.

    یافته ها

    نانوذرات فلزی و اکسید فلزی، کیتوزان، نانوذرات پلیمری و لیپوزومی از پرکاربردترین ذرات در بسته بندی و حفاظت مواد غذایی هستند. استفاده از نانوذرات مختلف و کامپوزیت های آغشته به نانوذرات، نانوفیلم ها و... سبب بهبود کیفیت و ماندگاری مواد غذایی شده است

    نتیجه گیری

     نانوتکنولوژی به عنوان یک فناوری نوظهور که در تمام جنبه های زندگی بشر وارد شده است، توانسته است در صنایع غذایی هم بسیار تاثیرگذار باشد.

    کلیدواژگان: نانوتکنولوژی، نانوذره، بسته بندی، مواد غذایی
  • محمد امین ولیزاد حسنلویی، ابراهیم حسنی*، اسد هاشمی، رسا مهدیزاده فر صفحات 631-638
    پیش زمینه و هدف

    با توجه به شیوع زیاد یبوست و تاثیر احتمالی آن بر پیامدهای بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه ما بر آن شدیم این مطالعه گذشته نگر مقطعی را باهدف بررسی فراوانی و پیامد یبوست در بیماران تحت تهویه ی مکانیکی بستری در بخش مراقبت های ویژه عمومی (GICU)  بیمارستان امام ارومیه در یک بازه زمانی پنج سال (1391-95) در انجام دهیم.

    مواد و روش کار

    در طی این مطالعه بیماران به دو گروه با و بدون یبوست تقسیم شدند. اطلاعات دموگرافیک (سن، جنس)، بیماری زمینه ای، فراوانی یبوست، طول مدت تهویه مکانیکی، طول مدت بستری در بخش مراقبت های ویژه، طول مدت بستری در بیمارستان و مرگ و میر بیماران از پرونده های بالینی بیماران استخراج و وارد چک لیست شدند و پس از اتمام مطالعه موردبررسی و آنالیز آماری قرار گرفتند.p<0.05 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میانگین طول مدت تهویه مکانیکی بیماران 08/10±37/14 روز و میانگین طول مدت بستری در بخش مراقبت های ویژه 31/11±67/18 روز و میانگین طول مدت بستری در بیمارستان 71/17±82/28 روز بود. بین طول مدت تهویه مکانیکی و طول مدت بستری در بخش مراقبت های ویژه و بیمارستان در بیماران با و بدون یبوست تفاوت معنی دار آماری وجود داشت P<0.05)) درحالی که بین مرگ و میر و سن بیماران فوق تفاوت معنی دار آماری وجود نداشت. (P>0.05). درحالی که بین مرگ ومیر و جنس بیماران تفاوت واضح آماری وجود داشت (P<0.05).

    بحث و نتیجه گیری

    مطالعه مقطعی گذشته نگر ما با اندکی تفاوت در میزان فراوانی یبوست در تایید مطالعات قبلی نشان دهنده ارتباط یبوست با طول مدت تهویه مکانیکی، بستری در بخش مراقبت های ویژه و بیمارستان بود. هرچند در میزان مرگ ومیر بین دو گروه تفاوت معنی داری یافت نشد. درحالی که بین مرگ ومیر و جنس بیماران تفاوت واضح آماری وجود داشت.

    کلیدواژگان: یبوست، تهویه مکانیکی پیامد˓بخش مراقبت های ویژه
  • علیرضا خزانی، اکبر عبدی سرای* صفحات 639-650
    پیش زمینه و هدف

    رایج ترین روش در پرتودرمانی خارجی، استفاده از باریکه های فوتون، پروتون، نوترون و یون های سنگین است. هادرون تراپی برای از بین بردن بافت های سرطانی با استفاده از ذرات یونیزان می باشد درصورتی که کم ترین آسیب به بافت های سالم برسد، حائز اهمیت است. هدف از این تحقیق ارزیابی میزان دز، انرژی و شار در تومور سرطانی داخل بافت کبد و نیز ذرات ثانویه حاصل از هادرون ها، به روش شبیه سازی مونت کارلوی Geant4 می باشد.

