فهرست مطالب

تحقیقات آب و خاک ایران - سال پنجاهم شماره 7 (آذر 1398)
  • سال پنجاهم شماره 7 (آذر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 20
|
  • یزدان خدارحمی*، امیر سلطانی محمدی، سعید برومندنسب، عبدعلی ناصری صفحات 1569-1579
    استفاده از زئولیت و سوپرجاذبدر خاک می تواند در کاهش آلودگی منابع آب مفید باشد. بدین منظور این تحقیق در سال 1397 و در قالب طرح آماری بلوک های کاملا تصادفی و به صورت دو آزمایش مستقل انجام شد. تیمارهای مورد استفاده شامل دو تیمار در سه سطح مختلف و چهار تکرار بود و در مجموع با 24 لوله پلی اتیلن به قطر 5/10 سانتی متر و ارتفاع 50 سانتی متر در شرایط غیر اشباع در مزرعه تحقیقاتی دانشکده مهندسی علوم آب دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. تیمارها شامل زئولیت پتاسیمی و سوپر جاذب نوع A200 در سه سطح صفر (شاهد)، 2 و 5 گرم در کیلوگرم خاک بود. کود اوره به صورت سرک و از بین 15 آبیاری، در آبیاری های 1، 6 و 12 به ستون های خاک اعمال شد. در پایان هر آبیاری نیترات خروجی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که اثر سوپرجاذب در تمام آبیاری ها و زئولیت غیر از آبیاری 6 در سطح 5 درصد بر کاهش آبشویی نیترات معنی دار بود. و تیمار 2 گرم سوپرجاذب در کیلوگرم خاک غیر از آبیاری های 6 و 7  نسبت به تیمار 2 گرم زئولیت در کیلوگرم خاک عملکرد بهتری را در جلوگیری از آبشویی نیترات داشت. به طور کلی تیمارهای 2 و 5 گرم زئولیت در کیلوگرم خاک به ترتیب 20و 29 درصد و تیمارهای 2 و 5 گرم سوپرجاذب در کیلوگرم خاک به ترتیب 48 و 64 درصد نسبت به تیمار شاهد در جلوگیری از آبشویی نیترات موثر بودند.
    کلیدواژگان: آبشویی نیترات، زئولیت پتاسیمی، سوپرجاذب A200، کود اوره
  • بهروز سبحانی*، محمد عیسی زاده، یعقوب دین پژوه صفحات 1581-1593
    دریاچه ارومیه به عنوان یکی از مهم ترین دریاچه های کشور به علت مصرف بیش از حد آب و تغییر اقلیم دارای وضعیت نامناسب زیست محیطی شده است. بررسی تغییرات اقلیمی و نحوه توزیع بارش در این منطقه می تواند در جهت مدیریت بهتر این حوضه آبریز به کار رود. در این مطالعه، برای پهنه بندی نواحی بارش حوضه دریاچه ارومیه از اطلاعات 65 ایستگاه هواشناسی در دوره آماری 1395-1376 استفاده شد. برای این منظور، داده های هر ماه استاندارد شده است و در ماتریس با ابعاد (n*m) که در آن n تعداد ایستگاه ها (65) و m تعداد ما ه ها (12) است، نوشته شدند. تجزیه مولفه های اصلی (PCA) روی ماتریس داده ها انجام شد و با توجه به معیار دارا بودن مقدار ویژه بالای یک، مولفه های اصلی انتخاب شدند. آنگاه مقادیر امتیازات مولفه های اصلی (PCS) برای مولفه های منتخب محاسبه شد. این مقادیر به عنوان ورودی روش تجزیه خوشه ای با روش وارد استفاده شدند. سپس جهت تعیین ایستگاه های شاخص از روش پروکراستس استفاده شد. نتایج نشان داد که دو مولفه اصلی اول، 87 درصد واریانس کل داده ها را توجیه می کنند. براساس مولفه های منتخب، در کل حوضه، شش ناحیه بارشی متمایز تشخیص داده شد. همچنین معلوم شد که چهار ایستگاه واقع در نقاط مختلف حوضه آبریز دریاچه ارومیه شامل مهماندار، سراب، بابارود و سنته می توانند به عنوان ایستگاه های شاخص در نظر گرفته شوند. این ایستگاه ها بیش از %84 واریانس کل داده های ایستگاه های حوضه را در بر داشتند. آزمون روند من-کندال نشان داد که بارش در فصل پاییز دارای روند افزایشی معنی دار می باشد، درحالی که بارش سالانه فقط در یکی از خوشه ها دارای روند افزایشی معنی دار می باشد.
    کلیدواژگان: تجزیه به مولفه های اصلی، تجزیه خوشه ای، دریاچه ارومیه، روش های چند متغیره، من-کندال
  • نادر خادم مقدم ایگده لو*، احمد گلچین صفحات 1595-1617

    آرسنیک شبه فلزی است که برای گیاهان، حیوانات، میکروارگانیسم‎ها و انسان سمی است. سازمان بهداشت جهانی حد مجاز آرسنیک در آب آشامیدنی را μg/l 10 و منابع مختلف این حد را در خاک mg/kg20 بیان کرده‎اند. غلظت آرسنیک در آب‎ و خاک‎ نقاط مختلف ایران (نقاطی با غلظت بیش از حد مجاز) به ترتیب بین μg/l840-10 و mg/kg2/1775-1/23 گزارش شده است. از جمله منابع آلاینده، می‎توان به وجود معادن طلا و مس (به‎ویژه منطقه تکاب و کرمان) و سازند آتش فشانی ارومیه-دختر که حاوی انواع فلزات سنگین و خطرناک می‎باشد، اشاره کرد. اکثر معادن ایران بر روی این سازند واقع شده‎اند و استفاده از روش‎های قدیمی استخراج در معادن و فرسودگی تجهیزات بر شدت آلودگی افزوده است. علاوه بر این‎، کاربرد آفت‎کش‎ها و حشره‎کش‎ها و دیگر نهاده‎های کشاورزی عامل ورود آرسنیک به منابع آب و خاک است. با استفاده از تنوع ژنتیکی گیاهان (گیاهان مقاوم به آرسنیک)، پاک سازی محیط‎های آلوده و با افزایش غلظت عناصری مانند آهن، منگنز، فسفات، گوگرد و سیلسیم در محیط رشد گیاه می‎توان از قابلیت دسترسی گیاهان به آرسنیک به‎ویژه در برنج تا حدود زیادی کاست. استفاده از تجهیزات مدرن در امر استخراج معادن می‎تواند در زمینه آلودگی محیط زیست راهگشا باشد. وضعیت آلودگی آب‎های سطحی و زیرسطحی به آرسنیک در 13 استان کشور نشان از جدی بودن تهدید آرسنیک برای سلامت مردم بوده و این امر تصفیه آب در این مناطق آلوده را الزام‎آور می‎کند.

    کلیدواژگان: آب آشامیدنی، برنج، حد مجاز، سازند ارومیه-دختر، سرطان پوست
  • رسول دانشفراز*، جعفر چابک پور، مهدی دسینه، امیر قادری صفحات 1619-1633
    سهولت برداشت مصالح باکیفیت از رودخانه ها و هزینه های پایین آن، استفاده از این منابع را بیشتر نموده است. در این تحقیق به بررسی آزمایشگاهی تاثیر انتقال و توسعه گودال های ایجاد شده ناشی از برداشت مصالح رودخانه ای بر روی پایه های پل مجاور احداثی در مسیر جریان آب پرداخته و از پایه های پل دایره ای شکل و مستطیلی نوک تیز استفاده گردید. نتایج آزمایش ها نشان داد که حفره برداشت شده برای رسیدن به تعادل رسوب ورودی و خروجی تا پایه های پل مستقر در مجاورت گودال ادامه یافته و باعث فرسایش در اطراف هر دو پایه پل در بالادست و پایین دست محل خود می گردد. همچنین تاثیر حفره برداشت بر روی آبشستگی اطراف پایه پل بالا دست بیشتر از پایه پل پایین دست می باشد. با توجه به شکل آئرودینامیکی دماغه پایه پل مستطیلی نوک تیز مقدار حداکثر عمق آبشستگی در اطراف پایه پل بالادست و پایین دست به ترتیب 50/24 و 55/31 درصد نسبت به پایه پل دایره ای شکل کاهش می یابد. در نهایت با  ارائه روابط تجربی برای حداکثر طول و عمق آبشستگی حفره برداشت، عوامل هندسی و موثر بر روی آبشستگی پایه ها و درصد خطای نسبی و RMSE روابط بدست آمده ارزیابی و نمودارهای مربوط به آن ها جهت بررسی استخراج گردید. مشاهده گردید که در هر دو دانه بندی با کاهش عمق گودال ها و همچنین با کاهش Fr، نسبتبی بعد H/y (نسبت ارتفاع گودال به عمق جریان) کاهش و نسبت های بی بعد L/y، B/y (نسبت طول و عرض گودال به عمق جریان) افزایش می یابد. در نهایت پارامترهای تاثیرگذار در حداکثر طول و عمق آبشستگی گودال برای هر دو پایه پل دایره ای و مستطیلی نوک تی شناسایی و معرفی گردید.
