فهرست مطالب

  • پیاپی 46 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • اکرم درتاج، عباس عباس پور*، علی دلاور، حسین عبدالهی صفحات 7-22
    هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر توانمندسازی مدیران هنرستان های فنی و حرفه ای استان کرمان در سال 96-1395 می باشد. این پژوهش به روش آمیخته (اکتشافی) انجام شد. جامعه آماری در بخش کیفی افراد مطلع در حوزه توانمندسازی مدیران هنرستان های فنی و حرفه ای بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و به صورت زنجیره ای تعداد 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری شامل کلیه مدیران هنرستان های فنی و حرفه ای استان کرمان بودند، که با استفاده فرمول تعیین حجم نمونه (سرایی، 1393)، تعداد 175 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در قسمت کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و بحث گروه کانونی و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود، که روایی این پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان مورد تایید و پایایی آن نیز با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای 5 مولفه 83/0 تا 91/0 به دست آمد. در قسمت کیفی، با استفاده از کدگذاری باز و محوری، 5 مولفه اصلی و 17 مولفه فرعی در توانمندسازی مدیران شناسایی شد و در بخش کمی پژوهش، آزمون رتبه ای فریدمن به منظور اولویت بندی مولفه های توانمندسازی مدیران انجام شد و به ترتیب مهارت های اجرایی، سازمانی، تخصصی، ارتباطی و فردی در رتبه های اول تا پنجم قرار گرفتند. با توجه به مهارت های شناسایی شده و ترتیب اهمیت آنها، پیشنهاد می شود این مهارت ها یه ترتیب اولویت و اهمیت در طرح های اجرایی و آموزشی جهت توانمندسازی مدیران در سطوح مختلف مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: توانمندسازی، فنی و حرفه ای، مدیران
  • کاوه رستمی*، ایزاندخت فیاض، سعید بهشتی، حسن ملکی، فرخنده مفیدی صفحات 23-33
    هدف از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر برنامه فلسفه برای کودکان بر میزان مهارت استدلال دانش آموزان پسر پایه ی پنجم ابتدایی بود. روش پژوهش، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری، کلیه ی دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی در شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس، چهار مدرسه در منطقه ی 5 تهران برای انجام پژوهش انتخاب شد. مدرسه دارای چهار کلاس در پایه ی پنجم ابتدایی بود که به طور تصادفی دو کلاس انتخاب و از بین این دو کلاس، به طور تصادفی، یک کلاس به عنوان گروه آزمایش و یک کلاس به عنوان گروه کنترل انتخاب گردید. پیش آزمون استدلال نیوجرسی (2000) در هر دو گروه آزمایش و کنترل توسط پژوهشگر اجرا شد. کار اصلی تدریس در گروه کنترل، به عهده ی معلم کلاس بود. اما برای تدریس در گروه آزمایش، از برنامه ی فلسفه برای کودکان توسط پژوهشگر استفاده شد. در گروه آزمایش بر اساس برنامه هفتگی که در مدارس ابتدایی 24 ساعت می باشد میزان 4 ساعت آموزشی از برنامه هر هفته (به مدت 45 دقیقه) به آموزش فلسفه به کودکان اختصاص داده شد. کار اصلی تدریس در گروه کنترل، به عهده ی معلم کلاس بود. اما برای تدریس در گروه آزمایش، از برنامه ی فلسفه برای کودکان توسط پژوهشگر استفاده شد. ابزار برای گردآوری داده ها، آزمون مهارت های استدلال نیوجرسی (2000) بود. نتایج آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که گروه آزمایش در مقیاس های آزمون نیوجرسی (2000) نمره بالاتری را کسب کردند
    کلیدواژگان: فلسفه برای کودکان، مهارت استدلال، آموزش ابتدایی، پایه پنجم ابتدایی
  • محمد رضا عسکری*، بهنام مکوندی، عبدالکاظم نیسی صفحات 35-48
