فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد - سال شصت و دوم شماره 4 (پیاپی 165، مهر و آبان 1398)
  • سال شصت و دوم شماره 4 (پیاپی 165، مهر و آبان 1398)
  • 0 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1398/08/14
  • تعداد عناوین: 15
|
  • اثر درمان راهبردهای تنظیم هیجان بر تحریک پذیری و خود کنترلی در زنان مبتلا به چاقی
    الهام کیوانی صفحه 1
    مقدمه

     چاقیو اضافه‌وزنبه‌عنوان اختلالی مزمن و بسیار شایع که بطور مستقیم و غیرمستقیم با بیماری های متعدد همراه است، یکی از زمینه‌های مهم مطالعاتی در روانشناسی سلامتمحسوب می‌شود. هدف پژوهش حاضر، اثربخشی راهبردهای تنظیم هیجان بر تحریک ‌پذیری و  خود کنترلی در زنان مبتلا به چاقی بود.

    روش کار

     این پژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی (پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از تمامی دختران مراجعه کننده به کلینیک های تغذیه سطح شهر مشهد می باشند. نمونه پژوهش را 30 نفر از دختران مراجعه کننده به یکی از کلینیک های تغذیه شهر مشهد که دارای شاخص توده بدنی بالا، که با حضور در محل کلینیک به روش نمونه گیری در دسترس و با رضایت خود، انتخاب شدند. در این مرحله پرسشنامه تحریک پذیری و خودکنترلی به عنوان پیش آزمون بر روی آزمودنی ها اجرا شد. سپس گروه آزمایشی ؛ مداخله درمان راهبردهای تنظیم هیجان را دریافت کردند. بعد از اتمام جلسات درمانی مجددا ابزار پژوهش به عنوان پس آزمون گرفته شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده گردید.

    نتایج

     نتایج تحلیل کوواریانس درمان راهبردهای تنظیم هیجان بر تحریک ‌پذیری و  خود کنترلی در افراد مبتلا به چاقی حاکی از تفاوت معنادار گروه آزمایش در مقیاس های خودکنترلی و تحریک پذیری بود (05/0< p).

    نتیجه گیری

     نتایج پژوهش، اثربخشی درمان راهبردهای تنظیم هیجان بر تحریک ‌پذیری و  خود کنترلی در افراد با شاخص توده‌ی بدنی بالارا نشان داد.

    کلیدواژگان: تحریک پذیری، خود کنترلی، درمان راهبردهای تنظیم هیجان، چاقی
  • سمیه کمالپور*، حسین شرفی، ابوبکر جعفرنژاد صفحات 1574-1580

    مقدمه بیماری های قلبی عروقی شایع ترین علت مرگ و از کار افتادگی در دنیا هستند. طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت تا سال 2020 میزان ابتلا به این بیماری ها در زنان و مردان به ترتیب 120 و 137 درصد افزایش خواهد یافت. بیش از 50 درصد عوامل موثر بر بیماری های قلبی، عوامل روانی تشکیل می دهند. از طرفی این عوامل می تواند اثرات مضری بر امیدواری این افراد بگذارد. لذا این مطالعه با هدف بررسی میزان امیدواری بیماران قلبی عروقی با استفاده از آموزش چهره به چهره انجام گرفت. روش کار این پژوهش بصورت نیمه تجربی بر روی 50 نفر از بیماران قلبی -عروقی بستری در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس در سال 1395 انجام گرفت. نمونه گیری به روش غیر احتمالی انجام و افراد بیمار بصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه امیدواری اشنایدر جمع آوری شد. هر کدام از شرکت کنندگان پس از تکمیل پرسشنامه های امیدواری و همچنین پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک تحت آموزش قرار گرفتند. برنامه آموزشی در این پژوهش بصورت ترکیبی از آموزش انفرادی، پرسش و پاسخ، بحث و گفتگو و در اختیار قرار دادن جزوه آموزشی بود. این برنامه طی 5 جلسه 45 دقیقه ای در طول بستری و در زمانی که بیمار در شرایط مناسب روحی و جسمی قرار داشت و در یک محیط آرام توسط پژوهشگر برگزار شد. به منظور تعیین اثر بخشی برنامه آموزشی بر امیدواری، بعد از آموزش  مجددا پرسشنامه ها در اختیار شرکت کننده قرار گرفت و داده ها جمع آوری شدند. اطلاعات با استفاده از نرم افزار  SPSS  نسخه 16  و در سطح معنی داری05/0 p< مورد تجزیه، تحلیل و تفسیر قرار گرفت. یافته ها میانگین و انحراف معیار شرکت کنندگان قبل و بعد از آموزش به ترتیب 10/22± 37/36 و 7/87 ± 45/94  بود. که پس از تجزیه و تحلیل داده ها، از نظر آماری تفاوت معناداری بین نمره امیدواری بیماران، قبل و بعد از آموزش مشاهده شد.(001 /0> p) نتیجه گیری آموزش چهره به چهره توسط پرستار می تواند سبب افزایش امیدواری در بیمارن قلبی عروقی شود. لذا می توان از این مداخله جهت ارتقاء امید به زندگی در افراد مبتلا به بیماری قلبی عروقی سود جست.

    کلیدواژگان: آموزش چهره به چهره، مراقبت خود محور، امید به زندگی، بیماران قلبی- عروقی
  • محمد خواجه دلویی، فاطمه مقدس، ملیحه دادگرمقدم* صفحات 1581-1586
    هدف

    با  توجه به رشد سریع علوم وچاپ فزاینده مقالات که به تبع آن سوء رفتارهای پژوهشی نیز افزایش یافته است، هدف از این مطالعه طراحی یک پرسشنامه جامع در خصوص بررسی سوء رفتارهای پژوهشی بود.

    روش کار

    بعد از جستجو ویافتن مطالعات مرتبط و بهره گیری از پرسشنامه‎ها و مطالعات مختلف و تماس با نویسندگان بانک اطلاعاتی سوالات طراحی گردید. بر اساس نظرات خبرگانی سوالات در هر حیطه از بانک انتخاب گردید و سپس روایی ظاهری، روایی محتوا و پایایی ابزار مورد بررسی قرار گرفت.

    نتایج

    پرسشنامه نهایی با تعداد 75 سوال  در سه حیطه مورد تایید قرار گرفت. سوالات در هرسه حیطه روایی محتوا و ساختاری مناسب داشته و ضریب اهمیت هر یک از سوال به تفکیک ارایه شد. پایایی ابزار با الفای کرونباخ محاسبه گردید که 77/0 محاسبه گردید که نشان دهنده پایایی قابل قبول پرسشنامه است.

    نتیجه گیری

    با توجه به سوالات جامع و روایی و پایایی قابل قبول این ابزار استفادهاز این ابزار برای مطالعات آینده پیشنهاد می‎گردد.

