فهرست مطالب

پژوهشهای تولیدات دامی - پیاپی 25 (پاییز 1398)
  • پیاپی 25 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/10
  • تعداد عناوین: 15
|
  • فرهاد صمدیان*، محمد جواد اسکندری، محمدرضا بحرینی بهزادی صفحات 1-7

    مطالعه ترجیح جوجه‎های گوشتی به رنگ خوراک برای بهبود رفاه و راحتی جوجه‏های گوشتی مهم است و ممکن است در بهبود عملکرد نیز سودمند باشد. هدف آزمایش نخست بررسی ترجیح جوجه‏ های یک روزه در تحت نورهای مختلف به رنگ‎های مختلف بود. یکصد و شصت قطعه جوجه راس 308 به تازگی هچ شده که قبلا خوراکی دریافت نکرده بودند، به پن‎های نوردهی شده با رنگ نورهای مختلف (سفید، زرد، سبز و قرمز) اختصاص یافت. تحت هر رنگ نور چهار انتخاب از رنگ خوراک (قرمز، سبز، زرد و شاهد) ارائه شد. انتخاب در لحظه‎ای که پرنده تلاش برای به دست آوردن خوراک از یک رنگ می‎نمود ثبت می‎شد. در آزمایش دوم، 80 قطعه جوجه انتخاب شد که سپس به طور مساوی به چهار پن نوردهی شده با نور سفید تقسیم شدند. شدت‎های نور برای تمامی پن‎ها یکسان بود. هر پن با استفاده از پلاستیک‏های تیره برای جلوگیری از تداخل دید با پن‏ های مجاور جدا شد. در هر پن چهار ظرف محتوی خوراک‎هایی با رنگ‏ های مختلف قرار گرفت و جوجه‏ ها مجاز به مصرف از خوراک با رنگ مورد ترجیح خود بودند. تمامی جوجه‏ ها با یک جیره استاندارد NRC تغذیه شدند و در همه پن‏ ها دسترسی آزاد به آب و خوراک داشتند. میزان مصرف خوراک از هر رنگ خوراک در هر پن به صورت درصد از کل مصرف خوراک در آن پن تا روز 28 دوره پرورشی تعیین شد. نتایج نشان داد که بین ترجیح جوجه‏ ها یک روزه به رنگ‏ های خوراکی تفاوت معنی‏ دار آماری وجود نداشت. با این حال، مشاهده شد که تحت نور سفید جوجه‏ ها متمایل بودند که رنگ خوراک سبز را به شاهد ترجیح دهند (08/0=P). بنا به نتایج آزمایش دوم، درصد مصرف خوراک از رنگ سبز به طور معنی‎داری بالاتر از سایر رنگ‏ های خوراکی بود. همچنین پایین‏ ترین درصد مصرف خوراک در تحت نور سفید، مربوط به رنگ خوراک قرمز بود.

    کلیدواژگان: جوجه‎های گوشتی، ترجیح، رنگ خوراک، مصرف خوراک
  • مختار فتحی*، تیمور تنها، محمد ناجی احمدی صفحات 8-15

    این آزمایش به منظور بررسی اثرات افزودن سطوح مختلف پری بیوتیک مانان الیگوساکارید (مخمر سلمانکس) بر عملکرد و برخی فراسنجه های خونی جوجه های گوشتی تحت آسیت القایی انجام گرفت. تعداد 320 قطعه جوجه یک روزه نر سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی به 4 تیمار و چهار تکرار تخصیص داده شدند. تیمارهای غذایی شامل، تیمار شاهد مثبت (جیره پایه)، تیمارشاهد منفی (القاء آسیت)، تیمارشاهد منفی + دو سطح (2 و 4 سی سی در هر لیتر آب مصرفی) پری بیوتیک سلمانکس بودند.القای آسیت  با افزودن 5/1 گرم نمک در هر لیتر آب آشامیدنی جوجه های تیمارهای منفی و  از روز 6 تا روز 13 ام آزمایش اعمال شد. مصرف خوراک، افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی در پایان دوره آزمایش (42 روزگی) اندازه گیری شدند. تلفات از نظر علائم آسیتی در طول دوره بررسی شد. فراسنجه های خونی و آسیتی (نسبت وزن بطن راست به کل بطن ها (RV/TV) و پس از پایان دوره آزمایش  اندازه گیری شدند. تجزیه آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SAS و مقایسه میانگین ها به کمک آزمون توکی در سطح معنی داری 5 درصد صورت گرفت. نتایج نشان داد در حالیکه هر دو سطح پری بیوتیک سبب کاهش معنی دار خوراک مصرفی شدند، سطح 4 سی سی پری بیوتیک سبب افزایش وزن و کاهش ضریب تبدیل خوراک پرندگان تحت آسیت القایی شد (05/0>p). هر دو سطح پری بیوتیک سبب کاهش معنی دار هموگلوبین، گلبول قرمز، پروتئین و هماتوکریت خون پرندگان تحت آسیت القایی شد (05/0>p). علاوه بر این، سطح 4 سی سی پری بیوتیک سبب کاهش معنی دار (3/3 درصدی) تلفات ناشی از آسیت و شاخص RV/TV شد (05/0>p). نتیجه گیری اینکه می توان به طور موفقیت آمیزی از سطح 4 سی سی پری بیوتیک  در هر لیتر آب در بهبود عمکلرد و کاهش تلفات ناشی از آسیت در جوجه های گوشتی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: آسیت، مانان الیگوساکارید، پری بیوتیک، عملکرد، فراسنجه های خونی، جوجه های گوشتی
  • موسی وطن دوست، مسعود دیدارخواه*، فرشته جمیلی صفحات 16-24

    در مدیریت تغذیه دام ها برای افزایش بهره وری، یافتن منابع ارزان قیمت مواد خوراکی یک راهکار اساسی محسوب می شود. فرآورده های فرعی بخش کشاورزی در تغذیه دام های نشخوارکننده، امکان استفاده از آن ها را برای تولید فرآورده های با ارزشی مانند گوشت و شیر فراهم می سازد. هدف از اجرای این پژوهش تعیین تاثیر تغذیه تفاله مرکبات و تفاله چغندرقند در سطوح متفاوت بر مقدار خوراک مصرفی، فراسنجه های تخمیری شکمبه، خون و عملکرد بره های نژآد بلوچی بود. به همین منظور تعداد 40 راس بره بلوچی با 4 تیمار و 10 بره در هر تیمار و میانگین وزن 5/1 ± 30 کیلوگرم در قالب طرح کاملا تصادفی انتخاب شدند. تیمارهای آزمایشی شامل: 1- گروه کنترل (جیره پایه+ صفر درصد تفاله مرکبات به ازای هر راس در روز 2- جیره پایه + 10 درصد تفاله مرکبات به ازای هر راس در روز 3- جیره پایه + 20 درصدتفاله خشک چغندرقند به ازای هر راس در روز 4- جیره پایه + 10 درصد تفاله مرکبات + 10 درصد تفاله خشک چغندرقند به ازای هر راس، در روز بود. هر گروه به طور کاملا تصادفی به یکی از جیره های آزمایشی اختصاص داده شد. همه گوسفندان مورد آزمایش در یک جایگاه انفرادی که دارای آخور و آبشخور مجزا بود، نگهداری شدند. بهترین ضریب تبدیل مربوط به گروهی بود که تفاله مرکبات مصرف کرده بودند (25/6) و با گروه شاهد که بیشترین ضریب تبدیل (75/7) را داشت اختلاف معنی داری نشان داد (05/0p<). نتایج میانگین افزایش وزن روزانه در کل دوره بین جیره های مختلف آزمایش اختلاف معنی داری داشت (05/0p<).  نتایج میانگین مدت زمان جویدن، نشخوار کردن و خوردن بین جیره های مختلف آزمایش اختلاف معنی داری نداشت با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، استفاده از تفاله مرکبات به عنوان یک پسماند فرعی تا سطح 10 درصد، می تواند سبب بهبود عملکرد بره بلوچی گردد.

