فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • رها غرایی*، کریم اسلاملوییان، ابراهیم هادیان، زهرا دهقان شبانی صفحات 1-22

    میزان مشارکت خانوارها در بازارهای مالی می تواند اثر تکانه های پولی بر اقتصاد را متاثر کند. الگوهای مرسوم در ایران عموما بدون توجه به این موضوع و با فرض همگنی طراحی شده-اند. این امر می تواند منجر به توصیه اشتباه سیاستی شود. برای پرکردن این خلاء، در این تحقیق یک الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی با وجود دو نوع خانوارناهمگن طراحی و برای ایران برآورد می شود. خانوارهای نوع اول (غیر ریکاردویی) در بازارهای مالی مشارکت ندارد و خانوارهای نوع دوم (ریکاردویی) در بازارهای مالی فعال هستند. نشان داده می شود که اگر سهم خانوار غیرریکاردویی در اقتصاد از حد معینی بیش تر باشد، بر خلاف انتظار، شیب منحنی IS دینامیکی مثبت و تعادل نامعین می شود. بر اساس روند توسعه بازارهای مالی ایران، بازه به دور دوره 77-1368 (توسعه کم تر) و 96-1378 (توسعه بیش تر) تقسیم و نشان داده می شود که سهم خانوارهای غیرریکاردویی از 54 درصد در دوره اول به 38 درصد در دوره دوم کاهش یافته است. نتایج تخمین بیزی نشان می دهد که در دوره اول، منحنی IS صعودی و الگو فاقد یک تعادل معین است. اما در دوره دوم، با افزایش مشارکت خانوارها در بازارهای مالی، شیب IS منفی و یک تعادل باثبات وجود دارد. نمودارهای ضربه-واکنش در دوره ی دوم، بیانگر عکس العمل مطابق انتظار متغیرهای کلان مانند تولید، تورم، مزد واقعی و اشتغال نسبت به تکانه پولی است. بنابراین، برای جلوگیری از اشتباه هنگام اعمال سیاست پولی، توصیه می شود که به میزان توسعه مالی و ناهمگنی خانوارها توجه شود.

    کلیدواژگان: خانوارهای ناهمگن، سیاست پولی، تقاضای کل، منحنی IS دینامیکی، الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی، ایران
  • حسام الدین قاسمی*، عباس عرب مازار صفحات 23-48

    هدف از این مقاله تعریف و محاسبه شاخص تاب آوری بخش پولی و مالی اقتصاد ایران است. بر این اساس، با توجه به ادبیات موجود تاب آوری و با استفاده از رویکرد نظریه داده بنیاد (GT)، اشباع نظری در خصوص مقولات تاب آوری بخش پولی و مالی حاصل شده و با رویکرد میانگین گیری مدل بیزی، عوامل تشکیل دهنده شاخص احصا گردید. با استفاده از رویکرد میانگین گیری بیزی و در چارچوب عدم اطمینان مدل و با برآورد سه میلیون و ششصد هزار رگرسیون، 5 متغیر نرخ رشد درآمدهای نفتی دولت، نوسان نرخ رشد نقدینگی، شاخص ریسک، نسبت بدهی بانک ها به بانک مرکزی به پایه پولی و نسبت بدهی دولت به سیستم بانکی به نقدینگی، به عنوان متغیرهای غیرشکننده (به این معنی که اثر خود را در حضور سایر متغیرها به عنوان عوامل موثر بر تاب آوری بخش پولی و مالی حفظ کرده و با معنی شده اند)، در حضور 22 متغیر شناخته شدند که نشان می دهد به دلیل احتمال پسین بالا می بایست در سنجش اثرگذاری در بخش پولی و مالی به این متغیرها بیش از سایر متغیرها توجه گردد. سری زمانی شاخص تاب آوری بخش پولی و مالی براساس متغیرهای نرمال شده این متغیرها برای بازه زمانی 1355 تا 1395 محاسبه گردید.

