فهرست مطالب

گیاهان دارویی - پیاپی 72 (پاییز 1398)
  • پیاپی 72 (پاییز 1398)
  • 312 صفحه، بهای روی جلد: 400,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1398/08/10
  • تعداد عناوین: 20
|
  • لیلا ناصری، محسن اکبری بزم، مظفر خزاعی* صفحات 1-22

    خارخاسک (Tribulus terrestris)، گیاهی یکساله بوده که در مناطق گرم و مرطوب، در نواحی مدیترانه و نواحی گرم اروپا، آسیا، آفریقا و استرالیا پراکنده است. این گیاه دارای فواید مختلفی بوده و در طب سنتی برای درمان انواع بیماری ها از جمله دفع سنگ کلیه، کاهش فشار خون، خواص ضد دیابتی، درمان بیماری های دستگاه قلبی-عروقی، اختلالات معدی-روده ای، تقویت عملکرد جنسی در مردان و درمان بیماری های کبدی توصیه می شود. هدف این مطالعه بررسی خواص درمانی و فارماکولوژیک خارخاسک در منابع طب سنتی و مقالات علمی در طب مدرن است. این مطالعه یک مرور سیستماتیک است که بر اساس چک لیستPRISMA  انجام گرفت. بر اساس کلید واژه ها، 440 عنوان انتخاب و پس از حذف مقالات تکراری، 129 مقاله از پایگاه های مختلف از جمله PubMed،SID،ScienceDirect ، Scopus ، Magiran و موتور جستجوی Google Scholar بدون محدودیت زمانی استخراج شد. خارخاسک دارای خواص متعددی از جمله خاصیت ضد میکروبی و ضد باکتریایی، پاکسازی رادیکال های آزاد و مهار پراکسیداسیون چربی است و از طریق مکانیسم های مختلف سلولی و مولکولی موجب خواص مختلف فارماکولوژیک و درمانی می شود. از جمله مهم ترین خواص درمانی این گیاه خواص ضد التهابی و ضد سرطانی است. همچنین مطالعات متعدد بالینی نشان دادند که مصرف توام عصاره خارخاسک با داروهای شیمی درمانی موجب کاهش عوارض جانبی داروها می شود. با توجه فقدان سمیت و خواص متنوع خارخاسک، مصرف ترکیبات این گیاه به عنوان مکمل دارویی در رژیم های درمانی جهت بیماری های مختلف مورد توجه قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: خارخاسک، طب سنتی، گیاه دارویی
  • الهه عبدالهی، مارال خداپرست، فاطمه کیاشی، محمود هورمند* صفحات 23-45

    استفاده از گیاهان دارویی قدمتی به درازای تاریخ بشری دارد. با توجه به این پیشینه کهن، کاربرد گیاهان در پیشگیری و درمان بیماری ها همچنان جایگاه خود را در بسیاری از جوامع و فرهنگ ها حفظ کرده است. بسیاری از مردم در سراسر جهان بر این باورند که مصرف گیاهان دارویی اگر سودی نداشته باشد، زیانی هم ندارد. از این رو درباره اثرات مضر و عوارض سوء گیاهان دارویی کمتر گفته و البته نوشته می شود. از آنجاکه کلیه، اصلی ترین اندام در دفع مواد شیمیایی وارد شده به بدن از جمله ترکیبات شیمیایی موجود در گیاهان است، بررسی تاثیرات سوء احتمالی مصرف گیاهان دارویی بر ساختار و عملکرد کلیه اهمیتی ویژه می یابد. همچنین نقش آلاینده های محیطی و وجود تقلبات دارویی در ترکیب فرآورده های گیاهی و اثرات مضر آنها بر روی اندام های مختلف بدن از جمله کلیه ها، اهمیت موضوع را دوچندان می‎کند. این امر جایگاه سازمان های نظارتی و قانون گذار را در تدوین قانون های به روز برجسته می کند تا بدینوسیله بر تولید و مصرف فرآورده های گیاهی نظارتی دقیق تر به عمل آورند. این مقاله به مرور یافته ها و داده های موجود در مقالات سال های 1990 تا ژانویه 2018 در موتور های جستجو pubmed و google scholar می پردازد.

    کلیدواژگان: آلاینده های محیطی، تقلبات دارویی، عوارض سوء دارویی، کلیه، گیاهان دارویی
  • طاهره حسنلو*، مریم جعفرخانی کرمانی، یدالله دالوند، شمسعلی رضازاده صفحات 46-65

    امروزه استفاده از داروهای گیاهی در طی سال های اخیر برای درمان بیماری ها رو به افزایش بوده و مهم ترین علت استفاده آن اثبات اثرات مخرب و جانبی داروهای شیمیایی است. جنس دارویی وکسینوم از گیاهان پرطرفدار می باشد که هر روز بر ارزش دارویی، غذایی و صنعتی این گیاه افزوده می شود، 100 گونه از این جنس در دنیا پراکنش دارد و قره قاط با نام علمی Vaccinium arctostaphlyus تنها گونه موجود در ایران می باشد که در 6 نقطه از ایران گزارش شده است. مهم ترین متابولیت های موجود در برگ و میوه قره قاط را فنل ها بویژه سیانوزیدها تشکیل می دهند که دارای خاصیت آنتی اکسیدانی می باشند. میوه های قره قاط حاوی 30 درصد قند، 5/15 درصد پروتئین، 5/1 درصد چربی و سرشاخه ها حاوی هگزا دکانوئیک اسید، تیس پیرن، بتا یونن و ساندراکوپیمارادینن می باشد. در طب سنتی ایران دم کرده میوه در کاهش قند خون و فشار خون توصیه و مصرف می شود. قره قاط اثر آنتی باکتریال دارد و در درمان عفونت مثانه به کار می رود. به علت داشتن ترکیبات آنتی سیانوسیدی به تشکیل مویرگ های قوی تر کمک می کند و کاهش چسبندگی پلاکت خون را سبب می شود. امروزه با پیشرفت چشمگیر علوم بیوتکنولوژی از جمله کشت بافت، دسترسی به کیفیت و کمیت بالا در محصولات این جنس افزایش یافته است. جنس وکسینوم و گونه دارویی قره قاط در ایران دارای ارزش اقتصادی بوده و نیازمند مطالعه و پژوهش بیشتر برای افزایش سطح کشت، تولید محصولات دارویی و غذایی از این گیاه دارویی می باشد.

    کلیدواژگان: وکسینوم، آنتی اکسیدان، ایران، قره قاط
  • سیده ربابه بابایی آبندانسری، معصومه باقری نسامی*، افشین قلی پور برادری، جمشید یزدانی چراتی، سیده صدیقه یوسفی صفحات 66-80
    مقدمه

     خواص گوارشی زیره شامل درمان نفخ، تهوع و استفراغ، سوء هاضمه، دردهای اسپاسموتیک، سندرم روده تحریک پذیر، برگشت سریع حرکات روده ای می باشد.. به نظر می رسد یکی از گیاهان دارویی موثر بر سرعت تخلیه معده، زیره می باشد.

    هدف

    این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر عصاره زیره بر حجم باقیمانده معده در بیماران ترومایی بستری در icu انجام گرفت.

    روش بررسی

    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور بر روی 60 بیمار ترومایی بستری در بخش icu می باشدبیماران با روش تخصیص تصادفی در یکی از دو گروه زیره (30=n) و آب مقطر (30=n) قرار گرفتند.. در گروه مداخله به بیماران 6 گرم عصاره زیره در 3 دوز منقسم به صورت 50 قطره در 30 سی سی آب شهری در 3 نوبت هر 8 ساعت داده شد. میزان حجم باقیمانده تا 4 روز متوالی ثبت شد و داده ها در دو گروه با هم مقایسه شدند (IRCT:201610297494N24).

    نتایج

    قبل از شروع مداخله میانگین حجم باقیمانده معده در گروه مداخله و در گروه پلاسبو اختلاف معنی داری نداشت (63/0=Pدر مقایسه دو گروه مداخله و پلاسبو میانگین میزان حجم باقیمانده ی معده در بیماران ترومایی بستری در ICU در روز اول اختلاف معنی داری نداشت (13/0=P) ولی در روزهای دوم، سوم و چهارم این اختلاف بین دو گروه معنی دار بود(001/0=P). در مقایسه دو گروه مداخله و پلاسبو میانگین حجم باقیمانده معده قبل و طی 4 روز متوالی بعد از مداخله معنی دار بود(001/0=P).

    نتیجه گیری

     نتایج مطالعه نشان داد که عصاره زیره در مقایسه با پلاسبو در کاهش حجم باقیمانده معده بیماران ترومایی بستری در ICU موثر می باشد.

    کلیدواژگان: بخش مراقبت های ویژه، بیماران تحت ونتیلاتور، تغذیه روده ای، حجم باقیمانده، زیره، لاواژ معدی
  • مهدی سیف سهندی، حسنعلی نقدی بادی، علی مهرآفرین*، فرحناز خلیقی سیگارودی، محسن شریفی صفحات 81-97
    مقدمه

    نیتروژن مهم ترین عنصر غذایی مورد نیاز گیاهان است. فراهمی نیتروژن با تاثیر بر توسعه سطح برگ، تثبیت کربن، افزایش غدد ترشحی اسانس و افزایش میزان ATP و NADPH موجب افزایش بیوسنتز ترکیبات ترپنوئیدی و تجمع اسانس می‎شود.

    هدف

    بررسی تغییرات کمی و کیفی میزان اسانس و اجزای آن تحت تاثیر سطوح مختلف کود نیتروژن و ارتباط آن با وضعیت آنتی اکسیدانی نعناع فلفلی از اهداف این تحقیق بود.

