فهرست مطالب

اپیدمیولوژی ایران - سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 55، پاییز 1398)
  • سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 55، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمدرضا افلاطونیان، ابوالحسن ندیم، ایرج شریفی، مهدی بامروت، سمیه تاجیک، مهدی هاشمیان، رضا عباسی راینی، رضا شعبان زاده، بهناز افلاطونیان* صفحات 226-234
    مقدمه و اهداف

    لیشمانیوز جلدی ازجمله مشکلات بهداشتی در ایران و استان کرمان محسوب می شود. این مطالعه با هدف تعیین میزان ابتلا و معرفی دو کانون جدید لیشمانیوز جلدی در شرق و جنوب شرق کرمان انجام گرفت.

    روش کار

    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی اطلاعات جمعیتی دو منطقه آلوده سرآسیاب در شرق و مراکز بهداشتی درمانی و الله اباد در حاشیه جنوب شرق کرمان از مرکز بهداشت شهرستان کرمان کسب گردید. از هر منطقه 20 خوشه و هر خوشه 20 خانوار به طور تصادفی انتخاب شد. اطلاعات جمعیت شناختی افراد و تعداد و محل زخم، اسکار، زمان و مکان ابتلا در پرسشنامه ثبت و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    میزان شیوع در منطقه الله آباد 6/9 و در منطقه سرآسیاب 7/42 درهزار و میزان بروز به ترتیب 4/3 و 8/3 در هزار بود. بالاترین میزان ابتلا در الله آباد در گروه سنی زیر 6 سال بود و ازنظر آماری اختلاف معنی داری را با سایر گروه ها نشان داد (05/0P<) و نسبت خطر (OR) ابتلا در سرآسیاب 6/4 برابر منطقه الله آباد بود و ازنظر آماری هم معنی دار بود (001/0P<).

    نتیجه گیری

    نسبت میزان شیوع به میزان بروز در دو منطقه نشان می دهد که عمر کانون در شرق حدود 12 سال و در حاشیه جنوب شرق کرمان کانون جدیدی در حال شکل گیری است. پیشنهاد می گردد که با برنامه منظم در مراکز بهداشتی درمانی مناطق مذکور شامل بیماریابی فعال و درمان رایگان، بیماران را تا بهبودی کامل در دستور کار قرار دهد تا امکان کنترل بیماری فراهم گردد.

    کلیدواژگان: لیشمانیوز جلدی، کانون جدید، انسان، ایران
  • الهام عبدالمالکی، ژاله عبدی، مهشاد گوهری مهر، رضوانه الوندی، سهند ریاضی، الهام احمدنژاد* صفحات 235-246
    مقدمه و اهداف

    بر اساس مدل بین المللی نظام مراقبت سلامت دانش آموزان، ایران همانند بقیه کشورها مجموعه پیمایش هایی را با عنوان کاسپین اجرا کرده است. هدف از این پژوهش، مقایسه پیمایش های کاسپین اجرا شده و سپس پیشنهاد هایی برای اجرا در دوره های آتی است.

    روش کار

    مطالعه مرور نظام‏مند که در آن جمع آوری اطلاعات از مستندات مربوط به سازمان جهانی بهداشت (WHO) و از راه جست وجو در پایگاه های اطلاعاتی بین المللی شامل Pubmed، EMBASE، Scopus، GoogleScholar، ScienceDirect و پایگاه اطلاعات کشوری شامل Magiran، SID، Irandoc، Iran medex به دو زبان انگلیسی و فارسی (در فاصله زمانی 18-2003) انجام شد. زمان و مکان اجرا، گروه هدف، پرسشنامه های مورد استفاده، حجم نمونه و روش نمونه گیری در دوره های اجرا شده مقایسه شده است.

