فهرست مطالب

علوم پزشکی رازی - پیاپی 184 (مهر 1398)
  • پیاپی 184 (مهر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/09
  • تعداد عناوین: 13
|
  • روناک شهسواری، فاطمه کشاورزی* صفحات 1-9
    زمینه و هدف

    دیابت تیپ 2 یک بیماری متابولیک است. مکان های ژنتیکی متنوعی در استعداد ابتلا به این بیماری نقش دارند که ازجمله آن مکان هایی در ژن ATF6 (Activating transcription factor) می باشد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط میان پلی مورفیسم ATF6(rs2070150) و دیابت تیپ دو در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 در کردستان انجام شده است.

    روش کار

    در مطالعه مورد - شاهدی حاضر، 100 نمونه خون بیمار همراه با 100 نمونه کنترل (با همسان سازی سن و جنس) از شهرهای استان کردستان برای جایگاه ATF6(rs2070150) با استفاده از روش Tetra-ARMs PCR ارزیابی شد و داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS و با آزمون کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

     نتایج نشان داد در میان افراد بیمار 4، 12 و 84 نفر و در میان افراد کنترل سالم 3، 26 و 71 آن ها به ترتیب ژنوتیپ CC، CG و GG داشتند. این نتایج موید این است که فراوانی آلل های CC و GG در گروه بیمار نسبت به گروه کنترل بیشتر، ولی فراوانی آلل GC در گروه کنترل نسبت به گروه آزمایش بیشتر است که این تفاوت در سطح آلل های گروه بیمار و کنترل به لحاظ آماری نیز معنی دار می باشد

    نتیجه گیری

    ژنوتیپ GC (42%) در جمعیت مطالعه شده یک ریسک فاکتور برای دیابت تیپ دو است (041/0p=).

    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، پلی مورفیسم، (rs2070150) ATF6
  • حسین رادفر، ادریس باوردی مقدم*، محمد صانعی صفحات 10-23
    زمینه و هدف

    یکی از عوامل عملکرد مناسب نیروهای نظامی داشتن ارزیابی دقیق بازخورد می‎باشد که در این میان حس عمقی مناسب مفصل زانو یکی از عوامل تاثیرگذار در این زمینه می باشد. این مطالعه به منظور بررسی تغییرات حس عمقی مفصل زانو در نظامیان متعاقب یک دوره کشش استاتیک و دینامیک عضلات همسترینگ، چهارسررانی و دوقلو انجام گرفت.

    روش کار

    روش تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی و کاربردی، با طرح تحقیق پیش آزمون پس آزمون و با گروه کنترل بود. جامعه آماری مردان قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء (ص) آجا بود که از بین آن ها به روش تصادفی ساده و از نمونه های در دسترس 60 نفر به صورت تصادفی به سه گروه 20 نفری استاتیک (قد: 27/173، وزن: 14/78)، دینامیک (قد: 08/175، وزن: 92/76) و کنترل (قد: 12/176، وزن: 09/80) تقسیم شدند. آزمودنی ها در دو گروه استاتیک و دینامیک برنامه های کششی مربوط به گروه خود را اجرا نمودند. برای اندازه گیری حس عمقی مفصل زانو از روش گونیامتری تصاویر دیجیتال با تحلیل نرم افزاری اتوکد استفاده گردید. از آزمون های تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تی همبسته برای بررسی نتایج استفاده شد. داده های حاصل از این پژوهش با استفاده از نرم افزار 22SPSS، در سطح معنی داری 95% (05/0α≤) مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

     نتایج متغیر حس عمقی مفصل زانو، بین گروه های استاتیک (کاهش، 05/0p=)؛ و دینامیک (کاهش، 004/0p=)، با کنترل (افزایش اندک)، اختلاف معنی داری را نشان داد. همچنین در گروه استاتیک (کاهش، 032/0p=)؛ و دینامیک (کاهش، 002/0p=)، در متغیر مذکور اختلاف معنی داری در مرحله پس آزمون نسبت به پیش آزمون مشاهده شد (کاهش مقادیر خطای مطلق بازسازی زاویه هدف و در نتیجه بهبود متغیر حس عمقی مفصل زانو).

    نتیجه گیری

     تمرینات کششی استاتیک و دینامیک اندام تحتانی احتمالا می تواند از طریق اثر بر دوک های عضلانی، افزایش دمای عضله، بروز پدیده فعال سازی، تکرار حرکت در یک الگوی خاص و در نهایت پدیده تخلیه حسی پس انقباضی موجب افزایش حساسیت گیرنده های عضلانی و در نهایت بهبود حس وضعیت مفصل زانو شود. از آنجا که هر عامل کاهنده حس عمقی، می تواند منجر به بروز عدم ثبات مکانیکی گشته و در نهایت مفصل را مستعد ضربات خفیف و در نهایت آسیب نماید، تمرینات کششی نیز احتمالا می تواند موجب تغییر در ویژگی های دوک های عضلانی شده و سبب افزایش حس عمقی زانو شود. همچنین انجام کشش دینامیک موجب بهبود و افزایش توانایی انجام بهتر در متغیر حس عمقی مفصل زانو نسبت به کشش استاتیک شد.

    کلیدواژگان: حس عمقی، کشش استاتیک، کشش دینامیک، عضلات همسترینگ، چهارسررانی و دوقلو
  • بهنام طاهرخانی، ناصر میرازی* صفحات 24-32
    زمینه و هدف

    از عوارض مصرف داروی سیکلوفسفامید آسیب رسانی به مغز استخوان و تغییر پارامترهای خونی است. عصاره هسته انگور دارای اثرات آنتی اکسیدانی، ضدالتهابی و ضدمیکروبی می باشد. در این مطالعه اثرات عصاره هسته انگور بر پارامترهای خون در رت های نر تیمار شده با سیکلوفسفامید بررسی شد.