    کلیدواژگان: برداشت مصالح رودخانه ای، گودال، عمق و طول آبشستگی، پایه های پل، روابط تجربی
  • یونس امین پور، علیرضا وطن خواه*، جواد فرهودی صفحات 1635-1649
    از رایج ترین وسیله های اندازه گیری جریان در مجاری روباز، فلوم ها می باشند که در آن سرعت جریان، بر اثر تنگ شدگی عرضی، برآمدگی کف و یا ترکیبی از این دو، افزایش می یابد. یکی از فلوم های با ویژگی فوق، فلوم SMBF است که با داشتن دو نیم استوانه در طرفین کانال، باعث تنگ شدگی عرضی می شود. در تحقیق حاضر سازه SMBF جهت اندازه گیری بده در شرایط جریان آزاد و مستغرق مورد مطالعه قرار گرفته است. بر اساس 575 سری داده آزمایشگاهی بر روی دو کانال با ابعاد مختلف و استفاده از هشت نمونه فلوم SMBF، در محدوده وسیعی از بده، عمق بالادست، و نسبت تنگ شدگی عرضی، معادلات بده پیشنهادی مختلف، مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفتند. بر مبنای تحلیل های آزمایشگاهی، عددی و برداشت توزیع سرعت در مقطع گلوگاه، غیریکنواختی توزیع سرعت و عمق در مقطع تنگ شدگی و ماهیت دو بعدی جریان، تبیین گردید. سپس با در نظر گرفتن ضرایب تصحیح جریان در مقطع گلوگاه و اعمال آن در رابطه انرژی، معادله ای جهت تحلیل آبگذری این نوع فلوم ها در شرایط جریان آزاد استخراج شد. هم چنین روابطی جهت تعیین آستانه استغراق (به صورت تابعی از عمق بالادست و عرض گلوگاه) و تحلیل آبگذری در شرایط جریان مستغرق استخراج گردید. میانگین قدر مطلق خطای نسبی بده تخمینی از رابطه پیشنهادی در شرایط جریان آزاد بر اساس سه مجموعه داده آزمایشگاهی (کانال 1، کانال 2 و داده های سایر محققین)، به ترتیب 82/2، 19/3 و 52/1 درصد است. همچنین میانگین خطای برآورد بده در شرایط جریان مستغرق، 51/5 درصد به دست آمد. نتایج نشان داد کاربرد سازه SMBF به عنوان یک ابزار اندازه گیری قابل حمل، در شرایط جریان آزاد و مستغرق امکان پذیر می باشد.
    کلیدواژگان: اندازه گیری جریان، فلوم، جریان آزاد، جریان مستغرق، آستانه استغراق
  • مریم اوسط، احمد حیدری* صفحات 1651-1666
    بررسی تغییرات مکانی کربن آلی خاک در کاربری های مختلف، کمک شایانی در تفسیر و شبیه سازی رفتار اکوسیستم های خاکی در مواجهه با تغییرات اقلیمی و زیست محیطی می کند. اراضی تپه ای و شیب دار روستای باندر به دلیل اکوسیستم منحصر به فرد و تاثیر شیب در ایجاد خرد اقلیم ها و تغییرات پوشش گیاهی، از اهمیت خاصی برخوردار است. تغییرات مکانی میزان محتوا و ذخیره کربن آلی و غیرآلی خاک در اعماق مختلف مورد مطالعه قرار گرفت. تاثیر نوع کاربری اراضی، مواد مادری، ویژگی های توپوگرافی و برخی از ویژگی های خاک نیز بر روی میزان محتوا و ذخیره کربن آلی و غیرآلی خاک در 56 خاکرخ بررسی شد. به طور متوسط بیشترین میزان ذخایر کربن آلی و غیرآلی خاک (Mg/ha6/196=SOC،  Mg/ha2/88=SIC) در مالی سول ها و کمترین مقادیر در انتی سول ها (Mg/ha 9/59=SOC، 3/11=SIC) به دست آمد. بیشترین میزان ذخیره کربن کل نیز به طور متوسط در مالی سول ها 9/284 Mg/ha و کمترین آن در انتی سول ها 2/71 Mg/ha به دست آمد. همبستگی بین ذخایر کربن آلی و غیرآلی خاک نشان دهنده آن است که کربن غیر آلی خاک در این منطقه از کربن آلی سرچشمه می گیرد. در کاربری جنگل قسمت اعظم ذخایر کربن آلی خاک در افق های سطحی قرار داشته و کربن آلی آن نیز بیشتر از نوع تازه و نیمه تجزیه شده و در ارتباط با جزء سیلت خاک می باشد. بنابراین خاک های جنگلی نسبت به خاک های مرتعی که قسمت اعظم کربن آلی آن ها در افق های زیرسطحی و در ارتباط با جزء رس خاک قرار دارد، در پاسخ به تغییر کاربری و اقدامات مدیریتی شکننده تر می باشد.
    کلیدواژگان: کربن آلی، کربن غیرآلی، تغییرات مکانی، جنگل، مرتع
  • میرمحمد بایرامی، علیرضا وطن خواه*، آرزو نازی قمشلو صفحات 1667-1676
    مدل های ماسکینگام موجود تنها در معادله ذخیره با یکدیگر متفاوت هستند. تاکنون به منظور لحاظ نمودن ویژگی غیرخطی موج سیلاب، ساختار معادله ذخیره بر اساس تجربه و به شیوه آزمون و خطا اصلاح شده است تا مشخصات کلی سیل دقیق تر مدل شود. یکی از روش های با مبنای تئوری برای لحاظ نمودن ویژگی های غیرخطی در مدل روندیابی ماسکینگام، استفاده از مشتق مرتبه کسری در معادله دیفرانسیل پیوستگی است. تحقیق حاضر به ارائه مدل جدیدی از ماسکینگام می پردازد که در آن از معادله خطی ذخیره و معادله دیفرانسیل پیوستگی از مرتبه کسری استفاده شده است. همان طور که در این تحقیق نشان داده شده است، مدل جدید قادر است هم سیلاب های با رفتار خطی و هم رفتار غیرخطی را شبیه سازی کند. مدل پیشنهادی ماسکینگام از مرتبه کسری، برای سه مجموعه ی مختلف از داده های سیل اجرا و آزمایش شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که مدل ماسکینگام پیشنهادی منجر به بهبود نتایج می شود و به طور موثر، ویژگی های موج سیلاب را نسبت به مدل های سنتی ماسکینگام بهتر تخمین می زند.
    کلیدواژگان: روندیابی سیلاب، مدل غیرخطی، هیدروگراف، مدل ماسکینگام، مشتق مرتبه کسری
  • محمد طاهر پوزن، محمد مهدی چاری*، پیمان افراسیاب، پریسا کهخا مقدم صفحات 1677-1687
    یکی از روش های تعیین پارامترهای معادله نفوذ در آبیاری نواری، استوانه مضاعف است. در این روش با استفاده از اندازه گیری مقدار نفوذ در زمان های مختلف می توان پارامترهای معادلات نفوذ را به دست آورد. از طرفی در سال های اخیر از مقیاس سازی برای بیان مشخصات پویایی آب در خاک و کاهش اندازه گیری های مورد نیاز استفاده شده است. هدف از این پژوهش، به دست آوردن پارامترهای معادله نفوذ کوستیاکوف-لوئیس با استفاده از حداقل اندازه گیری های مزرعه ای می باشد.این تحقیق با استفاده از داده های 15 آزمایش استوانه مضاعف در نوارهای مختلف مزرعه آزمایشی دانشگاه زابل انجام شد. برای به دست آوردن معادله نفوذ در هر نقطه از یک معادله نفوذ مرجع و فقط یک زمان اندازه گیری نفوذ استفاده شد. به منظور بررسی دقت و صحت عملکرد روش مورد بررسی در برآورد نفوذ تجمعی از آماره های ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و ضریب تبیین (R2) استفاده شد. نتایج نشان داد که انتخاب منحنی مرجع، دلخواه بوده و هریک از 15 نقطه آزمایش را می توان به عنوان منحنی مرجع انتخاب کرد. نزدیک بودن مقدار R2 به عدد یک (99/0<)  و همچنین پائین بودن مقدار  RMSE(001/0>)، نشان دهنده دقت بالای روش ارائه شده در این تحقیق است. همچنین فاکتور مقیاس به دست آمده بر اساس زمان های مختلف نفوذ (5/0، 1، 2، 3 و 4 ساعت) تفاوت زیادی با یکدیگر ندارد. رابطه ارائه شده در این پژوهش به دلیل نیاز به داده های ورودی کمتر و اندازه گیری آسان تر نسبت به روابط ارائه شده در پژوهش های گذشته، برتری داشت.
