فهرست مطالب

جنگل و فرآورده های چوب - سال هفتاد و دوم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال هفتاد و دوم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • عبدالحمید حاجبی*، مریم مصلحی، مجید حسنی صفحات 183-191
    هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر تراکم، موقعیت نهال ها در پهنه بین جزر و مدی، نوع گونه و اثرهای متقابل آنها بر خصوصیات رویشی و درصد زنده مانی نهال ها در پهنه جزر و مدی است. نهال های شش ماهه حرا و چندل در سال 1387 به خور حفاظت شده تاسبر استان هرمزگان انتقال (طرح کرت های دو بار خرد شده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی) داده شده و در تراکم های 1×1، 2×2 و 3×3 و فواصل 10، 20 و 30 متر از امتداد ناحیه جزر و مدی کشت شدند. سپس به مدت یک سال، هر دو ماه یک بار، خصوصیات رویشی و درصد زنده مانی نهال ها بررسی و با استفاده از آنالیز واریانس چندمتغیره در سطح احتمال 95 درصد آنالیز شد. نتایج نشان داد که قطر یقه، زنده مانی، ارتفاع و قطر تاج نهال ها در فاصله 20 متری از امتداد ناحیه جزر و مدی با مقادیر 97/4 میلی متر، 93/43 درصد، 51/15 و 78/4 سانتی متر بیشترین مقدار خود را داشت (05/0p<). همچنین قطر یقه، زنده مانی، ارتفاع، قطر تاج و ضریب قدکشیدگی نهال های حرا به ترتیب 3 میلی متر، 81/37 درصد، 01/11، 53/4 و 04/24 سانتی متر بیشتر از نهال های چندل بود (05/0p<). براساس نتایج به دست آمده توصیه می شود که برای افزایش احتمال موفقیت جنگلکاری در هرمزگان، گونه های حرا در پهنه بین جزر و مدی کشت شود.
    کلیدواژگان: جنگلکاری، درخت حرا، درخت چندل، درصد زنده مانی، مانگرو، مشخصه های رویشی، هرمزگان
  • مهرنوش شبانی پور، علی اصغر درویش صفت*، رامین رحمانی صفحات 193-204

    در گذر زمان، عامل های محیط و انسان سبب تغییرات مثبت و منفی در کمیت و کیفیت پوشش گیاهی شده اند؛ این وضعیت در آینده نیز ادامه خواهد داشت. تغییرات زمانی در پوشش گیاهی ممکن است به صورت روندهای افزایشی (Greening) یا کاهشی (Browning) باشد. شناخت این تغییرات و تعیین روند آنها در گذشته و آینده می تواند راهگشای تصمیم سازی برای سیمای سرزمین باشد. بر این اساس، تغییرات زمانی بلندمدت وضعیت پوشش گیاهی در استان کردستان با استفاده از شاخص تفاوت پوشش گیاهی نرمال شده (NDVI) در دوره زمانی 2000 تا 2017 بررسی شد. در پژوهش پیش رو، سری زمانی NDVI 16روزه سنجنده MODIS شامل 414 تصویر با اندازه پیکسل 250 متر استفاده شد. ابتدا سیستم مختصات تصاویر از Sinusoidal به جغرافیایی تبدیل و یک سری زمانی از 414 تصویر تهیه شد. پس از حذف تغییرات فصلی، تحلیل روند بلندمدت به روش های پارامتری رگرسیون حداقل مربعات معمولی و ناپارامتری های تیل-سن و من-کندال به صورت پیکسل به پیکسل انجام گرفت. نتایج تجزیه وتحلیل روند به روش های رگرسیون حداقل مربعات معمولی و تیل-سن کاملا مشابه و بیانگر افزایش ناچیز NDVI و وقوع Greening بسیار ضعیف در طی دوره پژوهش بود. براساس تحلیل روند من-کندال، حدود 97 درصد منطقه روند افزایشی و 46/2 درصد روند کاهشی داشت. البته براساس نتایج آزمون معنی داری من-کندال، تنها در 12 درصد مساحت استان روند کاهشی یا افزایشی معنی دار در سطح 1 درصد و در دیگر بخش های استان روند افزایشی بسیار اندک و قابل چشم پوشی با شیب رگرسیون بسیار کم (غیرمعنی دار) وجود داشت.

