فهرست مطالب

پزشکی ارومیه - سال سی‌ام شماره 9 (آذر 1398)
  • سال سی‌ام شماره 9 (آذر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ناصر میرازی*، ساره بیات، علی حیدریان پور، زهرا ایزدی صفحات 672-684
    پیش زمینه و هدف

    ورزش در کاهش قند و چربی خون افراد دیابتیک موثر می باشد. عصاره گیاه بابونه اثر کاهش دهندگی چربی خون دارد. هدف از این مطالعه تجربی بررسی هم زمان استفاده از ورزش هوازی و عصاره گیاه بابونه در کاهش چربی خون در موش های صحرایی دیابتی می باشد.  

    مواد و روش کار

    در این مطالعه تجربی، 24 سر (4 گروه 6 سری) موش صحرایی نر نژاد ویستار در محدوده وزنی 20±200 گرم مورداستفاده قرار گرفت. گروه: کنترل (دیابتی بدون درمان و ورزش)، بابونه (دیابتی و درمان با عصاره بابونه، 200 میلی گرم بر کیلوگرم)، ورزش (دیابتی و انجام ورزش) و بابونه و ورزش (دیابتی به همراه بابونه و انجام ورزش) تقسیم شدند. ورزش به صورت دویدن روی تردمیل به مدت 12 هفته (هر هفته 5 روز و هر روز به مدت 60 دقیقه و با شدت 26 متر در دقیقه) انجام شد. دیابتی شدن موش ها با استفاده از داروی استروپتوزوسین به میزان 65 میلی گرم به ازا هر کیلوگرم وزن بدن و درون صفاقی صورت گرفت.

    یافته ها

     کلسترول سرم گروه کنترل افزایش معنی داری با گروه دریافت کننده عصاره بابونه و ورزش و گروه توام دریافت کننده بابونه و ورزش دارد (p<0.001). تری گلیسرید سرم گروه بابونه و ورزش و گروه بابونه و ورزش کاهش معنی داری را نسبت به گروه کنترل نشان داد (p<0.01). LDL سرم در گروه های بابونه و ورزش و گروه توام کاهش معنی داری را نسبت به گروه کنترل دارد (p<0.001). HDL سرم خون در گروه های بابونه، ورزش هوازی و توام بابونه و ورزش افزایش معنی داری نسبت به گروه کنترل دارد (p<0.01).

    بحث و نتیجه گیری

    استفاده هم زمان عصاره گل بابونه و ورزش هوازی اثربخشی بسیار موثری در کاهش چربی های مضر خون در موش های صحرایی نر دیابتی دارد.

    کلیدواژگان: ورزش هوازی، بابونه، پروفایل چربی، دیابت، رت
  • سیده مرضیه نوربخش رضایی، سمیه رئیسی*، شهره حیدری، هادی عبدالرضایی صفحات 685-695
    پیش زمینه و هدف

    سرطان سینه و تخمدان شایع ترین بدخیمی و علت مرگ ومیر در زنان در سراسر جهان هستند. بروز این سرطان ها در سال های اخیر به طور قابل توجهی در حال افزایش است. شواهد بسیاری نشان داد که بعضی از miRNA ها به عنوان مهارکننده تومور یا انکوژن در توسعه سرطان های مختلف عمل می کنند. بااین حال، رابطه بین سرطان سینه و تخمدان و بیان miR-492 هنوز مشخص نشده است. در این مطالعه، ما نقش miR-492 در سرطان سینه و تخمدان را بررسی کردیم.

    مواد و روش ها

    در مطالعه حاضر برای بررسی بیان ژن 40 بافت توموری و 40 بافت غیرتوموری پارافینه سرطان سینه و تخمدان انتخاب شدند. بعد از تکمیل رضایت نامه، اطلاعات بالینی مربوط به تمام نمونه ها گرفته شد. پس از استخراج RNA تام و سنتز DNA مکمل، بیان نسبی ژن با استفاده از روش کمی Real time PCR سنجیده و به وسیله روش 2-ΔΔct ارزیابی شد. نهایتا الگوی بیانی توسط آنالیزهای آماری بررسی شد.