    روش بررسی

    این آزمایش مزرعه‎ای در قالب طرح بلوک‎های کامل تصادفی در دو سال (1394-1393) به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایش شامل مصرف سه سطح کود نیتروژن به صورت اوره (0، 75 و 150 کیلوگرم در هکتار) بودند. صفات مورد بررسی شامل فعالیت آنزیم‎های آنتی اکسیدانی، درصد اسانس و اجزای تشکیل دهنده اسانس بودند.

    نتایج

    کاربرد کود اوره اثر معنی‎داری (01/0 P ≤) بر میزان پروتئین محلول و فعالیت آنزیم‎های آنتی اکسیدانی داشت. مصرف اوره در هر دو سال آزمایش موجب افزایش میزان اسانس نعناع فلفلی شد. همچنین اثر متقابل کود نیتروژن و سال به غیر از میزان
    β- Pinene، Myrcene، Limonene، 1,8- Cineole، Z-β-Ocimene و α-Terpineol بر سایر اجزای اسانس نعناع فلفلی تاثیر معنی‎داری داشت.

    نتیجه‎گیری

     کاربرد نیتروژن موجب افزایش میزان اسانس نعناع فلفلی شد. همچنین، کمبود نیتروژن موجب کاهش میزان پروتئین‎های محلول، درصد اسانس و افزایش فعالیت آنزیم‏های آنتی اکسیدانی و میزان Pulegone شد. مصرف 75 کیلوگرم اوره در هکتار در زراعت نعناع فلفلی به دلیل افزایش میزان اسانس و کاهش میزان Pulegone و عدم تاثیر معنی‎داری بر میزان Menthol، Menthone و Menthofuran توصیه می‎شود.

    کلیدواژگان: آنزیم‎های آنتی اکسیدان، اسانس، نیتروژن، نعناع فلفلی، Menthol، Menthone
  • حمیده پاک نیت، عزت سادات حاجی سیدجوادی*، زهرا گل محمدی، مهسا اشرفی صفحات 98-106
    مقدمه

    دیسمنوره یک مشکل اساسی در سلامت عمومی و فردی زنان می باشد. با توجه به شیوع بالای دیسمنوره اخیرا روش های مختلفی نظیر استفاده از داروهای گیاهی در درمان آن به کار گرفته شده است.

    هدف

    هدف از این مطالعه بررسی تاثیر زنجبیل بر شدت دیسمنوره در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قزوین می باشد.

    روش بررسی

    در این کارآزمایی بالینی، 100 نفر دانشجوی دختر 25-18 ساله که دیسمنوره متوسط تا شدید داشتند، وارد مطالعه شدند. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در یکی از دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله 2 عدد قرص زنجبیل 500 میلی گرمی و 2 عدد کپسول مفنامیک اسید 250 میلی گرمی در روز و در گروه کنترل 2 عدد قرص پلاسبو و 2 عدد کپسول مفنامیک اسید 250 میلی گرمی در روز از دو روز قبل از شروع قاعدگی تا 3 روز پس از آن تجویز شد. شدت درد در قبل از مداخله و 2 ماه بعد از شروع دارو با ابزار VAS ثبت شد.

    نتایج

    مطالعه ما نشان داد که شدت درد بعد از مداخله در ماه اول در گروه مداخله به صورت معناداری کمتر از گروه کنترل بود (72/3 در مقابل 44/5) (001/0 P<) و در ماه دوم نیز شدت درد در گروه مداخله به صورت معناداری کمتر از گروه کنترل بود (2/3 در مقابل 2/5) (001/0 P<) و همچنین عوارضی نیز در افراد گروه مداخله دیده نشد.

    نتیجه گیری

     نتایج تحقیق نشان داد که داروی گیاهی زنجبیل تاثیر زیادی بر کاهش شدت دیسمنوره دارد و پیشنهاد می شود جهت دستیابی به دوز مناسب دارو برای درمان کامل دیسمنوره و سایر علائم همراه قاعدگی مطالعات دیگری طراحی و اجرا شود.

    کلیدواژگان: زنجبیل، دیسمنوره، درد
  • سمیه ذاکری، نرجس گرجی*، ریحانه معینی، زهرا معماریانی صفحات 107-121
    مقدمه

    در طب سنتی ایران گیاه بومادران مصارف گسترده‏ای در درمان بیماری‏ها دارد.

    هدف

    هدف از این مطالعه جمع‏بندی نظرات حکمای طب سنتی ایران در مورد این گیاه در حوزه بیماری‏های زنان و مقایسه آن با مطالعات اخیر می‏باشد.

    روش بررسی

    در این مطالعه مروری، مصارف درمانی بومادران در بیماری‏های زنان، از منابع اصلی طب سنتی طی قرن‏های چهارم تا چهاردهم هجری قمری جمع‏آوری و با استفاده از کلید واژه Achillea millefolium مطالعات بالینی، حیوانی و برون تنی در پایگاه‏های علمی شامل PubMed، Scopus و  Google scholarجستجو و از میان موارد غیرتکراری، مقالات مرتبط با بیماری‏های زنان انتخاب و اطلاعات به دست آمده با نظرات حکمای طب سنتی ایران مقایسه شد.

    نتایج

    بومادران در طب سنتی ایران جهت درمان انواع بیماری‏های زنان مانند اختلال قاعدگی، تسهیل زایمان، کاهش چسبندگی‏های دهانه رحم و کنترل عفونت رحم توصیه شده است. در مطالعات اخیر ترکییات شیمیایی این گیاه شناسایی شده و آثار درمانی این گیاه و مواد موثره آن بر کیست تخمدان، تنظیم سیکل قاعدگی و کاهش دردهای قاعدگی گزارش شده است. همچنین در مطالعات متعددی اثرات ضد باکتری و قارچ این گیاه در کنترل عفونت‏ها و بهبود و ترمیم زخم مورد بررسی قرار گرفته و از سوی دیگر اثرات عصاره این گیاه در محافظت رحم و مهار تکثیر سلول‏های آدنوکارسینوم تخمدان گزارش شده است.

    نتیجه گیری

     با توجه به کاربردهای متعدد بومادران در طب سنتی ایران و مطالعات نوین انجام شده به نظر می‏رسد این گیاه می‏تواند در حوزه‏های متعدد بیماری‏های زنان به عنوان ایده‏ای پژوهشی و درمانی مورد استفاده قرار بگیرد.

    کلیدواژگان: بومادران، بیماری های زنان، طب سنتی، گیاهان دارویی
  • راحله خادمیان*، مجید قربانی نهوجی، بهور اصغری صفحات 122-134
    مقدمه

    گیاه گلرنگ (Carthamus tinctorius L.)، از مهم ترین گونه های گیاهان دارویی تیره آفتابگردان (Asteraceae) است که به عنوان منبع غنی ترکیبات فعال دارویی نظیر فنول ها، فلاونوئیدها و اسیدهای چرب محسوب شده و در طب سنتی نیز برای درمان بیماری های مختلفی استفاده می شود.

    هدف

    هدف از این مطالعه بررسی نقش جاسمونیک اسید در حفاظت از گلرنگ در برابر زیان های ایجاد شده توسط خشکی است.

    روش بررسی

    این آزمایش گلخانه ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فاکتور اول رژیم آبیاری بود که در چهار سطح 100 درصد ظرفیت زراعی (FC)، 80 درصد ظرفیت زراعی (FC 8/0) ، 60 درصد ظرفیت زراعی (FC 6/0) و 40 درصد ظرفیت زراعی (FC 4/0) اعمال شد. فاکتور دوم کاربرد جاسمونیک اسید در سه غلظت (صفر، 5/0 و 1 میلی مولار) بود.

    نتایج

    بر اساس داده های به دست آمده فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانتی مانند کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز و مقدار ترکیباتی نظیر آبسیزیک اسید، پرولین، مالون دی آلدهید، پروتئین و محتوای فنولی و فلاونوئیدی در گیاه گلرنگ با افزایش شدت تنش آبی افزایش معنی داری داشتند. در روندی معکوس، محتوای نسبی آب برگ (RWC) به واسطه محدودیت آبی کاهش معنی داری از خود نشان داد. نتایج به دست آمده حاکی از نقش تعدیل کنندگی جاسمونیک اسید بر اثرات زیانبار تنش خشکی روی صفات مذکور است. همچنین مقادیر اسیدهای چرب اصلی موجود در روغن به طور معنی داری تحت محدودیت آبی تغییر نشان دادند.

    نتیجه گیری

     نتایج نشان داد که جاسمونیک اسید نقش مهمی در افزایش قابلیت گلرنگ برای مقابله با استرس خشکی دارد که این امر از طریق بهبود فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانت و افزایش مقدار متابولیت های ثانویه انجام می گیرد.

    کلیدواژگان: گلرنگ، آنتی اکسیدانت ها، اسیدهای چرب، تنش غیر زنده، متابولیت ثانویه
  • سحر فرخی، غلامرضا بهرامی، عاطفه بابایی، محمدحسین فرزایی* صفحات 135-148
    مقدمه

    کولیت اولسروز یک بیماری التهابی، مزمن و عودکننده دستگاه گوارش است که منشاء آن ناشناخته می باشد. در طب سنتی ایران اولئورزین سقز در درمان اختلالات گوارشی از جمله زخم های گوارشی، مشکلات سوء هاضمه و التهابات روده کاربرد دارد.

    هدف

    در این مطالعه اثرات درمانی و محافظتی اولئورزین سقز در کولیت القا شده توسط اسید استیک در موش صحرایی را بررسی می کنیم.

