فهرست مطالب

علوم محیطی - سال هفدهم شماره 3 (پیاپی 65، پاییز 1398)
  • سال هفدهم شماره 3 (پیاپی 65، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/18
  • تعداد عناوین: 15
|
  • محمد محمودی، سید حسین هاشمی*، امیر سالمی صفحات 1-14
    سابقه و هدف

    در دنیا پژوهش های زیادی در زمینه توسعه سنجه های مناسب برای منشایابی آلودگی های هیدروکربنی انجام و سنجه های مختلفی در این زمینه بیان شده اند که به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم می شوند. سنجه های خارجی بر پایه ی نسبت فلزهای موجود در نفت، منبع آلودگی هیدروکربنی را تعیین می کنند که نسبت بین فلزهای نیکل و وانادیم برای منشایابی آلودگی هیدروکربنی مورد استفاده قرار می گیرد. در مقابل از سنجه های داخلی، یعنی ترکیب های آروماتیک و آلیفاتیک بطور عمده برای منشایابی آلودگی هیدروکربنی استفاده می شود. ترکیب های آروماتیک بدلیل اختلاف در واکنش پذیری، حلالیت و ویژگی های ترمودینامیکی بین برخی از جفت ایزومرهای 1PAHs ، این امکان را فراهم می کنند تا از آن ها برای تعیین منشا آلودگی هیدروکربنی استفاده شود.

    مواد و روش ها

    در بسیاری از مطالعات در زمینه ی منشایابی آلودگی هیدروکربنی تنها یکی از ترکیب های آلیفاتیک یا آروماتیک در یک محیط آب، خاک و رسوب مورد بررسی قرار می گیرد. ولی در این تحقیق برای منشایابی دقیق تر آلودگی هیدروکربنی در جنوب تهران ترکیب های آروماتیک و آلیفاتیک در سه محیط آب، خاک و رسوب مورد بررسی قرار گرفت. برای تعیین میزان آلودگی تعداد 33 نمونه از آب، خاک و رسوب منطقه جمع آوری شدند، و نمونه ها پس از جمع آوری بلافاصله به آزمایشگاه منتقل و استخراج ترکیب های هیدروکربنی انجام شد. نمونه های آب از چاه، قنات، آب های سطحی، کانال، نمونه ی خاک از سطح و عمق 50 سانتی متری زمین های کشاورزی، خاک بکر و نمونه های رسوب، از رسوب انباشته شده در کانال، قنات و آب های سطحی جمع آوری شدند.

    نتایج و بحث

    در این مطالعه 16 ترکیب مهم PAHs که از نظر آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا سرطانزا اعلام شده اند و ترکیب های آلیفاتیک C8-C40((مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین غلظت ترکیب های PAHs برای نمونه های آب 2127/72ppb ، با محدوده ی) 5/ 147125 - 5(، نمونه های خاک، 6715/79ppb ، با محدوده ی) 446642 - 5(و نمونه های رسوب 957/27ppb با محدوده ی) 02 / 11992 - 5(می باشد. و برای ترکیب های آلیفاتیک) C8-C40 (میانگین غلظت نمونه های آب 39/50ppm با محدوده ی) 2/ 785 - 5(، نمونه های خاک 1110ppm با محدوده ی) 74 / 16160 - 5(و نمونه های رسوب 1751/13ppm با محدوده ی) 37 / 30497 - 5(می باشند. منشایابی آلودگی هیدروکربنی در جنوب تهران نشان داد که آلودگی نفتی از نوع پتروژنیک می باشد. بنابراین نتایج بیشترین آلودگی مربوط به نمونه های اطراف حوضچه زائده های نفتی و در مرتبه ی بعد نمونه های نزدیک لوله های انتقال نفت می باشد که آلودگی هیدروکربنی توانسته به درون آب های زیرزمینی و خاک منطقه نفوذ کند. همچنین آلودگی نفتی موجود در منطقه تنها مربوط به پالایشگاه نفت نبوده بلکه بخشی از آن نیز مربوط به رواناب می باشد که از سطح شهر جمع آوری شده و به کانال ها منتقل، و بصورت مستقیم برای آبیاری زمین های کشاورزی استفاده می شود. با توجه به مقایسه ی مجموعه غلظت ترکیب های PAHs و ترکیب های آلیفاتیک مشاهده شد که بیشترین مجموعه غلظت ترکیب های PAHs بترتیب در خاک، آب و رسوب، و بیشترین مجموعه غلظت ترکیب های آلیفاتیک بترتیب در خاک، رسوب و آب می باشد. باتوجه به این نکته که ترکیب های هیدروکربنی موجود در ستون آب ته نشین و وارد رسوب های کانال ها می شود و این کانال ها بصورت دوره ای توسط کشاورزان منطقه لایروبی می شوند، امکان تجمع میزان بالای هیدروکربن های نفتی در این محیط ها وجود ندارد به همین دلیل بیشترین تجمع غلظت در محیط خاک می باشد.

    نتیجه گیری

    نتایج حاصل از اندازه گیری و منشایابی هیدروکربن های نفتی در سه محیط آب، خاک و رسوب نشان داد که منطقه ی مطالعاتی آلوده به نفت و آلودگی نفتی از نوع پتروژنیک می باشد که بخش بزرگ این آلودگی مربوط به ریزش های نفتی از پالایشگاه تهران و بخش دیگری از آن مربوط به کانال های جمع آوری رواناب های سطح شهری است که آلوده به ترکیب های نفتی پتروژنیک بوده که به جنوب تهران منتهی می شوند.

    کلیدواژگان: آلودگی هیدروکربنی، منشایابی، ترکیب های PAHs، ترکیب های آلیفاتیک
  • ژانت بلیک، امیر پناهنده ثمرین* صفحات 15-28
    سابقه و هدف

     در سالهای گذشته، کارگروه آنتروپوسن، به سرپرستی یان زالاشوویچ، با انتشار مقاله های زیاد، مهم ترین نقش را در تعریف و توجیه دور آنتروپوسن (نو-انسانی) از منظر علوم تجربی داشته است. ویداس از جمله مهم ترین نویسندگانی است که درباره ی ارتباط میان دور آنتروپوسن با حقوق بین الملل مطالبی را به نگارش درآورده است. پژوهش کنونی با هدف بیان مطالب بنیادین در این زمینه و توسعه ی مفاهیم مرتبط با حقوق محیط زیست در عصر جدید انجام شده است که پیشینه ای در مقاله ها با زبان فارسی ندارد. همچنین، مقاله ی حاضر به دنبال نشان دادن رابطه ی قوی میان یافته های علوم پایه و اصول کلی حقوق محیط زیست است.

    مواد و روش ها

    در این مقاله، واپسین یافته های علمی در کنار رویکردهای نوین حقوقدانان محیط زیست مورد بررسی قرار می گیرد. تغییرات محیط زیستی اخیر در سطح جهان، نشان می دهد که زمین احتمالا وارد یک «دور » زمین شناختی نوین، زیر سلطه ی انسان شده است. دو موضوع تنوع زیستی و تغییرات اقلیمی، مهم ترین بخش هایی هستند که حقوق محیط زیست در عصر نوین از آن ها حمایت می کند. زیرا به شدت از آثار منفی دگرگونی بوم سازگان کره زمین در آنتروپوسن آسیب دیده اند.

    نتایج و بحث

    بسیاری از حقوقدانان، موضوع های حقوق محیط زیست و حکمرانی را محصول دور پایدار هولوسن می دانند که در آن، درک رابطه ی انسان و محیط زیست ساده تر به نظر می آمد و مرکزیت انسان و دولت ها کم کم در آن تثبیت گردیده است. در حالی که در دور آنتروپوسن، پایداری و قابلیت پیش بینی کمتری وجود دارد و برای بازگرداندن یکپارچگی به محیط زیست زمین، رویکرد «بوم-مرکز » باید جای رویکرد مبتنی بر «محوریت انسان یا دولت ها » را در قوانین و معاهدات بگیرد.

    نتیجه گیری

    یکی از اصولی که در عصر کنونی باید در حقوق بین الملل مورد تاکید قوانین بین المللی باشد، پذیرش «مسوولیت » برای حفظ یکپارچگی محیط زیست زمین است. اگر اصل «حاکمیت دائمی دولت ها بر منابع طبیعی خود » یک قاعده ی آمره در حقوق بین الملل دانسته شود، باید، در مقابل، «مسوولیت دولت ها بر حفاظت از منابع طبیعی » و یا «حفظ یکپارچگی بوم شناختی » نیز تکلیفی جدی برای آن ها به شمار بیاید. پیشنهاد می شود اعلامیه ای در زمینه ی اصول بنیادین حقوق محیط زیست ارائه شود تا در آن، اصول راهنمای بشر در زمینه ی حقوق و تکالیفاش در ارتباط با محیط زیست در عصر حاضر تدوین گردد.

    کلیدواژگان: آنتروپوسن، حقوق بین الملل محیط زیست، یکپارچگی بوم شناختی، تغییرات اقلیم، مسوولیت مشترک، قاعده آمره
  • وجیهه قربان نیا خیبری، هومان لیاقتی*، میر مهرداد میرسنجری، محسن آرمین صفحات 29-44
    سابقه و هدف

    گردشگری طبیعت (اکوتوریسم) نوعی از گردشگری است که بر جاذبه های طبیعی تاکید دارد و ویژگی محوری آن، ارتباط با طبیعت و وابستگی به مفهوم توسعه پایدار، ایجاد موقعیت های آموزش، بوم شناسی و قدرشناسی نسبت به مادر زمین است. با توجه به مفهوم توسعه گردشگری طبیعت پایدار، ارزیابی توان اکولوژیک و شناسایی ظرفیت های طبیعی هر منطقه به همراه برنامه ریزی صحیح می تواند منجر به بهره برداری پایدار و مستمر از عرصه های طبیعی و در عین حال رفع محرومیت، ایجاد اشتغال و کسب درآمد شود. شهرستان دنا در شمال استان کهگیلویه و بویراحمد با مساحتی بالغ بر 1577 کیلومتر مربع به دلیل برخورداری از پدیده های نادر و ارزشمند طبیعی از قابلیت و پتانسیل بالایی در زمینه گردشگری طبیعی برخوردار است که می‌تواند بعنوان چشم اندازی زیبا در همه فصل های سال پذیرای گردشگران و دوست داران طبیعت قرار گیرد.
     

    مواد و روش ها

    روش های تصمیم گیری چند معیاره (MCDM) این امکان را فراهم می آورد که معیارهای گوناگون بطور همزمان در تعیین بهترین گزینه و مناسب ترین شرایط به کار گرفته شوند. فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) یکی از روش های تصمیم گیری چند معیاره با ساختار غیر خطی و روابط دو سویه است. در این مطالعه پس از بررسی روابط بین شاخص های مختلف توسعه گردشگری طبیعت و تعیین وزن نسبی آن ها با استفاده از فرآیند تحلیل شبکه ای، اقدام به شناسایی منطقه های پتانسیل توسعه اکوتوریسم با استفاده از روش ترکیب خطی وزن دار (WLC) شد. اغلب همراه با روش WLC، تئوری مجموعه های فازی بمنظور استاندارد کردن شاخص ها به کار می رود.

    نتایج و بحث

     بر اساس ساختار مدل تصمیم گیری فرآیند تحلیل شبکه ای، شاخص حساسیت به وقوع زمین لغزش با وزن نسبی 3/0 و جهت جغرافیایی با وزن نسبی 014/0 به ترتیب بیشترین و کمترین اهمیت را در مورد شناسایی منطقه های پتانسیل توسعه گردشگری طبیعت در منطقه مورد مطالعه داشته اند. بر اساس استخراج وزن نسبی 17 شاخص گردشگری طبیعت و تلفیق آن ها به روش ترکیب خطی وزن دار، بیشترین مساحت کلاس های گردشگری طبیعت به ترتیب به کلاس شایستگی تا حدی مناسب (S2)، نسبتا مناسب (S3)، کاملا مناسب (S4) و نامناسب (S1) اختصاص یافته است.

    نتیجه گیری

    در بیشتر تصمیم گیری ها مدیران به جای یک سنجه، خواستار بهینه کردن چندین سنجه هستند. بدیهی است که این سنجه ها  بدلیل داشتن مقیاس های مختلف با هم قابل مقایسه نبوده و حتی در برخی مسئله ها با یکدیگر متضاد می باشند به طوری که افزایش یک سنجه سبب کاهش سنجه دیگر می شود. بنابراین در تصمیم گیری با معیارهای چندگانه بطور معمول مدیران به دنبال گزینه ای هستند که بیشترین مزیت را برای همه معیارها بیان کند. در روش وزن دهی AHP، وابستگی معیارها، سنجه ها و گزینه ها  بصورت خطی و از پایین به بالا یا بالا به پایین است. در این مطالعه مشخص شد که وابستگی سنجه های موثر بر توسعه گردشگری طبیعت دو طرفه و تشکیل یک شبکه یا سیستم غیر خطی (سیستم بازخور) را می دهد که در این صورت برای محاسبه وزن عنصر ها باید از تئوری شبکه ها استفاده کرد. همانند دیگر تحقیق های گذشته نتایج این تحقیق نیز نشان داد که استفاده همزمان از منطق فازی و روش ANP در تعیین ارجحیت و وزن معیارها نسبت به یکدیگر شرایط منطقی تر و انعطاف پذیرتری را برای ارزیابی به روش WLC فراهم می کند. مقایسه نتایج این پژوهش با دیگر مطالعات نشان داد که سنجه های اثرگذار بر توسعه اکوتوریسم در منطقه های مختلف متفاوتند.