    یافته ها

    نتایج بررسی تغییرات بیان miR-492 نشان داد که، در نمونه های توموری سینه/ تخمدان بیان این miRNA به صورت معناداری افزایش یافت (0001/0P=). از طرفی، بین بیان ژن و درجه توموری ارتباط معناداری وجود نداشت (05/0<p). همچنین افزایش واضح بیان ژن در تومورهای متاستازدهنده سینه/تخمدان مشاهده شد. در سرطان سینه برخلاف سرطان تخمدان ازنظر آماری اختلاف معناداری میان دو گروه سنی مشاهده نشد. در سرطان تخمدان جایگاه توموری نیز تاثیری در میزان بیان miR-492 نداشته است.

    بحث

    درمجموع، داده ها نشان می دهد که miR-492 تنظیم کننده مهمی در فرآیندهای زیستی سلول سرطانی است. علاوه بر این، ما نشان دادیم که miR-492 با توانایی تشخیص و پیش آگهی می تواند یک هدف درمانی جدید امیدوارکننده و احتمالا می تواند بیومارکری برای سرطان سینه و تخمدان باشد.

    کلیدواژگان: miR-492، سرطان سینه، سرطان تخمدان، بیومارکر
  • مهدی فلاح مهرجردی، جواد رمضانی* صفحات 696-705
    پیش زمینه و هدف

    افزایش چربی های درون عضلانی باعث توسعه بیماری های متابولیکی ازجمله دیابت نوع 2 می شود. تمرین استقامتی با تاثیر بر پروتئین لیپولیتیک HSL (لیپاز حساس به هورمون) می تواند جنبه درمانی نیز داشته باشد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی نقش شدت تمرین استقامتی بر سطح انسولین پلاسما، گلوکزخون ناشتا و بیان پروتئین HSL در عضله نعلی موش های صحرایی نر ویستار دیابتی نوع 2 است.

    مواد و روش کار

    تعداد 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با سن 11-9 هفته و میانگین وزنی 24 ±230 گرم به صورت تصادفی در پنج گروه هشت تایی (کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی+تمرین با شدت پایین، دیابتی+تمرین با شدت متوسط، دیابتی+تمرین با شدت زیاد) قرار گرفتند. القای دیابت با تزریق تک مرحله ای STZ با دوز 60mg/kg و نیکوتین آمید با دوز 90 mg/kg داخل صفاقی انجام شد. برنامه تمرینی استقامتی به مدت شامل 8 هفته (5 جلسه در هفته) بودانجام شد. سرعت تردمیل به عنوان شاخصی از شدت تمرین در گروه ها به ترتیب 8-5، 17-14 و 25-22 متربردقیقه بود. میزان انسولین و گلوکز پلاسما به روش الایزا و بیان پروتئین HSL به روش وسترن بلاتینگ اندازه گیری شد. از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه و تست تعقیبی توکی جهت تعیین معنی داری استفاده شد.

    یافته ها

     میزان انسولین پلاسما در گروه تمرینی با شدت بالا و گلوکزخون ناشتا در گروه تمرینی با شدت متوسط نسبت به گروه کنترل دیابتی کاهش معنی دار داشت (05/0P<). همچنین میزان بیان پروتئین HSL در گروه تمرینی با شدت بالا نسبت به گروه کنترل دیابتی افزایش معنی دار پیدا کرد (05/0P<).

    بحث و نتیجه گیری

     بر اساس نتایج این تحقیق، تمرین استقامتی شدید، اثر بیشتری برکاهش سطح انسولین پلاسما و همچنین افزایش بیان پروتئین HSL در عضله نعلی دارد، اما جهت کنترل گلوکزخون و وزن بدن، تمرینات هوازی با شدت متوسط مناسب تر به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، تمرین استقامتی، گلوکزخون ناشتا، انسولین پلاسما، HSL
  • مرضیه حسن پور، وحید مرادی*، پیمان فریدونی ساریجه، شیما حقانی، ساجد یعقوب نژاد صفحات 706-719
    پیش زمینه و هدف

    علاوه بر شیوع روزافزون اتیسم، این اختلال اثرات زیادی بر زندگی کودک دارد. این پژوهش باهدف بررسی تاثیر آموزش نام گذاری هیجانات به کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا بر کیفیت زندگی آنان انجام شد.

