فهرست مطالب

  • Volume:21 Issue:7, 2019
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 20
|
  • ف. حسینی، ح. صدیقی، س. ا. مرتضوی، و ه. فرهادیان صفحات 1641-1656

    تجارت الکترونیک (E-commerce) یک مفهوم معاصر با پتانسیل عظیمی است که اساسا تغییر درنحوه انجام کسب و کار را نشان می دهد. این مقاله، استراتژی های تجارت الکترونیک را برای تجارت کالاها و خدمات کشاورزی توصیف می کند. هدف از این مطالعه افزایش بهره وری تجارت الکترونیک در صادرات کالاهای کشاورزی است. از آنجا که روش SWOT یک ابزار کلیدی است که توسط شرکت ها برای برنامه ریزی برنامه های استراتژیک استفاده می شود. برای انتخاب جمعیت آماری از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شده است. جامعه آماری شامل 96 کارشناس از وزارت کشاورزی بوده است. هفتاد و پنج پرسشنامه دربین کارشناسان (75 نفر) با استفاده از جدول مورگان و کرجسی توزیع گردید که از این میان 59 پرسشنامه جمع آوری گردیده است (59 نفر). پرسشنامه شامل نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدهای توسعه تجارت الکترونیک با استفاده از تکنیک دلفی تهیه شده است. نتایج مهم استفاده از تجزیه و تحلیل SWOT، چارچوبی برای کمک به برنامه ریزان و مدیران در دستیابی به اهداف و افزایش صادرات کالاهای کشاورزی می باشد. تجزیه و تحلیل ماتریس نتیجه SWOT در منطقه WO (استراتژی محافظه کارانه) قرار دارد. بر این اساس توصیه می شود که برای بهره برداری مناسب از فرصت های محیطی، ضعف های سازمان در نظر گرفته شود. همچنین این مقاله شامل برخی از استراتژی های پیشنهاد شده دیگر نیز می باشد. برخی از استراتژی های پیشنهاد شده مهم، اجرای قوانین و ارائه انگیزه های موثر برای کاهش هزینه های تولید در مقایسه با قیمت های جهانی و همچنین ایجاد نوآوری در فرایند صادرات با استفاده از تجارت الکترونیک است.

  • پ. عطایی، ح. صدیقی، م. چیذری، ع. عباسی صفحات 1657-1671

    اجرای طرح کشاورزی حفاظتی یک فرآیند مشارکتی چندگانه است که کنشگرانی از محققان کشاورزی، مروجان، شرکت های مشاوره ای خصوصی، کشاورزان پیشرو، تعاونی های روستایی، اعضای خانواده، سایر کشاورزان و غیره در آن درگیر هستند. تعاملات اجتماعی بین کشاورزان و کنشگران منجر به توسعه کشاورزی حفاظتی می شود. بنابراین، این پژوهش به تحلیل ساختار شبکه اجتماعی و ویژگی های کنشگران گوناگون با استفاده از تحلیل شبکه اجتماعی در هفت مرحله به کارگیری کشاورزی حفاظتی در ایران پرداخته است. نمونه تحقیق از کشاورزان مشارکت کننده در طرح کشاورزی حفاظتی در سه استان فارس، گلستان و خوزستان تشکیل شده بود (133n=). ابزار پژوهش، پرسشنامه ای بود که به صورت ماتریکس طراحی گردید. یافته ها نشان داد که کشاورزان پیشرو، کشاورزان مشارکت کننده در طرح کشاورزی حفاظتی و اعضای خانواده کنشگران اصلی در شبکه اجتماعی کشاورزان بودند. می توان نتیجه گرفت که این کنشگران قدرت اجتماعی اصلی در به کارگیری اصول کشاورزی حفاظتی توسط کشاورزان و مرکزیت اصلی شبکه اجتماعی کشاورزان بودند. این بدان معناست که، کشاورزان بیش تر تمایل دارند با کنشگران محلی ارتباط برقرار کنند و تعامل کم تری با کنشگران دولتی و کنشگران خارج از جامعه روستایی دارند. بنابراین، می توان پیشنهاد داد که قدرت های اجتماعی بایستی شناخته شوند و مدیریت طرح ها از طریق آنها سازمان دهی گردد.

  • س. چزاغی، ش. چوبچیان، و ع. عباسی صفحات 1673-1689

    باتوجه به اهمیت سرمایه گذاری در زمینه انرژی های تجدیدپذیر و کاربرد های فراوان این فناوری در بخش کشاورزی، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر فرایند تصمیم گیری سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر در بخش کشاورزی ایران انجام شد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات غیرآزمایشی پیمایشی بود و برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری (LISREL 8/72) استفاده شد. جامعه آماری تحقیق شامل130 نفر از سرمایه گذاران شرکت های فعال در زمینه انرژی های تجدیدپذیر در بخش کشاورزی سراسر کشور ایران بود. با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد97 نفر (97n=) به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه ابزار اصلی جمع آوری داده ها بود که روایی آن به تایید پانلی از متخصصان قرار گرفت. به منظور سنجش پایایی ابزار تحقیق، تعداد 30 نسخه از پرسش نامه توسط سرمایه گذاران فعال در زمینه انرژی های تجدیدپذیر و کارشناسان سازمان انرژی های تجدیدپذیر و بهره وری انرژی برق کشور تکمیل و سپس برای بخش های مختلف پرسش نامه تکمیل شده، ضریب آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار SPSS22 محاسبه گردید و نشان داد که پرسش نامه از پایایی خوبی برخوردار است. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده از نرم افزار لیزرل برای هر پنج متغیر مکنون بیرونی و درونی مورد مطالعه در تحقیق، مقادیر پایایی ترکیبی (CR) محاسبه شده بزرگتر از 7/0 و میانگین واریانس استخراج شده ((AVE نیز بزرگتر از 5/0 بود. نتایج به دست آمده از یافته ها نشان داد که در بین متغیرهای مورد مطالعه، به ترتیب دانش استفاده از فناوری انرژی های تجدیدپذیر، باورهای پیشین، متغیرهای بازار، اولویت های سیاستی، فشار سازمانی و نگرش نسبت به نوآوری های جدید تکنولوژیکی بیشترین تاثیر را بر فرآیند تصمیم گیری سرمایه گذاری در زمینه انرژی های تجدیدپذیر در بخش کشاورزی داشتند.

  • ش. احتشام مجد، م. امیدی نجف آبادی، ف. لشگرآرا، و س. م. میردامادی صفحات 1691-1704

    این پژوهش با هدف تحلیل جنسیتی منابع مختلف تولیدی و معیشتی موثر بر وضعیت امنیت غذایی خانوارهای روستاهای شهرستان کرمانشاه بر اساس چارچوب معیشت پایدار، انجام گرفت. با توجه به نقش کلیدی زنان در امنیت غذایی، تفاوت دسترسی و کنترل زنان و مردان بر منابع و وجود نابرابری های جنسیتی به عنوان یکی از مهم ترین اصول مطالعات روستایی، انجام این تحقیق ضروری به نظر می رسد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از لحاظ نحوه جمع آوری داده ها از نوع غیرآزمایشی و بر حسب روش علی- تطبیقی است. جامعه آماری خانوارهای بهره بردار بخش کشاورزی روستاهای شهرستان کرمانشاه شامل 25671 خانوار می باشند که از بین آنان تعداد 750 نفر (شامل375 خانوار، 375 زن و 375 مرد) به عنوان حجم نمونه با روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه بود که روایی آن با استفاده از نظرات متخصصان و پایایی آن از طریق ضریب تتای ترتیبی (838/0- 714/0) مورد تایید قرار گرفت. در آمار استنباطی به منظور تحلیل جنسیتی مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از رویکرد بیزی میمیک مورد استفاده قرار گرفت. سپس مدل ساختاری میمیک که اساس مقایسه دو گروه است، ارائه شد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که مردان در خانوارهای مورد مطالعه نسبت به زنان از امنیت غذایی بیشتری به ترتیب در سه بعد موجود بودن مواد غذایی، دسترسی به مواد غذایی و پایداری برخوردارند. مردان نسبت به زنان از سرمایه های مالی، سرمایه های اجتماعی ، سرمایه های طبیعی، تحت تاثیر بافت آسیب پذیری و از ساختارها و فرآیندهای تحول زای بیشتری برخوردارند؛ و زنان نسبت به مردان از سرمایه های انسانی، سرمایه های فیزیکی و از راهبردهای معیشت بیشتری بهره می گیرند. این نتایج می تواند در تصمیم گیری های مربوط به تداوم یا توقف برنامه های مربوط به دستیابی به امنیت غذایی و توسعه پایدار، نقش بسزایی داشته باشد.