    روش بررسی

    اولئورزین سقز حل شده در توئین80 (1%v/v)، با دوزهای 100، 200 و 400 میلی گرم بر کیلو گرم به روش خوراکی به حیوانات تجویز شد. در روش درمانی سه روز پس از القای کولیت، موش ها به مدت 6 روز تحت درمان قرار گرفتند و پس از تعیین موثرترین دوز در روش درمانی، در روش محافظتی حیوانات به مدت 6 روز با دوز بهینه صمغ، تحت درمان قرار گرفته و سپس کولیت القا شد و به مدت 3 روز دیگر درمان ادامه یافت. در انتها جهت بررسی های میکروسکوپی و ماکروسکوپی، حیوانات بوسیله اتر بیهوش و کولون حیوانات خارج شد.

    نتایج

    در روش درمانی اولئورزین سقز به صورت وابسته به دوز اثرات چشمگیری در القای بهبودی در کولیت القا شده توسط اسید استیک در موش نشان داد (05/0 P<) اما در روش محافظتی تفاوت قابل توجهی میان گروه های درمان و کنترل منفی مشاهده نشد (05/0 P>).

    نتیجه گیری

    این مطالعه اثرات مفید ضد التهابی و ترمیم زخم اولئورزین سقز در درمان کولیت القا شده توسط اسید استیک در موش صحرایی را نشان داد.

    کلیدواژگان: اولئورزین سقز، طب سنتی ایران، کولیت اولسروز، موش صحرایی
  • اکبر حاجی زاده مقدم*، مریم پرهیزگار، رضا صیرفی، صدیقه خانجانی جلودار صفحات 149-159
    مقدمه

    کتامین سبب استرس اکسیداتیو و آسیب کبدی می شود. هسپرتین نقش مهمی در پیشگیری از فرآیندهای التهابی و استرس اکسیداتیو در بدن دارد.

    هدف

    هدف از این مطالعه بررسی اثرات حفاظتی هسپرتین و نانوذره آن بر آسیب کبدی ناشی از کتامین در موش سوری است.

    روش بررسی

    در این پژوهش 30 سر موش سوری نر به شش گروه کنترل، مسموم (10 میلی گرم بر کیلوگرم کتامین برای 10 روز درون صفاقی) و گروه های مسموم درمان شده با هسپرتین و نانوهسپرتین (10 و 20 میلی گرم بر کیلوگرم برای چهار هفته بعد از تزریق کتامین) تقسیم شدند. در پایان، میزان سطوح مالون دی آلدهید (MDA)، گلوتاتیون (GSH) و فعالیت آنزیم های کاتالاز (CAT)، سوپراکسیددیسموتاز (SOD)، گلوتاتیون پراکسیداز (GPX)، گلوتاتیون ردوکتاز (GRX) و تغییرات بافتی کبد بررسی شد.

    نتایج

    سطح GSH و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی در کبد موش های دریافت کننده کتامین به طور معنی داری کاهش یافت و هسپرتین و فرم نانو آن سطح GSH و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی را به طور معنی داری افزایش داده است. در مقابل، سطح MDA در کبد موش مسموم شده با کتامین به طور قابل توجهی افزایش یافته است و نانو هسپرتین، لیپید پراکسیداسیون ناشی از کتامین را مهار می کند (01/0 P <). کتامین همچنین به طور قابل توجهی (05/0P <) باعث کاهش تعداد و قطر هپاتوسیت ها، قطر هسته هپاتوسیت ها و قطر سینوزوئیدها شد. درمان با هسپرتین و نانوهسپرتین تعداد هپاتوسیت ها (001/0P <) و قطر سینوزوئیدها (05/0P <) را به طور معنی داری افزایش داد.

    نتیجه گیری

     یافته های این پژوهش نشان می دهد هسپرتین و بویژه نانوذره آن بواسطه خاصیت آنتی اکسیدانی، موجب حفاظت کبد در برابر استرس اکسایشی ناشی از کتامین می شود.

    کلیدواژگان: کتامین، هسپرتین، نانوهسپرتین، آنزیم های آنتی اکسیدانی، آسیب کبدی
  • رضا اشرفی پارچین، علی اصغر نصراله نژاد قمی*، حسنعلی نقدی بادی، علی اسکندری، سعید نواب پور، علی مهرآفرین صفحات 160-169
    مقدمه

    شنبلیله گیاه دارویی ارزشمندی است و بررسی اثرجهش های القایی در راستای افزایش ماده موثره آن ضروری می باشد.

    هدف

    در این تحقیق، تغییرات فیتوشیمیایی و رشدی ریشه های مویین و نرمال گیاه شنلیله در پاسخ به پرتودهی گاما مورد ارزیابی قرار گرفته است.

    روش بررسی

    در این تحقیق پرتوتابی گاما بر روی بذور شنبلیله ایرانی در پنج دز (شامل 0، 100، 200، 300 و 400 گری) اعمال شد و سپس اثرات پرتودهی بذور در شرایط کشت ریشه مویین در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار مورد ارزیابی قرار گرفت. به منظور القای ریشه های مویین در شنبلیله از سویه ATCC15834 باکتری اگروباکتریوم رایزوژنز استفاده شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد که دزهای مختلف پرتوتابی برهمه صفات مورد بررسی در ریشه های نرمال و مویین تاثیر معنی داری داشتند. مقایسه میانگین داده ها نشان داد که در همه صفات مورد مطالعه، بیشترین مقادیر صفات مربوط به دز 100 گری و کمترین مقادیر صفات مربوط به پرتوتابی بذور با دز 400 گری است. محتوای تریگونلین در ریشه های مویین در مقایسه با ریشه های نرمال به طور قابل توجهی بیشتر بود به طوری که میزان تریگونلین در ریشه های مویین تیمارهای مختلف شامل (0)، 100، 200، 300 و 400 گری به ترتیب به میزان 46/2، 67/2، 66/2، 44/2 و 64/2 برابر بیشتر از ریشه های نرمال بود.

    نتیجه گیری

     نتایج این تحقیق بیانگر افزایش تکثیر سلولی، رشد و مقدار متابولیت های ثانویه تریگونلین به دلیل اثر تحریک کنندگی دزهای پایین پرتوهای گاما است.

    کلیدواژگان: شنبلیله ایرانی، پرتو گاما، تریگونلین، جهش، ریشه مویین
  • سمیرا ابراهیم زاده ذگمی، ناهید گلمکانی، سیدجواد اصیلی، علی ناصری، زهرا محبی دهنوی، زهرا کمالی، آلا صابرمحمد* صفحات 170-182
    مقدمه

    حدود 75 درصد زنان در طی عمر خود حداقل یک بار به کاندیدیاز ولوواژینال مبتلا می شوند. کلوتریمازول داروی ضدقارچی است که در کنار خاصیت درمانی دارای عوارضی می باشد و درصد زیادی از زنان تمایل به استفاده از درمان های طبیعی گیاهی دارند. یکی از درمان های گیاهی استفاده از گیاه درمنه است که دارای فعالیت ضد قارچی می باشد.

    هدف

    این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر کرم مهبلی درمنه و کلوتریمازول بر عفونت کاندیدایی مهبل بر روی زنان غیرباردار انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه کارآزمایی بالینی سه سوکور، بر روی 72 زن غیرباردار در شهر مشهد طی سالهای 1396- 1395 انجام شد. واحدهای پژوهش بعد از تایید ابتلا به عفونت کاندیدایی و رضایت کتبی، با تخصیص تصادفی به دو گروه (دریافت کننده کرم مهبلی درمنه و دریافت کننده کرم مهبلی کلوتریمازول) تقسیم شده و به مدت هفت شب تحت درمان قرار گرفتند. پس از اتمام درمان و تکمیل پرسشنامه ها، داده ها با نرم افزار SPSS (نسخه 24) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    بعد از درمان نمره نشانه های کاندیدایی مهبل در افراد مورد مطالعه در گروه درمنه و کلوتریمازول بر اساس آزمون من ویتنی معنی دار نبود (518/0=P). آزمون ویلکاکسون نشان داد کاهش نمره نشانه های عفونت کاندیدایی مهبل قبل و بعد از درمان در هر دو گروه درمنه (001/0P<) و کلوتریمازول (001/0P<) معنی دار بود.

    نتیجه گیری

     با توجه به اثرگذاری مشابه درمنه و کلوتریمازول می توان درمنه را به عنوان درمان جایگزین در عفونت کاندیدایی مهبل به دلیل عوارض جانبی کمتر استفاده نمود.

    کلیدواژگان: درمنه، زنان، سن باروری، عفونت، کاندیدیا، کلوتریمازول
  • مهدی یادگاری، شادمهر میردار، غلامرضا حمیدیان، حسین برنجیان تبریزی* صفحات 183-191
    مقدمه

    با وجود مصارف سنتی گیاه پرسیاوش، هنوز تحقیقات بالینی و ورزشی کاملی روی این گیاه ارزشمند صورت نگرفته است.

    هدف

    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر عصاره پرسیاوش بر بیان ایمونوهیستوشیمیایی پروتئین های شوکی-گرمایی ریه، در رت های قرار گرفته در معرض هایپوکسی بود.

    روش بررسی

    نمونه های پژوهش حاضر را 24 سر رت نر نژاد ویستار (8 سر کنترل، 8 سر هایپوکسی- تمرین و 8 سر هایپوکسی تمرین مکمل)، کاملا سالم و بدون سابقه بیماری (سن 4 هفته و میانگین وزنی 9±72 گرم) تشکیل دادند. گروه تجربی پس از 6 هفته تمرین تناوبی، 3 هفته در محیط هایپوکسی نگهداری شد. نصف رت های تجربی در طی 3 هفته قرارگیری در هایپوکسی، روزانه 500 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن عصاره پرسیاوش دریافت کردند. جهت انجام آزمایش های ایمونوهیستوشیمیایی، بافت ریه خارج و سطح پروئین های HSP70 و  HSP90اندازه گیری شد.

