فهرست مطالب

علوم باغبانی ایران - سال پنجاهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال پنجاهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 20
|
  • شیدا محبی، مصباح بابالار*، ذبیح الله زمانی، محمدعلی عسکری صفحات 501-514

    در این پژوهش اثر محلول پاشی تاج درخت سیب ’استارکینگ دلیشس‘ با سلنات سدیم در 4 سطح (صفر، 5/0، 1 و 5/1 میلی گرم در لیتر) در 2 نوبت (در دوره بزرگ شدن میوه)، بر خصوصیات کمی و کیفی و انبارمانی میوه و همچنین امکان پذیری محلول پاشی تاج درخت به عنوان روش تولید میوه های غنی از سلنیوم مورد مطالعه قرار گرفت. میوه ها بعد از برداشت در سردخانه در دمای 1±1 درجه سانتی گراد با رطوبت نسبی 95-90 درصد به مدت 6 ماه نگهداری شدند. نمونه ها در روز صفر قبل از انباری و در طول دوره نگهداری با فواصل 1 ماهه از سردخانه خارج شده و به منظور ایجاد حالت مشابه در خرده فروشی ها به مدت 24 ساعت در دمای اتاق قرار گرفته و سپس از نظر فاکتورهای مختلف فیزیکوشیمیایی نظیر رنگ سطحی، آنتوسیانین، pH، اسید قابل تیتراسیون، مواد جامد محلول کل، ویتامین ث، میزان تولید اتیلن و تجمع سلنیوم در میوه مورد اندازه گیری قرار گرفتند. نتایج نشان داد که محلول پاشی تاج درخت با سلنات سدیم منجر به افزایش غلظت سلنیوم در برگ ها و میوه شد. تیمار میوه ها با سطوح مختلف سلنیوم تفاوت معنی داری در کاهش تولید اتیلن، حفظ سفتی گوشت، pH، اسید قابل تیتراسیون، مواد جامد محلول کل، ویتامین ث و رنگ سطحی نسبت به میوه های شاهد داشتند. همچنین میوه های تحت تیمار 5/1 میلی گرم در لیتر سلنیوم، بهترین اثر را در حفظ مقدار ویتامین ث و آنتوسیانین میوه ها نشان داد. در مجموع، محلول پاشی تاج درخت در غنی سازی زیستی سلنیوم در میوه سیب موثر بوده و متعاقبآ تاثیر معنی داری در حفظ کیفیت میوه در طول انبار سرد داشته است.

    کلیدواژگان: اتیلن، پس از برداشت، رنگ سطحی میوه و ویتامین ث
  • سولماز پورعزیز، فاطمه ناظوری*، سید حسین میردهقان، مجید اسماعیلی زاده صفحات 515-526
    مصرف توت‎فرنگی تازه به دلیل داشتن ویتامین، فنل، آنتوسیانین و دیگر مواد پاداکسنده که در پیشگیری از سرطان و بیماری های مختلف موثر است افزایش بسیاری داشته، ولی کاهش ویژگی های کمی و کیفی این محصول در طی نگهداری و عرضه به بازار، یکی از چالش های مهم محسوب می شود. استفاده از فیلم ها و پوشش های خوراکی، به دلیل دارا بودن مواد طبیعی و عدم ایجاد آلودگی های زیست محیطی، رو به گسترش است و نتایج مثبتی ازجمله کاهش افت وزن، سرعت رسیدن، حفظ رنگ و خواص حسی و ظاهری میوه ها و سبزی ها را به دنبال داشته است. این پژوهش به منظور بررسی تاثیر پوشش خوراکی آلژینات سدیم بر ماندگاری میوه توت فرنگی نگهداری شده در دمای 1±4 درجه سلسیوس انجام گرفت. تیمارها شامل شاهد (آب مقطر)، آلژینات سدیم یک، دو و سه درصد و دوره انبارمانی به مدت 7 و 14 روز با 4 تکرار تهیه شدند. طی انبارمانی، شاخص های درخشندگی، کروما، میزان سفتی، اسید کل، ویتامین ث، فنل، فعالیت پاداکسندگی و آنتوسیانین کاهش یافت؛ اما کاربرد پوشش، سبب حفظ این شاخص ها گردید؛ به طوری که در بین تیمارهای این آزمایش، تیمار آلژینات دو درصد تاثیر بیشتری در حفظ این صفات داشت؛ علاوه بر این، با گذشت زمان انبارمانی، فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز، کاهش وزن و pH افزایش یافت. کاربرد پوشش خوراکی آلژینات سدیم دو درصد تا 14 روز سبب حفظ سطوح پایین تر pH و فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز شده و کاهش وزن را نیز به طور موثری کنترل نمود.
    کلیدواژگان: آنزیم پلی فنل اکسیداز، آنتوسیانین، پوشش خوراکی
  • زهرا جلیلی مقدم، سیامک کلانتری*، ابوالقاسم حسن پور اصطهباناتی، دانیل والروگاریدو صفحات 527-537
    در این پژوهش، تاثیر اسیدهای آمینه و پپتون بر ویژگی های کیفی و عمر انبارمانی میوه انار رقم ملس ساوه بررسی گردید. این آزمایش در دو سال، در طرح آماری بلوک های کامل تصادفی با سه تیمار شاهد، آسیدهای آمینه، پپتون (پروتئین هیدرولیزشده سویا) در سه تکرار بر روی میوه انجام شد. محلول پاشی با اسیدهای آمینه و پپتون با غلظت دو در هزار، در سه مرحله نمو میوه انار (از اول خرداد ماه، پس از تشکیل میوه گل اول، با فواصل یک ماه) انجام شد و صفات کمی وکیفی میوه، بلافاصله پس از برداشت و نیز پس از سه ماه نگهداری میوه در سردخانه در شرایط دمای 1±5 درجه سانتی گراد و رطوبت 85 درصد اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد محلول پاشی با اسیدهای آمینه و پپتون تاثیر معنی داری بر وزن، اندازه طول و قطره میوه، درصد آب میوه و شاخص طعم نداشته است. کمترین میزان درصد آریل سفید در میوه های تیمارشده با اسیدهای آمینه مشاهده شد. فعالیت آنتی اکسیدانی کل به طور معنی داری در نتیجه کاربرد پپتون در مقایسه با شاهد و اسیدهای آمینه افزایش یافت. پس از دوره انبارمانی، از منظر ارزیابی حسی، میوه های تیمارشده با اسیدهای آمینه بازارپسندی بیشتری به لحاظ کیفیت پوست (رنگ وتازگی)، رنگ آریل ها و مزه آریل، نسبت به دیگر تیمارها داشته و کمترین میزان خسارت سرمازدگی در این میوه ها مشاهده شد. بر اساس نتایج این آزمایش کاربرد پپتون ، به عنوان یک منبع تامین کننده اسیدهای آمینه ، نتوانست نتایج مورد انتظار از اسیدهای آمینه را در افزایش کیفیت و ماندگاری میوه انار محقق سازد.
    کلیدواژگان: آریل، آنتوسیانین، ظرفیت آنتی اکسیدان، سرمازدگی، محصول سالم
  • فاطمه ستمدیده مسلمی، جمالعلی الفتی*، یوسف حمید اغلی صفحات 539-548

    پارتنوکارپی توانایی تولید میوه بدون تلقیح است که حاصل بر هم کنش ژنتیک و عوامل فیزیولوژیکی است. در طی تحقیقات پیشین، لاین های مطلوب خیار (Cucumis sativus L.) با ترکیب پذیری عمومی مطلوب و هیبرید های برتر با هتروزیس بالا که ترکیب والدینی آنها، ترکیب پذیری خصوصی بالایی داشتند شناسایی شدند. در این بررسی امکان تلاقی آن لاین ها با هیبرید های تجاری رایج ایران و بررسی نتاج آنها با هدف بهبود صفت پارتنوکارپی و ماده گلی صورت گرفت. والد تجاری مورد استفاده در این تلاقی هیبرید تجاری نگین بود. لاین های مورد استفاده در این تلاقی نیز A10، B10 و B12 بودند. نتایج نشان داد که نتاج حاصل از تلاقی هیبرید تجاری نگین و لاین B12 ، دارای بیشترین تعداد میوه های پارتنوکارپ بودند. کمترین تعداد گل نر در نتاج حاصل از تلاقی هیبرید نگین و لاین A10 مشاهده شد. نتاج حاصل از تلاقی هیبرید نگین با لاین A10، کمترین ساقه های فرعی را داشتند. نتاج حاصل از تلاقی هیبرید نگین با لاین های B12، A10 دارای بیشترین درصد میوه های پارتنوکارپ بودند و کمترین درصد میوه های پارتنوکارپ در نتاج حاصل از تلاقی کولتیوار هیبرید نگین با لاین B10 دیده شد. بیشترین درصد گل های ماده در نتاج حاصل از تلاقی هیبرید نگین و لاین B10 دیده شد و کمترین درصد گل های ماده در نتاج حاصل از تلاقی هیبرید نگین با لاین B12دیده شد. امید می رود در تحقیقات بعدی، با انجام تلاقی های برگشتی، برترین نتاج به دست آمده از این تحقیق با لاین های منتخب، بتوان به لاین هایی مشابه لاین های منتخب با دارا بودن صفت پارتنوکارپی دست یافت.