    یافته ها

    مطالعه کاسپین تاکنون 5 بار در ایران (2015-2003) به اجرا درآمده است. این مطالعه دو پرسشنامه دانش آموزان و والدین دارد. در هر 5 دوره، روش های نمونه گیری و پرسشنامه ها در هسته اصلی مشابه هستند و در برخی جزییات که به صورت انتخابی به آن اضافه می شود، با هم تفاوت دارند. پرسشنامه ها بر اساس برنامه نظام مراقبت سلامت دانش آموزان (GSHS) و برنامه رویکرد گام به گام سازمان جهانی بهداشت برای مراقبت عوامل خطر بیماری های غیر واگیر، طراحی شده اند.

    نتیجه گیری

    با توجه به تغییرات اندک در هر دوره و انطباق آن با مدل جهانی، پیشنهاد می شود پیمایش دوره بعدی کاسپین با تبعیت از دوره های قبلی و مطابق استانداردهای ارائه شده در مدل جهانی در طی سال های اخیر به فاصله منطقی از پیمایش سال 2015 اجرا شود.

    کلیدواژگان: کاسپین، دانش آموزان، بیماری های غیر واگیر، پیشگیری، نظام مراقبت، ایران، پوشش همگانی سلامت
  • علی احمدآبادی، حسین آقاجانی، مجید خادم رضاییان، مینو زنگنه، سید حسن طاووسی، علی هادیانفر* صفحات 247-258
    مقدمه و اهداف

    سوختگی ها حوادث ناگوار و با مرگ ومیر فراوان هستند. مطالعه حاضر باهدف تحلیل الگوی مکانی سوختگی ها و شناسایی عوامل اجتماعی و اقتصادی مرتبط با بروز سوختگی ها در شهر مشهد انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه به صورت یک مطالعه مقطعی  بر روی سوختگی های منجر به بستری در بخش سوختگی بیمارستان امام رضا که تنها بخش تخصصی سوختگی در شمال شرق کشور است انجام گرفته است. مدل های آمیخته خطی تعمیم یافته فضایی (مدل پوآسن و دوجمله ای منفی) به منظور مدل سازی رابطه بین نرخ بروز سوختگی و عوامل  اقتصادی اجتماعی مورداستفاده قرار گرفت.

    یافته ها

    درمجموع 1044 بیمار سوختگی منجر به بستری شامل 9/69% مرد و 1/30% زن موردبررسی قرار گرفتند. بیشترین فراوانی سوختگی ها در رده سنی 20-29 سال (2/24%) و شایع ترین علت سوختگی شعله بود (0/41%). آزمون خودهمبستگی فضایی خوشه های معناداری از بروز سوختگی ها را در شهر مشهد نشان داد به طوری که مناطق مرکزی شهر و در بافت فرسوده در معرض خطر بالای بروز سوختگی هستند. نتایج برازش مدل نشان داد عواملی مثل میزان فرسودگی بافت مسکونی (IRR =1.007; 95%CI 1.005-1.008)، درصد بی سوادی (IRR =0.98; 95%CI 0.95-0.99)، درصد زنان شاغل (IRR =0.96; 95%CI 0.92-0.99)، درصد بیکاری (IRR =0.92; 95%CI 0.85-0.99)، درصد خانوار بدون همسر (IRR =1.08; 95%CI 1.02-1.17) و درصد حاشیه نشینی (IRR =1.006; 95%CI 1.005-1.008) با نرخ بروز سوختگی در محلات شهر مشهد ارتباط معناداری دارد.

    نتیجه گیری

    براساس نتایج، عوامل اجتماعی و اقتصادی با خطر افزایش بروز سوختگی ها در شهر مشهد مرتبط است. نتایج این مطالعه می تواند در طراحی راهکارهای پیشگیری از سوختگی به ویژه در گروه ها و مناطق پرخطر به کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: سوختگی شدید، تحلیل مکانی، مشهد، مدل آمیخته خطی تعمیم یافته فضایی
  • ابوالفضل اعتباریان خوراسگانی، عاطفه قنبری خانقاه*، عزت پاریاد، زهرا عطر کار روشن صفحات 259-268
    مقدمه و اهداف

    سبک زندگی روشی است که فرد در طول زندگی انتخاب کرده و به عنوان شاخصی است که می تواند در سلامت جسمی و روانی افراد تاثیرگذار باشد. مطالعه حاضر باهدف تعیین سبک زندگی مردم شهر رشت و عوامل موثر بر آن انجام شده است.