    هدف پژوهش حاضر، مقایسه درگیری تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی و اهداف پیشرفت در دانش آموزان تیزهوش دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر اهواز بود. این پژوهش از نوع کمی مقایسه ای می باشد. نمونه آماری شامل 300 نفر (140 پسر و 160 دختر) که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. جمع آوری داده ها ازسه پرسشنامه درگیری تحصیلی زرنگ (1391)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی موریس (2001) و پرسشنامه اهداف پیشرفت میدگلی وهمکاران (1998) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری از جمله تحلیل واریانس چند متغیری و تک متغیری استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد دانش آموزان تیزهوش پسر در سه مولفه درگیری شناختی، رفتاری و انگیزشی میانگین پایین تری از دختران تیزهوش داشتند، همچنین خودکارآمدی تحصیلی پسران تیزهوش نسبت به دختران تیزهوش میانگین پایین تری را نشان داد. اهداف پیشرفت نیز درمولفه های اهداف تبحری ورویکردی دانش آموزان تیزهوش پسر از دانش آموزان تیزهوش دختر میانگین پایینی دارند و در اهداف اجتنا بی پسران تیزهوش میانگین بالایی نسبت به دختران تیزهوش را نشان دادند. در تمام متغیر های پژوهش تفاوت معنی داری بین دانش آموزان تیزهوش دختر نسبت به پسران تیزهوش یافته شد. این تفاوت در سطح 001/0معنی داربود. در نتیجه دانش آموزان پسر تیزهوش نیازمندتوجه آموزشی و تلاش فردی بیشتری می باشند.
    کلیدواژگان: درگیری تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی، اهداف پیشرفت، تیزهوش
  • نوریه یوسفی، حسن پاشا شریفی*، نسترن شریفی صفحات 49-66
    هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی گری ابعاد انگیزش تحصیلی در رابطه بین سرمایه روان شناختی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای تهران مرکز، تهران شرق و دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی واحد تهران در سال تحصیلی 96-1395 بود که از میان آن ها به روش نمونه برداری تصادفی چندمرحله ای 410 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (برسو، 1997)، مقیاس انگیزش تحصیلی (والرند و همکاران، 1992)، پرسشنامه خوش بینی (شیر و کارور، 1985)، مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) و مقیاس امید بزرگسالان (اسنایدر و همکاران، 1991) بود. داده ها با استفاده از روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شدند. انگیزه تحصیلی درونی و بی انگیزگی تحصیلی به صورت منفی و معنادار اثر سرمایه روان شناختی بر فرسودگی تحصیلی را میانجی گری می کنند. پیشنهاد می شود برای همه دانشجویان سرمایه های روان-شناختی و زمینه برای رشد و شکوفایی استعدادها فراهم شود تا افراد انگیزه کافی برای تلاش و تکاپو در راستای رسیدن به هدف داشته باشند.
    کلیدواژگان: انگیزش تحصیلی، سرمایه روان شناختی، فرسودگی تحصیلی
  • مهرناز افشار*، اصغر شریفی، مالک میرهاشمی صفحات 67-84
    هدف این پژوهش طراحی نظام آموزشی سطوح مدیریتی شعب بانک پارسیان مبتنی بر شایستگی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع کاربردی بود و در آن از رهیافت ترکیبی (کمی - کیفی) استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در مرحله کیفی شامل کلیه مطلعین کلیدی و خبرگان حوزه آموزشی بانک و دانشگاه و در بخش کمی تمامی روسا، معاونین و کاربران ارشد شعب بانک پارسیان سراسر کشور در سال 1397 بود. برای نمونه در بخش کیفی 8 نفر مدرس 8 نفر خبره در زمینه طراحی نظام آموزشی و 4 نفر از مدیران و روسای بانک پارسیان با روش نمونه گیری هدفمند تا مرحله اشباع نظری انتخاب شدند. برای محاسبه حجم نمونه در بخش کمی طبق جدول مورگان 294 نفر بدست آمد. در گردآوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختمند استفاده شد و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته برای اندازه گیری سطوح شایستگی مدیران استفاده شد. برای تحلیل داده ها در بخش کمی از روش آماری تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. جهت ارائه مدل نهایی تحقیق از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس نسخه 3 استفاده شد. نتایج نشان داد مولفه های فردی، بین فردی، سازمانی و محیطی در سطح اطمینان 99 درصد به عنوان مولفه های نظام آموزشی سطوح مدیریتی شعب بانک پارسیان مبتنی بر شایستگی هستند.
