فهرست مطالب

علوم دامی (پژوهش و سازندگی) - پیاپی 124 (پاییز 1398)
  • پیاپی 124 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 16
|
  • دانیال حاجیلری، محمود شمس شرق*، امید عشایری زاده صفحات 3-16
    آزمایشی به منظور بررسی اثرات سطوح مختلف مواد معدنی ارگانیک و غیرارگانیک (روی، مس و منگنز) بر عملکرد، خصوصیات لاشه، استخوان درشت نی و فراسنجه های خون جوجه های گوشتی انجام گردید. 224 قطعه جوجه خروس سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی به مدت 42 روز پرورش یافتند. 4 تیمار آزمایشی عبارتند از: 1T) شکل غیرارگانیک روی، مس و منگنز به مقادیر 110، 16 و 120 میلیگرم، 2T) شکل ارگانیک روی، مس و منگنز به مقادیر 110، 16 و 120 میلیگرم ، 3T) شکل غیرارگانیک روی، مس و منگنز به مقادیر 55، 8 و60 میلیگرم، 4T) شکل ارگانیک روی، مس و منگنز به مقادیر 55، 8 و 60 میلیگرم. نتایج نشان داد که روی، مس و منگنز ارگانیک نسبت به مواد معدنی غیرارگانیک باعث بهبود افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی می شوند (05/0>P). رطوبت و pH بستر تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفت. اگرچه وقوع و شدت آسیب کف پا در جوجه های تغذیه شده با مواد معدنی ارگانیک کمتر بود (تیمارهای 2 و 4). تیمارهای دوم و چهارم بیشترین مقدار روی و منگنز در استخوان درشت نی و مس در کبد را داشتند. به لحاظ فراسنجه های خون بیشترین مقدار آنزیم آلکالین فسفاتاز و کمترین مقدار کلسترول در تیمارهای دوم و چهارم بود. نتایج آزمایش نشان می دهد که مواد معدنی ارگانیک یک جایگزین مناسب برای مواد معدنی غیرارگانیک بوده و باعث بهبود عملکرد و سلامت جوجه های گوشتی می شود.
    کلیدواژگان: مواد معدنی ارگانیک، روی، مس، منگنز، جوجه گوشتی
  • سمیرا میرشکار*، محمود شمس شرق، بهروز دستار، آیدا مظاهری صفحات 17-28
    این آزمایش به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف کنجاله کنجد مکمل شده با فیتاز بر عملکرد، صفات لاشه و استخوان درشت نی بلدرچین ژاپنی در قالب طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل 3×2، شامل دو سطح آنزیم فیتاز (صفر و 1/0 گرم در کیلوگرم جیره) و سه سطح جایگزینی کنجاله کنجد (صفر، 25 و50 درصد) انجام گرفت. تعداد 360 قطعه بلدرچین ژاپنی به 6 تیمار آزمایشی با 4 تکرار و هر تکرار با 15 بلدرچین اختصاص داده شد. نتایج نشان داد، سطوح مختلف کنجاله کنجد و آنزیم فیتاز و اثر متقابل آنها بر افزایش وزن بدن، خوراک مصرفی و ضریب تبدیل غذایی اثر معنی داری نداشت. درصد کبد در تیمار تغذیه شده با سطح 25 درصد کنجاله کنجد افزایش یافت(P<0/05). وزن، وزن نسبی، حجم، درصد کلسیم و فسفر استخوان درشت نی در بلدرچین های تغذیه شده با سطح 50 درصد کنجاله کنجد به صورت معنی دار بالاتر بود(P<0/05). افزودن آنزیم فیتاز منجر به افزایش درصد طحال، چگالی، درصد خاکستر، درصدکلسیم و فسفر استخوان درشت نی شد(P<0/05). تیمار حاوی 50 درصد کنجاله کنجد مکمل شده با آنزیم فیتاز از درصد ران بیشتری در مقایسه با تیمار فاقد کنجاله کنجد و بدون آنزیم فیتاز برخوردار بود(P<0/05). درصد فسفر استخوان درشت نی، در تیمارهای حاوی 25 و 50 درصد کنجاله کنجد با آنزیم فیتاز نسبت به سایر تیمارها بیشتر بود (P<0/05). بر اساس نتایج این آزمایش می توان از سطح 25 و 50 درصد کنجاله کنجد در جیره بلدرچین ژاپنی، بدون اثر منفی بر عملکرد، صفات لاشه و استخوان درشت نی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: بلدرچین ژاپنی، کنجاله کنجد، آنزیم فیتاز، عملکرد
  • طاهره مومنه*، مهران ترکی، لقمان سلیمانی باغشا صفحات 29-40
    تزریق ویتامین های ب6 و ب12 در تخم مرغ های بارور تحت تنش تزریق اتانول بر جوجه درآوری (آزمایش اول)، عملکرد و فراسنجه های بیوشیمیایی خون جوجه های گوشتی (تفریخ شده از آزمایش اول) تحت تنش سرمایی طی پرورش (آزمایش دوم) بررسی شد. در آزمایش اول، تعداد 510 عدد تخم مرغ بارور در شش گروه داخل انکوباسیون قرار گرفتند. تعداد 180 عدد از تخم مرغ ها، بعنوان شاهد لحاظ شد (شاهد بدون تزریق، شاهد با سوراخ کردن پوسته و شاهد با تزریق آب مقطر). به 110 عدد تخم مرغ، 25 میکرولیتر محلول (1:1) آب مقطر + اتانول 5/47 درصد تزریق گردید. به دو گروه دیگر هر یک به تعداد 110 عدد تخم مرغ، به ترتیب 25 میکرولیتر محلول (1:1) اتانول 5/47 درصد + 100 میکرولیتر ویتامین ب6 و 25 میکرولیتر محلول (1:1) اتانول 5/47 درصد + 1000 میکرولیتر ویتامین ب12 تزریق شدند. از جوجه های تفریخ شده، تعداد 240 قطعه به آزمایش دوم اختصاص یافت. دمای سالن در 28 تا 42 روزگی در 2±12 درجه سانتیگراد نگهداری گردید. جوجه درآوری در گروه اتانول نسبت به شاهد به طور معنی داری کمتر بود(05/0P<) و تزریق ب12 و ب6، تنش اتانول را کاهش داد. تری گلیسیرید، لیپوپروتئین با چگالی خیلی کم و گلوکز در گروه اتانول در سن14روزگی، به طور معنی داری بالاتر از گروه شاهد بود و در گروه ب12 و ب6 از گروه اتانول کمتر بود(05/0P<). در سن42 روزگی (بعد از تنش سرمایی)، کلسترول، تری گلیسیرید، لیپوپروتئین های با چگالی کم در گروه اتانول نسبت به گروه شاهد افزایش یافت و در گروه ب12 و ب6 نسبت به گروه اتانول به طور معنی داری کاهش یافت.
    کلیدواژگان: اتانول، تنش سرمایی، جوجه گوشتی، ویتامین ب6، ویتامین ب12
  • وحید خسروی، سید امیر حسین مهدوی*، حمیدرضا رحمانی، احمد ریاسی صفحات 41-58
    به منظور بررسی اثر پودر گیاهان دارویی آویشن شیرازی، مریم گلی، مخلوط آویشن شیرازی و مریم گلی و نیز پروبیوتیک پروتکسین بر صفات کیفی تخم مرغ، فراسنجه های بیوشیمیایی خون و تغییرات هیستومورفولوژیک کبد مرغ های تخم گذار، آزمایشی با استفاده از تعداد 225 قطعه مرغ تخم گذار لگهورن، بعد از اوج تولید (42 هفتگی) به مدت10هفته انجام پذیرفت. مرغ ها به صورت تصادفی بین 9 تیمار آزمایشی متشکل از 5 تکرار و 5 قطعه مرغ در هر تکرار اختصاص یافتند. تیمارها شامل گروه شاهد، سطوح 2/0 و 4/0 درصد پودر برگ آویشن شیرازی، 2/0 و 4/0 درصد پودر برگ مریم گلی، 2/0 و 4/0 درصد مخلوط مساوی از آویشن شیرازی و مریم گلی و 005/0 و 01/0 درصد از پروبیوتیک پروتکسین بودند. نتایج بیانگر آن بود که استفاده از سطح 4/0 درصد مخلوط مساوی از پودر برگ آویشن و مریم گلی موجب کاهش حاشیه ای وزن نسبی کبد (07/0=P)، کاهش فعالیت آنزیم های سرمی SGOT (08/0=P) و SGPT (05/0>P) و نیز افزایش قابل ملاحظه دانسیته رنگ هپاتوسیت ها (05/0>P) و HDL پلاسما (05/0>P) شد. استفاده از مخلوط پودر گیاهان دارویی مورد آزمون در سطح 4/0 درصد سبب افزایش حاشیه ای وزن پوسته (06/0=P) و افزایش معنی دار (05/0>P) استحکام پوسته، شاخص رنگ زرده و نیز واحد هاو در دوره آزمایش 48 تا 52 هفتگی شد. لذا یافته های مطالعه حاضر پیشنهاد دهنده آن است که بهره گیری از سطح 4/0 درصد مخلوط پودر گیاهان دارویی آویشن شیرازی و مریم گلی می تواند سبب بهبود قابل ملاحظه شاخص های سلامت کبد، پروفیل چربی های خون و صفات کیفی تخم مرغ هم چون استحکام پوسته، شاخص رنگ زرده و واحد هاو نسبت به دیگر سطوح گیاهان دارویی و یا پروبیوتیک شود.
    کلیدواژگان: آویشن شیرازی، مریم گلی، کیفیت تخم مرغ، سلامت کبد، مرغ های تخم گذار
  • سلیمه ترکاشون*، علی اصغر ساکی صفحات 59-76

