فهرست مطالب

پرستاری ایران - پیاپی 119 (شهریور 1398)
  • پیاپی 119 (شهریور 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • عباسعلی شیخی، علی نویدیان، رقیه کیخا، نسرین رضایی* صفحات 1-11
    زمینه و هدف

    فرایند سالمندی با تغییرات جسمانی، روانی و اجتماعی همراه است و این سبب می شود که سالمندان شادی و نشاط خویش را از دست بدهند. از آنجا که کاهش شادکامی از تبعات سالمندی است، این مطالعه با هدف تاثیر خاطره گویی بر شادکامی سالمندان بازنشسته انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه نیمه تجربی است که در زمستان 1397 انجام شد. نمونه ها 90 مرد بازنشسته بالای 60 سال بازنشسته ارتش بودند. نمونه گیری به شیوه در دسترس انجام شد، نمونه ها به روش تخصیص تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرارگرفتند. خاطره گویی به مدت شش جلسه گروهی دو بار در هفته برای گروه مداخله در کانون بازنشستگان ارتش شهر زاهدان انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها فرم اطلاعات فردی و پرسشنامه شادکامی Oxford بود. تجزیه و تحلیل داده ها با کمک آمار توصیقی و استنباطی توسط نرم افزار  SPSSنسخه 21 صورت گرفت.

    یافته ها

     میانگین نمره شادکامی سالمندان در گروه مداخله از 51/3 ± 82/48 قبل از خاطره گویی به 14/6 ± 51/56 پس از آن افزایش یافت و در گروه کنترل از 99/6 ± 66/47 قبل از خاطره گویی به 96/7 ± 68/49 پس از آن تغییر یافت. میانگین نمره شادکامی پس از خاطره گویی در دو گروه مداخله و کنترل تفاوت معنی داری داشت (001/0>P).

    نتیجه گیری کلی

     این مطالعه نشان داد خاطره گویی به صورت گروهی می تواند سبب ارتقاء شادکامی در سالمندان شود. از آنجایی که خاطره گویی مداخله ای جذاب، ساده و کم هزینه است می توان از آن در کاهش نگرانی ها و اضطراب سالمندان استفاده کرد. پیشنهاد می شود از این مداخله در مراکز نگهداری از سالمندان و بخش سالمندان برای ایجاد جوی مفرح استفاده شود.

    کلیدواژگان: خاطره گویی، شادکامی، سالمند، بازنشستگی
  • حدیث فاتحی پولادی، مهناز اکبری کامرانی*، مژگان جوادنوری، ملیحه فرید صفحات 12-23
    زمینه و هدف

    خانواده، به ویژه مادران نقش موثری در تربیت جنسی کودکان دارند، لذا توجیه ضرورت تربیت جنسی کودک توسط والدین امری لازم است. هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش گروهی بر آگاهی، نگرش و مشارکت مادران در آموزش جنسی کودکان پیش دبستانی است.

    روش بررسی

    این مطالعه از نوع کارآزمایی تصادفی کنترل شده موازی است که در فاصله ی زمانی اردیبهشت تا شهریور سال 1397بر روی 58 مادر دارای کودک 3 تا 7 سال شاغل در دانشگاه علوم پزشکی البرز انجام گرفته است. نمونه ها با تخصیص تصادفی به روش ساده از نوع قرعه کشی در دو گروه مداخله و کنترل قرارگرفتند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه جمعیت شناختی و پرسشنامه محقق ساخته شامل سه بخش آگاهی، نگرش و مشارکت مادران درآموزش جنسی کودکان بود. گروه مداخله آموزش گروهی را در سه جلسه 90 دقیقه ای به همراه کتابچه ی آموزشی دریافت کردند. شرکت کنندگان قبل از مداخله و یک ماه پس آن پرسشنامه را تکمیل نمودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS  نسخه 19انجام شد.

    یافته ها

     نتایج حاصل از آزمون من ویتنی نشان داد میانگین نمره ی آگاهی مادران در آموزش جنسی در دو گروه مداخله و کنترل بعد از آموزش از لحاظ آماری تفاوت معنی داری دارد (007/0  .(P =همچنین نتایج حاصل از آزمون تی مستقل نشان داد که میانگین نمره ی نگرش مادران در دو گروه مداخله و کنترل بعد ازآموزش از لحاظ آماری تفاوت معنی داری دارد (007/0  .(P =نتایج آزمون تی زوجی نیز نشان داد در گروه مداخله میانگین نمره ی مشارکت مادران پس از آموزش اختلاف معنی داری با نمره میانگین پیش از آموزش دارد. بدین ترتیب که میانگین نمره ی مشارکت مادران پس از آموزش افزایش یافته است (0001/0= P و 440/8t=).