    کلیدواژگان: روایی، پایایی، پرسشنامه، سوء رفتار پژوهشی
  • فرناز ابهرزنجانی، حسن توزنده جانی*، مهدی امیری صفحات 1587-1593
    مقدمه

    این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی با شناسه کارآزمایی  4N20171228038109 است ، که با هدف بررسی اثربخشی داروی پاروکستین بر اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد.   

    روش کار

    جامعه ی آماری این پژوهش، شامل کلیه مراجعه کنندگان به مراکز خدمات روانشناسی و مطب های خصوصی روانپزشکی با تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی در سطح شهر مشهد بود که در سال 96-1395 در مرکز تخصصی روانشناسی انجام شد. در پژوهش جاری 24 نفر از این بیماران به شیوه هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در گروه ها جایگزین شدند. ابزارهای اندازه گیری متغیرهای پژوهش که شامل پرسشنامه های مقیاس اضطراب اجتماعی اسپین(2000)، افسردگی بک-2، مقیاس فرم کوتاه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت(1989)، پیامدهای رویدادهای منفی اجتماعی ویلسون و رپی(2005) می باشد، قبل و بعد و 3ماه بعد از دارو درمانی با پاروکستین، مورد ارزیابی قرار گرفتند.     

    نتایج

    تحلیل آماری داده های پژوهش جاری با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر، نشان می دهد که به طور کلی، داروی پاروکستین در سطح معناداری (0/05 > p) بر متغیرهای وابسته موثر واقع شده است.                           

    نتیجه گیری

    پاروکستین، بر اکثر خرده مولفه های متغیرهای وابسته، به طور معنادار در مرحله پس آزمون اثربخش بوده است و در مرحله پیگیری اثربخشی معناداری به لحاظ آماری نداشته است. گروه کنترل نیز هیچ تفاوت معناداری در سه مرحله ی آزمون دیده نمی شود.

    کلیدواژگان: دارو درمانی، افسردگی، اضطراب اجتماعی، ترس از ارزیابی منفی، کیفیت زندگی
  • بررسی اثر کپسول گل مغربی بر کاهش درد پس از آپا ندکتومی-کارازمایی بالینی دوسوکور
    عاطفه اسدی*، محمد نعمت شاهی صفحات 1594-1604
    زمینه وهدف

    درد ازجمله شکایت های مهم بیماربعداز عمل جراحی است. که می تواند به علت التهاب محل جراحی باشد. برای کاهش این درد می توان از ضد دردهای شیمیایی ویاضد دردهای گیاهی مانند گل مغربی استفاده کرد.گل مغربی دارای اثرات ضد التهاب؛ تصحیح کمبود اسید چرب ضروری omega-6؛ بهبود سنتز ایکوزانوئیدهای متسع کننده عروق ؛ تصحیح جریان خون اعصاب و... است، که می تواند در درمان درد ناشی از التهاب کمک کننده باشد.این مطالعه باهدف اثر کپسول گل مغربی بر کاهش التهاب ودرد پس از آپاندکتومی انجام شد.

    مواد وروش ها

    این مطالعه یک کارآزمایی بالینی دوسوکور با کد ثبت کارآزمایی بالینی IRCT2017092533202N3 بودکه روی80 بیمار با علامت درد محل عمل، پس از جراحی آپاندکتومی دربیمارستان امدادشهید بهشتی سبزوارانجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه 40 نفری تقسیم شدند. گروه مداخله پس ازهوشیاری کامل و شروع درد یک کپسول گل مغربی وگروه شاهد یک کپسول پلاسبو هر 30 دقیقه تا 3 بار دریافت می کردند وسپس علایم با استفاده از مقیاس دیداری درد و پرسشنامه درد مک گیل، مورد ارزیابی قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که استفاده از گل مغربی باعث کاهش درد پس از جراحی می شود .

    کلیدواژگان: گل مغربی، درد، پلاسبو
  • تاثیر آموزش هوش هیجانی بر عملکرد تحصیلی و هوش هیجانی دانش آموزان پسر کم توان ذهنی پایه پنجم ابتدایی شادگان
    جعفر شویچی* صفحات 1605-1615
    چکیده
    زمینه و هدف
    امروزه هوش هیجانی به عنوان یک موضوع جدید در حوزه روان شناسی مورد توجه قرار گرفته است. مطالعاتی که در این زمینه انجام شده است، مبین نقش هوش هیجانی و مولفه های آن در جنبه های مختلف زندگی فرد همچون عملکرد تحصیلی می باشد. پژوهش حاضر بر آن است تا تاثیر آموزش  هوش هیجانی را بر عملکرد تحصیلی و هوش هیجانی دانش آموزان پسر کم توان ذهنی شهر شادگان بررسی کند.
    روش
    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمام دانش آموزان (پسر) دارای کم توان ذهنی در سال تحصیلی 98-1397، در مقطع ابتدایی پایه پنجم شهر شادگان بود. از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 40 نفر انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه 20 نفره گواه و آزمایش (روش مداخله: آموزش هوش هیجانی گلمن) تقسیم شدند. سیاهه بهره ی هوش هیجانی بار-آن و پارکر توسط دانش آموزان، به عنوان پیش آزمون و پس آزمون، تکمیل شدند. سپس، گروه آزمایشی به مدت 10 جلسه 45 دقیقه ای آموزش هوش هیجانی را فرا گرفتند و گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. پس از پایان دوره ی آموزش، گروه آزمایش و گروه گواه مجددا مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با نرم افزار آماری SPSS-18 در سطح 05/0 =ɑ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که آموزش هوش هیجانی عملکرد تحصیلی و هوش هیجانی دانش آموزان را افزایش می دهد (P<0/01).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که آموزش  هوش هیجانی، عملکرد تحصیلی و هوش هیجانی دانش آموزان پسر کم توان ذهنی را افزایش داده است.
    کلیدواژگان: کم توان ذهنی، آموزش هوش هیجانی، عملکرد تحصیلی، هوش هیجانی
  • فاطمه ملکی، نفیسه اسماعیل پور، سید رضا حبیب زاده، مهدی فروغیان، اسماعیل رعیت دوست*، نوید کلانی صفحات 1616-1626
    مقدمه

    پزشکی تدافعی به هر معاینه پزشکی یا درمانی گفته می‌شود که در درجه اول برای محافظت از پزشک در برابر اتهامات سهل انگاری یا شکایاتی که تحت عنوان خطاهای پزشکی می باشند، انجام می‌گیرد. هدف از این پژوهش، بررسی تجربه و علل پزشکی تدافعی از دیدگاه متخصصین دانشگاه علوم پزشکی جهرم می باشد. 

    روش

    این مطالعه توصیفی- مقطعی در بین 25 نفر از متخصصین بالینی دانشگاه علوم پزشکی جهرم در سال 1397 انجام گردیده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه می باشد. داده‌های پرسشنامه بعداز گردآوری در نرم افزار SPSS نسخه 21 ثبت گردید و با استفاده شاخص های آماری توصیفی و روش آماراستباطی، آزمون فریدمن که سطح معنی داری 05/0 درنظر گرفته شد، تحلیل گردید.