    به منظور بررسی تاثیر تزریق داخل تخم مرغی و مصرف سطوح مختلف عصاره شیرین بیان و نانوذرات کلوئیدی نقره بر عملکرد و برخی فراسنجه های خون جوجه های گوشتی در مرحله جنینی و رشد، در جایگزینی با آنتی-بیوتیک فلاوومایسین®، آزمایشی با استفاده از 800 تخم مرغ نطفه دار سویه تجاری راس 308 به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 10 تیمار، 4 تکرار و 20 تخم مرغ در هر تکرار، انجام شد. تیمار های مرحله تزریق داخل تخم مرغ شامل عصاره شیرین بیان (صفر، 100 و 200 قسمت در میلیون)، نانو ذرات نقره (صفر، 30 و 60 قسمت در میلیون)، گروه شاهد منفی (بدون تزریق) و شاهد مثبت (تزریق 1/0میلی لیتر آب مقطر استریل) بودند.تیمارهای مرحله رشد شامل عصاره شیرین بیان (صفر، 1 و 2 گرم در کیلوگرم)، نانو ذرات نقره (صفر و 120 قسمت در میلیون)، تیمار حاوی آنتی بیوتیک فلاوومایسین® با غلظت 450 قسمت در میلیون و دو گروه شاهد از مرحله جنینی بودند. نتایج نشان دادند که تزریق 100 قسمت در میلیون عصاره شیرین بیان+60 قسمت در میلیون نانو -ذرات نقره، در مقایسه با گروه های تیمار شده با عصاره شیرین بیان و نانو ذرات نقره درصد جوجه درآوری را بطور معنی داری افزایش داد (01/0>P). وزن و طول بدن جوجه ها پس از تفریخ در تمام تیمار ها خصوصا بالاترین سطوح عصاره شیرین بیان و نانو ذرات نقره بطور معنی داری افزایش یافت (01/0>P).بالاترین ضریب تبدیل غذایی در تیمار حاوی 450 قسمت در میلیون آنتی بیوتیک فلاوومایسین® و شاهد منفی (01/0>P) و پایین ترین آن در تیمار حاوی 120 قسمت در میلیون نانو ذرات نقره و تیمار حاوی 2 گرم در کیلوگرم عصاره شیرین بیان+120 قسمت در میلیون نانو ذرات نقره مشاهده شد (01/0>P). غلظت HDL در تیمار حاوی 100 قسمت در میلیون عصاره شیرین بیان افزایش یافت (05/0>P). به طور کلی، شیرین بیان و نانو ذرات کلوئیدی نقره می توانند با ارتقاء شرایط جسمانی جوجه ها، عملکرد و خصوصیات لاشه را بهبود داده و بعنوان جایگزینی برای آنتی بیوتیک فلاوومایسین® مطرح باشند.

    کلیدواژگان: تزریق داخل تخم مرغی، عصاره شیرین بیان، نانوذرات کلوئیدی نقره، فلاوومایسین®، جوجه های گوشتی
  • جواد حبیبی زاد، احمد ریاسی*، حمید کهرام صفحات 77-90
    در این مطالعه اثر مصرف کوتاه مدت جیره حاوی انرژی زیاد و تزریق گنادوتروپین جفت اسب1 (eCG) و گنادوترپین جفت انسان2 (hCG) بر دینامیک فولیکولی، متابولیت های خون و پاسخ تولید مثلی میش های نائینی بررسی شد. از 45 راس میش نایینی 3 تا 4 ساله استفاده شد که به سه گروه 15 راسی تقسیم شدند. تیمارها شامل: 1- جیره نگهداری همراه با تزریق eCG (Me)، 2- جیره کوتاه مدت پر انرژی همراه با تزریق eCG (HEe) و 3- جیره کوتاه مدت پر انرژی همراه با تزریق eCG و hCG (HEeh). چرخه فحلی تمام میش ها با اسفنج حاوی پروژسترون به مدت 12 روز در فصل تولیدمثلی، همزمان شد. تغذیه کوتاه مدت جیره پرانرژی به مدت 6 روز (از 4 روز قبل گذاشتن اسفنج تا 1 روز پس از برداشتن آن) انجام شد. تزریق eCG یک روز قبل از برداشتن اسفنج و تزریق hCG در روز برداشتن اسفنج و یک روز پس از آن انجام شد. نتایج نشان داد که صرف نظر از نوع هورمون تزریق شده، مصرف کوتاه مدت جیره پرانرژی جمعیت فولیکول های متوسط و بزرگ را افزایش (05/0>P) داد. در گروه های مصرف کننده جیره پرانرژی غلظت گلوکز، کلسترول و انسولین بیشتر (05/0>P) و غلظت نیتروژن اوره ای سرم کمتر (05/0>P) از گروه Me بود. قبل از برداشتن اسفنج، غلظت استرادیول در گروه-های HEe و HEeh کاهش (05/0>P) و پس از آن افزایش (05/0>P) یافت. گروهHEeh بیشترین (05/0>P) نرخ دوقلوزایی (9/42%) را داشت. به طور کلی تغذیه کوتاه مدت جیره پرانرژی همراه با تزریق گنادوتروپین های جفتی موجب افزایش توسعه فولیکولی، تغییر فراسنجه های خونی و بهبود عملکرد تولیدمثلی میش های نایینی شد.
    کلیدواژگان: انرژی، گونادوتروپین جفتی، توسعه فولیکولی، نرخ دوقلوزایی، میش نایینی
  • بابک اسدی، سید عبدالله حسینی*، محمدرضا سلیمانی، امیر حسین علیزاده قمصری، رامین علیوردی نسب صفحات 91-100

