فهرست مطالب

تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی - سال بیست و پنجم شماره 3 (پیاپی 98، پاییز 1398)
  • سال بیست و پنجم شماره 3 (پیاپی 98، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • غلامرضا فدایی* صفحات 367-374

    این اصطلاح معمولا در جایی به‎کار می‎رود که عاملی با آنکه دسترسی به منبع دارد اما به دلایلی ترجیح می‎دهد از کمترین امکانات استفاده کند. این عمل گاه ممدوح و گاه مذموم است. حوزه اطلاع‎رسانی اگر اسمش بامسما باشد معنایش این است که درست اطلاع‎رسانی کند و البته خودش قبلا باید اطلاع داشته باشد؛ زیرا کسی که خبر ندارد یا خبر درست ندارد چگونه می‎تواند خبررسانی کند. این امر برای کسانی که خود داعیه اطلاع رسانی دارند و به ویژه استاد حوزه اطلاع رسانی اند اهمیتش مضاعف می شود. ‎توجه به استناد و مستندسازی یکی از مهم ترین درس های حوزه علم اطلاعات و دانش‎شناسی است که در آن تاکید می شود، کسی چیزی بدون استناد نگوید. علاوه بر این، تاریخ شفاهی یکی از درس های رشته آرشیو (یادمانه ها) است و متخصصان این حوزه باید با افرادی که درگیر مسائل بوده‎اند و دارای اطلاعاتی هستند مصاحبه کنند تا آن ها نظراتشان را بگویند و چیزی از قلم نیفتد. توجه به استناد و مستندسازی یکی از مهم ترین درس های حوزه علم اطلاعات و دانش‎شناسی است که در آن تاکید می شود، کسی چیزی بدون استناد نگوید. علاوه بر این، تاریخ شفاهی یکی از درس های رشته آرشیو (یادمانه ها) است و متخصصان این حوزه باید با افرادی که درگیر مسائل بوده‎اند و دارای اطلاعاتی هستند مصاحبه کنند تا آن ها نظراتشان را بگویند و چیزی از قلم نیفتد. در نیمه‎های مهرماه امسال (1398)، رایانامه‎ای از یکی از فارغ التحصیلان دکترای جوان این رشته برایم آمد مبنی بر اینکه مقاله‎ای در دائره‎المعارف کتابداری و اطلاع‎رسانی درباره آموزش این رشته منتشر شده که در آن ضمن نام بردن از بسیاری از افراد، بخشی را هم به تاسیس دانشکده علم اطلاعات و دانش‎شناسی اختصاص داده است. نام برده با تاکید بر بخش اخیر و با توجه به شناختی که از من نسبت به موضوع دارد پیشنهاد کرده بود درباره آن اظهارنظر کنم. در ابتدا باید از این اقدام ارزشمند جوانان اهل تحقیق سپاسگزاری کنم که وقتی مطلبی می‎خوانند چنانچه مطلب نادرستی یا سوگیری یا نقصی می‎بینند از کنار آن سرسری نمی‎ گذرند و سعی می کنند در اصلاح آن بکوشند، زیرا غفلت از آن موجب تحریف تاریخ یا ایجاد ابهام یا خلا در تاریخچه هر موضوعی خواهد بود. من نه از آن نظر که بخواهم درباره فعالیت خود بزرگ نمایی کنم؛ ولی اگر واقعیت با آنچه نوشته می‎شود زاویه داشته باشد لازم است حتما آن را بازگو کرد هر چند برای بعضی ها خوشایند نباشد. من در دروان زندگی کاری ام از سال 1352 به بعد با توجه به انتخاب رشته کتابداری و اطلاع‎رسانی و نظر به علاقه به این رشته، برای ارتقای آن از هیچ اقدامی فروگذاری نکرده‎ام، اما دریغ از توجه، یا ابراز علاقه یا انتقاد صحیح و حتی غلط دست اندرکاران و مدعیان این رشته. در مقابل، آنچه من دیده‎ام سکوت و از کنار مسائل گذشتن توسط دیگران بوده است. نمونه آن، دوران حدود بیست ساله مسئولیت‎هایم در مدیر کلی آموزش وپرورش استان همدان، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، سازمان اسناد ملی، ریاست کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، و دانشکده کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تهران است که طی آن هرگز ندیدم شخصی یا شخصیتی از حوزه کتابداری و اطلاع‎رسانی با من در باره ارتقای حوزه تماس بگیرد و مطلبی را بیان کند؛ هرچند در این دوران سعی کرده‎ام خود با استنباط شخصی هرچه در توان داشته ام انجام دهم. اثرگذارترین کارهایی که انجام شده است ایجاد پژوهشکده اسناد در سازمان اسناد ملی ایران، تصویب قانون کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، تصویب قانون کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس و ایجاد دانشکده کتابداری و اطلاع‎رسانی (دانشکده علوم اطلاعات و دانش‎شناسی) است. به علاوه، باآنکه در اغلب مجالس یا سازمان‎های مهم این حوزه به ویژه پس از انقلاب شرکت داشته‎ام، اما دریغ از تهیه تاریخ شفاهی ازطرف سازمان‎های مسئول در این باره. مطلب زیر بخشی از آن چیزی است که توسط آقای دکتر حیاتی در بخش آموزش کتابداری و اطلاع‎رسانی در دائره‎المعارف کتابداری و اطلاع‎رسانی تهیه شده است: تاسیس دانشکده. در سال 1389 در دانشگاه تهران «دانشکده علم اطلاعات و دانش‏شناسی» به ابتکار غلامرضا فدائی، استاد گروه علم اطلاعات و دانش ‏شناسی و کمیته برنامه‎ریزی رشته، با چند عضو هیئت علمی تازه کار بدون گروه آموزشی در راهروئی در طبقه بالای باشگاه دانشگاه تاسیس شد. او می خواست با همکاری مرکز اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران رشته ‏های جدید شورای ‏عالی برنامه‏ ریزی را راه اندازد. این ایده قبلا در دوران انقلاب فرهنگی مطرح و به دلائلی که پیش از این گفتیم، منتفی شده بود. او نیز چنان‎که خود به یک منتقد گفته بود خواسته بود از سیاست "راه بنداز