فهرست مطالب

  • پیاپی 14 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • ایرج حسن زاد ناورودی*، اسماعیل مرادی امام قیسی صفحات 1-9

    در این تحقیق، مدل سازی توزیع فراوانی ارتفاع درختان راش در توده های جنگل طبیعی غرب گیلان بررسی شد. بدین منظور تعداد 30 قطعه نمونه دایره ای شکل با سطح ده آر انتخاب و به روش منظم تصادفی با ابعاد شبکه آماربرداری 200 × 150 متر اندازه گیری شد. در مجموع علاوه بر قطر در ارتفاع برابر سینه، ارتفاع 630 اصله درخت راش اندازه گیری شد. توابع توزیع احتمال مورد بررسی بتا، نرمال، وایبول، گاما و لگ نرمال بود. مشخصه های هر یک از توابع، با استفاده از روش بیشینه درست نمایی، برآورد شد. به منظور برازش توابع توزیع احتمال، از آزمون های کولموگراف-اسمیرنوف و اندرسون-دارلینگ استفاده شد. نتایج آزمون کولموگراف- اسمیرنوف نشان داد که از بین توزیع های احتمال مورد بررسی، تنها توزیع بتا قابلیت برازش توزیع فراوانی ارتفاع درختان راش را دارد، درحالی که آزمون اندرسون-دارلینگ نشان داد که سه توزیع احتمال وایبول، نرمال و بتا، قابلیت مناسبی برای تبیین توزیع فراوانی ارتفاع درختان راش را دارا می باشند. بنابراین توزیع بتا به عنوان مناسب ترین توزیع احتمال برای مدل سازی توزیع فراوانی درختان راش در منطقه مورد مطالعه، انتخاب شد.

    کلیدواژگان: ارتفاع، توده های طبیعی، راش، توزیع احتمال، ماسال
  • سیدمصطفی مسلمی سیدمحله، سیدغلامعلی جلالی*، سید محمد حجتی، یحیی کوچ صفحات 10-21

    در این پژوهش اثرات توده های مختلف بر روی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک و تنوع زیستی گیاهی در جنگل های سری الندان-ساری، قطعه 17 مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور 33 قطعه نمونه 400 مترمربعی در پنج کاربری توده جنگل طبیعی راشستان خالص، جنگل آمیخته، توده جنگل کاری شده زبان گنجشک، توده جنگل کاری شده نوئل و توده جنگل مخروبه به منظور بررسی وضعیت زادآوری و تنوع پوشش گیاهی زیرآشکوب پیاده شد. در هر یک از قطعات نمونه یک نمونه خاک از عمق 10-0 سانتی متری به منظور بررسی مشخصه های فیزیکی و شیمیایی خاک برداشت شد. نتایج نشان داد که در بخش گونه های زیرآشکوب شاخص های تنوع گونه ای سیمپسون و شانون وینر در بین توده های مختلف مورد بررسی دارای اختلاف معنی دار است و توده های آمیخته و جنگل مخروبه دارای بیشترین مقادیر بودند. هم چنین نتایج مقایسه شاخص های تنوع زیستی گیاهی بخش زادآوری در بین توده ها نشان داد که شاخص های غنای گونه ای مارگالف و منهینیک و تنوع گونه ای سیمپسون و شانون وینر در بین توده ها دارای اختلاف معنی دار است و جنگل آمیخته دارای بیشترین مقادیر این شاخص ها بود. نتایج تجزیه واریانس مشخصه های خاک نشان داد فقط مشخصه های درصد رطوبت خاک، اسیدیته و درصد کربن در بین توده های جنگل مورد بررسی دارای اختلاف معنی دار هستند. به طورکلی نتایج تحقیق حاضر به روشنی نشان می دهد که کاربری جنگل آمیخته  از نظرشاخص های تنوع زیستی گیاهی و مشخصات فیزیکی و شیمیایی خاک نسبت به دیگر کاربری ها دارای بهترین عملکرد می باشد.

    کلیدواژگان: تغییر کابری اراضی، الندان، خصوصیات شیمیایی خاک، تنوع زیستی
  • سید رضامصطفی نژاد*، محمدرضا پورمجیدیان، کامبیز اسپهبدی، علی اقتصادی صفحات 22-30

    فشردگی خاک جنگل در اثر به کارگیری ماشین آلات چوب کشی و قدرت و وزن بالای آنها بوده و سبب تغییرات در خصوصیات فیزیکی خاک می شود. کاهش رویش درخت در اغلب بررسی های انجام شده از بیشترین آثار منفی تردد ماشین چوب کشی است. هدف این تحقیق بررسی اثرات تعداد تردد اسکیدر در جهت های مختلف چوب کشی (چوب کشی رو به بالا و چوب کشی رو به پایین) بر فشردگی خاک و استقرار نهال های جنگلی انجام گرفت، که با استفاده از اسکیدر چرخ لاستیکی تیمبرجک C450 در دو پارسل 9 و 11 سری دهمیان، شرکت سهامی و بهره برداری چوب فریم اجراء گردید. تعداد تردد در پنج سطح (صفر بار (شاهد) 1 تا 5، 6 تا 10، 11 تا15 و بیش از 15 بار تردد) و جهت های چوب کشی در دو سطح (چوب کشی به بالا و چوب کشی به پایین) اندازه گیری شدند. بعد از عملیات چوب کشی، در داخل مسیر قطعات نمونه مربع شکل به مساحت 9 مترمربع پیاده گردید. وزن مخصوص ظاهری خاک، تراکم و حجم ریشه نهال نیز دراین قطعات در محل شاهد و رد چرخ اسکیدر بررسی گردید. نتایج نشان داد که بیشترین افزایش وزن مخصوص ظاهری درترددهای اولیه (1 تا5 تردد) اتفاق افتاده است، افزایش وزن مخصوص ظاهری خاک در اثرچوب کشی تا عمق 30 سانتی متری نیزقابل توجه است. فشردگی خاک در چوب کشی رو به بالا بیشتر (gr/cm3 24/1) از چوب کشی رو به پایین gr/cm3)19/1) است. جهت های چوب کشی رو به بالا و رو به پایین دامنه روی تراکم نهال ها تاثیری نداشت. تعداد تردد بیش از 10 بار در هر دو جهت چوب کشی (به بالا وپایین) باعث کاهش تعداد و رشد نهال گردید. تعداد تردد مجاز در چوب کشی رو به بالا 8-7 بار و در چوب کشی رو به پایین 12-11 بار تعیین گردید.