    کلیدواژگان: ارزیابی نتاج، پارتنوکارپی، گرده افشانی، ماده گلی
  • سعادت ساریخانی خرمی، کورش وحدتی* صفحات 549-560
    برآورد ضرایب همبستگی بین صفات مختلف، نه تنها می تواند سبب تسریع برنامه های اصلاحی گردو شود، بلکه امکان بهبود سایر صفات را در کنار اصلاح برای صفات موردنظر فراهم می کند. بدین منظور، داده های حاصل از دو سال ارزیابی مورفولوژیک 325 ژنوتیپ های انتخابی از استان های فارس، مازندران و ایلام جهت مطالعه همبستگی بین صفات مورفولوژیک مورد استفاده قرار گرفت. همچنین به منظور مطالعه همبستگی بین صفات بیوشیمیایی و مورفولوژیک، خصوصیات بیوشیمیایی تعداد 52 ژنوتیپ برتر از 325 ژنوتیپ اولیه مورد ارزیابی قرار گرفت. بررسی نتایج این پژوهش نشان داد که رابطه ی خطی و معنی داری بین صفات فنولوژیک به ویژه تاریخ برگدهی با تاریخ برداشت وجود داشت که از آن می توان جهت تعیین تاریخ برداشت بر مبنای تاریخ برگدهی استفاده کرد. عملکرد با تاریخ برگدهی (**58/0)، وزن میوه (**64/0) و مغز (*46/0)، اندازه میوه (**56/0) و عادت باردهی جانبی (**53/0) همبستگی مثبت و با رنگ مغز (*38/0-) همبستگی منفی داشت که با توجه به نتایج حاصل رگرسیون گام به گام، عادت باردهی جانبی، وزن میوه و شاخص اندازه میوه از اجزای اصلی تعیین کننده عملکرد گردو بودند. بررسی همبستگی بین صفات بیوشیمیایی با ارتفاع از سطح دریا و صفات مورفولوژیک نشان داد که درصد روغن و پروتئین موجود در مغز گردو تحت تاثیر خصوصیات فیزیکی میوه (اندازه و وزن میوه و مغز) نمی باشد. در مقابل، با افزایش ارتفاع از سطح دریا، درصد روغن و پروتئین موجود در مغز افزایش یافت. همبستگی منفی و معنی داری بین میزان اسیدهای چرب غیراشباع با یک باند مضاعف (MUFA) و اسیدهای چرب غیراشباع با چند باند مضاعف (PUFA) و همچنین بین نسبت PUFA:SFA با ضخامت پوست سخت مشاهده شد.
    کلیدواژگان: اندازه میوه، تنوع ژنتیکی، درصد روغن، رگرسیون گام به گام، ضریب همبستگی، عملکرد
  • زهرا شهبازی، امین صالحی*، محسن موحدی دهنوی، هوشنگ فرجی صفحات 561-570
    به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف ورمی کمپوست، کمپوست گرانوله و قارچ مایکوریزا بر برخی صفات کمی و کیفی گیاه دارویی گاوزبان آلمانی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل های آزمایش شامل کودهای آلی در 5 سطح (صفر، 5 و 10 تن در هکتار ورمی کمپوست، 3 و 6 تن در هکتار کمپوست گرانوله) و قارچ مایکوریزا در دو سطح (بدون کاربرد و کاربرد گونه Glomus mosseae) بودند. نتایج نشان داد که بیشترین عملکرد سرشاخه گل دار و شاخص سطح برگ، مربوط به تیمار 10 تن در هکتار ورمی کمپوست به همراه مایکوریزا بود. همچنین بالاترین تعداد شاخه در بوته، درصد موسیلاژ، ارتفاع بوته و وزن هزاردانه در تیمار 10 تن در هکتار ورمی کمپوست مشاهده شد. نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که استفاده از کودهای آلی و مایکوریزا می تواند باعث افزایش شاخص سطح برگ، ارتفاع گیاه، وزن هزاردانه، بهبود عملکرد سرشاخه گل دار، عملکرد زیستی و درصد موسیلاژ در گیاه گاوزبان آلمانی شود؛ در نتیجه می توان با استفاده بهینه از نهاده های آلی و زیستی نسبت به تولید سالم گیاه گاوزبان اقدام نمود.
    کلیدواژگان: کمپوست گرانوله، گاوزبان، مایکوریزا، موسیلاژ، ورمی کمپوست
  • عباسعلی کیماسی، داریوش رمضان*، مهدی آران، رضا باقری، عباس نصیری دهسرخی صفحات 571-585
    در این پژوهش از بسترهای کشت خاک اره، کلش گندم، ضایعات برگ خرما، ترکیب خاک اره با کلش گندم (به نسبت مساوی)، ترکیب خاک اره با ضایعات برگ خرما (به نسبت مساوی)، ترکیب کلش گندم با ضایعات برگ خرما (به نسبت مساوی) و همچنین مکمل های شیمیایی اوره (10 گرم در لیتر به ازای هر کیلوگرم بستر کشت، بر اساس وزن تر)، سولفات منگنز (7 میکروگرم در کیلوگرم براساس ماده خشک بستر کشت)، فسفات آمونیوم (15 گرم در لیتر به ازای هر کیلوگرم بستر کشت، براساس وزن تر) و مکمل های زیستی مایکوریزا (یک میلی لیتر ماده تلقیح قارچ Glomus mosseaeبه ازای هر کیلوگرم اسپاون قارچ سالمون) و ورمی کمپوست (6 درصد وزنتر بستر کشت) به صورت فاکتوریل (دو فاکتور بستر کشت و مکمل) بر پایه طرح پایه کاملا تصادفی، با سه تکرار استفاده گردید. نتایج نشان داد که بیشترین میزان نیتروژن اندام بارده بالغ قارچ، به بستر کشت ضایعات برگ خرما اختصاص داشت. همچنین مقادیر لوواستاتین اندام بارده بالغ قارچ در بستر کلش گندم غنی شده با سولفات منگنز و بستر ضایعات برگ خرما غنی شده با قارچ مایکوریزا به ترتیب 600 و20/219 میلیگرم بر 100 گرم وزن خشک قارچ بود. نتایج نشان داد که ماده خشک قارچهای چین سوم حاصل از 6 بسترکشت غیرترکیبی و ترکیبی در مقایسه با قارچهای چین اول و دوم بیشتر بود. همچنین  بیشترین (20/12 روز) و کمترین (80/7 روز) زمان برای کامل شدن رشد رویشی میسلیوم به ترتیب به بسترهای کشت غیر ترکیبی ضایعات برگ خرما و کلش گندم اختصاص داشت. نتایج مربوط به عملکرد کل اندام میوه ای نشان داد که بیشترین (1499 گرم) و کمترین (80/904 گرم) وزن اندام میوهای به ترتیب به بستر کشت کلش گندم و بستر کشت ضایعات برگ خرما اختصاص داشت. همچنین بیشترین (1312 گرم) وزن تر اندام بالغ میوهای (عملکرد) به مکمل شیمیایی سولفات منگنز اختصاص داشت و نیز تفاوت معنیداری بین این مکمل با سه مکمل غذایی دیگر از نظر عملکرد در سطح احتمال 5 درصد وجود داشت؛ بنابراین ترکیب کلش گندم و سولفات منگنز بستر کشت مناسبی جهت تولید قارچ صدفی سالمون توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: اسپان ران، ضایعات کشاورزی، سوبسترا، غنی سازی، میسلیوم
  • محمد اسماعیل نداف، غلامرضا ربیعی*، ابراهیم گنجی مقدم، عبدالرحمان محمدخانی صفحات 587-594
    تولید گیاه جدید از طریق کشت مریستم، روش کارآمدی برای به دست آوردن گیاهان سالم و عاری از ویروس است. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر نوع محیط کشت و تنظیم کننده رشدی بر کشت مریستم در گیلاس در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی انجام شد که فاکتور اول، رقم در هفت سطح (زرد، سیاه مشهد، دوم رس، بینگ، پیش رس، تکدانه و حاج یوسفی) و فاکتور دوم، تیمار در چهار سطح (M1R1: محیط نصف MS بدون تنظیم کننده رشد، M2R1: محیط کامل MS بدون تنظیم کننده رشد، M1R2: محیط نصف MS با تنظیم کننده رشد و M2R2: محیط کامل  MSبا تنظیم کننده رشد) بود. ریز نمونه های مریستمی از جوانه های نوک شاخه بعد از ضدعفونی جدا شدند و در محیط های مختلف آزمایش در شرایط کنترل شده کشت گردیدند؛ بعد از سومین واکشت، میزان زنده مانی و پس از ششمین واکشت، نرخ تکثیر و طول نوشاخه های تولیدی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که در تمامی شاخص ها، بین ارقام اختلاف معنی دار وجود ندارد، اما بین تیمارها و همچنین در اثرات متقابل رقم× تیمار این اختلاف، معنی دار بود. بیشترین درصد زنده مانی برای رقم حاج یوسفی (5/42 درصد)، نرخ تکثیر برای رقم دوم رس (2/2) و همچنین طول شاخه برای رقم بینگ (9/7 سانتی متر) در تیمار محیط کامل MS به همراه یک میلی گرم در لیتر BAP به دست آمد.
    کلیدواژگان: ریزازدیادی، زنده مانی، عاری از ویروس، نرخ تکثیر، نوک شاخه
  • سلما جمالیان* صفحات 595-607
    این پژوهش با هدف ارزیابی اثر اسید جاسمونیک و اسید آبسایزیک در رژیم های مختلف تنش شوری با نمک کلرید سدیم (NaCl)، روی تغییرات متابولیکی برگ گیاه توت فرنگی از دو رقم ʼکردستانʻ و ʼکوئین الیزاʻ در قالب طرح کاملا تصادفی به انجام رسید. کاهش اثرات نامطلوب تنش ناگهانی نمک کلرید سدیم و تنش شوری تدریجی با NaCl با افزایش مقدار فنول کل و ظرفیت آنتی اکسیدانی کل مشاهده شد. اسید آبسایزیک و اسید جاسمونیک باعث افزایش معنی دار مقدار کل پروتئین محلول در برگ های رقم ʼکردستانʻ در شرایط بدون تنش و تنش تدریجی NaCl شدند. نقش اسید جاسمونیک و اسید آبسایزیک در افزایش اسید آسپارتیک در تنش تدریجی NaCl قابل مشاهده بود. تنش ناگهانی NaCl افزایش معنی دار تیروزین را القا کرد و کاربرد هر دو هورمون سبب افزایش مقدار اسیدهای آمینه آسپاراژین، آلانین، هیستیدین و GABA شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که اسید جاسمونیک و اسید آبسایزیک، هورمون های مهم تنش هستند و کاربرد اسید آبسایزیک و غلظت های مختلف اسید جاسمونیک، باعث فعال سازی مکانیزم دفاعی گیاه توت فرنگی در برابر تنش شوری می شود.
    کلیدواژگان: اسید آبسایزیک، اسید جاسمونیک، توت فرنگی، تنش شوری، تغییرات متابولیکی
  • رضا غلامی، نورالله معلمی*، اسمعیل خالقی، سید منصور سید نژاد صفحات 609-620

