فهرست مطالب

پژوهشنامه سبک زندگی - پیاپی 8 (پاییز و زمستان 1398)
  • پیاپی 8 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/15
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مجید عطایی نظری*، سیدحسن اسلامی صفحات 9-26

    ریاضت که به عنوان سبک زندگی عرفانی و برای تهذیب نفس از جانب سالکان ریاضت پیشه در قالب دستورالعمل های خاص سلوکی تحقق می یابد، در برخی از موارد موجب آسیب های فراوان بدنی می شود که موجب کم رغبتی نسبت به این گونه از سبک زندگی شده است. تشخیص اینکه کدام یک از این آسیب ها مجاز و کدام یک ممنوع است و این جواز و منع پیرو چه اصول و قواعدی است، امری است لازم که با روش توصیفی و تحلیلی به آن می پردازیم. با توجه به اینکه این آسیب ها با قاعده لاضرر پیوندی ناگسستنی دارند، به این قاعده با توجه به اصول و قواعد و همچنین مبانی حاکم بر آن می پردازیم تا راهنمای مشتاقان این گونه از سبک زندگی شود. بر این اساس، چون سبک زندگی ریاضتی پیشنهادی ما در مسیر عقل و شرع و عرف بوده و انسان علاوه بر همه جانبه نگری، به مرتبه معنوی خود توجه داشته و ضرر معتنابهی بر او وارد نمی شود و مصلحت اهمی نیز در انجام ریاضت وجود دارد، می توان حکم به جواز این سبک از زندگی نمود.

    کلیدواژگان: سبک زندگی، ریاضت بدنی، تهذیب نفس، قاعده لاضرر، ضرر معتنابه
  • اصغر مولائی* صفحات 27-50

    هویت سکونتگاه ها می تواند بر اساس امامزاده ها به عنوان کانونی سبک ساز و قلب تپنده شهرها مطالعه شود. امامزاده ها به عنوان مرکزی مذهبی، فرهنگی، اجتماعی، نقش مهمی در سبک زندگی و هویت شهرهای ایرانی دارند. این فضاها ضمن داشتن مرکزیت در استخوان بندی شهرهای ایرانی، بستر رویدادها و حیات فرهنگی-اجتماعی شهروندان در مناسبت ها و ایام خاص هستند. جایگاه حرم امام زاده ها در سبک زندگی، در تداوم حیات پایدار از طریق آیین زیارت، توسل و نیایش، در مناسبت های خاص به کانون برگزاری آیین ها و سنت های دینی و مذهبی به ویژه جشن ها، اعیاد و عزاداری های تبدیل می شوند. ازاین رو، مقاله حاضر به بازشناسی جایگاه و اهمیت بنیادین حرم امام زاده ها در هویت شهرها و سبک زندگی شهروندان می پردازد. به طورکلی، امام زاده ها نقشی هویت بخش و سبک ساز در ساختار فرهنگی، اجتماعی و کالبدی شهری دارند. در بعد فرهنگی و اجتماعی، جاذب افراد و گروه های جامعه در فضایی واحد و القای حس وحال مذهبی و روحانی، نماد پایدار فرهنگی و بستر بی بدیل نمایشگر هویت اجتماعی محسوب می شود. این امر باعث پایداری فرهنگی و اجتماعی شهرها گشته و موجبات تقویت امنیت روانی، اجتماعی و فرهنگی جامعه را فراهم می آورند. در بعد کالبدی، امام زاده ها، در نقاط کلیدی و ساختاری شهرها و روستاها قرار دارند. در این راستا، ارتباط و اتصال فضاهای امام زاده با اجزا و عناصر پیرامون خود به ویژه شبکه معابر و مسیرهای اصلی و فرعی، مساجد، بازارها و محله های پیرامونی، حائز اهمیتی قابل توجه در طراحی شهری سکونتگاه های مذکور است. رابطه بین سبک زندگی ایرانی-اسلامی و حرم های مطهر امامزادگان را می توان در ابعاد نیایش و زیارت، محضور و معاشرت در اجتماع، رفتار و گفتار، جلو و پوشش، خرید و مصرف، تفریح و فراغت، کسب وکار، تربیت فرزندان بررسی نمود که در هرکدام از ابعاد مذکور سبک زندگی ایرانی-اسلامی دارای اصول، قواعد، الگوها و مصادیقی است.

