فهرست مطالب

روان پرستاری - سال هفتم شماره 4 (مهر و آبان 1398)
  • سال هفتم شماره 4 (مهر و آبان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/09
  • تعداد عناوین: 10
|
  • آناهیتا خدابخشی کولایی*، محمدرضا فلسفی نژاد، وجیهه اشرفی اصفهانی صفحات 1-9
    مقدمه

    نوجوانانی که در مراکز شبانه روزی بهزیستی زندگی می کنند به دلیل عدم حمایت خانواده، بیشتر از همسالان خود در معرض آسیبهای روان شناختی قرار دارند. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی برنامه آموزش گروهی مدیریت خشم بر پرخاشگری و اضطراب اجتماعی نوجوانان پسر مقیم مراکز شبانه روزی بهزیستی انجام شد.

    روش کار

    این پژوهش از نوع ترکیبی متوالی اکتشافی بود. جامعه پژوهش شامل پسران نوجوان مراکز شبانه روزی جنوب شرق استان تهران در سال 1396 بودند. در مرحله کیفی پژوهش،12 نوجوان به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه نیمه ساختار یافته از آنها به عمل آمد و سپس داده ها براساس تحلیل محتوای کیفی مرسوم بررسی شدند و برنامه مدیریت خشم براساس آن تدوین گردید. در مرحله نیمه آزمایشی،30 نوجوان از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های 15 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه پرخاشگری باس و پری  و سیاهه اضطراب اجتماعی کانور و همکاران (2000)  استفاده شد. سپس گروه آزمایش در هشت جلسه یک و نیم ساعته مداخله را دریافت کردند. داده ها توسط آزمون تحلیل کووریانس تک متغیره در نرم افزار SPSS نسخه 21 تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج پژوهش، تفاوت معناداری بین نمرات پیش آزمون (02/10 ± 87/58) و پس آزمون پرخاشگری (14/10±07/45) در گروه آزمایش نشان داد(P=0/001) . همچنین، تفاوت معناداری در نمرات اضطراب اجتماعی پیش آزمون (26/15±00/50) و پس آزمون (05/15±87/40) در پسران نوجوان قبل و بعد از آموزش گروهی مدیریت خشم وجود داشت(P=0/001).

    نتیجه گیری

    مداخله آموزش مدیریت خشم که متناسب با بافت و نوع زندگی نوجوانان پسر مقیم در مرکز طراحی شده بود به کاهش پرخاشگری و اضطراب اجتماعی آنها منجر شد. مشاوران می توانند برای پیشگیری از مشکلات روانشناختی در این گروه از نوجوانان از این مداخله بهره بگیرند.

    کلیدواژگان: درمان مدیریت خشم، اضطراب اجتماعی، پرخاشگری، نوجوان، بی سرپرست
  • حمید نجات، بهمن علیمرادی* صفحات 10-17
    مقدمه

    رابطه بین افسردگی و سیستم های مغزی تا حدودی از حمایت نظری و تجربی کافی برخوردار است، اما درباره سیستم های مغزی رفتاری و اندوه پس از زایمان رابطه اندکی وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختارهای عصب روانشناختی در اختلال اندوه پس از زایمان مادران انجام شد.

    روش کار

    روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد. به منظور انجام مطالعه از میان تمامی مادران بعد از دوره زایمان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر مشهد در سال 1397 که تشخیص اختلال اندوه پس از زایمان گرفتند، 172 نفر با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه پنج عاملی جکسون و مقیاس افسردگی ادینبرگ را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده روش رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که سیستم بازداری رفتاری رابطه مثبت و معناداری و سیستم فعال ساز رفتاری رابطه منفی و معناداری در سطح آلفای (01/0) با اندوه پس از زایمان مادران داشتند. همچنین نتایج بیانگر آن است که 15 درصد از واریانس متغیر اندوه پس از زایمان توسط سیستم فعال ساز رفتاری و 10 درصد واریانس آن توسط سیستم بازداری رفتاری قابل تبیین است و این دو متغیر قوی ترین پیش بین کننده های اندوه پس از زایمان مادران می باشد.

    نتیجه گیری

    در مفهوم پردازی اختلال اندوه پس از زایمان، باید به نقش ساختارهای عصب روانشناختی به خصوص سیستم بازداری رفتاری توجه کرد.

    کلیدواژگان: ساختارهای عصب روانشناختی، سیستم های مغزی رفتاری، اندوه پس از زایمان، نظریه حساسیت به تقویت
  • راحله محمدنژاد*، سید محمود طباطبایی، معصومه آزموده، سید داود حسینی نسب صفحات 18-24
    مقدمه

    در چند دهه ی گذشته، افزایش چشمگیری در پژوهش های بالینی با هدف بررسی سازوکارهای زیرین اختلال رتینوپاتی دیابتی نوع 2 روی داده است. پژوهش حاضر نیز با هدف مقایسه ی تنظیم هیجان در بیماران رتینوپاتی دیابتی نوع 2 و همتایان عادی شهرستان تبریز انجام شد.

