فهرست مطالب

آفت کش ها در علوم گیاه پزشکی - سال پنجم شماره 1 (بهار و تابستان 1397)
  • سال پنجم شماره 1 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • خانم وحیده مهدوی*، رحمان غلامی، فاطمه مصدرالامور صفحات 1-20
    ایران به عنوان نخستین کشور تولیدکننده پسته در دنیا است. با توجه به اهمیت استراتژیک و تسهیل صادرات این محصول، بررسی و تعیین میزان باقی مانده آفت کش ها در این محصول جهت اطمینان از سلامت محصول، بر اساس شرایط و روش های اعتبارسنجی شده اهمیت بسزایی دارد. اسپیروتترامات یکی از آفت کش های جدیدی است که اخیرا به مقدار فراوان در باغات پسته جهت کنترل پسیل پسته بکار می رود. جهت استخراج این حشره کش از بافت پسته از روش بهبود یافته کچرز استفاده شد، به منظور صرفه جویی در هزینه ها همه مراحل بهینه سازی روش استخراج با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا و آشکارساز UV (HPLC-UV) انجام شد. نتایج حاصل از این بهینه سازی منجر به حذف جاذب های گران قیمت C18 و GCB شد که کاهش حداقل 60% هزینه استخراج را در پی داشت. کلیه مراحل اعتبارسنجی با استفاده از نمونه های پسته عاری از سم انجام شد، نمونه ها بطور مصنوعی در آزمایشگاه با غلظت های مختلف تیمار شدند. برای تایید روش بهینه شده نهایی و استفاده از این روش در آنالیز نمونه های واقعی از HPLC با آشکارساز جرمی(LC-MS/MS)  استفاده شد. در شرایط بهینه، منحنی درجه بندی همسان سازی بافتی برای اسپیروتترامات در محدوده ی غلظتی  mg/L10/0 -04/0 با ضریب هم بستگی 9950/0 رفتار خطی مناسبی را نشان داد. همچنین انحراف استاندارد نسبی کمتر از 7% و درصد بازیابی 103-85 به دست آمد. علاوه بر این، منحنی درجه بندی همسان سازی بافتی برای اسپیروتترامات-انول در محدوده غلظتی فوق، با ضریب هم بستگی 9936/0 به دست آمد. حد کمی سازی آنالیت ها طبق دستورالعمل SANCO،  mg/L04/0 محاسبه شد که با توجه به MRL این ترکیب در پسته که برابر  mg/L05/0 می باشد در محدوده قابل قبول می باشد.
    کلیدواژگان: اسپیروتترامات، اسپیروتترامات-انول، پسته، کچرز، کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا، (HPLC)
  • جهانگیر خواجه علی*، بهمن ظریف نیا، علی نیکبخت صفحات 21-31
    پروانه زنبورمانند،Synanthedon caucasica (Gorbunov)  ، به عنوان آفت چوبخوار مهم درختان چنار فضای سبز اصفهان شناخته شده است. در مناطق مختلف شهری اصفهان آلودگی به پروانه زنبورمانند در بیش از 50 درصد از درختان چنار گزارش شده است. در این پژوهش تاثیر تعدادی حشره کش در کنترل S. caucasica با به کارگیری روش های محلول پاشی پوست تنه و تزریق به تنه درختان چنار آلوده در دو منطقه شهری اصفهان در قالب طرح کاملا تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. حشره کش های مورد استفاده در روش محلول پاشی شامل سموم ایمیداکلوپراید (کنفیدور® EC 35%)، کلرپیریفوس (EC 40%) و دلتامترین EC 25%)) و در روش تزریق به تنه درختان شامل سموم سیستمیک ایمیداکلوپراید (کنفیدر® 35% EC)، اکسی دیمتون متیل (25% EC) و آزادیراختین (1% EC) بود. در هر دو روش ارزیابی بر اساس تعداد سوراخ های فعال لاروی و پوسته های شفیرگی (در تابستان) یا بر اساس تعداد لارو های زنده زیر پوست (در مهر ماه) صورت گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد محلول پاشی تنه درختان به وسیله سموم کلرپیریفوس، ایمیداکلوپراید و دلتامترین به ترتیب باعث کاهش 92% ،81% و 81% جمعیت لاروی S. caucasica در مهرماه گردید. در روش تزریق به تنه درختان بیشترین کاهش جمعیت لاروی S. caucasica نسبت به تیمار شاهد در مهرماه توسط تیمار آزادیراختین (95%) و پس از آن در تیمارهای اکسی دیمتون متیل (89%) و ایمیداکلوپراید (81%) مشاهده شد. نتایج تحقیق حاضر مشخص کرد هرچه زمان طولانی تری از تزریق سپری شود تاثیر سموم روی جمعیت لاروی پروانه S. caucasica افزایش می یابد. بنابر نتایج بدست آمده هر دو روش محلول پاشی تنه و تزریق سموم به تنه درختان چنار در صورت استفاده در زمان مناسب می تواند کارایی بالایی در مدیریت تلفیقی S. caucasica داشته باشد.