    کلیدواژگان: حرم امام زادگان، هویت شهری، سبک زندگی، کانون فرهنگی- اجتماعی، ساختار شهری
  • فریده حسین ثابت*، زهرا رضا زاده صفحات 51-66

    این پژوهش با هدف پیش بینی میزان سلامت عمومی بر اساس سبک زندگی اسلامی و استرس ادراک شده در دانشجویان کارشناسی روان شناسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران اجرا شده است.

    روش

    آزمودنی ها (96 نفر) دانشجویان کارشناسی روان شناسی بودند و از پرسشنامه های سلامت عمومی (GHQ-28)، سبک زندگی اسلامی (ILST) و استرس ادراک شده (PSS) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    همبستگی میان متغیرهای سلامت عمومی و سبک زندگی اسلامی، (295/0-)، سلامت عمومی و استرس ادراک شده (723/0) و سبک زندگی اسلامی و استرس ادراک شده (226/0 -) بود که هر دو از نظر آماری معنادار است. در تحلیل رگرسیون، هر دو متغیر سبک زندگی اسلامی و استرس ادراک شده به طور مستقل زیرمقیاس های افسردگی و اضطراب را پیش بینی می کردند.

    نتیجه گیری

    سبک زندگی اسلامی و استرس ادراک شده به طور مستقل قادر به پیش بینی زیرمقیاس های مرتبط با سلامت روان دانشجویان هستند؛ بنابراین از طریق ارتقای سبک زندگی اسلامی و کاهش استرس ادراک شده در میان دانشجویان، می توان سلامت روان را افزایش داد.

    کلیدواژگان: سلامت عمومی، سبک زندگی، اسلامی، استرس ادراک شده، دانشجویان
  • محسن اخباری*، منصوره زارعان صفحات 67-88

    ازآنجاکه سطح توسعه کشورها، تابعی از شاخص های کیفیت گروه های گوناگون جمعیتی است، بی تردید توسعه متعادل و پایدار بدون مشارکت زنان که نیمی از جمعیت کشورها را تشکیل می دهند، امکان پذیر نیست. زن در جایگاه انسان، محور توسعه و از ارکان اساسی آن است و توسعه ایدئال، توسعه ای است که موقعیت انسانی و طبیعی زن را لحاظ کرده و تفاوت های او را با مرد نادیده نگیرد و نقش های متناسب با ویژگی های او را در نظر بگیرد؛ اما در حال حاضر، جایگاه و نقش کنونی زنان نسبت به وضعیت مطلوب و آرمانی مورد تاکید در فرهنگ دینی فاصله بسیار دارد. ازجمله راهکارها در جهت تغییر این شرایط، نظریه پردازی در خصوص مشارکت زنان در عرصه پیشرفت و توجه به ظرفیت آن ها در سیاست گذاری های کلانی همچون سند الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت است. الگویی که برخلاف نمونه های غربی آن، نباید صرفا به ابعاد مادی پیشرفت نگاه کند، بلکه ضروری است تا همه ابعاد وجودی زن مسلمان و نقش های عام و خاص او در فرایند پیشرفت را مدنظر قرار دهد. در این مقاله، تلاش شده تا با تبیین مبانی دینی جایگاه جنسیتی زن، زمینه توجه به جایگاه و نقش زنان در تدوین الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت فراهم گردد و از این طریق، زمینه طرح شاخص ها و معیارهای صحیح و منطبق با مبانی دینی و فرهنگی برای سیاست گذاری های کلان در برنامه های کشور ایجاد شود. در این تحقیق، پس از جمع آوری داده ها از طریق اسناد کتابخانه ای از روش تحلیل کیفی و عقلی جهت تحلیل و تبیین داده های مستخرج از منابع دینی استفاده می شود.