  • م.‏بیژنی، ‏ع.‏غسانی، ‏ن.‏ولی زاده، و ن .فلاح حقیقی صفحات 1705-1719

    ایران به عنوان یک کشور آسیب‎پذیر از نظر فرسایش و تخریب منابع خاکی محسوب شود. یکی از راه‏حل‏هایی که در سال‏های اخیر برای حل این بحران مطرح گردیده، این است که در برنامه‏های توسعه کشاورزی باید علاوه بر ابعاد فنی، به زمینه های رفتاری، شناختی و اجتماعی حفاظت خاک نیز توجه ویژه‎ای مبذول شود. در این راستا، پژوهشی با روش توصیفی همبستگی و علی رابطه ای انجام شد تا مهمترین متغیرهای اثرگذار بر رفتار حفاظت خاک کشاورزان و جامعه کشاورزی ایران شناسایی شود. برای این منظور، یک نمونه 120 نفری از کشاورزان استان مازندران در ایران با استفاده از روش نمونه‎گیری تصادفی طبقه‎ای با انتساب متناسب انتخاب گردید. یافته‏ها نشان داد که متغیرهای هوشیاری محیط‎زیستی، ارزش‏های محیط‎زیستی و فشارهای اجتماعی در زمینه حفاظت خاک تاثیر قابل‎توجهی در پیش‎بینی رفتار حفاظت خاک کشاورزان دارند. در نهایت با بهره‎گیری از نتایج و بینش‎های حاصل شده از این پژوهش، شش پیشنهاد کاربردی در راستای مدیریت بهتر منابع خاک کشاورزی برای مدیران و سیاست گذاران ارائه شده است که بکارگیری هر کدام از آنها می‎تواند نقطه‎ عطفی در بهبود وضعیت کشاورزی ایران به صورت عام و منابع خاک به صورت خاص باشد.

  • ا. ملک حسینی، ع. ا. میرک زاده، و س. سلمان زاده صفحات 1721-1736

    اخلاق کشاورزی در دهه های اخیر به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است. علی رغم مطالعات بسیاری که پیرامون این مفهوم انجام شده است، هیچ توافقی به طور خاص در کشورهای در حال توسعه در مورد تعریف اخلاق کشاورزی وجود ندارد. از این رو، این مطالعه با هدف بررسی دیدگاه کشارزان شهرستان سنقر از اخلاق کشاورزی انجام شد. این مطالعه با استفاده از مدل هیبرید به تعریف مفهوم اخلاق کشاورزی در 3 مرحله پرداخت. در مرحله نظری، ویژگی های اخلاق کشاورزی از طریق مرور ادبیات (تا سال 2017) شناسایی شد، برای توسعه ویژگی های و تایید ابعاد حاصل از مرحله نظری، مصاحبه های عمیق با 32 مشارکت کننده نمونه در مرحله میدانی(کار در عرصه) انجام شد. در مرحله سوم تحلیل نهایی بر روی اخلاق کشاورزی بر اساس یافته های مرحله اول و دوم انجام شد. بر اساس ادغام نتایج مطالعات و یافته های مصاحبه، تعریف اخلاق کشاورزی را می توان به شرح زیر توصیف کرد: اخلاق کشاورزی موضوع ساختار مزرعه، امنیت غذایی، ایمنی مواد غذایی، تجارت جهانی، بیوتکنولوژی کشاورزی و اعتماد به علم، اخلاق تحقیق، اثرات زیست محیطی، اخلاق و حقوق حیوانات را شاملمی شود. دامنه و حوزه کار اخلاق کشاورزی از مسائل کلان در سطح ملی و جهانی تا اکولوژی انسانی (روابط انسان با محیط زیست) یک کشاورز را دربرمی گیرد که نشان می دهد این مفهوم از تفکر سیستمی برخوردار است که لازمه دستیابی به پایداری است.

  • پ. زند، ح. میرزایی، ح. محرابی، و ص. نبیییان صفحات 1737-1751

    سرمایه به عنوان موتور رشد و توسعه اقتصادی از ارکان بنیادین اقتصاد به شمار می رود. بسیاری از کشورهای در حال توسعه، برای رسیدن به توسعه اقتصادی می کوشند تا رشد اقتصادی مستمر خود را از طریق سرمایه گذاری تامین نمایند. سرمایه گذاری در بخش کشاورزی به لحاظ افزایش پیوسته تقاضا برای مواد غذایی و دیگر محصولات کشاورزی، از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار است و می تواند منجر به رشد تولید و اشتغال در این بخش شود. افزون بر این، ارتباط پیشین و پسین بخش کشاورزی با دیگر بخش ها، به رشد تولید و اشتغال در آنها نیز کمک می کند. بر این اساس در مطالعه حاضر به تجزیه و تحلیل آثار سیاست رشد سرمایه گذاری در بخش کشاورزی براساس رهیافت ماتریس حسابداری اجتماعی 1390 پرداخته شده است. آثار ناشی از اعمال این سیاست (شامل اثرات خالص، باز و بسته)در قالب 3 سناریو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج ناشی از اثرات خالص نشان می دهد که دریافتی فعالیت های تولید در هریک از سناریوهای مذکور افزایش می یابد. به علاوه در اثر اجرای سناریو اول بخش های صنایع و کشاورزی و در اثر اجرای سناریوهای دوم و سوم، بخش های صنایع و زراعت و باغبانی با حداکثر افزایش تولید مواجه شده اند. هم چنین بررسی اثرات باز نیز نشاندهنده افزایش درآمد عوامل تولید و نهادها ناشی از اعمال سیاست های فوق است. بررسی اثرات بسته نیز نشان داد که دریافتی کل اقتصاد ناشی از سناریوهای فوق افزایش می یابد به طوری که می توان گفت اثرات بسته بسیار شدیدتر از اثرات مستقیم هستند. هم چنین یافته ها نشان داد که اثرات بسته درسناریوهای فوق بر بخش های صنایع، خدمات و بازرگانی بیش از خود بخش کشاورزی و زیربخش های آن بوده است. که این مطلب نشاندهنده پیوند قوی بین بخش های مذکور و بخش کشاورزی و زیربخش های آن می باشد.

  • پ. علیزاده، ح. محمدی، ن. شاهنوشی، س. سقاییان، و ع. پویا صفحات 1753-1766

    در سال های اخیر هزینه های بالای پرورش دام و به تبع آن، افزایش شدید قیمت گوشت قرمز در ایران موجب کاهش تقاضای این محصول گردیده است و مصرف کنندگان به مصرف گوشت مرغ به عنوان جایگزینی برای آن روی آورده اند. این امر موجب کاهش انگیزه تولید شده و با تعطیلی برخی واحدهای پرواربندی دام، رفاه تولید کنندگان و مصرف کنندگان این محصول با خطر جدی مواجه شده است. برای رفع این مشکل، شناخت ساختار هزینه و تلاش جهت کاهش قیمت تمام شده این محصول از طریق کاهش هزینه های تولید ضروری به نظر می رسد. از این رو، هدف مطالعه حاضر، ارزیابی ساختار هزینه و صرفه های مقیاس واحدهای پرواربندی گوساله گوشتی در شهر مشهد می باشد. برای این منظور تابع هزینه کوتاه مدت ترانسلوگ به همراه توابع سهم هزینه نهاده های تولید با استفاده از روش رگرسیون های به ظاهر نامرتبط تکراری برآورد شده اند. داده های مورد استفاده در این مطالعه به صورت پیمایشی و از طریق مصاحبه حضوری با مدیران واحدهای پرواربندی گوساله گوشتی شهر مشهد با استفاده از پرسشنامه ساختار یافته در سال 1396 گردآوری شده است. نتایج نشان دهنده وجود بازدهی صعودی نسبت به مقیاس برای تمامی واحدها بوده است. هم چنین تقاضای نهاده ها نسبت به تغییرات قیمت آن ها کاملا بی کشش می باشد. از سوی دیگر رابطه مکملی و جانشینی بسیار ضعیفی بین نهاده های تولید برقرار می باشد. بر اساس نتایج این مطالعه، مهم ترین عامل تعیین کننده تولید گوشت در واحدهای مورد بررسی نهاده خوراک دام بوده است که تقاضای آن کشش ناپذیر بوده و امکان جانشینی آن با سایر نهاده ها نیز بسیار اندک می باشد. بنابراین اتخاذ سیاست هایی از سوی دولت از جمله پرداخت یارانه خوراک دام به تولیدکنندگان این محصول و افزایش واردات این نهاده می تواند باعث کاهش هزینه های پرورش دام شده و از افزایش قیمت گوشت جلوگیری کند.

