فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 1 (1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/12
  • تعداد عناوین: 116
|
  • اعظم نایب آقایی، سیدعلی آل یاسین*، حسن حیدری، حسین داودی صفحه 1
    هدف

    در شکل گیری، تداوم و درمان اختلال وسواسی-اجباری، باورهای معینی به طور اختصاصی عامل اصلی این اختلال شناخته شده اند. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مواجهه و جلوگیری از پاسخ بر احساس مسئولیت افراطی وعدم تحمل تردید در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری انجام شد.

    روش بررسی

    طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی افرادی در شهرستان محلات بود که در سال 97 با تشخیص روان پزشک مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری بودند. با روش نمونه گیری دردسترس 16 بیمار مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری انتخاب و با آرایش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. افراد در گروه درمان، 12جلسه درمان منطبق با پروتکل درمانی سالکوسکیس دریافت کردند. آزمودنی ها قبل از مداخله، در پایان مداخله و سه ماه بعد در مرحله پیگیری به وسیله مقیاس وسواسی-اجباری یل براون (Y-BOCS، گودمن، 1989)، مقیاس نگرش مسئولیت (RAS؛ سالکوسکیس، 2000)، و مقیاس عدم تحمل تردید (IUS؛ فریستون، 1994) سنجش شدند. برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش، از شاخص های آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و برای تحلیل داده ها باتوجه به نرمال بودن توزیع داده ها، از آزمون های تی مستقل و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS 23 تحلیل گردید.

    یافته ها

    نتایج تحلیل واریانس مکرر نشان داد که درمان مواجهه و بازداری از پاسخ باعث کاهش مسئولیت پذیری افراطی و عدم تحمل تردید بیماران مبتلابه اختلال وسواسی-اجباری در مرحله پس آزمون شد (0٫001>p)، همچنین ماندگاری اثر درمان پس آز سه ماه حفظ شد (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    نتایج این پژوهش نشان داد درمان مواجهه و جلوگیری از پاسخ در بهبود احساس مسئولیت افراطی و عدم تحمل تردید در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری اثربخشی کارا دارد.

    کلیدواژگان: اختلال وسواسی-اجباری، احساس مسئولیت افراطی، عدم تحمل تردید، درمان مواجهه و جلوگیری از پاسخ
  • شفیق مهربان، نورالله خلیل زاده، سلیمان احمدبوکانی*، یوسف اسمری برده زرد صفحه 2
    هدف

    ناباروری یک تجربه استرس زاست که مشکلات بهداشتی و اجتماعی جدی به وجود می آورد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی گروهی مثبت نگر مبتنی بر آموزه های دینی بر نشخوار فکری زنان نابارور طراحی و اجرا شد.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و گمارش تصادفی انجام گرفت. جامعه آماری مطالعه شامل زنان نابارور مراجعه کننده به کلینیک های نازایی شهر مهاباد (آذربایجان غربی) در سال 1396 بود. افراد نمونه در وهله نخست به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از تکمیل پرسشنامه نشخوار فکری افسرده ساز و کسب حد نصاب لازم برای ورود به تحقیق با استفاده از انتساب تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر برای هر گروه) گمارده شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه در معرض روان درمانی مثبت نگر مبتنی بر آموزه های دینی به شیوه گروهی قرار گرفتند و گروه کنترل، مداخله ای دریافت نکردند. داده های حاصل با آزمون تحلیل کوواریانس، تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که بین گروه آزمایش و کنترل از نظر مولفه های نشخوار فکری (سردرگریبانی، سرزنش خود، نشخوار فکری علامت دار و درون گری) تفاوت معنادار است (0٫001

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که روان درمانی گروهی مثبت نگر مبتنی بر آموزه های دینی می تواند باعث کاهش نشخوار فکری افسرده ساز در زنان نابارور شود؛ بنابراین انجام مداخلات بر اساس این رویکرد می تواند در ارتقای سلامت روان و بهبود کیفیت زندگی مفید باشد.

    کلیدواژگان: روان درمانی مثبت نگر، آموزه های دینی، نشخوار فکری، زنان نابارور
  • الهام جوادی زاده، شهریار پروانه*، ستاره قهاری، ندا علیزداه تخته چوبی، ایوب سخایی صفحه 3
    هدف

    یکی از عوارض جانبی بسیار رایج آسیب نخاعی، کاهش عملکرد جسمی است که موجب افسردگی و کاهش کیفیت زندگی در این افراد می گردد. با اینکه ارتباط ارتقای فعالیت بدنی در جمعیت عادی و افراد دچار آسیب نخاعی با بهبود کیفیت زندگی و کاهش افسردگی دیده شده است، لازم است بدانیم که چه نوع از فعالیت بدنی می تواند بر افزایش کیفیت زندگی و کاهش افسردگی موثر باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین نوع فعالیت بدنی با کیفیت زندگی و افسردگی در افراد دچار آسیب نخاعی بود.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر مطالعه ای توصیفی تحلیلی به شیوه مقطعی بود. تعداد 60 نفر با آسیب نخاعی از افراد مراجعه کننده به انجمن ضایعه نخاعی تهران در این پژوهش شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بین المللی فعالیت بدنی (2011)، پرسشنامه کیفیت زندگی SF-12 (2009)، تست افسردگی بک (2002) و پرسشنامه اطلاعات فردی بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS استفاده شد و یافته ها در دو بخش توصیفی و استنباطی ارائه گردید؛ در بخش استنباطی به منظور بررسی روابط بین میان فعالیت بدنی با کیفیت زندگی و افسردگی از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شد. در تمامی آزمون ها سطح معناداری برابر با 0٫05 در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    فعالیت بدنی مرتبط با کار (0٫045=p و 0٫250=r) فعالیت بدنی مرتبط با تردد (0٫048=p و 0٫249=r) و فعالیت بدنی مرتبط با تفریح (0٫049=p و 0٫249=r) با کیفیت زندگی جسمی رابطه مستقیم و معناداری داشتند. همچنین رابطه فعالیت بدنی کل و انواع فعالیت بدنی با کیفیت زندگی روانی معنادار نبود. همچنین بین فعالیت بدنی مرتبط با تردد (0٫020=p و 0٫229-=r) و فعالیت بدنی مرتبط با تفریح (0٫010=p و 0٫327-=r) و افسردگی رابطه ای معنادار و معکوس دیده شد.

    نتیجه گیری

    در مطالعه حاضر فعالیت بدنی مرتبط با تفریح، متغیری بودکه بیشترین اثر را هم بر افزایش کیفیت زندگی و هم کاهش افسردگی در افراد دچار آسیب نخاعی داشت. جهت ارتقای مشارکت این افراد در فعالیت های بدنی مرتبط با تفریح نیاز است که حمایت های اجتماعی و تطابقات محیطی برای افراد دچار آسیب نخاعی فراهم گردد.

    کلیدواژگان: آسیب نخاعی، فعالیت بدنی، کیفیت زندگی، افسردگی
  • فردین قیصری*، شهزاد طهماسبی بروحنی، مینا احمدی کاکاوندی صفحه 4

    چکیده

    زمینه و هدف

    تصویرسازی حرکتی، اخیرا به عنوان روش جایگزین در بیماران نورولوژیکی، به صورت تمرین عملکردهای حرکتی مورد توجه قرارگرفته است. با این حال تاکنون شیوه نوین تصویر سازی پتلپ در بیماران مالتیپل اسکلروزیس (MS) مورد بررسی قرار نگرفته است. لذا، هدف این مقاله بررسی تاثیر تصویرسازی پتلپ و تمرین بدنی بر عملکرد و یادگیری ضربه فورهند تنیس در بیماران MS  بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه نیمه تجربی با طرح درون / بین گروهی، 33 نفر از زنان مبتلا به بیماری MS شهرستان کرمانشاه به صورت در دسترس به عنوان نمونه آماری در تحقیق حاضر مشارکت داشتند. ابتدا آزمون دقت ضربه ی فورهند تنیس روی میز  لیو و مسترز، از آزمودنی ها گرفته شد. سپس، به روش همتا سازی بر اساس نمرات پیش آزمون، در سه گروه تصویرسازی پتلپ، تمرین بدنی و گروه ترکیبی (تمرین بدنی با تصویرسازی پتلپ) تخصیص یافتند. شرکت کنندگان 18 جلسه ضربه فورهند تنیس روی میز را متناسب با گروهی که در آن بودند، تمرین کردند. یک هفته پس از مداخله، آزمون یادداری و انتقال از آزمودنی ها به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در جلسات اکتساب از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و برای مقایسه گروه ها در جلسات پیش آزمون، پس آزمون، یادداری و انتقال از تحلیل واریانس یک راهه (با سطح معنی داری 05/0) به وسیله  نرم افزار SPSS نسخه 16 استفاده شد.

    یافته ها

     نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در جلسات اکتساب نشان داد دقت آزمون فورهند تنیس در تمامی گروه ها در طول جلسات بهبود معنی داری داشت (0001/0=P)؛ همچنین نتایج آزمون تعقیبی LSD   نشان داد، دقت فورهند گروه تصویرسازی پتلپ، به طور معنی داری کمتر از دو گروه تمرین بدنی (014/0=P)  و گروه ترکیبی دیگر بود (001/0=P)؛ اما نتایج تحلیل واریانس یک راهه در آزمون یادداری نشان داد که گروه ترکیبی بهتر از دو گروه تصویرسازی پتلپ (0005/0=P)،  و گروه تمرین بدنی  بودند (001/0=P،).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش، به نظر می رسد ترکیب تمرین بدنی با تصویرسازی پتلپ می تواند به عنوان یک مداخله برای بیماران مالتیپل اسکلروزیس، اثر بخش تر باشد.

    کلیدواژگان: تصویرسازی ذهنی، تمرین بدنی، تنیس روی میز، مالتیپل اسکلروزیس
  • نواب کاظمی*، فریبا داداشلو، فاطمه سادات سیف صفحه 5
    زمینه و هدف

    مادران دارای کودکان بااختلال طیف اوتیسم به دلیل مشکلات مواجه شده، نیازمند الگوهای مقابله ای و حمایتی قوی هستند. هدف این پژوهش بررسی رابطه انعطاف پذیری شناختی با بهزیستی روان شناختی و تاب آوری مادران دارای کودکان طیف اوتیسم شهر زنجان بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را مادران دارای کودکان بااختلال طیف اوتیسم تشکیل دادند که فرزندشان در مدارس ابتدایی استثنایی شهر زنجان در سال تحصیلی 98-1397مشغول به تحصیل بودند. با روش نمونه گیری دردسترس 180 مادر دارای این فرزندان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندرول و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون و نیز برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره استفاده شد (0٫05=α). همچنین داده ها به کمک ویراست 21 نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شدند. 

    یافته ها

    باتوجه به نتایج پژوهش، بین مولفه های انعطاف پذیری شناختی با بهزیستی روان شناختی مادران رابطه مثبت و معناداری به دست آمد (0٫001>p). نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیره برای پیش بینی بهزیستی روان شناختی مادران نشان داد از بین زیرمولفه های انعطاف پذیری شناختی، زیرمولفه ادراک توجیه رفتار و ادراک کنترل پذیری رابطه مثبت و معناداری با بهزیستی مادران داشته که مولفه ادراک توجیه رفتار پیش بینی کننده مهم تر ی برای بهزیستی روان شناختی در این مادران بود (0٫003=p). همچنین نتایج بین مولفه های انعطاف پذیری شناختی با تاب آوری مادران رابطه مثبت و معناداری را نشان داد (0٫001p). 

    نتیجه گیری

    با توجه به اهمیت نقش انعطاف پذیری شناختی در پیش بینی بهزیستی روان شناختی و تاب آوری مادران دارای فرزندان طیف اوتیسم، توجه ویژه به مولفه های آن به متخصصان مربوط پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: انعطاف پذیری شناختی، بهزیستی روان شناختی، تاب آوری، مادران
  • سعیده فتاحی، مهرانگیز دلداده مقدم، فرشته تقوی* صفحه 6
    زمینه و هدف

    اختلال یادگیری معضلی است که بنیان خانواده را تحت تاثیر قرار داده و عملکرد روانشناختی مادران را دچار اختلال می کند. دو مولفه روانشناختی مورد توجه در این فرایند، تاب آوری و شادکامی مادران است. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش ذهن آگاهی بر تاب آوری و شادکامی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال یادگیری انجام شد.

    روش بررسی

    از روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. از بین تمامی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال یادگیری شهرستان تهران در سال 1397، سی نفر به صورت دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و پرسشنامه شادکامی آرگایل و همکاران (1989) بود. روش اجرا بدین ترتیب بود که بعد از پیش آزمون، آموزش ذهن آگاهی برای گروه آزمایش اجرا گردید در نهایت از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. یافته های پژوهشبا استفاده از نرم افزار SPSSنسخه 20 و آنالیز کواریانس تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد میانگین تاب آوری گروه آزمایش از 7٫52±45٫14 به 9٫96±61٫41 و میانگین شادکامی از 7٫52±35٫78 به 9٫34±52٫74 افزایش پیدا کرد. تحلیل کواریانس نشان داد که پس از حذف اثر پیش آزمون، میانگین نمرات پس آزمون دو گروه اختلاف آماری معناداری داشتند (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان می دهد که آموزش ذهن آگاهی برای مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال یادگیری قابلیت کاربرد داشته و بر افزایش تاب آوری و شادکامی مادران اثربخش است.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، تاب آوری، شادکامی، اختلال یادگیری
  • معصومه توکلی، حسن پاشا شریفی* صفحه 7
    هدف

    امرار معاش و اشتغال زایی برای زنان سرپرست خانواده یکی از دغدغه های اصلی برنامه ریزان حوزه های حمایت و توانمندسازی است که مولفه های زیادی آن را با چالش روبه رو می کنند. این پژوهش با هدف مقایسه ویژگی های شخصیتی و راهبردهای مقابله ای در زنان سرپرست خانواده موفق و ناموفق از نظر شغلی انجام شد.

    روش بررسی

    جامعه آماری شامل زنان سرپرست خانواده ساکن در استان های تهران و البرز بود که در طی سال های 1394 تا 1397 وارد چرخه حمایتی سازمان بهزیستی شدند. 266 نفر از این زنان با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و در دو دسته زنان موفق و ناموفق از نظر شغلی، بررسی شدند. پرسشنامه های نئو (مک گری و کاستا، 1985) و راهبردهای مقابله ای (رضاخانی، 1388) توسط اعضای نمونه تکمیل شد و داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل با کمک نرم افزار SPSS-21 و در سطح معناداری 0٫05 آزمون شدند.

    یافته ها

    نتایج به دست آمده نشان داد بین زنان موفق و ناموفق از نظر شغلی، ازلحاظ سطوح نوروزگرایی، تفاوت معناداری وجود داشت (0٫048=p). همچنین برون گرایی (0٫041=p) و انعطاف پذیری (0٫050=p) در زنان موفق شغلی درمقایسه با زنان ناموفق به شکل معناداری بیشتر بود. یافته دیگر این بود که زنان ناموفق از نظر شغلی، بیشتر از راهبرد هیجان مدار استفاده می کردند (0٫048=p).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش مشخص شد که برون گرایی و انعطاف پذیری همراه با داشتن سطح مطلوب ثبات عاطفی و قدرت مهار اضطراب و بهره مندی از راهبردهای مسئله مدار نقش مهمی در توفیق شغلی زنان سرپرست خانواده، دارد.

    کلیدواژگان: زنان سرپرست خانواده، موفقیت شغلی، ویژگی های شخصیتی، راهبردهای مقابله ای
  • هاجر حسنی اردکانی، حجت الله جاویدی*، امیرهوشنگ مهریار، ابراهیم حسینی صفحه 8
    هدف

    اختلال دوقطبی یکی از بیماری های مزمن روان پزشکی است که با فازهای شیدایی و افسردگی همراه است. لذا هدف از این پژوهش مقایسه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و رفتاردرمانی شناختی متمرکز بر بهبودی بر افسردگی دوقطبی و شیدایی بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر طرحی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی در شهر شیراز بودند. تعداد 36 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی داوطلب برای شرکت در تحقیق، به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش (12 نفر: 4 زن، 8 مرد) آموزش رفتاردرمانی- شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و گروه آزمایش دوم (12 نفر: 4 زن، 8 مرد) آموزش رفتاردرمانی-شناختی متمرکز بر بهبودی را دریافت و گروه گواه (12نفر: 5 زن، 7مرد) هیچ مداخله ای دریافت نکرد. شرکت کنندگان مقیاس درجه بندی افسردگی دوقطبی (برک، 2007) و مقیاس درجه بندی شیدایی (یانگ و همکاران، 1978) را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره در سطح معناداری 0٫05 و نرم افزار SPSS-23 انجام گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد هر دو مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و رفتاردرمانی شناختی متمرکز بر بهبودی به شکل معناداری باعث کاهش افسردگی دوقطبی و شیدایی در بیماران دوقطبی شدند (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش، هر دو مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و رفتاردرمانی- شناختی متمرکز بر بهبودی در کاهش نشانگان در بیماران دوقطبی موثرند.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، رفتاردرمانی شناختی، افسردگی دوقطبی، شیدایی، اختلال دوقطبی
  • محمد مهدی امینی*، سیده ماجده ازهدی، زهرا منصورجوزان صفحه 9
    هدف

    در سال های اخیر آگاهی ما، درباره تحرک بیش از حد کودکان به میزان چشمگیری افزایش یافته و نیز توجه ها از میزان فعالیت، به نارسایی های توجه و سپس به مسائل گسترده تر رشد اجتماعی تغییر جهت داده است. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر یک دوره اسب درمانی بر شاخص های روانی و عملکرد حسی حرکتی در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه / بیش فعالی بود.

    روش بررسی

    روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون ‐ پس آزمون و گروه گواه بود. نمونه شامل بیست کودک دارای اختلال نقص توجه / بیش فعالی بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون های عصب-روان شناختی کانرز و پرسشنامه کانرز (نسخه معلم) استفاده گردید. در این مطالعه گروه تجربی به مدت 8 هفته و هر هفته سه جلسه 90دقیقه ای تحت نظر مربی، آموزش های سوارکاری درمانی دریافت کردند. در این مدت گروه گواه هیچ آموزش مربوطی دریافت نکرد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های کولموگروف اسمیرنوف و تی مستقل استفاده شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد هشت هفته مداخله اسب درمانی بر شاخص های روانی و عملکرد حسی حرکتی شامل علائم روان شناختی، مشکلات توجه، عملکرد حسی حرکتی، حافظه و یادگیری، کارکردهای اجرایی، توانایی های شناختی، اختلال نقص توجه، رفتار کودک در کلاس، مشارکت و همکاری گروهی و نگرش به طرف مراجع قدرت در کودکان مبتلا به ADHD تاثیر معناداری داشته و سبب بهبود این شاخص ها شده است (0٫01>p).

    نتیجه گیری

    یک دوره اسب درمانی بر شاخص های روانی و عملکرد حسی حرکتی در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی تاثیرگذار بود.

    کلیدواژگان: اسب درمانی، عملکرد حسی حرکتی، اختلال نقص توجه، بیش فعالی
  • پروانه حدادی، سیدامیر امین یزدی*، حسین کارشکی، جواد حاتمی صفحه 10
    هدف

    ناکامی در جهت گیری به سوی محرک های اجتماعی، از علائم ابتدایی اتیسم است که در شناسایی زودهنگام اتیسم حائز اهمیت است؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مقایسه جهت گیری اجتماعی در کودکان با ریسک بالا و پایین اتیسم انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری، شامل تمامی کودکان پسر 12-10ماهه ساکن شهر تهران بود. تعداد 53 کودک از طریق نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده و براساس ملاک های تشخیصی، به یک گروه آزمایش (13 کودک در ریسک) و دو گروه گواه (20 کودک تاخیری و 20 کودک سالم) گماشته شدند. تحول عمومی کودکان با پرسشنامه سنین و مراحل (سوکر و بریکر، 1995) و سطح تحول هیجانی-کارکردی آن ها با پرسشنامه تحول هیجانی-کارکردی (گرینسپن، 2002) بررسی شد. سپس، حرکات چشم کودکان در پاسخ به سه آزمون دیداری مرتبط با جهت گیری اجتماعی: جهت گیری به سوی حرکت زیستی، تصاویر پویای اجتماعی و نگاه مستقیم با استفاده از ردیاب چشم (Tobii, TX300) ثبت شد. یافته ها با آزمون های آماری تحلیل واریانس کروسکال والیس، تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA)، ویلکاکسون، t وابسته و آزمون بونفرونی در سطح معناداری 0٫05 و با استفاده از نسخه 21 نرم افزار SPSS بررسی شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بین سه گروه در متغیرهای جهت گیری به سوی حرکت زیستی (0٫336=p) و نگاه مستقیم (0٫892=p) اختلاف معنادار آماری وجود ندارد اما در متغیر جهت گیری به سوی محرک های پویای اجتماعی اختلاف معنادار آماری وجود دارد (0٫003=p). همچنین، توزیع نگاه بین جفت محرک های همزمان برای آزمون جهت گیری به سوی حرکت زیستی در دو گروه سالم و تاخیری هدفمند (0٫002=p) و در گروه در ریسک (0٫116=p) تصادفی بود. توزیع نگاه بین جفت محرک های هم زمان برای آزمون جهت گیری به سوی محرک های اجتماعی در گروه سالم (0٫001=p) و تاخیری (0٫005=p) هدفمند و در گروه در ریسک (0٫283=p) تصادفی بود. توزیع نگاه بین جفت محرک های هم زمان برای آزمون جهت گیری به سوی نگاه مستقیم در گروه سالم (0٫940=p)، تاخیری (0٫086=p) و در ریسک (0٫600=p) تصادفی بود.

    نتیجه گیری

    باتوجه به یافته ها استنباط می شود جهت گیری اجتماعی از ماه های اول در کودکان در ریسک، صدمه دیده است و بررسی آن از طریق ردیاب چشم می تواند در شناسایی زودهنگام این کودکان مفید باشد.

    کلیدواژگان: اتیسم، ردیاب چشم، جهت گیری اجتماعی
  • مرضیه غلامی توران پشتی، علی دلاور*، حسن پاشا شریفی، نسترن شریفی صفحه 11
    هدف

    کودکان مبتلا به ناتوانی های شناختی در تمام آزمون های دیداری-حرکتی کارکرد ضعیفی دارند به همین دلیل تشخیص و توان بخشی، ناتوانی های یادگیری قبل از ورود به مدرسه ضروری است. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ناتوانی یادگیری در کودکان پیش دبستانی انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش از نوع همبستگی بود. تعداد 240 کودک پیش دبستانی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش آزمون ناتوانی یادگیری، آزمون حافظه دیداری- شنیداری و آزمون گودیناف بود که دانش آموزان پیش دبستانی به هر سه آزمون پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و مدل رگرسیون لجستیک تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که شیوع ناتوانی یادگیری در کودکان پیش دبستانی 12درصد است. میانگین نمرات حافظه کودکان عادی 5٫26 ± 24٫58 و کودکان دارای ناتوانی 5٫7 ± 18٫11 بود. نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک نشان داد که تاثیر حافظه در پیش بینی ناتوانی یادگیری معنادار است (0٫001>p)؛ اما تاثیر جنسیت معنادار نیست.

    نتیجه گیری

    نتایج به دست آمده نشان داد که می توان از این مدل، برای تشخیص زودهنگام ناتوانی یادگیری دانش آموزان پیش دبستانی استفاده کرد و چنانچه کودکی نمره پایینی در آزمون حافظه کسب کرد هر چه سریعتر به مراکز درمانی ارجاع داده شود.

    کلیدواژگان: رگرسیون، لجستیک، ناتوانی یادگیری، کودکان، پیش دبستانی، حافظه
  • گیتا افروخته، مختار عارفی*، کیوان کاکابرایی صفحه 12
    هدف

    بیماری قلبی یکی از علل اصلی مرگ ومیر در کشورهای صنعتی است؛ لذا این پژوهش به منظور یافتن الگوی روابط ساختاری ویژگی های شخصیتی و کیفیت زندگی و امیدبه زندگی با میانجیگری تنظیم هیجانی در بیماران قلبی صورت گرفت.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. نمونه آماری را 250 نفر از بیماران قلبی بستری و سرپایی سه ماهه اول سال 1397 شهر همدان تشکیل دادند که با شیوه نمونه‫گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های کیفیت زندگی (واروشربون، 1992)، تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001)، پنج عاملی شخصیت نئو (کاستا و مک کری، 1992) و آزمون امیدبه زندگی (میلر و پاورز، 1988) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از SPSS نسخه 22 و AMOS-22 انجام شد.‬

    یافته ها

    نتایج نشان داد میان متغیرهای امیدبه زندگی و ویژگی های شخصیتی و تنظیم هیجان به ترتیب با ضرایب استاندارد 0٫75 و 0٫63 و 0٫37، با متغیر کیفیت زندگی در سطح خطای یک درصد رابطه معنا‫دار وجود دارد (0٫01>p). با انجام برازش مدل معادله ساختاری و برازش مدل نهایی، شاخص های برازش به ترتیب برای مجذور خی 0٫056=p و 67=NPAR و 632٫752=CMIN، شاخص توکر-لویس 0٫996=TLI، شاخص برازش تطبیقی 0٫935=CFI و شاخص بنتلر-بونت برابر 0٫962=NFI به دست آمد. همچنین مقدار شاخص برازش مقتصد هنجارشده (PNFI) 0٫578 و ریشه میانگین مربع های خطای برآورد 0٫045=RMSEA محاسبه شد. این مقادیر باوجود معنا داری آماره مجذور خی، نشان دهنده این است که مدل حاصل برازش مناسبی را برای داده ها دارد.

    نتیجه گیری

    باتوجه به یافته های این پژوهش برگزاری کارگاه های آموزشی برای بیماران در مراحل اولیه و در حین درمان جهت آموزش (امیددرمانی) و اصلاح تیپ شخصیتی، بسیار مفید و بازدارنده از تشدید بیماری است.

    کلیدواژگان: ویژگی‫های شخصیتی، کیفیت زندگی، امید به زندگی، تنظیم هیجانی، بیماران قلبی
  • مریم باشعور لشگری، پریسا تجلی*، محتبی امیری مجد صفحه 13
    هدف

    پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به مادران بر خودکارآمدی فرزندان ناتوانی یادگیری خاص آن ها در شهر تهران انجام شد.

    روش بررسی

    روش پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع طرح های پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را تمام مادران و دانش آموران 8 تا 12 ساله دارای ناتوانی یادگیری خاص در شهر تهران تشکیل می دادند که از بین آن ها 56 نفر (28 مادر و 28 کودک) به شیوه نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه خودکارآمدی دانش آموز مورگان-جینکز (1999) بود که قبل و بعد از مداخله و در مرحله پیگیری سه ماهه برروی هر دو گروه گواه و آزمایش اجرا شد. آزمودنی های گروه آزمایش در 8 جلسه دوساعته تحت درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. گروه گواه هیچ گونه آموزش درمانی ویژه ای دریافت نکرد. تجزیه وتحلیل داده ها در سطح توصیفی با استفاده از میانگین و انحراف معیار و در سطح استنباطی با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به مادران بر خودکارآمدی فرزندان آن ها در گروه آزمایش تاثیر معناداری نداشت.

    نتیجه گیری

    آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به مادران به عنوان بخشی از درمان کودکان با ناتوانی یادگیری خاص باید بااحتیاط به کار رود.

    کلیدواژگان: ناتوانی یادگیری خاص، خودکارآمدی، ذهن آگاهی
  • الیاس نیازی، شهرام مامی*، وحید احمدی صفحه 14
    هدف

    باورها و شناخت هایی که در اذهان زوجین وجود دارد در نحوه ارتباطات آن ها تاثیر می گذارد. هدف پژوهش مقایسه اثربخشی زوج درمانی رفتاری تلفیقی و زوج درمانی عقلانی- هیجانی- رفتاری بر باورهای ارتباطی زوجین ناسازگار بود.

    روش بررسی

    روش بررسی نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود و جامعه آماری این پژوهش تمامی زوجین با شکایت زناشویی و مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان شناسی شهرستان ایلام در سال 1396 بودند. از میان آن ها به روش نمونه گیری در دسترس 30 زوج انتخاب شده و با همگن سازی و به طور تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. زوجین جهت پیش آزمون و پس آزمون به پرسشنامه باورهای ارتباطی ایدلسون و اپستین (1982) پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بن فرونی، نرم افزار SPSS و مقدار احتمال 0٫05 تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج پژوهش حاضر نشان داد زوج درمانی رفتاری تلفیقی بر کاهش میانگین نمره های پس آزمون باور به تخریب کنندگی مخالفت (2٫58±20٫10 و 0٫001=p)، توقع ذهن خوانی (4٫49±23٫50 و 0٫001=p)، باور به عدم تغییرپذیری همسر (4٫12±22٫50 و 0٫001=p)، کمال گرایی جنسی (3٫72±22٫40 و 0٫001=p) و باور به تفاوت های جنسیتی (3٫43±22٫00 و 0٫001=p) اثربخش بود. درمان عقلانی- هیجانی- رفتاری بر کاهش میانگین نمره های پس آزمون باور به تخریب کنندگی مخالفت (2٫23±19٫45 و 0٫001=p)، توقع ذهن خوانی (3٫16±23٫40 و 0٫002=p)، باور به عدم تغییرپذیری همسر (3٫41±23٫75 و 0٫003=p)، کمال گرایی جنسی (3٫15±22٫00 و 0٫001=p) و باور به تفاوت های جنسیتی (3٫71±22٫30 و 0٫001=p) اثربخش بود.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش زوج درمان گران و مشاوران می توانند با آموزش باورهای ارتباطی صحیح با استفاده از زوج درمانی رفتاری تلفیقی و رویکرد عقلانی- هیجانی- رفتاری در جهت افزایش سازگاری زناشویی زوجین اقدام نمایند.

    کلیدواژگان: باورهای ارتباطی، رویکرد عقلانی- هیجانی- رفتاری، زوج درمانی رفتاری تلفیقی، زوجین ناسازگار
  • پروانه نظرپور صمصامی، زینت مهدیانی، مهدی قاسم زاده، حافظ پادروند* صفحه 15
    زمینه و هدف

    تنظیم هیجان نقش مهمی در سازگاری با وقایع تنیدگی زا در زندگی ایفا می کند. همچنین یکی از نیازهای دوران نوجوانی ابراز وجود است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه راهبردهای تنظیم هیجان و ابراز وجود در دانش آموزان پسر با و بدون ناتوانی ویژه یادگیری شهر خرم آباد انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش زمینه یابی از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان پسر 12تا16 سال مقطع متوسطه شهر خرم آباد، در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل دادند. از میان جامعه آماری، 30 دانش آموز پسر با ناتوانی ویژه یادگیری به روش نمونه گیری هدفمند و 30 دانش آموز عادی پسر به شیوه نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از فهرست وارسی تشخیصی اختلال ویژه یادگیری و پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان گارنفسکی و مقیاس ابراز وجود گمبریل و ریچی استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز، آزمون تی مستقل به کار رفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بین دو گروه از دانش آموزان در راهبردهای تنظیم هیجان و ابراز وجود تفاوت معناداری وجود دارد (0٫001>p) و در گروه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری، کمتر از دانش آموزان عادی است.

    نتیجه گیری

    با توجه به نقش راهبردهای تنظیم هیجان و ابراز وجود در سازگاری روانی و اجتماعی و نیز ضعف دانش آموزان با ناتوانی یادگیری در تنظیم هیجان و ابراز وجود، پیشنهاد می شود روان شناسان و مشاوران بالینی مدارس آموزش هایی را در جهت تقویت متغیرهای مذکور اعمال کنند.

    کلیدواژگان: راهبردهای تنظیم هیجان، ابراز وجود، دانش آموزان پسر، ناتوانی ویژه یادگیری، عادی
  • فرنگیس دمهری*، محسن سعیدمنش، شهرزاد رزبان صفحه 16
    زمینه و هدف

    تقریبا بیشتر والدین با غذاخوردن فرزندشان مشکل پیدا می کنند. در بین ناهنجاری های رفتاری کودکان می توان به مشکل های رفتاری آن ها هنگام صرف غذا اشاره کرد. بر این اساس هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی هنردرمانی با رویکرد نقاشی بر مشکل های رفتار خوردن و ناسازگاری کودکان شهر ملایر بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این مطالعه را تمامی کودکان 4تا6ساله شهر ملایر تشکیل دادند که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی از بین پنج مهدکودک و پیش دبستانی، سی کودک دارای مشکل رفتار خوردن و ناسازگار به عنوان نمونه انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه 15نفره قرار گرفتند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش پرسشنامه ارزیابی رفتاری راتر-فرم والدین (1979) و پرسشنامه رفتار خوردن کودکان CEBI (1990) بودند. پس از اجرای پیش آزمون، برای آزمودنی های گروه آزمایش در هشت جلسه 30تا45دقیقه ای و دو بار در هفته، برنامه هنردرمانی صورت گرفت و بعد از اتمام آن در هر دو گروه آزمایش و کنترل، پس آزمون انجام شد. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل کواریانس، با درنظرگرفتن سطح معنا داری 0٫05، استفاده گردید.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد مشکل های غذاخوردن کودکان تحت مداخله به طور معناداری کاهش یافته (0٫001≥p) و رفتارهای سازگاری آن ها (0٫001≥p) افزایش داشته است. 

    نتیجه گیری

    برمبنای نتایج این پژوهش می توان به مادرانی که فرزندشان دارای مشکل غذاخوردن است، توصیه کرد از روش هنردرمانی برای بهبود مشکل های رفتار خوردن و کاهش رفتارهای ناسازگاری آن ها استفاده کنند.

    کلیدواژگان: هنردرمانی، مشکل های رفتار خوردن، ناسازگاری کودکان
  • فائزه جهان*، رسول نوقابی صفحه 17
    زمینه و هدف

    حضور ذهن و آگاهی در لحظه جاری، می تواند راهی برای رسیدن به شناخت و عاطفه و تاملی قوی تر باشد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر آموزش ذهن آگاهی بر هوش اخلاقی، هوش معنوی و خرد سالمندان بود. 

    روش بررسی

    طرح این پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی سالمندان عضو کانون های سالمندی شهر تهران بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 50 نفر از سالمندان 65 سال به بالای مناطق 1، 14 و 19 انتخاب شدند و به تصادف در دو گروه مساوی گمارده شدند. بعد از کسب رضایت کتبی برای شرکت در پژوهش، ابزارهای پژوهش، شامل پرسش نامه هوش اخلاقی لینک و کیل (2008)، پرسش نامه هوش معنوی کینگ (2007) و پرسش نامه سه بعدی خرد آردلت (2003) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون تی دو گروه مستقل و با سطح اطمینان 99درصد با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد میانگین نمرات پیش آزمون دو گروه تفاوت معناداری نداشت؛ اما پس آزمون دو گروه گواه و آزمایش در همه مولفه های متغیر هوش معنوی، در دو مولفه از متغیر هوش اخلاقی (درست کاری، مسئولیت) و در هر سه مولفه متغیر خرد تفاوت معناداری داشت (0٫01>p).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش، آموزش ذهن آگاهی به سالمندان کمک می کند متغیرهایی مانند هوش معنوی، هوش اخلاقی و خرد را افزایش دهند. افزایش این متغیرها به فرد در جهت وحدت بخشیدن و معنادارکردن زندگی خود کمک درخور توجهی می کند.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، هوش اخلاقی، هوش معنوی، خرد، سالمندان
  • لیلا علیخانی، فرزانه تقیان*، رخساره بادامی صفحه 18
    زمینه و هدف

    یکی از راه هایی که برای بهبود رفتار حرکتی کودکان با ناتوانی هوشی پیشنهاد شده، انجام فعالیت بدنی و ورزش است. با این حال، درباره نوع فعالیت بدنی و ورزشی توافق عام وجود ندارد. بر همین اساس، هدف از پژوهش حاضر، مقایسه تاثیر تمرینات عملکردی و بازی های دبستانی بر مهارت های حرکتی درشت دختران با ناتوانی هوشی آموزش پذیر بوده است.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر، نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون بود. نمونه آماری این پژوهش را سی دانش آموز دختر با ناتوانی هوشی ده تا شانزده ساله مدرسه کودکان استثنایی شهرستان نی ریز تشکیل می دادند که به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب شدند و به روش همتاسازی در سه گروه تمرینات عملکردی، گروه بازی های دبستانی و گروه کنترل قرار گرفتند. هر دو گروه تجربی به مدت هشت هفته به تمرین پرداختند. ابزار استفاده شده در پژوهش حاضر، آزمون تبحر حرکتی برونینکس اوزرتسکی بود. برای تحلیل داده ها، از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج آنالیز کوواریانس نشان داد که بین نمرات گروه تمرینات عملکردی و بازی های دبستانی و گروه کنترل در مهارت های حرکتی درشت (0٫001≥ p، 54٫81=F)، تعادل (0٫001 ≥p، 28٫70=F)، هماهنگی (0٫001≥p، 19٫47=F)، سرعت دویدن (0٫001≥p ، 22٫74=F) و قدرت پا (0٫001≥ p، 9٫98=F) تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که بین نمرات گروه تمرینات عملکردی و بازی های دبستانی در متغیرهای مهارت های حرکتی درشت، تعادل، هماهنگی ، سرعت دویدن و قدرت پا تفاوت معنا داری وجود ندارد.

    نتیجه گیری

    می توان از تمرینات عملکردی و بازی های دبستانی برای بهبود مهارت های حرکتی درشت دختران با ناتوانی هوشی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: تمرینات عملکردی، بازی های دبستانی، مهارت های حرکتی درشت، ناتوانی هوشی
  • مریم هاشمی بخشی، غلامعلی افروز*، پرویز شریفی درآمدی، مسعود غلامعلی لواسانی صفحه 19
    زمینه و هدف

    تصویرسازی ذهنی نقش مهمی در تحول شناختی افراد نابینا دارد و نیز ادراک نمادهای فضایی در آن ها به صورت تدریجی شکل می گیرد. افراد نابینا با گوش دادن به الگوهای صوتی افراد مختلف از ویژگی های شخصیتی ایشان، تصاویری را در ذهن خود تصویرسازی می کنند؛ بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تصویرسازی ذهنی دانش آموزان بینا و نابینا بالغ و غیربالغ پسر از صدای معلم بود. 