    مواد و روش کار

     این مطالعه از نوع نیمه تجربی با طرح تک آزمودنی بود. در این پژوهش 5 کودک پسر مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا وارد پژوهش شدند. در مرحله پایه و پیگیری، نمونه ها آموزشی دریافت ننمودند. در مرحله آزمون، بازشناسی هیجانات در 3 جلسه و نام گذاری هیجانات (LE) در 6 جلسه آموزش داده شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه های جمعیت شناختی و کیفیت زندگی کودکان (Peds QoL) بود. در هر مرحله 3 اندازه گیری و به فاصله یک هفته از هم انجام شد. تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون فریدمن، اندازه اثر و درصد بهبودی انجام شد.

    یافته ها

     در پژوهش حاضر میانگین سنی نمونه ها 6/8 سال بود. اندازه اثر آموزش نام گذاری هیجان ها در مقایسه مرحله پایه - آزمون (47/2ES=)، آزمون- پیگیری (28/3ES=) و پایه - پیگیری (89/2ES=) بالا بود، بیشترین درصد بهبودی مربوط به حیطه اجتماعی (21/163%RP=) و آموزش سبب بهبود کلی کیفیت زندگی شده است (007/0P=).

    بحث و نتیجه گیری

     نتایج پژوهش نشان می دهد که آموزش نام گذاری هیجان به کودکان مبتلابه اتیسم با عملکرد بالا بر ابعاد جسمی، اجتماعی و مدرسه و نمره کل کیفیت زندگی آنان تاثیر قابل توجهی داشته است. همچنین توصیه به استفاده از این روش توسط محققان و در پژوهش های آتی می شود.

    کلیدواژگان: نام گذاری هیجانات، نرم افزار LFI، کودک مبتلابه اتیسم با عملکرد بالا
  • یاسر جعفری خطایلو*، مهدی رسولی صفحات 720-730
    پیش زمینه و هدف

    تخریب سلول های بتای تولیدکننده انسولین به واسطه سلول های T باعث ایجاد دیابت نوع یک (T1D) می شود. ازآنجایی که نیکوتینامید دارای اثرات محافظت سلولی و ضد آپوپتوزی است و نشان داده شده است که نقش مفیدی در پیشگیری از T1D دارد، لذا در این مطالعه اثر نیکوتینامید روی بیماری T1D در موش های C57BL/6 موردبررسی قرار گرفت.

    مواد و روش کار

    تعداد 30 سر موش نر خالص C57BL/6 را به صورت تصادفی به 3 گروه تقسیم کرده و در 2 گروه از موش ها با استرپتوزوتوسین دیابت القا شد (گروه های کنترل دیابتی و درمانی). در گروه درمانی، نیکوتیناید با دز mg/g body Wt/day 5/0 به صورت زیر جلدی به مدت 40 روز تزریق شد که 20 روز قبل القای بیماری تا 20 روز بعد از اولین دز القایی بیماری بود و سپس در روز 41 پس از اولین دز تزریقی دارو به بررسی میزان قند خون ناشتا (FBS)، پپتید-سی و انسولین سرم خون و سایتوکین های التهابی IL-1β، TNF-α و IFN-γ پرداخته شد.

    یافته ها

     نتایج به دست آمده نشان داد که نیکوتینامید باعث کاهش میزان IL-1β، TNF-α، IFN-γ و افزایش انسولین خون و پپتید-سی می شود که معنی دار بود (p<0.05).

    بحث و نتیجه گیری

    به نظر می رسد که نیکوتینامید با کاهش میزان سایتوکاین های التهابی باعث کاهش آپوپتوز و تخریب سلول های بتا شده و از شدت بیماری کاسته است.