    کلیدواژگان: استقرار نهال، جهت چوب کشی، حجم ریشه، وزن مخصوص
  • احمد حسینی*، جواد اشرفی صفحات 31-38

    موخور گیاه نیمه انگلی است که در جنگل های زاگرس روی درختان بلوط ایرانی زندگی می کند. کنترل مکانیکی از اقدامات اساسی برای مدیریت آلودگی موخور است. پژوهش پیش رو با هدف ارزیابی عملکرد روش های مکانیکی چسب چوب، گل، پلاستیک مشکی، رنگ طبیعی و تیمار شاهد برای کنترل موخور در ارتفاعات مختلف از سطح دریا و انتخاب مناسب ترین آنها، در جنگل های بلوط هیانان در نیمه شمالی استان ایلام انجام شد. سه رویشگاه تحقیقاتی در طبقات ارتفاعی 1800-1600، 2000-1800 و 2200-2000 متر از سطح دریا در نظر گرفته شد. در هر رویشگاه سه درخت بلوط ایرانی برای هر تیمار و در مجموع 15 درخت انتخاب گردید. اجرای تیمارها و پایش آنها طی پنج سال (1393-1389) انجام شد. نتایج نشان داد که اثر تیمارهای کنترلی بر میزان حذف موخور روی شاخه های تحت تیمار در سطح 5درصد معنی دار بود. همچنین اثر ارتفاع از سطح دریا بر فراوانی کپه های جدید موخور روی سایر شاخه های درختان تحت تیمار در سطح 5 درصد معنی دار بود. نتایج نشان داد که تیمارهای چسب و گل به میزان 100% در حذف موخور موفق بودند. اما عملکرد کنترلی تیمارهای پلاستیک مشکی و رنگ طبیعی به ترتیب به میزان 30% و 0% بود. نتیجه گیری شد که قطع شاخه های آلوده به موخور و پوشاندن محل قطع آنها با گل یا چسب موجب حذف موخور و جلوگیری از استقرار مجدد آن روی اندام قطع شده می شود. روش های کنترلی ترکیبی چسب و گل قابل توصیه به بخش اجرا برای مبارزه با موخور هستند.

    کلیدواژگان: ارتفاع از سطح دریا، بلوط ایرانی، دارواش، کنترل مکانیکی
  • محیا تفضلی*، پدرام عطارد، سید محمد حجتی، مهرسده تفضلی صفحات 39-47

    تغییر در کیفیت باران رسیده به بستر جنگل از مهم ترین پیامدهای جنگل کاری با گونه های بومی و غیر بومی جهت احیای جنگل های مخروبه خزری است. هدف از اجرای تحقیق حاضر، مقایسه ترکیب شیمیایی آب تاج بارش توده های دست کاشت پلت (Acer velutinum Bioss.) و بروسیا (Pinus brutia Ten.) در جنگل دارابکلای ساری بود. مقدار آب باران و آب تاج بارش از 15 اردیبهشت تا 15 اسفند ماه 1391 به ترتیب با استفاده از شش و 20 عدد جمع آوری کننده پلاستیکی جمع آوری شدند. جهت مقایسه غلظت عناصر پتاسیم، کلسیم و منیزیم در آب تاج بارش توده های مذکور با آب باران‏، غلظت عناصر مذکور در چهار نمونه آب تاج بارش از هر توده و چهار نمونه آب باران در هر ماه اندازه گیری شد. نتایج نشان داد مقدار متوسط هدایت الکتریکی آب تاج بارش در فصل رویش در توده پلت (170 میکروزیمنس بر سانتی متر) به طور معنی داری (05/0p<) بیشتر از توده بروسیا (135 میکروزیمنس بر سانتی متر) و آب باران (55 میکروزیمنس بر سانتی متر) بود. متوسط غلظت در دوره اندازه گیری برای عناصر پتاسیم (پلت 15/6 و بروسیا 63/5 میلی گرم بر لیتر)، کلسیم (پلت 53/0 و بروسیا 83/0 میلی گرم بر لیتر) و منیزیم (پلت 59/0 و بروسیا 55/0 میلی گرم بر لیتر) بین دو توده پلت و بروسیا بدون تفاوت معنی دار (05/0p>) اندازه گیری شد. متوسط غلظت عناصر پتاسیم و منیزیم در دوره مورد مطالعه در آب تاج بارش توده های پلت (پتاسیم: 15/6 و منیزیم: 59/0 میلی گرم بر لیتر) و بروسیا (پتاسیم: 63/5 و منیزیم: 55/0 میلی گرم بر لیتر) به طور معنی داری (05/0p<) بیشتر از آب باران (پتاسیم: 24/0 و منیزیم: 32/0 میلی گرم بر لیتر) بود. نتایج این تحقیق نشان داد که جنگل کاری منجر به تغییر در کیفیت آب رسیده به جنگل می شود. لازم است در مطالعات آینده، تاثیر سایر گونه های بومی و غیر بومی نیز بر ترکیب شیمیایی آب تاج بارش مطالعه شود.