    کلیدواژگان: تیل-سن، حداقل مربعات معمولی، روند بلندمدت، سری زمانی، من-کندال، Browning، Greening، MODIS-NDVI
  • مرتضی روکی، مسعود طبری کوچکسرایی*، احسان ساداتی صفحات 205-213
    زربین درختی زینتی، مناسب برای بادشکن و حفاظت خاک و منبعی برای تولید چوب است که بخش وسیعی از تولید نهالستان های کشور را شامل می شود. با توجه به چشم انداز محدودیت منابع آب، هدف این تحقیق، بررسی اثر ریزوباکتر سودوموناس فلورسنس بر رشد و زنده مانی نهال های سرو زربین در شرایط کم آبی بوده است. آزمایش با چهار دور آبیاری (3، 6، 9 و 12روزه) و دو سطح ریزوباکتر (تلقیح و عدم تلقیح) به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار انجام گرفت. برای تعیین مقدار آب آبیاری، ظرفیت زراعی خاک مشخص و کسری آب تا سطح رطوبت مورد نظر پس از توزین گلدان ها در اختیار گیاه قرار داده شد. نهال ها در شدیدترین دوره کم آبی (آبیاری 12روزه) دارای زنده مانی بیش از 95 درصد بودند. با افزایش خشکی از دوره 3 تا 12روزه، رویش های طولی و قطری به ترتیب 6/52 و 6/49 درصد کاهش یافتند، اما تلقیح ریزوباکتر به ترتیب سبب افزایش 7/14 و 3/14 درصدی آنها شد. صرف نظر از تنش کم آبی، نهال های تلقیح شده، 2/23 درصد زی توده ریشه بیشتری نسبت به نهال های تلقیح نشده داشتند. زی توده اندام هوایی، زی توده کل و شاخص کیفیت نهال در کم آبی 9 و 12روزه و حجم ریشه در کم آبی 12روزه کاهش یافت، اما تلقیح به ترتیب، سبب افزایش 9/13، 8/16 و 1/20 و 3/25 درصدی این صفات شد. کم آبی موجب کاهش صفات رویشی نهال شد، اما تلقیح باکتری سودوموناس فلورسنس حتی در تنش های کم آبی شدید می تواند به عنوان کود بیولوژیک سبب بهبود رشد و کیفیت صفات ریختی نهال شود. برای تولید نهال مطلوب زربین، در برخی نهالستان های کشور که با محدودیت آب مواجه اند استفاده از این باکتری را می توان راهکاری مفید تلقی کرد.
    کلیدواژگان: تلقیح ریزوباکتر، خشکی، زربین، زنده مانی، شاخص کیفیت نهال
  • کیومرث سفیدی*، خسرو ثاقب طالبی، سودابه نوبهار صفحات 215-226

    در فاز تحولی کهن رست توده های راش، درختان زیستگاهی خردزیستگاه های متنوعی را برای جانداران در اکوسیستم های جنگلی فراهم می آورند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کمی و کیفی درختان زیستگاهی در فاز تحولی جنگل های خالص راش در شفارود استان گیلان انجام گرفت. برای این منظور سه قطعه نمونه یک هکتاری انتخاب و در هر قطعه، مشخصه های کمی درختان زیستگاهی و خشک دارهای با حداقل قطر 5/7 سانتی متر شامل فراوانی، قطر برابرسینه (سانتی متر)، ارتفاع (متر) و درجه پوسیدگی ثبت شد. نتایج نشان داد که از اشکال قابل انتظار خردزیستگاه ها، درختان زیستگاهی دارای شکاف تنه ای با 7/31 درصد، بیشترین فراوانی را داشتند و درختان دارای حفره، رویش غده ای (سرطانی) و رشد چنگالی یا شاخگی به ترتیب 3/29، 4/24 و 7/14 درصد فراوانی را به خود اختصاص دادند. در بین گونه های درختی، گونه راش میزبان بیشترین تعداد خردزیستگاه بود. میانگین حجم خشک دار در این فاز تحولی 1/37 متر مکعب و میانگین شاخص های تنوع شانون و سیمپسون برای خردزیستگاه ها به ترتیب 9/1 و 7/2 به دست آمد. شاخص های یکنواختی مارگالف و پیلو نیز به ترتیب 8/0 و 9/0 برآورد شد. براساس نتایج، راش های بسیار قطور (قطر بیش از 70 سانتی متر) بیشترین تعداد و تنوع خرد زیستگاه ها را نشان می دهند. حضور درختان زیستگاهی با حجم و تنوع زیاد از ویژگی های اصلی این فاز است که باید به منظور حفظ خردزیستگاه ها در شکل های مختلف در تدوین و اجرای برنامه های حفاظتی و شیوه های جنگل شناسی مدنظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: پویایی توده، تنوع زیستی، درختان زیستگاهی، درختان دارای حفره، خردزیستگاه