    نتیجه گیری کلی

     با توجه به نتایج مطالعه حاضر، مادران پس از آموزش در مواجهه با تربیت جنسی کودک مشارکت بیشتری را گزارش نمودند. برگزاری جلسات و کارگاه های آموزشی و مشاوره ای ویژه والدین، مربیان و مراقبین کودکان در مراکز نگهداری کودک، پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، مشارکت، مادران، کودک پیش دبستانی، آموزش جنسی
  • طاهره نجفی قزلجه، عطیه قاسمی*، محبوبه رسولی، محمد گرک یراقی صفحات 24-37
    زمینه و هدف

    نارسایی قلبی یکی از شایع ترین بیماری های مزمن در کشورهای در حال توسعه است. یکی از علل مهم نارسایی قلبی بیماری دیابت نوع دو می باشد. از مهم ترین روش های کنترل این دو بیماری مشارکت فعالانه فرد بیمار در مراقبت از خود است. هر چند زمانی که نارسایی قلبی و دیابت با یکدیگر همراه شوند، رفتارهای خودمراقبتی بسیار پیچیده و مشکل خواهد شد. از این رو، شناسایی عوامل مرتبط با رفتارهای خودمراقبتی حائز اهمیت می باشد. در نتیجه هدف از این مطالعه تعیین ارتباط رفتارهای خودمراقبتی با اضطراب، حمایت خانواده و وضعیت ناخوشی در افراد مبتلا به نارسایی قلبی دارای دیابت نوع دو بود.

    روش بررسی

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی- همبستگی می باشد که در سال 1397 بر روی 158 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی دارای دیابت نوع دو که به بیمارستان چمران اصفهان مراجعه کرده بودند، انجام شد. این نمونه ها به روش مستمر انتخاب شده بودند. در این مطالعه داده ها با استفاده از پرسشنامه های اروپایی رفتارهای خودمراقبتی در نارسایی قلبی، بیماری های همراه Charlson، وضعیت عملکرد شناختی، حمایت اجتماعی (مقیاس خانواده)، اضطراب Spielberger و اطلاعات جمعیت شناختی جمع آوری شد. سپس داده ها با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی، درصد فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و همچنین آمار استنباطی (تی تست و آنالیز واریانس) در نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شدند.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که بیشتر نمونه ها (6/88 درصد) رفتار خودمراقبتی در سطح متوسط داشتند و میانگین و انحراف معیار آن به ترتیب 76/4 ± 37/38 به دست آمد. در این مطالعه بین هیچ کدام یک از عوامل جمعیت شناختی، بیماری، وضعیت عملکرد شناختی، حمایت خانوادگی و اضطراب با رفتارهای خودمراقبتی ارتباط معنی داری یافت نشد (05/0P>).

    نتیجه گیری کلی

    با توجه به یافته ها، مطالعات همچنان باید بر روی عوامل مرتبط با رفتارهای خودمراقبتی ادامه یابد تا از این طریق در سبک زندگی مبتلایان به نارسایی قلبی دارای دیابت نوع دو تغییراتی رخ دهد تا این دو بیماری به نحوی مناسب کنترل شوند و از عوارض ناشی از آن ها پیشگیری شود.

    کلیدواژگان: خودمراقبتی، نارسایی قلبی، دیابت نوع دو، اضطراب، حمایت
  • حسین محمدی، فریده باستانی* صفحات 38-47
    زمینه و هدف