    کلیدواژگان: گردشگری طبیعت، فرآیند تحلیل شبکه ای، منطق فازی، سنجه، شهرستان دنا
  • سیده لیلا معصوم زاده، کورس خوشبخت* صفحات 45-60
    سابقه و هدف

    تنوع‌زیستی شامل گستره‌ی وسیعی از تنوع ژنتیکی، تنوع درون‌گونه‌ای و تنوع بوم نظام‌هاست. حفاظت از تنوع‌زیستی کشاورزی ‌بعنوان یکی از میراث‌های ناملموس طبیعی جایگاه مهمی در ارتقای پایداری بوم نظام‌های کشاورزی دارد. در این راستا، توسعه و حفاظت از باغ‌کشت‌ها ‌بعنوان سیستم‌های تولیدی حفاظت کننده از تنوع در بخش کشاورزی اهمیت اساسی دارد. به‌گونه‌ای که غنای گونه‌ای باغ‌کشت‌ها، آن‌ها را به مکانی مناسب برای حفاظت درون جا تبدیل کرده است. بر این اساس در این تحقیق وضعیت باغ‌کشت‌های شهرستان خلخال از طریق بررسی سنجه های تنوع‌زیستی و عامل های موثر بر آن در باغ‌کشت‌ها مانند عامل های اقتصادی –اجتماعی ارزیابی گردید.

    مواد و روش ها

    ‌بمنظور بررسی تنوع‌زیستی باغ‌کشت‌ها در منظقه مورد مطالعه درشهرستان خلخال و همچنین با توجه به جمعیت روستاها هفت روستا با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند.سپس اطلاعات مربوط به باغ‌کشت‌های هفت روستا در قالب پرسشنامه و ب‌صورت مصاحبه ی رودررو با 150 کشاورز و مشاهده‌ی مستقیم باغ‌کشت‌ها در تابستان سال 1395 جمع‌آوری شد. بمنظور تجزیه‌وتحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده، ابتدا نسبت به استخراج داده‌ها و اطلاعات لازم از پرسشنامه ها اقدام و پس از انجام پردازش های لازم، داده‌های کمی و کدگذاری داده‌های کیفی، داده‌ها وارد نرم‌افزار Excel گردید. سپس با استفاده از نرم‌افزار SPSS23 همبستگی پیرسون (بین داده‌های کمی با یکدیگر)، همبستگی اسپیرمن (برای داده‌های کیفی و کمی) ، آزمون رگرسیون و آزمون تحلیل خوشه‌ای و همچنین درصد فراوانی و میانگین مربوط به هر یک از متغیرها محاسبه شد.

    نتایج و بحث

    بنابر نتایج به‌دست آمده روستای مجره با 61 گونه دارای بیشترین غنای گونه‌ای و روستای قزل درق با 31 گونه دارای کمترین غنا بود. نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین روستاها از لحاظ سنجه شانون وینر وجود ندارد، روستای گوران سراب با 99/1 بیشترین و روستای لنبر با 11/1 کمترین میزان سنجه شانون را دارد و میانگین کل سنجه شانون وینر 57/1 به دست آمد. نتایج همچنین نشان داد که 57 درصد از باغ‌کشت‌داران درآمد اصلی خود را از دیگر بخش ها تامین می کنند و کشاورزان از باغداری و زنبورداری داری هیچ درآمدی نبودند. همچنین با افزایش درآمد از دیگر بخش‌ها، تمایل سرپرست خانوار به باغ‌کشت داری کاهش می یابد. نتایج نشان داد عامل های اقتصادی – اجتماعی و ویژگی های باغ‌کشت‌ها می‌توانند ‌بعنوان عامل های تاثیرگذار بر روی تنوع‌زیستی باغ‌کشت‌ها و سنجه های تنوع‌زیستی عمل کنند؛ ‌بطوری‌که در تحقیق حاضر، بین عامل های اقتصادی -اجتماعی مانند سن، سطح تحصیلات، تعداد اعضا خانوار، میزان مشارکت زنان، سال‌های تجربه در باغ‌کشت‌داری، ساعت های کار در باغ‌کشت و میزان اطلاع از ویژگی های گونه های کشت‌ شده، و افزایش سنجه های تنوع‌زیستی رابطه معنی داری وجود داشت. همچنین برخی از ویژگی های باغ‌کشت مانند مساحت باغ‌کشت، دارا بودن گیاهان اهلی‌شده و کم بودن فاصله با مرکز فروش بر افزایش سنجه های تنوع ریستی تاثیر مثبت داشته است.

    نتیجه گیری

    نظر به نتایج تحقیق، موارد زیر برای ارتقای وضعیت تنوع‌زیستی در باغ‌کشت‌ها اقدام های آموزشی و آگاهی بخشی ، اقتصادی مانند ایجاد بازارهای خاص فروش، حمایتی و ترویجی مانند برندسازی برای این محصول ها و طراحی سیستم های مناسب آبیاری برای باغ‌کشت‌داران پیشنهاد گردید.

    کلیدواژگان: تنوع زیستی کشاورزی، باغ کشت، عامل های اقتصادی-اجتماعی، کشاورزی پایدار
  • سید شهاب الدین طیبی، شهیندخت برق جلوه*، مجتبی سلیمانی ساردو صفحات 61-74
    سابقه و هدف

    مصرف روزافزون سوخت‌های فسیلی موجب افزایش میزان دی اکسید کربن هوا شده، که از مهم ترین عامل های آلودگی شهری و نیز گرمایش زمین به حساب می‌آید. توسعه کشت گیاهان و ایجاد فضاهای سبز، یکی از مهم‌ترین روش‌های ذخیره کربن هوا است. تحقیق های زیادی برای تعیین توان گیاهان مختلف جهت ذخیره کربن انجام شده است که به کارایی بالای گیاهان در جذب کربن جو اذعان دارد. هدف از این پژوهش، بررسی میزان توانمندی گونه‌های اطلسی (Petunia hybrida) و گل جعفریTagetes patula)) از جهت ذخیره کربن، بعنوان دو گونه کلیدی مورد نظر در طرح‌های توسعه فضای سبز شهر کرمان می باشد تا از این طریق کمک شایانی نسبت به مدیریت بهتر فضای سبز شهری با درنظرگرفتن مقوله ذخیره کربن شود.

    مواد و روش ها

    در این پژوهش، میزان کربن آلی نمونه‌های گیاهی پس از جمع‌آوری، قطع و توزین اندام‌ها، با استفاده از دستگاه آنالیزگر عناصر (S-N-H-C) تعیین شده. در ادامه با بررسی داده‌های میدانی و درنظر گرفتن گره‌های ترافیکی، محل تمرکز بیشترین میزان آلودگی در نقاط خاص شهر مشخص شده و در ‌نهایت، با بررسی پوشش گیاهی سیمای سرزمین کرمان، در راستای برنامه‌ریزی سیمای اکولوژیک شهری از جهت ذخیره کربن اقدام صورت گرفته است.

    نتایج و بحث

    نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این مساله است که در مجموع توانایی ذخیره کربن گیاه اطلسی بیش از جعفری بوده و در نواحی غربی و تا حدودی متمایل به مرکز شهر کرمان که شاهد گره‌های ترافیکی بیشتری می‌باشد، از منظر ذخیره کربن پیشنهاد می شود تا گونه اطلسی در قیاس با گونه جعفری در اولویت کاشت و توسعه فضاهای سبز شهری بویژه در ناحیه های نامبرده شهر کرمان، مدنظر کارشناسان و دست اندر کاران امر قرار گیرد.

    نتیجه‌گیری

     با توجه به اینکه عنصر های تشکیل دهنده پوشش گیاهی فضای سبز شهری جایگاه غیر قبل انکاری در زمینه‌ی کارایی و حضور در عرصه شهری دارند ارزیابی و شناخت قابلیت‌های نهفته پوشش گیاهی، برای پیاده سازی یک برنامه مدیریتی بهینه در راستای کاهش مشکل های محیط زیست شهری از اهمیت قابل توجه ای برخوردار است. این پژوهش بیانگر این موضوع می باشد که با شناخت قابلیت‌های عنصر های تشکیل دهنده فضای سبز می توان برای کاهش برخی از مشکل های شهری اقدام موثرتری را انجام داد بطوری که امکان کشت و توسعه گونه اطلسی در طرح‌های گسترش فضای سبز شهری منجر به ذخیره بیشتر کربن در قیاس با گونه جعفری می‌شود که در طرح‌های توسعه فضای سبز دارای اهمیت است.

    کلیدواژگان: پوشش گیاهی، فضای سبز شهری، فرآیند ذخیره کربن، برنامه ریزی محیط زیستی
  • آتوسا سلیمانی، احمد نوحه گر* صفحات 75-88
    سابقه و هدف

    دلبستگی به مکان ارتباط عاطفی با موقعیت مکانی یا چشم ‏اندازی خاص است که بطور معمول شامل عنصر های جسمانی و اجتماعی می‏ باشد.  از دیدگاه Hummon، دلبستگی اجتماعی، بعنوان سرمایه ‏گذاری عاطفی در یک مکان تعریف شده است. امروزه مفاهیم محیط زیستی دارای مفاهیم اجتماعی هستند و بخش عمده ‏ای از باورها و رفتارهای محیط زیستی افراد تحت تاثیر نظام ‏های فرهنگی و اجتماعی، تغییر و تحول می ‏یابند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه میان دلبستگی اجتماعی و رفتارهای محیط زیستی، با توجه به نقش واسطه ‏ای دلبستگی مکان در میان ساکنان محله تجریش واقع در منطقه یک شهرداری تهران می‏ باشد.

    مواد و روش ‏ها

     این مطالعه از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، پیمایشی و  بلحاظ نوع، توصیفی- همبستگی می ‏باشد. بدین منظور نمونه ‏ای مشتمل بر 284 نفر از ساکنان محله تجریش که به روش نمونه ‏گیری تصادفی انتخاب شده بودند، به پرسشنامه‏ پژوهش که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته بود پاسخ دادند. داده‏ های پژوهش با استفاده از روش‏ های تحلیل همبستگی و مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم ‏افزارهای SPSS21 و AMOS21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    نتایج و بحث

     نتایج حاصل از ضرایب استاندارد مدل معادلات ساختاری نشان داد که متغیر دلبستگی اجتماعی، متغیر دلبستگی به مکان را به صورت مستقیم و مثبت پیش ‏بینی می‏ کند (P-value<0.01 و) و متغیر دلبستگی به مکان نیز بطور مستقیم و مثبت متغیر رفتار محیط زیستی را می‏ تواند پیش ‏بینی ‏کند (P-value<0.01 و). در نهایت، تاثیر دلبستگی اجتماعی بر رفتار محیط زیستی با دو نوع اثر مستقیم و غیرمستقیم همراه بود. به این صورت که متغیر دلبستگی اجتماعی هم به صورت مستقیم و بی‏واسطه (P-value<0.01 و)؛ و هم به صورت غیرمستقیم و از طریق نقش واسطه ‏ای دلبستگی به مکان (P-value<0.01 و) بر رفتار محیط زیستی تاثیرگذار است. برای ارزیابی برازندگی مدل در این پژوهش از هشت سنجه اصلی برازش استفاده گردید. در این مطالعه سنجه نسبت کای اسکوئر به درجه آزادی (CMIN/Df) 375/1 برآورد شد که از وضعیت قابل قبول برای مدل حکایت دارد. سنجه ریشه دوم میانگین مربعات باقیمانده (RMSEA)، نیز با میزان 036/0 نشان داد که مدل تدوین شده در پژوهش حاضر مورد تایید می‏ باشد.سنجه ‏های GFI و AGFI، برازش مطلق می ‏باشند که می ‏بایست در محدوده صفر و یک قرار گیرند و میزان بزرگتر از 9/0 برای سنجه GFI و 85/0 برای سنجه AGFI گویای برازش مطلوب مدل خواهد بود. در مدل اندازه‏ گیری شده در پژوهش حاضر مقدار 990/0 برای سنجه GFI و 965/0 برای سنجه AGFI گویای برازش بسیار مطلوب مدل بود. برای سنجه های برازش افزایشی (IFI)، برازش توکر-لویس (TLI)، و برازش مقایسه ‏ای (CFI)، میزان بزرگتر از 9/0،  نشان دهنده برازش مطلوب مدل می ‏باشد که مقدار سنجه IFI، برابر با 996/0، TLI، برابر با 990/0 و سنجه CFI برابر با 996/0 به دست آمد. سنجه برازش تطبیقی یا (NFI) بر مبنای همبستگی بین متغیرهای حاضر در مدل قرار دارد بنحوی که ضریب های بالای همبستگی بین آن ها به میزان بالای سنجه برازش تطبیقی می انجامد. میزان قابل قبول این سنجه می ‏بایست بزرگتر از 9/0 باشد که در مطالعه حاضر به دست آمد و نشانه تایید مدل پژوهش است.

