فهرست مطالب

فیض - سال بیست و سوم شماره 5 (پیاپی 108، آذر و دی 1398)
  • سال بیست و سوم شماره 5 (پیاپی 108، آذر و دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/09
  • تعداد عناوین: 13
|
  • سمانه معتمد جهرمی*، صادق نیامی جهرمی صفحات 455-466
    سابقه و هدف

    استروژن مصنوعی اثرات مخربی بر بافت کبد می گذارد. به نظر می رسد تخم کدوتنبل بتواند جایگزین مناسبی در هورمون درمانی باشد. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر عصاره ی هیدروالکلی تخم کدوتنبل بر میزان هورمون استروژن در موش های صحرایی ماده ی بالغ و اثرات آن بر مارکرهای کبدی و تغییرات بافتی کبد و تخمدان می باشد.

    مواد و روش ها

    در این تحقیق تجربی 40 سر موش صحرایی ماده بالغ از نژاد ویستار (در محدوده ی وزنی10±180 گرم و سن 60 روز) انتخاب و به طور تصادفی به 5 گروه 8 تایی: سه گروه تجربی، کنترل و شاهد تقسیم شدند. به گروه های تجربی عصاره هیدروالکلی تخم کدوتنبل (با دوزهای 50،20 و100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به ترتیب جهت گروه های تجربی 1، 2 و 3) به مدت 21 روز متوالی به صورت درون صفاقی تزریق شد. سپس سطح سرمی مارکرهای کبدی و تخمدانی تعیین و مطالعات بافت شناسی  بر روی کبد و تخمدان انجام شد.

    نتایج

    کاهش معنی دار در میزان سرمی ALP و افزایش معنی دار در میزان سرمی هورمون های استروژن و FSH وLH  و تعداد فولیکول های گراف در گروه تجربی 3 و کاهش معنی دار در تعداد فولیکول های بدوی و اولیه در هر سه گروه تجربی نسبت به گروه کنترل و کاهش معنی دار تعداد فولیکول های ثانویه در گروه تجربی 1 نسبت به گروه های تجربی 2 و 3 مشاهده شد (0/05>P).

    نتیجه گیری

    استروژن موجود در عصاره ی هیدورالکلی تخم کدوتنبل بدون اثر مخرب بر بافت کبد می تواند مسیر تخمک گذاری را طی نماید و جایگزین مناسبی برای استروژن های مصنوعی و تنظیم کننده ی چرخه ی عادت ماهیانه زنان باشد.

    کلیدواژگان: استروژن، کبد، موش صحرایی، ماده، عصاره
  • عاطفه شیرازی تهرانی، طاهره مازوچی*، مریم اخوان طاهری، مژده صالح نیا صفحات 467-475
    سابقه و هدف

    انجماد بافت تخمدان یکی از روش های حفظ باروری زنان مبتلا به سرطان و نارسایی زودرس تخمدان است. حفظ ذخایر فولیکولی پس از انجماد تخمدان، ضروری است. این مطالعه به منظور تعیین اثر غلظت های مختلف هیدروژل آلژینات به عنوان کپسول بر مورفولوژی و شمارش فولیکولی تخمدان انجماد شیشه ای شده موش انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، تخمدان موش های بالغ به 4 گروه تقسیم شدند: تخمدان غیرانجمادی، تخمدان انجمادی، تخمدان هایی که در هیدروژل آلژینات با غلظت های 0/5 و 1 درصد انکپسوله و سپس منجمد شدند (به ترتیب، گروه آزمایشی 1 و 2). انجماد شیشه ای با محلول های اتیلن گلیکول و دی متیل سولفوکسید انجام شد. ارزیابی مورفولوژی بااستفاده از رنگ آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین صورت گرفت و میانگین تعداد فولیکول های سالم و اترتیک در هر گروه ارزیابی شد. داده ها بااستفاده از آزمون آنالیز  one-way ANOVA و آزمون تعقیبی tukey مقایسه شدند. مقادیر 0/05<P به لحاظ آماری معنادار در نظر گرفته شد.

    نتایج

    میانگین تعداد کل فولیکول ها در همه گروه ها تفاوت معناداری نداشت. بیشترین و کمترین تعداد فولیکول های سالم به ترتیب در گروه غیرانجمادی و گروه آزمایشی 1 مشاهده شد (0/05<P). کاهش مشاهده شده در میانگین کل، فولیکول های سالم در گروه های آزمایشی نسبت به گروه انجمادی معنادار نبود، ولی نسبت به گروه غیرانجمادی معنادار بود (0/05<P). میانگین تعداد فولیکول های اترتیک به صورت معناداری در گروه های انجمادی و آزمایشی نسبت به گروه غیرانجمادی افزایش پیدا کرد (0/05< P).

    نتیجه گیری

    انکپسوله کردن تخمدان با غلظت های 0/5 و 1 درصد هیدروژل آلژینات، نتوانست سبب بهبود مورفولوژی و حفظ بیشتر فولیکول های سالم تخمدان انجماد شیشه ای شده شود.

    کلیدواژگان: انجماد شیشه ای، هیدروژل آلژینات، تخمدان، موش
  • یوسف گلشنی، سعید محمدی*، مجید گلشنی صفحات 476-484
    سابقه و هدف

    افسردگی و اضطراب جزء بیماری های مهم گریبان گیر بشر هستند. داروهای شیمیایی مورد استفاده در درمان این بیماری ها دارای عوارض جانبی بوده، به همین دلیل استفاده از گیاهان دارویی نظیر سماق، باتوجه به خواصی نظیر خاصیت ضداکسیدانی، احتمالا می تواند در درمان این بیماری ها موثر واقع شود. در این مطالعه اثر تجویز خوراکی اسانس میوه سماق بر افسردگی و اضطراب در موش های صحرایی نر بررسی شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، موش های صحرایی نر بالغ نژاد ویستار به گروه های: کنترل، اسانس سماق (با دوزهای 50، 100 و mg/kg 300، فلوکستین (داروی رفرنس افسردگی) و آلپرازولام (داروی رفرنس اضطراب) تقسیم شدند. جهت سنجش افسردگی از تست شنای اجباری و جهت سنجش اضطراب از تست ماز به علاوه شکل مرتفع استفاده شد.