    مواد و روش کار

    در این مطالعه ی تحلیلی-کاربردی با استفاده از نرم افزار Geant4، شبیه سازی فانتوم بدن انسان و توموری که در داخل بافت کبد قرار دارد انجام شد. دز عمقی، انرژی و شار برای چشمه های کربن و بورون انرژی های فرودی متفاوت به دست آمد و ناحیه تقریبی بافت هدف به روش برون یابی داده ها تعیین شد.

    یافته ها

    همان طور که مشاهده شد با افزایش انرژی باریکه فرودی، قله ها پهن تر و بیشینه مقدار آن ها (بیشینه دز جذبی) کاهش می یابد، زیرا برد ذره فقط به انرژی اولیه آن بستگی دارد و بعد از گذراندن دنباله در انتها، در زیر قله براگ، انرژی تخلیه شده برای ذرات با انرژی های مختلف تقریبا یکسان است. طبق شبیه سازی انجام شده بهترین بازه انرژی جهت شروع برهمکنش و ایجاد پیک براگ پرتو فرودی در محدوده هدف (تومور) در این پژوهش، برای بورون  از 1805 تا  MeV2075 و برای کربن از 2415 تا MeV 3015 می باشد.

    بحث و نتیجه گیری

    هادرون درمانی از دقت بالاتری نسبت به رادیوتراپی معمولی برخوردار است و آسیب های کم تری به سلول های سالم خارج از محدوده تومور وارد می کند. زیرا در بازه انرژی مفید محاسبه شده، بیشترین دز یا آسیب به تومور وارد می شود. نتایج دز عمقی، انرژی و شار ذرات در تومور داخل بافت کبد فانتوم شبیه سازی شده و مشاهده گردید که هادرون ها بعد از طی مسافتی، حداکثر دز و انرژی خود را در ناحیه بافت هدف (تومور) برجای می گذارند.

    کلیدواژگان: فانتوم بدن انسان، پرتودرمانی، یون سنگین، هادرون تراپی، روش مونت کارلو، کد Geant4
  • محسن قدیمی، علیرضا علمیه*، فرهاد رحمانی نیا، زهرا حجتی زی دشتی، مجمد علی آذربایجانی صفحات 651-664
    پیش زمینه و هدف

    کبد ارگانی است که تحت تاثیر دیابت ملیتوس قرار می گیرد. تمرین ورزشیو مکمل ها می تواند از آسیب کبدی در اثر دیابت جلوگیری کند. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تمرین استقامتی و مصرف بربرین (BBR) بر آنزیم های کبدی و گلوکز خون در موش های دیابتی شده با استرپتوزوسین (STZ) بود.

    مواد و روش کار

     64 سر موش نر ویستار به طور تصادفی به 8 گروه تجربی: سالم (N)، دیابتی (D)، دیابت +15mg/kg از BBR(15DB)، دیابت+30mg/kg از BBR(30DB)، دیابت+تمرین هوازی+15mg/kg از BBR(15DTB)، دیابت+تمرین هوازی+30mg/kg از BBR(30DTB)، سالم+تمرین هوازی (NT) و دیابتی+تمرین هوازی (DT) تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت شش هفته، پنج جلسه 20-40 دقیقه در هفته با شدت 55-50درصد حداکثر سرعت در معرض تمرین نوارگردان با تواتر سه روز تمرین و یک روز استراحت قرار گرفتند. دیابتی کردن از طریق تزریق داخل صفاقی 60 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در بافر سدیم انجام شد. پس از 6 هفته، نمونه های خون به منظور اندازه گیری آلکالین فسفاتاز (ALP)، آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) و آلانین ترانس آمیناز (ALT)، نسبت و گلوکز خون، جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل آماری با آزمون های تحلیل واریانس (ANOVA) و بونفرونی، در سطح معنی دار 05/0 تحلیل شدند.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که 30 میلی گرم BBR اثرات کاهنده بر گلوکز خون در گروه های دیابتی داشت (047/0P=). تمرین به تنهایی سطوح ALP را در گروه D کاهش داد (001/0P=) و همچنین ALP به طور معنی داری در 15DB(016/0P=) و 30DTB(028/0P=) در مقایسه با گروه D کاهش یافت. بهبود معنی داری در سایر متغیرها مشاهده نشد.

