فهرست مطالب

دانشکده دندان پزشکی اصفهان - سال پانزدهم شماره 4 (پیاپی 69، زمستان 1398)
  • سال پانزدهم شماره 4 (پیاپی 69، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • احسان حکمتیان*، مینا علی بمانی صفحات 341-347
    مقدمه

    امروزه استفاده از رادیوگرافی پانورامیک در دندان‌پزشکی، با توجه به قیمت مناسب و دوز اشعه‌ی نسبتا کم وارد شده به بیمار در مقایسه با اطلاعات دریافتی، جایگاه بالایی در بین دندان‌پزشکان دارد. دندان‌پزشک همچنین موظف است در طی مراحل تشخیص و درمان، خود و بیمار را از خطرات احتمالی که یکی از آنها خطرات اشعه‌ی یونیزان هنگام انجام رادیوگرافی است، مصون بدارد. لذا بر آن شدیم که با انجام این پژوهش، راهنمایی برای دندان‌پزشکان و تکنسین‌ها برای محافظت جامع‌تر بیماران ارائه دهیم.

    مواد و روش‌ها

     در این مطالعه‌ی توصیفی – تحلیلی به صورت مقطعی و کاربردی، تعداد 4 عدد TLD (Thermoluminescent dosimeter) که کالیبراسیون و صفر کردن روی آنها انجام شده بود در موقعیت مناسب، داخل نگهدارنده قرار داده شدند و در سطح روپوش سربی در قدام و خلف نصب گردید و یک عدد TLD هم به صورت کنترل در محیط قرار داده شد، سپس 100 نفر بیمار بزرگ‌سال کاندید انجام رادیوگرافی پانورامیک، با پوشیدن این روپوش‌ها به صورت متداول، تحت انجام رادیوگرافی پانورامیک قرار گرفتند و تصویربرداری انجام شد. سپس TLDها برای خوانش فرستاده شدند و نتایج با آزمون‌های آماری  تی، ANOVA، Post Hoc و تی زوجی بررسی و سطح معنی‌داری، 0/01 در نظر گرفته شد.

    یافته‌ها

    TLDهایی که 100 بار تحت اکسپوز اشعه قرار گرفته بودند، پس از خوانش، دوز دریافتی را برحسب میلی‌سیورت نشان دادند: دوز جذبی پوست در ناحیه‌ی خلفی و بالا، 0/31 و بیش‌ترین مقدار و سپس به ترتیب، دوز جذبی خلفی پایین، 0/28، دوز جذبی قدامی پایین، 0/22، دوز جذبی قدامی بالا 0/19 و TLD کنترل که در محیط خارج از اتاق قرار داشت، دوز بسیار پایین و غیر قابل اندازه‌گیری را گزارش کردند.

    نتیجه‌گیری

     در این پژوهش، دوز جذبی پوست در ناحیه‌ی میان تنه‌ی قدام و خلف بیمار، تفکیک شده است و به طور معنی‌داری، دوز جذبی پوست در ناحیه‌ی خلفی بیمار، بیشتر از ناحیه‌ی قدامی به دست آمد. پس بنابراین بهتر است روپوش یک‌طرفه را از پشت به صورت کت به بیمار بپوشانیم.

    کلیدواژگان: رادیوگرافی، پانورامیک، دوزیمتری، فیلم، فیلم بج دوزیمتری
  • رضا بیرنگ، مریم محمدی، نرگس نقش*، نیلوفر خالقی زواره صفحات 348-355
    مقدمه

    هدف از مطالعه‌ی حاضر، تعیین تاثیر سه نوع لیزر دیود 810، دیود 980 و Er:YAG بر تغییرات دمایی دیسک‏ های تیتانیوم با سطح (Sandblast large grit acid etch) SLA بود.

    مواد و روش‌ها

     طی یک مطالعه‌ی مداخله‌ای آزمایشگاهی، 17 دیسک تیتانیوم با سطح SLA با قطر 5/2 میلی‏ متر و ارتفاع 2 میلی‏ متر تهیه شد. نمونه ‏ها به سه دسته‌ی پنج ‏تایی و یک دسته‌ی دوتایی (به عنوان گروه شاهد) تقسیم شدند. گروه اول با استفاده از لیزر Er:YAG، گروه دوم با استفاده از لیزر دیود 810 و گروه سوم با استفاده از لیزر دیود 980 تحت تابش قرار گرفتند و برای گروه چهارم به عنوان گروه شاهد، اقدامی انجام نشد. در نهایت دما با استفاده از یک دماسنج دیجیتال قبل و بعد از مداخله (تابش لیزر) اندازه‏ گیری شد. داده‏ ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه‌ی 22 و آزمون آنالیز واریانس یک ‏طرفه و آزمون تعقیبی توکی مقایسه شدند. سطح معنی‌داری، 0/05 < α در نظر گرفته شد.

    یافته‌ها

     نتایج آنالیز داده‏ ها نشان داد که بین تغییرات درجه‌ی حرارت در چهار گروه، اختلاف معنی‏ دار وجود داشت
    (0/05 < p value). کم‌ترین مقدار تغییرات دمایی نسبت به گروه شاهد، در گروه نمونه‏ های تابش شده با لیزر Er:YAG و بیش‌ترین مقدار تغییرات دمایی نسبت به گروه شاهد، در گروه نمونه‏ های تابش شده با لیزر
    دیود ثبت شد.

    نتیجه‌گیری

     با توجه به کاهش دما حین کار با لیزر Er:YAG بر روی سطح دیسک‏ های تیتانیوم، این لیزر برای ضدعفونی سطوح ایمپلنت پیشنهاد می ‏شود و از بین دو لیزر دیود، لیزر دیود 810 به دلیل افزایش دمای کمتر، مناسب‏ تر بود.

    کلیدواژگان: ایمپلنت‏ های دندانی، لیزر، تغییرات دمایی
  • مجید مهدوی، امیر ارسلان نوابی، شهاب اعتمادی، زهرا نصری* صفحات 356-364
    مقدمه

    استفاده از CBCT (Cone beam computed tomography) برای تعیین مورفولوژی ریشه، میزان شکست درمان و اثرات جانبی آن، از جمله خطاها و پرفوراسیون‌‌ها را به حداقل می‌رساند. هدف از مطالعه‌ی حاضر، تعیین میزان شیوع ریشه و کانال سوم در دندان‌های پرمولر فک بالا توسط توموگرافی کامپیوتری با اشعه‌ی مخروطی CBCT بود.