  • فائزه ثقفی، کامبیز طاهری*، ندا قربان زاده صفحات 227-235
    تحقیق حاضر در شرق استان گیلان و در اراضی صنوبرکاری ایستگاه تحقیقات صنوبر صفرابسته آستانه اشرفیه اجرا شد. از میان کلن های موجود، چهار کلن برتر صنوبر با نام های Populus euramericana 45.51 و Populus euramericana Triplo و Populus deltoides 69.55 ،   Populus deltoides 77.51و گونه بومی سفیدپلت Populus caspicaبه عنوان شاهد انتخاب شدند. طرح آزمایشی مورد نظر، طرح بلوک کامل تصادفی بود و در سه تکرار اجرا شد. در هر تکرار 25 اصله از هر گونه و کلن صنوبر کاشته شد. دو نمونه خاک بعد از کنار زدن لاشبرگ ها، از عمق 20-0 سانتی متری تهیه شد. نتایج نشان داد که مقادیر تنفس میکروبی پایه، کربن زیست توده میکروبی و نیتروژن زیست توده میکروبی در کلن Populus deltoids 77.51  بیشتر از بقیه کلن هاست. با توجه به نتایج می توان بیان کرد که به دلیل اهمیت و ارزش اقتصادی صنوبرکاری ها و تاثیرات متقابل آنها و خاک، در انتخاب بهترین کلن ها باید هم رشد و منافع اقتصادی و هم تاثیرگذاری آنها بر محیط اطراف و به خصوص خاک را در نظر گرفت. براساس نتایج این تحقیق، در صنوبرکاری های شرق استان گیلان و به خصوص منطقه آستانه اشرفیه می توان کلن Populus deltoides 77.51 را به عنوان یکی از ارقام بسیار مناسب و بهبوددهنده خصوصیات خاک برای صنوبرکاری معرفی کرد.
    کلیدواژگان: آنزیم های خاک، جنگل های هیرکانی، زراعت چوب، زیست شناسی خاک، کلن صنوبر
  • سجاد بابایی، محمود بیات*، منوچهر نمیرانیان، سحر حیدری مستعلی، فاطمه احمدلو صفحات 237-248
    شرط اصلی هر گونه مدیریت و برنامه ریزی در جنگل، داشتن اطلاعات کمی و کیفی مناسب از ساختار آن است. به همین دلیل آماربرداری جنگل در برآورد وضعیت موجود و برنامه ریزی برای آینده بسیار مهم است. در این پژوهش به منظور مقایسه روش منظم تصادفی (تصادفی- سیستماتیک) و روش منظم تصادفی بر مبنای آماربرداری کامل در بخش گرازبن جنگل خیرود در شمال ایران، با استفاده از نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی الگوی مکانی درختان جنگلی شبیه سازی شد. سپس نقشه الگوی پراکنش درختان جنگلی در محیط 10.3 Arc GIS تهیه شد. پس از آن، با استفاده از تابع بافر نمونه برداری بر اساس روش منظم تصادفی (تصادفی - سیستماتیک) انجام گرفت. در این پژوهش به منظور مقایسه روش منظم تصادفی با آماربرداری صددرصد آزمون تی تک نمونه ای به کار گرفته شد. برای مقایسه روش منظم تصادفی و روش منظم تصادفی کامل (روش پیشنهادشده) از آزمون تی جفتی استفاده شد. نتایج نشان داد که میان روش منظم تصادفی و روش آماربرداری کامل (صددرصد)، در برآورد میانگین قطری درختان توسکا، نمدار و راش اختلاف معنی داری وجود ندارد، اما میان این دو روش در برآورد میانگین قطری درختان بلوط و ممرز اختلاف معنی داری مشاهده شد. نتایج به دست آمده از آزمون تی تک نمونه نشان داد که تنها میان درختان توسکا و نمدار در سطح اطمینان 95 درصد اختلاف معنی داری وجود ندارد، درحالی که میان درختان راش، بلوط و ممرز اختلاف معنی داری وجود دارد. نتایج به دست آمده از آزمون تی جفتی نشان داد که بین روش منظم تصادفی (تصادفی- سیستماتیک) و روش منظم تصادفی کامل در سطح اطمینان 95 درصد اختلاف معنی داری وجود ندارد. با توجه به نبود اختلاف معنی دار میان دو روش، روش منظم تصادفی کامل برآوردی بی اریب تولید می کند.