    کلیدواژگان: پروانه زنبورمانند، حشره کش، روش کاربرد، فضای سبز
  • مهسا کیارسی*، عباس ارباب، عزیز شیخی گرجان، مرتضی مرادی، علی محمدی پور صفحات 32-42
    سوسک برگ خوار نارون، Mull Xanthogaleruca luetlaیکی از آفات مهم درختان نارون می باشد. برای ارزیابی دو روش کنترل شیمیایی (محلول پاشی و تزریق) بر روی درختان نارون مطالعه ای در منطقه 22 تهران در سال 1393 انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 4 تکرار و 13 تیمار طراحی گردید. تیمارهای آزمایش شامل تزریق ایمیداکلوپراید SC 35% (6، 12 و 18 گرم فرموله بر درخت)، اکسی دی متون متیل EC 25% (6 و 12 گرم فرموله بر درخت)، آزادیراختین EC 0.03% (6 و 12 گرم فرموله بر درخت)، هگزافلومورون EC10%  (6 و 12 گرم فرموله بر درخت)، فنوکسی کارب و لوفنورون (لوفوکس EC 10.5%) (6 و 12 گرم فرموله بر درخت) و شاهد (آب) و محلول پاشی با دیازینونEC60%  با غلظت 2 میلی لیتر در لیتر بود. نمونه برداری 14 نوبت تا اواخر فصل تابستان ادامه داشت. نتایج نشان داد که میانگین درصد کارایی تیمارهای تزریق ایمیداکلوپراید (83 درصد) و لوفوکس (91درصد) در غلظت بالا مشابه تیمار سمپاشی با دیازینون (25/84 درصد) بودند. همه آنها باهم در یک گروه قرارگرفتند و درصد کارایی تیمار های تزریق آزادیراختین (51 درصد)، هگزافلومورون (33 درصد) و اکسی دی متون متیل (23درصد) کمتر از آنها بودند. بررسی درصد خسارت در سطح برگ های نمونه برداری شده و رنگ ظاهری تاج درخت نشان داد که درختانی که با حشره کش های لوفوکس و ایمیداکلوپراید (25/3 درصد) کمترین درصد خسارت را دارند درحالیکه تیمار های شاهد (55 درصد) و آزادیراختین  (65 درصد) بیشترین درصد خسارت سوسک برگخوار نارون را دارند. بنابراین در قسمت های مرکزی شهرها و جاهایی که خطر آلودگی ناشی از سمپاشی بالا است و یا تاج درخت نسبتا بزرگ است می توان از حشره کش های ایمیداکلوپراید و لوفوکس به روش تزریق استفاده کرد.