    کلیدواژگان: پسماند مرکبات، نشخوار، گوسفند، چغندرقند
  • تقی قورچی*، آمنه جمشیدی رودباری، فاطمه کاظمی صفحات 25-30

    نورفور سیستم نیمه مکانیکی می باشد که برای برآورد فراهمی مواد مغذی و نیازشان برای نگهداری، تولیدشیر، رشد، ذخایر بدن و آبستنی در گاو مورد استفاده قرار می گیرد. هدف از این پژوهش ارزیابی اثرات آسیاب کردن، پلت کردن و ورقه کردن با بخار دانه ذرت بر ویژگی های پروتئین خام با استفاده از مدل نورفور در قالب یک طرح کامل تصادفی بود. برای اندازه گیری تجزیه پذیری شکمبه ای پروتئین خام و ماده خشک از روش کیسه های نایلونی از 3 راس قوچ نژادزل در زمان های انکوباسیون صفر، 2، 4، 8، 16، 24 و 48 استفاده شد. با استفاده از داده های آزمایش حاصل از اندازه گیری تجزیه پذیری شکمبه ای پروتئین خام، برای تعیین اجزای پروتئین خام شامل پروتئین خام محلول (sCP)، پروتئین خام با پتانسیل تجزیه پذیری (pdCP)، نرخ تجزیه پروتئین خام با پتانسیل تجزیه پذیری kdCP))و پروتئین خام غیرقابل هضم (iCP) در سیستم نورفور استفاده شد. نتایج نشان داد که تجزیه پذیری موثر (درصد) ماده خشک و پروتئین خام ورقه کردن با بخار دانه ذرت بالاتر از آسیاب کردن و پلت کردن می باشد. همچنین بخش کند تجزیه ذرت آسیاب شده در بخش ماده خشک و هم پروتئین خام بالاتر بود. پروتئین خام ورقه کردن با بخار دانه ذرت منجربه افزایش بخش پروتئین محلول، افزایش مجموع پروتئین خام محلول و پروتئین خام کند تجزیه و کاهش نرخ تجزیه پروتئین خام (درصد در ساعت) در مقایسه با تیمار ذرت پلت شده (397 در مقابل 816) شد (05/0>(p. در این پژوهش در کل تیمارها مقدار پروتئین خام غیرقابل هضم (iCP) خیلی کم بود. به طور کل در این تحقیق تجزیه پذیری ماده خشک (درصد) و پروتئین خام و کل پروتئین محلول (sCP+ pdCP) ورقه کردن با بخار دانه ذرت بالاتر بود.

    کلیدواژگان: ذرت، تجزیه‎پذیری، فرآوری، نورفور
  • یدالله چاشنی دل*، مهران حامدی، اسدالله تیموری یانسری، مهدی بهاری صفحات 31-41

    هدف از این مطالعه، تاثیر سطوح مختلف تفاله مالت بر عملکرد، فراسنجه های تجزیه پذیری شکمبه ای، برخی فراسنجه های خونی و تولید گاز در بره های نر پرواری نژاد زل بررسی شد. در آزمایش اول، برای بررسی اثرات سطوح مختلف تفاله مالت بر عملکرد رشد و برخی فراسنجه های خونی، در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 جیره آزمایشی حاوی صفر، 10، 20 و 30 درصد تفاله مالت از 16 راس بره نر با میانگین وزن 2±30 کیلوگرم و سن حدود پنج ماه به مدت 90 روز استفاده شد. جیره ها از نظر انرژی و پروتئین قابل متابولیسم مشابه بودند. نتایج نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین تیمارهای آزمایشی در خوراک مصرفی روزانه در کل دوره وجود داشت (05/0>p). همچنین افزایش وزن بدن، ضریب تبدیل غذایی و فراسنجه های خونی بین تیمارهای آزمایشی تفاوت آماری معنی داری نداشت. نتایج میانگین گوارش پذیری ظاهری مواد مغذی به طور معنی داری تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت (05/0>p)، طوریکه با افزایش سطح تفاله مالت تا 30 درصد، قابلیت هضم ظاهری چربی خام به طور معنی داری افزایش، ولی قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، پروتئین خام و NDF به طور معنی داری کاهش پیدا کرد. در آزمایش دوم، تجزیه پذیری شکمبه ای ماده خشک، پروتئین خام وNDF جیره های آزمایشی با استفاده از روش کیسه نایلونی و با 3 راس گوسفند نر دارای فیستولای شکمبه ای نژاد زل تغذیه شده در حد نگهداری اندازه گیری شد. زمان های شکمبه گذاری شامل صفر، 4، 8، 16، 24، 36، 48، 72 و 96 ساعت بود. تفاوت معنی داری در تجزیه پذیری ماده خشک، پروتئین خام و NDF بین تیمارها مشاهده شد (05/0>p). تجزیه پذیری نمونه ها به جز در بخش سریع التجزیه پروتئین خام که با افزایش همراه بود، در سایر بخش ها به طور معنی داری کاهش یافت. نرخ فراسنجه های تولید گاز در شرایط آزمایشگاهی بین تیمارهای آزمایشی اختلاف آماری معنی داری داشت (05/0>p). نتیجه کلی حاصل از این تحقیق نشان داد که استفاده از سطح 30 درصد تفاله مالت، مصرف خوراک بره ها را در کل دوره آزمایش به طور معنی داری کاهش داد و مصرف آن در جیره بره های پرواری بدون اثر منفی بر عملکرد رشد و قابلیت هضم مواد مغذی جیره، قابل توصیه است.

    کلیدواژگان: عملکرد رشد، تجزیه پذیری، فراسنجه های خونی، تفاله مالت، بره پرواری زل
  • جمال محمودی، عباس فرح آور*، سارا میرزایی گودرزی، علی اصغر ساکی، احمد احمدی صفحات 42-51

    هدف از این پژوهش مقایسه تاثیر یک نوع ترکیب روغن های اسانسی با پروبیوتیک و آنتی بیوتیک محرک رشد فلاوومایسین بر پاسخ ایمنی همورال، برخی فراسنجه های خونی و کیفیت گوشت در جوجه های گوشتی بود. تعداد 288 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی به  چهار تیمار، چهار تکرار و 18 قطعه جوجه در هر تکرار اختصاص داده شد. تیمارها شامل: 1) شاهد (جیره پایه دارای ذرت و کنجاله سویا بدون افزودنی)، 2) جیره پایه + 150 میلی گرم در کیلوگرم ترکیب روغن های اسانسی3) جیره پایه + 200 میلی گرم در کیلوگرم پروبیوتیک گالیپرو 4) جیره پایه + 150 میلی گرم در کیلوگرم آنتی بیوتیک فلاوومایسین بود. به منظور ارزیابی پاسخ ایمنی همورال، تیتر آنتی بادی علیه گلبول قرمز گوسفندی در روزهای 26 و 33 آزمایش به روش هماگلوتیناسیون اندازه گیری شد. برای ارزیابی فراسنجه های خونی و کیفیت گوشت، در سن 42روزگی 2 قطعه مرغ از هر تکرار انتخاب، خون گیری و سپس کشتار شد. پاسخ ایمنی همورال بین تیمارها تفاوت معنی داری نداشت (05/0 < p). شاخص قرمزی (a*) در عضله ران وpH  عضله سینه 24 ساعت پس از کشتار در تیمارهای 2 و3 به طور معنی داری کاهش یافت  (05/0 > p). غلظت لیپوپروتئین با چگالی بالا  (HDL) خون در تیمار 4 نسبت به سایر تیمارها کمتر بود (05/0> p). به طور کلی نتایج این آزمایش نشان داد که افزودن ترکیب روغن های اسانسی و پروبیوتیک به جیره جوجه های گوشتی سامانه ایمنی پرنده را تحت تاثیر قرار نمی دهد، اما pH گوشت پس از کشتار بهبود می یابد. همچنین افزودن آنتی بیوتیک به جیره تاثیر منفی بر HDL خون دارد.

