فهرست مطالب

طب کار - سال یازدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • سال یازدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/19
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فرزانه فدایی*، زهرا اردودری صفحات 1-9
    مقدمه

    اندامهای فوقانی بیشتر در معرض اختلالات اسکلتی-عضلانی هستند. روش OCRA (Occupational Repetitive Action)، برای ارزیابی ریسک بیومکانیکی مربوط به وظایف تکراری در اندامهای پیشنهاد شده است. پرسشنامه ها میتوانند برای سنجش علائم بیماری ها و ناتوانی ها بکار روند. پرسشنامه DASH (Disability of the Arm, Shoulder and Hand) یکی از این پرسشنامه ها می باشد که به منظور ارزیابی ناتوانی اندام فوقانی استفاده میشود. در این مطالعه برآن شدیم تا به بررسی ریسک فاکتورهای بیومکانیکی و ارتباط آن با ناتوانی اندام فوقانی در مونتاژکاران بپردازیم.

    روش بررسی

    این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی  و به صورت مقطعی، در میان 120 نفر از خانم های مونتاژکار انجام گرفت. برای ارزیابی ریسک فاکتورهای بیومکانیکی و ناتوانی اندام فوقانی به ترتیب از روش OCRA و نسخه ایرانی پرسشنامه DASH استفاده گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار20 SPSS انجام و 05/0  P value <معنادار تلقی گردید.

    یافته ها

    در این مطالعه، مونتاژکاران از لحاظ ریسک فاکتورهای بیومکانیکی و ناتوانی اندام فوقانی بترتیب در سطح ریسک کم و ناتوانی خفیف قرار گرفتند. ضمنا بین ریسک فاکتورهای بیومکانیکی و ناتوانی اندام فوقانی رابطه معناداری  و مستقیمی وجود داشت (05/0 P value <).

    نتیجه گیری

    از آنجایی که بین ریسک فاکتورهای  بیومکانیکی از جمله  انجام کارهای تکراری و ناتوانی اندام فوقانی رابطه معناداری حاصل گردید، می توان نتیجه گرفت، اختلالات اسکلتی عضلانی ناشی از شرایط کاری نامناسب میتواند منجر به محدودیت حرکتی و ناتوانی اندام فوقانی در سطوح مختلف گردد.

    کلیدواژگان: بیومکانیک، ناتوانی، اندام فوقانی، مونتاژکاران
  • یاسین منصوری، علی دهقانی، ابوالفضل برخورداری، محمد جواد زارع سخویدی* صفحات 10-17
    مقدمه

    مواجهه با داروهای ضد سرطان (ANDs) از طریق تماس پوستی یکی از عمده راه های مواجهه پرسنل بخش های انکولوژی در بیمارستان هامی باشد. آژانس بین المللی تحقیق بر روی سرطان (IARC)چندین داروی ضد سرطان(ANDs) را بعنوان سرطان زا تعیین نموده است. از این رو بررسی میزان مواجهه با این داروها ضرورت دارد.

    روش بررسی

    کاربرد روش DREAM در تعیین مواجهه پوستی تعداد 22 نفر از پرسنل بخش های شیمی درمانی در دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بررسی گردید. مواجهه های انتشاری، جایگزینی و انتقالی برای تمامی قسمت های بدن بوسیله ارزیابی احتمال و شدت محاسبه گردید. بر این اساس مواجهه  بالقوه و مواجهه حقیقی محاسبه گردید و بخش های انکولوژی از لحاظ میانگین نمره مواجهه رده بندی شدند.

    نتایج

    بیشترین نمره مواجهه جایگزینی(میانگین=409/1 و انحراف استاندارد=127/0) در کارکنان بخش بقایی پور و بیشترین نمره مواجهه انتقالی(میانگین=500/3 و انحراف استاندارد=0) در بخش امام حسن(ع) و بیشترین نمره مواجهه انتشاری(میانگین=980/0 و انحراف استاندارد=114/0) در بخش داخلی-1 مشاهده گردید. بیشترین نمره مواجهه احتمالی(میانگین=133/5 و انحراف استاندارد=0) در بخش امام حسن(ع) و بیشترین نمره مواجهه واقعی(میانگین=163/1 و انحراف استاندارد=152/0) در بخش داخلی-1 مشاهده گردید. بر اساس یافته های این پژوهش می توان گفت هر چند زمانبر بودن و محاسبات تا حدودی پیچیده را می توان از موانع بکارگیری روزمره این روش بر شمرد اما روش ارزیابی نیمه کمی مواجهه پوستی DREAM می تواند بعنوان یک ابزار موثر برای ارزیابی اولیه محیط های کاری استفاده گردد.