    کلیدواژگان: پاشش، تزریق، تنظیم کننده رشد حشرات، فنوکسی کارب، لوفنورون
  • سید رضا فانی*، ابولفضل سرپله، موسی نجفی نیا، داریوش شهریاری صفحات 43-54
    کارایی قارچ کش سیازوفامید (رانمن® SC 10%) در کنترل بیماری سفیدک داخلی خیار در استان های یزد، تهران (ورامین) و جنوب استان کرمان (جیرفت) ارزیابی شد. برای این منظور، قارچ کش مذکور با سه غلظت 1، 25/1 و 5/1 در هزار با چند قارچ کش مقایسه ای شامل سیازوفامید (رانمن® SC 40%) با غلظت 4/0 در هزار، هیدروکلرید + فلوپیکولید (اینفینیتو®SC 75.68%) با غلظت 2 در هزار و اکسی کلرورمس (میشوکاپ® WP 35%) با غلظت 2 در هزار و شاهد بدون استفاده از قارچ کش در قالب طرح بلوک های کامل  تصادفی با چهار تکرار در شرایط گلخانه مورد آزمایش قرار گرفت. برای ارزیابی کارایی قارچ کش ها، شاخص شدت بیماری بر اساس روش توماس و همکاران محاسبه و تجزیه آماری داده ها با نرم افزار SAS و مقایسه میانگین ها با آزمون چند دامنه ای دانکن انجام شد. در یزد بیشترین کنترل بیماری به میزان 4/87% در تیمار رانمن 10% با رقت  5/1 درهزار در مقایسه با  رانمن 40% (3/87%)، اینفینیتو (8/88%) و میشوکاپ (53/62%) مشاهده شد و در ورامین تیمار قارچ کش رانمن 10% با رقت 5/1 درهزار منجر به کنترل 9/82% بیماری در مقایسه با 8/71%، 8/71% و 58% کنترل بیماری توسط قارچ کش های اینفینیتو، رانمن 40% و میشوکاپ به ترتیب شد.  در منطقه جیرفت، بین کارایی قارچ کش ها در کنترل بیماری اختلاف آماری مشاهده نشد و میزان کنترل بیماری از 04/53 تا 64/62%  برآورد شد. این بررسی نشان داد که قارچ کش رانمن 10% SC با رقت 5/1 در هزار کارایی مناسبی در کنترل بیماری دارد.
    کلیدواژگان: : اکسی کلرومس، سفیدک کرکی، فلوپیکولید + پروپاموکارب هیدروکلراید، مبارزه شیمیایی
  • حسن علیپور*، احمد حیدری، ندا علیزاده صفحات 55-68
    پژوهش حاضر به منظور بررسی عوامل موثر در انتخاب صحیح آفت کش ها توسط گلخانه داران انجام شد. برای این منظور، از روش توصیفی-همبستگی استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق شامل8310 نفر از گلخانه داران پنج استان تهران، بوشهر، کرمان، اصفهان و یزد (8310=N) بودند.، از این تعداد 368 نفر (368=n) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه به عنوان ابزار تحقیق جمع آوری شد که روائی ظاهر و محتوای آن توسط جمعی از متخصصان با استفاده از نرم افزار SPSS بررسی و مقدار آن بین 91/0-85/0 بدست آمد. نتایج به دست آمده از تحقیق مشخص نمود که عمده عوامل تاثیرگذار بر انتخاب صحیح آفت کش ها توسط گلخانه داران، رضایت شغلی گلخانه داران، شرکت در دوره های آموزشی، علاقه مندی به تولید و صادرات محصولات گلخانه ای بود. دیدگاه اکثریت گلخانه داران (84 درصد)  نسبت به داشتن تنوع در مصرف سموم کشاورزی، نسبتا منفی بود. همچنین دیگر نتایج تحقیق مشخص نمود که ارتباط مثبت و معنی داری بین سطح تحصیلات و تعداد ساعات آموزشی گذرانده شده گلخانه داران با متغیر وابسته تحقیق (دیدگاه نسبت به تنوع مصرف سموم کشاورزی) وجود داشت.