    بررسی تاثیر محلول پاشی برگی پتاسیم، روی و بور بر پروفیل اسید های چرب میوه سه رقم زیتون کرونایکی، کایلت و میشن در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1395 در باغ زیتون دانشگاه شهید چمران صورت گرفت. درختان چهار مرحله، یک هفته قبل از تمام گل، دو هفته بعد از تمام گل، مرحله سخت شدن هسته و مرحله تجمع و سنتز روغن، با آب مقطر (شاهد) (T0)، ترکیب سولفات پتاسیم، سولفات روی و اسید بوریک از هر کدام 1000 میلی گرم در لیتر (T1) و ترکیب 2000 میلی گرم در لیتر از هر کدام آنها (T2) محلول پاشی شدند. بین تیمار های محلول پاشی از نظر میزان اسید اولئیک، اسید پالمیتیک ، اسید لینولئیکو نسبت اسید اولئیک به اسید لینولئیک اختلاف معنی داری مشاهده گردید، همچنین ترکیب اسید های چرب در ارقام مختلف، متفاوت بود و شرایط محل رشد به ویژه، تغذیه طی رشد میوه در ترکیب اسید های چرب تاثیر داشت و تیمار  T2بیشترین تاثیر مثبت در بهبود کیفیت روغن نسبت به سایر تیمار ها به خصوص در رقم کایلت داشت؛ بنابر این در شرایط اهواز با ارتفاع پایین و دمای زیاد، محلول پاشی برگی در طی رشد میوه می تواند با تغییر در میزان اسید های چرب با افزایش اسیداولئیک و کاهش اسیدپالمیتیکمنجر به بهبود کیفیت روغن میوه زیتون گردد.

    کلیدواژگان: اسید اولئیک، اسید پالمیتیک، عناصر غذایی، محلول پاشی
  • پیمان شیخ علیپور، صاحبعلی بلندنظر*، محمدرضا ساریخانی، جابر پناهنده صفحات 621-632
    به منظور بررسی تاثیر کودهای زیستی بر عملکرد، کیفیت و ظرفیت آنتی اکسیدانی میوه گوجه فرنگی، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 9 تیمار و 3 تکرار در ایستگاه تحقیقاتی خلعت پوشان دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز به اجرا درآمد. بذرهای گوجه فرنگی رقم Super Chief در کشت خزانه با تیمار منفرد و تلفیقی باکتری های آزادکننده پتاسیم (Pseudomonas sp. S19-1, Pseudomonas sp. S14-3) و حل کننده فسفات (P. putida Tabriz, P. fluorescence Tabriz) و تثبیت کننده نیتروژن (Azospirillum sp. Acu9, Azotobacter sp.) تلقیح شدند. علاوه بر این تیمارها، تیمار شاهد بدون تلقیح باکتری و کوددهی (شاهد یک) و تیمار شاهد بدون تلقیح باکتری و با کوددهی (عناصر ماکرو) براساس نتایج آزمون خاک (شاهد دو) به منظور انجام مقایسه لحاظ شدند. صفات مورد ارزیابی شامل عملکرد کل، عملکرد اقتصادی و غیراقتصادی، تعداد میوه، وزن متوسط میوه، درصد ماده خشک میوه، میزان ویتامین ث، میزان لیکوپن، اسیدیته قابل تیتراسیون میوه و مقدار پتاسیم میوه بودند. نتایج نشان داد که اثر باکتری های فوق بر شاخص هایی مثل عملکرد، میزان پتاسیم میوه، اسیدیته، درصد ماده خشک میوه، محتوای ویتامین ث و لیکوپن معنی دار بود و بالاترین میزان عملکرد، میزان پتاسیم میوه، اسیدیته و درصد ماده خشک میوه در تیمار باکتری های آزادکننده پتاسیم و بالاترین میزان ویتامین ث در تیمار تلفیقی باکتری های آزادکننده پتاسیم و حل کننده فسفات و بالاترین میزان لیکوپن در تیمار تلفیقی باکتری های آزادکننده پتاسیم و حل کننده فسفات و تثبیت کننده نیتروژن به دست آمد. با توجه به نتایج فوق می توان به موثر بودن باکتری های آزادکننده پتاسیم و حل کننده فسفات و تثبیت کننده نیتروژن به عنوان کود زیستی در بهبود عملکرد و خصوصیات کیفی گوجه فرنگی اشاره کرد.
    کلیدواژگان: آزوسپیریلوم، ازتوباکتر، سودوموناس، عناصر غذایی
  • فرنوش جعفری، جابر پناهنده*، علی رضا مطلبی آذر، موسی ترابی صفحات 633-648

    به منظور مطالعه واکنش گیاه سیب زمینی در شرایط درون شیشه ای به تنش اسمزی و دمایی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کاملا تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. عامل اول چهار سطح تنش اسمزی ناشی از پلی اتیلن گلیکول 6000 شامل شاهد، 5/0- ، 1- و 5/1-  مگاپاسکال به ترتیب معادل صفر، 200 گرم در لیتر، 300 گرم در لیتر و 370 گرم در لیتر از ماده PEG-6000 بود و عامل دوم دما در سه سطح شامل 15، 25 و 35 درجه سانتی گراد روی گیاهچه های سه کلون امید بخش 143، 301 و 306 و دو رقم تجاری پیکاسو و مارفونا در محیط کشت MS اعمال شدند. صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی مانند مقدار آب نسبی برگ (RWC)، میزان نشت الکترولیت (EL)، مقدار پرولین و فعالیت آنزیم های کاتالاز (CAT)، پراکسیداز (POX) و اسکوربات پراکسیداز (APX) و محتوی پروتئین اندازه گیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر ساده سه عامل و همچنین اثر متقابل عامل های مورد مطالعه در سطح احتمال یک درصد بر صفات یادشده به استثنای محتوی پروتئین، تاثیر معنی داری داشتند. مقایسه میانگین تیمارها نشان داد که با افزایش دما و مقدار پلی اتیلن گلیکول از میزان آب نسبی برگها کاسته شد، اما میزان نشت الکترولیت، مقدار پرولین، فعالیت آنزیم های کاتالاز، پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز افزایش داشتند. رقم مارفونا نسبت به شرایط تنش متحمل ترین وکلون306 حساس ترین بود، گیاهچه های آن با افزایش شدت تنش از بین رفتند. تلفیق تنش اسمزی با افزایش درجه حرارت برای گیاهچه های سیب زمینی در شرایط درون شیشه ای قابل تحمل نبود، به طوری که تنش اسمزی 5/0- مگاپاسکال به بالا و 35 درجه سانتی گراد باعث خشک شدن گیاهچه ها گردیدند.

