فهرست مطالب

پژوهش در برنامه ریزی درسی - پیاپی 63 (زمستان 1398)
  • پیاپی 63 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • شیوا گوران، کیوان صالحی*، محمد جوادی پور صفحات 1-20
    معلمان به عنوان موثرترین نیروی انسانی سازمان آموزش وپرورش در اجرای تغییرات محسوب می شوند. واکاوی در تجربه زیسته معلمان در تغییرات اخیر نظام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در دوره ابتدایی، زمینه ای مناسبی را برای ارتقای کیفیت نظام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی، فراهم می نماید. پژوهش حاضر، با هدف واکاوی واکنش های معلمان نسبت به تغییرات نظام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دوره ابتدایی انجام شده است. مطالعه حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری، با حضور 14 مشارکت کننده معلم زن ومرد در منطقه دو شهر تهران به روش نمونه گیری هدفمند، با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده و به روش (Diekelmann, Allen and Tanner, 1989) تحلیل گردید. یافته ها نشان داد معلمان در کل، نسبت به ماهیت برنامه ارزشیابی توصیفی، نظر مثبتی ندارند. از دیدگاه معلمان تغییرات نظام ارزشیابی باعث شده انتظارات سیستم آموزشی از آنها زیاد شود که این مسئله منجر به شکل گیری ذهنیت منفی در معلمان شده است. واکنش معلمان در مقابل تغییرات نظام ارزشیابی در سه مضمون اصلی «صلاحیت های حرفه ای»، «مشکلات سیستم آموزشی»، «انتظارات سیستم آموزشی» و نه زیرمضمون، شناسایی و طبقه بندی گردید. به نظر می رسد، تمرکز و علاقه مندی به ایجاد تغییر بدون توجه به شرایط تغییر و به ویژه تناسب تغییر با بلوغ سازمانی، چالش های متعدد و متنوعی را برای نظام آموزشی به همراه داشته است که تداوم آن می تواند تبعات مخربی را برای تمامی ارکان نظام آموزشی به همراه داشته باشد.
    کلیدواژگان: ادراک معلمان، ارزشیابی توصیفی، واکنش به تغییر، دوره ابتدایی، پدیدارشناسی تفسیری
  • امیرحسین علی بیگی*، شهرزاد بارانی، مهدی کزمی دهکردی صفحات 21-34

    هدف این پژوهش، تدوین الگوی جامع ارزشیابی کیفیت تدریس اساتید با روش پژوهشی توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری را اعضای هیئت علمی تمام وقت استخدام شده در دانشگاه رازی تشکیل دادند (224=N). برای نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی ساده و کاربرد جدول بارتلت (132n=) بهره گرفته شد. روایی ابزار با پانل متخصصین و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد (83/0). در تحلیل داده ها، از آماره های میانگین و انحراف معیار و روش های آماری استنباطی شامل تحلیل عاملی و تحلیل رگرسیون گام به گام توسط نرم افزار SPSS14 استفاده شد. نتایج نشان داد که اساتید دانشگاه رازی از کیفیت موجود ارزشیابی چندان خرسند نیستند. مهم ترین تهدیدکننده ارزشیابی، سخت گیری یا آسان گیری استاد، جدی نگرفتن فرم ها و عدم دقت دانشجویان بود. روش و زمان مناسب ارزشیابی، افراد باصلاحیت برای ارزشیابی و شیوه مناسب در انعکاس نتایج، مهم ترین پیشگوکننده های کیفیت ارزشیابی بودند. پنج مقوله مناسب ارزشیابی شامل رفتار مدرس، مدیریت تدریس، خصوصیات شخصیتی، نوآوری در تدریس، توانایی پرورش روحیات، از تحلیل عاملی استخراج گردید. درنهایت، الگوی جامع کیفیت تدریس ارائه شد.

    کلیدواژگان: الگوی جامع، اعضای هیئت علمی، ارزشیابی عملکرد، کیفیت تدریس
  • کمال محمدزاده، رحمت الله مرزوقی*، محمد هادی صادقی، مهدی محمدی، محمد حسن کریمی صفحات 35-48

