فهرست مطالب

جنگل ایران - سال یازدهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال یازدهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/20
  • تعداد عناوین: 10
|
  • معصومه احمدی، مقداد جورغلامی*، باریس مجنونیان، شهرام خلیقی صفحات 297-307

    عبور ماشین آلات در جنگل، باعث تراکم و فشردگی و کاهش تخلخل و ظرفیت نفوذ خاک جنگل و به تبع آن افزایش متوسط حجم رواناب سطحی می شود. با توجه به نتایج مطالعات قبل درباره تاثیر مالچ ها روی کاهش رواناب در شرایط آزمایشگاهی، هدف از این تحقیق تعیین و مقایسه میزان رواناب تولیده شده در پلات های مسیر چوبکشی بدون تیمار، تیمار جنگل دست نخورده (شاهد جنگل) و مسیر چوبکشی با تیمار مالچ خاک اره، تحت شرایط طبیعی در بخش نمخانه جنگل آموزشی و پژوهشی خیرود است تا راهکارهای مفیدی برای کاهش اثرات بهره برداری به منظور حفظ کارکرد حفاظت از آب جنگل و کاهش رواناب به کار رود. برای این مطالعه در پلات های 6 متر مربعی و در قالب سه تکرار بر اساس بارندگی-های طبیعی نمونه های رواناب که توسط لوله های موجود در قسمت خروجی پلات به ظروف جمع آوری هدایت می شد، جمع آوری و اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که مقدار رواناب در تیمار جنگل دست نخورده (شاهد جنگل) و مسیر چوبکشی بدون تیمار و مسیر با تیمار مالچ خاک اره به ترتیب 40/0 و 44/1 و 71/0 میلی متر بود که بیشترین مقدار رواناب در تیمار مسیر چوبکشی بدون تیمار و کمترین آن در تیمار جنگل دست نخورده (شاهد جنگل) مشاهده شد. همچنین با استفاده از مالچ خاک اره مقدار رواناب تولید شده 49 درصد کاهش پیدا کرد، در حالی که مقدار رواناب تولیدی قبل از کاربرد مالچ در مسیرهای چوبکشی نسبت به جنگل دست نخورده 72 درصد بود. همچنین رواناب تولید شده در تیمار شاهد مسیر چوبکشی 51 درصد بیشتر از تیمار مالچ خاک اره است.

    کلیدواژگان: جنگل دست نخورده، رواناب، عملیات چوبکشی، مالچ خاک اره، مسیر چوبکشی بدون تیمار
  • زینب جوانمرد، مسعود طبری کوچکسرایی*، حسینعلی بهرامی، سید محسن حسینی، سید علی مدرس ثانوی صفحات 309-323
    هدف این تحقیق، ارزیابی تاثیرات گردوغبار بر صفات مورفوفیزیولوژیک نهال زبان گنجشک (Fraxinus rotundifolia Mill.)، به عنوان گونه ای پرکاربرد در فضای سبز شهری است. تنش گردوغبار با غلظت های صفر، 750 و 1500 میکروگرم بر متر مکعب با استفاده از دستگاه شبیه ساز گردوغبار در محیط گلخانه اعمال شد. آزمایش در پنج تکرار (نه اصله نهال در هر تکرار) در یک دوره 45 روزه (با تناوب هر هفته) در قالب طرح کاملا تصادفی صورت پذیرفت. غلظت 1500 میکروگرم بر متر مکعب گردوغبار، سبب ظهور علائم کلروز و نکروز در برگ شد. سطح 1500 میکروگرم بر متر مکعب گردوغبار در مقایسه با شاهد سبب کاهش پارامترهای زنده مانی (29 درصد)، رویش قطری (38 درصد) و ارتفاعی (33 درصد)، سطح برگ (19 درصد)، فتوسنتز (45 درصد)، تعرق (60 درصد)، هدایت روزنه ای (46 درصد)، هدایت مزوفیلی (55 درصد)، شاخص کلروفیل یا اسپد (23 درصد)، حداکثر فلئورسانس کلروفیل پس از تابش نور به برگ یا Fm (22 درصد)، حداکثر کارایی فتوشیمیایی فتوسیستم II یا Fv/Fm  (22 درصد)، افزایش غلظت CO2 درون سلولی (22 درصد)، کارایی مصرف آب (40 درصد)، دمای برگ (34/2 درجه سانتی گراد)، حداقل فلئورسانس کلروفیل پس از عادت یافتن برگ به تاریکی یاFo  (30 درصد) و T1/2یا نصف مدت زمان لازم برای رسیدن Fo به Fm (14 درصد) شد. در کل، نظر به یافته های این تحقیق، برای توسعه درختکاری و مقابله با پدیده گردوغبار در فضاهای شهری و برون شهری مناطق خشک و نیمه خشک کشور، نهال زبان گنجشک می تواند در مناطقی کاشته شود که مقدار گردوغبار کمتر از 750 میکروگرم بر متر مکعب است.