    کلیدواژگان: جنگلکاری، تاج بارش، عناصر غذایی، پلت، بروسیا
  • اسماعیل شیدای کرکج، سجاد قنبری* صفحات 48-57

    یکی از اهداف مهم مدیریت منابع طبیعی، حفظ تنوع گیاهی در بوم سازگان می باشد. به طوری که رویشگاه ها از حاصلخیزی و پایداری بوم شناختی بیشتری در برابر تغییرات برخوردار شوند. شاخص های تنوع مختلفی برای بررسی وضعیت تنوع گونه ای بوم سامانه های طبیعی ارائه گردیده است. یکی از این شاخص ها، استفاده از مدل های تجربی توزیع فراوانی است که هر کدام از این مدل ها بیانگر میزان پایداری و سلامت جوامع گیاهی می باشد. این تحقیق در مراتع مشجر منطقه گوره دره گچی قران در 20 کیلومتری جنوب شهر اهر به منظور آگاهی از میزان تخریب و پایداری جوامع گیاهی موجود در دو طبقه ارتفاعی صورت پذیرفت. بدین منظور، در دو طبقه ارتفاعی پایین تر و بالاتر از 1800 متر از سطح دریا اقدام به مستقر نمودن 50 قطعه نمونه شد. در داخل قطعه نمونه ها، تعداد و درصد گونه های درختچه ای و درختی داخل قطعه نمونه ها برداشت شد. از شاخص های پارامتریک شامل منحنی درجه بندی تنوع و مدل های توزیع فراوانی (عصای شکسته، لوگ نرمال، سری لگاریتمی و سری هندسی) جهت بررسی گرافیکی تنوع گیاهی و میزان برازش آن ها با مدل های تجربی مبین پایداری جوامع گیاهی استفاده شد. نتایج نشان داد که با بررسی میزان برازش داده های فراوانی گونه توسط استفاده آزمون برازش توزیع کای اسکور، جامعه گیاهی هر دو طبقه ارتفاعی از مدل سری لگاریتمی در سطح پنج درصد تبعیت می کند. از آنجا که مدل سری لگاریتمی بیانگر جوامع ناپایدار است و جامعه گیاهی، تعداد گونه نسبتا کمی دارد لذا می توان احتمال داد که این دو رویشگاه از لحاظ تنوع گونه ای و پایداری در سطح پایینی قرار گرفته اند. هر دو طبقه ارتفاعی با مدل سری هندسی برازش معنی دار در سطح پنج درصد داشت. بر طبق نتایج، طبقه پایین ارتفاعی دارای تنوع کمتری نسبت به طبقات ارتفاعی بالا بود. بنابراین پیشنهاد می شود تا حد امکان فشار دام بر مراتع توسط روستاها و عشایر محلی با ایجاد معیشت های جایگزین کمتر شود.

    کلیدواژگان: پایداری، تنوع گونه ای، طبقات ارتفاعی، مراتع مشجر
  • محمدحسن ناصری*، شعبان شتایی جویباری، جهانگیر محمدی، شهرام احمدی صفحات 58-69

    در این تحقیق قابلیت تصاویر ماهواره ای  Rapid Eyeدر تهیه نقشه پراکنش تاج پوشش درختان بلوط در جنگل های زاگرس، در منطقه جنگلی دشت برم شهرستان کازرون استان فارس مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه کیفیت داده ها به لحاظ هندسی و رادیومتری مورد بررسی قرار گرفت و تصحیح هندسی تصاویر با استفاده از روش چند جمله ای و با استفاده از نقاط کنترل زمینی با دقت مناسب انجام شد. به منظور بررسی بکارگیری باندهای مصنوعی حاصل از پردازش های مناسب در فرآیند طبقه بندی، تصاویر شاخص های طیفی مناسب  گیاهی از طریق نسبت گیری باندها و تصاویر مولفه های اصلی با استفاده از تجزیه مولفه های اصلی ایجاد شدند. نقشه واقعیت زمینی تاج پوشش درختان با اندازه گیری محدوده تاج درختان در قطعات نمونه ی مربعی شکل با مساحت 400 متر مربع به صورت تصادفی در منطقه تهیه شد. 70 درصد از قطعات نمونه به عنوان نمونه تعلیمی و 30 درصد بقیه به عنوان نمونه آزمون به صورت تصادفی انتخاب شدند. طبقه بندی به دو صورت نقطه و پلیگون با دو الگوریتم بیشینه احتمال و ماشین بردار پشتیبان، بر روی تصویراصلی، باند های پردازش شده و ترکیب تصویر اصلی با باندهای پردازش شده صورت گرفت. نتایج ارزیابی صحت نقشه ها در این مطالعه نشان داد که بالاترین صحت کلی و ضریب کاپا به ترتیب با مقدار 52/98 درصد و 97/0؛ در حالت نقطه ای با باند های پردازش شده و الگوریتم های بیشینه احتمال و همچنین با ترکیب تصویراصلی با باندهای پردازش شده و الگوریتم ماشین بردار پشتیبان (SVM)، بوده است. همچنین در طبقه بندی به صورت پلیگون، بالاترین صحت کلی و ضریب کاپا مربوط به نقشه های طبقه بندی شده بااستفاده از باند های پردازش شده، با مقدار 50/87 درصد و 75/0 با الگوریتم بیشینه احتمال و 78/90 درصد و ضریب کاپای 81/0 با الگوریتم ماشین بردار پشتیبان بوده است. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که تصاویر Rapid Eyeبرای تهیه نقشه پراکنش تاج پوشش درختان جنگلی در جنگل های زاگرس دارای قابلیت مناسب می باشد.

    کلیدواژگان: بلوط ایرانی، جنگل های زاگرس، سنجش از دور، طبقه بندی تصاویر
  • کیومرث سفیدی* صفحات 70-79

