فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 51 (زمستان 1397)
  • پیاپی 51 (زمستان 1397)
  • 154 صفحه، بهای روی جلد: 90,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1397/12/21
  • تعداد عناوین: 6
|
  • فرهاد محمدی* صفحات 1-24

    برای درک بلاغت زبان فارسی و کشف و شناسایی قواعد و اصول آن، لازم است که از مطالعه و تحلیل ساخت های نحوی آن شروع کرد. از این طریق مشخص می شود که ساخت های نحوی در حالت عادی و خنثی چه نظم و ترتیبی دارند و در موقعیت هایی که القای غرض بلاغی و معنای خاصی مدنظر است، چه تغییراتی پیدا می کنند؛ زیرا ساخت نحوی که همان چگونگی نظم و ترتیب اجزاست، بر اساس معنا و اغراض بلاغی شکل می گیرد. هر نوع «تغییر در جایگاه دستوری و معمولی اجزا»، «دگرگونی در صورت جمله ها» و هرگونه «حذف یا اضافه ای» که در کلام صورت می گیرد، ناشی از اغراض بلاغی است. این مقاله با تکیه بر سخن سعدی به عنوان نمونه بارز بلاغت زبان فارسی، به بررسی مهم-ترین بسترهای بلاغت در نحو زبان فارسی می پردازد که انتقال معنا و القای اغراض بلاغی از طریق آنها صورت می گیرد. هدف از این پژوهش، شناسایی بستر های کلان و کلی نحو زبان فارسی در القای اغراض بلاغی است که هر کدام از آنها می تواند مصداق های زیادی را شامل شود. همچنین سعی بر این است تا نشان داده شود که معمولا با هر کدام از این ظرفیت ها، چه معانی و اغراض و مقاصدی بیان می شود. نتیجه کار نشان می دهد که «جابه جایی اجزای کلام»، «تغییر در ساخت و صورت جمله ها» و «افزایش و کاهش نحوی»، ظرفیت هایی هستند که برای بیان اغراض بلاغی در نحو زبان فارسی کاربرد دارند.

    کلیدواژگان: بلاغت، زبان فارسی، ساخت نحوی، اغراض بلاغی، آثار سعدی
  • سید حمیدفرقانی دهنوی*، احمد رضایی جمکرانی صفحات 25-47

    نقد و نظریه ژانر از جمله مباحث مهم نظریه ادبی است که از زمان ارسطو تاکنون بدان توجه فراوان شده است. اهمیت این نظریه تا آنجاست که بخش عمده ای از اصول و مبانی زیبایی شناختی مکاتب بزرگ ادبی تحت تاثیر نظریه ژانر است و منتقدان این مکاتب قسمتی از مطالعات خود را به آن اختصاص داده اند. در این میان تقابل دو مکتب کلاسیسیسم و رمانتیسم در نظریه ژانر، اهمیت ویژه ای دارد. مطالعات پیشینی که به این موضوع پرداخته اند، رویکرد مکتب کلاسیسیسم به ژانرهای ادبی را تکنیکی و تجویزی و در مقابل، رویکرد مکتب رمانتیسم را فلسفی توصیف می کنند، اما درباره مولفه های فلسفی نظریه ژانر در مکتب رمانتیسم و مبانی فکری این نظریه، تبیین دقیقی ارائه نکرده اند. این پژوهش به دنبال تبیین و تحلیل مولفه های این رویکرد فلسفی و عوامل موثر در شکل گیری آن است. به بیان دیگر مولفه های این رویکرد فلسفی چیست و عوامل موثر در شکل گیری آن کدام است؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد که با توجه به فلسفه ذهن گرایانه کانت و نسبی گرایی تاریخی هردر، تحولات اجتماعی، فکری و فرهنگی دوره رنسانس همچون انقلاب صنعتی، رویکرد مکتب کلاسیسیسم به ژانرهای ادبی مورد تردید قرار گرفت و مولفه هایی همچون تاریخ گرایی، نظریه وحدت سازمند، توجه به نبوغ شاعر در خلق اثر ادبی، گرایش به فردیت و نگاه ذهنی و پدیدارشناسانه، به شکل گیری نظریه جدید ژانر در مکتب رمانتیسم انجامید.