    کلیدواژگان: تاب آوری، آسیب پذیری، نظریه داده بنیاد، میانگین گیری مدل بیزی، بخش پولی و مالی
  • احمد سجودی*، سعید دایی کریم زاده صفحات 49-72

    عملکرد سیاست مالی دولتها همواره یکی از موضوعات مورد بحث در اقتصاد کلان بوده است. هدف اصلی مقاله حاضر بررسی تاثیر مخارج مصرفی دولت بر حساب جاری و نرخ ارز موثر واقعی در دو گروه از کشورهای در حال توسعه نفتی و غیرنفتی است. به منظور تخمین اثر تکانه مخارج مصرفی دولت از داده های سالیانه دوره 2015-2001 و روش خودرگرسیون برداری تابلویی(Panel VAR) استفاده شد. یافته های تجربی دلالت بر آن دارد که اثر تکانه ی مخارج مصرفی دولت بر حساب جاری در دو گروه از کشورهای نفتی و غیر نفتی منفی بوده و موجب کسری حساب جاری می شود ولی در بلندمدت کسری حساب جاری درکشورهای نفتی رو به افزایش بوده و در کشورهای غیرنفتی رو به کاهش می باشد. همچنین نتایج نشان داد اثر تکانه ی مخارج مصرفی دولت بر نرخ ارز موثر واقعی در دو گروه از کشورهای نفتی و غیرنفتی متفاوت است. به طوری که تکانه ی مخارج مصرفی دولت در کشورهای غیرنفتی در کوتاه مدت موجب افزایش نرخ ارز موثر واقعی شده و در میان مدت و بلندمدت موجب کاهش آن می شود ولی در کشورهای نفتی تکانه مخارج مصرفی دولت موجب افزایش نرخ ارز موثر واقعی می شود.

    کلیدواژگان: نرخ ارز موثر واقعی، حساب جاری، مخارج مصرفی دولتی، Panel-VAR
  • نرگس جاویدی عبدالله زاده اول*، احمد اسدزاده، صداقت شهمراد صفحات 73-102

    یکی از دغدغه های محققان و اندیشمندان اقتصاد، پیش بینی رفتار افراد در یک سیستم اقتصادی است. اقتصاددانان برای تحلیل های اقتصادی اغلب از معادلات پیچیده ریاضی استفاده می کنند. اما به دلیل ضعف پیش بینی تحلیل هایی که بر اساس معادلات انجام می پذیرد و ناتوانی این گونه معادلات در توجیه وقایع تجربی، در سال-های اخیر به روش های شبیه سازی روی آورده و به دنبال یافتن شیوه ای برای توجیه پدیده های پیچیده در سیستم اقتصاد هستند. مدل سازی عامل-بنیان یکی از این روش هاست که بر ویژگی های هر عامل متمرکز می شود. این پژوهش با ایجاد یک مدل عامل-بنیان از یک سیستم اقتصادی غیرپونزی و مقایسه آن با یک سیستم اقتصادی پونزی، ضمن بررسی کارایی هر سیستم، اثرات و پیامدهای برخی رفتار های اقتصادی که بر خلاف اخلاق و تعالیم اسلام است را بررسی نموده است. در مقایسه دو الگوی مذکور نتایج بیانگر این است که الگوی غیرپونزی شاخص های توسعه انسانی و رفاه اجتماعی بهتری را ارائه می دهد. همچنین نتایج نشان می دهد که در یک سیستم اقتصادی با الگوی غیرپونزی افراد زندگی طولانی تری نسبت به یک سیستم با الگوی پونزی دارند. علاوه بر این، افراد در این جامعه از شاخص های بهتر رفاه اقتصادی نظیر ثروت، درآمد و دانش بهره مند هستند.