    روش کار

    این مطالعه بر روی 1000نفر از ساکنین 5 منطقه شهر رشت به روش تحلیلی-مقطعی انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه شامل مشخصات جمعیت شناختی و پرسشنامه ی سلامت رفتاری جمع آوری گردید. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 20 و از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل و رگرسیون خطی استفاده شد.

    یافته ها

    بر اساس یافته های مطالعه 3/50 % واحدهای پژوهش مرد و 7/49% زن بودند. ازنظر سبک زندگی، میزان مصرف مشروبات الکلی 4/13%، فعالیت فیزیکی 3/54%، مصرف صبحانه 6/95% ، گوشت قرمز 7/87%، میوه 4/98%، نمک 6/59%، غذای آماده 9/45% بود و 1/70% از مردم رشت هرگز مصرف دخانیات نداشتند. میانگین طول مدت خواب ساکنین 63/1± 45/7 ساعت بود.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته ها، ارتقای سطح آگاهی و دانش تغذیه ای، آگاهی از مضرات استعمال دخانیات، در دسترس بودن مواد غذایی سالم و ارزان، فراهم نمودن امکانات فعالیت فیزیکی جهت ارتقای سبک زندگی اهمیت به سزایی دارد.

    کلیدواژگان: سبک زندگی، دخانیات، مشروبات الکلی، فعالیت فیزیکی، عادات غذایی
  • حسینعلی نیکبخت، هاله قائم*، حمیدرضا طباطبایی، علیرضا میراحمدی زاده، سهیل حسنی پور، ثریا زحمت کش، عبدالرسول همتی، فریبا مرادی، اعظم عباسی صفحات 269-278
    مقدمه و اهداف

    شاخص های آنتروپومتریک بخصوص وزن اطلاعات مفیدی را برای مراقبت از نوزادان فراهم کرده و منجر به شناسایی نوزادان در معرض خطر می شود لذا هدف مطالعه حاضر، تعیین میانگین وزن، قد و دور سر بدو تولد نوزادان و برخی عوامل مرتبط با آن بود.

    روش کار

    در این مطالعه مقطعی، شاخص های آنتروپومتریک (وزن، قد و دور سر) تعداد 1484 نوزاد تازه متولدشده، اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات مربوط به زایمان مادران به صورت نمونه گیری چندمرحله ای در استان فارس در سال 1395جمع آوری گردید. همچنین پیش بینی کننده های شاخص ها با استفاده از مدل رگرسیون خطی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    از کل نمونه های موردپژوهش در این مطالعه، میانگین وزن، قد و دور سر نوزادان تازه متولدشده به ترتیب 465±3185 گرم، 92/2±92/49 و 29/2±58/34 سانتی متر بود. 7% نوزادان نیز دارای وزن کم هنگام تولد بودند. در اختلاف بین میانگین وزن نوزادان در زمان تولد با جنسیت، نوزادان پسر به طور متوسط 29/57 گرم وزن بیشتری نسبت به نوزادان دختر در زمان تولد دارند (05/0 >p) همچنین قد و دور سر نوزادان پسر اگرچه به ترتیب 15/0 و 10/0 سانتی متر نسبت به نوزادان دختر بیشتر بود اما این رابطه ها معنی دار نبودند. در تحلیل چند متغیره علاوه بر جنسیت؛ سن بارداری در هنگام زایمان (هفته) و نوع زایمان با هر سه شاخص آنتروپومتریک رابطه داشت.