    کلیدواژگان: آلودگی، رشد، زبان گنجشک، فتوسنتز، هدایت روزنه ای
  • فریور نقوی*، امیر اسلام بنیاد، کامبیز طاهری آبکنار، حسن پوربابایی صفحات 325-334
    یکی از عوامل مهم در تعیین حجم درختان برای بهره برداری مطابق با اصول بوم شناختی، انتخاب و محاسبه ضریب شکل مناسب است. در این بررسی، به منظور تعیین مناسب ترین فرمول ضریب شکل برای جایگزینی ضریب شکل واقعی و همچنین مدل سازی متغیر ضریب شکل در جنگل های گیلان، 150 اصله درخت راش انتخاب شد. سه ضریب شکل طبیعی، مصنوعی و هوهه نادل با استفاده از آزمون مقایسه های جفتی با ضریب شکل واقعی مقایسه شدند. از رگرسیون های غیرخطی نمایی، لجستیک و چاپمن- ریچارد به منظور مدل سازی ضریب شکل درختان راش استفاده شد. برای ارزیابی مدل های به دست آمده از ضریب تبیین (R2)، Student t-test جفتی و از چهار آماره ارزیابی صحت میانگین خطا، جذر میانگین مربعات خطا، میانگین خطای نسبی و جذر میانگین مربعات خطای نسبی استفاده شد. نتایج نشان داد که اختلاف معنی داری بین سه ضریب شکل طبیعی، مصنوعی و هوهه نادل با ضریب شکل واقعی درختان راش وجود دارد. همچنین نتایج ضریب تبیین نشان داد که هیچ کدام از مدل ها از ضریب تبیین مناسبی برخوردار نیستند. آماره های ارزیابی صحت نیز نشان داد که دو مدل نمایی و لجستیک از صحت کافی در برآورد متغیر ضریب شکل درختان راش برخوردارند. همچنین اختلاف معنی داری بین میانگین برآوردی به دست آمده از مدل لجستیک با میانگین واقعی وجود نداشت. بنابراین مدل لجستیک به عنوان بهترین مدل برای برآورد مشخصه ضریب شکل درختان راش در جنگل های گیلان انتخاب شد.
    کلیدواژگان: جنگل های گیلان، راش شرقی، رگرسیون غیرخطی، ضریب شکل درخت
  • محمد بیرانوند، مسلم اکبری نیا*، غلامرضا صالحی جوزانی، جواد قره چاهی، یحیی کوچ صفحات 335-346
    سیستم های هوموس بزرگ ترین بخش ذخیره کربن آلی خاک به حساب می آیند و تاثیر بسیار مهمی در فرایندهای اکولوژیکی جنگل دارند. در این زمینه، ارتفاع از سطح دریا با تاثیر بر ویژگی های زیستی و غیرزیستی اکوسیستم جنگل، برای ارزیابی تغییرات پوشش و توزیع سیستم های هوموس عامل مهمی به شمار می آید. در این پژوهش مشخصه های ریختی اشکال هوموس در سه طبقه ارتفاعی 500، 1000 و 1500 متر از سطح دریا در سه ترانسکت ارتفاعی به فاصله 1000 متر از هم در نظر گرفته شد و در هر ترانسکت سه قطعه نمونه 400 متر مربعی و در هر قطعه نمونه پنج پروفیل هوموس (در مجموع 135 پروفیل) در جنگل هیرکانی مرکزی بررسی شد. نمونه برداری از بخش هوموس و خاک برای تجزیه وتحلیل شیمیایی برداشت و به آزمایشگاه منتقل شد. نتایج نشان داد که حضور درختان انجیلی و ون، اشکال هوموس مول و ذخیره نیتروژن خاک با هم ارتباط نزدیکی داشته و با افزایش ارتفاع روند کاهشی دارند. درختان ممرز و افراپلت، نیتروژن لایه های آلی، اشکال هوموس مزومول و لپتوآمفی همبستگی قوی ای با طبقه ارتفاعی 1000 متر دارند. تعداد درختان راش، کربن خاک و لایه های آلی، ضخامت لایه های آلی و اشکال هوموس آمفی رابطه نزدیکی با هم دارند و با افزایش ارتفاع، مقدار آنها افزایشی است. تاثیر ارتفاع بر ترکیب پوشش درختی، تغییرپذیری ریختی و شیمیایی اشکال هوموس را در پی دارد، به طوری که با شناسایی گونه های درختی در هر طبقه ارتفاعی، می توان به خصوصیات کمی و کیفی هوموس و خاک پی برد.
