فهرست مطالب

تحقیقات جنگل و صنوبر ایران - سال بیست و هفتم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال بیست و هفتم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سحر برازمند، جواد سوسنی*، حامد نقوی، سعید صادقیان صفحات 245-257
    امروزه تشخیص گونه های درختی با هدف تهیه نقشه تیپ درختان جنگلی، نقش مهمی در مدیریت پایدار جنگل ها دارد. تصاویر پهپاد باتوجه به توان تفکیک مکانی بسیار زیاد، ابزار مناسبی برای تشخیص گونه های درختی هستند. هدف از پژوهش پیش رو، بررسی قابلیت طبقه بندی تصاویر پهپاد برای تشخیص گونه های درختی بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) و دارمازو (Q. infectoria Oliv.) در منطقه کاکاشرف شهرستان خرم آباد بود. در اردیبهشت ماه 1396 با استفاده از پهپاد فانتوم 4، تصاویر سه توده 6/3، 9/4 و 4/5 هکتاری از جنگل های منطقه برداشت شد. موزاییک تصاویر این سه توده به ترتیب با استفاده از 10، 12 و 15 نقطه کنترل زمینی تهیه شد. تفکیک گونه ای برمبنای طبقه بندی تصاویر به روش های شبکه عصبی مصنوعی و طیفی انجام شد. نقشه واقعیت زمینی برای تهیه نمونه های تعلیمی و ارزیابی نتایج طبقه بندی به روش میدانی تهیه شد. هفتاد درصد نمونه های جمع آوری شده به عنوان نمونه های آموزش و 30 درصد باقیمانده به عنوان نمونه های آزمون استفاده شدند. نتایج نشان داد که نقشه به دست آمده از طبقه بندی به روش شبکه عصبی مصنوعی در هر سه توده با ضریب کاپای 77/0، 76/0 و 82/0 و صحت کلی 03/84، 42/83 و 37/87 درصد، عملکرد مناسب تری نسبت به روش طبقه بندی طیفی با ضریب کاپای 7/0، 64/0 و 63/0 و صحت کلی 81/78، 4/73 و 19/72 درصد داشت. باتوجه به قابلیت تصاویر پهپاد در تفکیک بلوط ایرانی و دارمازو در منطقه مورد مطالعه، استفاده از این تصاویر برای تفکیک گونه های مختلف درختی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: جنگل های زاگرس، شبکه عصبی مصنوعی، طبقه بندی طیفی، کنترل زمینی
  • الناز امیراحمدی، سید محمد حجتی*، پوریا بی پروا، کلودیا کامان صفحات 258-271
    زئولیت به دلیل خواص منحصربه فرد برای افزایش پایداری، سلامت و بهره وری خاک اهمیت دارد. این ماده اصلاحی موجب بهبود ویژگی های خاک، وضعیت تغذیه ای و رویشی گیاه می شود. در پژوهش پیش رو، به منظور بررسی اثرات اصلاحی زئولیت از روش گلدانی با نهال های بلندمازو (Quercus castaneifolia C. A. Mey.) استفاده شد. زئولیت در سطوح صفر (شاهد)، پنج، 10 و 15 درصد وزنی به کار برده شد. برای اندازه گیری آب شویی نیترات از تیمار اوره (به عنوان منبع نیتروژن) به  مقدار 100 کیلوگرم در هکتار یا 5/0 درصد وزنی استفاده شد. مشخصه های رویشی نهال ها شامل ارتفاع، قطر یقه، زی توده ریشه، ساقه، برگ و کل در انتهای دوره اندازه گیری شدند. ویژگی های تغذیه ای برگ (نیتروژن، فسفر و پتاسیم)، ویژگی های خاک (ازت، فسفر، پتاسیم، کربن، اسیدیته، هدایت الکتریکی و درصد رطوبت نسبی) و نمایه های پایداری خاکدانه (میانگین وزنی قطر خاکدانه، میانگین هندسی قطر خاکدانه، بعد فراکتال، درصد خاکدانه های پایدار در آب، درجه دانه بندی و وضعیت دانه بندی) بررسی شدند. نتایج نشان داد که استفاده از زئولیت باعث افزایش معنی دار رویش قطری و ارتفاعی، زی توده و بهبود عناصر تغذیه ای خاک و برگ نهال های بلندمازو و همچنین بهبود نمایه های پایداری خاکدانه شد. یافته های پژوهش پیش رو حاکی از آن بود که اضافه کردن پنج درصد زئولیت با کاهش آب شویی نیترات و افزایش پایداری خاکدانه ها، موجب افزایش رویش نهال ها می شود.