    کلیدواژگان: آفات گیاهی، دیدگاه، سموم، گلخانه داران
  • مجتبی خانی*، مسعود اربابی، علی محمد عمویی، محمدرضا رضاپناه، مونا ترکمند صفحات 69-81

    کنه حنایی، Aculops lycopersic، از آفات مهم گوجه فرنگی است. با هدف ارزیابی تاثیر کنه کش های گیاهی بایومایت، جی سی مایت و فرمولاسیون چریش (8/1%EC) ایرانی، به ترتیب غلظت های 75/0، 5/1 و 5/2 پی پی ام  از این کنه کش ها محلول مادری تهیه و از غلظت 1/0 الی 9/0 پی پی ام آنها برای آزمایشات زیست سنجی به روش غوطه ور نمودن برگ آلوده به کنه در 10 تکرار استفاده شد. نمونه شاهد در آب مقطر غوطه ور گردید. میزان مرگ و میر کنه حنایی 24 ساعت بعد از تیمارنمودن، توسط نرم افزار POLO-PC در شرایط آزمایشگاهی تعیین شد. کمترین غلظت براساس LC50، برای جی سی مایت 22/0 پی پی ام و حدود 71 درصد کمتر نسبت به غلظت مجاز شد. کمترین شیب غلظت به مقدار  17/0±15/1 برای غلظت 79/1 پی پی ام چریش بدست آمد. از 20 درصد کمتر و بیشتر نسبت به غلظت بدست آمده برای هر تیمار در مقایسه با غلظت مجاز و مشاهده حداقل 10 کنه حنایی درسطح یک سانتی متر مربع هر دو سطح برگ گوجه فرنگی در شرایط گلخانه ای ارزیابی شد. جمعیت زنده کنه حنایی  با جمع آوری تصادفی 12 برگ از هر تیمار، در یک سانتی متر مربع هر دو سطح برگ در فواصل یک روز قبل، 3، 7 و 14 روز توسط میکروسکوپ شمارش گردیدند. تراکم بیش از 100 کنه در یک سانتی متر مربع در قسمت زیرین برگ بیش از دو برابر سطح فوقانی آن مشاهده شد. تلفات کنه حنایی از تاثیر غلظت های هر سه تیمار در نوبت 3 روز تفاوت معنی داری داشت (P<0.05). درحالیکه تلفات حداکثری کنه حنایی (12/83 الی 75/99 درصد) در بین تیمارها و نوبت های 7 و 14 روز بعد به غیر از کنه کش بایومایت تفاوت معنی دار نداشت. نتایج نشان داد غلظت های هر سه کنه کش گیاهی برای کنترل کنه حنایی موثر هستند و امکان تولید گوجه فرنگی گلخانه ای عاری از کنه کش های آلی وجود دارد.

    کلیدواژگان: کنه حنایی، صیفی، آفت کش های ارگانیک، کنترل، گلخانه
  • سید حسین ناظر کاخکی*، عارف معروف، دلاور بهروزی، مسعود کامل صفحات 82-96
    علف های هرز قادرند تا بیش از 75 درصد محصول لوبیا را کاهش دهند. وجین دستی، روش سنتی کنترل علف های هرز است که هنوز هم انتخابی ترین و کامل ترین روش ها می باشد. اما علف کش ها به دلیل کارایی بالا و صرفه اقتصادی، نقش محوری در مدیریت علف های هرز ایفا می کنند. در این تحقیق کار آمدی علف کش ایمازتاپیر و تری فلورالین و مخلوط آن ها در کنترل علف های هرز لوبیا و پاسخ این گیاه زراعی به مقادیر و روش های مختلف کاربرد آن و اثرات باقی مانده احتمالی آن ها بر کشت گندم، در تناوب زراعی متعاقب با کشت لوبیا ارزیابی شد. آزمایش ها در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 9 تیمار و 4 تکرار طی سال های 1391 و 1392 در زنجان و شهرکرد اجرا شدند. نتایج نشان داد که بیشترین میزان عملکرد لوبیا در زنجان (میانگین دو سال) با 4242، 3867، 3815 و 3679 کیلو گرم به ترتیب در اثر اعمال تیمارهای وجین علف هرز، علف کش ایمازتاپیر 75/0، 5/0 و 1 لیتر در هکتار به صورت پیش رویشی و در شهر کرد با 2874، 2813 و 2694 کیلوگرم به ترتیب در اثر اعمال تیمارهای علف کش ایمازتاپیر 75/0 + تری فلورالین 1 لیتر در هکتار به صورت پیش کاشت، علف کش ایمازتاپیر 75/0 و 5/0 لیتر در هکتار بصورت پیش رویشی به دست آمد. اعمال تیمارهای پیش کاشت و پیش رویشی علف کش های ایمازتاپیر و تری فلورالین، هیچ گونه تاثیر سوئی روی عملکرد محصول گندم در تناوب با لوبیا نداشت.