    نتیجه گیری

    با شناخت و کنترل عوامل خطرزا که عمدتا قابل تعدیل هستند می توان از بروز نوزادان دارای مشکلات شاخص های تن سنجی بخصوص کم وزنی جلوگیری کرد.

    کلیدواژگان: تن سنجی، نوزاد، وزن، قد، دور سر، شیراز
  • فرشته بهمنش، زیبا تقی زاده*، ابوعلی ودادهیر، عباس عبادی، ابوالقاسم پوررضا، محمد جلال عباسی شوازی صفحات 279-288
    مقدمه و اهداف

    باروری پایین سبب کاهش نیروی کار و سالخوردگی جمعیت می شود. ازاین رو، فرزند آوری و تعیین کننده های آن به عنوان موضوعی مهم در سیاست گذاری های جمعیتی، مطرح می شود. مطالعه حاضر، به تبیین علل تک فرزندی بر اساس دیدگاه زنان پرداخته است.

    روش کار

    مطالعه کیفی حاضر، قسمت دوم یک مطالعه ترکیبی توضیحی متوالی است که با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی و روش استدلال استقرایی انجام شد. جامعه پژوهش، خانم های متاهل 49-15ساله شهرستان بابل بودند که دارای تک فرزند بودند و اصلا قصد بارداری در آینده نداشتند و با نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. پس از کسب رضایت نامه کتبی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و داده ها با 13 مصاحبه به اشباع رسید.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که تک فرزندی در خانم های بابلی متاثر از رسانه و الگوهای اجتماعی است که با تقدم خویشتن همراه است. آینده تضمین نشده و تعارض زناشویی، داشتن تنها یک فرزند را تقویت می کند. در حقیقت، مسائلی وجود دارد که زنان باوجود "بلاتکلیفی های تک فرزندی"، مجبور به "ابقای تک فرزندی" شده اند و تلاش می کنند تا با تنها یک فرزند به زندگی خود معنا ببخشند.

    نتیجه گیری

    غیر از مسائل اقتصادی، مسائل اجتماعی متعددی در فرزند آوری خانواده ها نقش دارد و سیاست گذاران جمعیتی برای رسیدن به اهداف جمعیتی موردنظر خود باید این مسائل و مشکلات را نیز در نظر داشته باشند.

    کلیدواژگان: تک فرزندی، مطالعه کیفی، تحلیل محتوی
  • حسین طاهری چادرنشین*، محمدرضا اسماعیلی، محمد فرحی، محسن توکلی صفحات 289-299
    مقدمه و اهداف

    امروزه باوجود تدابیر مختلف جهانی پیرامون استفاده مواد نیروزا، استفاده از این مواد برای کسب موفقیت در رقابت و افزایش توده عضلانی به امری مشکل ساز در جوامع ورزشی تبدیل شده است. لذا، هدف مطالعه حاضر بررسی شیوع، نگرش و گرایش به مصرف مواد نیروزا در بین جامعه ورزشی استان خراسان شمالی بود.

    روش کار

    جامعه آماری مطالعه مقطعی و توصیفی تحلیلی حاضر را کلیه ورزشکاران استان خراسان شمالی تشکیل می دادند. داده های جمعیت شناختی و مصرف مواد توسط پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد. روایی آن مورد تایید صاحب نظران حوزه زورافزایی رسید. پایایی پرسشنامه توسط آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد. پرسشنامه به صورت خوشه ای تصادفی توزیع و 436 فرم تکمیل شد. تحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS در سطح 05/0>P انجام گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که 2/39% افراد حداقل یکی از مواد را جهت اهداف نیروزایی در ورزش استفاده کرده اند. شایع ترین مواد استفاده شده مکمل های پروتئینی و ویتامینی (36%)، مواد معدنی (7/28%) و داروهای نیروزا (3/21%) بودند. همچنین، بین شیوع مصرف مواد نیروزا با سن، سابقه ورزشی و سطح تحصیلات ارتباط منفی و معنی داری وجود داشت. بعلاوه، نگرش و گرایش به مصرف مواد نیروزا در بین بدن سازان، وزنه برداران و فوتبالیست ها بالاتر از سایر ورزشکاران بود. گذشته از این، شناخت ورزشکاران، آگاهی نسبت به عوارض و میزان آگاهی کلی افراد نسبت به مواد نیروزا پایین بود.