    آگاهی از روند پوسیدگی خشکه دارها و عوامل رویشگاهی موثر بر آن، نقش مهمی در تدوین برنامه های مدیریتی حفاظتی در طرح های جنگلداری دارد. همچنین بازگشت کربن طی فرآیند تجزیه یکی از مهم ترین بخش های چرخه کربن در بوم سامانه های جنگلی است. این پژوهش باهدف کمی سازی تاثیر ویژگی های فیزیوگرافیک رویشگاه بر پوسیدگی خشکه دارهای راش انجام گرفت. تعداد 90 نمونه برش از خشکه دار (کنده) راش به طور تصادفی در سری یک و دو طرح ناو اسالم انتخاب و برای هر نمونه قطر کنده و درجه پوسیدگی ثبت شد. تاثیر شاخص جهت دامنه (AS)، شیب دامنه (TSI) و شاخص شکل زمین (LI) بر ویژگی های فیزیکی چوب (دانسیته، وزن، میزان رطوبت) و ترکیبات بیوشیمیایی چوب (لیگنین، سلولز و همی سلولز) و نیز بر روند پوسیدگی بررسی شد. متوسط نرخ پوسیدگی کنده های راش 061/ و متوسط دانسیته چوب راش در بین نمونه های برش 32/0 به دست آمد که دامنه تغییرات آن بین 05/0 و 62/0 گرم در سانتی متر مکعب محاسبه شد.  بر اساس نتایج در بین کلاسه های چهارگانه پوسیدگی اختلاف معنی داری به لحاظ دانسیته و میزان لیگنین و سلولز وجود دارد. شاخص شکل زمین مهم ترین عامل فیزیوگرافیک موثر بر نرخ پوسیدگی خشکه دارها بود. درصد لیگنین به شکل معنی داری تحت تاثیر فرم زمین قرار داشت. بر این اساس توصیه می شود نگهداری حجم مشخصی از وزن خشک در ساختار توده های جنگلی با در نظر گرفتن پویایی حجم خشکه دارها و نیز اثر پذیری نرخ پوسیدگی از  ویژگی های رویشگاه به ویژه شرایط فیزیوگرافیک  رویشگاه باشد.

    کلیدواژگان: فیزیوگرافی، نرخ پوسیدگی، درجه پوسیدگی، شاخص شکل زمین، شاخص شکل شیب دامنه
  • افروز علی محمدی*، فرهاد اسدی صفحات 80-89

    به منظور بررسی رویش ارتفاعی و قطری Populus nigra در یک فصل رشد، از هشت توده ی تبریزی استان کرمانشاه و چهار توده ی زنجان؛ 36 درخت انتخاب و قلمه گیری شد و در شرایط یکسان محیطی و در قالب طرح آزمایشی بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در عرصه مجتمع تحقیقاتی البرز کرج کاشته شدند. در طی یک فصل رویش در شش دوره ی زمانی، ارتفاع و در دو دوره ی زمانی، قطر یقه کلیه نهال ها اندازه گیری شد و بر اساس آن رویش ارتفاعی و قطری محاسبه شد. نتایج نشان داد که بین توده ها از نظر میزان رویش ارتفاعی در دوره های زمانی مختلف در یک فصل رویش اختلاف معنی دار وجود ندارد، ولی بین دوره های زمانی تفاوت معنی دار دیده شد. مقایسه بین میانگین قطر توده های دو استان، نشان دهنده ی نبود اختلاف معنی دار بین توده های تبریزی است ولی بین دوره های زمانی از لحاظ میزان رویش قطری اختلاف معنی دار (در سطح 1%) مشاهده شد. در مجموع نتایج اندازه گیری پارامترهای رویشی نشان داد که گونه تبریزی در دو استان، عملکرد رویشی نسبتا یکسانی را در طی یک فصل رشد داشتند.

    .

    کلیدواژگان: رویش ارتفاعی، رویش قطری، Populus nigra، تبریزی های کرمانشاه و تبریزی های زنجان
  • جعفر عبدالله پور، حسن اکبری*، احمد ولی پور، مجید لطفعلیان صفحات 90-100

    بهره برداری از محصولات جنگلی یکی از مولفه های مهم در کسب درآمد و کاهش فقر جوامع محلی شناخته می شود. جنگل های زاگرس به عنوان وسیع ترین عرصه جنگلی کشور ازلحاظ تولید محصولات غیرچوبی قابل خرید و فروش، اهمیت منحصربه فردی دارد. میزان درآمد حاصل از این محصولات جنگل در مناطق مختلف متفاوت است و در هر منطقه نوع خاصی از محصول یا محصولات منبع درآمد است. این تحقیق باهدف تعیین میزان درآمد خانوارهای بهره بردار از جنگل و مشخص نمودن اینکه جنگل و محصولات جنگلی چه درصدی از درآمد خالص سالیانه یک خانوار را تشکیل می دهد و بیشتر درآمد بهره برداران هر منطقه از چه محصولی است، انجام شد. برای این منظور به بررسی منابع مختلف تامین معیشت بهره برداران و سهم محصولات جنگلی در زندگی خانوارهای زاگرس شمالی (شهرستان های مریوان، بانه و سروآباد در استان کردستان و شهرستان های پیرانشهر و سردشت در استان آذربایجان غربی) پرداخته شد. جمع آوری گزو، گال مازوج، بذر بلوط، گلازنی (قطع سرشاخه ها برای چرای دام)، سقزگیری، زغالگیری، جمع آوری هیزم و گیاهان غذایی-دارویی از بهره برداری های رایج محصولات جنگلی در منطقه بود. داده های این مطالعه شامل درآمدها و هزینه های منابع مختلف به کمک مشاهده مستقیم، پرسش نامه نیمه ساختاریافته و مصاحبه با 220 خانوار بهره بردار جمع آوری شد. منابع تامین معیشت روستاییان در سه گروه محصولات جنگلی، دامداری و سایر، تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که از منابع معیشتی روستاییان منطقه، محصولات جنگلی، دامداری و سایر به ترتیب 12/15، 75/22 و 13/62 درصد سود را به خود اختصاص داده اند. سود سالانه حاصل از محصولات جنگلی در مریوان و سروآباد بیشتر از سود سالانه حاصل از دامداری بود، درحالی که در پیرانشهر، منابع جنگلی سود قابل توجهی نداشت. همچنین بیشترین سود خالص سالیانه جنگل در شهرستان های مریوان، سروآباد، بانه، سردشت و پیرانشهر به ترتیب از شیره سقز، شیره سقز، گلازنی، شیره سقز و محصولات غذایی- دارویی جنگل بود. با توجه به عملکرد نسبی بهتر هرکدام از شهرستان ها در تولید یک یا دو محصول، پیشنهاد شد که برنامه ریزی لازم برای پایداری منابع (ازجمله تعیین امکان برداشت)، بهبود سازوکارهای بهره برداری، فرآوری و بازاریابی محصولات شاخص هر شهرستان صورت گیرد.

