فهرست مطالب

دانشکده پزشکی اصفهان - پیاپی 543 (هفته سوم آبان 1398)
  • پیاپی 543 (هفته سوم آبان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/17
  • تعداد عناوین: 3
|
  • مظلومی، عابدی، شانئی*، عموحیدری صفحات 1080-1087
    مقدمه

    پرتودرمانی با شدت مدوله شده (Intensity-modulated radiation therapy یا IMRT) یکی از بهترین روش ها در درمان مننژیومای عصب بینایی (Optic nerve sheath meningioma یا ONSM) همراه با کنترل رشد تومور وتثبیت بینایی می باشد. در این مطالعه، تکنیک های مختلف IMRT از دیدگاه میزان افت دز در بعد از مرزهای هدف درمان جهت دستیابی به تکنیک بهینه مورد بررسی قرار گرفتند.

    روش ها

    فرایند بهینه سازی 3 تکنیک IMRT با استفاده از 3، 5 و 7 فیلد با فوتون 6 مگاولت برای 15 نفر از بیماران مبتلا به مننژیومای عصب بینایی با استفاده از سیستم طراحی درمان Panther Prowess انجام شد. برای ارزیابی طرح های درمان علاوه بر اطلاعات استخراج شده از هیستوگرام دز- حجم (Dose-volume histogram یا DVH) و محاسبه ی شاخص های ارزیابی پوشش هدف، شاخص شیب دز (یا DGI) تفاضلی و تجمعی در هر سه تکنیک محاسبه و مقایسه شد.

    یافته ها

    دز بیشینه و دز میانگین رسیده به تومور با افزایش تعداد فیلدهای IMRT افزایش یافت. مقادیر شاخص یکنواختی (Uniformity index یا UI) و همگنی (Homogeneity index یا HI) بین تکنیک 3 بیم و 7 بیم اختلاف معنی داری نشان داد و شاخص انطباق (Conformity index یا CI) در تکنیک 7 بیم بسیار نزدیک به مقدار ایده آل (99/0) به دست آمد. شاخص شیب دز تفاضلی (Difference dose gradient index یا dDGI) در بین سه تکنیک اختلاف ناچیزی با هم داشت و تنها در سطح ایزودز 45 درصد اختلاف معنی داری بین تکنیک 5 بیم و 7 بیم مشاهده شد. مقادیر شاخص شیب دز تجمعی (Cumulative dose gradient index یا cDGI) میانگین اعدادکوچک تری در تکنیک IMRT 7 بیم نسبت به دو تکنیک دیگر نشان داد.

    نتیجه گیری

    سه تکنیک IMRT 3، 5 و 7 فیلد اختلاف آماری چشم گیری از نظر میزان افت دز در بعد از مرزهای تومور نسبت به یکدیگر ندارند و انتخاب آن ها در درمان مننژیومای عصب بینایی به صلاح دید پزشک مربوط با توجه به شرایط هر بیمار بستگی دارد.

    کلیدواژگان: شیب دز، پرتودرمانی با شدت مدوله شده، کیفیت طرح درمان، مننژیوما، عصب بینایی
  • یوسفیان ملا، صادقی*، فرهمند، آذربایجانی صفحات 1088-1091
    مقدمه

    تاثیر عدم حرکت و یا ایجاد بی حرکتی در اندام فوقانی با وجود اهمیت آن، به طور معمول در بررسی و تجزیه و تحلیل های راه رفتن نادیده گرفته می شود. از این رو، هدف از انجام تحقیق حاضر، تعیین تاثیر حذف نوسان اندام فوقانی بر جابه جایی سه بعدی مرکز جرم بدن در طول راه رفتن بود.

    روش ها

    نوع تحقیق حاضر، نیمه تجربی، علی- مقایسه ای و تاثیرسنجی بود. 20 زن سالم با سرعت عادی در دو وضعیت نوسان طبیعی و بسته بودن اندام فوقانی راه رفتند و جابه جایی مرکز جرم بدنشان در سه صفحه ی حرکتی توسط Force plate مشخص شد. جهت تجزیه و تحلیل های آماری، از آمار توصیفی، آزمون های Kolmogorov-Smirnov و Paired t استفاده گردید (05/0 > P).