    کلیدواژگان: پراکسیداز، پرولین، دما، سیب زمینی، کاتالاز، PEG
  • آرزو خانی، طاهر برزگر*، جعفر نیکبخت، زهرا قهرمانی صفحات 649-665
    به منظور ارزیابی اثر لاکتات کلسیم بر برخی از ویژگی های فیزیولوژیکی، آنتی اکسیدانی و عملکرد کاهو تحت شرایط کم آبیاری، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در شرایط اقلیمی زنجان در سال 1396 اجرا شد. تیمار های آزمایش شامل سه رژیم آبیاری مختلف (100، 85 و 70 درصد نیاز آبی گیاه) به عنوان فاکتور اصلی و محلول پاشی لاکتات کلسیم در سه سطح (0، 75/0 و 5/1 گرم در لیتر) به عنوان فاکتور فرعی بودند. نتایج نشان داد که تنش کم آبیاری به طور معنی داری فعالیت آنتی اکسیدانی و میزان پرولین، فنل، فلاونوئید و فعالیت آنزیم های پراکسیداز و کاتالاز را افزایش داد و شاخص پایداری غشا، محتوای نسبی آب برگ، باقیمانده آب برگ و عملکرد را کاهش داد. کاربرد برگی لاکتات کلسیم به طور معنی داری وضعیت آب برگ، فعالیت آنتی اکسیدانی و عملکرد گیاه را نسبت به تیمار شاهد افزایش داد. بیشترین مقدار پرولین و فعالیت آنزیم های کاتالاز و پراکسیداز با کاربرد لاکتات کلسیم 5/1 گرم در لیتر در شرایط کم آبیاری 70 درصد حاصل شد. حداکثر فعالیت آنتی اکسیدانی تحت 75/0 گرم در لیتر و شرایط کم آبیاری 85 درصد به دست آمد. با توجه به نتایج، کاربرد لاکتات کلسیم 5/1 گرم در لیتر برای بهبود وضعیت آب برگ، فعالیت آنتی اکسیدانی آنزیمی و غیرآنزیمی و عملکرد کاهو پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: آنزیم های آنتی اکسیدان، پایداری غشا، پرولین، محتوای نسبی آب
  • فاطمه زاهدزاده، فریبرز زارع نهندی*، محمدرضا دادپور، علی رضا مطلبی آذر، سعیده علیزاده سالطه صفحات 667-681

    در این پژوهش اثر 5- آمینولولینیک اسید در پنج غلظت 0، 5/2، 5، 10 و 20 میلی گرم در لیتر در تعدیل تنش شوری (چهار سطح 0، 30، 60 و 90 میلی مولار) در ریزنمونه های سیب پایه  بوداگوسکی نه، بررسی گردید و برخی خصوصیات بیوشیمیایی اندازه گیری شدند. شاخساره و کالوس بر روی محیط کشت قرار داده شدند و تغییرات فیتوشیمیایی با وجود یا عدم وجود 5- آمینولولینیک اسید در شرایط تنش شوری اندازه گیری شدند. ریزنمونه های شاخساره و کالوس تیمار شده با 5- آمینو لوولینیک اسید (غلظت 5/2 تا 20 میکرومولار) کاهش در فعالیت آنزیم کاتالاز و پراکسیداز و افزایش در فعالیت سوپراکسیددیسموتاز و آسکوربات پراکسیداز را نشان دادند. بیشترین مقدار کلروفیل a و b ریزنمونه های شاخساره در غلظت 10 میکرومولار آمینولولینیک اسید مشاهده شد. هم چنین تنش شوری نقش موثری در افزایش مقدار آنتوسیانین ریزنمونه ها ایفا نمود و بیشترین مقدار آن در تنش شوری 90 میلی مولار به دست آمد. افزایش شدت تنش شوری و غلظت 5- آمینو لوولینیک اسید (10-5/2 میکرومولار) در محیط کشت اثر افزایشی بر فعالیت آنتی اکسیدانی و فنول کل ریزنمونه های مورد مطالعه داشت. تنش شوری و آمینو لوولینیک اسید اثر هم افزایی بر مقدار سنتز فلاونوئیدها نیز داشت.

    کلیدواژگان: آنزیم های آنتی اکسیدان، بوداگوسکی نه، تغییرات بیوشیمیایی، ریزنمونه، کالوس
  • نگین اخلاقی امیری* صفحات 683-695
    تاثیر شش پایه مختلف (سوینگل سیتروملو؛ ترویرسیترنج؛ کاریزوسیترنج؛ سیترنج C-35؛ اسموت فلت سویل و گوتو) بر صفات رویشی نارنگی انشوی پیش رس میاگاوا طی 8 سال (1396-1389) مورد مطالعه قرار گرفت. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار و چهار درخت در هر تکرار در ایستگاه تحقیقات باغبانی قائم شهر انجام شد. نتایج نشان داد که در پایان فاز رویشی (سال سوم)، درختان با پایه گوتو کمترین ارتفاع و حجم تاج را داشتند اما در سه سال پایانی، کمترین ارتفاع و حجم تاج به درختان با پایه C-35 اختصاص یافت. در مقابل درختان با پایه سوینگل سیتروملو بیشترین حجم تاج را داشتند. همچنین بیشترین محیط و سطح مقطع پایه از سوینگل سیتروملو و بیشترین محیط و سطح مقطع پیوندک از اسموت فلت سویل حاصل شد. نتایج تجانس پایه و پیوندک نیز نشان داد که این نسبت برای اسموت فلت سویل بیشتر از عدد یک، برای سیترنج ها، حدود یک و در سیتروملو و گوتو کمتر از یک بود. به طور کلی نتایج نشان داد که سطح مقطع پایه ها با حجم تاج و محیط تنه پیوندک با ارتفاع و همچنین عرض تاج بیشترین همبستگی را دارند بنابراین می توانند برای تخمین حجم تاج استفاده شوند.
    کلیدواژگان: تجانس، حجم تاج، سطح مقطع تنه، محیط تنه، مرکبات
  • ابراهیم لطیفی خواه، سعید عشقی*، علی قرقانی، عنایت الله تفضلی، فاطمه رزاقی صفحات 697-707

    به خاطر کمبود منابع آب شیرین، این پژوهش با هدف تعیین دامنه تحمل شوری توت‏فرنگی رقم‏های ʼ پاروسʻ و ʼ آروماسʻ و نقش احتمالی براسینواستروئید در تخفیف اثر منفی شوری برنامه‏ریزی شد. در این پژوهش محلول پاشی برگی با 24- اپی براسینولید (0، 25/0، 5/0 و 1 میلی گرم در لیتر) و چهار سطح شوری (0، 20، 40 و60 میلی‏مولارکلرید سدیم) به‏صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در شرایط آبکشت در گلخانه‏ اجرا شد. نشاهای ریشه‏دار در گلدان‏های پلاستیکی چهار لیتری حاوی محیط کشت پرلایت و کوکوپیت (1:1) کشت شدند. نتایج نشان داد که شوری به طور معنی‏داری باعث کاهش عملکرد گیاه گردید، در غلظت 60 میلی‏مولار حدود 44 درصد کاهش عملکرد در گیاهان تحت تنش شوری مشاهده شد. کاربرد براسینواستروئید در غلظت‏های 5/0 و 1 میلی‏گرم در لیتر توانست اثر منفی شوری بر کاهش عملکرد را کاهش دهد. همچنین باعث افزایش سطح برگ، وزن خشک شاخساره، ریشه و عملکرد گردید. بنابراین، براساس نتایج به‏دست آمده در این پژوهش استفاده از تیمار براسینواستروئید با غلظت‏های 5/0 و 1 میلی‏گرم در لیتر، راهکاری مناسب در جهت حل مشکلات ناشی از تنش شوری می‏باشد و رقم ʼآروماسʻ نسبت به تنش شوری و محلول‏پاشی با براسینواستروئید پاسخ بهتری نسبت به رقمʼپاروسʻ نشان داد.

    کلیدواژگان: 24- اپی براسینولید، فرآیند‏های فیزیولوژیکی، صفات مورفولوژیکی، Fragaria × ananassa Duch
  • اعظم اسدی، حمیدرضا خزاعی*، جعفر نباتی صفحات 709-722
    امروزه با توجه به کمبود منابع آبی، توجه بیشتری به استفاده از روش های ذخیره کننده آب می شود. به این منظور آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با پنج تکرار در شرایط کنترل شده در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. عوامل موردبررسی شامل سه سطح آبیاری (آبیاری کامل (100درصد ظرفیت زراعی)، کم آبیاری (70درصد ظرفیت زراعی)، خشک کردن جزیی منطقه ریشه (70درصد ظرفیت زراعی))، زمان اعمال تنش (دو هفته پس از کاشت و 50درصد گلدهی) و دو سطح کود فسفاته (میزان موردنیاز براساس آزمایش خاک و افزودن 25درصد بیشتر از میزان توصیه شده) بودند. در تیمارهای خشکی یک قسمت از گلدان ها دو هفته بعد از کاشت، تحت تنش خشکی قرار گرفت و قسمت دوم گلدان ها تا شروع گلدهی به طور کامل آبیاری شدند و در مرحله 50درصد گلدهی تیمارهای خشکی روی آن اعمال شد. نتایج نشان داد که تنش خشکی در هر دو مرحله گلدهی و 21 روز بعد از گلدهی، سبب کاهش بیشتر صفات فیزیولوژیک شامل شاخص محتوای کلروفیل، سرعت فتوسنتز، هدایت روزنه ای و سرعت تعرق شد. با افزایش مدت زمان خشکی تراکم روزنه ها در سطح زیرین برگ افزایش یافت. با وجود کاهش میزان فتوسنتز و ماده خشک در گیاهانی که تحت تنش خشکی قرار گرفتند، مقدار زیست توده شاخساره در تیمار خشک کردن جزیی منطقه ریشه نسبت به تیمار کم آبیاری بیشتر بود. افزایش کود فسفر بر تراکم روزنه تاثیر معنی دار نداشت، اما 21 روز پس از گلدهی باعث افزایش غلظت CO2 اتاقک زیرروزنه، نرخ فتوسنتز، سرعت تعرق و کاهش هدایت روزنه ای شد و زیست توده شاخساره با افزایش فسفر رابطه مستقیم داشت.
    کلیدواژگان: تبخیر و تعرق، تراکم روزنه، خشکی، کم آبیاری
  • بایزید یوسفی* صفحات 723-732