  • س. ح. موسوی، ع. علیپور صفحات 1767-1782

    نوسان و انتقال ناقص قیمت در بازارهای مواد غذایی به ویژه در کشورهای در حال توسعه همواره بر رفاه تولید کنندگان و مصرف کنندگان تاثیر می گذارد. بنابراین، هدف از این مطالعه، بررسی رابطه قیمت در بازارهای عمودی (بازار سر مزرعه، بازار خرده فروشی و بازار عمده فروشی) برنج به عنوان غذای اصلی مردم ایران با استفاده از مدل تصحیح خطای برداری (VECM) و مدل واریانس ناهمسانی شرطی خودتوضیح (GARCH) است. داده های مورد استفاده بر اساس مشاهدات ماهیانه قیمت ها در بازار برنج کامفیروزی از فروردین ماه 1376 تا اسفند 1394 بوده است. نتایج نشان داد که جهت علیت گرنجر و انتقال جزئی قیمت ها از بازار سر مزرعه به بازار خرده فروشی و همچنین از سطح بازار عمده فروشی به بازار سر مزرعه و بازار خرده فروشی به بازار عمده فروشی است. به طوری که اگر قیمت های عمده فروشی یک درصد افزایش یابد، قیمت سر مزرعه در حدود 37/0 درصد افزایش خواهد یافت. همچنین، اگر قیمت خرده فروشی به میزان یک درصد افزایش یابد، قیمت عمده فروشی در حدود 36/0 درصد افزایش خواهد یافت. علاوه بر این، اگر قیمت سر مزرعه یک درصد افزایش یابد، قیمت خرده فروشی در حدود 08/0کاهش خواهد یافت. نتایج همچنین نشان داد که نوسانات خرده فروشی و عمده فروشی تاثیرات مثبتی بر نوسان قیمت سر مزرعه از خود نشان می دهند (به ترتیب 50/0 و 31/0). علاوه براین، نوسان قیمت خرده فروشی بیش از همه به نوسان قیمت عمده فروشی حساس است و حساسیت نوسان قیمت در سطح خرده فروشی از از سایر سطوح بازار بیشتر است (در حدود 56/0). در نهایت، به منظور افزایش شفافیت اطلاعات و افزایش کارایی انتقال قیمت در بازار برنج کامفیروزی، پیشنهاد شد که تعاونی های بازاریابی این محصول افزایش یابد و بیش از پیش حمایت شود.

    کلیدواژگان: قیمت سر مزرعه، قیمت عمده فروشی، قیمت خرده فروشی، مدل تصحیح خطای برداری، مدل واریانس ناهمسانی شرطی چندمتغیره
  • ح. قیاسی، ع. صادقی سفید مزگی، ر. طاهرخانی، م. خالداری، د. پیوزنسکی، و م. کولندا صفحات 1783-1792

    در این مطالعه اثر فاکتورهای محیطی بر شمار سلول های بدنی (SCC) با استفاده از تکنیک درخت تصمیم گیری مورد ارزیابی قرار گرفت. در این مطالعه 1972031 رکورد روز آزمون SCC که در شکم های 1 تا 4 در 1281 گله پرورش دهنده گاو هلشتاین ایران که طی سالهای 1383 تا 1392 جمع آوری شده بود، مورد استفاده قرار گرفت. رکورد های SCC به صورت باینری به صورت زیر تبدیل گردیدند : اگر SCC کمتر از 200000 بود عدد 1 در غیر این صورت عدد 2 به آن اطلاق گردید. از الگوریتم CART(classification and regression tree) و شاخص GINI و تابع آنتروپی به عنوان معیار طبقه بندی و ایجاد درخت استفاده شد. آنالیزهای آماری و ایجاد درخت با استفاده از بسته نرم افزاری rpart در محیط نرم افزاری R انجام گرفت. درخت حاصل شده دارای 6 سطح و 12 برگ بود. بر اساس نتایج حاصل شده از درخت تصمیم گیری مهمترین فاکتورهای موثر بر صفت SCC از لحاظ اهمیت به ترتیب عبارتند از : شکم زایش، مقدار شیر تولیدی، سال زایش، فصل زایش و روز شیردهی (مرحله شیردهی). بر اساس درخت تصمیم گیری حاصل شده ترکیب های مختلفی از فاکتورهای فنوتیپی موثر بر SCC قابل شناسایی می باشد. درخت تصمیم گیری ایجاد شده در این مطالعه نشان می دهد که کمترین مقدار SCC در گاوهایی مشاهده شد که شکم زایش آنها اول یا دوم و مقدار تولید شیر روزانه آنها بیشتر از 30 کیلوگرم و در فصل پاییز یا زمستان زایش و سال زایش آنها بین 1384 تا 1392 می باشد.

  • ا. س. مزسی، ح. م.الزیات، ع. م. صابز، م. م. اور، ی س. م. سلام صفحات 1793-1806

    به منظور ارزیابی اثر مصرف دهانی سلنیوم مخمر به اضافه ویتامین E (SYPE) روی تخمیر شکمبه ای، تولید شیر و گوارش پذیری غذا، پارامترهای خون، و مقاومت بزهای شیرده به انگل ها، 20 بز Bakri بررسی شدند. بزها به دو گروه تصادفی ده تایی گروه بندی شد که گروه شاهد بدون تیمار بود ولی به گروه آزمایشی بین 14 روز قبل از زایمان و 49 روز پس از زایمان، 100 میلی گرم SYPE داده شد. نمونه مایع شکمبه به همراه مدفوع و خون در 35،21،7 و 49 روزبعد از زایش بزها برداشت شد و تولید شیر به صورت دو هفته ای تعیین شد. در طی هفته آخر آزمایش، نمونه های مدفوع به طور روزانه از هر بز گرفته میشد. خاکستر نامحلول در اسید (AIA) غذا و مدفوع به عنوان یک نشانگر داخلی برای تخمین ضریب ظاهری گوارش پذیری استفاده شد. در مقایسه با شاهد، کاربرد SYPE تولید کل اسیدهای چرب زنجیره کوتاه (SCFA) را به ویژه در مورد پروپیونیک اسید ارتقا داد (P≤0.001) . غلظت نیتروژن آمونیاکی در تیمارهایSYPE درمقایسه با شاهد کمتر بود (P≤0.036) . اما در تیمارهایSYPE، تولید شیر(P≤0.001) و درصد پروتئین و لاکتوز(P≤ 0.05) افزایش نشان داد. همچنین، گوارش پذیری مواد آلی، عصاره اتر، فیبر شوینده خنثی،فیبر شوینده اسید، و همیسلولز در تیمارهایSYPEبیشتر از شاهد بود (P≤ 0.05) . نیز، در تیمارهایSYPE ، گلوبولین سرم(P≤ 0.05) ، گلوکز (P≤0.001) ، و کلسترول کل (P≤ 0.05) بیشتری یافت شد.سلنیوم مخمر به اضافه ویتامین E باعث کاهش تعداد تخم درمدفوع در مقایسه با شاهد شد (P≤0.001). در نتیجه، به شهادت افزایش تولید شیر، بهبود گوارش پذیری مواد غذایی، و وضعیت ظاهری سلامت بزهای شیرده، می توان گفت که کاربرد SYPE به طور مثبتی تخمیر شکمبه را بهبود داد.

  • م. مجذوبی، گ. کرمبخش، م. ت. گلمکانی، غ. ر. مصباحی، و ع. فرحناکی صفحات 1807-1817

    کنجاله ی خرما یک محصول جانبی حاصل از آبگیری میوه خرما است که بدون استفاده در محصولات غذایی باقی مانده است. دلیل اصلی این امر مربوط به کمبود اطلاعات و دانش فنی در مورد ترکیبات شیمیایی، ارزش غذایی، اثرات سلامت بخشی و تاثیرات احتمالی آن بر کیفیت مواد غذایی می باشد. هدف اصلی از این پژوهش تعیین ترکیبات شیمیایی، ترکیبات زیست فعال و ویژگی های عملکردی کنجاله ی خرما به منظور افزایش کاربردهای غذایی آن به عنوان یک ترکیب عملگرا، اقتصادی و در دسترس بود. این پژوهش بر روی کنجاله ی حاصل از خرمای شاهانی با اندازه ی ذرات 355 میکرومتر (زبر) و 167 میکرومتر (نرم) انجام شد. به طور کلی کنجاله ی خرمای شاهانی دارای 37/13 % رطوبت، 92/4% چربی،35/6% پروتیین، 74/11% فیبر خام و 06/79% کربوهیدرات بود. فروکتوز قند ساده ی اصلی، منیزیم ماده معدنی عمده، اولیک اسید به عنوان اسید چرب غالب، و ترکیبات فنولی مهمترین آنتی اکسیدان موجود در کنجاله ی خرما بود. ترکیبات شیمیایی و ویژگی های عملکردی کنجاله ی خرما تحت تاثیر اندازه ی ذرات آن قرار گرفت. نمونه ی زبر دارای فیبر، اولیک اسید، فنول و فلاونویید کل و فعالیت آنتی اکسیدانی کمتری نسبت به نمونه ی نرم بود. نمونه ی نرم دارای مقدار بیشتری قند و چربی بود و ظرفیت نگهداری آب و حلالیت آن بیشتر از نمونه ربز بود.