    روش کار

    در این پژوهش تجربی تعداد 42 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار در محدوده وزنی gr20 ± 220 استفاده گردید. موش ها به طور تصادفی به 6 گروه 7 سری تقسیم شدند. گروه کنترل (روزانه ml5/0 نرمال سالین، درون صفاقی)، گروه شاهد (روزانه mg/kg15 داروی سیکلوفسفامید، درون صفاقی)، گروه کنترل مثبت (روزانه mg/kg200 عصاره هیدرواتانولی هسته انگور سیاه)، گرو ه های تیمار 1 و 2 و 3 (به ترتیب mg/kg100،mg/kg 200، mg/kg400 عصاره هیدرواتانولی هسته انگور + mg/kg15 داروی سیکلوفسفامید، درون صفاقی به مدت 10 روز). در پایان آزمایشات، نمونه های خون به طور مستقیم از قلب موش ها تهیه گردید و پارامترهای خونی نظیر گلبول قرمز ، گلبول سفید ، هماتوکریت، هموگلوبین و پلاکت آنالیز و بررسی شد.

    یافته ها

     تعداد گلبول های خونی و پلاکت ها در گروه شاهد کاهش معنی داری را نسبت به گروه کنترل نشان داد (001/0>p). گروه کنترل مثبت افزایش معنی داری در پارامترهای خونی از قبیل تعداد RBC، PL و مقدار Hb نسبت به گروه دریافت کننده سیکلوفسفامید نشان می دهد (001/0>p). همچنین تیمار با عصاره هسته ی انگور دارای اثرات افزایشی معنی داری در تعداد گلبول های خونی و پلاکت ها نسبت به گروه شاهد دارد (01/0>p).

    نتیجه ‏گیری

     مصرف عصاره هسته انگور به صورت وابسته به دوز دارای اثر محافظت کنندگی بر پارامترهای خونی در موش های القاء شده با داروی سیکلوفسفامید می باشد.

    کلیدواژگان: عصاره هسته ی انگور، سیکلوفسفامید، پارامترهای خون
  • علیرضا جهانبانی*، محمد سجادی دزفولی صفحات 33-56

    آسپارتام به عنوان یک شیرین کننده سنتزی، دی پپتیدی است که از فنیل آلانین و آسپارتات تشکیل شده است. این ماده 180 تا 200 بار شیرین تر از شکر است که به دو روش آنزیمی و غیر آنزیمی ساخته می شود و اولین بار تصادفی در سال 1965 کشف شده است. قدرت شیرین کنندگی بالا و کالری کم آسپارتام باعث شد که از طرف صنایع غذایی به عنوان جایگزین مناسب شکر در مواد غذایی شیرین مانند انواع نوشیدنی ها و شیرینی ها برای افراد مبتلا به بیماری های مرتبط با هومئوستاز گلوکز معرفی شود. برخی پژوهش ها در سال های گذشته آسپارتام را عامل ایجاد کننده استرس اکسیداتیو، سندروم متابولیک، بیماری های دستگاه عصبی، تغییر دهنده میکروفلور دستگاه گوارش و عوارض ناشی از این تغییر و حتی سرطان دانسته اند. از طرف دیگر مطالعات گسترده ای همچنان آسپارتام را ماده ای بی خطر و جایگزین مناسب شکر برای جلوگیری از ابتلاء به بیماری هایی مانند چاقی، دیابت و کاهش دهنده وزن می دانند. با وجود این مطالعات ضدو نقیض، سازمان های مرتبط با ایمنی مواد غذایی مانند (FDA ˓FAO و EFSA) همچنان مصرف آسپارتام را در حد میزان مصرف قابل قبول روزانه (DAI) ، برای همه افراد به استثنا افراد مبتلا به بیماری فنیل کتونوریا مجاز می دانند.

    کلیدواژگان: آسپارتام، شیرین کننده سنتزی، بیماری ها
  • طاهره سربوزی حسین آبادی، حمید بیضایی، سید هادی هاشمی، بهزاد قاسمی، امیر اسماعیلی* صفحات 57-65
    زمینه و هدف

     انتروباکتر آئروژنز یکی از عوامل عفونت های بیمارستانی است که سویه های استاندارد آن به سرعت در برابر آنتی بیوتیک ها مقاوم می شوند. کشف عوامل بازدارنده جدید جهت مقابله با این پاتوژن همواره رو به گسترش است. در این تحقیق، اثرات بازدارندگی چند ترکیب شیمیایی سنتزی شامل نانو ذرات منیزیم اکسید، مشتقات تیازول، ایمیدازولیدین و تتراهیدروپیریمیدین و ترکیبات طبیعی نایسین و پلی الایزین بر علیه انتروباکتر آئروژنز بررسی شده است.

    روش کار

    مطالعه از نوع تجربی می باشد. محلول هایی از کلیه ترکیبات با غلظت اولیه مشخص در %10 DMSO تهیه گردید. تست های آنتی بیوگرام طبق روش های انتشار در دیسک و براث میکرو دایلوشن تحت دستور العمل های  CLSIانجام گرفت.

    یافته ها

    مشتقات تیازول و تتراهیدروپیریمیدین، نانوذرات منیزیم اکسید، نایسین و پلی الایزین فاقد اثر مهاری بر انتروباکتر آئروژنز بودند. تنها ایمیدازولیدین های a10 و c10با قطر هاله مهار رشد 12/6 و 52/11 میلی متر، حداقل غلظت مهاری (MIC-Minimum Inhibitory Concentration) 1024 و 256 میکروگرم بر میلی لیتر و حداقل غلظت کشندگی -MBC) (Minimum Bactericidal Concentration 2048 و 512 میکروگرم بر میلی لیتر بر انتروباکتر آئروژنز اثر مهاری داشتند.

    نتیجه گیری

    اثرات مهاری ایمیدازولیدی های a10 و c10 بر سویه استاندارد انتروباکتر آئروژنز اثبات شد. طراحی و سنتز مشتقات جدید از این خانواده با قدرت اثر بیشتر، می تواند در مطالعات آتی مد نظر قرار گرفته شود.

    کلیدواژگان: مشتقات هتروسیکلی، نانوذرات منیزیم اکسید، نایسین، پلی الایزین، انتروباکتر آئروژنز
  • حامد سبزواری*، سعید ارشم، شهاب پروین پور صفحات 66-77
    زمینه و هدف

    اختلال هماهنگی رشدی یک اختلال بارز در کودکان دبستانی است که تبحر حرکتی، تحصیلی و عزت نفس کودکان را تحت تاثیر قرار می دهد؛ هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر بازی های حرکتی ریتمیک بر تبحر حرکتی، پیشرفت تحصیلی و عزت نفس کودکان با اختلال هماهنگی رشدی است.