    نتیجه گیری

    ازاین رو، تدوین برنامه های آموزشی جامع جهت ارتقاء سطح آگاهی و شناخت ورزشکاران و مربیان نسبت به مواد نیروزا در استان خراسان شمالی ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: مکمل، مواد نیروزا، آگاهی، گرایش
  • ابراهیم قادری، مصطفی صالحی وزیری، احسان مصطفوی، قباد مرادی، خالد رحمانی، محمد زینلی، محمدرضا شیرزادی، حسین عرفانی، شهلا افراسیابیان، سنا عیب پوش* صفحات 300-312
    مقدمه و اهداف

    هدف از این مطالعه، ارایه خلاصه ای از برنامه مراقبت و کنترل تب خونریزی دهنده کریمه- کنگو در کشور، دست آوردها و نقاط قوت و ضعف آن است.

    روش کار

    این مطالعه یک مطالعه تلفیقی است. منابع اطلاعاتی شامل داده ها، گزارش ها و دستورالعمل های موجود بودند. به منظور ارزیابی نقاط قوت و ضعف برنامه، مصاحبه ای با دست اندرکاران برنامه صورت گرفت.

    یافته ها

    برنامه از سال 1378 در شبکه بهداشتی ادغام و مشمول گزارش دهی فوری شد. سازمان های دخیل شامل مرکز مدیریت بیماری های واگیر، معاونت بهداشتی دانشگاه های علوم پزشکی، انستیتو پاستور ایران، و سازمان دامپزشکی کشور هستند. بیماریابی بر اساس تعاریف استاندارد مورد مشکوک، محتمل، و قطعی است. تشخیص قطعی براساس نتیجه تست آزمایشگاهی و ظرف 48 ساعت پس از دریافت نمونه توسط آزمایشگاه مرجع کشوری در انستیتو پاستور ایران صورت می گیرد. درمان به صورت حمایتی و دارویی و رایگان انجام می شود. مهم ترین دست آوردهای برنامه شامل تشخیص و درمان سریع بیماران، پیشگیری از انتقال بیمارستانی، ارتقای هماهنگی بین بخشی، و شناسایی استان های پرخطر و راه های انتقال اصلی در کشور است. دیگر دست آوردها شامل ارتقای سطح آمادگی در برخورد با طغیان ها، راه اندازی آزمایش های جدید برای شناسایی سایر آربوویروس ها، و کاهش نرخ مرگ است.

    نتیجه گیری

    اجرای برنامه بر شناسایی به هنگام و کنترل طغیان های سالیانه بیماری موثر بوده است. ادامه موفقیت برنامه مستلزم نظارت مستمر بر اجرای صحیح فرایندها و ارزیابی راه کارهای جاری است. ارتقای آگاهی جمعیت عمومی و در معرض خطر، گسترش همکاری های بین بخشی و توسعه همکاری های بین المللی و منطقه ای با کشورهای هم جوار برای پایش و کنترل بیماری/ آلودگی در انسان، دام و ناقل ها پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: تب خونریزی دهنده کریمه- کنگو، نظام مراقبت، ایران
|
  • Aflatoonian MR, Nadim A, Sharifi I, Bamorevat M, Tajik S, Hashmian M, Abasi Rayeni R, Shabanzadeh R, Aflatoonian B* Pages 226-234
    Background and Objectives

    Cutaneous leishmaniasis (CL) is one of the health problems in Iran, especially in Kerman Province. The aim of this study was to determine the morbidity rate of CL in two new foci in the east and southeast of Kerman. 