    کلیدواژگان: ارتفاع از سطح دریا، ذخیره نیتروژن خاک، شکل هوموس، طبقه بندی هوموسیکا
  • کیومرث سفیدی*، سید محمد معین صادقی صفحات 347-361

    این پژوهش با هدف بررسی ویژگی های ساختاری اوری در جنگل های طبیعی ارسباران در حاتم مشه سی مشگین شهر انجام گرفت. برای این منظور، سه قطعه نمونه یک هکتاری انتخاب و مشخصه های ساختاری توده براساس برداشت کامل همه پایه های درختی و درختچه ای و روش فاصله ای (مبتنی بر نزدیک ترین همسایه) اندازه گیری شد. به منظور بررسی تراکم درختان از شاخص فاصله تا نزدیک ترین همسایه ها، برای بررسی تنوع الگوی مکانی از دو شاخص زاویه یکنواخت و کلارک و اوانز، برای بررسی آمیختگی گونه ای از شاخص های مینگلینگ و شانون-وینر، برای اندازه گیری اختلاف ابعاد درختان از شاخص های تمایز قطری و ارتفاعی درختان و برای محاسبه تنوع درختی از شاخص ترکیبی تنوع ساختاری بهره گرفته شد. نتایج نشان داد اوری در رویشگاه اصلی خود دارای ساختار به نسبت همگن بوده و میانگین فاصله تا نزدیک ترین همسایه ها 59/2 متر است. نتایج حاصل از شاخص زاویه یکنواخت و شاخص کلارک و اوانز نشان دهنده الگوی یکنواخت درختان اوری بود. براساس دو شاخص مینگلینگ و شانون- وینر، توده های تحت بررسی از آمیختگی اندکی برخوردارند و غالب درختان، اوری هستند. نتایج شاخص تمایز قطری و ارتفاعی درختان نشان داد که ابعاد درختان دارای اختلاف اندک بود. براساس شاخص ترکیبی تنوع ساختار،تنوع درختان در قطعه های نمونه بررسی شده در سطح متوسط حاصل شد. بر این اساس می توان گفت جوامع درختی اوری در منطقه دارای ساختاری همگن با آمیختگی کم و یک اشکوبه است. اطلاعات به دست آمده امکان پایش تغییرات آتی جوامع درختی اوری در منطقه را فراهم می آورد. همچنین به منظور افزایش پایداری اکوسیستمی، برنامه ریزی برای ایجاد ناهمگنی در ساختار توده و حمایت از دیگر گونه های درختی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: الگوی مکانی، ساختار جنگل، شاخص زاویه یکنواخت، شاخص نزدیک ترین همسایه
  • مصطفی خوشنویس*، مریم تیموری، محمد حسین صادق زاده حلاج، محمد متینی زاده، انوشیروان شیروانی صفحات 363-371
    با توجه به اهمیت گونه ارس در برنامه های احیای جنگل، کاشت مستقیم بذر ارس در عرصه های جنگلی، راهکاری مطمئن برای افزایش سطح جنگل های ارس و احیای جنگل های تخریب شده آن محسوب می شود. بنابراین این تحقیق به منظور تعیین تاثیرات تاج پوشش و جهت آن بر جوانه زنی بذر و زنده مانی نونهال های حاصل در ایستگاه تحقیقاتی سیراچال انجام گرفت. بذرهای جمع آوری شده از رویشگاه سیراچال، در قالب بلوک های کامل تصادفی و به صورت کرت های خردشده در چهار جهت جغرافیایی در لبه تاج پوشش و 5/1 متری بیرون تاج پوشش کاشته شدند. آنالیز داده های آماری نشان داد اثر تاج پوشش و جهت جغرافیایی آن بر جوانه زنی بذرها و اثر جهت جغرافیایی تاج پوشش بر زنده مانی نونهال ها معنی دار است. اثر متقابل تاج پوشش و جهت آن بر جوانه زنی بذر و زنده مانی نونهال های حاصل معنی دار نشد. بیشترین درصد جوانه زنی در بذرهایی مشاهده شد که در لبه تاج پوشش و جهت شمال آن کاشته شده بودند. افزون بر آن بیشترین زنده مانی نونهال های حاصل از کاشت بذر، به ترتیب در جهت های جنوب، شمال و شرق تاج پوشش مشاهده شد. با وجود درصد بیشتر جوانه زنی بذرها در لبه تاج پوشش و نیز زنده مانی بیشتر نونهال های ارس در چاله های لبه تاج پوشش (بدون وجود اختلاف معنی دار)، به طور کلی توصیه می شود نظر به اینکه در درازمدت نهال های رویش یافته در لبه تاج پوشش با قرار گرفتن در زیر تاج پایه مادری امکان ادامه حیات نخواهند داشت، عملیات بذرکاری ارس در بیرون و جهت شمال تاج پوشش انجام گیرد.