    هدف این پژوهش، دستیابی به چارچوب برنامه درسی آموزش سواد حقوقی بود. این پژوهش کیفی و به روش مطالعه موردی است. رویکرد تحلیلی در تدوین چارچوب بر اساس رویکرد بازآفرینی بافت- محوراست. مشارکت کنندگان در پژوهش متشکل از 15 نفر از قضات، وکلا و متخصصین رشته حقوق و برنامه درسی بودند؛ که با رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش نمونه گیری معیار انتخاب شدند. معیار کفایت تعداد مشارکت کنندگان، اشباع نظری بود. ابزار گردآوری داده های کیفی پژوهش، مصاحبه عمیق نیمه ساخت مند بود. اعتباریابی داده های کیفی از طریق اعتبارپذیری و اعتمادپذیری با استفاده از تکنیک همسوسازی داده ها صورت گرفت. با توجه به روش کیفی پژوهش از شیوه تحلیل مضمون (شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر) با استفاده از نرم افزار N-Vivo11 برای تشکیل شبکه مضامین برنامه درسی آموزش سواد حقوقی استفاده شد. نتایج پژوهش، بیانگر وجود نه مضمون سازمان دهنده در حوزه عناصر نه گانه برنامه درسی (هدف، محتوا، فعالیت یادگیرنده، منابع و مواد کمک آموزشی، راهبردهای یاددهی- یادگیری، زمان آموزش، فضای آموزش، گروه بندی فراگیران و ارزشیابی) بود و مضمون های مذکور دارای حدود 31 مضمون پایه بودند که باید در دستیابی به چارچوب برنامه درسی آموزش سواد حقوقی، مورد توجه قرار گیرند.

    کلیدواژگان: برنامه درسی، سواد حقوقی
  • فریده نوری، محمد حسین یارمحمدیان*، محمد علی نادی صفحات 49-65
    هدف این پژوهش بررسی نقش مولفه های شایستگی مرتبط با فناوری در برنامه درسی بود. این پژوهش در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. در بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون، مولفه های شایستگی مرتبط با فناوری از مقالات و اسناد شناسایی و با استفاده از نرم افزار Maxqda12 کدگذاری و با روش آتراید استرلینگ قالب مضامین طراحی شد. انتخاب نمونه، از طریق نمونه گیری هدفمند انجام و تا سر حد اشباع (22 مقاله) ادامه یافت. به منظور تعیین روایی محتوایی از نظر خبرگان و برای سنجش پایایی، از ضریب هولستی (818/0) بهره گرفته شد. در روش کمی، از نوع توصیفی- پیمایشی، ابتدا پرسشنامه اولیه ساخته شد و روایی محتوایی پرسشنامه توسط 10 نفر از اساتید و آگاهان خبره مورد تایید قرار گرفت. پایایی آن نیز با روش آلفای کرونباخ به مقدار 85/0 تایید شد، پرسشنامه نهایی پس از اجرا در میان هنرآموزان هنرستان های فنی و حرفه ای با کمک نرم افزار SPSS19 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. حجم نمونه در بخش کمی طبق فرمول کوکران 384 نفر در نظر گرفته شد. از نتایج بخش کیفی دو مولفه دانش و مهارت استخراج شد و یافته های بخش کمی نشان داد نقش مولفه دانش با (365/12= t و 01/0>p) و مولفه مهارت با (229/5= t و 01/0>p) شایستگی های مرتبط با فناوری در برنامه درسی بیش ازحد متوسط است. نتایج آزمون فریدمن نقش مولفه دانش از شایستگی های مرتبط با فناوری در برنامه درسی را بالاتر از نقش مهارت نشان داد.
    کلیدواژگان: برنامه درسی، فناوری، مولفه های شایستگی
  • سمانه طاهری زاده*، رسول شعبانی صفحات 66-67
    برنامه ریزی درسی کلاس های درس چندپایه از موضوعات چالش برانگیز در کشورهای پیشرفته و درحال توسعه است. در این کشورها، برنامه ریزی درسی چندپایه از حیث ضرورت، کارایی و عملی بودن مورد توجه و بحث جدی قرار دارد. مقاله مروری حاضر با استفاده از منابع موجود در کتابخانه چاپی و به کارگیری موتور جستجوی گوگل اسکولار (google scholar) پایگاه های داده ای مثل مرکز پایان نامه های ایرانی (Irandoc)، جهاد دانشگاهی (sid)، مگ ایران (magiran)، نورمگز (noormags) را بررسی و به ارائه برخی از مفاهیم نظری و نتایج پژوهش های انجام شده در این زمینه، به تشریح دلایل لزوم توجه بیشتر برنامه درسی ملی به کلاس های چندپایه و تدوین برنامه درسی خاص برای این کلاس ها پرداخته است. یافته ها بیانگر آن است که کلاس های چندپایه، یکی از جنبه های مغفول برنامه درسی ملی است و با توجه به وجود این کلاس ها در نظام آموزش رسمی کشور ما، ارائه ساختارها و پشتیبانی های لازم جهت آموزش کیفی در این شرایط، ضروری به نظر می رسد؛ بنابراین تدارک یک برنامه درسی بومی شده برای این کلاس ها یک ضرورت انکارناپذیر است.
    کلیدواژگان: برنامه درسی بومی شده، برنامه درسی ملی، برنامه درسی مغفول، کلاس چندپایه
  • سید حسن خلیلی، زهره سعادتمند*، نرگس کشتی آرای کشتی آرای صفحات 78-92

    هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی مبتنی بر آموزش شایسته محور پلیس بر اساس اسناد بالادستی، جهت طراحی دوره های آموزشی تخصصی، تکمیلی کارکنان ناجا بود. روش مورد استفاده کیفی- کمی مرحله ای و ابزار مورد استفاده فیش برداری از اسناد بالادستی بود. در بخش اول برای رسیدن به شاخص های برنامه درسی آموزش شایسته محور پلیس از روش کدگذاری موضوعی استفاده شد و در بخش کمی جهت اعتبار یابی شاخص های استخراج شده مرحله اول، از روش ضریب نسبی روایی محتوایی استفاده شد. در مرحله اول اطلاعات از طریق تحلیل، محتوای کیفی منابع و اسناد بالادستی گردآوری شد. در مرحله دوم، اطلاعات به دست آمده از مرحله قبل در قالب پرسشنامه، در اختیار 15نفر از متخصصین و خبرگان حوزه تربیت و آموزش ناجا به عنوان نمونه آماری قرار داده شد. همچنین جامعه آماری شامل تعداد 65 نفر از اساتید و برنامه ریزان آموزشی ناجا بود که بر اساس جدول توافق لاوشه، شاخص های بالاتر از 49/0تایید محتوا شد. بر این اساس در مرحله آخر از مجموع مقوله های استخراجی، 31 مقوله فرعی و 153 شاخص تایید شد. الگوی پیشنهادی پس از اعتباریابی، توسط متخصصان و خبرگان و اعمال تعدیل ها، مورد تایید قرار گرفت که بر اساس الگوی برنامه درسی تایلر 16 دوره آموزش عمومی و 7 دوره تخصصی طراحی گردید.