    روش کار

    روش پژوهش حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش شامل 36 کودک دارای اختلال هماهنگی رشدی، با دامنه سنی ده تا یازده سال با روش نمونه گیری تصادفی ساده از مدارس ابتدایی منطقه 6 شهر تهران انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (18 نفر) و تجربی (18 نفر) قرار گرفتند. برای تشخیص اختلال هماهنگی رشدی از پرسشنامه مشاهده حرکتی برای آموزگاران (PMOQ-T)، برای پیشرفت تحصیلی از معدل دروس فارسی، ریاضی، علوم و املاء استفاده شد. همچنین برای ارزیابی عزت نفس و تبحر حرکتی به ترتیب از پرسشنامه کوپر اسمیت (SEI) و فرم کوتاه آزمون تبحر حرکتی ویرایش دوم استفاده شد. گروه تجربی به مدت 12 هفته و 36 جلسه به تمرین بازی های حرکتی ریتمیک پرداختند، اما گروه کنترل در این مدت فعالیتی انجام ندادند. بعد از پایان مداخله متغیرها اندازه گیری شدند و داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس در سطح خطای 05/0 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

     نتایج نشان داد تمرین بازی های حرکتی ریتمیک تاثیر معناداری بر تبحر حرکتی (000/0 P=، 93/1F=)، پیشرفت تحصیلی  (000/0 P=، 64/61F=) و عزت نفس  (000/0 P=، 67/32F=)، کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل داشته است.

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می شود برای بهبود تبحر حرکتی، پیشرفت تحصیلی و عزت نفس کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی از بازی های حرکتی ریتمیک استفاده شود.

    کلیدواژگان: اختلال هماهنگی رشدی، عزت نفس، پیشرفت تحصیلی، بازی های حرکتی ریتمیک، تبحر حرکتی
  • سعیده جباری، احسان گلستانی، اکبر عطا دخت* صفحات 78-87
    زمینه و هدف

    کارکرد روانشناختی خانواده یکی ازجنبه های مهم محیط خانواده است که سلامت جسمانی، اجتماعی و هیجانی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد و به عوامل روانشناختی دیگری مانند تاب آوری، حمایت اجتماعی ادراک شده و فرسودگی شغلی نیز وابسته است. هدف این پژوهش بررسی نقش پیش بین تاب آوری، فرسودگی شغلی و حمایت اجتماعی ادراک شده بر کارکرد روانشناختی خانواده در پرستاران بود.

    روش کار

    این پژوهش مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری شامل همه پرستاران شاغل در بیمارستان های شهرستان مراغه در سال 1397 به تعداد 350 نفر بودند. در نهایت از بین آنها 108 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های فرسودگی شغلی ماسلچ و جکسون، پرسشنامه تاب آوری کانر-دیویدسون، مقیاس کارکرد های روانشناختی خانواده ایرانی و پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران استفاده شد و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل همزمان و به کمک نرم افزار SPSS نسخه 24 انجام شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که کارکرد روانشناختی خانوادگی پرستاران با فرسودگی شغلی رابطه معکوس (38/0-r=)، و با تاب آوری (32/0r=) و حمایت اجتماعی ادراک شده (48/0r=) رابطه مثبت دارد و فرسودگی شغلی، تاب آوری و حمایت اجتماعی ادراک شده 59 درصد از واریانس کارکرد های روانشناختی خانواده را پیش بینی می کند.

    نتیجه گیری

    متغیرهای تاب آوری، حمایت اجتماعی ادراک شده و فرسودگی شغلی نقش موثری در پیش بینی کارکرد روانشناختی خانواده پرستاران داشتند. از این رو پیشنهاد می شود مشاوران، درمانگران و برنامه ریزان به نشانه های متغیرهای مذکور توجه کرده و تلویحاتی را برای ارتقا کارکرد روانشناختی خانوادگی پرستاران در جهت افزایش سلامت و بهداشت پرستاران و نیز خانواده های آن ها طراحی ک.

    کلیدواژگان: کارکرد خانواده، فرسودگی شغلی، تاب آوری، حمایت اجتماعی، پرستار
  • سجاد سعادت، مهرداد کلانتری*، محمدباقر کجباف، مظفر حسینی نژاد صفحات 88-98
    زمینه و هدف

    خودمدیریتی یک عامل مهم در مدیریت بیماری های مزمن و کنترل علائم می باشد. با توجه به اهمیت خودمدیدیتی در افراد مبتلا به ام.اس این مطالعه با هدف بررسی تاثیر یک برنامه آموزشی روانشناختی در جهت بهبود خودمدیریتی در زنان مبتلا به ام.اس استان گیلان انجام شد.

    روش کار

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی غیر تصادفی، 50 نفر از زنان مبتلا به ام.اس استان گیلان در سال 1397در دو گروه مداخله (25 نفر) به شیوه داوطلبانه و کنترل (25 نفر) به شیوه همتاسازی مشارکت داشتند. این کارآزمایی در شهر رشت اجرا شد. جهت سنجش خودمدیریتی از مقیاس بازنگری شده خودمدیریتی بیماران ام.اس بی شاپ و فرین (2011) استفاده شد. پس از انجام پیش آزمون، گروه مداخله به مدت 5 هفته و طی هشت جلسه تحت آموزش قرار گرفت، اما گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد؛ پس از پنج هفته از هر دو گروه پس آزمون انجام شد و در نهایت پس از دو ماه دیگر آزمون پیگیری انجام شد. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-22 و آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر استفاده شد.  

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری در نمره کلی خودمدیریتی در بیماران ام.اس بدون توجه به عامل گروهی تفاوت معنی داری وجود داشت (0001/0=P، 766/11=F). همچنین روند تغییرات خودمدیریتی از مرحله پیش آزمون به پس آزمون و پیگیری (اثر متقابل زمان و گروه) پایدار بود و تفاوت معنی دار مشاهده شد (0001/0=P، 930/26=F).

    نتیجه گیری

    در راستای نتایج پیشنهاد می شود که ضمن شناخت و پوشش محدودیت ها، این مداخله روانشناختی در موقعیت های بالینی و پژوهشی جهت بهبود خودمدیریتی این بیماران استفاده شود.