    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: طراحی نظام آموزشی، سطوح مدیریتی شعب، شایستگی، مدل شایستگی
  • جلیل مرادی*، ژیلا آذرکردار صفحات 85-99
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی عوامل انگیزشی و بازدارنده موثر بر آموزش تربیت بدنی در مدارس از دیدگاه معلمان بود. 153 نفر از معلمان ورزش شهرستان سنندج به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته ای استفاده شد که عوامل انگیزشی را در دو بعد انگیزش درونی و بیرونی و عوامل بیرونی را در سه بعد دانش آموز محور، معلم محور و سازمانی بررسی کرد. روایی صوری و محتوایی پرسش نامه توسط اساتید مجرب روان شناسی و تربیت بدنی و روایی سازه آن از طریق تحلیل عاملی تاییدی (001/0=P، 437= df، 92/0=AGFI) به دست آمد و ضریب پایایی آن در یک مطالعه مقدماتی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (93/0α=) به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی تک نمونه ای، تی برای گروه های مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی استفاده شد. نتایج نشان داد بین عوامل انگیزشی (درونی و بیرونی) و هم چنین بین عوامل بازدارنده (دانش آموز محور، معلم محور و سازمانی) در آموزش تربیت بدنی از دیدگاه معلمان تفاوت وجود دارد. هم چنین عامل انگیزش درونی و عامل بازدارنده سازمانی بیشترین تاثیر را بر آموزش تربیت بدنی دارد. بنابراین توجه به مولفه های انگیزشی بر اساس نظریه خودمختاری مانند ایجاد حس شایستگی، استقلال و ارتباط در کلاس های تربیت بدنی، تشویق والدین به درس تربیت بدنی و وجود فضای ورزشی مناسب در مدرسه و مولفه های بازدارنده از جمله کاهش تعداد دانش آموزان و افزایش اعتبارات و بودجه دارای اهمیت است.
    کلیدواژگان: آموزش تربیت بدنی، عوامل انگیزشی، عوامل بازدارنده
  • علی تقوائی نیا*، اسحق رحیمیان بوگر، مهدی کرانی صفحات 101-116
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مربیگری شناختی رفتاری بر کمال گرایی منفی و خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی انجام شد. طرح پژوهش، نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون- پس-آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان متوسطه شهرسمنان تشکیل می دادند که از میان آنها تعداد 56 نفراز این جامعه با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت 8 جلسه آموزش روانی با برنامه مربیگری شناختی رفتاری قرار گرفت. فرایند جمع آوری داده ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون با خرده مقیاس گمال گرایی منفی تری شورت و همکاران (1995) و مقیاس خودناتوان سازی جونز و رودوالت (1982) برای همه شرکت کنندگان در دو گروه انجام گرفت. داده های جمع آوری شده از طریق تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که بین کمال گرایی منفی و خودناتوان سازی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>P) و مربیگری شناختی-رفتاری به طور قابل توجهی، کمال گرایی منفی و خودناتوان سازی دانش آموزان را کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: خود ناتوان سازی، کمال گرایی منفی، مربیگری شناختی رفتاری، دانش آموز
  • امین رفیعی پور*، سعید شفقتی، علی عابدینی، طیبه جعفری صفحات 117-128
    اضطراب امتحان اختلالی است که عملکرد دانش آموزان را کاهش می دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی اضطراب امتحان بر اساس ابعاد دشواری در تنظیم هیجان در دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر تهران انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق حاضر دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر تهران در سال 1397 بود که تعداد 226 از آنها (132 دختر و 94 پسر) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله انتخاب شدند و در این پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس اضطراب امتحان اسپیلبرگر (1980) و مقیاس دشواری تنظیم هیجان (2004) بود. از تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که ابعاد دشواری در تنظیم هیجان با اضطراب امتحان همبستگی مثبت دارند. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز حاکی از این بود که ابعاد دشواری تنظیم هیجان نقش معناداری در تبیین واریانس اضطراب امتحان دانش آموزان دارد. از این رو لازم است در رابطه با کاهش اضطراب امتحان در دانش آموزان، مداخلات روانشناختی را به سمت بهبود تنظیم هیجانی سوق دهیم.