    این مطالعه به منظور بررسی اثرات افزودنی حاوی پروبیوتیک پروتکسین (100 گرم/ تن)، ویتامین C (300 میلی گرم/ کیلوگرم) و بتائین (یک کیلوگرم/ تن) در سه سویه تجاری جوجه گوشتی (آربورایکرز، راس 308 و کاب 500) بر عملکرد رشد در شرایط تنش گرمایی انجام گرفت. این مطالعه به شکل فاکتوریل 3×2، شامل 2 سطح از افزودنی مورد نظر (با و بدون افزودنی) و 3 سویه جوجه گوشتی با 6 تیمار، 4 تکرار و 30 قطعه جوجه در هر واحد آزمایشی انجام شد. جوجه ها تا سن 21 روزگی که در شرایط دمایی عادی (23 درجه سانتی گراد) قرار داشتند. از سن 21 روزگی روزانه هشت ساعت با دمای 37 درجه سانتی گراد تحت تنش گرمایی قرار گرفتند. جهت انتخاب بهترین سویه و تصمیم گیری در مورد استفاده از این افزودنی در شرایط تنش گرمایی از روش مدیریت تصمیم گیری چند شاخصی استفاده شد. بر اساس نمره دهی حاصل از این روش سه سویه راس، کاب و آربورایکرز، تحت تنش گرمایی که با افزودنی تغذیه شده بودند به ترتیب نمرات 8587/0، 7595/0 و6884/0 را به دست آوردند. در زمان عدم استفاده از افزودنی و وجود تنش ضعیفترین عملکرد به ترتیب مربوط به سویه آربورایکرز، کاب و راس بود. بر اساس نتایج به دست آمده می توان استفاده از افزودنی حاوی پروبیوتیک، ویتامین C و بتائین را به عنوان راه کاری جهت کاهش اثرات منفی تنش گرمایی بر عملکرد سویه های تجاری جوجه گوشتی توصیه نمود.

    کلیدواژگان: بتائین، پروبیوتیک، تصمیم گیری چند شاخصه، تنش گرمایی
  • میرحسین نجفی، سعید زین الدینی*، ابوالفضل زالی، مهدی گنج خانلو صفحات 101-118
    هدف از این مطالعه بررسی اثر کاهش نسبت اسیدهای چرب امگا 6 به امگا 3 جیره طی دوره پس از زایش بر غلظت هاپتوگلوبین پلاسما، متابولیت های خونی و مقاومت به انسولین درگاوهای هلشتاین بود. تعداد 24 راس گاو چند شکم زا به طور تصادفی در سه تیمار با نسبت اسیدهای چرب امگا-6 به امگا-3: 5/2 به 1 (نسبت کم)، 5/4 به 1 (نسبت متوسط)، و 5/6 به 1 (نسبت زیاد) توزیع شدند. خونگیری در روز 7، 14، 28، 42، 56 و 70 پس از زایش به منظور تعیین غلظت متابولیت های خونی و هاپتوگلوبین انجام شد. تست تحمل گلوکز و چالش انسولین در روزهای 28 و 42 آزمایش انجام شد. غلظت پلاسمایی هاپتوگلوبین در گاوهای تغذیه شده با نسبت زیاد امگا 6 به امگا 3 به طور معنی داری نسبت به دو تیمار دیگر بیشتر بود. تست چالش انسولین در روز 42 روز بعد زایش نشان داد که تغییر در نسبت اسیدهای چرب تیمار متوسط باعث افزایش نرخ زودگی و کاهش سطح زیر منحنی انسولین شد. نتایج این تحقیق گویای آن است که نسبت متوسط از اسیدهای چرب امگا-6 به امگا-3 در جیره گاوهای شیری باعث کاهش مقاومت به انسولین در اثر کاهش یکی از فاکتورهای التهابی می شود.
    کلیدواژگان: اسیدهای چرب، مقاومت به انسولین، التهاب، گاوهای شیری
  • آذر راشدی ده صحرایی*، جمال فیاضی، رستم عبدالهی، جولیوس ون در ورف صفحات 119-130
    نشانگرهای تک نوکلئوتیدی تمامی جایگاه های صفات کمی را تحت پوشش قرار داده و به طور بالقوه تمام واریانس ژنتیکی را توجیه می کنند. در این پژوهش از SNPهای گوسفندان سافوک استرالیایی که با تراشه نشانگری 50k شرکت ایلومینا، تعیین ژنوتیپ شده بودند، به منظور برآورد اجزای واریانس ژنومی، استفاده شد. صفات مورد بررسی وزن تولد و وزن شیرگیری بودند. کنترل کیفیت برای فراوانی آللی کمیاب (MAF) در دو آستانه یک و پنج درصد انجام گرفت. برای مطالعه رابطه بین فراوانی آللی و مقدار واریانس ژنتیکی افزایشی توجیه شده، SNPها در پنج گروه مختلف MAF، با تعداد تقریبا برابر در هر گروه، طبقه بندی شدند. تجزیه و تحلیل ها با رویکرد حداکثر درست نمایی محدود شده ژنومی و روش تجزیه و تحلیل صفات پیچیده ژنوم گسترده، انجام گرفت. مقدار وراثت پذیری ژنومی برآورد شده توسط SNPهای با MAF بیشتر از یک درصد، برای اوزان تولد و شیرگیری به ترتیب برابر 45/0 و 19/0 و برای SNPهای با فراوانی آللی کمیاب بیشتر از 5 درصد به ترتیب برابر 42/0 و 18/0 بود. سهم گروه های مختلف SNPهای با فراوانی آللی کمیاب در توجیه واریانس ژنتیکی برای دو صفت متفاوت بوده و به طور کلی بخش قابل توجهی از واریانس ژنتیکی، توسط SNPهای با 20/0 MAF < توجیه شد. با توجه به نتایج به دست آمده حجم نمونه بسیار بزرگ، ایده آل و پوشش بهتر واریانت های با فراوانی پایین مورد نیاز است تا استنتاج قوی تر و قابل اعتمادتری به دست آید.
    کلیدواژگان: واریانس ژنومی، گوسفند سافوک، فراوانی آللی، انتخاب ژنومی
  • یوسف نادری* صفحات 131-146
    هدف از تحقیق حاضر، بررسی نقش نرخ شیوع بیماری در جمعیت مرجع و معماری های مختلف ژنومی بر عملکرد روش جنگل تصادفی و بیز A در صفات آستانه ای بود. بدین منظور، جمعیت های ژنومی برای سطوح متفاوت وراثت پذیری (05/0 و 25/0)، سطوح مختلف LD (پایین و بالا) و تعداد متفاوت جایگاه های صفات کمی (150 و 600) بر روی 30 کروموزم شبیه سازی شدند. جهت ایجاد فنوتیپ دودویی با نسبت های مختلف شیوع بیماری، ابتدا برای 5 درصد حیوانات جمعیت مرجع که کم ترین میانگین فنوتیپی را داشتند کد یک (یا بیمار) و 95 درصد دیگر کد صفر (یا سالم) در نظر گرفته شد. این روند با افزایش یک نرخ 5 درصدی تا زمانی که 50 درصد افرادجمعیت مرجع کد یک داشتند ادامه یافت .صحت ژنومی در هر دو روش جنگل تصادفی و بیز A، با افزایش نرخ شیوع بیماری از5 به 20 درصد، افزایش و پس از آن تا رسیدن به 50 درصد، کاهش یافت. اثر منفی سطوح بالای شیوع بیماری بر صحت ژنومی بیش تر از سطوح پایین آن بود. در مجموع روش جنگل تصادفی نسبت به بیز A نوسانات بیشتری به تغییرات معماری ژنومی و نرخ شیوع بیماری داشت. با وجود صحت ژنومی بالاتر بیز آستانه ای A در جمعیت های مختلف، هنگامی که صفات با وراثت پذیری بالا توسط تعداد زیادی QTL کنترل شدند، روش جنگل تصادفی عملکرد بهتری داشت. علی رغم نقش مهم ساختار ژنتیکی جمعیت مورد آنالیز، بهترین روش پیش بینی ارزش های اصلاحی ژنومی صفات آستانه ای به نرخ شیوع بیماری در جمعیت مرجع وابسته بود
    کلیدواژگان: ارزش اصلاحی، صحت ژنومی، عدم تعادل پیوستگی، وراثت پذیری
  • نجمه کارگر* صفحات 147-158
    باوجود اهمیت جداسازی اثرات افزایشی آتوزومی و وابسته به جنس در برنامه های اصلاح نژادی، هدف از پژوهش حاضر برآورد وراثت پذیری های صفات تولیدی گوسفند نژاد کرمانی برای کروموزوم های آتوزومی و وابسته به جنس بود. صفات موردمطالعه شامل وزن تولد، سه ماهگی، شش ماهگی، نه ماهگی، یک سالگی، متوسط افزایش وزن روزانه قبل از شیرگیری، متوسط افزایش وزن روزانه از شیرگیری تا شش ماهگی، متوسط افزایش وزن روزانه از شش ماهگی تا یک سالگی، ضریب کلیبر قبل از شیرگیری، ضریب کلیبر در سن شش ماهگی، ضریب کلیبر در سن یک سالگی و وزن پشم سالیانه مربوط به سال های 1372 تا 1391، جمع آوری شده در ایستگاه اصلاح نژاد گوسفند کرمانی شهربابک، بودند. اجزای واریانس و پارامترهای حاصل از آن با استفاده از روش حداکثر درست نمایی محدود شده (REML) و نرم افزار Wombat برآورد شد. وراثت پذیری مستقیم آتوزومی برای صفات وزن تولد، سه ماهگی، شش ماهگی، نه ماهگی، یک سالگی، متوسط افزایش وزن روزانه قبل از شیرگیری، متوسط افزایش وزن روزانه از شیرگیری تا شش ماهگی، متوسط افزایش وزن روزانه از شش ماهگی تا یک سالگی، ضریب کلیبر قبل از شیرگیری، ضریب کلیبر در سن شش ماهگی، ضریب کلیبر در سن یک سالگی و وزن پشم سالیانه به ترتیب0/04± 0/02،0/05± 0/26 ،0/02± 0/33 ،0/03± 0/05،0/05± 0/23 ،0/02± 0/15 ،0/03± 0/27 ،0/02± 0/18 ،0/03± 0/02،0/08± 0/24 ،0/03± 0/04 و0/07± 0/15 برآورد شد. وراثت پذیری مستقیم وابسته به جنس برای این صفات ناچیز و در محدوده 0/01تا 0/03 بود. نتایج این مطالعه نشان دادند که ژن های وابسته به جنس، اثرگذاری افزایشی ناچیز بر وزن های بدن در سن های مختلف و وزن پشم سالیانه دارند.
    کلیدواژگان: وراثت پذیری وابسته به جنس، صفات اقتصادی، گوسفند کرمانی
  • رضا سید شریفی*، مریم موسوی، نعمت هدایت ایوریق، جمال سیف دواتی، حسین عبدی بنمار صفحات 159-170
    هدف از انجام این پژوهش تعیین نرخ حذف تحت استراتژی جایگزینی بهینه گاو شیری برای حالتهای مختلف تولیدی و سلامتی در گاوهای شیری استان اردبیل می باشد. گاو شیری با متغییر های حالت شامل دوره شیردهی، ظرفیت تولید شیر و حالات مختلف وقوع بیماری ورم پستان تعریف گردید. در هر مرحله گاو شیری به وسیله متغییرهای وضعیتی شامل توان تولیدی در 3 سطح (کم تولید ،متوسط و پر تولید) و وضعیت سلامتی در 3 سطح (عدم بیماری ، بیماری قابل درمان و بیماری که سبب حذف دام می شود) طبقه بندی شدند. نتایج بررسی مدل نشان داد که نگهداری گاوهای شیری پر تولید تا شکم هفتم و گاو های متوسط تولید تا شکم چهارم توجیه اقتصادی دارد و نگهداری گاو کم تولید توصیه نمی شود. برای استفاده از نتیجه برنامه ریزی پویا از مفهومی بنام ارزش آتی استفاده گردید بطوری که یک تولید کننده زمانی که می خواهد برای حذف یا جایگزینی یک گاو تصمیم گیری کند لازم است منافع و عایدات مورد انتظار در آینده برای نگهداری یا جایگزینی دام با یک دام دیگر را مورد مقایسه قرار دهد. نتایج نشان داد سودی که یک گاو احتمال دارد در آینده بوجود آورد در طی دوره های مختلف شیردهی متفاوت است. بطوری که ارزش آتی با تغییر سن، سطح تولید و مرحله شیردهی تغییر یافت. همچنین ملاحظه گردید که گاوهای با تولید بالاتر ارزش آتی بیش تری دارند و با مسن شدن گاو ارزش آتی کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی پویا، گاوشیری، نرخ حذف، ارزش آتی
  • میثم لطیفی، امیر رشیدی*، محمد رزم کبیر، رستم عبداللهی ارپناهی صفحات 171-182