    کلیدواژگان: نیکوتینامید، دیابت نوع یک، سایتوکاین های التهابی، انسولین، پپتید-سی، موش، قند خون
  • فاطمه سلیمی، حسین تاجیک، رحیم مولایی، مهران مرادی* صفحات 731-743
    پیش زمینه و هدف

    نقاط کوانتومی کربنی (کربن دات)، دسته جدیدی از نانومواد با اندازه 1 تا 10 نانومتر هستند که به دلیل خصوصیات فلورسانس عالی، حلالیت بالا در آب، سازگاری زیستی و خواص ضدمیکروبی، در صنایع غذایی بسیار مورد توجه قرار گرفته اند. در این مطالعه تجربی، نقاط کوانتومی کربنی از گیاه شاه توت تهیه و اثرات ضدباکتریایی آن به تنهایی و پس از اضافه شدن به فیلم نانوسلولز باکتریایی علیه استافیلوکوکوس اورئوس ATCC 25923 و اشرشیا کلی ATCC 25922 مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش کار

    نقاط کوانتومی کربنی به روش هیدروترمال با استفاده از عصاره آبی شاه توت تهیه گردید. اندازه ذرات، میزان جذب و  طیف FTIR بررسی و خصوصیات ضدباکتریایی به روش انتشار در چاهک مورد ارزیابی قرار گرفت. فیلم نانوسلولز باکتریایی با استفاده از باکتری کوماگاتی گزیلینوم تهیه و نقاط کوانتومی کربنی به روش غوطه وری به فیلم اضافه شد و خصوصیات ضدباکتریایی فیلم بر علیه دو باکتری اشاره شده، به روش انتشار در آگار مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

     اندازه نانوذرات تهیه شده از پراکنندگی بسیار محدودی برخوردار بود و بیش از 95 درصد ذرات در ابعاد کمتر از 10 نانومتر بودند. هاله ممانعت از رشد نقاط کوانتومی کربنی بر علیه استافیلوکوکوس اورئوس و اشرشیا کلی به ترتیب 9/11 و 2/10 میلی متر بود. پس از اضافه کردن نقاط کوانتومی کربنی به فیلم، خصوصیات مشابهی مشاهده گردید، به طوری که اثرات ضدباکتریایی فیلم بر علیه باکتری گرم مثبت بیشتر از گرم منفی بود. نتایج این مطالعه همچنان نشان داد که غوطه وری نقاط کوانتومی کربنی در فیلم در دمای 30 درجه سانتی گراد، اثر معنی داری (p < 0.05) بر خصوصیات ضدباکتریایی فیلم در مقایسه با غوطه وری در دمای  4 درجه سانتی گراد دارد.

    بحث و نتیجه گیری

     به دلیل خصوصیات ضدمیکروبی و جذبی مناسب نقاط کوانتومی کربنی، فیلم نانوسلولز حاوی این ترکیب، می تواند جایگاه ارزشمندی برای استفاده در فیلم های ضدمیکروب داشته باشد.

    کلیدواژگان: بسته بندی فعال، شاه توت، نانوتکنولوژی، ضدمیکروب
  • روزیتا حیدری، سیروس عالی پور*، علی مقداری، منیجه شهنی ییلاق صفحات 744-752
    پیش زمینه و هدف

    اوتیسم یک اختلال فراگیر رشدی است که شامل چالش های مداوم در تعاملات اجتماعی، گفتار، ارتباط غیرکلامی و رفتارهای محدود و تکراری می شود. هدف پژوهش حاضر تاثیر مداخله ربات های اجتماعی در بهبود کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم می باشد.

    مواد و روش کار

     پژوهش حاضر از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه گواه می باشد، نمونه موردمطالعه این پژوهش را 20 نفر از کودکان مبتلا به اوتیسم مراجعه کننده به مرکز کاردرمانی اختلال اوتیسم شهر تهران تشکیل می دادند که با استفاده از نمونه گیری در دسترس در دامنه سنی 6 تا 9 سال انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 10 نفر) قرار گرفتند. برای ارزیابی این کودکان از آزمون کارکردهای اجرائی، آزمون عملکرد پیوسته و برای مداخله از ربات های اجتماعی نائو در 12 جلسه استفاده شد. برای آزمایش فرضیه ها از روش های کواریانس چند متغیری استفاده گردید.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که ربات های اجتماعی بر کارکردهای اجرایی (توجه و بازداری پاسخ) کودکان مبتلا به اوتیسم تاثیر مثبت دارد (001/0>p، 93/0η =).