    روش کار

    این پژوهش از نوع مطالعات علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه بیماران رتینوپاتی دیابتی نوع دو شهر تبریز در سال 1397 بودند که تعداد 80  بیمار رتینوپاتی دیابتی نوع 2 و 80 فرد عادی به صورت در دسترس انتخاب و به پرسشنامه تنظیم هیجان گارنفسکی و کرایج پاسخ دادند. تحلیل داده ها با روش های آماری توصیفی و تحلیل واریانس چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 انجام شد.

    یافته ها

    تحلیل داده ها نشان داد که بین نمرات بیماران رتینوپاتی دیابتی نوع 2 و افراد عادی تفاوت معناداری در خودسرزنش گری، دیگر سرزنش گری، تمرکز بر فکر، فاجعه نمایی، کم اهمیت شماری، تمرکز مجدد مثبت، ارزیابی مجدد مثبت، پذیرش و تمرکز مجدد بر برنامه ریزی (P<0/01) وجود دارد.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت بیماران رتینوپاتی دیابتی نوع 2 از نظر تنظیم هیجان دچار نارسایی های بیشتری نسبت به همتایان عادی خود هستند. به عبارتی نمره بیماران دیابتی در راهبردهای سازش نایافته بیشتر از همتایان عادی و در راهبردهای شازش یافته نمره همتایان عادی بیشتر است.

    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، دیابت، رتینوپاتی
  • محمدرضا ایزدپناه کاخک، علی اکبر ثمری*، حسن توزنده جانی صفحات 25-31
    مقدمه

    با توجه به رشد روزافزون جمعیت سالمندان ایران و مشکلات جسمی و روانی آنان، بررسی امید به زندگی و عوامل مرتبط با آن در سالمندان ضرروی است. در نتیجه، مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش احساس تنهایی و فراهیجان مثبت در پیش بینی امید به زندگی مردان سالمند انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش مردان سالمند سرای سالمندی علی بن ابیطالب نیشابور در سال 1397 بودند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 132 نفر محاسبه که پس از بررسی ملاک های ورود به مطالعه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش خرده مقیاس فراهیجان مثبت و پرسشنامه های امید به زندگی و احساس تنهایی بودند. داده ها با روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام در نرم افزار SPSS-23 تحلیل شدند.

    یافته ها

     یافته ها نشان داد که بین احساس تنهایی با امید به زندگی سالمندان مرد رابطه منفی و معنادار (686/0-=r) و بین فراهیجان مثبت با امید به زندگی آنان رابطه مثبت و معنادار (787/0=r) وجود داشت. علاوه بر آن، احساس تنهایی و فراهیجان مثبت به طور معناداری توانستند 1/74 درصد از تغییرات امید به زندگی سالمندان مرد را پیش بینی نمایند که در این پیش بینی نقش فراهیجان مثبت از احساس تنهایی بیشتر بود (01/0P<).

    نتیجه گیری

     بر اساس یافته ها و اهمیت امید به زندگی، به مسئولان و متخصصان سرای سالمندان توصیه می گردد که برای ارتقای امید به زندگی مردان سالمند، فراهیجان مثبت آنها را افزایش و احساس تنهایی آنها را کاهش دهند که برای این منظور می توان از اردوهای شاد و متنوع و گفتگو و تعامل با سالمندان استفاده کرد.

    کلیدواژگان: احساس تنهایی، فراهیجان مثبت، امید به زندگی، سالمندان
  • سیما ابراهیمی، محمدکاظم فخری*، رمضان حسن زاده صفحات 32-40
    مقدمه

    ناباروری پیامدهای منفی بسیاری از جمله کاهش امیدواری و افزایش نگرش های ناکارآمد و فرانگرانی را به همراه دارد. یکی از روش های بهبود حالات روانشناختی، روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی است. بنابراین، هدف این مطالعه تعیین تاثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر امیدواری، نگرش های ناکارآمد و فرانگرانی در زنان نابارور بود.

    روش کار

    مطالعه حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش زنان نابارور مراجعه کننده به کلینیک های ناباروری شهر تهران در سال 1397 بودند. نمونه پژوهش 30 نفر بود که با روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای با روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی آموزش دید و گروه کنترل در لیست انتظار برای آموزش قرار گرفت. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های امیدواری، نگرش های ناکارآمد و فرانگرانی بودند. داده ها با آزمون های من- ویتنی، تی مستقل و تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS-18تحلیل شدند.