    بی اختیاری ادراری، یکی از شایع ترین مشکلات جسمی دوران سالمندی است که کیفیت زندگی و سلامت روان سالمندان را تحت تاثیر قرار می دهد و موجب استرس و فشارهای روحی روانی می گردد. میزان استرس بالا می تواند در به کارگیری مهارت های مقابله ای، خودکارآمدی و خودمراقبتی فرد بیمار و هم چنین فعالیت های روزمره زندگی نقش مهمی ایفا کند. پژوهش حاضر با هدف تعیین استرس درک شده و عوامل مرتبط با آن در سالمندان مبتلا به بی اختیاری ادراری در سال 1396 انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه یک پژوهش مقطعی از نوع همبستگی علی است که 125 سالمند 60 تا 74 سال مبتلا به بی اختیاری ادراری که در سال 1396 به مرکز آموزشی درمانی هاشمی نژاد تهران مراجعه کرده بودند، در آن شرکت داشتند. نمونه گیری به روش در دسترس انجام گردید. ابزار گردآوری داده ها شامل فرم کوتاه شده ی آزمون شناختی (AMT)، فرم مشخصات جمعیت شناختی، پرسشنامه استرس درک شده Cohen با روایی و پایایی قابل قبول بود که داده ها طی سه ماه به صورت مصاحبه حضوری (هر یک در مدت زمان حدود 15 الی20 دقیقه) تکمیل شدند. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی و آزمون شفه در نرم افزار SPSS  نسخه 16 در سطح معنی داری (05/0P<) تحلیل شدند.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که میانگین سنی سالمندان شرکت کننده در این مطالعه 66/2 ± 92/63 بود که 6/53 درصد زن و 4/46 درصد مرد بودند. در توصیف نمونه های پژوهش، نزدیک به نیمی از سالمندان مورد مطالعه (2/43%) دارای استرس درک شده بالایی بودند. بین متغیر استرس درک شده با سن، تحصیلات، وضعیت تاهل، وضعیت اقتصادی و مدت ابتلا به بی اختیاری ادراری ارتباط معنی دار وجود داشت (05/0>P).

    نتیجه گیری کلی

    با توجه به این که استرس درک شده می تواند فعالیت های روزانه زندگی سالمند را تحت الشعاع قرار دهد، برنامه ریزی در راستای تدوین مداخلات مراقبتی پرستاری سالمندی جامعه نگر و انجام راهکارهای آموزشی- مشاوره ای به منظور کنترل و مدیریت استرس و نیز ارائه مراقبت های فرجه ای و حمایت های خانوادگی و اجتماعی در جهت افزایش ظرفیت های عملکردی در سالمندان مبتلا به بی اختیاری ادراری توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: استرس درک شده، سالمند، بی اختیاری ادراری
  • اکرم سلامت، ژاله محمدعلیها، مرجان مردانی حموله*، اسماعیل محمدنژاد، شیما حقانی صفحات 48-58
    زمینه و هدف

    فرهنگ ایمنی بیمار، یکی از عناصر کلیدی جهت بهبود ایمنی بیمار در نظام سلامت و هم چنین، یکی از اجزای مهم در تامین کیفیت مراقبت های پرستاری است. هدف این مطالعه تعیین فرهنگ ایمنی بیمار از دیدگاه پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژه بود.

    روش بررسی

    این پژوهش توصیفی- مقطعی در سال 1398 انجام شد. حجم نمونه 200 نفر از پرستاران شاغل در بخش های ICU و CCU از چهار بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی تهران و ایران بودند که به شیوه طبقه ای با تخصیص متناسب انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، فرم اطلاعات فردی و پرسشنامه روا و پایا شده فرهنگ ایمنی بیمار بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.

    یافته ها

     میانگین نمره فرهنگ ایمنی بیمار از دیدگاه پرستاران 98/10 ± 33/144 به دست آمد. بیش ترین درصد پاسخ های مثبت پرستاران درباره فرهنگ ایمنی بیمار، مربوط به بعد پاسخ غیرتنبیهی در قبال رویدادها (5/67 درصد) بود و کم ترین درصد فرهنگ ایمنی در بعد عملکرد و انتظارات سوپروایزر/مدیر در رابطه با ارتقای ایمنی (28 درصد) بود. 60 درصد از پرستاران نیز اعلام نمودند وقایع اتفاق افتاده در یک سال گذشته را گزارش نکردند. از نظر وضعیت رعایت ایمنی بیمار، بیشتر پرستاران (63 درصد)، بیمارستان محل خدمتشان را از نظر رعایت ایمنی بیمار در وضعیت قابل قبول توصیف نمودند. از میان مشخصات فردی، طبق آزمون تی مستقل، متغیر جنس با فرهنگ ایمنی بیمار ارتباط معنی دار آماری داشت (013/0P=).

    نتیجه گیری کلی

     با توجه به نتایح این مطالعه، به منظور بهبود فرهنگ ایمنی بیمار، شناخت جامعی از عملکرد و انتظارات مدیران پرستاری در رابطه با ارتقای ایمنی بیمار در بیمارستان ها، ضروری است. به علاوه، پیشنهاد می گردد مدیران پرستاری و مدیران بیمارستان ها، عناصر دخیل در فرهنگ ایمنی بیمار را شناسایی کرده و جوی حمایتی در سازمان به وجود آورند تا پرستاران خطاهای خود را گزارش دهند.