    کلیدواژگان: الگو، آموزش شایسته محور، برنامه درسی مبتنی بر شایستگی، کارکنان ناجا
  • مرضیه معتمدی محمدآبادی، الهام عظیمی، رضاعلی نوروزی* صفحات 93-107
    هدف اصلی این پژوهش تحلیل محتوای کتاب های فارسی خوانداری دوره ابتدایی (با تاکید بر داستان های آن) بر اساس مولفه های تفکر فلسفی در برنامه فلسفه برای کودکان بود. با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی و بر اساس چک لیستی از معیارهای تفکر فلسفی، شامل سه مفهوم (استدلال، مفهوم سازی و قضاوت) و دوازده زیرمولفه، داده ها جمع آوری شد. جامعه آماری شامل کتاب های فارسی خوانداری پایه های اول تا ششم ابتدایی چاپ سال 1395 بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و آزمون خی دو استفاده شد. در همه کتاب های مورد تحلیل، درمجموع 578 مولفه مربوط به مفاهیم تفکر فلسفی شناسایی شد. نتایج نشان دهنده آن بود که در کتب درسی مورد بررسی مقوله استدلال بیشترین میزان فراوانی ها را به خود اختصاص داد و کمترین توجه به مقوله قضاوت شده بود. همچنین در بین کتب درسی مورد بررسی، کتاب های فارسی خوانداری پایه های پنجم و ششم بیشتر از سایر کتب به مولفه های تفکر فلسفی توجه داشت و کمترین میزان توجه به این مولفه ها مربوط به کتاب فارسی خوانداری پایه اول ابتدایی بود.
    کلیدواژگان: تحلیل محتوا، تفکر فلسفی، دوره ابتدایی، فلسفه برای کودکان، کتاب درسی
  • حلیمه مصری، ادریس اسلامی*، کمال آفانی صفحات 108-121
    هدف این پژوهش، بررسی جایگاه تفکر انتقادی در ادبیات داستانی کتب درسی «بخوانیم» دوره ابتدایی است. برای دستیابی به این هدف، از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی داستان های کتب درسی بخوانیم دوره ابتدایی در سال 95 بود. نتایج مطالعه نشان می دهد که در ادبیات داستانی بخوانیم پایه اول ابتدایی، هیچ اشاره ای به مولفه های تفکر انتقادی نشده است؛ در ادبیات داستانی پایه دوم مولفه های هنر اندیشیدن درباره تفکر خود و قضاوت صحیح (مبتنی بر ملاک)؛ در ادبیات داستانی پایه سوم، مولفه های کنجکاوی اندیشه و قضاوت صحیح (مبتنی بر ملاک)؛ در ادبیات داستانی پایه چهارم، مولفه کنجکاوی اندیشه؛ در ادبیات داستانی پایه پنجم، مولفه های تعریف و شفاف سازی مسئله و در ادبیات داستانی پایه ششم، مولفه های استدلال و قضاوت صحیح (مبتنی بر ملاک) بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند.
    کلیدواژگان: ادبیات داستانی، تحلیل محتوا، تفکر انتقادی، کتاب های درسی «بخوانیم» دوره ابتدایی
  • زهرا ماشاءاللهی نژاد، حسین جعفری ثانی*، بهروز مهرام، محمود سعیدی رضوانی، شیوا جلایری لایین صفحات 122-138
    هدف پژوهش حاضر، بررسی تحلیل محتوای کتاب های درسی علوم تجربی دوره ابتدایی از منظر توجه به مقوله های محیط زیست است. برای اجرای این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع و هدف های آن، از روش تحلیل محتوا استفاده شد. در این راستا، محتوای کتاب های درسی علوم تجربی دوره ابتدایی بر اساس مولفه های آموزش محیط زیست و بر مبنای مدل ویسکانسین کدگذاری شد. واحد ثبت، جمله و تصویر بود. در فرایند کدگذاری، مولفه های مرتبط با استانداردهای آموزش محیط زیست مشتمل بر: 1. مهارت های پرسش و تحلیل، 2. دانش فرایندها و سیستم های طبیعی، 3. بررسی موضوعات زیست محیطی، 4. مهارت های عمل و تصمیم گیری و 5. مسوولیت شهروندی و مدنی، مورد بررسی قرار گرفت. قلمرو این پژوهش شامل تمام محتوای کتاب های علوم تجربی دوره ابتدایی، مصوب وزارت آموزش وپرورش بود در سال تحصیلی 90- 1389 بود. یافته ها نشان داد که بیشترین میزان توجه کتاب های درسی علوم تجربی دوره ابتدایی به آموزش های محیط زیست، به ترتیب مربوط به پایه پنجم، چهارم، سوم، اول و دوم بوده است. به علاوه بیشترین توجه کتاب ها به آموزش های محیط زیست برحسب پنج استاندارد آموزش محیط زیست، به ترتیب مربوط به پرسش و تحلیل و پس ازآن به دانش فرایندها و سیستم های طبیعی، مهارت های بررسی موضوعات زیست محیطی و مسوولیت شخصی و مدنی بوده و به آموزش مهارت های عمل و تصمیم گیری توجه نشده است.
    کلیدواژگان: آموزش محیط زیست، برنامه درسی علوم تجربی، دوره ابتدایی
  • علیرضا بادله*، حامد محمودزاده، رضا کبیری زاده صفحات 139-151
    این پژوهش بر آن است تا در یابد که آیا تفاوتی بین میزان یادگیری و یادداری حاصل از آموزش به طریق کلاس فناوری چندرسانه ای، کلاس آزمایشگاهی، کلاس معکوس و کلاس سنتی در درس علوم پایه ششم ابتدایی وجود دارد. روش پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی است. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی به تعداد 8304 نفر در پایه ششم دبستان های پسرانه در سال تحصیلی 96-95 در ناحیه 3 شهر کرج است. روش نمونه گیری به صورت خوشه ای چندمرحله ای بوده است بدین صورت که ابتدا از مناطق چندگانه کرج ناحیه 3 به صورت تصادفی انتخاب شد و آنگاه یک مدرسه در آن ناحیه به صورت تصادفی انتخاب شده است. ابزار پژوهش از نوع آزمون های چندگزینه ای محقق ساخته که روایی آن 4 نفر از آموزگاران برتر کشوری تائید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 81/0 به دست آمد و اطلاعات با استفاده از نرم افزار آماری SPSS20 در دو بخش توصیفی و استنباطی تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که روش آموزش معکوس تاثیر مثبت و معناداری بر یادگیری و یادداری دانش آموزان دارد؛ اما سایر روش های آموزش کلاس آزمایشگاهی، کلاس چندرسانه ای و کلاس سنتی تاثیری بر میزان یادگیری و یادداری دانش آموزان ندارند.
    کلیدواژگان: آموزش سنتی، آموزش آزمایشگاهی، آموزش معکوس، آموزش چندرسانه ای
  • فهیمه اقاسی، هادی فرهادی*، اصغر آقایی صفحات 152-162

