فهرست مطالب

پژوهشنامه رسانه بین الملل - پیاپی 2 (پاییز 1396)
  • پیاپی 2 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/09/20
  • تعداد عناوین: 11
|
  • صابر نیاورانی*، الهام آخوندان، پیرمحمد ملازهی صفحه 13

    روهینگیاها ساکنان بومی سرزمین تاریخی آراکان (راخین) در میانمار هستند که با جنایت‌های سازمان یافته از سوی ارتش و دولت این کشور مواجه شده‌اند. بر اساس قواعد حقوق بین‌الملل و موازین کیفری بین‌المللی و تطبیق آنها با واقعیت موجود در خصوص اقلیت مسلمان روهینگیا، نقض سیستماتیک حقوق بشر، جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی در میانمار امری محرز است. در گزارش‌های سازمان ملل و دیده‌بان حقوق بشر نیز به این موضوع اشاره شده است. مصادیق متعدد نسل‌کشی روهینگیاها زمینه‌ساز مسئولیت بین‌المللی دولت میانمار است. همچنین مسئولیت جامعه بین‌المللی به «رعایت و تضمین رعایت» دول دیگر در خصوص تعهدات عام‌الشمول، قواعد آمره بین‌المللی و هنجارهای مربوط به حقوق بنیادین انسانی و حقوق بشری، قابل طرح می‌باشد. از منظر دکترین مسئولیت حمایت، حاکمیت یک دولت توام با مسئولیت آن نیز هست و اگر دولتی از عهده مسئولیت حمایت از شهروندان خود بر نیاید، مسئولیت جامعه بین‌المللی در پشتیبانی از حقوق افراد مزبور مطرح می‌شود. همچنین مسئولیت سازمان ملل متحد به ویژه شورای امنیت و سایر سازمان‌های بین‌المللی از جمله سازمان همکاری‌های اسلامی نیز شایان توجه است. بویژه اینکه انگیزه‌های سیاسی باعث بی‌توجهی یا سکوت قدرت‌ها و مجامع بین‌المللی به تحولات میانمار شده است که در مقاله حاضر بررسی و با رویکرد رسانه‌ای، راهکارهایی ارائه شده است.

    کلیدواژگان: میانمار، نسل کشی، روهینگیا، حقوق بشر، مسئولیت بین المللی
  • حسین رستم زاد، مجتبی ابراهیمی صفحه 47

    در 25 مارس 2015 ائتلافی متشکل از برخی دولت‌های عربی به رهبری عربستان سعودی، حملات هوایی خود را با نام عملیات توفان قاطعیت علیه یمن آغاز کردند. سعودی‌ها و ائتلاف تحت رهبری آنها به اهداف غیر نظامی در یمن حمله و ده‌ها هزار غیرنظامی از جمله کودکان و زنان را کشته و زخمی کرده‌اند؛ ممانعت از ارسال کمک‌های بشردوستانه صلیب سرخ جهانی، حمله به زیرساخت‌های غیر نظامی و همچنین استفاده از سلاح‌های ممنوعه علیه مردم یمن از جمله اقدام های در حال وقوع در این کشور می‌باشد. در نوشتار پیش‌رو به روش توصیفی – تحلیلی با بهره‌گیری از مطالعات کتابخانه‌ای، مداخله نظامی در یمن از منظر حقوق بین‌الملل و با واکاوی نقض احتمالی اصول حقوق منع توسل به زور، نقض حقوق بشردوستانه و ارتکاب جنایات ذاتا بین‌المللی در یمن همچون جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت، بررسی می‌شود. همچنین مسئولیت بین‌المللی مرتکبین و حامیان‌شان، علاوه بر مسئولیت کیفری عاملان و مباشران آن مطرح و راهکارهای رسانه‌ای توصیه  می‌گردد.

    کلیدواژگان: یمن، اصل منع توسل به زور، جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت، عربستان سعودی، مسئولیت بین المللی
  • حسین احمدی*، برهان حشمتی، احمد کاظمی صفحه 77