    Methods

    At the end of 2017, demographic data were obtained from the health centers of Kerman. Using cluster sampling, 800 households (40 clusters of 20 households) were studied in Allahabad (southeast) and Sarasiab (east), Keramn. From each subject, data were collected regarding age, sex, number and location of the ulcer(s), scarring, and time and place of infection. The collected data were analyzed using SPSS software. 

    Results

    The prevalence of CL was 9.6 in Allahabad and 42.8 in Sarasiab and the incidence (new cases) was 3.2 and 3.8, respectively. The highest rate of infection was found in Allahabad in the age group under 6 years old and in the Sarasiab was over 40 years old. There was a significant difference in nationality and local transmission between the rwo regions (P <0.001). 

    Conclusion

    The ratio of the prevalence to incidence in two regions showed that the focus in the east of Kerman was almost 12 years old, whilst a new focus is developing in the southeast. It is suggested that the health centers in the city of Kerman provide a regular program including active case- detection and free-of-charge treatment of patients in the aforementioned areas until complete recovery to achieve disease control.

    Keywords: Cutaneous leishmaniasis, New foci, Kerman city
  • E Abdalmaleki, ZH Abdi, M Goharimehr, R Alvandi, S Riazi Esfahani, E Ahmadnezhad* Pages 235-246
    Background and Objectives

    Iran has carried out a series of surveys based on the Global school-based student health survey (GSHS) referred to as the CASPIAN. The aim of this paper was to compare the methodology and tools of CASPIAN surveys and to propose recommendations and suggestions for future implementations. 

    Methods

    The data of this systematic review study were gathered from the World Health Organization (WHO) documentations, international databases including Pubmed, EMBASE, Scopus, GoogleScholar, and ScienceDirect, and national databases including Magiran, SID, and Irandoc. The search was conducted in both English and Persian (for the time period from 2003 to 2018). The time and place of the study, target population, questionnaire(s), sample size, and sampling method were compared between the surveys. 

    Results

    Five rounds of CASPIAN survey were conducted in Iran from 2003 to 2015. The surveys had two sets of questionnaires for students and parents. In all five rounds, sampling methods and questionnaires were similar in the core and differed in some details that were added selectively in each round. The questionnaires were designed based on the GSHS and the WHO stepwise approach to non-communicable disease risk factor surveillance (STEPS) programs. 

    Conclusion

    Considering the small variation in each series and compliance with the global model, it is suggested that the next CASPIAN survey be conducted according to the previous series in accordance with the standards presented in the global model in recent years in a reasonable interval from the 2015 survey.

    Keywords: Caspian, Students, Non-communicable diseases, Prevention, Surveillance system, Iran, Universal Health Coverage
  • A Ahmadabadi, H Aghajani, M Khadem Rezaiyan, M Zanganeh, SH Tavousi, A Hadianfar* Pages 247-258
    Background and Objectives

    Burns are tragic events with considerable mortality rates. This study was conducted to analyze the spatial pattern of burns and identify the factors associated with the burn injuries in Mashhad, Iran. 

    Methods

    This retrospective cross-sectional study was conducted in patients hospitalized in Imam Reza Hospital Burn Center, Mashhad, which is the only referral burn center in the northeast of Iran. Spatial generalized linear models (Poisson and negative binomial) were used to model the association between socio-economic characteristics and the incidence of burn injury. 

    Results

    A total of 1044 acute burn patients (69.9% male, 30.1% female) were reviewed. Most of the burned patients were in the age group 20-29 years (41.4%). The most common cause of burn injury was flame (64.6%). The local test of spatial autocorrelation confirmed that the burns had cluster pattern in the central areas of the city and the worn-out urban texture was at higher risk of burns. The results of model showed that the percentage of worn-out urban texture (IRR =1.007; 95%CI 1.005-1.008), literacy (IRR =0.98; 95% CI 0.95-0.99), percentage of employed women (IRR =0.96; 95%CI 0.92-0.99), unemployment rate (IRR =0.92; 95%CI 0.85-0.99) and percentage of margination (IRR =1.006; 95%CI 1.005-1.008) were associated with burns. 