    بحث و نتیجه گیری

     نتایج نشان داد که BBR با یا بدون تمرین دارای برخی اثرات هیپوگلایسمیک و محافظت کبدی است و تمرین هوازی به تنهایی تاثیر قابل توجه مهمی بر این نشانگرها ندارد.

    کلیدواژگان: دیابت ملیتوس، آلکالوئید بربرین، آلکالین فسفاتاز، آسپارتات آمینوترانسفراز، آلانین ترانس آمیناز
  • میترا جبل عاملی، بهزاد ناظم رعایا*، آرشام کمالی صفحات 665-671
    پیش زمینه و هدف

    یکی از اهداف القا بیهوشی تعدیل تغییرات همودینامیک می باشد که در این مطالعه هدف تاثیر دکسمدتومیدین و لابتالول در تغییرات ضربان قلب و فشارخون بعد از لارنگوسکوپی و لوله گذاری تراشه و مقایسه آن با گروه شاهد می باشد.

    مواد و روش کار

     این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسوکور می باشد که بر روی 120 بیمار 18 تا 60 ساله کاندید عمل جراحی بیهوشی عمومی در بیمارستان الزهرا اصفهان در سال 1396-1397 انجام گرفت. بیماران به شکل تصادفی به سه گروه مصرف کننده ی دکسمدتومیدین، لابتالول و شاهد تقسیم شدند. سن، وزن، قد، جنسیت و داده های کلینیکی شامل میانگین فشارخون متوسط شریانی، ضربان قلب، فشارخون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک و درصد اشباع هموگلوبین در زمان های 10، 5، 3، 1 دقیقه پس از intubation جمع آوری و با استفاده از روش آنالیز اندازه های مکرر (repeated measure) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

     میانگین سنی بیماران کاندید عمل جراحی 40/1± 62/42  بود که از بین آن ها 63 نفر (52 درصد) مرد بودند. نتایج بررسی ها تفاوت معنی داری را در سه گروه ازنظر فشارخون متوسط شریانی، فشارخون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک و درصد اشباع هموگلوبین نشان نداد (p>0.05). اما اختلاف بین سه گروه برای متغیر ضربان قلب ازنظر آماری معنی دار است. ضربان قلب در گروه دکسمدتومیدین به طور معنی داری کم تر از گروه لابتالول و گروه کنترل مشاهده شد (0.00=p-).

    بحث و نتیجه گیری

     نتایج مطالعه حاضر نشان داد که؛ استفاده از لابتالول در مقایسه با دکسمدتومیدین ثبات مطلوب تر همودینامیک و بروز کم تر اختلالات همودینامیک را به همراه دارد.

    کلیدواژگان: دکسمدتومدین، لابتالول، لارنگوسکوپی
|
  • Alireza Mahoori, Nazli Karami*, Solmaz Jabbarzade Pages 590-596
    Background & Aims

    Tracheal intubation with a cuffed tube for the administration of general anesthesia is routine. The cuff of the endotracheal tube is inflated with air to achieve an adequate seal to prevent aspiration and leakage of air and anesthetic gases. Whereas over-inflation can decrease the mucosal perfusion, leading to pressure necrosis and nerve palsies. This study aimed to evaluate the change in ETT cuff pressure by changing the position from supine to prone and lateral decubitus without head movement.

    Materials & Methods

    During this prospective analytical study, fifty-five patients candidate for surgery under general anesthesia with lateral or prone positions were enrolled. The initial base pressure of the ETT cuff was measured, and the cuff pressure was subsequently adjusted to a normal range. The cuff pressure then was measured after applying the prone or lateral positions and at the end of operation when the patient had the supine position.

    Results

    The cuff pressure increased significantly after changing position from supine to prone (27.06±2 vs. 36.87 ± 9 cmH2O, p < 0.001). Also, significant increase in cuff pressure was also observed after changing position from supine to lateral decubitus (27.95 ±3 vs. 40.81 ± 10 cmH2O, p < 0.001).