    کلیدواژگان: اضطراب امتحان، تنظیم هیجان، دانش آموز
  • مهلا شیخ شعاعی، اصغر سلطانی*، حسین مطهری نژاد صفحات 129-149
    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان مولفه های تشکیل دهنده برداشت‏ها از یادگیری و رویکردهای مطالعه و یادگیری دانشجویان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل همه دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل در دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال تحصیلی 96-95 بودند که از این میان 352 نفر به عنوان نمونه پژوهش با روش تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه برداشت‏های یادگیری (اقتباس از پوردی و هاتی، 2002) و پرسشنامه رویکردهای یادگیری و مهارت‏های مطالعه دانشجویان (اقتباس از تیت و همکاران، 1998) بود. به منظور تحلیل داده ها، از مدل سازی معادله ساختاری در نرم افزار Lisrel v8.8 استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل مفروض پژوهش به خوبی با داده ها تطبیق دارد. بر اساس نتایج حاصل، اثر مستقیم متغیر درک و فهم و استفاده از اطلاعات بر دو متغیر رویکرد سطحی و رویکرد عمیق در یادگیری، و همچنین اثر مستقیم یادگیری به عنوان شایستگی اجتماعی بر اتخاذ رویکرد عمیق در یادگیری، مثبت و معنادار است. همچنین، اثر غیرمستقیم درک، فهم و استفاده از اطلاعات بر رویکرد راهبردی با میانجی‏ رویکرد عمیق، مثبت و معنادار است. علاوه بر این، رویکرد عمیق نقش واسطه‏ای معناداری در رابطه بین یادگیری به عنوان تغییر شخصی و رویکرد راهبردی و بین یادگیری به عنوان توسعه شایستگی اجتماعی و رویکرد راهبردی دارد.
    کلیدواژگان: برداشتهای یادگیری، رویکردهای یادگیری، رویکرد عمیق، رویکرد راهبردی
  • فروغ پیمان فرد، علیرضا عصاره*، غلامحسین برکت، محمد حسین پور صفحات 169-185
    هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین رویکردهای ارزشیابی برنامه های آموزش های ضمن خدمت نیروهای انسانی در سازمان های مدرن می باشد. روش کار در این پژوهش استفاده از داده های ثانوی موجود در رسالات، کتب، گزارشات کارشناسی مشاوران، سخنرانی ها و مجموعه مقالات مستند واصل گردید. نتایج حاصله نشان داد که بهبود رضایت شغلی و ارتقای کیفیت زندگی کاری نیروهای شاغل در سازمان ریشه در عواملی چون شکوفایی استعدادهای بالقوه و فرصت سازی برای خلاقیت و نوآوری بوده که ساز و کارهای آموزشی حین خدمت آنها را امکان پذیر نموده است. همچنین نتایج نشان داد که ارزشیابی عملکرد آموزش می تواند به عنوان یک آیینه شفافی در تنویر مدیران به درک واقعی ضعف ها، نارسایی ها و استعدادهای بالقوه در برنامه های آموزشی کارکنان باشد. بازخوردهای دریافتی از ارزشیابی، چگونگی برنامه های مهارت سازی، نخبه سازی، بهسازی و کادرسازی های توسعه گرای، از نوع دانش بنیان، علم-محور، قاعده مند و خرد-گراشالوده جهت دهنده راهبردی تشکیلات و موسساتی خواهد بود که می توان آن را به مثابه یک سیستم رادار تشخیص پدیده های تهدید کننده و ارایه اطلاعات روشنگرانه ای برای مدیران سازمان باشد تا بر اساس آنها بتوانند فرصت سازی، بالندگی، سازندگی، و پایداری خود را در عرصه های پیچیده رقابتی مدرن به ارمغان بیاورند. نمونه های نام آشنای ملی و بین المللی شرکت های صنعتی و خدماتی هواپیمایی ملی ایران، شرکت مهندسین مشاور یکم، بویینگ، ایرباس، بیمه لویدزلندن، توشیبا، تویوتا، مرسدس بنز، رولز رویس و زیمنس می باشند.