    نتایج

    در گروه تمرین- هایپوکسی نسبت به گروه کنترل، بیان پروتئین HSP70 و HSP90 به طور معنادار افزایش یافت (05/0 P≤). در گروه تمرین - هایپوکسی - مکمل نسبت به گروه تمرین - هایپوکسی، بیان پروتئین HSP70 و HSP90 به طور معنادار کاهش یافت (05/0 P≤).

    نتیجه گیری

     تاثیرات کاهشی عصاره پرسیاوش بر بیان پروتئین های شوکی گرمایی پارانشیم ریه در شرایط هایپوکسی احتمالا دلالت بر کاهش شرایط استرس اکسایشی در ریه دارد.

    کلیدواژگان: پرسیاوش، پروتئین شوکی گرمایی، ریه، هایپوکسی
  • غلامرضا بهرامی، شاهین ستوده کیا، لیلا حسین زاده، محمدحسین فرزایی*، یلدا شکوهی نیا صفحات 192-201
    مقدمه

    گیاهsubsp. kurdica  Pistacia atlantica (به زبان فارسی سقز) یکی از مهم ترین گونه های متعلق به خانواده Pistaciaceae می باشد که دارای خواص درمانی مختلفی از جمله درمان زخم های گوارشی، التهاب دستگاه گوارشی و نیز کولیت اولسراتیو می باشد.

    هدف

    در این مطالعه ما به بررسی اثر ضد کولیت اسانس گیاه سقز و مکانیسم فارماکولوژیکی این اثر در مدل موش ویستار می پردازیم.

    روش بررسی

    تعداد 60 سر موش نر از نژاد ویستار به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. موش ها به طور تصادفی به 6 گروه تقسیم شدند. سه گروه تحت درمان با گیاه در 3 دوز مختلف (25، 50 و 100 میلی گرم بر کیلوگرم) تیمار شدند. القای کولیت با استفاده از تجویز مقعدی استیک اسید 3 درصد انجام شد. تجویز اسانس به صورت خوراکی و داروی استاندارد سولفاسالازین با استفاده از گاواژ به مدت یک هفته انجام شد. تعیین شدت بیماری و میزان اثربخشی فرآورده گیاه بر اساس اسکوربندی ماکروسکوپی، بررسی هیستوپاتولوژی و تعیین اسکور میکروسکوپی و میزان فعالیت Cox-2 مورد بررسی قرار گرفت.

    نتایج

    در این مطالعه مشخص شد که اسانس سقز باعث کاهش چشمگیر اسکورهای ماکروسکوپی و میکروسکوپی کولیت می شود (01/0 P<). همچنین میزان فعالیت Cox-2 با تجویز اسانس صمغ گیاه سقز کاهش پیدا کرد (01/0 P<). بیشترین اثربخشی مربوط به دوز 100 میلی گرم بر کیلوگرم بود.

    نتیجه گیری

     این مطالعه نشان از اثر مثبت اسانس صمغ گیاه سقز در درمان بیماری کولیت اولسراتیو دارد. این اثر را می توان به فعالیت بازدارندگی این اسانس بر روی سیتوکین های پیش التهابی نسبت داد.

    کلیدواژگان: Pistacia atlantica، پارامتر التهابی Cox-2، سقز، کولیت اولسراتیو
  • صدیقه محمدی نسب، علی راوری، طیبه میرزایی*، احمدرضا صیادی صفحات 202-214
    مقدمه

    پرفشاری خون مشکل شایعی در سراسر دنیا است. طب مکمل به صورت رایج در درمان پرفشاری خون مورد استفاده قرار می گیرد و آروماتراپی یکی از گزینه های طب مکمل است. 

    هدف

    این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آروماتراپی با اسانس گل محمدی بر پرفشاری خون انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی انجام گرفت. شصت و دو نفر از بیماران مبتلا به پرفشاری خون به روش تصادفی به دو گروه کنترل و آزمون تقسیم شدند. در گروه آزمون، بیماران در طی 2 هفته، 2 بار در روز و به مدت 2 دقیقه بوسیله استنشاق سه قطره از اسانس گل محمدی روی پنبه تحت آروماتراپی قرار گرفتند. در گروه کنترل از پلاسبو استفاده شد. فشارخون بیماران، یک روز قبل از شروع مداخله و در روزهای 2، 5، 9، 14 و 16 بعد از مداخله اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از روش آماری t مستقل و آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر در سطح اندازه گیری 05/0 P< تحلیل شدند.

    نتایج

    هر دو گروه از نظر مشخصات دموگرافیک همگن بودند. این مطالعه کاهش معناداری را در فشارخون سیستولیک، بین دو گروه آزمون و کنترل بعد از مداخله نشان داد. اما فشار خون دیاستولیک فقط در روز دوازدهم در گروه آروماتراپی کمتر از گروه آزمون بوده است. در روزهای پنجم تا دوازدهم نیز تاثیر آروماتراپی روی کاهش نبض گروه مداخله مشهودتر از گروه کنترل بوده است.

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج، مداخله با اسانس گل محمدی در مبتلایان پرفشاری خون می تواند بعنوان درمان مکمل باعث کاهش فشارخون شود.

    کلیدواژگان: آروماتراپی، اسانس گل محمدی، پرفشاری خون
  • نفیسه کریم نژاد، مرجان مهدوی روشن، فاطمه ایزددوست، رامین شعبانی* صفحات 215-227
    مقدمه

    چاقی و اضافه وزن به طور وسیعی در سراسر جهان در حال گسترش است و طیف وسیعی از بیماری ها از جمله اختلالات هموستاز گلوکز را موجب می شود. قهوه سبز و ورزش به عنوان گزینه های مناسب برای کنترل این شرایط پیشنهاد شده اند.

    هدف

    هدف بررسی اثر همزمان مصرف قهوه سبز و تمرینات ترکیبی بر ترکیب بدن و هموستاز گلوگز زنان دارای اضافه وزن و چاق بود.

    روش بررسی

    26 زن دارای اضافه وزن و چاق به طور تصادفی به سه گروه قهوه سبز (9 نفر)، تمرین ترکیبی (10 نفر) و قهوه سبز- تمرین ترکیبی (7 نفر) تقسیم شدند. پودر قهوه سبز روزانه در دو وعده 125 میلی گرمی قبل از نهار و شام مصرف شد. تمرینات ترکیبی شامل شش هفته، چهار جلسه در هفته تمرینات استقامتی- قدرتی پیشرونده بود. میزان انسولین، قند خون ناشتا، شاخص مقاومت به انسولین HOMA)) و متغیرهای ترکیب بدن قبل و شش هفته پس از مداخله اندازه گیری شد.

    نتایج

    مقادیر وزن، شاخص توده بدن (BMI)، دور کمر، دور لگن، نسبت دور کمر به دور لگن (WHR)، درصد چربی، سطح انسولین و HOMA در هر سه گروه کاهش معنی داری داشت که کاهش به جز دور کمر، WHR، انسولین و HOMA، در سایر متغیرها در گروه قهوه سبز- تمرین ترکیبی بالاتر از سه گروه دیگر بود (05/0P<). تغییرات قند خون در هیچ یک از گروه ها معنی داری نبود (05/0P>).

    نتیجه گیری

     نتایج نشان داد که احتمالا قهوه سبز و تمرین ترکیبی هر دو برای بهبود ترکیب بدن، میزان انسولین و HOMA موثرند و مصرف قهوه سبز به همراه تمرین همزمان بر بهبود ترکیب بدن، اثرات هم افزایی دارند.

    کلیدواژگان: ترکیب بدن، تمرین ترکیبی، قهوه سبز، هموستاز گلوکز
  • محمد اینانلوفر، مصطفی حیدری، حسنعلی نقدی بادی*، مجید تولیت ابوالحسنی، حسن مکاریان، محمدرضا عامریان صفحات 228-240
    مقدمه 

    آتروپین و اسکوپولامین از آلکالوئیدهای مهم گیاه شابیزک هستند که در صنایع دارویی کاربرد فراوان دارند.

    هدف

     تعیین اثرات باکتری های محرک رشد بر خصوصیات فیتوشیمیایی و مورفولوژیکی گیاه شابیزک در شرایط گلخانه ای.

    روش بررسی 

    این آزمایش به صورت فاکتوریل و بر پایه طرح آماری بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل باکتری های محرک رشد شامل عدم تلقیح، سودوموناس، ازتوباکتر، سودوموناس+ ازتوباکتر، تیوباسیلوس+ گوگرد به عنوان عامل اول و کود شیمیایی در سه سطح عدم مصرف کود شیمیایی یا شاهد، 50 درصد کود توصیه شده و 100 درصد کود توصیه شده به عنوان عامل دوم بودند.

    نتایج

     باکتری های محرک رشد و کود شیمیایی و اثر متقابل آنها بر صفات مرفوفیزیولوژیک و فیتوشیمیایی مورد مطالعه تاثیر معنی داری (01/0 > P) داشتند. بیشترین مقادیر حجم ریشه، قطر ریشه و وزن خشک ریشه در تیمار ازتوباکتر با 50 درصد کود شیمیایی توصیه شده به دست آمد. بیشترین میزان آتروپین و اسکوپلامین در برگ (به ترتیب 58/19 و 77/7 میلی گرم بر گرم ماده خشک) در تیمار عدم تلقیح باکتری با 50 درصد کود توصیه شده حاصل شد. بیشترین میزان آتروپین ریشه (69/7 میلی گرم بر گرم ماده خشک) مربوط به تیمار تیوباسیلوس + گوگرد با 100 درصد کود شیمیایی توصیه شده بود و بیشترین میزان اسکوپولامین ریشه (69/5 میلی گرم بر گرم ماده خشک) در تیمار عدم تلقیح با 50 درصد کود توصیه شده مشاهده شد.

