فهرست مطالب

باغ نظر - پیاپی 79 (دی 1398)
  • پیاپی 79 (دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • گلناز کشاورز*، شهره جوادی صفحات 5-14
    بیان مسئله

     قوم بلوچ را می توان یکی از اقوام اصیل ایرانی دانست که ادامه دهنده زندگی دام پروری و عشایری در ایران بوده اند. هنرهای گوناگونی در میان این قوم رایج است که مهم ترین آنها را می توان هنر سوزن دوزی دانست. این هنر با نقوش هندسی و به شدت انتزاعی اش نمایشگر پیشینه زندگی عشایری قوم بلوچ و همانند دیگر هنرهای عشایر ایران از بعد هندسی بسیار بالایی برخوردار است. همچنین می توان به شباهت نقوش هندسی این هنر و هنرهای دوران نوسنگی نیز اشاره کرد. نقوش هنر سوزن دوزی بلوچ در انواع انسانی، حیوانی، گیاهی، هندسی و حاشیه قابل دسته بندی هستند.سوال پژوهش: کدام یک از ویژگی های زیبایی شناسانه سوزن دوزی بلوچ را می توان به عنوان تاثیرگذارترین شاخص هویتی آن در نظر گرفت؟

    هدف

    شناخت عناصر زیبایی شناسانه سوزن دوزی بلوچ به عنوان مهم ترین هنر بومی منطقه بلوچستان و ستخراج مهم ترین مولفه های آن هدف این پژوهش است.

    روش تحقیق

    روش انجام پژوهش، کیفی و با استفاده از منطق استدلالی است. اطلاعات کتابخانه ای و مشاهده در جمع آوری داده های این پژوهش مورد توجه و همچنین مشاهدات عینی نگارنده و اطلاعات میدانی در دستیابی به استنتاجات پژوهش موثر بوده است.

    نتیجه گیری

    مهم ترین وجه اشتراک این نقوش هندسی بودن و در ضمن انتزاع بیش از حد آنهاست. زیبایی شناسی این هنر بومی را می توان در قالب خط (راست و با زاویه)، شکل (بر پایه شکل مثلث)، بافت (متراکم و پرکار)، ریتم (متناوب) و رنگ (با تسلط رنگ قرمز و ترکیب رنگ های نیرومند و قوی) بررسی کرد. انتزاع نمادین را می توان به عنوان مهم ترین وجه زیبایی شناسانه هنر سوزن دوزی بلوچ مورد توجه قرار داد.

    کلیدواژگان: سوزن دوزی بلوچ، انتراع، نماد، زیبایی شناسی
  • ارغوان پورنادری، محمد سعید ایزدی*، محمود قلعه نویی، حسین پورنادری صفحات 15-28
    بیان مسئله

    کشور امروزی ارمنستان، که بخشی از اورارتوی باستانی است، اولین سرزمینی است که مسیحیت را به طور رسمی پذیرفت، قدیمی ترین کلیساها را ساخت و معابد قدیمی را به کلیسا تبدیل کرد. با کوچ ارامنه و همزمان با برپایی جلفای اصفهان در دوره شاه عباس اول، بنای کلیساها با برخورداری از تجربه های کهن و با فرمان عدم تعارض با ابنیه پایتخت به شکل دیگری به منصه ظهور رسیدند. به نظر می رسد در سابقه پژوهش های محققان درباره کلیساهای جلفای نو، به معماری و مناسبات فرهنگی بستر جدید توجه کافی نشده است. شناخت روند نزدیک شدن معماری مذهبی ارامنه جلفا به معماری اصفهان و بهره گیری از نتایج آن در طرح های مرمت شهری خصوصا در محله جلفا ضرورت این پژوهش است.