    یافته ها

     یافته ها نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر امیدواری، نگرش های ناکارآمد و فرانگرانی در زنان نابارور تفاوت معنی داری وجود داشت. به عبارت دیگر، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث افزایش امیدواری (001/0P<، 089/126F=) و کاهش نگرش های ناکارآمد (001/0P<، 596/68F=) و فرانگرانی (001/0P<، 190/143F=) در زنان نابارور شد.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته ها، توصیه می گردد که از روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برای بهبود ویژگی های مرتبط با سلامت زنان نابارور از جمله افزایش امیدواری و کاهش نگرش های ناکارآمد و فرانگرانی استفاده شود.

    کلیدواژگان: شناخت درمانی، ذهن آگاهی، امیدواری، نگرش های ناکارآمد، فرانگرانی، زنان نابارور
  • معصومه فعال، طناز عاطف وحید، زهرا مددی طائمه*، ناهید شعبان، امید امانی صفحات 41-49
    مقدمه

    دیابت عوارض جبران ناپذیری را بر عملکردهای جسمانی، روانی، ارتباطات فردی، خانوادگی و درک افراد از سلامتی برجای می گذارد. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روان شناختی و الگوهای ارتباطی خانواده زنان مبتلا به دیابت نوع دو انجام گردید.

    روش کار

    طرح پژوهش حاضر نیمه تجربی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری مطالعه در برگیرنده کلیه زنان مبتلا به دیابت نوع دو شهر تهران در سال 1396 - 1397 بود که از این میان تعداد 40 نفر براساس نرم افزار G- Power به صورت در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش با استفاده از گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد تحت مداخله قرار گرفته و داده های پژوهش به وسیله پرسشنامه های انعطاف پذیری روان شناختی و الگوهای ارتباطی خانواده گردآوری و به روش تحلیل کواریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS V. 22 تحلیل گردید.

    یافته ها

    نتایج بدست آمده بیانگر آن بود که بین میانگین نمرات پس آزمون متغیرهای انعطاف پذیری روان شناختی (001/0>P، 76/18=F)، ارتباط سازنده متقابل (001/0>P، 45/44=F)، ارتباط کناره گیر/ توقع (001/0>P، 38/51=F) و ارتباط اجتنابی متقابل (001/0>P، 14/16=F) دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود داشته و گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد موجب افزایش نمرات متغیر انعطاف پذیری روان شناختی، مولفه ارتباط سازنده متقابل و کاهش مولفه های کناره گیر متقابل و ارتباط اجتنابی متقابل متغیر الگوهای ارتباطی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون شده است.

    نتیجه گیری

    نتایج این پژوهش بیانگر سودمندی درمان موج سومی ارائه شده بر ابعاد فردی و خانوادگی فرد مبتلا به دیابت بود، از این روی می توان نتیجه گرفت که استفاده از درمان مقرون به صرفه، گروهی و موثری همچون پذیرش و تعهد می تواند زمینه ساز ارتقا کیفیت روابط و زندگی این گروه از بیماران گردد.

    کلیدواژگان: گروه درمانی، پذیرش و تعهد، انعطاف پذیری روان شناختی، الگوهای ارتباطی، دیابت نوع دو
  • سیده فاطمه موسوی* صفحات 50-56
    مقدمه

     مطالعه الگوهای تعاملی کسب شده در خانواده اصلی، آگاهی و پذیرش هیجانات فردی و کیفیت مقابله زوجی در مواجهه با استرس های بیرونی در پرستاران متاهل که بیش تر تحت فشارهای ناشی از زندگی خانوادگی و شغلی هستند، ضرورتی است که با هدف مطالعه عوامل زمینه ای، فردی و تعاملی بر میزان رضایت از زندگی زناشویی در این پژوهش به آن پرداخته می شود.

    روش کار

    روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کلیه پرستاران متاهل شاغل در بیمارستان های دولتی و غیردولتی شهر تهران در محدوده زمانی زمستان تا بهار سال 97-1396 بودند که از آن میان، 255 پرستار شامل 162 نفر شاغل در بیمارستان دولتی و 93 نفر در بیمارستان غیردولتی به روش دردسترس و داوطلبانه برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی (FFMQ)، مقیاس سنجش رضایت از رابطه (RAS)، مقیاس مقابله زوجی (DCI) و مقیاس خانواده اصلی (FOS) بودند.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که بین افزایش نمرات پرستاران در ابعاد استقلال همراه با صراحت بیان، مسئولیت، احترام به سایرین، بازبودن با دیگران، ایجاد فضای گرم در خانه، حل تعارض بدون استرس، حساسیت نسبت به مفاهمه و همدلی و ایجاد اعتماد از مولفه های خانواده اصلی با رضایت از رابطه زناشویی (0/001>p)، بین مولفه های ذهن آگاهی با رضایت زناشویی (0/001>p) و بین مهارت های مقابله زوجی در پرستاران با رضایت زناشویی (0/001>p) رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. نتایج همچنین نشان داد که مهارت های مقابله با استرس به تنهایی% 72 و ذهن آگاهی در گام دوم همراه با مهارت های مقابله در مجموع% 77 از واریانس رضایت از رابطه زناشویی را در پرستاران تبیین می کند.