    نتیجه گیری

     به طور کلی نتایج نشان داد که باکتری های محرک رشد سبب بهبود عملکرد کمی و کیفی گیاه شابیزک شده اند.

    کلیدواژگان: Atropa belladonna L.، آتروپین، آلکالوئید، اسکوپولامین، باکتری های محرک رشد
  • کاوه رحیمی، حمیدرضا کازرانی* صفحات 241-254
    مقدمه

    بیماری ایسکمیک قلب مهم ترین عامل مرگ و میر در جهان به شمار می رود.

    هدف

    هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر تجویز خوراکی عصاره پیه انار بر قلب ایزوله رت، متعاقب ایسکمی و پرفوزیون مجدد میوکارد بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه قلب رت ها تحت بیهوشی عمیق خارج شد و توسط دستگاه لانگن دورف مورد مطالعه قرار گرفت. در بخش اول مطالعه، قلب های ایزوله در گروه های سه تایی همراه محلول کربس، غلظت های مختلف عصاره پیه انار (5/0 - 00001/0 درصد) را دریافت کردند. گروه شاهد فقط محلول کربس دریافت نمود. در بخش دوم مطالعه، موش ها در گروه های ده تایی شاهد و آزمون روزانه به مدت سه هفته توسط لوله معدی به ترتیب آب مقطر و یا عصاره اتانولی پیه انار (mg/kg 200) دریافت کردند. در پایان دوره تیمار، قلب حیوانات مورد مطالعه قرار گرفت. پس از دوره تثبیت (30 دقیقه)، قلب ها 30 دقیقه ایسکمی عمومی و سپس 120 دقیقه پرفوزیون مجدد را تجربه نمودند.

    نتایج

    افزودن عصاره پیه انار به محلول پرفوزیون قلب های ایزوله موجب دپرسیون فعالیت مکانیکی قلب و افزایش فشار عروق کرونر شد. تجویز داخل معدی پیه انار موجب افزایش معنی دار ضربان و قدرت انقباض بطن شد. فشار پرفوزیون کرونر نیز افزایش یافت. همچنین، وسعت ناحیه انفارکت در مقایسه با گروه شاهد به طور معنی داری کاهش یافت.

    نتیجه گیری

     تجویز عصاره پیه انار به قلب ایزوله موجب بروز اثرات کاردیودپرسان می شود. با این حال، تجویز خوراکی این عصاره اثرات حفاظتی بسیار خوبی را در برابر آسیب ناشی از ایسکمی و پرفوزیون مجدد در قلب ایزوله موجب می شود.

    کلیدواژگان: ایسکمی و پرفوزیون مجدد، پیه انار، قلب ایزوله
  • بهلول قربانیان*، یوسف صابری، کریم آزالی علمداری، فریبا شکراللهی، حکیمه محمدی صفحات 255-263
    مقدمه

    استرس اکسیداتیو ناشی از عدم تعادل در وضعیت ردوکس بدن است که طی آن، افزایش رادیکال های درون سلولی منجر به آسیب های بافتی می شود. آنتی اکسیدان ها مانع اکسید شدن اسید های چرب شده و از ایجاد سلول های فوم و پلاک آترواسکلروزی پیشگیری می کنند. خرفه که یکی از مکمل های خوراکی است به عنوان یک گیاه غنی از مواد آنتی اکسیدانی مطرح می باشد.

    هدف

    هدف این مطالعه بررسی تاثیر هشت هفته مکمل دهی خرفه بر بیومارکرهای آنتی اکسیدانی و استرس اکسیداتیو در دختران غیر فعال بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر نیمه تجربی بوده و جامعه آماری آن دانشجویان دختر غیرفعال (اضافه وزن و چاق) دانشگاه شهید مدنی آذربایجان با دامنه سنی 20-30 سال بود که از بین آنها 20 نفر به طور تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه کنترل (10 نفر) و مکمل (10 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه مکمل روزانه 1200 میلی گرم مکمل خرفه به مدت هشت هفته دریافت نمودند. برای تحلیل داده ها از آزمون تی همبسته و تی مستقل در سطح معناداری 5 صدم با استفاده از نرم افزار spss 20 استفاده شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد در گروه مکمل مقادیر سرمی آنزیم سوپراکسیددیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام افزایش معناداری نسبت به حالت پیش آزمون داشتند (05/0>P)، اما مقدار مالون دی آلدئید کاهش داشته که این کاهش معنادار نبود (05/0P>).

    نتیجه گیری

     مکمل خرفه احتمالا برای بهبود سلامت  قلب و عروق و جلوگیری از بروز بیماری های قلبی- عروقی و تقویت سیستم آنتی اکسیدانی افراد اضافه وزن و چاق روش موثری می باشد و پروکسیداسیون لیپیدی را که باعث تولید رادیکال های آزاد می شود، از بین می برد.

    کلیدواژگان: خرفه، استرس اکسیداتیو، آنتی اکسیدان، دختران غیرفعال
  • نبی شریعتی فر، مصطفی پیرعلی همدانی*، مجتبی موذن، مهسا احمدلو، داراب یزدانی صفحات 264-273
    مقدمه

    در ده های اخیر تمایل به استفاده از نگهدارنده های طبیعی با توجه به نگرانی جامعه از نگهدارنده های شیمیایی رو به افزایش است.

    هدف

    این مطالعه به منظور بررسی اثر ضد باکتریایی عصاره ی آبی تعدادی از گیاهان بر برخی باکتری های بیماریزای منتقله از غذا در محیط آزمایشگاهی انجام شده است.

    روش بررسی

    در این مطالعه، گیاهان مورد بررسی از سطح بازار شهر تهران تهیه و عصاره آبی آنها استخراج شد. غلظت های مختلف آنها به صورت سریالی (25/1-80 mg/ml) بر روی محیط کشت های مختلف تهیه و حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) و سپس حداقل غلظت کشندگی (MBC) آن به دو روش چشمی و کدورت سنجی (OD) تعیین شد. آزمایش دیسک دیفیوژن (DD) نیز در غلظت های 10، 20 و 40 mg/ml برای تعیین میانگین قطر بازدارندگی برای باکتری های مختلف تعیین شد.

    نتایج

    نتایج به دست آمده نشان داد که اثر بازدارندگی وکشندگی عصاره آبی میوه تاجریزی سیاه بر روی باکتری های مختلف بیشتر تر از سایر عصاره های آبی بود (در استافیلوکوکوس اورئوس MIC=10 mg/ml) و از طرفی باکتری استافیلوکوکوس ارئوس حساس ترین باکتری و سالمونلاتیفی موریوم مقاوم ترین باکتری نسبت به عصاره های آبی بودند.

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج فوق می توان امیدوار بود عصاره میوه تاجریزی در درمان بعضی از باکتری های بیماریزا مانند استرپتوکوکوس ارئوس موثر باشد همچنین در صنایع غذایی نیز به عنوان محافظت کننده قابل استفاده می باشند. توصیه می شود با استخراج مواد موثر عصاره این گیاه و سایر گیاهان، تحقیقات بیشتری روی انواع ترکیبات عصاره این گیاهان صورت گیرد.

    کلیدواژگان: اثر ضد باکتریایی، بیماری های منتقله از غذا، حداقل غلظت بازدارندگی و کشندگی، عصاره آبی
|
  • L Naseri, M Akbari Bazm, M Khazaei* Pages 1-22

    Tribulus terrestris is a one-year-old herb dispersed in hot and humid areas in the Mediterranean and warm regions of Europe, Asia, Africa and Australia. This plant has many benefits and is used in traditional medicine for the treatment of various diseases, including kidney stones, low blood pressure, anti-diabetic properties, and treatment of cardiovascular diseases, gastrointestinal disorders, and sexual performance in men and in treatment of hepatitis is recommended. The aim of this study was to investigate the pharmacological and therapeutic properties of pharynx in traditional medicine and scientific papers in modern medicine. This study is a systematic review based on the PRISMA checklist. Based on keywords, 440 titles were selected and after removing repetitive articles, 129 papers were extracted from various databases including PubMed, SID, ScienceDirect, Scopus and Magiran, and the Google Scholar search engine without time limit. T. terrestris has several properties, including antimicrobial, antibacterial, free radicals purification and inhibition of lipid peroxidation, and through various mechanisms of cell and molecules, it produces various pharmacological and therapeutic properties. One of the most important therapeutic properties of this plant is its anti-inflammatory and anti-cancer properties. Also, several clinical studies have shown that co-administration of tetanus extract with chemotherapy drugs reduces the side effects of drugs. Due to the lack of toxicity and side effects of T. terrestris, the use of herbs has been considered as a complementary drug in diet regimens for various diseases.

    Keywords: T. terrestris, Medicinal plant, Traditional Medicine
  • E Abdollahi, M Khodaparast, F Kiashi, M Hoormand* Pages 23-45

    The use of herbal medicines dates back to the beginning of the human history. Today, herbal medicines still play a significant role in the prevention and treatment of disease in many cultures and communities. There are few reports about adverse effects of herbal medicines. This is why many people around the world believe that herbal medicines can't cause adverse effects. They believe plants are safe, even if they're not efficient. This idea is wrong, regardless of how common it might be considered. Plants can be dangerous and even lethal in some cases. It is not just plant chemicals that might cause adverse effects. The role of environmental pollutants and the presence of fraud in form of alternation and adulteration in herbal preparations is another factor that might contribute to harmful effects on various organs of the body, including the kidneys. Kidneys are vital organs that filter blood, remove wastes and excrete the wastes in the urine. They are susceptible to injury because of their high exposure to different chemical substances including chemicals from the herbs. This is why studying the possible adverse effects of herbal medicines on kidney structure and function gets important. This issue highlights the role of regulatory and legislator organizations in providing up-to-date laws to help maintain a better regulation on the production and consumption of herbal products. This article reviews the findings on this case. We used papers published between 1990 and January 2018 in pubmed and google scholar databases.