    کلیدواژگان: محصولات جنگلی، معیشت روستایی، درآمد - هزینه، زاگرس شمالی
  • فرهاد قاسمی آقباش*، بیورن برگ صفحات 101-110

    تغییر رویشگاه منجر به بروز تفاوت هایی در نرخ تجزیه و پویایی عناصر غذایی لاشبرگ ها شده و اثرات زیادی بر عوامل کنترل کننده فرایند تجزیه دارد. در تحقیق حاضر نرخ تجزیه و پویایی عناصر غذایی سوزن های نوئل در دو عرصه جنگل کاری شده رویشگاه طبیعی و غیرطبیعی (استراسان سوئد و لاجیم ایران) به مدت 363 روز ارزیابی شد. عناصر غذایی مانند نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، منگنز و لیگنین براساس روش های اندازه گیری استاندارد و همچنین متغیرهای حد نهایی، ضریب ثابت تجزیه و ظرفیت تولید هوموس از طریق روابط مربوط در هردو رویشگاه بررسی شد. غلظت های عناصر غذایی و لیگنین به طور مجزا در هر کشور و با استفاده از روش های اندازه گیری مشابه انجام گرفت. نتایج نشان داد که کیفیت اولیه سوزن ها، به غیر از کلسیم و منگنز، در رویشگاه لاجیم (غلظت های عناصر غذایی نیتروژن، فسفر، پتاسیم و منیزیم به ترتیب 63/12، 23/1، 85/9 و 51/1 میلی گرم در گرم) بهتر از استراسان (غلظت های کلسیم و منگنز به ترتیب 4/13 و 38/1 میلی گرم در گرم) بود. الگوی پویایی عناصر غذایی سوزن ها در دو رویشگاه در طی مدت زمان مطالعه مشابه هم بوده ولی در روز 363 از نظر غلظت های منگنز و فسفر اختلافات معنی داری در سطح اطمینان 95 درصد بین دو رویشگاه مورد بررسی مشاهده شد. میزان وزن باقی مانده در دو رویشگاه در پایان دوره انکوباسیون اختلاف معنی داری نشان نداد (رویشگاه لاجیم و استراسان به ترتیب 69/77 و 92/78 درصد). ضریب ثابت تجزیه و ظرفیت تولید هوموس در رویشگاه لاجیم (به ترتیب 24/0 درصد در روز و 66 بخش) بیشتر از رویشگاه استراسان (به ترتیب 1/0 درصد در روز و 55 بخش)  بود. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که در رویشگاه لاجیم غلظت های فسفر و منگنز و در رویشگاه استراسان نیز غلظت های لیگنین، منیزیم و کلسیم پیش بینی کننده نرخ تجزیه سوزن ها هستند. در کل نتایج این پژوهش نشان داد که گونه نوئل در رویشگاه لاجیم از نظر تجزیه و پویایی عناصر غذایی سوزن ها در مقایسه با رویشگاه طبیعی خود موفق عمل کرده و از این نظر می تواند در پروژه های جنگل کاری عرصه های کوهستانی هیرکانی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تغییر رویشگاه، جنگل های بوره آل و معتدله، کیفیت لاشبرگ، نرخ تجزیه، نوئل
  • اکرم حقیقت دوست، سید محمد واعظ موسوی* صفحات 111-123

    نشانه گذاری می تواند اثرات زیادی بر ساختار توده های جنگلی داشته باشد. این تحقیق با هدف بررسی نشانه گذاری های انجام شده و پیش بینی تاثیر آن بر ساختار توده در توده های انجیلی- ممرز پایین بند طرح جنگل داری دکتر بهرام نیا گرگان انجام گرفت. بدین منظور تعداد 98 اصله درخت که در قطعه ی شماره نه از جنگل مذکور در سال 1396 به شیوه ی تک گزینی و براساس دستورالعمل های اخیر سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور نشانه گذاری شده بودند، قبل از قطع مورد اندازه گیری قرار گرفتند. نوع گونه، قطر (سانتی متر)، ارتفاع (متر)، حجم، وضعیت پوسیدگی و نیز ایستاده یا افتاده بودن درختان مذکور ثبت شد. جهت مقایسه ی میانگین مشخصه های قطر، ارتفاع و حجم بین درختان نشانه گذاری شده و درختان توده ی سرپا از آزمون تی مستقل استفاده شد. برای این منظور تعداد 16 قطعه نمونه ی دایره ای شکل به مساحت 1000 مترمربع در سطح قطعه ترسیم و در داخل آنها قطر و ارتفاع کلیه درختان ثبت شد. نتایج نشان داد که بیشترین میزان نشانه گذاری از نظر تعداد و حجم در هکتار به گونه ی ممرز تعلق دارد (2/7 مترمکعب) درحالی که انجیلی با درصد فراوانی 47% گونه ی غالب قطعه بود. این امر نشان می دهد که عملیات نشانه گذاری در جهت تغییر ترکیب گونه ای توده به نفع گونه ی انجیلی عمل نموده است. در مقایسه میانگین قطر، ارتفاع و حجم بین درختان نشانه گذاری شده و درختان توده مشخص شد که از نظر قطر و حجم بین درختان نشانه گذاری شده و کل درختان توده تفاوت معنی داری وجود دارد (در سطح اطمینان 99 درصد). اما از نظر ارتفاع اختلاف معنی داری مشاهده نشد. در بررسی الگوی پراکنش درختان نشانه گذاری شده، الگوی پراکنش پایه های نشانه گذاری شده بصورت کپه ای به دست آمد. در مجموع می توان گفت که اجرای عملیات نشانه گذاری با استفاده از دستورالعمل های اخیر مبنی بر تمرکز نشانه گذاری و برداشت بر درختان افتاده و شکسته و پوسیده در درازمدت موجب کاهش مقدار درختان خشکیده یا در حال پوسیدن در بوم سامانه جنگل و کاهش توان بوم شناختی این بوم سامانه می شود.