    روش بررسی

    این پژوهش از نوع پس رویدادی بود. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان نابینا و بینا شهر تهران تشکیل دادند. حجم نمونه 120 نفر از دانش آموزان دوره دوم ابتدایی (کلاس های چهارم، پنجم، ششم) نابالغ و دوره دوم متوسطه (دهم، یازدهم، دوازدهم) بالغ بودند که براساس روش نمونه گیری هدفمند در دو مرحله انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون شانزده عاملی کتل و پرسشنامه محقق ساخته تصویرسازی ذهنی و پرسشنامه محقق ساخته بررسی ویژگی های زیستی استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 و آزمون خی دو با مقدار آلفای 0٫05 تجزیه و تحلیل گردید.

    یافته ها

    نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین چهار گروه از لحاظ تصویرسازی ذهنی از ویژگی های زیستی، ازجمله مرتب بودن دندان ها (0٫05=p)، داشتن پوست صاف و لطیف (0٫02=p)، سن (0٫3=p) و قد (0٫01=p) وجود داشت و نیز تفاوت معناداری از نظر ویژگی های روانی، مانند پرتلاش بودن (0٫001=p)، تندخویی (0٫001=p)، جسوربودن (0٫001=p) و جذاب بودن (0٫001=p) صاحب صوت مشاهده شد (0٫001>p). همچنین دانش آموزان نابینای بالغ تصویرسازی ذهنی درست تری از صاحب صوت داشتند. 

    نتیجه گیری

    باتوجه به ویژگی دانش آموزان (عادی و نابینا با و بدون تجربه بلوغ جنسی)، دانش آموزان نابینای بالغ تصویرسازی بهتری از صوت خانم داوطلب معلمی داشتند.

    کلیدواژگان: تصویرسازی ذهنی، افراد با آسیب بینایی، بلوغ
  • فرزاد فرهودی، محسن سعیدمنش، فرزاد میرشاهی* صفحه 20
    زمینه و هدف

    مشاهدات نشان می دهد که آموزش کوتاه مدت راه حل محور در زمینه مشکلات رفتاری و هیجانی و تحصیلی و نیز ارتقای مهارت های اجتماعی و ارتباطی در اقشار مختلف مراجعان ازجمله نوجوانان و دانش آموزان موثر است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش گروهی کوتاه مدت راه حل محور بر حرمت خود و اضطراب امتحان دانش آموزان دختر متوسطه اول انجام شد.

    روش بررسی

    طرح پژوهش نیمه تجربی با گروه آزمایش و گواه بود و به صورت پیش آزمون و مداخله و پس آزمون ارزیابی شد. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر کشکوئیه در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل دادند. از میان مدارس متوسطه اول شهر کشکوئیه، یک مدرسه به طور تصادفی انتخاب شده و پس از غربالگری اولیه، 50 نفر از دانش آموزان دختر به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش (25n=) و گواه (25n=) قرار گرفتند. به منظور اندازه گیری اضطراب امتحان از پرسشنامه اسپیلبرگر (1980) و برای اندازه گیری حرمت خود از پرسشنامه حرمت خود کوپر اسمیت (1967) استفاده شد. برنامه مداخله در هشت جلسه 90دقیقه ای انجام پذیرفت. داده ها توسط تحلیل کوواریانس یک راهه با نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که به کارگیری مشاوره گروهی راه حل محور موجب افزایش حرمت خود (0٫001≤p) و کاهش اضطراب امتحان (0٫001≤p) دانش آموزان گروه آزمایش درمقایسه با گروه گواه می شود.

    نتیجه گیری

    باتوجه به نتایج پژوهش حاضر می توان بیان کرد که یک دوره درمان گروهی کوتاه مدت راه حل محور می تواند باعث کاهش اضطراب امتحان و افزایش حرمت خود دانش آموزان دختر متوسطه گردد.

    کلیدواژگان: مشاوره راه حل محور، اضطراب امتحان، حرمت خود
  • فاطمه سادات طباطبایی نژاد، محسن گل پرور*، اصغر آقایی صفحه 21
    زمینه و هدف

    سازگاری اجتماعی از زمره متغیرهایی است که می تواند در مسیر یاری به دختران دانش آموز افسرده استفاده شود. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر درمان ذهن آگاهی مثبت محور و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان دختر افسرده اجرا شد.

    روش بررسی

    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح پژوهش، چهار گروهی دومرحله ای (پیش آزمون و پس آزمون) بود. به منظور انجام پژوهش از میان 300 دانش آموز دختر مقطع متوسطه اول در شهر نائین در سال 1396، 60 نفر به صورت هدفمند مطابق با ملاک های ورود و خروج انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه آزمایش (15 نفر برای هر گروه) و گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. پرسشنامه سازگاری اجتماعی در مراحل پیش آزمون و پس آزمون به کار رفت. گروه های در مان ذهن آگاهی مثبت محور و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری، هریک به مدت 12 جلسه، تحت درمان قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه درمانی دریافت نکرد. داده ها ازطریق تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل و از نرم افزار SPSS، نسخه 21 استفاده شد. سطح معناداری نیز 0٫05 درنظر گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد در گروه های در مان ذهن آگاهی مثبت محور و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری درمقایسه با گروه کنترل، برای سازگاری اجتماعی و مولفه های آن (سازگاری اجتماعی و سازگاری هیجانی و سازگاری تحصیلی) در پس آزمون، پس از کنترل پیش آزمون تفاوت معناداری مشاهده شد (0٫001>p). همچنین درمان ذهن آگاهی مثبت محور درمقایسه با درمان شناختی رفتاری در سازگاری تحصیلی و سازگاری اجتماعی کلی تفاوت معناداری داشت (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش، اجرای در مان ذهن آگاهی مثبت محور و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری برای دختران دانش آموز افسرده می تواند سبب افزایش سازگاری اجتماعی آن ها شود.

    کلیدواژگان: سازگاری اجتماعی، درمان ذهن آگاهی مثبت محور، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، درمان شناختی رفتاری، دانش آموزان دختر افسرده
  • محمود طهماسب زاده، بهرام میرزاییان*، رمضان حسن زاده صفحه 22
    زمینه و هدف

    از انواع اختلال های اضطرابی، می توان به اختلال اضطراب اجتماعی اشاره کرد که دربرگیرنده ترس از موقعیت های اجتماعی و مشتمل بر وضعیت هایی است که در آن ها نوعی موشکافی یا ارتباط با غریبه ها وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت بین اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری و واقعیت درمانی بر کاهش اضطراب اجتماعی در مادران دانش آموزان با اختلال ویژه یادگیری انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری را مادران دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری مراجعه کننده به مراکز درمان اختلال های یادگیری شهر بابل، در سال تحصیلی 97- 1396 تشکیل دادند که از این تعداد 45 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به طور تصادفی و حجم مساوی در سه گروه شامل دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. تعداد نمونه ها در فرایند مطالعه، در اثر افت به 40 نفر کاهش یافت. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب اجتماعی (کانور و همکاران، 2000) بود. همچنین از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تک متغیری برای آزمون فرضیه ها و از آزمون تعقیبی شفه برای بررسی و مقایسه دوبه دو گروه ها استفاده شد. 

    یافته ها

    نتایج پژوهش حاکی از آن بود که درمان گروهی شناختی رفتاری و واقعیت درمانی بر کاهش اضطراب اجتماعی تاثیر معناداری دارد (0٫011=p)؛ اما بین اثربخشی این دو روش تفاوت معناداری وجود نداشت. 

    نتیجه گیری

    باتوجه به یافته های پژوهش می توان از درمان های شناختی رفتاری و واقعیت درمانی برای کاهش نشانه های اضطراب اجتماعی، در مادران دانش آموزان با اختلال ویژه یادگیری استفاده کرد.

    کلیدواژگان: اضطراب اجتماعی، ناتوانی یادگیری خاص، درمان شناختی رفتاری، واقعیت درمانی
  • علی سیف زاده، منصور حقیقتیان*، علی اصغر مهاجرانی صفحه 23
    زمینه و هدف

    با توجه به روند رو به رشد جمعیت سالمندان و اینکه کشورمان تجربه سالمندی را آغاز کرده، پرداختن به نیازهای اجتماعی و شبکه ارتباطی سالمندان مهم است. هدف اصلی تحقیق، بررسی رابطه مشخصه های اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی و انزوای اجتماعی سالمندان شهر تهران بود.

    روش بررسی

    این مطالعه مقطعی و از نوع توصیفی بود. مطالعه حاضر در سال 1396 و در میان 382 نفر از سالمندان 65 سال و بیشتر شهر تهران که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده بودند، انجام گردید. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه بومی شده سنجش انزوای اجتماعی بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 25 در دو سطح توصیفی و تحلیلی با آزمون تی تست و تحلیل واریانس انجام شد. سطح معنا داری برای مقایسه تفاوت انزوای اجتماعی بین گروه های مختلف سالمندان 0٫05درصد در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میزان انزوای اجتماعی در سالمندان موردمطالعه حدود 62درصد بود. سالمندان دارای همسر، افراد 65 تا 69ساله، سالمندان با تحصیلات بالاتر از دیپلم و پاسخ گویان با اقامت کمتر از 5 سال در محل سکونت فعلی، انزوای اجتماعی کمتری از سایر سالمندان داشتند.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش، درصد انزوای اجتماعی سالمندان شهر تهران بالا بود و بین انزوای اجتماعی در سالمندان برحسب متغیرهای وضع تاهل، سن، تحصیلات و مدت سکونت در یک محله تفاوت معناداری وجود داشت.

    کلیدواژگان: مشخصه های اقتصادی و اجتماعی و جمعیتی، انزوای اجتماعی، سالمندان تهرانی
  • نریمان بارانی زاغه، آذر مهری*، شهره جلایی، روناک مرادی صفحه 24
    زمینه و هدف

    هم اکنون بیش از نیمی از مردم جهان دوزبانه یا چندزبانه هستند و در جامعه امروز دوزبانگی قاعده شناخته می شود نه استثنا. محیط دوزبانه تاثیر عمیقی بر رشد زبانی و شناختی و اجتماعی افراد می گذارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر وضعیت هم ریشگی بر توانایی هایی نامیدن افراد دوزبانه و درنهایت رسیدن به مدل یا فرضیه ای بود که بازیابی واژگان در افراد دوزبانه را تبیین کند.

    روش بررسی

    این مطالعه یک پژوهش توصیفی تحلیلی بود. جامعه مطالعه شده آن را تمامی افراد دوزبانه کرد-فارس سالم استان کردستان تشکیل دادند. نمونه گیری به صورت دردسترس انجام شد. افراد پس از پرکردن پرسشنامه مربوط به مهارت و تجربه زبانی، نسخه اصلی آزمون نامیدن تصاویر افعال فارسی را با استفاده از نرم افزار DMDX، در دو زبان کردی و فارسی، با فاصله زمانی هفت روز انجام دادند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های تی زوجی، تی مستقل، همبستگی پیرسون و اسپیرمن و نرم افزار SPSS استفاده شد. 

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد در افراد دوزبانه، سرعت و صحت نامیدن افعال هم ریشه به طور معناداری بیشتر از افعال غیرهم ریشه در هر دو زبان بوده و متغیرهای سن و جنسیت و سطح تحصیلات در برخی جنبه ها می توانند بر توانمندی نامیدن، تاثیر مستقیم یا عکس داشته باشند. براساس یافته ها، تفاوت معناداری بین صحت نامیدن افعال هم ریشه و غیرهم ریشه زبان اول (0٫001>p) و صحت نامیدن افعال غیرهم ریشه بین زبان اول و دوم (0٫001>p) مشاهده شد. همچنین ارتباط معناداری بین سطح تحصیلات و صحت نامیدن افعال غیرهم ریشه زبان دوم وجود داشت (0٫002=p). مقایسه متغیرهای سرعت و صحت نامیدن نیز در دو گروه زن و مرد، تفاوت معناداری را بین دو گروه در صحت نامیدن افعال غیرهم ریشه زبان اول (0٫003=p) و زبان دوم (0٫001>p) نشان داد. 

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت وضعیت هم ریشگی و شباهت های واج شناختی می تواند بر توانمندی نامیدن کلمات در افراد دوزبانه تاثیرگذار باشد. همچنین طبق نتایج، مدل فعال سازی آبشاری به خوبی می تواند بازیابی واژه در افراد دوزبانه را تبیین کند.

    کلیدواژگان: سرعت نامیدن، صحت نامیدن، افعال هم ریشه، افعال غیرهم ریشه، دوزبانه کرد-فارس
  • محسن سعیدمنش*، فرنگیس دمهری، محمدعلی جعفری ندوشن صفحه 25
    زمینه و هدف

    اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی ازاختلال های عصبی رشدی بوده که از سال های اولیه رشد ظاهر می شود. رفتار های تکانشی و ضعف در مهارت اجتماعی از ویژگی های کودکان مبتلا به این اختلال است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی خانواده درمانی کارکردی بر رفتار های تکانشی و مهارت اجتماعی کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی صورت گرفت. 

    روش بررسی

    طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را تمامی خانواده های مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر یزد، در سال 1396 تشکیل دادند که پس از انجام مصاحبه تشخیصی، فرزندشان تشخیص اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی را دریافت کرد. سپس از بین آنان 30 خانواده به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای گروه آزمایش به مدت نه جلسه دوساعته، برنامه خانواده درمانی کارکردی اجرا شد؛ اما در گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه SNAP (سواسون، 1980) و پرسشنامه مهارت اجتماعی (ماتسون، 1983) بود. داده ها در سطح توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج حاصل از پژوهش نشان داد خانواده درمانی کارکردی باعث کاهش رفتار های تکانشی (0٫001>p) و همچنین بهبود مهارت اجتماعی (0٫001>p) می شود. 

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش، استفاده از خانواده درمانی کارکردی به منظور کاهش رفتار تکانشی و افزایش مهارت اجتماعی کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی به متخصصان در این زمینه توصیه می شود.

    کلیدواژگان: خانواده درمانی کارکردی، رفتار های تکانشی، مهارت اجتماعی، نارسایی توجه، بیش فعالی
  • آزاده چوب فروش، محسن سعیدمنش*، ابوالفضل گلیمی صفحه 26
    زمینه و هدف

    خود ارضایی نوعی تحریک مکانیکی در دستگاه تناسلی است؛ به نحوی که فرد عمدا با خود کاری می کند که به تخلیه هیجان منجر شود. خودارضایی وسواسی در فرد، حس گریز از اجتماع را پدید می آورد که بر اثر افراط و تکرار در او ریشه دارتر خواهد شد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت خود بر حرمت خود نوجوانان دارای رفتار خودارضایی وسواسی بود.

    روش بررسی

    طرح پژوهش حاضر ازجمله طرح های نیمه تجربی با گروه آزمایش و بدون گروه کنترل بود. جامعه پژوهش را تمامی نوجوانان شهرستان کاشان تشکیل دادند که از بین آن ها 10 نفر از نوجوانان دارای خودارضایی وسواسی، به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. برای اندازه گیری نمره حرمت خود، پرسشنامه حرمت خود کوپر اسمیت (1954) به کار رفت. داده های حاصل از پژوهش با نرم افزارSPSS نسخه 22 تجزیه وتحلیل شدند. شاخص های آماری شامل میانگین و انحراف استاندارد و آزمون تی وابسته، برای بررسی تفاوت میانگین های پیش آزمون با پس آزمون استفاده شد. 

    یافته ها

    نتایج این پژوهش نشان داد درمان مبتنی بر شفقت خود باعث افزایش حرمت خود کلی و حرمت خود اجتماعی و حرمت خود تحصیلی در نوجوانان دارای رفتار خودارضایی شده است (0٫001>p). 

    نتیجه گیری

    باتوجه به یافته های این پژوهش استفاده از درمان مبتنی بر شفقت خود جهت افزایش حرمت خود در نوجوانان بارفتار خودارضایی وسواسی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر شفقت خود، خودارضایی وسواسی، حرمت خود
  • عقیل حسین لو*، معصومه اسمعیلی، سمیه کاظمیان صفحه 27
    زمینه و هدف

    افراد نابینا معمولا به دلیل داشتن تجربه متفاوت از افراد عادی، در سازگاری با محیط دچار مشکل می شوند. در این میان گفته شده است فرد دارای الگوی رفتاری پیش برنده، در زمان داشتن توانایی جهت یابی در کار و زندگی شخصی خود، می تواند به موفقیت دست یابد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته افراد نابینا به منظور تشخیص الگوهای پیش برنده آن ها انجام گرفت.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر از نوع مطالعات کیفی و پژوهشی پدیدارشناسی بود. جامعه آماری و نمونه های این پژوهش را افراد نابینا، 22ساله و بیشتر در شهر تهران تشکیل دادند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. در تحلیل داده های حاصل از مصاحبه نیز از دو روش تحلیل پدیدارشناسی توصیفی کلایزی و روش کدگذاری به طور هم زمان استفاده شد.

    یافته ها

    با تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها درباره تجربه زیسته افراد نابینا برای تعیین ویژگی های الگوهای پیش برنده آن ها، 21 مقوله عمده به دست آمد که درنهایت پنج مقوله هسته شامل سازگاری به مرور زمان، ارتباط با خدا، عوامل حمایت کننده فردی، مهارت های اجتماعی و حمایت اجتماعی، به عنوان این ویژگی ها مشخص شد.

    نتیجه گیری

    باتوجه به نتایج تحقیق می توان گفت، الگوهای پیش برنده افراد نابینا، مشتمل بر مجموعه ای از ویژگی ها و عوامل درون فردی و بین فردی و درعین حال عوامل محیطی و از همه مهم تر ارتباط با خالق هستی است؛ بنابراین به نظر می رسد بی توجهی یا نادیده گرفتن هرکدام از این عوامل و ویژگی ها، می تواند فرد را از داشتن الگوی پیش برنده، محروم سازد.

    کلیدواژگان: پدیدارشناسی، تجربه زیسته، نابینا، سازگاری، الگوهای پیش برنده
  • سارا رجب پور*، حمید نجات صفحه 28
    زمینه و هدف

    خانواده، یک سیستم اجتماعی، شامل گروهی از افراد است که از طریق ازدواج، تولیدمثل و تربیت فرزندان باهم زندگی کرده و نقش حیاتی برای رشد و پیشرفت افراد ایفا می کنند. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و دارودرمانی (بوپروپیون) بر رضایت جنسی و دلزدگی زناشویی زنان مبتلا به اضطراب رابطه جنسی بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی در قالب طرح پیش آزمون پس آزمون با سه گروه بود. جامعه آماری پژوهش مراجعان به مراکز درمانی نیشابور در بهار 1396 با تشخیص اضطراب رابطه جنسی بودند. 39 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی با لحاظ کردن ملاک های ورود و خروج در سه گروه قرار داده شدند. گروه اول تحت هشت جلسه درمان شناختی رفتاری قرار گرفت و گروه دوم دارودرمانی دریافت نمود، گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. مقیاس های رضایت جنسی (هادسون و کروسکاپ، 1981) و دلزدگی زناشویی (پایئز، 1996) در ابتدا و انتهای پژوهش برای گروه ها اجرا شد. مقایسه نتایج با کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بونفرونی با نرم افزار SPSS در سطح معناداری 0٫05 انجام گرفت. 

    یافته ها

    نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها نشان داد که درمان شناختی رفتاری و دارودرمانی، در بهبود رضایت جنسی و دلزدگی زناشویی موثر است و تفاوت معناداری بین این دو درمان مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    می توان گفت در کار با زنان دارای اختلال رابطه جنسی، استفاده همزمان از دارودرمانی و رواندرمانی اثربخشی مضاعفی دارد. پیشنهاد می شود از درمان شناختی رفتاری به عنوان درمانی مبتنی بر شواهد پژوهشی در بهبود رضایت جنسی و دلزدگی زناشویی افراد دارای اضطراب رابطه جنسی استفاده گردد.

    کلیدواژگان: اضطراب رابطه جنسی، بوپروپیون، دارودرمانی، درمان شناختی رفتاری، دلزدگی زناشویی، رضایت جنسی
  • کوثر اسفنده*، غلامرضا حاج ولیئی، هاشم فرهنگ دوست صفحه 29
    زمینه و هدف

    بازداری به معنای توانایی فعالانه متوقف کردن یا تاخیر فعالیتی است. چندین محقق به نقش ممکن فرایندهای خودتنظیمی و فرایندهای کنترل توجه و به ویژه کنترل بازداری در رشد لکنت اشاره کرده اند. هدف این پژوهش بررسی تفاوت ها در عملکرد کنترل بازداری بین کودکان لکنتی و غیرلکنتی بود.

    روش بررسی

    در این پژوهش مقطعی مقایسه ای، توانایی کنترل بازداری 30 کودک 7تا13ساله شهر تهران با تشخیص لکنت رشدی و 30 کودک غیرلکنتی رشدیافته طبیعی که به لحاظ سن و جنس با کودکان لکنتی تطابق داشته با استفاده از تکلیف برو-بایست شنیداری ارزیابی شد. تحلیل اطلاعات ازطریق آمار توصیفی تحلیلی ازجمله آزمون تی مقایسه میانگین های دو گروه مستقل و آزمون من ویتنی و آزمون همبستگی پیرسون با نرم افزار SPSS نسخه 24 صورت گرفت. در تمامی آزمون ها سطح معناداری کمتر از 0٫05در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    تفاوت های بین گروهی برای خطاهای ارتکاب و خطاهای بازداری نشان داد میانگین درصد خطاهای ارتکاب و بازداری در گروه لکنتی (13٫09±10٫47) و (15٫11±30٫21) درمقایسه با گروه غیرلکنتی (6٫17±8٫02) و (13٫73±24٫66) بیشتر به دست آمد؛ اما از نظر آماری تفاوت های معناداری نداشت. همچنین میانگین زمان واکنش بیشتری، در گروه لکنتی (73٫9±627٫06) درمقایسه با گروه غیرلکنتی (53٫37±615٫4) مشاهده شد؛ ولی این تفاوت میانگین در کودکان لکنتی و غیرلکنتی از نظر آماری معنادار نبود.

    نتیجه گیری

    نتایج این پژوهش براساس تکلیف برو-بایست شنیداری، مشخص کرد کودکان لکنتی و غیرلکنتی در کنترل بازداری تفاوت معناداری ندارند. بین دو گروه کودکان دارای لکنت و غیرلکنتی در متغیرهای ارتکاب و بازداری و زمان واکنش تفاوت معناداری مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: برو-بایست شنیداری، کنترل بازداری، لکنت رشدی
  • جعفر شویچی* صفحه 30
    زمینه و هدف

    از اختلال های بسیار رایج در کودکان سنین مدرسه، اختلال یادگیری است. این کودکان به طور معمول در زمینه های مختلفی نظیر تحصیلی و شناختی و هیجانی با مشکل روبه رو هستند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان ذهن آگاهی بر میزان اضطراب اجتماعی و عزت نفس دانش آموزان پایه چهارم تا ششم ابتدایی دارای اختلال یادگیری صورت گرفت.

    روش بررسی

    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان پسر دارای اختلال یادگیری در سال تحصیلی 98-1397، در مقطع ابتدایی پایه چهارم تا ششم شهر شادگان تشکیل دادند. از میان آن ها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 30 نفر انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه 15نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. در گروه آزمایش روش مداخله به صورت برنامه مداخله ذهن آگاهی کابات-زین بود. جهت جمع آوری داده ها، دو پرسشنامه اضطراب اجتماعی لیبوویتز (LSAS) (1987) و پرسشنامه عزت نفس کوپر-اسمیت (1996) به کار رفت. داده ها توسط آزمون آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری و با نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 در سطح معناداری 0٫05=α تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها

    باتوجه به نمرات کل متغیرها، میانگین و انحراف معیار نمره کل اضطراب اجتماعی در پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش به ترتیب 12٫07± 54٫46 و 7٫54±42٫6 و در گروه گواه به ترتیب 8٫39±50 و 7٫99±52٫46 به دست آمد. همچنین میانگین و انحراف معیار نمره کل عزت نفس در پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش به ترتیب 5٫35±22٫2و 4٫59±36٫47 و در گروه گواه به ترتیب 3٫43±21٫8 و 3٫85±23٫33 مشاهده شد. تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد برنامه مداخله آموزش ذهن آگاهی بر کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش عزت نفس دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری تاثیرگذار است (0٫001p<).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت آموزش ذهن آگاهی به دانش آموزان دارای اختلال یادگیری، اضطراب اجتماعی و عزت نفس آن ها را بهبود می بخشد.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، اضطراب اجتماعی، عزت نفس، اختلال یادگیری
  • المیرا دشتی داریان، کیانوش هاشمیان*، خدیجه ابوالمعالی حسینی صفحه 31
    زمینه وهدف

    فرسودگی تحصیلی به خستگی ناشی از وظایف مدرسه و نگرش های بدبینانه به مدرسه و باور ناکارآمدی در دستیابی به اهداف مدارس اشاره دارد که با توجه به اهمیت آن در زندگی تحصیلی دانش آموزان، لزوم مداخلات آزمایشی جهت کاهش آن آشکار است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی تلفیق آموزش سرمایه روان شناختی و خودتعیین گری بر کاهش فرسودگی تحصیلی دختران دانش آموز بود. 

    روش بررسی

    روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری را دانش آموزان دختر مقاطع هفتم و هشتم و نهم یکی از مدارس دخترانه شهر تهران در سال 1395 تشکیل دادند که تعداد، 118 نفر بود. به روش نمونه گیری تصادفی، از بین دانش آموزان دارای فرسودگی تحصیلی 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسشنامه بررسی فرسودگی دانش آموز مسلش، ساخته شائوفلی و همکاران در سال 2002 بود. آموزش تلفیقی سرمایه روان شناختی و خودتعیین گری در 14 جلسه برای گروه آزمایش صورت گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از طرح ترکیبی دوطرفه چندمتغیری و به کمک نسخه 21 نرم افزار SPSS تحلیل شد. 

    یافته ها

    تلفیق آموزش سرمایه روان شناختی و خودتعیین گری موجب کاهش معنادار مولفه های بی علاقگی (0٫001>p) و ناکارآمدی تحصیلی (0٫047=p) شد و باتوجه به نتایج آزمون پیگیری این اثرات در طی زمان ماندگار بود؛ اما آموزش تلفیقی منجربه کاهش مولفه خستگی هیجانی نشد

    نتیجه گیری

    باتوجه به یافته های پژوهش حاضر، آموزش مبتنی بر تلفیق سرمایه روان شناختی و خودتعیین گری منجربه کاهش فرسودگی تحصیلی دانش آموزان این مدرسه شده است.

    کلیدواژگان: خودتعیین گری، سرمایه روان شناختی، فرسودگی تحصیلی
  • مریم بیات پور، معصومه شجاعی*، علی کاشی صفحه 32
    زمینه و هدف

    پنج تا شش‌درصد از کودکان مقطع دبستان دچار نقص هماهنگی رشدی هستند. هدف، مقایسه تمرین منتخب ورزشی، ذهنی، ترکیبی و گزینش بهترین روش برای رشد مهارت حرکتی پسران دارای اختلال هماهنگی رشدی بود.

    روش‌بررسی

    طرح پژوهش تجربی از نوع پیش‌آزمون-‌پس‌آزمون، با گروه گواه بود. تعداد 55 پسر نه تا ده‌ساله شیرازی توسط پرسش‌نامه اختلال هماهنگی رشدی و آزمون ارزیابی حرکتی کودکان-2 غربال و پس از همسان‌سازی شفافیت تصویرسازی دیداری به‌شکل تصادفی در سه گروه تجربی (چهارده نفر) و یک گروه گواه (سیزده نفر) قرار گرفتند. مداخله به‌شکل تمرین بدنی، ذهنی و ترکیبی به‌‌مدت 24 جلسه‌ 45دقیقه‌ای اجرا شد و به‌منظور تحلیل داده‌ها از آزمون شاپیرو-ویلک برای نرمال‌بودن توزیع متغیرهای وابسته، آزمون تحلیل کوواریانس با استفاده از پیش‌آزمون به‌عنوان کووریت و آزمون تی هم‌بسته برای ارزیابی اثر مداخله، آزمون لوین برای همگنی واریانس‌ها و از آزمون بونفرونی به‌عنوان آزمون تعقیبی استفاده ‌شد.

    یافته‌ها

    یافته‌های پژوهش نشان داد میانگین و انحراف معیار اجرای مهارت‌های حرکتی سه گروه تمرین ذهنی، بدنی‌ و ترکیبی در نوبت پس‌آزمون به‌ترتیب (3٫671±62٫231 و 4٫235±63٫502 و 2٫773 ±65٫794=mean±sd) در مقایسه با نوبت پیش‌آزمون بهبود معناداری داشت (0٫001>p). مقایسه بین گروه‌ها از سودمندی بیشتر تمرین ترکیبی به‌شکل معناداری (0٫001>p) حمایت کرد.

    نتیجه‌گیری

    نتایج نشان داد در پسران نه تا ده‌ساله دارای اختلال هماهنگی رشدی، می‌توان با استفاده از تمرین ورزشی و ذهنی، بهبودی معناداری در رشد مهارت‌های حرکتی ایجاد کرد و بهترین شیوه برای تسریع رشد حرکتی استفاده از تمرینات ترکیبی است.

    کلیدواژگان: اختلال هماهنگی رشدی، تمرین ذهنی، تصویرسازی پتلپ، آزمون ارزیابی حرکتی کودکان-2
  • بلتا چیت سازها*، فهیمه آخوندی، ابوالفضل کرمی صفحه 33
    زمینه و هدف

    امروزه افزایش مصرف مواد مخدر نگرانی روزافزونی را برای تمامی جوامع به دنبال دارد و مسئله وابستگی به مواد و سوء مصرف آن به معضلی اجتماعی درمانی تبدیل شده است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثربخشی روش درمان شناختی رفتاری (CBT) بر افزایش شادکامی افراد وابسته به مواد محرک انجام شد. 

    روش بررسی

    این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی بود که از افراد وابسته به مواد محرک، 30 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. سپس به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار به کاررفته در این پژوهش، پرسشنامه شادکامی آکسفورد 1980 بود. مداخله درمان شناختی رفتاری، طی ده جلسه و هر جلسه 90 دقیقه برای گروه آزمایش صورت گرفت. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون آماری تحلیل کواریانس و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد تفاوت بین میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش درمقایسه با گروه کنترل، پس از حذف اثر نمرات پیش آزمون، در افزایش میزان شادکامی تاثیر معنا داری داشت (0٫001>p). همچنین، اثرات این آموزش بعد از گذشت یک ماه پایدار بوده و تفاوت معناداری بین میانگین نمرات پس آزمون و پیگیری گروه آزمایش مشاهده نشد (0٫073=p).

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته ها، به نظر می رسد درمان شناختی رفتاری می تواند موجب افزایش شادکامی شود؛ بنابراین، توصیه می گردد آموزش درمان شناختی رفتاری توسط روان شناسان و روان درمانگران به عنوان روشی مداخله ای در جهت پیشگیری درزمینه مصرف مواد به کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: درمان شناخت ی ر فتاری، شادکامی، افراد وابسته به مواد محرک
  • شیرین ایدلخانی، حسن حیدری*، حسین داوودی، مهدی زارع بهرام آبادی صفحه 34
    زمینه و هدف

    دل زدگی زناشویی از آشفتگی ها و نابهنجاری های روان شناختی است که موجب مشکل های روانی و بی تفاوتی (طلاق عاطفی) و طلاق زوجین می شود. این پژوهش با هدف تعیین و مقایسه اثربخشی آموزش رویکرد فلدمن و مهارت های صمیمانه (PAIRS) بر کیفیت زندگی زناشویی زنان دچار دل زدگی زناشویی انجام شد. 

    روش بررسی

    این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی زنان دچار دل زدگی زناشویی شهرستان تهران تشکیل دادند که طی فراخوان عمومی 36 نفر انتخاب شده و به طور تصادفی در سه گروه آزمایشی یک و گروه آزمایشی دو و کنترل قرار گرفتند. برای هر سه گروه پیش آزمون پرسشنامه کیفیت زندگی زناشویی فلچر و همکاران (2000) اجرا شد. سپس طرح مداخله روش چندسطحی فلدمن در گروه آزمایش یک و مداخله با رویکرد آموزش مهارت های صمیمانه برای گروه آزمایش دو انجام پذیرفت؛ اما گروه کنترل، هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. نتایج با روش کواریانس در سطح 5درصد تحلیل شد. 

    یافته ها

    نتایج آنالیز کواریانس نشان داد که هر دو روش چندسطحی فلدمن و مهارت های صمیمانه بر افزایش کیفیت زندگی زناشویی در زنان دچار دل زدگی زناشویی تاثیر معنا داری دارد (0٫001>p). آزمون تعقیبی نیز مشخص کرد که بین میزان اثربخشی دو رویکرد مذکور تفاوت معناداری مشاهده نمی شود.

    نتیجه گیری

    می توان به منظور افزایش کیفیت زندگی زناشویی از رویکردهای چندسطحی فلدمن و مهارت های صمیمانه بهره برد.

    کلیدواژگان: رویکرد چندسطحی فلدمن، مهارت های صمیمانه، کیفیت زندگی زناشویی، دل زدگی زناشویی
  • اسماعیل آقازاده، فرزانه تقیان*، غلامعلی قاسمی کهریزسنگی صفحه 35
    زمینه و هدف

    از پوسچرهای معیوب بسیار شایع ستون فقرات گردنی در افراد نابینا جلو آمدگی سر با شیوع 66درصد است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات تراباند بر زاویه سر به جلو و قدرت و دامنه حرکتی نابینایان و کم بینایان مبتلا به سر به جلو انجام شد.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر، نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون پس آزمون بود. نمونه آماری این پژوهش را سی دانش آموز پسر نابینا و کم بینا 10تا16ساله آموزشگاه شوریده شیرازی از شهر شیراز، در سال تحصیلی 96-1395 با عارضه ناهنجاری سر به جلو تشکیل دادند که به صورت دردسترس و هدفمند انتخاب شده و به روش تصادفی در دو گروه تمرینات تراباند و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی های گروه تمرین به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته و هرجلسه شصت دقیقه با کش تراباند به تمرین مقاومتی پرداختند. گروه کنترل در این دوره هیچ گونه فعالیت ورزشی نداشت. قدرت و زاویه سر به جلو و دامنه حرکتی آزمودنی ها قبل و پس از هشت هفته در هر دو گروه اندازه گیری شد. جهت بررسی داده ها، نرم افزار SPSS و آزمون تی همبسته و مستقل به کار رفت. مقدار p کمتر از 0٫05 معنا دار درنظر گرفته شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد هشت هفته تمرین با تراباند باعث بهبود زاویه سر به جلو با اختلاف میانگین و معنا داری (2٫53±0٫17، 0٫007=p)، قدرت دست (0٫56±0٫93-، 0٫004=p)، آبداکشن (0٫36±15٫67-، 0٫044=p)، قدرت اکستنسورهای پشت (1٫56±19٫33-، 0٫012=p)، چرخش خارجی مفصل شانه (0٫51±3٫23-، 0٫037=p) و اکستنشن سر و گردن (1٫51±2٫07-، 0٫001=p) شد؛ اما در متغیر چرخش داخلی مفصل شانه (0٫74±0٫37-، 0٫584=p)، فلکشن (1٫16±11٫87-، 0٫072=p)، فلکشن چپ (0٫01±0٫74، 0٫441=p) و فلکشن راست (1٫2±0٫46-، 0٫573=p) تغییری ایجاد نکرد.

    نتیجه گیری

    باتوجه به نتایج حاصل از این تحقیق تمرینات تراباند می تواند باعث بهبود زاویه سر به جلو و دامنه حرکتی و قدرت عضلانی در افراد نابینا و کم بینا مبتلا به عارضه سر به جلو شود؛ ازاین رو می توان باتوجه به موثربودن این تمرینات از آن به عنوان روشی اثرگذار در درمان این عارضه استفاده کرد.

    کلیدواژگان: سر به جلو، دامنه حرکتی، قدرت عضلانی، تمرینات تراباند، افراد نابینا
  • محمدرضا مرادی*، محمدصادق سعادت صفحه 36
    زمینه و هدف

    مشارکت در فعالیت های ورزشی، منافعی آشکار ازجمله منافع جسمانی و روان شناختی و اجتماعی برای همه اعضای جامعه اعم از افراد سالم و به ویژه برای معلولان دارد. ازسویی هویت ورزشی می تواند انگیزش و تعهد حضور مداوم در فعالیت های ورزشی و موفقیت در سطوح عالی ورزشی را منجر شود. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین هویت ورزشی و مشارکت در فعالیت های ورزشی در بین معلولان جسمی بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر از نوع پیمایشی بود و به کمک پرسشنامه اطلاعات لازم جمع آوری شد. جامعه آماری پژوهش را تمامی معلولان جسمی شهرکرد در سال 1395 تشکیل دادند. با به کارگیری فرمول کوکران در سطح خطای 5درصد تعداد 320 نفر از بین 2139 نفر معلولان جسمی به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. از مقیاس هویت ورزشی چزلاک و پرسشنامه محقق ساخته مشارکت ورزشی و نیز از ضریب همبستگی پیرسون و نرم افزار SPSS نسخه 23 در سطح خطای 5درصد استفاده گردید.

    یافته ها

    باتوجه به نتایج، بین هویت خود و مشارکت ورزشی رابطه مستقیم و معنا دار (0٫001>p، 0٫34=r) و نیز بین هویت اجتماعی و مشارکت ورزشی رابطه مستقیم و معنا دار مشاهده شد (0٫001>p، 0٫30=r). همچنین بین انحصارگرایی و مشارکت ورزشی رابطه مستقیم و معنا داری به دست آمد (0٫001>p، 0٫40=r). ازطرفی یافته ها نشان داد بین تاثیرپذیری منفی و مشارکت ورزشی رابطه معکوس و معنا دار (0٫001>p، 0٫16-=r) و نیز بین تاثیرپذیری و مشارکت ورزشی رابطه مستقیم و معنا داری وجود داشت (0٫001>p، 0٫31=r). درنهایت بین هویت ورزشی و مشارکت ورزشی رابطه مستقیم و معنا داری مشاهده شد (0٫001>p، 0٫35=r).

    نتیجه گیری

    براساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که هویت ورزشی تسهیل گر مشارکت هرچه بیشتر معلولان جسمی در فعالیت های ورزشی است.