جا بنداز" استفاده کند(7). اما کار آن‎چنان که وی فکر می‏کرد پیش نرفت و دانشگاه تهران را راضی نکرد (8). در نتیجه، کوتاه زمانی بعد از تاسیس، دانشکده تعطیل و به گروه فروکاسته شد و به دانشکده مدیریت بازگشت. البته از لحن نوشتار می گذرم که چینش کلمات می‎توانست بار مثبت یا دست‎کم بی‎طرفی داشته باشد و چنین القا کند که اگر این دانشکده به سرانجام می‎رسید برای این حوزه افتخاری ماندگار بود. در متن بالا، اشکالاتی چند هست، ازجمله: 1- بند اول این نوشتار موهم این است که این دانشکده به ابتکار من و کمیته برنامه ریزی تشکیل شده است درحالی که این چنین نیست. من با پیشنهاد دست کم سه گروه کار را شروع کرده و بعدها آن را به شورای عالی برنامه‎ریزی ارائه کردم و مجوز آن را از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (عتف) هم گرفتم؛ 2- اینکه کار بدون گروه آموزشی تشکیل شد خلاف است. درست است که نیروهای اصلی و قدیمی گروه هریک به دلیلی بازنشسته شدند و نیروهای جدید هم تازه‎کار و بی‎تجربه بودند اما گروه منحل نشده بود؛ 3- من بدوا نمی‎خواستم با همکاری کتابخانه ملی این دانشکده را تاسیس کنم. قبل از آن و پس از آنکه بعد از نمایندگی مجلس مدیریت گروه به عهده من گذاشته شد وقتی به خدمت هریک از روسای دانشگاه تهران می‎رسیدم به آنها متذکر می‎شدم که گروه ما استعداد دانشکده شدن را دارد وآنها هم ضمن تایید اظهار می‎داشتند که فعلا بودجه نداریم والا با ایجاد دانشکده مخالفتی نداشتند؛ 4- لزوم همکاری با کتابخانه ملی هم از این نظر بود که من اعتقاد داشتم که اگر همکاری دانشگاه و صنعت امری پذیرفتنی است - که هست - صنعت رشته ما هم متشکل از موسساتی همچون کتابخانه ملی، کتابخانه مجلس، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، نهاد کتابخانه های عمومی و در بخش خصوصی کتابخانه آستان قدس رضوی و کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی است که البته مهم ترینشان سازمان اسناد و کتابخانه ملی است؛ 5- آوردن عبارت «راه بنداز جا بنداز» در یک متن علمی آن هم از قول یک منتقد هرچند ویراستار دائره‎المعارف باشد حجت نیست. تازه زمانی قول منتقد می‎آید که دعوی موسس هم در کنار آن باشد؛ 6- تعطیلی دانشکده با تغییر رئیس دانشگاه تهران هم زمان شد. مدیریت قبلی اگرچه درآغاز حمایت خوبی به عمل آورد ولی درآخر با اقدامات خلاف عرف و حتی غیرقانونی آن را تضعیف کرد ولی باز هم بنای تعطیلی آن را نداشت؛ 7- در مدیریت بعدی اگرچه دانشکده را تعطیل کردند ولی ظاهرا قول احیای دوباره آن را داده بودند؛ 8- و سرانجام اینکه نباید نوشت که به دانشکده مدیریت بازگشت، زیرا قبلا گروه در آنجا نبود و در دانشکده علوم تربیتی بود. بازگشتن به این معنا است که قبلا هم آنجا بوده است. البته، اینکه جوانان به تهیه مقالات دائره‎المعارف اقدام کنند جای تقدیر دارد اما آن ها ممکن است به هر دلیلی محذوریت داشته باشند و نتوانند با دست‎اندرکاران بعضی فعالیت‎ها تماس بگیرند. بااین حال، از جناب دکتر حیاتی که پیر این حوزه است بعید بود که بدون تماس با فردی که به‎طور مستقیم درگیر این قضیه بوده است رویدادی را قلمی کند. مهم تر آنکه این اظهارات برای یک مقاله نیست که ممکن است گفته شود نظرات شخصی نویسنده بوده و همه ممکن است آن را نخوانند. این یک مقاله دائر ه‎المعارف است و معمولا مقالات دائرهالمعارفی از واقعیات برگرفته می‎شود؛ یعنی باید قطعیت داشته باشد و بر ظن و گمان استوار نباشد. من متن اصلی مقاله را هم خواندم که خوب در بسیاری از موارد آن باید دوستان درگیر کار، اگر در قید حیات هستند، اظهارنظر کنند و غلط‎هایی در آن مشاهده کردم که لازم است اصلاح شود، مانند حمیت به جای همت و علی‎رقم به جای علی‎رغم که در نگارش دائره‎المعارفی پذیرفتنی نیست. همچنین، یادم می‎آید که در مرکز خدمات کتابداری (تبراک) که بودم در حدود سال‎های 53-54 امتحانی دادیم که می گفتند برای ایجاد دوره دکترای کتابداری ازطرف دانشگاه ایلی‎نویز بود، ولی نمی‎دانم چرا به هم خورد. حق بود جناب حیاتی دست‎کم با بنده تماس می‎گرفتند و پس از شنیدن سخنانم، رقیمه‎شان را منتشر می‎کردند. من یاد زمانی افتادم که کتابخانه ملی ویرایش اول مستند نویسندگان را تهیه کرده بود. بعضی گفتند چرا نام تو در آن نیست. وقتی پیگیری کردم گفتند فراموش شده است! اینکه من به جناب دکتر افشار که دانشنامه زیرنظر ایشان است چنین حرفی را گفته باشم یادم نیست ولی سوال این است که آیا همه مطالب متن اصلی با این نوع نقل قول ها تهیه شده است؟ و آیا مطالب صرفا باید از دیدگاه منتقد تهیه شود؟ البته دکتر افشار آدم شوخ‎طبعی است و من هم خیلی با ایشان حشرونشر نداشته‎ام و چه‎بسا با شوخی چنین حرفی را گفته باشند. آیا درست است که در یک متن دائره‎المعارفی که صاحب‎نظر کار هنوز زنده است چنین مطلبی درج شود؟ من نیت «جا بنداز راه بنداز» را هرچند در کشور معمول است در باره این دانشکده به جد تکذیب می‎کنم، زیرا هرگز در خاطر من چنین چیزی خطور نکرده بود. من در طرح تصویب قانون کتابخانه های ملی و مجلس که با توفیق همراه بود فکر می کردم که در اینجا هم موفق می شوم. پیشنهاد ارتقای سطح کتابخانه ملی از مجلس شروع و کمیسیون خاص برای آن ترتیب داده شد و خوشبختانه پس از بحث های جدی فراوان به تصویب رسید. آن موقع هم بحث بر سر این بود که کتابخانه ملی با کتابخانه مجلس ادغام شده و مانند کتابخانه کنگره امریکا شود یا اینکه کتابخانه ملی از وزرات فرهنگ و آموزش عالی آن روز جدا و زیرنظر ریاست جمهوری باشد که دومی رای آورد. همچنین من وقتی کتابخانه مجلس را تحویل گرفتم، کارکنان آن 16 نفر و نیمی از آن ها زیردیپلم بودند اما پس از اندک زمانی به یکی از بالنده‎ترین کتابخانه‎های کشور تبدیل شد. این کتابخانه قانونی نداشت و با یک نظام نامه قدیمی که برای مجموعه ای با حدود 2500 جلد کتاب نوشته شده بود، اداره می شد. پس از 70 سال، من قانونی مترقی در حد کتابخانه ملی برای آن به تصویب رساندم. نویسنده مدخل کتابخانه مجلس در همین دائره‎المعارف با عباراتی گذرا فقط اشاره می‎کند که در سال 1374 در کتابخانه مجلس تحولی مهم رخ داد اما بیان نمی کند چرا و چگونه رخ داد، و علی رغم مخالفت های شدید درون مجلس و داخل کتابخانه و عدم همکاری بیرونی، چگونه این قانون با تلاش یک فرد به تصویب رسید و موجب تحولاتی شگرف شد. من از سال 1373 که مدیر گروه کتابداری در دانشکده علوم تربیتی شدم فکر ایجاد دانشکده را داشتم و آن را مکتوب کردم و اعتقادم بر این بود و هست که این رشته به طور بالقوه می‎تواند به دانشکده تبدیل شود، به شرطی که تخصص به نحو مطلوبی در این حوزه مطرح باشد، و من این مطلب را بارها در نوشته های خود و نیز در کمیته برنامه‎ریزی در وزارت عتف بیان کرده‎ام. من طرح تاسیس دانشکده را در کتاب مقدمه‎ای بر اسناد آرشیوی که در سال 1377 منتشر شده است ذکر کرده‎ام. داستان ایجاد دانشکده کتابداری و اطلاع‎رسانی از اینجا شروع شد که رئیس کتابخانه ملی وقت در اواخر دوره اول ریاستش درخواست همکاری با گروه را پیشنهاد کرد. من هم در اولین جلسه مشترک در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران پیشنهاد کردم که اگر کمک کنید تا دانشکده‎ای که از مدت‎ها قبل آرزوی من بوده است تاسیس شود کار بسیار بجایی است. رئیس کتابخانه ملی با حسن نیت پس از شنیدن استدلال من سریعا این پیشنهاد را پذیرفت، و فردای آن روز در جلسه ای در شیراز در حضور رئیس‎جمهور وقت اعلام رسمی کرد و رسانه ای شد. قول کمک مالی هم در حدود دوونیم میلیارد تومان ازطریق اعتبارات ریاست جمهوری داده شد ولی با به هم خوردن روابط کتابخانه ملی و ریاست‎جمهوری وقت به وعده وفا نشد. من هم هرچه پیگیری کردم موفق نشدم و البته به احتمال قوی رئیس کتابخانه ملی هم تلاش کرده بود اما موفق نشد. وقتی نتیجه این جلسه به دانشگاه تهران منعکس شد کاملا مورد استقبال واقع شد. دانشگاه تهران تقریبا سنگ‎تمام گذاشت و همه اقدامات لازمی که می‎توانست دانشکده را پایدار کند انجام داد اما همچنان مترصد کمک اعلام شده از جانب کتابخانه ملی بود. دانشکده هم با نیروهایی مصاحبه کرد و این مسئله تا حد گزینش دانشگاه پیش رفته بود که اگر با کارشکنی سرپرست جدید دانشکده مواجه نمی‎شد همانند بعضی دانشکده‎هایی که در حال حاضر دانشکده‎اند و هم زمان با دانشکده ما تاسیس شده بودند در حال حاضر دانشکده سرپا بود. وقتی رئیس دانشگاه عوض شد و سرپرستی برای آن گمارده شد تلاش کردند آن را زیرنظر کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی دانشگاه ببرند که من مخالفت کردم و استدلالم این بود که واحد آموزشی نباید زیرمجموعه یک واحد اداری باشد. به آن ها گفتم من با الحاق دانشکده به کتابخانه ملی هم که در بدو مذاکرات، آن ها علاقه مند به آن بودند موافق نیستم و اگر بحث الحاق بود الحاق به کتابخانه ملی نسبت به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران رجحان داشت. حتی تا قبل از انتصاب رئیس دانشکده مدیریت به‎عنوان سرپرست، ازطرف دفتر رئیس جدید دانشگاه، علی‎رغم امتناع من از پذیرش دوباره مسئولیت، به من یکی دو بار پیشنهاد و توصیه شد که مجددا ریاست دانشکده را بپذیرم و در آخرین تماس اظهار داشتند عدم پذیرش ممکن است منجر به انحلال دانشکده شود و من تقریبا قبول کردم ولی ناگهان دیدم ورق برگشت. در هر حال، با کمال تاسف به‎خاطر کم‎تجربگی، غرور بی‎جا، خودخواهی و مسائلی شبیه به آن و عدم همکاری سرپرست وقت دانشکده، در زمانی که من در مسافرت خارج از کشور بودم دانشکده را به زمین زدند. البته، نهادهای بیرونی کتابداری مانند انجمن هم همکاری نکردند. به هر حال، ایشان با این عبارت از من موجودی متوهم را به تصویر کشیده است که بدون دلیل دست به اقدامی زده است در حالی که در همان زمان هم تعدادی از مسئولان رشته از این اقدام استقبال کردند و آن را به فال نیک گرفتند و دانشگاه تهران هم آن را جزء اقدامات مثبت خود تلقی کرد. وجود و ایجاد دانشکده فرصتی بی‎نظیر برای این رشته بود و کارهای زیادی برای تاسیس آن انجام شد ولی قدر آن دانسته نشد و به نظر نمی رسد تا سال‎ها چنین تجربه‎ای تکرار شود، گرچه در تاریخ این رشته باید نام و فعالیت‎های آن به دقت بماند و جوانان عزیز از فعالیت‎های انجام شده باخبر باشند.