    کلیدواژگان: اصلاح خاک، حاصلخیزی خاک، نهال گلدانی، وضعیت تغذیه ای
  • مصطفی نعمتی پیکانی، حمید اجتهادی*، یونس عصری، امید اسماعیل زاده صفحات 272-287
    در پژوهش پیش رو، پوشش گیاهی منطقه حفاظت شده قلاجه (استان کرمانشاه) به منظور تعیین جوامع گیاهی بررسی شد. ابتدا براساس نقشه منطقه، نقاطی که پوشش گیاهی طبیعی داشتند، از مناطق مسکونی، مزارع و نقاط دست خورده تفکیک شدند. سپس در آن ها 98 قطعه نمونه (رولوه) مستقر شد. داده های پوشش گیاهی به روش براون- بلانکه و نمونه های خاک از داخل قطعه نمونه ها به منظور تعیین ویژگی های خاک برداشت شد. تجزیه وتحلیل داده های پوشش گیاهی با استفاده از روش سنتز جدولی براون- بلانکه و به کمک نرم افزار JUICE و طبقه بندی رولوه ها با استفاده از نرم افزار TWINSPANانجام شد. نتایج نشان داد که در این منطقه، 19 جامعه گیاهی شامل Aveno barbatae-Trifolietum scabri، Aegilopetum triuncialis-umbellulatae، Sanguisorbetum minoris، Astragalo flexilipedis-Acanthophylletum caespitosi، Trifolio echinati-Anemonetum coronariae، Scirpoidetum holoschoeni، Daphno mucronatae-Quercetum brantii، Pistacio eurycarpae-Quercetum brantii، Pruno orientalis-Quercetum brantii، Fico caricae-Quercetum brantii، Pistacio khinjuk-Quercetum brantii، Crataego ponticae-Quercetum brantii، Festuco ovinae-Astragaletum veri، Pruno microcarpae-Quercetum brantii، Ferulago carduchori-Quercetum brantii، Pyro oxyprii-Quercetum brantii، Aceri cinerascentis-Quercetum brantii، Juncetum inflexi و Typhetum grossheimii حضور دارند. بررسی معنی داری اختلاف خصوصیات محیطی جوامع گیاهی براساس نتایج تحلیل واریانس یک طرفه با کمک آزمون دانکن نشان داد که پراکنش این جوامع به طور اساسی متاثر از عوامل اقلیمی شامل دما و رطوبت (ناشی از تفاوت در ارتفاع از سطح دریا و جهت شیب) و عوامل خاکی شامل بافت، آهک کل، پتاسیم قابل جذب، فسفر قابل جذب، کربن آلی و هدایت الکتریکی بود.
    کلیدواژگان: جنگل های بلوط، روش براون- بلانکه، روش طبقه بندی دو طرفه گونه ها
  • مسعود باباییان، داوود آزادفر*، مجتبی پاکپرور صفحات 288-299
    بادامک (Amygdalus scoparia Spach.) گونه ای مقاوم به خشکی با دامنه پراکنش گسترده است که به فراوانی در جنگلکاری های مناطق خشک و نیمه خشک استفاده می شود. استفاده از منابع بذری که صفات جوانه زنی مناسبی را در شرایط خشک نشان می دهند، برای افزایش موفقیت در عملیات احیا و غنی سازی و نیز توصیف و طبقه بندی ژرم پلاسم این گونه ضروری است. پژوهش پیش رو با هدف بررسی اثر تنش خشکی بر صفات جوانه زنی بذر جمعیت هایی از بادامک در استان فارس، در قالب آزمایش فاکتوریل با طرح پایه کامل تصادفی انجام شد. عوامل مورد بررسی شامل هفت جمعیت بادامک (مرودشت، پاسارگارد، ارسنجان، فسا، کوار، داراب و خنج) و چهار سطح خشکی (شاهد، 05/0- ، 1/0- و 5/0-  مگاپاسکال) ناشی از پلی اتیلن گلایکول بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر تنش خشکی و اثر متقابل تنش خشکی در جمعیت برای کلیه صفات جوانه زنی در سطح اطمینان 99 درصد معنی دار بود. حساسیت جمعیت ها نسبت به سطوح مختلف تنش خشکی متفاوت بود. افزایش پتانسیل آب در محیط کشت بر بیشتر صفات جوانه زنی بذر تاثیر نامطلوبی داشت. در سطوح زیاد خشکی، میانگین زمان جوانه زنی در جمعیت های بادامک نواحی مرطوب تر شمال فارس (مرودشت) نسبت به جنوبی ترین جمعیت (جمعیت خنج) بیشتر بود. جمعیت خنج در بیشترین سطوح تنش خشکی، بیشترین مقادیر درصد جوانه زنی، ضریب سرعت جوانه زنی، شاخص جوانه زنی، شاخص نرخ جوانه زنی و ارزش جوانه زنی را نسبت به جمعیت های دیگر مورد مطالعه داشت. استفاده از بذرهای این جمعیت در صورت تایید در آزمون های عرصه ای برای افزایش موفقیت عملیات احیایی در مناطق جنوبی استان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: ارزش جوانه زنی، شاخص جوانه زنی، شاخص نرخ جوانه زنی، ضریب سرعت جوانه زنی