    نتیجه‏ گیری

     حس دلبستگی مکانی بعنوان عامل مداخله ‏ای میان دلبستگی اجتماعی و رفتارهای محیط ‏زیستی، اهمیت ارتباط مکان را برای حمایت از ترکیب ارتباطات اجتماعی مورد تاکید قرار می‏ دهد و دلبستگی به مکان می ‏تواند بعنوان یک مولفه حیاتی در پرورش شهروندان فعال در حفاظت از محیط ‏زیست درنظر گرفته شود. این احساس را می ‏توان از طریق تجارب مستقیم با مکان‏ ها، بویژه تجارب بلند مدت، مکرر و مثبت و نیز یادگیری در مورد مکان ‏ها از طریق منبع های غیرمستقیم به جای تماس مستقیم ایجاد نمود.

    کلیدواژگان: حس مکان، دلبستگی مکان، دلبستگی اجتماعی، رفتار محیط زیستی
  • مجتبی قره محمودلو*، علی حشمت پور، نادر جندقی، علی زارع، حسین مهرابی صفحات 89-106
    سابقه و هدف

    مطالعه کیفیت آب‌های زیرزمینی یکی از ابزارهای مهم برای توسعه پایدار در هر منطقه‌ای می‌باشد و اطلاعات تعیین کننده‌ای را برای مدیریت آب در بخش‌های مختلف فراهم می‌کند. در سال های اخیر برداشت بی‌رویه آب از آبخوان‌های کشور سبب کاهش کیفیت آب زیرزمینی در بیشتر دشت‌ها شده‌است. این تحقیق بمنظور بررسی کیفیت آب زیرزمینی دشت سیدان-فاروق برای مصرف های کشاورزی، شرب و همچنین پهنه‌بندی برخی پارامترهای شیمیایی موثر در این دو بخش انجام شد.

    مواد و روش‌ها

     در این پژوهش از نتایج یک دوره آنالیز شیمیایی مربوط به 12 حلقه چاه در سال 1395 استفاده شد. ابتدا تیپ و رخساره هیدروژئوشیمیایی آب زیرزمینی تعیین شد. سپس عامل های کنترل‌کننده شیمی آب زیرزمینی با استفاده از نمودار گیبس و نمودار Ca+Mg در برابر SO4+HCO3 تعیین شد. بمنظور طبقه‌بندی آب برای آبیاری از هدایت الکتریکی (EC)، نسبت جذب سدیم (SAR)، درصد سدیم محلول، نسبت منیزیم، نسبت خورندگی و اندیس نفوذپذیری استفاده شد. سپس نقشه پهنه‌بندی برخی از پارامتر مهم در بخش آبیاری تهیه‌شد. برای طبقه‌بندی آب برای شرب، ابتدا پارامترهای شیمیایی با دستورالعمل‌های سازمان بهداشت جهانی(WHO) مقایسه شد. در مرحله بعد برخی از پارامترهای مهم در بخش شرب نظیر کل مواد جامد محلول، سختی کل، غلظت یون کلرید با استانداردهای موجود مقایسه و تاثیر آن ها بر سلامت انسان بحث شد. سپس نقشه پهنه‌بندی این پارامتر برای دشت مورد مطالعه تهیه گردید. در نهایت کیفیت آب با استفاده از دیاگرام شولر مورد ارزیابی قرار گرفت.

    نتایج و بحث

    الگوی پراکندگی نمونه‌ها در دیاگرام درو، نشان از تمایل برخی از نمونه‌های آب برای رسیدن به انتهای سیکل تکاملی هیدروژئوشیمیایی دارد. بطوریکه در فاصله کوتاهی از تیپ بی‌کربناته به تیپ کلریده تغییر کرده‌است. براساس نمودار گیبس و نمودار Ca+Mg در برابر SO4+HCO3 واکنش‌آب-سنگ و هوازدگی کانی‌های کربناته عامل اصلی در تغییر کیفیت شیمی آب زیرزمینی دشت می‌باشد. باتوجه به میزان SAR تمام نمونه‌ها در رده عالی قرار گرفتند که برای آبیاری مناسب می‌باشند و هیچ خطری مبنی بر قلیایی شدن خاک وجود ندارد. درحالی که به لحاظ شوری (EC) در بخش کشاورزی قابل قبول می‌باشند. براساس میزان درصد سدیم، نمونه‌ها در رده عالی تا خوب قرار می‌گیرند که برای آبیاری مناسب می‌باشند. براساس اندیس نفوذپذیری بجز یک نمونه، همه نمونه‌ها دارای کیفیت خوب برای آبیاری می‌باشند و نفوذپذیری خاک را تغییر نمی‌دهند. در بیشتر نمونه‌ها میزان نسبت منیزیم کمتر از 50 می‌باشد که برای آبیاری مناسب هستند. مقایسه پارامترهای شیمیایی با دستورالعمل‌ WHO نشان داد که هیچ کدام از پارامترها از حد مجاز تجاوز نمی‌کند. مقایسه TDS و کلرید نمونه‌ها با دیگر استانداردهای موجود نشان داد تنها یک نمونه جزء آب‌های لب شور بوده و مناسب شرب نمی‌باشد. براساس میزان سختی، آب‌ زیرزمینی دشت مورد مطالعه جزء آب های با سختی بالا طبقه‌بندی می‌شود. باتوجه به دیاگرام شولر، کیفیت آب دشت مورد مطالعه در رده خوب قرار می‌گیرد.

    نتیجه‌گیری

     براساس نتایج هیدروژئوشیمیایی، واکنش‌آب-سنگ و هوازدگی کانی‌های کربناته عامل اصلی در تغییر شیمی آب می‌باشد. از آنجائی که بیشتر سنگ‌های تغذیه کننده آبخوان مورد مطالعه آهکی هستند غالب بودن یون‌های کلسیم و بی‌کربنات در آب زیرزمینی بدیهی بنظر می‌رسد. بجز چاه هایی که نفوذ آب شور در آن ها محتمل بنظر می‌رسد در همه نمونه‌ها، پارامترهایی نظیر خطر شوری، SAR، سدیم محلول و اندیس نفوذپذیری قابل قبول برای کشاورزی می‌باشند و هیچ خطری مبنی بر قلیایی شدن خاک وجود ندارد. تغذیه آبخوان توسط سنگ های آهکی-دولومیتی و دولومیتی در برخی از منطقه ها سبب افزایش نسبت منیزیم در حدود 40 درصد از نمونه‌ها و افزایش سختی آب‌ زیرزمینی شده است. هیچ کدام از پارامترهای شیمیایی از حد مجاز WHO تجاوز نکردند و نمودار شولر کیفیت آب دشت را در رده خوب طبقه‌بندی می‌کند.

    کلیدواژگان: کیفیت آب زیرزمینی، هیدروژئوشیمی، آب آبیاری، ‏‏آب شرب
  • امین محمودیان چوپلو*، حمید نیک نهاد صفحات 107-120
    سابقه و هدف

    تعیین پاسخ گونه های گیاهی به عامل های محیطی از هدف های مهم تجزیه و تحلیل جوامع گیاهی می باشد. هدف تحقیق حاضر، بررسی مهمترین عامل های محیطی موثر بر حضور گونه D. glomerataدر مرتع های شهرستان تکاب می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه، 84 پلات 1 متر مربعی درامتداد آزیموت منطقه مورد مطالعه با روش سیستماتیک _ تصادفی برداشت شد. در هر پلات حضور گونه ثبت و یک نمونه خاک از عمق صفر تا بیست سانتی‌متر برداشت شد. در آزمایشگاه، برخی ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک شامل بافت، اسیدیته، هدایت الکتریکی، درصدکربن آلی و ازت کل، تعیین گردید. بمنظور برازش منحنی پاسخ گونه نسبت به گرادیان های محیطی ازتوزیع دوجمله ای تابع (Huisman–Olff–Fresco) HOF استفاده شد. نتایج و بحث: نتایج نشان داد که متغیر ارتفاع از سطح ‌دریا مهم ترین متغیر محیطی در پراکنش گونه D. glomerata است. میزان بهینه اکولوژیکی نسبت به ارتفاع برای گونه D. glomerata، برابر با 2100 متر می باشد. بعد از متغیر ارتفاع از سطح دریا، درصد شیب، درصد کربن آلی، درصدازت کل و میزان رطوبت خاک تاثیر بیشتری بر پراکنش گونه D. glomerata دارند.

    نتیجه گیری

    بطور کلی گونه D. glomerata در منطقه های کوهستانی دارای شیب کمتر و ماده آلی و رطوبت خاک بیشتر، حضور بیشتر و پراکنش بهتری دارد.

    کلیدواژگان: ارتفاع، تابع HOF، متغیرهای محیطی، مقدار بهینه
  • سحر عبداللهی، هاشم داداش پور* صفحات 121-136
    سابقه و هدف

    تغییر های کاربری زمین در استان ساحلی گیلان در دهه‌های اخیر مشکل هایی مانند تخریب جنگل و تالاب، فرسایش خاک، کاهش تنوع زیستی، افزایش آلودگی‌های ‌محیط زیستی را بوجود آورده است. با توجه به اهمیت این منطقه بلحاظ ویژگی‌های خاص و منحصربه‌فرد و استفاده انسان از این محیط برای انواع فعالیت‌های مسکونی، صنعتی و تفریحی لازم است تا از تغییر های صورت گرفته، عامل های موثر بر تغییر ها آگاهی یافته و با پیش‌بینی روند تغییر ها در آینده بتوان از بروز تخریب‌های غیرقابل‌جبران بر محیط‌زیست جلوگیری شود. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل تغییر های کاربری زمین های استان گیلان در یک دوره 20 ساله (1375-1395) و پیش‌بینی تغییرها برای 30 سال آینده بر اساس تلفیق شبکه عصبی مصنوعی پروسپترن چندلایه و مدل زنجیره مارکوف با استفاده از مدل‌ساز تغییر سرزمین است.

    مواد و روش ها

    از تصویر های ماهواره لندست 5 و 8 سنجنده های) (TM و OLI-TIRS)  (مربوط به سال‌های 1375، 1385، 1395 استفاده گردید. نقشه‌های پوشش زمین ها برای سال‌های یادشده در 5 طبقه جنگل، مرتع، کشاورزی، منبع های آب و مسکونی با به‌کارگیری روش بیشترین احتمال تهیه شد. آشکارسازی تغییر ها  انجام و سپس مدل‌سازی پتانسیل انتقال با استفاده از الگوریتم پروسپترون چندلایه شبکه عصبی مصنوعی با استفاده از 13 متغیر مستقل و 7 زیر مدل برای مدل‌سازی تغییر های کاربری زمین ها  برای سال 1395 صورت پذیرفت و سپس با روش زنجیره مارکوف نقشه کاربری زمین ها برای سال 1395 با ضریب 98/0 پیش‌بینی شد. درنهایت الگوی کاربری زمین های استان گیلان برای سال 1425 بر اساس آن شبیه‌سازی شد.

    نتایج و بحث

     نتایج به‌دست‌آمده از بررسی و پیش‌بینی تغییر های کاربری زمین ها در دوره اول (1375-1385) بیانگر این بود که کاربری مسکونی با 72/7702 هکتار افزایش بیشترین تغییر ها را در بین دیگر کاربری ها دارد. در این تغییر ها، کاربری کشاورزی بیشترین سهم را داشته است ‌بطوری‌که 7663 هکتار از این زمین ها به منطقه های مسکونی تبدیل‌شده است. در دوره دوم (1385-1395) کاربری مسکونی همانند دوره قبل با نرخ تغییر های سالیانه 73/633 هکتار بیشترین تغییر ها را در این دوره داشته است. در کل دوره مطالعاتی از سال 1375 تا سال 1395  زمین های مسکونی از 57/12157 هکتار در سال 1375 به 59/26197 هکتار در سال 1395 رسیده که زمین های کشاورزی بیشترین سهم را در تبدیل منطقه های ساخته‌شده دارا بوده است.