    Conclusion

    Based on the findings, socio-economic and environmental characteristics are associated with the incidence of burn injuries in different areas. The results of this study could be used to design burn prevention strategies, especially in the high-risk areas and groups.

    Keywords: Severe burns, Spatial analysis, Spatial generalized linear model, Mashhad
  • A Etebarian Khorasgani, A Ghanbari Khanghah*, A Paryad, Z Atrkar Roshan Pages 259-268
    Background and Objectives

    Lifestyle is a way that a person chooses throughout life and is an indicator that can affect physical and mental health. This study was conducted to determine the lifestyle of people in Rasht and its predictive factors. 

    Methods

    This analytical, cross-sectional study was conducted in 1000 residents of 5 districts of Rasht. Data were collected using a demographic questionnaire and the Behavioral Health Questionnaire. SPSS software version 20 was used to analyze the data. Pearson correlation coefficient, independent t-test and linear regression were applied. 

    Results

    The result showed that 50.3% of the participants were male and 49.7% were female. According to lifestyle, the rate of using alcohol, physical activity, breakfast, red meat, fruits, salt, and ready meal was 13.4%, 54.3%, 95.6%, 87.7%, 98.4%, 59.6%, and 45.9%, respectively. The majority of the research units (70.1%) never smoked. The mean sleep time was 7.45 ± 63/1 hours. 

    Conclusion

    Based on the results, promotion of nutritional knowledge, increased awareness of the disadvantages of smoking, availability of healthy food at a reasonable price, and physical activity are important factors for lifestyle improvement.

    Keywords: Lifestyle, Smoking, Alcohol drinking, Physical activity, Food habits
  • HA Nikbakht, H Ghaem*, HR Tabatabaee, A Mirahmadizadeh, S Hassanipour, S Zahmatkesh, A Hemmati, F Moradi, A Abbasi Pages 269-278
    Background and Objectives

    Anthropometric indices, especially weight, provide useful information for the care and treatment of newborn infants and can be used to identify infants at risk. Therefore, this study was conducted to examine the mean weight, height and head circumference measurements of infants and some related factors. 

    Methods

    This cross-sectional study was performed to investigate the anthropometric indices (weight, height and head circumference), demographic characteristics, and delivery data of 1484 newborns in 2016 using multi-stage sampling. Moreover, the predictors of these indices were analyzed using a linear regression model. 

    Results

    The mean weight, height and head circumference of the newborn infants was 3185 ± 465 g, 49.92 ± 2.92 cm, and 34.58 ± 2.29 cm respectively, and 7% of newborns were low birth weight. The male newborns weighed 57.29 g more than females on average at birth (p <0.05). Besides, the height and head circumference of the male newborns were 0.15 and 0.10 cm larger than the female newborns respectively but the difference was not statistically significant. In addition to gender, gestational age at birth (week) and type of delivery correlated with all three anthropometric indices in multivariate analysis. 

    Conclusion

    Identifying and controlling largely adjustable risk factors can make it possible to prevent low anthropometric parameters, particularly low birth weight.

    Keywords: Anthropometric, Infant, Weight, Height, Head circumference, Shiraz
  • F Behmanesh, Z Taghizadeh*, AA Vedadhir, A Ebadi, A Pourreza, MJ Abbasi Shavazi Pages 279-288
    Background and Objectives

    Low fertility reduces the workforce and causes population aging. Hence, childbearing and its determinants are important issues in demographic policies. This study was conducted to explain the causes of single child according to women’s views. 

    Methods

    This qualitative study was the second part of a sequential explanatory study carried out using a conventional content analysis approach and inductive reasoning. The research population comprised married women aged 15-49 years old living in Babol who had one child and did not intend to have any pregnancies in the future. The subjects were selected via a target-based sampling method. After receiving written consent, semi-structured interviews were conducted. Data saturation was achieved after 13 interviews. 