    یافته‌ها: 

    متخصصین حاضر در این تحقیق دارای نمره پزشکی تدافعی با میانگین 6.87±42.20 بودند. طبق نتایج حاصل، میزان پزشکی تدافعی در زنان نسبت به مردان، در پزشکان متاهل نسبت به پزشکان مجرد، در پزشکان فاقد بیمه مسئولیت نسبت به پزشکان دارای بیمه مسئولیت بیشتر بود اما هیچ یک از این تفاوتها به لحاظ آماری معنی دار نبودند (p>0.05).

    نتیجه گیری

    نتایج نشان می‌دهد که پزشکی تدافعی در پزشکان دانشگاه علوم پزشکی جهرم نسبتا بالا است، که مهم ترین علت این پدیده، نداشتن ریسک پذیری و اعتماد به نفس پایین پزشکان می‌باشد. در این راستا پیشنهاد می شود آموزش های مرتبط با رفع این پدیده و هدایت به سمت ابعاد مثبت آن به پزشکان داده شود و این در حالی است که با اقدامات کاملا ساده این پدیده کاهش می یابد.

    کلیدواژگان: پزشکی تدافعی، متخصصین پزشکی، تجربه
  • محمد عرب، حسن عبدی*، سید جواد ضیاالحق صفحات 1627-1637
    مقدمه مبانی نظری به نقش تمرینات استقامتی و سازگاری با تمرینات هوازی در کاهش قابل توجه فشار اکسایشی کلیوی اشاره دارد؛ بنابراین، هدف از این پژوهش مقایسه تاثیر تمرین استقامتی و مصرف متیل فنیدیت بر تغییرات آسیب شناسی بافت کلیه موش‎های صحرایی نر ویستار دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی بود. روش کار روش تحقیق آزمایشگاهی بود. آزمودنی ها تحقیق در ابتدا شامل 40 سر موش صحرایی نژاد ویستار با دامنه سنی 4 تا 6 هفته بودند که به دو گروه کنترل 7 سر و گروه تزریق L-NAME 33 سر به طور تصادفی ساده تقسیم شدند؛ گروه تزریق L-NAME در سن 8 تا 12 هفتگی به یک گروه 5 تایی نمونه برداری خونی و 4 گروه 7 تایی شامل گروه اختلال نقص توجه/ بیش فعالی ، گروه اختلال نقص توجه/ بیش فعالی + تمرین استقامتی، گروه اختلال نقص توجه/ بیش فعالی + مصرف متیل فنیدیت، گروه اختلال نقص توجه/ بیش فعالی + تمرین استقامتی+ مصرف متیل فنیدیت تقسیم شدند. از آزمون Open Field جهت تشخیص بیش فعالی، از تردمیل 5 بانده جهت تمرینات استقامتی استفاده شد. از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و ویلکاکسون جهت تجزیه و تحلیل داه ها استفاده شد. از نرم افزار SPSS نسخه 24 جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج  نتایج تحقیق نشان داد که گروه تمرینات استقامتی نسبت به گروه اختلال نقص توجه/ بیش فعالی دارای بافت نرمال و فاقد بی نظمی یا ازهمگسیختگی می باشد. گلومرول ها گرچه دارای تعداد و فواصل منظم و مناسبی می باشند اما تعداد اندکی از آنها دارای کوچک شدگی و اندازه غیر طبیعی شده اند. کپسول بومن و فضای ادراری دارای مشخصات طبیعی بود. نتیجه گیری  به نظر می رسد که تمرینات استقامتی می تواند جایگزین مصرف متیل فنیدیت در  ارتباط با تغییرات ساختاری بافت کلیه در  موش‎های صحرایی نر ویستار دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی باشد.
    کلیدواژگان: کلیه، تمرین استقامتی، متیل فنیدیت، اختلال نقص توجه، بیش فعالی
  • فراز موسوی، ولی نوذری*، شهرام علم، مهدی ضرغامی صفحات 1638-1648
    چکیده
    مقدمه
     مطالعات نشان داده است که سلامت افراد می تواند در نتیجه روابط کاری افراد و فشارهای ناشی از شغل تغییر یابد، به ویژه زمانی که حوزه روانی افراد درگیر این مسئله باشد. هدف از تحقیق حاضر بررسی ارتباط بین استرس و فرسودگی شغلی بر سلامت روان در کارکنان ورزش و جوانان استان تهران بود.
    روش کار
    روش پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان تهران بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی تعداد 286 نفر بعنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه های استاندارد استرس شغلی، فرسودگی شغلی و سلامت روانی بود. روایی صوری و محتوایی آن به تایید 20 نفر از متخصصین رسید و روایی سازه آن با تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه نیز در یک مطالعه مقدماتی با 30 شرکت کننده و با آلفای کرونباخ 85/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد که بین فرسودگی شغلی و استرس شغلی با سلامت روان ارتباط معنی داری وجود دارد (05/0≥ P). نتیجه گیری: به نظر می رسد با تمرکز روی عوامل بوجود آورنده استرس و فرسودگی شغلی کارکنان، می توان شرایطی را به وجود آورد که کارکنان بتوانند با کمترین استرس و در نتیجه فرسودگی جسمی، روانی و عاطفی کمتر در سازمان به فعالیت های خود ادامه دهند و این امر باعث بهبود سلامت روانی بیشتر می گردد.
    کلیدواژگان: استرس شغلی، فرسودگی شغلی، سلامت روانی، کارکنان ورزش و جوانان استان تهران
  • محمد عباسی، حسین داودی*، حسن حیدری، ذبیح پیرانی صفحات 1649-1660

    مقدمه پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش روانشناسی مثبت نگر و خوددلسوزی شناختی خودکارآمدی، فرسودگی و خودتنظیمی تحصیلی دانشجویان صورت گرفت. روش کار روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح دو گره آزمایش و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک در سال تحصیلی 98-97 بود که تعداد 45 نفر از دانشجویان با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه آزمایش و کنترل  (در هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های خودکارآمدی تحصیلی میجلی و همکاران(2000)، فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران (1997) و خودتنظیمی تحصیلی بوفارد (1995) را تکمیل کردند. فرضیه ها با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و تحلیل واریانس یک طرفه آزمون شدند. نتایج نتایج نشان داد که در متغیر خودکارآمدی تحصیلی به ترتیب آموزش روانشناسی مثبت نگر و سپس خود دلسوزی شناختی اثربخش بودند. در متغیر فرسودگی تحصیلی به ترتیب آموزش خوددلسوزی شناختی و سپس روانشناسی مثبت نگر اثربخش بودند. در متغیر خود تنظیمی تحصیلی به ترتیب روانشناسی مثبت نگر و  سپس خوددلسوزی شناختی اثربخش بودند. نتیجه گیری آموزش روانشناسی مثبت نگر و خوددلسوزی شناختی باعث ارتقاء خودکارآمدی و خودتنظیمی تحصیلی و همچنین کاهش فرسودگی تحصیلی می گردد.