  • بایزید یوسفی* صفحات 300-310
    در پژوهش پیش رو، سازگاری و ویژگی های رویشی 10 جمعیت بیدمشک (Salix aegyptiaca L.) بومی و غیربومی موجود در کلکسیون ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی گریزه سنندج در قالب طرح آماری بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و طی هفت سال (1397-1391) بررسی شد. تجزیه واریانس صفت ها در سال هفتم نشان داد که بین جمعیت های بیدمشک ازنظر صفت های رویشی و درصد زنده مانی درختان، اختلاف های معنی دار وجود داشت (01/0 ≥ p). میانگین کل قطر یقه، ارتفاع و قطر تاج درختان هفت ساله به ترتیب 5/6، 5/379 و 6/418 سانتی متر، رتبه شادابی درختان 7/3 (از 5)، متوسط زنده مانی حدود 77 درصد و نسبت قطر تاج به ارتفاع درخت 1/1 بود. به جز ارتفاع درخت، صفت های دیگر در گروه جمعیت های بیدمشک کردستان بیشتر از گروه ارومیه بود، اما اختلاف بین این دو گروه فقط برای صفت های قطر تاج، شادابی و درصد زنده مانی معنی دار بود (01/0 ≥ p). درمجموع، جمعیت های بیدمشک کردستان 6، کردستان 4 و کردستان 3 باتوجه به برتری قابل توجه در صفت های رویشی و با درصد زنده مانی زیاد (بیشتر از 80 درصد) به عنوان سازگارترین جمعیت ها به شرایط بوم شناختی سنندج و مناطق مشابه شناسایی شدند. این جمعیت ها می توانند به منظور توسعه کاشت بیدمشک در راستای ایجاد و توسعه صنایع تبدیلی، افزایش درآمد بهره برداران، کاهش فشار بر جنگل و جلوگیری از تخریب گسترده آن به ویژه در ناحیه زاگرس استفاده شوند.
    کلیدواژگان: ارتفاع درخت، درصد زنده مانی، قطر تاج، ویژگی های رویشی
  • خسرو ثاقب طالبی*، فریبا عطار، محمد حسین صادق زاده حلاج، مریم معصوم تمیمی صفحات 311-327
    هدف از پژوهش پیش رو، تحلیل وضعیت استنادهای مقاله های چاپ شده از سال 1384 تا 1390 در نشریه تحقیقات جنگل و صنوبر ایران بود. در این بررسی، 319 مقاله با 6160 استناد استخراج و تحلیل شد. اطلاعات مورد نیاز از طریق تهیه فهرست کاملی از آرشیو این نشریه در سال های یادشده، استخراج مقاله ها، دسته بندی موضوعی و شمارش آن ها به تفکیک شماره نشریه و ثبت در بانک اطلاعاتی به دست آمد. به منظور بررسی اختلاف بین میانگین فراوانی استنادها در هر مقاله در سال های مختلف از تجزیه واریانس استفاده شد. سپس، میانگین فراوانی تعداد استنادها در هر مقاله و سال های مختلف با استفاده از آزمون چنددامنه ای دانکن مقایسه شد. نتایج نشان داد که به طور متوسط 11 مقاله در هر شماره با متوسط 220 استناد برای هر شماره و 19 استناد برای هر مقاله چاپ شده است. در بین مقاله های شاخه های مختلف علوم جنگل، موضوع های جنگل کاری، اکولوژی جنگل و جنگل شناسی بیشترین فراوانی را داشتند. آزمون مقایسه میانگین داده ها نشان داد که سال های 1389 و 1390 ازنظر استنادها، اختلاف معنی داری با سال های دیگر داشتند. منابع انگلیسی (حدود 57 درصد از کل استنادها) بیشتر از زبان های دیگر استفاده شده بود. در بین منابع فارسی، استناد به کتاب و در بین منابع خارجی، استناد به مقاله بیشتر از منابع اطلاعاتی دیگر بود. همچنین، نتایج نشان داد که روحیه همکاری نزد نویسنده های مقاله ها بسیار زیاد است، به طوری که در سال 1385 حدود 84 درصد مقاله ها بیشتر از دو نویسنده داشتند.