    کلیدواژگان: اعداد تصادفی، بخش گرازبن، روش منظم تصادفی، روش منظم تصادفی کامل
  • پیمان احمدی، داود افهامی سیسی*، کامبیز پورطهماسی، سهیلا ایزدیار صفحات 249-261
    روش های مختلفی برای بهبود ویژگی های فیزیکی و مکانیکی چوب وجود دارد که یکی از آنها اشباع چوب با انواع تک پار و سپس تبدیل آنها به بسپار در داخل چوب است که به تولید محصولی جدید به نام چوب بسپار منجر می شود. یکی از انواع تک پار که برای اشباع چوب استفاده می شود، رزین های آمینی از قبیل اوره فرمالدهید و ملامین فرمالدهید (MF) است. در این تحقیق از رزین MF برای اشباع چوب صنوبر به منظور بهبود واکشیدگی ابعاد و مقاومت های مکانیکی چوب استفاده شد. رزین استفاده شده در آزمایشگاه با نسبت مولی (F:M) 1: 5/1 ساخته شد که دارای فرمالدهید آزاد و گرانروی کمتری نسبت به رزین صنعتی بود. نمونه های چوبی با غلظت های مختلفی (7، 15، 27 و 35 درصد) از MF سنتزشده در آزمایشگاه و همچنین رزین صنعتی (27 درصد)، به روش سلول پر اشباع شدند. نتایج نشان داد که با زیاد شدن غلظت رزین، مقادیر درصد افزایش وزن (WPG) چوب به طور معنی داری افزایش می یابد. با افزایش مقادیر WPG واکشیدگی حجمی و همچنین مقادیر جذب آب نمونه ها حتی پس از غوطه وری بلندمدت در آب کاهش معنی داری داشت. مقاومت های مکانیکی شامل مدول گسیختگی، مدول الاستیسیته، سختی و فشار موازی الیاف با افزایش WPG نمونه ها نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت، درحالی که مقاومت به ضربه نمونه های تیمار شده نسبت به تیمار شاهد کمتر بود که به نظر می رسد به دلیل چقرمگی زیاد کریستال های ملامین تشکیل شده داخل چوب باشد. براساس یافته های این تحقیق رزین MF پتانسیل زیادی برای بهبود ویژگی های فیزیکی-مکانیکی چوب صنوبر دارد.