    کلیدواژگان: جنگل شناسی، ساختار، شیوه ی تک گزینی، خردزیستگاه، الگوی پراکنش
|
  • Iraj Hassanzad Navroodi*, Ismaeil Moradi Pages 1-9

    In this research, modeling tree height distributions of beech in natural forests of Masal that is located in Guilan province; was investigated. Inventory was carried out using systematic random sampling with network dimensions of 150×200 m and area sample plot of 0.1 ha. DBH and heights of 630 beech trees in 30 sample plots were measured. Beta, Gamma, Normal, Log-normal and Weibull probability distribution function were surveyed. Characteristics of distribution functions were estimated by using of maximum likelihood method. Actual probability and probability which derived from functions was compared using Kolmogorov-Smirnov and Anderson-Darling tests. Results of Kolmogorov-Smirnov test showed that only Beta probability distribution function was suitable for modeling height distribution of beech; while results of Anderson-Darling tests demonstrated probability distribution functions of Beta, Normal, and Weibull were fitted to the height distribution of trees. Therefore probability distribution function of Beta was selected for modeling height distribution of beech.

    Keywords: Beech, Height, Natural forest stands, Masal, Probability distribution
  • seyed gholamali jalali* Pages 10-21

    In this study we evaluate the effects of different types on soil Physical and chemical Properties and plant species biodiversity in the hyrcanian forests of Iran. For this porpuse 33 sample plots were established in 5 vegetation types consist of pure beech (Fagus orientalis), Ash plantation (fraxinus excelsior), spruce plantation (Picea abies), mixed forest and degraded forest. In each vegetation type, a square-shaped surface area of 4 hectares (200 × 200 m2) was separated and the sample plots with an area of 400 m2 (20×20 m) to evaluate the herbaceous community and regeneration of woody vegetation were implemented by systematic random sampling method. A soil sample was taken from a depth of 10-0 cm to assess physical and chemical characteristics of the soil in each plot. The results showed that there was a significant difference between the understory diversity indices in 5 vegetation types based on Simpson and Shannon Wiener diversity indices, and the mixed  and degraded forest have the highest values. Also, the results of the comparison of vegetation biodiversity indices in the regeneration part showed that Margalef, Menhinick, Simpson and Shannon Weiner indices had significant difference among the vegetation types and the mixed forest had the highest values. The results of analysis of variance of soil characteristics showed that only soil moisture content, acidity and carbon percentage had significantly different among the vegetation types. Totally, the results of this study clearly showed that the mixed forest had the best performance in terms of plant biodiversity indices and physical and chemical of soil characteristics than other vegetation types.

    Keywords: Aland, Biodiversity, Land Use Change, Soil Chemical Properties rsity
  • Seyed Reza Mostafanezhad*, Mohammad Reza Pourmadjidian, Kambiz Espahbodi, Ali Eghtesadi Pages 22-30

    Forest soil compaction influenced by the use of skidders machineries, its power and weight, then causes changes on specific physical characteristics of soil. In most of the investigations, the negative effects of skidder traffic is reduction in growth of trees. The aim of this research was investigating the effects of number of skidder traffic in different skidding direction (uphill and downhill skidding) on soil compaction and forest seedlings establishment, through using rubber–tired skidder, the Timber jack 450c in compartments 9 and 11 series of the Dehmian exploitation corporation Choob-e-Farim company. The number of traffic at five levels (0, 1-5, 6-10, 11-15 and >15 passes) and two levels of skidding directions (uphill and downhill) were measured. After logging operations, sample plots with 9m2 size were recorded within the skidding trails. Bulk density, seedling density and root volume were measured on the disturbed surface and within the skidding trails. Results showed that the most bulk density increase was occurred during the first few passes of skidder (1-5 traffic). The increases in bulk density were considerable at the sampling depth of 20-30 cm. Uphill skidding soil compaction were higher (1/24 gr/cm3) than downhill skidding (1/19 gr/cm3). Uphill and downhill skidding directions did not affect the seedlings density. Traffics by more than 10 times at uphill and downhill skidding reduced the seedlings density and growth. The number of allowed traffics in uphill and downhill determined 7-8 and 11-12 times respectively.

    Keywords: Seedling Establishment, Skidding Direction, Root Volume, Bulk Density
  • Ahmad Hosseini*, Javad Ashrafi Pages 31-38

    Yellow mistletoe is a semi-parasite plant lives in the Zagros forests on Persian oak trees. Mechanical control is one of the basic acts to manage yellow mistletoe contamination. This research aimed to evaluate the performance of mechanical methods; wood-glue, clay, black plastic, natural color and control treatment to control yellow mistletoe at different altitudes and selecting the most suitable methods was carried out in Hyanan oak forests in the northern part of Ilam province. Three research sites were selected at altitudes of 1600-1800, 1800-2000 and 2000-2200 m a. s. l. At each site, three Persian oak trees for each treatment and in total 15 trees were selected. Implementation and monitoring of treatments was done during five years (2010-2014). Results showed that the effect of control treatments on the removal rate of yellow mistletoe on the treated branches was significant. Also, the effect of altitude on the frequency of new yellow mistletoe tubers on other branches of treated trees was significant. Results showed that wood-glue and clay were 100% successful in removing yellow mistletoe. But the control performance of black Plastic and natural color was 30% and 0%, respectively. It was concluded that cutting of yellow mistletoe infected branches and coating their cutting locations with clay or wood-glue cause eliminate the yellow mistletoe and prevent its re-establishment on the limb. The combined control methods of wood-glue and clay are advisable to run for fighting against yellow mistletoe.