    کلیدواژگان: ضریب تاثیر، علوم جنگل، نشریه، نویسنده
  • مریم اقنوم، جهانگیر فقهی*، مجید مخدوم، علیرضا مقدم نیا، وحید اعتماد صفحات 322-334

    حوزه های آبخیز مشرف به شمال شهر تهران که در دامنه های جنوبی البرز مرکزی قرار دارند، در دهه های اخیر در معرض تغییر کاربری و استفاده های غیراصولی بوده اند، بنابراین آگاهی از تغییر و تحولات کاربری ها و تهیه نقشه های احتمال تغییرات مکانی کاربری اراضی به منظور چاره اندیشی برای مقابله با این پدیده، ضروری به نظر می رسد. در پژوهش پیش رو با استفاده از تصاویر ماهواره لندست، نقشه های کاربری اراضی سال های 2000 و 2017 حوزه آبخیز کن به روش طبقه بندی نظارت شده و الگوریتم حداکثر احتمال تهیه شد. به منظور تعیین مهم ترین عوامل موثر بر تغییر کاربری اراضی و پهنه بندی احتمال وقوع تغییرات، داده های رقومی نه عامل محیطی و چهار عامل انسانی در محیط GIS تهیه شدند. نقشه احتمال وقوع تغییر کاربری اراضی با استفاده از رگرسیون لجستیک تهیه شد. صحت مدل سازی با استفاده از منحنی مشخصه عملکرد سیستم تعیین شد که بیانگر قابلیت مناسب مدل برای توصیف تغییرات و تعیین مناطق مستعد تغییر بود. نتایج نشان داد که حدود 60 درصد از وسعت حوزه آبخیز کن در طبقه های متوسط تا بسیار زیاد حساسیت به تغییر کاربری قرار دارند. در این میان، متغیرهای شیب، ارتفاع از سطح دریا، جهت جغرافیایی، عمق خاک، متوسط بارندگی و دما در فصل رویش، مهم ترین عوامل موثر بر تعیین احتمال تغییر کاربری اراضی بودند. به طور کلی، نتایج پژوهش پیش رو نشان داد که در سال های اخیر روند تغییر کاربری اراضی در منطقه مورد مطالعه چشمگیر بوده و احتمال وقوع تغییرات در آینده نیز بسیار زیاد است.

    کلیدواژگان: پهنه بندی، رگرسیون لجستیک، عوامل انسانی، عوامل محیطی، کاربری اراضی
  • فاطمه رفیعی*، هاشم حبشی، رامین رحمانی صفحات 335-348
    کاهش بارش به عنوان یکی از مهم ترین پیامدهای ناشی از پدیده تغییر اقلیم در آینده است. پژوهش پیش رو با هدف بررسی پویایی زمانی کربن آلی و کربن زی توده میکروبی خاک در شرایط شبیه سازی کاهش بارش در یک توده راش- ممرز مدیریت شده با شیوه تک گزینی و مقایسه آن با یک توده دخالت نشده انجام شد. پس از انتخاب توده های مذکور در سری یک طرح جنگل داری دکتر بهرام نیا (جنگل شصت کلاته گرگان)، در هریک از آن ها، 24 ریزقطعه نمونه در سطوح صفر (شاهد)، 25، 50 و 75 درصد کاهش بارش درنظر گرفته شد. مقایسه الگوی تغییرات زمانی این دو مشخصه مهم خاک بیانگر تغییرپذیری بیشتر بخش میکروبی کربن خاک نسبت به تغییر شرایط محیطی بود. علاوه بر تغییرات زمانی معنی دار که برای کربن زی توده میکروبی خاک در طول دوره یک ساله مشاهده شد، تغییرات در دو بخش روشنه و زیر تاج پوشش نیز متفاوت بود. نتایج این پژوهش بیانگر تاثیر معنی دار کاهش 50 و 75 درصدی بارش بر کربن میکروبی و آلی خاک و تشابه این مشخصه در دو تیمار 25 درصد و شاهد بود. همچنین، در هر دو توده دخالت نشده و مدیریت شده با شیوه تک گزینی، الگوی تغییرات ایجادشده در این مشخصه ها در شرایط کنونی و شبیه سازی کاهش بارش، مشابه و بدون اختلاف معنی دار بود. براساس نتایج این پژوهش، در صورت تحقق پیش بینی های گزارش شده درمورد کاهش بارش در شرایط اقلیمی آینده، ادامه طرح های جنگل داری و عملیات بهره برداری به شیوه گزینشی در توده راش آمیخته به ایجاد تغییرات معنی دار در مقدار و الگوی زمانی کربن آلی و زی توده میکروبی خاک منجر نخواهد شد. بنابراین، اجرای شیوه گزینشی در مدیریت جنگل های راش شرقی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: تغییرات زمانی، تغییر اقلیم، تک گزینی، راش شرقی