    کلیدواژگان: هویت ورزشی، ورزش، معلول جسمی
  • ساناز عزیزمحمدی*، نازنین راکبی، زهرا جمشیدی، مریم زمردی صفحه 37
    زمینه و هدف

    طیف اختلال های اوتیسم اثرات شدیدی بر زندگی خانوادگی ازجمله انسجام روانی و کیفیت زندگی دارد؛ ازاین رو پژوهش حاضر باهدف اثربخشی معنادرمانی بر انسجام روانی و کیفیت زندگی مادران دانش آموزان اوتیسم انجام شد.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را تمامی مادران کودکان 7تا12ساله مبتلا به اوتیسم در مرکز اوتیسم رازی شهر بهارستان، در سه ماه آخر سال 1397 تشکیل دادند. تعداد 30 نفر از مادران به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی قرار گرفتند. به منظور جمع آوری داده ها، از مقیاس انسجام روانی آنتونسکی (1993) و مقیاس کیفیت زندگی بهداشت جهانی (2002) استفاده شد. برای افراد گروه آزمایش در هشت جلسه، معنادرمانی صورت گرفت؛ اما گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت نکرد. جهت تحلیل داده ها، نرم افزار SPSS نسخه 22 و آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره به کار رفت. سطح معنا داری نیز 0٫01 درنظر گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل در انسجام روانی و کیفیت زندگی تفاوت معناداری وجود دارد. میانگین و انحراف معیار کیفیت زندگی گروه آزمایش قبل و بعد از مداخله به ترتیب 6٫54± 27٫54 و 6٫43±29٫87 و انسجام روانی قبل و بعد از مداخله به ترتیب 5٫23±48٫76 و 5٫57±52٫89 به دست آمد. همچنین اندازه اثر نمره کیفیت زندگی 0٫421 (0٫001>p) و انسجام روانی 0٫378 (0٫001>p) بود.

    نتیجه گیری

    باتوجه به نتایج پژوهش، آموزش معنادرمانی موجب افزایش انسجام روانی و کیفیت زندگی مادران دانش آموزان اوتیسم شده است.

    کلیدواژگان: معنادرمانی، انسجام روانی، کیفیت زندگی، مادران اوتیسم
  • بهمن علیزاده، عبدالله قاسمی*، الهه عرب عامری، میثم رضایی صفحه 38
    زمینه و هدف

    نقص در عملکرد حرکتی در کودکان کم توان ذهنی رایج است. اندازه گیری عملکرد حرکتی با ویژگی های روان سنجی صحیح برای استفاده بالینی و پژوهش ضرورت دارد. هدف از این تحقیق، تعیین روایی و پایایی مجموعه آزمون های ارزیابی حرکت کودکان ویرایش دوم (MABC-2) برای کودکان 7تا10ساله کم توان ذهنی بود.

    روش بررسی

    روش پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. بدین منظور 124 دانش آموز 7تا10ساله کم توان ذهنی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 96-1395 به شیوه نمونه هدفمند دردسترس انتخاب شدند. روایی آزمون MABC-2 به شکل روایی هم زمان با آزمون BOT-2 و پایایی به صورت پایایی همسانی درونی و به شیوه آلفای کرونباخ به دست آمد. برای تحلیل آماری داده ها، نرم افزار SPSS نسخه 19 به کار رفت. سطح معناداری نیز 0٫05 در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    مقدار آلفای کرونباخ کلی 0٫89 محاسبه شد که همبستگی قوی را نشان داد. کمترین و بیشترین مقدار همبستگی اسپیرمن بین هر ماده با نمره کل به ترتیب مربوط به تکلیف پرتاب کیسه لوبیا با 0٫38 و تعادل روی تخته با پای برتر با 0٫79 بود (0٫05>p). ضریب همبستگی اسپیرمن مشخص کرد بین خرده مقیاس چالاکی دستی از آزمون MABC-2 با دو حوزه حرکتی و چهار خرده مقیاس مشترک با آزمون BOT-2 همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد؛ ولی بین خرده مقیاس دریافت و پرتاب از آزمون MABC-2 با هیچ یک از خرده مقیاس های آزمون BOT-2 هیچ گونه همبستگی مثبت و معناداری مشاهده نشد. همچنین خرده مقیاس تعادل از آزمون MABC-2 تنها با خرده مقیاس های سرعت و چالاکی (0٫30r=،0٫024=p)  و تعادل (0٫29r=،0٫027=p) از آزمون BOT-2، دارای همبستگی معناداری بود.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش آزمون MABC-2 از روایی و پایایی خوبی برای کودکان کم توان ذهنی برخوردار است؛ ولی بعضی از مواد آن برای این کودکان نیاز به تعدیل دارد.

    کلیدواژگان: آزمون مجموعه ارزیابی حرکت برای کودکان ویرایش دوم، کم توان ذهنی، پایایی، روایی هم زمان
  • شقایق بازرگان، محسن سعیدمنش*، محمدرضا ایروانی صفحه 39
    زمینه و هدف

    خواندن یکی از مهارت های ارتباطی انسان است که زیربنای سواد آموزی فرد است. سرعت نامیدن خودکار و حافظه فعال، بخشی از دانش زبانی فرد است. هدف از انجام دادن این پژوهش، مقایسه سرعت نامیدن خودکار و حافظه فعال در کودکان با و بدون نارساخوانی بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت بودند از: دانش آموزان دبستانی شهر یزد که به منظور انجام دادن این پژوهش پنجاه دانش آموز مبتلا به نارساخوانی از شهر یزد و پنجاه دانش آموز عادی در سال 1396 به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار این پژوهش عبارت بودند از: آزمون های حافظه فعال (وکسلر، 2003)، سرعت نامیدن خودکار (برخوردار، 1386) و پرسش نامه اختلال خواندن (کرمی نوری، 1384). برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون t مستقل و کولموگروف-اسمیرنوف استفاده شد. داده ها در این پژوهش توسط نرم افزار SPSS نسخه 21 و در سطح 95درصد اطمینان تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج این پژوهش نشان داد که بین سرعت نامیدن خودکار و حافظه فعال در دانش آموزان دارای نارساخوانی (6٫32±64٫59 برای حافظه فعال و 39٫86±227 برای سرعت نامیدن خودکار) و بدون نارساخوانی (8٫3 ±93٫37 برای حافظه فعال و 52٫78±150٫78 برای سرعت نامیدن خودکار) تفاوت وجود دارد (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    یافته های این پژوهش نشان داد بین سرعت نامیدن خودکار و حافظه فعال در کودکان دارای نارساخوانی و کودکان عادی تفاوت وجود دارد و با تقویت این مهارت ها می توان بر توانایی کودک در خواندن افزود.

    کلیدواژگان: حافظه فعال، سرعت نامیدن خودکار، نارساخوانی
  • مونس حسینی، آرمین محمودی*، علیرضا ماردپور صفحه 40
    زمینه و هدف

    با توجه به نقش مهم دانشجویان در ارتقای سطح علمی کشور و لزوم ارزیابی همه جانبه عوامل مهم تاثیرگذار بر سطح کلی سلامت آن ها، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای بهزیستی اجتماعی در ارتباط بین سلامت معنوی با صمیمیت زناشویی دانشجویان متاهل انجام شد.

    روش بررسی

    روش این پژوهش توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری را دانشجویان دختر و پسر متاهل دانشگاه های وابسته به وزارت علوم شهر گچساران تشکیل دادند که در سال تحصیلی 97-1396 مشغول به تحصیل بودند. باتوجه به جدول کرجسی و مورگان 398 نفر به صورت دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، مقیاس های صمیمیت زناشویی والکر و تامپسون (1983) و بهزیستی ذهنی گی یرز و ماگیارمو (2003) و سلامت معنوی پولوتزین و الیسون (1983) به کار رفت. داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی همچون میانگین و انحراف معیار و مدل سازی معادلات ساختاری به کمک نسخه 23 نرم افزار AMOS و با درنظرگرفتن سطح معناداری 0٫05 تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که نمره کل سلامت معنوی و یک مولفه اش (سلامت مذهبی) بر متغیر وابسته اصلی صمیمیت اثر مثبت و مستقیم دارد (0٫213=β و 0٫001>p). نمره کل سلامت معنوی و یکی از مولفه های آن (سلامت مذهبی) نیز بر متغیر وابسته میانی بهزیستی اجتماعی تاثیر مثبت و معنادار می گذارد (0٫165=β و 0٫001>p). همچنین اثر مستقیم بهزیستی اجتماعی بر صمیمیت زناشویی معنادار مشاهده می شود (0٫421=β و 0٫001>p). به طور کل 0٫24 واریانس صمیمیت زناشویی ازطریق سلامت معنوی و بهزیستی اجتماعی تبیین شده است.

    نتیجه گیری

    براساس نقش میانجی بهزیستی اجتماعی در رابطه بین سلامت معنوی با صمیمت زناشویی دانشجویان، توجه به اهمیت این نوع بهزیستی در برنامه ریزی ها و مداخلات روان شناسی و مشاوره خانواده در زمینه ارتقای کیفیت زندگی زناشویی دانشجویان، ضروری است.

    کلیدواژگان: سلامت معنوی، بهزیستی اجتماعی، صمیمیت زناشویی، دانشجویان متاهل
  • شیوا جزینی*، آناهیتا خدابخشی کولایی، محمدرضا فلسفی نژاد، اکرم ثناگو صفحه 41
    زمینه و هدف

    قتل از جنایت های بشری بسیار هولناک است. پژوهش های گذشته عوامل زمینه ساز روان شناختی و اجتماعی گوناگونی را در ارتکاب به قتل برشمرده اند؛ لذا پژوهش حاضر با هدف واکاوی واکنش های احساسی و هیجانی زنان متهم به قتل درباره ارتکاب به قتل انجام شد.

    روش بررسی

    روش این مطالعه کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. شرکت کنندگان در پژوهش شامل هفده زن متهم به قتل بودند که براساس نمونه گیری هدفمند، از بین زنان متهم به قتل در زندان زنان شهر اصفهان در سال 1395 انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد که با موافقت شرکت کنندگان یادداشت و سپس تحلیل شدند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از پژوهش، از تحلیل محتوای کیفی استفاده شد.

    یافته ها

    تجزیه و تحلیل داده ها به تولید هفت درون مایه اصلی انجامید که شامل احساس ناراحتی، شوک، احساس وحشت، احساس خفگی و نداشتن آرامش، احساس عصبانیت و جنون، احساس پشیمانی و در نهایت احساس گیجی و سردرگمی بود. 

    نتیجه گیری

    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که بسیاری از آن ها پس از ارتکاب جرم، واکنش های احساسی و هیجانی همانند پشیمانی، ناراحتی و گیجی را داشته اند که این امر نشان می دهد این زنان در حین ارتکاب قتل، کنترل هیجان های منفی و خشم شدید خود را نداشته اند. این نتایج می تواند به مددکاران اجتماعی، روان شناسان، مشاوران، جرم شناسان و متخصصان پزشکی قانونی در آموزش و کار در این حیطه کمک کند.

    کلیدواژگان: جرم، زندان، زنان، قتل، پدیده شناسی، مطالعه کیفی
  • خالد اصلانی، مهناز حاجی حیدری*، غلامرضا رجبی، عباس امان اللهی صفحه 42
    زمینه و هدف

    سوگ پیچیده از اختلال های شایع بوده که دارای تبعات و ناتوانی های روان شناختی است. این امر لزوم مداخلات روان شناختی را در این بیماران، ضروری می سازد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سوگ پیچیده افراد بانشانه های سوگ پیچیده انجام شد.

    روش بررسی

    طرح این پژوهش، تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه بود. سه نفر زن مبتلا به سوگ پیچیده ازطریق پرسشنامه سوگ پیچیده، به روش نمونه گیری هدفمند، از بین بیماران مرکزهای مشاوره شهر اهواز انتخاب شدند. ورود بیماران به درمان، پس از احراز شرایط درمان بود. کارایی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، در طی سه مرحله خط پایه و درمان و پیگیری، با استفاده از پرسشنامه سوگ پیچیده پریگرسون و ماسیچواسکی (1995) بررسی شد. تحلیل داده ها به روش ترسیم دیداری و شاخص تغییر پایا (RCI) و فرمول درصد بهبودی صورت گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش نشانگان سوگ پیچیده در افراد مبتلا به سوگ پیچیده هم از نظر آماری در سطح (0٫01>p) و هم از نظر بالینی معنا دار بود.

    نتیجه گیری

    روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش نشانگان و بهبود علائم سوگ پیچیده از کارایی لازم برخوردار است.

    کلیدواژگان: شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، سوگ پیچیده
  • معصومه اسماعیل پور، علی شاکر دولق* صفحه 43
    زمینه و هدف

    اختلالات یادگیری ویژه و بیش فعالی از شایع ترین مشکلات در کودکان ابتدایی است. این پژوهش با هدف مقایسه خودپنداره مربوط به مدرسه و ذهن آگاهی در دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ویژه، بیش فعالی و عادی ششم ابتدایی در شهر اردبیل صورت گرفت.

    روش بررسی

    روش پژوهش با توجه به اهداف و فرضیه ها علی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری و عادی دوره ابتدایی مشغول به تحصیل، در مراکز اختلالات یادگیری و استثنایی (256=N) و مدارس عادی دوره ابتدایی (31112=N) شهر اردبیل در سال 1396 بود که نود نفر (سی نفر با اختلال یادگیری، سی نفر بیش فعالی و سی نفر عادی) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از پرسش نامه خودپنداره مربوط به مدرسه و ذهن آگاهی (Maas) بررسی شدند. تجزیه وتحلیل اطلاعات با آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) و با بهره گیری از نرم افزار آماری SPSS صورت گرفت.

    یافته ها

    نتایج به دست آمده نشان داد بین خودپنداره مربوط به مدرسه در دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ویژه، بیش فعالی و عادی تفاوت معنا داری وجود دارد؛ به طوری که دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ویژه و بیش فعالی در ذهن آگاهی و خودپنداره مربوط به مدرسه نمرات پایینی در مقایسه با دانش آموزان عادی کسب کردند (0٫001>p). نتایج آزمون تعقیبی شفه نشان داد بین دو گروه دارای اختلال یادگیری و بیش فعالی تفاوت معناداری در خودپنداره مربوط به مدرسه و ذهن آگاهی وجود ندارد.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش، برنامه ریزی و آموزش هایی برای افزایش میزان خودپنداره مربوط به مدرسه و ذهن آگاهی در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری و بیش فعال پیشنهاد می شود. همچنین بر لزوم اجرای برنامه های آموزشی و درمانی در دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ویژه و بیش فعالی تاکید می گردد.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، خودپنداره مربوط به مدرسه، اختلال یادگیری ویژه، بیش فعالی
  • رسول حشمتی*، مهسا حاتمی، مهشید ابن احمدی، ثریا پیرمردوند چگینی صفحه 44
    زمینه و هدف

    تنظیم هیجان از مشکلات بسیار مهم در کودکان مبتلا به AD/HD است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی MBSR-C بر خودتنطیمی هیجانی و تاب آوری هیجانی دانش آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی انجام شد. 

    روش بررسی

    در روشی شبه آزمایشی، 24 دانش آموز مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی به شیوه دردسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تاب آوری کودک و نوجوان-28 انگار و لیبنبرگ و چک لیست تنظیم هیجان شیلدز و سیسچتی استفاده شد. برنامه MBSR-C به مدت هشت جلسه در گروه آزمایش صورت گرفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای پردازش داده ها، SPSS نسخه 18 و برای تحلیل داده ها، MANCOVA به کار گرفته شد. سطح معناداری در تمام آزمون ها برابر با 0٫05 بود.

    یافته ها

    نتایج نشان داد MBSR-C بر خودتنظیمی هیجانی (0٫001>p) و تاب آوری هیجانی (0٫001>p) دانش آموزان مبتلا به بیش فعالی موثر بود. دو گروه در مولفه مراقبت (0٫030=p) تفاوت معنا دار داشتند. همچنین، در مولفه های خودتنظیمی هیجانی و تفاوت ها در مولفه های هیجان منفی/بی ثباتی (0٫001>p) و تنظیم هیجانی (0٫006=p) معنا دار به دست آمد.

    نتیجه گیری

    براساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت MBSR-C در تعدیل و تنظیم خلق و هیجانات و افزایش تاب آوری کودکان مبتلا به AD/HD موثر است. پیشنهاد می شود روش کاهش استرس براساس بهوشیاری در کنار سایر مداخلات در تنظیم عواطف منفی این کودکان به کار رود.

    کلیدواژگان: کاهش استرس براساس بهوشیاری، تاب آوری هیجانی، خودتنطیمی هیجانی، اختلال نارسایی توجه، بیش فعالی
  • رویا فصیحی، جوانشیر اسدی*، رمضان حسن زاده، فیروزه درخشانپور صفحه 45
    زمینه و هدف

    انعطاف پذیری، یکی از متغیرهای سبک زندگی سالم است. بررسی میزان اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری، می تواند بیانگر کارآمدی این درمان در دانشجویان پزشکی باشد؛ بنابراین هدف مطالعه حاضر، تعیین تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی بود. 

    روش بررسی

    این مطالعه در قالب طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه گواه از میان دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گرگان در سال تحصیلی 1397-1396 انجام شد و 30 نفر به شیوه هدفمند بر اساس معیارهای ورود انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه (گروه آزمایش 15 نفر و گروه گواه 15 نفر) جای گذاری شدند. پروتکل درمانی به مدت هشت جلسه هفتگی به گروه آزمایش ارائه شد و گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفت. انعطاف پذیری با پرسش نامه دنیس-وندروال (2010) ارزیابی شد و داده های حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS و به کمک شاخص های آمار توصیفی چون میانگین و انحراف معیار، آزمون لوین، کولموگروف اسمیرنوف و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تحلیل نشان داد که اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در پس آزمون در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه بر شاخص انعطاف پذیری شناختی معنادار بود (0٫001>p). همچنین درمان مذکور در مرحله پیگیری در گروه آزمایش ماندگار بود (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش حاضر، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، می تواند به عنوان یک مداخله اثربخش در افزایش انعطاف پذیری دانشجویان پزشکی محسوب شود.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، انعطاف پذیری شناختی
  • مرضیه نوری فرد، حمیدطاهر نشاط دوست*، ایلناز سجادیان صفحه 46
    زمینه و هدف

    نارسایی مزمن کلیوی، تخریب رو به رشد و بازگشت ناپذیر عملکرد کلیوی است که عوارض جسمی و روانی بی شماری را در پی دارد. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی با آموزش اختصاصی سازی حافظه بر راهبردهای شناختی تنظیم هیجان بیماران همودیالیزی انجام شد. 

    روش بررسی

    پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری را بیماران همودیالیزی مراجعه کننده به مراکز همودیالیز شهر تهران در سال 1396 تشکیل دادند. تعداد 36 نفر به روش نمونه گیری هدفمند از جامعه آماری انتخاب شده و به صورت تصادفی در سه گروه آموزش ذهن آگاهی (سگال، 2013) و آموزش اختصاصی سازی حافظه (مکس ول، 2016) و گروه کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان گارنفسکی (CERQ) به کار رفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، تجزیه وتحلیل شد. کد کارآزمایی بالینی IRCT20190202042582N1 بود. 

    یافته ها

    بررسی نتایج نشان داد که بین راهبردهای شناختی تنظیم هیجان مثبت و منفی گروه های آموزش ذهن آگاهی و آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی و کنترل، در مرحله پس آزمون بیماران همودیالیزی تفاوت وجود دارد (0٫001>p). همچنین بین راهبردهای شناختی تنظیم هیجان مثبت و منفی سه گروه مذکور، در مرحله پیگیری بیماران همودیالیزی تفاوت مشاهده می شود (0٫001>p).

     نتیجه گیری

     براساس یافته های این مطالعه می توان از مداخله های ذهن آگاهی با آموزش اختصاصی سازی حافظه در افزایش استفاده از راهبردهای شناختی تنظیم هیجان بیماران تحت همودیالیز بهره برد.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی، راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، همودیالیز
  • عباس مهوش*، پرویز شریفی درآمدی، سعید رضایی، محمد عسکری صفحه 47
    زمینه و هدف

    آسیب شنوایی نقص حسی شایع تر در جهان است. مطالعات گوناگون نشان می دهد که کودکان با آسیب شنوایی مشکل هایی در زمینه تنظیم شناختی-هیجانی و مهارت های اجتماعی دارند. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه آموزش تنظیم شناختی-هیجانی بر مهارت های اجتماعی کودکان با آسیب شنوایی بود. 

    روش بررسی

    در این پژوهش، از طرح نیمه تجربی با پیش آزمون پس آزمون و گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان با آسیب شنوایی شهر تهران در سال 1397 تشکیل دادند که با روش نمونه گیری دردسترس، سی نفر از آن ها انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی (SSRS) بود. مداخله آموزشی برای گروه آزمایش در طی چهارده جلسه به صورت هفته ای دو جلسه انجام پذیرفت. داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره در سطح معناداری 0٫05 تحلیل شدند. 

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که بعد از مداخله بین گروه آزمایش و گواه از نظر مهارت های اجتماعی و مولفه های همکاری و ابراز وجود تفاوت معنادار مشاهده می شود (0٫001>p). مولفه خویشتن داری نیز تفاوت معناداری دارد (0٫009=p) و برنامه آموزش تنظیم شناختی-هیجانی استفاده شده در پژوهش بر گروه آزمایش تاثیر بیشتری داشت. 

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش حاضر مشخص کرد که برنامه آموزش تنظیم شناختی-هیجانی تاثیر معناداری بر افزایش مهارت های اجتماعی و مولفه های آن دارد؛ درنتیجه این برنامه روش موثری جهت بیشترشدن مهارت های اجتماعی کودکان با آسیب شنوایی است.

    کلیدواژگان: تنظیم شناختی-هیجانی، مهارت های اجتماعی، آسیب شنوایی
  • سمیه کشاورز*، علیرضا کاکاوند، هانیه دشت دار صفحه 48
    زمینه و هدف

    نارسایی توجه/فزون کنشی در زمره اختلال های روانی بسیار بحث انگیز دوره کودکی به شمار می رود و تاثیر عمیقی بر زندگی هزاران کودک و خانواده آن ها می گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اختلال های مرتبط با اضطراب و تکانشگری با نبود تعامل مثبت با همسالان در دانش آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی صورت گرفت.

    روش بررسی

    روش تحقیق از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان فزون کنش 8تا11ساله مراجعه کننده به کلنیک های شهرکرج در سال 97-1396 تشکیل دادند که از میان آن ها 50 نفر به عنوان نمونه به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های خودبازداری و اختلال های مرتبط با اضطراب و مهارت اجتماعی بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها علاوه بر آمار توصیفی، در سطح معناداری 0٫05 از همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی به روش گام به گام و نیز نرم افزار SPSS نسخه 23 استفاده شد. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد که تعامل با همسالان تنها با دو مولفه مربوط به اختلال های مرتبط با اضطراب یعنی مولفه های اضطراب اجتماعی (0٫031=p) و مدرسه هراسی (0٫044=p) معنادار است. همچنین بین تعامل با همسالان و تکانشگری رابطه منفی و معناداری وجود دارد (0٫001>p). 

    نتیجه گیری

    از بین پنج خرده مولفه اختلال های مرتبط با اضطراب تنها دو مولفه اضطراب اجتماعی و مدرسه هراسی می تواند به عنوان متغیرهای پیش بین تعامل با همسالان در کودکان مطرح باشد.

    کلیدواژگان: اختلال های مرتبط با اضطراب، تکانشگری، نبود تعامل مثبت با همسالان، اختلال نارسایی توجه، فزون کنشی
  • احمد شاهیوندی*، شیرین صفری فروشانی صفحه 49
    زمینه و هدف

    حق حضور در فضاهای شهری حقی همگانی است. هدف از انجام این پژوهش، سنجش میزان اثرگذاری مناسب سازی ناوگان حمل ونقل عمومی شهر اصفهان در ابعاد رفتاری و هزینه ای، ایمنی و امنیت، دسترسی و آسایش بر میزان حضور افراد دارای ناتوانی در فضاهای شهری این شهر بود.

    روش بررسی

    روش تحقیق بر اساس هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی تحلیلی بود. جامعه آماری، افراد دارای ناتوانی شهر اصفهان بودند که از میان آن ها صد نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها و تعیین نقش متغیرها، از روش تحلیل عاملی تاییدی در محیط نرم افزار Amos Graphic استفاده شد. سطح معناداری موردپذیرش بارهای عاملی (0٫05=α) و درجه اطمینان 0٫95 بود.

    یافته ها

    با توجه به مقدار وزن رگرسیونی استانداردشده، رابطه بین متغیر های مستقل (رفتار افراد، دسترسی، ایمنی و امنیت و آسایش) که با عنوان کیفیت سیستم حمل ونقل در مدل ارائه شده بودند و متغیر وابسته (میزان حضور در فضاهای عمومی)، معنادار بود. به عبارت دیگر، یک واحد تغییر در کیفیت حمل ونقل عمومی، حضورپذیری در فضاهای شهری را تا 9٫6درصد تغییر می داد.

    نتیجه گیری

    نتایج به دست آمده حاکی از آن است که انجام دادن اقدامات لازم برای مناسب سازی حمل ونقل همگانی شهر اصفهان، در میزان حضور اجتماعی افراد دارای ناتوانی در شهر، نقش موثری ایفا می کند.

    کلیدواژگان: حضورپذیری، سیستم حمل ونقل عمومی، شهر اصفهان، افراد دارای ناتوانی
  • سید سینا صفری موسوی، مجتبی ندری*، میثم امیری، فرهاد رادفر، مهدی فرخچه صفحه 50
    زمینه و هدف

    با توجه به شیوع زیاد اختلالات روان پزشکی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو و ارتباط بین مولفه های انعطاف پذیری روان شناختی و راهبرد تنظیم هیجان با افسردگی و اضطراب و استرس، هدف از انجام دادن پژوهش حاضر بررسی نقش پیش بینی کنندگی انعطاف پذیری روان شناختی و راهبرد تنظیم هیجان بر افسردگی و اضطراب و استرس بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهر خرم آباد بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر مقطعی و از نوع هم بستگی بود. شرکت کنندگان پژوهش حاضر شامل 102 نفر زن و مرد مبتلا به دیابت نوع دو بودند که با استفاده از نمونه گیری در دسترس از مراکز درمانی سطح شهر خرم آباد انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، از پرسش نامه راهبرد تنظیم هیجان، پرسش نامه پذیرش و عمل و پرسش نامه افسردگی و اضطراب و استرس استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از ضریب هم بستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 استفاده گردید.

    یافته ها

    تحلیل یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری روان شناختی با افسردگی (0٫001>p)، اضطراب (0٫028=p) و استرس (0٫001>p)، رابطه منفی معنا داری وجود دارد. بین راهبردهای سازگار شناختی تنظیم هیجان با افسردگی (0٫015=p) و استرس (0٫017=p) ارتباط منفی معنا داری مشاهده شد. همچنین ارتباط مثبت معنا داری بین راهبرد ناسازگار شناختی تنظیم هیجان با افسردگی وجود داشت (0٫005=p). علاوه بر این، انعطاف پذیری روان شناختی متغیر پیش بینی کننده برای افسردگی و اضطراب بود (0٫05>p) و انعطاف پذیری روان شناختی و راهبردهای سازگار شناختی تنظیم هیجان پیش بینی کننده استرس بودند (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    به طور کلی افرادی با راهبرد سازگار تنظیم هیجان و انعطاف پذیری روان شناختی بیشتر، افسردگی، اضطراب و استرس کمتری دارند؛ لذا انجام دادن اقدامات مناسب برای افزایش راهبرد سازگار تنظیم هیجان و انعطاف پذیری روان شناختی در بیماران مبتلا به دیابت پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: استرس، اضطراب، افسردگی، انعطاف پذیری روان شناختی راهبردهای شناختی تنظیم هیجان
  • فواد نیک نسب*، محمود شیخ، رسول حمایت طلب صفحه 51
    زمینه و هدف

    اختلال نارسایی توجه / فزون کنشی، شایع ترین اختلال روان پزشکی دوران کودکی از نظر میزان مراجعه به مراکز خدمات درمانی است. پژوهش حاضر به منظور تعیین تاثیر آموزش نوروفیدبک بر علائم کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه یا فزون کنشی انجام شد.

    روش بررسی

    طرح پژوهش از نوع نیمه تجربی پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / فزون کنشی بودند؛ به همین منظور تعداد سی کودک پنج تا دوازده ساله مبتلا به اختلال نارسایی توجه / فزون کنشی، به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه پانزده نفر) تخصیص یافتند. بعد از انجام دادن پیش آزمون، برنامه مداخله ای (آموزش نوروفیدبک) به مدت بیست جلسه یک ساعته اجرا شد. سپس پس آزمون گرفته شد. برای انجام دادن پیش آزمون ها و پس آزمون ها از فرم والد پرسش نامه علائم مرضی کودکان (CSI-4)، (گاداو و اسپرافکین، 1994) استفاده شد. از آزمون های خی دو، تی مستقل، شاپیرو ویلک، لوین، تحلیل کوواریانس، تی زوجی و نرم افزار SPSS نسخه 23 برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. همچنین سطح معنا داری برای تمام آزمون های آماری، کمتر از 0٫05 بود.

    یافته ها

    نتایج نشان داد آموزش نوروفیدبک بر علائم کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه یا فزون کنشی باعث بهبود میانگین نمرات در سه خرده مقیاس، نوع نارسایی توجه غالب در مرحله پیش آزمون از 3٫28±13٫20 به 1٫93±6٫20 در مرحله پس آزمون، در نوع غالب فزون کنشی تکانشگری در مرحله پیش آزمون از 3٫04±15٫00 به 2٫63±10٫06 در مرحله پس آزمون و در نوع سندروم کامل در مرحله پیش آزمون از 4٫83±28٫33 به 3٫86±16٫26 در مرحله پس آزمون شد (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پیشنهاد می شود از آموزش نوروفیدبک به عنوان یک روش اثربخش در کنار سایر روش های درمانی برای کاهش نشانه های اختلال نارسایی توجه / فزون کنشی کودکان استفاده شود.

    کلیدواژگان: آموزش نوروفیدبک، اختلال نارسایی توجه، فزون کنشی، کودکان
  • زینب السادات توکلی، فرنگیس دمهری*، مهدیه عزیزی صفحه 52
    زمینه و هدف

    کاستی های موجود در کفایت اجتماعی و مهارت خویشتن داری در کودکان سندروم داون موجب شده تا آن ها از رفتارهای مناسب در موقعیت های اجتماعی آگاهی کافی نداشته باشند و در تعامل های بین فردی دچار مشکل شوند. پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثربخشی آموزش نظریه ذهن بر کفایت اجتماعی و خویشتن داری در کودکان سندروم داون دوره های اول و دوم ابتدایی شهر یزد، در سال تحصیلی 97-1396 انجام شد. 

    روش بررسی

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری را تمامی کودکان سندروم داون شهر یزد تشکیل دادند که 24 کودک مبتلا به این سندروم، به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه 12نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. با استفاده از آزمون های کفایت اجتماعی (پرندین، 1385) و خرده مقیاس خویشتن داری پرسشنامه مهارت اجتماعی (گرشام و الیوت، 1990) هر دو گروه در دو موقعیت پیش آزمون و پس آزمون سنجیده شدند. در گروه آزمایش 12 جلسه آموزش نظریه ذهن صورت گرفت. داده ها در سطح آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) توسط نرم افزار SPSS نسخه 21 تجزیه وتحلیل شدند. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد آموزش نظریه ذهن بر کفایت اجتماعی (0٫001>p)  و خویشتن داری (0٫001>p)  کودکان گروه آزمایش تاثیر معنا دار داشته است. 

    نتیجه گیری

    باتوجه به نتایج حاصل، آموزش نظریه ذهن باعث بهبود کفایت اجتماعی و خویشتن داری در کودکان سندروم داون می شود.

    کلیدواژگان: نظریه ذهن، سندروم داون، کم توان ذهنی، کفایت اجتماعی، خویشتن داری
  • محمد مشکانی*، غلامعلی افروز صفحه 53
    زمینه و هدف

    میان بسیاری از صاحب نظران در این زمینه توافق کلی دیده می شود که نوجوانان بزهکار اغلب درمعرض آن گونه از روابط اجتماعی هستند که از ویژگی های آن، وجود مشکل های شخصیتی و نبود رابطه و پیوند نزدیک و صمیمانه بین والدین و فرزند و وضع نابسامان محیط خانوادگی است و این عوامل ارتباط مستقیمی با بزهکاری وی دارد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر مقایسه پنج عامل بزرگ شخصیتی و دل بستگی ادراک شده و خودکارآمدی نوجوانان بزهکار و عادی بود. 

    روش بررسی

    روش پژوهش توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری را تمامی نوجوانان پسر عادی و بزهکار شهر گرگان تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل 120 نوجوان بزهکار پسر و 120 نوجوان عادی پسر بود که به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و از میان آنان 71 نوجوان بزهکار و 71 نوجوان عادی به صورت تصادفی ساده در نظر گرفته شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی شخصیت نئو (1985) و پرسشنامه دل بستگی کولینز و رید (1996) و مقیاس خودکارآمدی شرر و مادوس (1982) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، روش تحلیل واریانس چندمتغیره (مانوا) با کمک نرم افزار SPSS نسخه 23 به کار رفت و مقادیر احتمال کمتر از 0٫05 از نظر آماری معنادار بود. 

    یافته ها

    باتوجه به نتایج، بین ویژگی های شخصیتی نوجوانان بزهکار و عادی تفاوت معنادار آماری وجود داشت (0٫001>p). یافته ها مشخص کردند نوجوانان بزهکار درمقایسه با نوجوانان عادی در خرده مقیاس های روان آزردگی نمره بیشتری کسب کردند؛ اما در خرده مقیاس های برون گرایی، گشودگی به تجربه، توافق پذیری و در متغیر وظیفه شناسی نمره کمتری از گروه نوجوانان عادی به دست آوردند (0٫001>p). همچنین نوجوانان بزهکار در مولفه سبک دل بستگی اضطرابی درمقایسه با نوجوانان عادی دارای نمره بیشتری بودند. درنهایت بین متغیر خودکارآمدی در نوجوانان بزهکار و عادی تفاوت معناداری مشاهده شد. بدین صورت که میزان خودکارآمدی نوجوانان بزهکار کمتر از نوجوانان عادی بود (0٫001>p). 

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش ویژگی های شخصیتی و دل بستگی ادراک شده و خودکارآمدی ازجمله عوامل روانی موثر در بعد رفتارهای جامعه ستیزانه است؛ بنابراین توجه به حوزه دل بستگی در دوران کودکی توسط والدین و اهمیت ویژگی های شخصیت می تواند در ایمن نگه داشتن کودکان ونوجوانان دربرابر جرم های احتمالی تاثیرگذار باشد.

    کلیدواژگان: بزهکاری نوجوانان، پنج عامل بزرگ شخصیتی، خودکارآمدی، دل بستگی ادراک شده
  • محمد حسن نژاد، حمید نجات*، حسن توزنده جانی صفحه 54
    زمینه و هدف

    بیماری دیابت علاوه بر مشکل های فیزیولوژیک، روان شناختی و رضایت از زندگی این بیماران را تحت تاثیر قرار می دهد و نیازمندی بیشتری برای رفتارهای خودمراقبتی می طلبد؛ بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر رفتارهای خودمراقبتی و رضایت از زندگی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام پذیرفت.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، مراجعه کننده به کلینیک دیابت شهر نیشابور در سال 1396 تشکیل دادند که 30 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر آزمایش، 15 نفر کنترل) قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل مقیاس کوتاه خودمراقبتی دیابت توبرت و همکاران (2000) و مقیاس رضایت از زندگی دینر و همکاران (1985) و هشت جلسه 90دقیقه ای گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد گریک و همکاران (2007) بود. جهت تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS نسخه 22 و آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده شد. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد که تفاوت معنا داری در میانگین نمرات رفتارهای خودمراقبتی و رضایت از زندگی در افراد گروه آزمایش قبل و بعد از انجام مداخله وجود دارد (0٫05>p)؛ اما این تغییرات در گروه کنترل معنا دار نبود. 

    نتیجه گیری

    استفاده از گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد، به عنوان مداخله آموزشی اثربخش، رفتارهای خودمراقبتی و رضایت از زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو را ارتقا می بخشد.

    کلیدواژگان: گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد، خودمراقبتی، رضایت از زندگی، دیابت نوع دو
  • فرامرز سهرابی، احمد برجعلی، ملیحه رضایی میرقائد* صفحه 55
    هدف

    برنامه های آموزش مدیریت خشم در پی نیاز جامعه برای کاهش پرخاشگری ناشی از خشم رو به رشد هستند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش گروهی کنترل خشم بر کنترل خشم دختران بزهکار بود.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دختران بزهکار شهر تهران بوده که در سال 1392در کانون اصلاح و تربیت نگهداری می شدند. به علت محدود بودن جامعه مطالعه، تمامی اعضا به روش سرشماری به عنوان نمونه انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش) 30 نفر) و کنترل)30 نفر) قرار داده شدند. افراد گروه آزمایش 8 جلسه اصول مهارت های کنترل خشم را دریافت کردند. ابزار اندازه گیری این پژوهش شامل پرسشنامه خشم اسپیلبرگر بود. داده های جمع آوری شده از طریق آزمون کوواریانس تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش گروهی مدیریت خشم بر بهبود کنترل خشم دختران بزهکار تاثیر دارد (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    نتایج تحقیق نشان داد که آموزش گروهی مدیریت خشم بر کنترل خشم دختران بزهکار موثر است. نتایج این پژوهش به مسئولین مراکز اصلاح و تربیت کمک خواهد کرد تا با آموزش گروهی مدیریت خشم در برنامه های خود باعث کاهش خشم بزهکاران و در نتیجه پیامدهای ناگوار آن گردند.

    کلیدواژگان: کنترل خشم، دختران بزهکار، کانون اصلاح و تربیت
  • ساناز عزیزمحمدی*، نازنین راکبی، سودابه کامران کوچصفهانی، هادی اسدی صفحه 56
    زمینه و هدف

    آسیب پذیری زنان سرپرست خانوار در سطح فردی و نیز در سطح اجتماعی به کاهش سلامت اجتماعی در زنان منجر می شود؛ لذا پژوهش حاضر باهدف نقش شفقت به خود و تحمل پریشانی در سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار صورت گرفت.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان سرپرست خانوار تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) در سال 1397 شهرستان بهارستان تشکیل دادند که به روش نمونه گیری دردسترس بر اساس جدول مورگان، 291 نفر انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده جهت دستیابی به اهداف پژوهش شامل مقیاس تحمل پریشانی سیمون و گاهر (2005) و فرم کوتاه مقیاس شفقت خود نف (2003) و پرسشنامه سلامت اجتماعی کییز (2004) بود. جهت تحلیل داده ها، نرم افزار SPSS نسخه 21 و روش های آمار توصیفی مانند محاسبه میانگین و انحراف معیار و نیز شاخص های آمار استنباطی آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه به شیوه گام به گام به کار رفت. همچنین سطح معنا داری 0٫05 درنظر گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بین شفقت به خود با سلامت اجتماعی (0٫627=r و 0٫001>p) و تحمل پریشانی با سلامت اجتماعی (0٫545=r و 0٫001>p) ارتباط مستقیم و معنا داری مشاهده شد. همچنین شفقت به خود (0٫603=r و 0٫001>p) و تحمل پریشانی (0٫517=r و 0٫001>p) به شکل معنا داری، توانایی پیش بینی سلامت اجتماعی را داشتند.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش نتیجه گیری می شود با ارتقای شفقت به خود و تحمل پریشانی، می توان زمینه بهبود سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار را فراهم کرد.