    کلیدواژگان: احیا، بذرکاری، رطوبت، سیراچال، نور
  • سیده کوثر حمیدی*، اصغر فلاح، محمود بیات، سید علی حسینی یکانی صفحات 373-386

    جنگلهای هیرکانی که به طور عمده روی دامنه های شمالی البرز واقع شده اند به لحاظ ویژگی های ممتاز خود از اهمیت زیادی برخوردار هستند. بر همین اساس مطالعه تحول این جوامع جنگلی و بررسی وضعیت رویشی آنها میتواند به برنامه-ریزان و مدیران اجرایی در هدایت و پرورش توده های جنگلی موجود کمک نماید. در این مطالعه که در شمال ایران، جنگل فریم، بخش جوجاده انجام شد، با استفاده از 313 قطعات نمونه دائم 10 آری در دو مقطع زمانی به فاصله 10 سال (1382-1392)، مدلهای رویشی تک درخت شامل مدل رویشی قطری، مدل رویش ارتفاعی، مدل زنده مانی و مدل رشد به داخل ارائه شد. رقابت در توده از طریق سطح مقطع و سطح مقطع قطورترین درختان در توده محاسبه شد. نتایج نشان داد در مدل رویش قطری، افزایش رویش قطری تا قطر 90 سانتی متر تابعی از قطر برابر سینه است. یعنی با افزایش قطر رویش قطری نیز افزایش می یابد ولی از قطر 90 سانتیمتر به بعد با افزایش قطر، رویش قطری کاهش می یابد. گونه های بلوط و افرا بیشترین رویش قطری را داشته است. در مدل رویش ارتفاعی، نوع گونه تاثیری در مدل رویشی ارتفاع ندارد و در مدل زنده مانی احتمال زنده مانی گونه توسکا نسبت به دیگر گونه ها کمتر بود و در مدل رشد به داخل با افزایش سطح مقطع توده از رشد به داخل کاسته شده است.در مطالعه حاضر سعی شده است مدلهایی ارائه شوند که میزان دقیق رویش قطری، زادآوری و زندهمانی را بدون در نظر گرفتن سن برآورد و اندازهگیری کنند که این مسئله کمک فراوانی برای مدیریت جنگل میباشد.

    کلیدواژگان: مدل رویش تک درخت، رقابت، قطعات نمونه دائم، جنگل هیرکانی
  • فرهاد خبازی، امید اسماعیل زاده*، اکبر نجفی صفحات 387-400
    در این پژوهش، کاربرد روش شبکه عصبی مصنوعی یا MLP در فرآیند تخصیص رلوه- گروه ها/جوامع گیاهی با استفاده از پایگاه اطلاعاتی ترکیب گیاهی جنگل های شمشاد هیرکانی (Buxus hyrcana Pojark.) ارزیابی شد. برای این منظور، نخست گروه های بوم شناختی و جامعه شناختی شمشاد هیرکانی به ترتیب با استفاده از نتایج دو روش عددی TWINSPAN و تجربی براون-بلانکه تعیین شد. نتایج هر دو دارنگاره عددی و تجربی طبقه بندی مشتمل بر 7 سطح طبقه بندی به عنوان گروه ها/ جوامع گیاهی اولیه به روش MLP معرفی شد. سپس با اختصاص داده ها در سه مجموعه آموزش (%70)، آزمون (%15) و اعتبارسنجی (%15)، طبقه بندی در هر سطح از دو دارنگاره انجام شد. نتایج نشان داد با افزایش سطح طبقه بندی از میزان انطباق جوامع گیاهی حاصله از روش MLP با گروه های بوم شناختی (از 99 درصد تا 60 درصد) و جامعه شناختی اولیه (از 98 درصد تا 68 درصد) به ترتیب از سطح قطع 1 تا 7 کاسته می شود. همچنین بررسی روند تغییرات مقادیر درجه حساسیت کل و ضریب کاپا بر این نکته دلالت دارد که به غیر از سطح قطع 7 طبقه-بندی، کیفیت نتایج طبقه بندی MLP براساس نتایج اولیه طبقه بندی روش TWINSPAN در سطح بالاتری نسبت به جوامع گیاهی حاصله از روش براون- بلانکه قرار دارد. انطباق مناسب نتایج طبقه بندی روش MLP با نتایج سطح پنجم دارنگاره طبقه بندی حاصله از دو روش عددی (%90) و تجربی (%89) می تواند بیانگر کیفیت مطلوب روش MLP در طبقه بندی جوامع گیاهی باشد. بنابراین نتایج تحقیق تصریح می کند روش MLP می تواند به عنوان یک روش مناسب در فرآیند تخصیص قطعه نمونه-گروه/اچتماع گیاهی مدنظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تخصیص رولوه- گروه، جامعه شناختی گیاهی، روش براون-بلانکه، MLP، TWINSPAN