  • سارا صادقی، کیومرث محمدی سمانی*، وحید حسینی، زاهد شاکری صفحات 349-363

    باوجود آنکه چرای دام به عنوان یک عامل ایجاد آشفتگی در بوم سازگان های جنگلی شناخته می شود، اما هنوز به درک بیشتری از چگونگی اثر آن بر ویژگی های خاک نیاز است. هدف از پژوهش پیش رو، بررسی اثر شدت چرا و نوع دام بر ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک در جنگل های آرمرده شهرستان بانه بود. پنج منطقه که ازنظر نوع دام چراکننده و شدت چرا با یکدیگر تفاوت داشتند، انتخاب شدند. درمجموع، 68 نمونه خاک از عمق صفر تا 10 سانتی متری برداشت شد و مهم ترین ویژگی های آن ها شامل نیتروژن، کربن آلی، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، pH، هدایت الکتریکی، بافت خاک و کوبیدگی اندازه گیری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش خطی تجزیه وتحلیل افزونگی (Redundancy Analysis) و از نرم افزار CANOCO استفاده شد. نتایج نشان داد که متغیرهای محیطی قادرند کل تغییرات را به مقدار 9/58 درصد تفسیر کنند. چهار متغیر شامل نرخ چرای دام در هکتار در فصل چرا، تیمار پنجم (بز مرخز + بز مو + گوسفند و گاو)، تیمار چهارم (بز مو + گوسفند) و تیپ وی ول- مازودار به عنوان مهم ترین متغیرها انتخاب شدند. این متغیرها در روش RDA، 1/42 درصد از واریانس موجود در خاک را تشریح کردند. ویژگی های خاک در تیمار شاهد و تیمار دوم (بز مرخز با شدت کم) بیشترین شباهت را داشتند. به طور کلی، خاک در این مناطق از کوبیدگی کمتر و کربن آلی، ازت، پتاسیم و فسفر بیشتر برخوردار بود. درمقابل، تیمار پنجم با بیشترین شدت چرا و داشتن هر چهار نوع دام، بیشترین کوبیدگی و کمترین عناصر غذایی خاک را داشت. درمجموع می توان گفت چرای بز مرخز با شدت کم، تاثیر کمتری بر ویژگی های شیمیایی و فیزیکی خاک در جنگل های مورد مطالعه داشت و می توان از آن به عنوان گزینه سازگارتر با جنگل های بلوط زاگرس شمالی نام برد.

    کلیدواژگان: آنالیز تطبیقی قوس گیری شده، بز مرخز، جنگل بلوط، کوبیدگی خاک، نرخ چرای دام
  • مرضیه رئیسی*، حامد قادرزاده، مهین ساعدپناه، ایوب مرادی صفحات 364-376
    جنگل های شهری نقش مهمی در کاهش گاز دی اکسید کربن و درنتیجه کنترل تغییر اقلیم دارند، بنابراین کمی سازی مقدار کربن ذخیره شده برای ارزیابی نقش این جنگل در کنترل آلودگی های اتمسفری ضروری است. پژوهش پیش رو به کمی سازی مقدار کربن ذخیره شده در جنگل شهری آبیدر شهر سنندج پرداخت. برای این منظور، از زی توده گیاهی، لاش برگی و علفی موجود در پارک جنگلی و خاک منطقه مورد مطالعه نمونه برداری شد و مورد آزمایش قرار گرفت. براساس نتایج، ذخیره کربن در پارک جنگلی آبیدر درمجموع 72/147 تن در هکتار بود. از این مقدار، 29/40 و 66/8 تن در هکتار به ترتیب مربوط به زی توده سطحی و زیرزمینی درختان بود، درحالی که پوشش علفی و لاش برگ 055/1 تن در هکتار و خاک 72/97 تن در هکتار کربن در خود ذخیره کرده بودند. همچنین، مقدار ذخیره کربن در گونه های درختی مختلف متفاوت بود، به طوری که اقاقیا نسبت به زبان گنجشک، سرو نقره ای و شبه سرو، کربن بیشتری را در زی توده سطحی و زیرزمینی خود ذخیره کرده بود. یافته های این پژوهش می‎تواند در بخش اجرا برای جنگل داری شهری، مدیریت فضای سبز و برنامه‎ریزی شهری به منظور کاهش گازهای گلخانه‎ای مفید واقع شود.
