فهرست مطالب

سلفی پژوهی - پیاپی 7 (بهار و تابستان 1397)
  • پیاپی 7 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حسین قاضی زاده*، مهدی فرمانیان صفحات 7-24

    تقسیمات توحید، از جمله مباحثی که در موضوع توحید و شرک، مورد بحث قرار می‌گیرد. تقسیم سلفیان از توحید، عمدتا به صورت سه گانه و به سه قسم توحید در ربوبیت، الوهیت، اسما و صفات مطرح می‌شود. این تقسیم، ملاک قضاوت در توحید یا شرک افراد معرفی می‌شود؛ در حالی که این تقسیم دچار اشکالات متعددی است که در این مقاله، به شش اشکال اشاره خواهد شد.
    اول: تقسیم مذکور خلاف مبانی سلف گرایانه است؛
    دوم: اقسام ارائه شده با یک دیگر تداخل دارند؛
    سوم: تقسیم ارائه شده، مانع اغیار نیست؛
    چهارم: تقسیم جامع افراد نیست؛
    پنجم: اطلاق رب و اراده ی خلق صحیح نیست؛
    ششم: اطلاق اله و اراده معبود قابل مناقشه است؛

    کلیدواژگان: تقسیم توحید، سلف گرایی، تداخل اقسام، عدم مانعیت، عدم جامعیت
  • علی اصغر کمالی*، محسن طبسی صفحات 25-41

    زیارت به این معنا است که انسان با قصد و توجه، به دیدار شخص دیگری برود. وهابیان اصل رفتن به زیارت قبور را قبول دارند و آن را سنت می دانند؛ ولی سفر کردن برای زیارت را بدعت می شمارند. دلیل اصلی وهابیان، روایت "شد رحال" است که در آن، فقط سفر کردن به سه مسجد را جایز می شمارد. وهابیان می گویند: در استثنایی که در این روایت است، مکان در تقدیر است؛ پس سفر برای زیارت تمامی قبور بدعت است؛ در حالی که مستثنی منه در این روایت مسجد است و ربطی به دیگر سفرها ندارد. در روایاتی که از طریق محدثین اهل سنت وارد شده، تصریح به این مستثنی منه شده و علمای اهل سنت نیز در فتاوای خود تصریح به جواز، بلکه استحباب سفر برای زیارت قبور دارند.

    کلیدواژگان: سفر برای زیارت قبور، لا تشد الرحال، ابن تیمیه، شد رحال
  • محمد علی جابری*، احمد عابدی صفحات 43-62

    در همان دهه‌های نخستین عمر اسلام، جریان تکفیر متولد شد. خوارج اولین جریان سازمان‌یافته بودند که مخالفان خود را تکفیر کردند. با وجود عمر طولانی این پدیده، کمتر زمانی شیعه، مذهبی تکفیری معرفی شده است؛ ولی در سده اخیر بسیاری برای تکفیری جلوه دادن شیعه کوشیده‌اند؛ از جمله آقای عبدالملک الشافعی در کتاب الفکر التکفیری عند الشیعه حقیقه ام إفتراء بسیاری از عالمان شیعه را تکفیری معرفی کرده است.
    این پژوهش برای خنثی‌سازی این اتهام علیه شیعه و نقش تخریبی آن در وحدت امت اسلام صورت گرفته است. در این پژوهش با روش توصیفی _ تحلیلی نشان داده شده که تمام عالمان شیعه، اهل ‌سنت را مسلمان می‌دانند. عالمان شیعه تنها ناصبیان و معاندان را از دایره اسلام بیرون دانسته‌ و اگر بر غیر از این دو گروه اطلاق کفر کرده‌اند، مرادشان کفر در مقابل ایمان بوده است.

    کلیدواژگان: اسلام، ایمان، تکفیر، ناصبی، اهل سنت
  • مرتضی مختاری*، سید حسن آلمجدد شیرازی صفحات 63-79

    از مهم ترین مسائل در باب بدعت، مسئله ارکان بدعت است که افراط و تفریط و برداشت های نادرست از آن، موجب انحراف در جوامع اسلامی می شود. این مقاله با هدف جلوگیری از این افراط و تفریط ها، معیارهای بدعت را از منظر قرآن و سنت بررسی می کند. در آثار و منابع اندیشمندان اسلامی، نداشتن اصل در دین، حادث بودن، انتساب دادن به دین، قصد داشتن، اشاعه، مداومت، مخالفت داشتن با مقاصد شریعت و نبود فعلی در سه قرن نخست، از ارکان بدعت شمرده شده اند؛ بعد از بررسی آیات و روایات، به این نتیجه رسیدیم که نداشتن اصل در دین، حادث بودن، کم یا زیاد کردن در دین، انتساب به دین و التفات داشتن را می توان، رکن بدعت دانست و اموری همانند اشاعه، مداومت، مخالفت داشتن با مقاصد شریعت و نبودن در سه قرن نخست را، اگرچه برخی رکن دانسته اند، ولی در واقع از ارکان بدعت نیستند.

