فهرست مطالب

روانشناسی و روانپزشکی شناخت - سال ششم شماره 5 (1398)
  • سال ششم شماره 5 (1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • کارو ثروت یاری، فایق یوسفی، پویا والیزاده اردلان، محمد عزیز رسولی، ساعد حسینی، مهدی قادری، هیرو یزدان پناه، نبی مردانی* صفحات 1-13
    مقدمه

    افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانی در جمعیت عمومی است که ناامیدی عامل اصلی آن است و می تواند سبب گرایش به اعتیاد شود؛ بنابراین با شناسایی عوامل تاثیرگذار بر آن، می توان شرایط مورد نیاز برای پیشگیری از آن را فراهم کرد.

    هدف

    هدف از مطالعه حاضر، تعیین شیوع افسردگی و ناامیدی و رابطه آن بر گرایش به سوءمصرف مواد مخدر در دانش آموزان دبیرستان های شهرستان دیواندره در سال 1397 است.

    روش

    مطالعه حاضر مقطعی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع دبیرستانی شهرستان دیواندره و حجم نمونه مطابق جدول مورگان، 370 نفر برآورد شد. روش نمونه گیری به صورت طبقه بندی و ابزار مورداستفاده شامل پرسشنامه های استاندارد افسردگی و ناامیدی بک و همچنین پرسشنامه گرایش به سوء مصرف مواد است. داده ها توسط t-test، آزمون همبستگی اسپیرمن و کای اسکوئر مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

     در مطالعه حاضر شیوع ناامیدی در مطالعه حاضر 66 درصد بود از سوی دیگر، 265 نفر از دانش آموزان دارای میزان افسردگی کم، 79 نفر دارای میزان افسردگی متوسط و 26 نفر دارای میزان افسردگی زیاد بودند. بین میزان ناامیدی با معدل (P=0.012)، وضعیت اقتصادی خانواده (0/006=P) و سابقه مصرف دخانیات در دانش آموزان (0/001>P) رابطه معناداری وجود دارد. همچنین افسردگی با سن (0/009=P) و جنسیت (0/032=P) رابطه معناداری داشت.

    نتیجه گیری

     یافته ها دلالت بر این دارد که افسردگی و ناامیدی نقش مهمی در کیفیت زندگی و پیش بینی آمادگی به اعتیاد دارند و اینکه دانش آموزان مورد مطالعه، در مجموع نیازمند خدمات بهداشت و روان بیشتری می باشند.

    کلیدواژگان: افسردگی، ناامیدی، گرایش به اعتیاد، دانش آموزان
  • مرتضی امیدیان*، فروزان باغبان زاده، غلامحسین مکتبی صفحات 14-26
    مقدمه

    در رویکرد جدید به مدرسه ترکیبی از نقش های فردی و اجتماعی بر رشد و پیشرفت دانش آموزان در مدرسه اثرگذار است؛ بنابراین در کنار عوامل فردی مانند ویژگی های شخصیتی، هویت تحصیلی و التزام تحصیلی به عواملی مانند جو مدرسه و مهارت حل تعارض بین فردی که بیشتر به بعد اجتماعی مدرسه مربوط می شود، توجه شده است.

    هدف

    هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه جو مدرسه و راهبردهای حل تعارض با هویت و التزام تحصیلی با میانجی گری ویژگی های شخصیتی (وظیفه شناسی) بود.

    روش

    روش پژوهش همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه دوم دوره دوم شهر دزفول در سال تحصیلی 97-96 و نمونه آماری برابر با 300 دانش آموز بود که به روش تصادفی نسبتی مرحله ای انتخاب شدند. داده از طریق پرسشنامه جو مدرسه، پرسشنامه مدیریت تعارض، پرسشنامه ویژگی های شخصیتی (نئو)، پرسشنامه التزام تحصیلی و پرسشنامه هویت تحصیلی جمع آوری گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری مناسب در سطوح توصیفی و تحلیل مسیر استفاده شد.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که تمام مسیرهای مدل فرضی به جز مسیر راهبردهای حل تعارض به هویت و التزام تحصیلی در سطح 0/05P<معنی دار هستند.

    نتیجه گیری

    جو مدرسه بر التزام تحصیلی و هویت تحصیلی اثر مستقیم دارد و راهبردهای حل تعارض از طریق ویژگی شخصیتی وظیفه شناسی به بهبود التزام تحصیلی کمک می کند.

    کلیدواژگان: جو مدرسه، راهبردهای حل تعارض، التزام تحصیلی، هویت تحصیلی، ویژگی های شخصیتی
  • معصومه پروانه*، حسن محمدزاده صفحات 27-40
    مقدمه

    نسبت انگشت دوم به چهارم نشان گری قابل پیش بینی برای تستوسترون پیش از تولد است که با طیف گسترده ای از رفتارهای متفاوت از نظر جنسی ارتباط دارد.