    کلیدواژگان: داروهای ضد سرطان، پرسنل بخش های شیمی درمانی، مواجهه پوستی، روش DREAM
  • اردلان هوشیار*، غلامحسین حلوانی، حسین فلاح، حمید زارع، سهراب زراعتکار صفحات 18-31
    مقدمه

    کشاورزی یکی از مشاغل پر مخاطره بوده و اختلالات اسکلتی عضلانی جزء لاینفک این حرفه بوده و عمده کشاورزان از این اختلالات رنج می برند. هدف  از این مطالعه  انجام اقدامات اصلاحی در انجیرستان می باشد .

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی- تحلیلی، مقطعی و بصورت مشاهده ای در کارگران انجیرستان انجام و جهت بررسی شیوع علائم اختلالات اسکلتی عضلانی از پرسشنامه نوردیک، دموگرافیک و نقشه بدن  بهره گرفته شد. افراد مورد مطالعه به روش تصادفی ساده و حجم نمونه، 170نفر تعیین شد. در مرحله بعد جهت ارزیابی ریسک، افرادی که فقط کارگر انجیرستان بودند (95n=) مورد  بررسی  قرار  گرفتند. روش های ارزیابی  PATH و QEC بود . پس از ورود داده ها به نرم افزار SPSS با آزمون های مک نمار و  ویلکاکسون قبل و بعد از مداخله مورد بررسی قرار گرفت.

    نتایج

    تعداد 95 نفر (9/55) از کارگران فقط کارگر انجیرستان  و 75 نفر (1/44درصد) به مشاغل دیگر نیز اشتغال داشتند.  16 نفر (4/9درصد) مجرد و 154 نفر (6/90درصد) متاهل ، میانگین سنی 4/14±5/47 سال و سابقه کار افراد 4/14±4/26 بود. فراوانی اختلالات اسکلتی عضلانی در اندام ها با  استفاده از نقشه بدن دارای تفاوت معنی داری با قبل از مداخله بود (001/0P<). سطح ریسک ابتلا به روش PATH  برای قبل و بعد از مداخله کمتر از 05/0، در  روش QEC میانگین نمره کل قبل و بعد بترتیب 09/16±36/94 و 18/12±63/52 بود. (001/0P<)

    نتیجه گیری

    مداخلات ارگونومیکی می تواند به عنوان یک اقدام اصلاحی بکار برده شود.

    کلیدواژگان: اختلالات اسکلتی عضلانی، پوسچر، روش PATH، روش QEC
  • الناز یزدان پرست، فاطمه فخرعالی زاده، فائزه داودی مقدم، حسین رمضانی، سید حسن قربانی، ملیحه داودی* صفحات 32-41
    مقدمه

    تهدیدات سلامتی و ایمنی مرتبط با شغل، در بیمارستان ها و مراکز کلینیکی، به دلیل وجود فاکتورهای فیزیکی و روانی، جدی تر می باشد. لذا این مطالعه به منظور تعیین رابطه بین استانداردهای فضای فیزیکی، تجهیزات و ایمنی و بهداشت و سلامت عمومی پرسنل اتاق عمل بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در سال 96 - 1395 اجرا گردید.

    روش بررسی

    مطالعه توصیفی تحلیلی در تمامی اتاق های عمل جراحی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی بیرجند و روی پرسنل شاغل (88 نفر) در آنها، انجام شد. ابزار تحقیق شامل چک لیست بررسی استانداردهای تجهیزاتی (32 سوال)، فضای فیزیکی (25 سوال)، بهداشتی (23 سوال)، ایمنی اتاق عمل (21 سوال) و پرسشنامه GHQ-28 بود. اعتبار چک لیست، بر اساس روایی محتوا و ضریب پایایی 85/0 تایید شد. داده هابا استفاده از نرم افزار 18/ SPSS و شاخص های مرکزی و آزمون همبستگی تجزیه و تحلیل گردید.