    مواد و روش‌ها

     ااین مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی، بر روی 120 اسکن CBCT فک بالا از بیماران مراجعه‌کننده به بخش رادیولوژی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان اصفهان انجام گرفت. مشخصات دموگرافیک بیماران (سن، جنس، سمت دندانی)، تعداد ریشه‌‌ها و کانال، مورد بررسی قرار گرفته و ثبت شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 22 و از آزمون‌های آماری ویلکاکسون و من‌ویتنی استفاده و سطح معنی‌داری
    0/05 > p value در نظر گرفته شد.

    یافته‌ها

    در دندان‌های پرمولر اول ماگزیلا: 31/7 درصد، تک ریشه، 67/1 درصد، دو ریشه و 1/3 درصد، سه ریشه بودند. در دندان‌های پرمولر اول ماگزیلا: 2/9 درصد، تک کاناله، 95/4 درصد، دو کاناله و 1/7 درصد، سه کاناله بودند. در دندان‌های پرمولر دوم ماگزیلا، 94/2 درصد دارای یک ریشه، 5/8 درصد دارای دو ریشه بوده‌اند. در دندان‌های پرمولر دوم ماگزیلا: 74/6 درصد، تک کاناله، 25 درصد، دو کاناله و 0/4 درصد، سه کاناله بودند. تفاوت معنی‌داری بین تعداد کانال و ریشه در دندان‌های پرمولر اول و دوم ماگزیلا بین دو سمت چپ و راست مشاهده نشد (0/05 < p value). تفاوت معنی‌داری بین تعداد کانال و ریشه در دندان‌های پرمولر اول دو سمت چپ و راست بین زنان و مردان مشاهده نشد (0/05 < p value). تعداد ریشه و کانال دندان‌های پرمولر دوم ماگزیلا در هر دو سمت چپ و راست در مردان، بطور معنی‌داری بیشتر از زنان بود (0/05 > p value).

    نتیجه‌گیری

     فرم سه ریشه و سه کانال در دندان‌های پرمولر اول و دوم ماگزیلا، بسیار نادر می‌باشد، اما برای هر دندان‌پزشک ضروری است تا از امکان وجود ریشه و کانال اضافه در پرمولر اول و دوم ماگزیلا آگاه باشد.

    کلیدواژگان: توموگرافی کامپیوتری با اشعه ی مخروطی، ریشه ی دندان، ماگزیلا، مورفولوژی
  • عزت الله جلالیان، محمد مهدی علایی* صفحات 365-375
    مقدمه

    تغییر مورفولوژی کندیل مندیبل، از مشکلات شایع در گروه‌های سنی مختلف است. این تغییرات کندیل به دلیل تغییرات اولیه‌ی تصاعدی ریمادلینگ، عمدتا پیش‌رونده می‌باشد. بنابراین تغییر در اندازه و شکل استخوان کندیل در تشخیص بیماری‌های مربوط به مفصل تمپورومندیبولار از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. لذا مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین وضعیت تغییرات رادیوگرافیک کندیل مندیبل و عوامل مرتبط در آن انجام شد.

    مواد و روش‌ها

    این مطالعه به روش کوهورت تاریخی بر روی 99 بیمار در دانشکده‌ی دندان‌پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی تهران در سال 1395 انجام گرفت و در آن شاخص‌های اختلالات مفصلی TMDs (Temporomandibular disorders)، سن و الگوی ایچنر (Eichner's Model) در نظر گرفته شد. به منظور بررسی تغییرات کندیل مندیبل، از رادیوگرافی پانورامیک (Panoramic radiography) OPG استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های  2χ و پیرسون و پکیج آماری برای علوم اجتماعی در نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 22 انجام گرفت. سطح معنی‌داری 0/05 در نظر گرفته شد.

    یافته‌ها

    در این مطالعه، از 99 مورد رادیوگرافی منتخب، در مجموع 71 مورد (71/7 درصد) تغییر شکل کندیل در سه گروه سنی مختلف دیده شد. کیست الی (Ely's cyst) شایع‌ترین نمای تغییر رادیوگرافی کندیل بود که (50/5 درصد) از افراد حداقل در یک کندیل دچار این حالت بودند و متعاقب آن حدود (49/5 درصد) با وضعیت کندیل صاف‌شده، (16/2 درصد) اروژن و (10/1 درصد) استئوفیت مشاهده شد. اسکلروز با شیوع (1 درصد)، تحدب کندیل با (3 درصد) و تقعر کندیل با (2 درصد) از نماهای نادر بودند.

    نتیجه‌گیری

     بر این اساس، با بالا رفتن سن، تغییرات کندیل مندیبل بیشتر نمی‌شود. از نظر آماری TMD، در تغییر شکل کندیل موثر نمی‌باشد. همچنین گروه C الگوی ایچنر (بدون تماس اکلوزالی در دندان‌های باقی‌مانده) در افراد 60-70 سال به بیش‌ترین میزان یافت شد. این آمار نشانگر این می‌باشد که نیروی اکلوژن افراد مسن، بسیار کم و ضعیف بوده و نیز اکلوژن و بی‌دندانی رابطه‌ای مستقیم با تغییر شکل کندیل نداشته است. با وجود اکلوژن کامل یا فقدان دندان‌های طبیعی (بی‌دندانی) و رابطه‌ی آنها با عملکرد کندیل و مفصل تمپورومندیبولار TMJ (Temporomandibular joint)، اکیدا توصیه می‌شود که دندان‌های طبیعی حفظ شوند و یا در صورت بی‌دندانی، سریعا دندان‌های مصنوعی جایگزین گردند.

    کلیدواژگان: کندیل مندیبل، استئوفیت، اختلالات مفصل تمپورومندیبولار، اکلوژن دندانی، مندیبل، مفصل تمپورومندیبولار
  • محمد رضا زارع مهذبیه، مهدی رفیعی*، سوسن صادقیان، حمیدرضا معتضدیان صفحات 376-382
    مقدمه

    دیباندینگ براکت‌های سرامیکی، باعث آسیب‌های مینایی دندان و شکستگی براکت می‌شود و علت آن استحکام پیوند بالای براکت‌های سرامیکی و مقاومت پایین آنها به شکست می‌باشد. هدف از این مطالعه، مقایسه‌ی میزان آسیب‌های مینای دندان در دیباند براکت‌های سرامیکی با لیزر CO2 و بدون آن در درمان‌های ارتودنسی بود.