    کلیدواژگان: سیستم های پیچیده، مدل سازی عامل-بنیان، اقتصاد اسلامی، الگوی غیرپونزی، مصرف، پس انداز، ثروت
  • علیرضا فیاضی*، قهرمان عبدلی، اسمعیل ابونوری صفحات 103-134

    بر اساس آمارهای منتشرشده توسط بی ‏پی، ایران دارای بیشترین منابع گاز طبیعی در دنیا است. در اختیار داشتن این منابع موجب می شود که ایران توانایی بالقوه برای حضور موثر در بازارهای بین المللی گاز طبیعی داشته باشد. یکی از مهم ترین بازارهایی که می تواند مقصد صادرات گاز طبیعی ایران از طریق خط لوله باشد، بازار گاز طبیعی اروپا است. بازار اروپا به دلیل حضور کشورهای صنعتی و کمبود منابع گاز طبیعی، بزرگ ترین بازار گاز طبیعی بشمار می آید. برای حضور در این بازار دو موضوع بایستی موردتوجه قرار گیرد، اولا صادرات گاز طبیعی ایران به این بازار با استفاده از خط لوله تنها از مسیر ترکیه امکان پذیر است؛ و ثانیا روسیه به عنوان بزرگ ترین صادرکننده گاز طبیعی به اروپا دارای قدرت بالای چانه زنی در این بازار است؛ بنابراین برنامه ریزی برای حضور در بازار اروپا بایستی با در نظر گرفتن نحوه تعامل با این دو کشور انجام شود. در این مقاله با استفاده از ادبیات بازی شبکه، اثر تشکیل ائتلاف بین ایران و روسیه، بر قدرت چانه زنی ایران در ورود به بازار اروپا موردبررسی قرارگرفته است. بر اساس نتایج به دست آمده در این مقاله، به دلیل اهمیت خطوط لوله در مبادلات گاز طبیعی، ائتلاف بین ایران و روسیه اثری بر قدرت چانه زنی ایران در ورود به بازار گاز طبیعی اروپا ندارد.

    کلیدواژگان: گاز طبیعی، ایران، روسیه، ترکیه، اروپا، بازی شبکه
  • محسن کریمی*، تیمور محمدی صفحات 135-164

    در این مقاله سعی شده است مدل سازی عامل پایه و قابلیت ها و کارکرد آن در اقتصاد، که امروزه "اقتصاد محاسباتی عامل پایه " نامیده می شود، معرفی گردد. مدل های رایج اقتصادی گاهی برای آنکه امکان حل تحلیلی داشته باشند مبادرت به وضع فروض بیش از اندازه ساده کننده می کنند و به همین دلیل گاهی آن قدر از واقعیت فاصله می گیرند که سیاست گذار اقتصادی نمیتواند به نتایج این مدل ها به راحتی اعتماد کند. تلاش های زیادی توسط اقتصاددانان برای کاستن این شکاف صورت گرفته است که اقتصاد محاسباتی عامل پایه یکی از آنهاست. موضوعات و مسائلی در اقتصاد همچون عدم تعادل، ناهمگنی، یادگیری و عقلانیت محدود ، غیرخطی بودن، تعاملات محلی ، ساختار شبکه ای، پیچیدگی ، خطای تجمیع و کلیت گرایی از جمله مسائلی است که در این مقاله برشمرده می شود و ظرفیت های اقتصاد محاسباتی عامل پایه در مواجهه با این مسائل تبیین می گردد. در پایان نیز یک مدل عامل پایه، با موضوع اطلاعات نامتقارن در بازار محصولاتی با کیفیت پنهان از دید مصرف کننده، ارایه شده است تا برخی از قابلیت های این رویکرد جدید به تصویر کشیده شود.

    کلیدواژگان: مدل سازی عامل پایه، اقتصاد محاسباتی عامل پایه، شبیه سازی، پیچیدگی
  • غلامحسین کیانی*، رحمان خوش اخلاق، محمد مهدی کمال صفحات 165-188