    نتایج

    به طور متوسط 29/86 درصد استانداردهای اتاق عمل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی بیرجند رعایت شده است. استانداردهای تجهیزاتی با 62/89 درصد و استاندارد فضای فیزیکی با 71/82 درصد،به ترتیب، بیشترین و کمترین میزان را به خود اختصاص دادند. بین سلامت عمومی پرسنل و جنبه های مختلف استاندارد، رابطه مستقیم و مثبت وجود داشت، به این معنی که هر چقدر سطح استانداردها بالاتر بود؛ سلامت عمومی پرسنل نیز افزایش داشت. تنها، رابطه بین سلامت عمومی پرسنل و استانداردهای فضای فیزیکی و تجهیزاتی از نظر آماری معنادار بود (05/0<p).

    نتیجه گیری

    مطالعه حاضر نشان داد محیط شغلی اتاق عمل، به خصوص وجود تجهیزات و فضای فیزیکی استاندارد و ایمن می تواند ارتباط قابل توجهی با سلامت عمومی افراد داشته باشد. لذا لازم است حفظ استانداردهای فیزیکی، ایمنی، تجهیزات و رعایت استانداردهای کنترل عفونت از دغدغه های اساسی مدیران است.

    کلیدواژگان: سلامت عمومی، اتاق عمل، ایمنی، بهداشت، بیمارستان آموزشی، استاندارد
  • داوود افشاری، زهره جعفرزاده، زینب موسویان اصل، فرشته جهانی* صفحات 42-58
    زمینه و هدف

    مطالعات عوامل انسانی نشان داده که حدود  80% از علل ریشه ای حوادث بزرگ که بر ایمنی، محیط زیست و یا ارگونومی تاثیر گذار بوده اند، مرتبط با خطای انسانی است. پژوهش حاضر  با هدف شناسایی خطاهای انسانی با استفاده از روش HFACS و تئوری FAHP درصنعت سیمان انجام گرفته است.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر یک مطالعه گذشته نگر بوده که در صنعت سیمان انجام گرفت ابتدا گزارش تحلیلی علل ریشه ای (RCA) 95 حادثه که در طی 6 سال گذشته اتفاق افتاده بود، تهیه شد و سپس با ادغام روش HFACS و تئوری FAHP توسط  4 نفر مهندسین ایمنی کارخانه حوادث تجزیه و تحلیل گردیدند.

    یافته ها

    نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که بیشترین خطاها مربوط به سطح اول با وزن 0.272 است یعنی خطاهای ناشی از اعمال ناایمن که در این سطح زیرگروه "خطای بر پایه مهارت" با وزن 0.269، سطح 2 زیرگروه "محیط صنعتی" با وزن 0.155، سطح 3 زیرگروه "نظارت ناکافی" با وزن   0.352و سطح 4 زیرگروه "مدیریت منابع" با وزن   0.393بیشترین تاثیر در سطوح مذکور دارند.

    نتیجه گیری

    مطابق نتایج علل  بروز حادثه، نقاط ضعف در کارخانه سیمان آشکار گردید همچنین تلفیق روش FAHP و HFACS با ارائه یک بنیاد تحلیلی و توانایی تصمیم گیری گروهی برای اطمینان از ارزیابی کمی حوادث کارخانه سیمان، کارایی تکنیک HFACS را بهبود می بخشد و با بکار گیری همزمان کنترل های مدیریتی و ایجاد فضای آموزشی مناسب و همچنین بالا بردن سطح آگاهی افراد می توان به کاهش احتمال خطای انسانی در سازمان کمک کرد.