    این تحقیق به منظور بررسی تنوع ژنتیکی ژنوتیپ های محلی گل محمدی استان کردستان برای عملکرد گل و اجزای آن در گلستان تحقیقاتی زاله سنندج در سال 1393انجام گردید. صفات بر روی پایه های چهار ساله 12 ژنوتیپ محلی کاشت شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و سه پایه در هر کرت در زمان مقتضی اندازه گیری گردید. نتایج نشان داد که بین اکسسشن ها از لحاظ عملکرد گل و اجزای آن شامل ارتفاع گیاه، تعداد برگ در پایه، متوسط طول و عرض، تعداد گل در پایه، میانگین قطر گل، متوسط وزن تازه و خشک گل و گلبرگ و نسبت وزن گلبرگ به گل اختلاف معنی دار (1% p≤) وجود داشت که این می تواند زمینه اقدامات اصلاحی برای بهبود عملکرد گل را فراهم نماید. میانگین کل عملکرد گل 2/965 گرم در پایه و اکسسشن های کامیاران1، بانه2، سقز1 و سروآباد1 به ترتیب با 35/1518، 91/1334، 43/1316 و 88/1262 گرم گل در پایه دارای بیشترین عملکرد بودند. عملکرد گل با تعداد گل، ارتفاع گیاه، تعداد و طول و عرض برگ، قطر گل، وزن تازه و خشک گل و گلبرگ همبستگی مثبت و معنی دار نشان داد. گروه بندی حاصل تجزیه خوشه ای (CA)، با تفکیک بر مبنای عملکرد گل و خصوصیات اکولوژیکی مناطق منشا ژنوتیپ ها مطابقت نسبی داشت. نتایج حاصل از تجزیه به مولفه های اصلی (PCA) با نتایج CA مطابقت بالایی نشان داد اما از لحاظ عملکرد گل، تفکیک ژنوتیپی آن واضح تر بود. در مجموع، اکسسشن کامیاران1 به عنوان اکسسشن برتر برای توسعه گل محمدی با ژنوتیپ های محلی استان کردستان توصیه می شود.

    کلیدواژگان: تنوع ژنتیکی، ژنوتیپ، گل محمدی (Rosa damascena Mill.)، صفات مورفولوژیکی
  • طاهره رئیسی*، ابوذر هاشم پور، مرتضی گلمحمدی صفحات 733-743

    بیماری جاروک لیموترش، که توسط Candidatus Phytoplasma aurantifolia ایجاد می شود، مهم ترین عامل محدودکننده تولید لیموترش در مناطق جنوبی ایران است. بنابراین تحقیق حاضر با هدف بررسی تغییرات برخی ویژگی‏های بیوشیمیایی در برگ نهال های ریشه دار مکزیکن لایم آلوده شده با فیتوپلاسما و مکزیکن لایم سالم طی پیشرفت بیماری (330-90 روز) و امکان جداسازی نهال های سالم و آلوده تحت شرایط گلخانه ای پایه ریزی شد. بدین ‏منظور، قلمه هایی از نهال سالم مکزیکن لایم تهیه شد. پس از سه ماه، نیمی از قلمه های مکزیکن لایم با استفاده از پیوندک پوست از نهال آلوده به بیماریگر فیتوپلاسما آلوده شدند. در ادامه تعدادی برگ از هر یک از شش نهال سالم و شش نهال آلوده در بازه های زمانی 90، 150، 210، 270 و 330 روز پس از آلودگی نمونه برداری شد و مقدار رنگدانه‏ها، فنل کل، ظرفیت آنتی اکسیدان، کربوهیدرات محلول و نشاسته در این برگ ها اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که آلودگی با فیتوپلاسما منجر به کاهش چشمگیر رشد و نیز کاهش وزن ماده خشک بخش هوایی و ریشه نهال‏های مکزیکن لایم شد. علاوه بر این، آلودگی غالبا منجر به کاهش مقدار رنگدانه ها و افزایش معنی دار مقدار کربوهیدرات محلول و نشاسته شد. همچنین، آلودگی با فیتوپلاسما منجر به افزایش معنی دار فنل کل و ظرفیت آنتی‏اکسیدان در برگ گیاه میزبان شد. به علاوه، نتایج تجزیه به مولفه های اصلی نشان داد که براساس شاخص های بیوشیمیایی اندازه‏گیری شده در برگ گیاهان سالم و آلوده طی پیشرفت بیماری، می توان این گیاهان را از یکدیگر تفکیک نمود. به طور کلی نتایج مطالعه حاضر بینشی جدید در مورد پاسخ مکزیکن لایم به بیمارگر فیتوپلاسما طی پیشرفت بیماری فراهم نموده و در نهایت مشخص شد که می‏ توان گیاهان سالم از آلوده را با بررسی روند تغییرات ترکیبات بیوشیمیایی جداسازی نمود.

    کلیدواژگان: بیماری جاروک، تجزیه به مولفه های اصلی، رنگدانه، فنل، نشاسته
  • اسماء رئیسی منفرد، نوازالله مرادی، علیرضا یاوری* صفحات 745-754

    مریم گلی خلیجی با نام علمی Salvia santolinifolia Boiss. گیاهی چندساله و معطر از خانواده نعناع سانان می باشد که به صورت خودرو در ایران می روید. در این پژوهش سر شاخه های گلدار چهار رویشگاه در استان هرمزگان شامل آبماه، قطب آباد، دو راهی میمند و سیرمند در سال های 1396 تا 1397 جمع آوری گردید. پس از تایید نام علمی آنها در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان هرمزگان، نمونه ها در سایه و دمای محیط خشک شدند. استخراج اسانس به روش تقطیر با آب توسط دستگاه طرح کلونجر انجام شده و پس از اندازه گیری مقدار اسانس (درصد وزنی به وزنی)، نوع و مقدار ترکیبات شیمیایی موجود در اسانس اکوتیپ ها با استفاده از دستگاه های گاز کروماتوگرافی گازی (GC) و گاز کروماتوگرافی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) تعیین گردید.یافته ها نشان داد بیشترین و کمترین بازده اسانس به ترتیب مربوط به اکوتیپ قطب آباد (93/0 درصد) و اکوتیپ آبماه (65/0 درصد) بود. بر این اساس، 36 ترکیب که نماینده 9/99-6/99 درصد از کل ترکیبات بود، شناسایی شدند که آلفا- پینن، هومولن اپوکسید، لیمونن، کامفن، آلفا- ترپینئول، میرسن و آلفا- کادینول ترکیبات اصلی این اکوتیپ ها بودند. هیدروکربن های مونوترپنی گروه اصلی سازنده ترکیبات در تمام نمونه ها را شامل می شد (5/80-3/69 درصد). تنوع شیمیایی اسانس در بین اکوتیپ ها براساس پراکنش جغرافیایی و اقلیمی می تواند برای حفاظت و اهلی کردن درون و خارج از رویشگاه این گیاه در نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: آلفا- پینن، اسانس، اهلی کردن، مریم گلی خلیجی، هیدروکربن های مونوترپنی
|
  • Sheida Mohebbi, Mesbah Babalar *, Zabihollah Zamani, Mohammad Ali Askari Sarcheshmeh Pages 501-514

    In this research the effects of canopy sodium selenate spraying at 4 levels (0, 0.5, 1 and 1.5 mg Se L-1) twice at the period of fruit enlargement on quantitative and qualitative attributes and storage life of 'Starking Delicious' apple fruits, and the viability of canopy spraying as a method of producing Se-enriched fruits, were evaluated. After harvest, the fruits were stored at 1±1°C and 90-95% relative humidity for 6 months. Samples were taken initially and at 1-month intervals during storage and to simulate market conditions they were placed at room temperature for 24 hr, and then physicochemical parameters such as surface color, anthocyanin, pH, titrable acidity, total soluble solids, vitamin C, ethylene production and selenium accumulation in fruits were measured. Results showed that canopy sodium selenate spraying resulted in an increase in Se concentration both in leaves and fruits. Fruit treatment with different levels of Se had significant effect in reduction of ethylene production, maintaining of flesh firmness, pH, titrable acidity, total soluble solids, vitamin C and surface color compared to control fruits. Also, treating of the fruits with 1.5 mg Se showed the best effect in retaining of vitamin C and anthocyanin. Overall, canopy selenium spraying was effective in Se bio-fortification of apple fruit, and subsequently had significant effect in quality retention during cold storage.