  • م. طلوع نداف آبکوهی، ف. طباطبایی یزدی، س. ع. مرتضوی، و م. ر. عدالتیان دوم صفحات 1819-1830

    کارخانه‏‏های صنایع لبنی ، حجم بالایی لجن از باکتوفیوژ و سپراتور تولید می‏کنند و این درحالی است که تقاضای جهانی برای استفاده از پروتئاز ها رو به افزایش است. اخیرا استفاده و ذخیره مواد ضایعاتی به محصولاتی با ارزش افزوده فرایندی پایدار است بنابراین هدف از این مطالعه بررسی پتانسیل این لجن برای تولید آنزیم‏های پروتئاز قلیایی بود . بار میکروبی کل بر روی محیط کشت Plate Count Agar برای باکتری های هوازی و بی‏هوازی اختیاری در دمای °C‏37 و °C‏50 در هر دو نوع لجن تعیین شد . شمارش لاکتوباسیلوس‏ها در محیط کشت MRS Agar برای لجن باکتوفیوژ و سپراتور به ترتیب برابر با ‏ logCFU/ml‏25‏‏/0±12/3 و ‏log CFU/ml 2/0 ± 085/3 بود. کپک و مخمر سطح جمعیتی برابر با log CFU /ml‏1/0±3/2 و log CFU /ml 1/0 ± 08/2 برای این دو نوع لجن داشت. باکتری‏های پروتئولیتیک از لجن لبنی با استفاده از Skim Milk Agar جداسازی شدند . هاله‏ی روشن در اطراف کلنی نشانگر ارگانیسم تولید کننده‏ی پروتئاز در این محیط کشت است. پارامتر‏های مختلفی (دما ، pH ، شوک حرارتی و نوع لجن) برای تولید حداکثر تولید آنزیم بهینه شدند. بیشترین فعالیت پروتئولیتیک در دمای °C 37 با (05/0 (P < مشاهده شد. جدایه‏های Bacillus‏‏های مولد پروتئاز قلیایی به وسیله‏ی واکنش‏های زنجیره‏ای پلیمراز (PCR) شناسایی شدند . باکتری‏های شناسایی شده شامل Bacillus cereus strain zk2 ، Bacillus sp . cp-h71 ، Bacillus thuringiensis strain ILBB224 و Bacillus sp.Bac6D2 بودند.

    کلیدواژگان: لجن لبنی، باکتوفیوژ، سپراتور، فسفاتاز قلیایی، باسیلوس
  • م. حاجی اسماعیلی، س. ع. ایوب زاده، و ا. عبدلی صفحات 1831-1841

    زیست توده پارامتری مهم در مطالعه فرآیندهای انتقال انرژی زنجیره های غذایی و همچنین ساختار اجتماعی و ترکیب موجودات آبزی می باشد. تعیین زیست توده بر اساس اندازه گیری مستقیم وزن جانوران، روش حجمی، و تبدیل طول-وزن می باشد. اگرچه اندازه گیری مستقیم وزن هر یک از ارگانیسم ها صحیح ترین روش می باشد، اما به دلیل زمان بر بودن آن کاربرد این روش رایج نیست. روابط رگرسیونی طول- وزن به دلیل سرعت و دقت آن ها نسبت به سایر روش ها، رایج ترین رویکرد مورد استفاده برای برآورد زیست توده بی مهرگان کفزی می باشند. در این تحقیق روابط طول- وزن رایج ترین کفزیان شناسایی شده در رودخانه ای کوهستانی در ایران واقع در حوضه جنوبی دریای خزر با استفاده از برازش تابعی توانی (خطی شده از طریق تبدیل لگاریتمی) بر داده های وزن تر و خشک در برابر طول بدن بی مهرگان آبزی در دو سطح خانواده و راسته توسعه داده شده اند. یک رابطه عمومی نیز بر اساس داده های کل کفزیان شناسایی شده در تحقیق توسعه داده شده است. روابط توسعه داده شده در سطح P<0.05 معنی دار بودند و ضریب همبستگی روابط در محدوده 99/0- 82/0 بود. روابط رگرسیونی حاصل از تحقیق حاضر برای سه راسته عمده از بی مهرگان آبزی با روابط سایر تحقیقات انجام شده در مناطق جغرافیایی مختلف مورد مقایسه قرار گرفت. روابط توسعه داده شده در این تحقیق در بررسی های آینده ساختار جمعیت کفزیان و نیز درک اهمیت این بی مهرگان در انتقال انرژی رودخانه مفید خواهد بود.

  • ع. دژبان، پ. عطارد، ق. زاهدی امیری، ت. گ. پیپکر، و ک. نانکو صفحات 1843-1858

    تغییرات زمانی و مکانی تاج بارش در بوم سازگان های جنگلی مفاهیم بوم شناسی مهمی دارد. در این پژوهش تغییرپذیری مکانی و زمانی تاج بارش و نیز اثرات تاج پوشش و خصوصیات باران بر تغییرات تاج بارش ارزیابی شدند. نمونه برداری های باران و تاج بارش از مهر 1394 تا مهر 1396 در زمان رشد کامل برگ درختان تا قبل از شروع خزان برگها در توده طبیعی راش (Fagus orientalis) خالص واقع در سری بهاربن جنگل آموزشی پژوهشی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران (جنگل خیرود) انجام شد. میانگین شاخص سطح برگ توده (LAI) و درصد روشنه تاج پوشش در فصل برگدار به ترتیب 6 و 2/6 درصد برآورد شدند. تراکم درختان در توده 188 درخت در هکتار با سطح مقطع 51 مترمربع در هکتار، اندازه گیری شد. در طول دوره مطالعه، 25 رخداد باران با مقدار تجمعی 8/784 میلیمتر ثبت گردید. تغییرات الگوهای مکانی تاج بارش در چهار کلاسه باران 15>، 30-15، 50-30 و <50 میلیمتر در طول دوره مطالعه مشاهده شد. مقدار تاج بارش و تغییرات مکانی تاج بارش (ضریب تغییرات تاج بارش (CVTF%))، با افزایش عمق باران و شدت بارندگی به ترتیب افزایش و کاهش معنی دار داشت (01/0>P). پژوهش حاضر نشان داد عمق باران و شدت بارندگی را می توان به عنوان مهمترین فاکتورهای اثرگذار بر مقدار، تغییرات مکانی و ثبات زمانی تاج بارش دانست. شناخت تغییرات مکانی و ثبات زمانی تاج بارش، به مدیران جنگل در اجرای عملیات پرورشی به منظور مدیریت بهینه توده های جنگلی یاری خواهد کرد تا درک بهتری از پراکنش مکانی تاج بارش رسیده به کف جنگل، از لحاظ دسترسی خاک جنگل به آب و مواد غذایی داشته باشند.

  • ا.‏سلیوانزاده، ‏ا.‏ولیزادگای، ‏و‏ق.‏عسکری‏سریزدی صفحات 1859-1870

    شب پره پشت الماسی یا بید کلم، Plutella xylostella، یکی از آفات مهم چلیپاییان در سراسر دنیا و ایران می‏باشد و معمولا با استفاده از حشره‏کش کلرپیریفوس کنترل می‏شود. این آفت به دلیل داشتن طیف وسیعی از ویژگی‏های بیوشیمایی و رفتاری می‏تواند به سرعت در برابر بسیاری از حشره‏کش‏های شیمیایی مختلف مقاوم شود. به منظور دستیابی به یک طرح مدیریت مقاومتی بهتر، یک سویه مقاوم از شب پره پشت الماسی به حشره‏کش کلرپیریفوس تحت فشار گزینشی در آزمایشگاه ایجاد شد و مقاومت تقاطعی آن به پنج حشره‏کش دیگر و همچنین خصوصیات مقاومتی آن مورد بررسی قرار گرفت. پس از گذشت 15 نسل از فشار گزینشی، جمعیت مقاوم (CLRS) حدود 61/39 برابر نسبت به جمعیت حساس (AL) به کلرپیریفوس مقاوم شد. نسبت مقاومت تقاطعی در جمعیت مقاوم (CLRS) نسبت به جمعیت حساس (AL) در برابر حشره‏کش‏های هگزافلومورون، ایندوکساکارب، تیودیکارب و فلوبندیامید به ترتیب 62/19، 84/17، 43/3 و 33/3-برابر بود. همچنین در بررسی مقاومت تقاطعی، هیچ نوع مقاومت تقاطعی در برابر حشره‏کش آبامکتین مشاهده نگردید. اگرچه آزمایش‏های بیوشیمیایی و سینرژیسمی نشان دادند که استرازها در جمعیت مقاوم نقش مهمی را در مقاومت به کلرپیریفوس دارند، تفاوتی در فعالیت آنزیم‏های گلوتاتیون اس-ترانسفراز و مونواکسیژناز در جمعیت مقاوم و جمعیت حساس مشاهده نشد. برای تعیین غیر حساس شدن آنزیم استیل کولین استراز، پارامترهای سینتیکی (Km , Vmax)، و اثر بازدارندگی کلرپیریفوس_اکسان روی این آنزیم مورد بررسی قرار گرفت. میل ترکیبی وکارایی تجزیه‏ای این آنزیم در سویه مقاوم بیشتر از سویه حساس بود. همچنین مشخص شد در سویه مقاوم این آنزیم حساسیت کمتری نسبت به مهارکننده کلرپایریفوس_اکسان دارد. نتایج حاصل از این تحقیق می‏تواند برای استفاده‏کنندگان از سموم شیمیایی موثر باشد و همچنین می‏تواند موجب به تاخیر افتادن توسعه مقاومت در شب پره پشت الماسی شود.