    Keywords: Altitude, Persian Oak, Mistletoe, Mechanical Control e
  • Mahya Tafazoli*, Pedram Attarod, Seyed Mohammad Hojjati, Mehrcedeh Tafazoli Pages 39-47

    Changes in the quality of water reaching forest floor are of the most important consequences of native and exotic tree species plantations for rehabilitating the derelict areas of the Caspian forests. The aim of this study was to compare the chemical composition of throughfall in plantations of Persian maple (Acer velutinim Bioss) and Turkish Pine (Pinus brutia Ten) in Darabkola Forest, Sari. The amount of gross rainfall and throughfall were measured using six and twenty plastic collectors, respectively, from May 15, 2012 to 15 March, 2013. To compare the concentration of Potassium, Calcium, and Magnesium of the throughfall, four throughfall and rainfall samples were monthly taken from each stand. The results showed that the average of EC in growing season in Persian maple stand (170 µs/cm) was significantly higher than in Turkish pine stand (135 µs/cm) and in rainfall (55 µs/cm). Mean concentration of Potassium (Acer: 6.15, Pine 5.63 mg.l-1), Calcium (Acer: 0.53, Pine: 0.83 mg.l-1) and Magnesium (Acer: 0.59, Pine: 0.55 mg.l-1) were not significantly different between Acer and Pine stands. Mean concentration of potassium and magnesium in Persian maple stand (K: 6.15, Mg: 0.59 mg.l-1) and Turkish pine (K: 5.63, Mg: 0.55 mg.l-1) was significantly higher than the rainfall (K: 0.24, Mg: 0.32 mg.l-1). We concluded that the plantations change the water quality reaching the forest floor. It is needed to examine the effects of all endemic and exotic tree species on chemical composition of throughfall in future studies.

    Keywords: Plantation, Throughfall, Nutrient, Acer velutinim, Pinus brutiarutia
  • Esmaiel Shaydai Karkaj, Sajad Ghanbari* Pages 48-57

    One of the important goals of natural resource management is to conserve plant diversity in the ecosystem so that sites are more productive and more ecologically stable at the various situations. Different diversity indices have been presented to study the species status of natural ecosystems. One of these indicators is the use of empirical distribution models that each of these models indicates the sustainability and health of plant communities. This research was carried out in Guyje bel woodlands of Gechigiran region in order to know about the extent of degradation and stability of plant communities in two levels of altitude. For this purpose, 50 samples were taken in two altitude levels; lower and upper than 1800 m above sea level. We recorded the percentage of shrubs and trees species in the plots. Parametric indicators including diversity grading curves and frequency distribution models (broken wands, logical norm, logarithmic series and geometric series) were used for graphical study of plant diversity and their fitting with experimental models of sustainability of plant communities. The results showed that, by examining the fitting of species abundance data, using the Chi-square fit test, the plant community of both altitude classes follows the logarithmic series model at the 5% level. Since the logarithmic series model represents unstable communities and the plant community has a relatively small number of species, it can be expected that these two sites were in a low diversity in terms of species diversity and stability. Both elevations had a significant fitting of 5% with the geometric series model. According to the results, the lower altitude (lower than 1800 m) had a lower diversity than the higher altitudes (above 1800 m). Therefore, it is suggested that management decisions should be made to increase species diversity in the mentioned areas.

    Keywords: Sustainability, Species Diversity, Altitude Classes, Woodlands Rangelands
  • Mohammad Hasan Naseri*, Shaban Shataee Jouibari, Jahangir Mohammadi, Shahram Ahmadi Pages 58-69

    In this research, the capability of Rapid Eye satellite imagery for mapping the crown distribution of oak trees in Zagros forests was investigated in the Dashtebarm forest area of ​​Kazeroun, Fars province. In this study, data quality was investigated geometrically and radiometrically and geometric correction of the images was done using a linear method and using precision ground control points. In order to investigate the use of artificial bands obtained from appropriate processes in the classification process, images of appropriate plant spectrum indices were created by mapping the bands and images of the main components using the principal components analysis (PCA index). The vegetation map of crowns of trees was measured by measuring the crowns of trees in square sample samples with an area of ​​400 square meters in a randomized way. 70% of samples were selected as educational sample and 30% of the rest were randomly selected. Two-point and polygonal classification with two maximum likelihood algorithms and support vector machines was performed on the original image, the processed bands, and the main image composition of the processed bands. The results of the accuracy assessment of the maps in this study showed that the highest overall accuracy and Kappa coefficient were 98.52% and 0.97, respectively, in the point of processing with processed bands and maximum likelihood algorithms, as well as with the image composition The original is with processed bands and support vector machines algorithm (SVM). Also, in the polygonal classification, the highest overall accuracy and kappa coefficient of the maps classified using the processed bands were 87.50% and 0.75 with the maximum likelihood algorithm and 90.78% and coefficient Kappa 0.81 has been supported by the car engine algorithm. In general, the results of this study showed that Rapid Eye images are suitable for preparing the crown distribution map of forest trees in Zagros forests.

    Keywords: Image classification, Persian oak, Remote sensing, Zagros forests
  • Kiomars Sefidi* Pages 70-79

    Knowledge of the decay trend of dead trees and site factors affecting their functions, plays an important role in the development of conservation management plans in forestry projects. This research was conducted in Asalem beech forests in northern Iran to assess the impact of physiographic features of the site on the process of dead trees decay. A total of 90 sample cuts of dead beech stumps were randomly selected and studied. For each sample, species, diameter and decay classes were recorded. The effect of aspect Slope Index (ASI), Terrain Shape Index (TSI) and Landform Index (LI) on the physical properties of dead wood (density, weight, moisture content) and biochemical components of wood (lignin, cellulose and hemicellulose) on the process of decay were investigated. The mean decay rate of dead beech stumps calculated 0.061 and the mean of beech was 0.32 that varied between 0.05 and 0.62 grams per cubic meters. The results revealed decay process requires about 46 years and the four classes decay showed significant difference in terms of wood density, lignin and cellulose. Meanwhile, the LI was the most important physiographic factors influencing the decay rate of dead trees. The lignin content of the deadwoods was significantly influenced by the form of land. Accordingly, it can be concluded that maintenance certain volume of dead tree in the forest stand structure need to taking account into the dynamics of dead trees, as well as the effects of geomorphological characteristics of site, especially land form conditions

    Keywords: Decay Constant, Decay Grade, Landform Index (LI), Physiography, Terrain Shape Index (TSI)
  • Afrooz Alimohamadi*, Farhad Asadi Pages 80-89

    In order to evaluate the growth function of Populus nigra trees under homogeneous conditions, a total of 24 individuals of P. nigra (3 individuals per stand) were sampled from 8 artificial stands in Kermanshah province and 12 individuals of P. nigra (3 individuals per stand) were sampled from 4 artificial stands in Zanjan province. In order to assimilate environmental conditions, seedlings were planted under randomized complete blocks design with 3 replications in Karadj area. In growing season, height growths were measured in 6 periods and diameter growths were measured in 2 periods. The results showed no significant differences between stands in term of height and diameter growths but there were significant differences between periods in terms of height and diameter growths. In total, the results of growth parameters measuring in P. nigra stands showed the trees of the two provinces presented a fairly similar growth function during a growing season.

