فهرست مطالب

  • سال هفدهم شماره 40 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رقیه رستمی، مریم محمودی صفحات 1-22

    زیبایی مفهومی پیچیده و انتزاعی است که ارایه تعریفی جامع و مانع از آن غیر ممکن است. از سویی همگان می توانند درکی از زیبایی داشته باشند اما از سوی دیگر، مانند بسیاری از مفاهیم دیگر همه این ادراکات مورد اتفاق نظر قرار نمی گیرد. زیبایی از ویژگی های ذاتی ادبیات به عنوان یک خصیصه هنری است. در میان عناصر مختلف هنر، شعر از عناصر مهم کلامی است که در قالب زبان و کلام بیان می شود و ارتباط تنگاتنگی با مخاطب و خوانندگان خود برقرار می کند و در صورتی که شاعر از عناصر زیبایی آفرین استفاده کند، می تواند ارتباطی بهتر و سازنده تر برقرار نماید. در این مقاله با هدف نقد عملی زیبایی شناسی، منظومه منوهر و دمالت از ظهیر کرمانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته ، این منظومه پر از احساسات لطیف و ناب است و شاعر با به کار بردن مهارت ها و تکنیک های ادبی سعی در آرایش کلام نموده است. این بررسی نشان می دهد که شاعر از عناصر مختلف زیبایی شناسی در جهت نشان دادن خلاقیت ادبی خود استفاده کرده است.

    کلیدواژگان: زیبایی شناسی، ظهیرکرمانی، منوهر و دمالت، منظومه عاشقانه
  • محمدباقر شهرامی*، مهرداد رحمانی صفحات 23-47

    یکی از مهم ترین شاخه های تحلیل گفتمان، تحلیل گفتمان روایی است. این نظریه از وسعت قابل ملاحظه ای برخوردار است و محققان بزرگ و متعددی به ارایه آرای خود در این حوزه پرداخته اند. یکی از مهم ترین این نظریه پردازان، اریک لاندوفسکی است. از نظریه های مهم و مشهور لاندوفسکی، پیرامون گفتمان روایی، «نظام ژرف ساخت و روساخت روایی» یا با نام دیگر، زیبایی آفرینی روایی است. البته درک کامل این نظریه، به آسانی ممکن نیست چرا که هم دارای گستردگی است و هم به لحاظ فکری، دارای پیچیدگی است اما می توان گفت از نظریه های کاربردی و مناسب برای تحلیل متون داستانی و روایی است. هریک از دو نظام ژرف ساخت و روساخت روایی، دارای مولفه ها و مصادیقی است. نظام روساخت شامل مولفه های «انسجام جملات و بندها»، «یکپارچگی بندها در هرقسمت از متن»، «نمودار زبان و جنسیت» و «عنصر لحن» است و نظام ژرف ساخت شامل مولفه های «بینامتنیت هم گون»، «نظام تصادف»، «نظام تعلیق» و «محور تنشی» است. در این مقاله، با توسل به نظریه روساخت و ژرف ساخت روایی لاندوفسکی، به تحلیل مقایسه ای مهم ترین داراب نامه های موجود در ادبیات فارسی یعنی داراب نامه طرسوسی و بیغمی پرداخته می شود. و این برای نخستین بار است که از ظرفیت این نظریه مهم در بررسی یک متن ادبی، استفاده می شود.

    کلیدواژگان: داراب نامه، طرسوسی، بیغمی، گفتمان روایی، لاندوفسکی
  • اسماعیل اسلامی، محمدرضا زمان احمدی، نیره سادات همسه عراقی صفحات 49-78