    نتایج

    در تست شنای اجباری، مابین گروه اسانس سماق (100 و 300 میلی گرم بر کیلوگرم) و گروه کنترل از نظر مدت زمان بی حرکتی (به ترتیب با: 0/05<P، 0/001<P) و نیز مدت زمان بالارفتن (به ترتیب با: 0/05< P، 0/01<P) تفاوت معناداری وجود داشت. همچنین نتایج تست ماز به علاوه شکل مرتفع از نظر درصد زمان سپری شده در بازوهای باز، نشان دادند که مابین گروه سماق با دوز 300 میلی گرم و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد همچنان استفاده از سماق با دوز 300 میلی گرم توانست این شاخص را افزایش دهد (0/001<P).

    نتیجه گیری

    این مطالعه تجربی نشان داد که اسانس میوه سماق به صورت تجویز خوراکی احتمالا می تواند سبب بهبود افسردگی و اضطراب در موش های صحرایی نر شود.

    کلیدواژگان: افسردگی، اضطراب، سماق، موش صحرایی
  • مهراز مرادی، سعید شاکریان*، مسعود نیکبخت صفحات 485-494
    سابقه و هدف

    دوکسوروبیسین (Dox) یک آنتی بیوتیک آنتراسیکلین است که به طور گسترده ای به عنوان عامل شیمی درمانی استفاده می شود. با این حال، مفیدبودن این عامل باتوجه به عوارض جانبی آن محدود است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر تمرین تناوبی شدید و مصرف کروسین بر استرس اکسیداتیو بافت کبد رت های نر تحت القای مزمن دوکسوروبیسین بود.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه تجربی 40 سر رت نر نژاد ویستار در گروه های کنترل سالم، دوکسوروبیسین (mg/kg 2 در 7 دوز)، دوکسوروبیسین-کروسین (mg/kg2)، دوکسوروبیسن-تمرین و دوکسوروبیسین-تمرین-کروسین قرار گرفتند. گروه های تمرینی به مدت 8 هفته، 5 روز در هفته، با تناوب های 2 دقیقه ای و با شدت 90-80 درصد سرعت بیشینه دویدند. سطح مالون دی آلدهید، فعالیت آنزیم های سوپراکسیددیسموتاز و کاتالاز در بافت کبدی اندازه گیری شد.

    نتایج

    دوکسوروبیسین باعث افزایش معنی داری در سطح مالون دی آلدهید و کاهش معنی داری در فعالیت سوپراکسیددیسموتاز و کاتالاز بافت کبد در گروه های دریافت کننده دوکسوروبیسین در مقایسه با گروه کنترل سالم شد (0/001=P). کاربرد هر سه مداخله باعث کا هش معنی داری در سطح مالون دی آلدهید (0/001=P) و افزایش معنی داری در فعالیت سوپراکسیددیسموتاز و کاتالاز در نتیجه ی دریافت تمرین (در هر دو آنزیم، 0/001=P)، کروسین (0/002=P و 0/001=P) و ترکیب تمرین و کروسین (در هر دو آنزیم، 0/001=P) در مقایسه با گروه کنترل دوکسوروبیسین شد. همچنین اثر ترکیبی تمرین و کروسین بهتر از اثر هر کدام به تنهایی بود (0/001=P).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد تمرینات منظم تناوبی شدید، کروسین و ترکیب این دو می تواند با کاهش استرس اکسیداتیو، اثرات محافظتی در برابر سمیت کبدی ناشی از دوکسوروبیسین داشته باشد.

    کلیدواژگان: استرس اکسیداتیو، تمرین تناوبی، دوکسوروبیسین، کبد، کروسین
  • عقیل صدیقی، احمد عبدی*، محمد علی آذربایجانی، علیرضا براری صفحات 495-502
    سابقه و هدف

    آپوپتوز قلبی نقش مهمی در بیماری های قلبی دارد. شواهد اخیر حاکی از آن است که تمرینات ورزشی ممکن است برخی از مسیر های پیام رسانی مربوط به آپوپتوز را در میوکارد تحت تاثیر قرار دهد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تمرین هوازی بر Bax، Bcl2 و کاسپاز-3 عضله قلبی موش های صحرایی نر می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، شانزده سر موش صحرایی نر ویستار ده هفته ای با وزن 32/19±74/299 گرم به طور تصادفی به دو گروه کنترل و تمرین تقسیم شدند. گروه های تمرین به مدت شش هفته برنامه تمرین هوازی (18-10 متر در دقیقه، 40-10 دقیقه در روز، پنج روز در هفته) را روی تردمیل انجام دادند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی، موش ها کشتار شدند، بافت قلب برداشته و بلافاصله در محلول نیتروژن فریز و در دمای 80- نگهداری شد. بیان پروتئین Bax، Bcl2 و اندازه گیری کاسپاز-3 عضله قلبی با روش الایزا و وسترن بلات انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون t مستقل و ANCOVA در سطح معنی داری 0/05<P آزمون شدند.

    نتایج

    یافته ها نشان داد تمرینات هوازی باعث کاهش معنی داری در سطوح Bax بافت قلبی شد (0/045=P). همچنین مقادیرBcl2  (0/003=P) و کاسپاز-3  (0/004=P) گروه تمرینی افزایش معنی داری نشان داد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد تمرین هوازی با شدت متوسط می تواند باعث تعدیل برخی عوامل موثر بر آپوپتوز بافت قلبی موش های صحرایی نر شود.

    کلیدواژگان: تمرین ورزشی، بیماری قلبی، کاسپاز-3، Bax و Bcl2
  • محمد فتحی زاده، وحید ولی پور ده نو* صفحات 503-510
    سابقه و هدف

    فعالیت بدنی بر میزان چربی های خون تاثیر مطلوبی دارد. مقادیر چربی های خون در افراد مبتلا به کم کاری تیروئید تحت بالینی افزایش می یابد. از این رو، هدف مطالعه حاضر، بررسی تاثیر 5 ماه تمرین ورزشی هوازی بر نیم رخ چربی سرمی زنان مبتلا به کم کاری تیروئید تحت بالینی بود.