    نتیجه گیری

    آگاهی از عوامل فردی، تعاملی و زمینه ای موثر بر رضایت زناشویی به عنوان عامل محافظت کننده در برابر فشارهای شغلی-خانوادگی متوجه پرستاران می تواند زمینه ارتقای کیفیت زندگی را در آن ها افزایش دهد.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، مقابله زوجی، رضایت زناشویی، خانواده اصلی
  • فاطمه افروزه، قاسم عسکری زاده*، افسانه توحیدی صفحات 57-63
    مقدمه

    بیماری مزمن مانند نارسایی کلیه که نیازمند انجام همودیالیز هستند تجربه ای چند بعدی است که موجب ناتوانی فرد در بسیاری از زمینه‏های روانی، اجتماعی، اقتصادی و... می‏شود، لذا این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری بر خستگی مزمن و اضطراب مرگ زنان تحت درمان با همودیالیز انجام شد.

    روش

    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود. نمونه‏ای به حجم 30 نفر از زنان تحت درمان با همودیالیز به روش نمونه‏گیری در دسترس از زنان تحت درمان با همودیالیز شهرستان رفسنجان انتخاب شد. داده‏های مورد نیاز از طریق پرسشنامه خستگی مزمن چالدر و همکاران (CFS) و پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر (TDAS)، در دو مرحله قبل از مداخله و بعد از مداخله جمع‏آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‏ها از تحلیل کوواریانس چند متغییری (MANCOVA) استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج آزمون‏های تحلیل کوواریانس چند متغییری نشان داد که آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری توانسته است خستگی مزمن و اضطراب مرگ زنان تحت درمان با همودیالیز را در افراد گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، در مرحله پس‏آزمون، به طور معناداری کاهش دهد.

    نتیجه گیری

    با توجه به اثربخشی مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری بر خستگی مزمن و اضطراب مرگ زنان تحت درمان با همودیالیز، می‏توان گفت که این مداخله برای کاهش نشانه‏های روان‏شناختی زنان تحت درمان با همودیالیز سودمند است. با توجه به یافته های این پژوهش مدیریت استرس به شیوه شناختی_رفتاری میتواند بر کاهش تجربه چند بعدی احساس ناتوانی در بیماران دارای نارسایی کلیه  که همزمان بایستی همودیالیز را انجام دهند موثر باشد و بایستی در مراکز درمانی نسبت به آموزش آن توجه ویژه اعمال شود.

    کلیدواژگان: مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری، خستگی مزمن، اضطراب مرگ، همودیالیز
  • زهرا قضاوی، رضا ضیغمی*، محمد ابراهیم ساریچلو، سعید شهسواری صفحات 64-73
    مقدمه

    مهارت های نظم جویی شناختی هیجان یکی از مهارت های مهم پیش بینی و ارتقای  بهزیستی روانشناختی به عنوان عامل پیش بینی کننده جلوگیری یا کاهش تنیدگی های حرفه ای محسوب می شود. هدف این پژوهش تعیین تاثیر آموزش مهارت های تنظیم شناختی هیجان بر بهزیستی روان شناختی پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی در سال 1398 است .

    روش  کار

    این پژوهش از نوع تجربی با دو گروه مداخله و کنترل و پیش آزمون-پس آزمون و دوره پیگیری بود. 62 نفر از پرستاران بخش های روانپزشکی بیمارستان های دولتی شهر قزوین در سال 1398، با روش نمونه گیری در دسترس و مبتنی بر معیارهای ورود به مطالعه انتخاب و با روش جایگزینی تصادفی ساده در گروه مداخله و کنترل گمارده شدند. داده ها با پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی قبل از مداخله و پرسشنامه 54گویه ای بهزیستی روانشناختی ریف در مرحله پیش آزمون و پس آزمون و سه ماه پس از پایان مداخله جمع آوری گردید. بسته آموزشی تنظیم شناختی هیجان براساس مدل گراس بصورت هفتگی و 8 جلسه یک ساعته برای گروه مداخله ارائه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارSPSS   نسخه 24 انجام شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که متغیرهای جمعیت شناسی بین دو گروه مداخله و کنترل همسان بوده است. میانگین نمره بهزیستی روانشناختی قبل از مداخله در گروه مداخله 06/218 و در گروه کنترل 87/217 بود (87/0P=)، که بلافاصله بعد از انجام مداخله و سپس سه ماه پس از آن در گروه مداخله به ترتیب به 38/251 و 51/234 و در گروه کنترل به ترتیب به 38/216 و 06/217 تغییر یافت (00/0P=). تحلیل واریانس با اندازه های تکراری با مقدار احتمال 00/0P= برای گروه مداخله و 42/0P= برای گروه کنترل نشان داد که تغییرات ایجاد شده در بهزیستی روانشناختی گروه مداخله ناشی از مداخله آموزشی بوده است.