    کلیدواژگان: نفوذ، فاکتور مقیاس، استوانه مضاعف، کوستیاکوف-لوئیس
  • سعید صفیرزاده*، مصطفی چرم، نعیمه عنایت ضمیر صفحات 1689-1699
    کشت متراکم و پیوسته نیشکر بدون مصرف کود پتاسیمی، منجر به کاهش منابع پتاسیم در خاک شده است. به منظور بررسی کارایی جذب پتاسیم در دو مدیریت کود دهی، مشابه با کشت جدید نیشکر (پلنت) و سنین بازرویی (راتون) و نیز تاثیر ریزوباکترهای محرک رشد گیاه بر کارایی جذب پتاسیم، یک آزمایش گلدانی با سه تکرار در شرایط گلخانه انجام شد. تیمارها شامل ترکیب دو سطح کود فسفر (شامل صفر (P0) و 200 کیلوگرم در هکتار (P200)) و سه سطح ریزوباکتر (شامل شاهد (B0)، انتروباکتر سویه R13 (B13) و انتروباکتر سویه R33 (B33)) بودند. خصوصیات مورفولوژیکی اندام هوایی و ریشه و تغییرات پتاسیم در ریزوسفر در سه زمان برداشت 60، 95 و 140 روز پس از کشت بررسی شدند. در شرایط مشابه با کشت نیشکر، بیشترین مقدار جریان ورودی (اینفلاکس) و جذب پتاسیم در تیمارهای P200B13 و P200B0 مشاهده شد در صورتی که بیشترین طول ریشه در تیمار P200B33 مشاهده شد. این در حالی است که در شرایط مشابه با بازرویی نیشکر، بدون مصرف کود شیمیایی، بیشترین مقدار جریان ورودی و جذب پتاسیم در تیمار P0B33 مشاهده شد. در فاصله دو برداشت آخر، جریان ورودی پتاسیم در تیمار شاهد (P0B0) کاهش شدیدی نشان داد که در تیمارهای تلقیح شده، کاهش جریان ورودی پتاسیم مشاهده نشد. بنابراین در شرایط مشابه کشت نیشکر، استفاده از ریزوباکتر سویه R13 سبب بهبود کارایی جذب پتاسیم توسط گیاه نیشکر شد در حالی که در شرایط مشابه با سنین بازرویی، استفاده از ریزوباکترها به ویژه R33 توانست جذب و کارایی جذب پتاسیم را افزایش دهد. همچنین نتایج نشان داد که جریان ورودی پتاسیم، مکانیزم اصلی جذب پتاسیم به ویژه در استفاده از ریزوباکترها در گیاه نیشکر بود.
    کلیدواژگان: جذب پتاسیم، جریان به درون، انتروباکتر کلوآسه، طول ریشه، نیشکر
  • محمود رستمی نیا*، نسیم نوری، علی کشاورزی، اصغر رحمانی صفحات 1701-1719
    آگاهی از ظرفیت خاک ها برای بهره برداری از آن ها در قالب انواع استفاده های اصلی در اکوسیستم های کشاورزی و منابع طبیعی مستلزم شناخت دقیق ویژگی های فیزیکوشیمیایی و زیستی خاک می باشد که تضمین کننده استفاده پایدار از اراضی می باشد. لذا این تحقیق به منظور ارزیابی کیفیت خاک با استفاده از مدل های کمی در اراضی کن سرخ شهرستان مهران به عنوان بخشی از اراضی خشک و نیمه خشک ایران در استان ایلام انجام شد. نمونه های خاک از عمق صفر تا 30 سانتی متری و متوسط وزنی عمق 30 تا 100 سانتی متری خاکرخ برداشت گردید. ویژگی های فیزیکوشیمیایی بر اساس روش های استاندارد اندازه گیری شد. با استفاده از روش تجزیه به مولفه های اصلی (PCA)، از مجموع 16 ویژگی خاک (TDS)، بر اساس میزان ارزش ویژه و ضریب همبستگی، 8 ویژگی به عنوان حداقل ویژگی های موثر بر کیفیت خاک (MDS) انتخاب گردید. سپس با استفاده از دو مدل شاخص کیفیت تجمعی (IQI) و شاخص کیفیت نمورو (NQI) و هر کدام در دو مجموعه ی TDS و MDS ارزیابی کیفیت خاک انجام شد. نتایج نشان داد که خاک های منطقه در نمونه های سطحی دارای کلاس کیفیت متوسط و نمونه های متوسط وزنی عمق 30 تا100سانتی متری خاکرخ ها دارای کیفیت ضعیف به همراه محدودیت شدید می باشند. طبق نتایج مهم ترین عوامل محدودکننده کیفیت خاک کمبود ماده آلی، درصد بالای کربنات کلسیم، گچ، سنگریزه و شوری خاک بود. ضریب تبیین (R2) برای نمونه های سطحی و متوسط عمقی بین دو مجموعه TDS و MDS در دو مدل IQI و NQI به ترتیب 79/0 و 79/0، 95/0 و 94/0 بود که نشان دهنده قابل اطمینان بودن استفاده از مجموعه MDS به جای TDS در هر دو مدل می باشد. بنابراین استفاده از موثرترین ویژگی های خاک در مطالعات ارزیابی کیفیت خاک ضمن کاهش زمان مطالعات خاک شناسی زمینه صرفه اقتصادی در بحث پایش و بهره برداری پایدار از اراضی کشاورزی را فراهم می نماید.
    کلیدواژگان: شاخص کیفیت تجمعی، شاخص کیفیت نمورو، مجموعه کل داده ها، مجموعه حداقل داده ها
  • سیروس جعفری* صفحات 1721-1733
    آگاهی از اشکال مختلف پتاسیم و توزیع آن در خاک های مختلف می تواند به مصرف بهینه کودهای پتاسیم کمک نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی اشکال مختلف پتاسیم در خاک و همبستگی آن ها با ویژگی های فیزیکی و شیمیایی و کانی های رسی خاک انجام گردید. نتایج نشان داد که میزان پتاسیم محلول با میزان رس رابطه معکوس و میزان پتاسیم تبادلی و قابل جذب با میزان رس رابطه مستقیم داشت. میزان پتاسیم تثبیت شده نیز به نوع و مقدار رس ها در خاک بستگی داشت. پتاسیم ساختمانی با میزان آهن و میزان رس در خاک، رابطه مثبت و معنی داری نشان داد اما با میزان گچ در خاک رابطه منفی داشت. پتاسیم کل بنابه همبستگی که با میزان رس داشت با میزان آهن، آلومینیم و سیلیس نیز که اجزاء اصلی تشکیل دهنده رس ها می باشند، نیز همبستگی بالایی داشت. میزان پتاسیم خاک به میزان زیادی با افزایش کانی های ایلیتی رو به فزونی بود ولی وجود پالی گورسکایت یا کلریت زیاد در خاک با کاهش میزان پتاسیم در خاک همراه بود. نتایج نشان داد که میزان پتاسیم با وجود گچ، آهک و ماده آلی و بدون حضور این مواد در مناطق حاوی گچ مثل امیدیه، رامهرمز و هفتکل تفاوت قابل ملاحظه ای داشت. عمده تفاوت در میزان پتاسیم خاک به نوع کانی های رسی (متاثر از مواد مادری)، اثرات آبیاری سنگین، جذب گیاهی و میزان گچ مرتبط بود که سبب می شد کانی رسی ایلیت تا حدودی در خاک کاهش یابد.
    کلیدواژگان: پتاسیم، تثبیت، رهاسازی، رس، کانی شناسی
  • ایرج پسندیده، محمد علی ایزدبخش*، سعید شعبانلو صفحات 1733-1745
    در سال های اخیر، میزان بارش در نواحی مختلف به خصوص در نواحی خشک و نیمه خشک، دچار تغییرات چشم گیری شده است. بنابراین، تخمین و الگوشناسی بارش در یک بازه دراز مدت می تواند به هیدرولوژیست ها و مهندسین آب اطلاعات کافی ارائه کند. در این مطالعه برای اولین بار، بارندگی دراز مدت شهر انزلی در یک بازه زمانی 67 ساله توسط مدل عددی موجک- سیستم استنباط فازی عصبی تطبیقی (WANFIS) شبیه سازی شد. برای آموزش، آزمون و صحت سنجی مدل های هوش مصنوعی به ترتیب از بارش های 37، 20 و 10 ساله استفاده شد. در ابتدا، بهینه ترین تابع عضویت شبکه انفیس با استفاده از تجزیه و تحلیل نتایج مدل های مختلف به دست آمد. به عبارت دیگر، تعداد توابع عضویت بهینه برابر با هشت در نظر گرفته شد. سپس اعضای مختلف خانواده موجک مورد ارزیابی قرار گرفتند که dmey به عنوان بهینه ترین عضو این خانواده ها معرفی شد. در ادامه، با استفاده از تابع خودهمبستگی، خودهمبستگی نسبی و تاخیرهای مختلف، 15 مدل WANFIS توسعه داده شدند. علاوه بر این، با استفاده از تحلیل حساسیت، مدل برتر و تاخیرهای موثر معرفی شدند. مدل برتر، مقادیر بارش را با دقت بالایی تخمین زد. به عنوان مثال، مقادیر ضریب همبستگی، شاخص پراکندگی و نش ساتکلیف برای مدل برتر در حالت صحت سنجی به ترتیب مساوی با 962/0، 258/0 و 899/0 محاسبه شدند.
    کلیدواژگان: بارش، انفیس، موجک، تحلیل حساسیت، شبیه سازی
  • بیژن خلیلی مقدم*، زهرا سرخه، ابراهیم اسداغی، حسین معتمدی صفحات 1747-1757
    این مطالعه با هدف بررسی امکان رشد باکتری های بومی جداسازی شده از برخی نواحی خاک آلوده به نفت سفید واقع در استان خوزستان در تجزیه آلودگی های نفتی مورد بررسی قرار گرفت. پس از مراحل غنی سازی، جداسازی و غربالگری اولیه، بر اساس توالی ژن کدکننده 16S rRNA، باکتری ها شناسایی شدند. توانایی باکتری های بومی به عنوان باکتری های استفاده کننده از هیدروکربن ها در حضور مواد نفتی از قبیل نفت سفید و نفت خام با غلظت 1% در محیط کشت نمکی حداقل(MSM) جامد و مایع اندازه گیری شد. آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح فاکتوریل با عامل های نفت (سفید یا خام)، باکتری و زمان در سه تکرار با به کارگیری مایه تلقیح میکروبی (با جمعیت CFU/ml 108) در هر دو محیط کشت مایع و جامد انجام پذیرفت. بررسی توانایی تجزیه کنندگی هیدروکربن ها در محیط جامد و مایع بر اساس کدورت سنج انجام پذیرفت. در نتیجه این تحقیق پنج باکتری متعلق به جنس هایMicrobacterium phyllosphaerae (ZS1.9)،Bacillus megateriuns (ZS2.12)،Staphyloccoccus epidermidis (ZS3.170)، Streptomyces albogriseolus (ZS4.9) وBacillus subtilis (ZS5.210)  شناسایی گردیدند. نتایج نشان داد که بیشترین رشد توسط باکتری ها در حضور ماده نفت سفید بود. در حالی که نفت خام کمترین رشد را داشت. از میان مواد نفتی استفاده شده بالاترین تجزیه مربوط به ماده نفت سفید بود. همچنین توانایی باکتری ها در تجزیه مواد نفتی با گذشت مدت زمان انکوباسیون افزایش یافت. نتایج این آزمایش توانایی گونه های مختلف باکتری در زیست پالایی محیط های آلوده شده به هیدروکربن های مختلف را نشان داد.
