فهرست مطالب

پژوهشنامه اقتصاد کلان - سال چهاردهم شماره 27 (بهار و تابستان 1398)
  • سال چهاردهم شماره 27 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سارا قبادی*، هاجر مظفری شمسی، فردیس فرامرزی صفحات 13-39

    در دهه اخیر، این اتفاق نظر در بین اقتصاددانان شکل گرفته است که نهادها از عوامل اساسی و مهم تاثیرگذار بر تفاوت کشورهای جهان در رشد اقتصادی و سرمایه گذاری هستند. لذا مطالعه حاضر تاثیر این نهادها بر سرمایه گذاری در کشورهای منتخب عضو اوپک با استفاده از رگرسیون مبتنی بر داده های تابلویی طی دوره 2015- 2002 مورد بررسی قرار می دهد. به این منظور از شاخص های حاکمیت نظم و قانون و محافظت از حقوق مالکیت به عنوان نهادهای خالق بازار، شاخص های مقرارت و کنترل در بازار کار و اعتبارات به عنوان نهادهای تنظیم کننده، شاخص دسترسی به پول سالم تحت عنوان نهادهای تثبیت کننده بازار و شاخص پاسخ گویی دموکراتیک به عنوان نهادهای مشروعیت بخش بازار، استفاده شده است. نتایج نشان دادند که نهادهای خالق بازار و تنظیم کننده در کشورهای منتخب اوپک بر سرمایه گذاری موثر بوده ولی نهاد تثبیت کننده بازار و نهاد مشروعیت بازار معنادار نیست.

    کلیدواژگان: نهادهای خالق بازار، نهادهای تنظیم کننده بازار، نهادهای تثبیت کننده بازار، نهادهای مشروعیت بخش بازار، رگرسیون مبتنی بر داده های تابلویی
  • سعید راسخی*، ایمان چراتیان صفحات 41-64

    با ظهور نظریه های جدید تجارت در سال های اخیر، چگونگی تاثیرگذاری رفتار تجاری بنگاه ها بر دریافتی نیروی کار از جمله مهمترین مسائلی است که در مطالعات مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. هدف اصلی مقاله حاضر بررسی اثرات انواع تجارت بر دریافتی های نیروی کار در صنایع کارخانه ای ایران به تفکیک کد سه رقمISIC و طی دوره زمانی پنج ساله 92-1388است. برای محاسبه تجارت از چهار شاخص تجارت کل، تجارت درون صنعت، تجارت درون صنعت افقی و عمودی استفاده شده و در بخش دریافتی ها نیز دریافتی کل، دستمزد و مزایای حاشیه ای سرانه به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته شده اند. نتایج حاصل از تخمین مدل ها با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته دومرحله ای بیانگر آن است که بین متغیرهای وابسته و مقادیر با وقفه آنان همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین شاخص سرمایه انسانی، شدت سرمایه و بهره وری کل عوامل تولید نقش مثبت و معنادار را در ساختار دریافتی ها ایفا می کنند. در بخش شاخص های تجارت نیز ملاحظه شد که تجارت کل اثرات مثبت و معنادار را بردریافتی های نیروی کار برجای می گذارد که این اثر در بخش مزایای حاشیه ای بیش از دریافتی های کل برآورد شده است. در حالی که افزایش تجارت درون صنعت کل و عمودی موجب کاهش دریافتی های نیروی کار می شوند.

    کلیدواژگان: تجارت، دریافتی کل، دستمزد، مزایای حاشیه ای، سرمایه انسانی
  • مرتضی حسن شاهی* صفحات 65-88

    با توجه به تاثیر انکارناپذیر مخارج مصرفی بر متغیرهای کلان اقتصادی، این پژوهش، به آزمون فرضیه مصرف، براون، دوزنبری-کوزنتس، فریدمن، هانتاکر - تیلور و جکسون-اسمیت در ایران برای دوره زمانی 1360 تا 1395 پرداخته است. در این راستا از دو روش شامل: رگرسیون ARDL (با توجه به ناایستایی برخی سری ها) و وابستگی دمی بین داده ها با روش توابع مفصل کلایتون استفاده شده است. طبق نتایج؛ میل نهایی به مصرف بلندمدت، در الگوی دوزنبری 83%، الگوی فریدمن 4/75% و الگوی جکسون-اسمیت 74/0 برآورد شده است. میل نهایی به مصرف کوتاه مدت نیز در الگوی براون 46/0 و الگوی هانتاکر-تیلور 42/0 برآورد شده است. ضریب تاثیر عادت های مصرفی گذشته بر مصرف جاری (ضریب کندی یا چسبندگی) 39% است؛ یعنی افزایش 100 واحدی در مصرف جاری باعث افزایش 39 واحدی در مصرف سال بعد خواهد شد.  میل نهایی به مصرف ناشی از ثروت بین 19/0 تا 25/0 برآورد شده است. همچنین بین داده ها وابستگی از نوع کلایتون وجود دارد و با عنایت به اینکه کلایتون وابستگی پایینی را نشان می دهد، پس با افزایش درآمد، مصرف افزایش یافته، ولی با کاهش درآمد، مصرف کاهش چندانی ندارد.