    مواد و روش‌ها

     در این بررسی تجربی آزمایشگاهی، تعداد 44 دندان پر‌مولر اول کشیده شده انتخاب شد و به روش تصادفی در دو گروه 22 تایی قرار گرفت. بعد از باندینگ، دندان‌ها به دو گروه برای دیباندیگ با تاباندن لیزر CO2 و بدون لیزر تقسیم شدند. برای تعیین دقیق شمار و طول ترک‌های مینایی در پیش و پس از برداشتن براکت از استریومیکروسکوپ با بزرگ‌نمایی 10 برابر استفاده شد. داده‌های به دست آمده با استفاده از آزمون‌های آماری تی مستقل و تی زوجی و نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 23 تجزیه و تحلیل شدند و سطح معنی‌‌‌‌داری 0/05 در نظر گرفته شد.

    یافته‌ها

    در دندان‌های گروه بدون لیزر، 4/5 درصد شکستگی مینا و 9/1 درصد شکستگی قاعده‌ی براکت وجود داشت. در گروه دیباند با لیزر CO2، هیچ موردی از شکستگی براکت یا مینا دیده نشد و میانگین طول ترک‌ها در این گروه، به طور معنی‌داری کمتر بود (0/001 > p value). تعداد ترک‌های مینای دندان در دو گروه قبل و بعد از دیباندینگ به طور معنی‌داری اختلاف نشان داد (0/018 > p value) و اگر چه بعد از دیباندینگ در هر دو گروه افزایش یافت اما این افزایش در دندان‌های گروه دیباندینگ با لیزر CO2 کمتر بود (0/001 > p value).

    نتیجه‌گیری

     دیباندینگ براکت‌های سرامیکی با استفاده از لیزر CO2، می‌تواند آسیب‌های مینا حین دیباندینگ را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: براکت سرامیکی، دیباندینگ، لیزر CO2، مینای دندان
  • ثمانه عباسی، فریبرز وفایی، سارا خزایی، مریم فرهادیان، زهرا باقری* صفحات 383-391
    مقدمه

    برخی مطالعات نشان داده‌اند که بی‌دندانی و دنچرهای کامل معمولی، تاثیر منفی بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان بیماران می‌گذارد، اما برخی دیگر رضایت بالایی از زندگی روزانه را در این بیماران گزارش کرده‌اند. از آنجایی که نتایج مطالعات در این خصوص متناقض بوده و همچنین در ایران مطالعات کمی به ارزیابی این موضوع پرداخته‌اند، لذا در این مطالعه، کیفیت زندگی افراد درمان شده با دنچر کامل در دانشکده‌ی دندان‌پزشکی همدان طی سال‌های 1395-1397 مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش‌ها

     شرکت‌کنندگان از بین مراجعه‌کنندگان به دانشکده‌ی دندان‌پزشکی همدان در سال تحصیلی 1395-97 انتخاب شدند. اطلاعات فردی و بالینی بیماران ثبت شد و کیفیت زندگی وابسته به سلامت دهانی توسط پرسش‌نامه‌ی استاندارد 14-OHIP (Oral Health Impact Profile) قبل از تحویل دنچر و یک بار هم یک ماه بعد از تحویل دنچر، ارزیابی و مقایسه شد. آنالیز داده‌ها با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و آزمون‌های تی مستقل، تی زوجی، آنالیز واریانس یک‌طرفه و رتبه‌ای علامت‌دار ویلکاکسون در نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 21 صورت گرفت (0/05 = α).

    یافته‌ها

    نمره‌ی OHIP پس از تحویل دست دندان جدید در مجموع افراد شرکت‌کننده، به طور معنی‌داری کاهش یافت (0/008 = p value) و این کاهش در زنان معنی‌دار بود اما در مردان معنی‌دار نبود.

    نتیجه‌گیری

     بطور کلی استفاده از دست دندان، باعث بهبود کیفیت زندگی وابسته به سلامت دهانی افراد می‌شود که این بهبود، بیشتر مربوط به جنبه‌هایی همچون تکلم، رژیم غذایی و خجالت از وضعیت ظاهری می‌باشد.

    کلیدواژگان: -OHIP، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان، دنچر کامل
  • سمیه نجار خدابخش، هاجر ترکان*، مهرداد عبدی نیان صفحات 392-405
    مقدمه

    با عنایت به تاثیر بهداشت دهان و دندان در سلامت عمومی مردم و نظر به این که تسهیل مراجعه‌ی افراد به دندان‌پزشک موجب اصلاح و ارتقاء شاخص‌های این عرصه از تندرستی خواهد شد، هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه‌ی متغیرهای حساسیت اضطرابی، حساسیت پردازش‌ حسی، سیستم‌های مغزی- رفتاری و ناگویی خلقی با اضطراب بیماران دندان‌پزشکی بود.

    مواد و روش‌ها

     این پژوهش، یک مطالعه‌ی تحلیلی با روش نمونه‌گیری غیر تصادفی در دسترس است و جامعه‌ی آماری آن 383 نفر از مردان و زنان مراجعه‌کننده به مراکز درمانی دندان‌پزشکی شهر اصفهان در سال 1397 بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه‌های حساسیت اضطرابی، شخص با حساسیت بالا، مقیاس بازداری/ فعال‌سازی رفتاری، ناگویی خلقی و اضطراب دندان‌پزشکی بود. تحلیل داده‌ها با آزمون‌های آماری همبستگی و رگرسیون چندگانه با نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 22 انجام شد.

    یافته‌ها

     طبق نتایج، 28/4 درصد تغییرات اضطراب دندان‌پزشکی با حساسیت اضطرابی، حساسیت پردازش حسی و ناگویی خلقی؛ 26/1 درصد تغییرات اضطراب دندان‌پزشکی با ابعاد (ترس از نگرانی‌های بدنی و ترس نداشتن کنترل شناختی) حساسیت اضطرابی و 17/3 درصد تغییرات این متغیر با ابعاد (سهولت تحریک، آستانه‌ی حسی پایین و حساسیت زیبایی‌شناختی) حساسیت پردازش حسی قابل تبیین است (0/05 > p value).

    نتیجه‌گیری

    از بین چهار متغیر پیش‌بین پژوهش، متغیر حساسیت اضطرابی، حساسیت پردازش حسی و ناگویی خلقی با اضطراب دندان‌پزشکی ارتباط معنی‌دار داشتند و سیستم‌های مغزی- رفتاری، ارتباط معنی‌داری با اضطراب دندان‌پزشکی نداشت.

    کلیدواژگان: اضطراب دندان پزشکی، حساسیت اضطرابی، حساسیت پردازش حسی، سیستم های مغزی- رفتاری، ناگویی خلقی
  • محمد نصیرزاده، مریم زارع جهرمی*، هادی نوری صفحات 406-415
    مقدمه

    اورژانس‌های پزشکی، هر چند در مطب‌های دندان‌پزشکی شایع نیستند، عدم برخورد مناسب با آنها ممکن است باعث عوارض جبران‌ناپذیری برای بیمار گردد. هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی میزان آگاهی و نگرش دندان‌پزشکان عمومی شهر اصفهان در مواجهه با اورژانس‌های شایع پزشکی در درمان‌های دندان‌پزشکی بود.