    کلیدواژگان: اصطلاح کوزه گر، اطلاع رسانی، مستندسازی
  • مهدی رحمانی، فاطمه فهیم نیا* صفحات 375-403
    هدف

    هدف از پژوهش حاضر مطالعه، شناسایی و ارزیابی مخاطره های خدمات کتابخانه های عمومی تحت پوشش نهاد کتابخانه های عمومی کشور و ارائه راهکار بر اساس تئوری مدرن پرتفوی است.

    روش

    پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و ازلحاظ روش گردآوری داده ها از نوع پژوهش های کیفی است که با روش فراترکیب انجام شده است. در پژوهش حاضر، برای دستیابی به هدف پژوهش و شناسایی مخاطره های پیش روی کتابخانه ها به جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی ساینس دایرکت، امرالد، نورمگز، مگ ایران، سیویلیکا، پایگاه علوم انسانی و پایگاه مجلات دانشگاه تهران پرداخته شد. در این پژوهش، روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2007) و در مرحله بعد، برای تعیین ضریب اهمیت و اولویت هریک از مفاهیم کشف شده از روش کمی آنتروپی شانون استفاده شد. همچنین، در پژوهش حاضر به منظور تعیین روایی فراترکیب از ابزار ارزیابی حیاتی گلین استفاده شد. نحوه به کارگیری این ابزار در پژوهش حاضر در بخش کنترل کیفیت ارائه می شود. در این پژوهش، کلیه مقاله های مرتبط مطالعه و هرکدام از مخاطره های پیش روی خدمات کتابخانه های عمومی شناسایی و کدگذاری شدند. برای تعیین پایایی از روش توافق بین دو کدگذار استفاده شد و برای محاسبه ضریب توافق دو کدگذار از ضریب کاپا استفاده شد.

    یافته ها

    منابع استخراجی درنهایت مورد ارزیابی قرار گرفتند و تعداد 52 مخاطره در نه دسته ارزش وجودی کتابخانه، مجموعه سازی، فناوری اطلاعات، مسائل مربوط به منابع انسانی، قوانین و مقررات، مدیریت، مسائل مالی، ارزیابی و دسترسی به اطلاعات تقسیم بندی شده اند. نتایج نشان داد که مولفه تحولات اجتماعی-اقتصادی و درنتیجه، نیازهای همیشه در حال تغییر مشتریان و تامین نیازهای اطلاعاتی مشتریان منجر به ناتوانی کتابخانه در تامین حداکثری نیازهای اطلاعاتی مشتریان خواهد شد. همچنین، این مولفه بیش از سایر مولفه ها مورد توجه قرار گرفته بود.

    اصالت/ارزش

    کتابخانه ها در مسیر ارائه خدمات خود همواره با مخاطره هایی مواجه هستند که شناسایی و مدیریت این مخاطره ها به حل بسیاری از مشکلات و معضلات پیش روی کتابخانه های عمومی کمک خواهد کرد. بنابراین، پژوهش حاضر در برنامه ریزی و تعیین خط مشی کتابخانه های عمومی کشور در آینده می تواند تاثیر شگرفی داشته باشد.

    کلیدواژگان: کتابخانه عمومی، مخاطره خدمات، مخاطره کتابخانه
  • نصرت ریاحی نیا*، علی عطیمی، معصومه لطیفی صفحات 405-429
    هدف

    پذیرش اصالت مناظر فرهنگی بومی ناظر بر پیوستگی هویت ما با سرزمین، نمادها، ارزش ها و نظام باور ساکنان بومی است. فرض بر این است که کتابخانه عمومی نقش مهمی در حفاظت از این اصالت دارد. هدف پژوهش حاضر آزمودن این پیش فرض بر اساس نظرات مدیران مرکزی و منطقه ای نهاد کتابخانه های عمومی در ایران است.

    روش 

    این یک پژوهش کیفی بر مبنای تحلیل محتوای جهت دار است که داده های آن با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده است. نمونه جامعه پژوهش عبارت است از نمونه ای هدفمند از مدیران ارشد و میانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور از استان های تهران، مازندران و بندرعباس. داده های گردآوری شده بر اساس نظریه اصالت مناظر فرهنگی بومی اندروز و باگی تحلیل شد.