    کلیدواژگان: کنترل علف هرز، علف کش ایمازتاپیر، علف کش تری فلورالین، گندم، لوبیا _
|
  • Vahideh Mhdavi *, R Gholami, F Masdarolomoor Pages 1-20
    Iran is the in the first rank for pistachio production in the world. Considering the strategic importance and facilitating the export of this product, evaluation and determination of pesticide residues to ensure the safety of the product, based on the optimized and validated methods is very important. Spirotetramate is one of the newest and widely used pesticides in most of the pistachio gardens to control Agonoscena pistaciae. In order to extract this insecticide from the pistachio matrix, the optimized QuEChERS method was used. In order to save costs, all the stages of optimization of the method were performed using high performance liquid chromatography with UV detector (HPLC-UV). The optimization resulted in removal of expensive compounds like C18 and GCB, which in turn resulted in a reduction of at least 60% of the cost of extraction. All validation steps were carried out using blank pistachio samples. The samples were artificially contaminated in the laboratory with different concentrations of the insecticide. In order to confirm the final optimized method to use this method for real samples, HPLC with mass detector (LC- MS / MS) was used. At optimized conditions calibration curve of matrix effect for spirotetramate shows a good linearity in the range of 0.04- 0.10 mg/Kg (r2 of 0.995) and RSD less than 7% with the extraction recovery ranged from 85 to 100.3%. In addition, the matrix matched calibration curve for spirotetramate-enol in the above concentration range was found to have a correlation coefficient of 0.9936. The limit of quantification of the analytes was calculated to be 0.04 mg/Kg according to the SANCO guidelines, which is within the acceptable range with respect to the MRL of pistachio which is 0.05 mg/Kg.
    Keywords: spirotetramate, spirotetramate-enol, pistachio, High Performance Liquid Chromatography (HPLC)
  • J Khajeali *, B Zarif Niya, A Nikbakht Pages 21-31
    The clearwing moth, Synanthedon caucasica (Gorbunov), is known as an important wood-boring pest of plane trees in Isfahan landscape. It has been reported that more than 50% of the plane trees in the various urban areas of Isfahan have been infested by this species. This research was conducted to evaluate the efficacy of some insecticides on S. caucasica by two application methods namely bark spray and trunk injection of infested plane trees, in two urban areas of Isfahan, in a completely randomized design. Tested insecticides in bark spray were imidacloprid (Confidor® EC 35%), chlorpyrifos (Dorsban® EC 40%) and deltamethrin (Decis ® EC 25%), and in trunk injection the treatments were imidacloprid (Confidor® EC 35%), oxydemeton methyl (Metasystox® EC 25%) and azadirachtin (EC 1%). For both application methods, evaluation was based on the number of active larval holes and pupal exuviae (in summer) or number of live larvae under bark (in October). The results show that bark spray by chlorpyrifos, imidacloprid and deltamethrin significantly reduced S. caucasica larval populations by 92%, 81%, 81% and 81%, respectively. The highest reduction in the larval population by trunk injection of insecticides compared to the water control in October was obtained in azadirachtin treatment (95%), followed by oxydemeton methyl (89%) and imidacloprid (81%). The results of this study show that the effect of insecticide application on the larval population of S. caucasica increased with increasing duration of treatment. Based on the results, application of either bark spray or trunk injection in appropriate period could have suitable effects in the integrated management of S. caucasica.