    مواد و روش‌ها

    در این مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی مبتنی بر پرسش‌نامه، 120 دندان‌پزشک عمومی شهر اصفهان (53 مرد و 67 زن) با میانگین سنی 13 ± 41/2، به طور تصادفی انتخاب شدند. یک پرسش‌نامه شامل متغیرهای دموگرافیک، اطلاعات مربوط به سابقه‌ی دریافت آموزش، نگرش دندان‌پزشکان در مورد لزوم دریافت آموزش بیش‌تر و یک آزمون 10 سوالی در مورد نحوه‌ی برخورد با اورژانس‌های شایع پزشکی در اختیار آنها قرار داده شد. داده‌ها با آزمون‌های آماری پیرسون، اسپیرمن، تی، کای‌اسکوئر و فیشر در نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 22 تجزیه و تحلیل شدند (0/05 = α).

    یافته‌ها

    تعداد 69 نفر (57/5 درصد) نمره‌ی ضعیف (صفر تا 5)، 32 نفر نمره‌ی متوسط (6)، 13 نفر نمره‌ی خوب (7) و 6 نفر نمره‌ی بسیار خوب (8 و بالاتر) را کسب کردند. 94 درصد شرکت‌کنندگان اظهار کردند که سابقه‌ی دریافت آموزش کافی در این زمینه نداشته‌اند و نزدیک به 97 درصد از دندان‌پزشکان، بر لزوم دریافت آموزش بیشتر تاکید داشتند. میانگین نمره‌ی کل دندان‌پزشکان بین دو جنس، تفاوت معنی‌داری نداشت (0/38 = p value). با افزایش فاصله‌ی فارغ‌التحصیلی، میزان آگاهی افزایش یافت (0/028 = p value). کمتر از 30 درصد دندان‌پزشکان، اظهار کردند که همه‌ی تجهیزات و داروهای مورد نیاز برای برخورد با اورژانس‌های پزشکی را در مطب خود دارند.

    نتیجه‌گیری

     دندان‌پزشکان عمومی شهر اصفهان، آگاهی کمی در مورد نحوه‌ی برخورد درست با اورژانس‌های شایع پزشکی دارند و به خوبی جهت برخورد با این حوادث آموزش ندیده و مطب‌های‌شان نیز تجهیز نشده است. دندان‌پزشکان، نیاز قابل توجهی برای دریافت آموزش در این زمینه در خود می‌بینند و آموزش‌های داده شده در گذشته، پاسخگوی نیازهای آنها نبوده است.

    کلیدواژگان: اورژانس ها، دندان پزشکان، آگاهی
  • نادر نصر*، فاطمه سهیلی پور، پروین میرزا کوچکی، شهرزاد جوادی نژاد صفحات 416-423
    مقدمه

    فراهم کردن استحکام باند مناسب برای مواد هم‌رنگ دندان، از موارد مهم برای ترمیم دندان‌های شیری است. هدف از این مطالعه، مقایسه‌ی استحکام باند برشی باندینگ سلف اچ دو مرحله Clearfil SE bond، باندینگ سلف اچ یک مرحله‌ای Palfique bond با یک باندینگ یونیورسال G-Premio bond بود.

    مواد و روش‌ها

     در این مطالعه‌ی تجربی- آزمایشگاهی، جهت تهیه‌ی نمونه‌ها، 45 دندان کانین شیری کشیده شده‌ی سالم جمع‌آوری گردید و به صورت تصادفی، به سه گروه 15تایی تقسیم شدند. سطح باکال دندان‌ها با استفاده از دیسک سیلیکون کارباید 600 گریت، تراش خورد. با استفاده از میکروبراش ادهزیو، طبق دستور کارخانه زده شد و کامپوزیت رزین Z350XT, 3M, USA, Universal Restoration با استفاده از مولد پلاستیکی به قطر 2 میلی‌متر و طول 5/2 میلی‌متر قرار داده و کیور شد. در نهایت تست استحکام باند برشی با استفاده از دستگاه تست یونیورسال انجام گردید. آنالیز داده‌ها با آزمون‌های آماری ANOVA و توکی در نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 21 انجام شد (α = 0/05).

    یافته‌ها

    بالاترین میانگین استحکام باند برشی مربوط به G-Premio bond با میانگین 20/6 مگاپاسکال بود. در رتبه‌ی بعدی، Clearfil SE bond با میانگین 18/62 مگاپاسکال و Palfique bond با میانگین 14/64 کم‌ترین استحکام باند برشی را داشت. تفاوت معنی‌داری بین G-premio bond و Palfique bond (p value > 0/001) و SE bond و Palfique bond (p value = 0/01) وجود دارد، ولی بین G-premio bond و SE Bnd تفاوت معنی‌دار موجود نیست (p value = 0/29).

    نتیجه‌گیری

     با توجه به اینکه استحکام باند لازم برای مقابله با انقباض پلیمریزاسیون 17 مگاپاسکال است، G-premio bond و Clearfil SE bond هر دو از استحکام کافی برای استفاده در دندان‌های شیری برخوردار هستند. Palfique bond، استحکام کم‌تری نسبت به دو باندینگ دیگر در دندان‌های شیری داشت. با توجه به مراحل تکنیکی کم‌تر G-Premio bond در حالت سلف اچ، استفاده از آن در ترمیم دندان‌های شیری منطقی به نظر می‌رسد.

    کلیدواژگان: استحکام باند برشی، مواد باندینگ عاجی
  • ناصر کاویانی*، امید فدایی صفحات 424-434
    مقدمه

    ترس و اضطراب کودکان از درمان‌های دندان‌پزشکی، می‌تواند باعث تغییرات رفتاری شود. همچنین درد و ناراحتی‌های دندانی نیز باعث اختلالات رفتاری در کودکان می‌شود. ممکن است انجام درمان‌های دندانی تحت بی‌هوشی عمومی، به سبب بهبود در شرایط پزشکی کودک، اختلالات رفتاری او را کاهش دهد. هدف از این مطالعه، تعیین و مقایسه‌ی میانگین نمره‌ی رفتارهای ترس و اضطراب بر اساس پرسش‌نامه‌ی استاندارد (Behavioral change) قبل و بعد از درمان دندان‌پزشکی تحت بی‌هوشی عمومی بود.