    Results

    The findings showed that single child was affected by the media and social patterns associated with their own priorities. Uncertainty about the future and marital conflicts boosted having only one child. In fact, there were issues that forced women to accept "single child” in spite of "single child complaints" and try to a find a meaning for life with only one child. 

    Conclusion

    Apart from economic issues, there are many social issues involved in child-rearing, and demographic policy-makers should consider these issues in order to achieve their desired demographic goals.

    Keywords: Single child, Qualitative study, Content analysis
  • H Taherichadorneshin*, MR Esmaeili, M Farahi, M Tavakoli Pages 289-299
    Background and Objectives

    Nowadays, despite several global initiatives, the use of doping agents has become a problem in athletic societies. Therefore, the aim of the current study was to investigate the prevalence, attitude and tendency toward the use of performance-enhancing supplements among athletes in North Khorasan Province. 

    Methods

    The statistical population of this cross-sectional, descriptive-analytical study was all athletes of North Khorasan Province. Demographic characteristics and data related to doping agents were collected using a researcher-made questionnaire. The validity of the questionnaire was approved by doping experts and its reliability was calculated by Cronbach's alpha. The questionnaires were then distributed using stratified random sampling and 436 questionnaires were collected. Data were analyzed using SPSS software at P<0.05. 

    Results

    The findings showed that 39.2% of the subjects used at least one of the agents for doping. The most common agents were vitamin and protein supplements (36%), minerals (28.7%) and drugs (21.3%). Also, there was a significant negative correlation between the prevalence of using doping agents and age, sport background, and educational level. In addition, attitude and tendency toward the use of doping agents were higher in weightlifters, body builders, and footballers compared to other athletes. Furthermore, knowledge of athletes, awareness about side effects, and the overall awareness of athletes toward performance-enhancing supplements was low. 

    Conclusion

    It is necessary to develop comprehensive educational programs to raise the knowledge and awareness of athletes and coaches toward the use of performance-enhancing supplements in North Khorasan Province.

    Keywords: Supplement, Performance-enhancing supplements, Attitude, Tendency
  • E Ghaderi, M Salehi Vaziri, E Mostafavi, GH Moradi, KH Rahmani, M Zeinali, MR Shirzadi, H Erfani, SH Afrasiabian, S Eybpoosh* Pages 300-312
    Background and Objectives

    To provide an overview of the national program of Crimean-Congo hemorrhagic fever surveillance in Iran, its current achievements, and challenges. 

    Methods

    In this mixed method study, the relevant reports, documents, and guidelines, as well as published literature and surveillance data were gathered and critically reviewed. The opinions of the key informants at local and governmental levels were assessed through structured interviews. 

    Results

    The program was integrated into Iran’s primary healthcare (PHC) network in 1999. The involved organizations include CDC, medical universities, Pasteur Institute of Iran (PII), and Veterinary Organization. Case finding is based on standard definitions of suspected, probable, and confirmed cases. Laboratory confirmation is necessary for diagnosis and is provided within 48 hours after receipt of the specimen by the National Reference Laboratory of PII. CCHF treatment is primarily supportive. Antiviral therapy with ribavirin is also considered. Both therapeutic services are free. Education mainly focuses on high-risk groups and healthcare workers. Major achievements of the program include rapid diagnosis and treatment of cases, prevention of nosocomial transmission, identification of high-risk provinces and major transmission routes, improved outbreak preparedness, development of laboratory tests for detection of other arboviruses, and reduction of CCHF case fatality rate. 

    Conclusion

    Program implementation has had a positive impact on early detection and proper control of annual outbreaks. However, some aspects of the program still need improvement, including promotion of the general and high-risk populations’ awareness and regional collaborations (especially among neighboring countries) for infection control in humans, livestock, and vectors.

    Keywords: Crimean-Congo haemorrhagic fever, Public health surveillance, Iran