    کلیدواژگان: فرهنگ ایمنی بیمار، بخش مراقبت ویژه، پرستار
  • طیبه قرایی، لیلا امیری فراهانی*، شیما حقانی، سیده بتول حسن پور ازغدی صفحات 59-69
    زمینه و هدف

    مادربزرگ ها افراد کلیدی برای موفقیت در شیردهی هستند. نگرش شیردهی مثبت مادربزرگ یکی از عوامل تاثیرگذار بر مدت شیردهی مادر می باشد. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر آموزش مادربزرگ ها بر نگرش آنها نسبت به شیردهی انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است که بر روی 64 مادربزرگ مادری مراجعه کننده به بیمارستان امیرالمومنین (ع) تهران در سال 1397 انجام شد. مادربزرگ های مادری واجد معیارهای ورود، به روش نمونه گیری مستمر تا زمان تکمیل حجم نمونه انتخاب شدند. افراد به صورت هفتگی به دو گروه مداخله (32=n) و کنترل (32=n) تخصیص یافتند. در گروه مداخله، مادربزرگ های مادری نوزاد به همراه دختران نخست زای خود در دو جلسه یک ساعته آموزش شیردهی در بارداری (34-31 هفته) و (37-35 هفته) شرکت داشتند. در گروه کنترل، مادربزرگ های مادری آموزشی دریافت نکردند و محتوای آموزشی بعد پایان دو جلسه آموزشی به ایشان تحویل داده شد. مقیاس نگرش شیردهی (Iowa Infant Feeding Attitude Scale) قبل و بلافاصله بعد از آموزش در دو گروه تکمیل شد. داده ها با آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.

    یافته ها

     آزمون آماری تی مستقل، تفاوت آماری معنی داری در میانگین نمره نگرش شیردهی در زمان قبل مداخله بین دو گروه کنترل و مداخله نشان نداد. هرچند، تفاوت آماری معنی داری در میانگین نمره نگرش شیردهی بلافاصله بعد مداخله بین دو گروه کنترل (53/7 ± 12/60) و مداخله (36/1 ± 21/74) وجود داشت (001/0>P). به طوری که میانگین نمره کسب شده در گروه مداخله بیشتر از گروه کنترل بود. به عبارت دیگر آموزش مادربزرگ ها باعث افزایش معنی دار نمره نگرش شیردهی در گروه مداخله شد.

    نتیجه گیری کلی

     یافته ها نشان داد که آموزش شیردهی به مادربزرگ ها بر بهبود نگرش آنها نسبت به شیردهی موثر است. با توجه به نتایج مطالعه، حضور مادربزرگ ها در کلاس های آموزش شیردهی در بهبود نگرش آنها نسبت به شیرمادر و ارتقاء تغذیه انحصاری با شیر مادر می تواند موثر باشد.

    کلیدواژگان: آموزش شیردهی، مادربزرگ، نگرش و شیردهی
  • لطیفه شیرکوند، فاطمه علایی کرهرودی*، جمیله محتشمی، عرفان قاسمی صفحات 70-79
    زمینه و هدف

    یکی از مشکلات شایع که کارکنان درمان با آن مواجهند، تبعیت نکردن از درمان در مبتلایان به بیماری های مزمن، بویژه در سنین نوجوانی و بلوغ است. مطالعه حاضر به منظور تعیین تاثیر آموزش سبک های مقابله ای بر تبعیت از درمان در نوجوانان مبتلا به بیماری های مادرزادی قلب انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه تجربی با طراحی پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل در سال 1397 انجام شد. 70 نوجوان 19-9 ساله مبتلا به بیماری های مادرزادی قلبی از بیمارستان قلب شهید رجایی و به روش مستمر انتخاب شدند و به صورت تصادفی ساده به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. نوجوانان گروه مداخله، علاوه بر مراقبت های رایج، آموزش سبک های مقابله با استرس را با استفاده از محتوای آموزشی دریافت نمودند و داده ها با استفاده از پرسشنامه سبک های مقابله ای Lazarus و Folkmn شامل استرس و راه های مقابله با آن، جمع آوری شد و برای گروه کنترل نیز آموزش های معمول درون بخش انجام شد. تحلیل داده ها با آزمون های آماری تی مستقل، تی زوجی، کای اسکوئر و دقیق فیشر در نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام گردید.