    کلیدواژگان: خودمدیریتی، آموزش روانشناختی، مولتیپل اسکلروزیس
  • جابر علیزاده گورادل، سعید ایمانی*، وحید نجاتی، جلیل فتح آبادی صفحات 99-112
    زمینه و هدف

    سوءمصرف مواد یکی از شایع ترین و پرهزینه ترین مشکلات سلامتی در جهان امروز است. درمان پزشکی استاندارد اغلب علاج بخش نیست و عود بیماری متداول است. هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه اثربخشی تحریک از طریق جریان الکتریکی مستقیم (TDCS) و درمان سوءمصرف مواد مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSAT) بر بهبود کارکردهای اجرایی نوجوانان با اختلال مصرف مواد است.

    روش کار

    طرح پژوهش حاضر آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. تعداد 60 نوجوان پسر (21-18 سال) دارای اختلال مصرف مواد، با درنظر گرفتن ملاک های ورود و خروج انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه درمان تحریک الکتریکی با جریان مستقیم (20 نفر)، درمان سوءمصرف مواد مبتنی بر ذهن آگاهی (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) تخصیص یافتند. برای جمع آوری داده ها از آزمون های نوروسایکولوژی ان بک، دسته بندی کارت های ویسکانسین، آزمون تکانشی بارت و آزمون برو/نرو استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته همراه با اندازه گیری مکرر در SPSS.22 اجرا گردید.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که هم درمان تحریک با جریان الکتریکی مستقیم  و هم درمان ذهن آگاهی در مقایسه با گروه کنترل منجر به بهبود کارکردهای اجرایی نوجوانان با اختلال مصرف مواد شده است (05/0>p). همچنین بین دو روش درمانی بکار گرفته شده تفاوت معناداری مشاهده نگردید.

    نتیجه گیری

    تحریک با جریان الکتریکی مستقیم و درمان ذهن آگاهی به عنوان مداخلات موثر می توانند جهت بهبود کارکردهای شناختی افراد با اختلال مصرف مواد به کار گرفته شوند.

    کلیدواژگان: تحریک با جریان الکتریکی مستقیم، درمان سوءمصرف مواد مبتنی بر ذهن آگاهی، کارکردهای اجرایی، اختلال مصرف مواد
  • عسگر ایران پور*، لطفعلی بلبلی صفحات 113-123
    زمینه و هدف

    به نظر می رسد تغییرات در تعادل سطوح سدیم و پتاسیم پلاسمایی و نیمرخ لیپیدی با تغییرات سطوح فشار خون مرتبط باشد. تمرین هوازی به عنوان یک فاکتور تعدیل گر جهت کنترل سطوح فشار خون شناخته می شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی همبستگی بین تغییرات سدیم و پتاسیم پلاسمایی، نیمرخ لیپیدی و فشار خون متعاقب تمرین هوازی در مردان فعال دانشگاهی می باشد.

    روش کار

    65 مرد فعال دانشگاهی با نمونه گیری دردسترس هدفمند به عنوان آزمودنی های پژوهش انتخاب گردیدند. سپس تمامی آزمودنی ها به صورت تصادفی در گروه های کنترل و تجربی(تمرین در آب و خارج از آب) تقسیم شدند. در دوره پیش آزمون و بعد از مداخله تمرین هوازی با شدت 70 % ضربان قلب بیشینه، تمامی متغیرهای لیپیدی (HDL، LDL، VLDL، TG و TC)، فشار خون و سدیم و پتاسیم پلاسمایی اندازه گیری گردید. جهت مقایسه تفاوت ها و همبستگی به ترتیب از تحلیل واریانس یک راهه و همبستگی پیرسون استفاده شد.

    یافته ها

    همبستگی تغییرات سطوح فشار خون سیستولی و سدیم پلاسمایی (86/0=r) بعد از مداخله تمرین هوازی در آب (88/0=r) و خارج از آب (90/0=r) اندکی افزایش می یابد. ارتباط سطوح فشار خون دیاستولی با سطوح سدیم پلاسمایی (07/0=r) بعد از مداخله تمرین هوازی در آب (08/0=r) و خارج از آب (11/0=r) افزایش غیرمعنی داری داشت. مداخله تمرین هوازی در آب و خارج از آب بر ارتباط فشار خون با متغیرهای لیپیدی تاثیر قابل ملاحظه ای نداشت(05/0≤p).

    نتیجه گیری

    مداخله تمرین هوازی در آب و خارج از آب تاثیر زیادی بر ارتباط سطوح فشار خون سیستولی و دیاستولی با سطوح سدیم و پتاسیم و متغیرهای لیپیدی ندارد.

    کلیدواژگان: نیمرخ لیپیدی، سدیم و پتاسیم پلاسمایی، فشار خون، تمرین در آب و خارج از آب
  • کاظم ملکوتی، مریم نیک صولت*، ناهید کیانمهر، ژاله زندیه صفحات 124-130
    زمینه و هدف

    بیماری فیبرومیالژی که یک سندرم درد، خستگی مزمن است باعث کاهش قابل ملاحظه کیفیت زندگی در این بیماران می شود. در این مطالعه اثر تحریک الکتریکی مغز با جریان مستقیم را بر روی کیفیت زندگی در سالمندان با فیبرومیالژی بررسی کردیم.

    روش کار

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی دو سو کور تصادفی شده 50 نفر زن سالمند با فیبرومیالژیا به طور تصادفی در دو گروه مداخله ،کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله جریان الکتریکی مستقیم بر روی جمجمه به ناحیه کورتکس حرکتی اولیه (قطب مثبت) و منطقه سوپراربیتال سمت متقابل (قطب منفی)، به شدت 2 میلی آمپر برای 20 دقیقه در طی 10 جلسه را دریافت نمودند. گروه کنترل تحریک الکتریکی ساختگی را دریافت کردند.کیفیت زندگی با استفاده از پرسشنامه FIQ، SF-36 برای دو گروه قبل از انجام مداخله، فورا پس از آخرین جلسه، یک ماه پس از آخرین جلسه تکمیل شد. همچنین پرسشنامه افسردگی بک، اضطراب همیلتون نیز برای هر دو گروه تکمیل شد.

    یافته ها

     کیفیت زندگی در دو گروه کنترل، مداخله قبل از شروع درمان، بلافاصله بعد از آخرین جلسه، یک ماه بعد از آخرین جلسه به ترتیب با پرسشنامه ی FIQ، 84/58،4/58 (796/0p=)، 17/56،26/49 (020/0p=)، 86/57، 32/52 (050/0p=) و پرسشنامه SF-36 به ترتیب 38/04، 41/21 (413/0p=)، 45/49، 49/ 84 (376/0p=) و 40/40، 45/38 (138/0p=) بود. سطح اضطراب و افسردگی در دو گروه کنترل، مداخله نیز به ترتیب 20/36، 18/84 (219/0p=)، 16/68، 15/52 (106/0p=) و 18/00، 16/12 (112/0p=) بود.