  • م. خیراندیش، ع. ا. طالبی، س. فراهانی، ث. دولتی صفحات 1871-1887

    در این مطالعه، فون گونه های جنس Opius Wesmael (Hymenoptera: Braconidae) در استان های شمالی ایران مورد بررسی قرار گرفت. حشرات بالغ زنبورها در طول سال های 1389 تا 1391 با استفاده از تله مالیز از زیستگاه های مختلف جمع آوری شدند. در مجموع، 17 گونه متعلق به 12 زیرجنس جمع آوری و شناسایی شدند که از این تعداد، شش گونه شامل O. (Hypocynodus) larissa Fischer, 1968، O. (Allotypus) saevus Haliday, 1837، O. (Merotrachys) schmidti Fischer, 1960، O. (Misophthora) pulicariae Fischer, 1969، O. (Thoracosema) repentinus Papp, 1980 و O. (Nosopaeopius) ochrogaster Wesmael, 1835 برای اولین بار از ایران گزارش می شوند. کلید شناسایی برای گونه های جمع آوری شده در این مطالعه تهیه شده است.

  • و ح .قمی، م. صابری، س.ع.م مدرس ثانوی، ر. زارع صفحات 1889-1904

    تنش ریزگرد، اثرات مخرب مختلف فیزیکی، شیمیایی و فیزیولوژیکی مختلفی بر گیاهان می گذارد. پلاسمای سرد به عنوان یک فن آوری مناسب در افزایش جوانه زنی بذر شناخته شده است. این پژوهش به بررسی اثرات پلاسمای سرد بر کاهش اثرات مخرب ریزگرد بر روی گیاه گندم پاییزه (رقم پیشگام) در گلخانه انجام شده است. ابتدا بذر گندم تحت شارش پلاسمای سرد هوا 50 وات و در زمانهای 60، 120، 180 و 240 ثانیه قرار گرفت. در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس، شبیه سازی ریزگرد با غلظت 1500 میکروگرم بر مترمکعب در مراحل 13، 49، 61 و 69 زادوکس انجام شد. بررسی اثرات پلاسما بر کیفیت و کمیت گندم از طریق اندازه گیری شدت فتوسنتز، تراکم روزنه های برگ، اندازه روزنه، غلظت دی اکسید کربن بین سلولی، میزان تعرق، میزان سبزینگی برگ، محتوای نسبی آب برگ گیاه، هدایت روزنه ای و عملکرد دانه تعیین شد. نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری میان تیمارهای پلاسما و شاهد وجود دارد. به طور مثال، تیمار پلاسمای 180 ثانیه، میزان فتوسنتز، میزان سبزینگی و هدایت روزنه ای را به ترتیب 34%، 32%و 93% نسبت به شاهد بهبود بخشید. در پاسخ به تنش ریزگرد پلاسمای 180 ثانیه، عملکرد دانه و عملکرد سنبله را به میزان 58% و 75% بهبود بخشید. به طور کلی از این پژوهش نتیجه گیری می شود که استفاده از تیمار پلاسمای سرد می تواند نقش مهمی در کاهش اثرات تنش ریزگرد در گیاه گندم ایفا کند.

  • ن. کاکجان مارسیک، ا. گلوب، ه. ه. سرسلج، م. میهوریک، ا. کروفلیک، و. استیبیلج، و م. گرم صفحات 1905-1917

    هدف این پژوهش بررسی امکان برهمکنش (تعامل) سلنیوم در شکل های Se(IV) وSe(VI) در طی فرایند جذب و اسیمیلاسیون گیاه اسفناج (Spinacia oleracea L.) و در هنگامی بود که این مواد با هم مصرف می شوند. چنین امری می تواند بر ویژگی های فیزیولوژیکی و مرفولوژیکی و عملکرد گیاه تاثیر بگذارد. به این منظور، گیاهان با غلظت های مختلف سلنیوم در شکل selenite و selenate به طور جداگانه (هرکدام به مقدار 5، 10، 15 میلی گرم در لیتر سلنیوم) و مصرف هردو باهم (هرکدام به مقدار 5 میلی گرم در لیتر سلنیوم)برگپاشی شد.سپس، انباشت سلنیوم در برگ ها و همراه با آن برخی ویژگی های فیزیولوژیکی و مورفولوژیکی پایش شد. این تیمارهای برگپاشی سلنیوم، روی عملکرد، محتوای رنگهای فتوسنتزی و مواد جاذب UVA و UVB، پتانسیل تنفسی و زیستوده گیاه، و راندمان بالقوه فتوسیستم II هیچ اثری نداشت. این نتایج حاکی از شرایط خوب گیاه اسفناج تحت تیمارهای برگپاشی آزمایش بود. نیز، گیاهان اسفناج به سهولت هر دو شکل سلنیوم را در برگها انباشت کردند. مقایسه مستقیم مصرف ترکیبی این دو شکل سلنیوم(به مقدار 5+5 میلیگرم در لیتر(با مصرف تکی آنها)10 میلی گرم در لیتر(نشان داد که در مصرف ترکیبی، انباشت سلنیوم در گیاهان بیشتر ازانباشت در مصرف selenite به تنهایی بود ولی در مقایسه با تیمار مصرف selenate به تنهایی، انباشت کمتری داشتند. گفتنی است که برگپاشی با همه غلظت های آزمون شده selenite وselenate و ترکیب آنها، با اطمینان از ایمن بودن برگ اسفناج برای تغذیه انسان انجام شد. بر پایه نتایج ما، برگپاشی با selenate در غلظت 15 میلی گرم در لیتر کارآمد ترین تیمار برای تولید اسفناج غنی شده با سلنیوم بود.

  • ی. بگونوویک، پ. پریرا، ی. کیسیک، م. بیرکاس، و ج. رودریگو، کومینو صفحات 1921-1932

    درمدیریت تاکستانها به شدت از ماشین آلات استفاده می شود و این امر اثرات منفی روی تراکم و رطوبت خاک دارد و میتواند تولید و کیفیت انگور را کاهش دهد. با وجود این، پژوهش در مورد تغییرات مکانی-زمانی توزیع تراکم خاک در مقیاس پدون (واحد خاک) در تاکستان موجود نیست. هدف پژوهش حاضر رقمی کردن تاثیر رفت وآمد تراکتور روی جرم مخصوص ظاهری (BD) و رطوبت موجود درخاکSWC)) یک تاکستان در کروواسی بود. به این منظور، در اعماق خاک (10-0، 20-10، . 30-20 سانتی متری) در فصول مختلف(قبل، در طی، و بعد از تابستان) ودر سه قسمت تاکستان که مدیریت متفاوت داشت یعنی در فاصله بین ردیف ها که با گراس پوشیده بود(GC)، در فاصله بین ردیف ها که شخم خورده بود(T)، و در روی ردیف ها که شخم خورده بود (R) ویژگی های خاک اندازه گیری شد. اثر اصلی رفت وآمد تراکتور در عمق 10-0 سانتی متری مشاهده شد. جرم مخصوص ظاهری خاک بعد از تابستان به طور معناداری بیشتر از دوره تابستان و دوره قبل از آن بود. مقدار رطوبت خاک SWC در لایه 10-0 سانتی متری در طی تابستان به طور معناداری کمتر از دوره قبل یا بعد از تابستان بود. در اعماق 20-10 و 30-20 سانتی متری، مقدار رطوبت خاک (SWC) در همه فصول در همه قسمت ها بیشتر بود وبین آنها در هر عمق تفاوت معناداری نبود. نیز، همبستگی مثبت و معناداری بین BD و SWC در قسمت T بعد از تابستان دیده شد هر چند که افزایش رفت وآمد تراکتور منجر به کم شدن SWC شد. رفت وآمد چرخ های تراکتور باعث افزایش جرم مخصوص ظاهری خاک شد که میتوان آن را به بالا بودن رطوبت خاک نسبت داد. با این همه، این افزایش از نظر مسایل آگرونومیکی ربطی نداشت. به هر حال، برای کنترل کردن تراکم خاک در تاکستان ها با انجام مدیریت خاک به گونه ای سازگار با محیط زیست، چنین یافته هایی باید مورد توجه قرار گیرد.

|
  • F. Hosseini, H. Sadighi, S. A. Mortazavi*, H. Farhadian Pages 1641-1656

    Electronic commerce (E-commerce) is a contemporary concept with huge potential that is fundamentally changing how business is done. This paper describes robust E-commerce strategies for trading agricultural goods and services. The purpose of this study was to enhance the efficiency of E-commerce in the export of agricultural commodities. Since the SWOT method is a key tool used by businesses to formulate strategic plans, this study conducted a SWOT analysis of E‐commerce to identify the strengths, weaknesses, opportunities, and threats faced by E‐commerce in current scenarios. A random sampling method was used to select the statistical population, which was composed of 96 experts from the Ministry of Agriculture. Seventy-five questionnaires were distributed to the experts (N= 75) using Morgan and Krejsi's table, of which 59 questionnaires were filled (n= 59). The questionnaire consisted of strengths, weaknesses, opportunities, and threats to E-commerce development and it was prepared using the Delphi technique. The important results of SWOT analysis constituted a framework to help planners and managers realize their goals and enhance the export of agricultural commodities. The resulting SWOT matrix analysis was located in the area of WO (conservative strategy). Accordingly, it is recommended that for proper exploitation of environmental opportunities, organizational weaknesses should be taken into account. Some important strategies suggested based on this study are enforcing laws and providing effective incentives to reduce production costs relative to global prices as well as creating innovation in the export process using E-commerce.

