فهرست مطالب

  • سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 59، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/02
  • تعداد عناوین: 7
|
  • نگار شیشه بر، سمانه اسعدی* صفحات 311-330

    تصویر خدا، تحول و شکل گیری دین داری شخصی افراد را تعیین می کند. بنابراین در طول دهه های گذشته، بیش از هر مفهوم مذهبی دیگر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این پژوهش بررسی ارتباط تصویر پدرانه و مادرانه والدین با تصویر خدا با رویکردی تحولی در کودکان 8 تا 12 ساله شهر یزد بود. بدین منظور از بین جامعه آماری کودکان 8 تا 12 ساله شهر یزد، 194 کودک (98 دختر، 95 پسر) به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. تمامی کودکان با راهنمایی مصاحبه گر به مقیاس افتراق معنایی والدین و خداوند که به سنجش ویژگی های پدرانه و مادرانه والدین و خداوند پرداخته و توسط پاتین و کاسترز (1964) طراحی شده؛ پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام و آزمون تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج نشان دادند بین تصویر پدرانه و مادرانه والدین و تصویر خداوند رابطه معنادار وجود دارد. نتایج آزمون رگرسیون گام به گام نیز نشان داد تصویر پدرانه مادر و تصویر مادرانه مادر، از توانایی پیش بینی کنندگی 50 درصدی تصویر مثبت خداوند برخوردار است. هم چنین تصویر پدرانه خدا در سنین مختلف تفاوت معنادار داشت. دیگر یافته ی پژوهش حاکی از این بود تصویر خداوند بیشتر مبتنی بر ویژگی های مادرانه بود تا پدرانه و در بین دو جنس تفاوت معنادار مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: تصویر پدرانه و مادرانه والدین، تصویر خدا، کودک، تحول
  • آرمان عزیزی، مریم فاتحی زاده*، سید احمد احمدی، رضوان سادات جزایری، امید عیسی نژاد صفحات 331-345
    مقدمه

    باتوجه به مشکلات فراوان خانواده های دارای فرزند مبتلا به اختلال ADHD و عدم شناسایی آسیب های زیرمنظومه همشیرها در پیشینه پژوهشی ،هدف این پژوهششناساییآسیب هایزیر منظومه همشیرها درخانواده های دارای فرزند مبتلا به اختلال ADHD است.

    روش

    این پژوهش یک مطالعه کیفی است که با روش پدیدارشناسی[1] انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه خانواده های دارای فرزند مبتلا به اختلال ADHD بود که به مراکز مشاوره یا روانپزشکی شهر سنندج رجوع کرده بودند.نمونه گیری با روش هدفمند و شامل 27 نفربوده است.ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته و تحلیل داده ها با روش هفت مرحله ای کلایزی(1987) انجام شده است.

    یافته ها

    در این پژوهش اطلاعات به دست آمده ی حاصل از کدگذاری در سه دسته کدگذاری توصیفی[2]، تفسیری[3] و تبیینی[4] قرار گرفته اند که شامل 3 کد تبیینی، 9 کد تفسیری و 44 کد توصیفی است.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که زیرمنظومه همشیرها تحت تاثیر مشکلات فرزند ADHD خانواده قرار دارد و آسیب های خاص و تاثیرات منفی بر این زیرمنظومه وارد می کند. بنابراین این زیرمنظومه نیازمند نظارت،حمایت و آموزش های خاصی است تا از میزان آسیب های آن کاسته شود.