    هدف

    هدف از مطالعه حاضر تمرکز بر 2D:4D و نقش احتمالی آن به عنوان نشانگر زیستی بر توانایی های فضایی در ورزشکاران زن و مرد است.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی بود. نمونه ها به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شدند. نموند پژوهش شامل 40 ورزشکار زن و 40 ورزشکار مرد بود. برای ارزیابی توانایی های فضایی از آزمون چرخش ذهنی (MRT) و توانایی هدف گیری استفاده شد. همچنین در این آزمون از دستگاه ردیابی چشم به منظور بررسی و بازبینی حرکات چشم به هنگام اجرای تکلیف هدف گیری استفاده شد. برای بررسی تستوسترون پیش از تولد از نسبت انگشت دوم به چهارم به وسیله اندازه گیری طول انگشتان توسط متر نواری استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شدند.

    یافته ها

     یافته ها نشان داد بین نسبت انگشت دوم به چهارم و توانایی های فضایی رابطه منفی و معناداری وجود داشت (0/01p<). همچنین بین 2D:4D با شاخص های توجه بینایی در این پژوهش رابط معناداری وجود داشت (0/01 p<).

    نتیجه گیری

    این یافته ها می تواند توضیح دهد که چگونه مردان و زنان هیپر آندروژنیک از اثرات تقویت عملکرد آندروژن ها در ورزش هایی که توانایی های فضایی با عملکرد بهتر ارتباط دارد، سود می برند.

    کلیدواژگان: تستوسترون، توانایی های فضایی، حرکات چشم، تفاوت های جنسی
  • عزت الله قدم پور، پروانه نظرپور صمصامی، بهزاد امرایی، حافظ پادروند*، حسین سوری صفحات 41-54
    مقدمه

    مبتلایان به لکنت مانند سایر افراد مستعد رنج بردن از ترس ها، استرس، نگرانی ها و اضطراب هستند.

    هدف

    هدف از این پژوهش مقایسه انعطاف پذیری شناختی، اجتناب شناختی و ناگویی خلقی در دانش آموزان پسر با و بدون اختلال لکنت زبان مقطع متوسطه شهر تهران است.

    روش

    روش این پژوهش توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 تشکیل دادند. از میان نواحی آموزش و پرورش، ناحیه 18 به صورت تصادفی انتخاب و از بین تمامی مدارس ناحیه آموزشی مذکور، تعداد 30 دانش آموز پسر دارای اختلال لکنت زبان به روش نمونه گیری هدفمند و 30 دانش آموز پسر بدون لکنت زبان به روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان حجم نمونه پژوهش انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال، اجتناب شناختی سکستون و داگاس، ناگویی خلقی تورنتو و شدت لکنت رایلی استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل نشان داد که نمرات میانگین دانش آموزان دارای اختلال لکنت در مقایسه با همتایان عادی در انعطاف پذیری شناختی پایین تر، اما در اجتناب شناختی و ناگویی خلقی بالاتر است (0/05p<).

    نتیجه گیری

     نتایج این پژوهش نشان داد که افراد مبتلا به اختلال لکنت نسبت به همتایان عادی خود در متغیرهای انعطاف پذیری شناختی ضعیف تر و در اجتناب شناختی و ناگویی خلقی نسبت به افراد عادی بالاترند.

    کلیدواژگان: انعطاف پذیری شناختی، اجتناب شناختی، ناگویی خلقی، اختلال لکنت، دانش آموزان
  • فرزاد قادری*، کورش نامداری، شبروز قبادی، مژگان شکرالهی صفحات 55-71
    مقدمه

    شخصیت و سازه های مرتبط با آن همواره به عنوان یکی از زمینه های مطالعاتی حوزه روان شناسی و روان پزشکی مطرح بوده است.

    هدف

    پژوهش حاضر باهدف بررسی روابط ساختاری معنا در زندگی، رشد شخصی، جهت گیری زندگی و خرد با اصالت شخصیت انجام شد.

    روش

    با طرح یک مدل ساختاری فرضی از روابط بین متغیرهای پژوهش، تعداد 166 نفر از دانشجویان دانشگاه اصفهان (85 نفر پسر و 81 نفر دختر) به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاس های معنا در زندگی (MLQ)، جهت گیری زندگی  شی یر و کارور (1985)، اقدام برای رشد شخصی رابیتشک (1998)، مقیاس سه بعدی خرد (آردلت، 2010) و مقیاس شخصیت اصیل وود و همکاران (2008) پاسخ دادند.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد بین مولفه های جهت گیری زندگی، معنا در زندگی، رشد شخصی و خرد با اصالت شخصیت در دانشجویان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نیز نشان داد که خوش بینی، اقدام برای رشد شخصی و خرد رابطه قابل توجهی با اصالت شخصیت دانشجویان دارند. یافته ها از برازندگی مناسب ساختار فرضی متغیرهای پژوهش حمایت کرد و نتایج حاکی از وجود همبستگی معنادار بین مولفه های جهت گیری زندگی، اقدام برای رشد شخصی، اصالت شخصیت و معنا در زندگی بود.

    نتیجه گیری

     پژوهش حاضر علاوه بر تلویحات کاربردی، چارچوب مفیدی را در رابطه با شناسایی مولفه های پیش بینی کننده کسب و رشد اصالت شخصیت در دانشجویان فراهم می کند.