    یافته ها

     اصالت مناظر فرهنگی بومی و نقش کتابخانه های عمومی در حفاظت از این اصالت مورد تایید شرکت کنندگان این پژوهش قرار گرفت. از جمله مقولاتی که نشان از اهمیت حفظ و پاسداشت اصالت مناظر فرهنگی بومی دارد، ضرورت توجه به آثار نویسندگان بومی، حفظ اشیای فرهنگی تاریخی، برپایی نمایشگاه ها و فستیوال های منطقه ای، و قدردانی از سازندگان و اهداکنندگان آثار هنری بومی قابل ذکر است. بااین حال، بررسی نظرات شرکت کنندگان نشان داد که کتابخانه های عمومی نقش فعال و روشنی در حفاظت از مناظر فرهنگی بومی مناطق بررسی شده نداشته اند.

    اصالت/ارزش

     اصالت مناظر فرهنگی بومی بر پیوستگی ناگزیر هویت و دانش بومی با سرزمین و میراث مادی و فرهنگی تاکید می کند. اگرچه توجه به اصالت مناظر فرهنگی بومی مجرای درک محیطی و نیز نوعی سپر بازدارنده در مواجهه با رویدادهای جاری و آتی است، بااین حال نقش کتابخانه های عمومی در مناطق بررسی شده نقشی غیرفعال و کم رنگ داشته اند. درمان کسالت موجود در بدن کتابخانه های عمومی ایران می تواند مدنظر سیاست گذاران باشد.

    کلیدواژگان: کتابخانه عمومی، منظر فرهنگی بومی، اصالت، ایران
  • فاطمه تقی پناهی، محسن نوکاریزی*، محمدحسین دیانی صفحات 431-456
    هدف

    مولفه های متعددی در موفقیت تولید محتوا در شبکه اجتماعی اینستاگرام در ارتباط با محتوای تولیدشده و کاربر موثر هستند. پژوهش حاضر بر آن است که با استفاده از روش کیفی عوامل موفقیت تولید محتوا و جلب نظر کاربران (شامل مشخصه های محتوا، تولیدکننده موفق آن، و شاخص های اثربخشی) را در شبکه اجتماعی اینستاگرام شناسایی کند.

    روش

     پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوا و رویکرد اکتشافی و با استفاده از نظرات کاربران، بررسی تجربه های موفق، نظرات متخصصان و تجربه زیسته تولیدکنندگان محتوا انجام شده است. جامعه پژوهش شامل تمام صفحات آموزشی اینستاگرام و نمونه پژوهش شامل 30 صفحه اینستاگرام است که به صورت هدفمند و بر اساس رویکرد افزارسنجی رقابتی انتخاب شده اند. ابزار پژوهش، مطالعه مضامین صفحات اینستاگرام بود که مضامین مزبور از آن استخراج و سپس دسته بندی شد. اعتبار پژوهش با استفاده از روش سه سویه سازی ارزیابی و تایید شده است.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد عوامل موفقیت پذیرش محتوا از سوی کاربران شامل کیفیت، آگاهی بخشی، اعتبار، ارزش افزوده، تخصصی، انگیزه بخشی، سرگرم کنندگی منحصربه فرد بودن، مرتبط بودن، واقع گرایی، روزآمدی، خلاقانه بودن، قابلیت اجرا و اشتراک، و شخصی سازی است. شاخص های اثربخشی محتوا شامل تعداد دنبال کننده، بازخورد های کاربران در پست ها، داستان ها (استوری ها) و نمایه شامل میزان متوسط پسند، نظر، ذخیره کردن پست، به اشتراک گذاری، میزان درگیرکردن کاربر، میزان بازدیدها، میزان ارسال مطلب به صورت پیام خصوصی هستند. برخورداری از تعهد، خلاقیت، اعتبار، تخصص، هویت مشخص، مولد بودن و پرهیز از نسخه برداری، انتقادپذیر بودن، داشتن رفتار هوشمندانه، صبر و بردباری، روحیه همکاری و ارتباطات قوی، آشنایی با ابزارهای تحلیلی بستر ارائه و همسو بودن با تحولات و روزآمدسازی نیز از ویژگی های تولیدکننده موفق محتواست.

    اصالت/ارزش

     توجه به مجموع مولفه ها، چه در ارتباط با تحلیل محتوا و چه در ارتباط با تعامل کاربر با اطلاعات، در کنار یکدیگر و به کارگیری راهکارهای ارائه شده می تواند الگوی مناسبی برای موفقیت در تولید و اشتراک اطلاعات به دست دهد. در این پژوهش، روش جدیدی برای پژوهش درباره محتوای آموزشی رسانه اجتماعی اینستاگرام به کار گرفته شده است.

    کلیدواژگان: محتوا، بازاریابی محتوا، تولید محتوا، تحلیل مضمون، شاخص اثربخشی، بازاریابی دیجیتال، اینستاگرام
  • سمیه پاک نهاد، عبدالرسول جوکار، مهدیه میرزابیگی*، هاجر ستوده، مصطفی فخراحمد صفحات 457-482
    هدف

    در این پژوهش با مرور نظام مند پژوهش های حوزه خودکارسازی پیشنهاد داور برای مقالات در سامانه مجلات علمی به شناسایی وضعیت پژوهش های این حوزه ازنظر انواع شواهد خبرگی، انواع مدل های بازیابی مورداستفاده، شکاف پژوهشی موجود پرداخته شده، و درپایان پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی ارائه شده است.

    روش

     در پژوهش حاضر، از چارچوب مطالعه نظام مند کیچن هام و چارترز (2007) استفاده شده است. جستجو در پایگاه های اطلاعات علمی فارسی و انگلیسی با کلیدواژه های مرتبط انجام و تعداد 50 منبع به زبان انگلیسی در بازه زمانی 1992 تا 2018 یافت شد. پس از اعمال پالایش اولیه معیارهای ورود و خروج از مطالعه و کنترل توسط متخصصان، تعداد 43 منبع انگلیسی برای ورود به مرور نظام مند انتخاب شدند. سپس با طراحی کاربرگی، استخراج اطلاعات از منابع صورت گرفت.