    نتیجه گیری

     علی رغم نتایج سایر مطالعات، در مطالعه حاضرکیفیت زندگی، در دو گروه مداخله و کنترل این تفاوت قابل ملاحظه نبود. همچنین شدت اضطراب، افسردگی علی رغم کاهش، در این دو گروه تفاوت قابل ملاحظه نشان نداد.

    کلیدواژگان: فیبرومیالژیا، تحریک الکتریکی جریان مستقیم، بیماران سالمندی، کیفیت زندگی
  • اسماعیل جباری، ماندانا غلامی*، حجت الله نیک بخت، نادر شاکری، فرشاد غزالیان صفحات 131-140
    زمینه و هدف

    یکی از راه های کاهش آپوپتوز در بدن، مصرف آنتی اکسیدان های غیرآنزیمی و دیگری ورزش مناسب می باشد. هدف از این پژوهش تاثیر تمرین هوازی و مصرف ال کارنیتین بر برخی از فاکتورهای آپوپتوز کبد موش صحرایی دیابتی  بود.

    روش کار

    در این مطالعه تجربی، تعداد 45 سر موش نر نژاد ویستار در محدوده وزنی 200 تا 300 گرم ، به طور تصادفی به شش گروه شم، 2) گروه کنترل سالم، 3)گروه کنترل دیابتی، 4) گروه دیابتی دریافت کننده ال کارنیتین، 5)گروه دیابتی تمرین هوازی 6) گروه دیابتی تمرین هوازی و دریافت کننده ال کارنیتین تقسیم شدند. رت ها با تزریق نیکوتین آمید و تک دوز STZ به مقدار 55 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن دیابتی شدند. رت های دریافت کننده ال کارنیتین روزانه 100 میلی گرم ال کارنیتین را به صورت خوراکی دریافت کردند. پروتکل تمرینی هوازی بر روی تردمیل انجام شد.

    یافته ها

     نتایج نشان داد مداخله ترکیبی تمرین هوازی و مکمل ال کارنیتین بر فاکتور Bcl2 بافت کبد موش های مبتلا به دیابت تاثیر معنی داری دارند، اما تمرین هوازی و مکمل ال کارنیتین به تنهایی تاثیر معنی داری ندارند. همچنین نتایج نشان داد شش هفته تمرین هوازی و مداخله ترکیبی تمرین هوازی و مکمل ال کارنیتین بر فاکتور BAX بافت کبد موش های مبتلا به دیابت تاثیر معنی داری دارند، اما استفاده از مکمل به تنهایی تاثیر معنی داری ندارد.

    نتیجه گیری

     مصرف مکمل ال-کارنیتین همراه با فعالیت ورزشی منظم، می تواند اثرات سودمندی بر بهبود آپوپتوز بافت کبد در آزمودنی های دیابتی نوع 2 داشته باشد..

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، ال کارنیتین، دیابت، Bcl2، BAX و کبد
  • نوشین فرهمندلو*، المیرا افراسیاب صفحات 141-148
    زمینه و هدف

    استروئیدهای جنسی بر تکثیر سلول های سرطانی در سیستم گوارشی تاثیرگذارند. هدف از این مطالعه بررسی اثر غلظت سیتوتوکسیک استرادیول بر بیان ژن های BAX، BCL2 وKAI-1/CD82  در سلول های آدنوکارسینومای کولورکتال (HT29) می باشد.

    روش کار

    در این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی سلول های HT29 به دو گروه شاهد وگروه تحت تاثیر غلظت سیتوتوکسیک استرادیول (1/0 میلی گرم/ میلی لیتر) تقسیم بندی شدند. با استفاده از Real-time PCR بیان نسبی ژن های BAX، Bcl2 و CD82/KAI1 مورد ارزیابی قرار گرفت. داده ها با استفاده از روش آماری آزمون واریانس یک طرفه بین گروه ها مقایسه شدند.

    یافته ها

     بیان ژن های BAX و BCL2 در سلول های HT29 دریافت کننده غلظت سیتوتوکسیک استرادیول به ترتیب دچار کاهش و افزایش معناداری شدند (001/0 p<) و بیان ژن CD82/KAI1 دچار افزایش معناداری شد (01/0 p<).

    نتیجه گیری

    مکانیسم اثر سیتوتوکسیک استرادیول در سلول های آدنوکارسینومای کولورکتال، مرگ سلولی غیروابسته به BAX می باشد. همچنین، غلظت سیتوتوکسیک استرادیول در سلول های آدنوکارسینومای کولورکتال سبب افزایش مهار متاستاز می شو.

    کلیدواژگان: استرادیول، HT29، BAX، Bcl2، CD82، KAI1
|
  • Ronak Shahsavari, Fatemeh Keshavarzi* Pages 1-9
    Background

    Type 2 diabetes is a metabolic disorder. Various genetic locations play a role in susceptibility to this disease, including those in the ATF6 (Activating transcription factor. The aim of this study was to investigate the correlation between ATF6 polymorphism (rs2070150) and type 2 diabetes mellitus in patients with type 2 diabetes in Kurdistan.

    Methods

    The present study is a case-control study. A total of 200 blood samples 100 healthy individuals and 100 diabetic patients (age and gender matched)) from the cities of Kurdistan province were screening for ATF6 (rs2070150) polymorphism by Tetra-ARMs PCR method. The obtained data were analyzed using SPSS software and chi-square test.

    Results

    The results showed that 4, 12 and 84 patients, and 3, 26 and 71 healthy controls, respectively, had CC, CG and GG genotypes.

    Conclusion

    GC (%42) Genotype in studied population is a risk factor for type 2 diabetes (p=0.041).

    Keywords: Type 2 diabetes, Polymorphism, ATF6 (rs2070150)
  • Hossein Radfar, Edris Bavardi Moghadam*, Mohammad Sanei Pages 10-23
    Background

    One of the most important factors in the proper functioning of the military is the accurate assessment of feedback. Among these, the proper knee joint proprioception is one of the most important factors in this regard. This study was performed to evaluate knee joint proprioception changes in military forces following a period of a static and dynamic stretching of hamstrings, quadriceps and gastrocnemius muscles.