    یافته ها

    براساس نتایج آزمون تی مستقل، میانگین نمره تبعیت از درمان پس از مداخله در دو گروه تفاوت معنی دار آماری داشته و در گروه مداخله بالاتر بود (002/0P=). همچنین میانگین نمره تبعیت از درمان قبل و بعد از آموزش در گروه مداخله تفاوت معنی دار آماری داشت (001/0<P).

    نتیجه گیری کلی

     براساس نتایج این مطالعه مبنی بر تاثیر آموزش سبک های مقابله ای با استرس بر ارتقای تبعیت از درمان نوجوانان با بیماری مادرزادی قلب، پیشنهاد می شود مراقبین سلامت در جهت بهبود تبعیت از درمان در نوجوانان مبتلا به بیماری های مادرزادی قلبی، در برنامه های آموزشی و مشاوره ای، آموزش سبک های مقابله ای را نیز در نظر بگیرند.

    کلیدواژگان: آموزش، بیماری های مادرزادی قلبی، نوجوانان، سبک های مقابله ای، تبعیت از درمان
  • مهناز سیدالشهدایی، مینا احمدی*، حمید حقانی صفحات 80-90
    زمینه و هدف

    بستری شدن یکی از اعضای خانواده در بیمارستان به ویژه در بخش اورژانس باعث ایجاد اضطراب و مشکلات روحی و روانی در دیگر اعضای خانوده می شود. نحوه تعامل پرستاران با بیمار و همراهان ایشان می تواند نقش مهمی در کنترل و مدیریت اضطراب آنان داشته باشد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط اضطراب عضو خانواده بیماران مراجعه کننده به بخش های اورژانس با دیدگاه آنان در مورد مهارت های ارتباطی پرستاران انجام شد.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- همبستگی بود که بر روی 263 نفر از اعضای خانواده بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس دو مرکز آموزشی درمانی منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. نمونه ها به روش مستمر در سال 1398 بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه ارتباطات سلامت (HCCQ) و پرسشنامه اضطراب Beck (BAI) جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون های تی مستقل، آنالیز واریانس و کروسکال والیس در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری  SPSSنسخه 22 تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

     میانگین نمره مهارت ارتباطی پرستاران بخش اورژانس از دیدگاه همراهان بیمار در سطح پایین (74/36 با انحراف معیار 3/7) بود. 3/75 درصد از همراهان بیمار اضطراب در سطح خفیف داشتند. بین مهارت ارتباطی پرستاران و حیطه های آن با اضطراب همراهان بیمار همبستگی معنی دار آماری وجود نداشت. اضطراب همراهان بیمار با سطح تحصیلی (039/0P=) ، وضعیت اقتصادی (033/0P =) و نسبت خانوادگی آنان با بیمار (001/0P =) ارتباط معنی دار آماری داشت. همچنین میانگین نمره اضطراب در فرزندان به طور معنی داری بالاتر از همسران بیماران بود (008/0P =). سطح تریاژ بیمار نیز با اضطراب همراهان بیمار ارتباط معنی دار آماری داشت (001/0P <).

    نتیجه گیری کلی

     اغلب اعضای خانواده بیماران مراجعه کننده به اورژانس، اضطراب خفیفی را تجربه کردند. همچنین از دیدگاه آن ها مهارت ارتباطی پرستاران اورژانس در سطح ضعیف بود. با وجود آن که ارتباط معنی دار آماری بین اضطراب عضو خانواده بیمار و دیدگاه آنان درباره مهارت ارتباطی پرستاران در این مطالعه یافت نشد، به نظر می رسد ضعیف بودن مهارت ارتباطی پرستاران از دیدگاه عضو خانواده بیمار نیاز به توجه ویژه دارد. نتایج پژوهش حاضر می تواند زمینه های لازم را جهت برنامه ریزی برای بهبود مهارت های ارتباطی پرستاران و همچنین کنترل اضطراب مراقبین بیمار از طریق آموزش های ضمن خدمت و یا سایر مکانیسم های تشویقی فراهم کند.

    کلیدواژگان: اضطراب، خانواده، بخش اورژانس، مهارت ارتباطی، پرستار
|
  • A Sheykhi, A Navidian, R Keykha, N Rezaee* Pages 1-11
    Background & Aims

    The aging process is associated with physical, psychological, and social changes, causing the elderly to lose happiness. Since reduced happiness is a consequence of old age, the present study aimed to assess the effect of reminiscence on the happiness of the retired elderly.