    Keywords: Diameter Growth, Height Growth, Kermanshah, Zanjan Provinces, Populus Nigra
  • JAFAR ABDOLLAPOUR, Hassan Akbari*, AHMAD VALIPOUR, MAJID LOTFALIAN Pages 90-100

    Forest utilization is one of the important components of get income and decrease of poverty for local communities. Zagros as the widest forests area in country, in terms of commercial non-wood forest products are unique. The amount of income from these forest products varies, and in each region a specific type of product is the important source of income. The purpose of this study was to determine the percentage of forest income in annual household’s income and determine which forest products constitute the annual net income of a household and what kind of product is the most source of income in each region are from. For this purpose, various utilizations and the share of forest products in the lives of the northern Zagros households (Marivan, Baneh and Saravabad cities in Kurdistan province and Piranshahr and Sardasht in West Azarbaijan province) were investigated. The gathering of Gazu, Mazooj, oak seed, Gala (grazing), galipot of Pistacia sp., firewood and food-medicine plants were among the most commonly used forest products in the region. The data of this study included income and cost of different sources by direct observation, semi-structured questionnaire and interviews with 220 households of the utilizer. Livelihoods sources of utilizers were analyzed in three groups of forest products, husbandry and others. The results showed that the livelihoods of the utilizers of the region, forest products, husbandry and others, respectively, were 15.12%, 22.75% and 62.13%. The annual profit from forest products in Marivan and Sarvabad was more than the annual profit from livestock, while in Piranshahr, forest resources did not have significant profits. Also, the highest net annual income of the forest in the cities of Marivan, Sarvaabad, Baneh, Sardasht and Piranshahr was respectively galipot, galipot, Gala (grazing), galipot and forest food products. Considering that each of the cities is better in producing one or two products. It was suggested that planning for the sustainability of resources (including determining the possibility of harvesting), improving the mechanisms of utilization, processing and marketing of the important products of each city was proposed.

    Keywords: Forest Products, Income, Cost, Profit, Northern Zagros
  • Farhad Ghasemi Aghbash*, Bjorn Berg Pages 101-110

    Climate changes due to changes in a habitat leads to differences in the rate of decomposition and nutrient dynamics of leaflitters, which has many effects on the controlling factors of the decomposition process. In the present study, the rate of decomposition and nutrient dynamics of Norway spruce was evaluated for 363 days in the two forestation sites in the natural and foreign habitats, Stråsan and Lajim. Nutrients such as nitrogen, phosphorus, potassium, calcium, magnesium, manganese and lignin, as well as Limit value, constant coefficient of decomposition and production capacity of humus were investigated using standard methods in both habitats. Nutrient and lignin concentrations were measured individually in each country using the same measurement methods. The results showed that the initial quality of needles, except for calcium and manganese, in Lajim habitat (the concentrations of nutrients in nitrogen, phosphorus, potassium and magnesium were 12.63, 1.23, 9.85, and 1.51 mg/g) was better than Stråsan (the concentrations of calcium and manganese were 13.4 and 1.38 mg/g). The dynamics pattern of nutrients in two habitats was similar during the study period, but in 363 day, there were significant differences (p <0.05) in the concentrations of manganese and phosphorus. The remaining weight in two habitats at the end of the period did not show any significant difference (Lajim and Stråsan habitats were 77.69% and 77.92% respectively). The constant coefficient of decomposition and production capacity of humus in Lajim habitat was higher (respectively, 0.24% per day and 66 fractions) than Stråsan habitat (respectively, 0.1% per day and 55 fractions). Based on the stepwise regression, in the Lajim habitat the concentrations of phosphorus and manganese and in the Stråsan the concentrations of lignin, magnesium and calcium were the only variables which explained mass loss var iation. In general, the results of this study showed that Norway spruce in Lajim habitat was successful in the view point of the decomposition and nutrient dynamism and in the compared to its natural habitat, and could be used in the Hyrcanian mountain forest for reforestation projects.

    Keywords: Boreal forests, Decomposition rate, Habitat change, Leaflitter quality, Norway spruce
  • Akram Haghighatdoust, Seyed Mohammad Waez Mousavi* Pages 111-123

    Tree marking can cause changes in forest. This study aimed to assess tree marking operation and to predict its effect on stand structure of Persian ironwood-hornbeam stands at Bahramnia forestry plan, north of Iran. Therefore 98 trees that were marked in compartment 9 of the mentioned forest in 2017 based on selection system and according to the recent laws of Forests, Range and Watershed Management Organization of Iran were measured before cut. Characteristics such as tree species, diameter, height, volume, decay condition and standing or fallen situation of the trees were recorded.  Independent samples t-test was used to compare the mean diameter, height and volume between marked trees and stand trees. To obtain the mean diameter and height of the stand trees 16 circular sample plots with the area of 1000 square meters were considered in which the diameter and height of all trees were recorded. The results showed that the majority of marked trees, based on both tree numbers and volume, belong to hornbeam species while the dominant tree species of the compartment is Persian ironwood tree. This result shows that the marking operation acted to change the species composition of the stand in favor of Persian ironwood species. In comparison of the mean diameter, height and volume between marked trees with stand trees a significant difference were observed in terms of diameter and volume, but in case of trees height no significant difference was found. Studying the distribution pattern of marked trees indicated a cluster distribution pattern. Totally it can be concluded that tree marking operation according to the recent laws of Forests, Range and Watershed Management Organization, which emphasize on marking and cutting of fallen and broken and decaying trees, in long term will result in loss of dead and decaying trees in forest ecosystem and will decrease ecological capacity of these forest ecosystems.

    Keywords: Silviculture, Structure, Selection System, Microhabitat, Distribution Pattern