    کلیدواژگان: خودتنظیمی تحصیلی، خوددلسوزی شناختی، خودکارآمدی تحصیلی، روانشناسی مثبت نگر، فرسودگی تحصیلی
  • سید ابراهیم صادقی، نفیسه اسماعیل پور، سید رضا حبیب زاده، نوید کلانی، مهدی فروغیان، اسماعیل رعیت دوست* صفحات 1661-1670
    مقدمه

    خواب یکی از مهم‎ترین نیازهای جسمی محسوب می شود و برای حفظ سلامتی لازم است. خواب را می توان یک مکانیسم ترمیم کننده نام برد که به بازسازی جسمی و روانی انسان کمک می کند. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل مختل کننده کیفیت خواب بیماران بستری در بیمارستان‎های شهرستان جهرم در سال 1397 انجام گردیده است.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی- مقطعی در بین 131 بیمار در سال 1397  در بیمارستان‎های آموزشی شهرستان جهرم انجام گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه کیفیت خواب پترزبورگ بود. داده های پرسشنامه بعداز گردآوری در نرم افزار SPSS نسخه 21 ثبت و با استفاده شاخص‎های آماری توصیفی و استباطی تجزیه و تحلیل گردید.

    نتایج

    نتایج نشان داد 8/74% از بیماران بستری دارای کیفیت خواب نا مطلوب بودند. میانگین نمره کیفیت خواب در مردان پایین‎تر و بهتر از زنان گزارش گردید. از بین متغیرهای دموگرافیک، بین متغیرهای جنس و وضعیت اشتغال با کیفیت خواب شرکت کنندگان مورد مطالعه ارتباط معنی داری وجود دارد (05/0>p) و این متغیرها پیش بینی کننده کیفیت خواب می باشند.  

    نتیجه گیری

    کیفیت کلی خواب تقریبا در اکثریت بیماران ضعیف بود و در زنان پایین تر از مردان بود. لذا پرستاران و سایر افراد تیم درمان باید در مورد مشکلات خواب بیماران و عوامل تاثیر گذار روی کیفیت خواب بیشتر حساس باشند و مداخلات مناسبی برای بهبودی خواب بیماران انجام دهند.

    کلیدواژگان: بیمارستان، کیفیت خواب، بیماران بستری
  • محسن بیات*، محسن فکری شیران، کیوان ثریا طائفه دلائی، فرداد دیدار طالش میکائیل اردبیل صفحات 1671-1683
    مقدمه
    اختلال نقص توجه/ بیش فعالی بر فرد و جامعه تاثیرات نامطلوبی دارد و درمان های موج سوم شناختی-رفتاری نوید بخش درمان این نوع اختلال هستند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثر بخشی رفتار درمانی دیالکتیک(DBT) با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT) بر کیفیت زندگی و کاهش علایم اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود.
    روش کار
    تحقیق حاضر از نوع نیمه آزمایشی بود که دارای پیش آزمون-پس آزمون به همراه گروه کنترل بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد مرکزی شهر زنجان در سال تحصیلی 98-1397 بود. حجم نمونه شامل 45 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند (15 نفر در هر گروه). افراد گروه DBT  در 12 جلسه و گروه ACT در جلسه مورد مداخله قرار گرفتند درحالی که گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش مقیاس خود گزارشی اختلال نقص توجه/بیش فعالی بزرگسالان ASRS)) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی بود که در مراحل پیش آزمون و پس آزمون اجرا شدند. برای تحلیل داده ها در سطح فراوانی از آمار توصیفی و برای تحلیل داده ها در سطح استنباطی از آمون های T ، تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) و برای مقایسه ای اثر بخشی درمان ها از آزمون تعقیبی LSD استفاده گردید. داده ها در SPSS25 تحلیل شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد هر دو درمان ACT  و  DBT بر روی ADHD و کیفیت زندگی نسبت به گروه کنترل اثربخش تر بوده اند. در مرحله تعقیبی آزمون LSD نشان داد که DBT در کاهش علایم تکانشگری/بیش فعالی(002/0>P) و نقص توجه(001/0>P)   اثر بخشی مطلوب تری نسبت به ACT  دارد. همچنین در مقایسه این دو درمان بر کیفیت زندگی مشخص شد در مولفه های کیفیت زندگی کلی(008/0P<)، سلامت روان(000/0>P) ، کیفیت زندگی جسمی(00/0>p) و کیفیت زندگی محیطی(000/0 >p) ACT اثر بخشی مطلوب تر ی نسبت به DBT داشته است. درحالی که در خرده مقیاس کیفیت زندگی اجتماعی اثر بخشی یکسانی داشته اند.
    نتیجه گیری
    درمجوع نتایج این پژوهش حاکی از عملکرد بهتر DBT برای علایم ADHD و ACT بر کیفیت زندگی است، لذا در مراکز بالینی این درمان ها می تواند برای کنترل تکانشگری، نقص توجه و افزایش کیفیت زندگی به کار گرفته شوند.
    کلیدواژگان: ACT، DBT، اختلال نقص توجه، بیش فعالی، کیفیت زندگی
  • لیلا عسگری دوست، محمد مهدی جهانگیری* صفحات 1685-1696

    مقدمه ناباروری در واقع یک بحران پیچیده زندگی است که می تواند پیامدها و مشکلات روان شناختی بی‎شماری را به زوجین و مخصوصا زنان نابارور تحمیل کند. پژوهش حاضر، با هدف پیش بینی بهزیستی روانشناختی براساس احساس تنهایی و حمایت اجتماعی ادراک شده با نقش واسطه ای تاب آوری در زنان نابارور انجام شد. روش کار پژوهش حاضر از نوع مطالعات کاربردی و از نظر شیوه گردآوری همبستگی بوده است. جامعه آماری شامل کلیه زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز فوق تخصصی ناباروری جهاد دانشگاهی قم در سال 1397 بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به تعداد 351 نفر انتخاب شدند. شرکت کنندگان، پرسشنامه استاندارد بهزیستی روان شناختی ریف، احساس تنهایی و حمایت اجتماعی ادراک شده را تکمیل نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده‎های تحقیق از نرم افزار‎های SPSS و PLS جهت انجام روش معادلات ساختاری استفاده شده است.  نتایج تحلیل داده‎ها نشان داد که بین احساس تنهایی و بهزیستی روانشناختی رابطه معکوس معنادار وجود دارد(519/0-=R)، بین حمایت اجتماعی ادراک شده با بهزیستی روانشناختی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد(483/0-=R)، تاب آوری رابطه بین احساس تنهایی و حمایت اجتماعی ادراک شده با بهزیستی روانشناختی واسطه گری می کند. نتیجه گیری با توجه به نتایج بدست آمده، کاهش احساس تنهایی و افزایش حمایت اجتماعی ادراک شده زنان نابارور از یک سو و افزایش تاب آوری آنها از سوی دیگر می‎تواند بهزیستی روان شناختی آنها را افزایش دهد.