    Keywords: Adverse Drug Reactions, Drug adulteration, Environmental Pollutants, Herbal Medicines, Kidney
  • T Hasanloo*, M Jafarkhani Kermani, YA Dalvand, Sh Rezazadeh Pages 46-65

    In recent years due to the demonstration of destructive side effects of chemical drugs, utilizing herbal drugs to treat diseases have increased. The medicinal Vaccinium is one of the popular plants which have many pharmaceutical, food and industrial values. There are about 100 species of this genus around the world but Ghare-Ghat (Vaccinium arctostaphlyus) is the only species present in Iran which has been reported in six regions of the country. The major metabolites in the leaves and fruits of Ghare-Ghat are phenols, especially anthocyanins, which have antioxidant properties. The fruit essence contains 30% sugar, 5.15% protein, 1.5% fat and the young shoots contain hexadecanoic acid, vitispirane Beta-ionone and sandaracopimaradiene. In Iranian traditional medicine, fruit infusion has been used to reduce blood sugar and blood pressure. Due to high levels of acid in Ghare-Ghat it has antibacterial effects and is used to treat bladder infections. It also has anti cyanosed compounds which help in the formation of stronger capillaries and reduction of the stickiness of blood platelets. Today, with the remarkable advances of biotechnology including tissue culture, access to high quality and quantity of products of this genus has increased. The genus Vaccinium and in particular Ghare-Ghat has high economic value in Iran and requires further study to increase its cultivation and production of food and pharmaceutical products.

    Keywords: Vaccinium, Antioxidant, Biotechnology, Iranian Ghareghat
  • SR Babaei, Abandansari, M Bagheri, Nesami*, A Gholipour, Baradari, J Yazdani, Cherati, SS Yosefi Pages 66-80
    Background

    Increased Gastric residual volume (GRV) is one of the common problems in ICU.

    Objective

    The aim of this study was to determine the effect of cumin extract on gastric residual volume in patients with traumatic episodes hospitalized in ICU.

    Method

    This double-blind randomized clinical trial was conducted on 60 patients traumatic hospitalized in ICU. Patients were randomly assigned to one of two groups: cumin (n = 30) and distilled water (n = 30). In the intervention group, 6 grams of cumin extract in 3 divided doses were given 50 drops in 30 cc of urban water at 3 times every 8 hours after. The remaining volume was recorded for up to 4 consecutive days and the data were compared in two groups. (IRCT: 201610297494N24).

    Results

    Before the intervention, there was no significant difference between the mean GRV in the cumin group and placebo group (P = 0.63). Comparing the two groups of placebo and placebo, there was no significant difference in the amount of residual stomach in hospitalized patients with ICU on the first day (P = 0.13), but on the second, third and fourth days, this difference was significant between the two groups (p = 0.001).Comparing the two groups of intervention and placebo, the average volume of residual stomach before and during 4 consecutive days after intervention was significant (P = 0.001).

    Conclusion

    The results of this study showed that cumin extract was effective in decreasing residual stomach volume in hospitalized patients with ICU in comparison with placebo.

    Keywords: Cumin, Enteral nutrition, Gastric lavage, Intensive care unit, Residual volume, Ventilated Patients
  • M Seif Sahandi, A Mehrafarin*, F Khalighi, Sigaroodi, M Sharifi Pages 81-97
    Background

    Nitrogen is the most important nutrient requirement for plants. Nitrogen supplying affected the leaf area, carbon fixation, glandular trichomes formation, ATP and NADPH content which resulted to the terpenoids biosynthesis enhancement and essential oils accumulation.

    Objective

    This study was aimed to evaluate changes of essential oil content and components by use different levels of Urea fertilizer and its relation with the antioxidant status of peppermint.

    Method

    The two field experiments were conducted on randomized complete block design at 2013 and 2014. The treatments consisted of three levels of nitrogen fertilizer (urea) (0, 75, and 150 kg ha-1). The evaluated traits were included antioxidant enzymes, essential oil percentage and essential oil components.

    Results

    The urea fertilizer had a significant effect (P≤0.01) on the soluble protein amount and antioxidant enzymes activity. Urea consumption in the both years increased the peppermint essential oil content. The interaction of nitrogen fertilizer and year had a significant effect on most of the essential oil components excepted to β-pinene, myrcene, Limonene, 1,8- Cineole, Z-β- Ocimene, and α- Terpineol.

    Conclusion

    Using nitrogen fertilizer increased the peppermint essential oil content. Also, nitrogen deficiency reduced the soluble proteins and essential oil content and in contrast, it increased antioxidant enzymes activity and pulegone content. Therefore, consumption of 75 kg urea per hectare is recommended due to increasing essential oil content, decreasing pulegone rate, and no significant effect on menthol, menthone, and menthofuran contents.

    Keywords: Antioxidant enzyme, Essential oil, Menthol, Menthone, Nitrogen, Peppemint
  • H Pakniat, ES Hajiseyed Javadi*, Z Golmohammadi, M Ashrafi Pages 98-106
    Background

    Dysmenorrhea is a major individual and public health problem in women. Recently, according to the high prevalence of dysmenorrhea, different medical treatments including herbal medicines have been used.

    Objective

    The aim of this study is to evaluate the effect of ginger on dysmenorrhea severity in students in Qazvin University of Medical Science, Iran.

    Methods

    In this randomized clinical trial, 100 female students aged 18 to 25 years with moderate to severe dysmenorrhea were included. The participants were allocated to two groups of control and intervention by randomization. The intervention group were received 500 mg of ginger tablet and 250 mg of Mefenamic Acid capsule twice a day and the control group took placebo and Mefenamic Acid 250 mg capsule two times a day from two days before and within the first three days of the onset of the Menstrual period. Pain intensity were measured with VAS tool before and two months after the prescription of drugs.

    Results

    The results of our study showed the pain intensity after the intervention in the first month, was significantly less than the control group (3.72 vs 5.44) (P<0.001) and in the second month, the pain in intervention group was significantly less than the control group (3.2 vs5.2) (P<0.001), and no complications were observed in the intervention group.

    Conclusion

    The result of this study indicated that herbal medicine like ginger has a great effect on reduction of dysmenorrhea severity and furthermore studies are suggested to perform in order to find a suitable dose of ginger for complete treatment of dysmenorrhea and other menstrual symptoms.

    Keywords: Dysmenorrhea, Ginger, Pain
  • S Zakeri, N Gorji*, R Moeini, Z Memariani Pages 107-121
    Background

    In Persian medicine (PM), Achillea millefolium L. has a wide range of applications in the treatment of several diseases.

    Objective

    The aim of this study is to introduce the viewpoints of PM scholars about this herb in the field of female diseases and to compare them with the recent studies.

    Methods

    In this review study, therapeutic applications of Achillea millefolium in the field of female diseases were collected from credible Persian medical sources from 4th to 14th lunar centuries then current scientific databases such as PubMed and Google scholar were searched by using key world Achillea millefolium for collecting the findings of clinical, experimental and in vitro studies about this herb in the field of obstetrics and gynecology to compared to the PM scholars' viewpoints.

    Results

    In PM, Achillea millefolium is recommended for treatment various female reproductive diseases such as menstrual disorders, facilitating labor, reducing adhesions of cervix, controlling uterine infections. In recent studies, therapeutic effects of this herb on ovarian cyst, menstrual cycle regulation and dysmenorrhea have been reported. Also, in several studies, the antibacterial and antifungal effects of this plant on controlling infections have been investigated; as well the extract of this plant has been effective in inhibiting the proliferation of ovarian adenocarcinoma cells.

    Conclusion

    Considering the extensive uses of Achillea millefolium reflected in PM and recent studies, it seems that this plant can be used in many fields of female diseases to provide ideas for research and therapy.

    Keywords: Achillea millefolium, Female disease, Herbal medicines, Persian Medicine
  • R Khademian*, M Ghorbani Nohooji, B Asghari Pages 122-134
    Background

    Safflower (Carthamus tinctorius L.), is an important medicinal plant of Asteraceae family, which is a rich source of pharmaceutically active compounds including phenols, flavonoids and fatty acids. In traditional medicine this plant has been used as an herbal medicine to treat various diseases.

    Objective

    The aim of this study was to evaluate the role of jasmonic acid to protect safflower against drought damages.

    Method

    The greenhouse experiment was conducted as a factorial experiment in a completely randomized design with three replications. The first factor was irrigation regime, which was applied at four levels: field capacity (FC), 0.8 FC, 0.6 FC and 0.4 FC. The second factor was application of jasmonic acid in three concentrations (0, 0.5 and 1 mM).

    Results

    According to the obtained results activities of antioxidant enzymes including catalase, superoxide dismutase and glutathione peroxidase, and also the amount of compounds like abscisic acid, proline, malondealdehyde, protein, phenols and flavonoids contents were significantly increased in safflower by enhancement of water stress. Conversely, relative leaf water content (RWC) exhibited a significant decrease due to water deficit. According to the obtained results, application of jasmonic acid can mitigate the adverse effect of drought stress on the mentioned attributes. Also, the amount of main fatty acids in the oil were significantly changed due to water deficient.