    کلیدواژگان: هیدروکربن، نفت سفید، زیست پالایی، سبزی
  • محمدرضا محمدی وند، شهاب عراقی نژاد، کیومرث ابراهیمی، فرشته مدرسی* صفحات 1759-1769
    یکی از روش های معتبر در شبیه سازی فرآیند پیچیده و غیرخطی بارش-رواناب استفاده از مدل های هیدرولوژیکی است. هدف مقاله حاضر بررسی کارایی سه مدل بارش-رواناب یکپارچه و مفهومی AWBM، Sacramento و SimHyd در شبیه سازی رواناب روزانه در خروجی حوضه آبریز معرف امامه با کاربرد بهینه ساز واسنجی خودکار الگوریتم ژنتیک است. مشابه سایر مدل های هیدرولوژیکی، در هر سه مدل مذکور محدوده تغییر پارامترها زیاد است و با توجه به دشواری واسنجی با روش های متداول مبتنی بر سعی و خطا، در این مقاله کاربرد روش های بهینه سازی به منظور واسنجی خودکار مدل های هیدرولوژیکی بررسی شد. تهیه نقشه های مورد نیاز در محیط نرم افزار سامانه اطلاعات جغرافیایی نسخه 10.4.1 انجام گرفت و داده های بارش، تبخیر و تعرق پتانسیل و رواناب مشاهداتی روزانه سال های 2005-2001 برای واسنجی و سال های 2007-2006 برای صحت سنجی در امر شبیه سازی ها استفاده شد. معیارهای ارزیابی شامل ضریب نش-ساتکلیف (NSE)، ضریب تبیین (R2) و ضریب مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) برای ارزیابی مدل ها استفاده شد. نتایج آماری و گرافیکی واسنجی و صحت سنجی حاکی از عملکرد بهتر مدل  SimHyd نسبت به دو مدل دیگر با داشتن ضریب نش ساتکلیف 575/0 و 731/0، تبیین 61/0 و 80/0 و مجذور میانگین مربعات خطا 033/1 و 829/0 به ترتیب در دوره واسنجی و صحت سنجی با کاربرد بهینه ساز واسنجی خودکار الگوریتم ژنتیک و انطباق گرافیکی خوب با مقادیر مشاهداتی است. همچنین مدل های AWBM و Sacramento نیز نتایج آماری و گرافیکی رضایت بخش و مطلوب در حوضه منتخب داشته و کارایی خوب بهینه ساز واسنجی خودکار الگوریتم ژنتیک را مورد تاکید قرار می دهند.
    کلیدواژگان: AWBM، Sacramento، SimHyd، الگوریتم ژنتیک، مدل های هیدرولوژیکی
  • محمدرضا رحماوند، علی رحیمی خوب*، مصطفی عرب، مریم وراوی پور صفحات 1771-1780
    عامل بهره وری آب نرمال شده یکی از ورودی های مدل آکواکراپ است که بر اساس آن عملکرد زیست توده محصول در مقیاس روزانه شبیه سازی می شود. ضرورت این پژوهش آن است که تاکنون مقدار بهره وری آب نرمال شده برای گیاه اسفناج تعیین نشده است. این پژوهش در مزرعه کشاورزی پردیس ابوریحان دانشگاه تهران واقع در پاکدشت انجام شد. آزمایش ها در سال زراعی 1397-1396 در شش تراکم کاشت 12، 16، 17، 22، 25و 33 بوته در مترمربع در چهار تکرار با آبیاری کامل انجام شد. عملکرد زیست توده در طول فصل کشت در کل هفت بار اندازه گیری شد. با توجه به داده های اندازه گیری شده زیست توده و تعرق نسبی گیاه، بهره وری آب نرمال شده برای پنج عدد از تیمارها به دست آمد. بیشترین بهره وری آب نرمال شده با 4/12 گرم بر مترمربع مربوط به تیمار دارای تراکم کاشت 25 بوته در مترمربع بود. با استفاده از داده های بهره وری آب نرمال شده و تراکم کاشت (بوته در مترمربع) رابطه ای به دست آمد. این رابطه با استفاده از یک تیمار باقی مانده و قرار دادن بهره وری آب نرمال شده در مدل آکواکراپ آزمون شد. ریشه میانگین مربعات خطا و میانگین خطای اریب بین داده های اندازه گیری شده و شبیه سازی شده در مرحله تست 9/20 و 6/6 گرم بر مترمربع بود. نتایج این پژوهش نشان داد تراکم کاشت روی بهره وری آب نرمال شده تاثیر دارد و با افزایش تراکم کاشت بهره وری آب نرمال شده افزایش و سپس کاهش می یابد. پیشنهاد کلی این پژوهش آن است که عامل بهره وری آب نرمال شده با توجه به میزان تراکم کشت در مدل آکواکراپ انتخاب و وارد شود.
    کلیدواژگان: آکواکراپ، زیست توده، عملکرد، شبیه سازی، صحت سنجی
  • احسان دستجردی، برات مجردی، حسین علیزاده* صفحات 1781-1791
    با توجه به تنوع منابع داده های هواشناسی، موضوع شناسایی منابع مناسب و بررسی تاثیر به کارگیری آن ها بر شبیه سازی هیدرولوژیکی، اهمیت دارد. همچنین از آنجا که مدل های نیمه توزیعی هیدرولوژیکی از روش های مختلف بعضا مبتنی بر فرضیات ساده کننده برای آماده سازی داده های هواشناسی، برای نمونه پهنه ای نمودن داده های نقطه ای، استفاده می نمایند، بررسی اثر روش های مختلف موضوع مهمی است. با این توجه، در این پژوهش منابع مختلف داده ای و روش های مختلف درون یابی مکانی بارش با استفاده از مدل SWAT در حوضه رودخانه مهاباد چای مورد ارزیابی قرار گرفت. منابع مختلف داده های هواشناسی شامل اندازه گیری های زمینی بارش در ایستگاه های هواشناسی وزارت نیرو و سازمان هواشناسی و همچنین داده های باز تحلیل شده CFSR در کنار روش های مختلف درون یابی مکانی، شامل نزدیک ترین همسایگی (NN) و وزن دهی معکوس فاصله (IDW)، جهت فراهم سازی داده ورودی مدل SWAT در چارچوب یک ماژول محاسباتی توسعه یافته در محیط ArcMap بکار گرفته شد و نتایج پس از واسنجی پارامترهای مدل SWAT مورد مقایسه قرار گرفت. شبیه سازی رواناب روزانه برای یک دوره 36 ساله با استفاده از داده های بازتحلیل شده CFSR، بعد از واسنجی منجر به شاخص NS برابر با 57/0 گردید که در مقایسه با استفاده از داده های بارش مربوط به ایستگاه های زمینی که منجر به شاخص NS برابر با 38/0 شده، مطلوب تر است. مقایسه دو روش درون یابی مکانی برای پهنه ای نمودن داده های بارش نشان داد که روش IDW بر روش NN برتری قابل توجه دارد بطوریکه شاخص NS برای روش اول برابر 79/0 و برای روش دوم برابر 56/0 به دست آمد.
    کلیدواژگان: بارش، SWAT، نزدیک ترین همسایگی، IDW، CFSR
  • مسعود بحرینی مطلق*، عباس کاظمی خشویی، رضا روزبهانی، مرتضی افتخاری، حمید کاردان مقدم صفحات 1793-1800
    پایش پیوسته و دقیق سرعت جریان در رودخانه ها یکی از چالش های مهم مدیریت منابع آب است. در ایران سرعت جریان در رودخانه با استفاده از مولینه تخمین زده می شود. در این پژوهش برای اولین بار در ایران، سرعت جریان در رودخانه زاینده رود در محل ایستگاه چم طاق با استفاده از دستگاه تیکه نگاری صوتی مورد سنجش قرار گرفت. بدین منظور از دو دستگاه تیکه نگاری صوتی استفاده گردید و سیگنال های صوتی با بسامد 30 کیلوهرتز در هر30 ثانیه ارسال گردید.  بر این اساس دبی اندازه گیری شده مقدار 9/9 مترمکعب بر ثانیه به دست آمد. در همان شرایط میزان آبدهی رودخانه با استفاده از نمودار دبی- اشل موجود به میزان  3/10 مترمکعب بر ثانیه برآورد شد. با تحلیل خطای اندازه گیری روش تیکه نگاری صوتی، حداکثر عدم قطعیت اندازه گیری سرعت جریان با استفاده از این فناوری 15 درصد محاسبه شد. همچنین تحلیل خطای دستگاه تیکه نگاری صوتی برای رودخانه های مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و بهترین نحوه تنظیم نصب دستگاه به منظور حداقل رساندن میزان عدم قطعیت توصیه گردید.