    Methods

    The study was semi-experimental. The population of the study included the men AJA air defense base of Khatam al-Anbia (PBUH), among which, 60 individuals were randomly divided into three groups of 20; Static (height: 173.27, Weight: 78.14), Dynamic (Height: 175.08, Weight: 76.92), and Control (Height: 176.12, Weight: 80.09). The subjects in both groups of static and dynamic stretching performed their group-specific stretching programs. The goniometric method of digital images was used to measure the knee joint proprioception using AutoCAD software. One-way variance analysis test and paired t-test were used for results. The significance level in the present paper was considered to be 95% (α≤0.05) (SPSS 22).

    Results

    The results of the knee joint proprioception variables showed a significant difference with the control group (slight increase), between the static groups (decrease, p=0.05) and the dynamics (decrease, p=0.004). There was also a significant difference in the measured variables in the in-group comparison in the static group (decrease, p=0323) and dynamics (decrease, p=0.002). (Reducing the absolute error values of the target angle reconstruction and, consequently, improving the knee joint propensity sensitivity).

    Conclusion

    Static and dynamic stretching exercises in the lower extremity can possibly affect muscle spikes, increase muscle temperature, trigger the activation phenomenon, repeat the movement in a specific pattern, and ultimately the phenomenon of post-traptional sensory drainage, increase the sensitivity of muscle receptors and ultimately improve the sense of knee joint condition. Since any proprioception sense of depression can lead to mechanical instability and ultimately cause the joint to be prone to mild blows and ultimately damage, stretching exercises may also change the muscle spindle properties and increase the knee proprioception. Also, dynamic stretching improves the ability to perform better in the knee joint proprioception variable relative to static stretchinglearning of nursing students as well as accepting responsibility professionals in medical sciences.

    Keywords: Proprioception, Static stretching, Dynamic stretching, hamstrings, quadriceps, Gastrocnemius muscles
  • Behnam Taherkhani, Naser Mirazi* Pages 24-32
    Background

    Cyclofosfamide has damage effect on bone marrow and changes blood parameters. The seed of Vitis vinifera L. has anti-oxidants, anti-inflammatory and anti-bacterial effects. The aim of this study is to investigate the Vitis vinifera' seed extract (VSE) on blood parameters in male rat treated by cyclofosfamide.
    Methods and Material: 42 adult male Wistar rats (220±20 gr) were devided into 6 groups (n=7) randomly. The control group (0.5 ml normal saline- daily, i.p), witness group (15 mg/kg cyclophosphamide, i.p), positive control group (200mg/kg VSE, i.p), treated groups1,2 & 3 (100 mg/kg, 200 mg/kg & 400 mg/kg VSE + 15 mg/kg cyclophosphamide daily, i.p, for 10 days). At the end of examinations, the animals were anesthetized with ethyl ether and blood samples were collected from heart directly. The blood parameters such as RBC, WBC, PL, HB and Hct were analysed.

    Results

    The blood cells and platelets were decreased in witness group comparing with control group significantly (p<0.001). The RBC, WBC, PL and hemoglobin significantly increased in positive control group compare to cyclophosphamide treated group (p<0.001). In treated groups with cyclophosphamide + VSE the blood cells and PL increased significantly compared with witness group (p<0.01).

    Conclusion

    The use of VSE has protective effects on blood parameters in rats induced with cyclophosphamide.

    Keywords: Vitis vinifera seed's extract, Cyclophosphamide, Blood parameters
  • Alireza Jahanbani*, Mohammad Ajjadi Dezfouli Pages 33-56

    Aspartame as a synthetic sweetener is a dipeptide composed of aspartic acid and phenylalanine. It is 180 -200 times more sweetener than sucrose, which is made by two enzymatic and non-enzymatic methods and was first discovered randomly in 1965. The high sweetening power and low calorie of aspartame was prompted food industry that it used as a good alternative compared to sugar in sweet foods such as all types of beverages and sweets for people with diseases that associated with glucose homeostasis. In several years ago, some studies have shown that aspartame has been considered as a reason for induction of oxidative stress, metabolic syndrome, nervous system diseases, modifier of gastrointestinal microflora, and complications that related to these and even cancer. While, in the other studies, aspartame is still considered as a safe compound and an alternative compared to sugar for prevention of diseases such as obesity, diabetes and weight loss. Despite of contradictory studies, food safety organizations such as the FDA, the FAO, and the EFSA, are still authorizing daily use of aspartame at an acceptable daily intake (DAI) for all individuals with the exception of people with phenylctonuria disease.

    Keywords: Aspartame, synthetic sweetener, diseases
  • Tahere Sarboozi Hossain Abadi, Hamid Beyzaei, Seyed Hadi Hashmi, Behzad Ghasemi, Amir Smaily* Pages 57-65
    Background

    Enterobacter aerogenes (E. aerogenes) is one of the causes of hospital-acquired infections, which its standard strains quickly become resistant to the antibiotics. The discovery of new inhibitory agents against this pathogen is constantly expanding. In this study, the inhibitory effects of several synthetic chemical compounds including magnesium oxide nanoparticles and thiazole, imidazolidine and tetrahydropyrimidine derivatives and natural compounds including nisin and poly-L-lysine were evaluated against E. aerogenes.

    Methods

    The project is an experimental study. Solutions of all compounds with a specific initial concentration were prepared in 10% DMSO. Antibiogram tests were performed by disc diffusion and broth micro dilution methods according to CLSI guidelines.

    Results

    Thiazole and tetrahydropyrimidine derivatives, magnesium oxide nanoparticles, nisin and poly-L-lysine had no inhibitory effects on E. aerogenes. Only, imidazolidines 10a and 10c were effective against E. aerogenes with Inhibition Zone Diameter (IZD) = 6.12 and 11.52 mm, Minimum Inhibitory Concentration (MIC) = 1024 and 256 μg/ml, and Minimum Bactericidal Concentration (MBC) = 2048 and 512 μg/ml, respectively.

    Conclusion

    The inhibitory effects of imidazolidines10a and 10c were proved on the standard strains of E. aerogenes. Design and synthesis of new and more effective derivatives having imidazolidine skeletons can be considered in future studies.