  • فرهاد اسدی*، کامبیز اسپهبدی پاردکلایی، سید احسان ساداتی صفحات 401-414
    تولید اندک صنوبرکاری های موجود می تواند ناشی از عملیات کاشت، داشت و برداشت نامناسب باشد. برای روشن شدن نواقص موجود در عملیات فوق ابتدا در 30 توده صنوبرکاری منتخب، مشخصات مساحت، قطر، ارتفاع و حجم درختان اندازه گیری و محاسبه شد. سپس اطلاعات فاصله کاشت اولیه، تعداد در هکتار موجود، درصد زنده مانی، ارتفاع نهال، و غیره به روش پیمایش میدانی جمع آوری شد. با استفاده از تجزیه علیت، روابط علت و معلولی بین متغیرهای مستقل و رویش حجمی مشخص شد و اثرات مستقیم هر یک از مولفه ها بر رویش به همراه اثرات غیر مستقیم آنها بر رویش تعیین شد. بر اساس نتایج حاصله مساحت توده ها بین 3/0 تا چهار هکتار متغیر بود. در بیش از 60 درصد توده ها فاصله کاشت کمتر از 2*2 متر بود. درصد زنده مانی در اغلب توده ها کمتر از 50 درصد بود. تنها 10 درصد از توده ها رویش بیش از 25 متر مکعب داشتند. تجزیه به مولفه های اصلی نشان داد که کم شدن فاصله کاشت مهمترین اثر را در کاهش رویش دارد. در میان صفات مختلف در تجزیه همبستگی، دسترسی به آب بالاترین میزان همبستگی مثبت را با رویش نشان داد. همچنین تراکم اولیه بیشترین اثر همبستگی منفی را با قطر و ارتفاع نشان داد. در تجزیه علیت نیز تراکم اولیه بیشترین اثر مستقیم منفی را بر رویش نشان داد. دسترسی به آب بالاترین اثر غیر مستقیم مثبت را بر میزان رویش ارائه کرد. با توجه به نتایج فوق عمده ترین نواقص صنوبرکاری های موجود به ترتیب فاصله کاشت کم و آبیاری کم است.
    کلیدواژگان: افزایش تولید، تجزیه علیت زراعت چوب، فاصله کاشت
  • آناهیتا شریعت*، حسین میرزایی ندوشن، مهدی میرزا، زینب زارع، هاشم کنشلو، فائزه تقوی صفحات 415-428
    جنگل های زاگرس با وسعتی بالغ بر شش میلیون هکتار از جنبه های متعدد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی حائز اهمیت هستند که از این مقدار بیش از یک میلیون هکتار دچار خشکیدگی شده است. این تحقیق با انتخاب شش رویشگاه در ارتفاع و جهت شیب متفاوت و بررسی 30 درخت در هر سایت انجام گرفت. نمونه برداری در هر نقطه از یک سطح مشخص با وسعت تقریبی 20 هکتار در ماه های خرداد و مهر انجام گرفت و 20 پارامتر عنصری اندازه گیری شد. به منظور بررسی ارتباط یونومیک و زوال بلوط، پایه های بلوط بر اساس ظاهر شادابی به سه گروه پایه های سالم، در معرض خطر و آسیب دیده دسته بندی شدند. نتایج آنالیز واریانس ویژگی های یونومیک براساس سه عامل فصل، منطقه و شاخص سلامت تاج بیانگر تفاوت معنی دار تعدادی از عناصر از جمله N، P، C، K، C/P، C/K، Fe، Ca، Mg، Na، Cu، Mn، Zn، Si برگ در دو فصل بهار و پاییز بود (05/0P<). همچنین تفاوت معنی داری در میان شش رویشگاه بررسی شده از نظر مقدار C، C/P، Ca، Mg، Cu، Mn، Ni مشاهده شد. از نظر شاخص سلامت نیز در مقدار N، P، C/P، K/P، N/K، C/N تفاوت معنی دار مشاهده شد. نتایج حاصل از تجزیه به مولفه های اصلی کلیه صفات مورد بررسی نیز حاکی از آن بود که می توان از صفاتی که بیشترین تاثیر را در تبیین مولفه اول دارند، به عنوان عوامل تشخیص زوال استفاده کرد. تحقیق حاضر برآورد دقیقی از ویژگی های یونومیک در بلوط ایرانی را ارائه داده است تا بتوان در قدم بعد راهکارهای مناسب برای افزایش توان مقابله گونه های بلوط در برابر ناملایمات محیطی را ارائه کرد.