    کلیدواژگان: اقاقیا، جنگل داری شهری، دی اکسید کربن، زی توده
|
  • S. Barazmand, J. Soosani *, H. Naghavi, S. Sadeghian Pages 245-257
    Today, tree species classification and mapping play an important role in decision making for sustainable forest management. The high spatial resolution of the UAV images makes them an effective tool for identifying tree species. The aim of this study was to evaluate the capability of unmanned aerial vehicle (UAV) imagery to detect Brant`s oak (Quercus brantii Lindl.) and gall oak (Q. infectoria Oliv.) species in the Kakasharaf area in the Lorestan Province, Iran. For this purpose, three stands were selected with areas of 3.6, 4.9 and 5.4 ha. The images were taken in May 2017 by a Phantom 4 UAV. Mosaic images were prepared using 10, 12 and 15 ground control points, respectively. Specifically, differentiation between two species was based on the classification of images by artificial neural network and spectral information. The reference data was prepared to evaluate the classification results by field survey, and classification was conducted by using 70% of the samples as training samples and the remaining 30% as test samples. Results showed that better performance achieved by neural network classification in all three stands with kappa coefficients of 0.77, 0.76 and 0.82 and overall accuracy of 84.03, 83.42 and 87.37 percent compared with the spectral classification method, which returned kappa coefficients of 0.7, 0.64 and 0.63 and overall accuracies 78.81, 73.4 and 72.19 percent, respectively. Conclusively, UAV data revealed to have a good ability to distinguish between Q. brantii and Q. infectoria in the study area, which suggests that those data can be used for discriminating between different tree species in similar forest areas.
    Keywords: Artificial Neural Network, ground control, spectral classification, UAV, Zagros forests
  • E. Amirahmadi, S. M. Hojjati *, P. Beparva, C. Kammann Pages 258-271
    With its unique properties, zeolite is important as a soil amendment in increasing the stability, health and soil productivity, and thus improves soil properties and plant nutritional and vegetative status. In this research, a potted method was used with chestnut-leaved oak (Quercus castaneifolia C. A. Mey.) seedlings. Zeolite was used at levels of 0 (control), 5, 10 and 15 wt%. To measure nitrate leaching, urea treatment was used as a nitrogen source of 0.5% by weight. Growth parameters of seedlings including height, basal diameter, biomass of root, stem, leaf and total were measured at the end of the period. The nutritional characteristics of leaf (nitrogen, phosphorus, potassium), soil characteristics (nitrogen, phosphorus, potassium, carbon, pH, electrical conductivity, relative humidity) and aggregate stability indices including mean weight diameter (MWD), geometric mean diameter (GMD), fractal dimension (D), water aggregate stability (WSA), degree of aggregate (DOA) and station of aggregate (SOA) were measured at the end of the period. Results showed that the use of zeolite significantly increased the height, collar diameter and total biomass of plant and improvement of soil and leaf nutrients, as well as soil aggregate stability indexes. The findings of this study confirm that adding 5% zeolite have desirable effects on preventing nitrate leaching and increasing soil aggregate stability and oak seedling growth.
    Keywords: Nutritional status, potted seedlings, Soil amendment, Soil fertility
  • Mostafa Nemati Paykani, Hamid Ejtehadi *, Younes Asri, Omid Esmailzadeh Pages 272-287
    In this study, the Qalajeh protected area in the Kermanshah Province (Iran) was investigated for its plant associations. Based on the map of the region, areas of natural and semi-natural habitats were initially separated from inhabited, farms and disturbed areas, in which 98 releves were stablished. Vegetation data were collected using the Braun-Blanquet method and soil samples were collected to analyze soil characteristics. The vegetation analysis was carried out by the Braun Blanquet tabular synthesis using the JUICE software, while classification of releves was carried out using TWINSPAN. Results showed that  19 associations including Aveno barbatae-Trifolietum scabri, Aegilopetum triuncialis-umbellulatae, Sanguisorbetum minoris, Astragalo flexilipedis-Acanthophylletum caespitosi, Trifolio echinati-Anemonetum coronariae, Scirpoidetum holoschoeni, Daphno mucronatae-Quercetum brantii, Pistacio eurycarpae-Quercetum brantii, Pruno orientalis-Quercetum brantii, Fico caricae-Quercetum brantii, Pistacio khinjuk-Quercetum brantii, Crataego ponticae-Quercetum brantii, Festuco ovinae-Astragaletum veri, Pruno microcarpae-Quercetum brantii, Ferulago carduchori-Quercetum brantii, Pyro oxyprii-Quercetum brantii, Aceri cinerascentis-Quercetum brantii, Juncetum inflexi and Typhetum grossheimii in the area. Furthermore, their distribution was found to be mainly due to climatic factors of temperature and precipitation, which are resulted from difference in elevation levels, aspect and soil factors including texture, lime, available potassium (K), available phosphorus (P), organic carbon and electrical conductivity.