    کلیدواژگان: شفقت به خود، تحمل پریشانی، سلامت اجتماعی، زنان سرپرست خانوار
  • سولماز بابایی بناب* صفحه 57
    زمینه و هدف

    تست عملکرد ریه اقدامی مهم برای تشخیص بسیاری از اختلالات تنفسی است؛ بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی تغییرات پارامترهای اسپیرومتری زنان چاق مبتلا به آسم خفیف در پی تمرینات منتخب هوازی بود.

    روش بررسی

    این پژوهش به صورت نیمه تجربی با طرح دو گروهی در 30 زن چاق مبتلا به آسم خفیف اجرا گردید. افراد به طور تصادفی در دو گروه کنترل (15 نفر) و تمرینی (15 نفر) قرار گرفتند. گروه تمرینی به مدت هشت هفته برنامه تمرینی را اجرا کردند. در این مطالعه فاکتور های حداکثر جریان بازدمی، حداکثر تهویه ارادی، جریان بازدمی حداکثر در 75٪ ظرفیت حیاتی و نسبت حجم بازدمی در ثانیه اول به ظرفیت حیاتی اجباری، با استفاده از اسپیرومتری اندازه گیری شد. تجزیه وتحلیل آماری با استفاده از آزمون شاپیرو ویلک و تحلیل کواریانس صورت گرفت. سطح معناداری 0٫05 درنظر گرفته شد و داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل گردیدند.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان داد که هشت هفته تمرین هوازی، بر افزایش تهویه ارادی ماکزیمم (0٫003=p)، سرعت جریان هوای بازدمی (0٫024=p)، ظرفیت حیاتی ریوی و حجم خروجی (0٫001>p) و سرعت اوج بازدمی (0٫002=p) در گروه تمرینات منتخب افزایش معنادار داشت.

    نتیجه گیری

    یافته ها نشان داد که انجام منظم ورزش های هوازی باعث بهبود در علائم حیاتی بیماران مبتلا به آسم خفیف می شود. از این رو، در درمان بیماران مبتلا به آسم، ورزش های هوازی به صورت منظم توصیه می شود.

    کلیدواژگان: اسپیرومتری، بیماری آسم، تمرینات هوازی، زنان چاق، عملکرد ریوی
  • محسن سعیدمنش*، لیلی مداینی صفحه 58
    هدف

    زنان سرپرست خانوار عهده دار اداره مالی خانواده اند. پژوهش ها نشان می دهد این افراد از نظر روان شناختی دچار مشکلات افسردگی و اضطراب بوده و از طرفی نیازمند حفظ و ارتقای تاب آوری هستند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی و اضطراب و تاب آوری زنان سرپرست خانوار شهر تهران است.

    روش بررسی

    این مطالعه یک پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را تمامی زنان سرپرست خانوار مراجعه کننده به کمیته امداد امام خمینی منطقه یک شهر تهران تشکیل دادند که از میان آن ها با استفاده از نمونه گیری دردسترس تعداد 40 زن انتخاب شدند. آزمودنی ها پس از انجام پیش آزمون به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. مداخله در هشت جلسه برای گروه آزمایش صورت گرفت. آزمودنی ها توسط پرسشنامه های افسردگی بک (1961) و اضطراب بک (1990) و آزمون تاب آوری کونور و دیویدسون (2003) قبل و بعد از مداخله سنجش شدند. داده ها به طور توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) توسط نرم افزار SPSS نسخه 21 تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد میزان اضطراب (0٫032=p) و افسردگی (0٫028=p) زنان سرپرست خانوار تحت مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معناداری کاهش یافت؛ اما این مداخله بر متغیر تاب آوری تاثیر معناداری نداشت (0٫147=p).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این پژوهش به درمانگران نشان می دهد که می توانند برای کاهش اضطراب و افسردگی از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی استفاده کنند.

    کلیدواژگان: شناخت درمانی، ذهن آگاهی، اضطراب، افسردگی، تاب آوری، زنان سرپرست خانوار
  • محسن سعیدمنش، مجتبی سهروردی، پریسا جمال آبادی* صفحه 59
    زمینه و هدف

    تالاسمی می تواند آثار نامطلوب زیادی بر فرد بیمار، خانواده و جامعه وارد کند. بنابراین بررسی راهکاری برای بهبود کیفیت زندگی این بیماران ضروری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه فرزندپروری مثبت بر کاهش اضطراب و پرخاشگری کودکان مبتلا به تالاسمی با توجه به گواه دارویی در شهر شیراز انجام شد.

    روش بررسی

    طرح پژوهش از جمله طرح های نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و گروه گواه بود و به صورت پیش آزمون، مداخله و پس آزمون ارزیابی شد. جامعه آماری شامل همه کودکان محدوده سنی هشت تا پانزده ساله دارای تالاسمی بود که در سال 1396-1395 به بیمارستان دستغیب شیراز مراجعه کردند. نمونه آماری را 32 کودک تشکیل دادند که به شکل تصادفی به دو گروه آزمایش (16=n) و گروه گواه (16=n) تخصیص یافتند. برای اندازه گیری متغیرهای مدنظر یعنی اضطراب، از آزمون غربالگری اختلالات هیجانی مرتبط با اضطراب دوره کودکی، پرسش نامه اسکارد (1997) و برای اندازه گیری پرخاشگری از پرسش نامه خشم نلسون (2000) استفاده شد. به منظور اجرای طرح تحقیق، والدین گروه آزمایش تحت هشت جلسه برنامه فرزندپروری مثبت (هر هفته یک جلسه) قرار گرفتند. در انتهای جلسات از آزمودنی ها پس آزمون گرفته شد. برای تحلیل داده ها از آزمون t مستقل و t وابسته و تحلیل کوواریانس استفاده شد و از نرم افزار SPSS نسخه 22 کمک گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد هشت جلسه برنامه فرزندپروری مثبت موجب کاهش اضطراب کودکان (0٫001≥p) و کاهش پرخاشگری کودکان (0٫001≥p) مبتلا به تالاسمی شد.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پژوهش می توان از برنامه فرزندپروری مثبت به عنوان یک روش درمانی موثر برای درمان اضطراب و پرخاشگری کودکان مبتلا به تالاسمی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: تالاسمی، برنامه فرزندپروری مثبت، اضطراب، پرخاشگری
  • رضا عرب مارکده، اکرم دهقانی* صفحه 60
    زمینه و هدف

    افسردگی از بیماری های بسیار شایع اعصاب و روان است که به زمان و مکان مشخصی اختصاص ندارد. دوره تحصیلی دانشگاهی به واسطه حضور عوامل متعدد، دوران فشارزایی بوده که احتمال رخ دادن افسردگی زیاد است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی به شیوه گروهی بر ذهن آگاهی و مهارت های بین فردی دانشجویان زن مبتلا به افسردگی انجام شد.

     روش بررسی

    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد تشکیل دادند که در سال تحصیلی 97-1396 مشغول به تحصیل بودند. از این میان به شیوه نمونه گیری هدفمند 30 آزمودنی به کمک پرسشنامه افسردگی بک انتخاب شده و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. برای گروه آزمایش به مدت هشت جلسه 90دقیقه ای، رفتاردرمانی دیالکتیکی به روش گروهی اجرا شد. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس افسردگی بک (1961) و مقیاس پنج عاملی ذهن آگاهی بائر و همکاران (2006) و مقیاس مهارت های بین فردی جرابک (2004) استفاده گردید که در پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه به کار رفت. آماره های توصیفی مربوط به میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش به تفکیک دو گروه ارزیابی و پیش فرض های اصلی برای تحلیل کواریانس، شامل نرمال بودن توزیع نمرات و همسانی واریانس های نمرات و همگنی شیب خط رگرسیون بررسی شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در سطح معناداری 0٫05p< صورت گرفت.

     یافته ها

    نتایج نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی در ارتقای ذهن آگاهی (0٫018=p) دانشجویان زن مبتلا به افسردگی موثر بود؛ اما در بهبود مهارت های بین فردی آن ها تاثیری نداشت.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش رفتاردرمانی دیالکتیکی به شیوه گروهی موجب ارتقای ذهن آگاهی دانشجویان زن مبتلا به افسردگی می شود؛ اما در بهبود مهارت های بین فردی آن ها تاثیرگذار نیست؛ بنابراین، مداخله مذکور به عنوان درمانی موثر می تواند در بهبود نشانه های افسردگی کاربرد داشته باشد و می توان با اجرای آن به بهترشدن وضعیت مبتلایان به افسردگی کمک کرد.

    کلیدواژگان: رفتاردرمانی دیالکتیکی، ذهن آگاهی، مهارت های بین فردی، افسردگی
  • سودابه علی محمدی*، فرشاد محسن زاده، کیانوش زهراکار صفحه 61
    هدف و زمینه

    پرخوری عصبی اختلالی روان شناختی است که با حالت های عودکننده مبنی بر خوردن افراطی و رفتارهای جبرانی نامناسب برای پیشگیری از افزایش وزن، توصیف می شود؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی گروهی بر افزایش رضایت زناشویی و کاهش فرسودگی آن در زنان مبتلا به پرخوری عصبی بود. 

    روش بررسی

    طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه هدف را تمامی زنان مبتلا به پرخوری عصبی شهر تهران تشکیل دادند. از افراد مراجعه کننده به کلینیک چاقی و لاغری و دیابت سلامت، چهل نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. نمونه ها پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ و مقیاس فرسودگی زناشویی پاینز (CBM) را تکمیل کردند. طرح واره درمانی به تعداد ده جلسه و به مدت دو ساعت در هفته اجرا شد.

     یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد با کنترل اثر نمرات پیش آزمون، میانگین نمره کل فرسودگی زناشویی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون به طور معناداری کمتر از میانگین نمره فرسودگی زناشویی در گروه کنترل است (0٫05>p). همچنین براساس یافته ها، میانگین نمره کل رضایت زناشویی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون به صورت معناداری بیشتر از میانگین آن در گروه کنترل به دست آمد (0٫05>p). 

    نتیجه گیری

    تاثیر طرح واره درمانی به شکل گروهی در افزایش رضایت زناشویی و کاهش فرسودگی آن، دارای مفاهیم نظری و عملی مهمی است که می تواند در کلینیک های مشاوره و رژیم درمانی استفاده شود.

    کلیدواژگان: رضایت زناشویی، فرسودگی زناشویی، طرح واره درمانی، پرخوری عصبی
  • حسین خسروشاهی، بهرام میرزائیان*، رمضان حسن زاده صفحه 62
    زمینه و هدف

    پژوهش ها نشان داده اند بیماران قلبی عروقی دارای مشکل هایی در سلامت عمومی و خودکارآمدی و ادراک بیماری هستند. جهت افزایش این شاخص ها درمان های روان شناختی متعددی به کار رفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر درمان فراشناختی بر شاخص های سلامت عمومی و خودکارآمدی و ادراک بیماری در بیماران کرونر قلبی صورت گرفت. 

    روش بررسی

    طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری را تمامی مردان مبتلا به بیماری قلبی (CHD) در شهر قائم شهر تشکیل دادند که به کلینیک قلب بیمارستان ولیعصر قائم شهر در سال 97-1396 مراجعه کردند. از این تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. سپس به پرسشنامه های سلامت عمومی (گلدنبرگ و همکاران، 1997) و خودکارآمدی (شرر و همکاران، 1982) و ادراک بیماری (برودبنت، پتریه، وینمن و مین، 2006) پاسخ دادند. برنامه مداخله فراشناختی به مدت هشت جلسه 90دقیقه ای بر گروه آزمایش انجام پذیرفت. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 و به شیوه تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد میانگین نمرات پیش آزمون در گروه آزمایش در نمره کل سلامت عمومی و خودکارآمدی و ادراک بیماری به ترتیب 63٫67 و 54٫80 و 54٫2 و در پس آزمون به ترتیب 46٫45 و 66٫13 و 58٫46 است. نتایج آنالیز کواریانس مشخص کرد درمان فراشناخت به طور معناداری موجب کاهش مشکل های سلامت عمومی و افزایش خودکارآمدی و ادراک بیماری بیماران می شود (0٫05>p). 

    نتیجه گیری

    باتوجه به یافته ها، درمان فراشناختی می تواند درمان مناسبی جهت افزایش سلامت عمومی و خودکارآمدی و همچنین تعدیل ادراک بیماری در بیماران مبتلا به کرونر قلبی باشد.

    کلیدواژگان: درمان فراشناختی، سلامت عمومی، خودکارآمدی، ادراک بیماری، بیمار کرونر قلبی
  • زهرا محمدی، علی سلیمانی*، علی فتحی آشتیانی، عماد اشرفی، کامران مخبری صفحه 63
    زمینه و هدف

    اختلال وسواسی-اجباری یک اختلال روان شناختی رایج است که اختلال شدیدی در زندگی فردی ایجاد می کند. از جمله درمآن های رایج برای اختلال وسواس می توان به دارو درمانی، درمآن های شناختی و درمآن های رفتاری اشاره نمود. هدف از این مطالعه، مقایسه اثربخشی درمان برنامه زمانی پارادوکسی و درمان مواجهه و جلوگیری از پاسخ و دارودرمانی بر کاهش علائم بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری بود.

    روش بررسی

    در این پژوهش، از طرح مطالعه تجربی تک موردی استفاده شد. جامعه پژوهش را، افراد با تشخیص اختلال وسواس مراجعه کننده به کلینیک آرامش نوین در شهر تهران تشکیل دادند که دارای پرونده فعال در ماه های بهار 97 بودند. از این افراد، 3 بیمار درمان مواجهه سازی و جلوگیری از پاسخ، 3 بیمار درمان با یکی از مهارکننده های بازجذب سروتونین و 3 بیمار درمان برنامه زمانی پارادوکسی دریافت کردند. به منظور جمع آوری داده ها، مقیاس شدت وسواس فکری- عملی ییل- براون (1989)، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده، از روش های تحلیل نمودار، شاخص تغییر پایا، معناداری بالینی، درصد بهبودی استفاده شد (0٫05=α).

    یافته ها

    نتایج این مطالعه نشان داد که درمان برنامه زمانی پارادوکسی و درمان مواجهه و جلوگیری از پاسخ مقادیر شاخص پایا بیشتر از مقدار ملاک (1٫96) بود که نشان از معناداری این دو درمان داشت (0٫05>p). شاخص پایا، معناداری بالینی و درصد بهبود برنامه زمانی پارادوکسی از درمان مواجه و جلوگیری از پاسخ و دارودرمانی در هر سه آزمودنی و در مجموع، بهتر بود.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش درمان برنامه زمانی پارادوکسی، روش مناسب و زودبازدهی برای کاهش علائم وسواس است و می تواند به عنوان درمان پیشنهادی، استفاده شود.

    کلیدواژگان: برنامه زمانی پارادوکسی، مواجهه و جلوگیری از پاسخ، وسواس فکری عملی
  • حسن یعقوبی*، مسعود کریملو، ستاره حاج دیوان بچاری صفحه 64
    زمینه و هدف

    تحقیقات نشان داد که بسیاری از ویژگی های رایج بازی ها از جمله نقش های ازپیش تعریف شده، اهداف و تکرارپذیری مابین سطوح، مشخصه هایی از کودکان اوتیستیک نظیر مشکلات اجتماعی، رفتاری، توانایی ترتیب بندی امور را تحت تاثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر بازی های ویدئویی بر رفتار کودکان دارای اختلال طیف اتیسم انجام شد.

     روش بررسی

    روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه آزمایشی و گواه بود. جامعه آماری را تمامی کودکان 15-7ساله مبتلا به اوتیسم شهر اراک در سال 1397 تشکیل می دادند که از بین آنان 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش در طول پانزده هفته (هفته ای 2 جلسه) و هر جلسه به مدت 1 ساعت به صورت گروهی در بازی های ویدئویی شرکت داشتند و در گروه گواه هیچ مداخله ای انجام نگرفت. ابزار پژوهش پرسش نامه ارزیابی رفتاری راتر (فرم والدین، 1967) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس در سطح معناداری 0٫05 و نرم افزار SPSS23 انجام گرفت. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد که انجام بازی های ویدئویی توانست تاثیر معنا داری بر بهبود رفتارهای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم داشته باشد (0٫002=p). 

    نتیجه گیری

    باتوجه به یافته ها، انجام بازی های ویدئویی موجب بهبود رفتار کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم می شود. از این رو بازی های ویدئویی برای این کودکان توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: بازی ویدئویی، رفتارکودکان، اختلال طیف اتیسم
  • محبوبه داستانی*، رسول روشن، مسعود جانبزرگی، محمدرضا شعیری، الهام آقایی صفحه 65
    زمینه و هدف

    افسردگی از بیماری های روانی بسیار شایع است. به منظور درمان و جلوگیری از عود مکرر این بیماری لازم است اطلاعاتی درباره روش های درمان و میزان تاثیری که این درمان ها دارند، کسب کرد. دراین باره، فراتحلیل با یکپارچه کردن نتایج حاصل از انجام دادن تحقیقات مختلف، میزان آثار روش های درمان را مشخص می کند. پژوهش حاضر نیز بر آن بود تا با استفاده از الگوی پژوهشی فراتحلیل، میزان اثرگذاری رویکردهای مبتنی بر معنویت و مذهب را بر کاهش نشانه های افسردگی بررسی کند.

     روش بررسی

    کلیدواژه های جست وجو شده شامل درمان، روان درمانی، مداخله، روان درمانگری، آموزش، مشاوره، معنویت، معنوی، مذهبی، افسرده و افسردگی بود. ملاک های ورود برای فراتحلیل عبارت بودند از: 1.پژوهش ها به صورت آزمایشی و شبه آزمایشی باشد؛ 2. حداقل یک گروه آزمایشی وجود داشته باشد؛ 3.ابزارهای اندازه گیری از پایایی و روایی کافی برخوردار باشد؛ 4. موضوع پژوهش رویکردهای مبتنی بر مذهب و معنویت در افسردگی باشد؛ 5. بررسی در قالب پژوهش گروهی صورت گرفته باشد (موردی نباشد)؛ 6.مداخلات حضوری باشد (اینترنتی، تلفنی یا... نباشد). بدین منظور، سیزده پژوهش که از لحاظ روش شناختی موردقبول بود، انتخاب شد و فراتحلیل بر روی آن ها انجام گرفت. ابزار پژوهش عبارت بود از: چک لیست تحلیل محتوا و نرم افزار CAM2. 

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد اندازه اثر رویکردهای مبتنی بر مذهب و معنویت بر کاهش نشانه های افسردگی 0٫85 بود (0٫001>p) این اندازه اثر مطابق جدول کوهن در حد بالا ارزیابی شد.

    نتیجه گیری

    با توجه به بافت فرهنگی و اجتماعی ایران، اندازه کارایی درمان های مبتنی بر معنویت و مذهب، در کاهش نشانه های افسردگی مشخص شد. بنابراین بهتر است درمانگران در درمان های خود بافت فرهنگی و مذهبی جامعه را نیز در نظر بگیرند.

    کلیدواژگان: فراتحلیل، افسردگی، رویکردهای مبتنی بر معنویت و مذهب
  • افسانه سادات سیدحسینی، زهرا طبیبی*، حسین کارشکی، مرتضی مدرس غروی صفحه 66
    زمینه و هدف

    یائسگی پدیده پیچیده ای است که با تغییرات هم زمان زیستی، روانی و اجتماعی در زندگی همراه است و نحوه تجربه کردن آن ممکن است تحت تاثیر دوران های دیگر زندگی فرد باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های دل بستگی با شدت علائم یائسگی و نقش میانجی گری مکانیزم های دفاعی و احساس گناه جنسی انجام شد. 

    روش بررسی

    جامعه آماری موردمطالعه در پژوهش حاضر، زنان یائسه 45 تا 65ساله شهر مشهد بودند که 388 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، مطالعه گردیدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه شدت علائم یائسگی گرین، سبک های دل بستگی بزرگ سالان هازن و شیور، مکانیزم های دفاعی اندروز و احساس گناه جنسی موشر استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار لیزرل و روش تحلیل مسیر انجام گردید.

    یافته ها

    شاخص های برازش تحلیل مسیر، حاکی از برازش کلی مدل مدنظر بود. اثر سبک دل بستگی اجتنابی بر شدت علائم یائسگی (0٫23)، از طریق احساس گناه جنسی (0٫26) و از طریق مکانیزم های دفاعی ناپخته و روان رنجوری (0٫24) معنادار بود (0٫01>p). اثر سبک دل بستگی دوسوگرا بر شدت علائم یائسگی (0٫18)، از طریق احساس گناه جنسی (0٫21) و از طریق مکانیزم های دفاعی ناپخته و روان رنجوری (0٫20) معنادار بود (0٫01>p). 

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته ها، مدل نظری پژوهش تایید شد و می توان گفت بخشی از علائم یائسگی زنان دل بسته ناایمن (اجتنابی و دوسوگرا) که احساس گناه جنسی بیشتری تجربه می کنند و از مکانیزم های دفاعی ناپخته و روان رنجور استفاده می کنند، نتیجه جسمانی سازی است.

    کلیدواژگان: شدت علائم یائسگی، سبک های دلبستگی، مکانیزم های دفاعی، احساس گناه جنسی
  • لیلا سادات عزیزی، مژگان سپاه منصور*، رویا کوچک انتظار صفحه 67
    زمینه و هدف

    هنگامی که یکی از اعضای خانواده مبتلا به بیماری مزمنی تشخیص داده می‏شود، ممکن است عملکرد کل خانواده تحت تاثیر قرار بگیرد. این پژوهش با هدف تعیین نقش میانجی اضطراب ادراک شده والدین در رابطه انطباق پذیری با سبک مقابله با استرس مسئله مدار در خانواده کودکان مبتلا به اوتیسم انجام شد.

    روش بررسی

    روش پژوهش همبستگی مبتنی بر شیوه مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری را خانواده های دارای کودکان اوتیسم در انجمن اوتیسم شهر تهران تشکیل دادند و تعداد 360 نمونه به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری شامل پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983) و پرسشنامه سبک های مقابله ای بیلینگز و موس (1984) و مقیاس انطباق پذیری السون و پورتنر و لاوی (1985) بود. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی ازجمله همبستگی پیرسون و معادلات رگرسیونی در سطح معناداری 0٫05 و نرم افزارهای SPSS نسخه 18 و Amos نسخه 23 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین سبک مقابله با استرس مسئله مدار با انطباق پذیری کودکان مبتلا به اوتیسم رابطه مستقیم و معنا دار (0٫21β= و 0٫001<p) و بین اضطراب ادراک شده والدین با انطباق پذیری کودکان دارای اوتیسم رابطه معکوس و معنا داری مشاهده می شود (0٫38β=- و 0٫001<p). همچنین اضطراب ادراک شده والدین در رابطه انطباق پذیری با سبک مقابله با استرس مسئله مدار در خانواده کودکان مبتلا به اوتیسم نقش میانجی دارد.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که استرس و سبک مقابله مسئله مدار والدین در انطباق پذیری خانواده دارای فرزند اوتیسم موثر است.

    کلیدواژگان: انطباق پذیری، سبک مقابله با استرس، اضطراب ادراک شده، اوتیسم
  • آزیتا امیرفخرایی، عشرت کریمی افشار*، علیرضا منظری توکلی صفحه 68
    زمینه و هدف

    انعطاف پذیری روان شناختی به معنای ایجاد توانایی در انتخاب عملی بوده که در بین گزینه های مختلف، مناسب تر باشد و نه انجام کاری که فقط برای اجتناب از افکار، احساس ها، خاطره ها یا امیال آزاردهنده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه انعطاف پذیری روان شناختی نوجوانان عادی با نوجوانان پسر بدسرپرست و بی سرپرست نگهداری شده در مراکز تحت سرپرستی بهزیستی شهر کرمان اجرا شد.

     روش بررسی

    پژوهش حاضر پیمایشی و از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری را تمامی نوجوانان 13تا18 سال پسر بدسرپرست و بی سرپرست نگهداری شده در مراکز تحت سرپرستی بهزیستی و نوجوانان عادی شهر کرمان در سال 1396 تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 80 نوجوان بی سرپرست و بدسرپرست نگهداری شده در مراکز تحت سرپرستی بهزیستی و همچنین 80 نوجوان عادی مشغول به تحصیل در دبیرستان، انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی بوند و همکاران (2007) بود. داده ها با آزمون تی مستقل تجزیه و تحلیل شد. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد که تفاوت دو گروه در انعطاف پذیری شناختی معنا دار است (0٫001>p)؛ بدین صورت که نوجوانان بدسرپرست و بی سرپرست درمقایسه با همتایان عادی خود میزان انعطاف پذیری شناختی کمتری دارند.

    نتیجه گیری

    یافته های این مطالعه، نقش متغیرهای روانشناختی ازجمله انعطاف پذیری شناختی را در نوجوانان بدسرپرست و بی سرپرست و نیز لزوم بهره گیری از روش های نوین روان درمانی را درجهت افزایش آن بیش از پیش برجسته می سازد.

    کلیدواژگان: انعطاف پذیری روان شناختی، نوجوانان بدسرپرست، بی سرپرست
  • محسن کریم زندی*، فاطمه پورحسینی لیله کوهی، صغرا مصدق فیروز آبادی، مریم محسنی طارمسری صفحه 69
    زمینه و هدف

    اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن یکی از انواع ناتوانی یادگیری ویژه بوده که عامل مهم تر در موفق نبودن دانش آموزان در مدرسه است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش نظریه ذهن بر مهارت اجتماعی و مشکلات رفتاری دانش آموزان اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن انجام شد.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن، در مقطع ابتدایی شهرستان رشت تشکیل دادند که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بودند و به مرکز مشکلات یادگیری این شهر مراجعه کردند. از این میان 30 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به طور مساوی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. آزمون هوشی وکسلر کودکان جهت ارزیابی هوشی کودکان و آزمون تشخیصی خواندن نما برای تشخیص اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن دانش آموزان به کار رفت. سپس مقیاس درجه بندی مهارت اجتماعی گرشام و الیوت (1990)،روی هر دو گروه اجرا شد. شرکت کنندگان گروه آزمایش در 12 جلسه 60دقیقه ای، توسط روش نظریه ذهن، آموزش دریافت کردند. در پایان آموزش، مقیاس مهارت های اجتماعی بر هر دو گروه صورت پذیرفت. داده ها با آزمون آماری تحلیل واریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    میانگین و انحراف معیار نمرات مهارت های اجتماعی قبل از آموزش برای گروه آزمایش 3٫93±47٫00 و در گروه گواه 3٫16±47٫00 و برای نمرات مشکلات رفتاری در گروه آزمایش 5٫21±43٫7 و برای گروه گواه 3٫52 ± 44٫5بود. این مقادیر بعد از آموزش نظریه ذهن، برای مهارت های اجتماعی در گروه آزمایش 5٫57±68٫2 و در گروه گواه 2٫49±46٫7 و برای نمرات مشکلات رفتاری در گروه آزمایش 5٫96±31٫8 و در گروه گواه 2٫65 ± 45٫8به دست آمد. نتایج تحلیل واریانس نمرات پس آزمون در مقیاس مهارت های اجتماعی بیانگر تفاوت معنا دار میان گروه ها است (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش نشان داد آموزش روش نظریه ذهن باعث افزایش مهارت های اجتماعی و کاهش مشکل های رفتاری دانش آموزان اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن شده است.

    کلیدواژگان: اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن، نظریه ذهن، مهارت های اجتماعی، مشکلات رفتاری
  • خلیل علی محمدزاده*، سیده فاطمه محبی، سمیه بلبلی، سیدمحمد محبی صفحه 70
    زمینه و هدف

    ایجاد مراکز بهداشتی و درمانی دوستدار سالمند در راستای ارتقای سلامت همه جانبه سالمندان حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی ویژگی های مراکز درمانی دوستدار سالمند از منظر سالمندان انجام شد. 

    روش بررسی

    این تحقیق به روش کیفی صورت گرفت. داده ها ازطریق نمونه گیری هدف مند و با حداکثر تنوع مشارکت کنندگان از لحاظ جنسیت و سطوح اقتصادی و اجتماعی و نیز با مشارکت سی نفر از سالمندان بیشتر از 65 سال و مصاحبه عمیق اکتشافی جمع آوری شد. در مرحله بعد، استخراج محتوای مصاحبه ها به شیوه کدگذاری و تحلیل تماتیک در قالب مقولات اصلی و فرعی انجام پذیرفت. 

    یافته ها

    یافته های مطالعه نشان داد که از نظر سالمندان، مراکز دوستدار سالمند دو ویژگی محیط حمایت گر و محیط مراقبت گر دارد. ریز مقولات و مولفه های محیط حمایت گر شامل حمایت اطلاعاتی، حمایت قانونی، حمایت خدماتی، حمایت عاطفی، حمایت تامینی، حمایت کالبدی و محیطی و حمایت اجتماعی می شود. همچنین مقولات فرعی محیط مراقبت گر مشتمل بر ایمن سازی بهداشتی، ارتقای سلامت، دقت درمانی و پاسخ دهی فعال است.

    نتیجه گیری

    نظام سلامت و درمان باید نیازها و انتظارات سالمندان ناتوان و کم توان را به عنوان بخش بزرگی از جامعه مصرف کننده خدمات درمانی و بهداشتی کشور در آینده نزدیک ملاحظه کند و توجه به افراد سالمند را در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی این گروه مدنظر قرار دهد.

    کلیدواژگان: مراکز درمانی، سالمند، دوستدار سالمند، نظام سلامت
  • محسن سعیدمنش، مژگان شیخ اشکوری*، مهدیه عزیزی صفحه 71
    زمینه و هدف

    اختلال نافرمانی مقابله ای، سازگاری کودکان را در وضعیت بحرانی قرار می دهد و چالشی جدی برای خانواده و محیط آموزشی محسوب می شود. هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر میزان سازگاری دانش آموزان پسر دارای اختلال نافرمانی مقابله ای بود.

    روش بررسی

    طرح پژوهش، نیمه تجربی از نوع آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. این پژوهش به منظور اثربخشی درمان گروهی پذیرش و تعهد بر میزان سازگاری دانش آموزان 8تا12ساله شهرستان تنکابن دارای اختلال نافرمانی مقابله ای انجام شد. نمونه آماری را 30 دانش آموز تشکیل دادند که در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در این تحقیق از ابزار پژوهش مقیاس درجه بندی اختلال نافرمانی مقابله ای و پرسشنامه سازگاری دانش آموزان ابتدایی استفاده شد. برنامه جلسات آموزشی در هشت جلسه 45دقیقه ای بر اساس برنامه درمانی برگرفته از جلسات درمانی رویکرد راه حل محور تنظیم شد. برای تعیین طبیعی بودن داده ها، آزمون کولموگروف اسمیرنوف و جهت تحلیل داده ها، آزمون تحلیل کوواریانس به کمک نرم افزار SPSS-22 به کار رفت.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد هشت جلسه درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد موجب افزایش در سازگاری (0٫001≤p) و سازگاری عاطفی (0٫001≤p) و سازگاری تحصیلی (0٫001≤p) دانش آموزان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای شده است.

    نتیجه گیری

    باتوجه به یافته های پژوهش می توان بیان کرد درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند به عنوان روش درمانی موثر برای افزایش سازگاری دانش آموزان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای استفاده شود.

    کلیدواژگان: درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد، اختلال نافرمانی مقابله ای، سازگاری
  • سمیه اینانلو گنجی، نادر منیرپور*، مجید ضرغام حاجبی صفحه 72
    زمینه و هدف

    سازگاری زناشویی به معنای ظرفیت سازگارشدن با مشکلات و توانایی حل آن ها است. پژوهشگران امروزه به دنبال یافتن عوامل مرتبط با این سازگاری هستند. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل سازگاری زناشویی براساس سبک های فرزندپروری با نقش میانجی طرحواره حوزه محدودیت مختل و راهبردهای مقابله ای انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه از نوع همبستگی بود. جامعه آماری را زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره بهزیستی استان البرز در سال 1396 تشکیل دادند. در این پژوهش، پرسشنامه سازگاری زناشویی (اسپینر، 1976)، پرسشنامه راهبردهای مقابله ای یانگ-رای (1994)، پرسشنامه سبک های فرزندپروری ادراک شده (یانگ، 1994) و پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ-فرم کوتاه (یانگ، 1988) به کار رفت. داده ها با روش همبستگی پیرسون و مدل یابی ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 22 و AMOS نسخه 23 تحلیل شدند. سطح معناداری 0٫05 برای تحلیل های آماری در نظر گرفته شد. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد که سبک های فرزندپروری با نقش میانجی راهبردهای جبران (0٫001>p) و اجتناب (0٫001>p) و طرحواره حوزه محدودیت مختل (0٫001>p) می تواند سازگاری زناشویی را تبیین کند (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    به طورکلی یافته ها تاییدکننده مدل سازگاری زناشویی براساس سبک های فرزندپروری با نقش میانجی طرحواره حوزه محدودیت مختل و راهبردهای مقابله ای است.

    کلیدواژگان: سازگاری زناشویی، راهبردهای مقابله ای، سبک فرزندپروری، طرحواره محدودیت مختل
  • لیلا کایدپور، سعید جهانیان* صفحه 73
    زمینه و هدف

    باوجود اهمیت عوامل روان شناختی در بروز بیماری قلبی، در ایران تحقیقات بسیار اندکی دراین باره انجام شده است. هدف این پژوهش پیش بینی استرس ادراک شده بر پایه سیستم های فعال ساز و بازدارنده رفتار و ویژگی های شخصیتی بود.

    روش بررسی

    روش تحقیق از نوع هم بستگی پیش بینی بود. جامعه آماری عبارت بود از: بیماران قلبی بستری در بیمارستان های قلب، شریعتی و شرکت نفت شهر تهران در سال 1396 که 150 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. پرسش نامه های استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983)، سیستم های رفتاری کارور و وایت (1994) و شخصیتی نئو (1992)، بین بیماران پخش گردید و از نرم افزار SPSS و آزمون هم بستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه خطی جهت تجزیه و تحلیل استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد هم بستگی بین استرس ادراک شده با سیستم های فعال ساز رفتاری و سیستم های بازدارنده رفتاری در بیماران قلبی مثبت و معنادار است (0٫001>p، 0٫228 و 0٫284=R). هم بستگی استرس ادراک شده با بعد روان رنجورخویی مثبت و با ابعاد برون گرایی و بازبودن منفی بود (0٫001>p، 0٫20-؛ 0٫383-؛ 0٫458=R)؛ اما بین دو بعد دیگر شخصیت با استرس ادراک شده رابطه معناداری وجود نداشت. نتیجه رگرسیون نشان داد ضریب هم بستگی چندمتغیره بین متغیرهای پیش بین و ملاک برابر با 0٫64 بود که این اندازه از هم بستگی، به ضریب تعیین 0٫41 منجر شد و ضریب تعیین تعدیل یافته برابر با 0٫39 بود.

    نتیجه گیری

    نتیجه پژوهش دال بر این است که در حدود 39درصد از تغییرات در متغیر وابسته (استرس ادراک شده)، از طریق ابعاد شخصیت و سیستم های فعال ساز و بازدارنده رفتاری قابل پیش بینی است.

    کلیدواژگان: استرس ادراک شده، سیستم های فعال ساز و بازدارنده رفتار، ویژگی های شخصیتی، بیماران قلبی
  • لیلا اکرمی*، مختار ملک پور، سالار فرامرزی، احمد عابدی صفحه 74
    زمینه و هدف

    دوره بلوغ یکی از مراحل مهم زندگی بوده که فرد با تغییرهای مختلف جسمانی و روانی روبه رو می شود و نیازمند دریافت آموزش است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر برنامه آموزشی کیت ریپلی بر افزایش مهارت های اجتماعی و دانش جنسی نوجوانان پسر دارای اختلال اوتیسم با عملکرد بالا صورت گرفت

    روش بررسی

    این پژوهش طرح موردمنفرد A-B-A بود. جامعه آماری را تمام نوجوانان پسر مبتلا به اختلال اوتیسم با عملکرد بالا در شهر یزد تشکیل دادند. آزمودنی ها شامل سه پسر دارای اختلال اوتیسم با عملکرد بالا بود که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پرسشنامه های SSIS جهت بررسی مهارت های اجتماعی و پرسشنامه محقق ساخته برای ارزیابی دانش جنسی به کار رفت. داده های پژوهش طی تحلیل دیداری نمودار داده ها در نرم افزار SPSS براساس شاخص های تحلیل دیداری و آمار توصیفی تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد برنامه کیت ریپلی بر بهبود مهارت های اجتماعی با PND 83٫34درصد برای آزمودنی های اول و سوم و 66٫66درصد در آزمودنی دوم و افزایش دانش جنسی با PND 100٫0درصد برای آزمودنی اول و 83٫34درصد در آزمودنی های دوم و سوم موثر بوده است. 

    نتیجه گیری

    باتوجه به یافته های پژوهش، برنامه کیت ریپلی با ارائه محتوی ساختاریافته، می تواند نقش موثری در افزایش مهارت های اجتماعی و آگاهی نوجوانان دارای اختلال اوتیسم با عملکرد بالا داشته باشد. انجام تحقیقات بیشتر در ارتباط با مسائل نوجوانان با اختلال اوتیسم ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: اوتیسم با عملکرد بالا، برنامه کیت ریپلی، بلوغ، دانش جنسی، مهارت های اجتماعی
  • سیده سیمین پورباقری، سعید جهانیان* صفحه 75
    زمینه و هدف

    امروزه سرطان از مشکلات بسیار مهم بهداشتی در سراسر جهان محسوب می شود. باتوجه به اهمیت تاثیر وقایع ناگوار زندگی و رویدادهای فشارزا در بروز بیماری سرطان، هدف این تحقیق پیش بینی بهزیستی روان شناختی مبتلایان به سرطان، برمبنای حمایت اجتماعی ادراک شده و روش های مقابله با استرس بود.