    مناسبات باکو با تل آویو از زمان استقلال جمهوری آذربایجان تاکنون (2017م) به ‌طور پیوسته در حال توسعه مخفیانه بوده است. مقامات باکو و تل آویو، این مناسبات را فراتر از روابط راهبردی و در سطح «اتحاد راهبردی» عنوان می‌کنند. با وجود ابعاد گسترده مناسبات جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی، دیدگاه‌های متفاوتی در ارزیابی کمیت و کیفیت مناسبات وجود دارد که از تقلیل در مناسبات مذکور تا مبالغه در آن را شامل می‌شود. دلیل اصلی این تفاوت به پیچیدگی و پنهان‌کاری در مناسبات دو طرف مرتبط می‌شود. به طوری که الیه پوده استاد عبری دانشگاه قدس از این مناسبات با عنوان «سندروم معشوقه» نام می‌برد که نزدیک اما پنهانی می‌باشد. با توجه به خصومت رژیم نامشروع صهیونیستی با ایران و پیوندهای دینی، تاریخی، فرهنگی، نژادی و همسایگی ایران و جمهوری آذربایجان، مناسبات باکو و تل آویو بر تهران دارای تبعاتی است. از این‌رو ضرورت دارد با تبیین علمی و واقع‌بینانه ابعاد این مناسبات، رسالت رسانه‌های ایرانی در این خصوص تبیین گردد. مقاله حاضر در چارچوب نظریه «تحت‌الحمایگی سیاسی» معتقد است توسعه نفوذ رژیم صهیونیستی در حوزه‌های مختلف جمهوری آذربایجان با طرح‌هایی نظیر «ماشاو» در بخش کشاورزی و فرهنگی آغاز شده و تا حساس‌ترین حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی، دینی، نظامی، آموزشی، ارتباطات، سایبری، بهداشتی و... گسترش یافته است. بر این اساس، رسانه‌های ایرانی رسالت جدی برای توجه کردن به ابعاد مناسبات باکو و تل آویو و آگاه کردن مخاطبان از ماهیت و تبعات مناسبات مذکور دارند.

    کلیدواژگان: رژیم صهیونیستی، جمهوری آذربایجان، سندروم معشوقه، رسالت رسانه های ایرانی
  • حکیمه سقای بی ریا صفحه 111

    مقاله حاضر با تکیه بر مفهوم پروپاگاندا و با نگاهی به تاریخچه کاربرد آن در سیاست خارجی آمریکا، ساختارها و راهبردهای رسانه های برون مرزی دولتی و مهمترین رسانه های فرامرزی خصوصی این کشور را مورد کاوش قرار داده است. مطالعه رسانه های برون‌مرزی دولتی آمریکا نشان می‌دهد این کشور از ابزارهای قدرت نرم، در مدیریت بحران ها و تاثیرگذاری بر افکار عمومی جوامع هدف خود به نحو فزاینده‌ای استفاده کرده است. در واقع آمریکا برای نیل به اهداف سیاست خارجی، قدرت رسانه ای خود را در عرصه جهانی گسترش داده است اما تغییر و تحولات فن آورانه‌ای که در تولید، پخش، دریافت و همچنین استفاده از تولیدات رسانه ای پدید آمده، کنترل فضای رسانه ای جهانی را برای واشنگتن دشوار ساخته است. ظهور رسانه های فراملی تجاری قدرتمند مانند سی‌ان‌ان و سی‌ان‌بی‌سی نیز بر پیچیدگی پروپاگاندای رسانه ای آمریکا افزوده است. این امر، بویژه در برهه‌هایی که اجماع میان نخبگان سیاسی آمریکا وجود ندارد، چالش‌برانگیزتر می‌شود. اقتصاد سیاسی رسانه های برون‌مرزی آمریکا سبب شده است که آن‌ها در تولید، پخش و انتشار اخبار، تقویت نظام سرمایه داری و بویژه منافع شرکت های حامی این رسانه ها را در نظر بگیرند. رسانه های برون مرزی دولتی و غیردولتی آمریکا نقش مهمی در استمرار استعمار نوین و پیشبرد آن در سطح جهانی و منطقه ای ایفا می کنند.

    کلیدواژگان: رسانه های برون مرزی، ساختارها و راهبردها، آمریکا، پروپاگاندا، دیپلماسی رسانه ای
  • مسعود مطلبی، مریم مهاجری، عارف بیژن صفحه 139