    کلیدواژگان: ایستگاه آب سنجی، مولینه، پایش پیوسته سرعت جریان آب، فناوری تیکه نگاری صوتی
  • محمد نادریان فر*، حوریه مرادی صفحات 1801-1811
    محدودیت منابع آب و رقابت بخش های مختلف در استفاده از این منابع، نیاز به بهره برداری بهینه از منابع آب را مخصوصا در مناطق خشک و نیمه خشک افزایش داده است. برای این منظور از آمار و اطلاعات در محدوده شش ایستگاه همدیدی مناطق نیمه خشک ایران شامل مشهد، شیراز، تبریز، کرمانشاه، خرم آباد و ارومیه استفاده شد. متغیرهای ورودی شامل فراسنج های دمای متوسط (T)، رطوبت نسبی (RH)، ساعت آفتابی (S) و سرعت باد در ارتفاع دو متری (U2) می باشند. برای تعیین طول دوره آزمون ابتدا از روش M تست استفاده شد و با توجه به اینکه در انتهای سمت راست نمودارها، هم آماره گاما و هم خطای استاندارد به سمت مجانب شدن می روند، از 5 سال آخر برای تست مدل ها استفاده شد. نتایج نشان داد که بر اساس آزمون گاما در حالت ترکیبی بهترین ورودی ها برای ایستگاه های مشهد، شیراز، تبریز، کرمانشاه، خرم آباد و ارومیه به ترتیب (S، U2، RH)، (T، U2، RH، S)، (T، U2، RH، S)، (T، U2، RH)، (T، RH، S)، (RH، S)، دارای کم ترین گاما به ترتیب برابر 005/0، 01/0-، 001/0، 002/0-، 008/0، 009/0 می باشند. برای مدل سازی تبخیر- تعرق سالانه از روش های رگرسیون خطی (LLR)، رگرسیون خطی پویا (DLLR)، شبکه عصبی مصنوعیANNCG   وANNBFGS  استفاده شد. برای ارزیابی مدل های فوق از معیارهای ارزیابی R، MAE، RMSE، MBE، معیار جاکوویدز (t) و معیار صباغ (R2/t) استفاده شد. نتایج نشان داد که با بهترین ورودی ها بهترین عملکرد برای ایستگاه های مشهد، کرمانشاه، تبریز و شیراز به دست آمد، به طوری که ضریب همبستگی پیرسون در دوره تست برای مدل شبکه عصبی (CG) به ترتیب 91/0، 98/0، 96/0، 97/0 به دست آمد. نتایج  به طور کلی نشان داد که روش های غیرخطی به خوبی توانایی برآورد تبخیر- تعرق سالانه را در ایستگاه های مورد بررسی دارند.
    کلیدواژگان: تبخیر- تعرق، روش فائو- پنمن- مانتیث (FAO-PM)، آزمون گاما، اقلیم نیمه خشک
  • مریم نوابیان*، مجید وظیفه دوست، مهدی اسمعیلی ورکی صفحات 1813-1824
    نیاز به منابع آب با کیفیت خوب هم گام با افزایش جمعیت و تنوع و تعدد آلاینده های آب، مدیریت کمی و کیفی آب را بیش از پیش ضروری می سازد. در این راستا پایش منابع آب و در اختیار داشتن اطلاعات مکانی و زمانی به روز می تواند نقش مهمی را در مدیریت کیفی منابع آب ایفا نماید. فناوری سنجش از دور با استفاده از تصاویر ماهواره های تخصصی و به روز، با دقت مناسبی پتانسیل تعیین برخی از پارامترهای کیفی آب که بر دما یا طیف نوری از سطح آب تاثیرگذار هستند را در مقیاس های متوسط تا بزرگ، دارا می باشد. هدف از این پژوهش ارزیابی دقت پایش کیفیت آب تالاب انزلی با استفاده از سنجش از دور است. بدین منظور پس از بررسی میدانی از تالاب انزلی و رودخانه های منتهی به آن، نقاط مناسب برای نمونه برداری انتخاب شدند. پس از انتخاب نقاط مناسب برای نمونه برداری، در راستای افزایش دقت مدل های رگرسیونی از تصاویر ماهواره ای در فصول مختلف سال (ماه های آبان 1391، بهمن 1391، اردیبهشت 1392 و مرداد 1392) استفاده شد. در هنگام عبور ماهواره لندست 7 و 8 از منطقه، نمونه برداری انجام و مقادیر پارامترهای کیفی نمونه ها شامل: مقادیر نیترات، آمونیوم، فسفر محلول، جامدات محلول، جامدات معلق، هدایت الکتریکی و اسیدیته اندازه گیری شدند. پس از استخراج تصاویر ماهواره ای و بازتابش آن ها، باندهای موثر بر مقادیر کیفی آب مشخص و مدل های رگرسیونی تصاویر به دست آمدند. نتایج نشان داد استفاده از سنجش از دور در تالاب انزلی قادر به برآورد اسیدیته، کل جامدات معلق و دما به خوبی می باشد (درصد ریشه میانگین خطای نرمال شده کمتر از ده درصد). سایر پارامترهای کیفی شامل نیترات، شوری، کل جامدات محلول و آمونیوم با درجه دقت کمتر (درصد ریشه میانگین خطای نرمال شده کمتر از سی درصد) و ارتوفسفات با درجه دقت ضعیف (درصد ریشه میانگین خطای نرمال شده بیشتر از سی درصد) با استفاده از فن سنجش از دور قابل برآورد هستند. بنابراین، سنجنده مورد استفاده قادر است غالب پارامترهای کیفی را با دقت قابل قبولی برآورد نماید. آنچه مسلم است با افزایش تعداد نقاط نمونه برداری و برداشت نمونه های با تواتر کم تر مدل های رگرسیونی با دقت بیشتری استخراج و در نتیجه دقت برآورد پارامترهای کیفی افزایش خواهد یافت.
    کلیدواژگان: اسیدیته، جامدات معلق، شوری، عمق آب، نیترات
  • رضا صادق منصوری، منا گلابی*، سعید برومندنسب، معصومه صالحی صفحات 1825-1841
    کوشیا یکی از گیاهان بسیار مقاوم به شوری و خشکی است که می توان از آن در تولید علوفه برای دام ها در شرایط عدم دسترسی به منابع آب و خاک مطلوب و در مناطق دارای آب و خاک شور بهره برد. در این راستا مطالعه ای با هدف بررسی عملکرد و اجزاء عملکرد کوشیا در شرایط تنش شوری و کم آبی انجام شد. کرت های اصلی شامل سطوح شوری آب کارون (با شوری متوسط 5/2 دسی زیمنس بر متر)، 10، 15 و 20 دسی زیمنس بر متر و کرت های فرعی شامل سه سطح آبیاری 100، 75 و 50 درصد نیاز آبی گیاه بودند. صفات مورد مطالعه وزن تر کل اندام هوایی، وزن تر و خشک برگ و ساقه، وزن تر و خشک یک بوته و ارتفاع بوته بود. نتایج نشان داد که سطوح تنش شوری اعمال شده تاثیر معنی داری در سطح احتمال یک درصد بر صفت های مورد مطالعه داشتند. همچنین تیمارهای مختلف آبیاری تاثیر معنی داری بر کلیه صفات مورد مطالعه داشتند. در مقایسه اثرات اصلی شوری و کم آبی به صورت جداگانه، تیمارهای شاهد شوری (آب کارون) و آبیاری کامل به ترتیب با تولید 52 و 49 تن علوفه تر در هکتار از نظر کلیه صفات مورد مطالعه نسبت به تیمار های تحت تنش دارای برتری بودند. اثر متقابل تنش های شوری و کم آبی بر روی وزن تر یک بوته، وزن تر و خشک برگ در سطح احتمال پنج درصد و بر روی ارتفاع بوته گیاه در سطح احتمال یک درصد معنی دار شد و بر روی دیگر صفات مورد مطالعه تاثیر معنی داری نداشت. کوشیا در شرایط مناسب و تحت تنش شدید شوری و کم آبی توانست به ترتیب 57 و 34 تن در هکتار علوفه تر تولید کند. نتایج نشان داد بین کلیه صفات مورد مطالعه شامل؛ وزن تر کل، وزن تر و خشک یک بوته، وزن تر و خشک برگ، وزن تر و خشک ساقه، ارتفاع، تعداد شاخه های فرعی و قطر ساقه، همبستگی مثبت و معناداری را نشان دادند.
    کلیدواژگان: زه آب، گیاه علوفه ای کوشیا، هالوفیت
|
  • Yazdan Khodarahmi *, Amir Soltani Mohamadi, Saeed Boroomandnasab, Abdali Naseri Pages 1569-1579
    The application of zeolite and superabsorbent in the soil can be useful in reducing water pollution. For this purpose, this research was carried out in 2018 with two treatments in a completely randomized block design. Each treatment consists of 3 different levels and 4 replications. Totally 24 polyethylene pipes with 10.5 cm in diameter and 50 cm in height were used under unsaturated conditions at research farm of Faculty of Water Sciencs Engineering, Shahid Chamran University of Ahvaz. Treatments in this study included potassium zeolite and A200 superabsorbent at three levels of 0, 2 and 5 g/kg of soil. Urea fertilizer was applied to the soil in irrigation 1, 6 and 12 from 15 irrigation events. At the end of each irrigation event, nitrate effluent was measured. The results showed a significant reduction (at 5% level) of nitrate leaching in the superabsorbent and zeolite treatments in all irrigation events (with the exception of No. 6 irrigation event in zeolite). Superabsorbent treatment (2g/kg of soil) had better performance than the zeolite treatment (2g/kg of soil) in terms of preventing nitrate leaching, with the exception of irrigation events of 6 and 7. In general, zeolite and superabsorbent treatments (2 and 5 g/kg of soil) reduced nitrate leaching (20 and 29%) and (48 and 64%), respectively, as compared to the control treatments.