    هدف از این مطالعه بررسی انتقال یک ژن عمده با روش های سنتی (Classic)، ژنومیک (Genomic)، سنتی با انتخاب به کمک ژن (GasClassic) و ژنومیک با انتخاب به کمک ژن (GasGenomic) برای بهبود صفت چندقلوزایی با استفاده از شبیه سازی رایانه ای در یک جمعیت گوسفند بود. بدین منظور صفتی با وراثت پذیری 1/0 شامل دو کروموزم که هر یک به طول صد سانتی مورگان بود، شبیه سازی شد. بر روی هر کروموزم 10000 SNPو 100QTL به صورت تصادفی شبیه سازی شد. در کروموزم اول یک QTL به عنوان ژن عمده در موقعیت 7/25 سانتی مورگان شبیه سازی شد که 40 درصد از واریانس ژنتیکی کل را به خود اختصاص داد. اثر الل های مطلوب و نامطلوب برای QTL مورد نظر پس از هفت نسل به ترتیب در دو نژاد A و B تثبیت شد. به منظور انتقال الل مطلوب از نژاد A به نژاد B پنج نسل تلاقی برگشتی (BC) انجام شد و میزان پیشرفت ژنتیکی، صحت ارزیابی، فراوانی الل مطلوب و میزان همخونی برآورد گردید. پیشرفت ژنتیکی در روش GasGenomic و Genomic نسبت به روش GasClassic و Classic به ترتیب 26 و 62 درصد بیشتر بود. فراوانی الل مطلوب، پس از پنج نسل در روش Classic، Genomic، GasClassic و GasGenomic در BCها به ترتیب 387/0، 778/0، 965/0 و 975/0 بود. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد اگر هدف وارد کردن یک ژن عمده به نژادهای بومی -باشد روش سنتی انتخاب به کمک ژن می توان فراوانی ژن عمده را به اندازه روش ژنومیک با انتخاب به کمک ژن افزایش دهد.