    نتیجه‌گیری

     روند تغییر های کاربری زمین نشان می‌دهد که این روند از گذشته شروع‌شده و در آینده نیز ادامه خواهد داشت بصورتی که نتایج آشکارسازی تغییر ها از پیش‌بینی کاربری زمین برای 30 سال آینده بیانگر افزایش کاربری مسکونی به میزان 51/17931 هکتار و کاهش سطح زمین های کشاورزی، جنگلی و مرتعی خواهد بود. با توجه به این نتایج می‌توان گفت ارزیابی به‌موقع و دقیق این تغییر ها به تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی بهتر می‌انجامد.

    کلیدواژگان: کاربری زمین، تصویرهای ماهواره ای، آشکارسازی تغییرها، مدل (LCM)
  • جبراییل تقی نژاد*، عادل واحدی، فیاض رنجبر صفحات 137-150
    سابقه و هدف

    بشر بدون توجه به نوع انرژی مصرفی، همیشه برای تامین نیازهای اولیه غذایی خود مجبور به صرف انرژی بوده است. انرژی فسیلی فراوان سبب شده است که تامین غذای جمعیت رو به گسترش ممکن شود. رشد جمعیت در سطح بالایی باقی‌مانده ولی منبع های انرژی بویژه انرژی فسیلی در حال کاهش است بنابراین جوامع نیازمند برنامه‌ریزی‌های اساسی در قبال مدیریت مصرف انرژی هستند. این پژوهش با هدف ارزیابی مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه ‏ای نهاده های حاصل از مصرف ورودی برای تولید گندم آبی در استان اردبیل انجام شد.

    مواد و روش‌ها

    جامعه آماری این تحقیق شامل 100 نمونه از کشاورزان گندم‌کار استان اردبیل است که از سه شهرستان بیله سوار، پارس‌آباد و اردبیل که بیش از 70 درصد سطح زیر کشت را داشتند انتخاب گردید. داده‌ها در سال زراعی 97-1396 با استفاده از روش تصادفی، نمونه‌برداری گردید. برای رسیدن به هدف ها، سامانه‌ تولید گندم آبی بر اساس شاخص‌های کارایی، بازده انرژی، سهم انرژی‌های مستقیم و غیرمستقیم و تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر ارزیابی گردید.

    نتایج و بحث

     نتایج نشان داد کل انرژی ورودی حدود MJ ha-134/38755 بود. در بین نهاده‌های ورودی میزان کود نیتروژن و سوخت دیزل بترتیب با 38/37% و 03/19% بیشترین سهم را داشتند. سهم انرژی مصرفی مستقیم و غیرمستقیم بترتیب حدود 88/39% و 12/60% و انرژی‌های تجدیدپذیر و غیرتجدیدپذیر بترتیب 01/31% و 99/68% از کل انرژی‌های ورودی بود. کارایی مصرف انرژی برای تولید دانه و عملکرد بیولوژیکی گندم آبی بترتیب 67/1 و 99/1 به دست آمد. بهره‌وری انرژی نیز بترتیب 116/0و kg Mj-1242/0 برآورد گردید. کل انتشار CH4,N2o و CO2 از مزرعه های گندم آبی بترتیب14/517، 65/1و 52/1271 کیلوگرم در هکتار بود. ارزش ناخالص تولید و کل هزینه‌ای تولید گندم آبی در استان اردبیل بترتیب 59268792 و 39015747 ریال در هکتار و نسبت فایده به هزینه 52/1 برآورد گردید که هزینه‌های ثابت و متغیر بترتیب 45/54 و 6/45 درصد بود

    نتیجه‌گیری

     پتانسیل گرمایش جهانی (GWP) kg CO2eq ha-114/161620 تخمین زده شد. سود خالص حاصل از تولید گندم آبی نیز 23691299ریال بود که نشان دهنده توجیه اقتصادی تولید گندم آبی در استان اردبیل بود. با توجه به نتایج و به منظور کاهش اثرات زیست محیطی نظام تولید گندم به نظر می رسد که می توان از روش های مختلف مدیریت نظام زراعی همچون کاربرد نهاده های آلی، تناوب، کم خاکورزی و بی خاکورزی بر مبنای بهره گیری از اصول کم نهاده برای کاهش این اثرات زیست محیطی بهره جست.

    کلیدواژگان: کارایی انرژی، نهاده، گندم، گرمایش جهانی
  • آذر فاریابی، حمیدرضا متین فر، سید کاظم علوی پناه، علی اکبر نوروزی صفحات 151-162
    سابقه و هدف

    الگوریتم سنجه گردوغبار آئروسل بر اساس اندازه‌گیری در طول‌موج‌های دیپ بلو (412 نانومتر)، آبی (440 نانومتر) و موج‌کوتاه IR (2130 نانومتر(با استفاده از مشاهده های مودیس(MODIS) توسعه داده‌شده است. اندازه گیری هایی که در بخش کوتاه طول‌موج مرئی مانند بخش دیپ بلو یا فرابنفش صورت گرفته است. بخوبی قادر به شناسایی ریز گرد در ناحیه های بیابانی می باشد. بدین‌وسیله با استفاده از امواج کوتاه محدوده مرئی بازیابی اطلاعات توده‌های ریز گرد بویژه در منطقه های بیابانی با دقت بالایی صورت گرفت. منطقه های غرب و جنوب غرب ایران بدلیل مجاورت با بیابان کشورهای مجاور، همواره در معرض سامانه های گردوغباری قرارگرفته است. با توجه به اینکه پیش‌ازاین بیشتر سنجه های طیفی مطرح ‌شده برای شناسایی گردوغبار بر اساس اندازه گیری های سنجه های ماهواره ای برای منطقه های بیابانی آزمون و اجراشده است، این سنجه ها و حد آستانه مربوط به آن‌ها برای منطقه های با توپوگرافی پیچیده تر نیاز به بررسی های بیشتر و دقیق تری دارند. ازاین‌رو در منطقه های غرب و جنوب غرب ایران که شرایط کوهستانی با تنوع پوشش گیاهی حکم‌فرماست، لازم است روش های شناسایی گردوغبار، آزمون و ارزیابی شوند.

    مواد و روش ها

    محدوده مورد پژوهش شامل استان‌های خوزستان، ایلام و کرمانشاه می‌باشد. این منطقه مساحتی حدود 107307 کیلومترمربع را پوشش می دهد. در این مطالعه از داده های MODIS L1B از ماهواره Aqua برای روزهای گرد و غباری 18 می و 25ژوئن سال 2013 و 2015 استفاده گردید. قبل از انجام محاسبات طیفی بر روی محصول های مختلف مادیس باید داده‌های این سنجنده پیش‌پردازش شوند. پیش‌پردازش های انجام‌شده شامل تصحیح هندسی تصاویر ها، ژئورفرنس کردن، ماسک ابر و آب با ENVI و توسط ماژول conversion Tool است. پس از پیش پردازش (ژئورفرنس کردن, جدا کردن محدوده مورد مطالعه, و ماسک آب و پوشش ابر) از داده های ماهواره ای، رادیانس طیفی TOA بازیابی شده با استفاده از داده های ماهواره ای با توجه به شرایط نور خورشید برای هر طول موج نرمالیزه شده است.
    نتایج و بحث: به طور کلی، مشخص شد که تمام نقشه های AOD با استفاده از روش مستقیم، توزیع مکانی بسیار خوب الگوی آئروسل محلی در مقایسه با روش های دیگر را نشان داد. واضح است نقشه AOD بازیابی شده از طیف L1B می تواند نشان دهد که توزیع مکانی AOD محلی بسیار واضح است،. الگوریتم سنجه DAI شبیه‌سازی وابستگی طیفی بالای اتمسفر در منطقه طول‌موج آبی برای شرایط مختلف سطح و جو با یک نسخه‌برداری کاملا تست‌شده از کد انتقال تابشی-6S می باشد. این سنجه، مشابه سنجه AI بوده که سنجه غبار آلودگی می‌باشد که ازجمله محصول های سنجنده TOMS بوده که از ابزارهای قابل‌اعتماد در ارتباط با اندازه‌ گیری‌های ذرات معلق بر فراز اقیانوس‌ها، تمام سطح های مختلف زمین و همچنین ابرها بشمار می‌رود.

    نتیجه گیری

    برخلاف برخی از الگوریتم‌های تشخیص گردوغبار که با استفاده از اندازه‌گیری‌ها در باند مادون‌قرمز حرارتی انجام می‌شود، مزیت این الگوریتم استفاده از وابستگی طیفی پراکندگی ریلی، بازتاب سطح و جذب گردوغبار موجود در هوا برای تشخیص گردوغبار می‌باشد. مزیت استفاده از اندازه‌گیری در منطقه طول‌موج آبی (410 تا 490 نانومتر) برای بازیابی خواص نوری آئروسل می باشد.

    کلیدواژگان: الگوریتم DAI، تصاویر ماهواره ای مودیس، گرد و غبار، شناسایی
  • سیامک یوسفی سیاه کلرودی*، سمانه فدایی، فریده چناری، شادی خاتمی صفحات 163-176
    سابقه و هدف

    بررسی تنوع ژنتیکی ابزار موثری در حفظ ژنتیکی گونه های پراهمیت، با ارزش و هم چنین گونه های کمیاب در معرض خطر انقراض می باشد. با توجه به اینکه مطالعات، در ارتباط با گونه های خرچنگ های آب شیرین در ایران بسیار اندک است و از نظر حفاظتی توجه چندانی به آن ها صورت نگرفته است. این مطالعه به بررسی تنوع ژنتیکی خرچنگ حقیقی Potamon elbursi در رودخانه های شرق استان تهران می پردازد.

    مواد و روش ها

    برای بررسی تنوع درون این گونه 10 ایستگاه نمونه‌برداری در بخش های مختلف رودخانه های جاجرود، حبله رود و لار انتخاب شد و تعداد 10 نمونه از هر ایستگاه با تور دستی مورد صید قرار گرفتند، سپس نمونه ها در الکل اتانول 96 درصد تثبیت و برای انجام مرحله های بعدی به آزمایشگاه منتقل شدند. نمونه ها در ابتدا برای مطالعات ریخت شناسی توسط کلیدهای شناسایی مورد مطالعه قرار گرفتند و سپس برای بررسی های مولکولی از ژن قطعه ژنی زیر واحد یک سیتوکروم اکسیداز میتوکندری (COI) و نشانگر ریزماهواره استفاده شد. برای استخراج ژنوم از کیت استخراج DNA سیناژن استفاده گردید و کیفیت و کمیت DNA توسط بیوفتومتر و ژل آگاروز 1% درصد مورد بررسی قرار گرفت. برای شناسایی مولکولی، ژنCOI تکثیر و توالی یابی شد. سپس برای بررسی پنج جایگاه ژنی (hxx3،Gagt4،Ga1،Ga2،hxx2) از آغازگرهای ریزماهواره ای طراحی شده بر اساس ترادف DNA ژنومی خرچنگ گرد Longpotamon yangtsekienseبرای بررسی های تنوع درون گونه ای استفاده گردید. بمنظور انجام آنالیز نهایی محصولات PCR مربوط به هریک از جایگاه های ریزماهواره، این محصولات بر روی ژل اکریل آمید 8% شارژ شدند. سنجش وزن مولکولی نوارهای محصول PCR و اندازه آلل ها با استفاده از نرم افزار Lab Image v.3.3.3 و با بکارگیری تصویر های گرفته شده از ژل پلی اکریل آمید رنگ آمیزی شده انجام شد. فراوانی آللی، هتروزیگوسیتی مورد انتظار و مشاهده شده، تعداد آلل‌های واقعی و موثر در جایگاه‌های ریزماهواره‌ای، تنوع ژنتیکی و آزمون AMOVA در سطح احتمال 01/0 در نرم افزارهای Gene Alex، محاسبه گردید. درخت تبارشناختی با استفاده از نرم افزارMEGA v. 5.5 ترسیم گردید.

    نتایج و بحث

     نتایج توالی یابی ژن COI نشان داد نمونه خرچنگ های مورد مطالعه مربوط به گونه P.elbursi می باشد که با نتایج شناسایی ریخت شناسی منطبق بود. در این مطالعه در مجموع از 5 جفت نشانگر ریزماهواره ای استفاده شد که جایگاه Ga2 با وجود بهینه سازی تکثیر نشد و دیگر جایگاه ها چند شکلی نشان دادند. جایگاه hxx2 و Ga1 با 7 آلل و جایگاه Gagt4 با 3 آلل بترتیب دارای بیشترین و کمترین تعداد آلل در بین تمام جایگاه های هتروزیگوت بودند. نتایج نشان داد که جمعیت های این گونه خرچنگ دارای تنوع درون جمعیتی اندکی می باشد. دامنه هتروزیگوسیتی مشاهده شده (Ho) در میان ایستگاه های نمونه برداری در جایگاه های چهارگانه 700/0-100/0 و دامنه هتروزیگوسیتی مورد انتظار (He) بین 810/0- 515/0 بود. در این بررسی در تمامی مناطق نمونه برداری شده و در تمامی لوکوس ها، هتروزیگوسیتی مشاهده شده نسبت به هتروزیگوسیتی قابل انتظار پایین تر بود.