    Keywords: A200 superabsorbent, Loamy soil, Nitrate leaching, Potassium zeolite
  • Behrooz Sobhani *, Mohammad Isazadeh, Yaghob Dinpashoh Pages 1581-1593
    Lake Urmia, as one of the most important lakes in the country, has an inappropriate environmental condition due to excessive consumption of water and climate change. The study of climate change and rainfall distribution in this area can improve water management in this basin. In this study, the information of 65 weather stations in the period of 1997-2016 were used for precipitation zoning of Urmia lake basin. For this purpose, the data of each month were standardized and arranged in a matrix with dimensions of (n*m) in which n is the number of stations (65) and m is the number of months (12). Principal Component Analysis (PCA) was performed on data matrix and the main components were determined according to their Eigen values greater than one. Then the principal component score (PCS) values were calculated for the selected components. These values were used as inputs in the Ward cluster analysis method. Then, the Procrustes method was used to determine the index stations. The results showed that the first two main components incorporated more than 87% of the all data variances. Based on the selected components, six distinct precipitation regions were identified throughout the basin. Moreover, it was found that four stations located in different points of the Urmia lake basin namely Mehmandar, Sarab, Babaroud and Santeh can be considered as indicator stations. These stations incorporated more than 84% of the all data variances of basin stations. The Mann-Kendall trend test showed that the rainfall in the autumn season has a significant increase trend, while annual precipitation has only a significant increase trend in one of the clusters.
    Keywords: Cluster Analysis, Mann-Kendall, Multivariate Methods, Principal component analysis, Urmia Lake
  • Nader Khadem Moghadam Igdelou *, Ahmad Golchin Pages 1595-1617

    Arsenic is a metalloid that is toxic to plants, animals, microorganisms, and humans. WHO has set the permissible limit of arsenic in drinking water at 10 μg/l and various literatures have reported this limit for the soil to be 20 mg/kg. The concentration of arsenic in water and soil at different parts of Iran (areas with concentrations higher than the permissible limit) have been reported to be 10-840 μg/l and 23.1-1775.2 mg/kg, respectively. The major sources of arsenic contamination in Iran are gold and copper mines (especially Takab and Kerman areas) and Urmia-Dokhtar volcanic formation, which contain various heavy and toxic metals. The most mines of Iran are located on this formation and the use of old mining techniques and equipment has increased the severity of the contamination. In addition, the use of pesticides, insecticides, and other agricultural inputs has led the entry of arsenic into these resources. Using the genetic diversity of plants (plants resistant to arsenic), remediation of arsenic contaminated environments and increasing the concentrations of plant nutrients such as iron, manganese, phosphate, sulfur, and silicon in the soil or growth medium, can greatly reduce the concentration of arsenic in plant tissues, especially in rice. The use of modern equipment in mining can be useful to reduce environmental pollution. Contamination of surface and subsurface water to arsenic in 13 provinces of the country indicates the serious threat of arsenic to people's health and this makes decontamination of water in these areas compulsory.

    Keywords: drinking water, permissible limit, rice, skin cancer, Urmia-Dokhtar formation
  • Rasoul Daneshfaraz *, Jafar Chabokpour, Mmehdi Desineh, Amir Ghaderi Pages 1619-1633
    The Easiness of mining from the rivers and its low cost have increased use of these resources. In the present study, the effects of pit migration and development on the bridge inline piers were investigated experimentally. The circular and sharp rectangular shapes of the piers have been employed in this study. The results showed that the pit holes are developed to the downstream and upstream bridge piers in order to achieve sediment balance, which causes piers scouring at downstream and upstream. Also, the development of the holes towards upstream pier is more than the downstream pier. Regarding to aero-dynamical shape of the rectangular sharp nose bridge, the magnitude of the scouring hole at the up and downstream is reduced 24.5 and 31.55% respectively as compared to circular piers. Finally, the empirical relationships related to the maximum length and depth of scouring were derived. By using these relationships, the geometric and effective statistical parameters on the pier scouring, as well as the relative error percentage and RMSE of the obtained functions were evaluated and the depended graphs were depicted. It was found for both sediment dimensions, by reduction of the hole depth and Fr number, the dimensionless parameter of the H/y(the pit holes depth to flow depth) is decreased and the L/y and B/y (the pit holes length and width to flow depth) parameters are increased. Finally, the parameters affecting the maximum length and depth of the pit scouring were identified and introduced for both sharp piers.
    Keywords: : river sand, gravel mining, pit hole, scouring length, depth, bridge piers, empirical relationships
  • Younes Aminpour, Alireza Vatankhah *, Javad Farhoudi Pages 1635-1649
    One of the most commonly used devices for flow measurements in open channels is the flume, in which the flow velocity increases due to the lateral contraction, raising the bottom of the channel, or a combination of both them. SMBF is a flume with the above mentioned properties, having two semi-cylinders on the side walls of the channel that contract the cross-sectional area of the flow. In this study, the SMBF flume has been studied for measuring the flow in free and submerged flow conditions. Using the experimental data (575 runs) of two rectangular channels, and using eight SMBF flumes, the proposed discharge equations were examined for the wide ranges of flow discharge, upstream depth, and contraction ratio. In the present study, based on the numerical and experimental analysis, and by measuring the velocity distribution at the throat section, non-uniformity of velocity distribution and depth in the contracted section, as well as the two-dimensional nature of flow were studied. Then, by considering the flow correction coefficients in the throat section and applying them into the energy equation, an equation was developed for estimating the flow discharge‎ under free flow conditions. Also, two equations were developed to determine the submergence threshold (as a function of upstream depth and throat width) and for the discharge estimation under submerged conditions. The mean absolute relative error of the estimated flow discharge of the SMBF flumes in free flow conditions and based on three experimental data series (channel 1, channel 2, and other researcher’s data) were respectively estimated to be 2.82, 3.19 and 1.52%. Additionally, the mean absolute relative error of the estimating flow discharge in the submerged conditions was 5.51%. The results showed a feasible application of SMBF structure, as a portable measuring instrument under free and submerged conditions.
    Keywords: Flow Measurement, Flume, Free Flow, Submerged Flow, Submergence Threshold
  • Maryam Osat, Ahmad Heidari * Pages 1651-1666
    Spatial variability of soil organic carbon in different land uses could be effective in interpreting and simulating the behavior of ecosystems in encountering the climate and environmental changes. The hilly lands of the study area are unique ecosystem with particular importance due to the effect of slope in creating microclimates with different vegetation. The spatial variability of soil organic and inorganic carbon contents and storages were studied at various depths. The effects of land use, parent material, topographical properties and some of soil characteristics on soil organic and inorganic carbon contents and storages were investigated in 56 soil pedons. In average, the highest (SOC=196.6 Mg/ha, SIC=88.2 Mg/ha) and lowest (SOC=59.9 Mg/ha, SIC=11.3 Mg/ha) storage contents of soil organic and inorganic carbon were found in Mollisols and Entisols, accordingly. The highest average total carbon storage also was found in Mollisols (284.9 Mg/ha) while the lowest was in Entisols (71.2 Mg/ha). Increasing soil inorganic carbon with increasing soil organic carbon indicates that inorganic carbon originates from soil organic carbon. In forestland, most amounts of soil organic carbon stocks are located in surface horizons, in fresh and semi-decomposed forms and in combination with silt fractions. Therefore, forest soils are more fragile in response to the changes in management rather than rangelands that contain most of their organic carbon stocks in subsurface horizons and in combination with clay fractions.
    Keywords: Soil Organic Carbon, Soil Inorganic Carbon, Spatial Variability, Forest, Rangeland
  • Mirmohammad Bayrami, Alireza Vatankhah *, Arezoo Nazi Ghameshlou Pages 1667-1676
    The existing Muskingum models vary only in the form of the storage equation. So far, for accounting the nonlinearity characteristic of flood wave, the form of the storage equation has been modified based on the experience and in a trial and error manner in order to capture the overall flood propagating characteristics more accurately. One of the theoretical based method for considering the nonlinear characteristics in Muskingum model is to use the fractional derivative in the continuity differential equation. This study presents a new Muskingum model in which the linear storage equation and the continuity equation with fractional derivative are used. As shown in this study, the new model can simulate flood waves with both linear and nonlinear behaviors. The proposed Muskingum model with fractional derivative order was implemented and tested on three different sets of flood data. The results of this study indicate that the proposed Muskingum model improves the results and estimates the flood wave characteristics more accurately than the traditional linear Muskingum models.