    کلیدواژگان: توسعه، پیشرفت، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، نقش جنسیتی، همسری، مادری، خانه داری
  • جمال عبداله پور*، محمدعزیز احمدی، مرتضی سعیدیان، هدایت حاتمی صفحات 89-113

    پژوهش حاضر عوامل موثر بر گزینش سبک زندگی سالم و ناسالم جوانان شهر کرمانشاه را در چارچوب نظام ارزشی اسلامی-ایرانی و در پرتو یک دیدگاه نظری ترکیبی مشتمل بر آرای گیدنز، بوردیو، رایزمن و دیوید چنی، مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. روش گردآوری داده ها به صورت پیمایش بوده که در جامعه آماری جوانان 15 تا 29 ساله انجام شده و داده ها با استفاده از روش های آماری، تحلیل توصیفی و تبیینی شده است. یافته ها نشان می دهند اگر سبک زندگی را در یک طیف ده نمره ای از سالم به ناسالم در نظر بگیریم، بیشتر افراد در نیمه ی سالم طیف قرار می گیرند. تبیین عوامل موثر بر گزینش نوع سبک زندگی نشان داد که متغیرهای دین داری، سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی، گروه مرجع، سن و تاهل بر تغییرات سبک زندگی تاثیرگذار بوده اند. نتایج، بیانگر آسیب های اندکی در سبک زندگی جوانان است که پیشنهاد تئوریک پژوهش مبتنی بر پیشگیری از آسیب های سبک زندگی و ارتقاء جنبه های سالم آن در چارچوب نظام ارزشی جامعه است.

    کلیدواژگان: سبک زندگی سالم و ناسالم، تغییر گروه مرجع، دین داری، نظام ارزشی اسلامی-ایرانی
  • محمدجواد شعبانی*، مهراب صادق نیا، سیدمرتضی میرتبار صفحات 115-144

    یکی از اصلی ترین مولفه های سبک زندگی اصیل دینی که بارها در منابع دینی بر اهمیت آن تاکید شده و نبود آن از بزرگ ترین گناهان تلقی گردیده است، «امیدواری» است. امیدواری دینی، مقوله ای شناختی، انگیزشی و عاطفی با بیمی همراه با شوق در دستیابی به اهدافی ممکن الوصول در آینده است و لازمه آن، مثبت اندیشی، باور به اسباب فرامادی و... است که با تلاشی فعالانه، اراده بالا، تحمل و پایداری در رسیدن به اهداف در ذات وجودی انسان شعله ور می شود؛ بنابراین باید آن را از پیش شرط های سبک زندگی اسلامی و از مقولات مهم تعلیم و تربیت اسلامی و نیز از ضروریات تبلیغ دینی در جامعه تلقی نمود. از سوی دیگر، در عصر کنونی که «عصر ارتباطات» نامیده شده، مهم ترین ابزار ارتباط، توسعه، ترویج و تبلیغ دینی «رسانه های مدرن» خصوصا رسانه های دیداری هستند؛ ازاین رو، باید پی برد که راه های تعامل بهتر و حضور اثربخش دین امیدآفرین اسلام در رسانه مدرن دیداری کدم اند؟ در این نوشتار، ابعاد مختلف ارتباط بین امیدآفرینی دین و رسانه تلویزیون موردبررسی قرار گرفته است. روش تحقیق در این پژوهش با رویکرد کیفی، علاوه بر مطالعه منابع کتابخانه ای و اسنادی، انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با برخی از خبرگان رسانه ای به شیوه «تحلیل مضمون از نوع مقایسه ای» است. نتایج حاصل از این تحقیق، بیانگر وجود مشکلات فراوان در مسیر تحقق تعامل مطروحه و فاصله بین «وضع موجود» با «وضع مطلوب» است که رفع و حل آن نیازمند برنامه ریزی دقیق، خلاقیت و نوآوری، بازمهندسی جدول پخش (کنداکتور)، به کارگیری مدیران رسانه ای آشنا با دین شناسی، بومی سازی رسانه مدرن، تغییر در نگرش، تولید پیام از محتوا و... است.