    آب رودخانه زاینده رود در استان های چهارمحال و بختیاری، اصفهان و یزد در بخشهای مختلف کشاورزی، صنعت و شرب به صورت رقابتی استفاده می شود. در این پژوهش به این سوال پاسخ داده می شود که از دیدگاه اقتصادی، مقدار بهینه تخصیص منابع آب بین بخشها و استانهای مختلف چقدر است؟ برای پاسخ به این سوال از نظریه بازی ها، مدل بهینه یابی غیرخطی و توابع تقاضای سال 1392 استفاده شد . با حداکثر سازی اضافه رفاه مصرف کنندگان بخش های شرب سه استان، بخش کشاورزی استان اصفهان و چهارمحال و بختیاری و بخش صنعت استان اصفهان، میزان تخصیص بهینه در حالت های مختلف همکاری و غیر همکاری در قالب ائتلاف های سه گانه و دوگانه، ضمن بررسی وجود هسته، مشخص شد. نتایج این پژوهش نشان داد که در صورت همکاری بین بخش های مختلف سه استان، اضافه رفاه کل نسبت به شرایط عدم همکاری به میزان 2.95% افزایش پیدا خواهد کرد. در صورت ایجاد ائتلاف همکاری کامل بین سه استان، اضافه رفاه استان اصفهان به میزان 6.10% و استان یزد به میزان 0.09% نسبت به شرایط عدم همکاری افزایش خواهد یافت اما اضافه رفاه استان چهارمحال و بختیاری به میزان 24.49% کاهش پیدا خواهد کرد. لیکن از محل افزایش در اضافه رفاه استان های اصفهان و یزد می توان کاهش در اضافه رفاه استان چهارمحال و بختیاری را جبران نمود. درصورتی که تخصیص در حالت ائتلاف سه گانه به صورت شاپلی در بین بازیکن ها انجام بگیرد، تخصیص در هسته قرارگرفته و مکانیزم خودکاری ایجاد می شود که درنهایت موجب شکل گیری ائتلاف سه گانه خواهد شد.

    کلیدواژگان: نظریه بازی ها، تخصیص بهینه آب، ارزش شاپلی، اضافه رفاه، زاینده رود
  • علی اکبر قلی زاده*، سیاوش گلزاریان پور، فریبا شکوری صفحات 189-214

    یکی از آثار و پیامدهای فعالیت های پولی موسسات اعتباری، پیدایش مطالبات غیرجاری است. پدید های که تاثیرات منفی بر چرخه منابع و مصارف بانک ها می گذارد. یکی از مهمترین عوامل موثر بر مطالبات معوق بانکی، تغییرات قیمت مسکن است. رونق ها و رکود های بخش مسکن می تواند بر قدرت بازپرداخت تسهیلات دریافتی تاثیرگذار باشد. در این مطالعه با استفاده از مدل (بلاندل و باند، 1998)، سعی بر آن است که تاثیر قیمت مسکن بر مطالبات غیرجاری بخش بانکی مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور از یک مدل پانل پویا برای یک نمونه شامل 15 بانک کشور در طول دوره زمانی 1395-1384 با روش گشتاور های تعمیم یافته استفاده شده است. در این مطالعه از نرخ رشد تولید ناخالص داخلی بدون نفت، نرخ رشد تغییرات قیمت واقعی مسکن و نرخ بیکاری به عنوان متغیر های مستقل و نسبت تسهیلات به دارایی، نسبت هزینه به درآمد، اندازه بانک و نسبت تسهیلات اعطایی به بخش ساختمان و مسکن به کل تسهیلات به عنوان عوامل درون بانکی استفاده شده است.نتایج نشان میدهد تغییرات قیمت واقعی مسکن و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی اثر منفی و معنادار بر نسبت مطالبات غیرجاری به تسهیلات دارند، بین نرخ بیکاری و ریسک اعتباری رابطه معنا داری یافت نشد. بررسی عوامل درون بانکی هم نشان میدهد، نسبت مطالبات غیرجاری به تسهیلات با نسبت تسهیلات به دارایی، نسبت هزینه به درآمد و اندازه بانک رابطه مثبت و معنادار دارد. بین نسبت تسهیلات اعطایی به بخش ساختمان و مسکن به کل تسهیلات و نسبت مطالبات غیرجاری به تسهیلات رابطه معناداری وجود نداشت.