    کلیدواژگان: خطای انسانی، کارخانه سیمان، تحلیل علل ریشه ای، تکنیک HFACS، تکنیکFAHP
  • مجید زرین کفش*، غلامحسین حلوانی، حسین فلاح، مهسا عسگری صفحات 59-71
    مقدمه

    تامین آسایش کافی و مناسب در گروه های سنی مختلف ضروری می باشد و سبب افزایش بهره وری و بهبود وظایف روزانه افراد می گردد. که این امر با درنظر گرفتن اصول ارگونومی در طراحی وسایل و تجهیزات صورت می پذیرد. لذا مطالعه حاضر با هدف اندازه گیری ابعاد بدنی کودکان 2 تا 6 سال مهدکودک و پیش دبستانی های شهر اصفهان و مقایسه نتایج آن با استاندارد کشور بلژیک شد. شاخص های بدست آمده از متغیرهای آنترپومتریک  جهت طراحی تجهیزات  برای فعالیتهای تفریحی و هم برای بخش های آموزشی مناسب می باشد.

    روش بررسی

    در این مطالعه دادهای مربوط به 24 بعد آنترپومتریک 700 کودک(350 نفر پسر و 350 نفر دختر)  در رنج سنی 2 تا 6 سال با استفاده از دو صفحه مدرج عمود برهم (1*2 متری)، کولیس با فک متحرک و متر نواری سنجش گردید. متغیر های بدست آمده با استفاده از نرم افزار Spss  نسخه 20 آنالیز و شاخص های آماری و صدکهای آماری(5،50 و 95) استخراج و سپس صدک (5 و 95) بدست آمده با استاندارد کشور بلژیک مقایسه شد.

    نتایج

    شاخصهای آماری و صدکها به صورت یک پایگاه داده آنتروپومتریک در 5 گروه سنی ارائه و مشخص گردید سن بر روی 24 بعد آنترپومتریک مورد سنجش اثر دارد و اختلاف معنا دار می باشد) 05/0< (P . همچنین مقایسه صدک 5 و 95 متغیرهای آنترپومتریک با استاندارد بلژیک در بیشتر متغیرها اختلاف معناداری را نشان داد) 05/0 P <  (

    نتیجه گیری

    سن و ژنتیک دوعامل تاثیر گذار بر متغیرهای آنترپومتری می باشند. لذا  ضروری است  در طراحی وسایل و تجهیزات از بانک  اطلاعات آنترپومتریک تهیه شده به همان گروه سنی و کشور استفاده نمود

    کلیدواژگان: متغیرهای آنترپومتریک، کودکان، بانک اطلاعات
  • حسین پورنگ*، حسن صادقی نایینی، روزبه قوسی صفحات 72-81
    مقدمه

    کار در شرایط نامناسب می تواند باعث بروز صدمات جسمانی شود. در اکثر رشته های مهندسی دانشجویان می بایست بخشی از فعالیت های آموزشی خود را در کارگاه های گوناگون از جمله جوشکاری به انجام برسانند، چنانچه شرایط کاری مناسبی فراهم نشده باشد می تواند سبب بروز عوارض جسمانی شود. طراحی ارگونومیک ایستگاه های کار می تواند راهکاری برای حفظ سلامت نیروی انسانی محسوب شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر راهکارهای علم ارگونومی در بازطراحی ایستگاه های کار و درجهت بهبود شرایط کار در کارگاه های آموزشی انجام شده است.

    روش بررسی

    در این مطالعه که به روش میدانی و موردی می باشد، ایستگاه های کاری کارگاه جوشکاری یکی از دانشگاه های دولتی به عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب گردید. برای بررسی دقیق تر وضعیت محیط کارگاه، از روش ارزیابی محیط کار (روش فنلاندی) استفاده شده است. سپس شاخص های بحرانی وضعیت ایستگاه های کاری به روش RULA و با استفاده از نرم افزار CATIA تحلیل شده و راهکارهای پیشنهادی ارائه گردیده است.

    نتایج

    نتایج حاصل از ارزیابی محیط کارگاه جوشکاری گویای لزوم اصلاح فاکتورهای محیطی و بالا بردن سطح ایمنی در کارگاه آموزشی می باشد. همچنین نتابج به دست آمده از روش RULA نشان دهنده نیاز جدی به اصلاح ایستگاه های کاری موجود می باشد. سطوح بحرانی بدست آمده از پوسچرکاری جوشکاری در وضعیت اولیه برای سمت راست و چپ بدن به ترتیب 6 و 7 بوده که پس از طراحی مجدد و اصلاح شرایط به 3 و 4 کاهش پیدا کرده است.