    کلیدواژگان: توابع مصرف، منحنی رعدوبرقی مصرف، وابستگی دمی
  • فاطمه بزازان، سحر زارع جونقانی*، علی مریدیان پیردوستی صفحات 89-120

    توهم مالی منبع بی اعتمادی بین دولت و مردم است؛ که می تواند بر عملکرد اقتصاد کشور در بخش رسمی اثر بگذارد و میزان متغیرهای اقتصاد کلان نظیر بودجه دولت و درآمدهای مالیاتی را تحت تاثیر قرار دهد. توهم مالی از کانال بودجه دولت، رشد اقتصادی کشورها را تحت تاثیر قرار می دهد. این پدیده بیشتر در کشورهایی اتفاق می افتد که در آنها درآمد و هزینه های دولت به طور کامل توسط مودیان مالیاتی شناخته و یا کنترل نمی شوند؛ در نتیجه این امر، منجر به افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات عمومی و افزایش هزینه های دولت می شود. هدف این مطالعه بررسی علل و پیامدهای توهم مالی در ایران طی سال های 93- 57 است. در این مطالعه توهم مالی در چارچوب الگوی ارتباطات خطی ساختاری نرم افزار لیزرل تصریح و با استفاده از داد های بانک مرکزی و مرکز آمار ایران طی سال های 93-57، برآورد شده است. نتایج نشان می دهند مهم ترین متغیر تعیین کننده اندازه توهم مالی در ایران، بار مالیاتی است؛ که سیاست گذاران سعی در پنهان کردن این با ر مالیاتی از طریق ایجاد توهم بدهی دولت و توهم مخارج مصرفی بخش خصوصی نسبت به سطوح بدهی عمومی را دارند.

    کلیدواژگان: توهم مالی، الگوی ارتباطات خطی ساختاری، توهم بدهی
  • مانی موتمنی*، احمد جعفری صمیمی، شهریار زروکی صفحات 121-147

    بر اساس قانون اوکان، کاهش نرخ بیکاری منوط به افزایش تولید ملی است. به عبارتی بین تولید ملی و نرخ بیکاری رابطه ای منفی برقرار است. سوال اساسی پژوهش حاضر این است که آیا رابطه بین این دو متغیر در اقتصاد ایران، رابطه ای خطی و متقارن است یا خیر؟ مطالعات اخیر به رابطه نامتقارن بین تولید و بیکاری در کشورهای مختلف تاکید دارند. هدف مقاله حاضر این است که با استفاده از داده های فصلی طی دوره زمانی 95-1380 فرضیه اثر نامتقارن تولید بر بیکاری را مورد بررسی قرار گیرد. به این منظور از روش اقتصادسنجی خودرگرسیون با وقفه توزیعی غیرخطی در قالب دو متغیر تولید کل و تولید غیرنفتی استفاده شده است. یافته ها از رابطه نامتقارن در سناریو تولید غیرنفتی حمایت می نماید اما ارتباط معناداری در سناریو تولید کل مشاهده نشده است. در سناریو تولید غیرنفتی، اثر سویه منفی تولید بر بیکاری از اثر سویه مثبت بیشتر است. بر این اساس پدیده احیای اقتصاد با ریسک کم شغلی در اقتصاد ایران محتمل است یعنی این امکان وجود دارد که با عبور از سال های رکود نتوان تمامی مشاغل از دست رفته را جبران نمود.