    کلیدواژگان: قیمت مسکن، مطالبات غیرجاری، روش گشتاور های تعمیم یافته
  • معصومه مطلبی*، محمد علیزاده، محسن نظری فارسانی صفحات 215-240

    مطالعه حاضر به بررسی رابطه بین کارآفرینی در بخش صنعت، رشد اقتصادی و نرخ اشتغال در اقتصاد ایران، با استفاده از مدل خودرگرسیون برداری، با استفاده از روش رگرسیون به ظاهر نامرتبط و مدل خود رگرسیون برداری ساختاری کوتاه مدت، می پردازد. با توجه به وابستگی اقتصاد ایران به صادرات نفت، در سال های اخیر، تحریم ها و نوسانات قیمت نفت، سبب کاهش رشد اقتصادی در ایران شده است. کارآفرینی در صنعت با توجه به جمعیت جوان ایران، می تواند به افزایش ظرفیت بخش تولیدی منجر شود که به نوبه خود می تواند بر افزایش صادرات غیرنفتی تاثیر مثبت بگذارد و از وابستگی اقتصاد ایران به درآمد نفت بکاهد. بعد از تخمین مدل با استفاده از داده های سالانه از 1338 تا 1395، نتایج نشان می دهد که کارآفرینی در بخش صنعت با 6 دوره وقفه اثر مثبت بر رشد اقتصادی و با 5 دوره وقفه اثر مثبت بر نرخ اشتغال در اقتصاد ایران دارد. بنابراین، در صورت ایجاد کسب و کارهای جدید برای دوره های متوالی و تعطیل نشدن آن برای یک دوره حداقل شش ساله، کارآفرینی می-تواند بر اشتغال و رشد اقتصادی اثر مثبت داشته باشد. نرخ اشتغال با دو دوره وقفه اثر مثبت بر کارآفرینی در بخش صنعت و رشد اقتصادی دارد. نتایج برای الگوی خود رگرسیون برداری ساختاری کوتاه مدت بیانگر اثر مثبت رشد اقتصادی بر اشتغال است. بنابراین، افزایش رشد اقتصادی می تواند اثر مثبت در دوره جاری بر نرخ اشتغال داشته باشد.

    کلیدواژگان: کارآفرینی، تشکیل شرکت جدید، رشد اقتصادی، اشتغال، مدل VAR
  • رامیار رفاعی*، مرتضی سامتی، سارا قبادی صفحات 241-272

    تغییرات شاخصها و متغیرهای کلان اقتصادی مانند کاهش تولید ناخالص داخلی، کاهش صادرات نفت و تغییرات نرخ ارز نشان از وجود رکود طی دوره هایی در اقتصاد ایران دارد. در این مقاله از زنجیره مارکوف مونت کارلو (MCMC) و الگوریتم MH برای شناسایی عوامل موثر بر این رکود اقتصادی طی سالهای 1395-1357 استفاده می شود. بررسی ها نشان می دهد نتایج الگوریتم MH، نتایج تخمین الگو با استفاده از رهیافت زنجیره مارکوف مونت کارلو را تایید می کند و در سطح اطمینان 95 درصد ضرایب متغیرها به لحاظ آماری معنادار و قابل اعتماد هستند. بنابراین تاثیرگذارترین متغیرها بر رکود اقتصادی با رهیافت مونت کارلو، تغییرات نرخ ارز، قیمت نفت خام و فساد دولتی برآورد شدند همچنین نتایج نشان می دهد که ماتریس عوامل بیز برای همه الگوهای برآوردی به خوبی طبق استدلال قرار گرفته اند. احتمالات پسین رژیم ها و نسبت درست نمایی نهایی نشان می دهد که نقاط تغییر در الگوی ششم (با متغیرهای: نرخ ارز، قیمت نفت خام، فساد دولتی و بهره وری) با بقیه الگوهای ارائه شده متفاوت است بنابراین تغییر رژیم در این الگو اتفاق می افتد.