    مواد و روش ها

     آزمودنی های این پژوهش نیمه تجربی، 25 زن مبتلا به کم کاری تیروئید تحت بالینی با میانگین سنی 83/3±59/35 سال بودند که با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و پس از اخذ رضایت نامه کتبی به سه گروه دارو- ورزش (8=n)، ورزش (7=n) و دارو (10=n) تقسیم شدند. تمرین ورزشی هوازی عبارت بود از: 5 ماه ورزش ایروبیک به صورت 3 جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 60 دقیقه. به منظور افزایش شدت تمرین، حرکات ریتمیک با ترکیب های متفاوت و پیچیده تر اجرا شد. گروه دارو افراد غیرفعالی بودند که تنها قرص لووتیروکسین مصرف کردند. مقادیر سرمی کلسترول، LDL، HDL، TG و VLDL سه گروه پس از 5 ماه اندازه گیری و برای تحلیل داده ها از آزمون آنالیز واریانس استفاده شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد تمرین ورزشی هوازی منجر به تغییرات معنی داری در غلظت های سرمی کلسترول (0/539=P)، LDL (0/537=P)، HDL (0/676=P)، TG (0/531=P) و VLDL (0/529=P) در زنان مبتلا به کم کاری تیروئید تحت بالینی نمی شود.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که 5 ماه ورزش ایروبیک منجر به تغییرات معنی داری در غلظت چربی های سرمی زنان مبتلا به کم کاری تیروئید تحت بالینی نمی شود. بنابراین 5 ماه ورزش ایروبیک در بهبود نیم رخ چربی سرمی و سلامت قلبی-عروقی این افراد تاثیر ندارد.

    کلیدواژگان: تمرین ورزشی هوازی، ایروبیک، کم کاری تیروئید، نیم رخ چربی
  • زهرا فرشیدفر*، اسحق رحیمیان بوگر، جوانشیر اسدی، پیام ایزدپناهی صفحات 511-520
    سابقه و هدف

    پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تاثیر درمان فعال سازی رفتاری گروهی بر تبعیت از درمان زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.

    مواد و روش ها

    این پژوهش کارآزمایی بالینی تصادفی شده می باشد. کلیه بیماران مبتلا به سرطان پستان که در سال 1397 به بیمارستان ایران مهر بیرجند مراجعه کردند، به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند و به روش دردسترس با 60 نفر از زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان، مصاحبه ساختارمند هم راستا با هدف پژوهش انجام شد. سپس 32 بیمار با شرایط ورود انتخاب شدند و بعد از آن به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. اطلاعات با پرسشنامه جمعیت شناختی و تبعیت از درمان موریسکی (2008) جمع آوری شد. پروتکل درمان بر اساس الگوی فعال سازی رفتاری گروهی طی 8 جلسه 120 دقیقه ای به صورت هفتگی به گروه مداخله ارائه شد و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. داده های به دست آمده با نرم افزار SPSS ویرایش 20؛ به روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، تحلیل شد.

    نتایج

    میانگین (انحراف معیار) سنی گروه مداخله، 7/44 (7/7) و گروه کنترل 45 (43/7) بود که تفاوتی از نظر آماری نشان نداد (0/05<P، 0/193=t). نتایج نشان داد میانگین (انحراف معیار) نمرات پس آزمون عدم تبعیت از درمان گروه مداخله 47/2 (0/69) به طور معنی داری کمتر از نمرات پس آزمون 15/27 (1) گروه کنترل است (0/004=P).

    نتیجه گیری

     درمان فعال سازی رفتاری گروهی به طور معنی داری باعث افزایش تبعیت از درمان زنان مبتلا به سرطان پستان شد. رویکرد فعال سازی رفتاری با ایجاد فعالیت های هدفمند، انگیزه ی درونی و خودکارآمدی در بیماران، می تواند به عنوان درمانی کوتاه مدت و مقرون به صرفه، برای افزایش تبعیت از درمان این بیماران کاربرد موثری داشته باشد.

    کلیدواژگان: فعال سازی رفتاری، تبعیت از درمان، سرطان پستان
  • سید محسن ساداتی نژاد، علیرضا فرخیان، محسن تقدسی*، سید غلام عباس موسوی صفحات 521-527
    سابقه و هدف

    اختلالات جنسی به وفور بین بیماران قلبی مشاهده می شود. از روش های مختلفی برای بهبود این اختلالات استفاده می شود ولی هنوز مشکلات جنسی، منجر به پیامدهای خانوادگی و افت کیفیت زندگی می شود. بنابراین این مطالعه با هدف تعیین تاثیر بسته آموزش جنسی بر دانش و کیفیت زندگی جنسی مبتلایان پس از پیوند یا آنژیوپلاستی عروق کرونر در بیمارستان شهید بهشتی کاشان طی سال 1397 انجام شد.

    مواد و روش ها

    مطالعه به روش مداخله ای تصادفی شاهددار انجام شد. در گروه مداخله، بسته آموزش از بحث آموزش جنسی پرستاری قلب و در گروه شاهد برنامه روتین اجرا شد. در ابتدای مطالعه و دو ماه پس از ترخیص، پرسشنامه کیفیت زندگی جنسی آبراهام و دانش جنسیYi-Hung  تکمیل شد. مداخله روی 71 نفر بیماری انجام شد که شرایط مطالعه را داشتند. بیماران پس از درمان تهاجمی قلب در گروه مداخله (34 نفر) و شاهد (37 نفر) تخصیص داده شدند که از نظر: سن و جنس، بیماری های زمینه ای، درمان دارویی و تهاجمی تفاوت معنی داری نداشتند. داده ها با نرم افزار SPSS ویرایش 16 و با تست کای دو، تی تست، من ویتنی و ویل کاکسون مورد تحلیل آماری قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج نشان داد که میانگین نمره دانش جنسی و کیفیت زندگی جنسی حین ترخیص و دو ماه بعد از آن در دو گروه، کاهش معنادار داشت (P به ترتیب 0/001 و 0/01).