    روش بررسی

    طرح پژوهش حاضر به صورت تحقیق همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را افراد مبتلا به سرطان بیمارستان شهدای منطقه یک و بیمارستان پارسیان منطقه دو شهر تهران در سال 1396 تشکیل دادند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده، 230 نفر مبتلا به بیماری سرطان انتخاب شدند. بعد از جمع آوری پرسشنامه های پژوهش، تحلیل داده های گردآوری شده با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه صورت گرفت.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد متغیر حمایت اجتماعی و سبک مقابله ای مسئله مدار پیش بینی کننده معنادار بهزیستی روان شناختی است (0٫01<p). همچنین سبک مقابله ای هیجان مدار به طور معناداری، بهزیستی روان شناختی را پیش بینی می کند (0٫05<p). نتایج ضریب تعیین نیز مشخص کرد در حدود 17درصد از تغییرها در متغیر وابسته (بهزیستی روان شناختی) ازطریق سبک های مقابله ای و حمایت اجتماعی ادارک شده تعیین پذیر است.

    نتیجه گیری

    باتوجه به نتایج، پیش بینی کننده بهتر برای بهزیستی روان شناختی، به ترتیب سبک مقابله ای مسئله مدار بود. همچنین حمایت اجتماعی به طور مثبت و معناداری توانست بهزیستی روان شناختی را پیش بینی کند. در انتها سبک مقابله ای هیجان محور نیز توانست به پیش بینی بهزیستی روان شناختی در مبتلایان به سرطان بپردازد.

    کلیدواژگان: بهزیستی روان شناختی، حمایت اجتماعی ادراک شده، روش مقابله با استرس، بیماران سرطانی
  • کوروش سرایی زاده*، محبوبه فولادچنگ صفحه 76
    زمینه و هدف

    مطابق دیدگاه های شناختی اجتماعی، مشکلات رفتاری شدیدا متاثر از عوامل محیطی هستند و تقریبا در اغلب نظریه ها و مدل هایی که برای تبیین رفتارها ارائه شده است، خانه و مدرسه به عنوان دو محیط موثر بر رفتارهای فرد محسوب می شوند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر جو روانی اجتماعی مدرسه بر مشکلات رفتاری درونی شده و بیرونی شده دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر اصفهان بود.

    روش بررسی

    روش پژوهش از نوع هم بستگی در قالب مدل یابی معادلات ساختاری بود. بدین منظور تعداد 506 نفر از دانش آموزان (240 دختر و 266 پسر) مقطع دوم متوسطه به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و پرسش نامه های مشکلات رفتاری (آخنباخ و رسکورلا، 2001) و جو روانی اجتماعی مدرسه (فریزر و همکاران، 1995) را پر کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار Amos-23 تحلیل شد. شاخص های کلی مدل نشان دهنده برازش مناسب مدل با داده های به دست آمده بود.

    یافته ها

    نتایج به دست آمده از آزمون مدل، نشان داد جو روانی اجتماعی مدرسه بر مشکلات رفتاری درونی شده و بیرونی شده تاثیر معنادار دارد (0٫001> p، 0٫50- =β).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش، هرچه جو کلاس مبتنی بر انسجام و انضباط بیشتر و اصطکاک کمتری باشد، مشکلات رفتاری بیرونی شده و درونی شده کمتر خواهد بود. بر این اساس، بهبود جو روانی اجتماعی مدرسه برای کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم توصیه می شود.

    کلیدواژگان: جو روانی اجتماعی مدرسه، دانش آموزان، مشکلات رفتاری
  • مهناز اسدی حقیقت، کیانوش زهراکار*، ولی الله فرزاد صفحه 77
    زمینه و هدف

    بیماری مولتیپل اسکلروزیس از بیماری های شایع در کشور ما، به خصوص در بانوان است. نقش استرس در تشدید بیماری اهمیت بسیار دارد؛ بنابر این پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثر بخشی آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری بر کاهش نشانگان استرس و ابعاد آن در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری را تمامی بیماران زن مبتلا به ام اس عضو انجمن ام اس شهر تهران در سال 1396 تشکیل دادند. نمونه گیری به روش داوطلبانه انجام شد و نمونه ها به شیوه همتا سازی در دو گروه آزمایش و گواه، هر گروه 15 نفر قرار گرفتند. ابزار پژوهش، مقیاس سنجش نشانگان استرس سیدخراسانی صدیقانی (1377) بود. در فاصله بین پیش آزمون و پس آزمون، برنامه مداخله مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری آنتون و ایرونسون و اشنایدر من (2007) در طی هشت جلسه 90دقیقه ای روی گروه آزمایش اجرا شد. داده های پژوهش پس از استخراج با استفاده از روش اندازه گیری مکرر و با نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری بر کاهش نشانگان کلی استرس و ابعاد آن (نشانگان جسمانی، رفتاری، هیجانی، شناختی) موثر است. (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    نتایج پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش بیانگر ماندگاری تاثیر مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری با گذشت زمان است؛ بنابراین می توان این روش را برای کاهش نشانگان استرس در مبتلایان به بیماری مولتیپل اسکروزیس به کار برد.

    کلیدواژگان: مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری، نشانگان استرس، ام اس، زنان
  • حمید امیدی، فیروزه ساجدی*، رضا رستمی، عنایت اله بخشی صفحه 78
    زمینه و هدف

    ضعف مهارت های اجتماعی تاثیر منفی بر عزت نفس و شناخت فردی، عملکرد اجتماعی و تحصیلی، روابط بین فردی و درونی کودکان با اختلال کم توجهی و بیش فعالی می گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی مهارت های اجتماعی بر بهبود مهارت های اجتماعی و مولفه های آن در دانش آموزان مبتلا به اختلال کم توجهی و بیش فعالی انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری را دانش آموزان پسر 8الی12ساله، مبتلا به اختلال کم توجهی و بیش فعالی در مقطع ابتدایی شهر تهران، تشکیل دادند. تعداد 32 نفر از این دانش آموزان به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (16 نفر در هر گروه) قرار گرفتند. سپس با استفاده از پرسشنامه های اطلاعات سیاهه رفتاری کودک (آخنباخ، 1978) و فرم والدین مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی (گرشام و الیوت، 1990)، سنجش شدند. در گروه آزمایش طی ده جلسه یک ساعته، آموزش برنامه مهارت های اجتماعی اجرا شد؛ اما هیچ گونه مداخله ای برای گروه گواه تا زمان اخذ پس آزمون صورت نگرفت. سپس هر دو گروه بعد از اتمام جلسات آموزشی و یک ماه بعد از آن مجددا به مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت پاسخ دادند. داده ها در قالب مشخصه های آمار توصیفی (فراوانی و میانگین و انحراف معیار) و روش تحلیل واریانس اندازه های مکرر توسط نرم افزار آماری SPSS در سطح معناداری 0٫01 تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها

    با توجه به میانگین نمره پیش آزمون مهارت های اجتماعی در گروه آزمایش (19٫68) با انحراف معیار (3٫73) و میانگین نمره پس آزمون (38٫25) با انحراف معیار (3٫35)، نتایج تحلیل واریانس اندازه های مکرر نشان داد که با آموزش گروهی مهارت های اجتماعی، نمره مهارت های اجتماعی کل و مولفه های آن (همکاری و قاطعیت و خویشتن داری، به جز مولفه مسئولیت پذیری) در دانش آموزان پسر مبتلا به اختلال کم توجهی و بیش فعالی به طور معناداری افزایش یافت (0٫001>p) و این تاثیر یک ماه بعد از جلسات آموزشی نیز پایدار بود (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    از یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت آموزش مهارت های اجتماعی به دانش آموزان مبتلا به اختلال کم توجهی و بیش فعالی می تواند مهارت های اجتماعی و مولفه های آن را در این دانش آموزان افزایش دهد؛ بنابراین تدوین برنامه های مدون آموزش مهارت های اجتماعی و گنجاندن آن در برنامه های آموزشی این کودکان به عنوان آموزش مکمل، مفید خواهد بود.

    کلیدواژگان: عملکرد اجتماعی، کم توجهی و بیش فعالی (ADHD)، مهارت های اجتماعی
  • بهناز ابویی*، محسن امیری صفحه 79
    زمینه و هدف

    افسردگی، نشانگانی است که براساس بیان لفظی یا غیرلفظی عواطف غمگین و اضطرابی یا حالت های برانگیختگی مشخص می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط تحمل ناکامی و نقص در تنظیم شناختی هیجان و تنیدگی ادراک شده با نشانگان افسردگی در میان کارکنان زندان مرکزی یزد انجام پذیرفت.

    روش بررسی

    این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش را تمامی کارمندان زندان مرکزی یزد در سال 96-1395 تشکیل دادند که از بین آنان 120 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شده و به پرسشنامه های تحمل ناکامی (هرینگتون، 2005)، تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی، 2001)، تنیدگی ادراک شده (کوهن، 1983) و افسردگی (گلدبرگ، 1988) پاسخ دادند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 21 در سطح 95درصد اطمینان صورت گرفت.

    یافته ها

    یافته های این پژوهش نشان داد ضریب همبستگی میان افسردگی با تنیدگی ادراک شده مثبت و معنادار است (0٫37=r، 0٫001<p). ازسوی دیگر بین افسردگی با نقص در تنظیم شناختی هیجان (0٫28-=r، 0٫001<p) و تحمل ناکامی (0٫34-=r، 0٫001<p) رابطه منفی و معناداری مشاهده می شود. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز حاکی از این بود که تحمل ناکامی و تنیدگی ادراک شده به میزان 16درصد نمره کل افسردگی را تبیین می کند (0٫05<p).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش و رابطه بین تحمل ناکامی و تنیدگی ادراک شده و نقص در تنظیم هیجان با افسردگی، توجه به این موضوعات در درمان بیماران افسرده به متخصصان در این زمینه توصیه می شود.

    کلیدواژگان: تحمل ناکامی، تنظیم شناختی هیجان، تنیدگی ادراک شده، افسردگی
  • مریم بیات پور، معصومه شجاعی*، علی کاشی صفحه 80
    زمینه و هدف

    5تا6درصد از کودکان مقطع دبستان دارای اختلال هماهنگی رشدی هستند و تشخیص به موقع و اتخاذ راهکارهای حمایتی ضروری است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تمرین منتخب ورزشی ذهنی و ترکیبی و نیز گزینش بهترین روش جهت رشد ادراک شایستگی حرکتی پسران 9تا10سال دارای این اختلال انجام شد.

    روش بررسی

    طرح پژوهش تجربی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. 55 پسر 9تا10ساله شیرازی توسط پرسشنامه اختلال هماهنگی رشدی (کاپلان و همکاران، 2006) و مجموعه آزمون ارزیابی حرکت کودکان-2 (هندرسون ساگدن و بارنت، 2007) غربال شده و پس از همسان سازی شفافیت تصویرسازی دیداری (مارکس، 1973) و ادراک شایستگی جسمانی (هارتر، 1985) به شکل تصادفی ساده در سه گروه تجربی (14نفره) و یک گروه گواه (13نفره) قرار گرفتند. مداخله تمرین بدنی و ذهنی و ترکیبی 24 جلسه 45دقیقه ای برگزار شد. به منظور تحلیل داده ها آزمون شاپیرو-ویلک جهت نرمال بودن توزیع متغیرهای وابسته، آزمون تحلیل کوواریانس با استفاده از پیش آزمون به عنوان کووریت، آزمون تی همبسته جهت ارزیابی اثر مداخله، آزمون لوین برای همگنی واریانس ها و آزمون بونفرونی جهت آزمون تعقیبی به کار رفت. نتایج با سطح معناداری 0٫05>p توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 19 تحلیل شد. 

    یافته ها

    میانگین ادراک شایستگی حرکتی سه گروه تمرین ذهنی و بدنی و ترکیبی در نوبت پس آزمون درمقایسه با پیش آزمون افزایش معناداری داشت (0٫001>p). تغییر پذیری نمرات ادراک شایستگی حرکتی ناشی از اعمال متغیر تمرین بدنی 55صدم و ذهنی 43صدم و ترکیبی 73صدم بود. 

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های این پژوهش در پسران 9تا10ساله، تمرین ترکیبی بهترین شیوه تمرینی برای تسریع رشد ادراک شایستگی حرکتی در کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی است.

    کلیدواژگان: اختلال هماهنگی رشدی، ادراک شایستگی حرکتی، تمرین ذهنی، مجموعه آزمون ارزیابی حرکت کودکان-2
  • لاله جوانبخت امیری، محمد حاتمی*، جوانشیر اسدی، طاهره رنجبری پور صفحه 81
    زمینه و هدف

    بیماری کرونری قلبی (CHD) از انواع شایع تر بیماری قلبی در ایران است. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی راهبردهای نظم جویی هیجانی گراس بر میزان استرس ادراک شده در بیماران قلبی انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پسآزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری را بیماران قلبی بیمارستان دکترباهنر کرج در سال 1396 تشکیل دادند که به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه (هرکدام 20 نفر) تقسیم شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن (1983) بود. داده ها قبل و بعد از اجرای نه جلسه درمان جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21، به شیوه تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد میانگین و انحراف معیار نمره پیش آزمون در گروه آزمایش به ترتیب 37٫65 و 7٫60 و پس آزمون به ترتیب 20٫54 و 3٫58 به دست آمد. همچنین نمره پیش آزمون در گروه گواه به ترتیب 25٫30 و 6٫62 و پس آزمون به ترتیب 38٫30 و 5٫68 بود. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر مشخص کرد درمان به طور معناداری موجب کاهش استرس بیماران شده است (0٫001>p). 

    نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش حاضر، این نتایج می تواند پشتوانه ای برای انجام درمان راهبردهای نظم جویی هیجانی گراس در بیماران قلبی جهت بهبود استرس ادراک شده باشد.

    کلیدواژگان: راهبردهای نظم جویی هیجانی گراس، استرس ادراک شده، بیماران قلبی
  • آرزو شاه میوه اصفهانی، احمد عابدی*، سالار فرامرزی، احمد یارمحمدیان صفحه 82
    هدف و زمینه

    اختلال ADHD یک اختلال عصبی رشدی است که در خط مقدم درمان این اختلال، برای کاهش نشانگان آن، آموزش والدین جایگاه ویژه ای دارد. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی برنامه PBS با الگوی والدگری بارکلی بر بهبود نشانگان کودکان ADHD انجام شد.

    روش بررسی

    در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه گواه استفاده شد. روش نمونه گیری به صورت چندمرحله ای و جای گذاری تصادفی ساده در گروه های آزمایش و گواه بود. بدین صورت که از مدارس شهر اصفهان چهار مدرسه و از این مدارس 30 کودک ADHD انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه های آزمایش، طی هشت جلسه تحت آموزش به روش PBS و بارکلی قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات به منظور سنجش نشانگان ADHD، پرسش نامه کانرز فرم والدین بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 20 و تحلیل کوواریانس چندمتغیره به همراه آزمون های تعقیبی در سطح اطمینان 95درصد به کار گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد در متغیرهای شناختی/بی توجهی (0٫017=p) و بیش فعالی (0٫047=p) و کاستی توجه/بیش فعالی (0٫021=p) بین دو گروه تفاوت معنادار وجود دارد؛ اما در متغیر مخالفت جویی (0٫063=p) تفاوت معناداری یافت نشد. در متغیر بیش فعالی و کاستی توجه/بیش فعالی تفاوت نمرات هر دو گروه آموزش والدگری بارکلی (0٫040=p) و آموزش حمایت رفتاری مثبت (0٫008=p)، با گروه گواه معنادار بود. همچنین در متغیر شناخت/بی توجهی (0٫006=p) و مخالفت جویی (0٫024=p) تنها آموزش حمایت رفتاری مثبت توانست تفاوت معناداری را با گروه گواه ایجاد کند. شایان ذکر است در همه خرده مقیاس ها تفاوت آموزش معنادار نبود.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان داد که آموزش به هر دو روش مذکور، نشانگان ADHD را در کودکان بهبود می بخشد.

    کلیدواژگان: برنامه حمایت رفتاری مثبت، الگوی والدگری بارکلی، اختلال بیش فعالی و نقص توجه، نشانگان نقص توجه، بیش فعالی
  • یونس مصدق*، مهران نصیری، زهرا قدیمی کلاته، محمد الغوثی صفحه 83
    هدف

    مولتیپل اسکلروزیس از شایع ترین بیماری های عصبی پیش رونده در بین بزرگ سالان جوان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربار شناختی تکلیف بر زمان بندی مرحله استانس راه رفتن بیماران مولتیپل اسکلروزیس بود.

    روش بررسی

    روش مطالعه حاضر، از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون بود. بیست بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس از انجمن ام اس ایران (با دامنه سنی  41٫85±12٫59 سال و نمره مقیاس پیشرفت ناتوانی صفر تا 5) به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. آزمودنی ها سه تکلیف شناختی مختلف را هم زمان با راه رفتن بر روی دستگاه فوت مدیسنس اجرا کردند و زمان مرحله استانس آزمودنی ها با دستگاه فوت مدیسنس اندازه گیری شد. برای تحلیل نتایج، از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 0٫05 استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 تحلیل شد.

    یافته ها

    یافته های به دست آمده از تحقیق نشان داد تکلیف شناختی اثر معناداری بر افزایش زمان استانس راه رفتن در هر دو پا داشت (0٫001>p) و بین زمان استانس راه رفتن در تمامی مراحل تکلیف شناختی، به جز مرحله 2 در برابر 3، در پای چپ تفاوت معناداری وجود داشت (p<0/05)

    نتیجه گیری

    نتایج تحقیق نشان داد زمان مرحله استانس گام برداری در بیماران مولتیپل اسکلروزیس هنگام اجرای تکلیف شناختی افزایش داشته است و بیماران مولتیپل اسکلروزیس هنگام اجرای تکلیف شناختی سرعت گام برداری کمتری دارند.

    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروزیس، تکلیف شناختی، مرحله استانس، راه رفتن
  • آزاده تقوی بهبهانی، علی محمد نظری*، سودابه شهیدثالث، افسانه خواجه وند صفحه 84
    زمینه و هدف

    محققان نشان دادند زنان مبتلا به سرطان سینه مشکلات روان شناختی دارند و به منظور ارتقای سطح توانمندی های روان شناختی، نیازمند مداخلات روان شناختی اند. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی معنویت درمانی بر افزایش رشد پس از سانحه در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری، زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان امید شهر مشهد در سال 1396 بودند که از این میان در هر گروه (گواه و آزمایش) 14 نفر به صورت تصادفی گمارش شدند و به پرسش نامه رشد و تحول پس از سانحه (تدشهی و کالهون، 1996) پاسخ دادند. سپس، گروه آزمایش طی 12 جلسه 120دقیقه ای تحت مداخله قرار گرفت. پس از پایان مداخله، از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد و مجدد پس از سه ماه هر دو گروه پیگیری شدند. روش تجزیه وتحلیل داده ها، آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر بود.

    یافته ها

    نتایج نشان داد میانگین نمره کل رشد و تحول پس از سانحه در گروه آزمایش در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به ترتیب 68٫07، 79٫92 و 78٫50 بود. بنابراین، نمره رشد و تحول پس از سانحه افزایش داشت. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد اثر متقابل گروه و زمان معنادار بود؛ بنابراین، متغیر رشد پس از سانحه در سطح معناداری (0٫05>p) افزایش داشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پژوهش، معنویت درمانی گروهی می تواند موجب ارتقای رشد پس از سانحه در بیماران مبتلا به سرطان پستان شود.

    کلیدواژگان: معنویت درمانی، رشد پس از سانحه (PTG)، سرطان پستان
  • حسین خسروشاهی، بهرام میرزائیان*، رمضان حسن زاده صفحه 85
    زمینه و هدف

    بیماری های قلبی که بر اثر تنگی و گرفتگی عروق کرونری قلب ایجاد می شود و مشکلی بهداشتی در کشورهای درحال توسعه و توسعه یافته به شمار می رود، از عوامل اصلی مرگ ومیر در جهان از جمله ایران است. بیماری قلبی عروقی از بیماری هایی است که تحت تاثیر عوامل روان شناختی نیز قرار میگیرد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک بیماری در بیماران قلبی عروقی اجرا شد.

     روش بررسی

    این پژوهش به شکل نیمه آزمایشی (تجربی) دوگروهی با پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. جامعه آماری پژوهش، بیماران قلبی عروقی مراجعه کننده به کلینیک قلب بیمارستان ولیعصر قائم شهر در بهار 1397-1396 بودند که از بین آن ها به صورت داوطلبانه 28 نفر انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه (14 نفر گروه آزمایش و 14 نفر گروه گواه) تفکیک گردیدند. گروه آزمایش طی شش جلسه، تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) قرار گرفت و گروه گواه هیچ درمانی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش، پرسش نامه ادراک بیماری بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 و با روش تحلیل کوواریانس یک طرفه تحلیل شد.

     یافته ها

    نتایج نشان داد میانگین و انحراف معیار نمره پیش آزمون ادراک بیماری در گروه آزمایش به ترتیب برابر با 40٫46 و 4٫04 و همچنین میانگین و انحراف معیار نمره پس آزمون در گروه آزمایش به ترتیب 33٫21 و 1٫80 است. همچنین میانگین و انحراف معیار نمره پیش آزمون ادراک بیماری در گروه گواه به ترتیب برابر با 40٫15 و 4٫90 و همچنین میانگین و انحراف معیار نمره پس آزمون در گروه گواه 42٫61 و 2٫53 است. یافته ها نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، باعث بهبود در ادراک بیماری (0٫032=p) می شود.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته ها، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با توجه به تاثیرگذاری در ارزش های بیماران به این صورت که رهایی از بیماری به عنوان یک ارزش برای بیمار در نظر گرفته شود، می تواند موجب کاهش ادراک بیماری در بیماران قلبی گردد.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، ادراک بیماری، بیماران کرونر قلبی
  • امینه زرندی، سیما قدرتی*، حمیدرضا وطن خواه صفحه 86
    زمینه و هدف

    بیش فعالی، یک اختلال عصبی رشدی است که با الگوهای رفتاری مداومی چون بی توجهی یا بیش فعالی تکانشگری شناسایی می شود. هدف پژوهش تعیین اثربخشی آموزش بازی مبتنی بر روش شناختی رفتاری بر تکانشگری کودکان مبتلا به نقص تمرکز/بیش فعالی بود.

    روش بررسی

    روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و گمارش تصادفی بود. جامعه پژوهش شامل تمام دانش آموزان پسر 7 تا 10ساله مقطع ابتدایی دارای اختلال نقص تمرکز و بیش فعالی منطقه سه کرج بودند. از این میان، 24 نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (12 نفر) و گواه (12 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 30دقیقه ای، بازی مبتنی بر روش شناختی رفتاری را دریافت کرد. هر دو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به پرسش نامه والدین کانرز پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده به وسیله تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 در سطح خطای (0٫01) تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد بین میانگین مشکلات سلوک، مشکلات یادگیری، مشکلات روان تنی، تکانشگری و اضطراب انفعال گروه آزمایش و گواه در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش بازی مبتنی بر روش شناختی رفتاری، تکانشگری و عدم توجه کودکان مبتلا به نقص تمرکز/بیش فعالی را بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: بازی درمانی شناختی، اختلال نقص تمرکز، بیش فعالی، تکانشگری
  • باقر ریگی خاص*، فرزاد فرجی خیاوی، کامبیز احمدی انگالی، غلامحسین نساج، یونس امیریان صفحه 87
    هدف

    در عصر حاضر، نوآوری برای موفقیت شرکت ها امری حیاتی است و افراد خلاق و نوآور، منبع تولید و فرآوری شرکت ها محسوب می شوند. ایجاد پویایی و نوآوری در بنگاه های کوچک اقتصادی موجب ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توانمندسازی افراد می شود. پژوهش حاضر با هدف مطالعه جو نوآوری در مراکز معلولین شهر اهواز انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بود که به صورت مقطعی انجام شد. جامعه موردمطالعه را 40 نفر از کارکنان تمام وقت مراکز معلولین (دارای کارگاه حرفه آموزی) شهر اهواز تشکیل می دادند. ابزار مطالعه، شامل فرم مشخصات دموگرافیک و پرسش نامه جو نوآوری در سازمان بود. ارتباط متغیرهای پژوهش با مولفه های جو نوآوری، با استفاده از آمار توصیفی، مانند فراوانی داده ها، میانگین و انحراف معیار  و آمار استنباطی، نظیر آزمون تی مستقل، هم بستگی پیرسون و آنالیز واریانس یک طرفه بررسی شد.

    یافته ها

    میانگین امتیاز جو نوآوری که برابر با (24٫1±161٫1) بود، نشان دهنده وجود نسبی نوآوری در مراکز می باشد (میانگین امتیاز بین 170-100 نشان دهنده وجود جو نوآوری نسبی). ارتباط منفی معنی داری بین سابقه کار کارکنان و جو نوآوری (0٫001>p و 0٫37-=r) در مراکز مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    یافته های این پژوهش نشان داد که جو نوآوری، به صورت نسبی در مراکز معلولین وجود دارد. هم چنین جو نوآوری در این مراکز با افرادی که تازه به مراکز وارد شدند، ارتباط دارد. مدیران مراکز می توانند با ایجاد محیطی توام با اعتماد بین کارکنان، آموزش حین خدمت به کارکنان، معرفی و حمایت ایده های نو، باعث افزایش نوآوری و خلاقیت در مراکز خود شوند.

    کلیدواژگان: نوآوری، جو نوآوری، مراکز معلولین
  • ثمره موسی اکبری، احمد شاهورانی*، محسن رستمی، محمدحسن بهزادی صفحه 88
    زمینه و هدف

    دانش آموزان مبتلا به اختلال ریاضی علاوه بر مشکلات تحصیلی، در عملکردهای شناختی نیز مشکل دارند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه عملکردهای کلی شناختی (حافظه فعال شنیداری، دیداری فضایی و بلندمدت) دانش آموزان مبتلا به اختلال ریاضی و عادی دوره اول ابتدایی انجام شد.

    روش بررسی

    روش تحقیق در این پژوهش، از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری، تمام دانش آموزان دوره اول ابتدایی مدارس دولتی ناحیه دو شهر کرمان بودند. از بین دانش آموزانی که عملکردی طبیعی و متناسب با سنشان در خرده آزمون های هوش وکسلر کودکان داشتند، 40 نفر با روش نمونه گیری در دسترس و از میان دانش آموزانی که نمره های 50درصد به بالا در آزمون ریاضی کسب کرده بودند، انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بود از: آزمون هوش وکسلر کودکان و آزمون های حافظه فعال شنیداری، حافظه فعال دیداری فضایی و حافظه بلندمدت. داده ها با استفاده از میانگین، انحراف معیار، تحلیل واریانس و آزمون t مستقل به کمک نرم افزار SSPS نسخه 23 و در سطح 0٫05>p تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بین عملکردهای کلی شناختی دانش آموزان مبتلا به اختلال ریاضی و دانش آموزان عادی دوره اول ابتدایی، تفاوت معناداری (0٫001>p) وجود داشت. عملکردهای کلی شناختی در دانش آموزان عادی بیشتر از دانش آموزان مبتلا به اختلال ریاضی دوره اول ابتدایی بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های این پژوهش، در دانش آموزان مبتلا به اختلال ریاضی باید به عملکردهای شناختی کلی نظیر حافظه فعال شنیداری، حافظه دیداری فضایی و حافظه بلندمدت توجه ویژه ای داشت.

    کلیدواژگان: عملکردهای کلی شناختی، دانش آموزان مبتلا به اختلال ریاضی، دانش آموزان ابتدایی
  • زینب حسینی، مجتبی انصاری شهیدی*، محمدرضا روانبد، حسن رضایی جمالویی، محبوبه رمضان زاده صفحه 89
    زمینه و هدف

    افراد مبتلا به سرطان پستان در الکسی تایمی با چالش های زیادی مواجه می شوند. پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی معنویت درمانی بر الکسی تایمی در افراد مبتلا به سرطان پستان با گیرنده های استروژن و پروژسترون انجام شد.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر، مطالعه ای نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی افراد بیمار زن 30 تا 65 ساله و مبتلا به سرطان پستان استان بوشهر در سال 1398 تشکیل دادند. سی آزمودنی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شیوه گمارش آن ها در گروه ها به روش تصادفی انجام گرفت، به نحوی که اعضای هر گروه 15 نفر بود. گروه آزمایش، در 12 جلسه آموزش برنامه معنویت درمانی شرکت کردند در حالی که گروه گواه در این جلسات شرکت نداشت. ابزار این پژوهش پرسشنامه الکسی تایمی (بگبی، پارکر و تیلور، 1994) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری در سطح معناداری 0٫05 تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون، گروه آزمایش با گروه گواه در الکسی تایمی تفاوت معناداری داشتند (0٫001>p). نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که آموزش برنامه معنویت درمانی بر الکسی تایمی در افراد مبتلا به سرطان پستان با گیرنده های استروژن و پروژسترون اثر معناداری داشته است. در واقع، آموزش برنامه معنویت درمانی سبب بهبود الکسی تایمی در افراد مبتلا به سرطان پستان با گیرنده های استروژن و پروژسترون شد

    .نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش، آموزش برنامه معنویت درمانی می تواند الکسی تایمی را در زنان مبتلا به سرطان پستان با گیرنده های استروژن و پروژسترون بهبود بخشد.

    کلیدواژگان: الکسی تایمی، سرطان پستان، معنویت درمانی
  • سید ولی اله موسوی، پگاه آزادی منش*، سعید صادقی، بیتا شلانی، فاطمه مومنی صفحه 90
    زمینه و هدف

    استفاده از داستان اجتماعی درمقایسه با کار مستقیم با کودکان با اختلال طیف اتیسم، به دلیل علاقه وافر آن ها به داستان، جالب تر و لذت بخش تر است و درنتیجه توجه کودک را بیشتر و بهتر متمرکز می کند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی داستان های اجتماعی بر افزایش مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اتیسم انجام شد.

     روش بررسی

    روش مطالعه حاضر آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان با اختلال طیف اتیسم 8تا11 سال پسر شهر کرمانشاه تشکیل دادند که ازطریق نمونه گیری دردسترس تعداد ده نفر انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. جلسات برای گروه آزمایش در 35 جلسه 30دقیقه ای و در طول دو ماه و نیم اجرا شد؛ درحالی که گروه کنترل چنین آموزشی را دریافت نکرد. هر دو گروه با پرسشنامه ارتباط اجتماعی SCQ در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون و با استفاده از آزمون تی دو نمونه مستقل ارزیابی شدند. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد که استفاده از داستان اجتماعی برای گروه آزمایشی در ارتقای مهارت های اجتماعی آنان تاثیر معناداری داشته است (0٫05>p). 

    نتیجه گیری

    باتوجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که استفاده از داستان های اجتماعی می تواند روشی مناسب جهت ارتقای مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اتیسم باشد.

    کلیدواژگان: داستان های اجتماعی، مهارت های اجتماعی، اختلال طیف اتیسم
  • احمد قره خانی، سعید حسن زاده*، غلامعلی افروز صفحه 91
    زمینه و هدف

    از اکتسابات بسیار مهم آموزشگاهی که کودکان سندرم داون در آن مشکل دارند، مهارت خواندن است. هدف پژوهش حاضر، تدوین یک برنامه خواندن ویژه کودکان سندرم داون، در جهت تسهیل آموزش خواندن، فهمیدن و کاربست انواع مواد نوشتاری مهم در زندگی روزمره و موقعیت های اجتماعی به این کودکان و نیز بررسی اثربخشی این برنامه بود.

    روش بررسی

    طرح پژوهشی از نوع شبه آزمایشی، از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری دانش آموزان دبستانی آهسته گام با نشانگان داون شهرستان همدان بودند که در سال تحصیلی 1396-13955 در مدارس استثنایی مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل30 کودک سندرم داون شاغل به تحصیل در مدارس استثنایی شهر همدان بودند که پس از همتاسازی در دو گروه آزمایش و گواه، به شکل تصادفی جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش، عبارت بودند از: نسخه فارسی مقیاس هوشی تجدیدنظرشده وکسلر کودکان (1386) WISC-R))، نسخه فارسی آزمون رشد زبان (1393-TOLD) (P3) و دو متن نوشتاری محقق ساخته به عنوان پیش آزمون و پس آزمون، برای سنجش درک مطالب نوشتاری، قبل و بعد از مداخله. پس از انجام دادن مداخله در دوازده جلسه، داده ها از طریق آزمون تحلیل کوواریانس و با نرم افزار SPSS ویرایش 25 تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد آموزش خواندن کاربردی بر درک مطالب نوشتاری دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون تاثیر معناداری دارد (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های این پژوهش، برنامه خواندن کاربردی می تواند به بهبود عملکرد خواندن کودکان سندرم داون کمک کند.

    کلیدواژگان: برنامه خواندن کاربردی، سندرم داون، عملکرد خواندن
  • لیلا صرامی، عبدالله قاسمی*، الهه عرب عامری، علی کاشی صفحه 92
    زمینه و هدف

    مجموعه آزمون ارزیابی حرکت کودکان-2 (MABC-2) از ابزارهای بسیار پرکاربرد جهت بررسی مشکلات حرکتی کودکان در سراسر جهان است. این پژوهش با هدف ارزیابی ویژگی های روان سنجی این آزمون در کودکان 3تا6ساله شهر اصفهان صورت گرفت.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر از نوع مطالعات اعتباریابی با طرح یک نوبت آزمون گیری بود. این پژوهش در سال تحصیلی 97-1396 با مشارکت 384 کودک انجام پذیرفت که به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب و همگی با استفاده از آزمون MABC-2 ارزیابی شدند. آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی درون طبقه ای (ICC) و تحلیل عاملی تاییدی به ترتیب جهت همسانی درونی و پایایی درون و بین ارزیاب و تحلیل سازه آزمون به کار رفت. داده ها نیز با نرم افزارهای SPSS و Liserel تحلیل شد.

    یافته ها

    مقدار آلفای کرونباخ برای همسانی درونی آزمون 0٫80 به دست آمد. هر دو پایایی درون و بین ارزیاب نیز در دامنه خوب و عالی 0٫71تا0٫89 و 0٫93تا0٫99 قرار داشتند. بررسی روایی عاملی آزمون نشان داد ساختار آزمون با سه عامل چالاکی دستی و هدف گیری و دریافت و نیز تعادل به درستی و با برازش مناسب شاخص های برازش (0٫93=NNFI، 0٫92=GFI، 0٫93=CFI، 85٫26=x2، 0٫071=RMSEA) طرح ریزی شدند.

    نتیجه گیری

    MABC-2 دارای روایی و پایایی مطلوب برای استفاده در جامعه کودکان 3تا6ساله فارسی زبان است و می توان در زمینه های مختلف بالینی و مطالعاتی از آن بهره برد.

    کلیدواژگان: مجموعه آزمون ارزیابی حرکت کودکان-2 (MABC-2)، روایی، پایایی، روایی عاملی، اختلال هماهنگی رشدی (DCD)، ارزیابی حرکتی، کودکان
  • مهدی هاشم پور، محسن سعیدمنش*، محمدحسین گرامی صفحه 93
    زمینه و هدف

    افسردگی پس از زایمان به طور جدی بر زندگی فرد و خانواده اش اثر نامطلوب دارد. ذهن آگاهی برای تصحیح راه های غلط تفکر در گذشته است. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر رضایت زناشویی و شدت نشانه های افسردگی در زنان مبتلا به اختلال افسردگی پس از زایمان بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را زنان مبتلا به اختلال افسردگی پس از زایمان مراجعه کننده به بیمارستان مادر شهرستان یزد در سال 1396 تشکیل دادند که از بین آنان 30 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه بررسی شدند. ابزار پژوهش، شامل پرسش نامه افسردگی بک و پرسش نامه رضایت زناشویی انریچ بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) با نرم افزار SPSS نسخه 23 تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    یافته های این پژوهش حاکی از آن بود که گروه درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، باعث کاهش نشانه های افسردگی (پس آزمون گروه آزمایش: 5٫87±27و گواه: 6٫60± 29٫87 و 0٫001<p) و افزایش رضایت زناشویی در زنان مبتلا به اختلال افسردگی پس از زایمان می شود (پس آزمون گروه آزمایش: 12٫23±97٫33 و گواه: 13٫38±86٫82، 0٫001<p)

    .نتیجه گیری

    با توجه به یافته های این پژوهش و اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی و رضایت زناشویی زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان، استفاده از این روش به متخصصان در این زمینه توصیه می شود.

    کلیدواژگان: شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، رضایت زناشویی، نشانه های افسردگی، افسردگی پس از زایمان
  • سید مهدی حسینی، حجت الله جاویدی*، امیر هوشنگ مهریار، سید ابراهیم حسینی صفحه 94
    هدف

    هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی و درمان مواجهه و جلوگیری از پاسخ در بهبود باورهای وسواسی و افسردگی زنان مبتلا به اختلال وسواس جبری بود.

    روش بررسی

    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود که با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری، شامل تمامی بیماران با اختلال وسواس مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان شیراز در سال 1395 بود. از این بین، شصت نفر با تشخیص اختلال وسواس به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه بیست نفره آزمایش (گروه فراشناخت و گروه مواجهه و جلوگیری از پاسخ) و یک گروه بیست نفره گواه تقسیم شدند. مداخله فراشناختی به مدت هشت جلسه گروهی بر روی گروه آزمایش فراشناخت و مداخله مواجهه به مدت چهارده جلسه گروهی بر روی گروه آزمایش مواجهه اجرا گردید. هر دو گروه آزمایش و گروه گواه در طی دوره مطالعه، داروی فلووکسامین (دوز 200 تا 300) مصرف می کردند. از پرسش نامه های باورهای وسواسی (کارگروه وسواس، 2003) و افسردگی (بک، 1996) به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس و با به کارگیری نرم افزار آماری SPSS تحلیل شد. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد مداخله در هر دو گروه درمانی، موجب کاهش معنادار علائم باورهای وسواسی در مقایسه با گروه گواه شد (0٫001>p)؛ اما بین دو گروه آزمایشی از لحاظ اثربخشی بر باورها تفاوتی مشاهده نگردید. درباره افسردگی بیشترین میزان اثربخشی در پس آزمون، به ترتیب متعلق به گروه فراشناخت، مواجهه و گواه بود (0٫002=p).

    نتیجه گیری

    باوجود برخی محدودیت های روش شناختی، درمان فراشناختی می تواند درمان معتبر و جایگزینی برای مواجهه و جلوگیری از پاسخ باشد.