    روماها بزرگترین مجموعه از گروه اقلیت‌های قومی اروپا هستند که به شکلی پراکنده در این قاره زندگی می‌کنند. سطح خدمات عمومی و بسترهای رشد اقتصادی و ارتقای علمی این دسته از شهروندان اتحادیه اروپا بسیار ضعیف است. زندگی روماها در اروپا با فقر و بیکاری و همچنین انزوای اجتماعی و تهدید ناشی از اقدامات نژادپرستانه پیوند خورده است. وضعیت نامطلوب روماها بسیار متاثر از تصویر منفی‌ای است که رسانه‌های اروپایی از این اقلیت قومی و فرهنگی در اذهان اروپایی‌ها ایجاد کرده‌اند. رسانه‌های اروپایی بر اساس سیاست «غیریت‌سازی»، تصویر ذهنی شهروندان این قاره از روماها را با مفاهیمی چون جرم، جنایت، بزه‌کاری و عامل تحمیل مالیات بیشتر و... پیوند داده‌اند. برساخت منفی رسانه‌ای از روماها دستمایه سیاستمداران نژادپرست و آن دسته از احزاب در اتحادیه اروپا قرار گرفته است که با سیاست‌های مبتنی بر تساهل و مدارا با اقلیت‌ها مخالف هستند. همین سیاستمداران در برخی از کشورهای اروپایی مانند آلمان، یونان، چک و فرانسه با تقویت مواضع خود، قوانینی را وضع کرده‌اند که انواع محدودیت‌ها را علیه روماها تحمیل می‌کند. چرخه معیوبی از تصویرسازی منفی رسانه‌های اروپایی و سوءاستفاده سیاستمداران افراط‌گرای این قاره از آن، در نقض گسترده حقوق روماها در کشورهای مختلف اروپا نقش موثری داشته است.

    کلیدواژگان: روما، حقوق بشر، نژادپرستی، تبعیض، غیریت سازی، برساخت رسانه ای
  • عبدالله بیچرانلو*، محمود ترابی اقدم صفحه 163

    افغانستان پس از سقوط طالبان با گسترش شتابان رسانه‌ها مواجه شد و رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایران برای پیشبرد دیپلماسی عمومی خود و نفوذ در سپهر رسانه‌ای این کشور بحران‌زده، تلاش‌های پیدا و پنهان زیادی به عمل آوردند. در چنین شرایطی ایران نیز برای تبیین گفتمان انقلاب اسلامی، تنویر افکار عمومی و افزایش ضریب نفوذ خود در مهم‌ترین همسایه شرقی، نیازمند حضور حرفه‌ای در عرصه رسانه‌های تصویری افغانستان است که با تاسیس سیمای دری و پشتوی برون‌مرزی محقق می‌شود. از این رو مقاله پژوهشی حاضر به بررسی ضرورت‌ها، اهداف، سیاست‌ها، راهبردها و مدل مطلوب، مختصات زبانی و زمانی، رویکردها و محورهای برنامه‌سازی، چالش‌های راه‌اندازی این تلویزیون و راهکارهای اجرایی پرداخته است. برای دستیابی به مدلی کارآمد و اثربخش، از روش مصاحبه گروهی با دوازده نفر از صاحبنظران سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای حوزه افغانستان استفاده شده است. مدل ترکیبی خبری و تولیدی با اولویت برنامه‌های فرهنگی- اجتماعی، دینی، سیاسی، اقتصادی، آموزشی- بهداشتی، تاریخی، هنری، گردشگری، سرگرمی و ورزشی که حداقل به دو زبان دری و پشتو، بین ساعات شانزده تا بیست و چهار پخش شود، مناسب‌ترین الگوی احصا‌ شده از مجموع دیدگاه‌های کارشناسان بوده است.  تعامل سازنده بین نهادهای مرتبط با افغانستان و صداوسیما، رهیافتی برای غلبه بر موانع و چالش‌های مالی، نیروی انسانی و فنی تاسیس سیمای دری و پشتو خواهد بود.

    کلیدواژگان: افغانستان، ایران، برون مرزی، سیمای دری و پشتو، مدل رسانه ای
  • سیدمحمدکاظم سجادپور*، ولی گل محمدی صفحه 191