    مواد و روش‌ها

     این مطالعه‌ی توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی، شامل کودکانی بود که برای انجام درمان‌های دندان‌پزشکی، تحت بی‌هوشی عمومی قرار گرفته بودند. تعداد 78 پرسش‌نامه‌ی استاندارد شامل 22 گویه، بین مادران توزیع شد. این پرسش‌نامه یک‌بار درست قبل از بی‌هوشی و یک‌بار یک ماه بعد از بی‌هوشی توسط آنها تکمیل شد، تا از این طریق میانگین نمره‌ی تغییرات رفتاری به دست آید. داده‌های به دست آمده به واسطه‌ی نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 23 و آزمون‌های آماری تی، تی زوجی و ANOVA، تجزیه و تحلیل شدند (0/05 = α).

    یافته‌ها

    با توجه به داده‌های آماری، نمره‌های اختلالات رفتاری بعد از بی‌هوشی عمومی، در تمامی موارد نسبت به قبل از بی‌هوشی، شرایط بهتری داشت و همچنین با توجه به (r = 0/249 ،p value = 0/028) بین تعداد کار دندان‌پزشکی و میانگین نمره‌ی تغییرات رفتاری، ارتباط معنی‌دار وجود داشت به این معنا که با افزایش تعداد درمان‌های دندان‌پزشکی، بهبود شرایط رفتاری بیشتر می‌شد.

    نتیجه‌گیری

     انجام کامل درمان‌های دندان‌پزشکی کودک تحت بی‌هوشی عمومی، باعث بهبود در شرایط رفتاری او می‌شود، که اصلی‌ترین دلایل آن می‌تواند بهبود شرایط دندانی بیمار باشد.

    کلیدواژگان: بی هوشی عمومی، اضطراب، دندان پزشکی کودکان
  • شیما ترشیزی*، امیر منصور شیرانی صفحات 435-442
    مقدمه

    جویدن آدامس، از جمله عادات پارافانکشن دهانی به حساب می‌آید و از علل مرتبط با بروز اختلالات گیجگاهی- فکی می‌باشد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر نوع، میزان مصرف و الگوی جویدن آدامس بر شیوع علایم اختلالات گیجگاهی- فکی بود.

    مواد و روش‌ها

     در این مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی، تعداد 73 نفر در محدوده‌ی سنی 20 تا 30 سال که مصرف‌کننده‌ی آدامس بودند، با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج و کدهای اخلاق، مورد بررسی قرار گرفتند. نوع آدامس، میزان مصرف و الگوی جویدن آن از طریق پرسش‌نامه و علایم اختلالات گیجگاهی- فکی از طریق معاینه، در هر فرد بررسی و ثبت شد. داده‌ها با استفاده از SPSS نسخه‌ی 20 و آزمون‌های کای‌اسکوئر، من‌ویتنی و فیشر با سطح معنی‌داری (0/05 ≥ p value) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته‌ها

    در این مطالعه، شایع‌ترین علامت اختلالات گیجگاهی- فکی، صدای مفصل (31/5 درصد) بود. محدودیت در حرکات فکی به طور معنی‌داری در خانم‌ها بیشتر از آقایان بود (0/018 = p value). نوع، سابقه‌ی مصرف و مدت زمان مصرف آدامس با هیچ یک از علایم اختلالات گیجگاهی- فکی رابطه‌ی معنی‌داری نداشتند. ارتباط معنی‌داری میان سرعت سیکل جویدن آدامس (0/04 = p value)، یکنواخت ماندن سیکل جوش (0/048 = p value) و زمان تغییر سیکل جوش (0/04 = p value) با بعضی از علایم اختلالات گیجگاهی- فکی دیده شد.

    نتیجه‌گیری

    علایم اختلالات گیجگاهی- فکی با نوع آدامس و میزان مصرف آن ارتباط معنی‌داری نداشت ولی با الگوی جویدن آدامس، سرعت سیکل جویدن آدامس، یکنواختی و زمان تغییر سیکل جوش، ارتباط معنی‌دار دیده شد.

    کلیدواژگان: اختلالات گیجگاهی- فکی، عادت، آدامس، جویدن
  • عبدالسلام پرستش، فرناز فخری، مریم السادات نیکو*، زهرا موسوی صفحات 443-450
    مقدمه

    از آن‌جا که هارمونی و بالانس صورت در نتیجه‌ی تاثیر متقابل بافت سخت و نرم تعیین می‌گردد، پی بردن به رابطه‌ی این دو بافت در طراحی درمان، بسیار ضروری به نظر می‌رسد. هدف از مطالعه‌ی حاضر، بررسی زاویه‌ی فاسیال و زاویه‌ی تحدب صورت در بافت نرم و میزان ارتباط آن با بافت سخت در افراد مراجعه‌کننده به دانشکده‌ی دندان‌پزشکی شهر بندرعباس بود. 

    مواد و روش‌ها

     در این مطالعه‌ی مقطعی، 75 فیلم لترال سفالومتری مورد بررسی قرار گرفت. نمونه‌ها با دامنه‌ی سنی 18-25 سال، دارای دندان‌های دائمی (به جز مولر سوم) و بدون سابقه‌ی ترومای سر و صورت، سابقه‌ی جراحی ارتوگناتیک، سابقه‌ی درمان قبلی ارتودنسی و آنومالی مادرزادی بودند. مقدار زاویه‌های فاسیال بافت نرم و سخت، زاویه‌ی تحدب صورت بافت نرم و سخت، ضخامت بافت نرم چانه و ضخامت لب بالا اندازه‌گیری شد. داده‌ها توسط نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 22 آنالیز شد. برای مقایسه‌ی بین دو گروه مرد و زن، از آزمون من‌ویتنی و برای بررسی همبستگی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد (0/05 > p value). 

    یافته‌ها

    همبستگی بین زاویه‌ی فاسیال (p value > 0/05  ،r = 0/9) و زاویه‌ی تحدب صورتی (p value > 0/05 ، r = 0/7) در بافت نرم و سخت، معنی‌دار بود. میانگین ضخامت لب بالا در مردان 2/33 ± 14/58 و در زنان 1/74 ± 12/20 میلی‌متر بود. بین ضخامت بافت نرم چانه با جنس، ارتباط معنی‌دار وجود داشت (0/05 > p value). میانگین ضخامت بافت نرم چانه در مردان (2/32 ± 12/50) بیشتر از زنان (2/32 ± 10/84) می‌باشد. 