    کلیدواژگان: درمان فراشناختی، درمان مواجهه و جلوگیری از پاسخ، افسردگی، باورهای وسواسی، اختلال وسواس جبری
  • زهرا غربی، طاهره رنجبری پور*، اردشیر اسدی صفحه 95
    هدف

    هدف مطالعه حاضر، بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تصویر بدن در افراد چاق بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر، از انواع طرح های نیمه آزمایشی به صورت دو گروهی، با پیش آزمون پس آزمون و دوره پیگیری سه ماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری، افراد چاق شهر کرج بودند. تعداد 60 عنوان نمونه آماری (30 نفر در هر گروه) در نظر گرفته شد که به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش، شامل روابط چندبعدی خود-بدن کش (2000) بود. گروه آزمایش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی را به صورت 8 جلسه 90دقیقه ای دریافت کرد؛ در حالی که گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. داده های پژوهش با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج توصیفی نشان داد میانگین تصویر بدنی در گروه آزمایش در زمان های پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، به ترتیب 102٫83، 168٫16 و 165٫76 بوده است. همچنین میانگین تصویر بدنی در گروه کنترل، 95٫93، 105٫90 و 108٫38 بوده است که با توجه به نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، از لحاظ زمان، میانگین تصویر بدنی افزایش معناداری را در گروه آزمایش داشت (0٫05>p). یافته های استنباطی نشان داد درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی تاثیر معناداری بر تصویر بدنی افراد چاق دارد (0٫05>p).

    نتیجه گیری

    بنابر یافته ها می توان گفت، درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی دارای مکانیزم های اثربخش به منظور تعدیل تصویر بدنی افراد چاق است.

    کلیدواژگان: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، تصویر بدن، چاقی، افراد چاق
  • محمد ابراهیم حکم آبادی، ایمان الله بیگدلی*، جوانشیر اسدی، محمد جواد اصغری ابراهیم آباد صفحه 96
    زمینه و هدف

    مطالعات متعددی تلفیق و ترکیب دو رشته روان شناسی و قلب شناسی را فراهم آورده اند تا به کمک علم روان شناسی به پیشگیری و درمان بهتر بیماری های مرتبط با قلب پرداخته شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر شخصیت سنخ D بر حافظه کاری و حافظه آینده نگر و پیروی از درمان بیماران کرونر قلب بود. 

    روش بررسی

    این پژوهش به شکل تجربی و شیوه تک آزمودنی با کنترل خط پایه چندگانه هم زمان و با پیگیری شش هفته ای اجرا شد. جامعه آماری را تمامی بیماران قلبی بیمارستان فوق تخصص رضوی مشهد تشکیل دادند. پنج نفر مرد مبتلا به بیماری قلبی به روش نمونه گیری هدفمند از میان افراد مراجعه کننده به بیمارستان فوق تخصصی رضوی انتخاب شدند. بیماران پس از احراز شرایط درمان در پژوهش حاضر شرکت کردند. اثربخشی پروتکل درمانی طی سه مرحله خط پایه و درمان ده جلسه ای و پیگیری شش هفته ای، با استفاده از پرسشنامه شخصیت سنخ D، پرسشنامه حافظه آینده نگر ذهنی (PMQ)، آزمون حافظه کاری وکسلر و پرسشنامه پیروی از درمان (MMAS-8) بررسی شد. داده ها به روش ترسیم دیداری با استفاده از نرم افزار اکسل و همچنین محاسبه فرمول شاخص تغییر پایا (RCI) و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد تکنیک های شناختی، تجربی، روابط بین فردی و رفتاری در طرحواره های ناسازگار (0٫074=p)، شخصیت سنخ D (0٫033=p)، حافظه کاری (0٫085=p)، حافظه آینده نگر (0٫042=p) و پیروی از درمان پزشکی (0٫003=p) بیماران قلبی از نظر آماری و بالینی معنادار بود.

    نتیجه گیری

    بنا به نتایج به دست آمده طرحواره درمانی در کاهش شخصیت سنخ D، افزایش حافظه کاری و آینده نگر و پیروی از درمان پزشکی فراگیر موثر است.

    کلیدواژگان: طرحواره درمانی، شخصیت سنخ D، حافظه کاری، حافظه آینده نگر، پیروی از درمان
  • ندا نظربلند*، پروین امینی یگانه، هاجر فلاح زاده صفحه 97
    زمینه و هدف

    محرومیت کودکان و نوجوانان پرورشگاهی از مزایای زندگی در خانواده، گاهی آن ها را دچار مشکلات بنیادین در نظام روان شناختی می کند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه و باورهای فراشناختی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان پرورشگاهی و غیرپرورشگاهی صورت گرفت. 

    روش بررسی

    این پژوهش با روش پس رویدادی (علی-مقایسه ای) انجام شد و جامعه آماری آن را تمامی نوجوانان 13تا17ساله شهرهای تهران و کرج تشکیل دادند. گروه نمونه شامل 191 نوجوان بود که 90 نفر در پرورشگاه سکونت داشتند و ازطریق نمونه گیری دردسترس هدف مند انتخاب شده و 101 نفر غیرپرورشگاهی، با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای وارد پژوهش شدند و به صورت فردی به فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه (YSQ-SF) (هنجار یابی آهی و دیگران، 2007) و پرسشنامه فراشناخت (MCQ-30) (هنجاریابی شیرین زاده دستگیری و دیگران، 2009) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان CERQ)) (هنجار یابی امین آبادی و دیگران، 2011) پاسخ دادند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد.

     یافته ها

    از بین مولفه های طرحواره های ناسازگار اولیه، محرومیت هیجانی (0٫009=p)، شکست (0٫004=p)، از خود گذشتگی (0٫002=p)، بازداری هیجانی (0٫032=p) و معیار های سرسختانه (0٫027=p) متفاوت بود. دو گروه به لحاظ باورهای فراشناختی با یکدیگر تفاوت داشتند؛ بدین صورت که نوجوانان پرورشگاهی دارای اطمینان شناختی کمتری درمقایسه با نوجوانان غیرپرورشگاهی بودند (0٫001>p). تفاوت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان دو گروه در مولفه های کنارآمدن/پذیرش (0٫012=p) و سرزنش دیگران (0٫003=p) معنادار به دست آمد. 

    نتیجه گیری

    نوجوانان پرورشگاهی درمقایسه با همتایان غیرپرورشگاهی خود، واجد طرحواره های ناسازگار و باورهای فراشناختی معیوب به ویژه در حوزه خودباوری و اطمینان شناختی هستند که ناتوانی ایشان را در اتخاذ راهبردهای تنظیم شناختی هیجان مناسب در پی داشته است. این یافته ها می تواند جهت تدوین برنامه های پیشگیرانه و توان بخشی و درمانی در اختیار متخصصان مربوط، قرار گیرد.

    کلیدواژگان: باورهای فراشناختی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، طرحواره های ناسازگار اولیه، نوجوانان پرورشگاهی
  • مرتضی طاهری*، خدیجه ایران دوست، مسعود میرمعزی، زینب طاهری صفحه 98
    زمینه و هدف

    سالمندی با افزایش محدودیت حرکتی و متعاقب آن سقوط همراه است. انجام دادن تمرین های بدنی معمولی برای سالمندان دارای محدودیت حرکتی دشوار است. بنابراین هدف از اجرای این مطالعه بررسی تمرین های ذهنی، یوگا و کوک سان دو (KSD) بر آزمون های عملکردی در سالمندان دارای محدودیت حرکتی بود.

    روش بررسی

    آزمودنی های تحقیق مشتمل بر هشتاد زن سالمند با محدودیت حرکتی و میانگین سنی 2٫92 ± 68٫46 بودند که داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و به طور تصادفی به سه گروه آزمایشی و یک گروه گواه تقسیم شدند. گروه های آزمایشی در برنامه تمرینی KSD، ذهنی و یوگا به مدت چهار ماه، دو جلسه در هفته شرکت کردند. در هر چهار گروه، آزمون لک لک برای سنجش تعادل ایستا، آزمون زمان برخاستن و رفتن برای اندازه گیری تعادل پویا، آزمون نشستن و دسترسی برای سنجش اندازه گیری انعطاف پذیری، آزمون صندلی ایستاده برای سنجش قدرت عضلانی پایین تنه و پاها، قبل و بعد از دوره درنظرگرفته شده اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS در سطح معنا داری 0٫05 تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج تحقیق نشان داد که تمرین های KSD و یوگا تاثیر معناداری بر آزمون های عملکردی (تعادل ایستا، تعادل پویا، انعطاف پذیری و قدرت عضلانی پایین تنه و پاها داشت (0٫05≤p)؛ اما درباره تمرین های ذهنی، تاثیر معنی داری بر آزمون های عملکردی در سالمندان زن دارای محدودیت حرکتی مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های این پژوهش، تمرین های منتخب یوگا و KSD توانسته تعادل، انعطاف بدنی و قدرت عضلات در اندام تحتانی زنان سالمند را بهبود ببخشد و احتمالا با افزایش کارایی سیستم حرکتی، عصبی و تقویت سازوکار گیرنده های عمقی عضلات و مفاصل، موجب بهبود تعادل و عملکرد سالمندان شود. با توجه به نتایج تحقیق حاضر، تمرین های بدنی منظم یوگا و KSD از راهکارهای مناسب برای افزایش تعادل سالمندان محسوب می شود.

    کلیدواژگان: یوگا، ذهنی، سالمند، محدودیت حرکتی
  • مهسا ساداتی بالادهی، بهشته نیوشا*، مهناز استکی صفحه 99
    زمینه و هدف

    با توجه به اینکه کارکردهای اجرایی از جمله حافظه فعال و برنامه ریزی از عوامل بسیار مهم در یادگیری است و این کارکردها در دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری ریاضی دچار نقص است، هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی بازی های رایانه ای با بازی های سنتی ایرانی بر حافظه فعال و برنامه ریزی دانش آموزان دارای ناتوانی ریاضی بود.

    روش بررسی

    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه چهارم تا ششم دبستان در شهر تهران با سنین 12-10 سال بود که در سال تحصیلی 97-96 با ناتوانی ریاضی مواجه بودند. بدین منظور تعداد 30 نفر آزمودنی به شیوه نمونه گیری دردسترس و هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی به 3 گروه تقسیم گردیدند (گروه گواه، گروه آزمایشی بازی های سنتی و گروه آزمایشی بازی های رایانه ای). حافظه فعال دانش آموزان با خرده مقیاس حافظه رقمی با مقیاس هوش وکسلر تجدیدنظر شده (1949) و توانایی برنامه ریزی آن ها با آزمون رایانه ای برج لندن (1982) بررسی شد. روش اجرا بدین ترتیب بود که بعد از پیش آزمون، جلسات بازی برای دو گروه آزمایش اجرا گردید و درنهایت از هر سه گروه پس آزمون به عمل آمد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری مانووا و آزمون بن فرونی در سطح معناداری 0٫01 و با استفاده از نسخه 24 نرم افزار SPSS بررسی شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد میانگین حافظه فعال گروه آزمایشی بازی های سنتی از 6٫932±48٫60 به 6٫077 ±50٫60 و میانگین برنامه ریزی گروه آزمایشی بازی های سنتی از 4٫211 ±24٫20 به 4٫111±25٫70 و همچنین میانگین حافظه فعال گروه آزمایشی بازی های رایانه ای از 8٫284 ±46٫80 به 8٫168±50٫61 و میانگین برنامه ریزی گروه آزمایشی بازی های رایانه ای از 4٫149±23٫10 به 4٫007±25٫50 افزایش پیداکرد. که دراین بین میزان اثربخشی بازی های رایانه ای، به طور معناداری بیشتر از بازی های سنتی ایرانی بود (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش تکالیف برنامه رایانه ای به گونه ای بوده که اجزای بیشتری از حافظه فعال و برنامه ریزی را درگیر نموده و به صورت هدف دارتری پیش می روند و همین امر می تواند از علت های موفقیت بیشتر این نوع برنامه باشد.

    کلیدواژگان: بازی های رایانه ای، بازی های سنتی ایرانی، حافظه فعال، برنامه ریزی، دانش آموزان دارای ناتوانی ریاضی
  • فاطمه پازن، مریم اصفهانی اصل* صفحه 100
    زمینه و هدف

    امروزه بحرآن های زندگی کاری از بحرآن های عمده جهان است و محققان روان شناسی را بر آن داشته تا با ارائه روش های آموزشی و درمانی جهت مطلوب سازی هر چه بیشتر زندگی کاری تلاش کنند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش سخت رویی بر رضایت از زندگی، فرسودگی شغلی و کیفیت زندگی کارکنان زن در بیمارستان گنجویان شهر دزفول انجام شد.

    روش بررسی

    روش پژوهش از نوع نیمه تجربی و براساس طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی کارکنان زن بیمارستان گنجویان در سال 1397 تشکیل می دادند که 30 نفر از آن ها به عنوان نمونه آماری، به روش در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفره) و گواه (15نفره) اختصاص یافتند. برای جمع آوری اطلاعات مربوط به متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های رضایت از زندگی دینر و همکاران (1985)، فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1981) و فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 8جلسه و هرجلسه 45دقیقه، تحت آموزش مهارت سخت رویی براساس مدل کوباسا و مدی (2008) قرار گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها در این مطالعه برابر با 0٫05 در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش سخت رویی بر رضایت از زندگی (0٫001>p)، فرسودگی شغلی (0٫001>p) و کیفیت زندگی (0٫001>p) کارکنان زن تاثیر داشت.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش می توان چنین گفت که آموزش سخت رویی می تواند باعث افزایش رضایت از زندگی، کیفیت زندگی و کاهش فرسودگی تحصیلی در کارکنان زن بیمارستان گنجویان دزفول شود.

    کلیدواژگان: رضایت از زندگی، فرسودگی شغلی، کیفیت زندگی، سخت رو
  • مریم قاسمی سیچانی* صفحه 101
    زمینه و هدف

    استخراج الزامات مرتبط با هر یک از فضاها و تجهیزات موردنیاز در یک استخر شنای ویژه معلولین برای بهبود دسترسی از ضروریات است. هدف این مطالعه تحلیل وضعیت معماری سه استخر شنا در شهر اصفهان براساس نیازهای معلولین (در طیف های مختلف)، بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق توصیفی و با بررسی مطالعات انجام شده پیرامون خصوصیات معمارانه فضاهای ورزشی در کشورهای مختلف جهان و مشاهده سه استخر شنا در اصفهان به کمک ابزار چک لیست محقق ساخته، صورت گرفت.

    یافته ها

    یافته های پژوهش حاضر، حاکی از آن بود که سه استخر شنای مطالعه شده، به جز معدودی از الزامات برای استفاده معلولین، فاقد استانداردهای موردنیاز بودند. برخی از این یافته ها عبارتند از: این استخرها پارکینگ مجزا با ابعاد مناسب برای معلولین نداشتند؛ در هیچ یک از سه استخر، علائم هشداردهنده ویژه معلولین وجود نداشت؛ در یکی از استخرها، استخر یادگیری با عمق کم ویژه کودکان معلول، موجود بود؛ کف های قابل جابجایی در هیچ یک از سه استخر، وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر که به بررسی وضعیت معماری سه استخر شنا در شهر اصفهان با توجه به نیازهای معلولین پرداخت، حاکی از آن است که این استخرهای ورزشی غالب الزامات برای استفاده افراد معلول را ندارند.

    کلیدواژگان: تحلیل وضعیت معماری، استخرهای شنا، اصفهان، نیازهای معلولین
  • پریسا آقاگدی، محسن گل پرور*، فلور خیاطان، اصغر آقایی صفحه 102
    زمینه و هدف

    پیمان شکنی از آسیب های جدی زندگی زناشویی به شمار می رود؛ ازاین رو پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر درمان ذهن آگاهی بخشش محور و درمان هیجان مدار بر نشخوار فکری و رضایت زناشویی زنان آسیب دیده از پیمان شکنی همسر اجرا شد. 

    روش بررسی

    روش مطالعه نیمه آزمایشی و طرح پژوهش سه گروهی دو مرحله ای با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری را زنان آسیب دیده از پیمان شکنی همسر در شهر اصفهان در سال 1396 تشکیل دادند که از میان آن ها 45 نفر به صورت هدفمند مبتنی بر ملاک های ورود و خروج انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (15 نفر برای هر گروه) و یک گروه گواه (15 نفر) تقسیم شدند. جهت جمع آوری داده ها پرسشنامه های نشخوار فکری (نولن-هوکسیما 1991) و رضایت زناشویی (اینریچ 1993) به کار رفت. گروه ذهن آگاهی بخشش محور به مدت یازده جلسه و گروه هیجان مدار طی نه جلسه تحت درمان قرار گرفتند. داده ها نیز ازطریق تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 تحلیل شد. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین درمان ذهن آگاهی بخشش محور و درمان هیجان مدار با گروه گواه در نشخوار فکری و رضایت زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد (0٫001>p)؛ اما بین دو درمان در نشخوار فکری و رضایت زناشویی تفاوت معناداری مشاهده نگردید. 

    نتیجه گیری

    باتوجه به یافته های پژوهش درمان ذهن آگاهی بخشش محور و درمان هیجان مدار، روش های موفقی برای کاهش نشخوار فکری و ارتقای رضایت زناشویی در زنان آسیب دیده از پیمان شکنی همسر است.

    کلیدواژگان: پیمان شکنی همسر، رضایت زناشویی، درمان ذهن آگاهی بخشش محور، درمان هیجان مدار، نشخوار فکری
  • صدیقه عزیزی، احمدرضا موحدی*، الهه عرب عامری، عبد الله قاسمی صفحه 103
    هدف

    هدف پژوهش، بررسی اثر پیش درمانی و حفاظتی تمرینات هوازی بر سلول های پورکینژ مخچه رت های پارکینسون دارای استرس پریناتال بود.

    روش بررسی

    روش این پژوهش از نوع تجربی بود. تعداد 48 نوزاد رت نر سی روزه که نیمی از آن ها تحت استرس پریناتال بودند، به طور تصادفی در 8 گروه با استرس و بدون استرس (گواه، شم، پارکینسون، تمرینات هوازی + پارکینسون) قرار گرفتند. پس از 8 هفته تمرینات هوازی، با القای 6-OHDA پارکینسونی و علائم پارکینسون توسط آزمون آپومورفین تایید شد. مغز و مخچه نمونه برداری شد و درباره تعداد سلول های پورکینژ مطالعه بافت شناسی صورت گرفت. داده ها با استفاده از SPSS و آزمون های تی مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و توکی در سطح (0٫05≥p) تحلیل شد.

    یافته ها

    تعداد سلول های پورکینژ گروه گواه با استرس، به طور معنا داری کمتر از گروه گواه بدون استرس بود (0٫001≥p). القای 6-OHDA، باعث کاهش تعداد سلول های پورکینژ گروه های پارکینسونی شد (0٫001≥p). این کاهش در گروه پارکینسونی با استرس پریناتال بیشتر مشاهده شد (0٫05≥p). گروه های پارکینسونی با و بدون استرس + تمرینات هوازی، افزایش معناداری در تعداد سلول های پورکینژ نشان دادند که این اختلاف (0٫001≥p) معنادار بود. استرس پریناتال باعث کاهش اثرات سودمند ورزش بر تعداد سلول های پورکینژ مخچه شد (0٫017=p).

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش، به نظر می رسد استرس پریناتال به طور محسوسی باعث کاهش بیشتر تعداد سلول های پورکینژ رت های پارکینسونی می شود. تمرینات هوازی اثرات منفی استرس پریناتال را کاهش داد و نیز کاهش اثرات منفی پارکینسون بر تغییرات سلول های پورکینژ مخچه مشاهده شد. نتایج، نشان دهنده سودمندبودن تاثیر فعالیت های هوازی بر حفاظت سلول پورکینژ مخچه بیماران پارکینسونی دارای استرس پریناتال بود.

    کلیدواژگان: پیش درمانی، سلول های پورکینژ مخچه، استرس پریناتال، بیماری پارکینسون، تمرینات هوازی
  • رزا صالحیان، اسحاق رحیمیان بوگر*، جوانشیر اسدی، فرحناز قهرمان فرد صفحه 104
    زمینه و هدف

    سرطان از مشکل های بسیار مهم جسمانی در جمعیت زنان است که باعث کاهش خودکارآمدی در آن ها می شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر خودکارآمدی بیماران مبتلا به سرطان سینه در شهر سمنان، انجام شد. 

    روش بررسی

    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری را تمامی بیماران مبتلا به سرطان سینه مراجعه کننده به بیمارستان کوثر سمنان در سال 1396 تشکیل دادند که از میان آن ها به روش دردسترس ابتدا 44 بیمار دارای سرطان سینه انتخاب شده و به صورت تصادفی در سه گروه، 15 نفر در گروه آزمایش گروهی و 14 نفر در گروه آزمایش فردی و 15 نفر در گروه گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسشنامه خودکارآمدی برای خودمدیریتی سرطان سینه (لی و همکاران، 2012) بود. پس از اعمال پیش آزمون، درمان فردی مصاحبه انگیزشی و درمان گروهی این مصاحبه در پنج جلسه 45دقیقه ای اجرا شد و پس از آن پس آزمون در هر سه گروه انجام پذیرفت. داده ها با تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 تحلیل شدند. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد که میانگین خودکارآمدی در گروه آزمایش گروهی از 63٫40 به 73٫86 و در گروه آزمایش فردی از 64٫28 به 72٫42 افزایش داشته است؛ درحالی که در گروه گواه این تغییر از 63٫20 به 66٫73 بود. همچنین نتایج آزمون آنالیز کوواریانس مشخص کرد که مصاحبه انگیزشی به طور معناداری باعث افزایش خودکارآمدی در گروه آزمایش گروهی و گروه آزمایش فردی می شود (0٫004=p).

     نتیجه گیری

    به طورکلی می توان گفت که مصاحبه انگیزشی سازوکار اثربخشی جهت افزایش خودکارآمدی در بیماران با سرطان سینه است.

    کلیدواژگان: مصاحبه انگیزشی، خودکارآمدی، سرطان سینه
  • مجید اوجاری، الهه عرب عامری، عبداله قاسمی*، علی کاشی صفحه 105
    زمینه و هدف

    شایستگی حرکتی، به عنوان توانایی فرد در اجرای مهارت های حرکتی مختلف، اعم از مهارت های درشت و ظریف، مطرح می شود. هدف از انجام دادن این پژوهش، بررسی عوامل منتخب اثرگذار بر رشد و شایستگی حرکتی کودکان 7 تا 10ساله با استفاده از یک آزمون معتبر در این زمینه بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر، از انواع مطالعه های توصیفی بود که با مشارکت 503 کودک 7 تا 10ساله از مدارس شهر اراک انجام شد. نمونه گیری به صورت خوشه ای تصادفی انجام شد و همه شرکت کنندگان با استفاده از مجموعه آزمون ارزیابی حرکت کودکان-2 (MABC2) ارزیابی شدند. تحلیل ها در سطح خرده مقیاس ها و نمره کلی MABC2 و با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری (مانوا یک راهه)، برای مقایسه گروه های کودکان در هریک از متغیرها استفاده شد.

    یافته ها

    در عملکرد حرکتی کودکان با گروه های مختلف سنی و ترتیب تولد تفاوت معنادار آماری دیده شد (0٫001>p). با افزایش سن، کودکان اجرای بهتری داشتند. در متغیر ترتیب تولد نیز تفاوت های به دست آمده تنها به دلیل تفاوت در خرده مقیاس چالاکی دستی بود؛ به طوری که کودکان با ترتیب تولد اول، عملکرد بهتری را نمایش دادند که البته گرچه این تفاوت ها معنادار بودند، اثرگذاری آن ناچیز بود (0٫016=η2)؛ با این حال در شایستگی حرکتی کودکان با وضعیت اجتماعی و مشارکت در فعالیت های جسمانی مختلف تفاوت معناداری دیده نشد.

    نتیجه گیری

    سن به عنوان عاملی مهم و اثرگذار در شایستگی حرکتی کودکان محسوب می شود و آزمون MABC2 به خوبی توانایی تشخیص بین گروه های سنی را دارد. به نظر می رسد اثرگذاری دیگر متغیرها بر عملکرد و شایستگی حرکتی کودکان، ناچیز یا غیرمعنادار باشد.

    کلیدواژگان: شایستگی حرکتی، مجموعه آزمون ارزیابی حرکت برای کودکان-2 (MABC2)، ترتیب تولد، فعالیت جسمانی، عوامل فردی اجتماعی
  • بهاره شبگرد، محمد ابراهیم مداحی*، افسانه خواجه وند صفحه 106
    زمینه و هدف

    سرطان از مشکلات جسمانی بسیار مهم در جمعیت زنان است که با عواملی همچون سبک زندگی و سطح آگاهی و رفتارهای پیشگیرانه ارتباط دارد. مدل های مداخله مختلفی جهت تعدیل این عامل ها ارزیابی شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مداخله آموزشی بر اساس مدل بزنف بر سبک زندگی و آگاهی و رفتارهای پیشگیرانه از سرطان در زنان شهر رشت صورت گرفت.

    روش بررسی

    این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل بود که بر زنان شهر رشت در سال 1396 انجام پذیرفت. 80 نفر به صورت داوطلبانه انتخاب شده و 40 نفر در گروه آزمایش و 40 نفر در گروه کنترل به شیوه تصادفی قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات، سه پرسشنامه آگاهی و سبک زندگی و رفتارهای پیشگیری کننده به کار رفت. پرسشنامه ابتدا توسط گروه ها تکمیل و سپس برای گروه آزمایش هشت جلسه آموزش پیشگیری از سرطان بر اساس مدل بزنف اجرا شد. پس از دوره آموزش به طور مجدد دو گروه پرسشنامه ها را تکمیل کردند. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و آزمون آنالیز کوواریانس تجزیه وتحلیل گردید.

    یافته ها

    نتایج آزمون آنالیز کوواریانس نشان داد که مداخله آموزشی مدل بزنف بر سبک زندگی و آگاهی و رفتارهای پیشگیرانه از سرطان در زنان تاثیر معناداری دارد (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    باتوجه به یافته های پژوهش، برنامه آموزش مبتنی بر مدل بزنف در افزایش سطح آگاهی و بهبود سبک زندگی و درنتیجه ارتقای رفتارهای پیشگیرانه از سرطان در زنان موثر بوده است.

    کلیدواژگان: مدل بزنف، آگاهی، سبک زندگی، رفتارهای پیشگیرانه، سرطان
  • امین غلامی* صفحه 107
    زمینه و هدف

    کودکان دارای اختلال طیف اتیسم به طور درخورتوجهی در مهارت های حرکتی پایه دچار تاخیر رشدی هستند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر بازی های منتخب با چتر رنگین کمان بر رشد حرکتی کودکان دارای اختلال طیف اتیسم انجام شد.

     روش بررسی

    تحقیق حاظر از نوع نیمه تجربی بود. بیست کودک 4تا6ساله دارای اختلال طیف اتیسم از دو مرکز توان بخشی تهران به روش نمونه دردسترس در پژوهش شرکت کردند و به شکل تصادفی، براساس پیش آزمون رشد حرکتی، به دو گروه ده نفره تجربی و کنترل تقسیم شدند. برای سنجش رشد حرکتی، آزمون رشد حرکتی درشت الریخ به کار رفت. بعد از اجرای پیش آزمون، گروه تجربی به مدت هشت هفته به صورت هفته ای دو جلسه 45دقیقه ای بازی های منتخب با چتر رنگین کمان را انجام داد. پس از پایان برنامه مجددا از هر دو گروه تجربی و کنترل پس آزمون گرفته شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های شاپیرو-ویلک و لوین و تحلیل کوواریانس و نیز نرم افزار SPSS ویرایش 17، در سطح معناداری 0٫05 استفاده شد.

     یافته ها

    نتایج این پژوهش نشان داد که بازی های منتخب با چتر رنگین کمان بر مهارت های دویدن (0٫011=p)، جهیدن (0٫042=p)، لی لی (0٫033=p) و پرش طول (0٫026=p) از مقیاس جابه جایی و مهارت های ضربه با توپ ثابت (0٫033=p) و پرتاب توپ (0٫032=p) و غلتاندن توپ (0٫044=p) تاثیر معناداری دارد. 

    نتیجه گیری

    بازی های منتخب با چتر رنگین کمان می تواند موجب بهبود برخی مهارت های جابه جایی و کنترل شیء در کودکان دارای اختلال طیف اتیسم شود.

    کلیدواژگان: رشد حرکتی، چتر رنگین کمان، کودکان دارای اختلال طیف اتیسم
  • حدیث توکلی، بهمن اکبری*، ارسلان سالاری، علیرضا وارسته صفحه 108
    زمینه و هدف

    از دلایل بسیار شایع مراجعه افراد به ‏‏کلینیک های قلب و عروق، درد قفسه سینه است. علت دردهای ‏قفسه سینه با منشا غیرقلبی می تواند جسمی یا روانی باشد؛ ‏اما علل روانی کمتر مدنظر قرار می گیرد؛ بنابراین ‏دارای اهمیت زیادی برای تشخیص و درمان است. پژوهش حاضر با ‏هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت ‏زندگی و انعطاف پذیری روان شناختی در بیماران با درد قفسه ‏سینه غیرقلبی انجام شد.

    ‏روش بررسی

    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری (پس از دو ماه) بود. از بیماران مراجعه کننده به مرکز تخصصی قلب دکتر حشمت شهر رشت، نمونه 40نفره به صورت دردسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی ها به دو پرسشنامه کیفیت زندگی و انعطاف پذیری روان شناختی پاسخ دادند. گروه آزمایش هشت جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد دریافت کرد. پس از جمع آوری داده ها، نتایج با استفاده از آزمون های آماری تی دو گروه مستقل و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی توسط نرم افزار SPSS نسخه 23 بررسی شد. 

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که پس از مداخله، میانگین نمرات زیرمقیاس های سلامت روان شناختی و جسمانی کیفیت زندگی (0٫001>p) و انعطاف پذیری روان شناختی در گروه آزمایش افزایش می یابد (0٫001>p). این افزایش در مرحله پیگیری نیز حفظ شده بود.

     نتیجه گیری

    درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت زندگی و انعطاف پذیری روان شناختی بیماران با درد غیرقلبی قفسه سینه که دچار ناتوانی های جسمی شدند، موثر بوده و متخصصان حوزه درمان با استفاده از روش حاضر می توانند کیفیت زندگی آنان را بهبود بخشند.

    کلیدواژگان: درد قفسه سینه غیرقلبی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، کیفیت زندگی، انعطاف پذیری روان شناختی
  • سیدکاظم موسوی ساداتی*، سمیه پریدخت صفحه 109
    زمینه و هدف

    کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی به دلیل مشکل در مهارت های حرکتی ظریف و درشت در بازی و ورزش، از کودکان هم سن خود ضعیف ترند و به نظر می رسد که حین بازی انرژی بیشتری مصرف می کنند. به همین دلیل، تشخیص به موقع و نیز اتخاذ راهکارهای حمایتی مناسب برای این کودکان امری ضروری محسوب می شود. هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر تمرینات منتخب ورزشی بر رشد مهارت های بنیادی و رشد شناختی این کودکان بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر، نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون پس آزمون بود. تعداد 30 شرکت کننده که معیار ورود به تحقیق را با استفاده از پرسش نامه اختلال هماهنگی رشدی (DCD-Q) داشتند، به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و تجربی جایگزین شدند. گروه تجربی 24 جلسه تمرینات منتخب ورزشی را انجام داد. متغیرهای حرکتی (نظیر مهارت های جابه جایی و کنترل شیء، تعادل ایستا، تعادل پویا) و مهارت شناختی قبل و بعد از اعمال متغیر مستقل (تمرینات ورزشی) توسط آزمون های معتبر رشد حرکتی درشت (TGMD2)، تست تعادل ایستای لک لک، تست تعادل پویای ستاره و آزمون برج لندن اندازه گیری شد. تجزیه وتحلیل داده ها با آزمون های شاپیرو ویلک، لوین، همگنی شیب رگرسیون و کوواریانس در نرم افزار SPSS-23 انجام شد.

    یافته ها

    نتایج تحقیق نشان داد که تمامی متغیرهای گروه تجربی از پیش آزمون تا پس آزمون افزایش معنا دار داشتند (0٫001>p)؛ درحالی که این اختلاف میانگین از پیش آزمون تا پس آزمون در گروه کنترل مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    مداخلات حرکتی و ورزشی زودهنگام می تواند سهم بزرگی در بهبود نقص حرکتی کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی ایفا کند.

    کلیدواژگان: اختلال هماهنگی رشدی، تمرینات ادراکی حرکتی، مهارت های جابه جایی، مهارت های کنترل شیء
  • فهیمه ادیب صابر، معصومه شجاعی*، افخم دانشفر، عباسعلی حسین خانزاده صفحه 110
    زمینه و هدف

    اختلال طیف اتیسم، اختلالی عصبی تحولی است که در سال های اولیه کودکی نمایان می شود. مطالعات پیشین نشان داده اند که اجرای تمرین در آب می تواند جهت بهبود مشکلات رفتاری و جسمانی کودکان مبتلا به این اختلال به کار رود؛ اما در زمینه تاثیر آن بر بهبود عادت های خواب در اختلال اتیسم کمبودهایی وجود دارد؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تمرین در آب بر رفتارهای کلیشه ای و عادت های خواب در کودکان دارای اختلال طیف اتیسم انجام شد.

    روش بررسی

    روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با انتخاب گروه کنترل بود. به این منظور، بیست کودک دارای اتیسم با میانگین سنی 2٫91±10٫90 سال به صورت دردسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت ده هفته، هفته ای دو جلسه 60دقیقه ای به تمرین در آب پرداخت. والدین کودکان، قبل از شروع و پس از پایان ده هفته مداخله، پرسشنامه رفتارهای کلیشه ای و عادت های خواب کودکان را تکمیل کردند. از آزمون شاپیروویلک جهت تعیین نرمال بودن داده ها و از آزمون تحلیل کوواریانس برای مقایسه میانگین گروه ها قبل و بعد از مداخله استفاده شد.

    یافته ها

    ده هفته تمرین در آب تاثیر معنا داری بر رفتارهای کلیشه ای و عادت های خواب در کودکان اتیسم دارد (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    ورزش های آبی می تواند مداخله ای ارزشمند اضافه شده به برنامه های کودکان طیف اتیسم جهت کاهش رفتارهای کلیشه ای و بهبود الگوی خواب باشد.

    کلیدواژگان: الگوی خواب، رفتارهای قالبی، کودکان درخودمانده، ورزش های آبی
  • احمد قره خانی، سعید حسن زاده*، غلامعلی افروز صفحه 111
    زمینه و هدف

    خواندن کاربردی، توانایی خواندن و فهمیدن و کاربست مواد خواندنی مهم در زندگی روزمره است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی برنامه خواندن کاربردی بر درک مطالب نوشتاری در موقعیت های زندگی روزمره کودکان با سندرم داون بود.

     روش بررسی

    طرح پژوهشی، از نوع شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری تمام دانش آموزان دبستانی آهسته گام با نشانگان داون شهرستان همدان بودند که در سال تحصیلی 1396-1395 در مدارس استثنایی مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل سی کودک دارای سندرم داون بود که به شیوه در دسترس از بین کودکان آهسته گام مدارس استثنایی شهر همدان انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بود از: نسخه فارسی مقیاس هوشی تجدیدنظرشده وکسلر کودکان (1386) (WISC-R)، نسخه فارسی آزمون رشد زبان (1393) (TOLD-P3) و دو متن نوشتاری محقق ساخته به عنوان پیش آزمون و پس آزمون برای سنجش درک مطالب نوشتاری قبل و بعد از مداخله. پس از انجام دادن مداخله در دوازده جلسه، داده ها از طریق آزمون تحلیل کوواریانس و با نرم افزار SPSS ویرایش 25 تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد نمرات میانگین و انحراف معیار پیش آزمون درک مطلب در گروه آزمایش 0٫84±3٫1 و نمرات پس آزمون گروه آزمایش 1٫17±3٫6 است. همچنین میانگین و انحراف معیار نمره پیش آزمون درک مطلب در گروه گواه 0٫79±2٫8 و نمره پس آزمون در گروه گواه 0٫94±2٫7 است. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد آموزش خواندن کاربردی، بر درک مطالب نوشتاری دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون تاثیر معناداری داشت (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش، آموزش برنامه خواندن کاربردی باعث بهبود درک خواندن در کودکان آهسته گام با نشانگان داون شده است.

    کلیدواژگان: سندرم داون، برنامه خواندن، درک و فهم
  • نسیم ناطقی، محسن داداشی*، مجید محمود علیلو صفحه 112
    زمینه و هدف

    اختلال وسواس جبری اختلال روانی ناتوان کننده است که باعث افت کیفیت زندگی و تخریب کارکرد اجتماعی و شغلی می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان فراشناختی در بهبود علائم و نشانه ها و باورهای فراشناختی و نیز درآمیختگی افکار افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری (OCD) بود.

    روش بررسی

    این پژوهش طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه ناهم زمان بود. سه نفر از زنان مبتلا به اختلال وسواس جبری ازطریق مصاحبه تشخیصی و مصاحبه بالینی ساختاریافته DSM-IV (فرست، گیبون 1997) براساس معیارهای راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی DSM-IV برای محور یک درنظر گرفته شده و با روش نمونه گیری هدفمند از بین دانشجویان مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال 1395 انتخاب شدند. کارایی پروتکل درمانی درمان فراشناختی اختلال وسواس جبری در مرحله خط پایه و مداخله هشت جلسه ای و پیگیری یک ماهه و دوماهه با استفاده از پرسشنامه های وسواسی جبری ییل براون (گودمن 1989) و پرسشنامه درآمیختگی افکار (ولز 2001) و پرسشنامه باورهای فراشناختی (ولز 1997)، بررسی شد. داده ها به روش ترسیم دیداری، فرمول درصد بهبودی، اندازه اثر و شاخص تغییر پایا (RCI) تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد درمان فراشناختی در کاهش شدت اهداف درمان مانند علائم وسواس و باورهای فراشناختی و باورهای هم آمیختگی، هم از نظر آماری و هم از نظر بالینی معنا دار است (0٫05>p).

    نتیجه گیری

    روش درمان فراشناختی در کاهش نشانه ها و بهبود علائم بالینی اختلال وسواس جبری از کارایی لازم برخوردار است.

    کلیدواژگان: اختلال وسواسی جبری، باورهای فراشناختی، باورهای درآمیختگی، درمان فراشناختی
  • عباس متولی پور*، احمد به پژوه، محسن شکوهی یکتا، باقر غباری بناب، علی اکبر ارجمند نیا صفحه 113
    زمینه و هدف

    امروزه برخی پژوهش های حوزه درمان اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی بر درمان های غیردارویی و رویکردهای خانواده محور متمرکز شده است. باتوجه به این مهم، پژوهش حاضر با هدف طراحی برنامه بازی درمانی شناختی-رفتاری خانواده محور برای دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی و اثربخشی آن بر نشانه های این اختلال انجام شد. 