    Keywords: Agricultural export, Delphi technique, Electronic commerce, Morgan, Krejsi's table
  • P. Ataei, H. Sadighi*, M. Chizari, E. Abbasi Pages 1657-1671

    Implementation of Conservation Agriculture (CA) project is a process of multi-participation that involves actors from agricultural researchers and scientists, extension agents, private consulting firms, pioneer farmers, rural cooperatives, family members, peer farmers, etc. The social interactions between farmers and actors drive the CA development. Therefore, this study analyzes the social network structures and characteristics of various actors by social network analysis in seven processes of applying CA in Iran. The research sample was composed of farmers who participated in the CA project in three provinces of Fars, Golestan, and Khuzestan (n= 133). The research instrument was a questionnaire that was designed as a matrix. The findings showed that pioneer farmers, CA farmers, and family members were the main actors in the farmers' social network. It can be concluded that these actors were the main social power in applying CA principles by farmers and they constituted the main centrality of the farmers' social network. It means that farmers are more likely to interact with local actors, and they interact less with the government and the actors outside the rural community. Therefore, it can be recommended that social power should be identified and project management should be organized through them in attempts to implement CA.

    Keywords: Extension planners, Pioneer farmers, Social power, influence, Sustainable agriculture
  • S. Cheraghi, Sh. Choobchian*, E. Abbasi Pages 1673-1689

    Considering the importance of investment in renewable energies and the numerous uses of this technology in the agriculture sector, the present research was conducted with the aim of investigating the factors affecting the decision-making process in renewable energies investment in the agricultural sector in Iran. This study is a non-experimental survey research in which structural equations modeling method was used for data analysis (LISREL 8.72). The statistical population consisted of 130 investors of active companies in the area of renewable energies in the agriculture sector throughout Iran. Using Krejcie and Morgan Table as well as simple random sampling method, 97 (n= 97) individuals were chosen as the sample size. The main data collection instrument was questionnaire, whose validity was confirmed by a panel of experts. To measure the reliability of the research tool, 30 copies of the questionnaire were completed by active investors in the area of renewable energies as well as the experts of Iranian Renewable Energy and Energy Efficiency Organization. Then, Cronbach Alpha coefficient was calculated by SPSS 22 for different sections of the completed questionnaire, which showed a good reliability. Based on the results, since the calculated Composite Reliability (CR) index was larger than 0.6 and the Average Variance Extracted (AVE) was larger than 0.5 for each of the five external and internal latent studied variables, the latent variables had convergent and divergent validity. The results indicated that among the studied variables, knowledge of renewable energy technology, a priori beliefs, market policy preferences, institutional pressure, and attitude toward radical technological innovations had the greatest impact on the renewable energies investment decision-making process in the agriculture sector, respectively.

    Keywords: A priori beliefs, Energy efficiency, Operational risks
  • S. Ehtesham Majd, M. Omidi Najafabadi*, F. Lashgarara, S. M. Mirdamadi Pages 1691-1704

    In this study, a gender analysis of various dimensions that affect the food security status of households in the villages of Kermanshah County was conducted based on a sustainable livelihood framework. The non-experimental research method involved data collection, which was performed to identify causal relationships. There were 25,671 households in the agricultural sector of the villages of Kermanshah County. Among them, 750 people (375 women and 375 men in 375 households) were selected as a proportional sample based on a stratified sampling method. A questionnaire was used for data collection. The validity of the questionnaire was confirmed by expert opinions, and its reliability was confirmed by sequential theta coefficients (0.714-0.838). Structural equation modeling was implemented based on the Multiple-Indicator, Multiple-Cause (MIMIC) Bayesian approach. Then, the structural MIMIC model was presented as the basis for comparison between two groups. The results of the research indicate that men had greater food security than women in terms of food availability, accessibility, and stability in the studied households. Men had more financial capital, social capital, and natural capital than women and were more affected by vulnerability and the transformation of structures and processes. Conversely, women had more human and physical capital and better livelihood strategies than men. Therefore, the economic empowerment of women and the professional training of men in the region should be prioritized to improve food security and development programs. These results can play a decisive role in the continuation or halting of programs for achieving food security and sustainable development.

    Keywords: Assets, Gender analysis, Kermanshah County, Multiple-indicator multiple cause Bayesian approach, Sustainable livelihood framework
  • M. Bijani*, E. Ghazani, N. Valizadeh, N. Fallah Haghighi Pages 1705-1719

    Iran is considered as a vulnerable country in terms of erosion and degradation of soil resources. One of the solutions that have been proposed in recent years to solve this crisis is to pay special attention to the behavioral, cognitive, and social dimensions of soil conservation behavior in agricultural development programs in addition to the technical aspects. In this regard, a study with a descriptive-correlational and causal-relational method was conducted to identify the most important factors influencing the soil conservation behavior among the Iranian farmers and agricultural community. To this end, a sample of 120 farmers in Mazandaran Province was selected using stratified random sampling with appropriate assignment. The results showed that environmental consciousness, environmental values, and social pressures have significant impacts on soil conservation behavior of farmers. Finally, using the results and insights gained from this study, six practical suggestions have been proposed to managers and policy-makers towards the better management of agricultural soil resources. Application of each of these suggestions can act as a turning point in the improvement of the status of Iran's agricultural sector in general and soil resources in particular.

    Keywords: Environmental consciousness, Environmental values, Pro-environmental behavior model, Value-Belief-Norm (VBN) Theory
  • A. Malekhoseini, A. A. Mirakzadeh*, C. Salmanzadeh Pages 1721-1736

    Agricultural ethics has been widely discussed in recent decades. However, in spite of numerous studies there is no consensus on this issue, especially in developing countries. Accordingly, this study was conducted with the aim of the examining farmers’ view on agricultural ethics in Sonqur County, Kermanshah province, Iran. This study used a hybrid model to define the concept of agricultural ethics through three phases. For the theoretical phase, the attributes of agricultural ethics were identified through review of the literature (until 2017). Also, in-depth interviews with 32 participants were conducted for the fieldwork to develop attributes from the data and to verify those identified from the literature review. In the third phase, attributes and final analysis of agricultural ethics were extracted from the first and second phases. Based on the integration of the literature and the results from the interviews, agricultural ethics was described as follows: a complex subject involving farm structure, food security, food safety, global trade, agricultural biotechnology, trust in science, research ethics, environmental impacts, animal ethics, and rights. The scope of agricultural ethics ranges from macro issues at national and global levels to human ecology (human relationship with the environment) of a farmer, suggesting that it has a systemic thinking that is necessary to achieve sustainability.

    Keywords: Bioethics, Concept analysis, Hybrid model, Morality, Sustainability
  • P. Zand*, H. Mirzaie, H. Mehrabi, S. Nabieian Pages 1737-1751

    Capital as the engine of economic growth and development is one of the fundamental pillars of economy. Many developing countries are struggling to achieve sustainable economic growth through investment in order to achieve economic development. Investing in agricultural sector, due to the steady increase in demand for food and other agricultural products, is of particular importance and can lead to growth in production and employment in this sector. In addition, backward and forward relationships of the agricultural sector with other sectors also contribute to the growth of production and employment. Accordingly, in the present study, the analysis of the effects of the policy of investment growth in agriculture based on the method of Social Accounting Matrix (SAM) was considered. The effects of applying this policy (including net, open and closed effects) have been analyzed in three scenarios. The results of net effects showed that the incomes of production activities would be increased in each of these scenarios. In addition, due to the implementation of the first scenario, industrial and agricultural sectors, and because of the implementation of the second and third scenarios, the sectors of industries, agriculture, and horticulture had the maximum increase in production. Also, the study of open effects also shows an increase in the income of the factors of production and institutions caused by the application of the above policies. Investigating the closed effects of the package also showed that the overall economy resulting from the above scenarios increases, such that closed effects are much stronger than direct effects. The findings also showed that the closed effects of the aforementioned scenarios on the industries, services, and commerce were more than the agricultural sector itself and its sub-sectors, indicating a strong link between these sectors and the agricultural sector and its sub-sectors.

    Keywords: Horticulture sub-sector, Income of production activities, Social accounting matrix
  • P. Alizadeh, H. Mohammadi*, N. Shahnoushi, S. Saghaian, A. Pooya Pages 1753-1766

    In recent years, the high cost of raising livestock and, consequently, the sharp increase in the price of red meat in Iran have reduced its demand, and people consume chicken meat as a substitute for it. This has reduced the production incentives and, with the bankruptcy of some beef cattle farms, the welfare of producers and consumers of this product face serious danger. To overcome this problem, understanding cost structure and reducing consumer price by reducing production costs seems necessary. Therefore, the aim of this research was to evaluate cost structure and economies of scale of beef cattle farms in Mashhad. For this purpose, the short-run Translog cost function along with input cost share equations were estimated using the iterated seemingly unrelated regression method. The data were collected in 2017 from beef cattle producers by interview using structured questionnaires. The result showed that there were increasing returns to scale for all farms. In addition, the demands for all inputs were perfectly inelastic. On the other hand, there was weak complementary and substitute relationship between inputs. According to the results of this research, the most important factor of beef production in the selected farms was feed, whose demand was inelastic and the possibility of substituting it with other inputs was very weak. Therefore, the adoption of policies by the government, including subsidies for feeding cattle and increasing the import of this input, can reduce the production cost and prevent beef prices from rising.