    کلیدواژگان: بیکاری، قانون اوکان، الگوهای نامتقارن، تولید غیرنفتی، ARDL
  • مهدی پندار*، الهام وفایی صفحات 149-173

    سند چشم انداز توسعه 1404 ایران به عنوان یکی از اسناد بالادستی، مسیر تکامل همه جانبه توسعه را تبیین نموده است. یکی از ابعاد مد نظر سند مذکور، بعد اقتصادی توسعه است. شاخص فلاکت نیز یکی از مولفه های مهم اقتصادی است. در این راستا، هدف این مقاله بررسی همگرایی شاخص فلاکت در کشورهای منتخب سند چشم انداز توسعه 1404 ایران است.برای این منظور از همگرایی ناهار و ایندر استفاده شده و دوره زمانی مورد مطالعه 1997-2017 است.نتایج مطالعه حاکی از آن است که کشورهای بحرین، عربستان سعودی، ترکیه، کویت و اردن همگرا و کشورهای مصر و فلسطین واگرا نسبت به متوسط شاخص فلاکت هستند. همچنین، شاخص فلاکت در کشورهای بحرین، قطر، عربستان سعودی، کویت همواره پایین تر از متوسط کشورها بوده است. در این میان ایران تنها کشوری است که همواره وضعیت بدتری نسبت به میانگین کشورها داشته است. از این رو، برای دستیابی به اهداف توسعه و از بین بردن شکاف شاخص فلاکت بین کشورهای منتخب سند چشم انداز، اهداف کاهش تورم و بیکاری باید به طور جدی مورد توجه سیاست گذاران و برنامه ریزان اقتصادی قرار گیرد.

    کلیدواژگان: شاخص فلاکت، سند چشم انداز توسعه 1404 ایران، همگرایی ناهار و ایندر
  • عبدالله محمودی* صفحات 175-202

    اقتصاد کشورهای صادر کننده نفت از جمله ایران، بطور شگفت انگیزی تحت تاثیر درآمد حاصل از فروش نفت و به تبع آن، قیمت جهانی آن می باشد. هدف تحقیق حاضر، بررسی تاثیر کاهش قیمت نفت بر رفاه اقتصادی، عرضه کالای عمومی، و تحلیل حساسیت تغییر رفاه اقتصادی، در ایران می باشد. به این منظور مدل چند ناحیه ای تعادل عمومی، ویژه تجارت جهانی، مورد استفاده قرار گرفت. برای ایجاد انبوهش داده ها، کشور ایران، کشورهای صادر کننده نفت، و بقیه کشورهای جهان بعنوان نواحی اقتصادی، ده بخش عمده اقتصادی و پنج عامل تولید در انبوهش جدید از پایگاه داده های مدل، انتخاب شدند. پس از تغییر روش بستن مدل، کاهش قیمت نفت، شبیه سازی شد. یافته های تحقیق نشان داد که این شوک سیاستی باعث کاهش تولید، درآمد عوامل تولید، و مصرف کالای عمومی و خصوصی می شود. همچنین کاهش رفاه اقتصادی و مطلوبیت در بخش خصوصی و دولتی مشاهده گردید. سپس با تغییر پارامترهای کشش در مدل، نتایج تحلیل حساسیت نشان داد که در سطح اعتماد95/0 کاهش در متغیرهای فوق، چشمگیر می باشد. کاهش سطح عمومی قیمتها، کاهش ارزش و مقدار تولید ناخالص داخلی، تغییر ترکیب مصرف از دولتی به خصوصی و تغییر سلیقه خانوار از مصرف واردات به تولید داخل، از دیگر نتایج کاهش قیمت نفت برای ایران می باشد.

    کلیدواژگان: جیتپ، ترکیب مصرف، تجزیه رفاه، مواهب، مطلوبیت
  • مولود جعفری طادی، مرتضی سامتی*، مصطفی رجبی صفحات 203-224