    Conclusion

    The results illustrated that jasmonic acid has an important role in increasing safflower ability to cope against drought stress through improvement of antioxidant enzymes activities and enhancement of secondary methabolites.

    Keywords: Carthamus tinctorius, Abiotic stress, Antioxidants, Fatty acids, Secondary metabolites
  • S Farokhi, Ghr Bahrami, A Babaie, MH Farzaei* Pages 135-148
    Background

    Ulcerative colitis is an idiopathic chronic, relapsing inflammation of the colon which is resulted from dysregulation of the mucosal immune system. In Iranian traditional medicine, oleoresin from Pistacia atlantica is used to treat gastrointestinal disorders, including peptic ulcers, dyspepsia and intestinal inflammation.

    Objective

    In this study, we examined the therapeutic and protective effects of oleoresin in acetic acid-induced colitis in rat.

    Methods

    The oleoresin was dissolved in Tween 80% (1% v / v) and doses of 100, 200 and 400 mg/kg were administered orally to animals. Three days after colitis induction, the rats were treated for 6 days and after determining the most effective dose in the treatment, the protective effect was evaluated using the optimal dose of the oleoresin for 6 days. In day 6, colitis was induced and continued for 3 days. At the end, animals were sacrificed for microscopic and macroscopic examination of colon tissues.

    Results

    Dose dependently, Oleoresin of P. atlantica showed therapeutic effects on microscopic and macroscopic examination of colon tissue of rats with ulcerative colitis  induced by acetic acid, in comparison with control group(P<0.05). However, there was no significant difference between treatment groups and the control in the protective method (P>0.05).

    Conclusion

    This study showed the beneficial effects of anti-inflammatory and wound healing oleoresin of P. atlantica in acetic acid- induced ulcerative colitis in rats.

    Keywords: Pistacia atlantica, Iranian Traditional medicine, Ulcerative colitis
  • A Hajizadeh Moghadam*, M Parhizkar, R Sirafi, S Khanjani Jelodar Pages 149-159
    Background

    Ketamine (KET) causes oxidative stress and liver damage. Hesperetin plays an important role in the prevention of inflammatory processes and associated with oxidative stress.

    Objective

    The purpose of this study was to analyze the protective role of hesperetin and its nanocrystal on hepatotoxicity induced by ketamine in mice.

    Methods

    In this research, 30 male mice were divided into six groups: control, poisoned (KET 10 mg/kg/10 day injected intraparitary), hesperetin and hesperetin nanoparticles treated poisoning groups (10 and 20 mg/kg for four weeks orally after KET administration). Finally, the malondialdehyde (MDA) and glutathione (GSH) levels, Catalase (CAT), Superoxide dismutase (SOD), Glutathione peroxidase (GPX) and Glutathione reductase (GRX)  activity in liver tissue as well as the its histological changes were investigated.

    Results

    The level of GSH and antioxidant enzyme activity in the liver were significantly
    (P <0.05) decreased in the ketamin indused rat, and hesperetin and its nano significantly were increased (P <0.01) GSH level and antioxidant enzyme activity. In contrast, MDA level in the liver was significantly (P <0.01) increased in the the ketamin poioned rat, and nano hesperetin suppressed the ketamin-induced lipid proxidation. Ketamine also decreased number of hepatocytes (P<0.001) and diameter of sinusoids (P <0.05) in toxic mice. Whereas, Nano hesperetin increased antioxidant enzymes activities, diameter and nucleus diameter of hepatocytes and decreased MDA level (P <0.05).

    Conclusion

    The results of this study indicated that hesperetin and especially nano hesperetin due to antioxidant effects cause hepatoprotective against KET-induced oxidative stress.

    Keywords: Antioxidant Enzymes, Hesperetin, Liver Damage, Nano hesperetin, Ketamine
  • R Ashrafi Parchin, AA Nasrollah Nezhad Ghomi*, H Naghdi Badi, A Eskandari, S Navabpour, A Mehrafarin Pages 160-169
    Background

    Fenugreek is a valuable medicinal plant and it is essential to investigate induction of mutations in order to increase its active ingredient.

    Objectives

    In this study, the phytochemical and growth traits in hairy and normal roots of Fenugreek in response to gamma irradiation were evaluated.

    Method

    In this study, gamma irradiation was applied to Iranian Fenugreek seeds in five doses (0, 100, 200, 300 and 400 Gy), and then the irradiation effects in root hair culture conditions in a completely randomized design (CRD) with three replications were evaluated. In order to induce hairy roots in fenugreek, ATCC15834 strain of Agrobacterium rhizogenesis was used.

    Results

    The results showed that the different irradiation doses had a significant effect on all traits in normal and hairy roots. The comparison of mean of data showed that the highest values of traits were related to 100 Gy and the lowest values of traits related to irradiation of seeds with 400 Gy doses. The trigonelline content was significantly higher in hairy roots than normal roots, so that the amount of trigonelline of hairy roots at different treatments including 0, 100, 200, 300 and 400 Gy were 2.46, 2.67, 2.66, 2.44 and 2.64 times more than normal roots, respectively.

    Conclusion

    The results indicated that the cell proliferation, growth and amount of trigonelline were increased due to the stimulating effect of low doses of gamma irradiations.

    Keywords: Trigonella foenum-graecum L, Hairy root, Gamma irradiation, Mutation, Trigonelline content
  • S Ebrahimzadeh Zgemi, N Golmakani, MJ Asili, A Naseri, Z Mohebbi Dehnavi, Z Kamali, A Saber Mohammad* Pages 170-182
    Background

    About 75% of women experience at least one vulvovaginal candidiasis during their life. Clotrimazole is an antifungal drug that has side effects along with its therapeutic properties. For this reason, a large percentage of women tend to use natural herbal treatments. Artemisia is an anti-fungal activity.

    Objective

    The aim of this study was to compare the effect of Artemisia vulgaris and Clotrimazole on vaginal candida infection on non pregnant women in fertility ages.

    Methods

    This study is a triple blind clinical trial performed on 72 non-pregnant women in Mashhad in 2016-2017 years. The research units were divided into two groups (receiving Artemisia Vaginal Cream and receiving Clotrimazole Vaginal Cream). After confirmation of candidacy and having consent for participation, by random allocation and treated for seven nights. After the treatment, the data was analyzed using SPSS software (version 24).

    Results

    After treatment, the score for candidate vaginal symptoms was not significant in Artemisia and Clotrimazole group based on Mann-Whitney test (P = 0.518). The Wilcoxon test showed a significant reduction in the symptoms of vaginal candida infection before and after treatment in both groups of Artemisia (P <0.001) and clotrimazole (P <0.001).

    Conclusion

    Due to the similar effects of Artemisia and Cholitrimazole, Artemisia can be used as an alternative treatment for vaginal candidiasis due to less side effects.

    Keywords: Artemisia, Candidiasis, Clotrimazole, Fertility age, Infection, Women
  • M Yadegari, Sh Mirdar, Ghr Hamidian, H Berenjeian Tabrizi* Pages 183-191
    Background

    Despite the traditional use of the Adiantum capillus-veneris plant, there is little evidence of its clinical effects.

    Objective

    The purpose of the present study was to investigate the effect of the Adiantum capillus-veneris extract on Immunohistochemical expression of Lung heat-Shock Proteins in rats exposed to hypoxia.

    Methods

    Twenty-four male Wistar rats (control: 8, training-hypoxia: 8, training-hypoxia-supplement: 8) without clinically evident disease were used. The rats were exposed to hypoxia environment for 3 week following 6 weeks interval training. Tweleve of the experimental samples were taken 500 ml Adiantum capillus-veneris extract per body weight (kg) in during exposure to hypoxia environment. Finally lung tissue was removed for immunohistochemistry tests of HSP70 and HSP90. To analyze of data, ANOVA test was used (α≤0.05).

    Results

    Expression of HSP70 and HSP90 increased significantly in hypoxia group comparison with the control group (P≤0.05). Expression of HSP70 and HSP90 protein decreased significantly in the Supplement hypoxia group comparison with the hypoxia group (P≤0.05).

    Conclusion

    Reduction effects of Adiantum capillus-veneris extract on expression of the parenchyma lung heat- shock protein in hypoxia conditions was observed that probably indicate decreased oxidative stress in the lung.

    Keywords: Adiantum capillus-veneris, Heat shock protein, Hypoxia, Lung
  • Ghr Bahrami, Sh Sotoudehkia, L Hosseinzadeh, MH Farzaei*, Y Shokoohinia Pages 192-201
    Background

    Pistacia atlantica subsp. kurdica is an endemic plant of Iran which belongs to Anacardiaceae family. This plant has been proposed as an efficacious remedy for gastrointestinal diseases such as inflammatory bowel disease, colitis, and peptic ulcer.

    Objective

    In this study we decided to evaluate the efficacy and pharmacological mechanisms involved in anti-colitis effect of essential oil of Pistacia atlantica in Wistar rats.

    Method

    Sixty Wistar rats were selected for this study and were categorized to 6 groups. Experimental colitis was induced with 3% acetic acid solution. Animals of treatment groups received different daily doses of the essential oil (25, 50, and 100 mg/Kg, orally) and.Sulphasalazine (as the standard drug), for 7 days. At the end of the study, the rats were sacrificed and the colon was removed and assessed for macroscopic and microscopic changes. Also, in order to identify the mechanisms involved in anti-colitis effect of this natural drug, the level of cyclooxygenase (COX)-2 were evaluated.

    Results

    The essential oil of Pistacia atlantica gum significantly reduced macroscopic and microscopic scores of colitis compared with control group (P <0.01). The essential oil with the dose of 100 mg/kg showed the highest anti-colitis effect. The oil of P. atlantica remarkably suppressed the level of COX-2 in colon tissue (P <0.05).