    قرآن منبع لایزال الهی است که بهترین زیبایی‎های ادبی را در خود جای داده و هر چه درباره مبحث زیبایی شناسی آن صحبت کنیم باز هم قطره ای است از دریای بیکران. یکی از جنبه‎های زیبایی شناسی قرآن، تلمیحات به کار رفته در آن است که شاعران مسلمان با تاثیر از این کتاب الهی، بسیاری از تلمیحات را در اشعار و آثار خود به کار برده اند و بر زیبایی اشعارشان افزوده اند. محمد مهدی جواهری شاعر مسلمان، متعهد، نوگرا و نام آشنای معاصر عرب از این گروه است که با به کار گرفتن آرایه بدیعی تلمیح، دغدغه های اجتماعی و سیاسی خود را منعکس و تبیین نموده است. از این رو در تحقیق حاضر که به روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته، تلمیحات قرآنی محمد مهدی جواهری از جنبه زیبایی‎شناسی بررسی و تحلیل شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که جواهری عمیقا تحت تاثیر آموزه‎های قرآنی بوده و تلمیحات قرآنی بازتاب گسترده ای در دیوان اشعارش داشته است. وی به شیوه‎های گوناگونی چون: استفاده از مفردات و ترکیبات، کاربرد شخصیت‎ها، حوادث و اندیشه‎های قرآنی، هم به صورت لفظی و هم معنایی از این تلمیحات بهره گرفته است. تلمیحات قرآنی او نقش عمده ای در تبیین افکار و اعتقادات شاعر داشته است. در واقع با خواندن اشعار جواهری تاثیر سبک قرآنی بر زیبایی ادبی سروده‎های وی به خوبی مشهود است.

    کلیدواژگان: زیبایی شناسی، قرآن، تلمیحات قرآنی، محمد مهدی جواهری، دیوان اشعار
  • یاهو نوریا صفحات 79-104

    حسین منزوی از سرآمدان غزل سرایی در دوره معاصر است. محتوای غالب شعر او عشق است و در غزل او سنت و نوآوری در شکل و محتوا در کنار هم و با هم دیده می شود. یکی از عناصر صوری شعر که ترکیب سنت و نوآوری  در آن مشهود است، تصاویر شعری می باشد و از این میان نماد به عنوان یکی از محوری ترین تصاویر شاعرانه در دوره معاصر، مورد توجه منزوی بوده و شاعر در این مورد نوآورهایی داشته و در برخی موارد نیز تحت تاثیر سنت بوده است است. بررسی نماد در شعر منزوی موضوعی است که در این مقاله مد نظر است. ارتباط نمادها با ذهنیت شاعرانه و جهان بینی منزوی، تاثیرپذیری از سنت در نمادپردازی و نوگرایی ها و نوآوری ها در این مورد و انعکاس ویژگی های عصر شاعر در نمادپردازی مورد بررسی و پژوهش قرار گرفت و روشن شد که منزوی در نمادپردازی تحت تاثیر ذهنیت خاص خود است. در برخی از غزلیات او نمادها ریشه در عاطفه شخصی و در برخی موارد متاثر از عاطفه اجتماعی شاعرند. در کنار این در نمادپردازی شاعرانه منزوی سنت و نوآوری در کنار هم دیده می شود و نمادهای او ترکیبی از کهنه و نو است که در این مقاله به آن پرداخته شده است.

    کلیدواژگان: منزوی، غزل معاصر، نمادپردازی، ذهنیت و جهان بینی، سنت، نوآوری
  • شراره علا*، عبدالحسین فرزاد صفحات 105-122

    یکی از مباحث اصلی در نقد اصالت زن (فمنیسم) و زبان شناسی، تفاوت زبان مرد و زن است که در همه جنبه های زبان، قابل مشاهده می باشد. درگذشته هیچ گاه زن را مخاطب و خواننده نمی دانستند، از این رو مردان برای مردان می نوشتند و حتی بهترین زبان را از آن مردان می دانستند و بهترین گفتار از آن می دانستند که بیانش مردانه باشد. این تسلط مردانه بر زبان و اجزای زبان نیز پیداست؛ اما در داستان پردازی معاصر به جنسیت توجه ویژه شده است. پژوهش حاضر به بررسی تفاوت های نوشتاری زنان و مردان در رمان های معاصر قبل و بعد از انقلاب می پردازد. هدف از این تحقیق، بررسی این مساله است که آیا عامل جنسیت به بروز تفاوت های نوشتاری در حوزه واژگان و نحو منجر می شود یا خیر؟ در این پژوهش سه رمان، سووشون، خانه ادریسی ها و چراغ ها را من خاموش می کنم از نویسندگان زن و سه رمان شوهر آهو خانم، شازده احتجاب و همسایه ها از نویسندگان مرد تحلیل و بررسی می شود. رمان های بررسی شده با مشخصه های زبانی در حوزه واژگان بررسی شده اند و معیار این بررسی دیدگاه های رابین لیکاف (1975) در اره الگوهای زنانه در گفتمان است. بر اساس دیدگاه لیکاف، زنان با مردان به هنگام سخن گفتن یا نوشتن در استفاده از این موارد متفاوت اند. استفاده دقیق از رنگ واژه ها، فرم های مودبانه، قیدهای تشدیدکننده، صفات تهی، گفتار غیرمستقیم، پرهیز از رکاکت و دشواژه ها و تاکید بر تشدیدکننده ها، تحلیل آماری هر یک از مشخصه ها نشان داد عملکرد زنان نویسنده فارسی زبان در زمینه استفاده از موارد فوق با دیدگاه های لیکاف سازگاری دارد و آن را تایید می کند.