    نتیجه گیری

    آموزش جنسی حین ترخیص در بهبود نمره دانش و کیفیت زندگی جنسی بیماران، بعد از ترخیص از پیوند یا آنژیوپلاستی عروق کرونر موثر می باشد. بنابراین می توان از آموزش جنسی زمان ترخیص در حین توانبخشی بیماران بعد از درمان های تهاجمی قلبی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: پیوند عروق کرونر، آنژیوپلاستی عروق کرونر، دانش جنسی، کیفیت زندگی جنسی، آموزش جنسی
  • زهرا درگاهی، علیرضا پرتوآذر، شیما ندافی، محمد مهدی سلطان دلال* صفحات 528-534
    سابقه و هدف

    به دلیل نیاز روزمره انسان به موادغذایی هرگونه تغییر در کیفیت و کمیت موادغذایی تاثیر بسزایی در بهداشت و سلامت جامعه خواهد داشت. زدودن آلودگی های میکروبی از موادغذایی در هر یک از مراحل تولید، نگهداری و عرضه موادغذایی قابل اهمیت است. در این تحقیق، اثرات ضدباکتریایی نانوذره اکسید روی بر دو باکتری اشریشیا کلی و لیستریا مونوسیتوژنز مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، نانوذره اکسید روی از زئولیت تهیه شد و مقدار آن بااستفاده از دستگاه فلورسانس اشعه ایکس (X-Ray Fluorescence) در آزمایشگاه دانشگاه تربیت مدرس تعیین شد. حداقل غلظت مهارکنندگی رشد (MIC) و حداقل غلظت باکتری کشی (MBC) نانوذره اکسید روی بااستفاده از روش دیسک گذاری تعیین شد.

    نتایج

    براساس نتایج این بررسی، مقدار MIC نانوذره اکسید روی برای همه ی باکتری های مورد آزمایش 4 میلی گرم بر میلی لیتر و مقادیر MBC این ماده برای سویه استاندارد و جدایه اشریشیا کلی به ترتیب برابر با 4 و 8 میلی گرم بر میلی لیتر و برای سویه استاندارد و جدایه لیستریا مونوسیتوژنز 4 میلی گرم بر میلی لیتر محاسبه شد.

    نتیجه گیری

    مطالعه حاضر نشان داد که نانو ذرات اکسید روی می توانند به عنوان یک عامل بازدارنده در مقابل پاتوژن های موادغذایی در بسته بندی و نگهداری موادغذایی مورداستفاده قرار گیرند و از آلودگی آن ها جلوگیری کنند.

    کلیدواژگان: نانوذره، اکسید روی، اشریشیا کلی، لیستریا مونوسیتوژنز، ضدباکتریایی
  • مریم سنجدی، هاشم نیری* صفحات 535-542
    سابقه و هدف

    سقط مکرر به عنوان یک رویداد آسیب زا برای زوج ها مطرح است و منجر به بروز علائمی همچون اضطراب و افسردگی در زوجین می شود. مالون دی آلدهید (MDA) در بیماری های گوناگونی ازجمله سقط مکرر خودبه خودی (RSA) نقش دارد. پاراکسوناز و آریل استراز، آنزیم های آنتی اکسیدان با اثرات محافظتی گوناگون می باشند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی ارتباط سطح سرمی MDA و فعالیت آنزیمی آنزیم های پاراکسوناز و آریل استراز در زنان با سقط مکرر خودبه خودی می باشد.    

    مواد و روش ها

     در این مطالعه مورد-شاهدی، تعداد 53 زن غیرباردار با سابقه سقط مکرر خودبه خودی به عنوان گروه بیماران و 47 زن غیرباردار به عنوان گروه کنترل وارد مطالعه شدند. سطح سرمی مالون دی آلدهید در نمونه های سرم با یک روش رنگ سنجی با تیوباربیتوریک اسید تعیین شد. فعالیت آنزیم پاراکسوناز و آریل استراز توسط روش اسپکتروفتومتری اندازه گیری شد.

    نتایج

    میانگین سطح سرمی مالون دی آلدهید در گروه بیماران سقط مکرر خودبه خودی در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته بود (0/03= P، 77/0±47/5 vs. 00/1±55/7). اختلاف معناداری در فعالیت آنزیم های پاراکسوناز و آریل استراز در دو گروه مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

     مطالعه حاضر نشان داد که در زنان با سابقه سقط مکرر خود به خودی، استرس اکسیداتیو و پراکسیداسیون لیپیدها افزایش می یابد و متعاقبا ممکن است نقش هایی در زنان غیرباردار با سابقه RSA داشته باشد. بنابراین افزایش استرس اکسیداتیو در زنان با سابقه RSA تنها مربوط به دوران بارداری نمی باشد.

    کلیدواژگان: سقط مکرر، استرس اکسیداتیو، مالون دی آلدهید، پاراکسوناز، آریل استراز
  • نسرین سادات حسینی رمقانی، فاطمه رضایی*، محمد علی سپهوندی، سیمین غلامرضایی، فضل الله میردریکوند صفحات 543-553
    سابقه و هدف

    باتوجه به احتمال عود نشانه های اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و ناکارآمدی رویکردهای درمانی در بهبودی ماندگار علائم این اختلال، شناسایی دقیق عوامل دخیل در شروع و حفظ PTSD از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این راستا مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی فراشناخت و اجتناب تجربی در رابطه بین ترومای کودکی و نشانه های PTSD صورت گرفت.

    مواد و روش ها

    آزمودنی های این پژوهش مقطعی-تحلیلی، 432 بیمار (278 نفر زن و 154 نفر مرد) مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر شیراز در بهار، تابستان، پاییز و زمستان 1397 بودند که باتوجه به معیارهای ورود و خروج و اجرای مصاحبه ساختاریافته برای اختلالات محور یک و دو (SCID) انتخاب شدند. فهرست اختلال استرس پس از سانحه (PCL-5)، فرم کوتاه پرسشنامه ترومای کودکی (CTQ)، فرم کوتاه باورهای فراشناختی ((MCQ-30 و پرسشنامه پذیرش و عمل (AAQ-II) مورد استفاده قرار گرفت. داده ها به وسیله تحلیل معادلات ساختاری (ضرایب هم بستگی و رگرسیون) در نرم افزار AMOS (ver 23) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی، برازش مناسبی با داده ها دارد (0/97CFI=، 0/93GFI=، 0/96TLI=، 0/97IFI=، 0/97NFI=، 0/07RMSEA=) و کلیه ی ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم در سطح آلفای 0/01 معنادار هستند. به طوری که فراشناخت و اجتناب تجربی به طور معناداری بین ترومای کودکی و نشانه های PTSD نقش میانجی را دارند. 

    نتیجه گیری

    یافته های این مطالعه پیشنهاد می کند که در طراحی مداخلات روانشناختی برای افراد مبتلا به PTSD، به نقش ترومای کودکی، فراشناخت و اجتناب تجربی توجه نمود.