    کلیدواژگان: چندقلوزایی، ژن عمده، انتقال ژن، شبیه سازی
  • رسول لقمانپور زرینی*، حسن نبی پور افروزی، پیروز شاکری صفحات 183-196

    صنعت مرغداری به لحاظ تامین بخش عمده ای از نیازهای غذایی و پروتئینی کشور از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. در این تحقیق به بررسی مدل سازی مصرف انرژی تولید مرغ گوشتی پرداخته شده است. به این منظور اطلاعات مورد بررسی از 45 تولیدکننده مرغ گوشتی به طور تصادفی در استان مازندران جمع آوری گردید. ابتدا میزان انرژی مصرفی و شاخص های انرژی محاسبه و سپس با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی به مدل سازی انرژی ستانده به عنوان عملکرد پرداخته شده است. نتایج نشان داد که میزان کل انرژی نهاده و ستانده در تولید مرغ گوشتی به ترتیب در حدود 79/153 و 45/27 گیگاژول به ازای 1000 قطعه مرغ می باشد. نهاده سوخت با میزان 48/61 درصد بیشترین سهم مصرف انرژی در بین نهاده های تولید مرغ گوشتی را دارد و شاخص نسبت انرژی در تولید این محصول 18/0 محاسبه شد. نتایج این مطالعه نشان داد مدل ساخته شده با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی با ضریب تشخیص 99/0 و با ساختار 1-12-5 دارای بیشترین دقت و بهترین عملکرد می باشد. بنابراین، این مدل به عنوان بهترین روش برای برآورد انرژی ستانده بر اساس انرژی های ورودی در منطقه مورد مطالعه پیشنهاد می گردد. در ارزیابی تاثیرپذیری خروجی از نهاده های ورودی، سوخت فسیلی بالاترین حساسیت را در بین نهاده های تولیدی از خود نشان داد که لزوم بازنگری در منابع انرژی را بیش از پیش آشکار می سازد.

    کلیدواژگان: هوش مصنوعی، مرغ گوشتی، بهره وری انرژی، نهاده، ستانده
  • فاطمه محمد پور، حسن درمانی کوهی*، اردشیر محیط، محمدمهدی سوهانی صفحات 197-212
    در این آزمایش تعداد 360 قطعه جوجه گوشتی ماده سویه راس 308 در یک طرح کاملا تصادفی در قالب آزمایش فاکتوریل 3×2 به 6 گروه آزمایشی، 5 تکرار و 12 جوجه در هر تکرار تقسیم شدند. فاکتورها شامل دو سطح عصاره چای سبز (صفر و 500 میلی گرم بر کیلوگرم از جیره) و جیره های فاقد/حاوی چربی (جیره های فاقد چربی، جیره حاوی روغن سویا و جیره حاوی پیه گوسفندی) بودند. استفاده از عصاره چای سبز بر عملکرد، چربی درون بافتی، جمعیت میکروبی روده و ثبات اکسیداتیو گوشت تاثیر نداشت (05/0p>). افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی در اثر استفاده از هر دو منبع چربی در مقایسه با جیره های فاقد چربی بهبود یافت (05/0p<). استفاده از روغن سویا در مقایسه با پیه گوسفندی و جیره های فاقد چربی منجر به افزایش چربی محوطه بطنی و کاهش راندمان لاشه شد (05/0p<). استفاده از عصاره چای سبز در جیره های حاوی چربی بر کاهش چربی احشایی موثر بود (05/0p<). گروه های دریافت کننده عصاره چای سبز به همراه روغن سویا دارای جمعیت لاکتوباسیلوس بیشتری در مقایسه با گروه های دریافت کننده چای سبز به همراه پیه گوسفندی بودند (05/0p<). استفاده از روغن سویا منجر به افزایش معنی داری در چربی درون بافتی و میزان مواد واکنش دهنده با تیوباربیتوریک اسید گوشت ران شد (05/0p<). یافته های این تحقیق نشان داد که استفاده از عصاره چای سبز در جیره های حاوی چربی جیره ای از نوع اشباع و غیر اشباع موجب بهبود جمعیت میکروبی روده و کاهش میزان چربی لاشه جوجه های گوشتی شد ولی بر چربی درون بافتی و اکسیداسیون گوشت تاثیری نداشت.
    کلیدواژگان: جمعیت باکتریایی روده، عصاره چای سبز، کیفیت گوشت، منابع مختلف چربی
  • منصوره عبدالملکی، علی اصغر ساکی*، محمد یوسف علیخانی صفحات 213-228
    در این مطالعه به منظور بررسی اثر پروبیوتیک باسیلوس آمیلولیکوفاسیانس در کاهش اثرات مضر آفلاتوکسین B1 از 480 قطعه جوجه گوشتی یک روزه (نر و ماده) سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی به صورت فاکتوریل (2×2×2) با 8 تیمار، 4 تکرار و تعداد 15 قطعه در هر تکرار استفاده شد. فاکتورها شامل جنسیت (خروس و مرغ)؛ 2) آفلاتوکسین B1 در دو سطح (صفر و 500 میکروگرم در کیلوگرم)؛ 3) پروبیوتیک باسیلوس آمیلولیکوفاسیانس در دو سطح (صفر و 109 واحد تشکیل دهنده کلنی در میلی لیتر) بودند. عملکرد، فعالیت آنزیم های کبدی، ایمنی و برخی شاخص های خونی تحت تاثیر جنسیت قرار نگرفتند (P>0.05). جوجه هایی که جیره حاوی آفلاتوکسین B1 خورده بودند، کاهش وزن و مصرف خوراک معنی داری نسبت به سایر گروه ها داشتند (05/0 P<). ضریب تبدیل غذایی در کل دوره تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت (05/0P>). فعالیت آنزیم های آسپارتات آمینوترانسفراز، آلانین آمینوترانسفراز،آلکالین فسفاتاز و لاکتات دهیدروژناز افزایش معنی داری در تیمار آفلاتوکسین B1 نشان دادند (05/0 P<). تعداد گلبول های سفید و قرمز و درصد هماتوکریت و هموگلوبین در گروه آفلاتوکسین B1 نسبت به سایر تیمارها به طور معنی داری کاهش یافتند (05/0 P<). کم ترین عیار پادتن علیه بیماری نیوکاسل و گلبول قرمز گوسفند و همچنین کم ترین ضخامت پوست در پاسخ به فیتوهماگلوتنین در گروه آفلاتوکسین B1 مشاهده شد(05/0 P<). با توجه به نتایج، مکمل کردن باسیلوس آمیلولیکوفاسیانس به جیره آلوده به آفلاتوکسین B1 توانست عملکرد را بهبود بخشد و فعالیت آنزیم های کبدی و پاسخ ایمنی را در مقایسه با جیره آلوده به آفلاتوکسین B1 افزایش دهد (05/0 P<).
    کلیدواژگان: جوجه های گوشتی، آفلاتوکسین B1، باسیلوس آمیلولیکوفاسیانس، عملکرد، پارامترهای خونی وپاسخ ایمنی
|
  • Danial Hajilari, Mahmoud Shams Shargh *, Omid Ashayerizade Pages 3-16
    A study was conducted to investigate the effect of various levels of organic and inorganic trace minerals (zinc, copper and manganese) on performance, carcass and tibia characteristics and blood parameters of broiler chickens. 224 one-day old Ross 308 male broilers in a completely randomized design were raised until 42 days. 4 experimental treatments were: T1) Inorganic form of Zn, Cu and Mn to 110, 16 and 120 mg, T2) Organic form of Zn, Cu and Mn to 110, 16 and 120 mg, T3) Inorganic form of Zn, Cu and Mn to 55, 8 and 60 mg, T4) Organic form of Zn, Cu and Mn to 55, 8 and 60 mg. Results indicated that organic zinc, copper and manganese supplementation improved (P< 0.05) body weight gain and feed conversion ratio compare to inorganic form of the trace minerals. Moisture content and pH of the litter were not affected by the treatments. However, the incidence and severity of FPD were lower in broilers received organic trace minerals (T2 and T4). Highest Zn and Manganez content in tibia was found for treatments 2 and 4. Moreover, highest blood alkaline phosphatase enzyme and lowest blood cholesterol were also obtained for treatments 2 and 4. . The results showed that organic trace minerals, as alternative to inorganic forms, are useful to improve performance and health of broilers.
    Keywords: Organic minerals, Zinc, COPPER, Manganese, Broiler
  • Samira Mirshekar *, Mahmoud Shams Shargh, Behrouz Dastar, Aida Mazaheri Pages 17-28
    This experiment was conducted to investigate the effects of different levels of sesame meal supplemented with phytase enzyme on performance and characteristics of carcass and tibia in Japanese quail, in a completely randomized design with 2 × 3 factorial arrangement containing, two levels of phytase enzymes (zero and 0.1 g/Kg in diet) and three levels of sesame meal (zero, 25 and 50%) was employed. Three hundred sixty Japanese quail were allocated to 6 experimental treatments with 4 replicates of 15 quail each. The results showed different levels sesame meal, phytase enzyme and their interaction had no significant effect on weight gain, feed intake and feed conversion ratio. Percentage of liver were higher in treatment with 25% sesame meal (P< 0.05). Weight, relative weight, volume, percentage of phosphorus and calcium of tibia in treatment with 50% sesame meal were significantly higher (P< 0.05). Inclusion of phytase enzyme led to an increase in percentage of spleen, density, percentage of ash, percentage of calcium and phosphorus of tibia(P< 0.05).Treatment of 50% sesame meal with phytase enzymes had the highest percentage of thigh compared to treatment without sesame meal and without phytase enzymes (P< 0.05). Percentage of phosphorus of tibia in treatments of that 25% and 50% sesame meal with phytase were higher compared to other treatments (P< 0.05). According to the results of this study that 25% and 50% sesame meal can be used in Japanese quail’s diets, without any negative effect on performance, carcass characteristics and tibia characteristics.
    Keywords: Japanese quail, Sesame meal, Phytase Enzyme, performance
  • Tahereh Momeneh *, Mehran Torki, Loghman Soleimani Baghsha Pages 29-40
    In ovo injection of vitamin B6 and B12 in fertile eggs subjected to ethanol (EtOH) injection stress on hatchability (first experiment), performance and blood biochemical of broiler chicks (hatched in the first experiment) reared under cold stress condition (second experiment), were evaluated. A number of 510 fertile eggs were incubated. A number of 180 eggs were considered as controls (3 as not-injected, eggshell with a hole and distilled water-injected). A number of 110 eggs were injected with 25 µL of a 1:1 (v/v) mixture of EtOH 47.5%+distilled water. Eggs in two other groups were injected with 25 µL of a 1:1 (v/v) mixture of EtOH 47.5%+100 µL of B6 (n=110), 25 µL of a 1:1 (v/v) mixture of 47.5% EtOH+1000 µL of B12 (n=110). A number of 240 one-day chick (from the first experiment), allocated to the second experiment. Temperature was maintained 12°C from 28 to 42 d of age. Hatchability significantly (P<0.05) reduced in EtOH-injected group compared to control, but increased in the B6 and B12 injected eggs. The blood levels of triglyceride, VLDL and glucose at 14 day of age (before cold stress) significantly (P<0.05) increased in EtOH-injected group, but decreased blood levels of triglyceride, VLDL and glucose in EtOH+B6 and EtOH+B12 groups. The blood levels of cholesterol, triglyceride, LDL and VLDL (at 42d, after cold stress) increased in EtOH group and significantly (P<0.05) decreased in EtOH+B6 and EtOH+B12 groups.
    Keywords: Ethanol, Broiler, Cold stress, Vitamin B6, Vitamin B12
  • Vahid Khosravi, Amir Hossein Mahdavi *, Hamid Reza Rahmani, Ahmad Riasi Pages 41-58
    The current study was conducted to evaluate the effect of different levels of Zataria multiflora, Salvia officinalis, the mixture of Zataria multiflora and Salvia officinalis as well as probiotic (Protexin®) on egg quality traits, blood biochemical parameters and liver histomorphological changes in laying hens. A test was performed using 225 Leghorn laying hens, after peak of egg production (42 weeks old), for 10 weeks. The birds were randomly assigned into 9 experimental treatments with 5 replicates and 5 birds in each. Experimental treatments consisted of a control group, 0.2 and 0.4% Zataria multiflora leaf powder, 0.2 and 0.4% Salvia officinalis leaf powder, 0.2 and 0.4 the equal mixture of Zattaria multiflora and Salvia officinalis and 0.005 and 0.01% probiotic (Protexin®). Our results indicated that using 0.4% of Zataria multiflora and Salvia officinalis leaf powder mixture marginally reduced the relative weight of liver (P=0.07), decreased serum activities of SGOT (P=0.08) and SGPT (P<0.05), and also increased hepatocytes color density (P<0.05) and HDL concentration (P<0.05). Feeding 0.4% of the medicinal plants mixture increased eggshell weight, slightly (P=0.06), and enhanced eggshell hardness (P<0.05), yolk color (P<0.05), and Haugh unit, significantly (P<0.05) during the second 35-day experimental period (48-52 weeks of age). Therefore, the present findings suggest that dietary inclusion of 0.4% mixture of powdered herbs of Zattaria multiflora and Salvia officinalis can improve the liver health indices, blood lipid profile and egg quality traits, such as eggshell hardness, yolk color index, and haugh unit compared to other medicinal plants levels or probiotic, markedly.
    Keywords: Zataria multiflora, Salvia officinalis, Egg quality, liver health, Laying hens
  • Salimeh Torkashvan *, Ali Asghar Saki Pages 59-76