    کلیدواژگان: بلوط، تنش غیرزیستی، زوال، ویژگی های فیزیولوژیک، یونوم
|
  • Masoumeh Ahmadi, Meghdad Jourgholami *, Baris Majnounian, Shahram Khalighi Pages 297-307

    Forest machinery traffic on forests causes significant changes in increasing the bulk density, reducing porosity, ventilation and reducing water infiltration rate which resulted in an increasing surface runoff. According to the results of previous studies on the effect of mulch on reducing runoff in laboratory conditions, The aim of the present study was to determine and compare the amount of runoff produced in untreated skid trail, undisturbed forest (control area), and the skid trail plots covered by sawdust, under natural conditions in Namkhaneh District, Kheyrud Forest to find useful strategies to reduce the effects of forest utilization in order to maintain the function of forest water protection and reduce runoff. In this study, the runoff plots (6 m2) were triplicate established and runoff collected by pipes in the outlet plots were measured based on natural rainfall conditions. The results revealed that applying sawdust mulch to the skid trail decreased runoff compared to the untreated skid trail, and the runoff amount in undisturbed forest, untreated skid trail and sawdust mulch treatments were 0.40, 1.44 and 0.71 mm, respectively. The highest and the lowest amount of runoff were found for untreated skid trail and undisturbed forest treatments, respectively. Also, by application of sawdust mulch, the amount of runoff produced reduced by 48.4%, while the amount of runoff before the use of mulch in skid trail was 72.2% higher than the intact forest. Also, the runoff produced in skid trail control treatment was 51.1% higher compared to sawdust treatment.

    Keywords: Undisturbed forest, runoff, Skidding operations, Sawdust mulch, Untreated skid trails
  • Tabari Masoud *, Hosseinali Bahrami, Seyed Mohsen Hosseini, Seyed Ali Modarres Sanavi Pages 309-323
    The aim of this study was to evaluate the impacts of dust on the morpho-physiologial traits of Fraxinus rotundifolia Mill. seedling, a useful species in urban green space. In a greenhouse, a dust stress was applied using dust simulator with concentrations of 0, 750 and 1500 μg m-3. Experiment was conducted by a completely randomized design with 5 replicates (9 seedlings in each replicate) within 45 days with one-week interval.) . Dust deposition with 1500 µg m-3 concentration caused the appearance of symptoms of chlorosis and necrosis on leaves. This concentration decreased the amount of survival (29%), increment diameter (38%) and height (33%), average leaf area (19%), photosynthesis rate (45%), transpiration (60%), stomatal conductance (46%), mesophyll conductance (55%), spad index (23%), Fm (22%), Fv/Fm (22%), T1/2 (14%)increased intercellular CO2 concentration (22%), water use efficiency (40%), leaf temperature (2.34 oC) and Fo (30%).  For afforestation and tree planting initiatives in dust-polluted areas of urban and suburban regions of Iran,  F. rotundifolia seedling can be usefully used in areas where dust concentration is less than 750 μg m-3.
    Keywords: Ash, growth, photosynthesis, Pollution, Stomatal conductance
  • Farivar Naghavi *, Amireslam Bonyad, Kambiz Taheri Abkenar, Hassan Pourbabaei Pages 325-334
    One of the most important factors for determining the volume of trees is selection of an appropriate form factor. This study determined the most appropriate form factor formula and modeling the actual form factor in the Caspian region of northern Iran, Guilan’s forests. Totally, 150 beech (Fagus orientalis) trees were measured. Three coefficients of natural, artificial, and Hohenadel were compared with the actual form factor using pair-wise comparison test. Several nonlinear equations including logistics, Chapman-Richard, and exponential functions were used for modeling the form factor of beech trees. These functions were evaluated in terms of coefficient of determination (R2), paired t test, and accuracy statistics of ME, Root Mean Square Error (RMSE), MEr and RMSEr. The result showed that there were significant differences between the actual form factor and   the each mentioned coefficients. None of the models presented high R2 values. Accuracy statistics showed that exponential and logistic models can be usefully applied for estimation of the actual form factor coefficient. Also the results of t-test showed that there was no significant difference between of actual and estimated means of form factor derived from the logistic model. Therefore, logistic model was selected as the best for the estimating form factor of beech trees in Guilan’s forests of the Caspian region.
    Keywords: Guilan’s Forests, Fagus orientalis, nonlinear regression, Form factor
  • Mohammad Bayranvand, Moslem Akbarinia *, Gholamreza Salehi Jouzani, Javad Gharechahi, Yahya Kooch Pages 335-346
    Humus systems are the largest part of organic carbon stock and play an important role in forest ecological processes. Elevation by influencing on the biological and non-biological properties of the forest ecosystem is an important factor for assessing the changes in the trees and distribution of humus systems. In this study, the morphological and chemical characteristics of humus forms in three altitudinal levels (500, 1000, and 1500 m.a.s.l.) and three transects which were 1000 meters apart were investigated. In each transect, 3 plots with 400 m2 area were sampled, and in each plot 5 profiles of humus (in total of 135 profiles) were examined in the central Hyrcanian forest. Humus and samples were taken and transferred to the laboratory for chemical analysis. The results showed that the presence of Iron wood (Scientific name??) and ash (Scientific name??) trees mull humus forms and soil nitrogen stock decreased by elevation increasing. Hornbeam (Scientific name??) and maple (Scientific name??) trees, organic layers' nitrogen, mesomull and leptoamphi humus forms demonstrated strong correlation with the 1000 m elevation. The number of beech trees, carbon in soil and organic layers, organic layers' thickness and humus Amphi forms showed a strong relationship with each other as well as with elevation increasing.  The effect of elevation on the composition of the trees coverage is accompanied by the variability in morphology and chemical characteristics of humus forms, so that by identifying tree species in every altitude, we can recognize the quantitative and qualitative properties of humus and soil.