    روش بررسی

    مطالعه حاضر از نوع مداخله ای با طرح شبه آزمایشی و پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دوره دوم ابتدایی با نشانه های اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی تشکیل دادند. نمونه آماری عبارت بود از 34 دانش آموز پسر با نوع ترکیبی این اختلال که به صورت دردسترس از دو مدرسه انتخاب شدند. دانش آموزان یک مدرسه به طور تصادفی در گروه آزمایشی و دانش آموزان مدرسه دیگر به شکل تصادفی در گروه گواه قرار گرفتند. پس از طراحی برنامه بازی درمانی توسط پژوهشگر، مادران دانش آموزان گروه آزمایشی هفت جلسه آموزش بازی های شناختی-رفتاری را دریافت کردند و به مدت شانزده جلسه در منزل روی فرزند خود اجرا نمودند؛ اما برای گروه گواه هیچ آموزشی ارائه نشد. 

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد که برنامه حاضر می تواند نشانه های اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی را به طور معنا داری کاهش دهد (0٫05˂p). این پژوهش همچنین مشخص کرد که تاثیر برنامه در یک دوره سه ماهه به قوت خود باقی مانده است. 

    نتیجه گیری

    باتوجه به یافته های پژوهش می توان از برنامه بازی درمانی شناختی-رفتاری حاضر به عنوان ابزاری خانواده محور برای کاهش علائم اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی سود جست.

    کلیدواژگان: اختلال نارسایی توجه، فزون کنشی، طراحی برنامه بازی درمانی شناختی-رفتاری، خانواده محور
  • زهرا استادیان خانی، ملیحه فدایی مقدم* صفحه 114
    زمینه و هدف

    پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر تلفیق آموزش مهارت های اجتماعی و درمان شناختی رفتاری بر سرسختی و شیوه های حل مسئله افراد دارای معلولیت جسمی انجام شد.

    روش بررسی

    جامعه پژوهش حاضر شامل دویست نفر معلول حرکتی سازمان بهزیستی شهر قم بود که از میان نمونه ای شامل سی نفر دختر و پسر (پانزده نفر گروه کنترل و پانزده نفر گروه آزمایش) با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی بود و شرکت کنندگان در یک مداخله دوونیم ماهه، به مدت ده جلسه 120دقیقه ای آموزش دیدند. سپس با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و اجرای پرسش نامه های سرسختی کوباسا و شیوه های حل مسئله کسیدی و لانگ اطلاعات لازم جمع آوری شد. به منظور تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش تلفیقی مهارت های اجتماعی و درمان شناختی رفتاری در افزایش سرسختی روان شناختی و همچنین افزایش در شیوه های حل مسئله اعم از (درماندگی 0٫001>p، مهارگری 0٫001>p، خلاقیت 0٫001>p، اعتمادبه نفس 0٫005=p، سبک اجتناب 0٫016=p و سبک رویارویی 0٫001>p) موثر بوده است. آموزش تلفیقی مهارت های اجتماعی و درمان شناختی رفتاری به افراد دارای معلولیت حرکتی، باعث کاهش اضطراب (به ویژه اضطراب اجتماعی) در آنان شد. همچنین به افزایش سرسختی (0٫001>p)، مقاومت و سازگاری با وضعیت جسمی شان منجر شد و باعث شد مهارت حل مسئله در آن ها بهبود یابد.

    نتیجه گیری

    آموزش تلفیقی مهارت های اجتماعی و درمان شناختی رفتاری بر سبک های حل مسئله و سرسختی افراد دارای معلولیت حرکتی موثر است.

    کلیدواژگان: مهارت های اجتماعی، درمان شناختی رفتاری، سرسختی، شیوه های حل مسئله
  • زهرا نوروزی مهمان دوست، زهرا غلامی حیدرآبادی* صفحه 115
    زمینه و هدف

    عوامل زیادی ازجمله نگرش های ناکارآمد و ناگویی خلقی، وضعیت روان شناختی زنان افسرده را تحت تاثیر قرار می دهد. لذا هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش پذیرش و تعهد بر نگرش های ناکارآمد و ناگویی خلقی زنان افسرده بود.

    روش بررسی

    در این پژوهش کاربردی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه در سال 1397، تعداد 30 نفر از زنان افسرده مراجعه کننده به مرکز مشاوره راه بهتر، در ناحیه 4 تهران به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه هایی افسردگی بک (1979)، نگرش های ناکارآمد الیس (1978) و مقیاس ناگویی خلقی بگبی و همکاران (1994) استفاده شد. مداخله درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد در هشت جلسه برای گروه آزمایش برگزار شد، ولی برای گروه گواه هیچ مداخله ای اعمال نگردید و از هر دو گروه پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد. داده ها به کمک نرم افزار SPSS-22 و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل آماری شدند؛ سطح معنا داری 0٫01 در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد میانگین نمرات گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه در نگرش های ناکارآمد و مولفه های آن (30٫22± 100٫50 و 28٫93± 87٫58) و ناگویی خلقی و مولفه های (6٫42±65٫16 و 7٫86±55٫08) آن کاهش یافت که این تفاوت ها ازلحاظ آماری معنا دار بود (0٫001p<).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش نگرش های ناکارآمد و ناگویی خلقی زنان افسرده موثر است.

    کلیدواژگان: پذیرش و تعهد، نگرش های ناکارآمد، ناگویی خلقی، زنان افسرده
  • حمید طهماسیان، یونس امیری شوکی*، محمد کمالی، محمدصادق جنابی صفحه 116
    زمینه و هدف

    معناشناسی یکی از جنبه های بسیار مهم زبان است که رشد آن در افراد کم شنوای شدید و عمیق به تاخیر می افتد. ناشنوایانی که واژگان بیشتری را می دانند، بهتر می توانند با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند و درک صحیح تری از معنای جملات گفتاری و نوشتاری دیگران داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف ساخت و تعیین روایی و پایایی آزمون معنایی در بزرگسالان با افت شنوایی شدید و عمیق، انجام شد.

    روش بررسی

    جهت ساخت این آزمون ابتدا لیستی از واژه ها، مشتمل بر 120 واژه از واژگان پربسامد متناسب با بزرگسالان دارای مدرک دیپلم و بالاتر، انتخاب شد و سپس هر واژه مورد نظر برای هم معنایی بیشتر در بافت جمله آورده شد. آن گاه چند گزینه براساس قواعد هالادینا انتخاب شد. برای بررسی روایی محتوایی سوالات، از صاحب نظران کمک گرفته شد که در نهایت 44 سوال باقی ماند. آزمون ساخته شده روی 35 فرد (19 دختر و 16 پسر) با افت شنوایی شدید و عمیق در مقاطع تحصیلی دیپلم، فوق دیپلم و لیسانس انجام شد و 35 فرد نیز با شنوایی طبیعی به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میانگین کلی شاخص و نسبت روایی محتوایی به ترتیب 0٫923 و 1+ به دست آمد. در بررسی پایایی، مقدار آلفای کرونباخ معادل 0٫918 به دست آمد. در بررسی تکرارپذیری آزمون، رابطه معنادار بدست آمد (0٫893=r، 0٫001<p). نمرات دختران کم شنوا در مقایسه با پسران، به صورت معناداری بیشتر است (0٫001<p). مقایسه آماری نشان داد که اختلاف معناداری در نمره درک مقاطع تحصیلی مختلف وجود دارد (0٫032=p).

    نتیجه گیری

    آزمون معناشناسی واژگان در بزرگسالان با افت شنوایی شدید و عمیق از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است. میانگین نمرات دختر ان بیشتر از پسر ان است و هرچه سطح تحصیلات افراد کم شنوا بالاتر باشد، عملکرد آن ها در آزمون معنایی بهتر است.

    کلیدواژگان: افت شنوایی شدید و عمیق، آزمون معناشناسی واژگانی، روایی، پایایی
|
  • Azam Nayebaghayee, Seyed Ali Aleyasin*, Hasan Heidari, Hossein Davoodi Page 1
    Background & Objective

    Obsessive-compulsive disorder is a heterogeneous disorder and has different therapeutic approaches. Over the past few decades, we have witnessed tremendous advances in the role of cognitive systems in the formation, continuity, and treatment of the obsessive-compulsive disorder (OCD). Certain beliefs have been identified as a significant contributor to the creation and continuation of this disorder, Cognitive models of OCD also indicating that responsibility assessment is involved in the etiology and preservation of OCD symptoms. According to Salkovskis (1985), the Inflated Sense of responsibility in OCD has a central role. Intolerance of uncertainty (IU), which means the tendency to avoid ambiguous situations and the inability to deal with uncertainty, is considered significant damage to OCD. ERP as a standard golden treatment, including the gradual inclusion of anxiety due to obsessive-compulsive disorder, and the prevention or limitation of obsessive-compulsive procedures and reduction of anxiety. Aim of this study was the efficacy of Exposure and Response Prevention Therapy (ERP) in Inflated Sensory Responsibility and Intolerance of Uncertainty in Patients with OCD.

    Methods

    The research design was a semi-experimental study with pretest, post-test, and follow-up. The statistical population consisted of all the people of Mahallat city, which is located in Markazi province in Iran in 2018. Sixteen patients with OCD were selected through the available sampling method and randomly within two groups: ERP and control group. (8 patients in each group). Each person in the treatment group received 12 treatment sessions by the Salkovskis exposure and Response prevention therapy method for OCD. Subjects were measured both before and at the end of interventions as well as three months later in the follow-up phase by the Yale-Brown Obsessive-Compulsive Scale (Yale-BOCS; Goodman, 1989), the Salkovskis Responsibility Attitude Scale; (RAS; Salkovskis, Wroe, Morrison, Richards, Reynolds & Thorpe, 2000) and The Intolerance of Uncertainty Scale; (IUS; Freeston et al, 1994) . The Yale-Brown Obsessive-Compulsive Scale is a reliable instrument; with internal stability of 0.89 by Goodman and in Iran with internal stability for the sign index (SC) and severity scale (SS) were 0.97 and 0. 95 for the Persian version by Rajazi Esfahani et al. Responsibility Attitude Scale is a 26-item scale, consistency (α=0.91), excellent test-retest reliability over a five-week period (r=0.78), and Intolerance of Uncertainty Scalexcellent internal consistency (α=0.89), and satisfactory test-retest reliability (r=0.74). Post-extraction research data analyzed by repeated measurements analysis using SPSS-23 software.

    Results

    To test the hypothesis of the research, about the existence of the pre-test variables and the possibility of the primary difference between the two intervention and control groups, as well as reducing the initial difference and comparing the groups, the multivariate analysis of variance, and used repeated measure design. In the semi-experimental design, before analyzing the hypothesis of the research, Levin's findings showed that the homogeneous assumption of covariance of data and regression slope established. The results of Mocheli's test also showed that there is no spheroidal assumption (p<0.050). The findings showed that there is a significant difference between the mean variables of the inflated sense of responsibility and uncertainty of intolerance in the experimental group with the control group. Therefore, the effectiveness of treatment on the reduction of the inflated sense of responsibility and uncertainty of intolerance can be verified (p<0.001), and this effect was lasting after three months (p<0.001).

    Conclusion

    The results of this study have shown the effectiveness of exposure and Response prevention therapy in improving an inflated sense of responsibility and uncertainty of intolerance in patients with OCD.

    Keywords: Obsessive-Compulsive Disorder (OCD), Inflated Sense of Responsibility, Intolerance of Uncertainty, Exposure, Response Prevention therapy (ERP)
  • Shafigh Mehraban, Noorollah Khalilzadeh, Soleiman Ahmadbookani*, Yousef Asmari Bardezard Page 2
    Background & Objective

    Infertility is a stressful experience that poses severe health and social problems. Psychologically, infertility is a critical period that results from imbalances between couples who are expecting a child but who are unable to reach their goal. The negative consequences of women's infertility have led therapists and researchers to intervene in a variety of ways to reduce infertile women's problems. Positive psychology emphasizes the study of emotions and positive experiences and focuses on the study of deficiencies and mental deficiencies and low performance in studying human abilities and adaptive function. The present study was designed and implemented to evaluate the effectiveness of Positive group psychotherapy based on religious teachings on rumination in infertile women.

    Methods

    This research was a semi-experimental and pretest and posttest design with a control group and random assignment. The statistical population consists of all infertile female referring to infertility clinics of Mahabad (West Azarbaijan) in 2017. 30 Sample subjects were selected through available sampling method and after completing the depressor rumination questionnaire and obtaining the necessary quorum for entering the research using random appointment in two groups of experiment and control (15 persons per group). The experimental group exposed to Positive group psychotherapy based on religious teachings during ten sessions, and the control group did not receive any intervention. Criteria for entering the research include the age range of 25-45, more than one year of infertility, women who were barren from the beginning of the marriage, completeness of treatment consent form, absence of acute psychological disorders according to volunteers' records, lack of external counseling services of the treatment sessions. To measure rumination, a depressor rumination questionnaire by Yousefi et al. In Iran, used. The survey consists of five factors, self-focus, self-blame, marked rumination, introspection, and rumination about the effects of depression. Ethical considerations such as patient satisfaction, posttest intervention, waiting lists, and confidentiality considered to conduct research. Both groups tested at the beginning and the end of the treatment (pretest and posttest) with a ruminant questionnaire. The experimental group participated in 10 sessions of 90 minutes each week under the positive group therapy based on religious teachings, and the control group received no intervention-the protocol used in this study based on Ebadi and colleagues training program. After the end of the sessions, again, the participants of the experimental and posttest control group were yet tested. The multivariate analysis of covariance (MANCOVA) used. The assumptions of using the covariance analysis test with Levin and M-box tests analyzed by SPSS-25 software.

    Results

    The results of multivariate analysis of covariance showed that there was a significant difference between the experimental and control groups regarding the components of rumination (self- focus, self-blaming, symptomatic rumination, and introverting) (p<0.001) and rumination component there was a significant difference in depression (p=0.009).

    Conclusion

    Having this insight that everything that comes to us is from God, and his wisdom in all our actions contributes to reducing the negative emotions, thereby reducing the negative thoughts about infertility, since one knows in this divine context that "Maybe you do not like something, while your good is in it, or you love something, while your evil is in it. The results of this study showed that Positive group psychotherapy based on religious teachings could reduce depressed ruminant in infertile women, so interventions based on this approach can be useful in improving mental health and improving quality of life.

    Keywords: Positive Psychotherapy, Religious teachings, Rumination, Infertile Women
  • Elham Javadizadeh, Shahriar Parvaneh*, Setareh Ghahari, Neda Alizadeh Takhteh Chobi, Ayoob Sakhaei Page 3
    Background & Objective

    Spinal cord injuries usually lead to motor impairment and loss of function below the level of the lesion. Rehabilitation interventions improve the quality of life of people with spinal cord injuries using therapeutic techniques and appropriate equipment. There are several medical and psychological consequences for people following a spine injury. One of the familiar repercussions is decreasing physical function, which causes depression and reduces the quality of life of them. Though increasing physical activity after spinal cord injury leads to improving service, level of physical activity in individuals with spinal cord injury is still lower than the normal population. Although there is a positive correlation between physical activity, quality of life, and reduce depression in both healthy population and people with spinal cord injury, there is no clear what type of physical activity can effect on the quality of life and reduce depression of people with spinal cord injury. This study is aimed to find any correlation between the type of physical activity, quality of life, and depression in people with spinal cord injury.

    Methods

    This study was a cross-sectional descriptive study. Sixty people with spinal cord injury participated in this study. Participants recruited from members of the Tehran Spinal Cord Injury Association. Inclusion criteria included: age above 18, presence of spinal cord injury diagnosed by a physician, discharge from hospital and living in the home; spinal cord injury should have occurred at least six months ago completion of the consent form. People depended upon respiratory devices, with progressing infection, with autonomic reflux and/or a condition affecting their movement (e.g. MS, stroke, Rheumatoid Arthritis) excluded from the study. Demographic information (including gender, age, education, and employment) and injury information (including injury level, injury intensity, time passed since trauma) gathered through a questionnaire. The all Persian version of International Physical Activity Questionnaire, 12-Item Short Form Survey and the Beck Depression Inventory were employed to measure physical activity, quality of life, and depression of people with spinal cord injury respectively. All Persian versions of the International Physical Activity Questionnaire, 12-Item Short Form Survey, and Beck Depression Inventory validated in the Iranian community. Also, the correlation between physical activity, quality of life, and depression evaluated using the Pearson correlation and multiple regression.

    Results

    A sample of 60 individuals with average age 38.21 used in the present study, and the meantime passed since the spinal cord injury was 12.41 years. Among them, 31 ones were single, and 29 ones were married. 28.3٪ of sample subjects employed. For the spinal cord injury, it was at the lumbar level in 43.3٪ of the sample, at a thoracic level in 33.3٪, at a cervical level in 18.3٪ and sacral level in 5 percent Mean of physical activity for all participants was 2417.82 Met-min/week (SD=±2060). Most physical activities were associated with household and gardening activities (1665.42 Met-min/week). It respectively followed by a physical activity related to the occupation (1665.42 Met-min/week) and leisure time (316.71 Met-min/week). Minimum physical activity was related to transportation (39. 88 Met-min/week). Considering variance and mean of depression scores (20.93), participants in this study showed some degrees of depression. Mean physical quality of life was 30.26 and mean the mental condition of life was 41.68. Results also showed that the mean score of mental QoL for the sample was higher than that for the physical one. The physical quality of life showed a significantly positive correlation with the work-related (r=0.250), transport-related (r=0.249), leisure-related (r=0.238), and physical activity (p<0.05). However, total physical activity (r=0.006) and type of physical activity were not significantly associated with mental QoL. Transport-related physical activity (r=-0.229) and leisure-related physical activity (r=-0.326) were significantly and negatively associated with depression.

    Conclusion

    In the present study, physical activity related to leisure time had the most impact on the improvement of quality of life and also on decreased depression in individuals with spinal cord injury. This finding may reflect the significant role of the rehabilitation team, particularly occupational therapists, in the improvement of the level of leisure time activities in individuals with spinal cord injuries. Social and financial supports could improve leisure-related physical activity in people with spinal cord injury. Leasre-related physical activity is necessary to enhance the quality of life and depression among people with spinal cord injury.

    Keywords: Spinal cord injury, Physical activity, Quality of life, Depression
  • Fardin Qeysari*, Shahzad Tahmasebi Boroujeni, Mina Ahmadi Kakavandi Page 4
    Objective

    Motor imagery is widely used in sports skill instruction and has recently gained attention as a compensation way in the form of motor performance training for Parkinson and brain stroke patients. However, so far, a novel way of imagery called PETTLEP has not been investigated in multiple sclerosis patients. PETTLEP imagery emphasizes on seven effective components in imagery such as physics, environment, task, timing, learning, emotion and Perspective.Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of PETTLEP and physical training on the performance and learning of tennis forehand in multiple sclerosis patients.

    Methods

    The present study was semi-experimental, including intra / inter group design. For this purpose, 33 patients with MS (37.5±3.02) were participated as a statistical sample in this study, who purposively selected among referrals to MS Society of Kermanshah city. First, Kinestatic and visual imagery questionnaire (Malouin et al, 2007) was used to examine the imagery ability of MS patients and then Edinburgh Handedness Inventory Questionnaire was used to confirm the right handedness of the subjects, then a table tennis forehand pre-test was taken from the subjects and they were divided to three groups of PETTLEP imagery, physical training and Combined group) PETTLEP imagery & physical training) Based on pre-test scores with Peer-matching method.The PETTLEP imagery group intervention included Mental imagery practice of Table Tennis Forehand using the PETTLEP method during 30 minutes.and the physical training group performed practically Table Tennis Forehand skill during t the same time in each session. Combined group Were placed under the PETTLEP imagery (15 minutes) and physical training (15 minutes). All groups 3 Sessions each week (for 6 weeks) performed related intervention. After one week from intervention, retention (Similar to pre-test) and transfer (Parallel forehand; Change direction of forehand) tests were performed. The research tool included the accuracy test of the Table Tennis Forehand Which was designed by lio and Master.The repeated measure ANOVA test was used to analyze the acquisition sessions. Observed significant effects were further assessed with LSD post-hoc tests. As well as, One-way was used to compare the groups in pre-test, post-test, retention and transfer tests. These analyses were based on Shapiro–Wilk's of normality and homogeneity of variance tests for all analyses, the level of significance was set at p < .05.

    Results

    For MS patients, repeated measures ANOVA in acquisition sessions showed effects of groups (p=0.003, η2=0.324), sessions (p<0.001, η2 =0.0865), and interaction (p<0.001, η2=0.208) was Significant. Post hoc test showed that that tennis forehand accuracy of the all groups improved during acquisition sessions(p<0.05), and the tennis forehand accuracy of the PETTLEP imagery group was Significantly less than the physical training (P =0.014), and Combined groups (P =0.001). Whereas, there was no significant difference between the physical training and Combined groups (P >0.05). In addition, Results of one-way ANOVA in retention test showed that the tennis forehand accuracy of the Combined group was better than the physical training (P =0.001), and PETTLEP imagery groups (p<0.001). As well as the physical training group was better than the PETTLEP imagery groups (P =0.001). results of transfer test showed that the forehand accuracy of the PETTLEP imagery group was Significantly less than the physical training (p<0.001), and Combined groups (P =0.002), Whereas, there was no significant difference between the physical training and Combined groups (P =0.125).

    Conclusion

    Based on the findings, it seems the combination of physical exercises with PETTLEP imagery can be more effective as a treatment for multiple sclerosis patients, But Only PETTLEP imagery can not be a Suitable Alternativefor physical training alone

    Keywords: Mental Imagery, Physical training, Table tennis, Multiple sclerosis
  • Navab Kazemi*, Fariba Dadashloo, Fateme Sadat Seyf Page 5
    Background & Objective

    Mothers of children with autism spectrum disorder (ASD) require strong coping and support patterns because of the problems they face. The purpose of this study was to investigate the relationship between cognitive flexibility and psychological well-being and resilience in mothers with ASD children in Zanjan.

    Methods

    This descriptive-analytic study was of correlational type. The statistical population of the study included all mothers of students with ASD at elementary schools for exceptional children in Zanjan in the academic year of 2018-19. A sample of 180 mothers with these children was selected through availability sampling. The data were collected using Dennis & Vander Wal’s Cognitive Flexibility Inventory, the Reef Psychological Well-being Scale and the Conner-Davidson Resilience Scale. Pearson’s correlation and multivariate regression used for data analysis (α=0.05). Data were analyzed using SPSS software version 21.

    Results

    There was a positive and significant relationship between the components of cognitive flexibility and the psychological well-being of mothers (p<0.001). Among the subcomponents of cognitive flexibility, the subcomponents of perceived behavioral justification and controllability had a positive and significant relationship with the psychological well-being of mothers; the former subcomponent was the most important predictor (p=0.003). Moreover, there was a positive and significant relationship between cognitive flexibility components and maternal resilience (p<0.001). The results of simultaneous multivariate regression analysis conducted to predict maternal resilience showed a positive and significant relationship between the subcomponent of perceived behavioral justification and controllability; the latter subcomponent was the most important predictor of resilience in these mothers (p<0.001).

    Conclusion

    Given the significance of the role of cognitive flexibility in predicting psychological well-being and resilience in mothers of children with ASD, emphasis must be laid on its components by relevant specialists in the field.

    Keywords: Cognitive Flexibility, Psychological Well–being, Resilience, Mothers
  • Saeedeh Fattahi, Mehrangiz Deldadeh Moghaddam, Fereshteh Taghavi* Page 6
    Background & Objective

    Learning disabilities can have negative consequences for both the individual and the family, and in particular due to the close relationship between mother and child for mothers. This disability can affect an individual's daily activities. Because the memory, reasoning, and ability to solve the problem in these children are painful. This disorder can provide challenges for the child in the social, emotional, and educational context. The history of research shows that the mothers of a child with a learning disorder have psychological stress and crisis and threatens the existence of a disabled child, compromise, and physical and mental health. Learning disability is a problem that affects the family and disturbs the mental function of mothers. The two components of psychological interest in this process are the maturity and happiness of mothers. Considering the newness of this therapeutic approach, its effectiveness on mental problems of mothers with children with special conditions seems to be necessary and can be transformed in psychotherapy of psychological issues. Also, due to the existence of psychological stress and low level of joy and happiness among mothers with a child with learning disorder and the existence of a research vacuum in the field of teaching the effectiveness of mindfulness on the purpose of this study was to determine the effect of mental education Knowledge about the level of resilience and happiness in mothers of children with learning disorder.

    Methods

    The research method was semi-experimental with pretest-posttest design with two experimental and control groups. The statistical population of this study included all mothers with children with a learning disorder in Tehran. Callings made in psychology and social networks and 45 mothers were selected using available sampling. Following a resiliency and happiness test for these 45 people, 12 eliminated and 33 had entry criteria. The criteria for entering mothers was to have a child with learning disabilities and no–divorce. Of the 33 patients, 30 patients willing to receive eight treatment sessions were entered into the study and randomly divided into two groups of control and test. Exit criteria were also a session absent during the course of treatment. The research tools were Conner and Davidson's Resilience Scale (2003) and Happiness Argyle et al. (1989). For the experimental group, eight sessions of 90 minutes of mindfulness training performed. For both groups, pre-test and post-test performed. To observe the ethical principles of research for the control group, after the research sessions, therapeutic sessions were also provided, and the confidentiality of the data of the research samples was assured. Finally, by using SPSS software version 20, Independent T-tests used to compare the age of the two groups and covariance test to measure the effectiveness at the level of 0.05 to analyze the findings.

    Results

    The results showed that the mean of the resilience of the experimental group was 45.14±7.15 in the pretest to 61.41±9.96 in the posttest and the mean of happiness was 35.78±7.52 up to 52.74±9.34 increased. The result of covariance analysis showed that after eliminating the effect of pre–test, the mean scores of post–test of two groups were statistically significant (p<0.001).

    Conclusion

    This study shows that mental education for mothers with children with learning disabilities is useful, and it is effective in increasing the resilience and happiness of mothers. In other words, this study suggests that Mindfulness Education can be used for mothers with children with learning disabilities and can be used as a psychological intervention along with other interventions. It can also be an excellent treatment to increase the resilience and happiness of mothers with children with learning disabilities.

    Keywords: Mindfulness, Resilience, Happiness, Learning disorder
  • Masoumeh Tavakoli, Hasan Pasha Sharifi* Page 7
    Background & Objective

    Female heads of the household include women who are in custody of the family due to death, divorce, wife imprisonment, etc. These women are among the vulnerable groups of society due to problems with care. In the current communities, the occurrence of social, economic, and cultural changes has led to changes in the construction of the family and the formation of the phenomenon of "supervised woman" has become commonplace. At all levels of human resource management and resources, organizations have become increasingly important as business success. This study aimed to compare the personality traits and coping strategies in successful and unsuccessful women in the field of occupation.

    Methods

    The statistical population of this study included all women heads of families in Tehran and Alborz provinces who during the years 2015 to 2018 entered the continuous cycle of support services of the welfare organization. The sample was selected using cluster random sampling method, and finally, 266 of these women evaluated in two groups of successful and unsuccessful women in terms of the job. Tools were, NEO questionnaires and coping strategies completed by the members of the sample group, and the data were analyzed using independent sample T-test.

    Results

    The results show that among successful and unsuccessful women, there is a significant difference in the level of high neuroticism, extroversion, and flexibility. Also, the emotional-focused coping strategy has a significant difference in successful and unsuccessful women. So that unsuccessful women used the approach more than normal women.

    Conclusion

    Considering that female-headed households are in a position to deal with the challenges of family cohesion and family well-being, the way they spend financial and human resources on their self-employed support is significant. Therefore, because of these findings, it can be said that in creating employment for a female head of household, the role of personality factors along with economic support should be paid special attention and can also be paid attention to personality traits, guidance, and guidance Effective and timely, and ultimately prevented from failing.

    Keywords: Head of Household Females, personality characteristics, successful employment, coping strategies
  • Hajar Hasani Ardakani, Hojtalah Javidi*, Amirhoshang Mehryar, Ebrahim Hosseini Page 8
    Background & Objective

    Bipolar disorder (BD) is one of the chronic psychiatric disorders that accompany depression and mania phases. This study aimed to compare the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy (MBCT) and recovery-focused cognitive behavioral therapy (RFCBT) on bipolar depression and mania in patients with BD.

    Methods

    This study was a semi-experimental design with pre-test and post-test type with a control group. The statistical population of this study included all patients with bipolar disorder in psychiatric hospitals of Mohariri, Ibn Sina, and Hafez in Shiraz. Out of this sample population, 36 bipolar patients were selected to participate in the study. After obtaining informed consent from them, samples matched in terms of sex, age, illness, and drug therapy (all patients received lithium). Then, they randomly assigned to two experimental groups and one control group. The criteria for entering the study include the definitive diagnosis of bipolar disorder by a psychiatrist; having a DSM-5 diagnostic criterion for having mania, semi-mania, major depression, or mixed-age; age over 18; having a minimum reading and writing literacy and the ability to complete questionnaires; ; Absence from the acute phase of illness or hospitalization in the hospital during the past 2 months due to the intolerance of psychological treatment in the critical period of the disease (at least two months from the last recurrence period) and willingness to participate in the study. Exit criteria include spinal bipolar disorder (more than four periods of depression and mania less than one month that occurred during the past year), secondary bipolar disorder due to organic causes, and history of substance abuse during the past and present, the past or current history of other psychiatric disorders was in the first and second axis. A test group (12 people: 4 women, eight men) received cognitive-based Mindfulness Therapy. The second trial group (12 people: 4 women, eight men) received cognitive behavioral therapy focused on recovery, and the control group (12 people: 5 women, seven men) received no intervention and placed on the waiting list. Participants completed the Bipolar Depression Scale and Yang Mania Scale in pre-test and post-test. Data were analyzed by SPSS-22 software using covariance analysis.

    Results

    The results of this study showed that both cognitive-based cognitive therapy interventions focused on recovery significantly decreased bipolar depression and mania in bipolar patients (p< 0.01). However, among There were no significant differences in the effectiveness of these two interventions on these variables.

    Conclusion

    In general, according to the findings of this research, it can be concluded that depression and mania which are the symptoms of patients with bipolar disorder can be as a result of the use of psychological interventions such as cognitive therapy based on mind-awareness and focused cognitive behavior therapy Improve on recovery. Also, since the sample of this study was under medical treatment, these two treatments can be used in conjunction with drug therapy for patients with bipolar disorder. On the other hand, these two treatments did not have any effect on depression and mania, and both treatments were equally effective.

    Keywords: Mindfulness, Recovery-focused cognitive behavioral therapy, bipolar depression, Mania, Bipolar disorder
  • Mohammad Mahdi Amini*, Seyedeh Majedeh Azhadi, Zahra Mansourjozan Page 9
    Background & Objective

    In recent years, our awareness of excessive child mobility has increased dramatically, and attention has been paid to the level of activity, to attention defects and then to broader issues of social development. Estimates show a prevalence of 5 to 15 percent of primary school children with attention deficit hyperactivity disorder. Today, various interventions are used to treat sensory and motor disorders in children. One of these is the new hipo therapy. This study aimed to investigate the effect of horse therapy on some psychological and sensory-motor performance indicators in children with attention deficit hyperactivity disorder (ADHD).

    Methods

    The research was a semi-experimental study based on its nature and objectives, and a pre-test-post-test design with the control group. The target sample in this study was 20 children with attention deficit hyperactivity disorder (10 in the experimental group and 10 in the control group) who were selected using purposeful sampling. Tools were Conner's neuropsychological tests and Conners' questionnaire (teacher's version). Conner's neuropsychological test in Connor in 2001 was designed for the assessment of psychological nerve skills such as attention, memory, sensory-motor activity and visual-spatial processing in four spectra (not observed to severe) for children aged 5 to 12 years. The Conners Questionnaire (Teacher's Edition) has 38 questions and aims to diagnose children with attention deficit disorder and over-active by teachers. The method of rating is as follows: In no way zero points, low 1 point, average 2 points, high 3 points. The questionnaire has three components that measure the behavior of the child in the class, participation, and group collaboration, an attitude toward the authorities. The survey has 38 questions, and therefore, the total test score will range from 0 to 114. If the child's score is above 57, it indicates a defective disorder. The higher the score, the more the child's disorder will be, and vice versa. The construct validity of this tool was appropriately evaluated, and the reliability of this Cronbach alpha was reported to be 0.72. In this study, the experimental group was trained for horse riding for eight weeks and weekly three 90-minute sessions. The protocol of each session includes: familiarization with the horse (about 10 minutes) , horse's behavioral (about 10 minutes) , horse's coloring (about 10 minutes) , preparation and preparation of food (about 10 minutes) , horse feeding (about 10 minutes) Brush and horseradish (about 10 minutes) , horse riding (about 10 minutes) , familiarization with horse equipment (about 10 minutes) , and balance control on the horse at the time (10 minutes). During this period, the control group did not receive any relevant training. Kolmogorov-Smirnov and independent T-tests were used to analyze the data.

    Results

    The findings showed that eight weeks of horse therapy intervention on psychological and sensory-motor performance including psychological symptoms, attention problems, sensory-motor function, memory and learning, executive functions, cognitive abilities, attention deficit disorder, child behavior in the class, participation and group collaboration and attitudes towards empowerment in children with ADHD have a significant effect and improve these indices (p<0.01).

    Conclusion

    A horse therapy period affects psychological parameters and sensory-motor performance in children with attention deficit hyperactivity disorder (ADHD).

    Keywords: Hipo therapy, sensory-motor function, attention-deficit, hyperactivity disorder
  • Parvaneh Hadadi, Seyyed Amir Amin Yazdi*, Hossein Kareshki, Javad Hatami Page 10
    Background & Objective

    Autism is a neurodevelopmental disorder characterized by deficits in social communication and social interaction, as well as restricted, repetitive patterns of behaviors and interests. Infants who develop autism have early deficits in social motivation, which is expressed by decreased attention to social information. These deficits lead to impaired socio-cognitive development. Base on researches, interventions implemented between 12–48 months is associated with significant gains in cognition, language, and adaptive behavior. To facilitate early diagnosis, screening tools whit suitable sensitivity and specificity are needed. The eye tracker is one of the screening tools that have attracted much attention in recent years. It requires no skills unless eye movement. So, it is suitable for screening at early ages. The goal of the present study was to investigate the social orienting in at-risk infants. It was expected that, in contrast to typically developing (TD) and developmentally delay (DD) infants, at-risk infants would show impaired performance on tasks measuring social orienting.

    Methods

    This study was a causal-comparative. The statistical population included 10-12 months boy infants in Tehran. The research sampling was Stratified sampling. Fifty-three boy infants were selected and divided into three groups based on diagnostic criteria (the experimental group included 13 at-risk infants, and control groups included 20-TD and 20-DD infants). Parents were asked to complete the Age and Stage Questionnaire (ASQ) (Bricker & Squires, 1995) and the Functional Emotional Developmental Questionnaire (FEDQ) (Greenspan, 2002). Then infants regarding ASQ and family history of autism were divided into an at-risk group (developmentally delay and ASD-sib), DD-group (developmentally suspend without autistic history) and TD-group (no history of developmentally delay or ASD). Then, Infants completed three social orienting tasks: orienting to direct gaze, biological motion, and dynamic social images (DSI, children moving) and their eye movements record whit eye-tracker (Tobii, TX300). For each kind of stimuli, we calculated several variables: the total fixation duration, the whole looking time on screen, and the number of saccades between images. Results analyzed by Kruskal–Wallis one-way analysis of variance, one-way ANOVA, Wilcoxson test, paired sample T-test with dependent groups, and Bonferroni method (p value=0.05) Using SPSS version 21 software.

    Results

    The total time spent looking at the screens was not statistically significantly different between the three groups (p>0.05). When viewing point-light displays of biological motion, at-risk infants were random in their looking patterns: 44.72% on the upright figure vs. 55.28% on the inverted (p=0.116). In contrast, both control groups demonstrated significant preferential attention to the upright animations: 61.54% upright for the TD group (p=0.002), and 57.54% upright for the DD group (p=0.002). Comparison across groups was not significantly different (by Kruskal–Wallis one-way analysis of variance, p=0.336). The difference in the fixation duration on dynamic social images (DSI) between the three groups is statistically different (by one-way ANOVA analysis of variance, p=0.003). In pairwise comparisons, looking by the at-risk group differed significantly from that of the TD group (p = 0.002 in comparison with the TD group, and p= 0.065 relatives to the DD group). The percentage of time spent on DSI was 55.4% vs. 44.6% on the dynamic geometric images (DGI, moving geometric shapes or toys) in the at-risk group (p=0.283). In contrast, both control groups demonstrated significant preferential attention to the DSI: 60.91% for the TD group (p=0.001), and 60.69% for the DD group (p=0.005). Comparison in the fixation duration on direct gaze across groups was not significantly different (by Kruskal–Wallis one-way analysis of variance, p=0.892). The percentage of time spent on direct gaze was 50.6% vs. 49.4% on the averted gaze in the at-risk group (p=0.600); 50.54% vs. 49.45% for the TD group (p=0.940) and 53.44% vs. 46.56% for the DD group (p=0.086).

    Conclusion

    This finding highlights that social orientation in the first months of life is damaged in at-risk infants. It appears that social orientation assessment in at-risk infants has the potential to autism screening in early years. Eye-tracking revealed a promising future for autism screening at an early age. Further research is needed to confirm the findings.

    Keywords: Autism, Eye Tracker, Social Orientation
  • Marzieh Gholamitooranposhti, Ali Delavar*, Hassan Pasha Sharifi, Nastaran Sharifi Page 11
    Background & Objective

    In elementary schools, especially in lower classes, we often encounter students who have difficulty reading, writing, counting, and other educational activities, although they are normal or near-normal levels of intelligence. Such students are not known before they go to the primary school, on the other side we know that a high percentage of children's brain develops in the first six years of life, and many neuroscientists believe that synaptic bonds in brain development at an early age are far higher than in the later periods, and in the age range of 5, It reduces a little whereas decrease in memory will cause troubles in life and may lead to impairment in reading and math. For this reason, diagnosis and rehabilitation of learning disabilities are essential before entering school. The purpose of this study was to predict learning disabilities in pre-school children.

    Methods

    The research method is a correlation. All students who studied at a pre-school level in one of the cities of Kerman selected as the statistical population. Using the Cochran formula, about 180 people are enough for the sample group. To avoid the fall error, 240 questionnaires distributed, of which 206 questionnaires entirely completed. The sampling method is a random cluster. The sample includes children aged between 5 years and six months to 5 years and 12 months. The individual test  run and the approximate time for each child was about two hours since five-year-old children cannot answer all the questions at one time, the test conducted in 5 sessions. The research tool to test learning failure is a visual-auditory memory test and Goodenough test, which is stable and reliable enough. Preschoolers responded to all three tests. Data were analyzed using descriptive statistics and logistic regression model. The examiners were eight graduates of elementary education major who had experience in kindergarten.