    Keywords: Flood routing, Nonlinear model, Hydrograph, Muskingum model, Fractional derivative
  • Mohammad Taher Poozan, Mohammad Mahdi Chari *, Peyman Afrasiab, Parisa Kahkhamoghadam Pages 1677-1687
    One of the methods for determination of infiltration equation parameters in border irrigation is the double rings. In this method, the parameters of the infiltration equations can be obtained by measuring the amount of infiltration at different times. Moreover, in recent years, the scale-up has been used to express the dynamics of water in the soil and reduce the required measurements. The objective of this study is to obtain the parameters of the Kostiakov-Luis infiltration equation using minimum field measurements. This research was performed using data from 15 double ring testing in different borders of the field in Zabol University. In this research to obtain the infiltration equation in each point, a reference infiltration equation with only one infiltration measuring time was used. In order to evaluate the accuracy of the method, the mean square error (RMSE) and coefficient of determination (R2) were used for estimating cumulative infiltration. The results showed that the reference curve choice was arbitrary and each of the 15 test points could be selected as the reference curve. The closeness of (R2) to one (0.99) and also low RMSE (0.001) indicate the high accuracy of the method presented in this study. Also, the scale factors obtained based on different infiltration times (0.5, 1, 2, 3 and 4 hours) are not very different. The advantage of the relationship presented in this study is requiring less input data and easier measurement as compared to other previous functions.
    Keywords: Scaling factor, Double ring, Kostiakov–Lewis
  • Saeed Safirzadeh *, Mostafa Chorom, Naeimeh Enayatizamir Pages 1689-1699
    Intensive cropping of sugarcane and no application of potassium (K) fertilizer resulted a reduction of K pools in the soil. In order to evaluate the potassium uptake efficiency in two different fertilizer managements, new plantation of sugarcane and ratoon, and to investigate the effect of indigenous plant growth-promoting rhizobacteria on potassium uptake, a pot experiment with three replications was carried out in greenhouse condition. Treatments were the combination of two P rates (including: blank (P0) and 200 kg/ha (P200)), and two plant growth-promoting rhizobacteria strains (including: Enterobacter cloacae R13 (B13) and Enterobacter cloacae R33 (B33)). The morphological characteristics of sugarcane and root and potassium in the rhizosphere were evaluated at three harvesting times (60, 95 and 140 days after planting (DAP)). In management similar to plantation of sugarcane, higher K uptake and influx were found in P200B0 and P200B13 treatments, while the highest root length was observed in P200B33 treatment. In management like to ratoon, the greatest K uptake and influx were observed in P0B33 treatment. At the second harvesting period (between 95 and 140 DAP), K influx decreased severely in P0R0 treatment in comparison with the first harvesting period, while it was not occurred in the inoculated treatments. Therefore, in new sugarcane plantation condition, Enterobacter cloacae R13 improved K uptake efficiency, while in ratoon stage, Enterobacter cloacae R33 abled to increase uptake and uptake efficiency of K. Also, the result showed that the influx was the main mechanism of K uptake in sugarcane in inoculated treatments.
    Keywords: Potassium uptake, Influx, Enterobacter cloacae, Root length, Sugarcane
  • Mahmood Rostaminia *, Nasim Nouri, Ali Keshavarzi, Asghar Rahmani Pages 1701-1719
    Knowledge of the soils capacity to utilize them in the form of different major uses in agricultural ecosystems and natural resources requires the accurate recognition of the physico-chemical and biological properties of the soil, ensuring the sustainable use of the lands. Therefore, this research was conducted to evaluate the soil quality using quantitative models in the Kane Sorkh lands of Mehran as a part of arid and semi-arid lands of Ilam province (Iran). Soil samples were taken from the depth of 0-30 cm and weighted average for the depths of 30-100 cm of the soil profile. Physicochemical properties were measured based on the standard methods. Using principal component analysis (PCA), among a total 16 soil characteristics (TDS), eight properties were selected based on the eigen values and the correlation coefficient as the least properties affecting soil quality (MDS). Then, soil quality assessment was performed using two models of integrated quality index (IQI), Nemoro Quality Index (NQI), and each in two sets of TDS and MDS. The results showed that the top layer (0-30 cm) have a moderate quality class and the sub layer (30-100 cm of the profiles) have poor quality with severe constraints. According to the results, the most important factors limiting soil quality were organic matter deficiency, high percentage of calcium carbonate, gypsum, gravel and soil salinity. Determination coefficients (R2) for the top and sub-layer samples between the two TDS and MDS sets in both IQI and NQI models were 0.79 and 0.79, 0.95 and 0.94, respectively, indicating the reliability of using MDS set instead of TDS in both models. Therefore, the use of most effective soil properties in the soil quality assessment studies is not only time consuming but also it is cost-effective for sustainable monitoring of agricultural land use.
    Keywords: Integrated Quality Index, Minimum Data Set, Nemoro Quality Index, Total Data Set
  • Siroos Jafari * Pages 1721-1733
    The knowledge about K forms and its distribution in different soils can help to apply properly K fertilizers. This study was performed to investigate the different K forms in the soil and their relationship with physical-chemical properties and clay mineral diversity of the soil. The results showed that the amount of soluble K had negative correlation with clay content but exchangeable or available K value had positive correlation with clay content. Also, the fixed K value had good correlation with type and among clay content in these soils. Structural K had positive and significant correlation with Fe and clay content but negative correlation with gypsum. Total K had good correlation with clay content and consequently with Fe, Al, and Si that are the main performed elements of the clay particles. The amount of K in the soil was increased with increasing of illite content but it was decreased with increasing the chlorite and palygorskite. The results showed a significant difference between the K values with the presence and absence of OM, CCE, and gypsum in the soils. Generally speaking, the available K content was corresponded to the parent material (clay mineral type), cultivation type and age, heavy irrigation and leaching which causes a reduction in illite clay mineral in these soils.
    Keywords: clay, mineralogy, potassium, fixation, release
  • Iraj Pasandideh, Mohammad Ali Izadbakhsh *, Saeid Shabanlou Pages 1733-1745
    Recently, the amount of rainfall underwent serious changes in different areas, particularly in arid and semi-arid regions. Therefore, estimation and pattern recognition of rainfall in a long term period can give sufficient information to hydrologists and water engineers. In this study, for the first time, long-term rainfall pattern in Anzali city for a 67 years period was simulated using a hybrid model so-called “Wavelet-Adaptive Neuro-Fuzzy Inference System” (WANFIS). Rainfalls of 37-, 20- and 10-years period were applied for training, testing and validation of the numerical model, respectively. Firstly, the optimized membership function of the ANFIS network was obtained using the analysis of the numerical results. In other words, the number of optimized membership function was computed to be equal to 8. Then, the various wavelet families were evaluated which the dmey mother wavelet was introduced as the most optimized wavelet family. Next, using the autocorrelation function (ACF), the partial autocorrelation function (PACF) and different lags, 15 WANFIS models were developed. According to the sensitivity analysis, the superior model and effective lags were identified. The superior model estimated the rainfall with high accuracy. For instance, for validation mode of the superior model, the correlation coefficient, scatter index and Nash-Sutcliffe efficiency coefficient were computed to be 0.962, 0.258 and 0.899, respectively.
    Keywords: Rainfall, ANFIS, Wavelet, Sensitivity analysis, simulation
  • Bijan Khalili Moghadam *, Zahra Sorkheh, Ebrahim Osdaghi, Hossein Motamedi Pages 1747-1757
    The present study was conducted to investigate the possibility of growth of native bacteria isolated from some kerosene-contaminated soils in Khuzestan province for degradation of oil spills. After the primary stages of enrichment, isolation, and screening, bacteria were identified based on the gene sequences of 16S rRNA gene. The ability of native bacteria as the bacteria using hydrocarbons in the presence of oil products such as kerosene and crude oil at 1% concentration of solid and liquid minimum salt medium (MSM) was measured. A split-plot experiment with a factorial design was conducted with factors such as oil (kerosene and crude oil), bacteria, and time in three replicates, using the microbial inoculation inoculum (with a population of 108 CFU/ml) in both liquid and solid growth environments. The degradation ability of hydrocarbons in solid and liquid growth environments was investigated using colony diameter assessment and turbidity, respectively. In this research, five bacteria belonging to the genera of Microbacterium phyllosphaerae (ZS1.9), Bacillus megateriuns (ZS2.12), Staphylococcus epidermidis (ZS3.170), Streptomyces albogriseolus (ZS4.9), and Bacillus subtilis (ZS5. 210) were identified. The results revealed that the bacteria had the highest and lowest growth in the presence of kerosene and crude oil, respectively. Among the oil products used in this study, kerosene had the highest degradation rate. Furthermore, the ability of bacteria for degradation oil products increased by increasing incubation period. The findings of this study revealed the ability of different bacterial species in bioremediation of environmental pollution to various hydrocarbons.
    Keywords: hydrocarbon, kerosene, bioremediation, vegetable
  • Mohammad Reza Mohammadivand, Shahab Araghinejad, Kumars Ebrahimi, Fereshteh Modaresi * Pages 1759-1769
    One of the valid methods for simulation of the complex and non-linear process of rainfall-runoff is to use hydrological models. The purpose of this paper is to investigate the performance of three conceptual and lumped rainfall-runoff models; AWBM, Sacramento and SimHyd for simulating daily runoff at the outlet of the Amameh watershed using automatic calibration optimization genetic algorithm. Similar to other hydrological models, the range of parameters' variations is high in all three models and due to the difficulty of calibrating with trial and error-based methods, in this paper, the use of automatic calibration optimization methods for the hydrological models investigated. Preparation of required maps carried out by the GIS software version 10.4.1. Daily rainfall, potential evapotranspiration and observation runoff data of 2001-2005 used for calibration and 2006- 2007 data for simulations verificasion. The evaluation criteria including Nash-Sutcliff coefficient (NSE), coefficient of determination (R2) and root mean square error (RMSE) used to evaluate the proposed models. The statistical and graphical results of calibration and verification steps showed that SimHyd model performed better than the other two models with Nash-Sutcliff coefficient of 0.575 and 0.731, determination coefficient of 0.61 and 0.80 and the root mean square error of 1.033 and 0.829 respectively in the calibration and verification periods, using the automatic calibration optimization of the genetic algorithm and good graphical matching with the observational values. Also, AWBM and Sacramento models have satisfactory and desirable graphical and statistical results in the selected watershed and emphasize the good performance of automatic calibration optimization of the genetic algorithm.