    کلیدواژگان: افزودنی های خوراکی، فلاوومایسین، ایمنی، کیفیت گوشت، ترکیبات فیتوژنیک
  • ایوب عزیزی*، علی کیانی، زهرا امینی فرد صفحات 52-60

    هدف از انجام پژوهش حاضر ابتدا تعیین ترکیب شیمیایی و فراسنجه های تخمیر برون تنی پوست موز در مقایسه با کاه گندم و یونجه بود. سپس، اثرات جایگزینی بخش علوفه ای جیره غذایی با سطوح صفر، 50، 100، 150 و 200 گرم پوست موز در کیلوگرم ماده خشک بر فراسنجه های تخمیر برون تنی بررسی شد. نتایج نشان داد که محتوای پروتئین خام پوست موز از کاه گندم بیشتر بوده، اما نسبت به یونجه کمتر بود (05/0>p). هرچند، پوست موز حاوی مقدار کمتری از الیاف نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی و لیگنین نسبت به کاه گندم و یونجه بود (05/0>p). محتوای چربی خام و کربوهیدرات های غیر الیافی پوست موز بیشتر از سایر خوراک های آزمایشی بود (05/0>p). پتانسیل تولید گاز (ضریب a + b) و گوارش پذیری ماده آلی پوست موز در مقایسه با یونجه کمتر بوده، اما بیشتر از کاه گندم بود. از نظر کل حجم گاز تولیدی و گوارش پذیری ماده خشک بین یونجه و پوست موز اختلاف معنی داری وجود نداشت. سنتز پروتئین میکروبی با انکوباسیون پوست موز به طور قابل توجهی ببیشتر از کاه گندم و یونجه بود (05/0>p). گوارش پذیری شکمبه ای-شیردانی ماده خشک و  الیاف نامحلول در شوینده ی خنثی در پوست موز کمتر از یونجه بود (05/0>p)، اما هضم الیاف نامحلول در شوینده ی خنثی آنها مشابه بود. با افزایش سطح پوست موز در جیره غلظت نیتروژن آمونیاکی به طور خطی کاهش یافت (05/0>p)، ولی سنتز پروتئین میکروبی و ضریب تفکیک به طور خطی روند افزایشی نشان داد (05/0>p). سایر فراسنجه های تولید گاز و تخمیر و هضم پذیری شکمبه ای ماده خشک و ماده آلی تحت تاثیر سطح پوست موز در جیره غذایی قرار نگرفت. در کل، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که پوست موز ارزش تغذیه ای مطلوب تری در مقایسه با کاه گندم داشته و با یونجه قابل مقایسه است. همچنین، استفاده از آن تا سطح 20 درصد ماده خشک جیره غذایی تاثیر منفی بر فراسنجه های تخمیر برون تنی نداشت.

    کلیدواژگان: ارزش تغذیه ای، پوست موز، تخمیر، تولید گاز، نشخوارکنندگان
  • مهدیه مهدی پور، حسین دقیق کیا* صفحات 61-68

    تلقیح مصنوعی یک تکنولوژی تولیدمثلی است که در آن از بهترین نرهای پرورشی استفاده موثر می شود. تلقیح مصنوعی موفق، متاثر از عوامل متعددی می باشد که یکی از اصلی ترین و کلیدی ترین آن ها دسترسی به اسپرم های بارور بعد از فرآیند انجماد- ذوب می باشد. هدف از این پژوهش بررسی اثر غلظت های مختلف نارینژنین پس از فرایند انجماد و یخ گشایی می باشد. اسپرم گیری به صورت هفته ای دو بار و به روش مالش شکمی انجام شد. پس از افزودن رقیق کننده به نمونه های منی، نمونه ها برای تعادل دمایی در داخل یخچال با دمای چهار  درجه سانتی گراد قرار داده شدند. سپس در تانک حاوی ازت مایع ذخیره شدند. غلظت های مختلف نارینژنین شامل 0، 50، 100 و 150 میکرومولار بودند. پس از یخ گشایی، پارامترهای جنبایی، زنده مانی، میزان ناهنجاری ها، یکپارچگی غشاء، میزان تولید MDA، فعالیت آندژنوسی آنزیم های SOD و گلوتاتیون پراکسیداز و ظرفیت کل آنتی اکسیدانی، ارزیابی شد. نتایج نشان داد که جنبایی کل و پیش رونده در تیمار 100 میکرومولار نارینژنین به طور معنی داری در مقایسه با تیمار کنترل افزایش یافت. زنده مانی و یکپارچگی غشای سلول های اسپرم در غلظت 100 میکرومولار در مقایسه با گروه شاهد به طور معنی داری افزایش پیدا کرد (05/0p<). تیمار 100 میکرومولار نارینژنین باعث افزایش گلوتاتیون پراکسیداز و ظرفیت کل آنتی اکسیدانی و کاهش میزان MDA در مقایسه با تیمار کنترل شد (05/0p<). بر اساس نتایج تحقیق حاضر، نارینژنین در غلظت 100 میکرومولار در محیط رقیق کننده، کیفیت اسپرم خروس را پس از یخ گشایی بهبود می بخشد.

    کلیدواژگان: نارینژنین، اسپرم خروس، انجماد، استرس اکسیداتیو، آنتی اکسیدان
  • سمیه امیدی، مرضیه ابراهیمی*، حسین جانمحمدی، حسین تقی پور، سیدهادی پیغمبر دوست، حمیدرضا قاسم زاده صفحات 69-78

    پژوهش های پیشین تاثیر مثبت مکمل خوراکی آرژنین بر بهبود کیفیت گوشت و رشد را نشان داده اند، با این حال پژوهشی در مورد تاثیر تزریق درون تخم مرغی آرژنین بر کیفیت گوشت وجود ندارد. بنابراین، این آزمایش با هدف بررسی تاثیر تزریق درون تخم مرغی غلظت های مختلف ال-آرژنین بر جوجه درآوری، عملکرد رشد و کیفیت گوشت جوجه های گوشتی راس 308 انجام شد. در این پژوهش، 300 تخم مرغ بارور از مزرعه مرغ مادر گوشتی در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تیمار آزمایشی (غلظت های 5/0 و 1 درصد آرژنین و شاهد کل) استفاده شد. گروه های آزمایشی شامل 1- تزریق درون تخم مرغی 5/0 درصد اسید آمینهال- آرژنین، 2- تزریق درون تخم مرغی 1 درصد اسید آمینه ال- آرژنین، 3- گروه شاهد کل {مجموع شاهد اول (تزریق آب استریل) و شاهد دوم (بدون تزریق)} بودند و تزریق در روز 14 دوره جوجه کشی انجام شد. پس از تفریخ، جوجه های تیمارهای آرژنین و گروه شاهد کل هر یک به چهار گروه مساوی تقسیم شده و در چهار قفس (تکرار) به صورت تصادفی قرار داده شدند. دوره پرورش از زمان تولد تا 24 روزگی ادامه یافت. به منظور بررسی کیفیت گوشت، در روز 24 تعداد 3 قطعه جوجه از هر تکرار (12 جوجه در هر تیمار) وزن کشی و کشتار شدند و ماهیچه سینه ای به منظور بررسی صفات کیفی گوشت استفاده شدند. بر اساس نتایج، تاثیر تزریق درون تخم مرغی غلظت های مختلف ال-آرژنین بر وزن جوجه 1، 10 و 24 روزه، افزایش وزن روزانه، مصرف خوراک، ضریب تبدیل غذایی، وزن نسبی لاشه پوست کنده و ماهیچه سینه ای معنی دار نبود (05/0<p). اگرچه pH گوشت، درصد چربی گوشت، درصد خاکستر و شاخص های رنگ گوشت (*a، b*، L* و H) تحت تاثیر تیمارهای تزریق درون تخم مرغی ال-آرژنین قرار نگرفتند (05/0<p)، آب اندازی گوشت، مقدار ∆D و شاخص C به طور معنی داری تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفتند (05/0>p). بر اساس نتایج کلی پژوهش حاضر، تزریق درون تخم مرغی غلظت های مختلف ال-آرژنین نتوانست تاثیر معنی دار قابل توجهی بر عملکرد رشد، تولید و یا ترکیب گوشت جوجه های گوشتی 24 روزه داشته باشد.