    Results

    To determine the prevalence of learning disability, children's crude scores first calculated in the test, Diagnosis of Learning failure. According to the cut-off point (a standard deviation below the mean), the number of children who scored below the cut-off point was 26 from which one of the children diagnosed with the Goodenough IQ test and interview with the border teacher. Since the total sample is 206 children, the prevalence rate is 12.13%. The average total memory scores of the normal children were 24.58±5.26, and the average total memory scores of children with learning disabilities were 18.11±5.7, respectively, and the average score of the total test of learning disabilities in children with this problem was 126.5 ± 9.91 and in normal children was 162.51±11.93. As we have seen, the mean scores of normal children in the total test of learning failure, including subscales (shape rotation, shape and field, voice recognition, numeric detection, writing letters same as patterns, visual argumentation, word meaning, symbolizing, maze, different phone(me) recognition, comprehension, auditory differentiation, completion of unfinished sentences, visual distinction), and in the memory test, which includes subscales (numerical, verbal, reversible numerical and visual), is higher than children with learning disabilities. The results of the analysis of Logistics regression showed that the effect of memory on learning disability was significant (p<0.01), but the gender effect was not significant. Two independent variables (memory and gender) have been able to explain 29% of the variation in the level of learning disability. The accuracy of the total classification of individuals was 87.7%. This accuracy is 20% for people with learning disabilities and 98.7% for normal people.

    Conclusion

    The results showed that this model could be used to detect the early learning disability of pre-school students, and if a child got a low score in the memory test, he would be referred to the treatment centres as soon as possible.

    Keywords: Regression, Logistics, Learning Disability, Children, Preschool, Memory
  • Gita Afrookhteh, Mokhtar Arefi*, Keyvan Kakabarayee Page 12
    Background & Objective

    Cardiovascular disease is one of the main causes of mortality in industrialized countries. Many psychological factors such as emotional regulation, personality traits have an impact on the quality of life and life expectancy of heart patients, and these factors have an important role in the development of the cardiac disease. Therefore, this study was aimed to find a pattern of structural relationships between personality traits, quality of life and life expectancy by mediating emotional regulation in cardiac patients.

    Methods

    The research applied (in terms of purpose and conditions of data collection method) descriptive and correlational. The statistical population of included all patients with congested heart disease and outpatients from April to the end of June 2018 who were admitted to Farshchian Hospital and outpatients referred to the clinic and heart clinic, as well as the private clinic of heart in Hamedan (Hamedan province, West of Iran). The method of sampling in this study was that from the list of patients referring to the hospitals and clinics of heart rehabilitation centre of Hamadan. Conditions entry into the present study were surgery, admission and ambulatory treatment. With the available sampling method, 250 people selected and completed the relevant questionnaires — this research conducted in a field and library manner. In the field method, using the questionnaire and its distribution in cardiovascular patients, the data needed to be analyzed, and in the library method, using the vector of the relevant books, scientific articles, the research sites and journals of the theoretical and empirical backgrounds related to the present research were collected. The present investigation was correlation research using "structural equation modelling" methods, which was studied through modelling and analyzing the correlation path between each of the variables. The structural equation modelling method is used in two stages to test the pattern, which includes the test of the model of measurement and structural. The measurement model examines the validity and validity of measurement instruments, research structures and tests the structural pattern of the hypotheses and relationships of the variables. The research tools consist of quality of life questionnaires (Varsharbun, 1992), cognitive emotion regulation (Garneschi et al., 2001), five factors of the Neo character (Costa and McCraey, 1992) and the life expectancy test (Miller and Powers, 1988). SPSS-22 and AMOS-22 were used to analyze the data. In general, using the structural equation modelling technique and using the Amos-22 software, the research hypotheses are tested. The most current statistical fitness indexes of the model including absolute fitness (Chi-square, CMIN, fit indices) (Root Mean Squared Estimate Error (RMSEA), normalized equilibrium index (PNFI), and adaptive adjustment indicators (CFI), Benthaler-Bonte (NFI), Tucker-Louis index (TLI) calculated. Standard fit indices presented in the measurement models for the research variables below each form. Fit if the ratio of Q2 to the degree of freedom was less than two, the model had a suitable fit, the RMSEA index was less than 0.05, and the other indicators were also preferable to the one closer to each other.

    Results

    There was a significant relationship between life expectancy, personality traits and emotion regulation, with standard coefficients of 0.75, 0.63 and 0.37 with quality of life variable at 1% error level, respectively (p<0.01). By fitting the structural equation model and fitting the final model, the fitting indices for Chi-square with the value (CMIN=632.752, NPAR=67, p=0.056), TLI=0.996, CFI=0.935 and NFI=0.962. On the other hand, the value of the normalized fitting index (PNFI) equalled 0.578 and RMSEA was 0.045. These values, albeit meaningfully, of the Chi-square, indicate that the model obtained has a suitable fit for the data.

    Conclusion

    According to the findings of this study, holding workshops for patients in the early stages and during treatment for education (hope for treatment) and modifying the type of personality is a very useful and preventing exacerbation of the disease.

    Keywords: Personality traits, Quality of Life, Life Expectancy, Emotional Regulation, Cardiac Patients
  • Maryam Bashour Lashgari, Parisa Tajalli*, Mojtaba Amirimajd Page 13
    Background & Objective

    Specific learning disabilities involve disorders of learning and cognition that are intrinsic to the individual. Specific learning disabilities are specific in the sense that these disorders each significantly affect a relatively narrow range of academic and performance outcomes. Specific learning disabilities may occur in combination with other disabling conditions, but they are not due primarily to other conditions, such as intellectual disability, behavioral disturbance, lack of opportunities to learn, or primary sensory deficits. Children with specific learning abilities have a poor sense of self-efficacy. Research has demonstrated a relationship between child self-efficacy and mother-child interaction. Mother created an environment that may influence child self-efficacy in a numerous way. There continues to be a need for effective interventions that can be utilized within the home setting to assist the student with specific learning abilities. One of these interventions is Mindfulness-Based Cognitive Behavioral training. Mindfulness is a process of openly attending, with awareness, to one’s present moment experience. Despite numerous studies available on Mindfulness-Based Cognitive Behavioral training, only a few have examined the effectiveness of this therapy on a student with specific learning disabilities and their mothers, Therefore the present study aimed to investigate the effects of mothers’ Mindfulness-Based Cognitive Behavioral training on Self-Efficacy in their children with specific learning disabilities.

    Methods

    In a quasi-experimental design, a pretest-posttest and follow-up with the control group paradigm applied. The statistical participants of this study consist of all mothers and students aged 8-12 years with specific learning disabilities in Tehran city in the academic year of 2017-2018. A sample of, 56 (28 mothers and 28 children) were selected through purposive sampling method and randomly divided into experimental (14 students with their mothers) and control groups (14 students with their mothers). The Inclusion Criteria for mothers were being 25 years old or above, holding a diploma degree or above. Also, the exclusion criteria were suffering from psychotic disorders. Inclusion and exclusion criteria were evaluated based on interviews and self-reports of participants. Data collection tools were the Morgan Jinks Children's Self-Efficacy scale which was performed before and after the intervention and in the follow-up period of 3 months on both control and experimental groups. Morgan-Jinks self-efficacy scale has thirty items and three subscales: talent, effort and context. This instrument was validated through field testing and item analysis. The resulted in the 30-item scale with an overall reliability coefficient of 0.82; the subscale alphas were 0.78 for talent; 0.70 for context, and 0.66 for effort. The experimental group received cognitive-behavioural of Mindfulness-Based Cognitive Behavioral training in 8 sessions of 2 hours. The control group did not receive any specialized training. The groups tested before and immediately after the intervention and at the follow-up period of 3 months. Repeated measures of variance analyzed the collected data. All analyses were done in SPSS.

    Results

    Data analysis showed that Mindfulness-Based Cognitive Behavioral training for mothers has no significant effect on the Self-Efficacy of their children with specific learning disabilities in the experimental group. Also, there was no significant difference among, pretest, posttest and follow up scores of Self-efficacy subscales (talent, context and effort) in the control group and the experimental group.

    Conclusion

    As a part of the treatment for students with specific learning Disabilities, mindfulness should be used with caution.

    Keywords: Mindfulness, Learning Disability, Self-Efficacy
  • Elyas Niazi, Shahram Mami*, Vahid Ahmadi Page 14
    Background & Objective

    With the growing complexity of marriage and family, there is abundant literature on marital relationships and marital adjustment and an emerging understanding of how marriage might influence health and well-being. The understanding marital relationship is also very timely, given the changes the institution of marriage has been witnessing over the last several decades. The link between “better” or “worse” marriages and “sickness and health” has been a subject of much researcher interest over the last half-century. Being married contributes to concordance in health behaviors over time between spouses. Moreover, the marital adjustment may also buffer against the impact of non-marital stressors on health behaviors and increase personal resources (i.e., self-efficacy, self-regulatory capacity) needed for initiating and maintaining health behavior change. The marital strain may add or interact with non-marital stressors leading to increased use of health-compromising behaviors to cope with such stressors and decreasing personal resources that could be used during change attempts. Marital adjustment, which refers to affective and cognitive states along with the related actions that are precedent to terminating a relationship, is a crucial indicator of well-being. Several studies have shown that separated and divorced couples experience more significant risk for mental and physical health problems, as well as can have strong negative consequences for their children, such as impacting their children’s mental health, academic and social performance. Since marriage maladjustment is detrimental to the family unit and society, the importance of identifying the factors that promote marital adjustment is overwhelmingly apparent. Meanwhile, the role of the family and the way their members communicate with each other in shaping the quality of marital life is very important. The beliefs and cognitions that exist in the minds of individuals, such as couples, affect their communication. Understanding these beliefs and their influence on couples, family functioning, marital adjustment and the continuity of this relationship cannot be ignored. The purpose of this study was to compare the efficacy of the integrative behavioral couple therapy and couple rational- emotive- behavior therapy on communication beliefs among maladjustment couples.

    Methods

    This study method was a semi-experimental study with pre-test, post-test, and control group. The statistical population of this study was all couples with marital complaints referred to Ilam counselling and psychology centres in 2017. Among them, 30 couples were selected through the available sampling method and accidentally homogenized in three groups. Relationship Belief Inventory by Eidelson & Epstein (1982) for pre-test and post-test. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance, Bonferroni follows up test and SPSS software and 0.05 probability values.

    Results

    The results of this study showed that Integrative Behavioral Couple Therapy was effective on post-test scores of disagreement is destructive belief (20.10±2.58, p=0.001), mindreading is expected belief (22.50±4.12, p=0.001), partners cannot change belief (22.50±4.12, p=0.001), sexual perfectionism belief (22.40±3.72, p=0.001) and sexes are different belief (22.00±3.43, p=0.001). Rational-Emotive Behavior Therapy was effective on post-test scores of disagreement is destructive belief (19.45±2.23, p=0.001), mindreading is expected belief (23.40±3.16, p=0.002), partners cannot change belief (23.75±3.41, p=0.003), sexual perfectionism belief (22.00±3.15, p=0.001) and sexes are a different belief (22.30±3.71, p=0.001).

    Conclusion

    The purpose of psychotherapy is to make desirable changes in the system of individual beliefs. Rational-Emotive Behavior Therapy is characterized by commonly accepted approaches to cognition and behavior, which emphasizes thinking, judging, deciding, analyzing and practicing. Another method used for couple treatment is Integrative Behavioral Couple Therapy. The goal of Integrative Behavioral Couple Therapy is emotional acceptance through the release of vulnerable emotions that enhance empathy and change behavior. Based on the findings of this research couple therapists and counsellors can increase marital adjustment of the couple by training correct relational beliefs via integrative behavioral couple therapy and rational- emotive behavior therapy.

    Keywords: Integrative Behavioral Couple Therapy, Communication Beliefs, Maladjustment Couples, Rational- Emotive- Behavior Therapy
  • Parvaneh Nazarpour Samsami, Zinat Mahdiani, Mehdi Ghasemzadeh, Hafez Padervand* Page 15
    Background & Objective

    Emotion regulation refers to internal and external processes of responding to inhibition and monitoring, evaluation and modulation of emotional interactions, especially their transient features, to achieve the desired goal. Emotion regulation plays an important role in adapting to the stressful events of life, and it is one of the adolescent requirements to assertiveness. Assertiveness refers to the ability of individuals to express honestly, directly, explicitly, decisively and without violating the rights of others with the dignity of expressing feelings, beliefs and needs. Assertiveness as an individual's ability to defend themselves and the ability to "say not". The purpose of this study was to compare the emotion regulation strategies and assertiveness in students with and without learning disabilities in Khorramabad city. 

    Methods

    The method of this study was causal and comparative; this means that the variables of emotion regulation strategies and assertiveness are compared between the two groups. The statistical population of this study was boy students aged 12-16 years at high school in 2016-2017. Among the statistical population, 30 students with special learning disabilities selected through targeted sampling and 30 normal students through cluster sampling. The sample was matched based on the level of education and gender. After obtaining the necessary permissions from the education department of Lorestan province (West of Iran), a list of the first high schools of Khorramabad city was selected to select normal students in a cluster sampling from all schools. The validity and confirmation of the diagnosis recorded in each student with a special learning disability investigated by a clinical interview which conducted based on DSM-5 criteria for students with a learning disorder and diagnostic checklist of special learning disorder. Data were collected using the Diagnostic Checklist for Specific Learning Disorders and the Garnefsky Emotion Regulation Strategies Questionnaire and the Gambler and Richie Expression Scale. Independent t-test also used for data analysis.

    Results

    There was a significant difference between two groups of students in emotion regulation strategies and assertiveness in the group of students with learning disabilities, less than normal students was (p≤0.001). This means that students with learning disabilities had problems and weaknesses in emotion regulations and assertiveness. 

    Conclusion

    Regarding the role of emotion regulation strategies and assertiveness in psychological and social adjustment and the weakness of students with learning disabilities in emotional regulation and assertiveness, it is suggested that psychologists and clinical counselors in schools use training to strengthen variables.

    Keywords: Emotion Regulation Strategies, Assertion, Students, Special Learning Disabilities
  • Farangis Demehri*, Mohsen Saeidmanesh, Shahrzad Razban Page 16
    Background & Objective

    Prevalence of childhood eating problems is far from being described in preadolescence. A range of eating behavior problems has been described in preadolescence. However, knowledge of the development and course of these problems are not understood. Because eating pathology most commonly emerges in adolescence, the preadolescent years may be a particular key-development period of interest in relation to the development of eating behavior problems. Parents have challenges on their children’s eating behaviors. One important determinate of children’s eating behaviors is the feeding practices that parent’s use. Among the behavioral abnormalities of children, one can point out their behavioral problems during meals. Accordingly, the purpose of this study was to investigate the effectiveness of art therapy based on painting approach on eating and maladaptation problems in children. The items can be grouped into two broad categories: items pertaining to the child and items pertaining to assess food preferences, motor skills, and behavioral compliance. The items in the parent domain are indented to assess parental child behavior controls, cognitions and feeling about feeding one’s child and interaction between family members.

    Methods

     The research was semi-experimental (post-test pretest with control group). The statistical population of this study was on 4-6 year-old children. Using randomized cluster sampling from 5 kindergartens and preschool children from Malayer city (Hamedan province, west of Iran), 30 children with behavioral and incompatible problems were selected as sample and randomly selected in two groups (15 children in experimental group and 15 children in control group). The instrument used was Rutter's parent behavioral assessment questionnaire (1979) and the child behavioral eating inventory (CEBI, 1990). The Rutter’s parent behavioral assessment assesses four dimensions of anxiety and depression, antisocial behaviors, social incompatibility and hyperactivity, a lack of attention, which includes 31 questions. The CEBI is a parent- report instrument that conceptually derived from a transactional/ systemic approach to childhood eating and mealtime problems. The CEBI has 40 items. The intervention program (art therapy) was run in accordance with a protocol at 8 sessions of 45-30 minutes and twice a week. Art therapy was one-to-one. Although in one of the schools it was also offered in a small, closed group, all the children spoke only about one-to-one art therapy. The art therapist met with parents and teacher first to obtain their understandings of the child’s difficulties, and to enquire about developmental history, sources of resilience in the child and family, and any traumatic events. Engagement in art or other activities together that had a creative element, such as play, gardening or choosing clothes, may be enquired about. The art therapist then met with the child to talk about what difficulties therapist and child might work on together, explain how making art may help the child to talk about and understand difficult feelings, and explain about confidentiality.

    Results

    Covariance analysis showed a significant difference between the mean scores of pre-test and post-test in both experimental and control groups. Finding was for eating disorders (F₌201.146, p≤0.001) and for maladaptive problems (F₌50.38, p≤0.001).

    Conclusion

    Therapeutic painting program was effective in reducing the eating disorder also the results of the findings showed that art therapy with a painting approach was effective in improving the compatibility of children with eating behavior problems. Compliance problems in these children were behaviors such as excessive extortion, repetitive behavioral habits, and turbulent mood. On the other hand, art is like a behavioral exercise that teaches children how to recognize their emotions in different situations and use them to adapt to those learned skills.

    Keywords: Art therapy, Eating Behavior Problems, Maladaptive Problems
  • Faeze Jahan*, Rasool Noghabi Page 17
    Objectives

    Elderly is a sensitive period in human life. Attention to needs of this stage is a social necessity. The presence of mind and consciousness in the instant can be a way to achieve recognition, affection and a stronger wisdom is in years of aging. According to the view of most researchers, it is a summation of the person's life and if person be stronger in structures such as wisdom, moral intelligence and spiritual intelligence, it will have a better performance in terms of life. Therefore, the purpose of this study was to determine the effect of mindfulness education on ethical intelligence, spiritual intelligence and elderly wisdom.

    Methods

    This experimental study was a pre–test and post–test type with control group. The statistical population of the study consisted of all elderly members of the old age centers of Tehran. Sampling was done in two steps, in the first stage, aged population were selected from 23 districts of Tehran. The local areas of 1, 14 and 19 were considered and according to the number of elderly of each district (amount of elderly people were weighed in each district). Subjects were randomly systematic and based on entry conditions, which included age 65 years and older, no history of physical and psychological illness and marriage among the members of the districts. To do the research, written consent were recorded from elderly club. The research Instruments included the questionnaire of ethical intelligence of Link and Kiel, King's spiritual intelligence questionnaire, and the three–dimensional questionnaire of Ardlet's micro. Experimental intervention (mindfulness training) was performed only for the experimental group, during eight 90–minute sessions and the intervention group did not attend in them. The obtained data are analyzed using mean, standard deviation and independent T–test analyses.

    Results

    There were not significant differences between the two groups in the pre–test scores. Therefore, it is not necessary to control the pre–test values. Independent T–test for comparing the post–test scores of the two groups test and evidence were used. Findings showed that the mean post–test scores of the two test groups were significantly different in the mentioned components, it meaning that the experimental group received training, namely, mindfulness training, in all four components of the spiritual intelligence variable. It had a desirable and significant increase in the two components of the moral intelligence variable, as well as the experimental group receiving mindfulness training in all three components of the variable wisdom have shown significant improvement and improvement (p<0.01). The findings showed that there was no significant difference between the two groups of the experimental and control groups in the two components of the moral intelligence variable meaning that the experimental group did not upgrade and increase the score with the knowledge of mind education in these two variables (p>0.01).

    Conclusion

    Mindfulness by focusing on individual concentration and non–judgmental acceptance of what is happening can be seen in contrast to situations like mental employment with memories of program imagination or anxiety and automatic behavior in which attention to the other thing is focused. Given that the mind of consciousness as a lifestyle, consistent with the natural nature of man, is capable of influencing the emotional system of individuals, raw feelings and impulses of their actions, transforming the view into transformational life and improve the quality of communication with oneself, others and the world, or compassionate and realistic acceptance in order to increase satisfaction. Being educated at the elderly and retirement homes after old age, the program could be seen in contrast to situations like mental employment with memories of program imagination or anxiety and automatic behavior in which attention is focused on something else centralized.

    Keywords: Mindfulness, Moral Intelligence, Spiritual Intelligence, Wisdom, Elderly
  • Leyla Alikhani, Farzaneh Taghian*, Rokhsareh Badami Page 18
    Background & Objective

    Subjective mental retardation is one of the agents that in the condition people have less activity than other normal one because of their mental and psychological problem. Based on type of society approach to them, they have less active in comparison with healthy people, and due to this lack of mobility, suffer from physical–motor weakness. One of ways to improve motor behavior of children with intellectual disabilities is physical activity and exercise. Experts believe that physical fitness is a prerequisite for success in other forms of movement. Accordingly, the purpose of this study was to compare effects of functional exercises and school games on motor skills of educable intelligence girls.

    Methods

    This study was semi experimental and pre–test and post–test. The statistical samples of this study was 30 girl students 10–16 year’s old schoolchildren of psychology and exceptional school from Neiriz city (Fars province, South of Iran). Participants were identified based on diagnosis of mentally retarded psychiatrists and at Raven's intelligence test; they scored 50 to 70, indicating that they were educable. Then the participants were ranked from top to bottom according to the score in the test. Therefore, based on three consecutive scores divided in the exercise practice group, control group and primary game group. The instrument for collecting data in this study was the Brinhinks–Overstrain expiratory test, which is a normal reference for general and subtle motor skills. Some functional exercises practice included walking forward, sitting and getting up from the chair, spiral movement from eight cones for distance of 1 meter, standing on the soles and heels of feet, along with changes in the direction of the side to side, front and rear. In the primary games group, 45 minutes played after 15 minutes warming, were considered smooth running. The exercise practice group, as well as the primary school group, trained for 8 weeks and the control group was only followed up and did not receive an intervention. For data analysis, SPSS software version 21 was used for comparison between paired t–test and covariance analysis was used for comparison between groups. A significant level of p≤0.001 was considered.

    Results

    The results of covariance analysis showed that there was a significant difference between the scores in the exercises practice and primary school game and the control group. These deference were in the large motor skills (F=81.54, p≤0.001), balance (F=28.8, p≤0.001), coordination (F=19.47, p≤0.001), running speed (F=74.22, p≤0.001) and foot strength (F=98.9, p≤0.001). Also, post–test results showed that there was no significant difference between the scores in the functional training group and the games in the variables of gross motor skills, balance, coordination, running speed and strength of the feet.

    Conclusion

    Functional exercises and primary school games can be used to improve motor skills and balance, leg strength, speed, and coordination of girls with intellectual disabilities.

    Keywords: Functional Exercises, Primary School Games, Gross Motor Skills, Intellectual Disability
  • Maryam Hashemi Bakhshi, Gholam Ali Afrooz*, Parviz Sharifi Dahmadi, Masoud Gholam Ali Lavasani Page 19
    Background & Objective

    Sense of vision is the basis of visual imagery. Blind people can compensate for their deficiencies in mental imagery, based on the sensory compensation theory. However, the effect of blindness on some mental processes shows that the performance of blind children and adolescents in visual imaging is different toward normal children and adolescents. Therefore, hearing perception plays a crucial role in the visual image of the blind. The process of formation and perception of space symbols create in the blind people by gradually listening to the sound patterns of different people from their personality traits; imagine the images in their mind and believe into it. Therefore, the present research aimed to consider the visual imagination of personality characters of a teacher in seeing and blinded boys with and without experiencing the puberty.

    Methods

    This study was a causal-comparative study. The statistical population of this study included all of normal and blind students of Tehran city (capital city of Iran) with and without the puberty experience. One hundred twenty students of primary school (fourth, fifth, sixth grades) and high school (tenth, eleventh, and twelfth grades) were chosen by purposive sampling method for the study. The first stage, five female volunteer teachers who differed in terms of biological and personality characteristics were selected, and his voice recorded by saying a single sentence. The normal and blind student chose one voice from five voices individually, and it was chosen as the selected voice, and the study entered the second stage of sampling. The selected voice replayed for people who voted on it, and those who voted for four other voices were excluded from the study. Then the participants in the sample were asked by using the questionnaire and rebroadcasting the selected voice individually. To data gathering, Catell’s sixteen factors personality inventory and biological features and researcher-made questionnaire on psychological characteristics were used. Validity and reliability of self–made questionnaire were assessed by experts’ opinion and Cronbach’s alpha. We used Chi-Square for data analysis. Validity and reliability of two constructed teacher questionnaires were evaluated at a very good level. Collected data were analyzed using SPSS version 24 and Chi-square test at a significant level (p<0.05).

    Results

    There is a significant difference (p<0.05) between four groups in terms of visual imagery of the arranged teeth, having smooth skin, age, height and psychological features: the high–performance, irascibility, daring and attractiveness of the sound owner. However, in some biological and psychological characteristics, there is no significant difference between them. Also, mature blinded students had a clearer visual imagination of voice owner.

    Conclusions

    The study indicates that according to the characteristics of students (regular and blind with and without the experience of puberty), they have different sound imaging. Also, they did not give a negative personality, and they attributed all the positive biological and psychological attributes to the teacher's volunteer, which can be explained according to social psychology theories as well as the teacher's voice in teaching and learning, adaptation, and rehabilitation of blind students is important. Therefore, sound with reverence, affection, happiness and respect is important in the mental health of blind students.

    Keywords: Mental Imaging, Visually Impaired, Maturity
  • Farzad Farhoodi, Mohsen Saeed Manesh, Farzad Mirshahi* Page 20
    Background & Objective

    It has been observed that short–term solution–focused approach training is effective in addressing behavioral, emotional and educational problems, and promoting social and communication skills in different groups of clients, including teenagers and students. This study aimed to examine the group training of solution–focused approach on examination anxiety and self–esteem of students and this study is seeking to answer this question: whether group training of solution–focused approach is effective in examination anxiety and self–esteem. 

    Methods

    The research design was a quasi–experimental design with control group and was examined in a way such as pre–test, intervention and post–test. The statistical population of this study consisted of all female students of first secondary school of Koshkuiyeh in 2016–2017 academic year with 352 students. Among the first secondary schools of Koshkuiyeh, a school was randomly selected and after initial screening, 50 female students who had high examination anxiety and low self–esteem were randomly assigned to two experimental (n=25) and control groups (n=25). The educational intervention program was conducted in 8 sessions of 90 minutes based on the educational sessions of solution–focused approach. In order to measure the desired variables such as examination anxiety and self–esteem used Speilberger and Cooper Smith Self Esteem Inventory respectively. In this research, we used the descriptive statistics method to answer the research hypotheses including: frequency, percentage and cumulative frequency, mean and standard deviation and in order to determine real data, we used Kolmogorov–Smirnov Test and for answering the research question was used Analyze of Covariance test with SPSS–22. 

    Results

    The results showed that there was a significant difference between the examination anxiety scores in post–test after eliminating the effect of pre–test (p≤0.001). The results also showed that there was a significant difference between the scores of self–esteem in post–test after eliminating the effect of pre–test (p≤0.001). 

    Conclusions

    According to the results of this study, it can be stated that a solution–focused brief therapy can reduce the examination anxiety in high school girls.

    Keywords: Solution–Focused Brief Therapy, self–esteem, test anxiety
  • Fatemeh Sadat Tabatabaienejad, Mohsen Golparvar*, Asghar Aghaei Page 21
    Background & Objective

    Adolescence is a crucial period in the human developmental cycle. The profound psychological, physical and social changes that occur during this period distinguish adolescence from other humans’ developmental periods. Adolescents are prepared at this stage in human development to enter an adult education and deal with life issues. From the range of teens' problems, depression is a disruptive mood disorder that can lead to many problems in their lives. The prevalence of adolescent depression may be higher among adolescent girls compared to boys. Sexual changes and identity–related questions and challenges, along with their need to gain independence from childhood dependencies, cause some adolescents to experience different social maladjustments during this period. These maladjustments, in addition to family tensions, have been influenced by the type of interactions among students through the spread of other social environments, especially in school, and may include issues such as maladjustment with classmates and teachers, academic failure, leaving school, anxiety and decreased self–esteem. For this reason, social adjustment is one of the variables that can be taken into consideration in the direction of assistance to depressed student girls. Accordingly, this study aimed to determine the effect of positive mindfulness therapy, mindfulness–based cognitive therapy and cognitive–behavioral therapy on social adjustment in female students with depression.

    Methods

    The research method was semi–experimental, and research design was four groups with two stages (pretest and post–test design). To carry out the research, from 400 first secondary school female students with depression in Naein city (Yazd province, Iran) in 2017, 60 female students were selected based on criteria of entry and exit. Then randomly assigned in four groups; including three groups of positive mindfulness therapy, mindfulness–based cognitive therapy and cognitive–behavioral therapy (each group with 15 persons) and control group (with 15 people). Social adjustment questionnaire was used to measure the dependent variable in the pretest and post–test. The group of positive mindfulness therapy, mindfulness–based cognitive therapy, and cognitive–behavioral treatment received 12 sessions of treatment, and the control group did not receive any treatment. The data were analyzed by analyzing the pre–assumptions for the normal distribution of data, equality of error variance, regression line slope and equality of variance–covariance matrix by multivariable analysis of covariance. Data analysis was done using SPSS 21 software. 

    Results

    Descriptive findings showed that in the overall social adjustment, the mindfulness–based cognitive–therapy group had a mean of 36.5 in the pretest phase and in the post–test phase, the mean of this variable changed to 17.7. In the positive mindfulness therapy group, the mean of overall social adjustment in the pretest phase was 48.1, and in the post–test phase, it changed to 3.1. In the cognitive–behavior therapy group, the mean of overall social adjustment in the pretest phase was 35.97, and in the post–test phase, it changed to 7.53. In the control group, the mean of overall social adjustment in the pretest phase was 38.6 and in the post–test phase, it changed to 34.87. In four research groups, three components of social adjustment, emotional adjustment and academic adjustment were changes in the direction of changes in overall social adjustment. Results of multivariable analysis of covariance showed that there was a significant difference between the positive mindfulness therapy, mindfulness–based cognitive therapy and cognitive–behavioral therapy and control groups in social adjustment and their components (social adjustment, emotional adjustment and scholastic adjustment) in post–test after controlling for pretest (p<0.001). Also, there was a significant difference between positive mindfulness therapy with cognitive–behavioral therapy in scholastic adjustment and total of social adjustment.

    Conclusion

    Positive–mindfulness treatment as a modern and valid treatment can be used alongside other treatments to help depressed student girls and their families, and in particular to promote the social adjustment of these girls. Therefore, at the practical level, it is necessary, first, to provide accurate information in girls' schools about the possibility of solving the problems of social adjustment of depressed student girls to school administrators, teachers, counselors and families. At the level of psychological treatment centers, also it is necessary to use positive–mindfulness therapy along with other mental treatments for depressed girls who have a problem of social adjustment and refer to these centers through schools or families. In sum, the results of this study by documenting the effect of positive–mindfulness therapy suggest that this new and combined therapeutic approach has significant potential for the treatment of mood disorders in adolescents.

    Keywords: Positive Mindfulness Therapy, Mindfulness Based Cognitive Therapy, Cognitive–Behavioral Therapy, Social Adjustment, Female Students with Depression
  • Mahmoud Tahmasbzadeh, Bahram Mirzaian*, Ramzan Hasanzadeh Page 22
    Background & Objective

    Special learning disorder is one of the most popular psychiatric disorders in children. In fifth diagnostic guide and statistical classification of mental disorder, the prevalence of this disorder in educational fields (reading, writing and mathematics) was reported 5–15% in elementary schools in different languages and cultures. The prevalence value in adults is unknown, but it seems that it is approximately 4%. Birth and presence of child with disability in each family can be an undesirable and challenged event, which causes tension, disillusion and disappointment. This situation irrespective of the culture type and society provides the conditions to reduce the psychological health, life quality, life satisfaction and to increase the challenges and problems in the family. Under such a situation, although all members of the family will damage but mothers influence more due to having the traditional role of caregiver, feel more responsibilities towards their children. Particularly, when there is a problem about her child, mother feels more discomfort and this problem affects their mental health and compatibility. As a result, they will face with more psychological problems and pressures. Researches have shown the amount of anxiety–based disorders in mothers of children with learning disability is more than that of mothers of normal children. Regarding the importance of psychological health of mothers and expansion of influential area of social anxiety disorder and its correlations, treatment of the disorder and its associated characteristics will have dual importance. One of the most applied approaches in treatment of anxiety–based disorders is cognitive–behavioral therapy. The essential principle of cognitive–behavioral approaches is that the cognition affects the feeling and behavior. These approaches emphasizes on decreasing the effect of incompatible or inefficient feedbacks or beliefs. On the other hand, specialists believe that reality therapy is a type of therapy, which its application is possible for all people with problems. lack of correction of reality, taking responsibility and accordingly, planning to achieve the goals are the most fundamental requirements of human–being in the life process which have been considered important in this therapeutic approach. Reality therapy is established based on the selection theory. In this theory, it is believed that all actions, which we perform, is behavior and almost all our behaviors are selected. The present study was performed to examine the difference between the efficacy of cognitive–behavioral group therapy and reality therapy on reducing social anxiety in mothers of students with special learning disorder.

    Methods

    Research method was semi–experimental with pretest and posttest design with control group. In this study 45 mothers of children with special learning disorder were selected as available sampling from learning disorders therapy centers from Babol city (Mazandaran province North of Iran) during 2017–2018 academic year (in the research process due to the test decline, it reduced to 40 persons). They were included randomly and in equal volume in three groups including two experimental groups and one control group. An intervention was performed during 8 sessions in two empirical groups. Connor (2000) social anxiety questionnaire was used before and after teaching. For analysis, covariance test was calculated using SPSS–22 software.

    Results

    Koalas analyses showed that cognitive–behavioral group therapy (F=8.88, p=0.007) and reality therapy group (F=12.89, p=0.001) significantly affected on reducing social anxiety of mothers of students with special learning disorders. However, Toki's following test showed that there was no significant difference between the efficacy of these two methods.

    Conclusion

    Regarding the results of this research, it is recommended to therapists who are working with parents of students with special learning disorder to use cognitive–behavioral group therapy and reality therapy to reduce the symptoms of social anxiety of mothers of these students.

    Keywords: Special learning disorder, Social anxiety, Cognitive–behavioral therapy, Reality therapy
  • Ali Seyfzadeh, Mansour Haghighatian*, Ali Asghar Mohajerani Page 23
    Background & Objectives

    Many senile people describe the ageing period as a loneliness period, calling it an unpleasant and scary experience. Social isolation is a widespread phenomenon. Near the 25 to 50 percent of the total population, over 65 years old experience it in terms of age and gender. Given to elderly population growing and the fact that in our country (Iran) has begun to experience ageing, it is important to consider the social needs and communication networks of the elderly. The primary purpose of the study was to investigate the relationship between socio–economic, social and social characteristics of the elderly in Tehran.

    Methods

    This cross–sectional study was descriptive. This study conducted in 2017 among 382 elderly 65 years old in Tehran (the capital city of Iran) selected by multistage cluster sampling method. The data–gathering tool was a social isolation questionnaire. To assess the validity of the questionnaire, used two types of content validity and structure, and reliability evaluated by Cronbach's alpha test. The pre–test questionnaire completed after the elaboration of 30 elderly people in Tehran and defects resolved. Finally, a final questionnaire developed. Data analyzed by SPSS software version 25 using descriptive and analytical methods using t–test and ANOVA. The significant level considered for comparison of social isolation among different groups of elderly people (0.05%).

    Results

    The average social isolation in the elderly was about 62%. Investigating the dimensions of social isolation of this vulnerable group showed that the two dimensions of associative links (81.8%) and instrumental social capital (78.2%) were the highest levels of isolation. On the other hand, the lowest level of isolation has been experienced in family relationships, and about 33% of the elderly have experienced social isolation in their family relationships. There was no significant difference between the mean of social isolation of men and women, and the elderly men and women had similar levels of social isolation (p=0.118). Social isolation of elderly people who lost their spouse (due to death and divorce) was more than spouses one (p=0.001). Also, the elderly living in the same neighborhood less than five years had more social isolation than the other elderly (p=0.001). With increasing age, we saw an increase in social isolation. Social isolation of the elderly people who were 80 years and bigger was more than other elderly people (p=0.001). With increasing education, social isolation decreased and high educated was lower than others were (p=0.033). There was no significant difference between the social isolation of elderly people of different ethnic groups in Tehran (p=0.092). Elderly people with a diverse economic and social base had the same level of social isolation, and there was little difference between them.

    Conclusion

    The social isolation rate of the elderly in Tehran was high, and there was a significant difference between social isolation in the elderly according to the variables of marital status, age, education, the residence time in a neighborhood. So that people aged 65 to 69, older people with higher education than those with a diploma, and respondents with a residence of less than five years in their current residence had less social isolation than other elderly people.

    Keywords: Economic, Social, demographic characteristics, Social isolation, elderly in Tehran
  • Nariman Barani Zaghe, Azar Mehri*, Shohreh Jalaie, Ronak Moradi Page 24
    Background & Objective

    In bilingual people, lexical selection, in addition to contending the competition between semantically related lexical representations, competing for word selections also occur between languages, which makes word retrieval a bit difficult. There are two views to explain how bilingual speakers select the correct words for the presented image in the intended language. First one assumes that lexical access in the target language is achieved by an imbalance in the activation levels of the two lexicons, but second view assumes that selection of the target word in the intended language is achieved by means of a lexical selection mechanism sensitive only to the activation of the lexical items of the intended language. Cognate status can influence recalling and retrieval of words from bilingual is lexical system. Cognates are word pairs with similar form and the same meaning in two languages; in contrast, non–cognate words have a common meaning and a different form. The purpose of the present study was to investigate whether cognateness affects verbal recalling performance in balanced Kurdish–Persian bilinguals and ultimately to achieve a model or hypothesis that would explain the retrieval of vocabulary in bilingual individuals.

    Methods

    This study was a cross–sectional and comparative study. The population of this study was all Kurdish–Persian bilinguals in Kurdistan province. The participants completed the language experience and proficiency questionnaire. They were also administered the original version of the Persian verbs picture naming test by using DMDX software in two Kurdish and Persian languages, with a 7–day interval. Paired t–test, Pearson and spearman correlations and independent t–test were used to analyze the data.

    Results

    In comparing the cognate verbs with non–cognate verbs, the speed and accuracy of recalling of cognate verbs was higher than non–cognate verbs in both language. Whereas corresponding comparison of cognate and non–cognate verbs of the first language with cognate and non–cognate verbs of the second language indicate that the second language (Persian language) words in both verb type (cognate and non–cognate) are retrieved more easily. There was a significant difference between the accuracy of recalling the cognate and non–cognate verbs of the first language (p˂0.001) and the accuracy of recalling non–cognate verbs between the first and second languages (p˂0.001). In addition, there was a significant relationship between the level of education and the accuracy of recalling of non–cognate verbs (p=0.002). Comparing the speed and accuracy between male and female groups showed a significant difference between the two groups in accuracy of recalling non–cognate verbs in first (p=0.003) and second languages (p˂0.001).

    Conclusion

    Based on the findings of this study, it can be concluded that the cognate status and phonological similarities can effect on word retrieval and picture naming abilities in bilingual individuals. Based on the results “Cascade Activation Model” can explain the word retrieval in bilinguals was well.

    Keywords: Recalling speed, Recalling accuracy, Cognate verbs, Non–cognate verbs, Kurdish–Persian bilingual