    Keywords: Ethylene, fruit surface color, postharvest, vitamin c
  • Solmaz Poraziz, Fatemeh Nazoori *, Seyed Hossein Mirdehghan, Majid Esmaeilizadeh Pages 515-526
    Consumption of fresh strawberries has increased significantly because of its vitamins, phenols, anthocyanin’s and other antioxidant which are effective in preventing various cancers and diseases, but the reduction in the quantitative and qualitative characteristics of this fruit during storage and supply to the market is one of the most important challenges. Application of films and edible coatings is increasing because of its natural contain materials and the absence of environmental pollution which were led to positive results, such as reduction in weight loss, ripening, color improvement, sensory and appearance properties of fruits and vegetables. This study was conducted to investigate the effect of sodium alginate on the shelf life of strawberry fruit stored at 4±1°C. The treatments included control (distilled water), sodium alginate 1, 2 and 3% and storage period for 7 and 14 days with 4 replicates. During storage, brightness index, chroma, rigidity, total acidity, vitamin C, phenol, antioxidant activity and anthocyanin contents decreased, but the application of coatings preserved these indices. So that, two percent alginate treatment was more effective in preserving these traits during experiment. In addition, with the time of storage, polyphenol oxidase enzyme activity, weight loss and pH increased. While the application of sodium alginate 2% preserved the lower levels of pH and activity of the enzyme polyphenol oxidize, it also effectively controlled weight loss up to 14 days.
    Keywords: Anthocyanin, edible coatings, polyphenol oxidase enzyme
  • Zahra Jlili Moghadam, Siamak Kalantari *, Abolghasem Hasanpoor Estahbanati, Daniel Valero Garrido Pages 527-537
    In this study, the effect of amino acids and Pepton were investigated on some qualitative features and shelf life of pomegranate fruit. This experiment was conducted in two years using randomized complete block design with three treatments, Control, Amino acids, Pepton(soy protein hydrolyzed), in three replications on Malas-e- Save cultivar. Amino acids and Pepton were used at a concentration of two per thousand, at three times in pomegranate fruit developmental stages (from June 1, after fruit set of first flowers, at intervals of one month), quantitative and qualitative factors of fruit were evaluated after harvest and storage time for three months at 5±1 °C and 85% humidity. Results showed amino acid and Pepton did not have a significant effect on weight, fruit length and diameter, pH, fruit juice and flavor index. The lowest percentage of white arils was detected in fruit with amino acid treatment, followed by Pepton treatment compared to control. Total antioxidant activity significantly increased as a result of Pepton application compared with other treatments. Results showed, after storage duration, according to sensory evaluation, fruits treated with amino acid were more marketable in terms of quality of the skin (color and freshness), color and taste of arils, compared to others and the lowest chilling injury was observed in the fruits under this treatment. Results showed Peptone could not achieve our expectation as a source of amino acids, to enhance the quality and shelf life of thepomegranate fruit.
    Keywords: Anthocyanin, antioxidant capacity, chilling injury, fruit quality, healthy product
  • Fatemeh Setamdideh Moslemi, Jamalali Olfati *, Yousef Hamidoghli Pages 539-548

    The development of fruits without fertilization called parthenocarpy. Interacting genetic and physiological factors can affect parthenocarpy. In previous research superior lines of cucumber with high general combining ability which able to produce superior hybrids with high heterosis released but the lines have no enough parthenocarpic fruits. In this study, the possibility of crossing elite lines with commercial hyrid cv. Negeen studied and their progeny evaluated. Commercial cultivar 'Negeen' used as donor parent. Experiment conducted in complete randomized block design with three replication and characteristics including the number of parthenocarpic fruits, number of male flowers, number of lateral branches, percentage of parthenocarpic fruits, percentage of male flowers evaluated. Results showed that progeny of commercial cultivar 'Negeen' with B10 had the maximum number of parthenocarpic fruits. The minimum number of male flowers related to the progeny of commercial cultivar 'Negeen' with A10. The progeny of commercial cultivar 'Negeen' with A10 had the least of lateral branches. The maximum and minimum percentage of parthenocarpic fruits related to the progeny of commercial cultivar 'Negeen' with B12 and A10 and the progeny of commercial cultivar 'Negeen' with B10 respectively. Maximum and minimum percentage of female flower related to the progeny of commercial cultivar 'Negeen' with B10 and B12 respectively. According to these result it is possible to release recombinant inbred lines similar to elite lines with parthenocarpic in future.

    Keywords: Gynociousy, pollination, progeny evaluation
  • Saadat Sarikhani Khorami, Kourosh Vahdati * Pages 549-560
    Estimation of correlation coefficients can accelerate walnut breeding programs and provide the ability to improve other traits along with targeted breeding traits. For this purpose, data obtained from two-year morphological evaluation of 325 screened genotypes from Fars, Mazandaran and Ilam provinces were used to study the correlation between morphological traits. In addition, in order to study the correlation between biochemical and morphological traits, biochemical characteristics of 52 superior genotypes out of 325 screened genotypes were evaluated for one year. Based on the results, a linear and strong relation was observed between phenological traits especially budbreak and harvest date. Yield had a positive and strong correlation with budbreak date (0.58**), nut weight (0.64**), kernel weight (0.46*), nut size (0.56**) and lateral bearing (0.53**) and a negative correlation with kernel color (-0.38*). Based on the result of stepwise regression analysis, nut weight, lateral bearing and nut size index were the main components of walnut yield. Correlation study between biochemical traits with altitude and morphological traits showed that oil and protein percentage of walnut kernel was not affected by the physical characteristics of the nut (nut and kernel size and weight). In Contrast, the oil and protein content increased with increasing altitude. A strong and negative correlation was observed between MUFA and PUFA. Also, PUFA: SFA ratio negatively correlated with shell thickness.
    Keywords: Nut size, Genetic diversity, oil percentage, Stepwise regression, correlation coefficient, yield
  • Zahra Shahbazi, Amin Salehi *, Mohsen Movahedi Dehnavi, Hooshang Farajee Pages 561-570
    In order to study the effect of vermicompost, granular compost and mycorrhizal fungus on some quantitative and qualitative characteristics of borage, a factorial experiment based on randomized complete blocks design with three replications was conducted. Experimental treatments consisted of five levels of organic fertilization (zero, 5 and 10 tons per hectare vermicompost, 3 and 6 tons per hectare granular compost) and two levels of mycorrhizal fungi (no application and application of Gluomus mossae species). Results indicated that the highest yield of flowering shoot and LAI was obtained from the application of 10 tons per hectare vermicompost + mycorrhizal fungus. Also the highest baranch number per plant, height, 1000 seed weight and Musilage, belonged to the treatment of 10 tons per hectare vermicompost. Overal, results of this experiment showed that using of vermicompost and mycorrhiza can increase the LAI, height, 1000 seed weight, yield of flowering shoot, biological yield and mucilage percentage in borage. Therefore, the optimum organic and biologic inputs can be used to produce healthy borage plant.
    Keywords: Borage, mycorrhizal, Mucilage, vermicompost
  • Abbasali Kimasi, Dariush Ramezan *, Mehdi Aran, Reza Bagheri, Abbas Nasiri Dehsorkhi Pages 571-585
    In this research, substrates consisting of sawdust, wheat straw, date palm leaf wastes, the combination of sawdust with wheat straw (in equal ratio), the combination of sawdust with date palm leaf wastes (in equal ratio), the combination of wheat straw with date palm leaf wastes (in equal ratio) as well as chemical supplements of urea (10g in liter per kg of substratebased on fresh weight of substrate), manganese sulfate (7μg. kg based on dry matter substrate), ammonium phosphate (15g in liter per kilogram of substrate, based on fresh weight of substrate) and bio additive supplements of mycorrhiza (one milliliter of Glomus mosseae inoculum per kg of salmon oyster mushroom spawn) and vermicompost (6% fresh weight of substrate) in the form of factorial experiment (two factors of substrate and supplement) based on a completely randomized design with three replications were used. The results showed that highest nitrogen content of adult fruit body was allocated to date palm leaf wastes substrate. Also, the amount of lovastatin in adult fruit body was in substratewheat straw enriched with manganese sulfate and substrate date palm leaf wastesenriched with mycorrhizal was recorded 600 and 219.22 mg.100g dry weights, respectively. Also, the results showed that the dry matter of oyster mushroom from third-flush in six substrates (combined and non-combined) was higher than the first and second-flush oyster mushroom. The highest (12.20 days) and the lowest (7.80 days) time to complete the vegetative growth of mycelium were allocated to non-combined substrates of date palm leaf wastes and wheat straw, respectively. The results of total yield showed that the highest (1499.00g) and lowest (904.88g) fruit body weight were allocated to wheat straw substrate and date palm leaf wastes substrate, respectively. Also, the highest (1312.00g) fresh weight of the adult fruit body (yield) is devoted to supplementation of manganese sulfate, and there was also a significant difference between this supplement with three other nutritional supplements in terms of yield at probability level of 5%. Therefore, the combination of wheat straw and manganese sulfate as a suitable substrate for the production of salmon oyster mushroom is recommended.
    Keywords: Agricultural wates, enrichment, mycelium, spawn running, substrate
  • Mohammad Esmaeil Naddaf, Gholam Reza Rabiei *, Ebrahim Ganji Moghadam, Abdolrahman Mohammadkhani Pages 587-594
    Regeneration through meristem culture is an efficient way to obtain virus-free plants. This study was conducted to effect of the medium and growth regulator on meristem cultivation in sweet cherry cultivars with factorial experiment based on completely randomized design with seven cultivars (Zard, Siah-E-Mashhad, Dovomres, Bing, Pishres, Takdaneh and Hajyousefi) and type of treatment in four levels of medium and growth regulator (M1H1: half MS without growth regulator, M2H1: complete MS without growth regulator, M1H2: half MS with growth regulator, M2H2: complete MS with growth regulator). Meristem explants (less than 1 mm) were isolated from shoot tips and were cultured in MS medium under controlled conditions; after third subculture (sixth week), meristem survival and activation After sixth subculture (third month), the multiplication rate (production shoot to active sample) and length of the shoot were measured. The results showed that there was no significant difference in survival index as well as multiplication rate and shoot length between cultivars, but this difference was significant between treatments. The highest survival percentage was obtained for Hajyosefi (52.4%), multiplication rate for Dovomres (2.2) and shoot length for Bing (7.9 cm) cultivar in MS medium with 1mg.l-1 BA growth regulator.
    Keywords: Multiplication rate, propagation, shoot tips, surviving rate, virus-free
  • Salma Jamalian * Pages 595-607
    The aim of this research was to evaluate the effect of application of exogenous jasmonic acid (JA) and abscisic acid (ABA) at different salinity regimes, on primary and secondary metabolic changes of 'Kurdistan' and 'Queen Elisa' strawberry leaves. The reduction of adverse effects of sudden salt stress and gradual salt stress regime by increasing total phenolic content and total antioxidant capacity, has been confirmed in 'Kurdistan' and 'Queen Elisa' after application of JA and ABA. The presence of the two hormones under non-saline conditions significantly increased total soluble protein content but less than 10 mM L-1 of sudden salt stress adverse effects were noticed. Abscisic acid and JA caused a clear increase in total soluble proteins of 'Kurdistan' leaves at both gradual salt stress and non-saline conditions. The role of JA and ABA in aspartic acid increment at gradual salt regime was notable. Salt stress induced tyrosine increase and both hormones enhanced asparagine, alanine, histidine, and GABA contents, respectively. The study reveals that JA and ABA are important plant stress hormones and application of ABA accompanied by different JA concentrations activated the protective mechanism of the strawberry plant against NaCl stress.
    Keywords: Abscisic acid, Jasmonic acid, primary metabolites, salinity, secondary metabolites, strawberry
  • Reza Gholami, Noroallah Moallemi *, Esmaeil Khaleghi, Seyyed Mansour Seyyednejad Pages 609-620