    کلیدواژگان: بهزیستی روان شناختی، احساس تنهایی، حمایت اجتماعی ادراک شده، تاب آوری، زنان نابارور
  • رقیه تقی پور*، سامیه سیاه پوش، فردوس کاظمی دلیوند، پرستو صادقی، ترگل فرجاد طهرانی صفحات 1694-1703
    مقدمه

     سرطان می‌تواند مشکلات روان‌شناختی زیادی برای بیماران به وجود بیاورد و ضروری است رو‌های موثری برای کمک به آن‌ها یافت شود. ازاین‌رو این پژوهش باهدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و روایت‌درمانی در بهبود آشفتگی‌های مرتبط با مرگ و سرسختی روان‌شناختی در بیماران زن مبتلابه سرطان پستان انجام شد.

    مواد و روش‌ها:

     طرح پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی و به‌صورت پیش‌آزمون- پس‌آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان دارای سرطان پستان و مراجعه‌کننده به بیمارستان‌های شهر تهران در سال 1398 بودند. نمونه شامل 45  نفر از بیماران بود که به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در سه گروه شناختی-رفتاری، روایت‌درمانی و گروه کنترل جایگزین شدند. از مقیاس اضطراب مرگ، افسردگی مرگ و بررسی دیدگاه‌های شخصی برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. داده‌ها از طریق مانکوا و آزمون تعقیبی بونفرونی و نرم‌افزار SPSS-22 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند.

    یافته‌ها: 

    نتایج نشان داد که بین گروه شناختی-رفتاری و روایت‌درمانی با گروه کنترل در مرحله پس‌آزمون اضطراب مرگ (44/15= F و 05/0  <p) افسردگی مرگ (79/21= F و 05/0  <p) و سرسختی روان‌شناختی (63/4= F و 05/0  <p) تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین گروه شناختی-رفتاری و روایت‌درمانی در اضطراب و افسردگی مرگ تفاوت معناداری وجود دارد (05/0<p) و روایت‌درمانی اثربخشی بیشتری دارد؛ اما در سرسختی روان‌شناختی بین آن‌ها تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0 p>).

    نتیجه‌گیری: 

    با توجه به یافته‌های این پژوهش، درمان شناختی-رفتاری و روایت‌درمانی می‌توانند به‌عنوان یک روش موثر در بهبود آشفتگی‌های مرتبط با مرگ  و سرسختی روان‌شناختی بیماران مبتلابه سرطان پستان به کار گرفته شوند و در این زمینه روایت‌درمانی می‌تواند کارآمدتر باشد.

    کلیدواژگان: درمان شناختی-رفتاری، روایت درمانی، اضطراب مرگ، افسردگی مرگ، سرسختی روان شناختی
  • اباذر تیموری، بهزاد دیوکان، روح الله محمدی میرزایی، علیرضا محمدی، الهام حججی، مبینا آقاجانی* صفحات 2502-2509
    مقدمه

    کنترل اشتها بر چاقی تاثیر گذار است و گرلین مترشحه از معده نقش مهمی در تعادل انرژی و چاقی دارد. هدف این پژوهش مقایسه تاثیر تمرین هوازی و مصرف ارلیستات بر گرلین آسیل دار، انسولین و گلوکز مردان چاق بود.

    روش کار

    تعداد 48 آزمودنی چاق جوان (سن 14/2±56/ 21، شاخص توده بدن 21/3±9/33)  با استفاده از فراخوان و اطلاع از شرایط پژوهش،به روش نمونه گیری  هدفمند و بصورت کارآزمایی بالینی  با طرح پیش آزمون و پس آزمون و بصورت یک سو کور انتخاب شدند، بصورت  تصادفی در چهار گروه 12 نفری مصرف ارلیستات، تمرین هوازی، تمرین+ ارلیستات و شاهد قرار گرفتند. آزمودنی‎های گروه ارلیستات و تمرین+ارلیستات، روزانه سه کپسول 120 میلی گرمی ارلیستات مصرف نموده و گروه‎های تمرین+ارلیستات و تمرین هوازی، برنامه تمرین را به مدت 8 هفته و هر هفته 3 جلسه با شدت کار 55 تا 60 درصد ضربان قلب هدف به مدت 25 دقیقه اجرا نمودند. سطح گرلین آسیل دار و انسولین به روش الایزا و گلوکز با استفاده از روش آنزیمی کولوریمتریک اندازه گیری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها،  برای مقایسه نتایج قبل و بعد در هر گروه از آزمون آماری t  همبسته و برای مقایسه نتایج گروه ها با یکدیگر از آزمون ANOVA و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنس داری 0.05 استفاده شد.

    نتایج

    گروه‎های تجربی افزایش معنی داری در گرلین اسیل دار و کاهش معنی داری در انسولین و گلوکز نشان دادند (001/0=P). همچنین نتایج آزمون آنالیز واریانس یکطرفه نشان داد که تفاوت معنی داری در متغیر ها در بین گروه‎های ارلیستات، تمرین و تمرین+ ارلیستات وجود ندارد (216/0 P=).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد تمرین هوازی و مصرف ارلیستات ذخایر انرژی بدن را کاهش می دهد و با افزایش سطح ترشح گرلین آسیل دار، منجر به تحریک رفتار دریافت غذا و تعادل انرژی می شود.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، ارلیستات، گرلین آسیل دار، انسولین و گلوکز
|
  • The effectiveness of treatment of emotion regulation strategies on irritability and self-control in women with obesity
    Elham Keyvani Page 1
    Introduction

     Obesity and overweight as a chronic and very common disorder that is directly and indirectly associated with various diseases, is one of the important fields of study in health psychology. The aim of the present study was to evaluate the effectiveness of emotion regulation strategies on irritability and self-control in women with obesity.

    Methods

     This study was a quasi-experimental study (pre-test-post-test with control group). The statistical population of this study consists of all girls referred to nutrition clinics in Mashhad in 2019. The sample of the study was 30 girls referred to one of the nutrition clinics in Mashhad who had a high body mass index, who were selected by attending the clinic by available sampling method and with their consent. At this stage, the irritability and self-control questionnaire was administered to the subjects as a pre-test. Then the experimental group; Treatment interventions received emotion regulation strategies. At the end of the treatment sessions, the research tool was taken as a post-test. Analysis of covariance was used to analyze the data.

    Results

     The results of covariance analysis of emotion regulation strategies on irritability and self-control in obese individuals showed a significant difference between the experimental group in self-control and irritability scales (P <0.05).