    نتیجه گیری

    شناسایی بر اساس نشانگرهای ژنتیکی برای قرار دادن صحیح گونه ها در جایگاه اصلی خود مفید بوده و م ی تواند تایید کننده شناسایی های مبتنی بر ریخت شنایی باشد. کاهش هتروزیگوسیتی مشاهده شده نسبت به هتروزیگوسیتی مورد انتظار نشان دهنده کاهش در تغییرپذیری ژنتیکی نمونه ها است.

    کلیدواژگان: تنوع ژنتیکی، Potamon elbursi، آب شیرین، استان تهران
  • حکیمه هاشمی پور، سمیه صدر*، حسین شیرانی، سید جواد حسینی فرد صفحات 177-188
    سابقه و هدف

    افزایش روز افزون غلظت فلز های سنگین در محیط زیست، سبب ایجاد نگرانی‌های جدی ‌محیط زیستی شده است. کادمیم یکی از سمی‌ترین عنصر های سنگین برای موجود های زنده است که نقش زیستی ندارد. تاکنون در مورد وضعیت عنصر های سنگین در خاک باغ‌های پسته و شناسایی عامل های خاکی موثر بر آن‌ها، پژوهش‌های چندانی انجام نشده است. بنابراین، هدف از انجام این پژوهش، تعیین رابطه کادمیم عصاره‌گیری شده با دی تی پی ا در خاک با دیگر ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک، در خاک‌های کشاورزی شهرستان رفسنجان به کمک مدل‌سازی مبتنی بر روش رگرسیون گام‌به‌گام و شبکه عصبی مصنوعی بود.

    مواد و روش‌ها

     در این تحقیق 140 نمونه خاک از دو عمق صفر تا 40 و 40 تا 80 سانتی‌متری از باغ‌های پسته‌ی شش منطقه از حومه‌ی رفسنجان تهیه شد. ویژگی‌های خاک شامل غلظت کادمیم و روی قابل‌جذب در خاک با استفاده از روشدی تی پی ا، غلظت فسفر به روش اولسن، درصد شن، رس و سیلت خاک به روش هیدرومتر، pH و رسانایی الکتریکی عصاره اشباع خاک بترتیب توسط دستگاه‌های pH متر و EC متر اندازه‌گیری شدند. بمنظور بررسی رابطه‌ی بین کادمیم قابل جذب و ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک، از روش رگرسیون گام‌به‌گام و شبکه‌ی عصبی مصنوعی (پیش‌خور چندلایه) استفاده شد.

    نتایج و بحث

     نتایج نشان داد که بین فسفر و درصد رس با کادمیم خاک، همبستگی مثبت و معنی‌دار، بین Cd-DTPA با pH و درصد رس خاک، همبستگی منفی و معنی‌دار و بین کادمیم قابل جذب با روی قابل جذب، روی کل و کادمیم کل خاک همبستگی مثبت معنی‌داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که هر دو روش مدل‌سازی از دقت مناسبی برای تخمین غلظت کادمیم در خاک برخوردارند اگرچه مدل شبکه عصبی دقت خیلی بیشتری داشت. ضریب تبیین و ریشه میانگین خطا برای مدل شبکه عصبی برای داده‌های آزمون بترتیب 3/84 درصد و 01/0 و برای مدل رگرسیون گام به گام 2/27 درصد و 43/1 بود. همچنین غلظت کادمیم، بیشترین حساسیت را به غلظت روی در خاک نشان داد و دیگر پارامترهای رس، pH، فسفر، EC و شن ‌بترتیب، در درجه بعدی از اهمیت قرار داشتند. این نتایج تایید می‌کند که در باغ های پسته بدلیل مصرف کودهای حاوی روی و افزایش مصرف کود‌های فسفاته که دارای ناخالصی زیادی از نظر مقدار کادمیم هستند، افزایش غلظت کادمیم در خاک باغ های پسته مشاهده می‌شود.

    نتیجه گیری

    کودهای شیمیایی روی و فسفر مورد استفاده در باغ‌های پسته دارای ناخالصی قابل‌توجهی از کادمیم هستند که در اثر استفاده بی‌رویه و درازمدت می‌توانند سبب آلودگی خاک نسبت به کادمیم و جذب این عنصر سمی در گیاه و میوه پسته شوند. بنابراین باید ضمن رعایت استانداردهای ملی و بین المللی در تولید و واردات کودها، استفاده از این کودها نیز براساس نیاز و با تحلیل و تفسیر نتایج تجزیه خاک و برگ، بهینه باشد تا خطر آلودگی میوه پسته به کادمیم کاهش یابد.

    کلیدواژگان: مدلسازی، شبکه عصبی مصنوعی، رگرسیون گام به گام، روی، فسفر
  • علیرضا مرجوی*، پریسا مشایخی صفحات 189-208

     

    سابقه و هدف

    روند رو به افزایش تخریب منابع آب، خاک و محیط‌زیست در اثر کاربرد بی‌رویه مواد شیمیایی موجب ترغیب پژوهشگران به کشاورزی ارگانیک در سال های اخیر شده است. باوجود همه اثرات مثبتی که در ارتباط با مصرف کمپوست زباله شهری و لجن فاضلاب بر روی ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک مطرح است، هنوز در این رابطه نگرانی های زیادی ازنظر مسائل زیست محیطی و سلامت وجود دارد. لذا هدف از این پژوهش بررسی تاثیر مقادیر مختلف کودهای آلی کمپوست زباله شهری و لجن فاضلاب در خاک و گیاه درکشت پیاز پس از 5 سال در کرت‌های ثابت به لحاظ تجمع عناصر سنگین در خاک و گیاه می‌باشد.

    مواد و روش‌ها

     این تحقیق در کرت های ثابت (ابعاد هر کرت 40 مترمربع)، در ایستگاه تحقیقاتی آبیاری و زهکشی رودشت اصفهان با چهار تیمار کود آلی کمپوست زباله‌ شهری و کود لجن فاضلاب به همراه تیمار شاهد در قالب یک طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار و پنج سال متوالی انجام شد. تیمارها عبارت بودند از: الف- بدون کاربرد هیچ‌گونه کود آلی در طول دوره‌های آزمایش (شاهد). ب- تیمار 25 تن در هر هکتار کود کمپوست زباله شهری. ج- تیمار 50 تن در هکتار کود کمپوست زباله شهری. د- تیمار 15 تن در هکتار لجن فاضلاب. ه- تیمار 30 تن در هکتار لجن فاضلاب.

    نتایج و بحث

    کاربرد کمپوست زباله شهری و لجن فاضلاب در خاک سبب افزایش ماده آلی خاک شد. از سوی دیگر مصرف این تیمارهای کودی به ویژه در سطوح بالاتر، غلظت عناصر غذایی موردنیاز گیاه در خاک ازجمله فسفر، پتاسیم، روی، مس، منگنز و آهن قابل‌استفاده، را افزایش داد. مصرف این مواد آلی در مرحله اول تاثیری برافزایش میزان عناصر سنگین سرب و کادمیوم در خاک نداشت؛ اما مصرف چندین سال متوالی کمپوست زباله (تیمار50 تن در هکتار) در مرحله دوم، باعث افزایش سرب قابل‌جذب در خاک شد. هم‌چنین مصرف سطوح مختلف کودهای آلی باعث افزایش معنی‌دار در عناصر غذایی موجود در اندام هوایی گیاه پیاز شامل نیتروژن، فسفر و پتاسیم و همچنین عناصر ریزمغذی آهن، روی، مس و منگنز شد. بیشترین میزان عناصر غذایی اندازه‌گیری‌شده در اندام هوایی گیاه ذرت در تیمار 50 تن در هکتار کمپوست زباله شهری مشاهده شد که در اغلب موارد تفاوت معنی‌داری با تیمار 30 تن در هکتار لجن فاضلاب نداشت. غلظت اغلب عناصر غذایی اندازه‌گیری‌شده در اندام هوایی گیاه پیاز پس از پنج سال مصرف متوالی کودهای آلی به‌صورت معنی‌داری نسبت به مرحله اول پژوهش (پس از یک سال مصرف کودهای آلی) افزایش پیدا کرد. در مورد عنصر مس این روند معکوس بود و میزان جذب این عنصر در مرحله دوم نسبت به مرحله اول، به دلیل افزایش غلظت عناصر دیگر مانند فسفر و وجود رقابت بین عناصر مختلف در جذب به‌وسیله گیاه، کاهش یافت. مصرف تیمارهای مختلف کود آلی در مرحله اول تنها میزان عنصر روی را در غده پیاز افزایش داد اما در مرحله دوم و درنتیجه مصرف چندین ساله کمپوست زباله و لجن فاضلاب، غلظت عناصر غذایی نیتروژن، پتاسیم، مس، آهن و روی در غده پیاز افزایش یافت. غلظت سرب و کادمیم در گیاه، در تیمارهای مختلف به حدی کم بود که با دستگاه جذب اتمی قابل‌اندازه‌گیری نبود.

    نتیجه‌گیری

    در کل کمپوست زباله شهری و لجن فاضلاب در سطوح مذکور ضمن افزایش ماده آلی در خاک ، باعث افزایش غلظت عناصر غذایی در گیاه به‌ویژه ازلحاظ عناصر ریزمغذی ازجمله روی و آهن شد.

    کلیدواژگان: زیست فراهمی، کمپوست زباله شهری، لجن فاضلاب، ویژگی های شیمیایی خاک، پیاز
  • کمال خضری، اصغر عبدلی*، بهرام حسن زاده کیابی، حسین ولیخانی، جابر اعظمی صفحات 209-224
    سابقه و هدف

    امروزه برای ارزیابی کیفیت آب و طبقه ‏بندی وضعیت اکولوژیکی رودخانه‏ ها، سنجه‏ های زیادی برمبنای تغییر های ساختار اکولوژیک گونه ‏ها گسترش پیدا کرده اند. هدف از این مطالعه ارزیابی وضعیت اکولوژیک، بیان نحوه تاثیر کاربری زمین ها و سنجش کارایی متداول ‏ترین سنجه‏ های اکولوژیک برای ماهیان و ماکروبنتوزها در ارزیابی زیستی رودخانه‏ جاجرود می ‏باشد.

    مواد و روش ها

    در مطالعه حاضر، نمونه‌برداری از آب، ماکروبنتوزها و ماهیان در 10 ایستگاه درآبان ماه سال1394 انجام گردید. پارامترهای فیزیکی، شیمیایی و زیستی شامل دما، کدورت، سرعت و عمق آب، اسیدیته، هدایت الکتریکی، BOD5، نیترات، آمونیوم، فسفات، اکسیژن محلول و کلی فرم مدفومی در محل یا پس از نمونه برداری مورد اندازه گیری قرار گرفتند. نمونه ‏برداری ماکروبنتوزها با استفاده از سوربر سمپلر با سه تکرار در هر ایستگاه صورت گرفت و ماهیان نیز با استفاده از دستگاه الکتروشوکر نمونه برداری شدند. بمنظور ارزیابی یکپارچگی رودخانه جاجرود از سنجه‏ های مختلف فیزیکی و شیمیایی، ماکروبنتوزها و ماهیان استفاده شد. همچنین برای تحلیل ارتباط ماکروبنتوزها و ماهیان با متغیرهای فیزیکی، شیمیایی و زیستی از آزمون تحلیل تطبیقی متعارف (CCA) استفاده گردید.

    نتایج و بحث

    درمجموع، 481 عدد ماهی شامل 8 گونه صید و تعداد کل ماکروبنتوزها 2435 عدد از 15 خانواده شمارش شد. بیشترین و کمترین تعداد ماهیان صید شده بترتیب از گونه سگ ‏ماهی برگ (Oxynoemacheilus bergianus) و سگ ‏ماهی تیغه دار غربی (Paracobitis malapterura) بود. بیشترین درصد فراوانی کل ماکروبنتوزها متعلق به خانواده Baetidae از راسته Ephemeroptera و کمترین درصد فراوانی به Polycentropodidae از راسته ‏Trichoptera تعلق داشت. نتایج آزمون تحلیل تطبیقی متعارف (CCA)، سنجه EPT/CHIR را برای ماکروبنتوزها بهتر از دیگر سنجه ‏ها برای تعیین سلامت اکولوژیکی آب بیان کرد. از طرف دیگر، سنجه یکپارچگی اکولوژیکی کار (KBI) برای ماهیان بخوبی در اکوسیستم جاجرود، قابل استفاده است.