    کلیدواژگان: اختلال نقص توجه، بیش فعالی، زیرمنظومه، همشیرها، آسیب، پدیدارشناسی
  • زهرا خسروجردی* صفحات 347-360

    در پژوهش حاضر، رابطه توانمندی های منش و دلبستگی نوجوان به والدین و همسالان با تعارض با پدر و مادر بررسی شد. بدین منظور 195 دانش‌آموز پایه نهم از سه منطقه تهران با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به نسخه کوتاه ابزار نیرومندی های منش (SECS؛ فرنهام و لستر، 2012)، نسخه کوتاه تعارض نوجوان با والدین (CBG؛ پرینز، 1979) و مقیاس دلبستگی به والدین و همسالان (IPPA؛ آرمسدن و گرین‌برگ، 1987) پاسخ دادند. متغیرهای دلبستگی به مادر، دلبستگی به پدر، دلبستگی به همسالان، توانمندی های منش (خرد، شجاعت، عشق، عدالت، اعتدال و تعالی) بعنوان متغیرهای پیش‌بین و تعارض با پدر و مادر بعنوان متغیرهای ملاک اندازه‌گیری شد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که رابطه عدالت با تعارض با پدر مثبت و معنادار است. در گام بعد، رابطه تعامل عدالت و تعارض با پدر -بعنوان یک متغیر مجزا- با دلبستگی به پدر، عدالت، اعتدال، تعالی مثبت و معنادار بودند (P<./001). همچنین رابطه تعالی با تعارض با مادر مثبت و معنادار بود. در گام دوم، رابطه تعامل تعالی و تعارض با مادر بعنوان یک متغیر مجزا- با دلبستگی به مادر، خرد، عشق، عدالت و تعالی مثبت و معنادار بودند (P<./001).

    کلیدواژگان: تعارض به پدر و مادر، توانمندی منش، دلبستگی به والدین و همسالان
  • زهرا سهرابی، نیلوفر میکاییلی*، اکبر عطادخت، محمد نریمانی صفحات 361-374

    مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و ارتباط درمانی اجتماعی-هیجانی بر راهبردهای مقابله ای زوجین انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود. جامعه مورد مطالعه شامل زوجینی بود که در سال 1395 به مراکز مشاوره شهرستان اردبیل مراجعه کرده بودند. 45 زوج به صورت در دسترس انتخاب شدند و به روش تصادفی در گروه های آزمایشی و کنترل تقسیم گردیدند. آزمودنی های گروه های آزمایشی 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. داده ها با استفاده از پرسشنامه راهبردهای مقابله ای گردآوری شد. نتایج آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد بین سه گروه در نمرات پس آزمون جستجوی حمایت اجتماعی، حل مساله ، مسئولیت پذیری، فاصله گیری و گریز و اجتناب تفاوت معنی داری وجود داشت(0/01> P). نتایج آزمون توکی نشان داد که در حل مساله و مسئولیت پذیری، میانگین نمرات «گروه واقعیت درمانی از گروه کنترل» و در حمایت اجتماعی، فاصله گیری و گریز و اجتناب، میانگین نمرات «گروه ارتباط درمانی اجتماعی-هیجانی از گروه کنترل» به طور معناداری متفاوت بود (0/01> P). بر حسب نتایج واقعیت درمانی و ارتباط درمانی اجتماعی-هیجانی منجر به افزایش راهبردهای جستجوی حمایت اجتماعی، حل مساله، مسئولیت پذیری و کاهش فاصله گیری و گریز و اجتناب شد.

    کلیدواژگان: واقعیت درمانی، ارتباط درمانی اجتماعی هیجانی، راهبردهای مقابله ای
  • محمود خزایی*، شهریار شهیدی، فرشته موتابی، محمدعلی مظاهری، لیلی پناغی، رائد فریدزاده صفحات 375-391

    از منظر فلسفه هم سخنی بوبر، تعامل فرد با زوج شرکت کننده در خیانت زناشویی تنها می تواند در یک تعامل «من-آن»ی (یک تعامل مونولوگ) یا یک تعامل «من-تو»یی (یک تعامل دیالوگ) باشد. در تعامل اول فرد، همسر خود را به صورت سابجکتیو درک کرده و وی را بر مبنای اطلاعات گذشته اش با جز محدودی از وجود خود، بخش محدودی از وجود وی را تجربه می کند. در تعامل «من-تو»یی فرد همسر آسیب رسان خود را به صورت اینترسابجکتیویته، با تمامی وجود خود، تمامی وجود وی را به صورت یک وحدت یکپارچه و در زمان حال به جای تجربه کردن، در قلمروی «میان» قرار می دهد و وی را در یک ارتباط هم سخنی به جای یک ارتباط یک طرفه درک می کند. در این مقاله پس از نقد مفهوم بخشودگی خیانت، ارتباط در قلمروی میان «من-تو» به عنوان معنای اصیل بخشودگی مورد بحث قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: هم سخنی، اینترسابجکتیویته، ارتباط، قلمرو میان، خیانت زناشویی
  • صالح یمرلی* صفحات 393-409