    مقاله حاضر با هدف بررسی بازنمایی رسانه های ترکیه از سیاست منطقه‌ای و ناکامی های راهبردی نخبگان حزب عدالت و توسعه برای تبدیل کردن ترکیه به هژمون منطقه‌ای در دوره پس از انقلاب‌های عربی (2011م) به نگارش در آمده است. با وقوع تحولات انقلابی در منطقه، رهبران ترکیه با نگاهی نوین به دارایی های راهبردی و ژئوپلیتیکی خود، در رویکردهای خود که مبتنی بر استراتژی «مشکل صفر با همسایگان» بود، تجدید نظر کردند و در راستای راهبری تحولات و بیشینه‌سازی نفوذ نظم اخوانی در منطقه، گام برداشتند. به گونه‌ای که راهبردهای منطقه ای این کشور با ورود به بازی بزرگ غرب آسیا به‌ تدریج امنیتی، مداخله گرایانه و ایدئولوژیک شده است. این مقاله با بهره گیری از مفروضه های نظری «تحلیل تغییر در سیاست خارجی»، به دنبال پاسخگویی به این سوال است که چه مولفه‌هایی موجب تغییر سیاست های منطقه ای تعامل گرایانه آنکارا در دوره پس از انقلاب های عربی شده است و رسانه‌های ترکیه برای مشروع سازی سیاست های تهاجمی اردوغان چگونه به بازنمایی راهبردهای مداخله گرایانه آک پارتی در غرب آسیا می‌پردازند؟ همچنین با مطالعه متغیرهای تاثیرگذار در تغییر رویکردهای سیاست خارجی ترکیه و با در نظر گرفتن چشم‌انداز سیاست خارجی ترکیه در دوره پس از همه‌پرسی 2017م، پیشنهادهایی به منظور برنامه‌سازی در شبکه‌های برون‌مرزی صداوسیما ارائه شده است.

    کلیدواژگان: اردوغانیسم، انقلاب های عربی، بازنمایی رسانه ای، غرب آسیا، سیاست منطقه ای ترکیه
  • رضا موسی زاده*، بهنام خسروی صفحه 219

    با توجه به اهمیت افغانستان، کشورهای مختلف سعی در افزایش نفوذ در این کشور و بزرگنمایی کمک‌های خود به مردم افغانستان دارند. ایران به ‌عنوان همسایه افغانستان، به‌‌طور گسترده با مسئله مهاجرت افغان‌ها روبرو بوده و در چهار دهه گذشته، به دلیل رویکرد امت‌محوری، نگاه انسان‌دوستانه و اشتراکات فرهنگی، زبانی و دینی، میزبان بیش از سه میلیون پناهجوی افغانستانی بوده است. ایران در این سال‌ها، خدمات گسترده‌ای را در زمینه‌هایی مانند آموزشی، اجتماعی، بهداشتی، فرهنگی و عمرانی برای کاهش آلام و رنج‌های مهاجران افغانستان ارائه داده است. رقبای منطقه‌ای و دشمنان فرامنطقه‌ای ایران، با برجسته‌سازی معدود کمبودهای زیستی مهاجران در این کشور، آن را سیاست رسمی تهران جلوه می‌دهند. رسانه‌های وابسته به کشورهای غربی مانند بی.بی.سی، برخی از احزاب، شبکه‌های تلویزیونی و سایت‌های خبری افغانستانی که به رقبا وابسته هستند، هجمه گسترده‌ای علیه ایران و کوچک‌نمایی خدمات بی‌نظیر آن به مهاجران و دولت افغانستان را در دستور کار قرار داده‌اند. مقاله حاضر ضمن تبیین ابعاد و روند کمک‌های ایران به پناهجویان افغان، تلاش کرده است ایده‌هایی نیز برای برنامه‌سازی رسانه‌های برون‌مرزی در این خصوص، ارائه دهد. یافته‌ها حکایت از آن دارند که با وجود حجم گسترده کمک‌های ایران، به دلیل غفلت از دیپلماسی عمومی و پیوست رسانه‌ای، خدمات ایران بازتابی متوازن و صحیح در رسانه‌ها نداشته است.

    کلیدواژگان: افغانستان، ایران، پناهجویان افغانستانی، خدمات، بازتاب رسانه ای
  • مهدی آقاعلیخانی*، سید‏رضی عمادی صفحه 251

    یکی از ناگوار‏ترین پیامدهای  جنگ‌ها تاثیرگذاری بر غیرنظامیان بویژه کودکان است. این شرایط در جنگ‏هایی که اکنون گریبان جهان عرب را گرفته، کاملا مشهود است و کودکان از مهم‏ترین قربانیان این جنگ‏ها به شمار می‌روند. جنگ تحمیلی تروریست‌های تکفیری بر سوریه و عراق، جنگ داخلی در لیبی در سال 1390ش (2011م) و ناامنی‏های پس از کشته شدن معمر قذافی و همچنین تجاوز عربستان سعودی علیه یمن، به اشکال مختلف، زندگی کودکان در این کشورها را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. علیرغم نقش فاحش حقوق کودکان، اغلب رسانه‏های منطقه‏ای و جهانی نیز به این تحولات واکنش گزینشی و همسو با سیاست‏های جریان اصلی نظام سلطه نشان دادند. مقاله ‏پیش‌ رو، با بهره‏گیری از روش توصیفی- تحلیلی، درپی پاسخگویی به این سئوال است که جنگ در کشورهای عربی (مطالعه موردی یمن و عراق) چه تاثیری بر کودکان در این کشورها داشته است؟ نتیجه مطالعات نگارندگان نشان می‌دهد که جنگ تاثیرات محسوس (کشته، زخمی و آواره شدن، محرومیت از تحصیل، ابتلا به بیماری، ناامنی غذایی، بیگاری، به کارگیری توسط گروه‌های تروریستی) و تاثیرات نامحسوس (از بین رفتن زیرساخت‌های اخلاقی، فرهنگی و مواردی چون تجاوز به زنان و دختران) بر زندگی این کودکان بر جای گذاشته است. موارد مذکور موید نقض جدی کنوانسیون‌های حمایت از حقوق کودکان، حقوق بین‌الملل بشر و بشردوستانه هستند.