    Keywords: AWBM, Sacramento, SimHyd, Genetic Algorithm, Hydrological models
  • Mohammad Reza Rahmavand, Ali Rahimikhoob *, Mostafa Arab, Maryam Varavipour Pages 1771-1780
    The normalized water productivity parameter is one of the AquaCrop model’s input, upon which the crop biomass yield is simulated on a daily basis. The necessitate of this research is that the amount of normalized water productivity for spinach has not been determined so far. This research was carried out at the Abourihan Campus farm of the University of Tehran which is located in Pakdasht. The experiments were performed during cultivation year of 2017-2018 with six planting densities of 12, 16, 17, 22, 25 and 33 plants per square meter and four replications with full irrigation. The biomass yield was measured seven times during the cultivation season. Considering the measured data of biomass and relative transpiration, the normalized water productivity was obtained for five treatments. The highest amount of normalized water productivity (12.4 g/m2) was related to 25 plants per square meter density. A relationship function was found using normalized water productivity and planting density data. This function was tested using the remaining treatment and placing the normalized water productivity in the Aqua Crop model. The mean root square error and the mean bias error between the measured and simulated data were 20.9 and 6.6 g/m2 at the test step. The results of this study showed that the planting density affects normalized water productivity and it is increased by increasing planting density (optimum density) and then it is decreased. Finally, this study suggests that the normalized water productivity regarding to planting density is entered to the AquaCrop model.
    Keywords: Aqua Crop, Biomass, Yield, simulation, test
  • Ehsan Dastjerdi, Barat Mojaradi, Hosein Alizadeh * Pages 1781-1791
    Regarding to various sources of climatological data, identification of suitable sources and investigation of their usage effects on hydrological simulation is an important issue. Moreover, given that hydrological models employ different methods for preparation of climatological data, e.g. spatial interpolation of point climatological data, evaluation of the effects of different methods on hydrological simulation’s result is an important issue. Accordingly, this paper deals with different data sources and spatial interpolation of precipitation that are investigated in hydrological simulation of Mahabad Chai River Basin using SWAT model. Different climatological sources, i.e. field measurements of meteorological stations of MOE and IRIMO as well as reanalyzed data of CFSR project, and different interpolation methods, i.e. nearest neighborhood (NN) and inverse distance method (IDW) were employed and compared for preparation of inputs of SWAT model using a developed computational module in Module Builder framework of ArcMap. Then parameters sensitivity analysis, estimation and model validation were performed based on a period of 36-years monthly streamflow record. Results showed using CFSR data leads to Nash-Sutcliffe (NS) value of 0.58 as compared to climatological stations’ data which leads to NS value of 0.38. Additionally, IDW method showed a better performance significantly than the NN method, so that their NS index values were 0.79 and 0.56, respectively.
    Keywords: Precipitation, SWAT, Nearest Neighborhood, IDW, CFSR
  • Masoud Bahreinimotlagh *, Abbas Kazemi Khoshuei, Reza Roozbahani, Mortaza Eftekhari, Hamid Kardan Moghadam Pages 1793-1800
    The acquisition of continuous and precise river flow velocity is a high-priority issue for water resources management. In Iran, the river flow velocity is estimated using mechanical propeller flow meter. In this research, for the first time in Iran, the river flow velocity at the Chamtagh hydrometric station of the Zayanderud River was measured using Fluvial Acoustic Tomography System (FATS) technology. The reciprocal sound transmissions were performed between a pair of acoustic stations, located on both sides of the hydrometric station. Acoustic frequency was 30 kHz and the sound pulses were transmitted every 30 seconds. The measured stream flow discharge was 9.9 m3/s, while, the estimated flow rate by propeller flow meter was 10.3 m3/s. In this experiment, the maximum uncertainty of FATS was less than 15%. Moreover, the error analysis of the FATS was investigated for different rivers and the optimal setting of FATS was introduced.
    Keywords: Hydrometric station, Continuous monitoring of river flow velocity, Fluvial Acoustic Tomography System
  • Mohammad Naderianfar *, Hourie Moradi Pages 1801-1811
    The need for optimized exploitation of water resources has been increased due to the limited water resources and the different section´s competition. For this purpose, data of six selected synoptic stations including Mashhad, Shiraz, Tabriz, Kermanshah, Khorramabad and Urmia stations were used. Input variables consist of mean temperature (T), relative humidity (RH), sunshine hour (S) and wind speed at 2 m elevation (U2). The M test method was used to determine the length of test period. Since, both Gama index and Standard Error are closed to the axis at the end of figures, the last five-year results were used to test the models. According to the gamma test results, the best input parameters for Mashhad, Shiraz, Tabriz, Kermanshah, Khorramabad and Urmia are respectively (S, U2, RH), (T, U2, RH, S), (T, U2, RH, S), (T, U2, RH), (T, RH, S), (RH, S) under the combined conditions and in a same way, the lowest gamma are 0.005, -0.01, 0.001, -0.002, 0.008, 0.009. Local Linear Regression (LLR), Dynamic Local Linear Regression (DLLR), ANN (conjugate gradient) and ANN (BFGS) models were used to estimate the annual evapotranspiration. The R, MAE, RMSE, MBE, Jakouvidiez (t) and Sabagh (R2/t) criteria were used to evaluate the proposed models. The results showed that the best performance was obtained for the stations; Mashhad, Kermanshah, Tabriz and Shiraz using the best inputs, so that the correlation coefficients for neural network model conjugate gradient were 0.91, 0.98, 0.96 and 0.97, respectively. The general results showed that the non-parametric methods are able to estimate the annual ET, properly.
    Keywords: Evapotranspiration_Penman – montith- FAO method_Semi-arid climate_Gamma test
  • Maryam Navabian *, Majid Vazifedoust, Mahdi Esmaeili Varaki Pages 1813-1824
    The need for good quality water resources, in line with population growth and the diversity and multiplicity of pollutants and contaminants dictate the quantitative and qualitative management of water resources. In this regard, water resources monitoring and the real time availability of spatial and temporal information can play an important role in water resources management. Real time remote sensing technology using satellite images with proper accuracy is able to determine some of the qualitative parameters of water affecting the temperature or spectrum of light from the surface of the water. The aim of this study was to investigate the accuracy of water quality monitoring of Anzali wetland using remote sensing. For this purpose, after field study of Anzali wetland and rivers leading to it, suitable sites for sampling were selected. After selection of suitable points for sampling, in order to increase the accuracy of the regression models, satellite images were used in different seasons of the year (November, 2002, February, 2002, May 2003 and August 2003). During the satellite (landsat 7 and 8) passing above the area, samplings were done and the quality parameters including nitrate, ammonium, soluble phosphorus, total dissolved solids, suspended solids, conductivity and acidity were measured. After extracting satellite images and their reflections, the effective bands on water quality values were determine and regression models of the images were obtained. The results showed that the use of remote sensing technique in Anzali wetland could be able to estimate the acidity, total suspended solids and temperature well (with root mean percentage of normalized error less than 10%). Other qualitative parameters including nitrate, salinity, total soluble solids and ammonium (with root mean of normalized error less than 30%) and orthophosphate (with root mean percentage of normalized error greater than 30%) were estimated fairly and poorly, respectively. Therefore, the remote sensing technique is able to estimate most of the qualitative parameters with acceptable accuracy. Surely increasing the number of sampling points and frequencies, the accuracy of regression models and consequently the accuracy of estimation of qualitative parameters will increase.
    Keywords: Acidity, Total suspended solids, salinity, Water depth, Nitrate
  • Reza Sadegh Mansoory, Mona Golabi *, Saeed Broumand Nasab, Massoumeh Salehi Pages 1825-1841
    Kochia is one of the most salt and drought tolerance plants that can be used in forage production for livestock in the absence of suitable water and soil resources. This study was conducted to evaluate the yield and yield components of Kochia under salinity and water stress condition. The main plots included salinity levels of Karoon water (2.5), 10, 15 and 20 dS/m, and subplots included three irrigation levels; 100, 75 and 50% of the crop water requirement. The studied traits were weight of the aerial part of the plant, fresh and dry weight of leaf and stem, fresh and dry weight of a bush and plant height. Results showed that the salinity stress had a significant effect on the proposed traits at 1% level. Also, different irrigation treatments had a significant effect on the studied traits. Individual effects of salinity and deficit irrigation stresses showed that the control treatments including salinity (Karoon water) and full irrigation (100% water requirement) produced 52 and 49 tons of fresh forage per hectare, respectively, which were superior among stress treatments in terms of all traits measured in the research. The interaction effect of salinity and drought stresses on fresh weight of one plant, fresh weight of leaf and leaf dry weight were significant at 5% level, on plant height were significant at 1% level, and on the other traits were not significant. Kochia plant under favorable conditions and under severe salinity and drought stresses could produce 57 and 34 tons per hectare fresh fodder respectively. Finally, the correlation among all traits were evaluated. The results showed that the all proposed traits including; total weight of the fresh plant, fresh and dry weight of one plant, dry and fresh weight of leaf and stem, plant height, stem diameter and the numbers of branches showed a positive and significant correlation with the salinity and drought stresses.
    Keywords: Drain water, Forage palnt of Kochia, Halophyte