    هدف این مطالعه تحلیل اثر نهادها بر رفاه بیننسلی در ایران طی دوره زمانی 1396-1375 میباشد. بدین منظور شش شاخص نهادی ثبات سیاسی و مقابله با خشونت، حق اظهارنظر و پاسخگویی دولت، اثربخشی دولت، کیفیت مقررات نظارتی، حاکمیت قانون و کنترل فساد، معرفی شده توسط بانک جهانی، به عنوان شاخصهای نهادی در نظر گرفته شدند. به منظور کفایت درجه آزادی، کلیه داده ها با استفاده از روش چاو و لین (1976) به داده های فصلی تبدیل شد و با استفاده از الگوی نسلهای همپوشان اثر نهادها بر رفاه بیننسلی ایران به روش معادلات به ظاهر نامرتبط برآورد گردید. نتایج حاکی از آن است که شاخصهای نهادی حق اظهارنظر و پاسخگویی دولت و کنترل فساد اثر مثبت و معنادار و حاکمیت قانون و کیفیت مقررات نظارتی اثر منفی و معنادار بر رفاه هر دو نسل جوان و پیر و در نتیجه بر رفاه بیننسلی داشتهاند. شاخصهای نهادی، اثربخشی دولت و ثبات سیاسی و مقابله با خشونت اثر معناداری بر رفاه هر دو نسل و رفاه بیننسلی نداشتهاند.

    کلیدواژگان: نهادها، نسلهای همپوشان، رفاه بیننسلی
  • خیزران روستایی شلمانی *، زهرا (میلا) علمی، حسن طایی صفحات 225-252

    در این پژوهش، ابتدا به بررسی عوامل موثر بر سهم درآمدی نیروی کار و در گام بعدی، محاسبه‌ی کشش‌های قیمتی، متقاطع و تولیدی نیروی کار پرداخته شده ‌است. ازآنجاکه متغیر وابسته، کسری است، به‌منظور برآورد مدل، از روش پروبیت تابلویی کسری بازه‌ی صفر و یک، برای سی استان کشور و در بازه‌ی زمانی 1383 تا 1393 استفاده شد. یافته‌های حاصل از برآورد مرحله‌ی اول نشان داد که افزایش دستمزد و نسبت کارگران ماهر به غیرماهر منجر به بیشتر شدن سهم درآمدی نیروی کار می‌شود. کاهش سهم نیروی کار با افزایش قیمت سرمایه، ارزش مواد خام و اولیه و حق بیمه پرداختی از دیگر یافته‌ی این پژوهش است. در گام دوم، رابطه‌ی دستمزد با تقاضای کار منفی و منطبق با نظریه تقاضای کار به دست آمد. کشش اشتغال-رشد برای کارگاه‌های صنعتی با بیش از 100 نفر کارکن، مثبت و 0.52 حاصل شد. کشش متقاطع منفی بین نیروی کار و قیمت سرمایه دلالت بر رابطه‌ی مکملی بین این دو متغیر دارد. با استناد بر یافته‌های تحقیق و لحاظ کمبود تقاضا در بازار کار ایران پیشنهاد می‌شود، سیاست‌گذار اقتصادی تسهیلات مناسبی برای افزایش رشد صنعتی، رفع موانع تولیدی، کاهش ریسک سرمایه‌گذاری و ارتقا‌ی مهارت نیروی انسانی هم‌راستا با نیاز بخش‌های صنعتی فراهم آورد.

    کلیدواژگان: سهم درآمدی، کشش های تقاضای نیروی کار، رشد اقتصادی بخش صنعت، ایران، پانل پروبیت کسری بازه ی صفر و یک
|
  • Sara Ghobadi*, Hajar Mozafari shamsi, Fardis Faramarzi Pages 13-39

    In recent decade, it has been universally agreed by the economists that the institutions are the most influential factors affecting the economic growth and investment in selected Countries. The present study aimed to examine the impact of these institutions on investment OPEC-member countries by the use of panel-data-based regression from 2002-2015. To do so, the following indices are used: law and order and preservation of the property rights functioned as the market-creating institutions, the control and regulations in the labor market functioned as the regulating institutions, accessibility to the sound money functioned as the market-stabilizing institutions and democratic accountabilities functioned as the market-legitimizing institutions. The results suggested that the regulating and the market-stabilizing institutions in OPEC-member countries can be influential in the investment, but the market-stabilizing and the legitimizing institutions are not significant and produce no impact on the investment. In other words, it is essential to strengthen the legitimizing and stabilizing institutions for a better investment function.