    یافته ها

    مرور پژوهش ها نشان داد شواهد خبرگی نامزد در مطالعات حوزه خودکارسازی پیشنهاد داور برای مقالات ، شامل چهار منبع «اطلاعات خود-توصیفی نامزد داوری» (5 پژوهش)، «مستندات ایجادشده توسط نامزد داوری» (26 پژوهش)، «شبکه های همکاری و روابط علمی نامزد داوری» (2 پژوهش)، و «منابع ترکیبی» (7 پژوهش) هستند و روش روابط علمی و منابع ترکیبی نسبت به دو روش دیگر متاخرتر هستند. همچنین، مدل های بازیابی اطلاعات مورداستفاده در سامانه های خبره یابی داور شامل مدل بولی، مدل بولی بسط یافته، مدل فازی، مدل برداری، مدل احتمالاتی، نمایه سازی معنای نهان، مدل تخصیص معنای نهان و مدل نویسنده- موضوع هستند. شکاف های پژوهشی موجود در این حوزه نیز «عدم توجه به طراحی سامانه خبره یابی داور در نشریات و کنفرانس های داخلی»، «عدم توجه به منابع دانشی» و «عدم توجه به دیدگاه کاربران در طراحی سامانه های موجود» است.

    اصالت/ارزش

     با مرور پژوهش های حوزه خودکارسازی پیشنهاد داور، یافته های این حوزه ازنظر شواهد خبرگی داوری و مدل های به کاررفته دسته بندی و خلاصه شد. این پژوهش تصویری کلی نسبت به آنچه انجام شده و آنچه بهتر است در طراحی سامانه های بعدی درنظر گرفته شود به پژوهشگران ارائه می دهد.

    کلیدواژگان: پیشنهاد داور، سامانه خبره یابی، مرور نظام مند
  • حسین منصوری*، محمود دانیالی ده حوض صفحات 483-510
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اعتماد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی با تاکید بر نقش تعدیل کنندگی بهره وری نیروی انسانی در کتابخانه های عمومی استان هرمزگان انجام گرفته است.

    روش

    این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی از نوع هم بستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان کتابخانه های عمومی استان هرمزگان بوده اند که پس از تعیین حجم نمونه به تعداد 97 نفر به کمک جدول کرجسی و مورگان، نمونه انتخابی به روش نمونه گیری تصادفی-خوشه ای انتخاب شد. جمع آوری داده ها بر اساس سه پرسش نامه استاندارد اعتماد سازمانی راولیز (2008)، رفتار شهروندی سازمانی دیکینسون (2009) و بهره وری نیروی انسانی هرسی و گلداسمیت (1980) صورت گرفت و پایایی آن ها ازطریق ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب با مقادیر 5/83%، 2/78% و 5/79%، روایی محتوایی آن ها با استفاده از نظر متخصصان و کارشناسان خبره، و روایی سازه نیز به کمک تحلیل عاملی تاییدی تایید شد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش حاکی از آن است که اعتماد سازمانی باعث بروز رفتار شهروندی سازمانی در ابعاد وظیفه شناسی، جوانمردی، فضیلت مدنی، نوع دوستی و نیز احترام و تکریم در میان کارکنان کتابخانه های عمومی استان هرمزگان می شود. همچنین، با در نظر گرفتن بهره وری نیروی انسانی به عنوان متغیر تعدیل کننده، شدت رابطه بین اعتماد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی در میان کارکنان کتابخانه های عمومی استان هرمزگان افزایش می یابد، به طوری که در این اثرگذاری ابعاد بازخورد عملکرد و توان نیروی انسانی وزن بیشتری داشته اند.

    اصالت/ارزش

    در این پژوهش، برای اولین بار نقش تعدیل کنندگی بهره وری نیروی انسانی در رابطه بین اعتماد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این تحقیق می تواند برای مدیران و سیاست گذاران کتابخانه های استان هرمزگان در بهبود رفتار های داوطلبانه و رفتار های شهروندی سازمانی مفید و ارزشمند باشد.

    کلیدواژگان: اعتماد سازمانی، رفتار شهروندی سازمانی، بهره وری نیروی انسانی، کتابخانه های عمومی
  • مریم ناخدا*، احمد دلبری، فرخ الدین قاسمی صفحات 511-540
    هدف

    با توجه به روند پیر شدن جمعیت، سالمندان در حال تبدیل شدن به یکی از گروه های اصلی مخاطب کتابخانه های عمومی در ایران هستند. هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه های ارائه خدمات کتابخانه های عمومی به سالمندان و اعتباریابی آن در میان کتابداران شهر تهران است.

    روش

    این پژوهش بر اساس هدف کاربردی و ازنظر رویکرد ترکیبی اکتشافی است. در بخش کیفی، با تعداد 19 نفر از متخصصان و ذی نفعان خدمات سالمندان مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و توسط نرم افزار مکس کیو دی ای تجزیه وتحلیل شد و مولفه های الگوی خدمات سالمندان به دست آمد. در بخش کمی، ابتدا ابزار (پرسش نامه) ساخته شد و در نمونه ای از 113 نفر از کتابداران شهر تهران که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند توزیع شد. روایی صوری پرسش نامه توسط چهار نفر از اعضای هیئت علمی تایید و همچنین روایی عاملی با استفاده از تحلیل عاملی بررسی شد. پایایی پرسش نامه نیز ازطریق آلفای کرونباخ 941/0 محاسبه شد.

    یافته ها

     الگوی پیشنهادی ارائه خدمات به سالمندان در کتابخانه های عمومی دارای هفت مولفه است که ازنظر اولویت عبارت اند از: «ساختمان و فضا»، «تجهیزات و وسایل خدمات جانبی»، «مواد و منابع مختص سالمندان»، «خدمات اینترنتی»، «سیاست ها و برنامه های کتابخانه»، «نیروی انسانی» و «برنامه ریزی و بودجه».