    هدف

    پژوهش، با هدف شناخت ساختار کالبدی-فضایی و تحولات ریختی بنای اصلی کلیساهای جلفای نو در تعامل با معماری اصفهان، در جست وجوی پاسخ به این پرسش است که تحولات ریخت شناختی ساختمان اصلی کلیساهای جلفای نو چگونه بوده است؟ کدام گونه مولد و آغازگر پیشرفت طرح های بنای کلیسایی بود؟ در روند تحولات ریختی کلیساها، چگونه معماری ساختمان اصلی کلیساها به معماری اصفهان نزدیک شد؟

    روش

    پژوهش با روش تفسیری-تاریخی انجام شد و داده ها، با توجه به مدارک و اسناد موجود و برداشت های میدانی، گردآوری شده اند. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش حاکی از الزام به رعایت گونه ای محدودیت در فرم تبیین شده بنای کلیساهای ارمنی است. وجود گونه مولد و تاثیرپذیری از تکنیک های معمارانه دوره شاه عباس اول در سیر تحولات ریختی تایید می شود. در مقایسه با معماری شاخص اصفهان این دوره، تحولات ریخت شناختی ساختمان اصلی کلیساها نشانه گرایش به ایرانی شدن سبک معماری دارد. کلیسای گئورگ مقدس اولین بنای کلیسایی با ویژگی های معماری ایرانی است که امکان تحولات کالبدی-فضایی بعدی را فراهم کرد. ساختار کالبدی-فضایی کلیساهای مریم مقدس و بتخهم مقدس با مساجد شیخ لطف الله و جامع عباسی قابل مقایسه است و بخشی از چگونگی تحولات در گونه مولد را به خوبی نشان می دهند.

    کلیدواژگان: ریخت شناسی، گونه، کلیساهای ارمنی، جلفای نو (جلفای اصفهان)، معماری دوره شاه عباس اول
  • فرشته کیاوش*، تقی آشوری صفحات 29-38
    بیان مسئله

     درتاریخ هنرایران، نقاشی قاجار از جایگاه ویژه ای برخوردار است و پیکرنگاری به عنوان شاخه ای برجسته از نقاشی در دوره حکومت فتحعلی شاه قابل تامل است. دراین دوره زنان، به عنوان یکی از سوژه های اصلی نقاشان، غالبا بدون حجاب ، با آرایشی غلیظ، و آراسته به زیورآلات بسیار تصویر شده اند. مهرعلی یکی از نقاشان شاخص این دوره است که، علاوه بر پیکرنگاری از شخص شاه، تعداد اندکی از زنان قاجاری را نیز به تصویر کشیده است. در تابلوی «دختر با طوطی» منسوب به مهرعلی نقاش دربار فتحعلی شاه، پوششی متفاوت از آنچه به عنوان پوشش رایج زنان قاجار است مشاهده می شود.

    هدف

    هدف این تحقیق تحلیل پوشش و آرایه های زن در تابلوی مهرعلی و میزان هم سویی آن با پوشش و آرایه های متداول زنان قاجار از منظر شمایل نگاری است. بدین منظور سعی شده است تا، از طریق توصیف و تحلیل مضمون های واقع در این اثر، لایه های پنهان در آن آشکار شود. این مقاله در پی یافتن دلیل انتخاب پوشش و زیورآلات در نقاشی این زن است.

    روش تحقیق

    این تحقیق به صورت کیفی (توصیفی-تحلیلی) و به روش تحلیل محتوایی صورت گرفته است. چارچوب نظری تحقیق براساس رویکرد شمایل نگاری مکتب اروین پانوفسکی1 و منابع تحقیق به شیوه اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده است.

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش مخاطب را با نوع متفاوتی از پوشش زنانه آشنا می کند که کمتر شباهتی با البسه رایج زنان قاجاری دارد و در اسناد و کتب تاریخی نیز اشاره ای به آن نشده است. نوع پوشش تصویرشده در تابلوی مهرعلی تحت تاثیر لباس زنان هندی در عصر گورکانیان است و شیوه آرایش زن در تابلوی مورد نظر متاثر از ادبیات و بازنمایی تشبی هات آن در نقاشی است.