    This study was carried out to investigate the effect of foliar spraying of Potassium, Boron and Zinc on the fatty acid composition of the fruit of three olive, “Caillet”, “Koroneiki” and “Mission” in the olive orchard of of Shahid Chamran University of Ahvaz  in 2016. The research was performed in a factorial experiment based on a randomized complete blocks design with three replications. Spray treatments were included T0 (Distilled water as control), T1 (1000 mg/l potassium sulfate + 1000 mg/l boric acid + 1000 mg/l zinc sulfate) and T2 (2000 mg/l potassium sulfate + 2000 mg/l boric acid +2000 mg/l zinc sulfate). The results showed that there was a significant difference between the foliar treatments in terms of oleic acid, palmitic acid, linoleic acid and oleic acid to linoleic acid ratio. Also, the fatty acids composition was different in different cultivars and growth conditions in particular, nutrition during fruit growth had an effect on fatty acids composition, and T2 treatments had the most positive effect on oil quality improvement compared to other treatments, especially in the “Caillet” variety. Therefore, under low altitude and high temperature conditions in Ahvaz, foliar spraying during fruit growth can improve the quality of olive oil by altering the amount of fatty acids by increasing oleic acid and decreasing palmitic acid.

    Keywords: Food elements, oleic acid, palmitic acid, spraying
  • Peyman Sheikhalipour, Saheb Ali Bolandndnazar *, Mohammad Reza Sarikhani, Jaber Panahandeh Pages 621-632
    In order to study the effect of biofertilizers, on the yield, quality and antioxidant capacity of tomato fruit, an experiment based on randomized complete block design with 9 treatments and 3 replications was carried out at Khalatpoushan station, Faculty of Agriculture, Tabriz University. seeds of Super Chief tomato variety were inoculated with individual and combined treatments of potassium releasing bacteria (Pseudomonas sp. S19-1, Pseudomonas sp. S14-3), phosphate solubilizing (P. putida Tabriz, P. fluorescens Tabriz) and nitrogen fixing (Azospirillum sp. Acu9, Azotobacter sp.) In the nursery cultivation. In addition, control treatments were performed, without bacterial inoculation and fertilization (control 1) and control treatment without bacterial inoculation and with fertilization (macro elements) based on the soil test analysis (control 2) compare the results. Traits assessed include: total yield, economic yield, non-economic yield, the number of total fruit, average weight of fruit, fruit dry matter, lycopne, vitamin C, total acid and fruit potassium. Results showed that inoculation with bacteria had significant effect on yield, potassium content of fruit, acidity of fruit, dry matter, vitamin C and lycopene content and the highest yield, potassium content of fruit, acidity and fruit dry matter were observed in potassium releasing bacteria treatment. The highest amount of vitamin C was observed in the potassium releasing and phosphate solubilizing bacteria combined treatment while the highest amount of lycopene was obtained in the potassium releasing and phosphate solubilizing and nitrogen fixing bacteria combined treatment. According to the above results, potassium releasing and phosphate solubilizing and nitrogen fixing bacteria as a biofertilizer could be employed to improve yield and quality characteristics of tomato.
    Keywords: Azospirillum, Azotobater, nutrients, Pseudomonas
  • Farnush Jafari, Jaber Panahandeh *, Ali Reza Motallebi Azar, Mousa Torabie Giglou Pages 633-648

    In order to study responses of potato plantlets under in vitro conditions to osmotic and temperature stresses, a factorial experiment was conducted in a completely randomized blocks design with three replications. The first factor was osmotic stress caused by polyethylene glycol 6000 in four levels including control, 0.5, 0.1 and -1.5 MPa which were equal to 0, 200, 300 and 370 grl-1 PEG. The second factor was temperature at three levels of 15, 25 and 35 °C applied on plantlets of three Promising clones (143, 301 and 306) and two commercial cultivars (Picasso and Marfona) in MS medium. Physiological and biochemical traits including relative water content (RWC), electrolyte leakage (EL), proline, catalase (CAT), peroxidase (POX) and ascorbate peroxidase (APX) as well as protein content were measured. Results of variance analysis showed that the simple effects of three factors as well as the interaction were significant at 1≤0.01 on the mentioned traits, but the protein content was not significant. Comparing the mean of treatments showed that by increasing the temperature and concentrations of PEG, RWC was reduced, while EL, proline content, CAT, POX and APX enzymes activity were increased. Also, results indicated that Marfona was more tolerant to stress conditions than other varieties and clones, which seems is due to preventing the effects of stress by increasing the accumulation of proline and the activity of antioxidant enzymes. Clone 306 was more susceptible than other varieties and clones and showed more vulnerability to stress and its plantlets were killed by increasing stress levels. The combination of osmotic and temperature stresses were not tolerated by potato’s plantlets under in vitro conditions, because osmotic stress of -0.5 MPa and higher in combined with 35°C caused the plantlets to dry.

    Keywords: Catalase, PEG, Peroxidase, potato, proline, temperature
  • Arezoo Khani, Taher Barzegar *, Jaefar Nikbakht, Zahra Ghahremani Pages 649-665
    In order to evaluate the effect of calcium lactate (Ca) on some physiological, antioxidant properties and yield of lettuce cv.New Red Fire under deficit irrigation, a split plot experiment based on randomized complete blocks design with three replications was conducted in Zanjan climatic conditions during 2017. Experimental treatments consisted of three different irrigation regimes (70, 85 and 100% ETc) as the main plot and calcium lactate at three levels (0, 0.75 and 1.5 g.l-1) as a sub plot. Results showed that deficit irrigation significantly increased the antioxidant activity, proline, phenol, flavonoids contents as well as peroxidase and catalase enzymes activity. In contrast, deficit irrigation reduced the membrane stability index, leaf relative water content, excised leaf water retention and yield. The foliar application of calcium lactate significantly increased plant water status, antioxidant activity and yield. The highest proline content and catalase and peroxidase enzymes activity was obtained with application of 1.5 g.l-1 Ca under deficit irrigation of 70% ETc. The maximum antioxidant activity was achieved under 0.75 g.l-1 Ca treatment and deficit irrigation of 85% ETc. According to results, application of 1.5 g.l-1 Ca can be proposed to improve plant water status, enzyme and non-enzyme antioxidant activity and yield of lettuce.
    Keywords: Antioxidant Enzymes, proline, relative water content, membrane stability
  • Fatemeh Zahedzadeh, Fariborz Zaare Nahandi *, Mohammad Reza Dadpour, Ali Reza Motallebi Azar, Saiedeh Alizadeh Salteh Pages 667-681

    The present study was carried out to evaluate the effect of 5-aminolevulinic acid (ALA) on physiological and biochemical changes of in vitro-cultured Budaguvsky 9 (Bud 9) apple cultivar under NaCl induced salinity stress. Virus-free shoots and callus  of Bud 9 apple  were cultured on MS medium containing different levels of NaCl (0, 30, 60 and 90 mM) and ALA (0, 2.5, 5, 10 and 20 µM). Four weeks later phytochemical variations of regenerated plantlets with or without NaCl and/or ALA treatments were recorded.  Shoot explants and callus treated with 5-aminolevolinic acid at 2.5 to 20 µM concentrations demonstrated reduction in catalase and peroxidase and enhancement in superoxide dismutase and ascorbate peroxidase enzyme activity. The highest chlorophyll a and b values were observed at shoot explants treated with concentration of 10 μm of aminolevolinic acid. Also, salinity stress was performed an effective role on increasing the amount of anthocyanins of explants and the highest amount was obtained in 90 mM salinity stress. Increasing the intensity of salinity stress and amino acid concentration (2.5-10 μm) in culture media had synergic effect on the antioxidant activity, total phenol as well as flavonoids content of studied explants.