    کلیدواژگان: امیدآفرینی، رسانه مدرن، امید دینی، رسانه دینی، دین
  • صفحات 145-152
|
  • majidAtaii Nazari *, Sayyid Hasan Islami Pages 9-26

    As a mystical lifestyle and a discipline for the purification of the soul suggested by its masters, asceticism may sometimes induce some injuries to the body causing less inclination towards such a lifestyle. Telling apart what injuries are lawful and what unlawful and that the lawfulness or unlawfulness follow what principles and rules are the subject matters the author has dealt with descriptively and analytically.     Viewing the fact that those injuries have strong ties to The No Injury Rule</em>, we have examined it in the light of other principles and rules superior to it. It is noteworthy, however, that there are considerable benefits in the ascetic lifestyle. Accordingly, since our proposed ascetic lifestyle is so in line with reason, custom, and the Law that it does not inflict serious injury, we have come out with the conclusion that such a lifestyle can be lawful.

    Keywords: Lifestyle, bodily asceticism, the purification of the soul, the no injury rule, extensive injury
  • Asghar Moulaii * Pages 27-50

    It is possible to study the identity of shrines of Imams’ offspring as the center for style-creating and the heartbeat of cities. As religious, social, and cultural places, shrines of Imams’ offspring play a significant role in the lifestyle and the identity of Iranian cities. Those spheres provide a suitable ground for social and cultural events on different occasions and particular days, and a center for the skeleton of cities of Iran, as well. Through pilgrimage, invocation, and supplication, those shrines prove to be a stage for holding religious rites festivals and mourning. This is why the article intends to recognize the position of such holy shrines in the process of making the urban identity and the lifestyle for their citizens.As to the cultural and social dimensions, they bring together different individuals and groups in one unanimous sphere inspired by some spiritual and religious feeling; and as an enduring symbol of culture and nonpareil ground for social activity, they strengthen the social, cultural and psychic security of the society. As to the physical dimension, they are located in the key locations of the structure of the cities and villages. The connections of the spheres of those shrines to the surroundings such as the web of passages, main roads and bypasses, mosques, shopping malls and the like are all of the most importance in the civil planning of the related residences. The relation between the Iranian-Islamic lifestyle and those holy shrines can be studied in various dimensions of pilgrimage and supplication, social intercourse, deeds and creeds, clothing and appearance, purchase and consumption, leisure time and entertainment, business, training the children and so on, each of which has its particular principles, rules, examples and instances.

    Keywords: the shrines of imams’ offspring, Urban Identity, Lifestyle, a social-cultural center, Urban structure
  • Faridah Hussein Thabith *, zahra rezazadeh Pages 51-66

    In her research, the author has tried to predict the rate of general health according to the Islamic lifestyle and the perceived stress among the BA student of Psychology of Allamah Tabatabaii University of Tehran.

    Method

    samples (96) were chosenfrom among BA students of Psychology; questionnaires of general health (GHQ-28), the Islamic lifestyle (ILST) and perceived stress (PSS) were used. Data have been analyzed according to the regression analysis.

    Findings

    the correlation among variables of general health and the Islamic lifestyle is 0.295, general health and the perceived stress is 0.723, the Islamic lifestyle andthe perceived stress is0.226, which both statistically are significant. In the regression analysis, the two variables of the Islamic lifestyle and the perceived stress separately could predict the subscales of depression and anxiety.