    نتیجه گیری

     نامناسب بودن پوسچر افراد در هنگام فعالیت جوشکاری باعث ایجاد صدمات جدی به بخش های مختلف بدن به ویژه ستون مهره ها و گردن می شود. بازطراحی بر اساس استانداردهای ایستگاه های کاری ایستاده- نشسته می تواند راه حل مناسبی برای اصلاح پوسچر افراد در هنگام جوشکاری اکسی گاز باشد. ایستگاه کاری بازطراحی شده دارای ویژگی هایی از جمله افزایش تسلط و دقت کاری در هنگام جوشکاری، افزایش تطابق ایستگاه کاری با افراد از طریق تنظیم ارتفاع میز، صندلی و زاویه سطح میز می باشد.

    کلیدواژگان: ارگونومی، رولا، طراحی ایستگاه کار، جوشکاری
  • سید تقی میر محمدی، سیده زهرا حسینعلی پور*، آرام تیرگر، بیژن شعبانخانی صفحات 82-91
    مقدمه

    دندانپزشکان، به دلیل مواجهه شغلی با آمالگام، در معرض استنشاق بخار جیوه هستند که سلامتی آن ها را به مخاطره می اندازد. هدف از انجام این مطالعه تعیین تاثیر بخار جیوه بر غلظت جیوه ادرار دانشجویان و متخصصان دندانپزشکی یکی از دانشکده های دندانپزشکی ایران بود.

    روش بررسی

    جامعه مورد مطالعه شامل 40 نفر از دانشجویان و 10 نفر اساتید دندانپزشکی بودند. نمونه ادرار در پایان وقت کاری جمع آوری و غلظت جیوه آن با روش طیف سنجی جذب اتمی بخار سرد اندازه گیری شد. پرسشنامه ای به منظور  تعیین تاثیر برخی عوامل شخصی و محیطی بر میزان جیوه ادراری توسط افراد تکمیل شد. آنالیز اطلاعات با استفاده از نرم افزار spss انجام شد.

    یافته ها

    میانگین جیوه ادرار دانشجویان دندانپزشکی μg/l 34/4 ± 18/15 و متخصصین ترمیمی μg/l 05/1 ± 11/4 بدست آمد. اختلاف معنی داری بین غلظت ادراری جیوه در دو گروه فوق وجود داشت (0/001>P). در اساتید بین جیوه ادراری و ساعت کاری در روز همبستگی منفی بدست آمد (r=-0/789 ،P=0/007). همچنین در این مطالعه بین جیوه ادراری با جنس، سن، نوع آمالگام مصرفی، مصرف سیگاری و تعداد ترمیم های آمالگامی از لحاظ آماری ارتباط معنی داری وجود داشت.

    نتیجه گیری

     اگرچه سطح جیوه ادراری تمام نمونه ها از مقدار توصیه شده توسط ACGIH کمتر بود با این حال توصیه می شود به طور مرتب میزان جیوه محیط کار دندانپزشکان ارزیابی گردد.

    کلیدواژگان: جیوه ادرار، آمالگام، دندانپزشکی
|
  • Farzane Fadaei*, Zahra Ordudari Pages 1-9
    Introduction

    Upper limbs are more susceptible to musculoskeletal disorders. The OCRA method is suggested to measure the biomechanical risk of the associated with the manual, repetitive work in upper limbs. Questionnaires can be used to measure the symptoms of diseases and disabilities. The DASH questionnaire is one of these questionnaires that are used to evaluate disability of upper limbs. In this study attempted to evaluate the biomechanical risk factor and relationship with disability of the upper limbs in assembly workers.

    Method

    The study was a descriptive – analytic and cross-sectional one being and was carried out among 120 female assembly workers. For the measurement of biomechanical risk factor and disability of the upper limbs have been used The OCRA method and Iranian version of DASH, respectively. Data analysis was carried out by using SPSS 20. It is noteworthy to mention that P value <0.05 was considered significant.

    Results

    in this study, assembly workers were in terms of risk factors of biomechanics and upper limb disability in low risk and low disability, respectively. Also, the relationship between biomechanical risk factor and disability of upper limbs, was significant and direct (P value <0.05).