    کلیدواژگان: اختلال استرس پس از سانحه، فراشناخت، ترومای کودکی، اجتناب تجربی
  • رستگار حسینی*، فرشته نجفی صفحات 554-562
    سابقه و هدف

    سندرم متابولیک به عنوان عامل خطر ابتلا به بیماری های قلبی- عروقی و دیابت در سالمندان مطرح است و در این میان فعالیت بدنی و تغذیه از عوامل مهم در ارزیابی سندرم متابولیک در نظر گرفته می شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین شاخص های سندرم متابولیک با سطح فعالیت بدنی و الگوهای غذایی در زنان سالمند می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه توصیفی، 350 زن سالمند شهر اسلام آباد غرب در سال 1396 به طور داوطلبانه شرکت کردند. پس از تکمیل رضایت نامه، پرسشنامه های اطلاعات عمومی، بسامد خوراک نیمه کمی، فعالیت بدنی و شاخص های تن سنجی آن ها اندازه گیری شد. الگوهای غذایی با روش تحلیل عاملی شناسایی شدند. برای آنالیز داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد.

    نتایج

    یافته ها نشان داد بین الگوهای غذایی سالم با سطح فعالیت بدنی متوسط (0/015<P) و بالا (0/009<P) ارتباط معناداری وجود دارد؛ بین الگوهای غذایی غربی با سطح فعالیت بدنی پایین (0/013<P) ارتباط معناداری وجود دارد؛ در حالی که بین الگوی غذایی مخلوط با میانگین سطوح فعالیت بدنی (بالا، متوسط و پایین) ارتباط معناداری مشاهده نشد. همچنین الگوی غذایی سالم، با ابتلا به سندرم متابولیک ارتباط معکوس و معنادار داشت، در حالی که الگوی غذایی غربی (از قبیل: نوشیدنی های کربوهیدراته، غذاهای آماده و میان وعده های شور) ارتباط مثبت و معناداری با سندرم متابولیک نشان داد.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر می تواند نشان دهنده ی ارتباط بین سطح فعالیت بدنی و الگوهای غذایی با سندرم متابولیک باشد.

    کلیدواژگان: سندرم متابولیک، الگوهای غذایی، فعالیت بدنی، زنان یائسه
  • مهناز سینایی، فرزاد ناظم*، حجت الله علایی، اردشیر طالبی صفحات 563-577
    زمینه و هدف

    پژوهش های دهه های اخیر، مداخله تمرینات ورزشی را به عنوان بخش برجسته سبک زندگی در مسیر افزایش عملکرد یادگیری و حافظه افراد نشان می دهند. بااین حال، هنوز سهم اندازه ی شدت کار و شیوه اجرای آن بر عملکرد بافت مغز به روشنی مشخص نیست. هدف این مطالعه، مرور غیرسیستماتیک در سازوکارهای رفتاری و برخی سلولی، با تاکید بر تاثیر تمرینات هوازی بر یادگیری و حافظه گونه های حیوانی و انسانی است.

    مواد و روش ها

     روش دسترسی به مقالات علمی بااستفاده از بانک های اطلاعاتی و کاربست کلیدواژه های تمرین هوازی، حافظه و یادگیری انجام گرفت. بازه زمانی جستجوی مقالات، از سال 2019-1999 میلادی است. سپس از 120 مقاله، 107 مورد مطالعه واجد شرایط پیرامون نقش ورزش هوازی بر سیستم عصبی انتخاب شد.

    نتایج

    براساس این یافته ها، مداخله منظم تمرینات هوازی (زیربیشینه) در گونه های حیوانی رت و انسان اثر معنی داری بر یادگیری و حافظه داشته است؛ برخی پژوهش ها نیز از عدم تاثیر مداخله طولانی مدت تمرین هوازی، در افزایش یادگیری و حافظه حکایت داشت؛ اما همچنان، برآیند مثبت الگوهای تمرینات ورزشی بر نتایج اثرات منفی آن بر حافظه برتری دارد. با این حال برای بررسی نقش پارامترهای اندازه شدت کار، مدت و نوع ورزش بر کارکرد شناختی یادگیری و مطالعه نوروپپتیدهای جدید در بافت مغز به جستجوی علمی بیشتری نیاز هست.

    نتیجه گیری

     به نظر می رسد که نقش توان بخشی پروتکل های ورزش هوازی برای افزایش بازده سطح یادگیری با اهمیت باشد. همچنین نقش این عوامل در پیشگیری و درمان احتمالی بیماری های دستگاه اعصاب مرکزی وابسته به حافظه، قابل تامل می باشد.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، حافظه، یادگیری
|
  • Samaneh Motamed Jahromi*, Sadegh Niami Jahromi Pages 455-466
    Background

    Alternative synthetic estrogen replacement hormone therapy has a deleterious effect on the liver tissue. It seems the pumpkin seeds can be a good alternative to hormone therapy. In this regard, this study aimed to investigate the effect of hydro-alcoholic extract of pumpkin seeds on the amount of estrogen hormone in adult female rats and its effects on liver markers And liver and ovarian tissue changes.

    Materials and Methods

    In this experimental study, 40 immature female wistar rats (in the weight range of 10±180 g and the age of 60 days) were divided into 5 groups of 8 animals: three experimental groups, control and sham groups. The hydro-alcoholic extract of pumpkin seeds was injected intraperitoneally for 21 consecutive days to the experimental groups (doses: 20, 50 and 100 mg/kg body weight). Serum levels of hepatic and ovarian markers were determined and histological studies were performed on the liver and ovary.

    Results

    Significant decrease in ALP and significant increase in FSH and LH and the graph follicles in experimental group 3 and a significant reduction in the number of primary and primary follicles in the three experimental groups compared to the group Controlling and the number of secondary follicles in the experimental group 1 were observed compared to the experimental groups 2 and 3 (P>0.05).

    Conclusion

    Estrogen in the hydro-alkali extract of pumpkin seeds without harmful effects on the liver tissue can lead to ovulation and is an appropriate alternative to artificial estrogens and regulating the gastrointestinal tract.