    نتیجه گیری

    آموزش مهارت های نظم جویی شناختی هیجان، بهزیستی روانشناختی پرستاران بخش های روانپزشکی را ارتقاء داد، لذا توصیه می شود آموزش مهارت های تنظیم شناختی هیجان در برنامه آموزش ضمن خدمت پرستاران گنجانده شود.

    کلیدواژگان: پرستار، مهارت های نظم جویی شناختی هیجان، بهزیستی روان شناختی، بخش روانپزشکی
  • فریما رضوانی، شهرام وزیری، فرح لطفی کاشانی صفحات 74-83
    مقدمه

    این پژوهش با هدف بررسی الگوهای ساختاری بر اساس طرحواره های هیجانی، تعارض زوجین، شفقت بر خود با نقش حمایت اجتماعی به عنوان میانجی، با استرس مرتبط با ناباروری در زنان نابارور شهر تهران انجام گرفت.

    روش کار

    روش پژوهش حاضر از نوع معادلات ساختاری و جامعه آماری شامل کلیه زنان نابارور می باشد. بدین منظور 200 زن با تشخیص ناباروری اولیه و ثانویه مراجعه کننده به مراکز ناباروری شهر تهران در بهار 97، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به پرسشنامه های استرس ناباروری نیوتن، طرحواره هیجانی لیهی، تعارض زناشویی کنزاس (KMCS) ، شفقت بر خود، حمایت اجتماعی  (MOS) پاسخ دادند. برای مدل سازی معادلات ساختاری از نرم افزار Amoss 22 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که متغیرهای طرحواره اجتماعی همبستگی معنی دار منفی با حمایت اجتماعی و همبستگی معنی دار مثبت با استرس ناباروری، همچنین تعارض زناشویی همبستگی معنی دار مثبت با حمایت اجتماعی و همبستگی معنی دار منفی با استرس ناباروری دارد. متغیرهای شفقت با خود و حمایت اجتماعی همبستگی معنی دار با استرس ناباروری ندارد. حمایت اجتماعی میانجیگری جزئی رابطه بین طرحواره هیجانی، شفقت با خود و تعارض زناشویی با استرس مرتبط با ناباروری بود.

    نتیجه گیری

    براساس نتایج حاصل از پژوهش حاضر، با توجه به اثر غیرمستقیم حمایت اجتماعی بر استرس ناباروری، پیشنهاد می گردد، با افزایش حمایتهای اجتماعی و افزایش آگاهی افراد، خانواده ها، تیم بهداشتی و درمانی و همچنین سیاست گذاران امر سلامت از این مساله، در بهبود وضعیت نگرانی و استرس این زنان و از لحاظ حمایت روانی، اقتصادی و اجتماعی اقدام مناسب صورت پذیرد.

    کلیدواژگان: استرس ناباروری، طرحواره هیجانی، تعارض زوجین، شفقت بر خود، حمایت اجتماعی
|
  • Anahita Khodabakhshi Koolaee*, Mohammad Reza Falsafinejad, Vajiheh Ashrafi Esfehani Pages 1-9
    Introduction

    The present study was conducted with the aim of the development of anger management group training program and its effect on aggression and social phobia in adolescents of Tehran welfare organization boarding centers

    Methods

     The current research was explanatory sequential mixed method study. In the qualitative stage, the researcher selected twelve male adolescents from Tehran welfare organization boarding centers located in southeast of Tehran with available sampling method, and performed semi-structured interviews on them. Then anger management program was developed. In the experiment stage, from 60 adolescents qualified for participated the present study, 30 adolescents with the least scores in research questionnaires were selected and were replaced into two groups of experiment and control with random assignment method (15 individuals per group). Participants’ assessed in pretest and posttest by Aggression Questionnaire of Buss-Perry (1992) and Social Phobia Inventory of Connor et al. (2000). Then, the adolescents of the experiment group received the anger management program in eight weekly group session of 90-mins, but the control group received no intervention. The data were analyzed through uni-variate analysis of covariance by SPSS 21.

    Results

     Findings indicated that there was significant difference in aggression between adolescents boys in pre and post-test experiment and control groups (P=0/001). In addition, there was significant difference between means scores of social phobia in adolescents boys in experiment and control groups pre and post-test (P=0/001).

    Conclusion

      the efficiency of the anger management intervention in adolescents living in foster centers. The counselors are working at these centers can be use this psychological intervention to reducing aggression and social phobia among adolescents.