    Conclusion

    Since the relationship between biomechanical risk factor and disability of upper limbs, was significant and direct, it can be concluded that musculoskeletal disorders due to inappropriate working conditions can lead to motor limitation and upper limb disability at different levels.

    Keywords: Biomechanical, Disability, Assembly Workers, Upper Limb
  • Yasin Mansouri, Ali Dehghani, Abolfazl Barkhordari, Mohammad Javad Zare Sakhvidi* Pages 10-17
    Introduction

    Occupational Dermal exposure to Antineoplastic Drugs is the one of the most important routes in Healthcare staffs. Several antineoplastic drugs have been classified as carcinogens by the International Agency for Research on Cancer (IARC). Regards to this issue investigation on Dermal exposure to Antineplastic Drugs in healthcare staffs is nessessary.

    Method

    In this Descriptive and correlational study, the use of DREAM method for Determination Dermal exposure in chemotherapy personnel was investigated in Shahid Sadoughi University of Medical Sciences and Health Services. By Assessment of probability and intensity Emisson exposure, Deposition exposour and transfer exposure for all of body parts calculated. Then potential and actual exposure calculated and Chemotherapy divisions Classificated based on they're DREAM average score, forthermore we assessment correlation between various dermal exposure scores and occupational and demographical parameters.

    Results

    Maximum deposition dermal exposure (Mean=1.409 , SE=0.127) was for the Baghaeepour division staffs. Maximum Transfer dermal exposure (Mean=3.500 , SE=0) was for the Imam Hassan division staffs and Maximum Emmission dermal exposure(Mean=0.980 , SE=0.114) was for the Internal-1 division staffs.  Respectively the Maximum potential and actual dermal exposure calculated (Mean= 5.133 , SE= 0)  was for the Imam Hassan division staffs  and (Mean= 1.164 , SE= 0.152) )  was for the Internal-1 division staffs.

    Conclusion

    Depending on findings although DREAM is a time-consuming and has somewhat complicated calculations to be used as an daily assessment tool, It can be used as an effective tool For initial assessment of the skin exposure in working environments.

    Keywords: Antineoplastic drugs, chemotherapy personnel, Dermal exposure, DREAM method
  • Ardalan Hooshyar*, Gholamhosein Halvani, Hosein Fallah, Hamid Zare, Sohrab Zeraatkar Pages 18-31
    Introduction

    Agriculture is one of the high-risk occupations, and musculoskeletal disorders are an integral part of this occupation and major farmers suffer from these disorders. The purpose of this study is Correctional measures in Estahban. In the next step, to assess the risk, only those who were working in Estahban (n=95) were examined. The methods for evaluating were PATH and QEC. Data were analyzed by SPSS software using McNemar and Wilcoxon tests before and after the intervention.

    Method

     This descriptive-analytic, cross-sectional and observational study was carried out at Workers in Estahban. People in the study in a simple random sampling method, 170 subjects were selected

    Results

    Of the 95 (55.9%) of the workers, only the worker in the fig garden. Ergonomic interventions can be used as a remedial strategy and to be up right  some of  the problems of this group of farmers and 75 people (44.1%) were work also  by other businesses. Sixteen (9.4%) were single and 154 (90.6%) were married, mean age was 47.5 ± 14.4 years and work experience was 26.4 ± 14.4. The prevalence of musculoskeletal disorders in the organs was significantly different from the pre-intervention (P <0.001). The risk level of the PATH method before and after the intervention was less than 0.05. In the QEC method, the mean of total pre and post test scores was 94.36 ± 16.09 and 52.63 ± 18.16, respectively.

    Conclusion

    Ergonomic interventions can be used as a corrective action and to reveal the problems and effects of musculoskeletal disorders in this group of farmers.

    Keywords: Musculoskeletal Disorders, Posture, PATH Method, QEC Method
  • Ellnaz Yazdan Parast, Fateme Fakhrealizadeh, Faeze Davodi Moghadam, Hosien Ramezani, Seyse Hasan Ghorbani, Malihe Davuodi* Pages 32-41
    Introduction

    Occupational health and safety threats in hospitals and clinical centers are more serious due to physical and psychological factors. Therefore, this study was conducted to determine the relationship between physical space standards, equipment and safety and general health of operating room personnel in hospitals affiliated to Birjand University of Medical Sciences in 2015-2016.