    کلیدواژگان: شمایل نگاری، پوشش زنان دوره قاجار، زیورآلات، مهرعلی
  • مهروش کاظمی شیشوان*، مهسا بایبوردی صفحات 39-50
    بیان مسئله

     نظافت و طهارت از اهمیت بسیاری در دین اسلام برخوردار است. این اهمیت در توجه فراوان به گونه ای از معماری به نام حمام بیشتر تجلی یافته است. حمام ها علاوه بر ویژگی های کالبدی و مادی دارای ویژگی های آیینی و غیرمادی نیز هستند که برای شناخت آنها باید ساختار کالبدی مشترک حمام های عمومی مورد مطالعه قرار گیرند. البته باید در نظر داشت که این ساختار مشترک در معماری و به ویژه معماری سنتی رابطه مستقیم با عملکرد بنا دارد و در حقیقت هر بنا برای عملکردی ویژه و با طرحی متناسب با آن به وجود می آمده است. یکی از کارکردهای اصلی حمام انجام آیین طهارت است و مطابق نظر اغلب محققان آیین های تطهیر در زمره آیین های گذار قرار دارند. حال این پرسش مطرح می شود که آیین گذار چه نقشی در ساختار کالبدی حمام های عمومی ایرانی داشته است؟

    هدف پژوهش

    آنچه پژوهش حاضر در فرجام کار بر آن تاکید دارد یافتن تاثیر آیین های گذار بر کالبد حمام های عمومی ایرانی است. نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که ساختار سه بخشی آیین گذار به عنوان مفهومی الهام بخش در طرح معماری حمام مورد توجه بوده است.

    روش پژوهش

    برای بررسی نقش آیین گذار در ساختار کالبدی حمام های عمومی ایران، با توجه به الزامات پژوهش و ضمن بهره گیری از نوع پژوهش استدلال منطقی، به صورت توامان از روش تفسیری تاریخی نیز استفاده می شود. گردآوری اطلاعات لازم پژوهش نیز از طریق مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای است.

    نتیجه گیری

    آفرینش فضای معماری علاوه برعملکرد بنا از ریشه های فرهنگی و اعتقادی جامعه تاثیر می پذیرد. در شکل گیری ساختار سه بخشی حمام های ایرانی که شامل بینه، میاندر وگرمخانه است در کنار تثیرعوامل اقلیمی و عملکردی، ارتباط معنا داری با مراحل سه گانه آیین گذار و همچنین آداب استحمام و تطهیر می توان یافت که نشان از توجه به جنبه محتوایی و آیینی در طرح حمام های سنتی ایران است.

    کلیدواژگان: حمام، گرمابه، تطهیر، آیین گذار
  • پیام زین العابدینی، احمد الستی* صفحات 51-60
    بیان مسئله

     تاریخ سینما نمونه هایی را آشکار می سازد که نشان از آن دارد، فیلم سازان با خلق آثار خود در گونه های مختلف، در جهت نقد و تغییر جامعه کنونی و رسیدن به اتوپیا (آرمان شهر)ی مفروضشان در تلاش بوده اند، اما در رسیدن به این مسیر، ناپایدار و متزلزل بوده و شهر آرمانی شان را به دستوپیا (ویران شهر) تبدیل کرده و به تصویر کشیده اند. سینمای ایران نیز بر همین منوال رفتار نموده و تولیدات فراوانی را تجربه کرده است. تخیل و توهم زدگی، بدبینی، تقدیرگرایی، ناباوری و بی اعتقادی عناصر اصلی دستوپیاست و سینمای با شهرت جهانی ایران مملو از سوژه هایی بوده که بن مایه اش از این مضامین تشکیل شده است. مسئله اصلی پژوهش واکاوی چگونگی و چرایی دورشدن فیلم سازان سینمای ایران از اهداف آرمان شهر مورد علاقه خود و مخاطبانشان، و رسیدن به ویران شهر ناخواسته واقعی در دوره های گوناگون تاریخی است.

    هدف

    این پژوهش با هدفی کاربردی بررسی آرمان خواهی سینمای ایران را مورد مطالعه قرار داده است.روش تحقیق: روش تحقیق کیفی و با رویکردی تاریخی-تحلیلی، به مرور منابع کتابخانه ای، مشاهده فیلم و مقایسه تاریخی سینمای ایران و مصاحبه می پردازد.