    نتیجه‌گیری

    با توجه به همبستگی بین زاویه‌ی فاسیال و زاویه‌ی تحدب صورتی در بافت نرم و سخت، می‌توان از بافت نرم برای فهم این موارد در بافت سخت استفاده کرد.

    کلیدواژگان: ارتودنسی، بافت نرم و بافت سخت
|
  • Ehsan Hekmatian*, Mina Alibemani Pages 341-347
    Introduction

    Currently, panoramic radiography is very popular with dentists due to its proper cost and low radiation dose in terms of the data it provides. During the diagnosis and treatment process, a dentist should keep himself and the patient safe from the dangerous effects of ionizing radiation during radiography. Therefore, this study was undertaken to present a guideline for dentists and technicians for better patient protection. Materials &

    Methods

    In this cross-sectional, descriptive/analytical study, 4 calibrated TLDs were placed in appropriate positions within a holder and placed on the surface of a lead apron on the anterior and posterior aspects. One TLD was also placed in the environment as a control. One hundred patients, candidates for taking panoramic radiographs, wore the lead apron and underwent conventional panoramic radiography. Then the TLDs were sent for processing and the results were analyzed with repeated-measurements ANOVA, post hoc least significant difference, one-sample t-test and paired-samples t-test (α = 0.01).

    Results

    TLDs that had undergone radiographic exposure 100 times showed the absorbed dose in millisievert unit. Skin dose on the postero-superior region (0.31) was the highest amount measured, followed by the absorption dose on the postero-inferior region (0.28), antero-inferior region (0.22), antero-superior region (0.19); the control TLD which was placed outside the room showed insignificant absorption dose.

    Conclusion

    In this study, the patients’ radiation doses were separately reported for the anterior and posterior mid-body regions. The skin absorbed dose in the posterior mid-body region was higher in comparison with the anterior region. Therefore, it is advisable for the patients to wear the lead apron like a coat on the posterior region.

    Keywords: Dosimetry, Film, Film badge dosimetry, Panoramic, Radiography
  • Reza Birang, Maryam Mohammadi, Narges Naghsh*, Nilofar Khaleghi Zawareh Pages 348-355
    Introduction

    The aim of the present study was to determine the effect of three lasers, 980-nm diode, 810-nm diode and Er:YAG laser beams on temperature changes of titanium discs with SLA (sandblast large-grit acid etch) surface. Materials &

    Methods

    In this interventional in vitro study, 17 titanium discs with SLA surface, with a diameter of 5.2 mm and a height of 2 mm, were prepared. The specimens were divided into 3 groups (n = 5) and 1 control group (n = 2). The first group was irradiated by Er:YAG laser; the second and third groups were irradiated with 810-nm and 980-nm diode laser beams. No intervention was implemented in the fourth group. Temperature was measured before and after intervention (laser irradiation) with a digital thermometer. Data were analyzed with one-way ANOVA, followed by post hoc Tukey tests, using SPSS 22 (α < 0.05).

    Results

    The results showed significant differences in ∆T between the 4 groups (p value < 0.05). The minimum temperature changes compared to the control group were recorded in the group irradiated with Er:YAG laser beams and the maximum temperature changes compared to the control group were recorded in the group irradiated with 980-nm diode laser beams.

    Conclusion

    Considering the decrease in temperature on the surface of the titanium discs with the use of Er:YAG laser beams, this laser is recommended for disinfection of implant surfaces; 810-nm diode laser proved more effective because of the lower temperature rise.

    Keywords: Dental implants, Laser, Temperature changes
  • Majid Mahdavi, Amirarsalan Navabi, Shahab Etemadi, Zahra Nasri* Pages 356-364
    Introduction

    Use of the CBCT technique to determine root morphology minimizes the rate of treatment failure and adverse effects, such as gouging and perforations. The aim of this study was to evaluate the prevalence of third roots and canals in maxillary premolars using the CBCT technique. Materials &

    Methods

    This descriptive/analytical study was performed on 120 CBCT images of patients referring to the Radiology Department of Azad University of Isfahan. Demographic characteristics of patients (age, sex and jaw side) and the number of roots and canals were studied and recorded. Data were analyzed with Wilcoxon and Mann-Whitney U tests using SPSS 20 (α = 0.05).

    Results

    In maxillary first premolar teeth, 31.7% of the teeth were single-rooted, 67.1% were two-rooted and 3.1% were three-rooted. In the second maxillary premolars, 94.2% had one root and 5.8% had two roots. In the first maxillary premolar teeth, 9.2% had one root canal, 95.2% had two root canals and 1.7% had three root canals. In the second maxillary premolar teeth, 74.6% had one root canal, 25% had two root canals and 0.4% had three root canals. There were no significant differences between the number of root canals and roots in maxillary first and second premolar teeth between the left and right sides (p value > 0.05). There were no significant differences between the number of root canals and roots in the first and second premolar teeth between the left and right sides and between the male and female subjects (p value > 0.05). The number of roots and canals of maxillary second premolar teeth on both the left and right sides was significantly higher in men than in women (p value < 0.05).

    Conclusion

    Three roots and three canals are very rare in the maxillary first and second premolars. However, it is necessary for each dentist to be aware of the possibility of excess roots and root canals in maxillary first and second premolars.

    Keywords: Cone-beam computed tomography, Maxilla, Morphology, Tooth root
  • Ezzatollah Jalalian, Mohammad Mehdi Alaei* Pages 365-375
    Introduction

    Alterations in mandibular condyle morphology is one of the common problems in different age groups. These variations of the condylar are mostly progressive due to the initial changes in remodeling. Therefore, alterations in the size and shape of the condylar bone are of particular importance in the diagnosis of temporomandibular joint-related diseases. This study aimed to determine the radiographic changes in mandibular condyles and its related factors.

    Materials & Methods

    This historical cohort research was carried out on 99 patients in the Faculty of Dentistry, Islamic Azad University, Tehran, in 2016. In this study, the temporomandibular disorders (TMDs), age and Eichner's model were evaluated. Mandibular condyle changes were evaluated using panoramic radiography. Data were analyzed with chi-squared test and Pearson’s correlation coefficient, using SPSS 22 (α = 0.05).

    Results

    In this study, of 99 cases of radiographic examination in three different age groups, 71 cases (71.7%) of condyle deformity were detected. Ely's cyst was the most commonly seen condylar radiographic change, and 50.5% of the subjects had at least one affected condyle, followed by flat condyle (49.5%), erosion (16.2%) and osteophyte (10.1%) in descending order. Sclerosis (1%), condylar convexity (3%) and condylar concavity (2%) were relatively rare.