    نتیجه گیری

    این مطالعه، اولین مطالعه ‏ای است که با بکارگیری همزمان سنجه ماهیان و ماکروبنتوزها همراه با پارامترهای فیزیکی و شیمیایی آب، وضعیت اکولوژیکی اکوسیستم رودخانه جاجرود را ارزیابی می ‏کند. از یافته های این مطالعه می توان به این نتیجه رسید که فاضلاب‌های شهری- روستایی، زهاب کشاورزی و سد لتیان بیشترین تاثیر منفی را بر ساختار موجود های زنده این رودخانه داشته‌اند.

    کلیدواژگان: مدیریت اکوسیستم، سنجه اکولوژیکی، ماکروبنتوزها، KBI، رودخانه جاجرود
|
  • Mohammad Mahmoodi, Seyed Hossein Hashemi*, Amir Salemi Pages 1-14
    Introduction

    So far, several studies have been carried out all over the world on the development of appropriate indicators for the emission of hydrocarbon contaminants and several indicators have been presented in this regard. These indicators are divided into internal and external categories. External indices determine the source of hydrocarbon pollution based on the ratio of metals in the oil, such as the ratio of nickel to vanadium. In contrast, indigenous indices, namely aromatic and aliphatic compounds, are used mainly for the propagation of hydrocarbon contamination. Because of the difference in reactivity, solubility, and thermodynamic properties between some polycyclic aromatic hydrocarbons isomers, they can be used to determine the source of hydrocarbon pollution.

    Material and methods

    In many studies on hydrocarbon contamination, only one of the aliphatic or aromatic compounds in the water, soil and sediment environment is investigated. However, in this study, for the determination of hydrocarbon contamination in the south of Tehran, aromatic and aliphatic compounds were investigated in all water, soil, and sediment environments. To determine the amount of contamination, 33 samples of water, soil, and sediment were collected. After collection, the samples were immediately transferred to the laboratory and extraction of hydrocarbon compounds was done. Water samples were collected from wells, aqueducts, surface waters, and canals. Soil samples were obtained from surface and 50 cm depth of agricultural land, and primer soil and sediment samples were collected from sediments accumulated in canals, aqueducts and surface waters.

    Results and discussion

    In this study, 16 important PAH compounds that are declared as carcinogenic by the US Environmental Protection Agency and aliphatic compounds (C8-C40) were studied. The average concentration of PAHs compounds in water samples was 2127.72 ppb ranging from 5 to 147125.56, in soil samples was 6715.7 ppb, ranging from 5 to 446642,and in sediment samples was957.77 ppb ranging from5 to11992.02. As for aliphatic compounds (C8-C40), their concentration in water samples was 39.50 ppm with a range of 5-785.2, in soil samples was 1110 ppm with a range of 5-16160/74, and in sediment samples was1751.13 ppm with a range of 5-30497.37. The presence of hydrocarbon contamination in the south of Tehran showed that petroleum pollution is petrogenetic. According to these results, the most contamination was observed in samples around the pond of oil waste and samples near the oil pipelines, where the hydrocarbon contamination can penetrate into the groundwater and the soil. Also, the oil pollution in the area was not limited to the oil refinery, but part of it was related to the liquefied gas collection from the city and transportation to the canals to use for irrigation of agricultural land. Regarding the comparison of concentrations of PAH and aliphatic compounds, the highest concentrations of PAHs were found in water and sediment, respectively, and the highest concentrations of aliphatic compounds were in the soil, sediment, and water, respectively, respectively. Due to the fact that the hydrocarbon compounds in the water column are deposited into the channel deposits and these channels are periodically dredged by farmers in the region, there is no possibility of accumulation of high levels of hydrocarbons in these environments. For this reason, the highest concentrations are in the soil environment.

    Conclusion

    The results of measurement and analysis of oil hydrocarbons in water, soil, and sediment environments showed that oil pollution is petrogenetic. Most of this pollution is related to oil spills from Tehran refinery and the other reason is the collecting channels of urban surface runoff, which are contaminated with petrogenetic petroleum compounds that lead to the south of Tehran

    Keywords: Hydrocarbons contamination, Sources-identification, PAHs compounds, Aliphatic compounds
  • Janet Blake, Amir Panahande Somarin* Pages 15-28
    Introduction

    In recent years, the ‘Anthropocene Working Group’ under Jan Zalasiewicz’s direction, has played an ex tremely significant role in the explanation of the ‘Anthropocene epoch’ from a scientific point of view, by publishing numerous articles on this issue. Among the authors of these papers, Vidas is one of the most important lawyers who has published papers concerning the relationship between the Anthropocene and international law. This article aimed to explain introductory subjects about the Anthropocene and their connection with environmental law, which has no history in the Persian language literature.

    Material and methods

    In this paper, the latest scientific data along with new approaches used by environmental lawyers will be studied. Recent global environmental changes suggest that the Earth has arrived at a new geological epoch under the influence of mankind. ‘Biodiversity’ and ‘climate change’ are two subjects that are mostly protected by environmental law in this new epoch since they are severely affected by the consequences of changes in the Earth’s ecosystem.

    Results and discussion

    Many lawyers believe that environmental law and governance issues are the result of the ‘Holocene’ stability, and understanding the relationship between human beings and the environment seemed relatively simple and the centrality of humans and governments was fixated. While in the Anthropocene epoch, there is less stability and predictability, and in order to restore the integrity to the Earth’s ecosystem, giving centrality to human governments must be replaced with an ‘ecocentric’ approach in international and national laws.

    Conclusion

    One of the principles that should be emphasized in international treaties is taking responsibility for the conser vation of the environment’s integrity. If the principle of ‘sovereignty over natural resources’ is a Jus Cogens in international law, then the state’s responsibility towards the ‘conservation of natural resources’ and ‘safeguarding the ecological integrity’ should be a strong obligation. This paper proposes that a declaration on fundamental principles of environmental law should be presented, in which some guiding principles regarding the rights and duties of humankind in relation to the environment in the new epoch could be codified.

    Keywords: Anthropocene, International Environmental Law, Ecological Integrity, Climate Change, Common Responsi� bility, Jus Cogens
  • Vajihe Ghorbannia Kheybari, Homan Liaghati*, Mirmehrdad Mirsanjari, Mohsen Armin Pages 29-44
    Introduction

    Ecotourism is a form of tourism that emphasizes on nature’s attractions and it mostly revolves around getting in touch with nature and its dependence on the concept of sustainable development, creation of educational and ecological opportunities, and appreciating the mother Earth. Considering the concept of ecotourism sustainable development, assessment of ecological capability and identification of natural capacities of each region along with a proper planning may lead to sustainable and continuous utilization of the nature, as well as creating employment and earning income. Dena County is located in the north of Kohgiluyeh and Boyer Ahmad Province with an area of 1577 km2. Due to its rare and valuable natural phenomena, this county has a great potential in tourism attraction that can host tourists and nature lovers in all seasons.

    Material and methods

    Multi-criteria decision-making methods (MCDMs) allow different criteria to be applied simultaneously in determination of the best option and the most appropriate condition. The Analytical Network Process (ANP) is one of the multi-criteria decision-making methods with non-linear structure and two-way relationships. In this study, after analyzing the relationships between different indicators of ecotourism development and determining their relative weight using ANP, we identified the potential areas for ecotourism development using Weighted Linear Combination (WLC) method. It is common to use fuzzy series theory with the WLC method to standardize the criteria.

    Results and discussion

    According to the structure of the decision making of the ANP, the index of landslide sensitivity with relative weight of 0.3 and the geographical direction with relative weight of 0.014 had the highest and lowest significance, respectively, among the indicators reviewed in identifying potential areas of ecotourism development in the study area. Based on the relative weight extraction of 17 indicators of ecotourism, from ANP and their integration with WLC method, the largest area of ecotourism classes was suited to the appropriately qualified class (S2), relatively suitable (S3), completely appropriate )S4( and inappropriate )S1(.

    Conclusion

    In most decisions, managers demand the optimization of several indicators instead of one index. Obviously, these indices are not comparable due to different scales, and even in some cases they are mutually opposite, so that an increase in one indicator decreases the other. Therefore, in decision making with multiple criteria, we usually look for an option that offers the most benefit to all criteria. In the Analytical Hierarchical Process (AHP) weighting method, the dependence of criteria, indicators, and options is linear, bottom-up or up-down. In this study, it was determined that the dependence of the effective indicators on the development of ecotourism was bilateral and formed a network with a nonlinear system (feedback system), which in this case, the theory of networks should be used to calculate the weight of the elements. Similar to other previous studies, the results of this study also showed that the combined use of fuzzy logic and the ANP method in determining the preference and weight of criteria relative to each other provided more logical and flexible conditions for WLC evaluation. Comparing the results of this study with other studies showed that the indicators affecting the development of ecotourism varied in different regions.

    Keywords: Ecotourism, Analytical Network Process, Fuzzy logic, Index, Dena County
  • Syedeh Leila Masumzadeh, Kouros Khoshbakht* Pages 45-60
    Introduction

    Conservation of biological diversity, as our intangible natural heritage, promotes the sustainability of agricultural systems. In this regard, the development and protection of homegardens, as a production system that protects agricultural biodiversity, is essential. The species richness of garden crops has made home gardens suitable places for their in situ protection. Accordingly, this study evaluated the status of homegardens in Khalkhal )Iran) by assessing their agrobiodiversity indices and factors )e.g., socio-economic) affecting garden crops.

    Material and methods

    In order to assess the biodiversity of homegardens in Khalkhal County, seven villages were selected by cluster random sampling based on the population of the villages. Data from homegardens were collected using a questionnaire, face-to-face interviews with 150 farmers, and direct observation of home gardens in the summer of 2016. Data were extracted and processed before the analysis and the qualitative data were encoded and entered into Excel software. Pearson and Spearman’s rank correlations coefficients, regression coefficients and cluster analysis as well as frequency and mean were calculated using SPSS V23.

    Results and discussion

    The results showed that the villages of Majre with 61 species and Ghezel Dargh with 31 species had the highest and lowest levels of species richness, respectively. There were no significant differences between villages based on the Shannon-Weiner index. The maximum and minimum Shannon values were calculated in Guransarab )1.99( and Lanbur )1.11( villages, respectively, and the average Shannon-Wiener value was 1.57. The results also revealed that 57% of the gardeners earned their main income from other sectors and received no income from horticulture or beekeeping. In addition, as incomes from other sectors increased, the tendency to maintain homegardens decreased. Our findings indicated that socioeconomic factors and certain aspects of home gardens may affect their biodiversity and biodiversity indices. For example,
    the socio-economic factors of age, education level, number of household members, level of participation of women, years of experience in gardening, working hours in the garden, and knowledge of the benefits of the plant species increased the values of the biodiversity-related indices. Furthermore, the characteristics of a homegarden, such as area, incorporation of domesticated plants and short distances to sales centers were the major factors influencing the increase in biodiversity-related indices.

    Conclusion

    The results indicated that awareness-raising measures and education, economic supports such as the establishment of farmers’ markets, branding their products and designing suitable irrigation systems for home gardeners should be taken into account in future management plans

    Keywords: Agobiodiversity, Home gardens, Socioeconomic aspects, Sustainable development
  • Sayyed Shahab aldin Tayyebi, Shahindokht Barghjelveh*, Mojtaba Soleimani, Sardo Pages 61-74
    Introduction

    Enhanced consumption of fossil fuels has increased the amount of carbon dioxide in the atmosphere, which is one of the most important causes of urban pollution, as well as global warming. The development of plant cultivation and the creation of green spaces is one of the most effective methods for carbon storage. Several studies have been conducted to determine the ability of different plants to reduce carbon contents of the atmosphere, many of which recognized the high efficiency of some plants in carbon storage. The aim of this study was to investigate the ability of Petunia hybrida and Tagetes patula in terms of carbon storage, as two key species in Kerman green space developmental projects. Therefore, the results of the present study can be used for urban green space designing with a focus on carbon storage.

    Material and methods

    In this study, the organic carbon content of the samples was determined by an S-N-H-C element analyzer after collecting, weaning and weighing. Subsequently, after surveying the field and taking into account the traffic nodes, the target areas were identified by measuring the highest rates of pollution in certain regions of the Kerman city. Finally, by assessing the green spaces of Kerman, the urban ecological map was prepared for carbon storage.

    Results and discussion

    The results of this research indicated that the carbon storage ability of Petunia hybrida is more than Tagetes patula. Therefore, we suggest that in the western regions towards the center of Kerman city, which had more traffic nodes, Petunia hybrida should be chosen for the development of green spaces.

    Conclusion

    Since the components of green spaces have unique roles in urban spaces, assessing and understanding the potential capacity of green spaces are so crucial for designing suitable programs for reducing the environmental problems of urban spaces. This study showed that by understanding the capabilities of components of green spaces, we can decrease some urban challenges. Consequently, the cultivation and development of Petunia hybrida will cause more carbon storage than Tagetes patula. Considering the benefits that these kind of plants provide, they should be considered in green spaces’ developmental plans.