    Keywords: Braun-Blanquet method, oak forests, TWINSPAN
  • Masoud Babaiyan, Davoud Azadfar *, Mojtaba Pakparvar Pages 288-299
    Wild almond (Amygdalus scoparia Spach.) is a drought resistant species with a wide spatial distribution that is extensively used in arid and semi-arid afforestation plans of Iran. Increasing the success of rehabilitation of deforested areas and classification of germplasms entail employing seed resources with good germination rate. To investigate the effect of drought stress on seed germination traits of wild almond populations in Fars province, a factorial experiment was conducted in a completely randomized statistical design. Almond populations were tested on 7 levels (Marvdasht, Pasargard, Arsanjan, Fasa, Kavar, Darab and Khonj), and osmotic stress of polyethylene glycol was studied in 4 levels (0, -0.05, -0.1 and -0.5 MPa). Results of analysis of variance (ANOVA) showed that the main effects of water stress, population and their interactions were significant on all indicators of germination at p ≤ 0.01. In addition, a diverse sensitivity of populations was observed to levels of drought stress. Increasing the water potential in the germination media had an adverse effect on most seed germination traits. At the highest drought stress levels, the average germination time in populations located in northern Fars was more than those in the southern populations. The population of Khonj showed the highest germination percentage, coefficient of velocity of germination, germination index, and germination rate index and germination value compared to the other studied populations. Using the seeds of this population is therefore recommended if approved in field trials.
    Keywords: coefficient of velocity of germination, Germination index, germination rate index, Germination Value
  • Bayzid Yousefi * Pages 300-310
    Considering the important practical properties of musk willow (Salix aegyptiaca L.) as a multipurpose species, this research was carried out in order to evaluate its growth and survival percentage with 10 musk willow populations (from Kurdistan and West Azerbaijan provinces in Iran) in agricultural and natural resource research station of the Gerizah – Sanandaj (Kurdistan-Iran). The analysis was conducted in three replications based on the randomized complete blocks design (RCBD) during 2013-2018. The results showed significant difference (p ≤ 0.01) among musk willow populations for studied traits. The total mean of tree collar diameter (D0), tree height (TH) and crown diameter (CD) and the mean of CD/TH ratio of 7 years old plants were 6.5, 379.5, 418.6 cm, and 1.1, respectively. In addition, the mean of trees vitality degree was 3.7 (1-5) and the mean of survival percentage was ca. 77%. With exception of the tree height, all studied traits of Kurdistan group of populations were higher than those of West Azerbaijan group. However, their differences were significant (p ≤ 0.01) only for crown diameter, vitality degree and survival percentage. Therefore, the musk willow populations of the Kurdistan 6, Kurdistan 4 and Kurdistan 3 could be introduced as higher growth and adaptable with survival percentages of more than 80% for establishment of musk willow cultivation and its related industries in the Sanandaj (Kurdistan Province) and similar ecological conditions of Iran.
    Keywords: crown diameter, Growth Characteristics, survival percentage, tree height
  • Kh. Sagheb, Talebi *, Fariba Attar, Mohammad Hossein Sadeghzadeh Hallaj, Maryam Masoum Tamimi Pages 311-327
    This research aimed to analyze the cited references for articles published from 2005 to 2011 in the Iranian Journal of Forest and Poplar Research. In this research, 319 articles with 6160 references were collected and analyzed. Data were prepared using a complete list from the archive of the journal in the given (mentioned) years, subject categorizing and counting them for each volume and registering them in the data bank. Analysis of variance and Duncan test were performed in order to compare the mean values of citations in each article and in different years. Results showed that the mean number of articles per volume was 11 with an average of 220 references for each volume and a mean of 19 references for each article. Among the subjects, afforestation (forest plantation) had the top rank followed by forest ecology and silviculture. Duncan test showed a significant difference between the number of references for each article among the studied years; the years of 2010 and 2011 showed the highest mean number of references for each article. Fifty-seven percent of the references were from the English literature. Among the Persian language literature, the rate of citation to books was higher than other sources, while citation to articles was higher among the English literature. In addition, 84% of the published articles in 2017 were written by more than two authors.
    Keywords: Author, forest science, Impact factor, journal
  • Maryam Oghnoum, Jahangir Feghhi *, Majid Makhdoum, Alireza Moghaddamnia, Vahid Etemad Pages 322-334

    The northern mountains of Tehran are amongst the most valuable natural ecosystems in Iran, which have been destroyed in recent decades due to improper use of land and land-use changes. Therefore, studies on the land-use changes via spatial occurrence probability maps are necessary to deal with this phenomenon. In the present study land use/land cover of 2000 and 2017 were mapped using Landsat satellite images by supervised classification method and maximum likelihood algorithm for the Kan watershed in the Tehran Province. In order to determine the most important factors affecting land-use change as well as zoning the probability of changes, digital data of biophysical (nine variables) and human (four variables) factors were analyzed in the GIS. Finally, the map of probability of land-use changes was produced by applying logistic regression. Validation of the model was performed using relative operating characteristic, which indicated the high ability of the model to describe the changes and determine the areas prone to changes. The results showed that about 60% of the Kan watershed is classified as highly prone to land-use changes. In those areas, variables such as elevation, aspect, slope, soil depth, average growing season precipitation, and average growing season temperature were identified as the most important factors affecting the land-use changes. Conclusively, the results of this research indicated significant land use/cover changes in the studied area during the recent years, as well as a high occurrence probability of future land-use changes.