    بحث و نتیجه گیری

     این یافته ها بر نقش فن آوری های جدید به خصوص ربات ها در توانمندسازی و بهبود کارکردهای اجرایی کودکان اوتیستیک تاکید دارد.

    کلیدواژگان: اوتیسم، ربات اجتماعی، کارکرد اجرایی، توجه، بازداری پاسخ
  • یاشار فیض بخش، حمدالله شریفی* صفحات 753-758
    پیش زمینه و هدف

    تجویز نامناسب داروهایی مانند کورتیکواستروئیدها در سراسر جهان بخصوص در کشورهای در حال توسعه به عنوان یکی از مشکلات مهم مراقبت های بهداشتی شناخته می شود. در مورد الگوی تجویز کورتیکواستروئید در سراسر کشور ما مطالعات اندکی وجود دارد و این موضوع در استان آذربایجان غربی مورد مطالعه قرار نگرفته است. هدف از این مطالعه بررسی الگوی تجویز داروهای کورتون در بیماران سرپایی توسط پزشکان متخصص در آذربایجان غربی است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه توصیفی مقطعی گذشته نگر ، از دو میلیون نسخه داخلی گوش ، بینی و گلو ، گوش داخلی ، جراحی عمومی ، زنان و زایمان ، زنان و زایمان ، قلب و عروق کودکان ، عصب شناسی ، بیماری عفونی ، ارتوپدی جمع آوری شد. و متخصصان ارولوژی با استفاده از نرم افزار پردازش نسخه "NoskhehPardaz" (آنالایزر Rx). برای تهیه نمودارهای مناسب از نرم افزار Microsoft Excel (2016) استفاده شده است.

    یافته ها

    متخصصان زنان و زایمان ، زنان و زایمان ، بیشترین تجویز نسخه ها (به ترتیب 65/23 درصد ، 21/20 درصد و 67/15 درصد) بودند. متخصصان گوش و حلق و بینی ، ارتوپد و متخصص داخلی ، بیشتر از سایرین نسبت به سایر افراد تجویز داروهای کورتیکواستروئید تجویز کردند. همه ، پزشکان به استثنای متخصص قلب و عروق و متخصص زنان ، کورتیکواستروئیدهای تزریقی را بیش از سایر اشکال این دارو تجویز کرده اند. کورتیکواستروئید تزریقی بالاترین و کورتیکواستروئید استنشاقی کمترین دارو تجویز شده بود.

    نتیجه گیری

    شیوه های تجویز در این مطالعه رضایت بخش نیست. داده های ما تایید کرده اند که متخصصان گوش و حلق و بینی ، ارتوپدی و داخلی داخلی بیشتر از سایرین به تجویز کورتیکواستروئیدها تجویز می کنند.

    کلیدواژگان: تجویز عقلانی، کورتیکواستروئیدها، پزشکان متخصص
|
  • Naser Mirazi*, Sareh Bayat, Ali Heidarian Pour, Zahra Izadi Pages 672-684
    Background & Aims

    Exercise is effective in lowering serum glucose and lipids in diabetic patients. The Matricaria chamomilla L. flower’s extract (MFE) reduces serum lipids. The aim of this experimental study is to investigate the concomitant effects of aerobic exercise and MFE in reducing serum lipid levels in male diabetic rats.

    Materials & Methods

    In this experimental study, 24 male Wistar rats (200±20gr) were divided into 4 groups (n=6) randomly: control (diabetic without treatment and training), MFE (diabetic treated with MFE), aerobic training (diabetic and training), and MFE + aerobic training (diabetic treated with MFE + aerobic training). The aerobic training was scheduled as jogging on a treadmill for 12 weeks (5 days per week, 60 min/ day, 26 meters/min.). The diabetic rats received streptozotocin (65mg/kg,ip).