    Conclusion

    the Islamic lifestyle and the perceived stress can separately predict the subscales of the health of the students’ psyche. As a result, we can improve the psychical health through the enhancement of the Islamic lifestyle and easing of the students’ stress.

    Keywords: General health, Lifestyle, Islamic, the perceived stress, Students
  • Mohsen Akhbari *, Mansurah Zare'an Pages 67-88

    Since the level of development of countries is a function of the quality indexes of different groups, the stable and enduring development would be impossible if the participation of women, who comprise at least half of that of each country, were not taken into consideration. As human beings, women are the pivot and essential element of development for the ideal of which one cannot disregard their natural position and due roles and their differences from men. Nonetheless, the current status of women is far from their desired and due one underlined in the religious culture. One of the strategies to change this situation is to theorize the contribution of women in course of progress highlighting their capabilities in the field of macro-policy makings such as the Iranian-Islamic model of development; a model that, contrary to the Western ones, not only takes the material aspects, but also does the spiritual and all other aspects of the presence of Muslim women in the process of progress.
        In what follows, the author has tried to explain the position of female gender and women’s role in the compilation of the Iranian-Islamic model of progress thus paving the way for proposing sound criterion and indexes according to the religious and cultural infrastructure. Having collected various data from the libraries, the author has made use of quality and rational analysis method in order to explain those data.

    Keywords: Development, Progress, the Iranian-Islamic model of progress, the role of gender, matrimony, Motherhood, house-keeping
  • Jamal Abdullahpur *, Muhammadaziz Ahmadi, Murtiza Sa’idian, Hidayat Hatami Pages 89-113

    In what follows, the author has examined the impressive factors on Kirmanshah youths in choosing the sound or unsound lifestyle in the framework of the Iranian-Islamic system of values and in the light of the jointly theoretical views of Giddens, Bourdieu, Riesman and David Chennai.The method of survey is used for the collection of data in the statistical population of the youths between 15 and 29, and those data are analyzed and described through statistical methods. Findings shows that if we consider the lifestyle within a spectrum of 10 scores from sound to unsound, most of the people fall under the sound half of the spectrum. The analysis demonstrates the role of the impressive factors on the changing of lifestyle such as variables of religiosity, economic capital, social capital, the reference group, age, and marital status. The result shows some harm in the youth lifestyle. It is theoretically suggested that we prevent those harm of lifestyle improving its sound aspects within the framework of the system of social values.

    Keywords: Sound unsound lifestyle, changing of the reference group, Religiosity, the system of Iranian-Islamic values
  • Muhammadjavad Sha’bani *, Mihrab Sadiqnia, Sayyid Murtaza Mirtabar Pages 115-144

    Having hope is one major element of the true religious lifestyle whose significance is reiterated in the religious resources and losing it is regarded as one of the gravest sin. Religious hope is an emotional motive and cognitive category accompanied by fear and eagerness to get the reachable future goals. It implies optimism, belief in the supernatural grounds and the like intensified by active effort, strong will, and endurance in the course of getting one’s goals. It is thus to be reckoned as one of the prerequisites of the Islamic lifestyle, an important element of education, and a must of religious promotion in the society. Furthermore, in our time as “the age of communication”, the most significant means of communication, development and religious promotion are “modern media” particularly the visual ones. It is hence necessary to find out what are the ways of better deals and of more encouraging presence of Islam in modern visual media.     In what presented here, the author has studied different aspects of ties between the hope-giving dimension of religion and TV as a medium. The method adopted here has a qualitative approach, as well as library references and semi-structured interviews with the experts of media; the contents are analyzed comparatively. The results demonstrate many problems in the course of proposed deals and the gap between the existing situation and the desired one. Clearing up those problems demands precise programing, creativity, re-engineering the schedule (conductor), employing the experts of media who are familiar with religious studies, indigenizing modern media, changing the outlook, producing a message from the content and so on.

    Keywords: Hope-giving, Modern Media, religious hope, Religious media, Religion