    Conclusion

    The position change from supine to prone and supine to lateral decubitus without head movement can cause an increase in the endotracheal tube cuff pressure. The necessity of routine monitoring of cuff pressure in these patients is recommended.

    Keywords: Cuff pressure, Endotracheal Tube, Prone position, Lateral decubitus position
  • Nahideh Gharehaghaji, Baharak Divband*, Zahra Atashi Pages 597-608
    Background & Aims

    In recent years, iron oxide nanoparticles have been used in contrast-enhanced magnetic resonance imaging for diagnosing a wide range of diseases. In order to provide biocompatibility and prevent the toxicity of the nanoparticles, using organic or inorganic coating around these nanoparticles is important for their application. The aim of this study is to investigate the effect of bilayer inorganic (aluminosilicate) and organic (polyethylene glycol) coating around the iron oxide nanoparticles on magnetic resonance imaging contrast.

    Materials & Methods

    Iron oxide- aluminosilicate- polyethylene glycol nanocomposite with the size of 170-200 nm was prepared. Magnetic resonance imaging for different concentrations of the nanocomposite was carried out by the use of similar repetition time and different echo times. Mean signal intensities were measured based on applied concentrations, and the curves of spin-spin relaxation times plotted. Transverse relaxivity value was obtained using the slope of spin-spin relaxation rate versus concentration.

    Results

    Reduction of signal intensity with increasing echo time was observed for all concentrations. The spin-spin relaxation time decreased as a function of the concentration. The transverse relaxivity as a parameter to show magnetic resonance imaging contrast was calculated to be 80.73 s-1.mM-1.

    Conclusion

    Iron oxide nanoparticles with bilayer aluminosilicate and polyethylene glycol coating can provide negative contrast for magnetic resonance images due to the porous structure of the aluminosilicate, and the possibility of using the nanocomposite for drug delivery according to the presence of polyethylene glycol.

    Keywords: Magnetic resonance imaging, Iron oxide nanoparticles, Contrast, Aluminosilicate, Polyethylene glycol
  • Fahimeh Esfarjani*, Mhamad Marandi, Hemmat Allah Moradi Pages 609-620
    Background & Aims

    Calcium plays a major role in cellular functions such as transmission, secretion, the activity of fuel enzymes, cell adhesion, and muscle contraction. Disturbance in its cytosolic levels is associated with cellular abnormalities and apoptosis. The purpose of this study was to investigate the effect of different training intensities, and consequent detraining on changes in phospholamban, and sarcolipin, inhibitory proteins involved in the transfer of calcium.

    Materials & Methods

    The present research is applied and developmental in terms of purpose and experimental in terms of the method. Thirty-six male Wistar rats (325.66 ± 35.92) were divided into three groups: aerobic training (AE), high intensity interval training (HIIT), and control (CO). The AE and HIIT groups ran on treadmills at speeds of 12 to 15 and 25 to 30 (m/min) for 8 weeks. At the end of eight weeks of training and four weeks of detraining, the samples were killed, and their extensor digitorum longus (EDL) and soleus (Sol) muscles were removed, homogenized, and centrifuged. ELISA test was used to evaluate the content of PLN and SLN proteins. ANOVA, independent t-test, and two-way analysis of variance test (α = 0.05) were used for statistical analysis.

    Results

    The results of the study showed that there is a significant interactive effect between the exercise intensity and the type of muscle on the content of inhibitory proteins, phospholamban (P = 0.008), and sarcolipin (P = 0.001). In addition, after four weeks of detraining, interactive effect between muscle type and background of training on phospholamban density (p = 0.002) was observed.

    Conclusion

    It seems that AE exercises in slow-twitch muscles cause more reduction in inhibitory proteins. It also increases the level of inhibitory proteins, especially in the muscle, which reduces the calcium transfer rate.