    Keywords: Input demand, Substitution elasticity, Economies of scale, Iterated seemingly unrelated regression
  • S. H. Mosavi*, A. Alipour Pages 1767-1782

    Volatility and imperfect price transmission in food markets always impress the welfare of producers and consumers, especially in the developing countries. Therefore, the purpose of this study was to investigate the price relationship in vertical market levels (i.e. farm gate, wholesale and retail) of rice as a staple food for Iranians, using the Vector Error Correction Model (VECM) and the Generalized AutoRegressive Conditional Heteroskedastic (GARCH). The data used was based on monthly observations of prices in Kamfiroz Rice Market from April 1997 to March 2015. Results showed that the direction of Granger causality and partial price transmission were from farm gate to retail market as well as from wholesale to farm gate level and retail market to wholesale, such that, if wholesale prices increase by 1%, farm gate prices will increase about 0.37%. Also, if retail prices increase by 1%, then wholesale prices will increase by about 0.36%. In addition, if farm gate prices increase by 1%, then retail prices will decrease by about 0.08%. Results also implied that retail and wholesale price volatilities have positive spillover effects on the volatility of farm gate prices (i.e. 0.50 and 0.31, respectively). In addition, retail prices are more sensitive to wholesale prices and more volatile (i.e. 0.56) than the others. Finally, in order to increase the transparency of information and increase the efficiency of price transmission in Kamfiroz Rice Market, it was suggested that marketing cooperatives of this product be increased and supported more.

    Keywords: Farm gate prices, Multivariate GARCH model, Retail prices, Vector error correction model, Wholesale prices
  • H. Ghiasi, A. Sadeghi, Sefidmazgi, R. Taherkhani, M. Khaldari, D. Piwczyński, M. Kolenda* Pages 1783-1792

    In the current study, the effect of phenotypic factors on Somatic Cell Count (SCC) was evaluated by using classification tree technique. The current study used a total of 1,972,031 test day records of SCC in parity 1 to 4 collected from 1,281 Iranian Holstein-Friesian cows’ herds through 2004–2013. The SCC records were converted to binary trait, defined as 1: If SCC≤ 200,000, and 2: Otherwise. The CART (Classification And Regression Tree) algorithm for classification trees, with GINI index and Entropy function as the division criteria, was used to develop the tree. Statistical analysis was performed using ‘rpart’ package in R software. The constructed tree had 12 leaves and it was 6 levels deep. The results of classification tree procedure for ranking of importance of the variables responsible for the variation in SCC were, respectively, parity, test-day milk production, year of calving, season of calving, and days in milk (stage of lactation). Based on the obtained classification tree, different combination of variables associated with SCC could be identified. According to the classification tree, the lowest amount of SCC was expected in the group of cows that were in the 1st or 2nd parity; their test-day milk production was > 30 kg; they were calved from year 2004 to 2013; and their calving season was autumn or winter.

    Keywords: Entropy function, GINI index, Holstein-Friesian cows, Mastitis, Milk production
  • A. S. Morsy*, H. M. El, Zaiat, A. M. Saber, M. M. Anwer, S. M. Sallam Pages 1793-1806

    Twenty Barki goats were used for evaluating the effects of oral administration of Selenium Yeast Plus vitamin E (SYPE) on rumen fermentation, milk production, feed digestibility, blood parameters and resistance to parasites. Goats were randomly divided into two groups of ten animals, control group without any treatment and treated group with 100 mg of SYPE between days 14 prepartum and 49 postpartum. Rumen fluid and faecal and blood samples were collected on days 7, 21, 35, and 49 after kidding, milk yield was determined biweekly. During the last week of the experiment, daily fresh faecal grab samples were obtained from each animal. Feed and faeces Acid Insoluble Ash (AIA) contents were used as an internal marker to estimate the apparent digestibility coefficients. Administration of SYPE enhanced (P≤ 0.001) total Short Chain Fatty Acids (SCFAs) production especially propionic acid compared to the control. Ammonia N concentration was lower (P≤ 0.036) for SYPE than for the control. Higher milk yield (P≤ 0.001) and protein and lactose percentages were found (P≤ 0.05) in SYPE than in the control group. Digestibility of organic matter, ether extract, neutral detergent fiber, acid detergent fiber and hemicelluloses were higher (P< 0.05) in SYPE than that in the control. Increased serum globulin (P≤ 0.05), glucose (P≤ 0.001) and total cholesterol (P≤ 0.05) by SYPE were found. Selenium yeast plus vitamin E decreased (P≤ 0.05) the faecal egg count compared to the control. Administration of SYPE supported positively the rumen fermentation as was evidenced from the increased milk production, improved nutrients digestibility and the apparent health statues achieved for lactating goats.

    Keywords: Faecal egg count, Milk yield, Selenium yeast, Short chain fatty acids
  • M. Majzoobi*, G. Karambakhsh, M. T. Golmakani, G. R. Mesbahi, A. Farahnaki Pages 1807-1817

    Date press cake is a by-product of date fruit juicing that has remained underutilized in the food industry. This is mostly due to the lack of information and technical knowledge about its chemical composition, nutritional value, health benefits and possible effects on the quality of food products upon inclusion. The main aim of this research was to determine the chemical composition, bioactive compounds and functional properties of date press cake to promote its food applications as an economical and available functional ingredient. The research was carried out on ground date press cake obtained from Shahani dates with two particle sizes of 355 µm (coarse) and 167 µm (fine). On average, Shahani date press cake contained 13.37% moisture, 4.92% fat, 6.35% protein, 11.74% crude fiber and 79.06% carbohydrate. Fructose was the main simple sugar, magnesium was the major mineral, oleic acid was the predominant fatty acid, and phenolic compounds were the main antioxidant. The chemical composition and functional properties of the date press cake were affected by its particle size. The coarse sample had lower fibre, oleic acid, total phenolic and flavonoid content and antioxidant activity than the fine sample. However, the fine sample had higher sugar and fat content and exhibited higher water holding capacity and solubility than the coarse sample.

    Keywords: Date by-product, Food waste management, Functional ingredient, Particle size, Value addition
  • M. Toloue Naddaf Abkouhi, F. Tabatabaei Yazdi*, S. A. Mortazavi, M. Edalatian Dovom Pages 1819-1830

    Dairy factories produce high volume of sludge from bactofuge and separator. Meantime, global demand for the proteases is increasing. Recently, utilization and conversion of the waste materials into value added product is a sustainable process. The objective of this study was to investigate the potential of bactofuge and separator sludge to produce alkaline protease enzymes. Total viable aerobic and anaerobic counts were determined on Plate Count Agar at 37 and 50ºC for both types of sludge. Lactobacillus count in MRS Agar plates corresponded to 3.12±0.25 log CFU mL-1 for sludge of bactofuge and 3.085±0.2 log CFU mL-1 for sludge of separator. Mold and yeast had population levels of 2.3±0.1 log CFU mL-1 for bactofuge and 2.08±0.1 log CFU mL-1 for separator. Proteolytic bacteria were isolated from dairy sludge using Skim Milk Agar media. A clear zone of Skim Milk hydrolysis indicated protease-producing organisms. Different cultural parameters (temperature, pH, thermal shock, and kind of sludge) were optimized for maximal enzyme production. Maximum proteolytic activity was observed at 37◦C (P< 0.05). Isolated alkaline protease producing Bacilli were identified by Polymerase Chain Reaction (PCR). The species were identified as Bacillus cereus strain zk2, Bacillus sp. cp-h71, Bacillus thuringiensis strain ILBB224, and Bacillus sp. Bac6D2.

    Keywords: Bacillus, Dairy sludge, Polymerase Chain Reaction, Proteolytic activity
  • M. Hajiesmaeili, S. A. Ayyoubzadeh*, A. Abdoli Pages 1831-1841

    Biomass is an important parameter in studying a variety of energetic processes in food webs, community structure, and composition of aquatic organisms. Biomass determinations are based on direct weighing of animals, biovolume determination, and length-weight conversion. Although direct weighing of individual organisms is the most accurate methodology, its application is not very common due to its time consuming nature. Length-weight regressions are the most widely used approach for estimating benthic invertebrate biomass because they are less time consuming and more precise than other methods. In this research, length-weight relationships are evaluated for the most common benthic invertebrates found in an Iranian mountain river in the Southern Caspian Sea Basin by fitting the power function (linearized by logarithmic transformation) to data of wet and dry weights against body length of aquatic invertebrates at both family and order level. A general predictive equation was also obtained for all individuals measured in this study. Regressions obtained were significant at a P value of < 0.05 and explained a high proportion of variation of the dependent variable, as expressed by the correlation coefficient (r= 0.82-0.99). Regression equations obtained in this study for three major orders of aquatic invertebrates were also compared to those in previous studies from different geographical locations. Relationships developed in this study, can be useful for future assessments of benthic community structure and for understanding the importance of these invertebrates in the energy flux of the river.