    Conclusion

    Based on the results, condylar changes did not increase with age. Statistically, TMD was not responsible for condylar deformity. The Eichner's pattern C (without occlusal contacts on the remaining teeth) was found to be the most frequent in subjects aged 60-70 years. This indicates that the occlusal forces in the elderly was very low and weak, and the occlusion and edentulism did not have a direct relationship with the condyle deformity.

    Keywords: Mandibular condyle, Osteophyte, Temporomandibular joint disorders, Dental occlusion, Mandible, Temporomandibular joint
  • Mohammadreza Zare Mohazabieh, Mehdi Rafei*, Soosan Sadeghian, Hamid Reza Motazedian Pages 376-382
    Introduction

    Debonding of ceramic brackets results in enamel damage and bracket fracture due to a strong bond of ceramic brackets and low fracture resistance. The aim of this study was to compare enamel damage upon debonding of ceramic brackets with and without CO2 laser in orthodontic treatment. Materials &

    Methods

    In this experimental study, 44 extracted first premolar teeth were selected and randomly divided into two groups (n = 22). After bonding, the teeth were divided into two group with and without the use of CO2 laser for debonding of brackets. A stereomicroscope was used at ×10 to determine the exact number and length of enamel cracks before and after debonding of the brackets. Data were analyzed with paired t-test and t-test using SPSS 23 (α = 0.05).

    Results

    In the group without laser, the rate of enamel fracture was 4.5% and in 9.1% of the cases there were fractures in the bracket base. There were no fractures or cracks in the enamel or bracket bases. In this group, the mean length of cracks was significantly low (p value < 0.001). There were significant differences in the lengths of the cracks in both groups before and after debonding (p value < 0.018). Although the number of cracks in the enamel in both groups increased after debonding, this increase was not significant in the laser group (p value < 0.001).

    Conclusion

    Debonding of ceramic brackets with CO2 laser resulted in a decrease in enamel damage during debonding.

    Keywords: Ceramic brackets, Debonding, CO2 laser, Enamel
  • Samaneh Abbasi, Fariborz Vafaei, Sara Khazaei, Maryam Farhadian, Zahra Bagheri* Pages 383-391
    Introduction

    Some studies have shown that loss of teeth and conventional complete dentures have a negative effect on oral health-related quality of life of patients; some other studies have reported high satisfaction with daily life in these patients. Since the results of studies in this regard are contradictory and on the other hand, in Iran only few studies have evaluated this issue, in this study, the quality of life of denture-treated patients was studied in Hamadan Dental School in 2016-2018. Materials &

    Methods

    The participants of this study were selected from patients referring to Hamadan Dental School in 2016-2018. Demographic and clinical data were recorded, and oral health-related quality of life was evaluated by the OHIP-14 standard questionnaire before denture delivery and one month after denture delivery and compared. Data were analyzed with SPSS 21, using descriptive statistics and statistical tests such as t-test, paired t-test, one-way ANOVA and Wilcoxon sign-test (α = 0.05).

    Results

    The OHIP scores decreased significantly after the delivery of dentures in the all participants (p value = 0.008). This decrease was significant in women, but not significant in men.

    Conclusion

    In general, the use of complete dentures improved the oral health-related quality of life in the subjects. This improvement is related to aspects such as pronunciation, diet and embarrassment due to the general appearance.

    Keywords: OHIP-14, OHRQoL, Complete dentures
  • Somayeh Najjar Khodabakhsh, Hajar Torkan*, Mehrdad Abdinian Pages 392-405
    Introduction

    Considering the effect of dental hygiene in people’s general health and since facilitation of community members’ visits to dental offices results in the improvement and enhancement of the indexes of this health field, the present study was undertaken to evaluate the relationship between anxiety sensitivity, sensory processing, brain-behavioral systems and alexithymia and anxiety in dental patients. Materials &

    Methods

    This analytical study was carried out using non-random sampling technique by including 383 male and female subjects referring to dental clinics in Esfahan in 2018. Research tools consisted of anxiety sensitivity questionnaire, questionnaire on highly sensitive subjects, inhibition scale/behavioral activation, alexithymia questionnaire and dental anxiety questionnaire. Data were analyzed with SPSS 22, using correlation test and multiple regression analysis.

    Results

    The results showed that 28.4% of changes in dental anxiety can be explained with anxiety sensitivity, sensory processing sensitivity and alexithymia. In addition, 26.1% of changes in dental anxiety can be explained with two dimensions of anxiety sensitivities (fear of body concerns and fear of lack of cognitive control); and 17.3% of changes in this variable can be explained with different aspects of sensory processing sensitivity (ease of excitement, low sensory threshold and aesthetic sensitivity) (p value < 0.05).

    Conclusion

    There were significant relationships between the three variables of anxiety sensitivity, sensory processing sensitivity and alexithymia and dental anxiety of all the four predictors of the study; however, there was no significant relationship between brain-behavioral systems and dental anxiety.

    Keywords: Dental anxiety, Anxiety sensitivity, Sensory processing sensitivity, Brain-behavioral systems, Alexithymia
  • Mohammad Nasirzadeh, Maryam Zare Jahromi*, Hadi Nouri Pages 406-415
    Introduction

    Although medical emergencies are not common in dental offices, lack of appropriate attention to such incidents might result in irreparable complications in patients. The aim of this study was to evaluate the knowledge and attitude of general dentists in Isfahan in dealing with common medical emergencies.

    Materials & Methods

    A total of 120 general dentists (53 males and 67 females, with a mean age of 41.2 ± 13 years) working in Isfahan were randomly selected for the purpose of this questionnaire-based cross-sectional study. The questionnaire included demographic variables, data on education history, and dentists’ attitude toward the need for more education and a test with 10 questions on how to deal with common medical emergencies. Data were analyzed with Pearson’s and Spearman’s tests, independent t-test, chi-squared test and Fischer’s exact test using SPSS 22 (α = 0.05).

    Results

    A total of 69 dentists (57.5%) acquired poor scores (0-5), 32 acquired a moderate score (6), 13 acquired a good score (7) and 6 acquired very good scores (≥ 8); 94% of the participants stated that they had not received adequate education in this field, and nearly 97% emphasized on the need for more education. There was no significant difference in the overall mean scores between male and female subjects (p value = 0.38). Knowledge level increased with years since graduation (p value = 0.028). Finally, <30% of the dentists stated that they had all the equipment and essential medicine to manage medical emergencies in their office.

    Conclusion

    Dentists in Isfahan exhibited low knowledge level about proper management of common medical emergencies and were not properly trained for such situations and their offices were not well equipped. This study showed that these dentists believe they need training in this field and past education has not met their needs.