    Keywords: Estrogen, Liver, Rats, Female, Extract
  • Atefeh Shirazi Tehrani, Tahere Mazoochi*, Maryam Akhavan Taheri, Mojde Salehnia Pages 467-475
    Background

    Ovarian tissue cryopreservation is a way of preserving fertility in women with cancer and premature ovarian failure. Maintenance of follicular reserve is mandatory after ovary cryopreservation. This study was performed to determine the effect of alginate hydrogel as a capsule on morphology and follicular count of vitrified mouse ovary.

    Materials and methods

    In this experimental study, mature mice ovaries were divided into four groups: non-vitrified ovary, vitrified ovary, ovaries that have been encapsulated with alginate hydrogel with a concentration of 0.5 and 1% and then were vitrified (Experimental1 and Experimental2, respectively). The vitrification was performed with ethylene glycol and dimethyl sulfoxide solutions. Morphological study was done using hematoxylin and eosin staining. Average number of intact and atretic follicles was evaluated in each group. Data were compared by one-way ANOVA and post hoc test. Values of P<0.05 were considered statistically significant.

    Results

    Follicular counting results showed that the mean of total follicles in all groups was not significantly different. The highest and lowest number of intact follicles were observed in non-vitrified and experimental group 1, respectively. The observed decrease in the average number of intact follicles in experimental groups was not significant as compared with the vitrified group, but it was significant in comparison with the non-vitrified group (P<0.05). The average number of atretic follicles in the vitrified and experimental groups significantly increased than the non-vitrified group (P<0.05).

    Conclusion

    Encapsulation of ovaries at concentration of 0.5 and 1% of alginate hydrogel could not improve the morphology and preserve intact follicles of vitrified ovaries any better.

    Keywords: Vitrification, Alginate hydrogel, Mouse, Ovary
  • Yosef Golshani, Saeed Mohammadi*, Majid Golshani Pages 476-484
    Background

    Depression and anxiety are among the most important diseases of human being. The chemical drugs used to treat these diseases have side effects, therefore, the use of medicinal herbs such as Rhus Coriaria can be effective in treating these diseases with regard to properties such as anti-oxidant activity. In this study, the effects of oral administration of Rhus Coriaria fruit essential oil (RCFEO) was investigated on depression and anxiety in male rats.

    Materials and Methods

    In this experimental study, adult male Wistar rats were divided into control, RCFEO (50, 100, and 300 mg/kg), fluoxetine (depression reference drug) and alprazolam (anxiety reference drug) groups. In order to evaluate the depression and anxiety, forced swimming and elevated plus maze tests were used, respectively.

    Results

    In the forced swimming test, there were significant differences between the RCFEO (100 and 300 mg/kg) and the control group in aspect of the immobility time (P<0.05, P<0.001) as well as climbing time (P<0.05, P<0.01), respectively. In addition, the results from the elevated plus maze test showed that the percent of entries into open arms are significantly different between 300 mg/kg of RCFEO and control that way this index had increased by using RCFEO (300 mg/kg) (P<0.001).

    Conclusion

    This experimental study indicates that administration of Rhus Coriaria fruit essential oil (orally) probably can improve depression and anxiety in male rats.

    Keywords: Depression, Anxiety, Rhus Coriaria, Rat
  • Mahraz Moradi, Saeid Shakerian*, Masoud Nikbakht Pages 485-494
    Background

    Doxorubicin (Dox) is an anthracycline antibiotic that is widely used as a chemotherapy agent. However, the benefit of this agent is limited due to its side effects. The purpose of this study was to investigate the effect of high intensity interval training and crocin consumption on oxidative stress in liver tissue of male rats under chronic induction of doxorubicin.

    Materials and Methods

    In the present experimental study, 40 Wistar male rats were placed in groups: Healthy control (saline), doxorubicin (control) (2 mg/kg in 7 doses), doxorubicin and crocin (2mg/kg), doxorubicin training, and doxorubicin, crocin and training. The training groups ran in 80-90% of maximum speed for 8 weeks, 5 days a week, with 2-minute intervals. The level of malondialdehyde, activity of superoxide dismutase and catalase enzymes in liver tissue was measured.

    Results

    Doxorubicin significantly increased malondialdehyde levels and reduced the activity of superoxide dismutase and catalase in the liver tissue in the groups receiving doxorubicin compared to the healthy control group (P<0.001). Use of all three interventions caused a significant decrease in malondialdehyde level (P<0.001) and a significant increase in superoxide dismutase and catalase activity as a result of exercise (both enzymes, P=0.001), crocin (P=0.002 and P=0.001) and combination of exercise and crocin (both enzymes, P=0.001) compared to the control group of doxorubicin. Also, the combined effect of exercise and crocin was better than the effect of each alone (P<0.001).


    Conclusion

    It seems that regular high intensity interval training, supplementation of crocin, or a combination of these two, can reduce the toxicity of doxorubicin by reducing oxidative stress.

    Keywords: Oxidative stress, High interval training Doxorubicin, Liver, Crocin
  • Aghil Sadighi, Ahmad Abdi*, Mohammad Ali Azarbayjani, Alireza Barari Pages 495-502
    Background

    Cardiac apoptosisplays an important role in myocardial diseases. Current evidence suggests that exercise training may modify some apoptosis-related signaling in myocardium. This study aimedto investigate the effect of aerobic training on cardiac Bax, Bcl2 and caspase-3 inmale rats.

    Materials and Methods

    In this experimental study, Sixteen Wistar male rats 10 weeks old with 299.74±19.32 g weight were randomly classified into control and training groups. Training groups have performed an aerobic running program (at 10-18 m/min, 10-40 min/day, and 5 days/week) on a motor-driven treadmill for six weeks.Forty eight hours after the last training session, rats were sacrificed; hearts were excised and immediately frozen in liquid nitrogen and stored at -80 °C.Bax, Bcl2 and caspase3 protein expression were evaluated by ELISA and western blot. Data were analyzed using Independent t-test and ANCOVA at P<0.05.

    Result

    The results showed that six weeks aerobic training significantly decreased heart Bax in rats (P=0.045). Also heart Bcl2 (P=0.003) and caspase-3 (P=0.040) were significantly increased in comparison to the training group.

    Conclusion

    Moderate-intensity aerobic exercise seems to modify some factors affecting the apoptosis of the heart tissue of male rats.