    Conclusion

     The results showed the effectiveness of treatment of emotion regulation strategies on irritability and self-control in people with high body mass index.

    Keywords: irritability, Self-control, treatment of emotion regulation strategies, Obesity
  • Somayeh Kamalpour*, Hossein Sharafi, Aboubakr Jafarnejad* Pages 1574-1580
     Introduction & Objective

    Cardiovascular disease is the most common cause of death and disability in the world. According to the World Health Organization by 2020 the morbidity of these diseases in women and men respectively 120 and 137 percent increase. More than 50% of the factors affecting heart disease are mental factors. On the other hand, these factors can have a detrimental effect on their hope. Therefore, this study aimed to investigate the hope cardiovascular patients was conducted using face to face training.

    Methods

    This quasi-experimental study was performed on 50 cardiovascular patients hospitalized in Shahid Mohammadi hospital in Bandar Abbas in 2016. Non-probability sampling was performed and patients were selected as available sampling.  Data were collected using Schneider standard of hope questionnaire. Each participant was trained after completing the hope questionnaire as well as the demographic questionnaire. The curriculum in this study was a combination of individual instruction, question-and-answer, discussion, and educational instruction. The program was conducted for five 45-minute sessions during the hospitalization, when the patient was in good physical and mental condition and in a quiet environment by the researcher. In order to determine the effectiveness of the training program on hope, questionnaires were again administered to the participants after the training and data were collected. Data were analyzed and interpreted using SPSS 16 software at the significant level p

    Findings

    Mean and standard deviation of participants before and after training were 37.36 ± 10.22 and          45.94 ± 7.87, respectively. After analyzing the data, a statistically significant difference between the scores of hopeful patients before and after training was observed. (p

    Keywords: face to face education, Self-centered care, Life expectancy, cardiovascular patients
  • Mohammad Khajedaluee, Fatemeh Moghaddas, Malihe Dadgar Moghaddam* Pages 1581-1586
    Introduction

    Due to the rapid growth of science and the increasing number of articles that have led to increased research misconduct, the purpose of this study was to design a comprehensive questionnaire about research misconduct.

    Methods

    After searching and finding relevant studies, using available questionnaires and various studies, and contacting the corresponding authors of the articles, questions database were designed. Based on the expert opinion panels, the questions were selected from the database in each field and then the face validity, content validity and reliability of the questionnaire were examined.

    Results

    The final questionnaire was approved with 75 questions in three areas. The content and structure validity and the importance of each question was presented separately and was acceptable. The reliability of the tool was calculated with Cronbach's alpha, which was 0.77, which indicates the acceptable reliability of the questionnaire.

    Conclusion

    Considering the comprehensiveness, acceptable validity and reliability of this tool, this tool is recommended for future studies.

    Keywords: Validity, Reliability, Questionnaires, Research misconduct
  • Farnaz Abhar Zanjani, Hassan Toozandehjani*, Mahdi Amiri Pages 1587-1593
    Introduction

    This study is a clinical trial with trial ID 4N20171228038109, which aimed to evaluate the effectiveness of paroxetine on social anxiety disorder.

    Materials and Methods

    The statistical population of this study included all those referring to psychiatric services and private psychiatric offices diagnosed with social anxiety disorder in Mashhad city during the years 1396-96 in Specialized Psychological Center. In the current study, 24 of these patients were selected by purposive sampling and were randomly assigned to the groups. Research variables were measured by Spin Social Anxiety Inventory (2000), Beck Depression Inventory, World Health Organization Short Form Quality of Life Scale (1989), and Wilson & Rappi (2005) Social Negative Events Consequences. And evaluated 3 months after drug treatment with paroxetine.

    Results

    Statistical analysis of current research data using repeated measures ANOVA showed that in general, paroxetine was significantly (p

    Keywords: Drug therapy, Depression, Social anxiety, fear of negative evaluation, Quality of life
  • The comparison effect of evening primrose capsules to reduce pain after apandectomy- double-blind clinical trial
    Atefeh Asadi*, Mohammd Nematshahi Pages 1594-1604
    Background and objective

    Pain is one of the most important postoperative complaints of patients, which can be caused by the inflammation of the surgical site. Chemical and herbal (e.g. evening primrose) analgesics can be used to mitigate the pain. Evening primrose has such properties as anti-inflammatory impact, amendment of deficient essential omega-6 fatty acids, improved synthesis of vasodilator eicosanoids, enhancement of blood flow in the nerves, etc., which can also be useful in the treatment of inflammation-induced pain. This study was conducted to investigate the impact of evening primrose on the reduction of post-appendectomy inflammation and pain.

    Materials and methods

    This study was a double-blind clinical trial performed on 80 patients with pain at the surgical site after appendectomy at the Shahid Beheshti Emdad Hospital in Sabzevar. Patients were randomly divided into two groups of 40 individuals. Following full recovery and onset of pain, each of the intervention and control groups received one evening primrose and placebo capsules, respectively, 3 times every 30 min. The symptoms were then assessed using a visual pain scale and the McGill pain questionnaire.

    Results

    The results of this study showed that the use of evening primrose capsule could reduce the examined postoperative pain (p < 0.000).

    Conclusion

    Considering the anti-inflammatory and analgesic effects of evening primrose capsule, the use of this herbal drug is recommended for the treatment of postoperative pain instead of using non-steroidal analgesics with digestive complications.Keywords: Evening primrose, pain, placebo.

    Keywords: Evening Primrose, Pain, placebo
  • The Effect of Emotional Intelligence Training on academic performance and emotional intelligence of male Mental retardation students of primary fifth base of Shadeghan city
    Jafar Shovaichi * Pages 1605-1615

    Introduction
    Emotional intelligence is now considered as a new subject in the field of psychology. Studies done in this field illustrate the role of emotional intelligence and its components in various aspects of human life, such as academic performance. The purpose of this study is to investigate the effect of emotional intelligence education on academic performance and emotional intelligence in Shadegan's fifth grade male students.
    Method
    In order to do this, 50 male students of the fifth grade boy were randomly selected by random sampling method in Shadegan city. After initial screening, 40 subjects were randomly assigned (20 in the experimental group and 20 in the control group). Control group). The students' load-It and Parker emotional intelligence benefit log was completed as a pre-test and post-test. Then, the experimental group received 10 minutes of emotional intelligence instruction and the control group did not receive any intervention. After the end of the training period, the experimental group and the control group were re-evaluated. Data were analyzed by SPSS18 software at ᵅ =0.05.
     
    Results
    The results of multivariate covariance analysis indicated that emotional intelligence education increased academic performance and emotional intelligence among students          (P <0.01).
    Conclusion
    The results showed that emotional intelligence education increased the academic performance and emotional intelligence of mentally retarded boy students.
    Keywords: Mental Retardation, study performance, Emotional intelligence
  • Fatemeh Maleki, Nafiseh Esmaealpour, Sayed Reza Habibzadeh, Mahdi Foroughian, Esmaeal Raeyat Dost *, Navid Kalani Pages 1616-1626
    Introduction

    Defensive medicine is any medical or medical examination that is primarily performed to protect the physician against negligent allegations or complaints referred to as medical errors. The purpose of this study was to investigate the experience and causes of defensive medicine from the viewpoint of Jahrom University of Medical Sciences.