    Conclusion

    This research has proved the protective effect of oral administration of essential oil of P. atlantica gum on ulcerative colitis in rats. This natural drug performs anti-colitis potential through inhibiting the pro-inflammatory cytokines.

    Keywords: Pistacia atlantica, Herbal medicine, Inflammatory bowel disease, Inflammatory cytokines
  • S Mohamadinasab, A Ravari, T Mirzaei*, AR Sayadi Pages 202-214
    Background

    Hypertension is a prevalent health problem worldwide. Complementary medicine is commonly used in the treatment of hypertension and Aromatherapy is one of the complementary therapies.

    Objective

    The present study was conducted to investigate effects of aromatherapy using essential oils of damask rose on hypertension.

    Method

    This clinical trial was conducted on 62 hypertension patients, who were randomly assigned to two intervention and control groups. In the intervention group, patients were treated with aromatherapy twice a day for two weeks, each lasting 2 minutes, by inhaling three drops of essential oils of damask rose instill on a piece of cotton. In the control group, placebo was used. Blood pressure of the patients was measured on days 2, 5, 9, 14, and 16. The obtained data were analyzed using statistical independent t-test and repeated measure analysis of variance at P < 0.05.

    Results

    Both groups were homogenous in terms of demographic specifications. The results showed a statistically significant decrease in systolic blood pressure between the intervention and control groups. Aromatherapy in the intervention group resulted in a statistically significant decrease in diastolic blood pressure, only on day 12. Moreover, on the fifth to the twelfth days, the effect of aromatherapy on pulse decrease in intervention group was more evident than the control group.

    Conclusion

    Based on the obtained results, essential oils of damask rose can be used as an effective supplementary treatment of hypertension.

    Keywords: Aromatherapy, Damask Rose oil, Hypertension
  • N Karimnezhad, M Mahdavi Roshan, F Izaddoust, R Shabani* Pages 215-227
    Background

    Obesity and overweight are widely expending in worldwide and containing a wide range of diseases, such as glucose homeostasis disorders. Green coffee and exercise are as suitable treatment options for this condition.

    Objective

    The aim was to evaluate the simultaneous effects of green coffee consumption and combine training on body composition and glucose homeostasis in overweight and obese women.

    Method

    26 overweight and obese women were randomly divided into three green coffee (n=9), combined training (n=10) and green coffee - combined training (n=7) groups. Green coffee powder was consumed daily as two 125 mg per day before lunch and dinner. Combine training was contain of six weeks, four session per week of progressive endurance- strength training. Insulin, fast blood suger and HOMA and body composition factors were measured before and after the end of interventions. 

    Results

    Weight, body mass index (BMI), waist circumference, hip circumference, waist to hip ratio (WHR), fat percent, insulin and HOMA levels were significantly decrease in all three groups that the reduction for all variables except waist circumference, WHR, insulin and HOMA were higher in green coffee- combine training group than two other groups (P<0.05). Blood glucose changes was not significant in any groups (P>0.05).

    Conclusion

    Results indicated that maybe both green coffee and combine training are effective for improve body composition,  insulin and HOMA levels and simultaneous usage of green coffee combine with combine training have synergistic effects on improving body composition.

    Keywords: Body composition, Combine training, Glucose homeostasis, Green coffee
  • M Inanloo Far, H Naghdi Badi*, SM Tolyat Abulhassani, H Makarian, MR Ameryan Pages 228-240
    Background

    Atropine and scopolamine are important alkaloids that are widely used in the pharmaceutical industry.

    Objective

    Determination of the effects of PGPR (Plant growth-promoting rhizobacteria) on phytochemical and morpho-physiological traits of Atropa belladonna L. under greenhouse conditions.

    Method

    This study was done as a factorial experiment based on a randomized complete block design with 3 replications. PGPR in four levels including control or no inoculation, Pseudomonas, Azotobacter, Pseudomonas + Azotobacter and Thiobacillus + Sulfur as the first factor, and also chemical fertilizer at three levels including no fertilizer, 50% recommended fertilizer and 100% recommended fertilizer as second factor were used.

    Results

    The PGPR and chemical fertilizer and their interactions had significant effect
    (P ≤ 0.01) on phytochemical and morpho-physiological traits. The highest values of root volume, root diameter and root dry weight were obtained from treatment of Azotobacter with 50% recommended fertilizer. The highest atropine and scopolamine levels of leaf (19.58 and 7.77 mg/g, respectively) were observed in no bacteria inoculation with 50% chemical fertilizer. The highest root atropine content was 7.69 mg/g which related to treatment of Thiobacillus + sulfur with 100% recommended fertilizer. The highest content of root scopolamine (5.69 mg/g) was observed in treatment of no bacteria inoculation with 50% recommended fertilizer.

    Conclusion

    Generally, the results showed that PGPRs (plant growth-promoting rhizobacteria) improved the quantitative and qualitative performance of A. belladonna.

    Keywords: Atropa belladonna L., Alkaloids, Atropine, Plant growth-promoting rhizobacteria, Scopolamine
  • K Rahimi, HR Kazerani* Pages 241-254
    Background

    Ischemic heart disease is the main cause of mortality worldwide.

    Objective

    The aim of this study was to investigate the effect of intragastric administration of pomegranate fleshy mesocarp (membrane) extract on isolated rat heart following myocardial ischemia and reperfusion.

    Methods

    Wistar rat’s hearts were removed under deep anesthesia and were studied using Langendorff’s apparatus. During the first stage of the study, isolated hearts in groups of 3 received different concentrations (0.5-0.00001%) of the extract dissolved in Krebs solution. The control group received pure Krebs solution. During the second stage of the study, the control and the test rats, in groups of 10, received distilled water or the ethanol extract of pomegranate juice (200 mg/kg), respectively, daily for 3 weeks. At the end of the experimental period, the hearts of the animals were studied. After 30 min stabilization, all hearts experienced 30 min global ischemia followed by 120 min reperfusion.

    Results

    Supplementation of pomegranate membrane extract to perfusion solution of isolated hearts suppressed cardiac mechanical activity and increased coronary perfusion pressure. Intragastric administration of the extract caused a significant increase in heart rate and ventricular contractile force. In addition, coronary perfusion pressure increased, and the infarct size significantly decreased compared to the control group.

    Conclusion

    Direct administration of the extract to isolated hearts results in cardiac depression. However, intragastric administration of the extract causes strong cardioprotective effects against ischemia and reperfusion induced injury in isolated rat hearts.

    Keywords: Ischemia, reperfusion, Isolated heart, Pomegranate mesocarp
  • B Ghorbanian*, Y Saberi, K Azali Alamdari, F Shokrollahi, H Mohammadi Pages 255-263
    Background

    Oxidative stress results from imbalance in the body's redox position, which results in tissue damage due to increased intracellular radicals. Antioxidants prevent the oxidation of fatty acids and prevent foam cells and atherosclerotic plaque. Portulaca, which is one of the supplements, is considered as an antioxidant-rich plant.

    Objective

    The purpose of this study was to evaluate the effect of eight weeks of Portulaca supplementation on antioxidant enzymes and oxidative stress in non-active girls.

    Methods

    This quasi-experimental study was conducted on non-active girls (overweight and obese) with an age range of 20-30 years in Azarbaijan Shahid Madani University. 20 subjects were qualified and randomly divided into two control (n = 10) and complement (n = 10) groups. Subjects of supplemented group received 1200 portulaca mg per day for eight weeks. Data were analyzed by t-test using by SPSS20 software. Statistical significance criterion was set as P<0.05.

    Results

    The results showed that serum levels of superoxide dismutase (SOD), glutathione peroxidase(GPX) and total antioxidant capacity (TAC) were significantly increased in the supplemented group (P<0.05), while the amount of malondialdehyde (MAD) decreased, this decline was not statistically significant (P> 0.05).

    Conclusion

    Portulaca supplements are likely to be effective in improving cardiovascular health and preventing cardiovascular disease and strengthening the antioxidant system in overweight and obese people, and destroys lipid peroxidation that produces ROS.

    Keywords: Portulaca, Antioxidant Biomarkers, non-Active Girls, Oxidative Stress
  • N Shariatifar, M Pirali, Hamedani*, M Moazzen, M Ahmadloo, D Yazdani Pages 264-273
    Background

    The aqueous extract of some plants has an antibacterial effect on pathogenic bacteria for humans.

    Objective

    This study designed to investigate the antimicrobial activity of aqueous extract of some plants on some food-borne pathogenic bacteria in a laboratory setting has done.

    Method

    In an experimental study, plants collected from of Tehran city and aqueous extract of them, extracted. To determine the minimum inhibitory concentration (MIC) and minimum bactericidal concentration (MBC) with two ways of visual and turbidity (OD), serially different concentrations (1.25-80 mg/ml) on different cultures was prepared. Disc diffusion (DD) test in concentrations of 10, 20 and 40 mg/ml to determine the average diameter of inhibition for some bactria, done.

    Results

    The results showed that the inhibitory and fungicidal aqueous extract of Solanum americanum on various bacteria was more than any other aqueous extracts (Staphylococcus aureus MIC = 10 mg/ml) and also Staphylococcus aureus and Salmonella typhimurium were the most sensitive and most resistant bacteria to aqueous extract, respectively.

    Conclusion

    According to the results, we can be hopeful the extract of Solanum americanum in the treatment of pathogenic bacteria such as S. aureus, can be help and it can used in the food industry as a food protection. Recommended by extracting the active ingredients of the extract of this plant and other plants, more research done on the composition of extract.

    Keywords: Antimicrobial effects, Aqueous extraction, Food-borne diseases, Minimum bactericidal concentration (MBC), Minimum inhibitory concentration (MIC)