    اجرت المثل زوجه بنابر نظر مشهور امامیه و فقهای عظام معاصر بر اساس آیه6 سوره مبارکه طلاق، بنای عقلاء و قاعده احترام به عمل مسلم و استیفاء، قابل مطالبه می باشد. در حقوق موضوعه ایران نیز ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 با ارجاع امر به تبصره ماده336 قانون مدنی، اجرت المثل زوجه را قابل مطالبه دانسته است. عدم وظیفه شرعی زوجه به کارهای انجام گرفته، تعلق عرفی اجرت المثل برای امور انجام شده، دستور زوج، عدم قصد تبرع از شرایط تعلق اجرت المثل به زوجه می باشد. مطابق نظریه مشهور فقهای حنفی، اجرت المثل جزء احوال شخصیه محسوب و به دلیل روایت و سیره عملی رسول اکرم(ص)، به زوجه اجرت المثل کارهای زندگی مشترک پرداخت نمی شود. آراء دادگاه ها در خصوص زوجین تابع فقه حنفی به دو دسته تقسیم می شوند. برخی اجرت المثل را جزء احوال شخصیه دانسته و حکم بر بطلان دعوا صادر می نمایند و برخی اجرت المثل زوجه را خارج از شمول احوال شخصیه دانسته و مطابق قاعده استیفاء حکم به پرداخت اجرت المثل صادر می نمایند.

    کلیدواژگان: اجرت المثل، نحله، احوال شخصیه، زوجه، نظم عمومی
  • محمد عادل ضیایی، سهیلا رستمی*، محمد مولودی صفحات 411-427

    هدف پژوهش حاضر بررسی وقوع یا عدم وقوع طلاق در فضای مجازی، از طریق ایمیل، پیامک و یا سایر وسایل ارتباط جمعی است، که به روش توصیفی تحلیلی از نوع تحلیل محتوا می‌باشد. داده‌های پژوهش بر پایه روش کتابخانه‌ای و اسنادی گردآوری شده است. طلاق مجازی یعنی این‌که زوج با استفاده از یک نامه اینترنتی(ایمیل) یا یک پیامک و امثال این‌ها، همسرش را طلاق دهد. فقها درباره‌ وقوع، یا عدم وقوع چنین طلاقی اختلاف‌نظر دارند. گروهی معتقدند هرچند طلاق کتبی تحت شرایطی واقع می‌شود؛ اما طلاق به این شیوه، به دلیل مخالفت با عرف شرع، عدم همخوانی با سبک زندگی اسلامی، وجود فریب و نیرنگ، عدم احراز اراده‌ زوج، ترویج هرج و مرج در جامعه، و تخریب بنیان خانواده جایز نبوده و واقع نمی‌شود. در مقابل موافقان با استناد به اطلاق و عموم آیات و احادیث وارده در بحث طلاق، قیاس به طلاق کتبی و طلاق هازل، اقرار زوج در حضور قاضی و احراز اراده او بر ایقاع طلاق و ارائه ایمیل حاوی امضای الکترونیکی ثبت شده و رعایت شروط طلاق، وقوع آن‌را جایز می‌دانند. براساس پژوهش انجام شده، نظریه موافقان با رعایت شروط مقرر، به دلیل قوت ادله، سنخیت با مطالبات عمومی و اقتضائات عصر حاضر راجح به‌نظر می‌رسد.