    Keywords: Exercise training, Cardiac disease, Caspase3, Bax, Bcl2
  • Mohammad Fathizadeh, Vahid Valipour Dehnou* Pages 503-510
    Background

    Physical Activity has a beneficial effect on blood lipids. In patients with subclinical hypothyroidism the levels of blood lipids increase. Therefore, the aim of this study was to investigate the effect of 5 month aerobic exercise training on serum lipids profile in women with subclinical hypothyroidism.

    Materials and Methods

    In this semi-experimental study, after obtaining written consent, 25 subclinical hypothyroidism women (age: 35.59±3.83) were divided into three groups: drug-exercise (n=8), exercise (n=7), and drug (n=10). Aerobic exercise training consisted of 3 sessions (60 min) per week for 5 months. In order to increase the intensity of training, rhythmic movements were performed with different and more complex combinations. The drug group was inactive persons who took only LT4 tablets. Serum levels of cholesterol, LDL, HDL, TG and VLDL were measured in three groups after 5 months. Data were analyzed using analysis of variance.

    Results

    Results showed that aerobic exercise training resulted in non-significant changes in serum levels of cholesterol (P=0.539), LDL (P=0.537), HDL (P=0.676), TG (P=0.531), VLDL (P=0.529) in subclinical hypothyroidism women.

    Conclusion

    According to the findings of the present study, it can be concluded that 5 months of Aerobics exercise leads to non-significant changes in serum lipid profiles in subclinical hypothyroidism women. Thus, 5 months of Aerobic exercise does not affect the improvement of serum lipid profiles in subclinical hypothyroidism women.

    Keywords: Aerobic exercise training, Aerobics, Hypothyroidism, Lipid profiles
  • Zahra Farshidfar*, Issac Rahimian Booger, Javanshir Asadi, Payam Izadpanahi Pages 511-520
    Background

    This study’s aim was to determine the effectiveness of group behavioral activation therapy on adherence to treatment of women with breast cancer (WBC).

    Methods and Materials

     This is a randomized clinical trial. All patients with breast cancer were referred to the Iranmehr hospital of Birjand in 2018, selected as sample statistical population. First, a structured interview was conducted in line with the aim of the research, on 60 WBC referring to the hospital by an available sampling method. Then 32 patients with the inclusion criteria were selected and randomly assigned to intervention and control groups. The data was collected with the Morisky Medication Adherence Scale (2008) and demographics questionnaire. The intervention group received treatment program of behavioral activation in 8 sessions of 120 minutes weekly, but the control group was placed on the waiting list. Data were analyzed by SPSS-20 software and variance analysis with repeated measures.

    Results

    The mean (standard deviation) age of the intervention group was 44.7 (7.7) and the control group was 45 (43.7), which was not statistically different (P=0.05, t=0.05). The results showed that the mean (standard deviation) post-test scores of non-adherence in the intervention group was 2.47 (0.69) significantly lower than the post-test scores of 15.27 (1) in the control group (P<0.004).

    Conclusions

    Group behavioral activation therapy significantly increases the adherence to treatment of WBC. Therefore, behavioral activation approach can be used as a short-term and cost-effective way to increase adherence to treatment of these patients by creating targeted activities, internal motivation, and self-efficacy in patients.

    Keywords: Behavioral activation, Adherence, Breast cancer
  • Seyyed Mohsen Sadatinejad, Alireza Farrokhian, Mohsen Taghadosi*, Seyed Gholam Abbas Mousavai Pages 521-527
    Background

    Sexual problems are common in cardiac patients. While several methods were introduced as treatment, but this problems have negative impact on quality of life. This study aimed to evaluate effect of sexual education during the discharge plan of hospital on sexual knowledge and sexual quality of life in post CABG or PTCA patients in Kashan Shahid Behashti hospital (2018).

    Methods and Materials

     Study was done as clinical randomized trial. In the case group, patients were educated based on nursing cardiac references (sexual problems section) and in the control group, routine educations during discharge were done. Sexual knowledge scale of Yi-Hung (SKS) and sexual quality of life of Abraham (SQOL) was measured before and 2 months after discharge. After obtaining consent, we randomly assigned 71 patients into the ‘Educated group’ (n=34) and the ‘control group’ (n=37). Both groups were matched in term of age, sex, underlying disease, and the previous treatment method. Collected data were compiled with SPSS-16 and analysis was performed on them.

    Results

    Results showed the sexual knowledge mean and sexual quality of life mean increased significantly at discharge and two months thereafter (P=0.001 and P=0.01, respectively).

    Conclusion

    Sexual education in the discharge plan is significantly effective in improving the sexual knowledge and sexual quality of life in patients after CABG or PTCA beyond the usual cardiac rehabilitation. Therefore, sexual education can help with cardiac rehabilitation.

    Keywords: CABG, PTCA, Sexual knowledge, Sexual quality of life, Sexual Education
  • Zahra Dargahi, Ali Reza Partoazar, Shima Naddafi, Mohammad Mehdi Soltan Dallal* Pages 528-534
    Background

    Due to the human need for food, any change in the quality and quantity of food will affect the health of the community. It is important to remove microbial contaminants from food during the production, storage and supply phases. In this study, the antibacterial effects of nanoparticles of zinc oxide on two Escherichia coli and Listeria monocytogenes were investigated.

    Materials and Methods

    In this study, zinc oxide nanoparticles were prepared from zeolite and quantified by X-ray fluorescence. The minimum inhibitory concentration (MIC) and minimum bactericidal concentration (MBC) of nanoparticles of zinc oxide were determined using a disc diffusion method. Graphpad prism statistical software was used for data analysis and ANOVA was used for analysis of variance. Significant limit was set at 0.05 (P≤0.05).

    Results

    Based on the results of this study, the MIC value of nanoparticles of zinc oxide for all tested bacteria was 4 mg/ml, and the MBC values for standard strain and Escherichia coli isolates were 8 and 4 mg/ml, respectively. The standard strain and isolate of Listeria monocytogenes was calculated to be 4 mg/ml.

    Conclusion

    The present study showed that zinc oxide nanoparticles can be used as a deterrent against the pathogens of the materials and avoid contamination.