    n order to investigate the effect of in ovo injection and utilization of different levels of licorice extract (LE) (Glycyrrhiza glabra) and colloidal nano silver (CNS) on performance and some blood parameters of broilers during embryonic and growth periods as substitution for Flavomycin®, an experiment was conducted using eight hundred Ross-308 Fertilized eggs as factorial with completely randomized design with 10 treatments and 4 replicates of 20 eggs in each.The treatments of in ovo injection stage consisted of LE (0, 100 and 200ppm) and CNS (0, 30 and 60ppm), negative control group (without injection) and positive control group (injection of 0.1ml sterilized distilled water).The treatments of growth period consisted of LE (0, 1 and 2gr/kg) and CNS (0 and 120ppm), treatment containing 450 ppm antibiotic Flacomycin® and two control group from embryonic period.The results showed that the injection of 100ppm LE+ 60ppm CNS significantly increased hatchability percentage(P<0.01) when compared with groups treated with LE and CNS.The chickens body weight and length after hatch were increased significantly in all treatment especially in treatment containing the highest levels of CNS and LE (P<0.01).The highest FCR was observed in group treated with 450mg/kg antibiotic Flacomycin® and negative control(P<0.01) and the lowest FCR was observed in treatment containing 120 mg/kg CNS and treatment containing 2gr/kg LE+ 120mg/kg CNS(P<0.01).The HDL concentration was increased by treatment containing 100ppm LE(P<0/05).Generally, licorice and colloidal nano silver could improve performance and carcass characters via upgrade physical conditions of chicken and can be considered as a substitute for antibiotic Flavomycin.