    کلیدواژگان: رمان فارسی، نوشتار زنانه، نوشتار مردانه، جنسیت، زبان
  • مسعود باوان پوری*، نرجس قابلی صفحات 123-149

    نقد یک ابزار علمی است و هر متن ادبی، خواه کلاسیک و خواه معاصر، از دیدگاه مدرنیستی قابل نقد و بررسی است. یکی از گونه های ادبی که در طول سالیان اخیر دست خوش تغییراتی مهم شده ؛ داستان کوتاه است. شکل نوینی از این نوع روایت داستانی که هر  روز، کوتاه و کوتاه تر می شود، مینی مالیسم است که آن را در زبان فارسی، «خردگرایی»، «حداقل گرایی» یا «کمینه گرایی» و... می نامند که دارای ویژگی های مشترک است. تحقیق حاضر کوشیده است با بررسی داستانک های فریبز لرستانی، داستان نویس معاصر کرمانشاهی و با بررسی نمونه هایی از آن در قالب کم حجمی، محدودیت زمان و مکان، تعداد کم شخصیت ها و... ویژگی های سبک مینی مالیستی را در آنها بررسی و تبیین نماید. با بررسی داستانک ها مشخص شد که بسیاری از خصوصیات و ویژگی های داستان های مینی مال، در آنها به چشم می خورد. لرستانی از کمترین حجم برای بیان بیشترین معنا بهره برده است. داستانک های مینی مالیسم وی حجم زیادی از مطالب را در قالب کلماتی اندک به خواننده القا نموده است. اکثر داستانک ها فاقد طرح بوده و در صورت وجود طرح، چندان پیچیده نبوده و بدون کمترین گره افکنی در متن کلام بیان شده است. یکی دیگر از خصوصیات داستان مینی مال، محدودیت زمان و مکان است که با بررسی داستانک ها می توان به این نتیجه رسید که اکثرا، فاقد زمان و مکان بوده و در صورت وجود به شکل مبهم بیان شده است.

    کلیدواژگان: نقد، نظریه ادبی، داستانک، مینی مالیسم، داستانک های فریبرز لرستانی
  • زهره راحمی، اصغر رضاپوریان*، محمد حکیم آذر صفحات 151-180

    مبالغه، اغراق و غلو یکی از قوی ترین عناصر القاء در اسلوب سبک هندی و بهترین وسیله برای تجسم بخشیدن به عواطف و اندیشه ها و نفوذ بر خفایای ذهن مخاطب است و در پی برجسته سازی از طریق هنجارگریزی و آشنایی زدایی و کشف مفاهیم تازه و بیگانه است و چون با دیگر شگردهای بیانی و بدیعی در هم آمیزد، التذاذ هنری و تاثیرات عمیق عاطفی و فکری بر خواننده بر جای خواهند گذاشت و از تحسین گویی و ارزش بیشتری برخوردار خواهند بود. این پژوهش حاصل تعمق در بیش از 11 هزار بیت از دیوان کلیم کاشانی است که تا کنون هیچ تحقیقی در این زمینه صورت نگرفته است. این مقاله به معرفی و تحلیل انواع بزرگ نمایی، عناصر به کار رفته و جایگاه آنها پرداخته است. روش کار بر پایه توصیف و تحلیل داده ها از دیدگاه اسلوب بلاغت است. با تامل درمی یابیم که چگونه کلیم با شگردهای مختلف و هنجارگریزی معنایی برای تاکید و القای اندیشه های خود عناصر بدبعی و بیانی را با بسامدی قابل توجه و در اشکال و ساخنارهای مختلف درهم آمیخته و با بهره گیری از این شگرد بلاغی به تشخص سبکی رسیده است.