    کلیدواژگان: :رویکردهای ارزشیابی، آموزش ضمن خدمت، کارکنان
|
  • Akram Dortaj, Abbas Abbaspour *, Ali Delavar, Hossein Abdollahi Pages 7-22
    The purpose of this study was to identify and prioritize the factors affecting the empowerment of technical and vocational school managers in Kerman province in 2015-2016. This research was a mixed method. The statistical population in the qualitative section was informed persons in the field of empowerment of technical and vocational conservatory managers who were selected by purposive sampling and chained 20 individuals. In the quantitative section, the statistical population consisted of all managers of technical and vocational schools of Kerman province, who were selected by using sample size determination formula (Sarai, 2014). The data collection tool was qualitative, semi-structured interviews and focus group discussions, and in the quantitative part, a researcher-made questionnaire. The validity of this questionnaire was confirmed by expert opinion and its reliability was calculated. Cronbach's alpha coefficient for the 5 components ranged from 0.83 to 0.91. In qualitative part, using open and axial coding, 5 main components and 17 sub components of manager empowerment were identified and in quantitative part of research, Friedman rank test was performed to prioritize managers' empowerment components and respectively Executive, organizational, professional, communication and personal skills ranks first to fifth. Given the identified skills and their order of importance, it is recommended that these skills be given priority and importance in executive and training plans to empower managers at different levels.
    Keywords: Empowering, technical, vocational, managers
  • Kave Rostami *, Irandokht Fayaz, Saied Beheshti, Hasan Maleki, Farkhonde Mofidi Pages 23-33
    The present study tried to investigate the effect of philosophy for children program on the reasoning skills of fifth grade male students. The research method applied here was quantitative, with a quasi-experimental design, while pretest and posttests were used with a control group. Population included all male students of fifth grade in Tehran in the academic year of 2017- 2018. A school named Fajr-e- Danesh, in Tehran/ district 5, was selected based on the Multi-stage sampling method (two-stage cluster sampling and random sampling). The school had 4 fifth-grade classes. Two classes were selected randomly. Then, from those two, a class was chosen again randomly as experimental and the other as control group. The New Jersey reasoning test in both control and experimental groups was performed by the researcher. The main teaching task in control group was the classroom teacher's responsibility. But to teach the experimental group, the P4C program was performed by the researcher. New Jersey reasoning test (pre-test, post-test) was carried out. The test consists of 50 multi-choice questions in logical analogies, representing 22 skills in the field of reasoning. Findings of the study showed that the post-New Jersey argument test was performed by the researcher on each student.
    Keywords: philosophy for children, reasoning skills, Elementary Education, fifth grade elementary school students
  • Mohammad Reza Askari *, Behnam Makvandi, Abdolkazem Neisi Pages 35-48
    The purpose of this study was to compare academic engagement, academic self-efficacy and achievement with academic performance in gifted second-degree high school students (males and females) in Ahwaz city. This research was a causal-comparative study. The sample included 300 gifted students (140 gifted males and 160 gifted females) who were selected by stratified random sampling. The required data were collected from three educational questionnaires namely Zarang Questionnaire (2011), Mauritius Academic Self-efficacy Questionnaire (2001), and Midgley Development Goals Questionnaire (1998). The collected data were analyzed using statistical methods such as multivariate analysis of variance and One-variable. The findings of the study showed that gifted boys had lower mean than gifted girls did in three components of cognitive, behavioral, and motivational involvement and the self-efficacy of gifted boys was lower than the gifted girls was. The goals of achievement in the components of the goals of mastery and advancement of gifted students were averagely low and showed a high average for the gifted boys in the avoidance goals.Significant differences were found between the gifted- female students and the gifted-male students in all variables. This difference was significant at the 0.001 level. As a result, based on the findings, the gifted-male students that needs educational attention and individual efforts.