    Keywords: Vegetation, Urban green space, Carbon storage process, Environmental planning
  • Atousa Soleimani, Ahmad Nohegar* Pages 75-88
    Introduction

    Place attachment is an emotional connection to a specific location or perspective that usually includes physi cal and social elements. From Hummon’s point of view, the community attachment is defined as an emotional investment in one place. Today, environmental concepts have deeply social implications, and a large part of the people’s environmental beliefs and behaviors changes under the influence of cultural and social systems. The purpose of this study was to inves tigate the relationship between community attachment and environmental behaviors, considering the role of mediating attachment to a place among residents of Tajrish neighborhood located in the district one of Tehran.

    Material and methods

    The present research was a descriptive, analytical-correlational survey. A sample of 284 individu als was selected from inhabitants of Tajrish neighborhood based on random sampling method. The participants were asked to fill out the research questionnaire, reliability and validity of which were confirmed. The obtained data were statistically analyzed by the correlation analysis and structural equation modeling using SPSSv.21 and AMOSv.21.

    Results and discussion

    The results of standard coefficients obtained from structural equation modeling showed that com munity attachment can directly and positively predict place attachment )p<0.01, β=0.65) and place attachment also can directly and positively predict pro-environmental civic engagement )p<0.01, β=0.48). Finally, the study findings revealed that com munity attachment affects pro-environmental civic engagement both directly )p<0.01, β=0.41) and indirectly )p<0.01, β=0.31), through the mediating role of place attachment. In order to assess the fitness of the model, fit indices from eight main indicators were used. In this study, the relative Chi-square, )CMIN/df) was estimated 1.375, indicating the acceptable condition of the model. The Root Mean Square Error of Approximation )RMSEA) of 0.036 also demonstrated the validity of the model devel oped in this study. In the model measured in the present study, the values of 0.990 for the GFI index and 0.965 for the AGFI index showed a highly favorable fit model. The Increasing Fitting Index )IFI), Tucker-Lewis Index )TLI), and Comparative Fit Index )CFI), were, respectively, 0.996, 0.990, and 0.996 in this study. The acceptable value of )Bentler-Bonett) Normed Fit Index )NFI) should be greater than 0.9, which was obtained in the present study and is an indication of the confirmation of the research model.

    Conclusion

    The place attachment as an interventional factor between community attachment and pro-environmental be havior accentuates the importance of place connections to support the combination of social connections. Place attachment could be viewed as a critical component in instilling and sustaining active citizenship in the protection of the environment. This sense can be created through direct experiences with places, especially long-term, frequent, and positive experiences as well as learning about places through non-direct sources rather than direct contact.

    Keywords: Sense of place, Place attachment, Community attachment, Environmental behavior
  • Mojtaba Ghareh Mahmoodlu*, Ali Heshmatpour, Nader Jandaghi, Ali Zarei, Hossein Mehrabi Pages 89-106
    Introduction

    Groundwater quality study is one of the important tools for the sustainable development of a region and pro vides crucial information for managing water in different sectors. In recent years, water withdrawal from Iran’s aquifers has reduced the groundwater quality in most of the plains. This research was conducted to investigate the groundwater quality of Seydan-Farooq plain for agricultural and drinking purposes and also mapping some effective chemical parameters in these two sections.

    Material and methods

    In this research, the results of chemical analysis of twelve wells in 2016 were used. First, ground water type and hydrogeochemical facies were determined. Factors controlling groundwater chemistry were determined using Gibbs diagram and plot of Ca+Mg versus SO4+HCO3. To classify water for irrigation, electrical conductivity )EC(, sodium adsorption ratio )SAR(, sodium percentage )%Na(, magnesium ratio, corrosivity ratio, and permeability index were used. Then, the map of some important parameters for irrigation water was prepared. To classify water for drinking pur poses, chemical parameters were first compared with World Health Organization )WHO) guidelines. Next, some important parameters for drinking such as total dissolved solids, total hardness, and chloride ion concentration were compared with existing standards and their effects on human health were discussed. Then, the map of these parameters for the study plain was prepared. Finally, the quality of water for drinking purposes was evaluated using the Schoeller diagram.

    Results and discussion

    The distribution pattern of samples in Durov diagram indicated the tendency of some samples to reach the end of the hydrogeochemical evolutionary cycle. As such, the bicarbonate type was changed into chloride type in
    a short time. Based on Gibbs diagram and the plot of Ca+Mg versus SO4+HCO3, rockwater interaction and dissolution of carbonate rocks were the main factors changing the groundwater chemical quality of the plain. According to SAR value, all samples fell in the excellent category which is suitable for irrigation and there is no risk of soil alkalinity. While in terms of salinity )EC(, they are acceptable in the agricultural sector. Based on the percentage of sodium, samples were categorized as excellent, which are suitable for irrigation. According to the permeability index, all samples, except for one sample, showed good irrigation quality and did not change the soil permeability. In the majority of samples, the magnesium ratio was less than 50, which is suitable for irrigation. Comparison of chemical parameters with the WHO guidelines showed that none of the parameters exceeded the permissible limit. Comparison of TDS and chloride in samples with other existing standards showed that only one sample was brackish, which is not suitable for drinking purposes. Based on the groundwater hardness, water of the study plain was classified as high hardness water. According to the Schoeller diagram, the water quality of the study plain was classified in the good category.

    Conclusion

    According to the hydrogeochemical results, waterrock interaction and weathering of carbonate minerals are the main factors in changing water chemistry. Since the majority of rocks recharging the aquifer are calcareous, it seems obvious that calcium and bicarbonate ions are dominant in the groundwater. In all samples, except those wells with pos sible saltwater intrusion, parameters such as salinity risk, SAR, sodium solution, and permeability index were acceptable for irrigation and there was no risk of soil alkalinity. Aquifer recharge by limestone-dolomite and dolomitic rocks in some regions has increased the magnesium ratio of groundwater in about 40% of samples. It has also increased the groundwater hardness. None of the chemical parameters exceeded the permissible limit set by the WHO and Schoeller diagram indicated that the water quality of the study plain was classified in the good category.

    Keywords: Groundwater quality, Hydrogeochemistry, Irrigation water, Drinking water
  • Amin Mahmoodian Chooplu*, Hamid Niknahad Pages 107-120
    Introduction

    Determining the response of plant species to environmental gradients is an important issue in the analyses of vegetation communities. The purpose of the present study was to investigate the most important environmental factors shaping the occurrence of Dactylis glomerata in Takab rangelands.

    Material and methods

    Eighty four plots (1m2) were placed randomsystematically along the azimuth of the studied area. In each plot, the presence of the species was recorded and one soil sample at the depth of 0–20 cm was collected. Some soil physical and chemical properties including soil moisture, texture, pH, electrical conductivity, organic carbon percentage, and the percentage of total nitrogen were measured in the laboratory. Data analysis was performed by Rver.3.0.2 statisti cal software. The binomial distribution of the Huisman – Olff Fresco (HOF) function was used to fit the curve of species response to environmental gradients.

    Results and discussion

    The results demonstrated that the altitude variable is the most important environmental factor affect ing D. glomerata distribution. Moreover, the optimal ecological amount of this variable for D. glomerata is 2100 m above sea level. After altitude, slope (%), soil organic carbon (%), soil total nitrogen (%), and soil moisture content were the most effective factors on the distribution of D. glomerata.

    Conclusion

    In general, D. glomerata was more distributed in the lower slope of mountainous areas with high soil organic matter and moisture content.

    Keywords: Altitude, Ecological range, Environmental variables, Optimum amount
  • Sahar Abdollahi, Hashem Dadashpoor* Pages 121-136
    Introduction

    Land use changes in coastal areas of Gilan Province in recent decades have caused problems such as forest and wetland degradation, soil erosion, biodiversity reduction, and increased environmental pollution. This region is important in terms of its unique features and human use of this environment for a variety of residential, industrial, and recreational activities. Therefore, it is necessary to be aware of the changes and factors influencing them, and predict the changes process in the future to prevent irreparable damages to the environment. The purpose of this study was to analyze the land use changes in Gilan Province during a 20-year period (1996-2016) and predict changes for the next 30 years based on the integration of the artificial neural network of multilayer perceptron and Markov chain model using the Land-change Modeler.

    Material and methods

    Landsat 5 and 8 (TM) and (OLI-TIRS) satellite images were used for the years 1996, 2006 and 2016. Land cover maps were prepared for five classes in the forest, grass, agriculture, water, and residential resources using the Maximum Likelihood method. Land use changes and then modeling the transmission potential were explored using multilayer perceptron algorithm of artificial neural network using 13 independent variables and obtained 7 sub-models for modeling land use change for 2016 and then using Markov chain method, land use map for the year 2016 was predicted with a coefficient of Kappa 0.98. Finally, the land use pattern of Gilan Province was simulated for 2046.

    Results and discussion

    The results obtained from the analyses of land use changes in the first period (1996-2006) indicated that residential land use with the 7702.72 hectares increased the most among other users. In these changes, agricultural land use had the largest share, where 7663 hectares of this land turned into residential areas. In the second period (2006-2016), residential land use, as in the previous period, with the annual change of 633.7 hectares, had the most significant change in this period. In the whole study period from 1996 to 2016, the residential land reached from 12157.57

    Conclusion

    The process of land use change suggests that this trend has begun from the past and will continue in the future. So, the results of the detection of changes from the predicting land use for the next 30 years would indicate an increase in residential use and a decrease in the area of agricultural lands, forests, and grasslands. According to these results, timely and accurate evaluation of these changes lead to better decision making and planninghectares in 1996 to 26197.59

    Keywords: Land use changes, Coastal areas, Change detection, LCM model, Gilan Province
  • Jabraeil Taghinazhad*, Adel Vahedi, Fayyaz Ranjbar Pages 137-150
    Introduction

    Today, the agricultural sector is dependent on energy consumption in order to respond to the growing demand for food and etc. The efficient use of inputs in agriculture lead to the sustainable production and help to reduce the fossil fuel consumption and greenhouse gases emission and save financial resources. Furthermore, detecting relationship between the energy consumption and the yield is necessary to approach the sustainable agriculture. It is generally accepted that many countries try to reduce their dependence to agricultural crop productions of other countries. The being Independent on agricultural productions lead to take more attention to modern methods and the objective of all these methods is increasing the performance with the efficient use of inputs or optimizing energy consumptions in agricultural systems. The purpose of this study was to determine the amount of inputs and production performance, energy inputs and energy consumption, energy indices, and the environmental impacts of wheat production systems.

    Material and methods

    This study was carried out in Ardabil province of Iran. To achieve these objectives, data were collected from 100 irrigated wheat farms selected from three counties including Parsabad, Bilesavar, and Ardabil during 2017-2018 using a random sampling method. Energy consumption in wheat production was calculated based on direct and indirect energy sources including human, diesel fuel, chemical fertilizers, pesticides, machinery, irrigation water, electricity and wheat stalk. Energy values were calculated by multiplying inputs and outputs per hectare by their coefficients of energy equivalents. Renewable energies include machinery, wheat stalk, chemical fertilizer while nonrenewable energy consisted of machinery, chemical fertilizer, electricity and diesel fuel. Energy values were calculated by multiplying inputs

    Results and discussion

    The results indicated that the total energy input was 38755.34 MJ ha-1, of which approximately 37.38% and 19.04% were produced from nitrogen fertilizers and diesel fuel, respectively. Approximately 39.03% of the total energy inputs used in wheat production was the direct energy, while the remaining 60.12% was indirect. Also, the results showed that energy use efficiency for grain production and biological yield of wheat was 1.67 and 1.99, respectively. Energy efficiency was estimated 0.116 and 0.142 MJ Kg 1. Total emissions of CO2, N2O, and CH4 from wheat farms were 1271.52, 517.14 and 1.65 kg ha1, respectively. Gross value of production and Total production cost Was obtained 52268792 and 39015747. Benefitcost ratio was obtained 1.52 and fixed and variable production cost were 54.45 and 45.6, respectively.

    Conclusion

    The global warming potential was estimated 161620.14 kg CO2e ha-1. Direct, indirect, renewable, and nonrenewable energy forms had positive impacts on the output level. It seems that management systems based on a low input system, including organic fertilizers, No tillage and minimum tillage, could be regarded as an alternative management strategy for reducing problematic environmental impacts.and out

    Keywords: Energy efficiency, Inputs, Wheat, Global warming
  • Azar Faryabi, Hamid Reza Matinfar*, Seyyed Kazem Alavi Panah, Ali Akbar Norouzi Pages 151-162
    Introduction

    A dust aerosol index (DAI) algorithm based on measurements in deep blue (412 nm), blue (440 nm), and shortwave IR )2130 nm( wavelengths using Moderate Resolution Imaging Spectroradiometer )MODIS( observations has been developed. Measurements made in the shortwavelength segment, such as the deep blue or ultraviolet section, are well-detectable in the desert area. Using short-range waves, the visual retention of fine-grained mass data, especially in desert areas, was carefully monitored. The western and southwestern Iran are always exposed to dusty systems due to its vicinity to the deserts of neighboring countries. With regard to the fact that most of the spectral indices proposed for the identification of dust have been tested and implemented based on satellite indicators for desert areas, these indicators and their related thresholds for complex topography areas need more accurate analyses. Therefore, in the western and south western Iran, which are mountainous with a diverse vegetation, it is necessary to test and evaluate dust detection methods.