    کلیدواژگان: اشباع چوب، ثبات ابعاد، مقاومت مکانیکی، ملامین فرمالدهید، نسبت مولی
  • پرویز علی خوجه، محمود رضا حسینی طباطبایی*، حسینعلی رهدار، علی بیات کشکولی صفحات 263-273
    یکی از محصولات چوبی مهندسی پرکاربرد در ساخت وسازها، تیرهای چوبی چندلایه چسب شده (گلولام) است. گلولام از اتصال قطعه های لایه ای چوبی با طول و آرایش متفاوت ساخته می شود و امکان طراحی سازه های مرکب با ابعاد بزرگ را فراهم می کند. نگرانی اصلی در استفاده از تیرهای گلولام، درباره مقاومت، سختی و تغییر مکان آنهاست. در این مقاله به بررسی آزمایشگاهی نمونه های تیر زیر خمش چهارنقطه ای برای تعیین خواص مکانیکی آنها پرداخته شده است. تیرهای گلولام با طرح های متفاوت و به کمک میلگردهایی از زیر، بالا یا هر دو تقویت شد. نتایج آزمایش ها نشان می دهد که تقویت، نیروی نهایی را در تیرهای گلولام با لایه های یکسره 22 تا 49 درصد افزایش می دهد. همچنین، در پی تقویت در نمونه های شاهد این گونه تیرها در مقایسه با تیرهای تقویت نشده، نیروی نهایی به 11 تا 85 درصد افزایش یافت. جذب انرژی در نمونه های تقویت شده در کشش و فشار نسبت به نمونه های تقویت شده تنها در کشش و نمونه شاهد بیشتر بود. ضریب گسیختگی تیرهای تقویت شده ارتباط مستقیمی با نوع تقویت دارد. تیرهای تقویت شده شاهد نسبت به تیرهای تقویت شده با لایه یکسره، دارای درصد افت کمتر ضریب کشسانی بودند. همچنین با تقویت ناحیه کشش و فشار شکست ترد کاهش چشمگیری یافت که در طراحی سازه های مقاوم به زلزله از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
    کلیدواژگان: آرایش متفاوت، تیرهای چوبی، رفتار خمشی، گلولام تقویت شده
|
  • Hamid Hajebi *, Maryam Moslehi, Majid Hassani Pages 183-191
    The aim of this study was to evaluate the effects of density, situation of seedlings in intertidal zone, species and their interaction effects on growth characteristics and survival of seedling in tidal zone. 6-month seedlings of Avicennia marina (Forssk.) Vierh. and Rhizophora mucronata (Lam). were transferred to Tasbar firth in Hormozgan province (split split plot in randomized complete block design). Seedlings were planted with 1×1, 2×2 and 3×3 m densities and 10, 20 and 30 m distance planting in tidal zone. Vegetative characteristics and survival rate were investigated every 2 months for a year and analyzed using general linear model at the level of 95% confidence. Result showed, in 20 m planting distance, collar diameter, height, canopy diameter and survival rate of seedlings were highest (4.97 mm, 15.51 cm, 4.78 cm and 43.93% respectively). Also, collar diameter, survival percentage, height, canopy diameter and stem height to stem diameter of grey mangrove were, respectively, 3 mm, 37.81%, 11.01, 4.53 and 24.04 cm, higher than those of red mangrove (p<0.05). According to this study, it is recommended to cultivate grey mangrove in intertidal zone to increase the chances of afforestation success in Hormozgan province.
    Keywords: Gray mangrove tree, red mangrove tree, mongrove, growth characteristics, afforestation, survival percentage, Hormozgan
  • Mehrnosh Shabanipoor, Ali Asghar Darvish Sefat *, Ramin Rahmani Pages 193-204

    Over time, environmental and human factors have caused positive and negative changes in the quantity and quality of vegetation, and these changes will continue. Vegetation greenness trend may be either increasing (Greening) or decreasing (Browning). Understanding the factors creating these changes and detection of trends in the past and future, would be useful for managers and decision makers. This study investigates the long-term changes in Kurdistan vegetation greenness by using the 16-day composite MODIS NDVI time series for 2000–2017, and 414 images with 250-m pixel size. The coordinate system of MODIS data was converted from the sinusoidal to the geographic map projection and a time series of data was created. After seasonality removal in the time series data, the long-term trend analyses were performed using parametric ordinary least squares (OLS) regression and non-parametric Theil-Sen and Mann-Kendall methods at pixel by pixel basis. Both OLS and Theil-Sen represented the similar result and indicated a slight increase in NDVI i.e., the poor greenness during the study period. According to the Mann-Kendall trend analysis, about 97 % of the province experienced a slight increasing and 2.46 % showed decreasing trend. However, based on the Kendall significance test, only 12 % of the province had a significant increasing or decreasing trend at 1 % confidence level and the rest of the area showed a slight and negligible increasing trend.