    Keywords: In ovo injection, licorice extract, colloidal nano silver, Flavomycin®, broilers
  • Javad Habibizad, Ahmad Riasi *, Hamid Kohram Pages 77-90
    Effect of short-term feeding high energy diet along with eCG and hCG injection on follicular dynamics, blood metabolites, double ovulation and twinning rates in Naeini ewes was evaluated. For this purpose, 45 Naeini ewes (3-4 years old) were randomly assigned to 3 experimental groups: 1- Maintenance diet + eCG (Me), 2- Short-term high energy diet + eCG (HEe) and 3- Short-term high-energy diet + eCG and hCG (HEeh). All ewes were synchronized by inserting intravaginal progesterone sponges for a period of 12 days during the breeding season. The short-term feeding was started 4 d before until 1 d after sponge removal (for a 6 d period). The eCG injection was done 1 d before sponge removal and hCG injection was done on the day of sponge removal and 1 d later. Results showed that regardless of the kind of hormone injection, feeding high energy diet increased (P<0.05) the medium and large follicles population. The HEe and HEeh groups had higher (P<0.05) serum glucose, cholesterol and insulin, but lower (P<0.05) serum urea nitrogen compared with Me group. In HEe and HEeh groups, (P<0.05) serum oestradiol decreased before sponge removal and increased (P<0.05) after that. The HEeh ewes had highest (P<0.05) twinning rate (42.9%). In general, short-term feeding (6-day) high energy diet along with chorionic gonadotropins injection improved the follicular development, blood parameters and reproductive performance in Naeini ewes.
    Keywords: energy, Chorionic gonadotropin, Follicular development, Twinning rate, Naeini ewes
  • Babak Asadi, Seyed Abdoulah Hosseini *, Mohammad Reza Solimani, Amir Hosseini Alizadeh, Ramin Aliverdi Pages 91-100

    .This study was undertaken to investigate of effects of additive containing probiotic Protexin (100 g/ton), vitamin C (300mg/ kg), and betaine (1kg/ton) in three commercial broiler strains on growth performance under heat stress condition. This study was conducted in 2×3 factorial arrangement consisting 2 levels of additive (with and without) and three strains (Arbor Acres, Cobb 500, and Ross 308) with 6 treatments, 4 replicates and 30 birds in each replicate. Birds were reared under thermoneutral conditions (23 °C) until day 21. Then they exposed to heat stress (37 °C) 8 hours/day from day 21 to 42. Multiple attribute decision making method was used to select best strain and decision about using this additive under heat stress. Based on scoring by this method, Ross 308, Cobb 500, and Arbor Acres obtained these scores respectively: 0.8587, 0.7595 and 0.6884. Arbor Acres, Cobb 500, and Ross 308 chicks not received additive, respectively showed poorest performance under heat stress. Based on the results, additive containing probiotic, vitamin C, and betaine can be advised as a solution to alleviate negative effect of heat stress on performance of commercial broiler strains

    Keywords: betaine, Broiler, Heat stress, multiple attribute decision making
  • Mir Hossein Najafi, Saeed Zeinoaldini *, Abolfazl Zali, Mahdi Ganjkhanlou Pages 101-118
    The aim was to determine the effect of different dietary n-6/n-3 fatty acid (FA) ratio during the postpartum period on plasma haptoglobin, metabolic profile, and insulin resistance in Holstein dairy cows. 24 multiparous cows were randomly assigned to three treatments with a ratio of omega-6 fatty acids to omega-3: 2.5 to 1 (low ratio); 4.5 to 1 (average ratio); and 6.5 to 1 (high ratio) were distributed. Blood samples were collected on d 7, 14, 28, 42, 56 and 70 postpartum to determine blood metabolites and haptoglobin concentrations. Intravenous glucose tolerance tests and insulin challenges were performed on d 28 and 42 of experiment. Plasma concentrations of haptoglobin were significantly higher in the cows fed with high ratio than the other two treatments. The 42-day postpartum results of insulin challenge test indicates that the change in the ratio of fatty acids to moderate treatment causes an increase in the clearance rate and a decrease in the area under the curve of the insulin. The results of this study indicate that the moderate ratio of omega-6 to omega-3 fatty acids in dairy cows decreases insulin resistance by reducing inflammatory factors.
    Keywords: fatty acids, Insulin resistance, inflammation, dairy cows
  • Azar Rashedi Dehsahraei *, Jamal Fayazi, Rostam Abdollahi, Julius Van Der Werf Pages 119-130
    Since SNP markers in genomic selection spread across the genome, they may potentially explain all of genetic variation. In this study, genotype data from Suffolk sheep, genotyped by 50k Illumina SNP chip were used. Birth weight and weaning weight traits were studied in this research. Quality control for minor allele frequency at two thresholds, one and five percent were studied. To study the association between allele frequency spectrum and captured additive genetic variance, all SNPs were partitioned in five MAF bins with the equal numbers of SNPs. The analysis were performed using GREML approach via GCTA method. Using all SNPs with MAF>0.01 estimates of genomic heritability were 0.45 and 0.19 for birth weight and weaning weight, respectively. For MAF>0.05 these values were 0.42 and 0.18 respectively. The contribution of different groups of SNPs with rare allele frequency in justifying genetic variation for the two traits was different. In general, a significant portion of the genetic variance was explained by SNPs with a MAF
    Keywords: Genomic Variance, Suffolk Sheep, Allele Frequency, Genomic selection
  • Yousef Naderi * Pages 131-146
    The objective of current study was to investigate the role of disease prevalence rate of training set and genomic architecture on performance of random forest (RF) and threshold Bayes A (BTA) in threshold traits. For this purpose, genomic population were simulated to reflect variations in heritability (0.05 and 0.25), number of QTL (150 and 600) and linkage disequilibrium (low and high) for 30 chromosomes. To create binary phenotype with different disease prevalence rate, at first, 5 percent of training set animals which had the lowest phenotype average defined code 1 (or diseased) and 95 percent of others defined code 0 (or healthy). This process continued with a 5% increase rate until 50 percent of animals had code 1 in training set. In both random forest and Bayes A methods, genomic accuracy with increase in disease prevalence rate 5 to 20 percent was increased, and afterwards to achieve of 50 percent was decreased. The negative effect of high levels of disease prevalence rate on genomic accuracy was higher than low levels of it. Overall, RF was fluctuation to variations of genetic architecture and disease prevalence rate. Despite the higher accuracy of TBA at different scenarios, RF showed a better performance when high-heritability traits were controlled by a large number of QTLs. Despite the important role of genetic basis of the population analyzed, the best method to predict genomic breeding value of threshold traits depend on disease prevalence rate.
    Keywords: Breeding value, genomic accuracy, Linkage disequilibrium, heritability
  • Najmeh Kargar * Pages 147-158
    Separation of autosomal and sex-linked direct additive genetic effects has a high importance in breeding programs and very little is known about them. This study was conducted to determine the autosomal and sex-linked additive genetic effects on some economic traits in Kermani sheep. Traits were included birth weight (BW), 3 month weight (W3), 6 month weight (W6), 9 month weight (W9) ,12 month weight (W12), daily gain before weaning (ADGa), daily gain from weaning to 6 month weight (ADGb), daily gain from 6 month weight to 12 month weight (ADGc), kleiber ratio before 3 month weight (KRa), kleiber ratio for 6 month weight (KRb), kleiber ratio for 12 month weight (KRc) and fleece weight(FW) that data collected from 1993 to 2012 by the Kermani Breeding Station. Variance components were estimated by Average Information algorithm of Restricted Maximum Likelihood using Wombat software. Direct autosomal heritability estimates for BW, W3, W6, W9, W12, ADGa, ADGb, ADGc, KRa, KRb, KRc and FW were 0.05± 0.04, 0.26± 0.02, 0.33± 0.02, 0.05± 0.03, 0.23± 0.05, 0.15± 0.02, 0.27± 0.03, 0.18± 0.02, 0.08± 0.03, 0.24± 0.02, 0.04± 0.03 and 0.15± 0.07 respectively. Sex-linked direct heritability estimates for these traits were between 0.01 to 0.03. The findings showed that sex-linked genes possibly have negligible and close to zero additive genetic effects on body weights and yearly fleece weight.
    Keywords: Heritability of sex-linked, Economic traits, Kermani sheep
  • Reza Seyedsharifi *, Maryam Mosavi, Nemat Hedayat Evrigh, Jamal Seifdavati, Hossien Abdi Benemar Pages 159-170
    The purpose of this study was to determine the removal rate under the optimal alternative milking strategy for different production and health conditions in dairy cattle of Ardabil province. One of the most important management decisions that affect livestock production is the timely replacement of dairy cattle with young heifers. Using the system analysis method, the economic system of the dairy cattle was split into income and cost components and each of these components was subdivided into other parts. Then, using the existing models and using the Compecon Combinator tool kit, Matlab programming language was used to simulate a bioeconomic model. The objective function was to maximize the net present value of the livestock in a planning horizon with 10 lactation periods. Dairy cattle were defined by state variables including lactation period, milk production capacity, and different mastopathic outbreaks..In each stage, dairy cattle were classified by state variables including production capacity in 3 levels (low production, moderate and high production), and health status in 3 levels (non-disease, treatable disease, and disease that eliminated livestock). he results of the model analysis showed that the maintenance of dairy cows up to the sixth stomach and the average cows production until the fourth stomach is economically justified and the maintenance of low production cows is not recommended.
    Keywords: Dynamic Programming, Dairy cattle, culling rate, future value
  • Meysam Latifi, A. Rashidi *, Mohammad Razmkabir, Rostam Abdollahi Arpanahi Pages 171-182