    نتیجه گیری

    نتیجه حاصله نشان از آن دارد که سینمای ایران در تمام دوره های تاریخی به سوی دستوپیا گرایش پیدا کرده است.

    کلیدواژگان: اتوپیا، دستوپیا، سینمای ایران، بدبینی، تقدیرگرایی، ناباوری، بی اعتقادی
  • سولماز بابازاده اسکویی، سحر طوفان*، سیروس جمالی صفحات 61-72
    بیان مسئله

    بی حد و مرز بودن فضاها در بسیاری موارد سبب ازبین رفتن آرامش مورد نیاز افراد و عدم احساس قلمرو و همچنین باعث ارتباطات فضایی ناخواسته با یکدیگر می شود. از لحاظ کالبدی، درصورت نبود کنترل و مانعی برای ارتباطات در مرز فضایی، سبب ارتباطات بویایی، بصری، صوتی و دسترسی و نقض انواع حریم ها و در نهایت باعث نقض حریم روانی برای کاربران می شود. 

    هدف

    نوشتار حاضر، با تعیین عوامل موثر بر تامین حریم در فضای مسکن معاصر از دیدگاه روانشناسی محیطی، درصدد ارتقای بنیان های نظری مفهوم حریم است. روانشناسی محیطی، با هدف درک رابطه حریم خصوصی با عرصه های زندگی اجتماعی، رفتار انسان را مطالعه می کند.

    روش تحقیق

    این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی با روش پژوهش از نوع استدلال منطقی است.

    نتیجه گیری

    نمود معمارانه شاخص های عرصه بندی فضایی، مرز فضایی، فضای بینابین، سلسله مراتب و عمق فضایی در پاسخ به نیازهای انسانی، شامل ایمنی، احترام، درون گرایی و قلمروپایی در مسکن معاصر، خلاصه می شود. نتیجه اصلی تحقیق روی 6 نوع تیپ پلان متفاوت از واحدهای برج مسکونی میلاد تبریز حاکی از آن است که کنترل ارتباطات فضایی در طرح معماری منجر به کنترل ارتباطات رفتاری در تعاملات انسانی می شود که از مهم ترین فاکتورهای تامین انواع حریم ها ازجمله حریم بصری، دسترسی و...، و در نهایت حریم روانی در مسکن معاصر است.

    کلیدواژگان: حریم، روانشناسی محیطی، ارتباطات فضایی، مسکن، کنترل ارتباطات
|
  • Golnaz Keshavarz *, Shohreh Javadi Pages 5-14
    Problem statement

     Baluch tribe can be considered one of the genuine Iranian tribes who has continued the livestock breeding and nomadic life in Iran. Various arts are common among this tribe, but the most important one is the art of needle-working. This art, with its geometric and highly abstract designs, displays the history of tribal Baluchi lifestyle. Like other Iranian nomadic arts, Baluchi life has a very high geometric dimension. One can also refer to the similarity of the geometric patterns of this art and the Neolithic arts. Baluch needlework art designs are categorized and studied in various humans, animals, plants, geometric shapes and marginal types.

    Research question

    What is the most important aesthetic aspect of Baluchi’s art of needle-workingResearch

    objective

    The recognition of the aesthetic elements of Baluchi needle working as the most important native art of the Baluchistan regionResearch

    method

    The research method is qualitative using logical reasoning. Library data and observation were taken into consideration in data collection of this research and also the objective observations of the writer and field information were effective in achieving research findings.

    Conclusion

    The most important aspect of these designs is their geometricity and excessive abstraction. The aesthetics of this native art can be examined in the form of a line (right and with an angle), shape (based on the shape of the triangle), texture (dense and prolific), rhythm (alternating) and color (with the domination of the red color and combination of strong and powerful colors). Symbolic abstraction can be considered as the most important aesthetic aspect of Baluchi’s art of needle-working.