    Keywords: Long term trend, time series, OLS, Theil-Sen, Mann-Kendal, Greening, Browning, MODIS-NDVI
  • Morteza Rooki, Masoud Tabari Kouchaksaraei *, Sadati Ehsan Pages 205-213
    Cupressus sempervirens var. horizontalis, an ornamental tree, is suitable for wind break, soil conservation, wood production and forms a large part of seedling production in nurseries of Iran. Considering the expected limitations of water resources, the target of this investigation was to study the effect of rhizobacteria Pseudomonas fluorescens on the growth and survival of C. sempervirens seedlings under water deficit. The experiment was carried out with four irrigation periods and two rhizobacteria levels (inoculation and non-inoculation) in a randomized complete block design with three replications. To determine the amount of irrigation water, the field capacity was calculated and the water deficit was given to the plant to the desired moisture content after weighing of the pots. The seedlings in severe water deficit (irrigation period of 12 days) had a survival rate of 95% and higher. Shoot growth and diameter growth were, respectively, reduced by 52.6% and 49.6% in 12-day irrigation compared to 3-day irrigation, but inoculation increased by 14.7% and 14.3% in them, respectively. Regardless of water deficit, root biomass in inoculated seedlings increased by 23.2% compared to the non-inoculated seedlings. Shoot biomass, total biomass and seedling quality index in the period of 9 and 12 days and root volume during the 12-day period decreased, but by inoculation, these variables increased 13.9, 16.8, 20.1 and 25.3, respectively. Overall, although water deficit decreased growth characteristics of C. sempervirens seedlings but it can be concluded that root inoculation with P. fluorescens can be used as a biologic fertilizer to suit the growth and morphological quality of seedlings, even under severe water deficit conditions. This strategy can be useful for producing proper seedlings of C. sempervirens in nurseries facing water constraints.
    Keywords: Bacteria inoculation, Biomass, Cypress, Seedling Quality Index, Survival
  • Kiomars Sefidi *, Khosro Sagheb Talebi, Soudabe Nobahar Pages 215-226

    Habitat trees provide diverse microhabitat for various organisms in forest ecosystems. Old-growth phase is one of the determined developmental phases of beech stand dynamics in the north of Iran. This research was carried out in Shafaroud forest in the west of Guilan province to assess the habitat and dead trees in this developmental phase, qualitatively and quantitatively. For this purpose, three one-hectare areas were selected and in each area, quantitative characteristics of habitat and dead trees including abundance, tree diameter, and height were recorded. Results revealed that from the different types of habitat trees, crack trees were the most frequent in the study area (31.7%) while other frequent types were cavities, burr and fork-spilled tress (29.3, 24.4 and 14.7%, respectively). The most frequent tree-related microhabitats were observed on the beech trees. The mean of dead volume in this phase was 37.1 m3 and Shanon and Simpson diversity indices were calculated as 1.9 and 1.7, respectively. Meanwhile, the Margalef and Pielou evenness indices were 0.8 and 0.9, respectively. The findings demonstrate that very thick beech trees (with the diameter of 70 cm and more) show the highest number of microhabitats as well as the most diversity. The presence of tree-related habitat trees in different forms should be considered in the planning and implementation of silviculture.

    Keywords: Biodiversity, Cavities, Habitat tree, Forest stand dynamics, tree-related microhabitat
  • Faezeh Saghafi, Kambiz Taheri Abkenar *, Neda Ghorbaznadeh Pages 227-235
    For several years, soil quality assessment has been focused solely on determining the soil physical and chemical properties, but recently, the measurement of soil biology has also been considered. Present study was conducted in the east of Guilan province on the poplar lands of the Safrabasteh Poplar Research Station. The plan of soil samplings were conducted in a random-systematic grid with 4 plantation stands including Populus euramericana 45.51, Populus euramericana Triplo, Populus deltoides 69.55 and Populus deltoides 77.51, which are about 25 years old as well asnatural forest, Populus caspica as control area. Soil sampling was taken at a depth of 0-20 cm, then some microbial indices and soil chemical properties were analyzed. The results revealed biological and chemical indices have significant differences among the treatments and the majority of these variables in Populus deltoides 77.51are higher compared to the other treatments. According to the results, it can be stated that due to the importance and economic value of poplar cultivation and the interactions between them and soil, in choosing the best clones, both growth and economic benefits and their impact on the environment and especially the soil must be taken into account. It is declared that the variations of soil properties and the diversity of trees indices are proportional to forest site productivity. Different poplar clones and species have different ability to return nutrients to soil and affect soil. Based on the results, Populus deltoides 77/51 compared to the other treatments showed appropriate conditions to improve microbial respiration activities.