    Methods

    This descriptive-analytical study was performed in all operating rooms of Birjand University of Medical Sciences hospitals and their personnel (n = 88). Research tools included equipment standards checklist (32 questions), physical space (25 questions), health (23 questions), operating room safety (21 questions) and GHQ-28 questionnaire. Checklist validity was confirmed based on the content validity and reliability coefficient of 0.85. Data were analyzed using SPSS / 18 software, central indices and correlation tests

    Results

    On average, 86.29% of operating room standards were observed in Birjand University of Medical Sciences hospitals. Equipment standards (89.62%) and physical space standards (82.71%) were the highest and the lowest, respectively. There was a direct and positive relationship between the general health of personnel and the different aspects of standards, meaning that the higher the standard, the higher the general health of the personnel. Only the relationship between general health of personnel and standards of physical space and equipment was statistically significant (p <0.05).

    Conclusion

    The present study show that the occupational environment of the operating room, especially the presence of standard and safe physical space and equipment could significantly correlate with general health. Therefore, it is essential for managers to maintain physical, safety, equipment and infection control standards.

    Keywords: General Health, Operating Room, Health Care, Educational Hospital, Standard
  • Davod Afshari, Zohre Jafarzadeh, Zeinab Mosavianasl, Fereshteh Jahani* Pages 42-58
    Introduction

    Human factors studies have shown that about 80% of the root causes of major accidents affecting safety, the environment or ergonomics are related to human error. The purpose of this study was to identify human errors using the HFACS method and the FAHP theory in cement industry.

    Methods

    The present study was a retrospective study carried out in the cement industry. At first, RCA analysis of 95 incidents occurred during the past six years. Then, by integrating the human factors analysis and classification system technique ) HFACS(and the theory of fuzzy analytic hierarchy process ) FAHP( with 4 safety engineers The accident factory was analyzed.

    Results

    The results of this study show that the highest errors are related to the first level with a weight of 0.272, that is, the errors caused by unsafe acts, at this level of the subgroup "skill-based error" with a weight of 0.269, the 2nd level of the sub-group "industrial environment" with a weight of 0.155 , The 3rd subgroup of "inadequate supervision" with the weight of 0.352 and the 4th sub-category "resource management" with a weight of 0.393 have the highest impact on the levels.

    Conclusion

    The results showed that errors have various causes, including individual, activity, situational, and organizational errors that require careful planning and management to eliminate or reduce these errors. This error reduction, according to safety expert theory, Health and environment of the cement plant including the promotion and effectiveness of staff training, safety guidelines, improvement of staff performance monitoring, identification, evaluation and elimination of high-risk risks, improvement of management and equipment systems, changing safety attitudes, as well as enhancing safety attitudes. Awareness can help reduce the likelihood of human error in the organization.

    Keywords: human error, cement factory, root cause analysis, HFACS technique, FAHP technique
  • Majid Zarinkafsh*, Gholamhosein Halvani, Hosein Falah, Mahsa Asgari Pages 59-71
    Introduction

    The adequacy of facilities and the individual securities in their different age groups is importance to ensure greater functionality to them, allowing full development of daily activities. The present study aimed to measure body dimensions of a representative sample of children aged 2 to 6 years old Kindergarten and preschool children in the city of Isfahan compare with physical dimensions Belgium.Anthropometric variables more appropriate to design products for both the leisure activities, and for the school sector.

    Methods

    In this study, we measured 24 static anthropometric dimensions of 700 people sample including 350 male and 350 female in kindergarten and preschool from Isfahan aged 2–6 years usig rated vertical planes with 2*1 meter dimension, caliper with a movable jaw and tape measure .These data were analyzed by SPSS software, version 20 and descriptive statistics such as mean, standard deviation, max and min level ,median, mode and percentiles value was calculated for each dimension. Then the percentiles (5 and 95) were  obtained  Compared to the Belgian standard and the percentage of difference between them was determined.
     

    Results

    Descriptive static anthropometric dimensions and percentiles value were presented as an anthropometric database in 5 age group also showed genders and ages had effects in a set of 24 anthropometric dimensions.(p<0.05)

    Conclusion

    Age and gender are all affecting anthropometric variables. According to the results of this study, it is necessary to use the anterpometric database prepared by the same age group and country in the design of the equipment.