    Keywords: Anger Management therapy, Social Phobia, Aggression, Adolescent, Orphan
  • Hamid Nejat, Bahman Alimoradi* Pages 10-17
    Introduction

    The association between depression and brain systems has received both theoretical and empirical support. However, less is known about the behavioral brain systems and postpartum blues in this relationship. This research investigates the role of neuropsychological structures in postpartum blue: According revised reinforcement sensitivity theory.

    Methods

    The present study was a descriptive correlational research. Study population included all referred females who diagnosed as mothers with postpartum blues in health centers of Mashahd city during 2018. A total sample of172mothers with postpartum blues selected with Multi-stage cluster sampling method. The participants completed brain behavioral systems Scale and Edinburgh Postpartum Depression Scale. Collecteddata were analyzed by a stepwiseregression model.

    Results

    The results showed that the behavioral inhibition system has a positive and significant relationship And behavioral activation system had a negative and significant relationship with postpartum blues in alpha level (0.01).The results also indicate that 15% of the variance of postpartum blues is explained by behavioral activation system and 10% of its variance can be explained by behavioral inhibition system. These two variables are the strongest predictors of postpartum blues.

    Conclusion

    In order to conceptualization postpartum blues disorder, we need to consider the role of behavioral inhibition system.

    Keywords: neuropsychological structures, Brain Behavioral System, Postpartum Blues, reinforcement sensitivity theory
  • Rahelae Mohammadnejad*, Seyed Mahmoud Tabatabaee, Masoomeh Azmodeh, Seyyed Davood Hosseini Nasab Pages 18-24
    Introduction

    Over the past few decades, there has been a dramatic increase in clinical research with the aim of investigating the underlying mechanisms of type 2 diabetic retinopathy disorder. The aim of this study was to compare the excitement of patients with type 2 diabetic retinopathy and normal counterparts in Tabriz.

    Methods

    This study was a comparative study. The statistical population of this study was all patients with type 2 diabetes retinopathy in Tabriz in 2018. In this study, 80 patients with type 2 and 80 normal diabetic retinopathy were selected randomly and responded to the emotion regulation questionnaire. Data were analyzed using descriptive statistics and multivariate analysis of variance using SPSS software version 21.

    Results

    Data analysis showed that there was a significant difference between the scores of type 2 diabetic retinopathy and normal people in self-induction, other blame, focus on thought, disaster, negligence, positive re-focus, positive reappraisal, acceptance and There is a focus on planning (P <0/01).

    Conclusion

    According to the results of this study, it can be concluded that patients with type 2 diabetes retinopathy have more emotional deficits than their normal counterparts.

    Keywords: emotion regulation, Diabetes, Retinopathy
  • Mohammadreza Izadpanah Kakhak, Aliakbar Samari*, Hasan Tozandehjani Pages 25-31
    Introduction

    Considering to the growing Iran’s elderly population and their physical and psychological problems, investigation life expectancy and its related factors in elderly is necessary. As a result, present study aimed to investigate the role of loneliness and positive meta-emotion in predicting life expectancy of elderly men.

    Methods

    This was a descriptive correlational study. The research population was elderly men of Neyshabur’s Ali-ebn AbiTaleb’s elderly home in 2018 year. Sample size was calculated based on Cochran formula 132 people who after reviewing the inclusion criteria were selected by available sampling method. The research tools were the positive meta-emotion subscale and questionnaires of life expectancy and loneliness. Data were analyzed by methods of Pearson correlation and multiple regression with stepwise method in SPSS-23 software.

    Results

    The findings showed that there was a negative and significant relationship between the loneliness with life expectancy of elderly men (r=-0/686) and a positive and significant relationship between the positive meta-emotion with their life expectancy (r=0/787). In addition, loneliness and positive meta-emotion significantly could predict 74/1 percent of variance of life expectancy of elderly men, who in this predicting the role of positive meta-emotion was higher than loneliness (P<0/01).

    Conclusions

    Based on the findings and importance of life expectancy, to elderly home officials and specialists recommended that for promote the life expectancy of elderly men increase their positive meta-emotion and decrease their loneliness, which for this purpose can be used from happy and diverse camps and talking and interacting with elderly.

    Keywords: Loneliness, Positive Meta-emotion, Life Expectancy, Elderly
  • Sima Ebrahimi, Mohammadkazem Fakhri*, Ramezan Hasanzadeh Pages 32-40
    Introduction

    Infertility has many negative consequences, such as decreasing hope and increasing dysfunctional attitudes and meta-worry. One of the methods to improve psychological states is mindfulness-based cognitive therapy method. Therefore, the aim of this study was determine the effect of mindfulness-based cognitive therapy on hope, dysfunctional attitudes and meta-worry in infertile women.