    کلیدواژگان: ال-آرژنین، تزریق درون تخم مرغی، کیفیت گوشت، جوجه گوشتی
  • عیسی دیرنده*، زربخت انصاری پیرسرایی، محمد کاظمی فرد صفحات 79-85

    هدف از پژوهش حاضر مقایسه نرخ گیرایی اولین تلقیح پیش و پس از شیردوشی و بررسی تغییرات متابولیت ها و هورمون ها طی چهار زمان مرتبط با شیردوشی در گاوهای شیری بود. بدین منظور 300 راس گاو هلشتاین پرتولید (با تولید بیشتر از 30 کیلوگرم در روز و نمره وضعیت بدنی) به طور تصادفی انتخاب و سپس بین دو گروه پخش شدند: 1- تلقیح پیش از شیردوشی صبح (ساعت هفت صبح، 150=n) و 2- تلقیح پس از شیردوشی صبح (ساعت نه صبح، 150=n). شیردوشی ساعت هشت صبح انجام شد. برای همزمانی تخمک ریزی از روش G7G آوسینک استفاده شد که در روز 30 پس از زایش شروع شد. خون گیری از 45 راس گاو در هر گروه و در چهار زمان (پیش از شیردوشی، طی شیردوشی، یک ساعت پس از شیردوشی و دو ساعت پس از شیردوشی) برای تعیین غلظت گلوکز، تری گلیسرید، اسیدهای چرب آزاد، آلبومین و کورتیزول در خون انجام شد. نتایج نشان داد غلظت گلوکز، تری گلیسرید، اسیدهای چرب آزاد، آلبومین و کورتیزول تحت تاثیر زمان شیردوشی قرار گرفت (05/0 >p) و با شروع شیردوشی در مقایسه با پیش از شیردوشی به طور معنی داری افزایش یافت (05/0 >p) ولی یک ساعت پس از شیردوشی به طور معنی داری نسبت به زمان شیردوشی و قبل از شیردوشی کاهش یافت (05/0 >p). نرخ گیرایی در روز 32 و 60 پس از تلقیح در گاوهایی که پس از شیردوشی تلقیح شدند به طور معنی داری بیشتر از گاوهایی بود که پیش از شیردوشی تلقیح شدند (05/0 >p). به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد تلقیح گاوها پس از شیردوشی در مقایسه با پیش از شیردوشی سبب افزایش باروری شد.

    کلیدواژگان: اسیدهای چرب آزاد، تنش شیردوشی، کورتیزول، گاو شیری
  • عاطفه جمشاسب، مجید متقی طلب* صفحات 86-95

    دستکاری جنسیت با استفاده از تزریق مهارکننده های آروماتاز در تخم مرغ، با هدف تولید درصد بالاتر جنس نر به دلیل رشد سریع تر و ضریب تبدیل بهتر از جمله مواردی است که در سال های اخیر مورد توجه محققان و تولیدکنندگان قرار گرفته است. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر تزریق عصاره آبی و الکلی گوجه فرنگی (به عنوان آنتی آروماتاز گیاهی) بر تمایز جنسیت، جوجه درآوری و عملکرد جوجه های گوشتی انجام شد. ششصد عدد تخم مرغ نطفه دار به شش تیمار، چهار تکرار و 25 تخم مرغ در هر تکرار، تقسیم شدند. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: تزریق دو سطح عصاره آبی گوجه فرنگی  به ترتیب 3/0 و 6/0 میلی لیتر (TWE0.3, TWE0.6) و دو سطح عصاره الکلی گوجه فرنگی با سطوح مشابه (TAE0.3, TAE0.6) و تزریق 1/0 میلی لیتر سرم  فیزیولوژیک (Shame Group : SG) و گروه شاهد بدون تزریق (Cont) بودند. تزریق مواد آزمایشی در روز پنجم انکوباسیون از انتهای باریک تخم مرغ و با استفاده از سرنگ یک میلی لیتری انجام شد. بعد از تفریخ، جوجه ها تفکیک جنسیت شده و به مدت 6 هفته به منظور بررسی ساختار گنادی و عملکرد پرورش داده شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که تزریق 3/0 میلی لیترعصاره الکلی و 6/0 میلی لیترعصاره آبی گوجه فرنگی، درصد جوجه نر را به طور معنی داری افزایش داده (05/0p <)؛ در حالی که تاثیر منفی بر درصد جوجه درآوری و عملکرد جوجه ها نسبت به گروه شاهد ثبت نشد. نتایج دوره پرورش نشان داد که جوجه های نر به صورت معنی داری مصرف خوراک و افزایش وزن بالاتری داشتند (05/0p<). استنتاج نهایی این است که تزریق داخل تخم مرغی عصاره گوجه فرنگی که حاوی فلاونویید با خاصیت آنتی آروماتازی است،  باعث افزایش درصد جوجه نر و متعاقب آن دستیابی به منافع اقتصادی بیشتر می شود. با این حال، برای اظهار نظر دقیق تر به تعداد نمونه بافتی و همچنین سطوح مختلفی از عصاره گوجه فرنگی به عنوان آنتی آروماتاز نیاز است.

    کلیدواژگان: عصاره گوجه فرنگی، مهارکننده های آروماتاز، تمایز جنسیت، عملکرد
  • عبدالرضا دانشور آملی*، سعید اسماعیل خانیان، محمدرضا سنجابی، سید احمد میرهادی صفحات 96-103

    نظر به اهمیت حفظ و نگهداری نژادهای بومی به عنوان ذخایر ژنتیکی کشور، نژاد گوسفند بلوچی به عنوان پرجمعیت ترین نژاد گوسفند ایرانی و داشتن شجره قابل اطمینان، انتخاب شد. در این تحقیق با استفاده از 15 نشانگر ریزماهواره (TGLA231, OarVH110, McMA10, McMA1, McM214, McM139 McM63, LSCV38, LSCV36, KD101, BMS2721, BMS995, BMS332, BM1815, BM737 (تنوع ژنتیکی در یک جمعیت از گوسفند بلوچی مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 140 راس دام از ایستگاه عباس آباد مشهد به صورت تصادفی انتخاب شدند. پس از انجام واکنش های PCR، جایگاه McM139  به هیچ کدام از شرایط بهینه سازی تکثیر جواب نداد. جایگاه LSCV38 به علت داشتن آلل صفر زیاد و عدم وضوح آللی مورد استفاده قرار نگرفت. بقیه جایگاه ها در جمعیت مورد مطالعه چند شکل بودند. تعداد آلل های مشاهده شده از 6 آلل در جایگاه های BM737، BMS332، McMA10 تا 12 آلل در جایگاه McM63 و آلل موثر از 51/3 در جایگاه LSCV36 تا 66/8 در جایگاه OarVH110 متغیر بودند. بیشترین هتروزایگوسیتی مورد انتظار در جایگاه OarVH110با 12 آلل و به مقدار (890/0) و کمترین آن در جایگاه LSCV36 (718/0) با 7 آلل مشاهده شد. بیشترین محتوای اطلاعاتی چندشکلی (PIC) در جایگاه OarVH110 (873/0) و کمترین مقدار این معیار در جایگاه LSCV36 (669/0) بود. بیشترین و کمترین مقدار شاخص شانون به ترتیب برای جایگاه OarVH110 (21/2) و LSCV36 (47/1) برآورد شد. با توجه به نتایج، جایگاه های ریزماهواره مورداستفاده از چندشکلی بالایی در جمعیت گوسفند بلوچی برخوردار بودند و می توان از چندشکلی بالای آنها در مطالعات بعدی، به ویژه برای یافتن جایگاه های صفات کمی استفاده نمود. وجود آلل ها و دامنه آللی جدید در این نژاد حاکی از تفاوت ساختار جمعیتی آنها در مقایسه با گوسفندان نژاد های خارجی است.