    یافته ها

    به غیر از جابه جایی در صفحه ی حرکتی عمودی (04/0 = P)، مرکز جرم در صفحات قدامی- خلفی (30/0 = P) و جانبی (18/0 = P)، جابه جایی معنی داری را نشان نداد.

    نتیجه گیری

    کاهش نوسان اندام فوقانی در حین راه رفتن، می تواند باعث افزایش جابه جایی عمودی مرکز جرم و بزرگی نیروی عکس العمل وارده از زمین به فرد گردد و این امر، باید مورد توجه متخصصین توان بخشی و ورزشی واقع شود.

    کلیدواژگان: اندام فوقانی، زنان، راه رفتن
  • حاج حسن، قدیمی، نجفی، روشنگر، اعتراف اسکوئی* صفحات 1092-1099
    مقدمه

    این مطالعه، با هدف بررسی اثرات نئوستیگمین بر روی شاخص های التهابی و تغییرات هیستوپاتولوژی بافت گرانولوماتوز انجام شد.

    روش ها

    مدل Air pouch در شش گروه از موش های صحرایی نر نژاد Wistar ایجاد شد. در ناحیه ی پشتی حیوان بیهوش شده، هوای استریل (10 و 20 میلی لیتر) به ترتیب در روزهای اول و سوم تزریق شد. جهت القای التهاب، در روز ششم 2 میلی لیتر کاراژنین (1 درصد) به داخل Pouch تزریق شد. هم زمان با کاراژنین، نرمال سالین به عنوان شاهد و نئوستیگمین با دزهای 35، 70، 140، 200 و 310 میکروگرم بر کیلوگرم به داخل صفاق تزریق شد. بعد از 6 ساعت، موش ها کشته شدند و مایع داخل Pouch برای تعیین حجم اگزودا و شمارش لکوسیتی جمع آوری شد. بافت گرانولوما خارج شد و پس از تعیین وزن، خصوصیات هیستوپاتولوژیک آن مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    دز 70 میکروگرم بر کیلوگرم نئوستیگمین میزان تجمع لکوسیتی (050/0 > P)، حجم اگزودا (001/0 > P) و وزن بافت گرانولوماتوز (001/0 > P) را در مقایسه با گروه شاهد کاراژنین، با تفاوت معنی داری کاهش داد. در عین حال، دز 200 میکروگرم بر کیلوگرم دارو باعث افزایش مقادیر شاخص های التهابی پیش گفته گردید (050/0 > P). نتایج مطالعات هیستوپاتولوژیک بافت گرانولوماتوز نشان داد که دزهای بالاتر نئوستیگمین اثرات ضد التهابی بیشتری در مقایسه با گروه شاهد ایجاد می کنند.

    نتیجه گیری

    با وجود اثرات متفاوت نئوستیگمین در مدل التهابی Air pouch، در مجموع دزهای پایین نئوستیگمین اثرات ضد التهابی بیشتری بر روی شاخص های التهاب محیطی نشان دادند. با توجه به مکانیسم های متنوع پیشنهادی، احتمال می رود این اثرات به واسطه ی عملکرد مجموعه ای از اثرات تنظیمی نئوستیگمین بر سیستم ایمنی ایجاد می شود.

    کلیدواژگان: نئوستیگمین، التهاب، کاراژنین، موش صحرایی
|
  • Fahimeh Mazloomi, Iraj Abedi, Ahmad Shanei*, Alireza Amouheidari Pages 1080-1087
    Background

    Intensity-Modulated Radiation Therapy (IMRT) is one of the best methods in the treatment of optic nerve sheath meningioma (ONSM) with tumor growth control and visual stabilization. In this study, various IMRT techniques were evaluated from the point of view of dose fall-off beyond the target boundaries to achieve the optimal technique.