    Keywords: The market-creating institutions, the market-regulating institutions, the market-stabilizing institutions, the market-legitimizing institutions, the regression based upon the panel data
  • Saeed Rasekhi *, Iman Cheratian Pages 41-64

    The present research investigates the effects of foreign trade on the labor earnings in Iranian manufacturing industries at the three-digit aggregation level of ISIC classification over the period 2009-2013. For this purpose, relative total earnings, wages, and fringe benefits used as dependent variables and inter industry trade, intra-industry trade (IIT) in its' details (vertical and horizontal), human capital, capital intensity, total factor productivity and dependent variable with one lag used as explanatory variables in the models. By using of GMM two-step method, the results indicate that there is a positive path-dependency between the current and lagged values of dependent variables. The results also show positive and significant effects of inter industry trade on the labor earnings, still, these effects are more effective on fringe benefits than wages. On the other hand, intra-industry trades have a depressing effect on the labor earnings. Finally, increasing in the human capital, capital intensity, and total factor productivity is associated with more labor earnings in Iranian manufacturing industries. <span style="font-family: times new roman,serif;"><span style="font-family: times new roman,serif.

    Keywords: Trade, Total earning, Wage, Fringe benefits, human capital
  • Morteza Hassanshahi * Pages 65-88

    Due to the undeniable effect of expenditures on macroeconomic variables, this research has been devoted to the theory of consumption, This research has been conducted to test the hypothesis of consumption, Brown, Dosebury, and Kuznets, Friedman, Huntaker-Taylor, and Jackson-Smith in Iran until the year 1981-2016. In this regard, two methods have been used: ARDL regression (due to the non-existence of some series) and then ht was Tail Dependence between with Clayton joint method. According to the results, the marginal propensity of consumption the Duznbery model is 83%, Friedman's model is 75.4% and the Jackson-Smith pattern is 74.4%. The marginal propensity of consumption shot-run is estimated to be 0.46 in Brown's pattern and 0.42 in the Hunter-Taylor pattern. The effect of past consumption habits on consumption (coefficient or adhesion) is 39%. That means an increase of 100 units in consumption will increase 39 units in the next year's consumption. The final desire to consume wealth is estimated to be between 0.19 and 0.25. Also, there is a Clayton-dependent relationship between data, and given Clayton's low dependence, then with increased revenue, increased consumption, but with lower income, consumption is not significantly reduced

    Keywords: consumption functions, curved lightning consumption, dependence tail
  • fatemeh bazzazan, sahar Zare Joneghani *, Ali Moridian Pages 89-120

    The fiscal illusion is the source of distrust between the government and the people, which can affect the performance of the country's economy in the formal sector and affect the variables of macroeconomics such as government budget and tax revenues. The fiscal illusions of the state budget channel affect the economic growth of countries. This phenomenon is most likely to occur in countries where government incomes and expenditures are not fully recognized or controlled by taxpayers; as a result, they increase demand for goods and services and increase government spending. The purpose of this study is to investigate the Causes and results of fiscal illusion and Process it's in Iran during the years of 1978-2014. in this study, the fiscal illusions in the context of the model of LISRE software (Linear Structural Relationships) are specified and measured by the data given from the Central Bank and the Statistics Center of Iran during the years of 1978-2014. The results indicate that the most important determinant of the size of fiscal illusions in Iran is the tax burden that policymakers try to conceal by creating government debt illusions and illusions of private sector expenditures on public debt levels.

    Keywords: Fiscal Illusion, Linear Structural Relationships Model, Lisrel
  • Mani Motameni *, Ahmad Jafari Samimi, shahryar Zaroki Pages 121-147

    According to Okun’s Law in any economy, there should be a negative relationship between national output and unemployment. However, recent studies tried to improve the theory by incorporating a new econometrics approach to deal with the possible asymmetric rather than the simple linear relationship between output and unemployment. The present paper tries to estimate the impact of GDP and non-oil GDP on unemployment in Iran for the period 2001 to 2016 by quarterly data. To do so a Nonlinear ARDL model adopted to test the asymmetric hypothesis between the two variables. The paper findings support the asymmetric hypothesis in the non-oil GDP scenario which the negative growth effect on unemployment is significantly greater than the positive effect. Based on these results, hypothesis of a jobless recovery</em> is not rejected in the Iran economy.

    Keywords: Unemployment, NARDL, Non-oil production, Asymmetric models, ARDL
  • Mahdi Pendar *, Elham Vafaei Pages 149-173

    The 1404 development perspective document of Iran, as one of the upstream documents, has been explained the path to the comprehensive of development. One of the dimensions of this document is the economic dimension of development. Also, the misery index is one of the most important economic components. In this regard, the purpose of this paper is to study the convergence of the misery index in the selected countries of the 1404 development perspective document. For this purpose, Nahar and Inder convergence has been used and the study period is 1997-2017. The results of the study indicate that Bahrain, Saudi Arabia, Turkey, Kuwait and Jordan are convergent, and countries of Egypt and Gaza are divergent towards the average of the misery index. Also, the misery index in Bahrain, Qatar, Saudi Arabia, and Kuwait has always been below the average of countries. Also, Iran is the only country that has always been in a worse situation than the average of countries. Therefore, to achieve the goals of development and to bridge the gap between the indicators of misery among the elected countries of the document, the goals of reducing inflation and unemployment must be seriously addressed by policy makers and economic planners.