    کلیدواژگان: مکتب های ادبی، انواع ادبی، کلاسیسیسم، رمانتیسم، نظریه ژانر
  • زهرا ماحوزی*، حسینعلی قبادی، احمد پاکتچی، مریم حسینی صفحات 49-72

    سهروردی در حکمت اشراق، الگویی از تاریخ معرفت را پی می گیرد که پیش از او در متون صوفیه صورت بندی شده است. این نقشه تاریخی که مبتنی بر حدیثی منسوب به پیامبر اسلام(ص) است، آینده معرفت باطنی اسلام را پس از پیامبر(ص) پیشگویی می کند و برای سرنوشت معرفت الهی در زمین، سه مرحله تعیین می کند: دوران علم حضوری، دوران امانت معنا در کلمه و دوران تبدیل استعاره به رمز. سهروردی به این نقشه تاریخی بازمی گردد و با تعریفی که از حکیم الهی و نقش وی در تاویل رموز عارفان عرضه می کند، تکمله ای را برای تاریخ معرفت رقم می زند. مرحله چهارمی که سهروردی بر این الگوی تاریخی می افزاید، مرحله معاد معنا به حقیقت آن است و تعریف آن تنها با رجوع به کلیت نظام حکمی سهروردی ممکن می شود. مقاله حاضر می کوشد تا این الگوی تاریخی را از متون صوفیه استخراج کند سپس به تبیین نقش سهروردی در تکمیل آن بپردازد.

    کلیدواژگان: سهروردی، حکمت اشراق، تاریخ معرفت، الگوی تاریخی، حکیم الهی
  • شیوا کمالی اصل*، حبیب الله عباسی، عفت نقابی، عصمت خویینی صفحات 73-95

    ادبیات، آیینه ای است که فرهنگ جامعه را بازتاب می دهد و متون داستانی، بستر مناسبی برای بررسی این بازتاب های فرهنگی در زمینه های گوناگون از جمله مباحث مربوط به زنان است. در این پژوهش، برای واکاوی انگاره زن، دو حکایت از سندبادنامه انتخاب شد. متن سندبادنامه هر چند در یک زمینه تاریخی زن ستیز تولید شده، نمونه های فراوانی از قدرت زن در آن دیده می شود. این جستار درصدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی با تکیه بر نظریه «فرکلاف»، متن را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی نموده، نشانه های قدرت زن و چرایی آن را نشان دهد. در این جستار به این نتیجه رسیدیم که زن در این اثر، حضور فعال و قدرتمند دارد و نقش فاعلی او در شکل گیری روند داستان مشهود است. در این کتاب به رغم دید منفی نسبت به زن، نشانه های قدرت پنهان زنانه را می توان دید. زنان برای رسیدن به اهداف خود از ابزار قدرت پنهان همچون زبان، تدبیر، زیرکی و سیاست استفاده می کنند و اگر راه های رسیدن به اهداف سازنده و والا برای آنها بسته شود، گاهی این قدرت در مسیر نادرست به کار گرفته می شود.

    کلیدواژگان: سندبادنامه، زن، قدرت، عاملیت، تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف
  • علی محمدی*، مریم حسینی، انتصار پرستگاری صفحات 97-122

    کهن ترین تذکره ها، جنگ ها و تاریخ هایی که از شاعران و حادثه های روزگار سنجر و اتسز خوارزمشاه سخن به میان آورده و یادی از ادیب صابر ترمذی کرده اند، بیشتر در این سخن هم نظرند که اتسز، دومین پادشاه خوارزم، این شاعر بزرگ را به سبب سخن چینی و جاسوسی در رودخانه جیحون غرق کرده است. برخی از صابرپژوهان معاصر، تنها به سبب اینکه او در شعرش از پیری سخن گفته ، در گزارش قتل، تردید روا داشته اند. تنها سبب در این تردید، به سخنان شاعر در قصیده ها و قطعه هایش بازمی گردد که او از دوران کهولت و پیری سخن گفته و این نکته بیانگر این واقعیت است که صابر یا به دست خوارزمشاه به قتل نرسیده، یا اگر رسیده، دست کم در دوران جوانی و فعالیت های اداری و دیوانی نبوده است. در حالی که اگر کسی به طور دقیق و یا به طور کامل همه سروده های این شاعر بزرگ را خوانده باشد، نشانه هایی ورای نشانه پیری وجود دارد که به ما می گوید که صابر به دست اتسز خوارزمشاه کشته نشده و به احتمال بسیار به مرگ طبیعی و در سال های کهولت و پیری مرده است. این مقاله با نگاهی گذرا به روزگار ادیب صابر، سلجوقیان و ممدوحان او، با توجه به گزاره های مستندی که در سروده های او به گونه ای شفاف آمده، این فرض را به اثبات می رساند که مسئله کشته شدن ادیب صابر به دست اتسز خوارزمشاه، یک سوء تفاهم تاریخی بوده که از زبانی به زبان دیگر شیوع یافته و برای برخی از صابرپژوهان، چنان مرگی مسلم پنداشته شده است.