    Methods

    The present study was a semi-experimental with pre-test and post-test design with control group. The research population was infertile women who referred to infertility clinics of Tehran city in 2018 year. The research sample consisted of 30 people who were selected by voluntary sampling method and randomly assigned into two equal groups (each group 15 people). The experimental group trained 8 sessions of 90-minute with mindfulness-based cognitive therapy method and the control group were placed on the waiting list for training. The research tools were the questionnaires of hope, dysfunctional attitudes and meta-worry. Data analyzed with Mann-Whitney, independent t-test and multivariate analysis of covariance methods in SPSS-18 software.

    Results

    The findings showed that there was a significant difference between the experimental and control groups in terms of hope, dysfunctional attitudes and meta-worry in infertile women. In the other words, mindfulness-based cognitive therapy led to increase hope (F=126/089, P<0/001) and decrease dysfunctional attitudes (F=68/596, P<0/001) and meta-worry (F=143/190, P<0/001) in infertile women.

    Conclusions

    Based on the findings, it is suggested that use from mindfulness-based cognitive therapy method for improve the health-related characteristics of infertile women such as increasing hope and decreasing dysfunctional attitudes and meta-worry.

    Keywords: Cognitive Therapy, Mindfulness, Hope, Dysfunctional Attitudes, Meta-worry, Infertile Women
  • Masoume Faal, Tanaz Atef Vahid, Zahra Madaditaeme*, Nahid Shaaban, Omid Amani Pages 41-49
    Introduction

    Diabetes has irreversible effects on physical, psychological, personal, family relationships and perceptions of health. The purpose of this study was to evaluate the effectiveness of acceptance and commitment based group therapy on psychological resilience and family patterns of women with type 2 diabetes.

    Methods

    The design of this study was quasi-experimental with pre-test and post-test with control group. The statistical population of the study included all women with type 2 diabetes in Tehran in the year 1976-97. Of these, 40 individuals were selected according to G-Power software and assigned to experimental and control groups. The experimental group received intervention based on Acceptance and Commitment Therapy.

    Results

    The results indicated that there was a significant relationship between the mean scores of psychological flexibility variables (F = 18.76, P <0.001), interactive construct (P = 0.001, F = 44.45), and withdrawal. / Expectation (P = 0.001, F = 51/38) and Avoidance Relationship (P = 0.001, F = 16.14) There was a significant difference between the experimental and control groups and acceptance and commitment group therapy increased The variables of psychological flexibility variable, component of cross-linking and reduction of cross-withdrawal components, and variable avoidance cross-linking of the communication patterns of the experimental group were tested in the post-test.

    Conclusion

    The results of this study indicate the usefulness of the third wave treatment presented on the individual and family dimensions of the person with diabetes. Therefore, it can be concluded that the use of cost-effective, group and effective therapies such as acceptance and commitment can improve the quality of relationships and The life of this group of patients.

    Keywords: Group Therapy, Acceptance, Commitment, Psychological Flexibility, Communication Patterns, Diabetes
  • Seyyedeh Fatemeh Mousavi* Pages 50-56
    Introduction

    the study of the relational patterns obtained from the family of origin, the awareness and acceptance of personal emotions and the quality of the dyadic coping to external stress in married nurses who are under the pressure of family life and workload, are necessary that were investigated with the aim of focus on the effect of background, personal and interactive factors on marital satisfaction of married nurses.

    Methods

    The research method is descriptive and correlational. The statistical population of the study was all married nurses working in governmental and non-governmental hospitals in Tehran during the winter period until the spring of 2017-2018. So 255 married nurses included 162 employed in the public hospital and 93 in the nongovernmental hospital were participated by voluntary in the research. For assessing the variables Five Facet Mindfulness Questionnaire (FFMQ)‎, ‎Relationship Assessment Scale (RAS), Dyadic Coping Inventory (DCI) and ‏Family of Origin Scale (FOS) were used.

    Results

    The results showed that there was positive correlation between the increase of nurses' scores in the dimensions of independence with emotional expression, responsibility, respect for others, openness, creating a warm atmosphere at home, conflict resolution without stress, sensitivity to communication and empathy, and trust as components of family of origin with marital satisfaction (p <.001), there was significant association between dimensions of mindfulness and marital satisfaction (p<.001) and there was significant association between dyadic coping and marital satisfaction (p<.001). The results also showed that in first step of regression analysis dyadic coping alone 72% and in the second step mindfulness with dyadic coping explained 77% of the variance of marital satisfaction in married nurses.

    Conclusion

    Awareness of the personal, interactional and background factors affecting marital satisfaction as a protective factor against family-work-related stresses can increase the quality of life in nurses.