    Keywords: Dentists, Emergencies, Knowledge
  • Nader Nasr*, Fatemeh Soheilipour, Parvin Mirzakoucheki Boroujeni, Shahrzad Javadinejad Pages 416-423
    Introduction

    Provision of proper bond strength for tooth-colored restorations is very important in the restoration of primary teeth. The aim of this study was to compare shear bond strengths of Clearfil SE two-step self-etch, Palfique one-step self-etch and G-Premio universal bonding agents. Materials &

    Methods

    A total of 45 intact extracted primary canine teeth were collected for the purpose of this in vitro study and randomly divided into three groups (n = 15). The buccal surfaces of the teeth were prepared with 600-grit silicon carbide discs. The adhesive was applied by a micro-brush to the surface of the teeth according to manufacturer’s instructions; Z350XT composite resin was placed using a plastic mold measuring 2 mm in diameter and 2.5 mm in length and then light-cured. Finally, the shear bond strength was measured using a universal testing machine. Data were analyzed with ANOVA and Tukey test, using SPSS 21 (α = 0.05).

    Results

    The highest shear bond strength was recorded in G-Premio bond with a mean of 20.60 MPa. Clearfil SE Bond ranked the second with a mean of 18.62 MPa. Palfique Bond exhibited the lowest bond strength (14.64 MPa). There was a significant difference between G-Premio Bond and Palfique Bond (p value < 0.001) and between SE Bond and Palfique Bond (p value = 0.01). However, there was no significant difference between G-Premio Bond and SE Bond (p value = 0.29).

    Conclusion

    Since 17 MPa has been proposed as the critical value needed to withstand polymerization shrinkage, both G-Premio Bond and Clear fil SE Bond have adequate strength for use in primary teeth. Palfique Bond exhibited lower bond strength compared to the two other bonding agents inn primary teeth. Due to the fewer steps of G-Premio Bond in the self-etch mode, use of this bonding agent appears to be logical for the restoration of primary teeth.

    Keywords: Dentin bonding agents, Shear bond strength
  • Nasser Kaviani*, Omid Fadeei Pages 424-434
    Introduction

    Fear and anxiety of dental treatment in children could cause behavioral changes. In addition, dental pain and discomfort could lead to behavioral disorders in children. Treatments under general anesthesia might decrease behavioral disorders due to an improvement in the child’s medical condition. The aim of this study was to determine and compare the mean scores of fear and anxiety based on the standard behavioral change questionnaire before and after dental treatment under general anesthesia. Materials &

    Methods

    This descriptive cross-sectional study evaluated children who underwent dental treatment under general anesthesia. Seventy-eight behavioral change questionnaires, consisting of 22 items, were distributed among the children’s mothers. The questionnaires were completed once just before general anesthesia and once a month after general anesthesia by the mothers in order to obtain the mean score of behavioral changes. Data were analyzed with t-test, one-way ANOVA and paired ttest (α = 0.05).

    Results

    Based on statistical data, in all the cases the scores of behavioral problems after general anesthesia were better than those before general anesthesia. In addition, there was a significant relation between the number of the dental procedures and the mean score of behavioral changes, indicating an improvement in behavior with an increase in the number of dental procedures.

    Conclusion

    Implementation of all the dental procedures for children under general anesthesia improves their behavioral conditions, presumably due to an improvement in their dental condition.

    Keywords: Anxiety, General anesthesia, Pediatric dentistry
  • Shima Torshizi*, Amir Mansour Shirani Pages 435-442
    Introduction

    Gum chewing is one of oral parafunctional habits and is considered as an etiologic factor for temporomandibular joint disorders. The aim of this study was to evaluate the relation between type, duration and pattern of gum chewing and TMD signs and symptoms. Materials &

    Methods

    In this descriptive‒ analytical study, 73 subjects aged 20-30 years, who were gum chewers, were evaluated by considering inclusion and exclusion criteria and ethical codes. Type, frequency and chewing patterns were evaluated by a questionnaire and signs and symptoms of TMD through clinical examinations and the data were recorded. Data analysis was carried out with SPSS 20, using chi-squared, MannWhitney and Fisher’s exact tests (p value ≤ 0.05).

    Results

    In this study, the most common sign of TMD was joint clicks (31.5%). Jaw movement limitation was more prevalent in females (p value = 0.018). Type, history and duration of chewing gum consumption were not significantly related with signs and symptoms of TMD. Significant relationships were observed between the rate of gum chewing cycle (p value = 0.04), continuity of initial chewing cycle (p value = 0.048), time of change in chewing cycle (p value = 0.04) and some signs and symptoms of TMD.

    Conclusion

    No significant relationship was found between the signs and symptoms of TMD and type and time of gum chewing; however, there were significant relations between the pattern of gum chewing, rate of gum chewing cycle and time of change in chewing cycle and the TMD signs and symptoms.

    Keywords: Chewing, Gum, Habit, Temporomandibular disorders
  • Abdolsalam Parastesh, Farnaz Fakhri, Maryamsadat Nikoo*, Zahra Mousavi Pages 443-450
    Introduction

    Since the harmony and the balance of the face are the result of the interaction between the hard tissue and soft tissues, it is essential to understand the relationship between these two tissues in the treatment planning. The aim of the present study was to investigate the facial angles and face convex angle in the soft tissue and its association with hard tissues in patients referred to Bandar Abbas Faculty of Dentistry. Materials &

    Methods

    In this cross-sectional study 75 lateral cephalograms were evaluated. The subjects were 18-25 years of age and all had a complete permanent dentition (except for the third molars) without a history of facial traumas, orthognathic surgery, orthodontic treatment and congenital anomalies. Facial angle and facial convexity angle of hard and soft tissues, chin soft tissue thickness and upper lip thickness were determined. Data were analyzed with SPSS 22, Mann-Whitney test was used for comparison of male and female subjects. Pearson’s correlation coefficient was used for the analysis of correlations (p value < 0.05).

    Results

    There was a significant correlation between soft tissue facial angle and hard tissue facial angle (r = 0.9, p value < 0.05) and between soft tissue facial convexity and hard tissue convexity angle (r = 0.7, p value < 0.05). The mean lip thicknesses in male and female subjects were 14.58 ± 2.33 and 12.20 ± 1.74 mm, respectively. There was a significant correlation between chin soft tissue thickness and gender (p value < 0.05). The mean thickness of chin soft tissue in males (12.50 ± 2.32) was higher than that in females (10.84 ± 2.32).

    Conclusion

    Since there was a significant correlation between soft tissue facial angle and convexity and soft tissue facial angle and convexity, we can use soft tissues to gain knowledge about hard tissues.

    Keywords: Hard tissues, Orthodontics, Soft tissues