    Keywords: heterocyclic derivatives, magnesium oxide nanoparticles, nisin, poly-L-lysine, E.aerogenes
  • HAMED SABZEVARI*, Saeed Arsham, Shahab Parvinpor Pages 66-77
    Background

    Developmental coordination disorder is an obvious problem in school aged children which affects motor performance, educational achievement and self-esteem; so the aim of present study is investigating the effect of rhythmic motor games on Motor Proficiency, educational achievement and self-esteem of DCD children.

    Methods

    A semi-experimental method and a pre-posttest design with control was considered for this study. Sample was included of 36 children (18 experimental and 18 control group) which recognized as DCD and was chosen among students of elementary schools of rejoin 6 of Tehran city and in the range of 10 to 11 years old. Persian Version of Motor Observation Questionnaire for Teachers (PMOQ-T) was used for recognition of DCD and average scores in Persian, mathematics, science and dictate lessons were used for educational achievement. Also a Cooper-smith self-esteem inventory for assessment of self-esteem and a Bruininks-Oseretsky test 2nd version (bot-2) for evaluating motor competence was used. Children in experimental group participated in rhythmic motor games for 12 weeks and 36 sessions while children in control group were inactive. After the end of intervention variables were assessed and were analyzed with descriptive statistics and covariance analyze test in a significant level of 0.05.

    Results

    Results showed that participation in rhythmic motor games has a positive significant impact on motor competence (F=1.93, P=0.000), educational achievement (F=61.64, P=0.000) and self-esteem (F=32.67, P=0.000) of DCD children (P<0.05).

    Conclusion

    according to the results it is suggested that in regard to improvement in motor competence, educational achievement and self-esteem of DCD children, rhythmical motor games can be used.

    Keywords: Developmentally Coordination Disorder, Rhythmic motor games, Educational Achievement, Self-esteem
  • Saeideh Jabbari, Ehsan Golestani, Akbar Atadokht* Pages 78-87
    Background

    Family psychological function is one of the important aspects of the family space that affects the physical, social and emotion health of individuals. It also depends to psychological condition such as, resilience, perceived social support and job burnout. The purpose of this study was to investigate the role of resilient, perceived social support and job burnout in predicting family psychological function in nurses.

    Methods

    The research method was descriptive correlational. The statistical population was including all nurses in Maragheh hospitals that there were 350 people in 2018. Finally, 108 of them were selected by cluster sampling method. To collect data, Maslach & Jackson burnout questionnaires, Conner-Davidson resilience questionnaire, Iranian Family Psychological Function Scale, and Zimt et al’s Perceived Social Support Questionnaire were used. Data were analyzed by Pearson correlation coefficient and multiple regression with synchronous model using SPSS 24.

    Results

    The findings showed that family psychological function of nurses has inverse relationship with job burnout (r=-0.38), and positive relationship with with resiliency (r=0.32), perceived social support (r=0.48). Job burnout, resilience and perceived social support predict %59 of the variance of family psychological functions.

    Conclusion

    The resilience, perceived social support and job burnout variables had effective roles in predicting nurses’ family psychological function. Hence, it is proposed that counselors, therapists and planners consider the symptoms of these variables and design appropriate programs to improve nurses’ family psychological function in order to improve the health and health of nurses and their families.

    Keywords: Family function, Job burnout, Resilience, Social support, Nurse
  • Sajjad Saadat, Mehrdad Kalantari*, Mohammad Bagher Kajbaf, Mozaffar Hosseininezhad Pages 88-98
    Introduction

    Self-management is an important factor in the management of chronic diseases and symptom control. This study aimed to investigate the effect of a psychological training program to improve self-management in MS patients in Guilan province regarding the importance of self- management in multiple sclerosis (MS) patients.

    Methods

    In this non-randomized clinical trial, 50 women with MS in Guilan province in 2018 were participated in two groups of intervention (25 people) in a voluntary manner and control (25 people) in matching. The trial was conducted in Rasht. The self-management measured by Bishop & Frain (2011) Multiple Sclerosis Self-Management Scale-Revised (MSSM-R). After receiving the pre-test, the experimental group was trained with Psychological Training Program for five weeks and that were eight sessions, but the control group did not receive any training; after five weeks, both groups received a post-test and finally, again after two months, the follow-up test received. Data were analyzed by SPSS-22 software and Repeated Measures ANOVA test.

    Results

    The results showed that there was a significant difference between the pre-test, post-test and follow-up scores in total self-management scores in MS patients regardless of group factor (F=11.766,P=0.0001). Also, the process of self-management changes were stable from the pre-test to post-test and follow-up stage (interaction between time and group) and a significant difference was seen (F=26.930,P=0.0001).

    Conclusion

    In line with the results, it is suggested that, while recognizing and covering the limitations, this psychological intervention should be used to improve the self-management of these patients in clinical and research positions.

    Keywords: Self-management, Psychological training, Multiple sclerosis
  • Jaber Alizadehgoradel, Saeed Imani*, Vahid Nejati, Jalil Fathabsdi Pages 99-112
    Background

    Substance abuse is one of the most widespread and costly health problems in modern societies. Customary medical treatments are often ineffective and relapse is prevalent. The aim of this study was to investigate the effects of transcranial direct current stimulation (tDCS) and mindfulness-based substance abuse treatment (MBSAT) to improve executive functions in adolescents with substance abuse.

    Methods

    The research design was experimental with pretest-posttest and control group. Sixty adolescents (aged 18-21) with substance abuse disorders were selected according to including and excluding criteria and randomly assigned into the tDCS group (n=20), MBSAT group (n=20) and control group (n=20). To collect data, we used of the neurosciences tasks including N-Back Test, Wisconsin card sorting test, Go/ No Go Task and Balloon Analogue Risk Taking Task (BART). Data analysis was performed using mixed analysis of variance with repeated measures in SPSS 22.

    Results

    The results showed that both transcranial direct current stimulation (tDCS) and mindfulness-based substance abuse treatment (MBSAT) therapy improved the executive functions of adolescents with substance abuse disorder. Analysis showed no significant difference between two treatments.

    Conclusion

    Transcranial Direct Current Stimulation (tDCS) and Mindfulness-Based Substance Abuse Treatment can be used as an effective intervention to improve executive functions in adolescents in adolescents with SUD.