    کلیدواژگان: معنا در زندگی، رشد شخصی، جهت گیری زندگی، خرد، اصالت شخصیت
  • وحید فلاحی*، نیلوفر میکائیلی، اکبر عطادخت، شیرین احمدی صفحات 72-82
    مقدمه

    یکی از مهم ترین مولفه های زندگی دانش آموزان نیاز به پیشرفت است.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خودتنظیمی و ازخودبیگانگی تحصیلی در پیش بینی انگیزه پیشرفت دانش آموزان انجام گرفت.

    روش

    این پژوهش به روش همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره ی متوسطه دوم مدارس دولتی شهرستان پارس آباد که در سال تحصیلی 97-1396 مشغول به تحصیل بودند تشکیل می دادند. از این جامعه نمونه ای به حجم 120 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به پرسشنامه های ازخودبیگانگی تحصیلی، خودتنظیمی بوفارد و پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد.

    یافته ها

     نتایج ضرایب همبستگی نشان داد که انگیزه پیشرفت با نمره کل ازخودبیگانگی و مولفه های احساس بی معنایی و احساس انزوا رابطه منفی و با خودتنظیمی رابطه مثبت و معنی داری دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد 48 درصد از کل واریانس انگیزه پیشرفت به وسیله ازخودبیگانگی تحصیلی و خودتنظیمی تبیین می شود.

    نتیجه گیری

     نتایج این پژوهش نشان می دهد که ازخودبیگانگی تحصیلی و خود تنظیمی می توانند به صورت معنی داری انگیزه پیشرفت دانش آموزان را پیش بینی کنند. بر این اساس پیش بینی انگیزه پیشرفت دانش آموزان از طریق متغیرهایی همچون ازخودبیگانگی و خود تنظیمی، نشان دهنده لزوم توجه به سازه های عمیق و پایدار شخصیت در مداخلات و تحقیقات آینده هست.

    کلیدواژگان: خودتنظیمی، ازخودبیگانگی تحصیلی، انگیزه پیشرفت، دانش آموزان
  • مهدی شریفی، یداله ابوالفتحی ممتاز، طاهر علیزاده، نسیبه زنجری*، ناصح محمدی صفا صفحات 83-95
    مقدمه

    مطالعات نشان داده اند که تمایل نسبت به دریافت خدمات روان شناختی به طور معناداری در دریافت خدمات روانشناختی حرفه ای نقش دارند. بنابراین اندازه گیری تمایل نسبت به خدمات مورد توجه سیاست گذاران و پژوهشگران قرار گرفته است.

    هدف

    با توجه به عدم وجود ابزار مناسب اندازه گیری، پژوهش حاضر به دنبال بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس «نگرش نسبت به دریافت خدمات روان شناختی حرفه ای» در سالمندان ایرانی بود.

    روش

    این پژوهش یک مطالعه مقطعی (توصیفی) از نوع روان سنجی ابزار است. جامعه آماری پژوهش را 200 نفر از افراد 60 ساله و بالاتر ساکن شهر تهران تشکیل دادند. نمونه ‏ها به روش نمونه گیری خوشه ‏ای چندمرحله‏ ای انتخاب گردید. جهت بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس از روایی صوری و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. برای روایی پیش بین مقیاس از ابزار بهزیستی سازمان بهداشت جهانی و برای بررسی پایایی مقیاس از آلفای کرونباخ استفاده شد.

    یافته ها

     روایی صوری ابزار بعد از ارزیابی و اصلاح آن توسط گروه متخصصین مورد تایید قرار گرفت. مقیاس مورد مطالعه همبستگی معنادار و مثبتی با ابزار بهزیستی سازمان بهداشت جهانی داشت (r=0/26). شاخص های برازش مدل مقیاس حاضر نیز در تحلیل عاملی تاییدی مناسب بود (CMIN=2/229، GFI=0/929، CFI=0/943 ،RMSEA=0/079). همچنین ضریب آلفای کرونباخ کل پرسشنامه برابر با 0/84 بود.

    نتیجه گیری

     نتایج پژوهش نشان داد که پرسشنامه مورد بررسی مقیاسی پایا و روا برای سنجش نگرش سالمندان ایرانی نسبت به دریافت خدمات سلامت روان است. بنابراین از مقیاس حاضر می توان در پژوهش های آتی پس از بررسی های بیشتر استفاده کرد.

    کلیدواژگان: ویژگی های روان سنجی، نگرش، خدمات سلامت روان، سالمندان، ایران
  • نگین انباری میبدی*، سجاد بشر پور، سیف الله آقاجانی، الهام بینا صفحات 96-107
    مقدمه

    اختلال دوقطبی، یکی از ناتوان کننده ترین اختلالات در سراسر دنیاست. با توجه به سیر طولانی و تمایل به عود این بیماری مداخلات روان شناختی موثر اهمیت پیدا می کند.

    هدف

    مطالعه ی حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله روانی- آموزشی بر بهبود آسیب ایگو، بازنمایی های انسانی و شاخص های ویژه در بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی انجام شد.