    کلیدواژگان: گوسفند بلوچی، تنوع ژنتیکی، نشانگر های ریزماهواره
  • کوثر کامل، حسن حافظیان*، محسن قلی زاده صفحات 104-111

    این تحقیق به منظور برآورد پارامترهای ژنتیکی و فنوتیپی صفات تولیدی و تولیدمثلی در گاوهای هلشتاین استان مازندران انجام شد. برای این منظور از تعداد 39792 رکورد مربوط به گاوهای هلشتاین که طی سال های 1365 تا 1394 توسط شرکت شیر و گوشت مهدشت جمع آوری شده بود استفاده شد. صفات تولیدی شامل رکوردهای تصحیح شده 305 روز شیر، تولید چربی و تولید پروتئین و صفات تولیدمثلی شامل سن زایش اول، فاصله گوساله زایی، طول دوره خشکی و روزهای باز بودند. پارامترهای ژنتیکی با استفاده از مدل حیوانی تک صفتی و از روش آماری بیزی مبتنی بر نمونه گیری گیبس با 200000 دور و نرم افزار THRGIBBS1F90 برآورد شدند و در هر آنالیز 20000 دور اول به عنوان دورهای قلق گیری در نظر گرفته شدند. وراثت پذیری تولید شیر 34/0، تولید چربی 68/0، تولید پروتئین 65/0، سن زایش اول 17/0، فاصله گوساله زایی 007/0، طول دوره خشکی و روزهای باز 07/0 برآورد شدند. همبستگی ژنتیکی صفت تولید شیر با تولید چربی 48/0 به دست آمد. همچنین همبستگی ژنتیکی صفات تولید شیر، تولید چربی و تولید پروتئین با سن زایش اول به ترتیب 003/0-، 14/0 و 39/0 و همبستگی ژنتیکی صفات تولید شیر و پروتئین با فاصله گوساله زایی 23/0 و 55/0 برآورد شدند. با توجه به نتایج به دست آمده، همبستگی های بین صفات تولیدی و تولیدمثلی را می توان در برنامه های اصلاح نژادی درنظر گرفت.

    کلیدواژگان: روش بیزی، نمونه گیری گیبس، پارامترهای ژنتیکی، گاوهای هلشتاین
  • میثم لطیفی، امیر رشیدی*، رستم عبدالهی آرپناهی، محمد رزم کبیر صفحات 112-119

    هدف از این مطالعه مقایسه استراتژی های انتقال ژن و سنتز نژاد در بهبود صفت چندقلوزایی با استفاده از شبیه سازی در گوسفند بود. برای این منظور صفتی با وراثت پذیری 1/0، متشکل از دو کروموزوم شبیه سازی شد. در کروموزوم اول، یک QTL به عنوان ژن عمده شبیه سازی شد که 40 درصد از واریانس ژنتیکی کل را به خود اختصاص داد. اثرات آلل های مطلوب و نامطلوب برای QTL مورد نظر پس از هفت نسل به ترتیب در دو نژاد A و B تثبیت شد. در ادامه با دو روش سنتی (Classical) و انتخاب به کمک ژن با روش سنتی (GasClassical) استراتژی انتقال ژن و سنتز نژاد مورد مقایسه قرار گرفت. پیشرفت ژنتیکی در دو استراتژی انتقال ژن و سنتز نژاد با روش GasClassical در مقایسه با روش Classical  به ترتیب 39 و 16 درصد بیشتر بود. میانگین ضریب هم‎خونی در نسل پنجم با روش Classical وGasClassical  به ترتیب در استراتژی انتقال ژن 049/0 و 037/0 و در استراتژی سنتز نژاد 011/0 و 008/0 بودند. نتایج این مطالعه نشان داد روش GasClassical در مقایسه با روش Classical منجر به افزایش فراوانی آلل مطلوب (ژن عمده) و پیشرفت ژنتیکی در هر دو استراتژی انتقال ژن و سنتز نژاد می شود. با این وجود پیشرفت ژنتیکی به ازای یک درصد افزایش هم‎خونی در استراتژی سنتز نژاد نسبت به انتقال ژن بیشتر بود. در نتیجه استراتژی سنتز نژاد از نظر عملکرد بهتر بود.

    کلیدواژگان: انتقال ژن، سنتز نژاد، ژن عمده، پیشرفت ژنتیکی
  • رضا نوروز ولاشدی*، حدیقه بهرامی پیچاقچی صفحات 120-128

    عناصر اقلیمی ازجمله عوامل تاثیرگذار بر عملکرد محصولات مختلف زراعی و دامی هستند. با توجه به تغییرات اقلیمی پیش رو، بررسی تاثیر شاخص های اقلیمی بر تولیدات دامی در حال حاضر می تواند یک چالش مهم برای تولیدکنندگان باشد. پیش بینی عملکرد محصول از مهم ترین موضوعات مورد بررسی در بحث امنیت غذایی، جهت افزایش کارایی اقتصادی تولیدات دامی است. در این پژوهش ارتباط عناصر و شاخص های اقلیمی با عملکرد زنبورعسل در شهرستان شاهین دژ مورد بررسی قرار گرفت. طول دوره آماری 12 سال از سال 2007 لغایت 2018 بوده است. نخست، عناصر و شاخص های اقلیمی که دارای همبستگی بالا و معنی دار با عملکرد محصول بودند مشخص شدند. سپس با رعایت پیش فرض ها مدل پیش بینی عملکرد عسل ارائه شد. اعتبار مدل مبنی بر خطی بودن رابطه متغیرهای مستقل و وابسته، سپس نرمال بودن توزیع مقادیر خطا و استقلال مقادیر خطاها بوده است. که در نهایت نرمال بودن توزیع متغیر وابسته مورد آزمون قرار گرفت. خروجی نتایج مدل نشان داد که عملکرد محصول با دما دارای رابطه معنی داری است. جذر مجموع مربعات خطا جهت برآورد دقت مدل عملکرد برابر 11 درصد بوده است. لذا می توان با دقت بسیار خوبی بیان داشت، اثر تغییر آب و هوا به ازای افزایش نیم درجه ای دما عملکرد عسل را در حدود 40 تن در سال کاهش خواهد داد. نتایج بررسی روند شاخص های اقلیمی حدی گرم و سرد که توسط گروه کارشناسی آشکارسازی تغییرات اقلیمی سازمان جهانی هواشناسی ارائه شد، نشان می دهد منطقه مورد مطالعه روند گرم شدن را سپری می کند. لذا تغییر عملکرد زنبورعسل به طور عمده تحت تاثیر عوامل اقلیمی بوده است. لذا پیشنهاد می شود، از گونه های زنبور عسل مقاوم و سازگار با شرایط تغییراقلیم جهت افزایش عملکرد استفاده شود.