    Keywords: phospholamban protein, sarcolipin, high intensity interval training, aerobic training, detraining
  • Ahmad Mehravaran, Sara Assadpour, Fatemeh Firouzi, Mahdi Fakhar, Mohammad Reza Shiran, Javad Akhtari* Pages 621-630
    Background & Aims

    All organisms struggle to survive and find food. This is the biggest and most important need of all organisms. Meanwhile, food safety is very important. Nanotechnology has penetrated every aspect of human life and plays an important role in the food industry. This technology has changed production and services as well as packaging and specifying the expiration of the food. Metal and metal oxide nanoparticles, chitosan, polymeric nanoparticles, and liposome are the most common particles in the packing and food protection. Here is a review of a number of developments in the nanotechnology over the food industry.

    Materials & Methods

    This study was a Nonsystematic Review and was searched through the databases Pubmed, SCOPUS, Web of Science, and Google Scholar with the keywords Nanotechnology, Nanoparticle, Packaging, and Food Science in recent years (2015-2018). There were 852 articles of which 43 papers were selected.

    Results

    Metal and metal oxide nanoparticles, chitosan nanoparticles, polymer nanoparticles, and liposomes are the most commonly used particles in packaging and food preservation. The use of various nanoparticles and nanoparticle-coated composites, nanofilms, etc. has improved the quality and shelf-life of foodstuffs.

    Conclusion

    Nanotechnology has been able to influence the food industry as an emerging technology that has entered into all aspects of human life.

    Keywords: Nanotechnology, Nanoparticle, Packaging, Food
  • Mohammad Amin Valizade Hasanloei, Ebrahim Hasani*, Asad Hashemi, Rasa Mehdizadeh Far Pages 631-638
    Background & Aims

    Considering the high prevalence of constipation and its possible impact on the outcomes of patients admitted to the intensive care unit, we decided to conduct a retrospective cross-sectional study with the aim of investigating the frequency and consequences of constipation in patients undergoing mechanical ventilation in General Intensive Care Unit (GICU) of Urmia Imam Khomeini Hospital in a 5-years period (2012-2016).

    Materials & Methods

    In this study, patients were divided into two groups (with and without constipation). Demographic information, APACHE II score, frequency of constipation, duration of mechanical ventilation, length of staying in intensive care unit, length of hospitalization, and mortality of patients were extracted from clinical records of the patients and entered in the checklist and were statistically analyzed at the end of the study (p <0.05).

    Results

    The mean duration of mechanical ventilation was 14.37± 10 10.08 days, the mean length of staying in the intensive care unit was 18.67± 11. 11.31 days, and the mean of hospitalization was 28.82 17± 17.71 days. There was a significant difference between the duration of mechanical ventilation, length of staying in ICU, and hospitalization in patients with and without constipation (p <0.05). While there was a statistically significant difference between patients’ mortality and sex (p <0.05).

    Conclusion

    This retrospective cross-sectional study with a slight difference in the frequency of constipation with confirmation of previous studies showed a relationship among duration of mechanical ventilation, staying in intensive care unit, and hospitalization with constipation. Although no significant difference was found in mortality between the two groups, there was a statistically significant difference between mortality and sex of patients.

    Keywords: Constipation, Mechanical Ventilation, Outcome, Intensive Care Unit
  • Alireza Khazani, Akbar Abdi Saray* Pages 639-650
    Background & Aim

     The most commonly used method for external radiation therapy is the use of photons, protons, neutrons, and heavy ions. Hadron therapy is used to eliminate cancerous tissues by using ionizing particles which will bring less damage to healthy tissues.The aim of this study was to evaluate the dose, energy, and flux in a cancerous tumor in the liver and also secondary particles produced by hadrons, which is using the Geant4 Monte Carlo simulation.

    Materials & Methods

    In this analytical and applied study by using the Geant4 Monte Carlo Codes, the human body phantom and the tumor that was inserted inside the liver tissue, were simulated. In the method of hadron therapy with different energies, dose deposit, energy, and flux, for carbon and boron were obtained and the approximate area of the target tissue was determined by extrapolation of data.

    Results

    As observed, as the energy of the beam increases, the peaks become wider and their maximum value (maximum absorbed dose) decreases, because the particle path, depends only on its primary energy. In this study, according to the simulation, the best energy range to start the interaction and Bragg's peak in the tumor area, for boron, is 1805 to 2075 MeV, and for carbon is 2415 to 3015 MeV.