    Keywords: Altitude, Humus forms, Humusica classification, Soil nitrogen stock
  • Kiomars Sefidi *, Moein Sadeghi Pages 347-361

    This study aimed to evaluate the structural characteristics of Quercus macranthera forests in the Arasbaran region, Hatam Mashe Si, Meshgin-Shahr. To achieve this, all trees and shrubs were full calipered in three one-hectare plots. Additionally, the structural characteristics were measured using the nearest neighbor’s method. To measure intensity of trees, several indices like nearest neighbor distance index (density of trees), uniform angle index and Clark and Evans index (variety of location), Mingling index and Shannon-Wiener index (tree diversity in diameter classes), diameter and height differentiation indices (dimensional differences of trees), and complex structural diversity index (tree diversity) were used. The results showed that Q. macranthera represented a relatively homogeneous structure in its main site, and the mean of distance to the neighbors was 2.59 m. The results of uniform angle and Clark and Evans indices showed that the spatial pattern of trees was regular. Mingling and Shannon-Wiener indices showed a low tendency of Q. macranthera to mix with other tree species so that the majority of trees were Q. macranthera. The height and diameter differentiation indices illustrated that the dimensions of the trees had a slight difference. According to complex structural diversity index, tree diversity was at the medium level. It can be concluded that the Q. macranthera communities have a homogeneous structure in a study region with a low mixture and single canopy layer. The information can provide the opportunity to monitor future changes in Q. macranthera communities in this region. To promote ecosystem stability, it is suggested to create heterogeneity of stand structure and support other tree species in this area.

    Keywords: Forest structure, Nearest neighbors index, Uniform angle index, Spatial Pattern
  • Mostafa Khoshnevis *, Maryam Teimouri, Mohammad Hossein Sadegzadeh Hallaj, Mohammad Matinizadeh, Anoushiravan Shirvany Pages 363-371
    Importance of Juniper trees for forest rehabilitation programs was resulted in direct, seed sowing of Juniperus excelsa as a safe method to expand juniper forest areas and rehabilitation of deteriorated forests. This study was done to determine the effect of canopy and its geographic orientation on seed germination as well as survival of seedlings in the Sirachal research station. Collected seeds from Sirachal habitat were sowed in four main geographic orientations under canopy’s edge and 1.5 meter out of canopy as completely randomized blocks in split plots. Data analysis showed that canopy (P<0.05) and its geographic orientation (P<0.01) had significant effects on seed germination. In addition, the effect of geographic orientation of canopy on seedling survival was significant (P<0.01).. The interaction of canopy and its geographic orientation on germination of seeds and survival of seedlings was not significant. The highest seed germination percentage was observed for seeds sowed under the canopy’s edge and in the north direction.  The highest percentage of seedling survival was observed in the south followed by the north and east directions of the canopy. Despite the higher germination and survival percentages under the canopy’s edge, it is suggested to sow seeds out of trees canopy and in the north direction as seedlings have no chance to survive under the maternal trees canopy for longer periods.