    Materials & Methods

    This quasi-experimental study was conducted in the winter of 2018 on 90 retired men aged more than 60 years, who were selected via convenience sampling and randomly allocated to the intervention and control groups. Reminiscence was performed for six sessions twice per week on the intervention group at the Military Board of the Retired Members in Zahedan, Iran. Data were collected using a demographic questionnaire and Oxford happiness questionnaire. Data analysis was performed in SPSS version 21 using descriptive and inferential statistics.

    Results

    The mean score of happiness in the elderly in the intervention group increased from 48.82±3.51 before the intervention to 56.51±6.14 after the intervention. In the control group, the score changed from 47.66±6.99 before the intervention to 49.68±7.96 after the intervention. Therefore, a significant difference was observed in the mean score of happiness after the intervention between the intervention and control groups (P=0.001).

    Conclusion

    According to the results, group reminiscence could promote happiness in the elderly. Considering that reminiscence is an appealing, simple, and inexpensive intervention, it could be used to reduce anxiety in the elderly and foster a joyful atmosphere in geriatric healthcare centers.

    Keywords: Reminiscence, Happiness, Elderly, Retirement
  • H Fatehi Pouladi, M Akbari Kamrani*, M Javad Noori, M Farid Pages 12-23
    Background & Aims

    Parents, especially mothers, play a pivotal role in the sex education of children; therefore, justification of children regarding sex education by the parents is considered essential. The present study aimed to assess the effectiveness of a group educational program on the knowledge, attitude, and participation approach of mothers in the sex education of preschool children.

    Materials & Methods

    This randomized, controlled, parallel clinical trial was conducted on 58 mothers with children aged 3-7 years employed at Alborz University of Medical Sciences in Karaj, Iran during May-September 2018.  The participants were randomly allocated to the intervention and control groups via drawing lots. Data were collected using a demographic form and researcher-made questionnaire with three sections on maternal knowledge, attitude, and participation in the sex education of preschool children. The participants in the intervention group received three training sessions (90 minutes each) and provided with an instruction booklet. The questionnaire was completed before and one month after the intervention. Data analysis was performed in SPSS version 19.

    Results

    The results of Mann-Whitney U test indicated a significant difference between the intervention and control groups in terms of the mean score of maternal knowledge of the sex education of children after the educational program (P=0.007). In addition, the results of independent t-test denoted a significant difference in the mean score of maternal attitude between the intervention and control groups after the training (P=0.007). The results of paired t-test also showed a significant difference in the mean score of maternal participation approach in the two groups before and after the intervention as the score increased after the educational program (P=0.0001; t(24)=8.440). 

    Conclusion

    According to the results, the mothers reported more participation in the sex education of their children after the educational intervention. Therefore, it is recommended that seminars, workshops, and counseling sessions be provided for parents, as well as caregivers in child care centers.

    Keywords: Knowledge, Attitude, Participation, Preschool Child, Sex Education
  • T Najafi Ghezeljeh, A Ghasemi*, M Rasouli, M Garak Yaraghi Pages 24-37
    Background & Aims

    Heart failure is a prevalent, chronic disease in developing country, and type II diabetes mellitus is considered to be a major cause of heart failure. An effective approach to the control of these diseases is the active participation of patients in self-care. However, the concurrence of heart failure and diabetes is associated with complex and difficult self-care behaviors. Therefore, it is essential to identify the influential factors in self-care behaviors. The present study aimed to assess the correlations between self-care behaviors and anxiety, family support, and disease state in patients with heart failure and type II diabetes. 

    Materials & Methods

    This descriptive-correlational study was conducted on 158 patients with heart failure and type II diabetes mellitus referring to Chamran Hospital in Isfahan, Iran in 2018. The patients were selected via continuous sampling. Data were collected using the European heart failure self-care behavior scale, Charlson comorbidity index, mini-mental state examination social support (family scale), Spielberger state-trait anxiety inventory, and a demographic questionnaire. Data analysis was performed in SPSS version 16 using descriptive statistics (frequency, frequency percentage, mean, and standard deviation) and inferential statistics (t-test and analysis of variance).

    Results

    The majority of the patients (88.6%) had moderate self-care behaviors, with the mean score estimated at 38.37 ± 4.76. No significant correlations were observed between the demographic characteristics of the patients, their disease state, family support, and anxiety with self-care behaviors (P>0.05).

    Conclusion

    According to the results, investigations must continue on the influential factors in self-care behavior in order to change the attitudes of patients in this regard, so that heart failure and type II diabetes could be controlled and their complications could be prevented.