    اصالت/ارزش

    این مقاله توجه مدیران حوزه خدمات دهی کتابخانه های عمومی را به این مسئله معطوف می کند که بر اساس الگوی ارائه شده نیازهای گروه سنی سالمندان را شناسایی و خدمات و امکانات مختلف را برای استفاده از کتابخانه های عمومی در اختیار آن ها قرار دهد. این امر موجب استفاده درست و بهینه سالمندان از اوقات فراغت خود در جامعه و پیشرفت کتابخانه ها در ارائه خدمات به مراجعه کنندگان خواهد شد.

    کلیدواژگان: سالمندان، خدمات، کتابخانه های عمومی، شهر تهران
|
  • Gholamreza Fadaee* Pages 367-374

    In 2010, the Faculty of Information Sciences and Knowledge Studies founded in the University of Tehran but unfortunately it was closed down after 5 years. This faculty was established as a result of an agreement between the National Library and Archives of Iran and University of Tehran. This catastrophe, i.e. the dissolution of the faculty, was due to several changes, including: the change of the director of the faculty, the change of the dean of the University of Tehran, and the change of the manager of the National library. Of course, the main problem relates to the faculty members who were rather inexperienced. Therefore, when the National Library did not fulfill its duty and did not support monetarily the University of Tehran, the latter could not afford the expenses for maintenance of the faculty. Ultimately, the faculty returned to its origin, that is, it became a group again, but this time it was put under the authority of the Faculty of Management, while it was previously affiliated with the Faculty of Psychology and Educational Sciences (also called the Faculty of Psychology and Education).

    Keywords: Faculty of Information Sciences, Knowledge Studies, University of Tehran
  • Mehdi Rahmani, Fatemeh Fahimnia* Pages 375-403
    Purpose

    To study, identify and evaluate the services risks of the public libraries affiliated with Iran Public Libraries Foundation and to provide a solution based on the modern portfolio theory.

    Method

    This is an applied research in terms of purpose and a qualitative study in terms of the data collection method, which has been carried out by applying the cross-mix method. In order to achieve the purpose of research and identifying the dangers facing libraries, a systematic search was conducted through the databases of Science Direct, Emerald, Normex, Mag Iran, Civilica, Humanities Database and the University of Tehran Journal. In this study, Sandlowski and Barroso's (2007) seven-step method was used. Then, the Shannon entropy quantitative method was used to determine the significance and priority of each of the concepts discovered. Furthermore, a Critical appraisal tool was used to determine the cross-validity. A description of how to use his tool is given in the quality control section. In the present study, all the relevant articles were studied and each of the risks the public library services face was identified and coded. To determine the reliability, the two-coder agreement method was utilized and the kappa coefficient was used to calculate the coefficient of agreement between the two coders.

    Findings

    The extracted resources were finally evaluated and 52 risks were divided into nine categories: Library Existential Value, Collection, Information Technology, Human Resources Issues, Laws, Regulations, Management, Financial Issues, Evaluation and Access to Information. The results showed that the component "socio-economic changes" and, consequently, the ever-changing needs of customers and provision of their information needs will result in the library's inability to meet the maximum customer information needs. Furthermore, this component received more attention than other components.

    Originality/value

     Libraries always face risks while delivering their services, and identifying and managing these risks will help solve many of the diffulties and problems facing public libraries. Therefore, the present study can have a significant impact on planning and defining the public libraries' policy in the future.

    Keywords: Public Library, Service Risk, Library Risk
  • Nosrat Riahinia*, Ali Azimi, Masoomeh Latifi Pages 405-429
    Purpose

    Authenticity in cultural landscapes integrates our identity with land, aboriginals, symbols, values and also aboriginals’ believe system. Public libraries are assumed to play an important role in preserving this authenticity. The purpose of this study was to test this presumption on the bases of viewpoints of central and local managers at Iran Public Libraries Organization.

    Method

    This is a qualitative directed-content analysis. The data were collected through semi-structured interviews with a sample consisting of senior and middle managers of Iran Public Libraries Organization bureaus in Tehran, Mazandaran and Bandar-Abbas provinces. The collected data were analyzed considering Andrews and Buggey's Authenticity in Aboriginal Cultural Landscapes theory.

    Results

    Participants confirmed the authenticity in aboriginal cultural landscapes and also the public library role in safeguarding such authenticity. Of the grounded gatagories denoting the need of safeguarding authenticity in aboriginal cultural landscapes were the necessity of acknowledging aboriginal authors works, preserving historical cultural objects, holding local fairs and festivals, and recognizing crafters and donors of aboriginal artworks. Up to participants’ comments public libraries in Iran currently play no active and clear role in preserving indigenous cultural heritage. Treatment of the illness in the body of Iranian public librarires requires policymakers’ rapt attention.

    Originality/value

    This research invites attention to the inevitable integration of identity and indigenous knowledge into the land, and material and cultural heritage. Despite the inactive and inattentive public libraries role, appreciating authenticity in aboriginal cultural landscapes clears a passage through understanding and forms protective shield against current and future events.

    Keywords: Public library, Aboriginal cultural landscape, Authenticity, Iran
  • Fatemeh Tghipanahi, Mohsen Nowkarizi*, Mohammad Hossein Dayyani Pages 431-456
    Purpose

    To identify the success factors of content creation on Instagram based on the content characteristics, creator and effectiveness indicators.

    Method

    The current research has been conducted by applying the thematic analysis method and the exploratory approach through analyzing the users' comments on content, examination of successful experiments, expert views and lived experience of content creators. The statistical population consists of all Instagram educational pages from which 30 pages were selected using the purposive sampling method based on the competitive benchmarking approach. The research instrument consisted in an analysis of the themes extracted from the Instagram pages, and these themes were then classified. The validity of the research was assessed and then confirmed by using the triangulation method.