    کلیدواژگان: الگوریتم MH، زنجیره مارکوف مونت کارلو، رکود اقتصادی، عوامل بیز
|
  • Raha Gharraie*, Ebrahim Hadian, zahra dehghan shabani Pages 1-22

    Using a sticky price dynamic stochastic general equilibrium (DSGE) model, this paper study how the presence of both Ricardian and non-Ricardian households in the economy might affect the effectiveness of the monetary policy on macroeconomic dynamics and the determinacy of equilibrium in Iran. If the household participation in the financial market is not sufficiently big, the slope of a dynamic IS curve becomes positive. In the case of an upward-sloping IS curve, the equilibrium is indeterminant. Based on the degree of financial development in Iran, we estimate the share of non-Ricardian households for two periods: 1990 to 1999 and 2000 to 2017. The results show that during the first period, the share of non-Ricardian household in Iranian economy was 54 percent and the slope of the IS curve was upward. Hence, the model did not have a stable equilibrium during 1990-1999. However, in the second period, with an increase in the level of financial development in Iran, the share of non-Ricardian household decreased to 38 percent. In this case, the dynamic IS curve sloped downward and the model had a stable unique equilibrium. The impulse response functions show that in the second period, a monetary shock has the expected effect on macroeconomic variables including output, inflation, employment, real wage and the growth rate of money base. Our results underscore the role of households' participation in the financial market in the effectiveness of the monetary policy on macroeconomic variables and the determinacy of equilibrium in a dynamic stochastic model.

    Keywords: Heterogeneous Households, Monetary Policy, Dynamic IS Curve, DSGE Model, Iran
  • hesameddin ghasemi*, Abbas arabmazar Pages 23-48

    The purpose of this paper is to define and calculate Iran's monetary and financial sector resilience index. So, according to the existing resilience literature, and using the grounded theory (GT) approach, theoretical saturation was obtained with respect to the resilience components of the monetary and financial sector and Indicator factors were extracted using the bayesian model averaging approach. Five variables were identified in the presence of 22 variables, in the framework of the model's uncertainty and with an estimated three million and six hundred thousand regressions; which include the growth rate of government oil revenues, the fluctuation of the growth rate of liquidity, Risk index, the ratio of bank debt to the central bank to the monetary base and the ratio of government debt to the banking system to liquidity, as non-fragile variables,(this means that it retains its work as an effective factor in the resilience of the monetary and financial sector in the presence of other variables and have meaning). Which shows that because of the probability of a higher uptake, these variables should be considered more than other variables in assessing the effect of monetary and financial sector. The time series of the index of monetary and financial sector resilience is calculated based on the normalized variables of these variables for the period from 1976 to 2016.

    Keywords: Resilience, Vulnerability, Grounded theory, Bayesian Model Averaging, Monetary, Financial Sector
  • ahmad sujudi*, saeed Daei Karimzadeh Pages 49-72

    The performance of the fiscal policy has always been one of the topics discussed in macroeconomics. The main purpose of this paper is to investigate the effect of government expenditures on the current account and the real effective exchange rate in two groups of oil and non-oil developing countries. In this regard, we used Panel VAR method and annual data during 2001-2015. Empirical findings show that the government expenditures shocks on the current account in the two groups of oil and non-oil countries is negative, leading to current account deficits, but in the long run, the current account deficit in oil countries is increasing and in non-oil countries is decreasing. The results also showed that the impact of government expenditures shocks on the real effective exchange rate in the two groups of oil and non-oil countries is different. So that the impact of government expenditures in non-oil countries in the short term will increase real effective exchange rate and in the mid and long term it will decrease, but in oil countries, the government expenditures shocks will increase the real effective exchange rate.