    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر عزت نفس و اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان دختر پایه نهم شهر اصفهان در سال تحصیلی 96-1395 است. در این پژوهش از روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری دو ماهه استفاده شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر پایه ی نهم بود که نمونه مورد نظر از میان آنها با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب گردید و با انجام غربالگری و اجرای پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولمون و راثبلوم (Solomon & Rothblum, 1984) و عزت نفس کوپر اسمیت (1967) 40 نفر از دانش آموزانی که بیشترین نمره اهمال کاری و کمترین نمره عزت نفس را اخذ نمودند، انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش 8 جلسه آموزش ذهن آگاهی (Burdick, 2017) دریافت نمودند و نتایج آنها از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار آماری SPSS23 مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج، تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل در هریک از متغیرها در مرحله پس آزمون و پیگیری مشاهده گردید. نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی بر افزایش میزان عزت نفس و کاهش اهمال کاری تحصیلی در گروه آزمایش تاثیر معناداری داشته است. بر همین اساس، تمرین های ذهن آگاهی با افزایش آگاهی افراد از لحظه حال از طریق فنونی مثل توجه به تنفس و وارسی بدن، آگاهی از زمان حال و پردازش اطلاعات بر افراد اثر می گذارند.

    کلیدواژگان: اهمال کاری تحصیلی، دانش آموزان دختر، ذهن آگاهی، عزت نفس
  • هادی درزی رامندی*، فاطمه یوسفی رامندی، محمد درزی رامندی صفحات 163-172
    هدف این پژوهش، بررسی تاثیر روش تدریس حل مسئله بر خلاقیت دانش آموزان پسر سال پنجم ابتدایی شهر دانسفهان است. روش تحقیق شبه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه این پژوهش شامل 60 نفر دانش آموز پسر سال پنجم ابتدایی (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه گواه) بوده که از بین مدارس ابتدایی شهر دانسفهان یک مدرسه انتخاب شد و سپس 2 کلاس برای حجم نمونه انتخاب شد که دانش آموزان آن به صورت تصادفی در 2 کلاس گواه (30 نفر) و آزمایش (30 نفر) جای داده شدند. از دو گروه پیش آزمون خلاقیت اجرا شد. گروه آزمایش به طور جداگانه در طول 2 ماه، روش تدریس حل مسئله دریافت کردند و پس از طی این دوره آموزشی از دو گروه پس آزمون خلاقیت گرفته شد. به منظور تجزیه تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و در بخش استنباطی از تحلیل کوواریانس استفاده شد. در این پژوهش با بررسی نمرات پیش آزمون روشن شد که میان نمرات دو گروه گواه و آزمایش در آزمون خلاقیت تفاوت معنادار وجود ندارد، ولی پس از گذراندن دوره آموزشی حل مسئله به مدت دو ماه و اجرای پس آزمون و مقایسه نتایج آن با نتایج حاصل از پیش آزمون مشخص شد که میان نمرات دو گروه گواه و آزمایش در آزمون خلاقیت تفاوت معنادار وجود دارد که نتایج بیانگران است که روش تدریس حل مسئله باعث افزایش میزان مولفه های خلاقیت (سیالی، ابتکار، بسط و انعطاف پذیری) دانش آموزان شده است.
    کلیدواژگان: حل مسئله، روش تدریس، خلاقیت، دوره ابتدایی
|
  • Shiva Goran, Keyvan Salehi *, Mohammad Javadipour Pages 1-20
    Teachers are considered as the most effective human resources and forces of the Education Organization in the implementation of the aimed changes. Analyzing the teachers’ lived experiences from the recent changes created in the evaluation system of the educational achievements in the primary schools has provided a proper background to promote the evaluation system of the educational achievements. This study aims at exploring and analyzing the teachers' reactions to the changes created in the evaluation system of the educational achievements in the primary schools. The present study has been conducted on the basics and principles of the qualitative approach of the interpretive phenomenology, with the participation of 14 male and female teachers teaching in the district two in Tehran based on the purposeful sampling and through using the semi-structured interviews and was finally analyzed based on the method of Diekelman et al. (1989). The results showed that teachers generally have no positive attitude towards the nature of the descriptive evaluation. From the teachers’ point of view, the changes in the evaluation system has created a situation in which the education system has employed a demanding and increasing expectations on the teachers leading to the formation of the negative opinions towards the teachers in the society. Teachers' perceptions and reactions to these changes in the evaluation system has been summarized in three main theme: "professional competencies", "problems in the education system” and "expectations of the education system" and also in nine sub theme. It seems that the focus and interest in making changes, regardless of the conditions of change, and especially the appropriateness of change with organizational maturity, have brought various and varied challenges to the educational system and its continuity can have devastating effects on all components of the educational system.
    Keywords: Teachers’ Perception, descriptive evaluation, Responding to Changes, primary school, interpretive phenomenology
  • Amir Hossein Alibeygi *, Shahrzad Barani, Mehdi Karami Dehkordi Pages 21-34