    Keywords: mindfulness, dyadic coping, marital satisfaction, family of origin.‎
  • Fatemeh Afrozeh, Ghasem Askarizadeh*, Afsaneh Towhidi Pages 57-63
    Introduction

    Chronic illness, such as renal failure requiring hemodialysis, is a multidimensional experience that causes a person to be impotent in many psychosocial, social, and economical fields. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effectiveness of cognitive-behavioral stress management on chronic fatigue and death anxiety in women undergoing hemodialysis.

    Methods

    The research method was semi-experimental. A sample of 30 women who underwent hemodialysis was selected using available sampling method all women undergoing hemodialysis in Rafsanjan. Required data were collected through Cholesterol Factors Questionnaire (CFS) and Tempter's Death Anxiety Questionnaire (TDAS) in two stages before and after the intervention. To analyze the data, multivariate covariance analysis (MANCOVA) was used using SPSS software.
     

    Results

    The results of multivariate analysis of covariance analysis showed that cognitive-behavioral stress management training has been able to determine the chronic fatigue and death anxiety in hemodialysis women in the experimental group compared to the control group, in the post-test phase, significantly reduced.
     

    Conclusion

    According to the findings of this research, cognitive-behavioral stress management can be effective in reducing the multidimensional experience of disability in renal failure patients undergoing hemodialysis at the same time and should be given special attention to treatment in the treatment centers.

    Keywords: Cognitive–behavioral stress management, chronic fatigue, death anxiety, hemodialysis
  • Zahra Ghazavi, R Zeighami*, ME Sarichloo, S Shahsavari Pages 64-73
    Introduction

      Psychological well-being is a predictive factor for preventing or reducing occupational stress one of the important skills that predict and promote psychological well-being is the application of cognitive emotion regulation skills.
    The main purpose of this study was to determine the effect of cognitive emotion regulation skills training based on Gross model on the level of psychological well-being of nurses working in psychiatry wards in 2019.

    Methods

    The study was experimental with two groups of intervention and control and pre-test-post-test and follow-up. For the purpose of this study, 62 nurses working in psychiatry departments of public hospitals in Qazvin in 2019 were selected by convenience sampling method based on inclusion criteria and sample size calculations. Simple randomized substitution method was used in 31 patients in the intervention group and 31 in the control group. Findings were collected on the basis of demographic information questionnaire before the intervention and 54-item Reef psychological well-being questionnaire in one pre-test and two post-test (immediately and then three months after the intervention of the intervention group). The intervention group received cognitive emotion regulation training based on Gross Model during 8 sessions of one hour per week. Repeat Measure ANOVA test was used to analyze the data. The results were analyzed by SPSS 24 software.

    Results

    The findings showed that demographic variables were similar between the intervention and control groups. The mean score of psychological well-being before the intervention in the intervention group was 218.86 and in the control group was 217.87 (P = 0.87), which Immediately after the intervention and then three months thereafter in the intervention group, the change in the intervention group was 249.51 and 244.54, respectively, and in the control group, it was 216/38 and 217, respectively (P = 0.00). Analysis of variance with repeated measures with P = 0.00 for the intervention group and P = 0.42 for the control group showed that the changes in the psychological well-being of the intervention group were due to educational intervention.

    Conclusion

    The results of this study showed that training of cognitive emotion regulation skills improved the psychological well-being of nurses in psychiatric wards, while before and after the intervention in the control group there was no change. Include in-service training program for nurses.

    Keywords: Nurse, Cognitive Emotion Regulation Skills, Psychological Well-being, Psychiatric ward
  • Farima Rezvani, Shahram Vaziri, Farah Lotfi Kashani Pages 74-83
    Introduction

    The purpose this research was studying the structural equation model of infertility stress based on Emotional schemas, Marital conflict, Self-compassion with mediated role of Scocial support in Terhan city, Iran  in 2018.

    Methods

    The method was Structural Equation Modelling and the population comprised of all infertile women, 200 women with primary and secondary infertility diagnosis were selected from the infertility centers of Tehran city, in 2018, using the convenience sampling method. The participants were asked to complete the questionnaires including Fertility Problem Inventory, Leahy Emotional Schema (LessII), Kansas Marital Conflict Scale (KMCS), Self-compassion Scale, MOS-Social Support Survey(MOS), To analyze the data, the equation model of AMOS (22) was used.

    Results

    The results revealed that emotional schemas had negative correlation with social support and positive correlation with infertility stress, so marital conflict positive correlation with social support and negative correlation with infertility stress. Self-compassion and social support has not significant correlation with infertility stress. Social support partially mediated the effect of emotional schemas, self-compassion, marital conflict on infertility stress.

    Conclusions

    According to present study, considering indirect effects of social support on infertility stress, It is recommended that with increasing of social support, consciousness of individuals, families, medical and health teams  and so strategist of health in relation with this issue will encourage them to take measures for improving the anxiety and stress of these women in fields of psychological, social and economical support.

    Keywords: Infertility Stress, Emotional Schemas, Marital Conflict, Self-Compassion, Social Support