    کلیدواژگان: آذربایجان غربی، اقتصادی، نوسانات آب و هوا، شاخص های اقلیمی، مدل سازی
|
  • Farhad Samadian*, Mohammad Javad Eskandari, Mohammad Reza Bahreini Behzadi Pages 1-7

    Studying broiler preference to feed color is important for improving comfort and welfare of broilers and it may be beneficial for improving performance. The aim of the first experiment was to examine day-old chick's preference in different light colors to different feed colors. One hundred and sixty Ross 308 newly hatched broilers, never exposed to feed, were allocated into pens illuminated with different light colors: white, yellow, green and red. Under each color of light four colored feed choices (red, green, yellow and control) were offered. Choice was recorded the moment the bird attempted to obtain feed. In the second experiment, 80 chicks were chosen and separated equally in four pens illuminated with white color. Light intensities were the same in all pens at both experiment. The pens were separated using black plastic to keep stray light from interfering with neighboring pens. In each pens there were 4 dishes containing different feed color and chicks were allowed to choose the preferred color of feed for consumption. All chicks were fed a standard NRC ration and all pens were given ad libitum access to feed and water. The amount of feed intake from each colored feed in each pen was determined as a proportion of total pen feed intake until 21th days of rearing period. The results indicated that there were no significant differences between preferences of chicks to different feed colors. However, it was observed that under white light chicks tend to prefer green feed compared to control (P=0.08). The results in the second part of experiment showed that the feed intake from green feed were significantly higher compared to other colored feeds. Also, birds had the lowest proportion of feed intake from the red-colored ration under white lighting.

    Keywords: Broiler Chicken, Colored Feed, Feed Intake, Preference
  • Mokhtar Fathi*, Taimour Tanha, Mohammad Naji Ahmadi Pages 8-15

    This experiment was conducted to investigate the effects of supplementation of different levels of peribiotic of mannan oligosaccharide (MOS) (Celmanax) on performance and some blood parameters of broiler chicks under induced ascites. 320 day-old Ross 308 male chicks were randomly divided into 4 treatments with 4 replicates. The dietary treatments included: positive control (corn – soybean meal basal diet), negative control (induced ascites with sodium chloride supplementation in the drinking water), negative control with supplementation of (2 and 4 ml per liter of drinking water of mannan oligosaccharide. Feed intake, Body weight and feed conversion ratio were measured at the end of the experimental period (42 d). Dead birds were dissected for ascites symptoms. Blood and ascites parameters (Right ventricular weight to total ventricles ratio (RV/TV) were also measured at 42 days of age. The statistical analysis of the data was done by using SAS software and comparison of the means were done by Tukey test at a significant level of 5%. The results showed MOS increased weight gain and decreased feed conversion ratio in birds with ascites (P <0.05). Both MOS levels significantly decreased the hemoglobin, red blood cells count, protein and hematocrit content of  birds reared under induced ascites (P <0.05). In addition, supplementation of 4cc/l  MOS on drinking water significantly decreased mortality rate caused by ascites (3.3%) and RV/TV index (P <0.05). In Conclusion, the supplementation of 4 cc MOS per liter of drinking water can improve growth performance of broiler chickens and can reduce the mortality rate of chickens reard unedr induced ascites.

    Keywords: Ascites, Mannan oligosaccharides, Prebiotic, Performance, Mortality, Blood parameters, Broiler chickens
  • Moosa Vatandoost, Masood Didarkhah*, Fereshte Jamili Pages 16-24

    In livestock nutrition management to increase productivity, finding inexpensive sources of food is a fundamental solution. .The sub-sectors of the agricultural industry in the feeding of ruminant animals make it possible to use them for the production of valuable products such as meat and milk. The purpose of this study was to investigate the effects of using citrus and sugar beet pulp in diet on ruminal performance and fermentation of Baluchi lambs. This research was carried out in a completely randomized design on 40 Baluchi lamb with 4 treatments and 10 lambs pretreatment with an average weight of 30 kg ± 1.5. The trial period was 75 days. Treatments were: 1) control group (base diet + 0 % citrus pulp per head at day 2( base diet + 10 % citrus pulp per head at day 3( base diet + 20 % sugar beet pulp dry per head at day 4) basal diet + 10% citrus pulp + 5% beet pulp dry per head at day. There was a significant difference between the mean daily weight gain in the whole period between different diets (P <0.05). The best conversion coefficient was for the group that consumed citrus (6.25) and the control group with the highest conversion factor (7.75), which had a significant difference with other groups (P <0.05). The results of this study showed that there was no significant difference between the average duration of chewing time, rumination and eating among different diets. According to the results of this study, the use of citrus pulp as a sub.

    Keywords: Citrus Waste, Rum, Sheep, Sugar Beet
  • Taghi Ghoorchi*, Ameneh Jamshidy Rodbari, Fatemeh Kazemi Pages 25-30

    The NorFor is a semi-mechanistic system, which predicts nutrient supply and requirements for maintenance, milk production, growth and pregnancy in catlle. This research aimed to evaluate the effects of grinding, pelleting and steam-flaking of corn grain on protein characteristic using NorFor model according to a completely randomized design. Degradability of dry matter and protein of the processed corn were determined at 0, 2,4,8,16,24 and 48 hours after feeding with technique of nylon bags using three mature rams of Zel breed. By using the data gathered from the measurement of ruminal degradability of crude protein of corn, including soluble crude protein (sCP), potentially degradable crude protein (pdCP), degradation rate of potentially degradable crude protein (kdCP), indigestible crude protein (iCP) in feedstuff was estimated in NorFor system it was shown that effective degradability (%) of dry matter and protein steam-flaking of corn grain was higher than grinding, pelleting. Also, the slow fraction of grinding of corn grain was higher, both in dry matter and protein degradation. Corn steam-flaking increased soluble protein (sCP) and total soluble protein (sCP+ pdCP) and potential degradation protein, and reduce the kdCP, comparing with corn pletting (397 in contrast of 816) was significantly different (P<0.0 .(In this sdtudy, indigestibility of crude protein (iCP) was very low. The overall findings of this study indicated that increased rumen degradability of dry matter and protein as well as the total soluble protein (sCP+ pdCP) steam-flaking of corn grain was high.

    Keywords: Corn, Degradability, NorFor, Processing
  • Yadollah Chashnidel*, Mehran Hamedi, Asadollah Teymori, Mehdi Bahari Pages 31-41

    This study investigated the effect of different levels of barley wet brewers on performance, rumen degradability, some blood parameters and gas production in fattening Zell male lambs. In the first experiment, in order to investigate different levels of barley wet brewers on performance and some blood parameters, in a completely randomized design with 4 experimental diets containing 0, 10, 20 and 30% barley wet brewers were used in 16 lambs with an mean weight of 30± 2 kg and age of about five months for 90 days. The experimental diets were isocaloric and isonitrogenous. The results showed that there was a statistically significant difference between experimental treatments in daily feed intake in the whole period (P<0.05). There was no significant difference between body weight gain, feed conversion ratio and blood parameters in experimental treatments. The mean apparent digestibility results of the nutrients were significantly affected by the experimental treatments, so that by increasing the level of barley wet brewers to 30%, the apparent digestibility of crude fat significantly increased, but the apparent digestibility of dry matter, crude protein and NDF, significantly decreased. In the second experiment, rumen degradability of dry matter, crude protein and NDF of experimental diets were measured using a nylon bag method with 3 fistulated Zell male sheep that were fed in the maintenance level. The incubation times were 0, 4, 8, 16, 24, 36, 48, 72 and 96 h. Significant differences were observed in degradability of dry matter, crude protein and NDF between experimental treatments (P<0.05). The degradability of the samples decreased significantly in all of parts, except in the rapidly degradable CP fraction that increased. There were significant differences in vitro of gas production rate between treatments (P<0.05). The overall result of this study showed that the use of 30% of wet barley brewers significantly reduced feed intake of lambs in the whole experiment period and its use in feeding lambs without negative effect on growth performance and diet nutrient digestibility is recommended.