    کلیدواژگان: اراده، صیغه، طلاق، طلاق کتبی، فضای مجازی
|
  • N. Shisheh bor, S. Asadi* Pages 311-330

    People’s imagery of God during their childhood, created by their interactions with parents and peers, can affect the development of their religiosity. Therefore, over the past decades, this topic has been studied more than any other religious concept. This cross-sectional study, in the context of a causalcomparative and correlational design, examines the relationship between paternal and maternal imagery with the imagery of God in 8-12 year old children in Yazd. For this purpose, 194 students (98 girls, 95 boys) were selected through multi-stage sampling method. Guided by the researcher, all children responded to the semantic differential parental scale, which assesses the paternal and maternal characteristics of parents and God; designed by Pattin and Casters (1964). Data were analyzed using variance analysis, Pearson correlation and stepwise regression. The results showed a positive and significant relationship between all components of paternal and maternal imagery of parents and God imagery. In general, the components of the mother imagery had a higher correlation with the imagery of God. The results of stepwise regression analysis showed that mother's paternal imagery and maternal imagery had the ability to predict 50% of a positive imagery of God. In addition, the paternal imagery of God was significantly varied at different ages. Another research finding showed that imagery of God was based on maternal features rather than paternal and no significant gender differences were observed.

    Keywords: Imagery of Parents, Imagery of God, Children, Development
  • A. Azizi, M. Fatehizade*, A. Ahmad, R. Jazayeri, O. Isanezjad Pages 331-345


    Considering the problems of families with children suffering from ADHD and the shortcomings of studies focusing on these damages, the purpose of this study is to identify the pathologies of sibling sub system in families with children suffering from Attention Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD)This research is a qualitative study using phenomenological method. Population consists of all families with children suffering from ADHD who employed the services of counseling or psychiatric centers in Sanandaj. Purposeful sampling was used and included 27 people. Semi-structured interview was used as an instrument and the data analyzed with seven-step method of Colaizzi (1978). In this research, essential codes that were obtained from coding include three types of descriptive, interpretative and explanatory coding, including formation of negative feelings, special problems in ADHD children and lack of coping skills. Results showed that sibling sub system is influenced by the problems of the child suffering from ADHD in family and causes specific damages and negative influences on this sub system. Therefore, this sub system needs supervision, support and specific training to reduce damages.

    Keywords: Attention Deficit, Hyperactivity Disorder, Sub System, Sibling, Damage, Phenomenology
  • Z. Khosrojerdi*, H. Pourshahriar, M. Heydari Pages 347-360

    In the present study aims to predict the adolescent character strengths and attachment to parents and peers based on conflicts with parents. The statistical population of the study consisted of ninth grade female students from the municipal districts 4, 3, and 10 of Tehran. 195 students from the 9th grade were selected from three areas of Tehran using available sampling method and responded to the Short Measure of Character Strengths (SMCS), Conflict Behavior Questionnaire (CBQ) and the inventory of parent and peer attachment (IPPA). the results of multiple regression analysis showed that prediction of the interaction of justice and conflict with father with attachment to father, justice, temperance and transcendence were positive and significant (P>0/001). Also relationship interaction of transcendence and conflict with the mother with attachment to the mother, wisdom, love, justice and transcendence was positive and significant (P>0/001). Therefore, it can be concluded that character strengths and parenting attachment have a positive effect on reducing adolescent conflict with parents. And the interaction of character strengths with conflict is the basis of conflict resolution.

    Keywords: Conflict, Character Strengths, Attachment to Parent, Peer
  • Z. Sohrabi, N. Mikaeili*, A. Atadokht, M. Nariman Pages 361-374

    This study aims to compare the effectiveness of reality therapy with socioemotional relationship therapy on coping strategies in couples. This study followed a quasi-experimental design. The statistical population were the couples who employed the services of private counseling and psychological centers in Ardabil in 2016 due to marital conflict. 45 couples were selected based on their accessibility. Then they were divided into three groups randomly. The dependent variable (coping strategies) was evaluated through questionnaires before and after the therapy sessions. Subjects of experimental groups received ten ninety minute sessions.The results of multiple analyses of covariance indicated that there was a significant difference among three groups in post-test scores of those seeking social support, plan-problem solving, accepting responsibility, distancing and escapeavoidance (P 0/01 .(The results of Tokey test showed that the mean score for planproblem solving, accepting responsibility in reality therapy and mean score for seeking social support, distancing and escape-avoidance in socio-emotional relationship therapy group was significantly different compared to mean scores in control group (P 0/01 .(Both therapies can increase the application of seeking social support, plan-problem solving and accepting responsibility and can lead in decreasing distancing and escape-avoidance. In addition socioemotional relationship therapy was more effective in improving coping strategies.