    Method

    This descriptive cross-sectional study was performed among 25 clinical specialists of Jahrom University of Medical Sciences in 1977. Data collection tool is a questionnaire. Questionnaire data were collected in SPSS software version 21 and analyzed by descriptive statistics and descriptive statistics, Friedman test with a significance level of 0.05.

    Results

    The specialists in this study had a defensive medical score of 42.20 میانگین 6.87. According to the results, the rate of defensive medicine in women was higher than that of men, in married physicians than single physicians, in physicians with no liability insurance, but none of these differences were statistically significant (p> 0.05).

    Conclusion

    The results show that defensive medicine is relatively high among physicians of Jahrom University of Medical Sciences. The most important cause of this phenomenon is lack of risk taking and low self-confidence of physicians. In this regard, it is recommended that physicians be educated on how to tackle this phenomenon and guide it to its positive dimensions, while reducing it by very simple measures.

    Keywords: defensive medicine, medical professionals, experience
  • Mohammad Arab, Hasan Abdi *, Seyed Javad Ziaolhagh Pages 1627-1637
    Introduction
    Theoretical Foundations reffersthe role of endurance training and adaptation to aerobic exercises in significantly reducing the renal oxidative stress. Therefore, the purpose of this study was to compare the effect of endurance training and methylphenidate on histopathologic changes in kidney tissues of male Wistar rats with ADHD.
    Materials and Methods
    The research method was Experimental. The subjects were 40 Wistar rats aged 4 to 6 weeks. They were randomly divided into two groups of control (7 heads and L-NAME): L-NAME injection at 8-12 weeks of age, they were divided into 5 groups of blood sampling and 4 groups of 7, including ADHD, ADHD + endurance training, ADHD + methypheniditis, ADHD + Endurance training + Methypheniditis. From the Open Field test for over-active detection, 5-band treadmill was used for endurance training. One-way analysis of variance and Wilcoxon analysis were used. SPSS software version 24 was used for data analysis.
    Results
    The results showed that endurance chewing group had normal and non-irregular or incompatible ADHD group. Glomeruli, although having regular numbers and intervals, but few have diminished and abnormal size. Bowman capsule and urine atmosphere have normal characteristics and there are no irregularities or inappropriate size. Complex distal tubes and proximal complexions also show neat microscopic specs. There is no evidence of hyperemia or increased inflammatory cells in the tissue. The training group along with the use of methylphenidate were similar to the endurance training group.
    Conclusion
    Endurance training seems to be a substitute for methylphenidate in relation to structural changes in kidney tissue in male Wistar rats with ADHD.
    Keywords: Kidney, Endurance training, Methylphenidate, attention deficit disorder, hyperactivity disorder
  • Faraz Mosavi, Vali Nowzari *, Shahram Alam, Mehdi Zarghami Pages 1638-1648
    Abstract  
    Introduction
    Studies have shown that people's health can change as a result of people's work relationships and work-related stress, especially when the psychological field of people involved is affected. The purpose of this study was to Relationship between Stress and Job Burnout on Mental Health of Staffs in Tehran Province’s Sport and Youth.
    Methodology
    The research method was descriptive correlation. The research method was descriptive-correlational. The statistical population included all staffs of sport and youth departments of Tehran province. A randomized multistage cluster sampling method was used to select 286 people as the sample of the study. The instrument was a standard questionnaire including job stress, job burnout and mental health. The formal and content validity of it was confirmed by 20 experts and its validity was confirmed by confirmatory factor analysis. The reliability of the questionnaire was also calculated in a preliminary study with 30 subjects and with Cronbach's alpha of 0.85. Pearson correlation test was used to analyze the data using SPSS 22 software.
    Results
    The results showed that there is a significant relationship between burnout and job stress with mental health (P≤0.05).
    Conclusion
    It seems that by focusing on the factors that cause stress and job burnout of employees, it is possible to create conditions where employees can continue their activities with less stress and thus less physical, mental and emotional burnout in the organization. Improves mental health. Sport Managers focus on human resource training and improvement that will ultimately improve the performance of organizations.
    Keywords: stress, Job burnout, Mental health, Sports, Youth staffs of Tehran Province
  • Mohammad Abbasi, Hosseine Davoodi*, Hasan Heydari, Zabih Pirani Pages 1649-1660
    Introduction

    The purpose of this study was to compare the effectiveness of Positive Psychology training and cognitive self-efficacy, burnout and academic self-regulation in students. Materials &

    Methods

    The method of this study was quasi-experimental with two experimental design nodes and control group. The statistical population consisted of the students of Islamic Azad University of Arak in the academic year 97-98. 45 students were selected using available sampling method and were randomly assigned into three experimental and control groups (15 students in each group). Participants completed the Miguel et al.'s (2000), Burns et al.'s (1997) academic self-efficacy questionnaires, and Bufard's (1995) academic self-regulation questionnaires. The hypotheses were tested by multivariate analysis of covariance and one-way analysis of variance.

    Results

    The results showed that in the educational self-efficacy variable, positive psychology training and then cognitive self-compassion were respectively effective. In academic burnout variable, cognitive self-compassion training and positive psychology were respectively effective. Positive psychology and then cognitive self-compassion were respectively effective on academic self-regulation.

    Conclusion

    Positive psychology training and cognitive self-compassion promote academic self-efficacy and self-regulation as well as decrease academic burnout.

    Keywords: Academic self-regulation, Cognitive self-compassion, Academic self-efficacy, Positive psychology, Academic burnout
  • Seyed Ebrahim Sadeghi, Nafiseh Esmaealpour, Sayed Reza Habibzadeh, Navid Kalani, Mahdi Foroughian, Esmaeal Raeyat Dost* Pages 1661-1670
    Introduction

    Sleep is one of our most important physical needs and also necessary for maintaining health. Sleeping is considered a healing mechanism that aids in rebuilding a person's physical and mental well-being. Thus this study was conducted to determine the factors impairing the quality of sleep in the patients hospitalized in Jahrom in 2018.

    Materials and Methods

     This cross-sectional descriptive study was conducted among 131 patients hospitalized in designated wards at the time of gathering the information using the Pittsburgh Sleep Quality Index (PSQI) questionnaire. The data gathered were then put into SPSS software version 21 and analyzed using descriptive and inferential statistics.