    Material and methods

    The study area included Khuzestan, Ilam and Kermanshah provinces, which is about 107307 square kilometers. In this study, MODIS L1B data from the Aqua satellite was used for dusty days on May 18 and June 25, 2013 and 2015. Before performing spectral calculations on various products, the data of this sensor was preprocessed, which included geometric correction of images, mask cloud and water masks with ENVI and the conversion tool module. After preprocessing (georges, separating the study area, and water mask, and cloud cover) the satellite data, the retrieved spatial radiance of TOA was normalized using satellite data considering the sun’s conditions for each wavelength.spatial distribution of the local aerosol pattern compared to other methods. As expected, the retrieved AOD map from the L1B spectrum showed that the spatial distribution of the local AOD was very clear. The DAI index algorithm simulates the high-spectral dependence of the atmosphere in the blue wavelength for different surface and atmosphere conditions with a fully tested copy of the radiation-transfer code of -6 S, which is a trusted tool for measuring particle pumping over the oceans, different surfaces of the earth, and clouds.

    Conclusion

    Unlike some of the dust detection algorithms that are carried out using measurements in the infrared thermal band, the advantage of this algorithm to detect dust is the use of spectral scattering, reflection of the surface, and absorption of dust in the air. The advantage of using measurments in the blue wavelength (410 to 490 nm) is to recover the optical properties of the aerosol.

    Keywords: DAI algorithm, MODIS satellite images, dust
  • Simak Yosefi Siahkalroudi*, Samaneh Fadaie, Farideh Chenari, Shadi Khatami Pages 163-176
    Introduction

    investigation in genetical diversity are an effective tools for conservation of valuable, rare and endangered species. up until now, few studies have been conducted on the ecology of freshwater crabs in Iran and so their conservation issues are not fully known. This study aimed to assess the genetic diversity of the true crab, Potamon elbursi, from the eastern lakes of Tehran.

    Material and methods

    The genetic structure of P. elbursi crab was investigated from the eastern rivers of Tehran Province using microsatellite markers. In order to study the genetic diversity within populations, 10 samples were caught with hand-operated net in different parts of Jajroud, Hablehrood and Lar rivers. Samples were first assessed for morphological variations using appropriate keys. Molecular identification of species was performed by COI gene sequencing. Then, the characterization of microsatellite loci )i.e., hxx3, Gagt4, Ga1, Ga2, and hxx2) was done using primers from Longpotamon yangtsekiense. Allelic abundance, expected/ observed heterozygosity, true alleles abundance, and genetic diversity were assessed using AMOVA at p= 0.01 level. Using images of the stained polyacrylamide gel, the molecular weight of the PCR product bands and the size of alleles were measured using Lab Image v.3.3.3 software. The allele frequency, expected and observed heterozygosity, number of actual and effective alleles in microsatellite loci, genetic diversity, and AMOVA test were calculated at 0.01 probability level in Gene Alex software. The MEGA software v.5.5 was used for plotting the phylogenetic tree.

    Results and discussion

    The results showed that the COI sequences of all specimens were identical with those of P. elbursi, which was also confirmed by morphological analysis. The hxx2 and Ga1 positions with 7 alleles and Gagt4 with 3 alleles had the highest and lowest allele number among all heterozygote sites, respectively. The results also showed that the populations of this crayfish had a small intrinsic diversity.The observed and expected heterozygosity among the sampling stations at tetrad loci ranged from 0.100 to 0.51 and 0/81. 0.515-0.810, respectively.

    Conclusion

    Molecular identification methods may be useful for finding the exact lineage of the species and confirming morphological identification methods. In this study, in all samples from all locations and all loci, the observed heterozygosity was lower than the expected heterozygosity.

    Keywords: Genetic diversity, Potamon.elbursi, Fresh water, Tehran Province
  • Seyed Javad Hosseinifard*, Hossein Shirani, Somayeh Sadr, Hakimeh Hashemipour Pages 177-188
    Introduction

    Increasing concentrations of heavy metals in the environment have raised serious environmental concerns. Cadmium is one of the most toxic heavy elements in organisms and it has no biological role. So far, little research has been done on the status of heavy metals in pistachio orchards and factors affecting them. Therefore, the purpose of this study was to determine the relationship between cadmium extracted with DTPA in soil and other soil physical and chemical properties in agricultural soils of Rafsanjan using stepwise regression and artificial neural network modeling.

    Material and methods

    In this study, 140 soil samples from two depths of 0 to 40 and 40 to 80 cm were collected from pistachio orchards in six regions of Rafsanjan suburb. Soil characteristics including available Cd and Zn concentration measured using DTPA, P concentration by Olsen method, percent of sand, clay and silt by hydrometer method, and pH and electrical conductivity of soil saturated extract by pH meter and EC meter, respectively, were measured. In order to investigate the relationship between available Cd and physical and chemical properties of the soil, stepwise regression and artificial neural network (multi-layer feed forward) were used.

    Results and discussion

    The results showed a significant and positive correlation between phosphorus and clay content and soil cadmium, a negative and significant correlation between Cd-DTPA and pH and clay percentage, and a positive correlation between available Cd and available Zn, total Zn, and total Cd. The results also showed that both modeling methods are
    accurate in estimating soil cadmium concentration, although the neural network model was more accurate. The R2 and root of mean square error for the neural network model were 84.3% and 0.01% for the test data, and 27.2% and 1.43% for the stepwise regression model, respectively. Also, cadmium concentration showed the highest sensitivity to zinc concentration and other parameters such as clay, pH, phosphorus, EC, and sand were in the next order of importance, respectively. These results confirm that due to the consumption of zinc containing fertilizers and the increased consumption of phosphate fertilizers which have high impurity in the amount of cadmium, an increase in soil cadmium concentration is observed in the pistachio orchards.

    Conclusion

    Zinc and phosphorus fertilizers used in pistachio orchards have a significant impurity of cadmium that can cause soil contamination by cadmium due to its long-term use and absorption of this toxic element in pistachio plant and fruit. Therefore, while complying with national and international standards in the production and import of fertilizers, the use of these fertilizers should be optimized by analyzing and interpreting the results of soil and leaf analysis to reduce the risk of pistachio fruit contamination to cadmium.

    Keywords: Modeling, Artificial Neural Network, Stepwise Regression, Zinc, Phosphorus
  • Alireza Marjovvi*, Parisa Mashayekhi Pages 189-208
    Introduction

    Degradation of water, soil and environmental resources by the excessive use of chemical materials encour aged researchers to focus on organic farming in recent years. Despite all positive effects associated with the consumption of municipal compost and sewage sludge on the physical and chemical properties of the soil, there are still many concerns about their environmental and health issues. The aim of this study was to investigate the heavy metal accumulation in the soil and plant using different amounts of municipal compost and sewage sludge in a field trial after five years.

    Material and methods

    The field study was conducted in Rudasht Irrigation and Drainage Research Station, Isfahan, Iran. A randomized complete block design with three replications within treatments was employed. The crop rotations were onion, wheat, sugar beet, corn, and onion, so there were two stages of onion cultivation. The treatments were 0 (as control), 25 ton ha-1 municipal compost, 50 ton ha-1 municipal compost, 15 ton ha-1 sewage sludge and 30 ton ha-1 sewage sludge applied per planting during five years.

    Results and discussion

    Application of municipal compost and sewage sludge, especially at higher levels, increased the soil organic matter twice. In addition, the concentration of phosphorus (P), potassium (K), iron (Fe), copper (Cu), manganese (Mn), zinc (Zn), and lead (Pb) in the soil increased significantly. Concentrations of available lead (Pb) and cadmium (Cd) in the first onion planting stage in the soil were not significant, but in the second onion planting stage the lead (Pb) concentration in 50 ton ha-1 municipal compost increased significantly (from 1.9 mg kg-1 in control treatment to 5.62 mg kg-1 in 50 ton ha-1 municipal compost treatment). Application of organic fertilizers increased the essential elements (e.g., N, P, K, Zn, Mn, and Cu) in onion shoot. The highest amounts of nutrient elements in onion shoot were detected in 50 ton ha-1 municipal compost,
    which was not significantly different than 30 ton ha-1 sewage sludge. In the first stage, the absorption of copper (Cu) by plant shoot was lower than the second stage as a result of increasing concentration of other elements such as phosphorus (P) and competition between various elements. The highest copper (Cu) concentration in shoots was observed in 15 ton ha-1 sludge (5.4 mg kg-1), which reached to 3.76 mg kg-1 after five years in the second stage. Application of organic fertilizers at both stages increased zinc (Zn) concentration in the onion bulb. The highest zinc (Zn) concentrations in bulbs were measured in 50 ton ha-1 compost and 30 ton ha-1 sewage sludge treatments (3.05 and 3.87 mg kg-1 for the first stage and 4.25 and 4.50 mg kg-1 for the second stage, respectively). However, the concentrations of other nutrients such as N, K, Cu and Fe in the onion bulb increased at the second stage. The highest concentrations of N (0.18%) and Fe (0.81 mg kg-1) in the bulb were measured in 50 ton ha-1 compost and the highest concentration of Cu (0.52 mg kg-1) was in 30 ton ha-1 sludge. The concentrations of lead (Pb) and cadmium (Cd) in the plant were undetectable by atomic absorption in different treatments.

    Conclusion

    Long-term consumption of municipal compost and sewage sludge increased the soil organic matter and im proved the physical and chemical properties of the soil. Furthermore, these organic resources increased the concentration of nutrient elements, especially micronutrients including zinc (Zn) and iron (Fe), in the plant. One of the main concerns about such organic resources is the possibility of soil and plant contamination by heavy metals. The results of this study showed that the multi-year consumption of these materials did not increase the heavy metal elements such as lead (Pb) and cadmium (Cd) in the soil or plant. Considering the low amount of organic matters in the soil of most parts of the country and the limited availability of various organic resources, using such organic matters in agriculture would be one of the best methods for recycling these materials and would be very important to have sustainable agriculture.

    Keywords: Bioavailability, Municipal compost, Onion, Sewage sludge, Soil chemical characteristics
  • Kamal Khezri, Asghar Abdoli*, Bahram Hasanzadeh Kiabi, Hussein Valikhani, Jaber Aazami Pages 209-224
    Introduction

    Nowadays, many indicators have been developed to assess water quality and ecological classification of rivers based on variations in ecological structure. The goals of the study were assessing the ecological status, the effects of human land use, and the performance of the most common ecological indices for fishes and macroinvertebrates as biologi cal evaluation of the Jajrood River.

    Material and methods

    In the present study, sampling of water, macroinvertebrates, and fishes was done at 10 stations in November 2015. The physical, chemical, and biological parameters including temperature, turbidity, velocity and depth of water, acidity, electrical conductivity, BOD5, nitrate, ammonium, phosphate, dissolved oxygen, and fecal coliform were measured onsite or after the sampling. Macroinvertebrates sampling was performed using a Surber sampler with three rep lications at each station and fishes were sampled using an electrofishing apparatus. Different physicochemical, macroinver tebrates, and fish indices were used to evaluate the integrity of the Jajrood River. The Canonical Correspondence Analysis )CCA) test was also used to analyze the relationship between macroinvertebrates and fishes with physical, chemical, and biological variables.

    Results and discussion

    Overall, 481 specimens belonging to eight species of fishes and 2435 macroinvertebrates belong ing to 15 families were collected. Among all sampled fishes, Oxynoemacheilus bergianus and Paracobitis malapterura had the highest and lowest abundance, respectively. The highest total percentage of macroinvertebrates abundance belonged to
    the Baetidae family of the order Ephemeroptera and the lowest percentage belonged to the Polycentropodidae of the order Trichoptera. The results of Canonical Correspondence Analysis )CCA) showed that the efficiency of the EPT/CHIR index for macroinvertebrates was better than others. The Karr Biotic Integrity )KBI) that was used for fishes as a water quality index was suitable for the river.

    Conclusion

    The present study was the first one that used both fishes and macroinvertebrates indices with physicochemical parameters for ecological integrity assessment. From the findings of this study, it can be concluded that the urban-rural and agriculture wastewaters and the Latyan dam had the most negative impact on the ecological structure of the river.

    Keywords: Ecosystem management, Ecological index, Macroinvertebrates, KBI, Jajrood River