    کلیدواژگان: آشنایی زدایی، عناصر بیانی و بدیعی، مبالغه، شعر کلیم کاشانی
|
  • Pages 1-22

    This article deals with the comparative study of the literary style of Monoher, Darmat, and Wes and Ramin. Menoohr and Edmund (Assembly of the Faithful) is an unknown work of Kermani's thoughts that have not been corrected and published so far, and the study of literary style, array arrays, and the structure of the letters of this poem seems to be valuable in this regard. In this epic poem, and in the system of Weiss and Ramin, there are adventures that the lovers get away from each other, and in the meantime letters between them are exchanged. These letters are full of subtle and pure emotions, and the poet has tried to articulate the word by using literary skills and techniques. The purpose of this article is to determine: what literary features do these letters have and the rate of use of arrays and pictograms in the letters of these two poems. In this research, the authors have investigated the archetypes and visual arrays, and the frequency of arrays such as allegory, observance, exegesis, revelation, punishment, and the elements of the science of expression have been identified.

    Keywords: Aesthetics Monoher, Dmal'at, Zahir Kermani, Array, The romantic system
  • Pages 23-47

    one of the most important branches and tendencies in discourse is the kind of narrative discourse. one of the most important and well known scholars that has written a lot of works in this branch is eric landowski. the system of deep structure and level structure of him is his most well known theory. 
    one of the most important branches and tendencies in discourse is the kind of narrative discourse. one of the most important and well known scholars that has written a lot of works in this branch is eric landowski. the system of deep structure and level structure of him is his most well known theory. 
    one of the most important branches and tendencies in discourse is the kind of narrative discourse. one of the most important and well known scholars that has written a lot of works in this branch is eric landowski. the system of deep structure and level structure of him is his most well known theory.
    darab nameh, tarsousi, bighami, narrative discourse, landowski.

    Keywords: shahrami, mohammad bagher: assistant professor of persian literatue department
  • Pages 49-78

    The Qur'an is the divine source which holds the best of literary beauty and whatever we say about the aesthetics again it is a diameter from the vast sea. One aspect of the aesthetics of the Quran, Allusions are used in it the Muslim poets, with the effect of this divine book, Many of the Allusions have been used in their poems and works and they have added to their poems the beauty. Mohammad Mehdi Javaheri is a Muslim poet, committed, modernist and renowned contemporary Arabic of this group. Which reflects and illustrates social and political concerns with the use of Allusion.Therefore, in the present study, which was done by descriptive-analytic method, The Mohammad Mahdi Javahiri's Qur'anic Allusions have been analyzed and analyzed in aesthetics. The results of the research show that jewelry was deeply influenced by the Quranic teachings and the Qur'anic Allusions have had a great deal of reflection in his poems. He uses a variety of ways, such as the use of compositions and compositions, the application of personalities, events and Quranic thoughts, both verbally and semantically, of these Allusions. His Qur'anic Allusions has played a major role in explaining the poet's thoughts and beliefs. In fact, by reading the poems of the jewels, the effect of the Qur'anic style on the literary beauty of his poems is well visible.