    Keywords: Nanoparticle, Zinc Oxide, Escherichia coli, Listeria monocytogenes, Antibacterial
  • Maryam Sanjadi, Hashem Naieri* Pages 535-542
    Background

    Recurrent spontaneous abortion (RSA) is considered as a harmful event for couples, and can lead to serious problems such as anxiety and depression in couples. Malondialdehyde (MDA) is involved in a variety of disorders including spontaneous abortion (RSA). Paraoxonase and Ariel Esterase are antioxidant enzymes with various protective effects. This study aimed to investigate the relationship between serum MDA level and enzymatic activity of paraoxonase and arile esterase enzymes with RSA risk.

    Materials and Methods

    In this case-control study, 53 RSA patients and 47 healthy age- and sex-matched subjects as the control group were enrolled in the study. Level of MDA were determined in serum sample by using a calorimetrically method with thiobarbituric acid (TBA). The activity of enzymes Paraoxonase and arylesterase were measured by spectrophotometry.  

    Result

    The mean serum level of MDA was significantly increased in RSA patients compared to a healthy control group (5.85±1.00 vs. 5.47±0.77, P<0.05). We did not observe any significant difference between two groups in mean activity of enzymes Paraoxonase and arylesterase. We found a positive statistical correlation between the serum levels of MDA and anti-paternal cytotoxic antibody (APCA) (r=+0.20, P=0.04).

    Conclusion

    The present study reveals that oxidative stress and lipid peroxidation in women with a history of spontaneous abortion may increase and subsequently may play a role in non-pregnant women with a history of RSA. Therefore, the increase of oxidative stress in women with a history of RSA is not related solely to pregnancy.

    Keywords: Recurrent abortion, Oxidative stress, Malondialdehyde, Paraoxonase, Arylesterase
  • Nasrin Alsadat Hosseini, Fatemeh Rezaei*, Mohammad Ali Sepahvandi, Simin Gholamrezaei, Fazlolla Mirdrikvand Pages 543-553
    Background

    Given the likelihood of recurrence of symptoms of posttraumatic stress disorder (PTSD) and the inadequacy of therapeutic approaches in the lasting recovery of symptoms of this disorder, the precise identification of the factors involved in initiating and maintaining PTSD is very important. In this regard, the present study aimed to investigate the intermediate role of metacognition and experiential avoidance in the relationship between childhood trauma and PTSD symptoms.

    Materials and Methods

    The subjects of this analytical-cross-sectional research were 432 patients (278 females and 154 males) who were seeking treatment at the health centers of Shiraz in spring, summer, autumn and winter of 2018, which were selected according to the inclusion and exclusion criteria and the Structured Interview for Axis I and II disorders (SCID). The PTSD Checklist —5 (PCL-5), Childhood Trauma Questionnaire (CTQ), Metacognitions Questionnaire (MCQ-30) and Acceptance and Action Questionnaire–II (AAQ-II) were used. Data were analyzed with the structural equation modeling (SEM) in Amos software (23-ver).

    Results

    The results showed that the proposed model was well fitted (CFI=0.97, GFI=0.93, TLI=0.96, IFI=0.97, NFI=0.97, RMSEA=0.07), and all of the direct and indirect path coefficients were significant at the alpha level of 0.01. So that metacognition and experiential avoidance significantly mediated the relationship between childhood trauma and PTSD symptoms.

    Conclusion

    The findings of this study suggest that considering the role of childhood trauma, metacognition and experimental avoidance in the design of psychological interventions for the people with PTSD is helpful/essential.

    Keywords: Posttraumatic Stress Disorder, Childhood Trauma, Metacognition, Experimental Avoidance
  • Rastegar Hoseini*, Farshteh Nefaji Pages 554-562
    Background

    The metabolic syndrome (MetS) is considered as a risk factor for cardiovascular diseases and type II diabetes; While, physical activity and nutrition are considered as important factors in the evaluation of metabolic syndrome. This study aimed to investigate the association between the metabolic syndrome indices with physical activity levels and dietary pattern in elderly women.

    Materials and Methods

    In this descriptive study, 350 elderly women of Eslamabad-e Gharb city with metabolic syndrome volunteered to participate in this cross-sectional study in 2017. After completing the consent and then Semi-quantitative food frequency, Physical activity and general questionnaires for all participants, their anthropometric characteristics were determined. Factor analysis was used to identify major dietary patterns. For analyzing the data, one-way analysis of variance and multiple linear regression tests were used.

    Results

    The results of this study showed that there is a significant relationship between healthy diet patterns with moderate (P<0.015) and high (P<0.009) physical activity level. Also, there is a significant relationship between western dietary patterns with low physical activity level (P<0.013). While, there was no significant correlation between mixed dietary pattern and physical activity levels (high, moderate and low). Also, the healthy food pattern has a significant inverse correlation with the metabolic syndrome, whereas the correlation of the Western food pattern (such as carbohydrate drinks, frozen foods and salty snacks) was significantly positive.

    Conclusions

    Findings of the present study can indicate the relationship between physical activity and dietary pattern with metabolic syndrome.

    Keywords: Metabolic syndrome, Dietary pattern (DP), Physical activity, Menopausal women
  • Mahnaz Sinaei, Farzad Nazem*, Hojatolah Alaei, Ardeshir Talebi Pages 563-577
    Background

     During recent decades, research studies have confirmed exercise training as a remarkable lifestyle intervention towards enhancing learning and memory. However, the intensity and manner by which the labor conditions partake in the functionality of brain tissue are not yet clear. Therefore, this study aimed to provide a non-systematic review article of the behavioral and cellular mechanisms on learning function and memory performance in animal and human species.

    Materials and Methods

    The method of data collection was to retrieve scientific papers, published between 1999 and 2019, from available databases, using the searching keywords: aerobic exercise, memory, and learning. Subsequently, out of 120 available articles, 107 cases were selected to survey the role of aerobic exercise on the nervous system.

    Results

     Findings from the literature review revealed the significant effect of regular submaximal aerobic exercise on learning and memory function, in both rats and humans. Furthermore, some studies indicated that long-term aerobic exercise intervention did not increase the learning functions and memory performance. Nevertheless, the positive effects of exercise patterns on memory predominate the negative ones. Thus, further investigation is necessary to thoroughly examine the role of the intensity, duration, and type of exercise training on both cognitive learning functions, and on the selection of new neuropeptides in brain tissue.

    Conclusion

    The rehabilitation role of aerobic exercise protocols seems important in the enhancement of learning level efficiency. Also these protocols were important in possible treatment of the memory-related central nervous system disorders.

    Keywords: Aerobic exercise, Learning function, Memory performance