    Keywords: Academic self-efficacy, Academic Engagement, Achievement goals, Gifted
  • Pages 49-66
    The purpose of this study was to determine the mediating role of academic motivation's component in the relationship between psychological capitals with academic burnout of students. The study design was a descriptive correlational type and statistic population included all students of Islamic Azad University Tehran center and Tehran east branches and Islamic Azad University, Tehran Medical Branch in 2016-2017 first semester which through them in a multi-stage random sampling method 410 people were selected. The study tool included Academic Burnout Questionnaire (Berso, 1997), Academic Motivation Scale (Vallerand et al., 1992), and for Psychological Capital Questionnaire: Life Orientation Test (Scheier & Carver, 1991), Resilience Scale (Connor & Davidson, 2003) and Hope Scale (Snyder et al., 1991). The data were analyzed by structural equation modeling. Intrinsic academic motivation and academic amotivation negatively and significantly mediated the effect of psychological capital on academic burnout. It is suggested that to provide psychological capitals and a platform for the growth of talent for all students, and individuals have the incentive to work hard to achieve the goal.
    Keywords: Academic burnout, Academic motivation, psychological capitals
  • Mehrnaz Afshar *, Asghar Sharifi, Malek Mirhashemi Pages 67-84
    The purpose of this study was to design a training system for levels of management of Parsian Bank Branches based on merit. The methodology of this research is descriptive-correlational and of applied type in which the combination (quantitative-qualitative approach) is used. The population studied at the qualitative stage included all the key informants and experts in the field of banking and university, and in the quantitative section of all the heads, deputies and senior users of Parsian Bank branches throughout the country, whose number was 1260 in 1397. In this regard, For example, in the qualitative part of 8 teachers, 8 experts in designing the educational system and 4 managers and heads of Parsian Bank were selected through targeted sampling method to theoretical saturation stage. In order to calculate the sample size in a small section, according to the Morgan table, 294 were obtained. In the qualitative section, semi-structured interviews were used to collect the data. In a small section, a researcher-made questionnaire was used to measure the competency levels of managers. For data analysis, a confirmatory factor analysis was used. In order to present the final model, the least squares method and the software of SmartPlus 3 were used. The results showed that individual, interpersonal, organizational and environmental components are 99% confidence level as components of the educational system of the levels of management of the Parsian Bank Branches based on merit.
    Keywords: Designing the educational system, Branch management levels, Competency, Competency Model
  • Jalil Moradi *, Zhila Azarkerdar Pages 85-99
    The purpose of this study was to investigate motivational and preventive factors influencing schools physical education teaching from the perspective of physical education teachers. A number of 153 physical education teachers were selected from Sanandaj city through accessible sampling method. The instrument used in this section was a researcher made questionnaire including 2 sections of motivational factors (intrinsic and extrinsic) and 3 sections of preventive factors (student-centered, teacher-centered and institutional). Face validity and content validity of the questionnaire were confirmed by the experienced professors in the field of psychology and physical education. Construct validity was also confirmed through use of factor analysis (AGFI= 0.92, df=437, p=0.01). Its reliability coefficient was obtained in a pilot study using Cronbach's alpha coefficient (α = 0.93). For data analysis, one-sample and independent sample t-test, one-way ANOVA and post hoc test were used. The results showed significant difference between motivational factors (intrinsic and extrinsic) as well as between barriers factors (student-centered, teacher-centered and institutional) in physical education teaching from the viewpoint of teachers. Also, intrinsic motivational factor and institutional preventive factor have most influence on physical education teaching. Therefore, considering motivational factors based on self-determination theory, such as creating a sense of competence, independence and communication in physical education classes, encourage parents to physical education lesson, existence suitable sports spaces in schools and preventive factors including a reduction in the number of students in class and increasing the funding are important.
    Keywords: Physical Education teaching, Motivational Factors, preventive factors
  • Ali Taghvaeinia *, Eshagh Rahimian Bogar, Mehdi Karani Pages 101-116
    This study aims to consider the effect of cognitive-behavioral coaching on negative perfectionism and scholastic self-handicapping among academic high school students in Semnan city. Research Design was semi-experimental and pretest- posttest type with control group. The study population included all of high school boy students in Semnan city. Of this students, 56 high school boy students were selected by multistage random cluster sampling method and randomly placed in experimental and control group. The experimental group encountered with 8 psycho educational sessions of cognitive-behavioral coaching. Data gathering process was performed by positive and negative perfectionism scale constructed by Terry-Short et al and Jones & Rhodewalt self-handicapping in pretest and post test for all participants in two groups. Gathered data analyzed using analysis of covariance.. The results showed that there is significant difference in the negative perfectionism and self-handicapping among experimental group and control group (p<0/001) and cognitive-behavioral coaching was effective in reducing the negative perfectionism and self-handicapping among high school students.