    Keywords: real effective exchange rate, current account, government expenditures, Panel-VAR
  • Narges Javidi.A.Aval*, Ahmad Assadzadeh, Sedaghat Shahmorad Pages 73-102

    One of the main concerns of economic scholars and thinkers is to predict the behavior of individuals in an economic system. Although economists often use complex mathematical equations for economic analysis, in recent decades due to the weakness of forecasting analyses based on equations and inability of such equations to justify empirical events, economists have used modeling and simulation methods. In other words, they are Looking for ways to justify complex phenomena in the economy as a complex system. In addition to applying complexity theory, this research attempts to introduce a research tool to scholars for the simulation of agent-based research. In this study, we will examine the efficiency of each system by developing an agent-based model based on a No-Ponzi economic system and comparing it with a Ponzi economic model. We will also examine the effects and consequences of some economic behaviors that are contrary to the ethics and teachings of Islam. Comparing the two models, the results indicate that the No-Ponzi model has a better human development index and more social welfare.

    Keywords: Agent-based modeling, Islamic economics, Wealth distribution, Gini coefficient, Consumption, Saving, Wealth
  • Alireza Fayazi*, Ghahraman Abdoli, Esmaiel Abounoori Pages 103-134

    According to the BP statistics, The Middle East with almost 40 percent of natural gas reserves is the richest region all over the world and Iran with more than 18 percent is the richest country. It means that Iran can become a great supplier in international natural gas markets. Transferring natural gas through the pipeline or transporting it in the liquefied form are the main options for natural gas trades in international markets. The geographical location of Iran in the Middle East makes it possible for Iran to export natural gas to Europe through the pipeline. In this trade two main issues should be considered. The pipeline should pass through Turkey and Russia as the main supplier has great bargaining power in the market. Trades in the natural gas market are restricted by the pipeline structure. So these markets can be considered a network and pipelines as the links of the network. Jackson (2005) introduced the link-based flexible networks method that can be used for the analysis of cooperative network games. In this paper, the effect of a coalition between Russia and Iran on the relative bargaining power of Iran, Russia, and Turkey have been studied. According to the results, Turkey, as the only available path to Europe, has considerable bargaining power and the coalition between Iran and Russia will have no effect on it. As Iran has no other choice to export natural gas to Europe through the pipeline, the coalition will have no effect on Iran’s bargaining power.

    Keywords: Natural gas, Iran, Russia, Turkey, Europe, Network Game
  • Mohsen Karimi*, Teymoor Mohammadi Pages 135-164

    This paper introduces Agent Based Modeling (ABM) approach in social sciences especially in economics. By comparing the restrictions of mainstream economic models to those of agent based models we explain the benefits and capacities of using agent based modeling in economics named Agent based Computational Economics (ACE). Due to this restrictions and over simplifying assumptions in traditional models, sometimes economic policy makers cannot trust the results of these models because those assumptions caused them to be far from reality especially in case of abnormality and non-equilibrium. ACE is one of the so many efforts of economist to reduce this gap between economic models and economic realities. We enumerate some of the economic issues such as non-equilibrium, heterogeneity, learning and bounded rationality, nonlinearity, local interaction, network structure, complexity, aggregation failure and holism, and we explain the capacities of ACE to face with each of these issues. Finally we present a simple agent based model to deal with Markets Where Consumers are imperfectly informed about products quality.

    Keywords: Agent Based Modelling (ABM), Agent Based Computational Economics (ACE), Simulation, Complexity
  • Gholam Hossain Kiani*, Rahman Khosh Akhlagh, Mohammad Mahdi Kamal Pages 165-188

    Water of Zayandehrood River is used as rival in the agriculture, industry and domestic sectors of Chaharmahal & Bakhtiari, Isfahan and Yazd provinces. In this study we answer to this question: How water resources must be optimally allocated among these sectors? In this regards game theory, a nonlinear programming model and demand functions in 2013 were used to maximize the consumers’ surplus in domestic sector of all provinces, agricultural sector of Isfahan and Chaharmaha l& Bakhtiari and the industry sector of Isfahan province. The different forms of cooperation as triple and dual form of coalitions were investigated and the existence of core was checked.The results showed that in the cooperative scenario among the different sectors of the three provinces, the consumer surplus will increase 2.95% compare to the non-cooperation scenario. In the cooperative scenario the consumer surplus will be increased respectively 6.1% and 0.09% in the Isfahan and Yazd provinces, whereas decreased 24.49% in Chaharmahal & Bakhtiary province. However, this consumer surplus reduction can be compensated from increased surplus in two other provinces. If the allocation forms in the Shapley structure in triple coalition among the players, the allocation will be located in the core and the automatic mechanism will be created that finally forms the Triple coalition.