    Keywords: Transcranial Direct Current Stimulation (tDCS), Mindfulness-Based Substance Abuse Treatment (MBSAT), Executive Functions, Substance use disorders s
  • Asghar Iranpour*, Lotfali Bolboli Pages 113-123
    Background

    It seems that changes in sodium and potassium balance and lipid profile associated with blood pressure levels.  Aerobic exercise as known as a blood pressure levels modified factors. The aims of this study were to investigate the correlations between plasma sodium and potassium changes, lipid profile and blood pressure following aerobic exercise in academic active men.

    Methods

    In This study, 65 academic active men selected with Purposeful sampling as study subjects. Then all subjects randomly allocated in control and experimental (water and out water training) groups. In pre-test and after aerobic exercise with %70 of maximal heart rate intensity, all lipid variable (HDL, LDL, VLDL, TG, TC), blood pressure and plasma sodium and potassium measured.  To compare difference and correlations one-way ANOVA and Pearson correlation used, respectively. 

    Results

    Correlation between changes in systolic and plasma sodium levels (r=0.86) after an aerobic exercise intervention in water (r=0.88) and outside water (r=0.90) slightly increased. The association of diastolic blood pressure levels with plasma sodium levels (r=0.07) after an intervention in aerobic training in water (r=0.08) and out of water (r=0.11) increased insignificantly. Intervention of aerobic exercise in water and outside water did not have a significant effect on the association of blood pressure with lipid variables (p≥0.05).

    Conclusion

    Intervention of aerobic exercise in water and outside water has no significant effect on the relationship between systolic and diastolic blood pressure levels with sodium and potassium levels and lipid variables.

    Keywords: Lipid profiles, Plasma sodium, potassium, Blood pressure, Exercise in water, out of water
  • Kazem Malakuoti, Maryam Niksolat*, Zhale Zandie Pages 124-130
    Background

    Fibromyalgia includes a fatigue syndrome with chronic pain that declines the patients’ quality of life. Previous studies confirm these observations, but there is no study on aged-population regarding this issue. Thus we investigated the impacts of anodal stimulation on the life quality in aged-population suffering from fibromyalgia.

    Methods

    Fifty aged females with fibromyalgia were randomized to receive sham stimulation or real tDCS with the anode centered over the primary motor cortex (M1) and a cathode over the contralateral supraorbital area (2 mA for 20 minutes for 10 sessions). The overall effect of fibromyalgia on the quality of life was assessed using the Fibromyalgia Impact Questionnaire (FIQ) and SF-36 quality of life questionnaire. Also, the mood and anxiety levels were evaluated with Beck depression inventory and Hamilton Anxiety Rating Scale. All assessments were done before, after the last session, and 30 days after the last session of the stimulation.

    Results

    The quality of life was evaluated for shame stimulation group as well as stimulation group, before the intervention, immediately after the last session, a month later on that were as follows: FIQ: 58.84, 58.4 (p=0.796), 56.17, 49.26 (p=0.020),57.86, 52.32 (p=0.050) and SF-36 score: 38.04, 41.31 (p=0.43), 45.49, 49.84 (p=0.376), 40.40, 45.38 (p=0.138) respectively. In addition, the levels of anxiety and depression for both control and intervention groups were 20.36, 18.84 (p=0.219), 16.68, 15.52 (p=0.106), 18.00, 16.12 (p=0.112), respectively.

    Conclusion

    Although the quality of life for the intervention group was increased, it was not significant. In this regard, the results were inconsistent with the result of previous literature, investigating this issue. Furthermore, the results of the level of anxiety and depression were not significantly different for both groups.

    Keywords: Fibromyalgia, Transracial direct current stimulation, Older adults, Quality of life, Pain
  • Esmaeil Jabbari, Mandana Gholami*, Hojatollah Nikbakht, Nader Shakeri, Farshad Ghazaliyan Pages 131-140
    Background

    The use of non-enzymatic antioxidants and proper exercise can have a positive effect on decreasing apoptotic side effect. The purpose of this study was to investigate the effect of aerobic training and consumption of l-carnitine on some of the apoptosis factors in the liver of diabetic rats.

    Methods

    In this experimental study, 45 male Wistar rats (200-300 gr) were randomly divided into six groups: 1) sham group, 2) healthy control group 3) diabetic control group, 4) diabetic group receiving l-carnitine, 5) diabetic group of aerobic training, 6) diabetic group of aerobic training and receiving l-carnitine. Rats were diabetic with nicotinic amide and a single dose of STZ of 55 mg / kg body weight. Rats in the L-carnitine group received daily 100 mg of l-carnitine orally. The aerobic exercise protocol done on the treadmill.

    Results

    Combined intervention of aerobic exercise and supplementation of l-carnitine had a significant effect on Bcl2 factor in liver tissue in diabetic rats. However, six weeks of aerobic exercise and supplementation alone do not have a significant effect, six weeks of aerobic training and combined intervention had significant effect on BAX factor in liver tissue in diabetic rats but supplementation of l-carnitine alone had no significant effect.

    Conclusion

    L-carnitine supplementation intake with regular exercise can have beneficial effects on apoptotic improvement in rats with type 2 diabetes

    Keywords: Aerobic training, L-carnitine, Diabetes, Bcl2, BAX, Apoptose
  • Nooshin Farahmandlou*, Elmira Afrasiab Pages 141-148
    Background

    Studies have shown that sex steroids affect on digestive system cancers. The aim of this study was to investigate the effects of cytotoxic dose of estradiol on BAX, Bcl2 and CD82/KAI1 genes expression in adenocarcinoma colorectal cells (HT29).

    Methods

    In this laboratory-experimental study, HT29 cells were divided into the control group and a group exposed to cytotoxic dose of estradiol (0.1 mg/mlfor HT29). Real-time PCR was used to evaluate BAX, Bcl2 and CD82/KAI1 genes expression levels. The data were statistically analyzed between groups using ANOVA.

    Results

    In HT29 cells exposed to cytotoxic dose of estradiol, BCL2 and BAX genes expression levels significantly increased and decreased, respectively (p<0.001). CD82/KAI1 gene expression level significantly increased (p<0.01).

    Conclusion

    The estradiol cytotxic mechanism of action in adenocarcinoma colorectal cells is BAX- independent cell death. The cytotoxic dose of estradiol also enhances metastasis inhibition in adenocarcinoma colorectal cells.

    Keywords: Estradiol, BAX, Bcl2, CD82, KAI1 genes, Adenocarcinoma colorectal cells (HT29)