    Keywords: Misery index, Selected Countries of 1404 Development Perspective Document of Iran, Convergence of Nahar, Inder
  • Abdollah Mahmoodi * Pages 175-202

    The economies of oil-exporting countries, including Iran, are surprisingly affected by the oil revenue and, the world oil price. The aim of this study is to assess the impacts of oil price reduction on welfare and public goods supply, and sensitivity analysis of welfare changes in Iran. The GTAP model is used to simulate the policy shock. In the new data aggregation, Iran, oil-exporting countries, and the rest of the world countries as economic new regions, ten new created economic sectors which in them the oil introduced as one sector and, five endowments are aggregated. In the new economic closure, price is exogenous variable, and reduction in oil price is simulated in the model as a policy shock. The results show that a reduction in oil price reduced production factors earing, and reduced production and consumption of public and private goods and services. Using equivalent variation (EV), changes in welfare and utility of private and public sectors are negative, and sensitivity analysis shows that, by 95% of the confidence interval, the reduction in welfare is significant. Finally, deflation, reduction in GDP and changes in consumption combination from the public to the private sector, changing consumer tastes consumption of domestically produced rather than imported goods are the other impacts of reduction in oil price. Based on the results of the research, it is imperative for the government to seriously endeavor to stabilize or raise global oil prices.

    Keywords: Consumption composition, Endowments, GTAP, Welfare decomposition, Utility
  • moloud jafari tadi, morteza sameti *, mostafa rajabi Pages 203-224

    The purpose of this study is to analyze the impact of institutions' quality on intergenerational welfare in Iran during the period of 1996-2017. For this purpose, six institutional indicators of Political stability and Absence of Violence, Government Effectiveness, Regulatory Quality, Rule of Law, Control of Corruption and Voice and Accountability, introduced by the World Bank were considered as institutional indicators. Due to the degree of freedom, all data were converted to seasonal data using Chow and Lin (1976) method. The effect of institutions on the intergenerational welfare of Iran, using the pattern of overlapping generations models (OLG), is estimated by seemingly unrelated equations (SURE) method. The results indicate that the institutional indicators of the Voice and Accountability and control of corruption have a positive and significant effect on the welfare of young and old generations and thus on ]ran's intergenerational welfare during the period of 1996-2017. Institutional Indicators such as the rule of law and the quality of regulatory have a negative and significant effect on Iran's intergenerational welfare. Institutional Indicators such as Government Effectiveness and Political Stability and Absence of Violence do not have a significant effect on the welfare of both generations and Iran's intergenerational welfare during this period.

    Keywords: Institutions, Overlapping Generations, Generation Welfare
  • kheizaran Roostaei Shalmani *, Zahra (Mila) Elmi, Hasan Taee Pages 225-252

    This paper firstly investigated the affecting factors on labor income share, and in the second phase, by using the previous estimation, own-wage, cross, and output elasticity of the labor will be calculated. With regards to the fact that the dependent variable was limited to the interval 0 and 1, a Fractional Panel Probit technique has been used for the period of time from 2004 to 2014 and the provincial level for firms with having more than 100 employees. The results of the first phase represent, labor income share is increased by increasing wages and ratio of skilled to unskilled employees. If the value of the raw, premium paid and capital price increase, the dependent variable will rise. In the second part, according to the theoretical, the relationship between labor and wage was obtained negative. There is a positive sign for output-employment elasticity that was obtained 0.52. The results show cross elasticity of capital price and labor demand is negative and reveals a complementary effect. Based on research results and since Iran’s labor market is suffering from labor demand shortage and high unemployment, it is suggested that the economic policymaker should apply appropriate facility to increase industrial growth, eliminate production barriers, reduce the risk of investment and improve human resources skills in accordance with the requirement of industrial sectors.

    Keywords: Labor income share, Labor demand elasticities, Economic growth of the industrial sector, Fractional Panel Probit, Iran