    Methods

    The optimization of 3 IMRT techniques was performed using 3, 5, and 7 fields with 6 MV photons in 15 patients with ONSM using Prowess Panther treatment planning system. To evaluate treatment plans, in addition to data extracted from dose-volume histogram (DVH) and evaluation of target coverage indices, differential and cumulative dose gradient indices (DGIs) were calculated and compared between the three techniques.

    Findings

    The maximum and the mean dose received by the tumor increased with increasing number of IMRT fields. The uniformity (UI) and homogeneity (HI) indices were significantly different between the 3-field and 7-field techniques; and the conformity index (CI) was close to ideal value (0.99) in 7-field technique. Difference of differential dose gradient index (dDGI) was negligible between the three techniques, and only at the 45% isodose level, there was a significant difference between the 5- and 7-field techniques. Cumulative dose gradient index (cDGI) showed smaller values in 7-field technique than the other two techniques.

    Conclusion

    The three IMRT techniques have no considerable statistical difference in dose fall-off rate beyond tumor boundaries; and their choice in the treatment of ONSM depends on the physician's discretion based on the whole patient's conditions.

    Keywords: Dose gradient, Intensity modulated radiation therapy, Plan quality, Meningioma, Optic Nerve
  • Razieh Yousefian Molla, Heydar Sadeghi*, Farzam Farahmand, Mohammad Ali Azarbayjani Pages 1088-1091
    Background

    Since the effect of immobilization of the upper limb, despite its importance, is usually neglected in the analysis of gait, the purpose of the present study was to assess the effect of removal upper limb arm swing on 3-dimentional (3D) body center of mass displacement during gait.

    Methods

    20 healthy women were asked to walk at normal speed in two conditions of normal upper extremity arm swing. The location of body mass center was determined by force plate, and then the data were analyzed using statistical descriptive, Kolmogorov-Smirnov, and paired t tests (P < 0.0.5).

    Findings

    Except for displacement in the vertical plate (P = 0.04), the center of mass in the anterior-posterior (P = 0.30) and lateral planes (P = 0.08) showed no significant displacement.

    Conclusion

    Reducing arm swing during walking can increase the vertical displacement of the center of mass, and the magnitude of the force exerted from the ground. Sport and rehabilitation clinicians should consider this statement.

    Keywords: Arm, Women, Gait
  • Iman Haj Hasan, Parvin Ghadimi, Moslem Najafi, Leila Roshangar, Tahereh Eteraf Oskouei* Pages 1092-1099
    Background

    The aim of this study was to evaluate the effects of neostigmine on inflammatory parameters and histopathological changes of granulation tissue.

    Methods

    The Air Pouch model was developed in six groups of male Wistar rats. Briefly, the rats were anesthetized, and then 20 ml and 10 ml of sterile air were injected subcutaneously (SC) on the back of the animals on days 0 and 3, respectively. On day 6, inflammation was induced by injection of 2 ml of carrageenan 1% into pouches. Normal saline as control and neostigmine (35, 70, 140, 200, and 310 µg/kg) was administered intraperitoneally (IP) concurrently with carrageenan. After 6 hours, the rats were sacrificed; pouch fluid was collected to determine exudate volume and the number of accumulated cells. The pouches were dissected out and weighed, and histopathological characteristics were evaluated.

    Findings

    Neostigmine (70 µg/kg) reduced leukocyte accumulation (P < 0.050), exudate volume (P < 0.001), and granulation tissue weight (P < 0.001) compared to the carrageenan control group. Inflammatory parameters were increased by neostigmine 200 μg/kg (P < 0.050). The results of histopathological studies of granulation tissue showed that higher doses of neostigmine provided more anti-inflammatory effects.

    Conclusion

    From this study, it may be concluded that in the air pouch inflammatory model, neostigmine at different doses has different effects on peripheral inflammation. These effects are likely mediated by regulatory effects of the agent on the immune system.

    Keywords: Neostigmine, Inflammation, Carrageenan, Rat