    Keywords: Self-care, Heart Failure, Type II Diabetes Mellitus, Anxiety, Support
  • H Mohammadi, F Bastani* Pages 38-47
    Background & Aims

    Urinary incontinence is a common physical issue in the elderly, which influences their quality of life and causes stress and psychological tension. High stress levels may play a pivotal role in the use of coping, self-care, self-efficacy skills in the daily life of patients. The present study aimed to assess perceived stress and the contributing factors in the elderly with urinary incontinence in 2017.

    Materials & Methods

    This cross-sectional, descriptive-correlational study was conducted on 125 individuals aged 60-74 years with urinary incontinence referring to Hashemi Nejad Teaching Hospital in Tehran, Iran. The participants were selected via convenience sampling. Data were collected using the abbreviated mental test (AMT), a demographic questionnaire, and Cohen’s perceived stress scale with acceptable validity and reliability. Data collection was performed during three months via face-to-face interviews (15-20 minutes). Data analysis was performed in SPSS version 16 using Pearson's correlation-coefficient, linear regression, and Scheffe test at the significance level of P<0.05.

    Results

    The mean age of the subjects was 63.92 ± 2.66 years, and the sample population consisted of 53.6% women and 46.4% men. Nearly half of the subjects (43.2%) had high levels of perceived stress. In addition, significant correlations were observed between perceived stress and age, education level, marital and economic status, and duration of urinary incontinence (P<0.05).

    Conclusion

    Considering that urinary continence affects the daily life of the elderly, planning for the development of community-based nursing interventions, performing educational/counseling strategies for the control and management of stress, and provision of family and social support are recommended in order to enhance the functional capacity of the elderly with urinary incontinence.

    Keywords: Perceived Stress, Elderly, Urinary Incontinence
  • A Salamat, J Mohammad Aliha, M Mardani Hamooleh*, E Mohammadnejad, SH Haghani Pages 48-58
    Background & Aims

    Patient safety culture is a key element for the improvement of patient safety in the healthcare system, which plays a pivotal role in the quality of nursing care. The present study aimed to assess the patient safety culture in the viewpoint of intensive care unit (ICU) nurses.

    Materials & Methods

    This descriptive, cross-sectional study was conducted on 200 nurses employed in the ICUs and critical care units (CCUs) of four teaching hospitals affiliated to Tehran University of Medical Sciences and Iran University of Medical Sciences in Tehran, Iran in 2019. The subjects were selected via stratified sampling with proper allocation. Data were collected using the demographic and patient safety culture questionnaires. Data analysis was performed using descriptive and inferential statistics.

    Results

    The mean score of the patient safety culture in the viewpoint of the nurses was 144.33±10.98. Among the dimensions of patient safety culture, the highest rate of positive responses was observed in 'non-punitive response to error' (67.5%), while the lowest rate belonged to 'supervisor/management expectations and actions promoting patient safety' (28%). Moreover, 60% of the participants reported no errors during the past year. The majority of the nurses (63%) described their hospital as acceptable in terms of the patient safety culture. The results of independent t-test were also indicative of a significant correlation between gender as a demographic variable with the patient safety culture (P=0.013).

    Conclusion

    According to the results, comprehensive assessment of the positive responses of supervisor/management expectations and actions to promote the patient safety is essential. In addition, it is suggested that nursing managers and policy makers recognize the elements involved in the patient safety culture and promote a supportive organizational atmosphere for the reporting of errors in hospitals.

    Keywords: Patient Safety Culture, Intensive Care Unit, Nurse
  • T Gharaei, L Amiri Farahani*, SH Haghani, SB Hasanpoor Azghady Pages 59-69
    Background & Aims

    Grandmothers play a key role in the success of breastfeeding. The positive attitude of grandmothers toward breastfeeding largely influences the length of breastfeeding. The present study aimed to assess the effect of the education of grandmothers on their attitude toward breastfeeding.

    Materials & Methods

    This clinical trial was conducted with a pretest-posttest design and a control group was conducted on 64 maternal grandmothers referring to Amir Al-Momenin Hospital in Tehran, Iran in 2018. The maternal grandmothers who met the inclusion criteria were selected via continuous sampling until the completion of the sample size and assigned to the groups of intervention (n=32) and control (n=32) weekly. In the intervention group, the maternal grandmothers attended two one-hour sessions of breastfeeding education with their primiparous daughters in weeks 1-34 and 35-37 of gestation, respectively. In the control group, the maternal grandmothers received no training, while they were provided with the educational contents after the two sessions. Data were collected using Iowa Infant Feeding Attitude Scale (IIFAS) before and immediately after the educational intervention. Data analysis was performed using descriptive and inferential statistics.