    The main purpose of this study was to design a comprehensive model for teaching quality evaluation through descriptive-survey. The statistical population was comprised of full-time faculty members at Razi University (N = 224). Simple random sampling method and Bartlett's table were used (n = 132).Validity of questioniare were calculated with a panel of experts and its reliability by Cronbach's alpha coefficients (0/83). In data analysis, mean and standard deviation and inferential statistical methods including factor analysis and stepwise regression analysis using SPSS14 software were used. Based on findings, Razi university faculties were not so satisfied from the existing quality of evaluation. The most important threatening factors of evaluation were strictness or leniency of the scoring, a serious failure of forms, and accuracy of students. Appropriate method and time of evaluation, competent persons for executing evaluation, and appropriate method of feedback were most important elements of evaluation quality system. The most important factors of evaluation of teaching quality in factor analysis were behaviors of professor, teaching management, personality characters, innovation in teaching, and ability of raising mentalities. Finally, a comprehensive model of teaching quality was presented.

    Keywords: Comprehensive model, Faculty, Performance Evaluation, teaching quality
  • Kamal Mohammadzadeh, Rahmatallah Marzooghi *, Mohammad Hadi Sadeghi, Mehdi Mohammadi, Mohammad Hassan Karimi Pages 35-48

    This aim of study was to develop a curriculum framework for legal literacy education in secondary schooling system. Research approach was a qualitative case study method. Analytical approach of the study was based on the re-contextualization technique. research participants were 15 judges, lawyers, Law and curriculum specialists which selected by a purposeful sampling and Criterion-based method. Criterion for participants adequacy was theoretical saturation. Research tool for qualitative data gathering was a semi-structured deep interview. Validation of qualitative data was studied through credibility and reliability by applying triangulation technique. Whith regard to qualitative method of research,thematic analysis method was applied and thematic network of the legal education curriculum framework based on basic, organizing and global themes,by using N-Vivo software was formed. Findings showed that there are nine organizing themes in nine curriculum components (goals,content, learning activity,materials, teaching-learning strategy,time, space, grouping and evaluation) and 31 basic themes that should be considered in the curriculum framework of legal literacy education in the secondary schooling level.

    Keywords: Curriculum, legal literacy, Secondary Schooling
  • Farideh Nouri, Mohammad H Yarmohammadian *, Mohammad Ali Nadi Pages 49-65
    The purpose of this study was to investigate the role of technology-related competency components in the curriculum.This research was done in two qualitative and quantitative sections. In the qualitative section, using the method of analysis of the subject, with the exploratory inductive approach, the components of the technology-related competence are identified from articles and documents, and coded using Maxqda12 software, and by the Atrium Sterling method template was designed. Sampling was done through targeted sampling and continued to saturation (22 articles). In order to determine the content validity of the experts, the Holstein coefficient was used to assess the reliability (0/818). In a quantitative, descriptive-survey method, an initial questionnaire was first made and the content validity of the questionnaire was verified by 10 professors and experts. Its reliability is also 0.85 by Cronbach's alpha. The final questionnaire after the implementation was analyzed among the students of technical and vocational schools with SPSS19 software. The sample size was considered to be 384 in Cochran's formula. The results showed two main components that the role of knowledge component (t=12.3365, p <0.01) and skill component (t = 229.5 and p <0.01) were too moderate in terms of technology-related curriculum. The results of Friedman's test revealed the role of the knowledge component of the competencies associated with technology in the curriculum above skill roles.
    Keywords: Curriculum, Technology, Components of Competency
  • Samane Taherizade *, Rasoul Shabany Pages 66-67
    The curriculum planning of multigrade classes is a challenging topic in advanced and developing countries. In these countries, curriculum planning of multigrade classes is considered to be essential in terms of necessity, efficiency and practicality. This review article is based on a library methodology and review articles that are based on databases such as Irandoc, sid, Magiran, Noormags and Googol Scholar was searched and by presenting some theoretical concepts and the results of research in this field, the reasons for the need to pay more attention to the national curriculum into multigrade classes and the formulation of a special curriculum for these classes has been explained. The paper studies concluded that multigrade classes are one of the neglected aspects of the national curriculum, and given the existence of these classes in our country's formal education system, it is necessary to provide the necessary structures and supports for qualitative education in these conditions. Therefore, the provision of a localized curriculum for these classes is an indispensable necessity.
    Keywords: localized curriculum, National Curriculum, neglected curriculum, multigrade class
  • Hassan Khalili, Zohreh Saadatmand *, Narges Keshtyaray Pages 78-92