    Results

    Results showed 74.8% of patients in the study had poor sleep and men’s quality of sleep on average had a lower and better score than women. Among the demographical variables that determine the quality of sleep, gender and employment status had a direct relation with the quality of sleep in the patients (p

    Keywords: sleep impairing factors, Quality of sleep, Hospitalized patients
  • Mohsen Bayat *, Mohsen Fekri Sheeran, Keyvan Soraya Taifee Dalai, Fardad Dedar Talesh Mickaeli Ardebil Pages 1671-1683
    Abstract
    Introduction
    Attention deficit / hyperactivity disorder has adverse effects on the individual and the community. Third-wave cognitive-behavioral therapies are promising therapies for this type of disorder.  Therefore, the aim of this study was to compare the effectiveness of dialectical behavioral therapy (DBT) with acceptance and commitment therapy (ACT) on quality of life and to reduce the symptoms of attention deficit hyperactivity disorder (ADHD).
    Methods
    The present study was a semi-experimental and pre-test-post-test with control group.  The statistical population of the study consisted of all students of Azad University of Zanjan in the academic year of 1969-98.  The sample size consisted of 45 persons who were selected by available sampling in two groups of experimental and one control group (15 in each group).  The DBT group was interviewed at 12 sessions and the ACT group, while the control group did not receive any treatment.  The research tools were self-reported attention deficit hyperactivity disorder (ASRS) and World Health Organization Quality of Life Questionnaire, which were conducted in pre-test and post-test phases.  Descriptive statistics were used to analyze the data. For analyzing the data at the inferior level of T-amines, multivariate analysis of variance (MANOVA) and LSD post hoc test, for comparing the efficacy of the treatments.  Data were analyzed in SPSS-25.
    Results
    The results of both ACT and DBT treatments on ADHD and quality of life were more effective than control group.  In the follow up phase, the LSD test showed that DBT was more effective than ACT in reducing impulsivity / hyperactive symptoms (P <0.002) and attention deficit (P <0.001).  Comparison of these two treatments on quality of life was found in the components of overall quality of life (P <0.008), mental health (P <0.001), quality of life (p <0.000) and environmental quality of life (P<0/000) ACT has a more favorable efficacy than DBT.  While they have had the same effect on the subscale of social life quality.
    Conclusion
    The results of this study suggest that DBT is better for ADHD and ACT symptoms of quality of life, so in clinical centers, these treatments can be used to control impulsivity, attention deficit hyperactivity disorder and improve quality of life.
    Keywords: ACT, DBT, Attention Deficit, Hyperactivity Disorder, Quality of life
  • Leyla Asgari Doust, Mohammad Mehdi Jahangiri * Pages 1685-1696

    Abstract Infertility is a complex life crisis that can have countless psychological consequences. The aim of this study was to predict psychological well-being based on loneliness and perceived social support with the role of resilience mediators in infertile women.

    Methods

    This study was a practical study in terms of the method of collecting correlation. The statistical population included all infertile women who referred to Qom University Jihad Infertility Center in 1397, using simple random sampling method, 351 people were selected. Participants completed the Reef Psychological Welfare Standard Questionnaire, Feeling Lonely and Perceived Social Support. SPSS and PLS software have been used to analyze structural equations to analyze research data.

    Results

    Data analysis showed that there is a significant inverse relationship between loneliness and psychological well-being (R = -0.519), there is a positive and significant relationship between perceived social support and psychological well-being (R = 0.483), resilience. The relationship between loneliness and perceived social support mediates psychological well-being.

    Conclusion

    According to the obtained results, reducing the feeling of loneliness and increasing the perceived social support of infertile women on the one hand and increasing their resilience on the other hand can increase their psychological well-being.

    Keywords: Psychological well-being, Loneliness, Perceived social support, Resilience, Infertile Women
  • Roghayeh Taghipour *, Samiyeh siahpoosh, Ferdous kazemi dalivand, Parastoo Sadeghi, Targol Farjadtehrani Pages 1694-1703
    Introduction

    Cancer can cause many psychological problems for patients and it is essential to find effective ways to help them. Therefore this study was done aimed to compare effectiveness of cognitive-behavioral therapy (CBT) and Narrative Therapy (NT) in improving death related distress and psychological hardiness in female patients with breast cancer.

    Materials and Methods

    Design of this study was semi-experimental type as pretest-posttest with two experiment groups and one control group.Statistical population consisted of all women with breast cancer who referred to hospitals in Tehran in 2019.The sample studied were all 45 patients who were selected through purposive sampling method and were divided into three groups- under training with CBT and NT groups and one control group.For collection data was used from Death Anxiety Scale (DAS), Death Depression Scale (DDS) and Personal Views Survey Questionnaire (PVSQ.) Data analyzing was conducted with MANCOVA and Bonferroni post-hoc test and SPSS-22.

    Results

    The results showed that there was a significant difference between the CBT and NT with the control group in post-test of death anxiety (F= 15.4443, p < 0.05) death depression (F = 21.79, p <0.05) and psychological hardiness (F= 4.63, p < 0.05). Also, the results showed that there was a significant difference between CBT and NT in death anxiety and depression (p < 0.05) and NT was more effective; but there was no significant difference in psychological hardiness between them (p>0.05).

    Conclusion

    According to the findings this study, CBT and NT can be used as an effective way to improve the death related distress and psychological hardiness in patients with breast cancer and in this context, NT can be more effective.

    Keywords: Cognitive-Behavioral Therapy, Narrative Therapy, Death Anxiety, Death Depression, Psychological Hardiness
  • Abazar Teymouri, Behzad divkan, Roohollah Mohammadi Mirzaei, Alireza Mohammadi, Elham hojaji, Mobina Aghajani * Pages 2502-2509
    Introduction

    Obesity affects appetite control and Ghrelin is a peptide of 28 amino acids, is secreted by the stomach and plays an important role in energy balance and obesity. The purpose of this study was to Compare the effect of aerobic training and use of orlistat on Plasma Acylated Ghrelin, Insulin and Glucose levels in obese men.

    Methods

    forty-eight obese males (With a mean age: 21.56±2.14, BMI: 33.91±3.21) participated in this study. The subjects were divided into four groups: orlistat-induced weight loss (n=12), exercise-induced weight loss (n=12), orlistat plus exercise-induced weight loss (n=12) and control (n=12). Subjects of orlistat-induced weight loss and orlistat plus exercise-induced weight loss groups three daily 120 mg orlistat capsules after each meal and consumed for eight weeks. aerobic training program consisted of running 55 to 60 percent target heart rate for 25 minutes on a treadmill in first week that the 75% target heart rate for 45 minutes in the eighth week. The levels of plasma ghrelin and insulin were measured by ELISA method before and after 8 weeks.

    Results

    Finding show that the experimental groups a significant increase in acylated ghrelin a significant decrease in insulin and glucose showed (P =0/001).

    Conclusion

    It seems aerobic exercise and taking Orlistat reduces the body's energy reserves and increased levels of acylated ghrelin secretion, resulting in stimulation of food intake and energy balance.

    Keywords: Aerobic training, orlistat, Plasma Acylated Ghrelin, Insulin, Glucose