    Results

    Independent t-test showed no significant difference in the mean score of the breastfeeding attitude between the intervention and control groups before intervention. However, a significant difference was observed in the mean score of the breastfeeding attitude immediately after the intervention between the control (60.12±7.53) and the intervention groups (74.21 ± 1.36) (P<0.001) as the obtained mean score was higher in the intervention group compared to the control group. In other words, the education of the grandmothers significantly increased the score of the breastfeeding attitude in the intervention group.

    Conclusion

    According to the results, breastfeeding education of grandmothers could improve their attitude toward breastfeeding. Therefore, the presence of grandmothers in breastfeeding educational sessions could effectively enhance the attitude toward breastfeeding, thereby promoting exclusive breastfeeding.

    Keywords: Breastfeeding Education, Grandmother, Attitude, Breastfeeding
  • L Shirkavand, F Alaee Karahroudy*, J Mohtashami, E Ghasemi Pages 70-79
    Background & Aims

    A major problem faced by healthcare providers is lack of adherence to treatment in patients with chronic diseases, especially in adolescents. The present study aimed to evaluate the effects of training based on coping styles on the treatment adherence of adolescent patients with congenital heart disease.

    Materials & Methods

    This experimental study was conducted with a pretest-posttest design and a control group on 70 adolescents aged 9-19 years with congenital heart disease at Shahid Rajaee Heart Center in Tehran, Iran in 2018. The patients were selected via continuous sampling and divided into two groups of intervention and control via simple random sampling. In addition to routine care, the subjects in the intervention group received training based on stress coping styles in the form of educational contents. Data were collected using Folkman and Lazarus ways of coping questionnaire, and the control group received routine care within the department. Data analysis was performed in SPSS version 16 using independent and paired t-test, Chi-square, and Fisher's exact test.

    Results

    Independent t-test indicated a significant difference in the mean score of treatment adherence between the groups, and the score was observed to be higher in the intervention group (P=0.002). In addition, the mean score of treatment adherence had a significant difference in the intervention group before and after the training (P>0.001).

    Conclusion

    Considering the positive effect of training based on stress coping styles on the treatment adherence of adolescents with congenital heart disease, it is recommended that healthcare providers incorporate these styles into the treatment protocol of these patients in the form of consultation and educational courses.

    Keywords: Training, Congenital Heart Diseases, Adolescents, Coping Styles, Adherence to Treatment
  • M Seyedoshohadaee, M Ahmadi*, H Haghani Pages 80-90
    Background & Aims

    Hospitalization of a family member (especially in the emergency department) causes anxiety and other psychological problems in the other family members. Interaction of nurses with the patients and their family members may play a key role in the control and management of their anxiety. The present study aimed to determine the correlation between the anxiety of the family members of the patients referring to the emergency department and their views on the communication skills of nurses.

    Materials & Methods

    This cross-sectional, descriptive-correlational study was conducted on 263 family members of the patients referring to the emergency departments of two teaching hospitals affiliated to Iran University of Medical Sciences in Tehran, Iran in 2019. The subjects were selected via continuous sampling based on the inclusion criteria. Data were collected using Beck's anxiety inventory (BAI) and health care communication questionnaire (HCCQ). Data analysis was performed using SPSS version 22 using Pearson's correlation-coefficient, independent t-test, analysis of variance (ANOVA), and Kruskal-Wallis test at the significance level of 0.05.

    Results

    The mean score of the communication skills of emergency department nurses was low (36.74±7.3), and 75.3% of the family members of the patients had mild anxiety. However, no significant correlations were observed between the communication skills of nurses and the dimensions with the anxiety level of the patient companions. Anxiety was associated with the education level (P=0.039), economic status (P=0.033), and family relation with the patient (P=0.001). Moreover, the mean score of anxiety was significantly higher in the children of the patients compared to their spouses (P=0.008), and patient triage level was also significantly correlated with anxiety (P<0.001).

    Conclusion

    According to the results, the family members of most of the patients referring to the emergency department experienced mild anxiety. In the viewpoint of the subjects, emergency department nurses had poor communication skills. Although no significant association was denoted between the anxiety of the patients’ family members and their views on the communication skills of nurses, the poor communication skills of nurses from the perspective of the subjects requires special attention. Our findings could provide the necessary background for planning to improve the communication skills of nurses, as well as their skills to control the anxiety of patient caregivers through in-service training or other incentive mechanisms.

    Keywords: Anxiety, Family, Emergency Department, Communication Skills, Nurses