    Keywords: Rehabilitation, Seed sowing, Moisture, Sirachal, light
  • Seyedeh Kosar Hamidi *, Asghar Fallah, M Bayat, Seyed Ali Hosseini Yekani Pages 373-386

    Hyrcanian forests, which are located mainly on the northern slopes of Alborz are very important in terms of their specific features. Consequently, studying the evolution of these forest communities and their vegetative status can help planners and managers in tending forest stands. Growth and product models, which describe the dynamics of the forest, are widely employed in forest management to predict future products and to study management options. This study was conducted in Jojadeh section of Farim forest in northern Iran. Individual tree growth models including individual tree diameter growth, individual tree height growth, individual tree survival growth and individual tree regeneration growth were investigated in this study using 313 permanent sample plots (0.1 ha) in two 10-year periods. Competition in the stand was investigated by basal area and basal area large in the stand. Results showed that in the diameter model, the increase in diameter up to 90 cm was dependent on the diameter at breast height i.e. the diameter growth increased with the tree diameter; however, it decreased after attainment of 90 cm diameter. Oak and Maple trees had the highest diameter growth. In the height model, species type had no effect on the height model. In the survival model, the survival probability of alder species were lower than other species. In addition, the regeneration decreased with the basal area of stand in the regeneration model. in the present study, we have attempted to present models that estimate and measure theexact diametergrowth, regenerationand survival without regard to age

    Keywords: Individual tree growth model, Competition, Permanent sample plots, Hyrcanian forest
  • Farhad Khabazi, Omid Esmailzadeh *, Akbar Najafi Pages 387-400
    In this research, the application of Artificial Neural Network or MLP method in the process Assignment of relevé-groups/ plant communities allocation was evaluated using Buxus hyrcana forests database. For this purpose, firstly, the ecological and sociological groups of B. hyrcana were determined using TWINSPAN and Braun-Blanquet method, respectively. The results of both numerical and expert based classification dendrogram of the B. hyrcana communities, which included seven levels of classification as primary groups/plant communities, were introduced to MLP. Then, with assignments in three sets of training (70%), test (15%) and validation (15%), the MLP classification was performed on each level of the two dendrogram. The results showed that by increasing the level of classification, the degree of adaptation of the MLP result to primary results of TWINSPAN (99% to 60%) and Braun-Blanquet (98% to 68%) from the cutoff level of 1 to 7. Results of sensitivity and kappa cross tab coefficients, except in 7 cut level, imply that the quality of MLP groups based on TWINSPAN primary ecological group is upper than primary Braun-Blanquet groups.Appropriate adaptation of the MLP results in Buxus hyrcana plant communities classification with the TWINSPAN and Braun-Blanquet ecological/syntaxa groups at the fifth cut level of both dendrograms indicate that application of MLP aim at a reliable results in plant community classification. So our result reiterate that MLP could be introduced as a suitable method in the assignment of releves to plant communities.
    Keywords: Releve- group assignment, Phytosociology, Braun-Blanquet method, MLP, TWINSPAN
  • Farhad Asadi *, Kambiz Espahbodi Pardkolaei, Seyed Ehsan Sadati Pages 401-414
    The inadequate production of existing poplar cultivations can be due to unfavorable planting, maintenance and harvesting operations. In order to clarify the defects in the above operations, in the 30 stands of poplar trees, the diameter, height, wood volume and wood volume growth per hectare and year were measured and calculated. Then some information including primary planting spacing, existing tree number per hectare, etc. were determined by field survey. In path analysis, the causal and noncausal relationships between the independent variables and the volume growth were determined and demonstrated the direct effects of each component on growth, along with their indirect effects on the growth. Results showed, the area of the stands varied from 0.3 to 4 hectares. In more than 60 percent of the stands, the planting spacing was less than 2 by 2 meters. In most of the stands the percentage of survival was less than 50%. Only 10% of the stands had more than 25 m3 wood per year and per hectare. Principle component analysis showed that decreasing the planting distance had the most important effect in reducing the annual growth. Irrigation intensity showed the highest positive correlation with annual growth. Also, initial density showed the highest negative correlation with diameter and height. In path analysis, initial density showed the most direct negative effect on annual growth. Irrigation intensity has the highest positive indirect effect on annual growth. According to the results, the main defects of poplar farming are low spacing and more irrigation intervals, respectively.
    Keywords: path analysis, Poplar, Wood farming, Spacing, Wood production
  • Anahita Shariat *, Hosein Mirzaie Nodoushan, M. Mirza, Zeinab Zare, Hashem Keneshloo, Fayezeh Taghavi Pages 415-428
    Zagros forests with an area over six million hectares are important for economic, social and environmental aspects. More than one million hectare of Zagros forests has been declined. This research was carried out by selecting six sites at different altitudes and slopes. At each site, 30 oak (Quercus brantii) trees were selected. Sampling was done at any point on a certain level with an area of 20 hectares.  It was achieved in June and October and 20 elemental parameters were measured. In order to investigate the relationship between ionomics and oak decline, oak stands were classified into healthy, endangered, and damaged bases. The results of univariate analysis of variance based on three factors of season, region, and crown health index showed a significant difference in the number of elements such as N, P, C, K, C / P, C / K, Fe, Ca, Mg, Na, Cu, Mn, Zn, Si in spring and autumn (P <0.05). Also, there was a significant difference among six sites examined for the amount of C, C / P, Ca, Mg, Cu, Mn, and Ni. In terms of health index, a significant difference was observed amongst N, P, C / P, K / P, N / K, C / N. The results of the principle component analysis indicate that the traits with the greatest effect on the explanation of the first component can be used as decline factors. The present study provided a precise estimate of the ionome characteristics of Iranian oak, in order to provide a suitable step for enhancing the ability of oak species to cope with environmental problems.
    Keywords: Oak, Decline, ionome, Abiotic stress, Physiological traits