    روش کار

    در این مطالعه شبه آزمایشی دو گروهی (گروه آزمایش و کنترل)، با سنجش در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، 30 بیمار دوقطبی از میان بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی زن و مرد که در زمان حال یا گذشته در بخش اعصاب و روان بیمارستان کوثر شهرستان سمنان بستری بودند، به صورت در دسترس انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی (15= n) و گروه کنترل (15= n) گماشته شدند. بهبود آسیب ایگو، بازنمایی خوب انسانی، بازنمایی ضعیف انسانی و شاخص های ویژه در هر پنج مرحله پیش آزمون، پس آزمون و 3 مرحله پیگیری توسط آزمون رورشاخ سنجیده شد. سپس داده ها با استفاده از روش تحلیل اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند.

    یافته ها

     یافته ها نشان داد مداخله ی روانی- آموزشی گروهی بارسلونا در بهبود آسیب ایگو، روابط ابژه و پردازش فکر، در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی موثر است. به علاوه در کاهش میزان اثربخشی این روش مداخله ای، عامل زمان اثر نداشته است (0/05>P).

    نتیجه گیری

    مداخله ی روانی- آموزشی گروهی بارسلونا باعث بهبود آسیب ایگو، روابط ابژه و پردازش فکر، در بیماران دوقطبی می شود.

    کلیدواژگان: مداخله روانی- آموزشی، آسیب ایگو، بازنمایی انسانی خوب، بازنمایی انسانی ضعیف، شاخص های ویژه، اختلال دوقطبی
  • بهرام پیمان نیا*، لیلا بیطرفان، امین حسینی صفحات 108-117
    مقدمه

    نقایص فرآیندهای شناختی، ویژگی معمول افراد سالمند است و به نظر می رسد هر نقصی در این فرآیندها می تواند بر سایر توانایی ها و رفتارهای دیگر این گروه تاثیر بگذارد.

    هدف

    هدف پژوهش حاضر مقایسه کارکردهای اجرائی و حافظه ی کاذب در دو گروه از سالمندان 60 تا 70 ساله و 71 تا 80 ساله شهر تهران بود.

    روش

    پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی-مقایسه ای است. جامعه ی آماری شامل کلیه افراد بالای 60 سال مراجعه کننده به سازمان امور بازنشستگان شهر تهران در سال 1397 بود که دو گروه 100 نفری از سالمندان 60 تا 70 ساله و 71 تا 80 ساله به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند. برای سنجش از آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین و  آزمون حافظه ی کاذب  استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش آمار توصیفی و مانوا تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که سالمندان گروه 71 تا 80 سال عملکرد ضعیف تری در آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین نسبت به گروه 60 تا 70 سال داشتند. همچنین حافظه ی کاذب در گروه سالمندان 60 تا 70 سال در خرده مقیاس های فراخوانی کاذب و بازشناسی کاذب به طور معناداری پایین تر از افراد گروه 71 تا 80 سال بود.

    نتیجه گیری

     بر اساس یافته های پژوهش کارکردهای اجرائی و حافظه ی کاذب با افزایش سن در سالمندان رو به ضعف می گذارند. بنابراین ارائه ی خدمات توانمندی شناختی جهت ارتقای کارکردهای اجرایی سالمندان اهمیت ویژه ای دارد.

    کلیدواژگان: کارکردهای اجرائی، حافظه، سالمندی
  • مرضیه متقیان*، سهراب عبدی زرین صفحات 118-128
    مقدمه

    روان رنجوری تمایل عمومی به تجربه عواطف منفی تعریف شده است و به عنوان یکی از خصیصه های مهم در حوزه روانشناسی برای پیش بینی رفتار افراد مطرح است.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف پیش بینی روان رنجوری بر اساس سبک های دلبستگی و طرح واره های ناسازگار اولیه در مراجعین مراکز مشاوره شهر قم صورت گرفته است.

    روش

    پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل مراجعین مراکز مشاوره شهر قم در سال 1395 بود. نمونه ای شامل 77 نفر زن و 50  نفر مرد به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه شخصیتی نئو-فرم بلند، پرسشنامه طرحواره یانگ-فرم بلند و پرسشنامه دلبستگی بزرگسال بود. برای بررسی و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل داده ها نشان داد همه طرح واره های ناسازگار اولیه و هر سه سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به صورت معناداری قادر به پیش بینی متغیر روان رنجوری بودند (0/05>P) و (0/01>P). و همچنین بیشترین توانایی پیش بینی روان رنجوری را سه طرح واره رهاشدگی/ بی ثباتی، عدم خویشتن داری/ خود انضباطی ناکافی، منفی گرایی/ بدبینی و دو سبک دلبستگی ایمن و دوسوگرا داشتند.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش، نقش همزمان سبک های دلبستگی و طرح واره های ناسازگار اولیه در پیش بینی روان رنجوری افراد شایان توجه است. بنابراین می توان چنین تبیین کرد که در در جلسات مشاوره با مراجعانی که مشکلات مربوط به روان رنجوری دارند بایستی به مقوله های طرح واره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی آنان هم توجه داشت.