    Keywords: Barley Wet Brewers, Blood Parameters, Degradability, Fatting Zell Lambs, Growth Performance
  • Jamal Mahmoudi, Abbas Farahavar*, Sara Mirzaie Goudarzi, Ali Asghar Saki, Ahmad Ahmadi Pages 42-51

    The purpose of this experiment was to compare the effects of essential oils blend with probiotic and Flavomycin as antibiotic growth promoter on humoral immunity, meat quality, and some blood parameters in broiler chickens. A total of 288 day-old Ross 308 strain broiler chicks based on a completely randomized design was allocated to four treatments with four replicates and 18 birds in each replicate. Treatments were included: 1) control (a basal diet containing corn and soybean meal without additive), 2) basal diet + 150 mg/ kg essential oils, 3) basal diet +200 mg/ kg probiotic Gallipro®, and 4) basal diet +150 mg/ kg Flavomycin. In order to evaluate humoral immune response, antibody titers of sheep red blood cells (SRBC) were measured by hemagglutination method at 26 and 33days. In order to evaluate blood parameters and meat quality, two birds per replicate were slaughtered and blood samples were collected.  Humoral immune response was not significantly different between groups (P >0.05). Redness index (a*) in thigh muscle and pH of breast muscle 24 h after slaughter decreased (P<0.05) in treatments 2 and 3 compared with 1 and 4. Plasma concentration of HDL was significantly lower by 4 treatment than other groups (P < 0.05). Generally, the results of this study showed that dietary supplementation of essential oils blend, probiotic and Flavomycin to broiler chickens did not affect immune response of the birds, but pH of meat was improved after slaughter. In addition, Flavomycin supplementation of diet had a negative effect on blood HDL concentration.

    Keywords: Food Additives, Flavomycin, Immunity, Meat Quality, Phytogenic Components ponents
  • Ayoub Azizi*, Ali Kiani, Zahra Aminifard Pages 52-60

    Primarily the purpose of this study was to determine the chemical composition and the in vitro fermentation parameters of banana peel (BP) in comparison with wheat straw and alfalfa hay. Then, substitutional effects of BP with levels of 0, 50, 100, 150, and 200 g/kg in dry matter (DM) In Vitro Fermentation Parameters were investigated. Results showed that BP had higher crude protein (CP) content compared to wheat straw, but it was lower than alfalfa (P<0.05). However, neutral detergent fibre (NDF), acid detergent fibre (ADF) and lignin content of BP were lower compared to other experimental feeds (P<0.05). Greater ether extract and non-fibre carbohydrate contents were observed in BP compared to other experimental feeds (P<0.05). Potential of GP (b coefficient) and ruminal organic matter disappearance of BP were greater than wheat straw, but they were lower compared to alfalfa (P<0.05). Alfalfa and BP had similar total GP (TGP) and DM disappearance (P>0.05). Microbial protein production (MPP) increased with BP incubation compared other feeds (P<0.05). Two-stage DM and ADF digestibility were lower in BP than alfalfa (P<0.05), while their NDF digestibility was not significant (P>0.05). A linear reduction in ammonia-N concentration and a linear increase in MPP and partitioning factor were observed as BP dietary level was elevated (P<0.05). Other fermentation parameters and ruminal DM and OM digestibility were similar among experimental diets (P>0.05). In conclusion, results of present study indicated that banana peel has a better nutritive value in comparison with wheat straw and is comparable to alfalfa. In addition, it can be used in dry nutrition up to 20 % DM without any negative effects on in vitro fermentation parameters.

    Keywords: Banana peel, Fermentation, Gas production, Nutritive value, Ruminant
  • Mahdiyeh Mehdipour, Hossein Daghigh Kia* Pages 61-68

    Artificial insemination is a reproductive technology that uses the best male breeders. Successful artificial insemination is affected by several factors, one of the most important of which is the availability of fertile sperm after the freezing-thawing process. The purpose of this study was to investigate the effect of different concentrations of naringenin after the freezing process. Sperm collection was performed twice a week using abdominal masage. After adding the diluent to the semen samples, the samples were placed in the refrigerator at a temperature of 4°C for equilibration. Samples were then transferred to freezing straws and exposed to nitrogen vapor, then stored in a tank containing liquid nitrogen. After thawing, several parameters containing motility, viability, abnormality, membrane integrity, MDA production, SOD and GPX enzymes and total antioxidant capacity were evaluated. The results indicate that the total and progressive cavity in 100 μM naringenin treatment significantly increased compared to control treatment. The percentage of sperm with morphological abnormalities in different concentrations of naringenin did not differ significantly (p<0.05). The viability and membrane integrity of the sperm cells at 100 μm concentration increased significantly compared to the control group. The results of this experiment indicate that 100 μm naringenin treatment increased glutathione peroxidase and total antioxidant capacity and reduced MDA levels compared to control group. Based on the results of this study, naringenin at 100 μm in a diluent medium improves rooster sperm quality after freeze-thawing.

    Keywords: Antioxidant, Freezing, Naringenin, Oxidative stress, Rooster sperm
  • Somayeh Omidi, Marziyeh Ebrahimi*, Hossein Janmohammadi, Hossein Taghipour, Seyed Hadi Peighambardust, Hamidreza Ghassemzadeh Pages 69-78

    Previous studies have indicated the positive impact of dietary supplementation of arginine on meat quality and growth, though there is no report regarding the effect of in ovo injection of arginine on meat quality. So, the aim of this study was to evaluate the effect of in ovo injection of different levels of L-arginine on hatchability, growth performance, and meat quality of Ross 308 broiler chickens. In this research, 300 fertile eggs were used in a completely randomized design with three experimental treatments (levels of 0.5 and 1% of L- arginine and total control). Experimental groups included: 1) in ovo injection of 0.5% L-arginine, 2- in ovo injection of 1% L-arginine, 3) total control group {collected control 1 (injection of distilled water) and control 2 (no injection)}, which were injected on d 14 of incubation. After hatching, broiler chicks of arginine treatments and total control group were divided each into four equal groups and placed randomly into four cages (replicates of the experiment). The rearing period continued from hatching to d 24. In order to investigate the quality of meat, on day 24, three chicks from each replicate (12 chicks per each treatment) were weighed, slaughtered and their breast muscles were used for meat quality evaluation. Based on the results, in ovo injection of different levels of L- arginine did not significantly affect 1, 10 and 24 day-old birds’ weight, daily weight gain, feed intake, feed conversion ratio, and relative weight of scalped carcass and breast muscle (P >0.05). Although, meat pH, meat fat and Ash content, and meat color indexes (a*, b*, L*, H) were not affected by L- arginine in ovo injection treatments (P>0.05), meat water loss, ΔD, and C indexes were significantly affected by experimental treatments (P˂0.05). Based on the overall results of this study, in ovo injection with different levels of L- arginine could not have a significantly noticeable effect on growth performance, meat production and/or meat quality of 24 day- old broiler chickens.

    Keywords: Broiler chickens, In ovo injection, L- arginine, Meat quality
  • Essa Dirandeh*, Zarbakht Ansari, Mohammad Kazemifard Pages 79-85

    The objective of this study was to compare first service conception rate before and after milking and changes in metabolite and hormones during four times realted to milking in lactating dairy cow. 300 High producing Holstein cows (> 30 Kg/d and BCS) were randomlly selected and assigned into two groups: 1- insemination before morning milking (0700 a.m, n = 150) and 2- insemination after morning milking (0900 a.m, n=150). Milking was performed at 8 a.m. All cows were synchronized with G7G-Ovsynch protocol started at d 30 postpartum. Blood samples collected from subsample of cows (n = 45 per group) and at four times (before milking, with milking, 1 h after milking and 2 h after milking) for measauring glucose, triglyceride, free fatty acids, albumin andcortisol concentrations. Results showed that Glucose, trigyceride, free fatty acids, abumin and cortiso concentrastions were affected by miking time (P<0.05) and significanty increased with milking compared to before milking (P<0.05) but significanty decreased 1 h after milking compared to milking and before milking. Conception rate at d 32 and 60 after AI were greater in cows inseminated after milking in comparsin with before milking. In conclusion results of the present study showed insemination of cows after milking compared to before miking resulted in increased fertility.