    Results

    The serum cholesterol level increased significantly compared with MFE, aerobic training, and MFE + aerobic training groups (P<0.001). The triglyceride serum level of MFE, aerobic training and concomitant MFE and aerobic training groups decreased significantly compared with the control group (P<0.01). LDL in MFE, aerobic training, and concomitant MFE + aerobic training groups decreased significantly compared with control group (P<0.001). HDL serum level in MFE, aerobic training, and concomitant MFE + aerobic training groups increased significantly compared with the control group (P<0.01). 

    Conclusion

    The concomitant use of MFE + aerobic training is more effective in decreasing harmful serum lipids in diabetic male rats.

    Keywords: Erobic training, Matricaria chamomilla, Lipid profile, Diabetes, Rat
  • Sayedeh Marzieh Nourbakhsh Rezaei, Somayeh Reiisi*, Shohreh Heidari, Hadi Abdolrezaei Pages 685-695
    Background & Aims

    Breast and ovarian cancer are the most common types of malignancy and the leading cause of death in females around the world. The incidence of these cancers has been experiencing a significant rise in recent years. Increasing evidence indicated that some miRNAs act as either tumor suppressors or promoters in the development of various cancers. However, the relationship between breast and ovarian cancer and the expression of miR-492 has not yet been elucidated. In this study, we explored the role of miR-492 in breast and ovarian cancer.

    Materials & Methods

    In the present study, 40 formalin-fixed paraffin-embedded tumoral tissues and 40 non-tumoral tissues of breast and ovarian cancers were selected to evaluate gene expression. Then, the informed consent letters were collected and clinical information for all samples were completed. Total RNA was extracted and complementary DNA was synthesized, afterward, the relative gene expression was determined using a quantitative real-time RT PCR method and evaluated by the 2-ΔΔct method. Finally, the expression pattern was analyzed by statistical analysis.

    Results

    The results of the changes in the expression of miR-492 showed that in tumoral samples, the expression of miR-492 increased significantly (P=0.0001). On the other hand, there was no significant relationship between gene expression and tumor grade (p>0.05). There was also a clear increase in the gene expression in the metastatic tumors. In breast cancer, unlike ovarian cancer, there was no statistically significant difference between the two age groups. In addition, a specific increase was observed in the gene expression in the metastatic state in ovarian tumors. The tumor position did not affect the level of miR-492 expression in ovarian cancer.

    Conclusion

    Taken together, the data indicate that miR-492 is an important regulator in cancer cell biological processes. Furthermore, we showed that miR-492 with diagnostic and prognostic ability can be a promising novel therapeutic target and biomarker for breast and ovarian cancer.

    Keywords: miR-492, Brest Cancer, ovarian cancer, biomarker
  • Mehdi Fallah Mehrjerdi, Javad Ramezani* Pages 696-705
    Background & Aims

    Increase in intramuscular fat contribute to the development of metabolic diseases, including type 2 diabetes. Endurance training with an effect on the lipolytic protein hormone-sensitive lipase (HSL) can also have a therapeutic aspect. The purpose of this study was to investigate the role of endurance training intensity on plasma insulin, fasting blood glucose, and HSL protein expression in Soleus muscle of type 2 diabetic male Wistar rats.

    Materials & Methods

    40 male Wistar rats aged 9-11 weeks and with an average weight of 230±24 (gr) were randomly divided into five groups(healthy control, diabetic control, diabetic+low intensity exercise, diabetic+moderate intensity training, diabetic+Extreme Exercise). Diabetes was induced by single-dose injection of 60 mg/kg STZ and 90 mg/kg nicotine amide intraperitoneally. The endurance training program was conducted for 8 weeks (5 sessions per week). The treadmill speed as an indicator of the intensity of training in the groups was 5-8, 14-17and 22-25 m/min. Plasma insulin and glucose levels were measured by ELISA and HSL protein expression by western blotting method. One-way ANOVA and Tukey's post hoc test were used to determine the significance.