    کلیدواژگان: روان رنجوری، سبک های دلبستگی، طرح واره های ناسازگار اولیه
  • سیدحمیدرضا سیدمحمدی، پروین احتشام زاده*، فریبا حافظی، رضا پاشا، بهنام مکوندی صفحات 129-140
    مقدمه

    اختلال نقص توجه بیش فعالی اختلال عصبی- تحولی است.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی دارودرمانی و توانبخشی شناختی بر حافظه فعال کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی شهر اهواز اجرا گردید.

    روش

    نمونه پژوهش شامل 45 نفر (دو گروه 15 نفره آزمایش و یک گروه 15 نفره کنترل) از دانش آموزان مبتلا به اختلال بیش فعالی بود که به صورت نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. روش پژوهش پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل بود و جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های آزمون فراخنای ارقام مستقیم استفاده شد.

    یافته ها

     برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی بنفرونی و نرم افزار اس پی اس اس استفاده شد. نتایج به دست آمده از تحقیق نشان داد که توانبخشی شناختی تاثیر متفاوتی به نسبت دارودرمانی بر حافظه فعال کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی دارد. به عبارتی دیگر تاثیر توانبخشی شناختی بر حافظه فعال دارای تاثیرات بیشتری نسبت به درمان دارویی است که این تاثیرگذاری در مرحله پیگیری 1/5 ماهه تداوم داشت.

    نتیجه گیری

     بنابراین می توان نتیجه گرفت درمان کودکان دارای نقص توجه- بیش فعالی به وسیله توانبخشی شناختی دارای تاثیرات بیشتر و بهتری برای درمان کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی است.

    کلیدواژگان: داروهای محرک، ارزیابی شناختی، حافظه فعال، کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی
  • فرهاد تنهای رشوانلو*، طلیعه سعیدی رضوانی، حسین کارشکی صفحات 141-155
    مقدمه

    سلامت صرفا به منزله غیاب بیماری نبوده و بهزیستی روانی و اجتماعی را نیز در بر می گیرد. به نظر می رسد بهزیستی روان شناختی و اجتماعی از سبک های فرزندپروری والدین آنها تاثیر می پذیرد.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی همبستگی کانونی ادراکات والدینی با بهزیستی روان شناختی و اجتماعی در دانشجویان انجام شد.

    روش

    طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی -همبستگی بود. جامعه آماری آن را دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه پیام نور مشهد در ترم پاییز 1397 تشکیل دادند. تعداد 210 نفر از این دانشجویان با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و مقیاس های ادراکات والدینی (رابینز، 1994)، بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989) و بهزیستی اجتماعی (کیز، 1998) را تکمیل کردند. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و همبستگی کانونی و با نرم افزار 25SPSS. تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که میان ادراکات والدینی و بهزیستی روانشناختی و اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. واریانس مشترک ادراکات والدینی و بهزیستی روانشناختی و اجتماعی 34 درصد بود.

    نتیجه گیری

     بر این اساس به نظر می رسد رفتار گرم و صمیمانه و توام با محبت پدر و مادر نسبت به فرزندان می تواند تاثیرات نسبتا پایداری بر سلامت روانی آنان بر جای بگذارد.

    کلیدواژگان: بهزیستی، فرزندپروری، دانشجویان
|
  • Karo Servatyari, Fayegh Yousefi, Pooya Valizadeh Ardalan, Mohammad Aziz Rasouli, Saed Hosseini, Mehdi Ghaderi, Hero Yazdan Panah, Nabi Mardani* Pages 1-13
    Introduction

    Depression is one of the most common psychiatric disorders in the general population, which disappointment is the main cause of it, and can lead to addiction. Therefore, by identifying all affecting factors and, all conditions needed to prevent addiction can be provided.

    Aim

    The purpose of the present study was to determine the prevalence of depression and disappointment and their relationship with Substance addiction tendency among high school students in Divandareh city in 2018.

    Method

    This is a cross-sectional study. All high school students in Divandareh city included in this study. The sample size was 370 people according to the Morgan table. The sampling method was stratified and the tools were the Beck standard Depression and disappointment Questionnaires and the substance abuse questionnaire. Exclusion criteria included disinclination to participate in the study or incorrect completion of the questionnaires. Data were analyzed by T-test, Spearman correlation and Chi-square tests.

    Results

    370 students were included in this study. The prevalence of disappointment in the study was 66%, On the other hand 265 of students had low depression, 79 had moderate depression and 26 students had high levels of depression. There was a significant relationship among disappointment and GPA (P=0.012), economic status (P=0.006) and smoking history in students (P<0.001). Also depression had a significant relationship with age (P=0.009) and gender (P=0.032) as well.

    Conclusion

    Depression and disappointment play an important role in quality of life and predict addiction tending in adolescents. And that students studied need more mental health services overall.