    Conclusion

    Hadron therapy is more accurate than conventional radiotherapy because of less damage to healthy cells around the tumor. As a result, in the calculated useful energy, the highest dose or destruction caused by radiation is only given to the tumor tissue. The results obtained from the doses, energy, and flux in the simulated liver tissue tumor showed that the hadrons after a long-distance leave the highest dose and energy in the tumor area.

    Keywords: Human phantom, radiation therapy, heavy-ion, hadron therapy, Monte Carlo method, Geant4 Code
  • Mohsen Ghadimi, Alireza Elmieh*, Farhad Rahmaninia, Zahra Hojati Zidashti, Mohammadali Azarbyjani Pages 651-664
    Background & Aims

    Liver is considered a target organ affected by diabetes mellitus. Exercise training and supplementations could prevent hepatic damage induced by diabetes. The present study was conducted to evaluate the hepatoprotective effects of 6 weeks of endurance exercise and berberine (BBR) usage on streptozotocin (STZ) induced Wistar diabetic rats.

    Materials & Methods

    64 healthy male Wistar rats were randomly selected and divided into 8 experimental groups: healthy (N), diabetic (D), diabetic+15 mg/kg BBR (DB15), diabetic+30 mg/kg BBR (DB30), diabetic+aerobictraining+15 mg/kg BBR (DTB15), diabetic + aerobictraining+ 30 mg/kg BBR (DTB30), Non-diabetic+aerobictraining (NT), and diabetic+aerobic training (DT). Diabetes was induced by a single dose of STZ (60 mg/kg, b.w.) given intraperitoneally in sodium citrate buffer. After 6 weeks, blood samples were collected into a plain container for the estimation of alkaline phosphatase (ALP), aspartate aminotransferase (AST), alanine transaminase (ALT), and blood glucose. Statistical analysis was done with ANOVA and Bonferroni test using SPSS v. 20 software. The significant level was set at p< 0.05.

    Results

    The result showed that 30 mg of BBR has lowered blood glucose in diabetic groups (p=0.047). Exercise training alone reduced ALT in group D (p=0.001). In addition, compared to group D, ALP was significantly reduced in 15DB (p=0.016) and 30DBT (p=0.028). There were no significant improvements in other variables.

    Conclusion

    The results demonstrated that BBR with or without exercise possesses some hypoglycemic and hepatoprotective effects and aerobic exercise alone did not have an important significant effect on these markers in diabetic patients.

    Keywords: diabetes mellitus, berberine alkaloids, alkaline phosphatase, aspartate aminotransferase, alanine transaminase
  • Mitra Jabalameli, Behzad Nazemroaya*, Arsham Kamali Pages 665-671
    Background & Aims

    One of the objectives of a smooth laryngoscopy is to minimize hemodynamic changes. The goal of this study was to assess the effects of dexmedetomidine and labetalol on heart rate and blood pressure changes after laryngoscopy compared to a control group.

    Materials & Methods

    This was a randomized, double-blind clinical trial conducted on 120 patients aged between 18 and 60 years, who were candidates for surgery under general anesthesia at Alzahra Hospital in Isfahan during 2017-2018. Patients were randomly allocated to three groups: dexmedetomidine group, labetalol group, and control group. The patient's age, weight, height, gender, and clinical data including mean blood pressure(BP), heart rate, systolic BP, diastolic BP, and oxygen saturation during 1, 3, 5 and 10 minutes after intubation were collected and analyzed using repeated measure analysis.

    Results

    The average age of patients who were candidates for surgery was 42.62 +/- 1.40. Fifty-two percent (63 patients) of the subjects were male. The results showed no significant difference in mean BP, diastolic BP, systolic BP or oxygen saturation (p>0.05) in the three groups. But the difference in heart rate between the three groups was statistically significant. The heart rate in the dexmedetomidine group was significantly lower than the labetalol and control groups (p =0.00).

    Conclusion

    The results of the current study demonstrated that using labetalol provided more desirable hemodynamic stability compared to dexmedetomidine and caused less hemodynamic disturbances.

    Keywords: dexmedetomidine, labetalol, laryngoscopy