    Keywords: environmental factors, human factors, land-use, Logistic regression, zoning
  • Fatemeh Rafiee *, Hashem Habashi, Ramin Rahmani Pages 335-348
    One of the most important consequences of climate change is the anticipated reduction of rainfall in the future. This study aimed to investigate the dynamics of organic carbon and microbial biomass carbon in the simulated condition of the rainfall reduction in the beech-hornbeam managed stands, followed by its comparison with unmanaged stand. Following site selection of district one of Dr. Bahramnia Forest Management Plan (Shastkalate experimental Forest), 24 sub-samples in each stand were considered as the control treatments as well as treatments of 25, 50 and 75 percent decrease in precipitation. A comparison of the temporal variation of these two important soil characteristics indicated that the soil microbial carbon was more variable to changing environmental conditions. In addition to the significant temporal variations of soil microbial biomass carbon, annual changes in the gaps and below-canopy were also different. The results showed that the effects of 50 and 75 percent of precipitation reduction on soil organic and microbial carbon were significantly different from both 25% and control treatments that showed similar conditions. Changes in these markers in the current condition and the decrease shown by simulated rainfall revealed no significant difference and were similar in the control and managed stands with the selection system. Therefore, and provided the decrease of precipitation in future climatic conditions, forestry plans and harvesting operations with selection systems in mixed beech stands would not lead to significant changes in the amount and temporal pattern of soil organic carbon and microbial biomass carbon. Therefore, it is recommended to apply the selection system for the management of the eastern beech forests of Iran.
    Keywords: Climate change, oriental beech, selection system, temporal variations
  • Sara Sadeghi, Kyumars Mohammadi Samani *, Vahid Hosseini, Zahed Shakeri Pages 349-363

    Although livestock grazing is known as a historic disturbance in forest ecosystems, but we still need more understanding about how it can affect soil properties. The purpose of this study was to investigate the effect of grazing intensity and type of livestock on the physical and chemical properties of soil in the Armardeh forests, Baneh County in the Kurdistan Province. Therefore, five areas were selected with different grazing intensity and livestock types. In total, 68 soil samples from 0-10 cm depth were taken and the most important physical and chemical soil factors including N, P, K, SOM, soil texture, and compaction were measured. Redundancy Analysis (RDA) method and CANOCO software were used to analyze the data. The results revealed that environmental variables are able to interpret 58.9% of the total variation. Four variables including stocking rate in grazing season, (Maraz goat+Mo goat+ sheep and cow), Mo goat+sheep, and finally Q. libani-Q. infectoria forest-type were selected as the most important variables in forward selection of RDA and responsible for 42.1% of total variation. Soil properties showed the most similarity between control and second treatment (Maraz goat with low-density grazing) and with generally lower soil compaction and higher SOM, N, K and P. On the contrary, the fifth treatment had the highest soil compaction and the lowest soil nutrient level. In conclusion, Maraz goat associated with low-intensity grazing rate caused lower effects on physical and chemical properties of soil in the study area and it can be recommended to local herder as a better adapted livestock to the Zagros oak forests.

    Keywords: Maraz goat, oak forest, redundancy analysis, soil compaction, stocking rate
  • Marzieh Reisi *, Hamed Ghaderzadeh, Mahin Saedpanah, Aiuob Moradi Pages 364-376
    Urban forests play a key role in CO2 reduction and consequently in controlling climate change. Therefore, quantifying carbon storage is essential to understand the role of urban forests in reducing atmospheric pollution. This study quantified carbon storage in the Abidar urban forest of the Sanandaj in the Kurdistan Province. To achieve the aim, trees, leaf litter, grass biomass, and soil were sampled and analyzed. Results showed the carbon storage of 147.72 t/ha in the Abidar forest; with trees above-ground biomass, trees below-ground biomass, leaf litter and grass, and soil storing 40.29, 8.66, 1.055, and 97.72 t/ha of carbon, respectively. The results also confirmed different carbon storage levels in various species, with Robinia pseudoacacia storing more carbon in above and below biomass than Cupressus arizonica, Chamaecyparis sp., and Fraxinus rotundifolia. The results of the study could be beneficial for urban forestry, green areas management, and urban planning to foster clean air and manage greenhouse gas emissions in urban landscapes.
    Keywords: biomass, Carbon dioxide, Robinia pseudoacacia, urban forestry