    Keywords: Depression, Disappointment, Addiction tendency, Students
  • Morteza Omidian*, Foruzan Bagheban Zade, Gholam Hossein Maktabi Pages 14-26
    Introduction

    The new approach to school is that the combination of individual and social roles affect the growth and progress of students at school. Thus, along with individual factors such as personality traits, academic identity, and academic engagement, attention has been paid to factors such as the school climate and the interpersonal conflict resolution skill that is more closely related to the social dimension of the school.

    Aim

    The aim of this study was to investigate the relationship between school climate and conflict resolution strategies with academic identity which is mediated by personality traits (conscientiousness).

    Method

    The research method was correlation and path analysis. The statistical population of this study included all second grade female students of Dezful city in the academic year of 96-97 and a sample of 300 students were selected by stratified random sampling method. The data were collected through a school climate questionnaire, conflict management questionnaire, personality trait questionnaire (NEO), educational engagement questionnaire and educational identity questionnaire. Data were analyzed by descriptive and path analysis statistic methods.

    Results

    The results showed that all the impacts of the hypothesized model, except the conflict resolution strategies, were significant on identity and academic engagement (P<0.05).

    Conclusion

    The school has a direct impact on academic commitment and academic identity, and conflict resolution strategies help to improve academic engagement through a personality trait.

    Keywords: School climate, Conflict resolution strategies, Academic engagement, Academic identity, Personality traits
  • Masoomeh Parvaneh*, Hassan Mohamadzadeh Pages 27-40
    Introduction

    The 2D: 4D ratio is a predictable marker for prenatal testosterone, associated with a wide range of different sexual behaviors.

    Aim

    The purpose of the present study is to focus on 2D: 4D and its possible role as a biological marker that affects spatial abilities in male and female athletes.

    Method

    The present study was descriptive-correlational. Samples were selected in form random available. The sample consisted of 40 female athletes and 40 male athletes. To evaluate spatial abilities, the mental rotation test (MRT) and targeting ability were used. Also in this test were used of eye tracking device for the purpose of reviewing eye movements during task performance targets. To test the pre-natal testosterone, the ratio of the second to fourth finger was measured by measuring the length of the fingers by tape measure. Data were analyzed using Pearson correlation coefficient.

    Results

    The findings showed that there was a negative and significant relationship between the second to fourth finger ratio and spatial abilities (p<0.01). Also, there was a significant relationship between 2D:4D and visual attention indices in this study (p <0.01).

    Conclusion

    The findings could explain how men and women Hyperandrogenic benefit from the effects of enhancing the function of androgens in sports that spatial abilities associated with better performance.

    Keywords: Testosterone, Spatial abilities, Eye movements, Sexual differences
  • Ezatollah Ghadampour, Parvaneh Nazarpor Samsami, Behzad Amraei, Hafez Padervand*, Hosein Soore Pages 41-54
    Introduction

    People with stutter, like other people, are prone to suffering from fears, stress, anxiety and anxiety.

    Aim

    The purpose of this study was to compare cognitive flexibility, cognitive avoidance and mood in male students with and without stuttering in high school language in Tehran.

    Method

    The method of this research is comparative causative research. The statistical population of this study was all male high school students in Tehran during the academic year of 2017-18. Out of the education districts, District 18 was randomly selected from among all schools in the educational area, a sample of 30 male students with stuttering disorder was selected through stratified sampling and 30 students without stuttering by cluster sampling as sample size. In order to collect the research data, Dennis and Vander Wall Cognitive Flexibility Inventory, Sexton and Dugas Cognitive Avoidance Questionnaire, Toronto mood nougat and Riley Stutter severity were used.

    Results

    The results of the analysis of the research data showed that the mean scores of stuttering students in comparison with normal students in cognitive flexibility were lower, but in cognitive avoidance and alexithymia were upper (p<0.05).

    Conclusion

    The results of this study showed that people with stuttering disorder are weaker in cognitive flexibility variables than in their normal students, and in cognitive avoidance and alexithymia compared to normal students.

    Keywords: Cognitive flexibility, Cognitive avoidance, Alexithymia, Stutter disorder, Students
  • Farzad Ghaderi*, Koroush Namdari, Shabrooz Ghobadi, Mozhgan Shokroolahi Pages 55-71
    Introduction

    Personality and related structures have been considered as one of the fields of study in psychology and psychiatry.

    Aim

    The purpose of this study was to investigate structural relationships of Meaning in life, Personal Growth Initiative, Life orientation and wisdom with authentic personality in college students.

    Method

    In a hypothetical structural model of relationships between research variables, 166 students (85 boys and 81 girls) of University of Isfahan were selected by available sampling. They were evaluated with Meaning in Life, Life Orientation (Scheier and Carver, 1985), Personal Growth Initiative (Robitschek, 1998), Three-Dimensional Wisdom (Ardelt, 2003) and Authenticity personality Scales (Wood et al, 2008).

    Results

    The results showed that there is a positive and significant relationship between life orientation, meaning in life, Personal Growth Initiative and wisdom with authentic personality in students. The results of structural equation modeling also showed that optimism, Personal Growth Initiative and wisdom have a significant relationship with authentic personality of students. The evaluation of hypothetical model with fit indexes demonstrated that the hypothetical model fits the measurement model. The results showed a significant correlation between the orientation of life, Personal Growth Initiative, the authentic personality and meaning in life.