    Results

    Plasma insulin level in the high-intensity training group and fasting blood glucose in the moderate-intensity group decreased significantly compared to the diabetic control group(P<0.05). Also, HSL protein expression increased in the high-intensity training group compared to the diabetic control group (P<0.05).

    Conclusion

    Based on the results of this study, extreme endurance training seem to have a greater effect on plasma insulin levels and also increases the expression of HSL protein in Soleus muscle, but moderate training is better for controlling glucose and body weight in diabetic groups.

    Keywords: Endurance Training, Diabetes, Fasting blood glucose, Insulin, HSL
  • Marzie Hasan Poor, Vahid Moradi*, Peyman Fereydooni Sarije, Shima Haghani, Sajed Yaghoobnezhad Pages 706-719
    Background & Aims

    In addition to the high prevalence of autism, this disease has many effects on a child's life. This research was conducted to investigate the effect of training label emotions to autistic children with high-function on their quality of life.

    Materials & Methods

    The study was semi-experimental with the single-subject method. In this study, 5 boys with high-function autism entered the study. In the base and follow up phase, the subjects did not receive an education. In the test phase, emotion recognition in 3 sessions and label emotions in 6 sessions were trained. Data collection tools were demographic characteristics and the quality of life of children (Peds QoL) questionnaires. At each phase, 3 measurements were performed within one-week intervals. Data were analyzed by SPSS software using descriptive statistics, Friedman test, effect size, and recovery percentage.

    Results

    In the present research, the mean age of samples was 8.6 years. The effect size of label emotions training in comparison to base-test (ES = 2/47), test-follow-up (ES = 3/28), and base- follow-up (ES=2/89) had been high and the highest recovery percentage was related to the social domain (RP=163.121%). Training of the LE has improved quality of life (P=0/007).

    Conclusion

    The results showed that label emotion training for high-functioning autistic children had a significant effect on their physical, social and school dimensions, and the overall quality of life score. Researchers are recommended to use this method in their future research.

    Keywords: Label Emotions, LFI Software, Autism Child with High-Function
  • Yaser Jafari Khataylou*, Mehdi Rasouli Pages 720-730
    Background & Aims

    Destruction of insulin-producing beta-cells by T cells causes type-1 diabetes (T1D). Since nicotinamide has cytoprotective and anti-apoptotic effects and has been shown to play a useful role in the prevention of T1D, in this study, the effect of nicotinamide on T1D in C57BL / 6 mice was studied.

    Materials & Methods

    Thirty male C57BL/6 inbred strain mice were randomly divided into three groups and in two groups diabetes was induced by streptozotocin (Diabetic control and therapeutic groups). In the therapeutic group, nicotinide was injected subcutaneously 0.5  mg/g body Wt/day for 40 days, 20 days before Stz injection up to 20 days after first Stz injection and then, on the 41st day after the first injection of the drug, the levels of fasting blood glucose (FBS), C-peptide, serum insulin, and inflammatory cytokines Il-1β, TNF-α and IFN-γ were studied.

    Results

    The results showed that nicotinamide decreased levels of IL-1β, TNF-α, IFN-γ and increased serum insulin and C-peptide levels, which was statistically significant (p <0.05).

    Conclusion

    Nicotinamide reduced apoptosis and beta-cell destruction by reducing the number of inflammatory cytokines, and lessened the severity of the disease.

    Keywords: C-peptide_Insulin_Mice_Nicotinamide_inflammatory cytokines_Type 1 diabetes
  • Fatemeh Salimi, Hossein Tajik, Rahim Molaei, Mehran Moradi* Pages 731-743
    Background & Aims

    Carbon quantum dot (CQD) is a new platform of nanomaterials in the range of 1 to 10 nm. This novel material has received extensive attention in the food industry due to its excellent fluorescence properties, high solubility in water, biocompatibility, and antimicrobial properties. In this experimental study, CQD was prepared using black mulberry and its antibacterial activity was evaluated individually and after impregnation in the bacterial nanocellulose (BNC) on Staphylococcus aureus ATCC 25923 and Escherichia coli ATCC 25922.