    کلیدواژگان: ادیب صابر ترمذی، سلطان سنجر، اتسز خوارزمشاه، مجدالدین موسوی، کشته شدن صابر
  • محمدرضا موحدی* صفحات 123-145

    آیا حضور و نقش انسان در عرفان اسلامی، چونان پوسته ای بی ارزش است و اعتقاد به وجود مطلق ، دیگر جایی برای تصور حضور انسان باقی نمی گذارد؟ آیا می توان همچون برخی عارفان، مقام انسانیت را چنان رفیع دانست که گویی همه وجود ، انسان است و باقی تصویر و تصوراتی است که در آینه قلب و ذهن انسان نقش می بندد ؟ پژوهشگر کنجکاو می تواند در گفتار و نوشته های عارفان، نشانه هایی از اندیشه هیچ انگاری انسان (آنتی هیومنیسم) و نیز انسان گرایی (اومانیسم) را بازجوید . بیان این نکته که انسان در نظام هستی چه جایگاهی دارد و درجهان بینی عرفانی از چه موقعیتی برخوردار است ، مقصود اصلی این مقاله بوده است . از این رو با عنایت به آثار دو عارف صاحب نظر در این باره، یعنی ابن عربی و امام خمینی سعی در تبیین این جایگاه شده است . مبنای این تبیین ، مبحث پرهیز از هدم بنای انسانیت در فص یونسیه فصوص الحکم و شرحی است که امام خمینی در این باره در آثار عرفانی خود ارائه داده است . از جمع گفته های ابن عربی و شارحانش برمی آید که: همه موجودات از آن جهت که مظهر و تجلی معشوق و محبوب ازلی هستند، دارای تقدسند. پس زمانی که به همنوعان خود، یعنی انسان ها نگاه می کنیم، یا حتی به جهان گیاهان و حیوانات می نگریم، همه آنها را از آن جهت که با آفریننده در ارتباطند می بینیم و نه به عنوان وجودی مستقل از مقام الوهیت. این دیدگاه، وجدان انسان را بیدار می کند و موجب می شود که عشق و محبتی را نسبت به همه هستی در خود بپروراند.

    کلیدواژگان: عرفان اسلامی، انسانیت، فصوص الحکم، ابن عربی، امام خمینی(ره)
|
  • farhad mohammadi* Pages 1-24

    In order to understand the rhetoric of the Persian language and to discover its rules and principles, it is necessary to study and analyze its syntactic structures. By this manner, the order of syntactic structures in normal status can be recognized the changes that happen due to rhetorical purposes could be distinguished; because the syntax structures, which are the various orders of the components, are forming according to meaning and rhetorical purposes. Any kind of "change in the grammatical position of the components", "change in sentence form" and any "deletion or addition" in the word are the result of rhetorical purposes. This article focuses on Sa'di's work as a prominent example of Persian rhetoric, examining the most important fields of rhetoric through which the transfer of meaning and the induction of rhetorical goals take place. The purpose of this research is to identify the general fields of Persian language syntax in inducing rhetorical goals, each of which can include many instances. It also attempts to show what meanings and purposes are usually expressed with each of these capacities. The results show that "displacement of word components", "change in structure and formation of sentences” and "syntactic increase and decrease" are the main means used to express rhetorical purposes in Persian syntax.

    Keywords: Rhetoric, Persian language, Syntactical structure, Rhetorical purposes, Sa'di'
  • Hamid Forghani * Pages 25-47

    The genre theory or generic criticism is an important issues of literary theory that has been considered on literary studies since Aristotle. This is so considerable that much of the aesthetic principles of the great literary schools have been influenced by it, and the critics studying these movements have devoted part of their studies to the genre theory. Among literary schools, the contrast between the classicism and romanticism is very important in the generic theory. Previous studies addressing this have described classicism’s approach to the literary genres as technical and prescriptive and in contrast the romanticism's approaches as philosophical. However, philosophical components of the genre theory in romanticism have not been thoroughly explained. This research seeks to explain and analyze the components of this philosophical approach and the factors that influence its formation. In other words, what are the components of romanticism’s philosophical approach and what are the factors affecting that? This study shows that the classicism's approach to literary genres was questioned due to Kant's subjective philosophy and Herder's historical relativism and also the social, intellectual, and cultural changes of the Renaissance, such as the industrial revolution and humanism and factors such as historicism, consistent unity theory, attention to the poet's ingenuity in the creation of literary work, individualism, and subjective and phenomenological view led to the formation of a new genre theory in the school of Romanticism.