    Conclusion

    The findings of the present study, in addition to practical implications, has provide a useful framework for identifying the components that affect the formation and development of authentic personality in students.

    Keywords: Meaning in life, Personal growth initiative, Life orientation, Wisdom, Authentic personality
  • Vahid Fallahi*, Niloofar Mikaeli, Akbar Atadokht, Shirin Ahmadi Pages 72-82
    Introduction

    One of the most important components of the life of students is the need for progress.

    Aim

    This study aimed to study the role of self-regulation and alienation in predicting students' motivation was.

    Method

    This study was correlational The study population included all high school boys and girls schools Pars Abad city administration were studying in the academic year comprised 2017. One hundred and Twenty students were selected from this population through multistage random cluster sampling and they were asked to respond to Questionnaires of self-regulation, alienation academic and achievement motivation. Data were analyzed using Pearson’s correlation and multivariate regression tests.

    Results

    Results showed that Achievement motivation total score of alienation, components of the sense of meaninglessness and disability, isolation negative relationship with self-regulation has a significant positive relationship. Regression analysis also showed that Regression analysis also showed that 48 percent of the variance in student achievement motivation by elements of alienation and self-determination.

    Conclusion

    The study shows that self-regulation and alienation educational ability to predict achievement motivation as significant. Accordingly, predicting the motivation for student progress through variables such as self-alienation and self-regulation, indicates the need to pay attention to deep and sustained personality structures in future interventions and researches.

    Keywords: Self-regulation, Alienation educational, Achievement motivation, Students
  • Mehdi Sharifi, Yadollah Abolfathi Momtaz, Taher Alizadeh, Nasibeh Zanjari*, Naseh Mohammadi Safa Pages 83-95
    Introduction

    Studies show that attitude toward seeking psychological help significantly contributes to the receiving professional psychological services. Thus, measuring the attitude toward these services has been imperative for researchers and policymakers.

    Aim

    Regarding the lack of a proper scale, the purpose of this study was to examine the psychometric properties of the attitudes toward receiving professional psychological services scale-short form (ATSPPH-S) among the Iranian older adults.

    Method

    This cross-sectional (descriptive) study using a multistage cluster sampling technique was conducted on a sample of 200 community-dwelling people aged 60 years and above in Tehran city. Psychometric evaluation of ATSPPH-S was assessed through face validity and confirmatory factor analysis. The WHO well-being scale (WHO-5) was employed for predictive validity. Moreover, internal consistency reliability was examined by Cronbach's alpha.

    Results

    Face validity of the scale was accepted by the expert panel after reviewing and revising. The scale had a significant and positive correlation with WHO-5(r=0.26). The CFA revealed that the ATSPPH-S structure was a valid model (CMIN = 2.229, GFI = 0.929, CFI = 0.943, RMSEA = 0.079). The ATSPPH-S Cronbach's alpha was 0.84.

    Conclusion

    The results showed ATSPPH-S is a valid and reliable scale for measuring attitude toward receiving mental health services among Iranian older adults. Therefore, the ATSPPH-S can be used in future research after more consideration.

    Keywords: Psychometric, Attitude, Mental health services, Older adults, Iran
  • Negin Anbari Meybodi*, Sajjad Basharpoor, Seifollah Aghajani, Elham Bina Pages 96-107
    Introduction

    Bipolar disorder is one of the most problematic disorders around the world. According to the long course and the tendency to relapse into this disease, effective psychological interventions are important.

    Aim

    The present study was carried out with the aim of investigating the effectiveness of psycho-educational intervention on improving Ego impairment, human representation, and special indices in patients with bipolar disorder.

    Method

    In this quasi-experimental tow-group study (experimentation and control group), with measurements in pre-test, post-test and follow-up, 30 bipolar patients were selected from patients with bipolar disorder that were hospitalized in the present or past in the Kowsar psychiatric hospital in Semnan. They were randomly assigned to experimental group (n=15) and control group (N=15). Improvement of Ego impairement, poor human representation, good human representation and special indices were tested in every five stages of the pre-test, post-test and 3 follow - up phases by Rorschach test. Then the data were analyzed using repeated measures designs.

    Results

    The findings indicated that Barcelona psycho-educational intervention is effective in improving Ego impairment, object relationships and thought process in patients with bipolar disorder. In addition, in reducing the effectiveness of this intervention method, the time factor is not affected (p< 0.05).

    Conclusion

    The Barcelona psycho-educational intervention caused to improving Ego impairment, object relationships and thought process in patients with bipolar disorder.

    Keywords: Psycho-educational intervention, Ego imparement, Good human representation, Poor human representation, Special indicators, Bipolar disorder
  • Bahram Peymannia*, Leila Bitarafan, Amin Hosseini Pages 108-117
    Introduction

    Cognitive impairment is a common feature in the elderly and seems to affect other abilities and behaviors of this group.

    Aim

    The present study aimed at comparing the executive functions and false memory in two age groups of 60-70 years and 71-80 years in Tehran.