    کلیدواژگان: ارکان بدعت، قرآن و سنت، احداث، لا اصل له
  • ابوذر فروتنی*، مصطفی سلطانی، مجید حیدری صفحات 81-97

    یکی از مهم ترین توجیهات وهابیت بر احادیث جواز سوگند به غیر خدا، ادعای نسخ این روایات است. چنین ادعایی از سوی وهابیون مخدوش است؛ به همین منظور مقاله حاضر، به تحلیل انتقادی سخنان وهابیت می پردازد و با استناد به منابع مورد قبول وهابیت و اقوال علمایشان، این حقیقت را آشکار می سازد که ادعای نسخ روایات جواز سوگند به غیر خدا، با مبانی اصولی وهابیت و مبنای برتری سلف بر خلف سازگاری ندارد؛ همچنین وهابیون نه تنها دلیلی بر اثبات مدعای خود ندارند، بلکه دیدگاه آنان پیامدهای زیان باری دارد.

    کلیدواژگان: حلف به غیرالله، نسخ، روایات جواز
  • مجتبی محیطی*، حسین رجبی صفحات 99-114

    پیروی محض از آرای فقهی مذاهب اربعه با روح تعالیم اسلام سازگاری ندارد؛ اما با این وجود، اکثر قریب به اتفاق مسلمانان اهل سنت، از یکی از ائمه اربعه تقلید می کنند و خود را در مسائل فقهی، محصور در مذاهب اربعه کرده اند. ابن تیمیه با روش اهل سنت مخالفت کرده و تقلید از ائمه اربعه را نادرست می داند. وی در مخالفت با اهل سنت به گونه ای عمل کرده که از جاده انصاف خارج شده است. او گاهی اهل سنت مقلد ائمه اربعه را کافر شمرده که واجب است از این کارشان توبه کنند. گاهی آنها را مرتد دانسته و گاهی نیز آنها را اهل بدعت، خطاب کرده است. این در حالی است که نسبت دادن تکفیر و ارتداد به مسلمانان در روایات متعددی نهی شده است؛ تا جایی که در روایات گفته شده: اگر کسی به مسلمانی نسبت کفر و ارتداد دهد، خودش به کفر و ارتداد سزاوارتر است.
    اهل بدعت خواندن مسلمانان نیز کاری نادرست است؛ زیرا هر کاری که در زمان سلف نبوده، دلیلی بر بدعت و سیئه بودن آن نیست. چه بسا امور محدثه ای که بعد از دوران سلف به وجود آمده، ولی کسی ادعا نکرده که آن بدعت است. این پژوهش با روش توصیفی _ تحلیلی، دیدگاه ابن تیمیه را در رابطه با مقلدین مذاهب اربعه، بررسی و نقد کرده و ثابت نموده که اتخاذ روشی تکفیری در مواجه با مسلمانان صحیح نیست.

    کلیدواژگان: تقلید، ابن تیمیه، مذاهب اربعه، اجتهاد، اهل بدعت، تکفیر مقلدین، اهل سنت
  • صفحات 115-126
|
  • Hussein Qazi Zadeh, Mahdi Farmaniyan Pages 7-24

    The division of tawhid (meaning oneness of Allah) is one of the issues discussed in connection with monotheism and polytheism. Most Salafis have divided monotheism into three types:monotheism in lordship, monotheism in divinity and monotheism in the attributes. This division is considered as a criterion through which people are judged and categorized as being either monotheists or polytheists. The truth is that this division suffers from many setbacks and problems six of which are enumerated as under:First: The aforementioned division is against Salafist principles. Second: The divisions offered by Salafists are overlapping one another. Third: The said division is not exclusive. Fourth: The division is not inclusive. Fifth: To use the term "Rabb" and mean "creation" is not correct. Sixth: To use the term "Ilah" and mean "the worshipped" is disputable.

    Keywords: division, tawhid, Salafism, overlapping of divisions, non-exclusiveness, non-inclusiveness
  • Ali Asghar Kamali, Mohsen Tabasi Pages 25-41

    Ziyārah or Ziyarat is an Arabic term which literally means "visit", and is used to refer to a form of pilgrimage to sites associated with the Prophet of Islam (s) his family members and descendants including the Shi'i Imams and other venerated figures in Islam. Wahhabis in principle accept visitation of graves considering it as a Sunnah of the Prophet (S) but they believe that embarking on a journey to visit the graves is an innovation. Their main reference is the shadd al-rihal tradition which means undertaking a pilgrimage. According to the tradition, setting out on a journey is allowed only to the three mosques. Wahhabis are of the view that the word "place" is included in the exception even though it is not mentioned explicitly. Hence, visitation of all journeys is forbidden, whereas, in fact, masjid (mosque) is the mustasna minhu (antecedent in exceptive sentences) in this tradition and it has nothing to do with other journeys. The traditions narrated through Sunni reports make mention of this mustasna minhu and Sunni scholars have alluded to the permissibility of setting out on a journey to visit graves.