    Findings

    The results showed that according to the users' views, the success factors of content acceptance included: quality, informativeness, credibility, added value, expertise, and being motivational, entertaining, unique, relevant, realistic, up to date, innovative, applicable, sharable, and personalized. Content effectiveness indicators included: the number of followers, user feedbacks in posts, stories, the mean likes rate, comments, post saving, sharing, user engagement rate, view rate, and posting contents as private messages. Furthermore, the features of the successful content creator included: commitment, creativity, credibility, expertise, distinct identity, creativity, and avoidance of copying, being vulnerable, patience, having intelligent behaviors, a strong sense of cooperation and communication, familiarity with analytical tools and platform, and accepting changes and updating.

    Originality/value

     Paying attention to all components affecting the success of content creation on the Instagram, including both those related to the created content and those related to user interaction with information, can be measure of success in providing and sharing information. In the current research, a new method of study into the educational content of Instagram was applied.

    Keywords: Content, Content marketing, Content creation, thematic analysis, Effectiveness indicator, Digital marketing, Instagram
  • Somayeh Paknahad, Abdolrasoul Jowkar, Mahdieh Mirzabeigi*, Hajar Sotudeh, Mostafa Fakhrahmad Pages 457-482
    Purpose

    To systematicly review the automatazation of the assignment of the submitted manuscripts to reviewers in order to identify the status of research studies in this field in terms of types of evidence of expertise, types of retrieval models used, and the research gaps, and finally some suggestions for has been offered for future research.

    Method

    The current research followed the systematic review framework presented by Kitchenham & Charters (2007). To collect the research data, scientific databases were searched by using related keywords, and thus 50 records in English from 1992 to 2018 were retrieved. After applying the preliminary refinements to the entrance and exit criteria to the study and applying the experts’ reviews, 43 English research studies were selected for systematic review. Then, a checklist was designed and the required information was extracted from the studies.

    Findings

    The systematic review showed that the studies on automatization of the assignment of the submitted manuscripts to reviewers typically used four sources as the evidence of the candidate's expertise, including: the candidates’ self-expression, the candidates’ documents, collaborative networks and scientific relations between the candidates and the hybrid resource. In addition, Boolean model, expanded Boolean model, Fuzzy model, Vector Space model, Probabilistic model, the Probabilistic Latent Semantic Indexing, the Latent Dirichlet allocation, and Author-Subject model were among the information retrieval models used in the expert reviewer finding systems. The lack of attention to the design of the expert finding system for reviewers in national journals and conferences, lack of attention to knowledge resources, and lack of attention to the users' views on the design of the existing systems were among the research gaps in this field.

    Originality/value

     The use of hybrid resources in extracting the candidate's expert evidence, using knowledge resources, and paying attention to the users' perspectives in designing the expert finding system for reviewers can help to improve the performance of the existing systems. This research presents an overall picture of both the measures thus far taken and the measures should be taken in desiging the expert reviewer finding systems.

    Keywords: Reviewer assignment, Expert finding system, Systematic review
  • Hossein Mansoori*, Mahmoood Danyali Deh Hoz Pages 483-510
    Purpose

     To investigate the relationship between organizational trust and organizational citizenship behavior with an emphasis on the moderating role of manpower productivity in the public libraries of Hormozgan Province.

    Method

     This is an applied research in terms of purpose and a descriptive-correlational study in terms of the data collection method. The statistical population of the study consisted of the librarians of public libraries in Hormozgan, from whom 97 people were selected by using random sampling method. Data collection was performed based on three questionnaires on: organizational trust questionnaire (Dickinson, 2008), organizational citizenship behavior (Rawlins, 2009), and productivity of manpower (Hersey & Goldsmith, 1980). Reliability of these questionnaires was assessed through the Cronbach's alpha measure whose coefficients were 83.5%, 78.2% and 79.5%, respectively; their content validity was confirmed by the expert opinion, and their construct validity was tested and confirmed by the confirmatory factor analysis method.

    Findings

     The findings of the research showed that organizational trust leads to the emergence of organizational citizenship behavior in terms of conscientiousness, chivalry, civic virtue, altruism and respect. Furthermore, considering the productivity of manpower as a moderating variable, the intensity of the relationship between organizational trust and organizational citizenship behavior increases, in such a way that the performance output and ability of manpower carried more weights.
    Originality/value: In this study, for the first time, the moderating role of human resource productivity in the relationship between organizational trust and organizational citizenship behavior has been studied. The results of this research can be useful and valuable for the managers and policymakers of public libraries in order to improve the voluntary actions and organizational citizenship behaviors of librarians.

    Keywords: Organizational trust, Organizational citizenship behavior, Human resource productivity, Public libraries
  • Maryam Nakhoda*, Ahmad Delbari, Farrokhedin Ghasemi Pages 511-540
    Purpose

    To design a model of public library services to the elderly and to validate it among the librarians in Tehran City.

    Method

    This is an applied research in terms of purpose using a mixed exploratory design. In the qualitative section of the current research, 19 experts and stakeholders in the field of elderly services were interviewed using a semi-structured in-depth interview technique. The data were analyzed using the qualitative content analysis method by the MAXQDA software and thus the components of the elderly service model were obtained. In the quantitative section, the research instrument (questionnaire) was developed and a sample of 114 librarians of Tehran was selected using the simple random sampling method. The face validity of the questionnaire was confirmed by four faculty members and the factor validity was assessed by the factor analysis. The reliability of the questionnaire was calculated by the Cronbach's alpha measure and was 0.941.

    Findings

    The proposed model for providing services to the elderly in public libraries has seven components which are as follows, respectively in terms of importance: "building and space", "equipment and tools of ancillary services", "materials and resources for the elderly", "internet services", "human resources", "and "planning and budget".

    Originality/value

     This paper directs the attention of public library managers to this fact  that based on the proposed model, they should identify the elderly's needs and thus provide different services and facilities for them to use public libraries. This will enable the proper and optimal use of their leisure time by elderly people and the advancement of libraries in offering services to visitors.

    Keywords: Elderly, Services, Public libraries, Tehran City