    Method

    This is a causal-comparative descriptive study. The statistical population consisted of all the people above 60 years old attending the Retirement Organization of Tehran in 2018. Two groups of 100 participants were selected for the 60-70-year and 71-80-year groups through the convenience sampling method. The Wisconsin Card Sorting Test (WCST) and the false memory test were used for data collection. The obtained data was analyzed using descriptive statistics and MANOVA.

    Results

    The results showed that the elderly in the 71-80-year group had poorer performance in WCST than the 60-70-year group. In addition, the false recall and false recognition subscales of false memory were significantly lower in the 60-70-year group than the 71-80-year group.

    Conclusion

    According to the findings of the present study, executive functions and false memory decrease in the elderly with aging. Therefore, it is very important to provide cognitive empowerment services to enhance the executive functions of the elderly.

    Keywords: Executive functions, Memory, Elderly
  • Marzie Motaghian*, Sohrab Abdi Zarrin Pages 118-128
    Introduction

    Neuroticism is defined as a general tendency to experience negative feelings. This factor is very important in psychology to predict of people’s behavior.

    Aim

    The peresent study aimed at Predicting neuroticism based on attachment styles and early maladaptive schemas in clients of counseling centers in the City of Qom.

    Method

    This is a descriptive correlational study. The statistical population included all patients of counseling centers in Qom in 1395. A sample of 77 women and 50 men were randomly selected. Measurement tools included NEO Personality Inventory (NEO long form, NEO-PI-R), the Young Schema Questionnaire (long-form third edition of 232 questions) and Adult Attachment Inventory (AAI). To analyze the data, Pearson correlation coefficient and multiple regression were used.

    Results

    The results showed that the entire early maladaptive schemas and all three attachment styles (secure, avoidant, ambivalent) could significantly predict neuroticism of clients of counseling centers (P˂0.05), (P˂0.01). Although all early maladaptive schemas and all three attachment was negatively correlated with neuroticism, and also three schmas namely abandonment/instability, insufficient self-control/ self-discipline, and negativity/ pessimism and two attachment styles that are secure and ambivalent predicted neuroticism more accurately.

    Conclusion

    Results revealed that the simultaneous role of attachment styles and early maladaptive schemas is significant in the Prediction of neuroticism. They imply that in counseling sessions with patients who suffer from neuroticisim, the counsellor must take into consideration the early maladaptive schemas and attachment styles.

    Keywords: Neuroticism, Attachment styles, Early maladaptive schemas
  • Seyedhamidreza Seyedmohammadi, Parvin Ehteshamzadeh*, Fariba Hafezi, Reza Pasha, Behnam Makvandi Pages 129-140
    Introduction

    Hyperactivity Disorder is a neurodevelopmental disorder.

    Aim

    The purpose of this study was to compare the effectiveness of curative drug therapy and cognitive rehabilitation on the active memory of children with attention deficit hyperactivity disorder in Ahvaz city.

    Method

    The sample consisted of 45 from students with ADHD (two groups of 15 experimental and one control group of 15) who were selected by multi-stage random sampling. The research method was pre-test, post-test, and follow-up with the control group. For collecting data, questionnaires were used to test the prevalence of direct cultivars.

    Results

    For analyzing the data, covariance analysis, Bonferron's post the pursuittest and SPSS software were used. The results of the study showed that cognitive rehabilitation has a different effect on the active memory of children with attention deficit hyperactivity disorder in relation to drug therapy. In other words, the effect of cognitive rehabilitation on active memory was more effective than drug therapy, which has been continued in the follow-up phase of 1.5 months.

    Conclusion

    Therefore, it can be concluded that the treatment of children with attention deficit hyperactivity disorder by cognitive rehab has more and better effects for the treatment of chidren with attention deficit hyperactivity disorder.

    Keywords: Stimulants drugs, Cognitive assessment, Active memory, Children with hyperactivity disorder
  • Farhad Tanhaye Reshvanloo*, Talieh Saeidi Rezvani, Hossein Kareshki Pages 141-155
    Introduction

    Health is not merely the absence of illness and it includes psychological and social well-being. Psychological and social well-being seems to be influenced by parental parenting styles.

    Aim

    The purpose of this study was to investigate the canonical correlation between parental perceptions with psychological and social well-being of students.

    Method

    The design of this study was descriptive-correlation and statistical community consisted of undergraduate students of Payame Noor University of Mashhad in fall semester of 2018. The sample size was 235 students was selected using multistage random sampling and completed Perceptions of Parents Styles (Robbins, 1994), psychological well-being (Ryff, 1989) and social well-being (Keyes, 1998) questionnaires. Data were analyzed by Pearson Correlation Coefficient and Canonical Correlation and SPSS.25 software.

    Results

    The results showed that there is a significant relationship between parenting styles and psychological and social well-being. The common variance of parenting styles and psychological and social well-being was 34%.

    Conclusion

    Hence, it seems that warm and friendly behavior along with parents' affection toward children can have sustainable impacts on children's mental health.

    Keywords: Well-being, Parenting, Students