    Keywords: travelling for visitation of graves, la-tashudda al-rihal, Ibn Taymiyyah, undertaking a pilgrimage
  • Muhammad Ali Jaberi, Ahmad Abedi Pages 43-62

    The phenomenon of takfir (excommunication) began right in the early decades after the advent of Islam. The Kharijites were the first organized movement that excommunicated their opponents. Despite this phenomenon's long life in the history, the Shia religion has, on rare occasions, been portrayed as a takfiri religion i.e. a religion that excommunicates others. However, in the recent century, many have tried to depict Shia as a takfiri sect one of which is Abdul Maleki al-Shafi'ei who in his Al-Fikr al-Takfiri 'Enda al-Shi'ah: Haqiqatun am Iftiraa has described many Shiite scholars as being takfiri. This research aims to abort this accusation and its destructive role in destroying the unity of the Muslim Ummah. In this study, which has been carried out using analytical – descriptive method, it has been demonstrated that all Shiite scholars consider Ahl-e Sunnah to be Muslims. Shiite scholars consider only the Nasibis and the antagonists to be out of the pale of Islam, and if they have used the term 'kufr' to refer to any groups other than these two, it has been a usage of the term 'kufr' against faith (iman).

    Keywords: Islam, faith, takfir (excommunication), Nasibi, Sunnis
  • Morteza Mukhtari, Sayyid Hasan Aal Mujaddid Shirazi Pages 63-79

    One of the most important issues discussed in connection with bid'ah (innovation) are its pillars or elements which, if misunderstood, can lead to deviations, overindulgence and extremities within Muslim communities. This article examines the criteria of bid'ah from the perspectives of the Quran and prophetic traditions hoping to spread awareness and prevent Muslims from going to extremes. The basic elements, according to Islamic literature and sources, are lacking origination in the religion, introducing something new and considering it as a part of the religion, intention, dissemination, constancy, opposition to the main goals of Shari'ah and its non-existence in the first three centuries. The conclusion drawn after studying the verses and traditions is that lacking origination in the religion, being new, addition to and omission from the religion and conscious ascription to the religion can be considered as the basic elements of bid'ah while, contrary to what some believe, dissemination, constancy, opposition to the goals of the Shari'ah and not being in the early three centuries are not among the elements or pillars of bid'ah.

    Keywords: elements of bid'ah, Quran, Sunnah, creation, nonoriginality
  • Abuzar Forutani, Mustafa Sultani, Majid Heydari Pages 81-97

    One of the most important justifications presented by Wahhabis about traditions that suggest permissibility of swearing in the name of anyone other than Allah is abrogation of such traditions. Such a claim by Wahhabis is unfounded and baseless. For this reason, the present article makes a critical analysis of Wahhabi arguments. Thus, relying on sources which are authentic according to Wahhabism as well as on the words of some of its prominent scholars, it seeks to prove that the claim about the abrogation of the narrations on the permissibility of taking oath in the name of an entity other than God, is opposed to the fundamental principles of Wahhabism and the principle of superiority of the predecessors over the later generations of scholars. As well, not only Wahhabism does not have any proofs for their claims but also the consequences of their opinion are utterly destructive.

    Keywords: swearing by the name of someone other than Allah, abrogation, narrations of permissibility
  • Mojtaba Mohiti, Hussein Rajabi Pages 99-114

    Absolute subservience to the juridical views of the four schools of jurisprudence is not consistent with the teachings of Islam. Nonetheless, majority of Sunni Muslims follow one of the leaders or imams of the four schools binding their practice with the jurisprudential rulings of the four schools. Ibn Taymiyyah has opposed the Sunni method considering taqlid (following) of the four imams as invalid and incorrect. He has gone to extremes in opposing Ahl-e Sunnah since he, sometimes, considers the followers of the four leaders as heretics who must repent for such acts. Sometimes, he calls them apostates and other times he describes them as the people of innovation (ahl-e bid'ah). That is when labeling a Muslim as a disbeliever and apostate has been forbidden in multiple traditions, so much that it has been narrated that if someone ascribes infidelity and apostasy to someone, he is more entitled to be called a disbeliever and an apostate. Labeling Muslims as innovators is also inappropriate because every act that did not use to be practiced in the time of the predecessors does not mean that it is unlawful or evil. Perhaps, there might be something that may have come into being after the Salaf period but no one has claimed that it is bid'ah. This research uses analytical – descriptive method to study Ibn Taymiyyah's opinion about the followers of the four schools of jurisprudence, and it has proved that embarking on excommunicating others while encountering Muslim is not appropriate.

    Keywords: Taqlid, Ibn Taymiyyah, Four Schools, Ijtihad, innovator, excommunicating the followers, Ahl-e Sunnah