    Keywords: Baluchi Needle Work, Abstraction, Symbol, Aesthetics
  • Arghavan Pournaderi, Mohammad Saeid Izadi *, Mahmoud Ghalenoee, Hossein Pournaderi Pages 15-28
    Problem statement

     Today’s country of Armenia, a part of the ancient Urartu, as the first land that officially accepted Christianity, has built the oldest churches and has turned the old temples into churches. By the Armenians’ migration to Isfahan and, simultaneously, the establishment of the New Julfa during the reign of Shah Abbas the Great, the churches appeared in a different form. The construction of churches benefited ancient experiences whilst taking into consideration the Shah’s decree that new constructions should not conflict with the capital’s buildings. It seems that the previous studies on the New Julfa churches have not paid enough attention to the architectural and the cultural relations of the new context. Understanding the process of convergence between the Armenian religious architecture in New Julfa and the architecture of Isfahan, and its results could be applied in urban restoration and regeneration projects, especially in the Julfa neighborhood, which specifies the necessity of this research. Research

    objectives

    The current study aims to find out the morphological transformations of the physical-spatial structure of the main building of churches in New Julfa, considering the interaction between the architecture of New Julfa and Isfahan’s prominent architecture. The study tries to answer these questions: Which type is generative and the initiator of the progress of church building morphology? How the architecture of the main building of churches has been converging toward the prominent architecture of Isfahan within their morphology evolution process? Research

    method

    The research is carried out using an interpretive-historic method and the data is collected according to available documents and field observations.

    Conclusion

    The outcome of the research implies the principle of some kind of restriction in the form of the Armenian church building. The existence of a generative type and getting influenced by the architectural techniques of the Shah Abbas period is confirmed in the course of formal evolution. Compared to the Isfahan prominent architecture of this period, the morphological changes of the main building in the churches are indicative of a tendency to converge to the Iranian style. The St. George Church is the first church building with the features of Iranian architecture, which provides the possibility of subsequent physical-spatial developments. The physical-spatial structure of the church of Holy Mother of God and the Bethlehem church is comparable to the structure of Sheikh Lutfollah and Abbasi Jame’ mosques, which indicates how the physical-spatial structure of the generative type developed.

    Keywords: morphology, type, Armenian Churches, New Julfa (Julfa of Isfahan), Architecture of Shah Abbas the Great Period
  • Fereshteh Kiavash *, Mohammad Taghi Ashouri Pages 29-38
    Problem statement

    The Qajar era painting has a particular position in the history of Iran’s art and portraiture is controversial as a prominent branch of painting during Fath Ali Shah’s sultanate period. As one of the main subjects of the painters in this era, women have been frequently portrayed with no veil (hijab) while wearing heavy make-up and a lot of jewelry. Mehr Ali is one of the proficient painters of this era that, besides portraying the king, has also portrayed a few of the Qajar women, as well. In the painting “the lady with the parrot” which is ascribed to Mehr Ali, a painter in Fath Ali Shah Qajar’s royal court, a kind of clothing style different from the common Qajar women’s, can be observed. REsearch

    objective

    The present study aimed at analyzing the clothing and ornaments of the woman in Mehr Ali’s painting and their consistency with the hijab and ornaments commonly used by Qajar women from iconographical perspectives. To do so, efforts have been made to unravel the latent layers of aforementioned artwork via describing and analyzing the themes therein. The article seeks to figure out the reason why the woman has been portrayed in this painting with those ornaments and clothing.Research

    method

    The present study was carried out based on a qualitative (analytical-descriptive) method using content analysis. The study’s theoretical foundation was set based on Erwin Panofsky’s school of iconography and the required data was collected based on the documentary method and library research.

    Conclusion

    The study findings makes the audience familiar with a different type of female clothing that is less similar to the outfits commonly used by Qajar era’s women and no historical book has pointed thereto. The type of hijab depicted in Mehr Ali’s painting remind the audience of the Indian women’s clothing in Mughal (Gurkanian) era and the woman’s make-up style seem to be influenced by the literature and representation of its similes in painting.