    کلیدواژگان: عراق، یمن، تاثیرات جنگ، کودکان، تروریسم تکفیری، حقوق بین الملل
  • روح الله طالبی*، نورالدین اکبری صفحه 276

    از زمان پیروزی هوگو چاوز در انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا، در سال 1379 شمسی (1998میلادی) که بعدها در انتخابات مشابه در سال‌های 1381ش (2002م)، 1386ش (2006م) و 1392ش (2012م) تکرار شد، دولت‌های چپ‌گرا و ملی، در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین از جمله برزیل، آرژانتین و اروگوئه قدرت را در دست گرفتند اما در پی شکست چپ‌گراها در انتخابات پارلمانی ونزوئلا و در انتخابات ریاست جمهوری سال 1394ش (2015م) آرژانتین، افول دولت‌های چپ‌گرا در این منطقه آغاز شد. احزاب چپ‌گرا در این کشورها به طرق مختلف و با رای مردم در انتخابات جایگاه خود را به احزاب راست‌گرا و محافظه‌کار دادند.‌ 
    این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی کوشیده است به کشف عوامل تغییر دولت‌های آمریکای لاتین، از چپ‌گرا به راست‌گرا بپردازد و مهم‌ترین دلایل این تغییر را در سه سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی تبیین نماید. نگارنده معتقد است همان گونه که سقوط دولت سالوادور آلنده در شیلی، به معنای مرگ جنبش‌های چپ‌گرا در آمریکای لاتین نبود، تغییر برخی از دولت‌های چپ‌گرا در آمریکای لاتین را نیز نمی‌توان به معنای پایان جنبش‌های چپ‌گرا در جنوب قاره آمریکا قلمداد کرد.

    کلیدواژگان: آمریکای لاتین، چپگرایی، راستگرایی، افول دولتهای چپگرا
  • ولی کوزه گر کالجی صفحه 301

    طرح ساخت خطوط لوله ترانس آدریاتیک (تاپ) و خط لوله گازی ترانس آناتولی (تاناپ) از جمله طرح های انتقال انرژی است که اگر عملیاتی شود، منابع گازی میدان شاه‌دنیز جمهوری آذربایجان را از مسیر ترکیه و یونان به بلغارستان و ایتالیا منتقل خواهد کرد. پرسش اصلی مقاله پیش رو این است که «پیامد و تاثیر عملیاتی شدن پروژه‌های تاپ و تاناپ بر معادلات انرژی منطقه چیست؟» مطالعات گویای تایید این فرضیه است که « عملیاتی شدن پروژه‌های تاپ و تاناپ موجب تشدید دور جدیدی از رقابت های ژئواکونومیک و ژئوپلیتیکی در منطقه غرب آسیا می شود»؛ لذا در روند تشدید رقابت بازیگران مختلف و مباحثی که در رابطه با مشارکت ایران در خط لوله تاناپ در فضای پس از برجام مطرح می شود، مناسب است رویکرد ایران درباره خطوط منطقه‌ای انرژی با محوریت افزایش تاثیرگذاری کشورمان مورد بازنگری قرار گیرد. در این راستا اهمیت دارد در رسانه های برون‌مرزی جمهوری اسلامی ایران، مشکلات متعدد خطوط تاپ و تاناپ و مزیت های ایران برای انتقال انرژی تبیین شود. این رسانه‌ها می‌توانند همچنین به موضوع امکان مشارکت ایران در پروژه خط لوله‌های مذکور بپردازند و تشریح کنند که ایران به دلیل ظرفیت های موجود در آن، می‌تواند مشکلات این خطوط لوله را رفع کند.

    کلیدواژگان: تاپ، تاناپ، ترکیه، قفقاز، ایران، اروپا