    Keywords: Reality Therapy, Socio-Emotional Relationship, Coping Strategies
  • M. Khazaei*, Sh . Shahid, F . Moutabi, M. A. Mazaheri, L. Panaghi, R. Faridzadeh Pages 375-391

    According to Martin Buber's dialogical ph -ilosophy, a person’s interaction with a married couple engaged in infidelity can on ly manifest in an I-IT Communication (a monologue Communication) or an "IThou" interaction (a dialogue Communication). In the first Communication, the individual perceives his wife subjectively and experiences a limited part of his existence, based on his past information, with only a limited amount of his existence. The betrayed spouse understands the offender spouse intersubjectively and wholeheartedly in I and thou communication. They will understand their partner's whole essence as an integrated unity in the present time instead of experiencing it; in a 'between' realm and understands them in a Dialogical communication rather than a monologue one. In this paper, the relationship in the realm between the “I and thou” as the true meaning of forgiveness is discussed after criticizing the concept of the forgiveness of the betrayal.

    Keywords: Dialogical Philosophy, Intersubjectivity, Relationship, Between, Marital Infidelity
  • S. Yamrali* Pages 393-409

    Based on the well-known the views of the Imamyeh, contemporary grand clerics, the principle of respect towards the Muslim lifestyle, the norms of an Islamic community, and the sixth verse of the Divorce sura about breastfeeding payment, the wife’s remuneration is demandable. In Iranian statuary law, the article 29 of Family Protection Act of 2012 with reference to the sub-article of article 336 of Civil Code considers the wife’s remuneration demandable. According to the well-known view of the Hanifi clerics, the remuneration is considered a personal property, as well as in accordance with the hadith and the Prophet’s deeds; the remuneration for housework in marital life is not paid to the wife.The judgments of the courts about couples subject to Hanafi jurisprudence is divided into two categories. The first category considers the remuneration a personal property; thus, its judgments nullify the defendants’ claims. The second category deems the remuneration beyond the personal property; therefore, it makes a judgment in favor of the wife, so she can receive it. The consulting opinion of the legal office of the Judiciary, the subarticle of article 336 of the Civil Code, and the Family Protection Act approve the second opinion.

    Keywords: Remuneration, Gift, Personal Status, Wife, Public Order
  • M.A. Ziaey, S. Rostami*, M. Molodi Pages 411-427

    The purpose of this study was to investigate the occurrence or non-occurrence of divorce in cyberspace by email, texting or other mass media, the research was descriptive- analytical and was conducted using content analysis. The data gathered based on library and documentary method. The virtual divorce means that the couple divorces his wife by using an email (email) or a text message and the like. The jurists are dissenting about the occurrence or non-occurrence of such divorce. A group believes that although divorce is subject to circumstances, divorce in this way is due to the opposition to the religious law, the lack of conformity with the Islamic lifestyle, the existence of deceit and deceit, the lack of mutual will, the promotion of chaos in society, and the destruction of the foundation The family is not allowed. In contrast to the advocates referring to the general and divine laws and divorces, the analogy to Hazel divorce and written divorce, the confession of the couple in the presence of the judge and his determination to divorce, and the submission of the e-mail containing the registered electronic signature and compliance with the terms of the divorce, Its occurrence is permissible. Based on the research carried out, the theory of proponents, according to the prescribed conditions, seems to be justified due to the strength of evidence, the conformity to the general demands and the requirements of the present age.

    Keywords: Will, Siqeh, Written Divorce, Divorce Cyberspace