    Keywords: application method, Clearwing moths, insecticide, Landscape
  • M Kiarasi *, A Arbab, A Sheikhigarjan, M Moradi, A Mohammadipour Pages 32-42
    Elm Leaf Beetle (ELB), Xanthogaleruca luteola (Coleoptera: Chrysomelidae) is one of the important pests of elm trees (Ulmus spp.). This experiment was performed in order to evaluate two chemical control methods of this pest on the elm trees in the 22nd district of Tehran in 2014. The experiment was designed in a randomized complete block with four replications and 13 treatments. Treatments included injection of imidacloprid SC35% (with doses of 6, 12 and 18 g/ tree), oxydemeton-methyl EC 25% (with doses of 6, 12 g formulated/tree), azadirachtin EC 0.03 % (with doses of 6, 12 g formulated/tree), hexaflumuron EC 10% ( with doses of 6, 12 g formulated/tree), fenoxycarb and lufenuron ( Lufox® EC10.5%; with doses of 6, 12 g formulated/tree), control (water injection) and foliage application with diazinon EC60% with concentration of 2ml formulated/L as a conventional control method. Sampling was conducted 14 times until the end of the summer season. Results show that the mean efficacies of imidacloprid (83%) and Lufox® (91%) at high concentrations were the same as diazinon treatment (84.25%) and all of them were ranked in one group. Mean efficacies of azadirachtin (51%), hexaflumuron (33%), and oxydemeton-methyl (23%) injections were significantly less in comparison with the mentioned treatments. Mean damage percentage on sampled leaves and apparent color of the tree crown showed that the trees treated with Lufox® and imidaclopride had the least damage percentage (25.3%), while the control (55%) and azadirachtin (65%) had the highest percentage. Therefore, injection method of imidacloprid and lufox against elm leaf beetle could be applied in the central parts of the cities or places with high risks of contamination and where the tree crown is very high.
    Keywords: fenoxycarb, IGR, injection, lufenuron, spraying
  • R Fani *, A Sarpeleh, M Najafinia, D Shahriari Pages 43-54
    The efficacy of Cyazofamid (Ranman SC 10%), was assessed for the control of cucumber downy mildew disease in Yazd, Tehran (Varamin) and south of Kerman (Jiroft) provinces. This fungicide was used at 1, 1.25 and 1.5 ml/L along with some comparative fungicides such as Cyazofamid (Ranman® SC 40%), fluopicolide+hydrochloride (Infinito® SC 75.68%) at 2 ml/L and Copper Oxychloride (Mishocap® WP 35%). The experiment was designed in completely randomized blocks with 4 replications in situ. To assess the efficacy of the fungicides, disease severity was calculated based on a scale described by Thomas et al.. Data were analyzed using SAS software and the means were compared using Duncan's multiple range tests. In all experiments, significance differences were observed in disease severity in plots treated with fungicide compared with control plants. In Yazd, the highest disease control rate was 87.4% in Ranman SC 10% treatment with the dose of 1.5 ml/L compared with the Ranman SC 40% (87.3%), Infinito (88.8%) and Mishocup (62.53%) were observed and in Varamin, Ranman SC 10% fungicide treatment with 1.5 ml/L resulted in control of 82.9% of disease compared with 71.8%, 71.8% and 58% control of disease by Infinito, Ranman SC 40% and Mishocap, respectively. In Jiroft area, there was no significance difference between the fungicides treatments in the disease control and the rate of disease control was 53.04% to 62.64%. The study shows that Ranman 10% SC at the dose of 1.5 ml/L has suitable efficacy for the control of the disease.