    Keywords: Literary schools, Literary Genre, Classicism, Romanticism, Genre Theory
  • Zahra Mahouzi *, Hoseinali Ghobadi, Ahmad Pakatchi, Maryam Hoseini Pages 49-72

    The history of knowledge that is considered by Sohrewardi in Hikmat-Al-Ishraq follows a pattern that has been formulated before him in the Sufi texts. This historical pattern which is based on a hadith attributed to the Prophet (peace be upon him) foretells the future of esoteric knowledge of Islam after the Prophet. As to the fate of divine knowledge on earth, this pattern defines three stages: the era of knowledge by presence, the era of assenting meaning to the word, and the period in which metaphor is converted to symbol. Sohrewardi refers to this historical pattern and completes it by presenting a certain definition of the Divine Hakim and his role in interpreting the mysteries of the mystics. By this action, he makes a commentary on the history of knowledge. The fourth stage that Sohrewardi adds to this historical pattern is the resurrection stage of meaning to its truth, and it can be defined only by reference to the totality of Sohrewardi's intellectual system. The present article attempts to extract this historical pattern from the Sufi texts and then explains Sohrewardi's role in completing it.

    Keywords: Sohrewardi, Hikmat-Al-Ishraq, The history of knowledge, Historical pattern, Divine Hakim
  • Shiva Kamali Asl*, Habibollah Abbasi, Effat Neghabi, Esmat Khoeini Pages 73-95

    Literature is a mirror that reflects the culture, and fictional texts are an appropriate ground upon which these cultural reflections in a variety of fields, including issues related to female status could be examined. In this research, two anecdotes were selected from Sindbad-Nameh to analyze the female role. Although the text of Sinbad-Nameh has been produced in a historical misogynistic context, there are many examples of the female power in it. This paper, with a descriptive-analytical approach, studies the text based on Fairclough’s critical discourse analysis method, at three levels of description, interpretation and explanation, to analyze the mechanisms of the representations of the female power. As a result, it was concluded that the women in this work have an active and powerful presence and that their active role in shaping the anecdote process is evident. Also, despite the negative attitude towards women, the signs of their hidden power can be observed. In this work, Women use intangible means of power such as language, tact, intelligence and politics to achieve their goals and if the ways to gain the constructive and lofty goals are closed to them, that power is sometimes misused.

    Keywords: Sindbad-Nameh, Women, Power, Agency, Critical Discourse Analysis, Fairclough
  • ali mohammadi *, maryam hoseini, entesar parastgari Pages 97-122

    The earliest accounts, historical and literary books that have spoken of poets and incidents of the period of Sanjar and Atsez Khwarazm-Shah and have been reminiscent of Adib Saber Termazi are mostly unanimous with the statement that Atsez, the second king of Khwarazm, has sunk this great poet in Jaihoon (Amu Darya) river. Some contemporary researchers have hesitated to report the murder because he mentions aging in his poetry. The only reason for this skepticism is the poet's remarks about his old age in his poems and that reflects the fact that Saber was not murdered either by Khwarazm-Shah, or if he was, at least not in his youth and during the time he served the royal court. While, if anyone has read exactly or completely all of this great poet's body of works, there are signs of his old age telling us that Saber was not killed by Atsez Khwarazm-Shah and most likely died of natural causes in his old years. This article, based on the documented statements existed in Saber’s poems, and a brief look at the days of Adib Saber, i.e. the Seljuk period, and his patrons, proves the hypothesis that the issue of Adib Saber’s murder by Atsez Khwarazm-Shah is a historical misunderstanding.

    Keywords: Adib Saber Termazi, king Sanjar, Atsez khwarazm-Shah, Majd-al-din Mousavi, Adib Saber’s Murder
  • mohammadreza movahedi * Pages 123-145

    Is the existence and agency of human life in Islamic mysticism is a worthless shell? Does the belief in the Absolute Existence leave no room for the notion of human existence? Can the position of humanity be considered so high as if the human being is all of existence and everything except him is the image and imagination that exists in the mirror of the human heart and mind? In mystical works, the curious researcher can search for signs of anti-humanism as well as humanim.The main purpose of this article is to demonstrate the status of mankind in the universe based on the Islamic mystical worldview. Therefore, this study tries to explain this position, according to the works of two Islamic scholars, Ibn Arabi and Imam Khomeini. The basis of this explanation is the topic of avoiding the destruction of the monument of humanity in the Yunessieh chapter of Fosus al-Hekam and a commentary of it by Imam Khomeini in his mystical works. It is clear from the statements of Ibn al-'Arabi and his commentators that all beings are sacred because they are the manifestation of God. So when we look at mankind, or even look at the world of plants and animals, we see them all in relation to the Creator, not as an independent entity. This view awakens one's conscience and cultivates love and affection for all beings.

    Keywords: Islamic Mysticism, Humanity, Fosus al-Hekam, Ibn Arabi, Imam Khomeini