    Materials & Methods

    CQD was fabricated according to a hydrothermal procedure using black mulberry water extract. The size, UV−vis absorption spectrum, FTIR, and antibacterial activity of CQD were examined according to the agar well diffusion method. BNC was prepared from Komagataeibacter xylinus and CQD was added into BNC by ex-situ method and antibacterial properties were then assessed on both pathogens based on an agar diffusion method.

    Results

    CQDs have narrow size distribution and more than 95% of CQDs were less than 10 nm in size. The diameter zone of inhibition of CQD was 11.9 and 10.2 mm in S. aureus and E. coli, respectively. , Similar results were also obtained after addition of CQD into BNC. Accordingly, BNC films represented potent antibacterial activity on gram-positive bacterium than gram-negative one. Impregnation of CQD in BNC at 30 ºC significantly (p < 0.05) affected the antibacterial activity compared to impregnation at 4 ºC.

    Conclusion

    Owing to the typical antibacterial and UV−vis absorption spectrum, CQD incorporated BNC has an important capacity for the fabrication of antimicrobial films.

    Keywords: Active packaging, black mulberry, nanotechnology, antimicrobials
  • Rozita Heidari, Sirous Alipour*, Ali Meghdari, Manijeh Shehni Yailagh Pages 744-752
    Background & Aims

    Autism is a pervasive developmental disorder that involves persistent challenges in social interactions, speech, nonverbal communication, and restricted and repetitive behaviors. In this research, we studied the effect of social robots intervention on the executive functions of children with autism disorder.

    Materials & Methods

    This study is an experimental research method with pre- and post-test allocated to an experimental and a control group. The sample of this study consisted of twenty autistic children who were referred to the Centre of Occupational Therapy and Rehabilitation of Autism Disorder in Tehran. These samples were selected from the children within the age 6 and 9 years by a sampling procedure. They were randomly assigned into two experimental and control groups (10 subjects in each group). We used Nao social robots for robotic intervention. We utilized executive functions and continuous performance tests to evaluate the improvements of these children in twelve intervention sessions. To analyze the data Multivariate covariance was used.

    Results

    The results demonstrated that social robots have a positive influence on the executive function (attention and inhibition response) of children with autism disorder (p<0/001, η= 0/93).

    Conclusion

    These findings emphasize the role of new technologies, especially robots, in empowering and improving the executive function of autistic children.

    Keywords: Autism, Social robot, Executive function, Attention, Inhibition response
  • Yashar Feizbakhsh, Hamdollah Sharifi* Pages 753-758
    Background & Aims

    Inappropriate prescribing of drugs such as corticosteroids is known all over the world y especially in developing countries as a major health care system problem. There are few studies about the prescription pattern of corticosteroid across our country and this subject has not been studied in West Azerbaijan province. The aim of this study is to evaluate the pattern of prescribing corticosteroids among outpatients by specialist physicians in West Azerbaijan.

    Materials & Methods

    In this retrospective cross-sectional descriptive study, data were collected from two million prescriptions of ear, nose and throat (ENT), internal medicine, general surgery, obstetrics and gynecology,, pediatrics cardiology, neurology, infectious disease, orthopedic and urology specialists using prescription-processing software “NoskhehPardaz”(Rx Analyzer). Microsoft Excel software (2016) was applied to prepare the appropriate graphs.

    Results

    Obstetrics and gynecology specialists, pediatrics and internists had the most percentage of prescriptions (23.65%,20.21% and 15.67% respectively). The ENT specialists, orthopedists and internists were more likely to prescribed corticosteroids than others. All, physicians with the exception of cardiologists and gynecologists, prescribed injectable corticosteroids more than other forms of this drug. The injectable corticosteroid was the highest and inhaled corticosteroid was the lowest prescribed drug.

    Conclusion

    The prescribing practices in this study are not satisfactory. Our data confirmed that ENT, orthopedic and internal medicine specialists are more likely to prescribe corticosteroids than others.. Injectable corticosteroids were the most commonly prescribed drug.

    Keywords: Rational prescribing, Corticosteroids, specialist physicians