    The purpose of this study was to evaluate traditional, genomic, gene-assisted traditional selection and gene-assisted genomic selection methods for introgression a major gene in sheep population to improve the litter size trait using computer simulation. In this regard, a trait with heritability of 0.1, including two chromosomes each with a length of 100 cM, was simulated. On chromosome 1, a single QTL as the major gene was created that accounted for 40% of the total genetic variance. This QTL was located in the position of 25.7 cM. In breed A and B, animals were selected based for favorable and unfavorable to create two breeds that has been fixed for opposite alleles. Using the gene introgression approach, the favorable allele in breed A was insert to breed B and the new population was evaluated for genetic gain, accuracy of evaluation, frequencies of favorable allele and inbreeding rate. After five backcrossing generations, genetic gain in GasGenomic and Genomic methods was 26 and 62 percent higher than GasClassic and Classic methods, respectively. The frequency of favorable allele after five generations in Classic, Genomic, GasClassic and GasClassic was 0.387, 0.778, 0.965 and 0.975, respectively. The results of this study showed that if the goal is only introgression a major gene into an indigenous breed, by using gene-assisted classic selection, the frequency of a major gene can also be increased as much as obtain by the gene-assisted genomic selection.

    Keywords: litter size, Major gene, Introgression, simulation
  • Rasoul Loghmanpour Zarini *, Hassan Nabipour Afrouzi, Pirouz Shakeri Pages 183-196

    The poultry industry is very important in terms of supplying a significant portion of the country's food and protein needs. In this research, the energy consumption of broiler chickens has been evaluated. For this purpose, information was collected from 45 broiler chicken producers randomly collected in Mazandaran province. In this study, energy consumption and energy indices were calculated first and then, using artificial neural network, output energy modeling was considered as a function. The results of this study showed that total input and output energy in broiler chicken meat production was 153.79 and 27.45 GJ per 1000, respectively. In broiler chickens, the highest inputs were consumed with 61.48%. The energy ratio in the production of this product was also calculated to be 0.18. The artificial neural network results showed that the best structure for estimating the energy consumption of broiler chicken meat was estimated to be 5-12-1. The coefficient of explanation for the best structure for broiler chicken production was 0.99 for training data. Therefore, this model was selected as the best method for estimating the output energy based on input energy in the study area. In assessing the effectiveness of inputs on the outputs, the fossil fuel showed the highest sensitivity among the production inputs that reveals the needs for revision of the energy resources more than ever.

    Keywords: Artificial intelligence, Broiler chicken, energy productivity, Input, Output
  • Fatemeh Mohammadpour, Hassan Darmani Kuhi *, Ardeshir Mohit, Mohammad Mahdi Sohani Pages 197-212
    In this experiment, a total of 360 one day-old female Ross 308 broiler chicks in a completely randomized design with a 2 × 3 factorial arrangement were allocated to 6 dietary treatments, each replicated five times with 12 birds per replicate. The included factors were two levels of green tea extract (GTE, 0 and 500 mg/kg diet) and three type of diets: 1- diet without dietary fat, 2- diet supplemented with soybean oil (SO) and 3- diet supplemented with Tallow (Ta). Use of GTE did not affect intestine microbial populations, intramuscular fat, oxidative stability of mat and performance in broiler chicken (p>0.05). Body weight gain and feed conversion ratio of chicks fed diet supplemented with SO or Ta was improved compared to the diets without fat (p<0.05). Use of SO compared to Ta and diets without fat led to higher and lower abdominal fat and carcass yield, respectively (p<0.05). GTE supplementation in diets high in fat was effective in decreasing abdominal fat percentage (p<0.05). The broilers that received green tea extract and soybean oil had a higher lactobacillus populations than those fed GTE with Ta (p<0.05). Dietary SO led to significantly greater intramuscular fat and thiobarbituric acid reactive substances (TBARS) values in thigh meat (p<0.05). Based on the findings of this study, despite the improvement in gut microbial populations and carcass fat content by GTE addition in diets high in un/saturated fats, its effect on intramuscular fat contents and muscle antioxidant capacity was not significant (p>0.05).
    Keywords: Gut microbial populations, Green tea extract, meat quality, Fat sources
  • Mansoureh Abdolmaleki, Ali Asghar Saki *, Mohammad Yousef Alikhani Pages 213-228
    A study was conducted to evaluate the effects of Bacillus amyloliquefaciens on adverse effects of aflatoxin B1 in broiler chickens. A total of 480 1-d-old broiler Ross 308 (male and female) were completely randomized disgine with a 2× 2 × 2 factorial arrangements (sex and feed additives) with 4 replicates of 15 birds. Factors includes sex (male and female); probiotic (control, 108 cfu/mL B. amyloliquefaciens); aflatoxin (control, 500 AFB1 µg/kg), Performance, the activity of liver enzymes, immune and some blood parameters were not affected by sex (p> 0.05). Body weight and feed intake of aflatoxin B1 group were significantly decreased compared other (p< 0.05). There was no significantly drffenece in feed conversion ratio compared with other groups during total period (p>0.05). Activity of liver enzymes including aspartate amino transferase, alanine amino transferase, alkaline phosphatase and lactate dehydrogenase were significantly increased in aflatoxin B1 group (p<0.05). The counts of red blood cells and withe blood cells, hematocrite and hemoglobin percentages were significantly decreased in aflatoxin B1 group compared with other (p<0.05). The aflatoxin B1 group has shown the lowest of antibody production against newcastle disease and sheep blood red cell also, the lowest of skin thickness in responding to phytohaemagglutinin (p<0.05). In conclusion, the supplementation of B. amyloliquefaciens to contaminated food could be improved performance and increased the activity of liver enzyme and immune response in broilers.
    Keywords: Broiler Chickens, Aflatoxin B1, B. amyloliquefaciens, performance, blood parameters, immune