    The purpose of this research was to design and validate Curriculume for merit-based training of police based on upstream documents, and for designing complementary (promotional) and special training courses for NAJA staff. The used method was combined qualitative-quantitative. The used instrument was a snapshot of the upstream documents In the first stage the subject coding method including the three “open”, “axial” and “selective” areas was used and in the quantitative section the CVR method (content validity ratio) was used to validate indexes extracted in the first stage. In the first stage of the research, data was collected using analysis, qualitative content of references and upstream documents including statements of supreme leader of I.R. Iran, constitution law of I.R. Iran, recruitment laws of NAJA, strategic planning of NAJA (2016), training script of NAJA, instructions and circulars and measures made by the NAJA chief. Data extracted from first stage was given to 15 specialists and experts in the format of a questionnaire and based on Lawshe table It was put as a statistical sample. The statistical population of the study consisted of 65 non-teaching faculty members and educational planners., indexes higher than 0.49 were chosen.Therefore, out of 267 indexes and 34 subcategories extracted from first stage, 31 subcategories and 153 indexes were approved. The suggested pattern was approved after validation and improvements by experts and specialists. The Which included 16 Courses education courses and 7 specialized courses The primary pattern of merit-based study program was designed based on the 4 Tyler elements of study program (Purpose, Content, Methods of learning and Evaluation).

    Keywords: pattern, Merit-based study program, curriculum base Merite, NAJA staff
  • Marziyeh Motamedi Mohammadabadi, Elham Azimi, Reza Ali Nowrozi * Pages 93-107
    Teaching philosophy has been proposed as an important program to train of thought in most countries in the world. The main objective of this study was to analyze the content of Persian elementary school reading books (with an emphasis on the stories) based on components of philosophical thought in the philosophy for children program. The data collection was performed by content analysis method based on a list of philosophical thinking measures including three concepts (reasoning, conceptualization and judgment) and twelve sub-components. The population consisted of reading books of first to sixth grade of Iran in 2016. To analyze the data, descriptive statistics were used. In analyzed books, a total of 578 components related to the concepts of philosophical thinking were identified. The results suggested that in the textbook under study the highest frequencies were allocated to the category of reasoning and judgment has obtained the lowest attention. Also among the textbooks under study the reading textbooks of fifth and sixth grade were more focused on the components of philosophical thinking and the lowest level was associated with the reading textbook of the first grade.
    Keywords: Content Analysis, Philosophical thinking, elementary school, Philosophy for children, Textbook
  • Halime Mesri, Edris Islami *, Kamal Afani Pages 108-121
    The aim of this research is investigation of critical thinking position in fiction literature of reading textbooks in Elementary course. To achieve this goal, content analysis method has been used. The results show in fiction literature of reading textbooks of the first elementary grade no reference has been made to the components of critical thinking, in fiction literature of reading textbooks of the second elementary grade, the most frequent components of the art of thinking about their thinking and the correct judgment (based on the criterion), in fiction literature of reading textbooks of the third elementary grade, the most frequent components of curiosity of thought and correct judgment (based on criterion), in fiction literature of reading textbooks of the fourth elementary grade, the most frequent component of curiosity of thought, in fiction literature of reading textbooks of the fifth elementary grade, the most frequent components of defining and clarifying the problem and in fiction literature of reading textbooks of the sixth elementary grade, the most frequent components of reasoning and correct judgment (based on criterion) have been belonged.
    Keywords: Content Analysis, critical thinking, fiction literature, reading textbooks
  • Zahra Mashallahinejad, Hossein Jafarisani *, Behrooz Mahram, Mahmood Saeedy Rezvani, Shiva Jalayeri Laeen Pages 122-138
    This study aimed to investigate the position of environmental education in elementary school science curriculum. To implement this research and with regard to the nature of topic and its objectives was used content analysis method. In this regard was coded the content of elementary school science textbooks with inductive method and based components of environmental education on the based Wisconsin model. The units record, were sentence, and image. In the coding process components of environmental education standards were based including: 1)questioning and analysis, 2)knowledge of environmental processes and systems, 3)environmental issue investigation skills, 4)decision and action skills and 5) personal and civic responsibility. Territory this study was all content elementary school science textbooks that was approved ministry of education and by office of planning and writing textbooks published and in the academic year 1389-1390 has been validated. To ensure of coding validity was used of the second assessor that was observed credit amount equal to 0/95. Findings showed that attention to environmental education, most has been focused on questioning and analysis and then respectively relevant to knowledge of environmental processes and systems, environmental issue investigation skills and personal and civic responsibility. This while that in studied textbooks has not been attention to education of decision and action skills. Also attention amount of textbooks to standards education respectively has been in science textbooks of fifth, fourth, third, first and second grade. Failure to use appropriate of sentences and images in proportion whit children grade that through comparing available situation of record units with professional priorities obtained is other findings this study.
    Keywords: Environmental Education, science curriculum, elementary school
  • Alireza Badeleh *, Hamed Mahmoodzadeh, Reza Kabirizadeh Pages 139-151
    The research seeks to find out whether there is a difference in the level of learning and reminder from training to multimedia classroom technology, classroom, reverse, and classroom classes in elementary sixth science. The research method is quasi-experimental. The sampling method was a cluster sampling, so that at first, several areas of Karaj district 3 were randomly selected and then a school in that area was selected randomly. The statistical population of the study includes all 8304 elementary school students in the sixth grade of boys' elementary schools in the academic year of 1996-96 in the 3rd district of Karaj. The research tool was a researcher-made multi-test, whose validity was confirmed by the outstanding Kishiyur professors and its reliability was 0.81 by Cronbach's alpha method. Data was analyzed using descriptive and inferential statistics using SPSS version 20 software. The results showed that reverse learning method has a positive effect on students 'learning and learning, and other methods of classroom teaching, multimedia class, and traditional classes do not affect students' learning and learning.
    Keywords: traditional teaching, Laboratory training, Reverse learning, Multimedia education
  • Fahimeh Aghasi, Hadi Farhadi *, Asghar Aghaei Pages 152-162
    Aim