    Keywords: Game Theory, Efficient allocation, Shaply value, Surplus, Zayanderood
  • Ali Akbar Gholizadeh*, Siavash Golzarianpour, fariba shakouri Pages 189-214

    mersion of Non-current demands is one of the effects monetary activities of credit institutions. A phenomenon that has a negative impact on the resource and cost cycle of banks. Housing price changes is one of the most important factors affecting on delayed bank demands. The boom and stagnation of the housing sector, can be effective on the repayment ability of the received facility. In this study, using the model (Blundell and Bond, 1998), it is attempting to examine the effect of housing prices on nonperforming loans in the banking sector. For this purpose, a dynamic panel model was used for a sample of 15 banks during the period of 2005-2015 using generalized moments method. In this study, the growth rate of GDP without oil, the rate of growth of housing price changes and the unemployment rate is used as independent variables and the ratio of facilities to assets, the ratio of cost to income, the size of the bank and the proportion of facilities granted to the housing and housing sector to the total facility is used as the factors of inter banking. The results of this study shows that the growth rate of housing price changes and the growth rate of gross domestic product without oil has a negative and significant effect, and unemployment rate has a positive effect on the ratio of non-current demands to facilities.

    Keywords: Housing prices, non-current demands, generalized moments method
  • masoumeh motallebi*, Mohammad Alizadeh, mohsen Nazari Farsani Pages 215-240

    The present study investigates the relationship between entrepreneurship in industrial sector, economic growth and employment rate in the Iranian economy, using the vector Auto-regressive model, using the Seemingly Unrelated Regression method and short-run Structural Vector Auto-Regressive model. According to the dependence of the Iranian economy on oil exports, sanctions and fluctuations in oil price in recent years have reduced economic growth in Iran. Entrepreneurship in the industry according to the young population of Iran, can lead to increase capacity in manufacturing sector, which in turn can have a positive impact on increasing non-oil exports and reduce the dependence of the Iranian economy on oil revenue. After estimating the model using annual data from 1959 to 2016, the results show that entrepreneurship in industrial sector has a positive effect on economic growth with six lag periods and employment rate with five lag periods in Iranian economy. Therefore, entrepreneurship can have a positive effect on employment and economic growth if new businesses are created for successive periods and not closed for at least six years. Employment rate has a positive effect on entrepreneurship in the industrial sector and economic growth with two lag periods. The results for the short-run SVAR pattern reflect the positive effect of economic growth on employment. Therefore, increasing economic growth can have a positive effect on employment rate in the current period.

    Keywords: entrepreneurship, new company formation, economic growth, employment, VAR model
  • ramiar refaei*, morteza sameti, sara ghobadi Pages 241-272

    Changes in macroeconomic indices and variables such as the decline in GDP, the decline in oil exports, and the exchange rate fluctuation indicate a period of recession in the Iranian economy. In this paper, the Monte Carlo Markov Chain (MCMC) and the MH algorithm are used to identify the factors that contributed to this recession during the years 0-1. The studies show that the results of MH algorithm confirm the model estimation results using Monte Carlo Markov chain approach and at 95% confidence level the coefficients of the variables are statistically significant and reliable. Therefore, the most influential variables on the recession were estimated by Monte Carlo approach, exchange rate changes, crude oil prices, and government corruption. The results also show that the Bayes factor matrix for all estimation models is well-reasoned. The later probabilities of regimes and the final exponential ratio show that the change points in the sixth pattern (with variables: exchange rates, crude oil prices, government corruption and productivity) are different from the rest of the models presented, so regime change occurs in this model.

    Keywords: MH Algorithm, Monte Carlo Markov Chain, Recession, Bayes Factors