    Keywords: Aquatic insects, Biomass, Body length, Energy flux of river
  • A. Dezhban, P. Attarod*, G. Zahedi Amiri, T. G. Pypker, K. Nanko Pages 1843-1858

    The spatial and temporal heterogeneity of throughfall (TF) have important ecological impacts in forest ecosystems. The aim of this study was to quantify spatio-temporal variability of TF and to evaluate the effects of canopy traits and gross rainfall (GR) characteristics on TF at the event scale. Event-based measurements were carried out from September 2015 to October 2017 during the leafed-out period in a natural uneven-aged beech (Fagus orientalis L.) stand located in the Hyrcanian forest of Iran. Leaf area index (LAI) and canopy openness of the stand were 6 m2 m-2 and 6.2%, respectively. Tree density in the studied plot was 188 tree ha-1 and the basal area (BA) was 51 m2 ha-1. During the measurement period, 25 rainfall events occurred (total rainfall= 784.8 mm). We observed variability of TF under the beech trees canopy in different GR classes (< 15, 15-30, 30-50 and > 50 mm). Increases in rainfall depth and intensity were associated with an increase in TF depth and decrease in TF variability. We found that rainfall depth along with the intensity were the most influential factors on the TF depth, spatial variability as well as time stability. Knowledge of the spatial persistence and variability of TF would help managers to optimize the management of these stands in terms of soil water and nutrition availability.

    Keywords: Beech stand, Canopy trait, Ecohydrology, Gross rainfall, Tree density
  • A. Soleymanzade, O. Valizadegan*, G. Askari Saryazdi Pages 1859-1870

    Diamondback moth (Plutella xylostella) is a serious pest of cruciferous vegetables worldwide. In Iran, it is commonly controlled by using chlorpyrifos. Due to a range of biochemical and behavioral features, this pest can rapidly develop resistance to many insecticides from different groups. To achieve a better resistance management plan, a chlorpyrifos resistant strain of P. xylostella was selected under laboratory conditions and its cross resistance to five other insecticides and resistance characteristics were investigated. After 15 generations of selection, the selected strain (CLRS) developed 39.61-fold higher resistance to chlorpyrifos in comparison with susceptible strain (AL). CLRS exhibited 19.62-, 17.84-, 3.43- and 3.33-fold cross resistance to hexaflumuron, indoxacarb, thiodicarb and flubendiamide, respectively, but showed no cross resistance to abamectin. Synergism and biochemical studies suggested potential involvement of Esterase (EST) in CLRS. However, no difference was seen for Glutahion-S-Transferase (GSTs) and Mixed Function Oxidase (MFO) in CLRS and AL strains. To determine the role of AcetylCholinEsterase (AChE) insensitivity in resistance mechanism, Kinetic parameters (Km and Vmax) and inhibitory effect of chlorpyrifos-oxon on this enzyme were evaluated. Affinities and hydrolyzing efficiencies of AChE in CLRS were higher than AL. This enzyme in CLRS was also less sensitive to inhibition by chlorpyrifos-oxon. Results indicated that chlorpyrifos resistance exhibited cross resistance to other insecticides from different classes and enhanced EST activity and AChE insensitivity were probably the main factors in chlorpyrifos resistance. These results can help the users of insecticides and can delay the resistance development of P. xylostella.

    Keywords: Acetylcholine esterase, Brassicaceae, Insecticide resistance, Resistance management plan, Synergism
  • S. Dolati, A. A. Talebi*, S. Farahani, M. Khayrandish Pages 1871-1887

    Species of the genus Opius Wesmael, 1835 (Hym.: Braconidae, Opiinae) was faunistically studied in northern provinces of Iran. Malaise traps were used to obtain adult specimens from various habitats during 2010–2011. A total of 17 species, belonging to 12 subgenera, were identified, of which six species including O. (Hypocynodus) larissa Fischer, 1968; O. (Allotypus) saevus Haliday, 1837; O. (Merotrachys) schmidti Fischer, 1960; O. (Misophthora) pulicariae Fischer, 1969; O. (Thoracosema) repentinus Papp, 1980; and O. (Nosopaeopius) ochrogaster Wesmael, 1835 were recorded for the first time from Iran. A key for identification of the collected species is provided.

    Keywords: Iranian fauna, Leaf miner, Parasitic wasps, Parasitoid
  • M. Saberi*, M. A. Modarres Sanavy, R. Zare, H. Ghomi Pages 1889-1904

    Haze stress has various destructive physical, chemical and physiological effects on the plants. Cold plasma treatment is recognized as a suitable technology to improve germination efficiency of numerous seeds. This study was carried out to evaluate the effect of cold plasma in order to reduce harmful effects of haze on winter wheat (Pishgam cultivar) in the greenhouse. Seeds of wheat were treated with cold air plasma at 50W during different time intervals of 60, 120, 180 and 240 seconds. In the greenhouse, simulation of haze stress with concentration of 1500 μg m-3 was performed at 13, 49, 61 and 69 Zadoks scales at agricultural research greenhouse of Tarbiat Modares University. Effects of plasma treatments on quality and quantity of wheat were determined by the rate of photosynthesis, leaf stomatal density, size of stomata, intercellular CO2 concentration, transpiration rate, chlorophyll content, Relative Water Content (RWC), stomatal conductance, spike yield, and grain yield. Results indicated a significant difference among plasma treatments and the control. Plasma treatment in 180 seconds ameliorated photosynthesis rate, chlorophyll content, and stomatal conductance by 34, 32, and 93%, respectively, compared with the control. In response to haze stress in plasma treatments at 180s plasma treatment, grain and spike yield were increased by 58 and 75%, respectively, compared with the control plants. The results showed that plasma treatments reduced damage of haze stress on winter wheat.

    Keywords: Climate change, Dust, Environmental problems, Rate of photosynthesis
  • N. Kacjan Maršič, A. Golob, H. Šircelj, M. Mihorič, A. Kroflič, V. Stibilj, M. Germ* Pages 1905-1917

    The objectives of this study were to determine if Selenium (Se) in the forms of Se (IV) and Se (VI) interact during uptake and assimilation by spinach plants (Spinacia oleracea L.), when they are applied together. That might affect selected physiological and morphological characteristics, and crop yield. Plants were foliar sprayed with different concentrations of Se as selenite and selenate, separately (each at the rate of 5, 10, 15 mg Se L-1), and simultaneously with selenite plus selenate (each at the rate of 5 mg Se L-1). Se accumulation in the spinach leaves was monitored, along with selected physiological and morphological characteristics. These foliar Se treatments had little or no effects on crop yield, content of photosynthetic pigments and UVA and UVB absorbing compounds, respiratory potential and plant biomass, and potential efficiency of photosystem II. This demonstrated the good conditions of the spinach plants under these foliar Se treatments. The spinach plants readily accumulated both forms of Se into the leaves. Direct comparison of their combined application (5+5 mg L-1) with their individual applications (10 mg L-1) showed that in the combined application, the plants accumulated Se more than in selenite alone treatment, but less Se than in the selenate alone treatment. Foliar spraying with all tested concentrations of selenite, selenate, or their combination ensured that spinach leaves were safe for use in human nutrition. According to our results, exogenous treatment with selenate in concentration of 15 mg L-1 was the most efficient treatment for production of Se enriched spinach.

    Keywords: Essential trace element, Se foliar application, Selenate, Selenite
  • I. Bogunovic*, P. Pereira, I. Kisic, M. Birkás, J. Rodrigo, Comino Pages 1921-1932

    Vineyards are intensively managed with machinery, leading to negative impacts on soil compaction and moisture, which can decrease grape productivity and quality. However, there is a lack of investigations at the Pedon scale related to the spatio-temporal distribution of soil compaction in vineyards .The aim of the study was to quantify the impacts of tractor traffic passes on Bulk Density(BD) and Soil Water Content (SWC), in a Croatian vineyard. Soil properties were measured at different depths (0-10, 10-20 and 20-30 cm), seasons (before, during and after summer), and at three different zones subject to different management actions: Grass Covered inter-row (GC), Tilled inter-row (T) and tilled row (R). The main effects of tractor traffic passes were found at the 0-10 cm soil depth. Soil BD was significantly higher after summer than before and during summer. At 0-10 cm, SWC was significantly lower during summer than before and after. At 10-20 and 20-30 cm depths, SWC was higher in all zones, showing no significant differences between them at each depth. Significant positive correlations between BD and SWC were identified in the T zone after summer, although increased traffic decreased the SWC. Wheel traffic increased BD, which we can attribute to the high SWC. Nevertheless, this increase was agronomically not relevant. Such findings should be considered in order to control soil compaction in vineyards through environmentally-friendly soil management practices.

    Keywords: Bulk density, Soil depth, Soil management, Soil water content, Wheel traffic