    Keywords: Chemical control, Copper oxychloride, downy mildew, Fluopicolide+propamocarb hydrochloride
  • H Alipour *, Ahmad Heidari, N Alizadeh Pages 55-68
    The purpose of this study is to investigate the factors affecting the proper selection of pesticides by greenhouse owners. A descriptive-correlation method was used for this study. Target population of this study was 8310 Greenhouse owners in Tehran, Bushehr, Kerman, Isfahan and Yazd (N=8310) provinces, and 368 greenhouse owners (n=368) were selected by stratified random sampling method. Data was collected by a questionnaire as the tool of the study. The instrument was assessed for face and content validities by a panel of experts. The reliability of the questionnaire was between 0.85- 0.91. The results of the research revealed that the main factors influencing the proper selection of pesticides by greenhouse owners were job satisfaction, participation in training courses, interest in the production and export of greenhouse products. The viewpoint of the majority of greenhouse owners (84%) was relatively negative regarding the diversity of agricultural pesticide use. Other results of the research also indicated that there was a positive and significant relationship between education level and the number of hours spent on greenhouse use by the dependent variable of the research (viewpoint on the diversity of agricultural pesticides use).
    Keywords: Plant Pests, viewpoint, Pesticide, Greenhouse owners
  • M Khani *_M Arbabi_A. M Amoei_M. R. Rezapanah_M Torkamand Pages 69-81

    Aculops lycopersici (TRM) is an important tomato crop pest. Bioassay on registered doses of 0.75, 1.5, 2.5 ppm of GC-mite, Biomite, and Neem EC 1.8% botanical pesticides were conducted in laboratory respectively. One liter stock solution of each pesticide was used to prepare different doses (0.1-0.9 ppm) and bioassay was conducted using tomato infested leaf submerged for 5 seconds with 10 replications. Distilled water was used in control treatment. Mortality of Aculops lycopersici was determined after 24 hours for each dose on TRM and analysis was done by POLO-PC software. According to LC50 determined, minimum dose toxicity recorded was 0.22 ppm for GC-mite which shows 71% reduction compared with the registered dose. Least dose slop recorded was 1.15±0.17 for 1.79 ppm of Neem. Effective dose of each treatment was compared with 20% lower and higher than the dose obtained when 10 TRM were observed in 1cm2 in middle part of lower and upper tomato leaf in the greenhouse. Live TRM population was counted by random collection of 12 leaves from each treatment and moving mites were counted in 1cm2 area on both the sides of leaf one day before and 3,7,14 days after treatment with stereo microscope. Highest mean of mite density recorded was 100.33±17.86 in 1 cm2 on the lower side of the leaf which was two times of the upper side of the leaf. Mean percent mortality on the 3rd day showed significant differences among the treatments although the effect of the treatments at 7th and 14th day caused 83.12% to 99.75% mortality and was not significantly different (p<0.05) except for biomite treatment. The results show that all the doses effectively controlled active TRM and can be substituted with the hazardous acaricides for production of organic tomato under greenhouse conditions.

    Keywords: Aculops lycopersici, vegetables, Organic pesticides, control, Greenhouse
  • H Nazer Kakhaki *, A Marouf, D Behrouzi, M Kamel Pages 82-96
    Weeds are able to reduce bean production up to 75%. Weeding is the traditional method of weed control, which is still the most selective and complete approach. Though herbicides, due to their efficiency and economic benefit play a pivotal role in weed management. In this study the efficacy of herbicides: Imazathapyr, Thrifloralin and their mixture on bean weeds, bean reactions to different doses, application methods as well as its probable residuale effects on the following wheat crop was evaluated. Using RCBD, experiments were carried out with 9 treatments and 4 replications in 2012 and 2013 at Zanjan and Shahr-e-Kord cities. Results show that in zanjan the maximum bean yield was obtained as 4242, 3867, 3815 and 3679 kg/ha in treatments of weeding, Imazathapyr with the doses of 0.75, 0.5, and 1L/ha at pre-emergence stage respectively, whereas at Shahr-e-Kord, treatments of Imazathapyr + Thrifloralin (0.75 & 1L/ha) applied as pre-plant stage, Imazathapyr (0.75 & 0.50 L/ha) as pre-emergence application registered maximum yields of 2874, 2813, and 2694 kg/ha respectively. Pre-plant and pre-emergence applications of Imazathapyr and Thrifloralin had no injury symptoms and negative effects on wheat as the alternative plant.
    Keywords: weed control, Imazathapyr, Thrifloralin, Bean, Wheat