    Keywords: Antioxidant Enzymes, biochemical change, Bud 9 apple, callus, explant
  • Negin Akhlaghi Amiri * Pages 683-695
    Vegetative reactions of six citrus different rootstocks (Swingle citromelo; Troyer citrange; Carizo citrange, C-35; Smooth flat sevill and Gou tou) and their effect on early mature Miyagawa Satsuma mandarin was evaluated during 8 years (2010-2017). Experiment was done in randomized complete block design with 4 replications and 4 trees in each replication. Results showed that after vegetative phase (third year) trees on Gou tou had the least canopy volume and height but in the last three years, trees on C-35 had minimum volume and height. In contrast, trees on Swingle citromelo rootstock had the most canopy volume. The most rootstock trunk cross-sectional area (TCSA) and girth was related to Swingle citromelo and the most mandarin trunk girth and TCSA was on Smooth flat sevill. Results of rootstock and scion affinity showed that in Smooth flat sevill it was more than 1, in citranges it was about 1 and in Swingle and Gou tou it was less than 1. Rootstock TCSA had the most correlation with canopy volume and scion trunk girth had the most correlation with canopy height and width; so these can be used to estimate the canopy volume.
    Keywords: Affinity, canopy volume, citrus, trunk cross-sectional area, trunk girth
  • Ebrahim Latifikhah, Saied Eshghi *, Ali Gharaghani, Enayatollah Tafazoli, Fatemeh Razaghi Pages 697-707

    Due to lack of fresh water sources, and the inevitability of using unconventional waters, a study was conducted to determine the tolerance of strawberry to salinity for ʻParosʼ and ʻAromasʼ cultivars and the possible role of brassinosteroids in reducing the negative effects of salinity. In this study the effect of 24-epibrassinolide concentrations (0, 0.25, 0.5 and 1 mg/L as foliar spray) and salinity levels (0, 20, 40 and 60 mM in nutrient solution) were evaluated on growth, yield and fruit quality of strawberry in soilless culture under greenhouse conditions. Rooted daughter plants of 'Aromas’ and ‘Paros’ strawberry cultivars were potted in 4 L plastic pots filled with cocopeat and perlite (1:1 V/V). Results showed that salinity (60 mM) reduced 44% of strawberry yield. The use of brassinosteroid could reduce the negative effect of salinity on reducing yield and all the concentrations used of BRs could increase the yield compared to the control. Foliar application of brassinosteroids at 0.5 and 1 mg / L resulted in increased leaf area, shoot and root dry weight and yield. Foliar application of brassinosteroids at 0.5 and 1 mg / L levels reduced the effects of salinity stress. In general, BRs could mitigate the detrimental effect of saline conditions on growth of strawberry plants, especially at 0.5 and 1 mg/L concentrations. In general, the use of brassinosteroids, especially at a concentration of 1 mg / L, under mild salinity conditions could reduce the effect of salinity stress on strawberry growth, and this effect was more pronounced on the cultivar ʻAromasʼ. Therefore, based on the results, this method is a suitable solution for solving problems caused by salt stress.

    Keywords: 24-epibrassinolide, Fragaria × ananassa Duch, morphological characteristics, physiological process
  • Azam Asadi, Hamidreza Khazaie *, Jafar Nabati Pages 709-722
    Today, due to limited of water resources, more attention is paid to the use of water storage methods. Thus, a factorial experiment was conducted in a completely randomized design with five replications in a controlled greenhouse in Ferdowsi University of Mashhad in 20017. The studied factors included three irrigation treatments (Full irrigation, deficit irrigation, partial root zone drying) and two levels of phosphate fertilizer (required amount based on soil analysis (25ppm) and adding 25% more than recommended (31ppm)). In partial root treatments, a part of the pots was under drought stress two weeks after planting, and the second part of the zone drying pots was irrigated until the beginning of flowering and 50% of flowering was applied to dry conditions. Results showed that drought stress in both flowering and 21 days after flowering caused a decrease in the physiological traits including chlorophyll content index, photosynthesis rate, stomatal conductance and transpiration rate. As the duration of drought increased, the density of stomata in the lower leaf area increased. In spite of decreasing photosynthesis and dry matter content in drought stressed plants, biomass content in partial root zone drying was higher than deficit irrigated treatment. Increased phosphorus had no significant effect on stomatal density, but at 21 days after flowering the substomatal CO2, photosynthesis rate, transpiration rate, reduced stomatal conductance, and biomass directly were related to increasing phosphorus.
    Keywords: Deficit irrigation, Drought, stomatal densities, transpiration rate
  • Bayzid Yousefi * Pages 723-732

    This research was carried out to investigate the genetic diversity among local Rosa damascena Mill. genotypes of Kurdistan province for flower yield and its components in Zale research station in 2014. Studied traits was measured on the 4 years old plants that were planted in a randomized complete blocks design with three replications and three plants in plot at appropriate times. Results showed significant difference (p≤0.01) among the genotypes, for flower yield and its components, plant height, number of leaves in plant, leaf length and width, number of flowers in plant, diameter of flower, fresh and dry weight of flowers and petals and the ratio of petal to flower weight, that could provide a basis for improvement of flower yield. Total mean of flower yield was 965.2 g in plant and the accessions of Kamyaran 1, Baneh 2, Saqez 1 and Sarv Abad1 with 1518.55, 1334.91, 1316.43 and 1262.88 g/plant respectively produced the highest flower yield. Flower yield showed a positive and significant correlation with flower number, plant height, number and length and width of leaves, flower diameter, fresh and dry weight of flowers and petals. Results of cluster analysis (CA) classification was in accordance with flower yield and ecological characteristics of genotypes. Results of principal component analysis (PCA) showed a high consistency with the CA result, but in terms of flower yield, its genotypic separation was more clear. In general, the accessions of Kamyaran1 is recommended as a superior genotype for development of Rosa damascene in Kurdistan province.

    Keywords: Genetic diversity, genotype, morphological traits, Rosa damascena Mill
  • Tahereh Raiesi *, Abouzar Hashempour, Morteza Golmohammadi Pages 733-743

    Witches’ broom disease of lime (WBDL), caused by ‘Candidatus Phytoplasma aurantifolia’, is major limiting factor for Mexican lime (Citrus aurantifolia Swingle) production in southern Iran. In this investigation, biochemical composition profiling of the healthy and infected rooted Mexican lime wasmonitored during WBDL progression (90-330 days) as well as to distinguish infected from healthy Mexican limes under greenhouse conditions. For this aim, stem cuttings is taken from healthy Mexican lime. After three months, half of Mexican lime cutting were inoculated by bark-grafting from WBDL-affected Mexican. Six healthy and infected plants were sampled 90, 150, 210, 270 and 330 days after inoculation with Phytoplasma. Pigments, total phenol, antioxidant capacity, soluble carbohydrate and starch content in leaves were measured. Results showed Phytoplasmal infection caused growth inhibition and reduced stem and root dry mater. Moreover, infection mostly caused to a marked decrease in pigments and significantly increased soluble carbohydrates and starch. In Mexican lime leaves, phenol contents and antioxidant capacity were increased after inoculation with Phytoplasma. In addition, the principal components analysis (PCA) revealed a clear distinction between the leaf biochemical profiles of healthy and infected plants during the progression of WBDL. In conclusion, this study provides new insights into the lime response to phytoplasma infection during the progression of WBDL. Finally, we showed that healthy plants can be isolated from infected plants using biochemical profiles.

    Keywords: Candidatus Phytoplasma aurantifolia, PCA, phenol, pigments, starch
  • Asma Raeisi Monfared, Navazolah Moradi, Alireza Yavari* Pages 745-754

    Salvia santolinifolia Boiss. is a perennial aromatic plant from Lamiaceae family that grows wild in Iran. In the current study, the aerial parts of this plant were collected at full flowering stage from four habitats in Hormozgan province including Abmah, Ghotbabad, Dorahi-Meymand and Sirmand in 2018. After confirmation of scientific names of the plants by Herbarium of Agricultural Research, Education and Extension Organization of Hormozgan province, the plant materials were dried at shade and at room temperature. The essential oils were obtained by hydro-distillation, the yields were calculated based on dry weight and the oils were analyzed by GC and GC/MS. Results showed that maximum and minimum essential oil contents (w/w%) obtained from Ghotbabad (0.93%) and Abmah (0.65%) ecotypes, respectively. According to ecotypes, thirty-six components, representing 99.6 - 99.9% of the total components, were identified. α-Pinene, humulene epoxide, limonene, camphene, α-terpineol, myrcene and α-cadinol were the major compounds. Monoterpene hydrocarbons were the main group of constituents in all samples (69.3- 80.5%). The chemical variation among ecotypes according to their geographical and bioclimatic distribution could be considered for in situ and ex situ conservation and domestication of the plants.

    Keywords: α-Pinene, domestication, Essential oil, monoterpene hydrocarbons, Salvia santolinifolia