    Keywords: Soil enzymes, Hyrcanian forests, poplar clones, soil biology, wood farming
  • Sajjad Babaei, Mahmood Bayat *, Manochehr Namiranian, Sahar Heidari Masteali, Fatemeh Ahmadloo Pages 237-248
    The main pre-request of the forest management and planning program is the availability of quantitative and qualitative data from forest structure. Therefore, the forest inventory plays a vital role in the estimation of the current status and future planning. In this study, spatial pattern of trees in Gorazbon section of Kheyroud forest in northern Iran was simulated to compare the random systematic sampling and complete random systematic sampling method based on the full calipering method. By using the Arc GIS software, the spatial pattern of forest trees was simulated. Buffer function was used to calculate the random systematic sampling and complete random systematic sampling method based on the full calipering method. In order to compare random systematic sampling with full calipering single-sample, a t-test was used. The results showed that there was no significant difference between random systematic sampling and full calipering method to estimate the average diameter of Alnus, Fagus orientalis, and Tilia begonifolia. However, there was a significant difference between two methods in the estimation of average diameter of Carpinus orientalis and Quercus persica. The results of T-test revealed that there is no significant difference between Alnus and Tilia begonifolia but significant difference was observed between the trees of the Fagus orientalis, Carpinus orientalis, and Quercus persica. In addition, paired t-test was used to compare the random systematic sampling and complete random systematic sampling method. Results showed that there is no significant difference between random systematic sampling and complete random systematic sampling method.
    Keywords: Gorazbon Section, complete random systematic sampling method, random systematic sampling
  • Peyman Ahmadi, Davood Efhamisisi *, Kambiz Pourtahmasi, Soheyla Izadyar Pages 249-261
    There are several methods for improving wood properties; one of them is the impregnation of wood with a variety of monomers, and converting them into a polymer inside the wood. This leads to the production of a new product called wood polymer. One of the monomers used for wood impregnation is amino resins such as urea formaldehyde as well as melamine formaldehyde (MF). In this research, MF resin was used for the impregnation of poplar wood in order to improve the dimensional stability and mechanical properties. MF was synthesized experimentally with a molar ratio of 1.5:1 (F: M) which had lower free F and viscosity than industrial resin. The samples were impregnated using vacuum/pressure method with different concentrations (7, 15, 27 and 35%) of experimental MF as well as industrial ones with concentration of 27%. The results showed that the percentage of weight gain (WPG) of samples significantly increased by increasing the amount of resin concentration. The volumetric swelling and the water absorption of samples significantly decreased even after long-term immersion in water according to the WPG values. The mechanical resistances including modulus of rupture, modulus of elasticity, hardness and pressure parallel to the grain increased by an increase in WPG values compared to the that of controls. However, the impact bending in the treated samples were lower than the controls, this seems to be due to the high toughness of the melamine crystals formed inside the wood. The experimental MF resin produced in this study with low formaldehyde content showed high potential for improving the physico-mechanical properties of poplar wood.
    Keywords: Melamine formaldehyde, molar ratio, impregnation, dimensional stability, mechanical resistance
  • Parviz Alikhageh, Mahmoud Reza Hosseini Tabatabaei *, Hosseinali Rahdar, Ali Bayatkashkoli Pages 263-273
    The glued laminated beam is one of the useful engineered wood products for building constructions. The glulam beam can be used in design of the large-scale composite structures. The main concern about using glulam beams is their resistance, stiffness, and displacement. In this paper, glulam beams with different designs were reinforced with a rebar in bottom, top or both, and their mechanical properties were investigated using four-point bending tests. The test results showed that the ultimate loads of the reinforced beams increased compared to the unreinforced ones. The increasing of the maximum loads was 22% to 49% in the glulam beams with entire layers and 11-85% in the control glulam beams. The absorption of energy in the samples reinforced at the tensile and pressure parts is higher than the specimens only reinforced at the tensile part and the control ones. The amount of MOR depended on the type of reinforcement methods, originally. The reinforced control beams had a greater loss of MOE compared to the reinforced beams with entire layers. Also reinforcing resulted in a significant increase in the ductility of the beams reinforced in the tensile and pressure areas. Consequently, this is particularly important in the designing of the earthquake resistant beams.
    Keywords: Wooden beams, Flexural behavior, Reinforced glulam, Different arrangement