    Keywords: Qajar Era, Women’s clothing, ornaments, Mehr Ali
  • Mehrvash Kazemi Shishavan *, Mahsa Bybordi Pages 39-50
    Problem statement

    Hygiene and purification are very important in the religion of Islam. The importance is manifested more in paying attention to a type of architecture namely bathroom. Bathrooms, in addition to physical and material characteristics, have ritualistic and immaterial characteristics and in order to identify them, common physical structure of public should be studied. Of course, it should be noted that these structural patterns in architecture and particularly in traditional architecture have direct relationships with building functions and in fact, any building is constructed for special function and with a pattern appropriate to it. One of the main functions of bathroom is to perform rituals of purification and according to most researchers; rituals of the purification are of rites of passage. Now the question arises that what role did rite of passage play in the physical structure of Iranian public baths? Reaserch

    objectives

    The present study has emphasized to find the effect of rites of passage on basic pattern of Iranian public baths. The results of the present study show that the three-part structure of rites of passage was considered as an inspirational concept in the design architecture of the bathroom.Research

    method

    In order to study the role of rite of passage in physical structure of Iran’s public baths in accordance with the research requirements, while using the logical reasoning based investigation, historical interpretation method is also used. The research data have been gathered via library resources and documentary studies.

    Conclusion

    Iranian baths have three-part structure including a Bineh (caldarium), a mediator (middle corridor) and a hot chamber (tepidarium) and purification as the main function of bathhouses reflects the rite of passage. In general, rite of passage has three separate, purgatory and reintegration stages and this three-stage spiritual journey can be seen in bathing customs and purification rituals. The results of the present study show that three-part structure of passage is likely the inspired concept of traditional structure in architectural design of bathhouse and the use of three-part structure in its body.

    Keywords: Hammam, Bathhouse, Purification, rite of passage
  • Payam Zinalabedini, Ahmad Alasti * Pages 51-60
    Problem statement

     The history of cinema exhibits numerous examples of filmmakers striving to critique and transform their societies by making films in a variety of genres in an attempt to realize their personal vision of utopia. Most proved, however, to be precarious and inconsistent on this quest, thereby turning their utopia into a dystopia and depicting it as such. Iranian cinema, too, has trodden this path and produced similar works. Imagination, illusionism, fatalism, disbelief, and Irreligion are the main constituents of dystopias and Iran’s globally renowned cinema has long been a showcase for subjects fundamentally shaped by these elements. Research

    objective

    This study examines the notion of idealism in Iranian cinema, with the applied objective of analyzing and explicating the manner and the processes in which Iranian filmmakers diverged from the path leading to their – and their audience’s – aspired utopia and only created an unwanted dystopia through various historical periods.Research

    method

    The study was conducted using a qualitative research method with a historical-analytic approach. The data were collected through library resources, watching films, a historical comparison of Iranian cinema, and interviews.

    Conclusion

    The results indicate that, through all the historical periods since its inception, Iranian cinema has always tended toward dystopias.

    Keywords: Utopia, Dystopia, Iranian cinema, cynicism, fatalism, disbelief, Irreligion
  • Solmaz Babazadeh Oskouei, Sahar Toofan *, Siroos Jamali Pages 61-72
    Problem statement

     In many cases, the lack of space causes the people’s loss of the comfort and sense of territory. It further leads to unwanted spatial communication with each other. Physically, on the boundary of the space, if it is not an obstacle to communication, it causes olfactory communication, visual, audio, access, and violation of all types of privacy and ultimately violates the privacy of users.Research

    objectives

    The present article aims at improving the theoretical foundations of the concept of privacy by determining the factors affecting the provision of privacy in contemporary housing space from the point of view of environmental psychology. Environmental psychology studies human behavior in order to perceive the relationship between privacy and social life.Research

    method

    This research is a descriptive-analytic type with a research method of logical reasoning.

    Conclusion

    The architectural representation of the spatial arenas, spatial boundaries, in-between space, hierarchy, spatial depth in responding to human needs: safety, respect, introversion, and the realm of contemporary housing are summarized. The main result of the research on 6 types of different types of units from the residential tower of Milad Tabriz indicates that the control of spatial communication in the architectural design leads to the control of behavioral communication in human interactions, which is one of the most important factors in providing types of privacy, including visual freedom, access, ... and ultimately mental privacy in contemporary housing.

    Keywords: Privacy, Environmental Psychology, Spatial communications, Housing, Communication control