    Keywords: Self-handicapping, Negative perfectionism, Coaching, Cognitive behavioral, Students
  • Amin Rafiepoor *, Saeid Shafaqati, Ali Abedini, Tayebeh Jafari Pages 117-128
    Abstract Test anxiety is a disorder that reduces the performance of students. The purpose of this study was to investigate the prediction of test anxiety based on the difficulty dimensions of emotion regulation in high school students in Tehran. The statistical population of the present study was the first high school students of Tehran in the year 1397. 226 of them (132 girls and 94 boys) were selected through multi-stage cluster sampling and participated in this study. Data gathering tools included Spielberger Anxiety Scale (1980) and Difficulty Emotion Regulation Scale (2004). Pearson correlation analysis and Multiple Regression were used to analyze the data. The results of correlation test showed that dimensions of difficulty in emotion regulation were positively correlated with test anxiety. The results of multivariate regression analysis indicated that the difficulty dimensions of emotion regulation play a significant role in explaining the variance of students' test anxiety. Therefore, it is necessary to direct psychological interventions to improve emotional regulation in relation to reducing test anxiety in students .
    Keywords: test anxiety, emotion regulation, Student
  • Mahla Sheikhshoaie, Asghar Soltani *, Hossein Motaharinejad Pages 129-149
    The present research article aimed to investigate the relationship between components of students’ conceptions and approaches to study and learning. The research method was descriptive-correlational. Statistical population included all the undergraduate and graduate students of Shahid Bahonar University of Kerman and the sample was comprised of 352 students in 2016-17 academic year who were selected through stratified random sampling. Research instrument included Conceptions of Learning Inventory (COLI) questionnaire (adopted from Purdie and Hattie, 2002) and Study Skills Inventory for Students (ASSIST) questionnaire (adopted form Tait et.al, 1998). Validity of the instrument was confirmed through confirmatory factor analysis. Data were analyzed by means of structural equation modeling (SEM) in Lisrel software, version 8.8. The results showed that the proposed model fitted the data and could explain the relationship between the variables in a good manner. Accordingly, the direct effect of the variable “remembering, using and understanding information” on surface and deep approaches to learning, and also the direct effect of “learning as development of social competence” on adopting the deep approach to learning were positive and meaningful. The results suggest that adopting a deep approach to learning provides a better basis for students to adopt a strategic approach. Adopting this approach not only has impacts on students’ learning outcomes, but also can provide the context and conditions for adopting a strategic approach, which is one of the most important learning approaches among learners.
    Keywords: Conception of learning, Approach to learning, Deep approach, Strategic Approach
  • Forogh Peymanfard, Alireza Asare *, Gholamhosein Barekat, Mohamad Hoseinpour Pages 169-185
    The main purpose of this research isto explain the evaluation approaches of training programs while serving human forces in modern organizations in this research using secondary data available in treatises,books, consultants, consultants,lectures and collections of documentary articles. the results showed that improving job satisfaction and improving the quality of working life of working forces in the organization are based on factors such as the blossoming of potential talent and opportunity for creativity and innovation that makes the mechanisms and training works during their service.the results showed that the evaluation of training performance can be seen as a clear mirror in the enlightenment of managers to the real understanding of weaknesses, deficiencies and potential in personnel training programs.feedback received from the assessment, how skill programs, elite, improvement and development programs will be based on the kind of knowledge - centered,science - centered, fuzzy - based knowledge and institutions that can be seen as a radar system to identify threatening phenomena and provide insightful information for organization managers to provide opportunity, development, development, and sustainability in complex fields of modern competition. Examples of national and international contacts between industrial and service companies of Iran's national airline, the consulting engineers of first, Boeing, Airbus, Lloyd's of London, Toshiba, Toyota, Merced’s Benz, Rolls - Royce and Siemens.
    Keywords: assessment approaches, service Training, staff