    Keywords: Cortisol, Dairy Cow, Free Fatty Acids, Milking Stress
  • Atefeh Jamshasb, Majid Mottaghitalab* Pages 86-95

    In-ovo injection of anti-aromatase compounds with the aim of achieving a higher male to female sex ratio, higher economic impact, higher growth rates and better feed conversion ratio in broiler industry has been taken into consideration by researchers. The present study was conducted to find out if in ovo injection of aqueous and alcoholic extract of tomato can affect sex differentiation, sex ratio, hatchability, and performance of broiler chickens Therefore, 600 fertilized eggs were divided into 6 treatments, each with 4 replicates and 25 eggs per each replicate. Treatments included in ovo injection of tomato aqueous extract on the levels of 0.3 and 0.6 mL (TWE0.3, TWE0.6), tomato alcoholic extract on the same levels (TAE0.3, TAE0.6), in ovo injection of 0.1 mL of saline (Sham group: SG), and control group without any injection (Cont). On day 5 of incubation, the eggs were injected at the narrow end of the eggs using 1mL-syringes. Hatched chicks were reared (separated-sex) for 6 weeks to evaluate their general performances. Complete randomized block design was used and data analysis was performed using SAS software. The results showed that injection of 0.3 ml of alcoholic extract and 0.6 ml of aqueous extract lead to a significant increase in male chicken percentage at hatching compared to control group (P <0.05), without any negative effect on hatchability and performance (P >0.05). Data obtained from rearing period revealed significant improvement in some performance parameters such as average daily gain and average daily feed intake (P< 0.05). In conclusion, in ovo administration of tomato extract which contains flavonoids with anti-aromatase properties, caused higher percentage of male chicks followed by higher profit achievement. However, for more precise statement, there should be more tissue samples for histological studies and more diverse doses of tomato extracts as compounds containing anti-aromatase substances.

    Keywords: Tomato Extract, Aromatase Inhibitors, Sex Differentiation, Performance
  • Abdolreza Daneshvr Amoli*, Saied Esmaelkhanian, Mohammad Reza Sanjabi, Seyed Ahmad Mirhadi Pages 96-103

    Due to the importance of conservation and preserving indigenous breeds, Baluchi sheep as the most populous breed of Iranian sheep with reliable pedigree was selected. In this study genetic variations were analyzed with 15 microsatellites markers (BM737, BM1815, BMS332, BMS995, BMS2721, KD101, LSCV36, LSCV38, McM63, McM139, McM214, McMA1, McMA10, OarVH110, TGLA231) in a population of Baluchi sheep. Whole blood samples were randomly collected from 140 sheep at Abbas Abad Breeding Station (Mashhad). After PCR reactions, McM139 locus wasn't amplified and LSCV38 locus was ignored for many null Alleles. Thirteen microsatellites loci were %100 polymorphic. Number of alleles, observed and expected heterozygosity, polymorphic information content (PIC) and Shannon index were calculated. Highest and lowest allele numbers was observed in OarVH110 locus with 12 alleles and 6 alleles in BM737, BMS332, McMA10, respectively. Effective number of allele was between 3.51 (LSCV36) to 8.66 (OarVH110). The highest and the lowest heterozygosity belonged to 0.89 (OarVH110) and 0.71 (LSCV36), respectively. OarVH110 locus indicated the highest PIC (0.873) and LSCV36 locus indicated the lowest PIC (0.669). The highest and lowest Shannon index were belonged to 2.21 (OarVH110) and 0.66 (LSCV36), respectively. These results verify high efficiency of microsatellites marker for screening of population's structure in Iranian native sheep and in future study for QTL mapping. So, presence of new alleles and allele range indicates difference between Baluchi sheep population structure with foreign Sheep breeds.

    Keywords: Baluchi Sheep, Genetic Variation, Microsatellite Marker
  • Kosar Kamel, Hassan Hafezian*, Mohsen Gholizadeh Pages 104-111

    The present study was conducted to estimate the genetic and phenotypic parameters of productive and reproductive traits of Holstein cows in Mazandaran Holstein dairy cattle. To this purpose, data 39792 records of Holstein cows collected at Mahdasht Milk and Meat Company in sari during 1986 to 2015 were used. Productive traits included corrected 305 days milk records, fat and protein production, and reproductive traits were age at first calving, calving interval, dry period and days open. Genetic parameters were estimated by THRGIBBS1F90 software under single trait animal model using Bayesian statistical method based on Gibbs sampling approach. A total of 200000 cycles were implemented among which the first, 20000 cycles were considered as burn-in period. Heritabilities obtained as 0.34, 0.68, 0.65, 0.17, 0.007, 0.07 and 0.07 for milk production, fat production, protein production, age at first calving, calving interval, dry period and days open, respectively. The genetic correlation between milk production and fat production was 0.48. Genetic correlation between milk production, fat production and protein production with age at first calving was -0.003, 0.14 and 0.39, respectively, Genetic correlation between milk and protein production with calving interval was estimated to be 0.23 and 0.55, respectively. According to the results, correlations between production and reproduction traits could be considered in breeding programs.

    Keywords: Bayesian method, Gibbs sampling, THRGIBBS1F90, Genetic parameter, Holstein cows
  • Meysam Latifi, Amir Rashidi*, Rostam Abdollahi Arpanahi, Mohammad Razmkabir Pages 112-119

    The objective of this study was to compare introgression and synthetic breed strategies for litter size trait improvement in sheep using computer simulation. For this purpose, a trait with heritability of 0.1, consisting of two chromosomes was simulated. On chromosome 1, a single QTL as the major gene was created that accounted for 40% of the total genetic variance. The effect of favorable and unfavorable alleles for the QTL was fixed after seven generations in both A and B breeds, respectively. The introgression and synthetic breed strategies were compared using Classical and Classical with gene-assisted selection (GasClassical) methods. The genetic gain in introgression and synthetic breed strategies using GasClassical method was 39% and 16% higher than that of Classical method, respectively. The mean of inbreeding coefficient in the fifth generation in introgression strategy was 0.049 and 0.077 using the Classical and GasClassical methods, respectively, and in synthetic breed strategy was 0.11 and 0.008, respectively. The results of this study showed that the GasClassical method in comparison with the Classical method led to an increasing frequency of favorable allele (major gene) and genetic gain in both introgression and synthetic breed strategies. However, the genetic gain for one percent increase in inbreeding in the synthetic breed strategy was greater than that of introgression strategy, and as a result, the synthetic breed strategy performs better than introgression strategy.

    Keywords: Genetic Gain, Introgression, Major gene, Synthetic Breed
  • Reza Norooz Valashedi*, Hadigheh Bahrami Pichaghchi Pages 120-128

    Climatic variables are among the factors influencing the performance of various crop and livestock products. Considering the advanced climate change, the impact of climate indicators on livestock production can present serious challenge for producers. Crop yields prediction is one of the most important issues in the food security debate to increase the economic efficiency of livestock production. In this research, the relationship between climatic elements and indicators with honey bee function in Shahindej was investigated. The length of the statistical period was 12 years from 2007 to 2018. First, elements and climatic indices that were highly correlated with product yield were identified. Then, by default, the honey yield prediction model was presented. The validity of the model is based on the linearity of the relationship between independent and dependent variables, then the normal distribution of the error values and the independence of the error values. In the end, the normal distribution of the dependent variable was tested. Output of the model results showed that product performance with temperature was significant. The accuracy of the honey performance model with a RMSE was 11%. Therefore, it can be said with great accuracy that the effect of climate change on a half-degree increase in temperature will reduce honey performance by about 40 tons per year. The results of the study of the trend of cold and cold climate indicators presented by the World Meteorological Organization's Climate Change Detection Panel, Indicates that the region under study is experiencing a warming process. Therefore, changes in bee function were mainly influenced by climatic factors.

    Keywords: West Azerbaijan, Economic, Climate Fluctuations, Climate Indicators, Modeling