    The aim of this research was to investigate the effectiveness of mindfulness training on academic procrastination and self esteem of ninth graders high school females in Isfahan in 95-96 academic year.

    Method

    The research was of quasi- experimental type with pretest, post -Test and control group. Population were consisted of all female ninth graders in Isfahan city. By using stratified cluster sampling method two district were randomly selected among six educational districts then two school from each district and two classrooms from each school were randomly selected. Data were collected by Solmomn and Rothblum Academic Procrastination (1984) and Cooper Smith Self esteem (1967) questionnaires. Questionnaires were given to all students.then 40 participants who had the highest scores on procrastination and the lowest scores on self esteem were selected and randomly assigned to two groups of experimental and control group. 8 sessions of mindfulness training,were held with experimental group.Results showed that there is a significant difference between the mean scores of experimental and control groups in any of the variables in post- test and follow up stage, indicating that mindfulness training program was effective to enhance self esteem and decrease academic procrastination in experimental group.

    Conclusion

    it seems that mindfulness training and practices can influence people by increasing awareness of the present moment by techniques such as paying attention to breathing and body, awareness of here and now, information précising.

    Keywords: mindfulness, self esteem, procrastination, girl students
  • Hadi Darziramandi *, Fatemeh Yousefi Ramandi, Mohammad Darziramandi Pages 163-172
    The purpose of this paper is to study the effect of Problem Based Learning method on creativity increasing the boy students of fifth grade of primary school in Danesfehan during the academic year of 93-94. To do so both test and control group are needed. Therefore, focusing on control group, a semi-experimental method with pre-test and post-test is used.The study sample included 60 boy students of fifth grade (30 student for test group and 30 student for the control) that have been that within Buin Zahra Township’s school, one school was elected. Then two classes for the sample size was chosen: in that students randomly were selected for control (n = 30) and test (n = 30) groups.The pre-test of creativity was administered for both groups.Test group separately received Problem Based Learning method in during 2 month and then, creativity post-test was taken for two groups.In order to analyze the data, descriptive statistics (mean, standard deviation) was used and inferential part, the covariance analysis of variance was applied. The results are as follows: Problem Based Learning method has caused to increase the creativity of students.
    Problem Based Learning method has caused to increase creativity’s components of students (fluency, originality, flexibility and elaboration).
    Keywords: Problem Based Learning, teaching method, Creativity