    Keywords: Aesthetics, Quran, Qur'anic Allusions, Mohammad Mehdi Javaheri, Divan Poems
  • Pages 79-104

    Hosein monzavi is one of the famous persian sonneteers in contemporary era. Love is the dominant theme of his ghazals. Tradition aspects and innovation in his poems become together. One of the surface structure elements of poem that seen Obviously mixture of tradition and innovation in it, is imagery. Between various poetry images, symbole for monzavi attractive than other images. Each one of tradition and innovation involve in the root of symboles in monzavi ghazals. In this article we debate and discuss about the innovation and tradition in monzavi poetic symboles. Symboles in his peoms have a close connetion with the poet world veiw. The effect of literary traditions in his symboles abvouisly seen and beside this attributes, innovation in imagery that is result of his modern veiw to the contemporary phenomenones seen in his poems. Some symboles of monzavi ghazals have a individual emotion and otheres have a social emotion.

    Keywords: hesein monzavi, modern ghazal, symboles, tradition, innovation
  • Pages 105-122

    One of the main topics in criticism of feminism and linguistics is the difference between the language of man and woman, which is visible in all aspects of language. In the past, women were never considered to be readers and readers, so men wrote for men, and even knew the best language for those men, and knew best speech to be masculine. This masculine mastery of language and its components is also evident. But in contemporary storytelling, special attention has been paid to gender. The present study investigates the differences between the writings of men and women in contemporary novels before and after the revolution. The purpose of this study is to investigate whether gender contributes to lexical differences in vocabulary and syntax. In this research, I turn off three novels, Sowshoon, the House of Idrissi and the Lights, from female writers, and three novels from Ahmad Khan's husband, the Prince of Inquisition, and neighbors from male writers. The novels examined with linguistic features have been examined in the field of vocabulary. According to Likoff, women are different from men when they speak or write when using them. Careful use of word colors, polite shapes, resonant pronouns, null traits, indirect speech, avoiding racketeering and verbs, and emphasizing resonators, statistical analysis of each of the characteristics showed the performance of the Farsi-speaking women writers in using Likaf's views. And confirms it.

    Keywords: Persian novel, feminine text, masculine text, gender, language
  • Pages 123-149

    Criticism is a scientific tool, and every literary text, whether classical or contemporary, can be criticized from a modernist perspective. One of the literary genres that has undergone significant changes in recent years is the short story. A new form of this kind of narrative, which is getting shorter and shorter every day, is minimalism, which are called in Persian, "rationalism," "minimalism,"," and so on. The present study has attempted to study the short stories of FariborzLorestani, the contemporary writer of Kermanshah, and to exemplify them in the form of obscenity, limitation of time and place, low number of personalities and investigate the characteristics of minimalist style in them. A look at the storybooks revealed that many of the features and characteristics of the minimalist stories were apparent. In Lorestani stories using the smallest number of words to express the most meaning. His minimalist storytelling has given the reader a great deal of content in a few words. Most storytellers have no plot, and if there is a plot, it is not too complex and is expressed in the context of the word without the slightest exaggeration. Another feature of the minimalist story is the limitation of time and place, which, by examining the storybooks, can be concluded that most of them lack time and space and are vaguely expressed if they exist.

    Keywords: Criticism, Literary Theory, Storybook, Minimalism, Fariborz Lorestani Storybooks
  • Pages 151-180

    Exaggeration,,as the most powerful element of induction in the Indian style, is the most effective tool for materializing emotions and thoughts and also for penetrating into the hidden minds of the addressees. Exaggeration is aimed at defamiliarizing, discovering, and reaching unfamiliar and new meanings and concepts. When exaggeration is used along with other rhetoric and eloquence methods, it can have great emotional and mental effect on the readers and also create great artistic pleasure for them, and will be valued and admired more. Although this magnifying tool has frequently been used in Kalim Kashani’s poems, no study has been done to examine the use of exaggeration in this book. Accordingly, this study aimed at examining Kalim Kashani’s skillful use of different language methods in an exaggerative way through studying more than 11000 verses of his poems. This article introduces and analyses different kinds of magnifying and their elements. The data were analyzed descriptively from the perspective of rhetorical techniques. The frequency and position of various facets of exaggeration was studied. The results show that exaggeration is one of the most significant elements Kalim Kashani has used to express and induce his ideas; he has integrated differentrhetoric and eloquence methods skillfully in different forms and various structures with considerable frequency.

    Keywords: Kalim Kashani’s poems, exaggeration, defamiliarizing, rhetoric, eloquence