    Methods

    In this study, we measured 24 static anthropometric dimensions of 700 people sample including 350 male and 350 female in kindergarten and preschool from Isfahan aged 2–6 years usig rated vertical planes with 2*1 meter dimension, caliper with a movable jaw and tape measure .These data were analyzed by SPSS software, version 20 and descriptive statistics such as mean, standard deviation, max and min level ,median, mode and percentiles value was calculated for each dimension. Then the percentiles (5 and 95) were  obtained  Compared to the Belgian standard and the percentage of difference between them was determined.

    Results

    Descriptive static anthropometric dimensions and percentiles value were presented as an anthropometric database in 5 age group also showed genders and ages had effects in a set of 24 anthropometric dimensions.(p<0.05)

    Conclusion

    Age and gender are all affecting anthropometric variables. According to the results of this study, it is necessary to use the anterpometric database prepared by the same age group and country in the design of the equipment.

    Keywords: Anthropometric Dimensions, children, Database
  • Hossein Poorang*, Hasan Sadeghi Naeini, Roozbeh Ghousi Pages 72-81
    Introduction

    Working under non-ergonomic situations can cause physical damage. It's compulsory for the students of almost every engineering discipline to do parts of their training activitiy in various workshops including welding workstations; needless to say, the paucity of appropriate situations in such workshops may lead to physical injuries. On the other hand, ergonomic design of workstations can be considered a way to keep human health. The purpose of this study is an investigation onthe application of ergonomic solutions in the design of workstations and Working situation improvement in oxy gaseous welding workshops.

    Method

    In this study, workstations of the welding workshops in one of the public universities were selected as the case studies. To carry out a more accurate evaluation of the workshop environment, assessment of the work environment (FIOH MSD) has been used as method. The critical indicators of the current status of workstations were analyzed, using the CATIA V5 R21 software, the RULA method, and the proposed solutions.

    Result

    The results of the RULA clearly indicate a serious need to workstations's reform and Improve their level of safety. The Risk levels for the left and right hands were 6 and 7, which were decrease to 3 and 4 after redesigning the workplace and reforming its situations.

    Conclusion

    Studies and assessment indicate that during welding activities, postures of people cause serious injuries to various parts of the body, especially the spine and neck. Therefore, workplace redesigning that is based on sit-stand workstation standards can be a suitable solution to correct the posture of people in oxy gas welding workshops.Workstation redesigned involve some features such a increasing the dexterity and delicacy during welding and the proper use of Inclusive Design factors to adjust the height of table, chair and the angle of table surface.

    Keywords: Ergonomics, RULA, Workstation Design, Welding
  • Seyed Taghi ‎ Mirmohammadi ‎, Seyedeh Zahra Hoseinalipour*, Aram ‎ Tirgar, Bizhan ‎ Shabankhani Pages 82-91
    Introduction

    dentists are exposed to mercury vapor due to occupational exposure to amalgam Which can endanger their health. the aim of this study was to measure the concentration of urinary mercury in dental students and the restorative specialists one of the dental schools in Iran in order to determine the effect of mercury vapor on them.

    Methods

    The study population Including 40 dental students and 10 restoration specialists. Sample urine at the end of work time was collected, and the concentration of mercury in urine was measured by cold vapor atomic absorption spectrophotometry. A questionnaire was completed to determine the effects of some personal and environmental factors on the amount of urinary mercury. Data were analyzed by using SPSS software.

    Results

    The mean concentration of urinary mercury in dental students was 15.18±4.34μg/L and the restoration specialists were 4.11±1.05μg/l. In addition, there was a significant difference between the concentrations of urinary mercury in the two groups (P <0.001). At specialist professors There was a negative correlation between urinary mercury and working hours per day (r=-0.78, p=0.007). Also, in this study, there was a significant relationship between urine mercury and sex, age, type of amalgam consumed, consumption of smoking and the number of amalgam restorations.

    Conclusion

    Although the level of urine mercury in all samples was lower The recommended amount of ACGIH .Finally, the study is recommended mercury level monitoring for regularly evaluation of the workplace.

    Keywords: Urine mercury, amalgam, mercury vapor‎